<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های maryam_fayaz</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@maryamfayaz</link>
        <description>در آرزوی نویسندگی/مترجمی/ روانشناس و عکاس شدن</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 03:13:15</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/262251/avatar/ClBvhh.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>maryam_fayaz</title>
            <link>https://virgool.io/@maryamfayaz</link>
        </image>

                    <item>
                <title>طنز انتخاباتی</title>
                <link>https://virgool.io/@maryamfayaz/%D8%B7%D9%86%D8%B2-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AA%DB%8C-vrkzyg2tpzy6</link>
                <description>امروز رفتم که رای بدهم فی الواقع در انتخابات حضور پرشور داشته باشم رای به چی؟به شخصی که ۴ سال اختیار کتلت کردن مغز و زندگیمان را در دست بگیرد شایدم ۸ سال!۸ سال؟؟؟ بعید هم نیست تقریبا تمام رییس جمهورات ما ۸ ساله ان هم سنوات خدمت گیریشان هم سن عقلیشان...حقیقتاً عقل هم خوب چیزی است.خدا رحمت کند مادربزرگ هاجر خانم،همسایه طبقه پایینمان را، میگفت بچه که کار اشتباهی کرد نزنید پس کله اش عقلش میرود به شکمش و شکمش بیش از عقلش کار میکند بالعکس عمل کنید که  عقلش از شکمش بیشتر کار کند. حالا که نگاه میکنم حق میگفت حاج خانم اکثر رییس جمهوراتمان فربه بوده اند یحتمل شکمشان بیشتر کار میکند که وضعیت مملکت اینگونه قهوه ای است.اما از حق نگذریم چاق ها مهربانند شما تا به حال دیده اید یک چاق و چله دعوا کند،حاشا کند، جنگ کند چاق ها یک گوشه می نشینند و دوغشان را می نوشند تازه از گرانی ها هم صبح جمعه باخبر میشوند.حق هم دارند مگر نشنیده اید که حسنی به مکتب نمی رفت وقتی میرفت جمعه می رفت بینوا صبح جمعه در راهِ رفتن به مکتب بنزینش تمام شده و به پمپ بنزین مراجعه کرده است و از گرانی باخبر شده است. گرانی ها هم جان ما معمولی هارا به لب رسانده دو روز پیش رفته بودم داروخانه ماسک و اسپری الکل بخرم متصدی گفت پول خُرد ندارم دو تا چسب زخم داد پرسیدم چسب زخم دانه ای چقدر است گفت ۵۰۰تومان وجه رایج مملکت‌. مرد حسابی ۱۰۰۰تومان پول خرد شده است؟؟ اصحاب کهف این چنین نقره داغ افزایش قیمت ها نشدند. اکنون خفتگان کهف هستیم و بیدار شدیم و لاجرم  که فشار های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی را نیز پذیرا شدیم حالا سکان دارمان مردی دیگر است نمیدانم در پایان دوره خدمات ایشان ۲۷ ساله هستم یا ۳۱ ساله اما امیدوارم دهشت زده از خواب برنخیزم و ببینم ای داد که عمری رفت و خفته تر از خفتگان بوده ام یا هم لاجرم تر خود را به خواب زده بودم. راستی رای من رتبه دوم را در انتخابات کسب کرد رای تو چطور؟)):</description>
                <category>maryam_fayaz</category>
                <author>maryam_fayaz</author>
                <pubDate>Mon, 21 Jun 2021 02:22:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مریم بانو</title>
                <link>https://virgool.io/@maryamfayaz/%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%88-yfqfqmmlxxmy</link>
                <description>مریم قشنگ ترین اسمیه که شنیدم خوش آهنگ ترین خوش آوا ترین مریم از اون اسم هاست که بوی زندگی میده، مریما همشون خانومن همشون مهربون و گرمن مریما... خوشگل ترین مامانای دنیاندیدی یه وقتایی وسط تنهایی و حال خرابیات یهو  حس میکنی تو پناه و آغوش یکی هستی و حسابی دلت گرم میشه مریما همون فرشته هایین که وسط تنهایی یادشون همچین حسی میده بهت و میتونی تا آخر عمرت فاصله بین ابرو تا گونشونو زندگیی کنیآخ که معصومیت چشمای مریما چه پدری از بی صاحاب دل ما مردا در میارهمیدونی کی اینو فهمیدم؟۲۲ سال اسم مامانم مریم بود و برام یه آدم عادی اما واسه بابا...آقا زد و مریم بانو اومد تو زندگیم به خودم اومدم دیدم ای دل غافل مریم بانو قلب یخ زده و سنگی مارو قاپیدهزیاد نموندا دوسالی بود و بعد... یه روز چشامو باز کردم دیدم وسط چله تابستون بدجوری سوز افتاده به تنم دیدم دیگه دنیا قشنگ نیست دیدم غذاها دیگه خوشمزه نیستن دیدم زندگی دیگه بوی زندگی نمیده نگاه مریما سنگ رو هم پنبه میکنه، حیف، همون پنبه سر بریدشمریم بانو خسته شده بود ، آروم و بی سر و صدا رفت </description>
