<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های maryam</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@maryam.shirazi</link>
        <description>نوشتن تو ویرگول برام حس آدمی رو ایجاد میکنه که از یه جزیره نامه ای رو مینویسه و میذاره تو بطری و میندازه تو دریا؛ در حالی که نمیدونه چه کسی قراره اونو بخونه :)</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 17:17:49</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/246502/avatar/NPvKIE.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>maryam</title>
            <link>https://virgool.io/@maryam.shirazi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>کجا پول میدی برای یادگرفتن بازاریابی دیجیتال؟</title>
                <link>https://virgool.io/@maryam.shirazi/%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D9%BE%D9%88%D9%84-%D9%85%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-vbaa1ul31kxk</link>
                <description>با اینکه همیشه علاقه مند به یادگیری بودم اما تا چند وقت پیش برای شرکت توی دوره ها و کلاسهای آموزشی پولی پرداخت نکرده بودم (به جز سه ترم زبان انگلیسی). با خرید کتاب و مجله مشکلی ندارم اما راستش هیچ وقت قانع نشدم پول بدم و برم سر کلاس، بازاریابی یاد بگیرم (تو دانشگاه هم دانشجوی دوره روزانه بودم). بماند که زمانی تدریس تو دوره های مدیریت کسب و کار و دانشگاهها بخشی از شغلم بوده.عکس روی جلد کتاب خودمهتا اینکه متوجه شدم آقای طالبی دوره آموزشی آنلاین بازاریابی دیجیتال رو شروع کردن. شش یا هفت ماه بعد از شروع دوره بود که دیدم با توجه به کم شدن مشغله های کاریم میتونم تو دوره شرکت کنم و همسرم این دوره رو برام به عنوان هدیه تهیه کرد. منم با تاخیر چند ماهه تازه شروع کردم به دیدن ویدئوهای آموزشی دوره آنلاین بازاریابی دیجیتال و تمرین کردن چیزهایی که یاد میگیرم توی کسب و کار کوچیک خودم که یه سایت تو حوزه گردشگری و سفر به جلفا ست. جالبه حتی برای من که هم رشته تحصیلیم توی دنشگاه و هم سوابق کاری قبلیم مرتبط با بازاریابی بوده، همین ده جلسه اول هم کلی نکته آموزشی جدید داشته. به نظرم چند میلیون و زمانی که صرفش میکنم ارزشش رو داره. تو قسمت پرسش و پاسخها، لایوها و وبینارها و البته گروه تلگرامی دوره تجربیات زیادی رد و بدل میشن و واقعا مفید هستن. به نظرم این دوره آموزشی بازاریابی دیجیتال با توجه به آنلاین بودنش مزایای بیشتری حتی نسبت به دوره های حضوری آقای عادل طالبی داره. تنها چیزی که باید بیشتر بهش پرداخته بشه، به مظرم تعامل بیشتر در خصوص تمرینهاست.اولین دیدار حضوری با آقای طالبی-الکامپ، غرفه تیزلندراستی استفاد اشتراکی از دوره ممنوعه، اما من نمیتونم رعایت کنم. پسرم همراه من توی دوره ها شرکت میکنه. فکر کنم وقتی به دنیا بیاد صدای آقای طالبی رو بشناسه. چون تا اون موقع و حین آموزش فشرده من طی روزها و ماههای آتی بیشتر از صدای هر کسی، صدای آقای عادل طالبی رو میشونه:)</description>
                <category>maryam</category>
                <author>maryam</author>
                <pubDate>Fri, 16 Apr 2021 19:57:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه من از سوپرمارکتهای آنلاین در ایام کرونا</title>
                <link>https://virgool.io/@maryam.shirazi/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D9%88%D9%BE%D8%B1%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%85-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-wifzxdqudp9v</link>
