<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ماریا زاهدی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mariazahedi</link>
        <description>User Experience Specialist | UX Psychology Lover</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 07:06:30</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/965668/avatar/Uajyj4.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>ماریا زاهدی</title>
            <link>https://virgool.io/@mariazahedi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>9 اصل روانشناسی طراحی ux : آیا می توانیم رفتار کاربرانمان را پیش بینی کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mariazahedi/9-%D8%A7%D8%B5%D9%84-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-ux-%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-irmcmzb0fh1y</link>
                <description>https://cadabra.studio/ تصویر از سایتشما یک محصول را طراحی نمی کنید، بلکه تعامل با کاربر را طراحی می کنید.  اولگا بویچوکهمیشه در مرکز همه تعاریف موجود از طراحی تجربه کاربری، به ویژه محصولات دیجیتال، کلمه کاربر یا انسانی وجود دارد که قرار است از محصول، استفاده کند. به عنوان مثال، تعریف ارائه شده توسط ویکی پدیا به شرح زیر است:تجربه کاربر یا UX عبارت است از احساسات و نگرش های یک شخص در مورد استفاده از یک محصول، سیستم یا خدمات خاص.یا تعریف گروه نیلسن نورمن:تجربه کاربر شامل همه جنبه های تعامل کاربر نهایی، با شرکت، خدمات و محصولات آن شرکت است.به همین دلیل است که طراح تجربه کاربری باید کاربر را درک کند تا محصولی باکیفیت طراحی کند و اینجاست که دانش روانشناسی در طراحی UX بسیار اهمیت پیدا می کند.در این مقاله قصد دارم نگاهی به چند پدیده اساسی روانشناختی و نحوه استفاده طراحان از این پدیده ها به صورت کاملا عملی داشته باشم. آماده باشید چون قرار است این مقاله بسیار جذاب باشد.اصل حداقل تلاشاصل حداقل تلاش بسیار ساده و قابل توضیح است: مردم به دنبال راه هایی هستند تا با کمترین تلاش ممکن وظایف خود را انجام دهند. این اصل نه تنها برای مردم بلکه برای حیوانات و حتی ماشین ها نیز صدق می کند، ساده ترین الگوریتم همیشه جذاب ترین الگوریتم است. به عنوان مثال، اگر دو مسیر دارید که شما را از جایی به مکان دیگر می رساند و در صورتی که هر دو به یک اندازه ایمن باشند، شما حتما مسیر کوتاه تر را انتخاب می کنید.حالا به عنوان طراح تجربه کاربر، چه کاری انجام دهیم؟1-  هنگامی که مجبورید درباره نحوه انجام یک فرایند، کاربرتان را راهنمایی کنید به جای ارائه مقالات فنی و طولانی، می توانید یک نمونه نمایشی یا از یک مدل آزمایشی استفاده کنید.2. هنگامی که قرار است موضوعی را در قالب متن توضیح دهید، اطمینان حاصل کنید که این متن تا حد امکان مختصر و حاوی همه اطلاعات معنی دار و مهم باشد. فضا را با جزئیات یا کلمات غیر ضروری شلوغ نکنید.3. اگر اطلاعات مشابه زیادی وجود دارد، از گروه بندی استفاده کنید. گروه ها بزرگ هستند؟ از مرتب سازی و فیلتر کردن استفاده کنید. داشتن یک نوار جستجو ایده خوبی است. به عنوان مثال، اگر در وب سایت خود یک صفحه وبلاگ دارید که حاوی مقالات زیادی است، آن ها را بر اساس موضوعات گروه بندی کنید. می توانید، پیاده سازی مرتب سازی یا فیلتر کردن بر اساس تاریخ را در نظر بگیرید. علاوه بر این، نوار جستجو به کاربران شما فرصتی می دهد تا به راحتی و به سرعت آنچه را که بدنبال آن هستند، پیدا کنند.4. اطمینان حاصل کنید که کاربران به خوبی می دانند چه چیزی را می توانند کلیک کنند و چه المان هایی قابل کلیک کردن نیستند. دکمه ها و پیوندهای درون متنی باید شبیه دکمه باشند. اگر تصاویر قابل کلیک هستند حتما با المان های بصری آن را نشان دهید.5. ممکن است استفاده از فونت های تزئینی بسیار جذاب به نظر برسد، اما لازم است مطمئن شوید فونتی که استفاده کرده اید، خوانا است. به عنوان مثال، به فونت زیر نگاه کنید.آیا رمزگشایی این متن ساده است؟مراقب اندازه فونت، کنتراست و رنگ آن باشید. ابزارهای زیادی برای تست متن به لحاظ سایز و کنتراست وجود دارد. من بیشتر از Colorsafe. و Usecontrast استفاده می کنم.اصل عادت دائمیاصل عادت دائمی بیان می کند که افراد هنگام انجام یک کار یا وظیفه، به حافظه و عادت خود تکیه می کنند. به عنوان مثال، اگر زیاد مسافرت می کنید، می دانید که ابتدا برای ورود به فرودگاه چمدانتان را رها می کنید تا بازرسی شوید، بعد از بررسی امنیتی، چمدانتان را تحویل بار می دهید و بلیط را تحویل می گیرید، و سپس برای سوار شدن، به گیت نزدیک می شوید. اگر به هر دلیلی به فرودگاه رسیدید و کل فرایند نه با ورود، بلکه با تحویل بار، آغاز شد، گیج و عصبانی می شوید. همین امر در مورد کاربران وب سایت و برنامه های تلفن همراه نیز صدق می کند، آن ها می خواهند همه چیز همانطور که انتظار دارند، باشد.حالا به عنوان طراح تجربه کاربر، چه کاری انجام دهیم؟1. از تلاش برای طراحی جذاب، ناامید نشوید اما سعی کنید با خلاقیت بیش از حد، فراتر از پیش فرض های ذهنی کاربر، عمل نکنید. به طور مثال Footer سایت را همیشه در انتهای صفحات وبسایت نگه دارید.2. خیلی مهم است که ناوبری را ساده نگه دارید تا کاربر بتواند بعد از یک یا دو بار استفاده از محصول شما، ناوبری را یاد بگیرد. همه صفحات ضروری باید با یک کلیک از صفحه اصلی فاصله داشته باشند. در واقع، این نه تنها برای تجربه کاربر بلکه برای SEO محصول نیز، مفید است.