<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مریم منصوری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@maryammansouri</link>
        <description>مریم منصوری نقاش و هنرمند برجسته ایرانی و موسس آموزشگاه هنرهای تجسمی تیراژه هنر می باشد که آثار وی در کشورهای مختلف جهان در نمایش عموم قرار گرفته است.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-12 06:19:42</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1611277/avatar/PKb6nY.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مریم منصوری</title>
            <link>https://virgool.io/@maryammansouri</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مریم منصوری نقاش</title>
                <link>https://virgool.io/@maryammansouri/%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D9%85%D9%86%D8%B5%D9%88%D8%B1%DB%8C-l3txsq9p3r5x</link>
                <description>مریم منصوری کیست؟مریم منصوریمریم منصوری نقاش و هنرمند برجسته ایرانی می باشد که آثار وی در کشورهای مختلف جهان در نمایش عموم قرار گرفته است.مریم‌منصوری موسس آموزشگاه هنرهای تجسمی تیراژه هنر بوده و عنوان استاد برتر تهران در جشنواره هنری را کسب نموده است.برگزاری نمایشگاه های متعدد در ایران و دیگر کشورها، برگزاری کلاس های نقاشی در سبک های متفاوت، پرورش شاگردان هنرمند برجسته در تهران از دستاوردهای ایشان می باشد.دوران کودکی مریم منصوریخانم مریم منصوری، متولد ۱۳۵۶ شهر تهران، کشور ایران است.وی از کودکی علاقه زیادی به نقاشی داشت. به صورت تفریحی کلاس های نقاشی را در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان گذراند. سرگرمی دوران کودکی اش کتاب‌های تصویری بود. داستان هایی را که ساخته ذهن خود بود، به تصویر می‌کشید. اوضاع جامعه و کشور در حال جنگ و تازه انقلاب دیده آن دوران، فرصتی برای نشان دادن این کتاب های کوتاه تصویری او فراهم نکرد.تحصیلات مریم منصوریمریم منصوری در رشته علوم تجربی در دبیرستان تحصیل کرد و در سال ۱۳۷۴ دیپلم علوم تجربی را اخذ نمود. وی در همان سال در دو رشته پرستاری تهران و مهندسی علوم و صنایع غذایی در دانشگاه پذیرفته شد .در رشته مهندسی تحصیل کرد و در سال 1378 در رشته کارشناسی مهندسی صنایع غذایی فارغ التحصیل شد؛ اما همچنان هنر و به خصوص نقاشی، جایگاه ویژه ای در ذهن او داشت.در طول این مدت، کلاس های آزاد هنری را در آموزشگاه های مختلف شرکت می‌کرد و به صورت جدی نقاشی و طراحی می‌کرد. بعد از اتمام رشته مهندسی، به هنر آکادمیک برگشت و دانشجوی هنرهای تجسمی، در جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران شد. در این دوران از تجربه استادان زیادی بهره گرفت. از جمله استاد مصطفی حسینی، استاد داریوش حسینی، استاد محمد خلیلی استاد،استاد واهیک وارطانیان و دیگر اساتید بزرگ آن زمان.گرایش های هنری مریم منصوریمریم‌منصوری در زمینه طراحی، مبانی رنگ، رنگ شناسی و تاریخچه هنر و تکنیک های رنگ، پژوهش و مطالعه می‌کند.