                <description>با توجه به مجموعه شرایط و بدون در نظر گرفتن انتقادات احتمالی بعضی از دوستان باید بگویم از این به بعد خرید های سوپرمارکتی خودم رو از دیجی کالا انجام می دم. گاهی از اینکه صبح بشینی و با چند تا سایت کلنجار بری تا بتونی همه چیزهایی که میخواستی رو جمع کنی تو سبد خرید و دعا کنی که مشکلی نباشه تا بتونی خریدت نهایی بکنی، کلافه میشم.توی روزهای قرنطینه کرونایی خرید آنلاین تبدیل به یک توفیق اجباری شده. اگرچه من قبلاً هم خریدهای آنلاین زیادی داشتم اما با شرایط جدیدی که پیش آمده خرید های سوپرمارکتی هم به لیست خریدهای اینترنتی اضافه شده. با توجه به اینکه ما ساکن کرج هستیم، تعدادی از اپلیکیشن ها مثل سوپرمارکت آنلاین تزول هنوز کرج را پوشش نمی‌دهند و بنابراین دست ما به اندازه دوستان تهرانی برای خریدهای آنلاین در انتخاب باز نیست.سوپرمارکتهای آنلاین در کرجدر حال حاضر برای ما سه گزینه وجود دارد. افق کوروش، اسنپ مارکت و سوپرمارکت دیجی کالا. من تا قبل از این از اسنپ مارکت و از فروشگاه هایپراستار نزدیک خونمون خرید می کردم. تنوع کالاها قابل قبول بود، اگرچه کمی قیمت‌ها بالا بود. ولی اپلیکیشن اسنپ نسبت به افق کوروش یا همان اوکالا کارایی بهتری داشت و خرید کردن با اپلیکیشن اسنپ بسیار راحت‌تر است بود. اپلیکیشن اکالا با تأخیر بارگذاری می شد و اغلب تلا برای ورود به اکانت بی ثمر میماند. من یکبار بیشتر نتوانستم خرید کنم و تنوع کالاها هم در مقایسه با هایپر استار کمتر بود.امروز صبح هم آمدم که از اسنپ مارکت خرید کنم. تا اینکه یک مشکل قدیمی در اسنپ مارکت دوباره تکرار شد و آن هم اینکه امکان ارسال برای امروز وجود نداشت. ظاهراً این مشکل نه به دلیل تراکم بالای ارسالی ها در هایپر استار بلکه اینبار به دلیل تعطیلی هایپراستار اتفاق افتاده بود. البته قبلا هم این اتفاق پیش آمده بود که طی تماس با پشتیبانی و خروج از اکانت و ورود مجدد این مشکل را حل کرده بودند. دفعات قبلی ناشی از ایراد اپلیکیشن بود.تجربه خرید از سوپرمارکت اینترنتی دیجی کالا در کرجخلاصه آنکه امروز تصمیم گرفتم دیجی کالا را امتحان کنم.  برعکس موارد قبلی هم از نظر کارایی اپلیکیشن و خرید از روی سایت نسبت به دو گزینه دیگه بهتر بود و هم اینکه تنوع خیلی خوبی داشت. به عنوان مثال تو دو هفته اخیر من چندین بار می خواستم از هایپراستار صابون بخرم ولی متاسفانه از هیچ برندی موجودی نداشتن. اما روی سوپرمارکت دیجی کالا تنوع کالاها خیلی خیلی زیاده. همچنین در قسمت سبزی و میوه. قیمت ها هم مناسب تر از هایپراستار بود. نکته مهم و جالب این بود که تعداد زیادی سبزیجات متنوع با بسته بندی کوچک و پاک شده تازه (غیرمنجمد) رو هم ارائه می‌کرد. مثلاً کرفس، پیازچه، سبزی خوردن، شوید ، جعفری، ریحان، اسفناج، نعنا، سبزی دلمه خرد شده و ... . البته این ها به غیر از محصولات سبزیجات فریزری مرسوم است که در اغلب سوپرمارکت ها می بینیم. به ویژه برای خانواده های کم جمعیت مثل ما، بسته بندیهای کوچکتر از سبزیجات پاک شده خیلی لازم و به دردبخوره.تنوع سبزیجات تازه در سوپرمارکت دیجی کالاو البته یک امکان دیگر هم د ردیجی کالا برای مشتریان فراهم شده که من این گزینه را در اکالا و اسنپ ندیدم. شما به ازای خریدها و نظر ایی که بعد از خرید در دیجی کالا ثبت می کنید امتیاز دریافت می کنید. این امتیاز ها در قسمت دیجی کلاب دیجی کالا قابلیت تبدیل به جوایز مختلف را دارد. یکی از جوایزی که می توانید با استفاده از این امتیاز های جمع شده دریافت کنید کدهای تخفیف ویژه خرید های سوپرمارکتی هست. به عنوان مثال برای خرید های بالای ۵۰ تومن، بالای ۷۰ تومن، بالای ۱۰۰ تومن می توانید کدهای تخفیف به مبالغ مختلف از ۱۰ تومن تا ۳۵ هزار تومن را به صورت رایگان تهیه کنی.امیدوارم این تجربه باعث صرفه جویی در زمان و حوصله بشه برای دوستان کرجی و لازم نباشه هر سه اپ رو نصب و آزمون و خطا بکنن.شما هم نظراتتون رو بنویسید  :)</description>
                <category>maryam</category>
                <author>maryam</author>
                <pubDate>Mon, 16 Nov 2020 10:04:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>علم،ثروت یا هرچیز دیگه چطور قراره حالت رو بهتر بکنه؟ (نیم نگاهی به کتاب کیمیاگر)</title>