اصل جامعه پذیریانسان ذاتا موجودی اجتماعی است و انسان امروز، در قرن 21 و در عصر اینترنت بیشتر از همیشه این ویژگی ذاتی خود را با استفاده از شبکه های اجتماعی، نشان داده است. مردم می خواهند اجتماعی باشند و برای دستیابی به این هدف به فناوری بسیار وابسته هستند. آن ها از فناوری استفاده می کنند تا احساس کنند در جامعه، پذیرفته شده اند.حالا به عنوان طراح تجربه کاربر، چه کاری انجام دهیم؟1- قطعا لازم است در وبسایت یا محصولتان، دکمه هایی برای ارتباط با شبکه های اجتماعی قرار دهید. اگر محتوایی ارائه کرده اید لازم است، دکمه هایی برای اشتراک گذاری و ارسال، در نظر بگیرید. به این ترتیب، اگر کاربر از مطالعه محتوای شما لذت برده باشد، می تواند آن را با دوستان خود به اشتراک بگذارد یا نظرش را برای شما ارسال کند.2- اجازه دهید مردم محصول شما را ارزیابی و رتبه بندی کنند. این ویژگی باعث می شود تعامل کاربران با شما افزایش یابد و مردم درباره شما کنجکاوتر شوند.اصل هویتهمه مردم به احساس هویت و تعلق نیاز دارند. به همین دلیل برخی از اپلیکیشن ها به کاربرانشان اجازه می دهند صفحات را شخصی سازی کنند، تصاویر دلخواهشان را برای پس زمینه انتخاب کنند یا حالت های مختلف را برای نمایش صفحات انتخاب کنند تا کاربرانشان احساس متفاوت بودن و کنترل داشته باشند. در محصولاتی که بر پایه گیمیفیکیشن طراحی شده اند، مردم تلاش می کنند، مدال ها و جوایز را دریافت کنند تا احساس برتری و قدرت  کنند و در میان رقیبانشان برجسته و شناخته شوند.این اتفاق درباره برندها نیز صادق است. اکثر ما ترجیح می دهیم از محصولات یک برند خاص در جنبه های مختلف زندگیمان، استفاده کنیم. به عنوان مثال من ترجیح می دهم از محصولات گوگل استفاده کنم، در محصولات ورزشی محصولات آدیداس را ترجیح می دهم و ... در واقع، مردم دوست دارند خود را با مارک های تجاری مرتبط کنند زیرا به آنها احساس هویت می دهد.حالا به عنوان طراح تجربه کاربر، چه کاری انجام دهیم؟1-  برند شرکت خود را توسعه دهید. از رنگ ها، لوگوها، پیام ها و شعارهای منحصر به فرد، برای تأکید بر منحصر به فرد بودن نام تجاری تان استفاده کنید. عکس هایی که خودتان گرفته اید را برای نمایش محصولتان به کار ببرید. خبرنامه ها یا تخفیف های ایمیلی برای مخاطبانتان ارسال کنید و نام تجاریتان را یادآوری کنید. مهمتر از همه، خود را به عنوان یک برند منحصر به فرد معرفی کنید: ارزش منحصر به فردی که به کاربرانتان ارائه می دهید، چیست؟2- نشان دهید به کاربرانتان اهمیت می دهید. در هر مرحله از تجربه کاربر، به آنها بازخورد دهید: &quot;این تصویر با موفقیت ذخیره شد&quot; یا &quot;درخواست شما ارسال شده است&quot; 3- فراموش نکنید از کاربرانتان بازخورد بگیرید. یک فرم ایجاد کنید و از آن ها بپرسید &quot;به تجربه خود در وب سایت ما چه امتیاز می دهید؟ چگونه می توانیم تجربه شما را بهتر کنیم؟&quot; البته مطمئن شوید که این فرم آزاردهنده نیست، کاربر باید به راحتی بتواند آن را ببندد و یا پاسخ دهد. خیلی اهمیت دارد که چه زمانی و چطور این فرم را به کاربر نمایش می دهید. در بهترین حالت، به کاربران خود نوعی پاداش برای دادن بازخورد پیشنهاد دهید، به عنوان مثال یک تخفیف در خرید از فروشگاه یا یک بازی رایگان در یک اپلیکیشن بازی.اصل سرایت عاطفیآیا تا بحال به این موضوع فکر کرده اید که احساسات مسری هستند؟ اگر فردی که دوستش دارید با صدای بلند بخندد، شما هم لبخند می زنید. اگر بازیگر یک فیلم بسیار خوب گریه کند، شما ناراحت می شوید. این روانشناسی طراحی تجربه کاربری و انسان است. ما به طور ناخودآگاه احساسات و رفتارهای دیگران را، به ویژه افرادی  که دوست داریم، تکرار می کنیم.حالا به عنوان طراح تجربه کاربر، چه کاری انجام دهیم؟با استفاده از شیوه های مختلف می توانید ویدئوهای تاثیر گذار، برای خدماتی که ارائه می دهید بسازید تا نشان دهید خدماتتان چقدر می توانند، موثر باشند.اصل زیباییمطالعات روانشناختی متعددی ثابت کرده است، افراد زیبا و چیزهای زیبا همیشه محبوب تر از افراد غیر جذاب هستند. مردم کتاب ها را از روی جلدشان انتخاب می کنند. مکان های زیبا را برای سفر، خانه های زیبا را برای زندگی و لباس های زیبا را برای پوشیدن انتخاب می کنند. افراد کمی می توانند نسبت به زیبایی به اعتنا باشند. البته مفهوم &quot;زیبا&quot; اغلب با کلمات گران، موفق و با کیفیت بالا، همراه است.حالا به عنوان طراح تجربه کاربر، چه کاری انجام دهیم؟مفهوم زیبایی کاملاً ذهنی است و در روانشناسی طراحی وب، زیبایی به رابط کاربری مربوط می شود.1. یک سیستم طراحی ایجاد کنید و به دقت از آن پیروی کنید. فونت ها، رنگ ها، سبک دکمه ها، عناصر ناوبری و نمادها، بسیار اهمیت دارند.2. به ترندها و روند بازار در این حیطه اهمیت دهید. سبکی که به طور مثال در 10 سال گذشته، عملکرد خوبی به لحاظ زیبایی شناسی داشته است، ممکن است امروز قدیمی و کسل کننده باشد. https://magora-systems.com/digital-dashboards/   این طراحی متعلق به دهه 2000 استاین طرح در سال 2020 طراحی شده است3. در پلتفرم های طراحی، مانند Dribble Behance یا Muzli به دنبال الهام باشید.