<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مریم دبیری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mar.dabiri</link>
        <description>پژوهشگر و طراح در حوزه ی معماری و معماری منظر؛ [دکتری معماری منظر]</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-12 17:27:50</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/768427/avatar/h0MIOs.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مریم دبیری</title>
            <link>https://virgool.io/@mar.dabiri</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چرا «معماری منظر» دیسیپلینی مغفول مانده است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mar.dabiri/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%AF%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%BE%D9%84%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%BA%D9%81%D9%88%D9%84-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-kzzljedh3c9h</link>
                <description>یادداشت زیر ترجمه مقاله ای با عنوان «Why ‘Landscape Architecture’ is a Neglected Discipline» از وبسایت landarch.org است. اصل مقاله از طریق لینکی که در انتهای مطلب هست قابل دستیابی است.اخیرا به واسطه حضور در چند نشست و محفل معماری متوجه شدم شناخت از معماری منظر در جامعه حرفه‌ای متولیان ساخت‌وساز چقدر اندک و مغفول مانده است. متاسفانه جامعه حرفه‌ای شناخت و تعریف درستی از معماری منظر و حوزه فعالیتی معماران منظر ندارد. مصادف با همین مشغولیت‌های ذهنی به یادداشتی دز وب‌سایت «landarch.org» برخوردم که همین دغدغه رو در کشورهای توسعه یافته هم مطرح می‌کرد. گفتم شاید بد نباشه ترجمه ش کنم و به اشتراک بگذارم.چرا «معماری منظر» دیسیپلینی مغفول مانده است؟در رقابت ساخت جنگل‌های شهری و ایجاد خط آسمان‌های نمادین، یک رشته در سکوت اما عمیق محیط پیرامون ما را شکل می‌دهد: معماری منظر. (البته در ایران همچنان اندک پروژه‌های معماری منظر به معماران منظر واگذار می‌شود). برخلاف تصور رایج حوزه فعالیتی رشته معماری منظر فراتر از زیباسازی فضاهای خارجی است. معماری منظر راه‌حل‌های نوآورانه‌ای برای برخی از مهم‌ترین چالش‌های امروز ارائه می‌دهد. چالش‌هایی چون تغییرات اقلیمی، شهری‌شدن و تخریب‌های محیط‌زیست. با این حال، باوجود پتانسیل‌های گسترده این دیسیپلین، معماری منظر، مورد کم‌توجهی قرار گرفته و بودجه اختصاص یافته به آن نیز کم است.معماری منظر چیست؟معماری منظر[1] هنر و علم طراحی فضاهای خارجی در راستای ایجاد محیط‌های زیبا، عملکردی و پایدار است. برخلاف طراحی منظر[2]، که در درجه اول بر عناصر زیباشناختی باغ‌ها و فضاهای کوچک تمرکز دارد، معماری منظر در تقاطع حوزه‌های دانشی اکولوژی، مهندسی، فرهنگ، و برنامه‌ریزی شهری عمل می‌کند. معمار منظر پارک‌های عمومی، سبزراه‌ها، سیستم‌های مدیریت سیلاب‌ها، و پروژه‌های بزرگ مقیاس مرمت‌های محیط‌زیستی را طراحی می‌کند که پیونددهنده نیازهای انسانی و محیطی است.به‌عنوان نمونه، پروژه‌هایی مانند پارک هزاره شیکاگو[3]، های‌لاین نیویورک[4]، مثال‌هایی از توانایی این رشته در بازآفرینی فضاهایی شهری با تاثیرگذاری بر محیط‌زیست و اجتماع هستند. معماران منظر با هم‌آهنگ کردن طبیعت و زندگی شهری، فضاهایی می‌آفرینند که نه‌تنها از جنبه بصری جذاب اند، بلکه تاب‌آور[5]، انطباق‌پذیر[6]و فراگیر هستند.تصویر 1. پروژه های‌لاین نیویورکرابطه میان معماری منظر و معماریگرچه، معماری و معماری‌منظر اغلب به‌عنوان رشته‌های جداگانه در نظر گرفته می‌شوند، اما هم‌زیستی عمیقی دارند. معماری بر طراحی ساختمان‌ها، ایجاد سازه‌هایی برای فعالیت‌های انسانی تمرکز دارد. در مقابل معماری‌منظر با فضاهای پیرامون و میان این سازه‌ها سروکار دارد و محیط‌هایی را طراحی می‌کند که ساختما‌ن‌ها را با بستر فرای آن‌ها متصل می‌سازد.طراحی‌شهر را به‌عنوان مثال در نظر بگیرید: درحالی‌که معماران ممکن است یک آسمان‌خراش نمادین بسازند، معماران منظر میدان‌ها (پلازاها)، مناظر خیابان‌ها، و فضاهای سبز را ایجاد می‌کنند که به آن آسمان‌خراش معنا و قابلیت دسترسی می‌دهد. شکست در ادغام این رشته‌ها اغلب منجر به توسعه‌های بی‌روح می‌شود- ساختمان‌هایی منزوی که در میان فضاهای بایر، متخاصم یا غیرقابل استفاده احاطه شده‌اند. با این‌حال، در کنار هم می‌توانند محیط‌هایی ایجاد کنند که نیازهای انسان را با سیستم‌های اکولوژیکی هم‌آهنگ کند، جامعه، ارتباطات و اتصالات زیرساختی و پایداری را ارتقا بخشد.چرا معماری منظر نادیده گرفته می‌شود؟برخلاف این نقش کلیدی، معماری منظر اغلب در سایه‌ی هم‌تای معماری خود قرار دارد. عوامل متعددی در این غفلت نقش دارند:تصورات غلط و دیده‌شدنبسیاری از مردم معماری‌منظر را با محوطه‌سازی برابر می‌دانند، تصور اشتباهی که پیچیدگی و قلمرو رشته معماری‌منظر را تقلیل می‌دهد. برخلاف معماری که اغلب ساختارهای واضح و نمادین ایجاد می‌کند، کار معماران منظر اغلب ظریف‌تر است، به‌جای اینکه خودنمایی کند با محیط پیرامون ادغام می‌شود.فقدان آگاهی عمومیدرحالی‌که معماران ستاره‌ای چون زاحا حدید[7] یا فرانک گری[8] بر افکار عمومی تسلط دارند، تعداد اندکی افراد مبتکری چون فردریک لاالمستد[9] (طراح سنترال پارک[10]نیویورک) یا کورنلیا هان اوبرلندر[11]، که کارهایش عمیقا محیط‌های شهری را متاثر ساخته‌است، را می‌شناسند.اولویت‌های سرمایه‌گذاری و سیلست‌گذاریسیاست‌های برنامه‌ریزی شهری اغلب ساختمان‌ها را بر زیرساخت‌های سبز ارجح می‌دانند. فضاهای باز را به‌عنوان امری ثانویه در نظر می‌گیرند.کاهش بودجه پارک‌ها و فضاهای عمومی نشان‌دهنده ارزش‌گذاری اندک سیستماتیک در این حوزه است.نظارت آموزشیاین رشته در نظام آموزشی طراحی و رسانه‌ها کم‌تر ارائه شده است. درحالی‌که دانشکده‌ها و نشریه‌های معماری غالب هستند، برنامه‌های معماری منظر کم‌تر هستند و کم‌تر تبلیغ می‌شوند که نمایش پتانسیل کلیدی آن را با محدودیت مواجه می‌سازند.قابلیت‌های گسترده معماری‌منظرچشم‌انداز معماری منظر وسیع است و پیوسته در حال تکامل می‌باشد و اصولی را در بر می‌گیرد که به چالش‌های دنیای امروز می‌پردازد و در عین حال رفاه انسان را افزایش می‌دهد.بهترین تجربیات در زمینه معماری منظر هر سال در جوایز ASLA مطرح می‌شوند.طراحی مسکونیمعماران منظر فضاهای مسکونی خلق می‌کنند که زیبایی و عملکرد را ترکیب می‌کند. طراحی‌ها شامل گیاهان بومی، مدیریت پایدار آب، و فضاهای زیست خارجی است که کیفیت زندگی را افزایش می‌دهد درحالی‌که هزینه نگهداری و مصرف منابع را کاهش می‌دهد. پروژه‌های تقدیرشده‌ای چون خانه درختی سیدنی نشان می‌دهد مناظر مسکونی می‌توانند زندگی شهری را با هم‌آهنگی طبیعت متعادل سازند.برنامه‌ریزی و طراحی جوامعمعماران منظر نقش اساسی در ایجاد جوامع زیستی دارند. طراحی‌های متفکرانه، قابل دسترس بودن، هویت فرهنگی و فضاهای سبز را در اولویت قرار می‌دهند و ارتباطات اجتماعی قوی‌تری ایجاد می‌کنند. برای مثال، مفهوم دهکده احیاکننده با یکپارچه‌سازی سیستم‌های غذایی، مدیریت سیلاب و کریدورهای سبز، تاب‌آوری جامعه را ارتقا می‌دهد.تصویر 2. Living Breakwaters – SCAPEطراحی تاب‌آورهم‌زمان با شتاب‌گرفتن تغییرات اقلیمی، معماران منظر در حال طراحی فضاهایی برای کاهش اثرات آن هستند. آن‌ها زیرساخت‌های سبز را در راستای مدیریت راوان‌آب‌ها، احیای تالاب‌ها برای مبارزه با سیل و ایجاد جنگل‌های شهری برای خنک‌کردن شهرها، ترکیب می‌کنند. پروژه‌هایی مانند New York’s Big U و Living Breakwaters in Staten Island، نشان می‌دهند چگونه طرح‌های تاب‌آور از مردم و اکوسیستم‌ها حفاظت می‌کنند.زیرساخت‌های سبزدر راستای مدیریت پایدار روان‌آب‌ها وسیلاب‌ها معماران منظر، باغ‌های بارانی[12] ، گودال‌های زیستی[13]، و پیاده‌راه‌های نفوذپذیر را طراحی می‌کنند. چنین جنبه‌هایی نه‌تنها سبب کاهش سیلاب‌های شهری می‌گردند، بلکه کیفیت آب را نیز بهبود می‌بخشند. پروژه Civitas’ RiverFirst که حاشیه بالایی رودخانه مینیاپولیس را احیا کرده‌است، بیانگر این امر است که چگونه زیرساخت‌های سبز می‌توانند فضاهای متروک را به اکوسیستم‌های پررونق تبدیل سازند.طراحی جهانی[14]طراحی جهانی تضمین می‌کند که فضاهای بیرونی برای افراد با هر میزان توانایی در دسترس است. معماران منظر پارک‌ها، مسیرهای رفت‌وآمد، و فضاهای شهری ایجاد می‌کنند که نیازهای متنوع کاربران را برآورده می‌کند. پروژه‌هایی مانند Dilworth Park در فیلادلفیا، بر دسترسی‌پذیری، تاکید دارند و حفاظت تاریخی را با عملکردپذیری مدرن ترکیب می‌سازد.تصویر 3. Millennium Park, Chicagoاحیای اکولوژیکیفرای مناطق شهری، معماران منظر برای بازسازی اکوسیستم‌های تخریب‌شده فعالیت می‌کنند. آن‌ها با معرفی مجدد گونه‌های بومی و ترمیم فرایندهای طبیعی، محیط را برای نسل‌های آینده زنده نکه می‌دارند. به‌عنوان نمونه پارک هوتان شانگهای[15]، یک سایت صنعتی را به تالابی شکوفا تبدیل کرد که ضمن تصفیه آب، پشتیبان تنوع زیستی نیز هست.مناظر فرهنگی و میراثیحفظ و تجلیل از میراث فرهنگی از دیگر نقش‌های کلیدی معماری‌منظر است. با حفاظت از پارک‌های تاریخی، باغ‌ها، و مناظر شهری، این رشته تضمین می‌کند که گذشته بخشی از آینده باقی بماند. باغ آقاخان در کانادا، سنت‌های طراحی اسلامی رابا اکولوژی محلی ترکیب می‌کند. ضمن احترام به تاریخ میان فرهنگ‌ها پیوند ایجاد می‌نماید.