                <link>https://virgool.io/@maryam.shirazi/%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%DA%86%DB%8C%D9%87-%D8%B9%D9%84%D9%85-%DB%8C%D8%A7-%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D9%87%D8%B1%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D9%87-%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%84%D8%AA-%D8%B1%D9%88-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D9%87-%D9%86%DB%8C%D9%85-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%DB%8C%D9%85%DB%8C%D8%A7%DA%AF%D8%B1-d48frsqiukok</link>
                <description>چند وقت پیش کتاب کیمیاگر رو خونده بودم شاید دو سال پیش اما اخیراً به دلایلی احساس کردم خوبه که دوباره بخونم و کار خوبی بود.  خوشحال شدم از اینکه دوباره و دوباره خوندمش.کتاب درباره افسانه شخصی آدمها صحبت میکنه. اینکه چرا آدم ها لازم دارن افسانه شخصی شون رو پیدا و  زندگیش کنن و آدم هایی که اینکارو میکنن چه فرقی با دیگران خواهند داشت. شخصیت اول این داستان  پسری هست به نام سن دیگو که تو ۱۸ سالگی متوجه میشه که باید بره دنبال رویایی که داره. با خودم فکر می کنم ما کی قراره متوجه بشیم؟ برای من شاید بعد از ۳۰ سالگی وقت خوبی باشه که به این قضیه بپردازم. حتماً که زمان مناسب هر کس با دیگری فرق میکنه. شاید لازمه بتونیم کمی از روزمرگیها فاصله بگیریم (فقط کمی فراغت) تا بتوانیم به این موضوع فکر کنیم و بتونیم نشانه ها رو معنا کنیم برای خودمون. همان کاری که پسر جوان توی قصه میکنه. نشانه ها رو میبینه، بهشون اعتماد میکنه و راهش رو پیدا میکنه.کیمیاگر به پسر جوان میگه که قلب تو، تو رو راهنمایی خواهد کرد. اما جالبه که خیلی وقتها قلبمون ما رو از دنبال کردن نشانه ها باز می داره. به خاطر ترس هایی که داره. کیمیاگر میگه اگه حواست به قلبت باشه و همیشه باهاش صحبت بکنی اون دیگه به تو خیانت نمیکنه و تورو تشویق به دست کشیدن از رویات نمیکنه. البته که همیشه تلاش‌هایی در این راستا خواهد داشت اما وقتی اون رو بشناسی دیگه ازش رو دست نمی‌خوری.قلب سن‌دیگو بهش میگه که وقتی آدم‌ها کوچیکن و بچه هستن قلبشون با اونها زیاد صحبت میکنه. در مورد افسانه شخصی و رویاهاشون. اما هر چقدر که آدم بزرگ تر میشن قلب ها سعی می کنن کمتر از رویا و افسانه شخصی حرف بزنن. چون آدم ها به مرور از افسانه شخصی و رویاشون فاصله می‌گیرن، اگر قلب ها در این مورد صحبت بکنن آدم ها ناراحت میشن؛ چون نتونستن بهش برسن. و بنابراین رفته‌رفته قلب ها کمتر و کمتر به افسانه شخصی و رویاهای آدمها بها میدن و اینجوری ما هم رفته رفته از این موضوع دورتر و دورتر میشیم.امروز به یکی از اپیزودهای پادکست آماتوری در کارآفرینی را گوش می کردم اپیزود اول که مصاحبه با آقای عظیمی نامی بود. مجری پادکست از ایشون سوال کرد که از کجا بدونیم عاشق چه کاری هستیم و  آقای عظیمی پاسخ داد بعضی وقت ها در تنگنا بودن و بعضی وقتها به طور کامل محدودیتی را حذف کردن به ما کمک میکنه که بفهمیم واقعاً عاشق چه کاری هستیم. فرض کنید فقط شش ماه از عمرتون باقی مونده اون وقت میخواستین بقیه عمرتون رو چطور سپری کنین؟ اگر همه امکاناتی که می خواستید در اختیارتون قرار می گرفت دوست داشتنی چه کاری انجام بدید؟ جوابی که به این دو سوال میدین به احتمال زیاد لیستی از کارهایی هست که عاشقشون هستین.روانشناسی تو کلاس مشاوره به من گفت اگر رویا و افسانه شخصی آدمها به اندازه توان انگیزش اون باشه سبب آرامش و اطمینان خاطر در دوران کهنسالیشون ها خواهد بود. اما اگر بیشتر از تواناییشون باشد اونها رو دچار اختلال می کنه.گاهی مرز بین ما و رویامون فقط چند قدمه. اینجا مرز بین ایران و آذربایجانه. رود مرزی ارس، جلفابودن در مسیر افسانه شخصی باعث میشه رنج هایی که توی مسیر داری برات معنا پیدا کنه و تحملش آسون تر بشه.