مریم منصوری نقاشتجربیات خاص هنری درباره مریم منصوریاز نکاتی که میتوان درباره مریم منصوری بدان پرداخت، اشخاص تاثیرگذار در زندگی هنری ایشان می باشد. استاد داریوش حسینی، یکی از اثر گذاران روش هنر آموزی منصوری مریم بود. به توصیه راهبردی ایشان ،طراحی به تعداد زیاد و روزهای طولانی، حتی «یکصد طراحی»، فقط از یک سوژه، باعث گردید که ایشان قلم توانایی در طراحی داشته باشد.?منصوری به طراحی به عنوان فونداسیون و ریشه نقاشی، بهای جدی داده و کماکان طراحی آزاد و تمرین و ممارست فراوان در طراحی، سرلوحه کار ایشان می باشد. این دوران جزو پرکارترین روزها در زندگینامه مریم منصوری بود.شروع دوران حرفه ای نقاشی مریم منصوریمریم‌منصوری کم کم در حین دانشجویی و انجام پروژه ها، شروع به تدریس هنر نقاشی و برپایی نمایشگاه‌های هنری نمود.برگزاري نمایشگاه توسط منصوری مریمنمایشگاه های ایشان در رشته های مختلف و به صورت گروهی آغاز گردید.نمایشگاه های مریم منصوریاولین نمایشگاه مریم منصوری، در نگارخانه گلبرگ با استقبال مردمی خوبی مواجه شد. تابستان سال ۱۳۸۱ به مناسبت روز زن و روز مادر، نمایشگاه گروهی بانوان هنرمند، در نگارخانه گلبرگ برگزار شد. این نمایشگاه با اقبال و توجه صدا و سیمای ایران مواجه گردیده و از طرف تلویزیون، گزارش جامع و مفصلی در مورد این نمایشگاه، تهیه و پخش شد.اولین مصاحبه مریم منصوری نقاش در تلویزیون، با عنوان هنر و نقش آن در زندگی بانوان، در همین نمایشگاه صورت گرفت.بعد از این نمایشگاه، نقاشی و هنر برای مریم‌منصوری شکل و شمایل بسیار جدی تری گرفت. چندین آموزشگاه از وی برای تدریس گروهی دعوت نمودند. منصوری که دانشجو بود به صورت همزمان تدریس هم می‌کرد. این دو کار همزمان، کمک بسیار خوبی برای بالا بردن تجربه کاری وی بود.در سال ۱۳۸۳ مریم منصوری نقاش در دومین جشنواره هنری به عنوان استاد برتر تهران انتخاب گردید.کارگاه های آزاد هنری منصوریاز سال ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۴ دوران ویژه کسب تجربه و یادگیری هنر نقاشی بود. شرکت در کارگاه های آزاد هنری و رنگ گروهی، دورانی طلایی در بیوگرافی مریم منصوری رقم زد.تاسیس آموزشگاه هنرهای تجسمی تیراژه هنر توسط مریم منصوریمریم منصوری در سال ۱۳۸۴ تصمیم گرفت در آتلیه شخصی خود مشغول به کار شود. به همین منظور ایشان درخواست ثبت «آموزشگاه هنرهای تجسمی تیراژه هنر» را به وزارت فرهنگ و ارشاد ایران ابلاغ نمود.برای تاسیس آموزشگاه، به غیر از سوابق و مدارک هنری، امتحانات تئوری و علمی در محضر اساتید تراز اول هنری ایران نیاز بود. ایشان پس از گذراندن موفقیت آمیز آزمون تئوری، آزمون عملی را هم با موفقیت گذراند. در سال ۱۳۸۴ موفق به اخذ «درجه ۲ هنری» گردیده و مجوز تاسیس آموزشگاه هنرهای تجسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد ایران را دریافت نمود.از سال ۱۳۸۴ هنر نقاشی، جزء جدایی ناپذیر زندگی مریم منصوری شد. در طول این مدت ایشان نمایشگاه‌های گروهی زیادی را، با شاگردان خود، در نگارخانه های تهران و دیگر نمایشگاه های خصوصی برگزار نمود.