اصل شماره جادویی هفت، به علاوه یا منهای دو&quot;شماره جادویی هفت، به علاوه یا منهای دو: برخی از محدودیت ها در ظرفیت ما برای پردازش اطلاعات&quot; یک مقاله روانشناسی است که توسط جورج میلر، روانشناس شناختی در دانشگاه هاروارد منتشر شده است. طبق این مقاله، یک فرد می تواند از پنج تا نه چیز را در حافظه کوتاه مدت خود نگه دارد. قانون &quot;هفت به علاوه یا منهای دو&quot; به عنوان قانون میلر نیز شناخته می شود.حالا به عنوان طراح تجربه کاربر، چه کاری انجام دهیم؟1. مردم را وادار به حفظ کردن محتوای طولانی و بیشتر از حد توانشان نکنید. اگر وب سایت شما یک فروشگاه آنلاین است، باید از پنج تا نه محصول در هر صفحه، داشته باشید. اگر یک بازی را توسعه می دهید، مردم را مجبور به تمرکز همزمان بر روی بیشتر از هفت مورد نکنید. اگر بنا به دلایلی مجبورید بهتر است موارد مشابه را گروه بندی کنید.2. اگر مجبورید اطلاعات زیادی در اختیار کاربر قرار دهید، آن ها را به تدریج افشا کنید. یک فرایند طولانی را به مراحل مجزا تقسیم کنید. به عنوان مثال، هنگام ثبت نام کاربر، همه اطلاعات را در یک صفحه نمایش ندهید، آن ها را به چند مرحله تقسیم کنید.اصل روانشناسی اشتباهاتهمه مردم اشتباه می کنند. اشتباهات طیف گسترده ای از احساسات را در ذهن افراد ایجاد می کند، عمدتا منفی، از غم و اندوه تا تعلل و بی تفاوتی. صرف نظر از شدتشان، یک اشتباه همچنان یک اشتباه است و آزاردهنده. سناریوهای ضد شهودی، نامشخص یا گمراه کننده ای وجود دارند که مانع از دستیابی افراد به اهداف خود، در استفاده از یک محصول می شوند. به عنوان مثال، یک فروشگاه آنلاین لوازم خانگی وجود دارد که من محصولاتش را خیلی دوست دارم اما هر بار که سفارشی را ثبت می کنم، با یک مشکل خاص روبرو می شوم. پس از پرداخت آنلاین، باید شماره سفارش را در توضیحات پرداخت درج کنم، اما این شماره به راحتی در دسترس نیست. و من هربار برای پیدا کردنش دچار مشکل می شوم. همیشه به دنبال وبسایت بهتری برای خرید اینگونه محصولات هستم.حالا به عنوان طراح تجربه کاربر، چه کاری انجام دهیم؟1. بهتر است همه سناریوها و جاهایی که ممکن است کاربر اشتباه کند را پیش بینی کنید و راهکارهای مختلفی برای جلوگیری از آن ها در نظر بگیرید. ساده ترین راه کشف این موارد انجام تست کاربردپذیری است.2. در صورت انجام برخی اقدامات جدی، مانند رزرو بلیط هواپیما یا ارسال پول، باید از کاربر تایید بگیرید. این می تواند یک پنجره ساده با عبارت &quot; آیا مطمئن هستید می خواهید ادامه دهید؟ &quot; باشد.3. از دکمه &quot;Undo&quot; غافل نشوید. امکان لغو اقدامات اخیر، به کاربر احساس کنترل می دهد، این احساس از مهمترین اصول تجربه کاربری قدرتمند است.4. اگر اشتباهی رخ داد، کاربر را از آن مطلع کنید و توضیح دهید که دقیقا چه خطایی رخ داده است و برای رفع آن باید چه اقداماتی انجام شود.اصل تمرکز، توجه و تمرکزبه طور معمول، مدت زمان تمرکز و توجه یک فرد بزرگسال از ده تا بیست دقیقه است. پس از این مدت کوتاه، افراد تمایل دارند تمرکز خود را از دست بدهند. وظیفه طراح تجربه کاربر، جلب توجه کاربران و حفظ آن برای مدت زمان مورد نیاز است. برای انجام این کار، شما باید حواس پرتی ها را کاهش دهید و با استفاده از روش های مختلف از یکنواختی در ارائه اطلاعات، دوری کنید.حالا به عنوان طراح تجربه کاربر، چه کاری انجام دهیم؟1. از پنجره ها، بنرها یا صداها، برای جلب توجه کاربر استفاده نکنید. بسیار آزار دهنده خواهد بود اگر کاربر بعد از باز کردن یک وبسایت مورد حمله چندین پنجره بازشو، صداها، پنجره های چت بات، اعلان ها، بنرهای تخفیف و پیشنهادات چشمگیر قرار گیرید.2. محصول شما باید برجسته باشد، مردم به چیزهای جدید جذب می شوند اما این نکته را فراموش نکنید که زیبایی باید با عملکرد و پیش فرض های ذهنی کاربر همسو باشد.3. برای اینکه کاربران متمرکز بمانند، باید بدانند، آغاز و پایان فرایندی که در آن شرکت می کنند، کجاست. خیلی خوب است اگر کاربر برای رسیدن به یک هدف، فرایندی را انجام می دهد، از قدم های بعدی آگاه شود.جمع بندیباید بدانید که در طراحی محصول، همه چیز درباره روانشناسی انسان است. شما محصول را طراحی نمی کنید بلکه تعامل با کاربر را طراحی می کنید. به همین دلیل است که باید کاربرانمان، ماهیت انسانی آن ها، گرایش ها، نقاط ضعف، نقاط قوت و ترس های آن ها را بشناسیم.نه اصل روانشناسی را در نظر داشته باشید، مادامی که محصولی را طراحی می کنید و در تمام مراحل، تست های کاربری و تحقیقات را انجام دهید تا محصولی تاثیر گذار طراحی کنید.</description>
                <category>ماریا زاهدی</category>
                <author>ماریا زاهدی</author>
                <pubDate>Sun, 26 Sep 2021 20:10:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روانشناسی اعلان ها (نوتیفیکیشن ها)</title>
                <link>https://virgool.io/@mariazahedi/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%AA%DB%8C%D9%81%DB%8C%DA%A9%DB%8C%D8%B4%D9%86-%D9%87%D8%A7-l5inqls4yzhg</link>