راستش فکر میکنم ما یه جای زندگیمون از رویاها و افسانه های شخصیمون با بعضیها صحبت میکنیم، بدون اینکه خودمون یا اون آدم بدونیم که واقعا اونچه که داریم دربارش حرف میزنیم رویا یا افسانه شخصی ماست. اگر خوش شانس باشین یه جایی یه دوست قدیمی به شما میگه که روزی به من گفتی دوست دارم چنین کاری بکنم و الان که میبینمت تو این مسیر هستی نه تنها تعجب نمیکنم بلکه خوشحالم.بعضیا میگن هدف و رویاشون شاد بودن و عاشق بودنه. میگن اگر هدف بذاری برای خودت دیگه از مسیر لذت نمیبری. به گمانم باید به این دوستان بگم که رویا و افسانه شخصی مسیری برای زندگی کردنه نه نقطه ای برای رسیدن...لطفا چند دقیقه به رویای خودتون فکر کنید و اگه دوست دارین اینجا بنویسین. شاید سالها بعد خودتون هم یادتون رفته باشه، اونوقت یکی یا خودتون اینجا میبینید و از بودن در مسیرش لذت میبرید...</description>
                <category>maryam</category>
                <author>maryam</author>
                <pubDate>Tue, 27 Oct 2020 14:29:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطوری قیدش رو بزنم؟ خیلی بهش وابسته ام... (بخش دوم روایت کتاب مینیمالیسم دیجیتال)</title>
                <link>https://virgool.io/@maryam.shirazi/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%82%DB%8C%D8%AF%D8%B4-%D8%B1%D9%88-%D8%A8%D8%B2%D9%86%D9%85-%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%B4-%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D9%85-hndrhpi86aau</link>
                <description>سال اول دانشگاه یه درس دو داحدی داشتیم با عنوان مبانی جامعه شناسی. با دکتر فرآذین عزیز. ایشون هیات علمی دانشگاه تبریز نبودن و استاد مدعو گروه اقتصاد و مدیریت بودن از یه دانشگاه دیگه. خیلی تلاش میکردن که ما رو تشویق بکنن به خوندن کتابهایی به غیر از منبع درسی. یک جمله از ایشون به یادگار دارم که میگفتن &quot;من روزنامه نمیخونم، رادیو گوش نمیدم و تلویزیون هم نمیبینم. چون همشون دروغ میگن. چرا باید درهای فکرم رو به سوی دروغهای دیگران باز کنم&quot;.اون موقع شبکه های اجتماعی مجازی با این کیفیت و کمیت مرسوم نبودن (سال 1384) و البته صحبتهای استادمون هم خیلی برای ما یا حداقل من مفهوم نبود. الان ارتباطی با اون استاد گرانقدر ندارم اما ضمن آرزوی سلامتی برای ایشان؛ گمان میکنم همین رژیم اخبار رو الان هم در خصوص شبکه های اجتماعی مجازی و سایر رسانه ها هم رعایت میکنن.روپشتی بافت مادر و فرش دستبافت مادرهمسر. چقدر دورمون میکنن گوشیها از درک زیبایی و حس خوب زندگی...یواش یواش کمش میکنم، دیگه فایده ندارهتغییر دادن آرام و تدریجی عادتها در زندگی دیگه سودی نداره. کال نیوپورت معتقده با توجه به جذابیت های مهندسی شده اقتصاد توجه در کنار راحتی استفاده از ابزارهای اون؛ ما هر بار پس از یه تغییر کوچیک به همون جایی برمیگردیم که اومدیم: سرگردانی در شبکه های مجازی و و قت گذرانی در سایتهای خبری و ... .بنابراین در مرحله پاکسازی دیجیتال توصیه می کنه به مدت ۳۰ روز به طور کلی از تکنولوژی های جدید دوری کنید. این تکنولوژی ها شامل فیسبوک، اینستاگرام، تلگرام، چک کردن مداوم اخبار در سایت های مختلف، توییتر و حتی بازی های دیجیتاله. این دوره مثل یک دوره سم زدایی هست. در یکی دو هفته اول، پاکسازی دیجیتال برای ما سخته اما بالاخره احساسات نا خوشایند تموم می شه و لذت استفاده از زمان هایی که آزاد شده خوشحالی مضاعفی برامون به ارمغان میاره. در پایان این دوره ما فعالیت‌هایی رو پیدا می‌کنیم که رضایت واقعی و نه گذرا و مجازی ایجاد می کنن و به ما امکان می‌دن تا زندگی بهتری بسازیم.تو این زندگی، فناوری فقط حمایتگر اهداف معنی دارتره. پس از تعطیلی ۳۰ روزه در گام نهایی پاکسازی دیجیتال، فناوری های اختیاری را با در نظر گرفتن چند نکته غربالگری می‌کنیم و به زندگی برمیگردونیم.  برای اینکه در مورد برگردوندن یا برنگردوندن یک فناوری اعم از اپلیکیشن یا هر نوتیفیکیشن اضافه روی گوشی موبایلمون تصمیم بگیریم، به چند چیز باید دقت کنیم.اول: این فناوری به درد چیزی بخورد که بسیار ارزشمند است است نه اینکه فقط چند مزیت داشته باشد.