معماری منظر و تغییر اقلیمهم‌زمان با تشدید بحران آب‌وهوا، معماری منظر در خط مقدم طراحی راه‌حل‌هایی برای آینده پایدار قرار دارد:ترسیب کربن[16]: پروژه‌های دربرگیرنده جنگل‌ها، تالاب‌ها و مراتع برای جذب و ذخیره کربن، انتشار گازهای گلخانه‌ای را کاهش می‌دهند.تصویر 4. Newman, G.D., &amp; Qiao, Z. (Eds.). (2022). Landscape Architecture for Sea Level Rise: Innovative Global Solutions (1st ed.). Routledge.تعدیل سیل: طرح‌هایی که شامل پارک‌های سیلابی، و تالاب‌های احیا هستند – مانند پارک ساوت واترفرانت[17] در نیویورک- که امواج طوفان را جذب می‌کنند و در عین‌حال فضایی برای تفریح ارائه می‌دهند.کاهش گرما: بام‌های سبز، جنگل‌های شهری، و پلازاهای سایه‌دار، جزایرگرمایی شهری را تعدیل کرده، دمای شهر را کاهش می‌دهند.ارتقا تنوع زیستی: معماران منظر زیستگاه‌هایی طراحی می‌کنند که گرده افشان‌ها، پرندگان و حیات‌وحش بومی را پشتیبانی می‌کند.جوامع تاب‌آور: فضاهای عمومی مانند کرسنت پارک در نیواورلئان، راهکارهای مقابله با سیل را با امکانات رفاهی ترکیب می‌کند. از این طریق تابآوری اکولوژیک و اجتماعی را تقویت می‌نماید.برای مطالعه بیشتر ن.ک به:Designing for a Resilient Future: Architecture, Landscape Architecture, and Urban Design in Response to Flooding in the UKآینده معماری منظرآینده معماری‌منظر آماده رسیدگی به برخی از مهم‌ترین چالش‌های جهانی از جمله تغییر اقلیم، شهری‌شدن و از دست‌رفتن تنوع زیستی است. به‌عنوان رشته‌ای که هنر، اکولوژی و مهندسی را ادغام می‌کند، بر ایجاد محیط‌های پایدار و تاب‌آور تمرکز دارد. گرایش‌های آتی دربرگیرنده طراح‌های تاب‌آور در برابر تغییر اقلیم مانند پارک‌های سیلابی، و جنگل‌های شهری است که آثار تغییرات آب‌وهوایی شدید و بالارفتن سطح آب دریا را کاهش می‌دهد. پیشرفت‌های فن‌آوری، از جمله نقشه‌برداری‌های GIS، ابزارهای هوش مصنوعی و واقعیت مجازی، توانایی حرفه‌ای رشته را برای طراحی راه‌حل‌ای نوآورانه ارتقا می‌بخشد. علاوه‌براین، احیای اکوسیستم‌ها، ارتقا تنوع‌زیستی، و ترکیب اصول طراحی جهانی تضمین خواهد کرد که مناظر، فراگیر، کاربردی و پاسخگو از جنبه محیط‌زیستی باشند.معماری‌منظر به‌عنوان یک حرفه، فرصت‌های متنوعی در زمینه‌هایی چون طراحی مسکونی، برنامه‌ریزی شهری، زیرساخت سبز، و احیای اکوسیستم ارائه می‌دهد. افراد حرفه‌ای می‌توانند در شرکت‌های خصوصی، سازمان‌های دولتی، دانشگاه‌ها یا به‌عنوان مشاور در پروژه‌های پایداری جهانی فعالیت نمایند. معماری‌منظر با اهمیت روزافزون خود در پرداختن به چالش‌های محیطی و اجتماعی، خلاقیت و علم را در شکل‌گیری فضاهایی سالم‌تر و عادلانه‌تر ترکیب می‌کنند. این موضوع معماری‌منظر را برای علاقه‌مندان به طراحی آینده بهتر برای مردم و کره زمین، به یک حوزه فعالیتی حیاتی فزاینده تبدیل می‌نماید. سازمان‌هایی مانند انجمن معماران منظر امریکا[18]همچنان به پروژه‌های نمونه در سراسر جهان توجه می‌کنند و نشان می‌دهند که چگونه معماری‌منظر می‌تواند مسیر پایداری و تاب‌آوری و نوآوری را راهبری کند.فراخوانی برای ارتقای دیسیپلین معماری‌منظرحوزه فعالیتی معماری منظر فراتر از زیباسازی فضاهای خارجی است. معماری‌منظر رشته‌ای است که چالش‌های اکولوژیکی، اجتماعی و فرهنگی را به‌طور مستقیم مورد بررسی قرار می‌دهد. راه‌حل‌هایی ارائه می‌دهد که از سیاره‌زمین محافظت کرده، جوامع را اغنا می‌بخشد، و از آینده محافظت می‌نماید.با سرمایه‌گذاری در معماری‌منظر و شناخت پتانسیل‌های آن، می‌توان فضاهایی ایجاد کرد که الهام‌بخش، محافظت‌کننده و پایدار باشند. اکنون زمان ارزش‌گذاری و ارتقای این کلیدی است. به‌خاطر شهرها، جوامع و اقلیم‌مان، معماری‌منظر نباید نادیده انگاشته شود.پی نوشت:[1] . Landscape Architecture[2] . Landscape Design[3] . Chicago’s Millennium Park[4] . New York’s High Line[5] . Resilient[6] . Adaptable[7] . Zaha Hadid[8] . Frank Gehry[9] . Frederick Law Olmsted[10] . Central Park[11] . Cornelia Hahn Oberlander[12] . Rain Garden[13] . Bioswales[14] . Universal design[15] . Houtan Park[16] . Carbon Sequestration[17] . Hunter’s Point South Waterfront Park[18] . American Society of Landscape Architects (ASLA)منبع:Why ‘Landscape Architecture’ is a Neglected Discipline - Landscape Architecture, 2024. URL https://landarch.org/why-landscape-architecture-is-a-neglected-discipline/ (accessed 12.2.24).</description>
                <category>مریم دبیری</category>
                <author>مریم دبیری</author>
                <pubDate>Sun, 08 Dec 2024 10:30:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاچ مسابقه‌ای! |نقد داوری مسابقه محدود مجتمع مسکونی حسِ‌خوب|</title>
                <link>https://virgool.io/@mar.dabiri/%D8%AA%D8%A7%DA%86-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D9%85%D8%AD%D8%AF%D9%88%D8%AF-%D9%85%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%B9-%D9%85%D8%B3%DA%A9%D9%88%D9%86%DB%8C-%D8%AD%D8%B3%D9%90-%D8%AE%D9%88%D8%A8-l2jnkphllntq</link>
                <description>مسابقه‌های معماری، از جمله رویدادهایی هستند که زمینه ظهور و بروز نقد معماری را فراهم می‌آورند. مسابقات معماری به ویژه مسابقات داخلی، اغلب مجادلات مفصلی در نحوه‌ی قضاوت و داوری آثار به دنبال دارند. امری که حاکی از حضور جدی نقد است. همان‌گونه که برگزاری مناسب مسابقات موجب ارتقاء و پیشرفت سطح معماری کشور می‌شود، ضعف در ساختار برگزاری، ضمن اتلاف هزینه و انرژی، می‌تواند آثار و تبعات منفی بیشماری در بستر معماری ایران داشته باشد.اوایل بهار امسال «مجتمع مسکونی حسِ‌خوب» در زمینی به مساحت ده هزار مترمربع واقع در استان مازندران، منطقه هچیرود، توسط گروه کارفرما و مشاورانش –گروه توسعه آوان- و به میزبانی «پایگاه خبری فضای‌نو» به مسابقه‌ای محدود گذاشته شد. بر اساس معیارهای «پایگاه خبری فضای‌نو»، هفت دفتر معماری جوان از سوی علیرضا عظیمی برای شرکت در این مسابقه دعوت به همکاری شدند. «گروه توسعه آوان» برای ساخت این پروژه نیازمند تصمیم‌گیری سریع بود، از این‌رو، دفاتر منتخب کم‌تر از دو ماه فرصت طراحی داشتند. با توجه به ماهیت اجرایی پروژه، نیازهای کارفرما و شرح مسابقه، پروژه‌های پیشنهادی می‌بایست از حد ایده فراتر رفته تمامی موضوعات اجرایی پروژه را پاسخ گوید. در فرایند داوری کارفرما صاحب رای نبود اما طرح منتخب برای اجرا از سوی کارفرما انتخاب می‌شد.زمین مورد نظر یک زمین سه نبش در کنار جاده ساحلی و پلاک دوم دریا قرار دارد. سطح اشغال مورد درخواست کارفرما 40 یا 50  درصد در ده طبقه بود. ده درصد بر اصلی ملک به کاربری تجاری اختصاص می‌یافت که می‌توانست دبل هایت باشد. یک طبقه منفی با سطح اشغال 95 درصد نیز مجاز بود. در کل از نظر کارفرما این پروژه یک پروژه اقتصادی با مشاعات چشمگیر تعریف شده بود. واحدها می‌بایست یک، دو و سه خوابه با تناسب 40، 40 ، 20 درصد می‌بودند و واحدهای سه‌خوابه در دو طبقه آخر تعریف می‌شدند. بهره‌مندی همه واحدها از دیدهای مطلوب به دریا یا جنگل، داشتن تراس قابل مبلمان شدن، توجه به ملاحظات اقلیمی و فنی و تعریف مشاعات فاخر از دیگر خواسته‌های مسابقه بود. خلاقیت و نوآوری در عین واقع‌بینی و عملیاتی‌بودن در تعریف و طراحی مشاعات نیز امتیاز ویژه داشت.داوران مسابقه عبارت بودند از: جناب آقایان دکتر کوروش فتحی، دکتر بهروز منصوری، مهندس رضا نجفیانو معماران مدعو: (1) محمدتقی باقری، (2) گروه شهربانو پارساکیان و دانیال شاملو، (3) گروه آرمتی رحمانی و محسن شریفی، (4) گروه سروش روغنیان و الهه موسوی، (5) محمدمهدی سعیدی، (6) مرجان فرضیان، (7) امیر نیکدلسوم مردادماه نتیجه مسابقه طی یک جلسه دفاع با حضور معماران، داوران و کارفرمای محترم در نگارخانه دانشگاه تهران به میزبانی «پایگاه خبری فضای‌نو» مشخص شد و برنده مسابقه گروه آرمتی رحمانی و محسن شریفی اعلام شدند. ضمن تبریک به برنده مسابقه، از دید نویسنده نقدهای جدی به رویه داوری وارد است. شاید مکتوب‌کردن نقدهایی از این دست برای اتفاقاتی چنین بازدارنده باشد. جامعه معماری ایران می‌بایست در برابر اعمال خود مسئولانه رفتار کند و پاسخگو باشد. متن پیش رو بر مبنای آنچه در جلسه داوری اتفاق افتاد نوشته شده است. من در داوری این مسابقه با ترکیب واژگان جدیدی مواجه شدم که هیچ تعریف علمی از آن‌ها نمی‌شناسم. «تاچ مسابقه‌ای»، «تاچ معمارانه» و عباراتی از این دست. به عنوان مخاطب انتظار داشتم حداقل دسته‌بندی از معیارهای داوری از سوی داوران اعلام می‌شد و بر مبنای آن معیارها به هرگروه امتیاز می‌دادند. همانگونه که تمامی مسابقات معتبر خارجی و داخلی از چنین رویه‌ای پی‌روی می‌کنند. این رویداد در تعریف یک مسابقه کانسپت یا مسابقه دانشجویی نمی‌گنجید. بلکه با تعریفی حرفه‌ای و محدود قرار بود پس از اعمال داوری از میان سه طرح برتر طرح مورد نظر کارفرما انتخاب و اجرا شود، لذا توسعه ایده اولیه اهمیت به‌سزایی داشت. به غیر از گروه برنده که به اذعان طراح یک هفته بیشتر زمان نگذاشته بودند، باقی دفاتر معماری دو ماه شبانه‌روز بر کوچک‌ترین جزییات پروژه کار کرده بودند که ظاهرا از دید داوران در آخرین مرتبه اهمیت قرار داشت. هدف این نوشتار نقد ایده نفر اول نیست اما به هر دلیل طرح نفر اول از سوی داوران برخوردار از ایده‌ای جذاب و خلاقانه بوده است. قطعا ایده‌ای که توسعه نیابد صرفا می‌تواند تقدیر شود. اگر گروه داوری برای خود معیارهایی چون ارتباط مناسب طرح با نیازهای پروژه، پیوستگی فضایی، عملیاتی‌بودن پاسخ‌های طراحانه، نوآوری و اصالت طرح، فرم، ملاحظات محیط‌زیستی و مواردی از این دست داشت و برای هرکدام امتیاز قائل می‌شد، طرح برنده آنچه انتخاب شد نبود. گروه برنده حتی در توضیح پروژه‌اش ایده‌های محیط‌زیستی و بسترگرایانه گروه‌های دیگر را به سخره گرفت. با توجه به سایت پروژه که در معدود زیستگاه‌های جنگلی و سبز ایران واقع است. قطعا یکی از معیارهای جدی داوری می‌بایست پیرامون ملاحظات اقلیمی و زیست‌محیطی می‌بود.