ایشان در سال ۱۳۸۵ تحت عنوان «تیراژه هنر»، با شاگردان خود، نمایشگاه گروهی واقع در نگارخانه آبی برگزار نمود. از آن پس هر ساله، معمولاً اوایل فصل تابستان، نمایشگاه‌های گروهی ایشان با شاگردان آموزشگاه تیراژه هنر، در نگارخانه های تهران برگزار می شد.خوشبختانه با استقبال و علاقه‌مندی هنرجویان فراوان، آموزشگاه هنرهای تجسمی “تیراژه هنر”، به یکی از مجامع شلوغ هنرمندان در مرکز شهر تبدیل شد.سال ۱۳۹۰ نمایشگاه انفرادی ایشان، در نگارخانه مانی بود. این نمایشگاه، همراه با ۴۰ اثر، با استقبال زیادی از طرف علاقه‌مندان روبه‌رو شد. چندین اثر از آثار ایشان، توسط سفارت ایتالیا خریداری گردیدبه مرور، با گسترش فضای مجازی و راحت تر شدن دسترسی به علوم روز و به خصوص نقاشی ،شاخه های کاری منصوری مریم گسترش پیدا کرد. ایشان تا اوایل دهه ۹۰ ،با تکنیک های طراحی و سیاه قلم رنگ روغن آبرنگ و گاهی اکریلیک و مداد رنگی و پاستل فعالیت کرد.شروع سفرهای ویژه هنری مریم منصوری نقاش به اروپامریم منصوری از اوایل سال ۲۰۱۰ با هدف شناخت بازار نقاشی در اروپا ، و همچنین آشنایی نزدیک با هنر در اروپا ، شروع به سفرهای اروپایی نمود. در این سفرها که به بیشتر شهرها و مراکز هنری اروپا اروپا صورت گرفت ؛علاوه بر تفریح،دقت ویژه‌ای به هنر نیز می‌شد.در این مسیر 2 هدف کلی دنبال می‌شد:مشاهده نقاشی ها و آثار مدرن اروپا و بازدید از موزه های هنری معروف در اروپاآشنایی با سلیقه خریداران نقاشی در سطح اروپاخوشبختانه طی سفرهای متعدد ایشان به رم ،فلورانس، میلان، پاریس، ونیز، واتیکان، موناکو، بارسلون، مادرید و بسیاری از شهرهای اروپا، شروع به تحقیق و مشاهده آثار معروف نمود.همچنین راجع به فروش نقاشی، از جمله گالری ها و افراد معمولی، شروع به مذاکره با خریداران نقاشی نمود..فروش آثار نقاشی مریم منصوریمریم منصوری علاوه بر آموزش، اجرای نقاشی را به صورت سفارشی نیز انجام می دهد و بیشتر تمرکز قبول سفارش از کشور کانادا، اتریش و ترکیه می باشد. به گفته منصوری مریم این بازار فروش را مدیون سفر های فراوان اکتشافی، شناخت مراکز هنری اروپا و همچنین دوستان فراوانی که در این کشورها یافته است، می باشد.فراموش نگردد که شناختن سلیقه هنری در مردم ایران و اتریش و کانادا امری جدی و مهم است. تجربیاتی وجود داشته که نقاشی هایی که در ایران با اقبال خوبی روبرو شده بود، مایه توجه اروپاییان و مردم اتریش قرار نگرفت و به صورت برعکس بعضی از آثاری که ایرانیان دوست نداشتند، مورد توجه بسیار زیاد اروپاییان قرار گرفت.امید است با راه اندازی مسیرهای قبول سفارش و گسترش کار در حوزه اروپا و مخصوصاً اتریش، تابلوهای بسیار زیادی را به این حوزه ارسال نمایید تا مایه رقابت با هنرمندان اروپایی گردد.فروش آثار نقاشی به اروپا و کانادامنصوری علاوه بر آموزش نقاشی، اجرای تابلو نقاشی به صورت سفارشی نیز انجام می‌دهد.بیشتر تمرکز قبول سفارش از کشور کانادا و اتریش و ترکیه می باشد.ایشان این بازار فروش را مدیون سفرها و دوستان موجود در این کشورها و نیز کمک گرفتن از معرفی آثار نقاشی توسط فضاهای مجازی میباشد.ابزار هایی مانند اینستاگرام و فیسبوک.