دوم: استفاده از تکنولوژی بهترین راه تحقق این ارزش باشد و اگر اینطور نیست راهکار دیگری را جایگزین کنیم.سوم: استفاده از این ابزار و فناوری با مشخص کردن زمان استفاده و نحوه استفاده از آن محدود بشود.رژیم اخبار و فناوری گرفتم و واقعا الان خوشحالمچند سالی هست که اخبار رادیو و تلویزیون رو گوش نمیدم. روزنامه هم خیلی ساله که نمیخونم. نه کاغذی و نه آنلاین.اخیراً توی فصلنامه ترجمان مقالات مفصلی خوندم در مورد اینکه چطور اخبار، ما رو تحت تاثیر قرار میده و علاوه بر اثرات روانی بدی که روی ما میذاره چطوری حتی فیزیولوژی مغز ما را هم تغییر میده. خوندن اخبار باعث میشه که دیگه نتونیم متن های بلند رو بخونیم و تحلیل های عمیق رو بررسی بکنیم؛ چون که ساختار مغز ما را به مرور به نحوی تغییر میده که علاقه داره صرفاً مطالب کوتاه و سطحی رو چک بکنه.یادداشتی روی سایت شخصی رولف دوبلی منتشر شده بود و آثاری رو که دنبال کردن اخبار توی زندگی ما می‌ذاره بررسی کرده بود. یکی از اونها این بود که &quot;دنبال کردن اخبار ما رو منفعل میکنه&quot; علتش هم اینه که قدیمی ها وقتی خبری می شنیدن در پی انجام عملی بر می­اومدن. اما امروزه ما خبرهای زیادی میشنویم که اولاً ربطی به ما نداره، یعنی ارتباط معناداری با زندگی ما برقرار نمی کنه و به علاوه قرار هم نیست ما کاری انجام بدیم. اینها باعث میشه که به قول نیوپورت ما دچار یه جور &quot;درماندگی خود آموخته&quot; بشیم. انفعال، سرخوردگی، افسردگی و در نهایت بی اعتنائی؛ ثمره دنبال کردن مداوم اخباره.به قول یک نفر دیگه شاید بهتره دانسته های ما در حیطه قدرت اختیار ما باشه، اینجوری عواقب روانی کمتری داره برامون.گوشی و اینستا و تلگرام و اخبار رو که بذاری کنار، فرصت میکنی چای بخوری با مربا و ترجمان بخونیتجربه شخصی من در پیاده سازی مینیمالیسم دیجیتال به این ترتیب بود که اولاً اتصال دائمی گوشی تلفن همراهم رو به اینترنت قطع کردم. تا قبل از این گمان می کردم خوب و لازمه اینترنت همیشه در دسترس من باشه (در واقع من همیشه در دسترس اینترنت بودم). اما تصمیم گرفتم اتصال اینترنت گوشی رو در حالت پیش فرض خاموش کنم. اولین مزیت مهم این انتخاب این بود که خودم رو از فشار ناشی از از نوتیفیکیشن های متعدد برنامه­های پیام­رسان خلاص کردم. به این ترتیب تنها زمانی که با انتخاب و به تصمیم خودم میخواستم به این برنامه‌ها سر میزنم.الان اول مهر ۹۹ هستیم و نزدیک به 5 ماه میشه که من تلگرام رو از توی گوشیم حذف کردم و به هیچ کدوم از سه تا اکانتی که داشتم اکانتهای شخصی و شغلی دیگه سر نزدم (به غیر از یک لاگین تو گوشی یه فرد دیگه برای اینکه هیستوری و اکانتم پاک نشه) . همچنین اینستاگرام خودم را هم حدود سه ماه هست که پاک کردم و فقط روی دسکتاپ و هفته ای پنج دقیقه و آن هم صرفا پیامهای شخصی را چک میکنم. (قبلا هم چند ماهی کلا اینستاگرام را تعطیل کرده بودم). قبلاً فکر میکردم دورشدن از این رسانه ها باعث میشه که در جریان اتفاقات نباشم و از چیزهای مهمی که دور و برم میگذره بی خبر بمونم، ولی تجربه چند ماه اخیر نشان داد که واقعاً چیزی را از دست نمیدم و برعکس چیزهای زیادی را هم می تونم با این شیوه به دست بیارم. زمان نسبتاً زیادی از وقت گذرونی توی فیلم های اینستاگرام و کانال های تلگرام آزاد میشه و میتونم این زمان را صرف خواندن کتاب و مقالاتی که بهشون علاقه دارم و یا ارتباط بیشتر داشتن با دوستان و عزیزانی که دوستشون دارم بکنم.خوشحالم که تونستم این رژیم مینیمالیسم دیجیتال و البته رژیم اخبار رو بگیرم. از اثری که داشته خیلی راضی هستم و امیدوارم بتونم ادامه بدم. چند وقت دیگه بازم گزارشم رو توی سایت در این مورد به اشتراک میذارم.این بخش سوم و آخر خلاصه کتاب مینیمالیسم دیجیتال نوشته کال نیوپورت بود.من سعی میکنم خلاصه ها رو با توضیح درسهایی که ازشون گرفتم و تو زندگیم اجرا کردم براتون تعریف کنم.قسمت اول این پست رو میتونید با عنوان شما هم احساس میکنید کنترلی روی زندگیتون ندارید؟و قسمت دوم رو با عنوان چه چیزی ما را اینقدر آسیب پذیر کرده؟در صفحه مریم شیرازی توی ویرگول دنبال کنید.</description>