پروژه برنده به نسبت سایرین برای بسیاری از مسائل پاسخی نداشت. هرچندداوران خام بودن ایده را متذکر شدند، در نهایت طرح ایشان در کمال تعجب برنده اعلام شد. شش گروه شبانه روز زحمت کشیدند تا ایده‌هایشان هرچند متوسط یا حتی ضعیف را توسعه دهند، مدارکشان در ارائه کامل بود، سر و ته کارشان مشخص بود اما داوران در اقدامی تعجب برانگیز باعنوانی چون داشتن تاچ مسابقه‌ای و جذابیت ایده، گروه آرمتی رحمانی و محسن شریفی را برنده اعلام کردند! بخش گسترده‌ای از مخاطبان چنین رویدادهایی دانشجویان و معماران جوان هستند. شایسته نیست داوران محترم که همگی عمر حرفه‌ای بالایی دارند و از اساتید حوزه معماری هستند، از چنین ادبیاتی در توصیف آثار استفاده کنند. سلسله مراتب شهری، معماری منظر، منظر شهری، پیوند با شهر، پیاده محور بودن، نشاط جمعی، زیرساخت‌های سبز، ملاحظات پایداری و سایر مفاهیم معماری قابل تعریف و واجد ارزش اند، شایسته است در مقام داور کارهایی که داوری می‌کنید را به صورت علمی و واقعی و روشن نقد کنید که هم حقی از دیگران ضایع نشود و هم مخاطبانتان از تماشای داوری شما توشه‌ای بردارند. مسابقات محدود معمولا این مزیت را دارند که داوری‌ها جدی‌تر برگزار می‌شوند، و می‌توانیم شاهد برنده شدن طرح‌هایی باشیم که به معنای واقعی راه حل کارآمدی برای مسئله‌ای حقیقی ارائه می‌دهند. اتفاقی که در مسابقه محدود مجتمع حس خوب نیفتاد.پی‌نوشت:تصویر جلد از ارائه کانسپت طرح ایده گرفته است. تحلیل رفتار حرکتی پنگوئن‌ها منبع الهام طرح برنده بود.</description>
                <category>مریم دبیری</category>
                <author>مریم دبیری</author>
                <pubDate>Sun, 11 Aug 2024 11:01:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روند تخریب روزافزون طبیعت شهر؛ شکست مصوبۀ برج‌باغ‌ها در حفظ عناصر حیات شهر</title>
                <link>https://virgool.io/School-of-History/%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%AA%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%A8-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%81%D8%B2%D9%88%D9%86-%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D8%B9%D8%AA-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D8%B5%D9%88%D8%A8%DB%80-%D8%A8%D8%B1%D8%AC-%D8%A8%D8%A7%D8%BA-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%81%D8%B8-%D8%B9%D9%86%D8%A7%D8%B5%D8%B1-%D8%AD%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%B4%D9%87%D8%B1-harkrs1yj09z</link>
                <description>روزی که تهران پایتخت ایران شد، باغ‌شهری وسیع بود که به سرزمین آب و چنار شهرت داشت اما امروز کم‌تر اثری از باغ‌های افسانه‌ای تهران باقی مانده‌است و برج‌ها به جای چنارها از زمین روییده‌اند (آفریده، مستند باغ‌های گمشده، ۱۳۹۵). با بررسی تجارب سه دهۀ گذشته با وجود تأکید قانون [۱] بر حفظ و گسترش فضای سبز و باغات درون شهری، شاهد تخریب هر روزۀ آن‌ها به بهانه‌های گوناگون هستیم. در سال ۱۳۸۲ برای جلوگیری از تخریب باغات تهران مصوبۀ برج‌باغ‌ها توسط شورای دوم شهر تهران به تصویب رسید. شورای شهر در آن زمان بر این باور بود که ساخت بنا در باغ و ایجاد ارزش افزوده، در نهایت مالک را به حفظ باغ ترغیب می‌کند. اما نتایج بررسی‌هایی که گروهی از کارشناسان محیط‌زیست و شهرسازی در سال ۱۳۹۵ انجام داده‌اند نشان داد، پس از گذشت ۱۳ سال از تصویب این مصوبه، از مجموع ۱۴ هزار هکتار مساحت اراضی سبز و باغات تهران، حدود هشت هزار هکتار باقی مانده است که سهم زمین‌های باغی فقط ۱۲۰۰ هکتار یعنی معادل کمتر از ۲ درصد مساحت پایتخت برآورد می‌شود (اعطا، ۱۳۹۵). تا جایی که در نهایت برای حفظ اراضی باقی‌مانده، مصوبه برج‌باغ‌ها در ۲۲ اسفندماه سال ۱۳۹۶ با رأی اکثریت اعضای شورای اسلامی شهر تهران لغو شد و قرار است به‌زودی طرح جایگزین آن به شورا جهت تصویب ارائه شود (جزئیات تازه از طرح جایگزین مصوبۀ برج‌باغ‌ها، ۱۳۹۷). با توجه به این‌که در طرح جدید نیز همچنان جدل بر سر میزان تراکم و سطح اشغال است (به عنوان مثال: انصاری، ۱۳۹۷)، این سؤال مطرح می‌شود که دلایل اصلی این تخریب‌ها کجاست؟ چرا قوانین موجود با وجود تأکید حداکثری بر حفظ و صیانت از باغات ضمانت اجرایی ندارند و شهرداری به عنوان مجری این قوانین نتوانسته است از سرمایه‌های طبیعی شهر حفاظت نماید؟ در بخش بعد ضمن بر شمردن دلایل این عدم موفقیت دلیل اصلی از نظر نگارنده، مورد بحث قرار خواهد گرفت.دلایل تخریب گستردۀ باغ‌ها و فضای سبز شهر تهران را می توان در موارد پیش‌رو خلاصه کرد. ۱. نگرش دوقطبی به باغ‌ها، یک نگرش سودجویانه با ساخت‌وساز حداکثری و دیگری نگرش حفاظت حداکثری و خارج کردن باغ‌ها و فضای سبز از مسیر درآمدزایی. ۲. سوء مدیریت و یکپارچه نبودن مدیریت شهری که سبب تصمیم‌گیری‌های بخشی، با نگاه کوتاه‌مدت و در راستای منافع قدرت حاکم، شده‌است. ۳. فساد اداری و زیرپا گذاشتن و دورزدن قانون. ۴. عدم نظارت مستقل بر اجرای قوانین و ضوابط اجرایی. ۵. اقتصادشهری سوداگرایانه و عدم برخورداری شهر از منابع درآمدی پایدار، که سبب قرارگرفتن باغات در مدارگردش بازار سوداگران و بورس‌بازی زمین شده‌است. تمامی این موارد برهم اثرگذارند و از هم تاثیر می‌پذیرند. از میان این پنج عامل دو عامل از بقیه تعیین‌کننده‌تر به نظر می‌رسند. اولی اساساً به نوع نگرش مدیران و تصمیم‌گیران شهری به طبیعت و شهر باز می‌گردد که دوقطبی‌بودن آن در تمامی تصمیم‌گیری‌های شهری مشهود است. عامل تعیین‌کننده دیگر اقتصاد شهر است که مبنایی ناپایدار و نادرست دارد و ناگذیر تصمیم‌گیری‌ها را به سمت نابودی طبیعت و ساخت‌وساز توسعه‌طلبانه می‌کشاند.روییدن برج ها به جای چنارها- منطقه ی یک تهران. عکس [نگارنده]در حال حاضر، تمایز قائل‌شدن میان طبیعت و شهر در گفتمان عمومی‌پیرامون برنامه‌ریزی شهری ایران وجود دارد که البته به این تمایز به شکل معضل نگاه نمی‌شود. همواره یک تقسیم‌بندی کاریکاتورگونه دو گروه مشخص را مجزا کرده‌است: در یک طرف کسانی که بر اهمیت حفاظت از طبیعت شهری و یکپارچگی ساختارهای سبز شهر تاکید کرده‌اند- «طبیعت‌گراها». و در سوی دیگر طیف، «شهرگراها» یا «شهرسازان» که همواره بر اهمیت برقرای ارتباطات بیشتر درون‌شهری با هدف فائق آمدن بر فشارهای ناشی از رشد شهری، تاکیدکرده‌اند. هر دو گروه دیدگاهی از طبیعت را به اشتراک می‌گذارند که جدای از انسان، جامعه و فرهنگ بوده و دست‌نخورده‌است. آنچه، که یا می‌بایست از گزند توسعه مصون بماند و یا قربانی مسیر توسعه گردد. با مراجعه به طرح‌های توسعه‌ی شهری از زمان تصویب اولین طرح تاکنون این دوگانگی مشهود و بسیار پررنگ است. در حقیقت رویکرد غالب معمارنه به فضای شهری تسری یافته‌است. که طبیعت شهر در بهترین حالت الهام بخش طراح و در بدترین حالت تزیینی برای سوژه‌ی معماری است. فضای سبز و طبیعت شهری همواره موضوعات مجزایی از ساخت و سازهای شهری بوده‌اند که با درصدی عددی در برابر ساخت و ساز ساختمان‌ها و زیرساخت‌ها نمایان می‌شوند. طبیعت و فضای سبز در این طرح‌ها معادل منظر شهر نیست بلکه منظر ماهیتی بصری است که برای ارتقای آن راهکارهایی داده شده‌است. طبیعت بکر نیز متولیان جدا دارد از جنس دوست‌داران طبیعت و یا سازمان محیط‌زیست که بدون داشتن زور اجرایی و مالی چندان همواره در جدال با قدرت‌های متولی توسعه‌اند و همواره احساس باخت می‌کنند. آن‌چه امروز در تهران و تقریبا تمامی‌شهرهای بزرگ ایران می‌بینیم، از زوال زیرساخت‌های سبز تا نابودی باغ‌ها و  منابع حیات و زشتی و آلودگی شهرها موید این رویکرد منفک و دوگانه به مقوله‌ی شهر است.از سوی دیگر، سال‌هاست که طرح درآمد پایدار شهرداری‌ها در دست دولت و وزارت راه‌وشهرسازی بدون اقدام مانده‌است. شهرداری بابت خدماتی که می‌دهد در شهر ارزش افزوده تولید می‌کند و باید بتواند در ارزش اضافی خود سهیم باشد. عدد هزینه‌شده در شهر با آن‌چه به‌عنوان عوارض نوسازی سالانه یا صدور پروانه‌ساخت دریافت می‌کند اختلاف زیادی دارد. درحالی‌که اکثر ارزش افزوده نصیب صاحب ملک می‌شود، بی‌آنکه سهمی در تولید آن داشته‌باشد. از این‌رو زمین‌شهری تبدیل به کالا می‌گردد. اگر مصلحت شهر حفظ باغ است باید هزینه آن را شهر بدهد و نه صاحب باغ. حل نشدن تضاد منافع عمومی و خصوصی در روش برخورد با باغ‌ها یکی از مهم‌ترین علل تخریب آن‌ها است. طبق گزارش ایسنا، در ده سال اخیر، در مناطق یک تا پنج و مناطق ۲۱ و ۲۲،‌ ۴۷۴ پروانه ساختمانی در باغات صادر شده که منجر به تخریب ۱۲۸ هکتار از باغات پایتخت شده، است. حال اینکه معاونت شورای عالی معماری و شهرسازی، درآمد حاصل از این تخریب را تنها یک درصد از درآمد شهرداری عنوان کرده است (سبزی و مرسلی، ۱۳۹۷). آیا آثار و هزینه های محیط‌زیستی، سلامتی و … ناشی از تخریب باغات به این یک درصد تامین هزینه‌های شهرداری می‌ارزد؟ چنانچه ارزش باغات و درختان آن معادل ارزش املاک و حتی فراتر از آن لحاظ شود، باغی تخریب نمی‌شود. در حال حاضر ساختمان‌هایی که همجوار با این باغ‌ها هستند بدون پرداخت هزینه‌ای، حداکثر انتفاع را می‌برند. همگی شاهدیم آپارتمان‌هایی که به باغ سفارت‌ها دید دارند با عنوان برخورداری از دید ابدی به مراتب گران‌تر از عرف به فروش می‌رسند. چرا مالک این ساختمان نباید عوارض بیشتری بپردازد؟در مجموع جهت حفظ و توسعه طبیعت در شهر و جلوگیری از تخریب بیش از پیش باغات و اراضی سبز شهری دو مسئله اولویت اصلی مدیریت شهری به نظر می‌رسد. نخست آن‌که، جهان‌بینی خود پیرامون رابطه طبیعت-شهر را تغییر دهند و با رویکرد منظرمحور که هر دو این پدیده‌ها را در کنار هم و درهم‌تنیده با یکدیگر می‌بیند به تدوین ضوابط، مصوبات و برنامه‌های شهری بپردازند. طبیعت و ساختمان‌های شهر دو مقوله جدا نیستند که با نسبت مشخص عددی کنار هم قرار گیرند بلکه منظر شهرند و با توجه به بستری که در آن قرار دارد نسبتشان مشخص می‌شود. در یک‌جا ممکن است ۳۰ به ۷۰ شود در جایی دیگر ۴۵ به ۵۵، با تراکم‌ها و زوایای متفاوت. لذا باید ضمن نگاه جامع، به‌صورت محلی و موردی ضابطه و مصوبه داد و دستورالعمل تعیین کرد. دوم، تا مادامی که اقتصاد شهر به سمت اقتصادی پایدار و بدون تکیه بر تراکم‌فروشی حرکت نکند، تخریب عناصر حیات به نفع ساخت‌وساز ادامه خواهد داشت، و هم‌چنان مفهوم توسعه همان ساخت‌وساز حداکثری خواهد بود تا جایی‌که کاندیدای ریاست جمهوری افتخار و شعارش تبدیل تهران به کارگاه ساختمانی و تبدیل تمامی ایران به تهران باشد. متولیان شهر ناگذیر خواهند بود به ارزش‌گذاری اقتصادی طبیعت شهر بپردازند و آن را در تصمیم‌گیری‌ها و برنامه‌هایشان وارد سازند.پی نوشت۱. برای اطلاعات بیش‌تر نگاه کنید به (قانون اصلاح لایحه قانونی حفظ و گسترش فضای سبز در شهرها مصوب ۱۳۵۹ شورای انقلاب، مصوب ۱۳۸۸) که در ماده ۱ آن چنین آمده است: به منظور حفظ و گسترش فضای سبز و جلوگیری ازقطع بی رویه درختان، قطع هر نوع درخت و یا نابود کردن آن به هر طریق در معابر، میادین، بزرگراهها، پارکها، بوستانها، باغات و نیز محلهایی که به تشخیص شورای اسلامی شهر باغ شناخته شوند، درمحدوده وحریم شهرها بدون اجازه شهرداری و رعایت ضوابط مربوطه ممنوع است. ضوابط و چگونگی اجراء این ماده در چهارچوب آئین‌نامه مربوطه با رعایت شرایط متنوع مناطق مختلف کشور توسط وزارت کشور با هماهنگی وزارت مسکن و شهرسازی، سازمان حفاظت محیط زیست، وزارت جهاد کشاورزی وشهرداری تهران تهیه و به تصویب شورای عالی استانها می رسد.منابعآفریده، ه. ۱۳۹۵. مستند باغ‌های گمشده.اعطا، ع. ۰۲/ ۰۵/ ۱۳۹۵. سرابی به‌نام برج‌باغ. روزنامه اعتماد ص ۱۶. (تاریخ مراجعه: ۰۳/ ۰۷/ ۱۳۹۷).انصاری، م. ۰۷/ ۱۲/ ۱۳۹۷. ارسال مصوبۀ جایگزین برج‌باغ به شورای عالی شهرسازی، تعیین تکلیف پرونده‌های نیمه‌کارۀ برج‌باغ‌ها. (تاریخ مراجعه: ۰۳/ ۰۷/ ۱۳۹۸).جزئیات تازه از طرح جایگزین مصوبۀ برج‌باغ‌ها، ۱۳۹۷. (تاریخ مراجعه: ۰۲/ ۰۷/ ۱۳۹۷).سبزی، س، مرسلی، ن. ۲۳/ ۱۲/ ۱۳۹۷. ویدئو / چقدر از باغ‌های تهران از بین رفته است؟ (تاریخ مراجعه: ۰۳/ ۰۲/ ۱۳۹۸).قانون اصلاح لایحه قانونی حفظ و گسترش فضای سبز در شهرها مصوب ۱۳۵۹ شورای انقلاب، مصوب ۱۳۸۸. (تاریخ مراجعه: ۰۳/ ۰۷/ ۱۳۹۷).مصوبۀ برج‌باغ، عصای دست یا بلای جان. ۱۳۹۶. (تاریخ مراجعه: ۱۵/ ۰۷/ ۱۳۹۷).</description>
                <category>مریم دبیری</category>
                <author>مریم دبیری</author>
                <pubDate>Mon, 05 Jul 2021 13:49:42 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نادیده گرفتن نقش زیرساخت هاي منظر در طرح هاي راهبردي-ساختاري توسعه و عمران شهري</title>
                <link>https://virgool.io/@mar.dabiri/%D9%86%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D9%85%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D9%8A-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%8A-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D9%88-%D8%B9%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D9%8A-lhkxqp1vakfc</link>
                <description>مقدمهنظر به رشد سریع شهرنشینی امروز، راه حل هاي جدید برنامه ریزي شهري به شدت مورد نیاز جامعه جهانی است. با وجود تلاش هاي بسیاري از پروژه هاي عمران و توسعه در کاهش صدمات اکولوژیکی شان، همچنان سهم اکوسیستم طبیعی شهري در کیفیت زندگی شهروندان با توجه به فشار ناشی از توسعه ي روزافزون، به شدت رو به تقلیل است. سیاستگذاري هاي اشتباه، برنامه ریزي هاي ناکارآمد و نادیده گرفتن جنبه هاي محیطی سبب تخریب محیطی بشر به جاي توسعه شهري پایدار شده است (Un-Habitat, 2011).امروزه در بسیاري از کانون هاي شهري هیچگونه توازن یا تعادلی از نظر سطح اراضی باز و سبز ساخته شده بین شبکه هاي شهري و الگوهاي طبیعی منظر مشاهده نمی شود و شبکه هاي شهري در حال مسلط شدن بر ساختارهاي آسیب پذیر اکولوژیکی منظر هستند. نوشتار پیش رو شرح حال و نقدي بر شرایط امروز برنامه ریزي توسعه شهري در ایران است که به عنوان نمونه طرح راهبردي- ساختاري شهر تهران (طرح جامع) را مورد مطالعه قرار داده است.حرکت هاي جهانیطرح هاي توسعه شهري، به مقولات و موضوعات مختلف در حوزه محیط هاي انسان ساخت می پردازند و از طریق اسناد توسعه شهري، آنها را هدایت و مدیریت می نمایند. این طرح ها، در مسیر تکاملی خود، نشانگر سیر تکامل اندیشه اي به سمت توسعه پایدار هستند. مفهوم منظر در برنامه ریزي شهري نیز، یکی از مقولاتی است که در طول دوره هاي مختلف تهیه طرح هاي توسعه شهري با پیشرفت تدریجی دانش منظر، دچار تحول شده و در جهت پایداري مناظر، تکامل یافته است. کاربرد دانش اکولوژي در طراحی و برنامه ریزي منظر نیز در راستاي مباحث پایداري، از دهه 1960 رواج یافت تا آن جا که در دهه 1990 رسماً در علم منظر مورد پذیرش قرار گرفت و با ورود علم اکولوژي در معماري منظر، مفهوم اکولوژي منظر مطرح گردید. فلسفه اساسی در رویکرد اکولوژي منظر، مطالعه منظر به مثابه یک کلیت است. در دهه هاي اخیر مباحث اکولوژي منظر در سیاست هاي برنامه ریزي شهري بازتاب فزاینده اي داشته است. زبان فضایی [۱] ساده اکولوژي منظر ارتباطی روان میان تصمیم گیران، متخصصان و دانشمندان حوزه هاي تخصصی گوناگون فراهم می آورد و با تمرکز بر مقیاس انسانی، مستقیما قابل اجراست (Forman, 2008:17). این ارتباط در محیط هاي شهري می تواند به ارائه عملکردهاي اجتماعی، فرهنگی و زیبایی شناسی در قالب اتصال مردم و طبیعت و اتصال داخل و حومه شهر منجر شود (Jongman, 2011).شرایط ایراندر دوران پس از جنگ ایران و عراق، شرایط خاص کشور سبب وضع قوانینی جهت جبران سریع خسارت هاي مالی ناشی از جنگ و بازسازي مراکز اقتصادي گردید؛ که از آن جمله می توان به انبوه ساخت و سازهاي بدون مطالعه و اعطاي امتیازات گوناگون دولتی به افراد سرمایه گذار اشاره کرد. اما چیزي که در این میان از اذهان پنهان ماند، محیط زیست، معماري و هنر بود. چراکه تمامی حواس به محصول نهایی توسعه و تامین بازار داخلی و یا فروش آن در بازار بین المللی بود و آمار و ارقام سازمان هاي ذي ربط حول این محور مطرح می گردید. محدودکردن طراحان و سازندگان با نقشه هاي از پیش طراحی شده و خواست کارفرمایان جهت کاهش هزینه هاي اجرا، باعث گردید که عملاً امروز با مناظري از هم گسیخته روبرو باشیم. حال راه حل برخورد با چنین پدیده اي را در کجا می بایست جستجو کرد؟ در یک مقیاس، اصلاح اسناد برنامه ریزي توسعه می تواند بسیار مؤثر باشد. به نحوي که شرح خدمات عملیاتی آن منظر و محیط زیست را در برگیرد. امروزه در طرح هاي توسعه شهري ردپاي محیط زیست شهري تنها معطوف به یک مفهوم است و در عمل کاري از پیش نبرده و با این اوصاف نخواهد برد. در این میان مفهوم منظر به عنوان یک دانش نیز مطرح نشده است، درحالی که با توجه به ظرفیت آن می تواند پاسخگوي مشکلات بسیاري در جهت توسعه پایدار شهري باشد. تاکنون مطالعات متعددي غالباً به صورت پراکنده و ناتمام در خصوص منظر تهران صورت گرفته است که از یک سو نشانگر احساس نیاز جامعه به تهیه ابزاري براي مدیرت منظرشهري تهران و از سوي دیگر بیانگر نبود سازوکار قانونی و اجراي مناسب جهت تحقق پاسخگویی به این نیاز است.سند طرح جامع شهر تهران که داراى ماهیتى ساختارى-راهبردى است در سال ۱۳۸۶ به تصویب شوراى عالى معمارى و شهرسازی رسید.  این طرح در یکى از اهداف 9 گانه خود با عنوان «ساماندهى سیما و منظر شهرى با تأکید بر هویت و معمارى و شهرسازى ایرانى اسلامى» به موضوع منظر شهرى تهران پرداخته است (نهاد برنامهریزي و توسعه شهري تهران، ۱۳۸۶:۹). در این راستا و با هدف ارتقاي کیفیت و مدیریت مطلوب منظر شهر تهران، براي اولین بار در سال ۱۳۸۵، تهیه یک سند رسمی با عنوان «برنامه راهبردي طراحی شهري و مدیریت منظرشهري تهران» در قالب برنامه مکملی براي طرح جامع تهران، در دستورکار نهادهای مسئول قرار گرفت. مشاور طرح این برنامه را سندي می داند «که از سرشت راهبردي برخوردار است و محتواي دیگر اسناد رسمی شهر را تکمیل و تدقیق می کند. وظیفه اصلی چنین سندي تفسیر کردن فضایی-بصري سیاست هاي طرح جامع است» ( نقش پیراوش، ۱۳۸۶:۳۹). این سند به عنوان ابزاري جهت تحقق بخشیدن چشم انداز طرح جامع جدید در تبدیل کردن تهران به شهري پایدار، جهانی، دانش پایه و بهره مند از هویت معماري و شهرسازي ایرانی-اسلامی پیش بینی شده است و انتظار می رود این سند مبناي اتخاذ تصمیمات برنامه ریزي، طراحی و مدیریت شهري قرار گیرد (گلکار، ۱۳۹۲:۳). تدوین این سند در قالب سه مرحله پیش بینی شده بود که متاسفانه تاکنون تنها مرحله نخست آن انجام شده است. نظارت بر تهیه سند نیز مشترکاً بر عهده نهاد تهیه طرح هاي توسعه شهر تهران و حوزه معاونت شهرسازي و معماري بوده است که اکنون نهاد توسعه نیز منحل شده است. این سند در گام نخست خود در راستاي پاسخگویی به اهداف مرحله اول یعنی طراحی متدولوژي لازم براي انجام مراحل دوم و سوم برنامه و چشم اندازسازي مقدماتی موفق عمل کرده است. اما در این میان نیز حضور زیرساخت هاي منظر به عنوان المان هاي حیابخش شهر کمرنگ است.