البته فراموش نگردد که شناختن سلیقه هنری در مردم وین و اتریش و کانادا امری جدی و مهم است.تغییر نگرش به نقاشی، با کمک هنر مدرن و فضاهای مجازیاز اوایل دهه ۹۰ با دسترسی راحت‌تر به فضای مجازی و هنر مدرن، مریم منصوری بیشتر به هنر مدرن و ترکیب مواد و متریال روی آورد.فضاهای کاری ایشان بیشتر از نوع انتزاعی و در یک سری از کارها و فضاهای سورئال شد. البته با ترکیبی از رنگ روغن و اکریلیک و انواع تکسچرها.نمایشگاه های خارجی مریم منصوریسال ۲۰۱۷ میلادی ، کشور ترکیه و شهر استانبول ، اولین نمایشگاه گروهی خارجی منصوری مریم بود.این نمایشگاه، با استقبال خوبی مواجه شد. راه برگزاری برای نمایشگاه های گروهی خارجی بیشتری باز شد.ایشان در سال ۲۰۱۸ میلادی آثار خود را به نمایشگاه گروهی سوئد ارسال کرد. در سال ۲۰۱۹ میلادی در کشور ترکیه، نمایشگاه گروهی دیگری را شرکت نمود.بعد از آن و در همان سال ۲۰۱۹ در نمایشگاه گروهی هنرمندان ایران در کشور ارمنستان شرکت نمود.ایشان در طول این سال ها همچنان به آموزش های خصوصی و عمومی شاگردان خود می‌پرداخت و خود نیز در حال تمرین و یادگیری بیشتر بود. در سال ۱۳۹۸ نمایشگاه انفرادی خود را در نگارخانه ققنوس تهران برگزار کرد. در این نمایشگاه آثار انتزاعی و سورئال ارائه گردید.در اواخر سال ۱۳۹۸ و با شروع کووید ۱۹ و بسته شدن نگارخانه ها و سینماها و مراکز عمومی ، نمایش هنر نیز با مشکل مواجه شد .از اوایل سال ۱۳۹۹ ایشان به یادگیری و بکارگیری مواد و تکنیکهای جدیدتری روی آورد. استفاده از رزین به کارگیری فتوشاپ و دیجیتال آرت در هنر و در ادامه آن به کارگیری کالیگرافی (‌نقاشی خط).مریم منصوری در حال حاضر مشغول به فعالیت در رشته کالیگرافی و به کار بستن این هنر در تابلوهای نقاشی و آموزش مجازی به شاگردان خود است.</description>
                <category>مریم منصوری</category>
                <author>مریم منصوری</author>
                <pubDate>Sun, 08 May 2022 11:19:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فریدا کالو کیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@maryammansouri/%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D9%84%D9%88-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA-igja3ojot7tx</link>
                <description>در ششمین روز از ماه ژوئیه سال ۱۹۰۷ بود که فریدا کالو در یک خانه آبی از شهرک کویوآکان چشم به جهان گشود. تقدیر این شهرک کوچک در مکزیکوسیتی این بود که میزبان یکی از پیشرو ترین زنان تاریخ هنر باشد و اینگونه شد که فریدا نام خودش، شهرش و همچنین خانه آبی را در تاریخ ماندگار کرد.فریدا کالو امروزه به عنوان یک هنرمند پیشرو و یک فمینیست مورد تحسین بسیاری قرار می‌گیرد و جایگاه بسیار بالایی نیز در بین اهالی هنر – به خصوص قشر جوان – دارد.فریدا کالو کیستاما چرا او به این سطح از احترام رسید و دستاوردهای او در دنیای هنر ناشی از چه بود؟ در زندگی شخصی او چه می گذشت و نقاشی های او از کجا نشأت می گرفت؟