                <category>maryam</category>
                <author>maryam</author>
                <pubDate>Sat, 10 Oct 2020 10:52:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه چیزی ما را اینقدر آسیب پذیر کرده؟ (بخش اول روایت کتاب مینیمالیسم دیجیتال)</title>
                <link>https://virgool.io/@maryam.shirazi/%DA%86%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D8%A8-%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87-tybclqx3x05b</link>
                <description>خودتان را به خاطر اینکه سر میز شام و یا موقع بازی با بچه هاتون مدام به گوشی نگاه میکنید سرزنش نکنید! اگر موقع صحبت جدی با همسرتون مدام پستها و استوریهای اینستاگرام و گروه تلگرام رو چک می کنید باز هم خودتون رو سرزنش نکنید؛ البته تا وقتی که این کتاب رو نخوندید:) چرا که تا قبل از این فرض می کنیم شما فردی هستید که در یک جبهه جنگ در نبرد نابرابر با سربازان مسلح گیر افتاده.قبل از اینترنت چه کار می کردید؟یادمه یک بار در فصلنامه ترجمان مقاله ای خوندم با این عنوان که قبل از اینترنت چه کار می کردید؟ توی این مقاله اشاره شده بود به این که نسل ما آخرین نسلی هست که دوران سرگرمی و زندگی بدون اینترنت رو به یاد میاره. نسلی که به خاطر داره وقتی که اینترنت نبود (برای مادر دسترس نبود) مردم چطور با همدیگه تعامل می‌کردند، از حال هم دیگه خبر می گرفتند، روابط خودشان را گسترش می دادند و حفظ می کردند، در ایام فراغت و بیکاری چطور خودشون رو سرگرم و حتی کار میکردن. بچه‌هایی که از این به بعد متولد میشن هیچکدام همچین خاطره ای ندارن.ما چرا به سراغ شبکه های اجتماعی مجازی رفتیم؟ما اون گروهی هستیم که استفاده از گوشی‌های هوشمند و اپلیکیشن های شبکه های مجازی رو با این هدف که بیایند و کنترل زندگی ما و مغز ما را به دست بگیرند انتخاب نکردیم. حتی هدف سازندگان این برنامه‌ها و سازنده اولین آیفون (اولین گوشی هوشمند) هم چیزی متفاوت از آنچه که امروز داریم بود. فیس بوک برای جوانان و دانشجویان در سال ۲۰۰۴ تنها یکی از سرگرمی های موجود بین گزینه های دیگر بود. فیس بوک چیزی نبود که قرار بشه ساعتهای زیادی رو در اون بچرخیم. اون فقط تازگی داشت. اما سه سال بعد  یعنی سال 2007 که اولین آیفون رونمایی شد قدرت این دو دست به دست هم داد. قرار بود فیس بوک جایی باشه که وقتی لازم داریم با یکی از هم دانشگاهی های قدیمی مان ارتباط برقرار کنیم بتونیم اونجا پیداش کنیم؛ نه اینکه روزی دو ساعت در بین صفحات افراد مختلف که حتی نمی شناسیم چرخ بزنیم.آیفون هم وقتی رونمایی شد مهمترین مزیتی که برایش ذکر می‌شد این بود که دیگر لازم نیست یک گوشی تلفن همراه و یک آیپاد را با خودمان حمل کنیم. به قول مرحوم استیو جابز این بهترین آیپادی بود که تاکنون ساخته بودند. به همین راحتی ما به دلایلی جزئی یک سری تکنولوژی‌های جدید را به زندگیمان وارد کردیم و یک روز صبح بیدار شدیم و دیدیم که آن محصولات جزئی در مرکز زندگی ما قرار گرفته اند. اگر بگوییم در حال حاضر این فناوری ها نحوه رفتار و افکارمان را به ما دیکته می کنند سخنی به گزاف نگفته ایم. تا حدی که مجبوریم فعالیت های ارزشمند مان را حذف کنیم تا بیشتر از آنها استفاده کنیم و در نهایت احساس بدی داشته باشیم که کنترل اوضاع از دستمان خارج شده است و هر روز این حس بد به شکلی خود را نشان میدهد.چرا نمیتونیم از نگاه کردن به صفحه گوشی مون دست برداریم؟اگرچه کلمه اعتیاد کمی ترسناک است اما روانشناسانی که بر روی پروژه های مرتبط با تاثیرات استفاده از شبکه‌های اجتماعی در زندگی ما تحقیق می کنند کار خودشان را در زمره علم اعتیاد دسته بندی می‌کنند. به اعتقاد آنها وقتی فرد از ماده ای استفاده می‌کند یا رفتاری انجام می‌دهد که با وجود عواقب زیان آور، پاداش‌های آن انگیزه‌ای قانع کننده برای ادامه رفتار به طور مداوم فراهم می کند؛ پس این فرد درگیر اعتیاد به مواد یا اعتیاد رفتاری شده است. نکته مهم درباره ما این است که ما با پاداش های متناوبی که میگیریم و انگیزه جلب تایید اجتماعی این رفتار نامناسب را به طور مداوم تکرار میکنیم. این دو عامل در در ادامه رفتار ما برای استفاده اعتیادگونه از گوشیهایمان خیلی اهمیت دارند.