                <description>ایوان پاولوف فیزیولوژیست روسی که عمدتاً به دلیل کار خود در شرطی سازی کلاسیک شهرت داشت در یکی از آزمایشاتش برای شرطی سازی سگ ها سعی کرد صدای زنگ را با زمان غذا خوردن سگ ها مرتبط کند. او نشان داد که با صدای زنگ یا جرینگ، دهان سگ ها شروع به ترشح بزاق می کند. شاید بتوان این یافته های ایوان پاولوف را با اثراتی که صدای زنگ، بوق یا پینگ تلفن همراه برروی ذهن انسان ها می گذارد، یکسان دانست.البته انسان ها توانایی آن را دارند که صدای اعلان های گوشی خود را خاموش یا در حالت سکوت قرار دهند. اکنون سوال مهم این است که چطور می توانیم یک محرک موثر داشته باشیم یا به عبارتی چه زمان و چگونه اعلان ها را برای کابرانمان ارسال کنیم که به جای خاموش کردن آن، موجب درگیری و اشتیاق کاربر برای پیگیری بیشتر شوند؟در این مقاله قصد دارم چند مورد از ویژگی های یک محرک و اعلان موثر را توضیح دهم. یک محرک خوب و تاثیرگذار به موقع ارسال می شوداپلیکیشن های عالی، میان زمان ارائه خدمت و احساسات مرتبط کاربر، ارتباط موثری ایجاد می کنند و دقیقا زمانی که کاربر احساس نیاز کند، فورا اقدام می کنند. محرک ها دو نوع هستند، محرک های خارجی و محرک های داخلی.محرک های خارجی نشانه هایی در محیط کاربر هستند که اطلاعاتی را برای اقدامات بعدی ارائه می دهند. دکمه ای که به کاربر می گوید &quot;اینجا را کلیک کنید&quot; ، &quot;این را توییت کنید&quot; یا &quot;اکنون بازی کنید&quot; اینها نمونه هایی از محرک های خارجی هستند.محرکهای داخلی برای انجام یک حرکت، متکی بر ذهن کاربر هستند. شایع ترین محرک های داخلی احساسات اند. وقتی احساس تنهایی می کنیم، اینستاگرام را بررسی می کنیم. هنگامی که از چیزی مطمئن نیستیم، در گوگل جستجو می کنیم. وقتی خسته می شویم، فیلم های YouTubeرا تماشا می کنیم و...محصولات ایجاد کننده عادت مانند فیس بوک یا اینستاگرام، محرک خارجی را (به عنوان push notification ) را با لحظه ای که محرک داخلی احساس می شود (مثلاً  احساس تنهایی) هماهنگ می کنند. هرچه زمان محرک خارجی با محرک داخلی نزدیکتر باشد، ارتباط سریعتر شکل می گیرد.فرض کنید وارد فرودگاه می شوید و تنها 40 دقیقه به پروازتان مانده، سراسیمه هستید و نمی دانید دقیقا روی کدام تابلو، اطلاعات پروازتان را پیدا کنید. در همان لحظه پیامکی از شرکت صادر کننده بلیط دریافت می کنید که حاوی همه اطلاعات مربوط به پروازتان است. استرس و اضطرابتان از بین خواهد رفت و به راحتی اطلاعات مورد نیازتان را دریافت کرده اید.شرکت ها می توانند با ارائه اطلاعات در لحظه ای که احتمالاً کاربر به آن نیاز دارد، اعتبار، احساس اعتماد و وفاداری را در میان مشتریانشان ایجاد کنند. محرک های خوب به سرعت درک می شونداعلان های خوب واضح و مستقیم هستند، کاربر را گیج و مستاصل نمی کنند. به عنوان مثال، اعلان های واتس اپ به کاربران این امکان را می دهد که محتوای آخرین به روزرسانی را بررسی کرده و بر اساس آن رفتار کنند. اعلان ها ساده و متمرکز هستند و به کاربر اطلاع می دهند که در مرحله بعد باید چه کاری انجام دهد.برخی عملکردهای محصول می توانند خارج از برنامه یا محصول انجام شوند. محصول Google Now مثال بارزی برای این نوع عملکرد است. این برنامه اطلاعات مربوط به محل و زمان یک ملاقات را می گیرد و براساس اطلاعاتی مانند ترافیک و نوع وسیله نقلیه، به کاربر اطلاع می دهد که برای به موقع رسیدن چه زمانی باید از منزل خارج شود.محرک خوب حس کنجکاوری کاربر را برای بررسی، برمی انگیزند.یک محرک خوب می تواند حاوی یک عنصر غافلگیر کننده و غیرمنتظره باشد، اما اگر متنوع نباشد و برای کاربر تکراری شود، نتیجه عکس خواهد داد.محرک هایی ایجاد نکنید که خشم کاربر را برانگیزید.همه ما اعلان ها و پیام هایی که بسیار بد طراحی شده اند را تجربه کرده ایم، و این احساس زمانی به اوج می رسد که راهی برای خاموش کردن و یا لغو دریافت این نوتیفیکیشن ها، تعبیه نشده باشد.با آگاهی از انواع محرک ها و تاثیرات هر کدام بر رفتار کاربر، طراحان می توانند ضمن درک عمیق کاربران و نیازهای آنها اعلان های تاثیر گذار، متفکرانه و خلاقانه ای را برای تعامل بیشتر کاربران با محصولاتشان طراحی کنند.</description>
                <category>ماریا زاهدی</category>
                <author>ماریا زاهدی</author>
                <pubDate>Wed, 22 Sep 2021 11:46:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور طراحی رابط کاربری نامناسب، می تواند در کاربران  احساس شرم و گناه ایجاد کند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mariazahedi/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8-%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%B4%D8%B1%D9%85-%D9%88-%DA%AF%D9%86%D8%A7%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%DA%A9%D9%86%D8%AF-cvqusq9fwhda</link>