نتیجه گیري فقدان تعریف مشخص و واضح از جایگاه «منظر» و  «مؤلفه هاي موثر» آن در اسناد توسعه شهري ایران و همچنین در میان جامعه متخصصین مرتبط با محیط، سبب سردرگمی متخصصان این حوزه و ناتوانی آنها در برخورد با آشفتگی هاي محیط و منظر شده است. همچنین عدم تعریف مشخص از شرح خدمات منظر در برنامه ریزي شهري پایدار در ایران به موازات اجراي طرح هاي جامع شهري، ضعف بسیار بزرگی است که نیازمند ورود متخصصین منظر به این حوزه و ارتقا ادبیات موجود است. «برنامه ریزي منظر» به معنی یک اقدام مترقی در راستاي بهبود، ترمیم و خلق مناظر مطرح می شود. مناظر همواره  در حال تغییرند و به این تغییرات چه در فرآیندهاي طبیعی و چه در عملکردهاي انسانی ادامه می دهند. در حقیقت، هدف، مدیریت تغییرات آینده در مسیري است که کیفیت و تنوع گسترده مناظر میراث گذشتگان را به رسمیت بشناسد و در مقابل تماشاي زوال آنها به دنبال حفاظت و حتی بهبود این تنوع و کیفیت باشد. برنامه ریزي و طراحی منظر شهري یک مسئولیت چندوجهی است که منظر را در مقیاس هاي مختلف در برمی گیرد و نیازمند فهم حوزه هاي بسیاري از دانش و بازه گسترده اي از مهارت هاي حرفه اي است.در مسیر توسعه در شهرهاي ایران گستره نادانسته ها از منظر شهري به مراتب بیشتر از دانسته هاست. درك این واقعیت ساده می تواند از اتخاذ تصمیمات اشتباه جلوگیري نماید. از سوي دیگر با انبوهی از سازمان و نهاد مواجهیم که به طور موازي به امور شهر و منظرشهري می پردازند بدون آنکه شرایط قانونی هماهنگی آنها فراهم شده باشد. همچنین گویا اراده اي در جهت مقابله با تحقق طرح ها و برنامه هاي کارشناسی وجود دارد به عنوان مثال همانگونه که ذکر شد تهیه ي «برنامه راهبردي طراحی شهري و مدیریت منظرشهري تهران» به عنوان یک سند بالادستی در دستورکار قرار می گیرد اما در نیمه راه متوقف می شود و نهاد ناظر طرح هم منحل می گردد اما طرح هاي تفصیلی و موضوعی موضعی و خرد مقیاسی که می باید بر این برنامه استوار باشند انجام می شوند و شکل کالبدي می یابند. اضافه شدن لایه منظر پس از تصویب این طرح ها عملا ضمانت اجرایی نخواهدداشت. در این شرایط تنها شاهد توسعه فیزیکی و نا به سامان شهر هستیم که به صورت خاموش در حال نابودي تمامی زیرساخت هاي منظر حیات بخش شهر است.پی نوشت[۱]. Spatialمنابع- نهاد برنامه ریزي توسعه شهرتهران (۱۳۸۶). سند اصلی راهبردي-ساختاري شهر تهران، شوراي عالی معماري و شهرسازي.- معاونت شهرسازي و معماري شهرداري تهران (۱۳۸۵). برنامه راهبردي طراحی شهري و مدیریت منظر شهري تهران-مرحله اول، مهندسین مشاور نقش پیراوش.- گلکار، کوروش (۱۳۹۲). سیما و منظر شهري تهران: تحلیلی از «برنامه راهبردي طراحی شهري و مدیریت منظر شهري تهران». نامه معماري و شهرسازي، شماره ۱۰، بهار و تابستان، ۵-۲۳.- Forman, R.T.T., 2008. Urban Regions Ecology and Planning Beyond the City. Cambridge University Press.- Jongman, R.H.G., Bouwma, I.M., Griffioen, A., Jones-Wlters, L., Van Doorn, A.M., 2011. The Pan European Ecological Network: PEEN. Land Ecol 26, 311–326.- UN-Habitat, 2011. Urban World – Waiting for a solution. Retrieved from http://www.unhabitat.org/pms.</description>
                <category>مریم دبیری</category>
                <author>مریم دبیری</author>
                <pubDate>Tue, 29 Jun 2021 11:01:24 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا ارزیابی منظر در کنار ارزیابی محيط زیست مطرح نشده‌است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mar.dabiri/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%86%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D9%8A%D8%B7-%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-geutuu62pj9h</link>
                <description>مقدمهآنچه که امروزه زیبایی و زشتی پیکره مناظر ساخته شده ایران را به نمایش گذاشته است نشأت گرفته از سیاست‌ها، برنامه‌ها و اقداماتی است که دست‌اندرکاران طی سالیان، آگاهانه و ناآگاهانه خواهان آن بوده‌اند. تاریخچه شکل‌گیری مناظر تحت توسعه در ایران نشانگر روند رو به رشد تخریب و نابودی محیط‌زیست بوده‌است. یکی از راه‌های اصلی نیل به توسعه پایدار در ایران انجام ارزیابی اثرات محیط‌زیستی از سیاست‌ها، برنامه‌ها و پروژه‌های توسعه قبل از اجرا و پیاده‌کردن برنامه مدیریت محیط‌زیستی در تمام مراحل اجرا و بهره‌برداری، در نظرگرفته شده‌است. در فرآیند انجام ارزیابی محیط‌زیستی در ایران با چالش‌های فراوانی از جمله محدود بودن آن به پروژه‌های بزرگ توسعه، مواجهیم. اما در این نوشتار عدم تعریف مفهوم منظر در این فرآیند نقد شده‌است. فقدان تعریف مشخص و واضح از جایگاه «منظر» و «ارزیابی منظر» در اسناد و آیین نامه‌های محیط‌زیست ایران و همچنین در میان جامعه متخصصین مرتبط با محیط، سبب سردرگمی متخصصان این حوزه و ناتوانی آن‌ها در برخورد با آشفتگی‌های محیط و منظر شده‌است. همچنین عدم تعریف مشخص از الگوی ارزیابی آثار منظرین پروژه‌های توسعه در ایران به موازات انجام ارزیابی اثرات محیط‌زیستی[۱]، ضعف بسیار بزرگی است که نیازمند ورود متخصصین منظر به این حوزه و ارتقا ادبیات موجود است.پيشينه ارزیابی محيط زیستی و ارزیابی منظر در جهانپیش از آنکه منظر[۲] به عنوان یک رشته[۳] مطرح شود، از اوایل دهه 70 میلادی، «ارزیابی محیط»، با معنای گسترده «محیط[۴]» در کشورهای توسعه یافته جریان یافت. تدوین سند «ارزیابی محیط‌زیستی» محصول همین دوران است. فرآيند تهيه گزارش ارزيابي اثرات محیط‌زیستی، برای اولین بار در سال 1969 ميلادي با وضع قانون سياست محيط‌زیستی ملي در آمريكا[۵] جنبه رسمی به خود گرفت. بعد از كنفرانس استكهلم در سال 1972 میلادی بسياري از كشورها خود را موظف به انجام مطالعات EIA قبل از اجرای طرح‌های توسعه نمودند. با مطرح شدن مقوله توسعه پایدار تاکید بیشتری بر ارزیابی صورت گرفت و پس از آن دیگر محدود به پروژه‌های توسعه‌ای بزرگ نماند و در مورد طیف وسیعی از مداخلات ساخت و ساز اهمیت یافت.در اواسط دهه 90 میلادی در جریان شکل‌گیری و پیشرفت ادبیات تخصصی رشته منظر، با عنوان ارزیابی‌منظر[۶]، دستورالعمل‌های جدید، تدوین و انتشار یافت. این روند تا آن جا پیش رفت که در سال ۲۰۰۰ میلادی کنوانسیون برنامه‌ریزی منظر[۷] در اتحادیه اروپا به تصویب رسید. چرایی آن اینگونه مطرح شده‌است که: «منظر به عنوان یک عامل کلیدی در سلامت فردی، اجتماعی و کیفیت زندگی افراد در توسعه انسانی، سهیم است و تقویت‌کننده هویت اروپا می‌باشد. منظر نقش مهمی در منفعت اجتماعی در حوزه‌های فرهنگی،‌ اکولوژیکی،‌ محیطی و اجتماعی ایفا می‌کند.» (Ministers of the Council of Europe, 2000)پيشينه ارزیابی محيط زیستی و ارزیابی منظر در ایرانعلي رغم اينكه اصل پنجاهم قانون اساسي ایران به صورت واضح وظيفه همگان را حفاظت از محيط زيست در كشور جمهوري اسلامي اعلام نموده است، با این حال انجام مطالعات EIA در ایران با وقفه‌ای در حدود 25 سال و پس از صورت جلسه مورخ23/1/1373 شورایعالی حفاظت محیط‌زیست کشور الزامی گردید. از اين تاريخ تا به حال مطالعات متعددي در اين زمينه در كشور انجام شده‌است. در ابتدا پروژه‌های مشمول ارزیابی ۷ عنوان بوده و اکنون به ۵۱ عنوان رسیده است.بنابر اهميت لزوم انجام مطالعات ارزيابي محيط زيستي، توجه و تأكيد بيشتري به سياست‌ها و اهداف آن به عمل آمد. از جمله ماده ۱۰۵ برنامه سوم توسعه، تنفيذ شده در ماده ۷۱ برنامه چهارم، و بند «الف» ماده 192 برنامه پنجم توسعه از مهمترين مواد اين برنامه‌ها هستند که بر انجام مطالعات ارزيابي محيط‌زيستي طرح‌ها و پروژه‌های بزرگ توسعه‌ای کشور قبل از اجرا تاکید دارند (رحمتی، ۱۳۹۲: ۱۷). در مقایسه با سایر کشورهای جهان الگوی ارزیابی اثرات محیط‌زیستی (EIA) در ایران اساساً فاقد پیوندهای ارزیابی منظر است و در الگوی موجود مفهوم منظر در کنار محیط تعریف نشده‌است.مفاهيم محيط و منظر در ایرانسایمون بل[۸]، معمار منظر، معتقد است واژه منظر به دلیل دلالت‌های بسیار، باید به طور مشخصی تعریف شود. محیط همه چیز را در بر می‌گیرد، اما منظر جزیی از آن است که زمینه فعلی فعالیت‌های ما محسوب می‌شود. در الگوی ارزیابی موجود مفهوم «environment»، «محیط‌زیست» تعریف و ترجمه شده و مفهوم منظر اساساً تعریف نشده‌است. لذا مفهوم محیط‌زیست پایه شکل‌گیری و تدوین معیارهای الگوی ارزیابی کنونی می‌باشد. این ارزیابی بیشتر متکی بر تحلیل اکولوژیکی است. محیط‌زیست عبارت است از محیط فیزیکی، زیست شناختی و اجتماعی که موجود زنده در آن زندگی می‌کند و با آن در کنش متقابل است. حال آن که منظر حاصل ادراک عوامل و محرک‌ها و تفسیر آن‌هاست. الگوی ارزیابی فعلی چون تعریف مشخصی از منظر ندارد شاخص‌ها و معیارهای لازم را نیز تعریف نکرده است. بنابراین به تمامی نمی‌تواند پاسخگوی نیازهای محیطی و انسانی باشد.