تاجران اقتصاد توجه، و رقابتی که برای به دست آوردن ارزشمندترین دارایی جهان دارن...پاداش گرفتن چطوری باعث میشه وقت یشتری توی گوشیهامون تلف کنیم؟دکمه های لایک، قلب یا ریتوییت همان کاری را انجام می‌دهند که قرار است به ما پاداش بدهد. پاداش هایی که پیش‌بینی ناپذیرند. و به گفته روانشناسان پاداشی که پیش بینی ناپذیر باشد با ترشح دوپامین بیشتر، اشتیاق بیشتری در ما برای تکرار یک عمل ایجاد می‌کند. و این یعنی ارسال پست در رسانه‌های اجتماعی نوعی قمار کردن است.البته پاداشهای ما محدود به لایک و کامنت نمی‌شود. وقتی وارد یک صفحه در سایت یا یک پست مخصوص در یک صفحه اینستاگرام می شویم و سپس به راحتی لمس یک دکمه؛ با پست های جذاب مواجه و مشغول میشویم، ناگهان به خودمان می­آییم و میبینیم نیم ساعت از وقتمان را برای یک کار دو دقیقه ای صرف کرده‌ایم. در واقع همین پاداش گرفتن باعث این رفتار ما شده است در حال که از آن بیخبریم.باید خودی نشون بدم...دومین چیزی که باعث میشه رفتار ما در استفاده از شبکه های اجتماعی شکل اعتیاد به خودش بگیره واقعیت مهمی با این عنوان است که ما موجوداتی اجتماعی هستیم و نمی‌توانیم تفکر دیگران درباره خودمان را نادیده بگیریم. از زمان پارینه سنگی تا به امروز ما نیاز به تایید اجتماعی از جانب اعضای قبیله خودمان داشتیم. چون بقای ما به این بستگی داشت. بنابراین نیروی قدرتمندی در پس از اعتیاد رفتاری ما به استفاده از این شبکه های اجتماعی وجود دارد که به قرنها پیش بر می گرده و متعلق به امروز و دیروز نیست.وقتی پستی روی اینستاگرام می گذاریم بدون تردید منتظر دریافت لایک، کامنت و بازنشر این پست توسط دوستانمان هستیم و این یعنی منتظریم که تایید اجتماعی مورد نظرمان را دریافت کنیم. (ما هم همین انتظارات را از دوستانمان داریم) و این چیزیه که اصلاً نباید آن را دست کم بگیریم. تکنولوژی در استفاده از این غریزه جلب تایید مهارت بسیاری پیدا کرده. وقتی ما کسی را در عکسهای اینستاگرام تگ یا منشن میکنیم و یک اعلان برای دوستان ما ارسال می شود آنها را به شدت خوشحال می کند. و به همین دلیل هم هست که انجام این کار در شبکه های اجتماعی روز به روز آسان تر می شه. حالا این نرم افزارها با الگوریتم های پیشرفته تشخیص تصویر تقریباً این کار را به طور خودکار انجام می دن و فقط از شما می پرسند که آیا می خواهید فلان شخص را تگ کنید یا خیر؟ به همین راحتی. و این چرخه ادامه پیدا میکنه. سرمایه‌گذاری بر روی توسعه این ویژگی شبکه های اجتماعی فقط برای استفاده مفیدتر نیست؛ بلکه برای تقویت بخش اعتیادآور این برنامه ها انجام گرفته.مسابقه تسلیحاتی نابرابر: مصرف کنندگان ساده دل و تاجران اقتصاد توجهحالا عبارت مسابقه تسلیحاتی نابرابر معنای واقعی خودش را به ما نشان داده. میبینید ما در برابر شرکت‌هایی که از نقطه ضعف ما در نیاز به تایید اجتماعی و علاقه به پاداش های پیش بینی ناپذیر برای به دست آوردن توجه ما استفاده می‌کنند؛ واقعاً بی دفاع هستیم. این غریزه و تمایل، سالیان و قرن های متمادی با ما رشد کرده و ریشه در وجود ما دارد. و اینک تاجران اقتصاد توجه دقیقاً دست روی نقاطی گذاشته‌اند که به راحتی با تحریک آن ها میتوانند کنترل ما را به دست بگیرند. پس این بار که خواستید خودتان را به خاطر اسیر شدن در چنگال فناوری سرزنش کنید این نکته را به یاد بیاورید و مطمئن باشید که برای پیروز شدن در این جنگ تسلیحاتی نابرابر شما هم به یک استراتژی جدی و برنامه ریزی دقیق نیاز دارید. در پست بعدی بیشتر در این مورد صحبت می‌کنیم و استراتژی کارآمد مقابله با این معضل بزرگ را باهم تمرین میکنیم.</description>
                <category>maryam</category>