                <description>وقتی با مشکلی مواجه می شویم، خیلی سریع و آسان می خواهیم بدانیم مشکل از کجاست و راه حل چیست اما وقتی پای مشکلات فنی و تکنولوژیک در میان باشد همه چیز آنقدرها هم راحت نیست، وقتی مشکلی در رابط کاربری ایجاد شود، پاسخ آنقدرها هم راحت و در دسترس نیست.احتمالا همه ما این موقعیت را تجربه کرده ایم. اجازه دهید یکی از تجربه های خودم، در استفاده از یک وبسایت نیمه دولتی را برایتان شرح دهم تا درک موضوع آسان تر شود.مدتی قبل قصد داشتم برای یک هدف خاص در این وبسایت ثبت نام کنم. بخشی از مسیر برایم واضح بود، پروسه ای تقریبا طولانی، از وارد کردن اطلاعات و انتظار برای ثبت و دریافت بازخورد، کمی کسل کننده بود.در میانه مسیر در موقعیتی قرار گرفتم که نمی دانستم چطور باید برای به پایان رساندن هدفم از المان های داخل صفحه استفاده کنم. چندین بار با پیام های خطایی مواجه شدم که هیچ اطلاعاتی از چرایی و چگونگی حل مشکل نمی داد. مجبور شدم صفحه را بازیابی کنم و دوباره همان کارها را انجام دهم اما باز هم همان احساس ناتوانی و گیجی را داشتم. ابتدا خودم را سرزنش کردم که چطور نتوانستم از وبسایت استفاده کنم اما خوشبختانه در نهایت به این نتیجه رسیدم مشکل از من نیست، شاید طراح محصول، وظایفش را به درستی انجام نداده است. نیازهای من به عنوان کاربر را در نظر نگرفته بود تا محصولی بسازد که به راحتی قابل فهم و قابل استفاده باشد.دون نورمن مفهوم سرزنش را به خوبی در کتاب &quot;طراحی چیزهای روزمره &quot; توضیح می دهد. او توضیح می دهد که کاربران چقدر مستعد این هستند که خودشان را به جای طراحان یا توسعه دهندگان در مقابل خرابی های رابط کاربری سرزنش کنند و چرا این احساس و رفتار اشتباه است. (اگر کتاب را نخوانده اید، پیشنهاد می کنم حتما بخوانید)در ذهن کاربر چه می گذرد؟مغز ما ترفندهایی در اختیارمان قرار می دهدتا حرکت در جهان آسان تر و دلپذیرتر شود. یکی از این ترفندها، &quot;جانبداری از خودخواهی&quot; است. این ترفند ما را وادار می کند به خاطر عزت نفس، نتایج منفی را به جهان خارج نسبت دهیم. همین تعصب باعث می شود فکر کنیم هر اتفاق خوبی که رخ می دهد، نتیجه شخصیت خود ما است. اگر در یک آزمون شکست بخوریم، می گوییم  آزمون به صورت غیرعادلانه ای سخت بوده است ولی اگر نتیجه دلخواه را کسب کنیم فکر می کنیم نتیجه تلاش بیش از حد خودمان بوده است. این نوع تعصب تقریبا همه جا صدق می کند، در محل کار، آزمون های ورزشی و تحصیلی و... به جز رایانه ها و برنامه های کاربردی دیجیتالی.در هنگام استفاده از یک محصول دیجیتالی، وقتی کاربر تمام مراحل دستیابی به اهدافش را با موفقیت طی می کند، هورمون های &quot;شادی&quot; (اندورفین) را دریافت می کند، به این دلیل که به آنچه برای انجام آن برنامه ریزی کرده بود، دست یافته است. در نتیجه محصول را قابل استفاده و دوست داشتنی توصیف می کند.اما اگر سفر کاربر اشتباه پیش رود چه؟هنگامی که سیستم از کار می افتد یا کاربر در پیگیری هدف خود مرتکب اشتباه شود، احتمالا  کاربر عصبانی یا ناراضی می شود، که نه طراح و نه کاربر آن را نمی خواهند.هنگامی که کاربران نمی توانند به اهداف خود برسند یا شکست می خورند، از این دو روش استفاده می کنند:سرزنش نرم افزارکاملاً واضح است که طراحان باید محیط نرم افزاری متمرکز بر کاربران و نیازهای آنها ایجاد کنند. کاربران انتظار دارند همه چیز درون سیستم، طبق انتظار آن ها باشد و اگر این اتفاق به خوبی پیش نرود آنها سیستم را مسئول می دانند، حتی اگر دلیل شکست از طرف خود آنها باشد.سرزنش خوددر اکثر مواقع، انسان ها در تعامل با کامپیوتر و پلتفرم های دیجیتالی، تمایل دارند، موفقیت را به رایانه نسبت دهند و خود را مسئول شکست معرفی کنند، در حالی که باید دقیقاً برعکس عمل کنند. این امر با عوامل زیادی مانند سن، میزان مهارت و حتی جنسیت می تواند پیچیده تر شود، اما این جمله  &quot;من در فن آوری بد هستم&quot; آنقدر رایج است که به عنوان یک بهانه و بدون هیچ سوال و جوابی، پذیرفته می شود. مردم به جای این که بگویند &quot; این رابط کاربری مشکل قابلیت استفاده دارد یا از راهکارهای مناسبی استفاده نکرده است&quot; ترجیح می دهند خود را مقصر عملکرد اشتباه محصول بدانند.مشکل  شما نیستید! رایانه ها هنوز برای بسیاری از مردم قابل فهم نیستند.مردم &quot;مدل های مفهومی&quot; یا &quot;پیش فرض های ذهنی&quot; (شبیه سازی های ذهنی) از نحوه کار با رایانه ها دارند که لزوما می تواند درست نباشد. آنها  به اندازه کافی در استفاده از رایانه خوب هستند البته تا زمانی که مشکل پیچیده ای، پیش نیاید. اگر کاربر با خطایی مواجه شود که براساس مدل ذهنی اش نتواند راه حلی برای رفع آن پیدا کند، دچار استرس می شود و ساده ترین راه برای کنار آمدن با مشکل پیش آمده، مقصر دانستن خود به جای کلنجار رفتن با سیستم، برای پیدا کردن راه حل و عبور از این مشکل است زیرا آنها متخصص باگ یابی یا QA محصول نیستند.مردم مستعد تفکر &quot;زیبایی مساوی با راحتی در استفاده&quot; هستند.&quot;اگر رابطی زیبا باشد، پس باید بتوانیم از آن استفاده کنیم و اگر نمی توانیم، تقصیر ماست.&quot; محصولات زیادی هستند که پر شده اند از المان های بصری زیبا، اینترکشن ها، موشن های خلاقانه و تصویرسازی های شگفت انگیز که محصول را به یک فاجعه تجربه کاربری تبدیل کرده اند. تعصب انتخاب وظیفهاگر به کاربر بگوییم یک وظیفه را انجام دهد، او معتقد است که باید بتواند آن را انجام دهد. اگر نتواند احساس گناه کرده و خود را سرزنش می کند. مفهوم درماندگی از نظر دون نورمناگر کاربر در استفاده از یک محصول تکنولوژیک شکست بخورد این احساس را پیدا می کند که در استفاده از همه محصولات دیجیتالی بی استعداد است چون فکر می کند در زمان برخورد با یک خطا نمی تواند مشکل را حل کند یا راهکار ارائه دهد در نتیجه از جمله &quot;من در استفاده از این محصول بد هستم&quot; استفاده می کند تا استرسش را از بین ببرد و البته این احساس مانع استفاده کاربر، از محصول شما خواهد شد.