از دیگر سو، اطلاق واژه «محیط زیست» باتوجه به ساختارهای ذهنی و مفاهیمی که این واژه در ذهن متابدر می‌کند، عملا ً دافع بخشی از مخاطبان فعال در حوزه علوم‌محیطی است. در حالی که واژه «محیط» نظر به معنای گسترده‌تر آن می‌توانست جایگزین مناسب‌تری باشد. منظر، در کنوانسیون برنامه‌ریزی منظر اروپا با پیشرفتی قابل ملاحظه این چنین تعریف شده‌است:‌«منظر به معنای پهنه ای است - ادراک شده توسط مخاطب- که شخصیت آن نتیجه عمل و تعامل عوامل انسانی و طبیعی می‌باشد». این کنوانسیون برای کل اعضای اتحادیه اروپا اعمال می‌شود و پهنه‌های طبیعی،‌ روستایی،‌ شهری و حاشیه شهری را پوشش می‌دهد و شامل زمین، آب‌های درون مرزی و پهنه‌های دریایی است (Ministers of the Council of Europe, 2000).این درحالی است که چنین پیشرفت‌هایی از دید مسئولین امر پنهان می‌ماند و با وجود آگاهی از حضور ادبیات منظر در جامعه آکادمیک ایران،‌ آن‌ها را نادیده می‌گیرند. برنامه کاشناسی ارشد معماری منظر ایران در دانشگاه شهیدبهشتی از سال ۱۳۷۹ شروع به گرفتن دانشجو نمود. در بخشی از اهداف کلی رشته چنین آمده است: مجموعه دروس این دوره می تواند پشتوانه علمی قابل اطمینانی برای برنامه‌ریزی، ‌طراحی و مدیریت منظر به وجود آورد. پرسش مطرح در این جا این است که چرا سازمان محیط‌زیست،‌ به عنوان متولی EIA، به موازات تحولات جهانی در زمینه ارزیابی محیط حرکت نمی‌کند و چرا پیشرفت‌های صورت‌گرفته در جامعه منظر ایران را در نظر نمی‌گیرد؟ بسیاری از چالش‌های پیش روی ارزیابی محیط‌زیست و عدم کارایی آن در چگونگی تعریف محیط در این فرآیند و عدم تعریف منظر نهفته است. مسئولان مربوط حتی اگر رویدادها و پیشرفت‌های جامعه جهانی را دنبال نکنند و یا منظر را صرفا یک چشم‌انداز و آن چه بصری است بدانند،‌ حتما آلودگی بصری پیرامون پروژه‌های توسعه را به چشم می‌بینند. اما با این حال نیز واکنشی حداقلی از خود نشان نمی‌دهند.نتيجه‌گيریالزام اجرای ارزیابی محیط زیستی برای پروژه‌های توسعه در ایران تقریبا هم‌زمان با ورود ارزیابی‌منظر به ارزیابی‌های محیطی است با این حال با توجه به مطرح نبودن این دانش در محیط آکادمیک ایران، عدم تهیه پیوست منظر برای این سند قابل توجیه است. اما امروز که ادبیات تخصصی معماری منظر در ایران شكل‌گرفته و پیشرفت قابل توجهی نیز داشته است، ضروری است معماران منظر در این جریان ورود پیدا کرده و به ارزیابی آثار توسعه بر منظر و محیط از دیدگاه تخصص خود بپردازند. اینک بخش‌هایی از منظر توسط کسانی شكل داده می‌شود که محدود بودن دانش، تجربه، ارزش و دلبستگیشان سبب خوانش و روایت شکسته و ناقص داستان منظر شده‌است. هر رشته و گروه ذینفع از زاویه دید ادراکی، ارزشی، ابزاری و عملكردی خود مناظر پروژه‌های عمرانی را می‌خواند و نقل می‌کند و چون هرکدام تنها بخش خاص خود را می بینند، بسیاری از آن‌ها مناظری فقیر و ناتوان می‌سازند. لذا در اینجا تخصص معماری منظر لازم است تا همه این موارد را در کنار یكدیگر بنگرد، منظر را تبلور اعمال و افكار در محل بداند نه یک چیز مجرد و یا صرفاً یک چشم‌انداز، در این صورت شناخت منظرِ تحت عملیات توسعه به عنوان طیفی از معانی تحقق می‌یابد.تصویر شماره ۱. وضعیت منظر در ایران همانند داستان فیل در تاریکی مثنوی مولوی است. ماخذ: نگارنده.پی نوشت[۱] . EIA (the environmental impact assessment)[۲] . Landscape[۳] . Discipline[۴] . Environmentامروز می دانیم که «محیط» همان «منظر» نیست و هریک تعاریف مشخصی دارند.[۵] . National Environmental Protection Agency (NEPA)[۶] . Landscape Assessment[۷] . European Landscape Convention[۸]. Simon Belمنابع-  رحمتی،‌ علیرضا. بررسی روند ارزیابی اثرات زیست محيطی در ایران چالش‌ها و راهکارها. محیط‌زیست و توسعه. سال ۳،‌شماره ۵ بهار و تابستان ۱۳۹۱. ۱۵-۲۳.- مجموعه قوانين و مقررات حفاظت محيط زيست. ۱۳۸۳. سازمان حفاظت محيط زيست.- European Landscape Convention adopted by the Committee of Ministers of the Council of Europe on 19 July 2000 and opened for signature by its member status in Florence on 20 October 2000.</description>
                <category>مریم دبیری</category>
                <author>مریم دبیری</author>
                <pubDate>Tue, 29 Jun 2021 10:03:37 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درختانی که ندیدیم و هرگز نخواهیم دید…</title>
                <link>https://virgool.io/@mar.dabiri/%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%85-%D9%88-%D9%87%D8%B1%DA%AF%D8%B2-%D9%86%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%D8%AF%DB%8C%D8%AF-xrdb2bwzxmkm</link>
                <description>نقدی بر عملکرد مدیریت شهری تهران در احداث ادامه اتوبان یادگار امام تا میدان فتح واقع در اراضی پادگان نظامی جِیمقدمهمشکلات تهران معاصر دامنه مختلفی از معضلات کالبدی و محیط‌زیستی تا اجتماعی و اقتصادی را در بر می‌گیرد. برای نمونه سطح وسیع بافت‌های فرسوده و روند کاهشی جمعیت پذیری و مشکلات اجتماعی آن‌ها از یک سو و از سوی دیگر کیفیت نازل ساختمان‌ها، خطر زلزله و سختی خدمات‌رسانی از مسائل بزرگ تهران است. همچنین کمبود فضای سبز و باز، از هم گسیختگی شبکه‌های اکولوژیک شهر، ضعف عرصه‌های زندگی اجتماعی در بسیاری مناطق، تسلط خودروهای شخصی و ترافیک و آلودگی ناشی از آن بر شهر، ضعف زندگی پیاده، کمبود حداقل سرانه خدمات عمومی و غیره قسمت دیگری از این مشکلات است.در این میان، اجرای قانون جابه‌جایی پادگان­‌ها که بخش­‌های زیادی از سطح شهر تهران را در برگرفته‌اند، فرصتی استثنایی و غیرقابل بازگشت برای دست­یابی به فضاهای باکیفیت و انسان محور را در اختیار مدیریت شهری قرار داده‌است. قانون جابجایی پادگان‌ها از عرصه‌های شهری، قانونی است که هدف از تصویب آن، استفاده از ظرفیت‌های این اراضی در توسعه خدمات شهری برای افزایش کیفیت زندگی شهرهای بزرگ بوده است. یکی از این پادگان‌ها، «پادگان جِی» در منطقه ۹ شهرداری تهران است. این منطقه با توجه به ریزدانگی و تراکم بالای ساختمان، با مشکل کمبود شدید فضاهای سبز و باز در سطح منطقه روبرو است. جابه‌جایی پادگان جِی و افزوده شدن زمین‌های این پادگان می‌تواند در راستای ارتقای کیفیت زندگی این منطقه کمک شایانی نماید. اما تصمیمات ترافیکی گرفته شده در این منطقه هدف اصلی جابه جایی این پادگان که همان توسعه فضای باز و سبز منطقه هست را زیرسوال می‌برد. در ادامه در نقد تصمیمات شهرداری پرسش‌هایی مطرح می‌شود که امید است تصمیم‌گیران این حوزه را به پاسخگویی و واکنش وادارد.خوانش بستر مجموعه جِیمحدوده اراضی پادگان جِی به مساحت حدود ۶۸ هکتار در ناحیه یک منطقه ۹ شهرداری تهران واقع شده‌است (نقشه شماره ۱). طرح‌های بالادست مرتبط با طرح راهبردی توسعه مجدد اراضی پادگان جِی، طرح‌های جامع شهر تهران، طرح تفصیلی منطقه ۹ و طرح موضعی مربوط به خود حوزه‌های همجوار می‌باشد. در چشم انداز طرح تفصیلی در رابطه با آینده منطقه ۹ چنین می‌خوانیم:با انتقال کاربری‌های غیرلازم و تمهید فضاهای سبز و باز و خدمات شهری مورد نیاز به جای آن‌ها، منطقه از ویژگی مکان تبادل وسیله و تغییر مسیر عاری خواهد شد و آلودگی‌های محیطی به حداقل تقلیل می‌یابد. با توسعه و تکمیل شریان‌های شرقی- غربی و شمالی- جنوبی، استخوان‌بندی منطقه شکل خواهدگرفت و با وجود سلسله مراتب دسترسی و پراکنش متناسب کاربری‌های خدماتی در سطح منطقه، تصویر روشنی از سازمان فضایی منطقه به دست خواهدآمد. مرکز منطقه شاداب و با طراوت می‌گردد و زندگی شایسته شهری در آن جاری می‌شود (طرح تفصیلی منطقه ۹ تهران، ۱۳۸۴).نقشه شماره ۱. موقعیت مجموعه اراضی جِی در منطقه ۹ شهر تهران. (ماخذ: نقشه زیرین، map.google.com، ۲۰۱۶)در این تعریف استخوان‌بندی تنها به معنی انسجام شبکه حمل و نقل ماشین‌محور است و صحبتی از انسجام حمل‌و‌نقل عمومی، انسجام منظر مجموعه و زیرساخت‌های آن، شبکه اکولوژیک شهر و … نیست. همچنین معیارهای متضمن شادابی و طراوت منطقه معرفی نشده‌اند.پس از تصویب قانون انتقال پادگان‌ها به خارج از شهر تهران اقدامات انجام شده برای توسعه اراضی جِی را می­ توان به صورت زیر برشمرد:تهیه طرح امکان سنجی اقتصادی و طرح راهبردی توسعه مجدد اراضی جِیاخذ تاییدیه نهایی کمیسیون ماده ۵ در مورد تغییر سطح و سطوح کاربری‌ها در کل اراضی جِیبرگزاری مسابقه معماری و طراحی شهری توسعه اراضی جِی برای دریافت ایده برتر طراحی اراضی جِیتهیه طرح آماده‌­سازی کل اراضی مجموعه جِیتهیه طرح معماری فاز اول توسعه اراضی جِی تحت عنوان فروشگاه بزرگ جِی به مساحت ۸۵ هزار مترمربعتهیه طرح معماری فاز دوم توسعه اراضی جِی تحت عنوان‌ هایپرمارکت جِی به مساحت تقریبی ۳۰ هزار مترمربع (دفتر فنی شرکت عمران و بهسازی بافت‌های فرسوده شهری ایلیا، ۱۳۹۵).همان‌طور که در طرح‌­ها و اقدامات انجام شده بالا می‌­توان دید، تمامی این اقدامات با رویکرد توسعه کل اراضی جِی که شامل اراضی وزارت دفاع و اراضی ارتش می­‌باشند تهیه شده‌است. دلیل این موضوع آن است که در سال­‌های اولیه شروع فرآیند توسعه مجدد اراضی جِی، مدیران ارشد دخیل در تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی از طرف ارتش و وزارت دفاع قصد مشارکت در توسعه این اراضی را داشتند. اما با گذشت زمان و مشخص‌شدن پیچیدگی­‌های موجود بر سر راهکار مشارکت در توسعه کل اراضی جِی، هر یک از این ارگان‌­ها تصمیم گرفتند با احترام به اسناد مصوب به ویژه سند مصوب کمیسیون ماده ۵، به صورت مستقل اقدام به تهیه برنامه و طرح اجرایی در اراضی تحت مدیریت خود نمایند. اولین اشکال اینجا وارد می‌شود که متولیان توسعه شهری چگونه اجازه‌ می‌دهند تا هرکدام از مالکان تصمیمات شخصی برای حوزه خود بگیرد؟ مگر تمامی طرح‌های مذکور در جهت برنامه‌ریزی یکپارچه این مجموعه تعریف نشده‌بودند؟