                <author>maryam</author>
                <pubDate>Mon, 05 Oct 2020 18:55:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شما هم احساس میکنید کنترلی روی زندگیتون ندارید؟ (چرا کال نیوپورت کتاب مینیمالیسم دیجیتال را نوشت؟)</title>
                <link>https://virgool.io/@maryam.shirazi/%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D9%87%D9%85-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%84%DB%8C-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%AA%D9%88%D9%86-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AF-btxnba6f69c1</link>
                <description>خودتان را به خاطر اینکه سر میز شام و یا موقع بازی با بچه هاتون مدام به گوشی نگاه میکنید سرزنش نکنید! اگر موقع صحبت جدی با همسرتون مدام پستها و استوریهای اینستاگرام و گروه تلگرام را چک می کنید باز هم خودتون رو سرزنش نکنید؛ البته تا وقتی که این کتاب رو نخوندید :)   چرا که تا قبل از این فرض می کنیم شما فردی هستید که در یک جبهه جنگ در نبرد نابرابر با سربازان مسلح گیر افتاده.کال نیوپورت، نویسنده کتاب مینیمالیسم دیجیتالمینیمالیسم دیجیتال از اون کتاب هایی بود که رکورد زمان من رو در خوندن جابجا کرد. همیشه سرعت بالایی در خوندن دارم و این موجب تعجب کسی میشه که اغلب اوقات می‌خواهیم یک متن را با هم دیگه از روی از روی برگه کاغذ یا صفحه مانیتور یا گوشی بخونیم. ولی کتاب مینیمالیسم دیجیتال چندین روز طول کشید و با اینکه 230 صفحه بیشتر نبود اما حدود دو هفته برای من طول کشید که بتونم بخونمش. دلیلش هم این بود که مطالب کتاب واقعاً خیلی عمیق و خیلی عالی بودن. لازم بود هر فصلی رو که میخونی یه بار برگردی مرور کنی و بعد ادامه فصل رو بخونی.هدف نویسنده تو کتاب مینیمالیسم دیجیتال اینه که به ماهایی که مصرف‌کنندگان به قول ایشان اقتصاد توجه هستیم نشون بده که چرا نمیتونیم از توجه کردن به صفحه موبایلمون و سایر فناوری های دیجیتال پرهیز کنیم؟ کال نیوپورت  ما را با حقایقی که در پس این محصولات هست آشنا می کنه و کمک می کنه که بتونیم به زندگیمون نظم و سر و سامون بدیم و به اصطلاح کنترل زندگی خودمون رو دوباره به دست بگیریم.نویسنده میگه دلیل نوشتن کتاب مینیمالیسم دیجیتال این بوده که پس از نوشتن کتاب کار عمیق فیدبکهایی گرفته که نوشتن کتاب جدیدش رو الزامی میکرده.  در کتاب کار عمیق به توضیح روش هایی برای عمیق تر کار کردن پرداخته، و سعی کرده به مخاطبانش توضیح بده که چیزهایی مثل ایمیل‌ها و نوتیفیکیشن های تلفن همراه چطوری باعث می‌شن تا ما در کار خودمون دچار پراکندگی و عدم تمرکز بشیم. حالا فیدبک هایی از خوانندگان کتاب کار عمیق گرفته که به ایشون گفتن شما که در مورد زندگی کاری ما هشدار دادی و راه هایی رو نشون دادی تا بتونیم عمیق تر کار کنیم و نگذاریم این ابزارهای حواس پرتی تمرکز ما را به هم بزنن، چرا مشکل بزرگتر ما رو ندیدی؟ ما احساس می‌کنیم که تو زندگی شخصی­مون دیگه کنترلی نداریم.نویسنده میگه چون خودم زیاد اهل رسانه هایی مثل فیسبوک و توییتر نبودم، این موضوع در ابتدا به نظرم جالب اومد.  با بررسی‌هایی که انجام دادم متوجه شدم که واقعاً این مسئله برای خیلی‌ها مشکل بزرگیه. مردم  دوست دارن راهی پیدا کنن تا اون رو حل کنن. البته عقیده و ایده ای که کتاب در پی اون هست به هیچ عنوان پشت کردن به فناوری های جدید و یا برگشتن به دوران قبل از دیجیتال نیست. بلکه برعکس این کتاب معتقد به نگرش مینیمالیسم دیجیتاله که به ما کمک می‌کنه تا برای استفاده از فناوریها تصمیم بهتری بگیریم.این پست برای معرفی اولیه کتاب بود. در پست بعدی خلاصه کتابر رو براتون مینوسم. و در ادامه تجربیات خودم رو از مینیمالیسم دیجیتال براتون تعریف میکنم.</description>
                <category>maryam</category>
                <author>maryam</author>
                <pubDate>Sat, 26 Sep 2020 13:13:35 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>