اگر می خواهیم محصولات دیجیتالی عالی بسازیم، نمی توانیم به کاربران اجازه دهیم خودشان را سرزنش کنند. طراحان نمی توانند به تنهایی و در یک اتاق بسته کار کنند. ایجاد رابط های زیبا، قابل استفاده و بصری، یک فرآیند مشترک است و کاربر در مرکز آن قرار دارد.ما به عنوان طراحان محصول چگونه کار کنیم؟به عنوان طراحان محصول، باید فرآیند خود را انسانی تر کنیم. به هر حال، در حال ایجاد محصول برای مردم  هستیم، و این وظیفه ماست محصولاتی بسازیم که به راحتی قابل استفاده باشند و زندگی آنها را بهبود دهند.صرف نظر از اینکه چه کسی مقصر است، کاربر یا سیستم، طراحی باید به گونه ای باشد که مسئولیت شکست را بر عهده بگیرد و راهکار ارائه دهد. سیستم باید نشان دهد که موفقیت بر اساس کارآیی کاربر است.اجازه دهید کاربر احساس کند، کار فوق العاده ای انجام داده است. در این صورت احتمال بازگشت آنها به محصول را افزایش داده اید.چطور محصولی متناسب با نیاز کاربر طراحی کنیم؟این روزها &quot;طراحی کاربر محور&quot; از ابتدایی ترین نیازها در صنعت طراحی است. ما برای اهداف کاربر تحقیق می کنیم، می سازیم، تست می کنیم و می آفرینیم. باید اطمینان حاصل کنیم که کاربر در هسته محصول قرار دارد، باید زبان آنها را بیاموزیم و برای آنها طراحی کنیم.حداقل محصول پذیرفتنی یا MVP، راهکاری برای ارائه محصول به کاربر قبل از توسعه گسترده آن است. باید آن را در اختیار کاربر قرار دهیم، تست کنیم و بهبود دهیم چون طراحی یک فرایند تکراری و رفت و برگشتی است نه یک الهام در ذهن طراح.منتظر یک نسخه با وفاداری بالا برای تست نمانید هرچه زودتر تست و آزمایش کنید. گاهی ممکن است کاربر به شما بازخورد اشتباه دهد، قطعا مشکل از سوال شما و نحوه پرسیدن آن است. اهداف و فرضیه ها را قبل از آزمایش بررسی کنید و خطاها را قبل از برخورد کاربر با آنها از بین ببرید.به آنچه طراحی کرده اید وابسته نشوید. طراحانی که به ساخته هایشان وابستگی دارند در مقابل تغییر مقاومت زیادی نشان می دهند.آماده تغییر باشید. اگر بازخوردهای جمع آوری شده از تست نشان می دهد شما اشتباه کرده اید، تمرکز خود را از دست ندهید، بهتر از است با اهداف جدید و راهکارهای بهتر، آماده تغییر هرآنچه که ساخته اید، باشید.طراحی محصول، بازی اعتماد به نفسطراحی قرار دادن پیکسل ها در کنار هم و خلق ترکیب های جدید نیست بلکه به معنای حمایت و پشتیبانی است. به معنای فهمیدن تکنولوژی نیست، برعکس، به این معناست که تکنولوژی باید انسان ها را درک کند و نیاز های آنها را عمیقا بفهمد. به محض اینکه به کاربرانمان اجازه دهیم خودشان را در تعامل با محصول ما سرزنش کنند، فرصت ساختن محصولی درخشان را از دست داده ایم.ما طراحان در یک بازی اعتماد بنفس نقش مهمی را ایفا می کنیم. به هر حال محصولات دیجیتالی عالی، نتیجه کار سخت، تغییر، درک عمیق مشکل و کاربر است. کار آسانی نیست، اگر انتظار داریم اینگونه باشد، طراح نیستیم.</description>
                <category>ماریا زاهدی</category>
                <author>ماریا زاهدی</author>
                <pubDate>Wed, 22 Sep 2021 11:24:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روانشناسی پشت مرورگرهای وب</title>
                <link>https://virgool.io/@mariazahedi/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%A8-h0qzejqbutlv</link>
                <description>وقتی صحبت از بهینه سازی وب سایت می شود ، ممکن است حتی شرکت های بزرگ جهانی، با تیم های متخصص اختصاصی، در صورت عدم توجه به اصول روانشناسی، ناخواسته رفتارهای نامطلوبی را در بازدیدکنندگان سایت خود ایجاد کنند. این روزها اکثرا ما درگیر کشمکش های بزرگ و کوچکی هستیم که زندگی اجتماعی به ما تحمیل کرده است وذهن ما ناخودآگاه برای رسیدن به آرامش و راحتی، بدن را تحت فشار قرار می هد تا با این مشکلات درگیر شده و آن ها را حل و فصل کند.این واکنش های عصبی  می تواند هنگام از دست دادن کنترل امور نیز اتفاق بیوفتد. مثل زمانی که کنترل یک رابطه را از دست داده اید یا صدای تلفن آرامش و سکوت استراحت آخر هفته شما را به هم ریخته است.غرایز انسانیفکر کنید به عنوان یک کاربر وارد یک سایت خبری شده اید. به محض ورود شما  ویدئویی پخش می شود در حالی که شما هیچ دکمه ای را فشار نداده اید. احتمالا چون ویدئو برای صاحبان آن کسب و کار بسیار مهم بوده با این ترفند قصد داشته، شما را واردار به دیدن ویدئو کند. مطمئنا شما احساس عدم کنترل و عصبانیت خواهید کرد و به احتمال زیاد آن ویدئو را متوقف می کنید و ممکن است دیگر سراغ آن نروید.این اتفاق را می توان با یک رخداد روانشناسانه به نام  &quot;عامل انتظار&quot;  توضیح داد. هر کدام از ما  در موقعیت های مختلف انتظارات متفاوتی داریم، وقتی به مصاحبه در یک حوزه تخصصی خاص دعوت می شویم انتظار داریم مصاحبه کننده سوالات مرتبطی بپرسد. وقتی به تولد می رویم انتظار داریم غذاها یا سرگرمی های ویژه ای را تجربه کنیم و وقتی برروی یک لینک کلیک می کنیم، انتظار داریم با محتوایی که دنبالش هستیم، مواجه شویم.