یکی از ویژگی‌های اراضی پادگان جِی، وجود انبوهی از درختان چنار قدیمی است که قدمت آن‌ها به بیش از ۵۰ سال می‌رسد. وجود این درختان با توجه به قرارگیری این اراضی در غرب تهران و در مسیر بادهای آلوده غرب، برای وضعیت هوای تهران از اهمیت زیادی برخوردار است. اما به نظر می‌رسد نه تنها درختانی را که به دلیل قرارگیری در پادگان جِی ندیدیم، دیگر نخواهیم دید، بلکه از کارکرد این جنگل انبوه در بهبود هوای شهر تهران نیز در آینده خبری نخواهدبود. دلیل این موضوع، اجرای پروژه اتصال بزرگراه یادگار امام به میدان فتح است، پروژه‌ای که بارها و بارها شهردار تهران در رسانه‌های مختلف به آن اشاره کرده‌است. مسیر این پروژه درست از میان انبوه درختان کهنسال چنار درون مجموعه که به جنگل معروف است، می‌گذرد. شهرداری نیز به منظور کسب موافقت سازمان محیط‌زیست در رابطه با اجرایی کردن این پروژه پیشنهاد عبور آن از ارتفاع زیرریشه درختان را داده بود که البته این تصمیم به دلیل عدم کارشناسی درست با توجه به معضلات فنی محقق نگردید و به روی سطح انتقال یافت با این توجیه که درختان به جای قطع جا به جا خواهندشد. و در چند ماه اخیر این کار انجام شده‌است. به فرض که جابجایی این درختان کاملا اصولی انجام شود و این درختان کهنسال در جایی دیگر پای‌بگیرند، چه فایده که باز هم شهروندان بافت‌های فرسوده پیرامون این اراضی از دیدن و استفاده از فضای متبوع آن‌ها محروم مانده اند. چراکه عملا تصمیم اتخاذ شده انسجام فضای بالا و پایین اتوبان را مخدوش ساخته و یک محور تاریخی-طبیعی را ویران کرده‌است. و فضای برجای‌مانده کیفیت فضایی پیشین را از دست داده است. حال این سوال مطرح می‌شود که تصمیم‌گیری‌های پیرامون توسعه شبکه حمل و نقل خودرو محور با چه سازو کاری صورت می‌پذیرد؟ و بر اساس کدام مطالعه علمی اولویت به جابه‌جایی درختان و احداث ادامه بزرگراه می‌رسد؟ تصویر شماره۱. مسیر عبور ادامه بزرگراه یادگارامام و خیابان استاد معین در مجموعه پادگان جِی (ماخذ: نگارنده)

نتیجه گیریدر حال حاضر سطوح ارزشمندی در محدوده اراضی پادگان جِی در قالب فضای سبز وجود دارد که حفظ آن‌ها ضروری است. با توجه به حضور این سطوح سبز وسیع، بخش بسیار مهمی از سازمان بصری ارزشمند این اراضی، ناشی از همین پوشش گیاهی موجود است. مهمترین عنصر با ارزش در سازمان بصری اراضی مورد طراحی، راستاهای سبز ایجاد شده از طریق کنار هم قرارگیری درختان کهنسال چنار است. با این شرایط پرسش های پیش‌رو همچنان بی‌جواب مانده‌اند:در پی فرمان انتقال پادگان‌ها به خارج از شهر فرآیند چگونگی تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی برای این اراضی روشن و شفاف نیست، چرا مراحل انجام این پروژه از تعریف مسئله تا برنامه‌ریزی و اجرای طرح‌ها به روشنی بیان نشده‌است؟روند طی شده در نهادهای تصمیم‌گیر توسعه و مدیریت شهری تهران چیست که بر مبنای آن ساخت ادامه اتوبان یادگار امام و حذف درختان کهنسال در مسیرش بر حفظ ساختار منظر مجموعه اولویت می یابد؟ البته که توسعه زیرساخت‌های حمل و نقل جاده‌ای از وظایف شهرداری است اما این توسعه زیرساخت‌های مصنوع می‌بایست در تطابق با سایر زیرساخت‌های طبیعی منظر سنجیده شود. سوال نویسنده از مجموعه‌های متولی توسعه شهری تهران این است که بر مبنای کدام مطالعه این اقدام خود را اولویت‌بندی کرده‌اند؟هزینه اکولوژیکی و فرهنگی ناشی از این اقدام سنجیده شده‌است یا خیر؟در این راستا منابع مختلفی مورد بررسی قرارگرفته‌است اما متاسفانه دلیل قاطعی یافت نشد. اگر گسترش لجام گسیخته اتوبان‌ها و جاده‌ها پاسخ ترافیک کشنده تهران بود تاکنون این معضل حل شده‌بود. آیا بهتر نیست بودجه این قبیل پروژه‌ها صرف توسعه و ترمیم زیرساخت‌های سبز و حمل و نقل عمومی به ویژه در مناطق ریزدانه‌ای چون منطقه ۹ گردد؟تصویر شماره۲. نمونه ­ای از راستاهای ارزشمند بصری در اراضی جِیتصویر شماره۳. درختان نشانه‌گذاری شده در مسیر پروژه احداث ادامه اتوبان بادگارامام تا میدان فتحمنابعدفتر فنی شرکت عمران و بهسازی بافت‌های فرسوده شهری ایلیا به اتفاق گروه کارشناسان همراه، خردادماه ۱۳۹۵. طرح جامع سه بعدی اراضی جِی (طراحی پارک فرهنگی، تجاری و خدماتی جِی). شرکت عمران و بهسازی بافت‌های فرسوده شهری.شرکت دانشگاهی خانه عمران و معماری دانشگاه تهران، آبان ماه ۱۳۹۲. گزارش طرح آماده‌سازی اراضی پادگان جِی(جلد اول). شرکت عمران و بهسازی بافت‌های فرسوده شهری ایلیا.مهندسین مشاور آمود، مهرماه ۱۳۸۴. طرح تفصیلی منطقه ۹ تهران.</description>
                <category>مریم دبیری</category>
                <author>مریم دبیری</author>
                <pubDate>Mon, 28 Jun 2021 22:37:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقدی بر اقدامات ساحل‌سازی‌ حاشیه رود کارون در اهواز</title>
                <link>https://virgool.io/@mar.dabiri/%D9%86%D9%82%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%82%D8%AF%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D8%AD%D9%84-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%AF-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%A7%D8%B2-vvwz3zegck01</link>
                <description>در اهواز، شهری که من کودکی‌ام را گذراندم، رودخانه‌ای در آغاز سبب‌ساز شهر شد. اما امروز آیا می‌توان آن را دید؟ بر پس چهره ژولیده صنعت نظری بیندازید، از خط آهن پوشیده از علفزار گذرکنید، آنگاه اسکله‌های در حال پوسیدن را می‌یابید و اینجاست آن رود بزرگ که فاضلاب و زباله، در آن بالا و پایین می‌روند. بخار سمومی که می‌بینید به نام‌های آشنا در صنعت تعلق دارند. این محصولات بر درِ خانه‌هایمان می‌آیند اما روشن است که صنایع‌مان هنوز سرکشند. حال می‌توانید در مسیر با نگاهی به خط مخازن نفت و پالایشگاه‌ها برانید، خطر را احساس می‌کنید، پالایش شاید ولی خود پالوده نیستند. در بزرگراهی می‌رانید بی‌بهره از انسانیت یا هنر، زخم‌های به جای مانده از این جنگ را در تکه تکه شدن محله‌ها، و از بین رفتن مناظر سرسبز گذشته می‌بینید. بشکه‌های نفت و محصولات نیشکر سریع تر از تولد بچه ها استخراج می‌شوند. به تاراجی بیندیشید که هنوز در جریان است. اگر به امید یافتن مفری، در حاشیه رود کارون حرکت کنید درمی‌یابید که به حاشیه محیط‌های طبیعی رسیده‌اید. علائمش را می‌توانید در ماشین آلات عالی برای غارت زمین، بر افکندن درختان و گیاهان و بومی، پرکردن مرداب‌ها و ساخت و سازهای نامتناسب، بی‌برنامه و زشت جست‌وجو کنید. آیا این است تعریف ساحل‌سازی و برقرارکردن ارتباط مردم با لبه رودخانه؟ جایی که کشاورزان به جای فروختن محصول، زمین می‌فروشند؟ و بساز و بفروش‌ها منابع عمومی را قطعه قطعه می‌کنند تا سود شخصی برند و هزینه عمومی بسازند! این‌ها جلوه‌ای است از حق مسلم و خدشه ناپذیر در خلق زشتی و آشفتگی به خاطر آزمندی شخصی و مثل اعلای ستم انسان بر انسان.نظام هویتی شهر اهواز در طی سال‌ها مبتنی بر اقتصاد شکل گرفته‌است (Namavar &amp; Mojtahedzadeh, 2015، به نقل از همتی و امیری، ۱۳۹۶). رودخانه کارون در گذشته به عنوان مهم‌ترین زیرساخت اقتصادی شهر عمل می‌نمود و حیات‌بخش کاربری‌های مرتبط با آن بود. در قرن اخیر با شکل‌گیری و قدرت‌گرفتن هسته‌های صنعتی و اقتصادی جدید در شهر اهواز جهت توسعه شهر تغییر یافته‌است. از سوی دیگر در دوران معاصر کوتاهی در ایجاد سازه‌های آبی دقیق جهت تنظیم میزان ورود آب به شهر و به تبع آن عدم امکان مدیریت سطح آب رودخانه محدوده‌ای از حریم برای رودخانه تعریف شد که همواره لبه شهر را در فاصله با رودخانه قرار می‌داد (همتی و امیری، ۱۳۹۶). ساحل‌سازی‌های حاشیه کارون از دهه ۲۰ آغاز شد، در شرق رودخانه به جز ساخت پارک لاله در حوالی پل سوم و ریورساید در مرکز شهر و اطراف پل سوم اقدامی صورت نگرفت. اما در دهه‌های اخیر ساحل‌سازی در حاشیه رود کارون به مرحله جدیدی ورود یافته‌است و شاهد تجاوز گسترده به حریم رودخانه هستیم. گویا برای ساخت ساحل، زمین‌های اطراف کافی نبوده و ناچار به حریم رودخانه دست‌اندازی می‌شود، هم‌چنین در برخی مواقع خاک را درون آب می‌ریزند تا به اصطلاح از رودخانه برای ساخت ساحل استفاده کنند. این رویه اکنون به شکل گسترده‌ای با هدف افزایش سایت‌های تفریحی و گردشگری، ادامه دارد. چه کسی مسئول این نا به سامانی‌های روزافزون است؟به نقل از جمشید سلحشور، عضو دوره چهارم شورای اسلامی شهر اهواز، ساحل‌سازی بر روی رودخانه کارون بدون هماهنگی با شورای شهر انجام شده و شورای شهر اهواز موافق انجام کارهای کم‌کیفیت بر روی رودخانه کارون نیست. او بر این باور است که ساحل‌سازی فعلی بر روی رودخانه کارون تبعات زیست محیطی خواهد داشت و سبب ورود رسوب به رودخانه می‌گردد (پروژه ساحل سازی رودخانه کارون، مورد تائید شورای شهر اهواز نیست، ۱۳۹۳). در جایی دیگر ایشان اقدامات صورت‌گرفته در حاشیه رودکارون را از بین‌برنده اکوسیستم کارون می‌داند چراکه باریک‌سازی صورت‌گرفته در محدوده شهر سبب تاثیرگذاری بر بالادست و پایین دست رودخانه خواهدشد (ساحل سازی رودخانه کارون؛ پروژه‌ای خوب اما کارشناسی نشده/ چه کسی اجازه ساخت و ساز در رودخانه کارون را داده است؟، ۱۳۹۴).احمدرضا لاهیجان زاده، مدیرکل حفاظت محیط‌زیست استان خوزستان، در پاسخ به این پرسش که آیا ساحل‌سازی کارون بر آلودگی این رودخانه می‌افزاید یا خیر، عنوان کرد: ما بیش از ۵۰۰ موضوع را در حال حاضر دنبال می‌کنیم و درباره این موضوع باید سازمان آب و برق که براساس قانون متولی حریم و بستر است نظر بدهد. مدیرکل محیط زیست خوزستان در پاسخ به این پرسش که کارشناسان معتقدند ساحل‌سازی رودخانه کارون سبب آلودگی آب می‌شود، گفت: اگر ساخت و سازی سبب آلودگی می‌شود باید سازمان آب و برق در این باره نظر بدهد (ساحل سازی رودخانه کارون؛ پروژه‌ای خوب اما کارشناسی نشده/ چه کسی اجازه ساخت و ساز در رودخانه کارون را داده است؟