<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مرد بارونی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@marde_barooni</link>
        <description>یک طراح گرافیگ که در کانتینرهای مردم بدنبال اینده میگردد</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 22:35:29</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3250/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مرد بارونی</title>
            <link>https://virgool.io/@marde_barooni</link>
        </image>

                    <item>
                <title>عااادت میکنیم</title>
                <link>https://virgool.io/@marde_barooni/%D8%B9%D8%A7%D8%A7%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-s0ty4ht6px8i</link>
                <description> یکم بهمنبچه که بودم یه تلویزیون سیاه و سفید پارس داشتیم که واسه من همیشه یاداور روزهای رنگیه .اون روزها عمده وقتم رو پای برنامه های تلویزیون و کارتون و ... میگذاشتم .هیچوقت هم یادم نمیاد عاقبت ٬نل٬ چی شد یا سندباد توی کدوم سرزمین جا خوش کرد .کلا فقط برنامه ها رو شروع میکردم . هیچ پایانی نداشت ...این روزها با این سطح دسترسی به اینترنت گاهی به سراغ همون برنامه ها میرم.نیم ساعتی وقت میزارم وکل قسمت های برنامه های اون دوران رو دانلود میکنم.اما گاهی به این فکر میکنم که چقدر در این دوران تعریف نوستالژی عجیب و غریب شده.به بیان ساده نوستالژی عبارت است از :اتفاقی که در گذشته افتاده و در حال ، باعث بروز عواطف و احساسات شما نسبت بهش میشه عجیب اونجاست که اونقدر دسترسی به این نوستالژی ها ساده شده که اونقدری که باید ، تعریف نوستالژی رو یدک نمیکشن.من دیگه با دیدن کارتون سندباد ذوق نمیکنم.دیگه معمای کودکیم که سرگذشت پرین یا نل چی میشه رو در سر ندارم.من به نوستالژی عااادت کردم.عااادت میکنیم</description>
                <category>مرد بارونی</category>
                <author>مرد بارونی</author>
                <pubDate>Sun, 21 Jan 2018 10:21:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سوزش</title>
                <link>https://virgool.io/@marde_barooni/%D8%B3%D9%88%D8%B2%D8%B4-lo9qrrpiwcn5</link>
                <description>سی ام دی .هنوز دنبال خونه میگردیم.میگه : پولت به« اینجا »نمیرسه.هنوز نتونستیم« اونجا» رو پیدا کنیم.میگه :  ملکو بسسن به دمب خرگوش . تیز میره باللاااا.نجومییی پریدههه.شیرفهمیی.بخر.فقط بخرمیگم : خب !برف میاد . سوز برفو دوس ندارم.کلا با برف حال نمیکنم.چک برگشتی ها رو دادم دست صاحباشون برگردم برم خونه.خونه ...</description>
                <category>مرد بارونی</category>
                <author>مرد بارونی</author>
                <pubDate>Sat, 20 Jan 2018 15:06:41 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>