بسیار مهم است که صاحبان کسب و کار با شناخت عمیق نیازهای کاربران سطح قابل توجهی از انتظارات مشتریانشان در لحظه ورود و استفاده از وبسایت یا محصولشان، را برآورده کنند چرا که ممکن است کاربر برای برگرداندن احساس کنترل ضمن قطع ویدئو در مثال بالا، کاملا از وبسایت شما خارج شود.اگر بازدیدکننده ای احساس کند که وب سایت شما سعی دارد چیزی به آنها &quot;بفروشد&quot; یا آنها را مجبور به مشاهده محتوای خاصی کند، برای بازگرداندن کنترل، با جلوگیری عمدی از قرار گرفتن در معرض آن محتوا، مقاومت می کند. این در اعماق ناخودآگاه ما رخ می دهد و باعث ایجاد فعالیت های بیوشیمیایی می شود که بخشی از مکانیسم عصبی اولیه مغز ماست.تمرینات مغزیچرا ما در مواجهه با ویدئویی که به طور خودکار در وب سایت پخش می شود یا هنگام شنیدن زنگ هشدار تلفن همراه در وسط یک بعدازظهر آرام، اینقدر واکنش نشان می دهیم؟ به نظر می رسد دلایل ریشه در عمیق ترین نیازهای ماقبل تاریخی انسان دارد. انسان های اولیه دائماً در معرض تغییرات محیطی خود بودند، صداها یا مناظر غیر منتظره تنها یک معنی داشت: خطروقتی روی یک وب سایت به امید خواندن مقاله کلیک می کنیم و در عوض با یک ویدئو با صدای بلند روبرو می شویم، پاسخ ناخودآگاه ما چندان تفاوتی با رفتار نیاکان ما قبل از تاریخی ما ندارد.بدن ما  برای از بین بردن عوامل استرس زا واکنش نشان می دهد، زیرا ما نیاز داریم تا مطمئن شویم که افکار و رفتارهای ما با هم سازگار هستند، سپس به طور ناخودآگاه تصمیم خود را منطقی می یابیم.پاسخ به استرسویدئوهای خودکار تنها موقعیت های آنلاینی نیستند که واکنش های استرس زا را تقویت می کنند. گاهی بازدیدکنندگان در برخورد با صفحات بسیار طولانی وب، به ویژه آنهایی که نیاز به پیمایش بی پایان دارند، احساس می کنند کنترل از دستشان خارج شده است.گاهی کاربر شروع به اسکرول کردن می کند و در میانه راه حس می کند از موقعیت خود آگاهی ندارد، این یک پدیده کاملاً مدرن است، اما باعث ایجاد همان ترس هایی می شود که نیاکان ما هنگامی که در یک محیط خارجی بودند، تجربه می کردند، بعد از دور شدن از خانه ناگهان متوجه می شدند که نمی دانند چقدر از خانه و محدوده امن خود خارج شده اند.اجداد ما در دوران ماقبل تاریخ از نشانگرهای مسیر استفاده می کردند. وب سایت هایی که روانشناسی انسان را درک می کنند نیز می توانند کارهای مشابه انجام دهند:از منوهایی که در بالای صفحه ثابت می مانند استفاده کنند یا نشانگرهایی که نشان دهنده موقعیت کاربر هستند، تا کاربر احساس کند از موقعیت و وضعیت خود آگاهی دارد.از نقطه نظر تکاملی، اگر ما محیط خود را کنترل کنیم، شانس بیشتری برای زنده ماندن داریم در حالی که رفتار ما همیشه با تغییرات سازگار است اما ریشه های تکاملی ما همچنان بر رفتار ما تأثیر می گذارند.حتی اگر تهدید ها واقعی یا جدی نباشند، بدن ما در واکنش به تهدیدهایی که درک یا تصور می کند، همان واکنش های خودکار را نشان می دهد. نیاز به کنترل عمیقا در درون ما ریشه دارد و تأثیر ناخودآگاهی بر رفتار آنلاین ما دارد.</description>
                <category>ماریا زاهدی</category>
                <author>ماریا زاهدی</author>
                <pubDate>Mon, 20 Sep 2021 10:07:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اصطکاک در تجربه کاربری، خوب یا بد؟  - مروری بر 4 اثر مثبت اصطکاک در طراحی تجربه</title>
                <link>https://virgool.io/@mariazahedi/%D8%A7%D8%B5%D8%B7%DA%A9%D8%A7%DA%A9-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%AF-%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-4-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D9%85%D8%AB%D8%A8%D8%AA-%D8%A7%D8%B5%D8%B7%DA%A9%D8%A7%DA%A9-%D8%AF%D8%B1-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-lzku8y7nzjot</link>
                <description>اصطکاک در تجربه کاربری چیست و چرا ایجاد تعادل در استفاده از آن می‌تواند تجربه کاربران را بهبود دهد؟اصطکاک در تجربه کاربری به تعاملاتی گفته می‌شود که کاربران یک محصول را از دستیابی سریع و بدون مانع به هدف خود در یک رابط کاربری دیجیتال، بازمی‌دارد.دینا چایفتز – اینویژنآیا تاکنون به طراحی بسته‌بندی‌های قرص و تفاوت قرص‌های ورقه‌ای با قوطی‌های درپوش‌داری که گاهی بازکردنشان هم قلق خاصی دارد، فکر کرده‌اید؟با کدام یک از بسته‌بندی‌ها احساس بهتری دارید؟ برای برداشتن قرص از قوطی لازم است ابتدا با یک فشار به سمت پایین و چرخاندن، درب قوطی را باز کنید و سپس با یک لرزش دست قرص را کف دست بیندازید و هر تعداد قرصی را که نیاز دارید بردارید و بقیه را داخل قوطی برگردانید.طراح این قوطی‌ها مطمئناً با ایجاد اصطکاک و ایجاد وقفه، سعی در جلوگیری از مصرف اشتباه دارو داشته، ضمن اینکه به کاربر اجازه انتخاب و برگشت می‌دهد.اصطکاک در عصر طراحی‌های تختبا همه این تعاریف، ابزار و گوشی‌های نسل نو، گذر از سبک‌های واقعی‌گون و رسیدن به طرح‌های تخت و ساده، زدن یک دکمه برای تکمیل خرید و ... در جهت کاهش «اصطکاک» افزایش سطح تعاملات و تبدیل شدن کاربران به مشتریانی است که به دنبال ساده‌ترین و روان‌ترین مسیرها برای رسیدن به اهدافشان هستند. طراحان همواره تلاش کرده‌اند اصطکاک در تجربه کاربری و ایجاد وقفه در مسیر کاربر را کاهش دهند تا محصولی کاربردی و ساده طراحی کنند. نکتۀ قابل‌توجه بعد از این تعاریف، استفاده درست از اصطکاک در تجربه کاربری به‌عنوان یک ابزار قدرتمند در شکل‌گیری تجربۀ رضایت‌بخش است.