                <category>maryam_fayaz</category>
                <author>maryam_fayaz</author>
                <pubDate>Wed, 09 Jun 2021 23:31:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دوای دل شکسته</title>
                <link>https://virgool.io/@maryamfayaz/%D8%AF%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%84-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D9%87-x9sz20xurcum</link>
                <description>برادرم ۱۰ روزی میشد که با نامزدش بهم زده بود.روزا آفتاب نزده از خونه میزد بیرون شب که میشد با بوی سیگار و مشروب مست لایعقل برمیگشت.فکر میکردم فقط من از دردش خبر دارم... شبا از تو اتاق صدای هق هق و به قول خودش &quot; آهنگ های ممنوعه&quot; میومد ممنوعه یعنی فقط و فقط با عشقش گوش میکرد جیگرم کباب بود براش دیگه نمیخندیدد.یا حرف نمیزد یا اونقد آروم و بی رمق که دل نمیکردم دوباره بپرسم چی گفتی؟؟یه شب پدربزرگم اومد خونه ما طبق معمول آرش تو حال بی نوایی خودش. خیلی ضعیف و لاغر شده بودپدربزرگم یه نگاهی بهش انداخت و گفت دوای دل خراب و داغون یخچال پر و پیموناز اون موقعس هر وقت دلم میگیره از مشکلات اول میرم خرید واسه یخچال خونههمیشه هم جوابه:)#sherdoon</description>
                <category>maryam_fayaz</category>
                <author>maryam_fayaz</author>
                <pubDate>Mon, 02 Nov 2020 01:34:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>#شب_دوم</title>
                <link>https://virgool.io/@maryamfayaz/%D8%B4%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%85-udczf91u8r2b</link>
                <description>دومین شبی است که نبودت را تجربه می کنمحالم بد است؟؟نمیدانماز تو متنفرم؟؟هرگززخیانتت را پذیرفتم؟؟هرگز هرگز هرگز عرشیای من یک عاشق واقعیست محال ممکن است دستم را رها کند به امید گرمای دستی دیگراما انگار یک حقیت وجود دارد تو رفته ای... رفته ایتراپیستم میگفت بر هر حادثه ای دو حالت وارد است: یا قابل حل است یا قابل تحملمن که گفتم تو بماان ...حلش می کنیممن را گذاشته ای اینجا... تنها تر از همیشه هدیه هایت را پس فرستادم به زودی به دستت میرسدمیدانی...دیدنشان قلبم را میفشارد .دریغ از آن که یادگاری ات برایم صدای چاووشی استهمان که دلت برایم ضعف میرفت و میخواندی:(دوست دارم نگات کنمم تا که بی حال بشمم)</description>
                <category>maryam_fayaz</category>
                <author>maryam_fayaz</author>
                <pubDate>Wed, 28 Oct 2020 21:08:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دلنوشته</title>
                <link>https://virgool.io/@maryamfayaz/%D8%AF%D9%84%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-pllqpwsg4ulu</link>
                <description>یک روز میروم...اشک هایم را....دلتنگی هارا...تنهایی ام را بقچه می کنم و بغل می گیرم.داغ عشق نا فرجام را به دوش می کشم؛ دست غم هایم را میگیرم و میروم.اما؛ قلب تکه پاره ام را میگذارم اینجاحتما شنیده ای&quot; هر چیز که خوار آید یک روز به کار آید&quot;شاید که  روزی قلب کهنه من در بیابان خاطر تو نعمتی شود#خود_نویس</description>
                <category>maryam_fayaz</category>
                <author>maryam_fayaz</author>
                <pubDate>Tue, 29 Sep 2020 11:34:48 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>