، ۱۳۹۴). نخستین نقد اینجا مطرح می‌شود که چرا سازمان آب و برق باید متولی حریم و اکوسیستم رودخانه کارون باشد درحالی‌که «حفاظت از اکوسیستم‌های طبیعی کشور و ترمیم اثرات سوء گذشته در محیط زیست، پیشگیری و ممانعت از تخریب و آلودگی محیط زیست، ارزیابی ظرفیت قابل تحمل محیط در جهت بهره‌وری معقول و مستمر از منابع محیط زیست، نظارت مستمر بر بهره برداری از منابع محیط زیست و تهیه و تدوین ضوابط و استانداردهای زیست محیطی در زمینه های منابع و عوامل آلوده‌کننده آب و تغییر و تخریب مسیر رودخانه‌ها و انهدام تالاب‌ها و دگرگونی اکولوژیک دریاچه‌ها و دریاها» (اهداف و وظایف، بی تا) از جمله وظایف سازمان محیط‌زیست است.ساخت و ساز در حریم رودخانه کارون. مأخذ تصویر: (http://rahyabnews.com/fa/news/81720) آیا انجام طرح‌های عمرانی در حاشیه رودخانه کارون مورد ارزیابی و تأیید ضوابط استقرار محیط‌های طبیعی و تأیید شورای عالی محیط زیست قرار گرفته است؟ این سوالی است که باید متولیان رودخانه کارون و کسانی که در حاشیه این رودخانه ساخت و ساز انجام می‌دهند پاسخگو باشند. اگر ارزیابی انجام شده، مشخص کنند که این کارشناسی توسط کدام کارشناسان و مطابق بر چه نوع تحلیلی صورت گرفته است. مدیرعامل سازمان آب و برق استان می‌گوید: مسئولیت حریم رودخانه کارون بر عهده این سازمان است و سازمان آب و برق هیچ گونه مجوزی برای ساحل‌سازی‌های این‌چنینی صادر نکرده است. «محمدرضا شمسایی»، که خود زمانی شهردار اهواز بوده‌است، به خبرنگار همشهری می‌گوید: اصولا هرگونه ساخت‌وسازی در ساحل کارون غیرقانونی است و اگر هم قرار باشد ساخت‌وسازی صورت گیرد، حتما باید مجوز سازمان آب و برق را داشته باشد. او ادامه می‌دهد: ما مجوزی برای تصرف رودخانه کارون به منظور ساخت‌وساز سایت‌های تفریحی صادر نکرده‌ایم. باید بگویم در ارتباط باساخت‌وسازهای فعلی که همگان در ساحل می‌بینند و هنوز هم در حال انجام است، ما مجوزی نداده‌ایم. در واقع باید گفت حضور بلدوز‌ر‌ها و کامیون در کارون غیرقانونی است. (کم‌عرض شدن رود کارون؛ فرصت یا تهدید؟، ۱۳۹۵). نقد دوم اینجا مطرح می‌شود که با وجود اذعان متولی حریم رودخانه به غیر قانونی بودن ساخت‌سازهای در حال انجام، همچنان عملیات ساختمانی آن‌ها ادامه دارد.از سوی دیگر، مدیرکل حفاظت محیط زیست خوزستان اعتقاد دارد از نظر محیط زیستی، کم کردن عرض کارون ضرر که ندارد هیچ، منفعت هم دارد. «احمدرضا لاهیجان‌زاده» به خبرنگار همشهری می‌گوید: در بیشتر شهرهای جهان که رودخانه از وسط شهر عبور می‌کند به منظور زیباسازی و جلب توریست این اقدامات را انجام می‌دهند و طبیعی است و کسی هم ایراد نمی‌گیرد (کم‌عرض شدن رود کارون؛ فرصت یا تهدید؟، ۱۳۹۵). این اظهارات در حالی است که بسیاری کارشناسان محیط زیست با دلیل و مدرک معضلات چنین اقداماتی را برشمرده‌اند و اساساً مطالعات ارزیابی برای پروژه‌های در دست ساخت وجود ندارد و انجام نشده‌است که فواید و مضرات را با توجه به شرایط موجود برشمرد. به علاوه با مرور پروژه‌های غربی و نحوه برخورد کارشناسانه‌شان با موضوع چنین ارجاعی به نمونه‌های غربی اساساً بی اساس است. از یک مقام عالی‌رتبه حوزه محیط زیست چنین قیاس سطحی دور از انتظار است. ای کاش ایشان و همکارانشان رویه مواجهه با مسائل و رویکردهای علمی غربی‌های را پس از تحلیل و بومی‌سازی، الگوی خود می‌ساختند.در پایان می‌توان گفت در ساحل سازی رودکارون نهادهای درگیر و مسئول به صورت شفاف مشخص نیستند و آن‌ها که مشخصاً طبق قانون متولی‌اند نیز یا اظهار بی‌اطلاعی می‌کنند و یا صلب مسئولیت می‌نمایند. همچنین سیستم‌های اطلاع‌رسانی شهری و شهرسازی در دسترس نبوده و صاحب‌نظران از عرصه تصمیم‌گیری کنار رفته‌اند. برنامه راه مشخصی وجود ندارد که دستگاه‌های مرتبط، با دانستن جایگاه و نقش خود در راستای هدفی مشخص ایفای نقش نمایند. در نبود یک برنامه بلندمدت توسعه که همه جوانب توسعه از محیط، ‌اجتماع و اقتصاد را در بر گیرد،‌ مدیران شهری به اقدامات بخشی و کوتاه‌مدت و بعضاً سلیقه‌ای برای راضی نگه‌داشتن مخاطبانشان می‌پردازند. این عمل‌گرایی به جای برنامه‌گرایی و آنچه امروز در لوای خدمت به مردم و آفرینش فضاهای تفریحی برای ایشان اتفاق می‌افتد، در واقع خیانتی است در حق اکوسیستم منطقه که در درازمدت به ضرر همین مردم خواهد بود چراکه شاه‌راه حیات شهر را نابود خواهد کرد.منابع و مآخذ:ساحل سازی رودخانه کارون؛ پروژه‌ای خوب اما کارشناسی نشده/ چه کسی اجازه ساخت و ساز در رودخانه کارون را داده‌است؟، ۱۳۹۴. قابل دسترس درURL http://rahyabnews.com/fa/news/81720/ ، (تاریخ مراجعه: ۱۰/ ۱۱/ ۱۳۹۶).پروژه ساحل سازی رودخانه کارون، مورد تائید شورای شهر اهواز نیست، خبرگزاری تسنیم، ۱۳۹۳. قابل دسترس در URL https://www.tasnimnews.com/fa/news/1393/11/24/652822/، (تاریخ مراجعه: ۱۰/ ۱۱/ ۱۳۹۶).کم‌عرض شدن رود کارون؛ فرصت یا تهدید؟، ۱۳۹۵. قابل دسترس در URL https://borwall.com/alahwaznews.php?khabar=1237، (تاریخ مراجعه: ۱۸/ ۱۱/ ۱۳۹۶).اهداف و وظایف، بی تا. URL https://eform.doe.ir/Portal/Home/Default.aspx?CategoryID=042F86AB-589E-4D39-9BA6-96C21F49CB1C، (تاریخ مراجعه: ۱۸/ ۱۱/ ۱۳۹۶).</description>
                <category>مریم دبیری</category>
                <author>مریم دبیری</author>
                <pubDate>Mon, 28 Jun 2021 22:24:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایران بهشت پولدارهاست!</title>
                <link>https://virgool.io/School-of-History/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D9%88%D9%84%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%B3%D8%AA-hekezkbfmyxd</link>
                <description>تنوع در لغت به معنای گوناگونی است. و نیز تمرینی کیفت‌مند از دربرگیری و درگیرکردن انسان‌ها با طیف وسیعی از زمینه‌های متفاوت اجتماعی، قومی، نژادی با گرایش‌های جنسی متفاوت و ... را در بر می‌گیرد. تنوع‌زیستی نیز ترکیبی است که گوناگونی حیات بر زمین را توصیف می‌کند. تنوع‌زیستی بر تمامی موجودات زنده از گیاهان و جانوران تا انسان اشاره دارد. هرگونه‌ی زیستی در یک اکوسیستم نقشی منحصر به فرد ایفا می‌کند و سبب افزایش بهره‌وری آن می‌شود. تنوع فرهنگی و زیستی خلاقیت به دنبال دارد؛ احساس تعلق افراد یک جامعه را افزایش می‌دهد؛ تحمل و فهم متقابل میان فرهنگ‌‌ها و عقاید گوناگون را ارتقا می‌بخشد؛ همچنین اجتماع از طریق تجربیات مشترک میان انسان‌های متفاوت غنا می‌یابد. اقتصاد شکوفا می‌شود و بسیاری مزایای دیگر پدید می‌آید.با افزایش جمعیت در شهرهای معاصر و کنار هم قرار گرفتن تنوعی از فرهنگ‌ها،‌ عقاید و ... ناچار بسیاری از فعالیت‌های جمعی که در بستر فضاهای خصوصی شکل می‌گرفت در بستر فضاهای اشتراکی و عمومی شکل می‌گیرند. به عنوان مثال پارک‌ها به جای باغ‌های خصوصی،‌ استخرهای عمومی، سالن‌های ورزشی عمومی و غیره.اما در شهرهای امروز ایران با این گستره از تنوع سرزمینی،‌ تنوع زیستی و فرهنگی تا چه حد مجال بروز و ظهور دارد؟با اندکی دقت به آنچه در مناظر هر روزه‌ مان تجربه می‌کنیم، این میزان بسیار کم است. این حجم از منع‌شدگی از بروز تنوع و از میان بردنش و اجبار به هم‌شکلی در تمامی سطوح تبعات بیشماری به دنبال دارد. نخست، تمامی مزایایی که پیش‌تر گفته شد را از دست می‌دهیم؛ دوم، احساس سرخوردگی و تردشدگی برای بخش قابل توجهی از جامعه؛ سوم،‌ در چنین شرایطی انسان ایرانی می‌کوشد هرآنچه می‌تواند و تا آنجا که شرایط اقتصادی‌اش اجازه می‌دهد فعالیت‌‌های قابل رخداد در عرصه‌های عمومی را به مالکیت خصوصی درآورد. به‌عنوان مثال دست‌یابی به خانه‌های بزرگتر برای میهمانی‌های بزرگتر، حال آنکه بسیاری از ما اگر می‌توانستیم آنطور که در خانه میهمانی می‌دهیم در مکانی نزدیک به خانه‌مان میهمانی بدهیم نیازی به خانه بزرگتر نداشتیم. یا اینکه برای تماشای یک کنسرت از خواننده ایرانی محبوب بسیاری از ایرانیان به صنعت توریسم کشورهای همسایه سود می‌رسانیم. من پدرهای زیادی را می‌شناسم که برای استخر رفتن با دختربچه‌هایشان، استخرهای خصوصی تملک کرده‌اند. همگی عروس و دامادهای زیادی می‌شناسیم که می‌توانستند عکس‌های عروسی‌شان را به سادگی و به رایگان در بوستان‌های شهر بگیرند اما به‌ناچار هزینه‌های گزافی خرج لوکیشن‌های خصوصی می‌کنند. از این دست مثال‌ها زیادند. این تشویق به و حمایت از هم‌شکلی و عدم تحمل سبک‌های متفاوت زندگی در یک محیط شهری معاصر دو مشکل عمده دارد:‌ افزایش هزینه‌های اولیه‌ی یک زندگی معمولی و شاد و تخریب گسترده‌ی محیط‌زیست. این آسیب‌ها برای شهروندان کم‌درآمد و محروم دوچندان است. چراکه قادر به تبدیل فضاهای عمومی به خصوصی نیستند و هر روز سرخورده‌تر و غمگین‌تر خواهند شد. این است که در این سرزمین اگر پول داشته باشی می‌توانی حتی جنگل را مال خود کنی و در آن به هر نحو میهمانی بگیری اگر هم پول نداشته باشی محکوم به یکی از مدل‌های محدود زندگی از پیش ترسیم‌شده خواهی بود.</description>
                <category>مریم دبیری</category>
                <author>مریم دبیری</author>
                <pubDate>Mon, 28 Jun 2021 19:36:58 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>