در این مقاله چهار روش استفاده از اصطکاک در تجربه کاربری را معرفی می‌کنم که می‌تواند تجربه کاربران شما را به شکل قابل‌توجهی بهبود دهد.۱- اصطکاک می‌تواند مانع از انتخاب ناخواسته یا اشتباه کاربر شود.در صورتی که انتخاب غیر قابل برگشتی وجود داشته باشد، با به‌کارگیری پاپ‌آپ یا ریزه‌نوشتۀ تأیید در سفر مشتری، کاربر را متوقف کنید و اجازه دهید دربارۀ کاری که انجام می‌دهد فکر کند و عواقب ناشی از عملش را تحلیل و بازبینی کند.نمایی از نرم‌افزار طاقچه و استفاده از اصطکاک در تجربه کاربری در زمان حذف فایل کتاباین عمل در درازمدت احساس رضایت و امنیت را به کاربرانتان می‌دهد. البته بهتر است تا حد امکان عملیات برگشت به عقب (Undo) را طراحی کنید اما گاهی ممکن است به‌واسطۀ محدودیت‌هایی در کسب‌وکار یا سیستم، امکان ارائه این قابلیت وجود نداشته باشد.۲. اصطکاک در تجربه کاربری می‌تواند به کاربرانتان کمک کند تا برخی از مهارت‌هایشان را بهبود دهند.اصطکاک باعث افزایش بارِ شناختی می‌شود. این موضوع در محصولاتی که محتوای آموزشی یا سرگرمی دارند می‌تواند نتیجۀ نهایی را بهبود دهد.بازی‌ها مثال‌های خوبی هستند، بازی بدون اصطکاک جذابیتی ندارد. در طراحی بازی اصطکاک می‌تواند نقاط درد را به چالش‌های مهیج تبدیل کند. اصطکاک بسیار پایین باعث خسته‌کننده شدن بازی می‌شود، در حالی که اصطکاک بسیار زیاد باعث به چالش کشیده شدن بازیکن و ایجاد استرس زیاد می‌شود. اما وقتی صحبت از طراحی محصول کاربردی می‌شود، بین آنچه کاربران مهیج و ناامیدکننده می‌دانند مرز کوچکی وجود دارد بنابراین در طراحی محصولات کاربردی و متناسب با محتوای محصولتان حد تعادل استفاده از اصطکاک را در نظر داشته باشید.۳. گاهی اصطکاک باعث می‌شود کاربران احساس قدرت و رضایت از خود، داشته باشند.اثر IKEA یا اثر موفقیت :مردم برای آنچه که خودشان می‌سازند و برای به دست آوردنش تلاش می‌کنند، ارزش بیشتری قائل می‌شوند تا محصولاتی که توسط دیگران خلق شده‌اند، این اصل یکی از اساسی‌ترین اصول در تولید محصولات IKEA است و در زمینۀ محصولات دیجیتال هم بسیار کاربردی است.نتیجۀ بهره‌گیری از اصطکاک در تجربه کاربری محصولات ایکیاهرچه برای کاری زمان و تلاش بیشتری صرف کرده باشید احتمال اینکه از آن خارج شوید بسیار کمتر است.مردم عاشق موفقیت هستند زیرا احساس صلاحیت می‌کنند اما این نکته را در نظر داشته باشید که اصل IKEA تنها در موارد زیر عمل می‌کند:کاربر قادر باشد کاری را با موفقیت به پایان برساند.پاداشی که کاربر پس از اتمام کار دریافت می‌کند، بالاتر از میزان تلاشی باشد که انجام می‌دهند.ایکیا چطور از اصطکاک در تجربه کاربری استفاده می‌کند؟ کیک‌های شرم‌آور!مثالی جالب از اثر موفقیت می‌تواند پودرکیک‌های فوری Betty Crocker از شرکت جنرال میلز امریکا در ۱۹۵۰ باشد که با هدف صرفه‌جویی در وقت و انرژی تولید شد. پودر کیکی که مصرف‌کنندگان می‌توانستند فقط و فقط با افزودن آب یا شیر به پودر خشک، کیک خوش‌طعمی بپزند اما با کمال تعجب این محصول محبوبیت چندانی به دست نیاورد و در فروش بسیار ناامیدکننده عمل کرد.تیم محصول شرکت میلز بعد از تحقیقات روان‌شناسانه به این نتیجه رسیدند که زنان بعد از ارائه کیک بسیار خوشمزه‌ای که زحمتی برای آماده‌سازی‌اش نکشیده بودند احساس گناه یا فریبکاری می‌کردند، بنابراین میلز تصمیم گرفت فرایند پخت کیک را با افزودن چند مرحله طولانی‌تر کند تا مصرف‌کننده وقت بیشتری را برای پخت کیک صرف کند.۴. اصطکاک می‌تواند کیفیت محتوای تولید شده توسط کاربران را بهبود بخشد.استفاده درست از اصطکاک در تجربه کاربری سایت‌های محتوامحور یا سایت‌هایی که حاوی اطلاعات مهمی از کاربران است، می‌تواند تجربۀ کاربران را تا حد زیادی بهبود دهد.در این نوع از محصول، تیم طراحی باید برای حفاظت از اطلاعات کاربران و شناسایی کاربران از اسپمرها از راهکارهای امنیتی ویژه‌ای استفاده کند.نتیجه گیری«اصطکاک» شهرت بدی دارد اما مانند هر ابزار و راهکاری، استفاده به‌جا و مناسب از آن می‌تواند تجربه کاربری را بهبود دهد و برای کاربرانتان احساس رضایت و امنیت فراهم کند. در صورتی که از این روش در طراحی محصولتان استفاده کردید بهتر است آن را آزمایش و ارزیابی کنید تا از تأثیر مطلوب آن مطمئن شوید.اگر شما هم تجربۀ مواجهه با اصطکاک در یک محصول را داشته‌اید و به نظرتان تجربۀ خوبی برای شما ایجاد کرده است، با ما به اشتراک بگذارید.سایر منابع:Using Friction to Improve the User ExperienceWhen Friction In Design Is Good For UXIn EdTech products, friction can be good or bad. A balance of both is the answer.4 Ways Friction Can Improve UX3 ways friction can improve your UXاین مقاله برای اولین بار در مجله خانه تجربه نویسی منتشر شده است.</description>
                <category>ماریا زاهدی</category>
                <author>ماریا زاهدی</author>
                <pubDate>Wed, 16 Jun 2021 11:50:29 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>