در این مقاله به دنبال پاسخ این سوالات خواهیم رفت و کتاب استثنایی زندگی فریدا کالو را ورق خواهیم زد. پس با ما همراه باشید تا به زندگی این نقاش استثنایی نگاهی تازه و متفاوت داشته باشیم. ? روزهای کودکی و جوانی فریداپدر فریدا یک عکاس و نقاش یهودی-آلمانی بود که اصالتش به رومانی برمیگشت و در مکزیک او را به نام گیلرمو می‌شناختند. نام کامل او ویلهلم کالو بود. او به مکزیک مهاجرت کرد و آنجا بود که با مادر فریدا یعنی ماتیلده کالدرون ی گونزالز آشنا شد. حاصل این ازدواج ۴ فرزند دختر بودند که فریدا سومین فرزند خانواده بود. پدر فریدا از او عکس های پرتره بسیار زیادی را می گرفت که می‌توان سلف پرتره ها یا همان خودنگاره های فریدا کالو را ادامه‌ی همین عکس ها دانست.روزهای کودکی او با جنگ های داخلی و انقلاب مکزیک گره خورد. در ۶ سالگی بود که فریدا درگیر بیماری فلج اطفال شد و یکی از اولین زخم های ماندگار روزگار را بر تن خود حس کرد. او به خاطر این بیماری ۶ ماه در خانه بستری شد و پای راستش برای همیشه لاغرتر از پای چپش باقی بماند. این موضوع باعث شد تا او از همان موقع تا پایان عمر همیشه از دامن های بلند و بسیار زیبا استفاده کند که ترکیب این پوشش محلی با روبان های رنگی و موهایی که با نوارهای تزیینی آراسته شده بودند، برای کالو یک استایل بسیار خاص و منحصر به فرد را به وجود آورد. ? در آن روزها ویلهم کالو به وضوح حس می‌کرد که دخترش بابت پاهایش، آسیب روحی سختی دیده است و به همین خاطر به دنبال راه های مختلفی برای بهتر شدن حال دخترش می گشت. ویلهلم کالو برای بهبود حال فرزندش او را تشویق به انجام کارهای مختلفی می کرد که بسیاری از آنها برای یک دختر کاملاً غیر معمول بود. اینگونه بود که دختر ویلهلم کالو با کمک مشوق فوق العاده اش ورزش هایی مانند شنا، کشتی و حتی فوتبال را تجربه کرد.در روزهایی که مدرسه رفتن برای یک دختر زیاد رایج نبود، خانم کالوی جوان به لطف کمک های پدرش در سال ۱۹۲۲ موفق به ثبت نام در مدرسه آمادگی ملی شد. او به کمک روحیه بسیار خوب و سرخوشی فراوانی که داشت خیلی زود در بین دانش آموزان معروف شد. البته استفاده از لباس‌های رنگارنگ و جواهرات زیبا نیز در این امر بی تاثیر نبود.یکی از نکات جالب مدرسه برای کالو آشنایی او با سیاست بود.این آشنایی با انقلاب مکزیک مصادف شد که در آن روزها حکم رنسانس در این کشور را داشت و موجب پدیدار شدن سبک های فکری و هنری جدیدی شده بود. بساری از مورخان معتقدند که حتی جریان فلسفی روشنفکران آن دوره نیز تحت تاثیر این موضوع قرار رفته بود.فریدا کالوفریدای جوان که شور و حال خاصی داشت در این روزها، دائماً با افرادی که تفکرات سیاسی متفاوتی بودند در معاشرت بود. باید این نکته را نیز در نظر داشت که   در نتیجه همین معاشرت ها فریدای پرشور به لیگ کمونیست جوان و همچنین حزب کمونیست مکزیک پیوست.همه چیز داشت خوب پیش میرفت تا اینکه در یک روز بسیار عجیب ریتم زندگی کالو به هم ریخت. این روز وحشتناک برای فریدای نگون بخت اندوهی را به جا گذاشت که اثراتش تا ابد روی جسم و روح او نقش بست.هجوم رنج با یک تصادف وحشتناکدر ۱۷ سپتامبر ۱۹۲۵ نقطه عطف زندگی فریدا کالو از راه رسیده بود. نقطه عطفی که قرار بود تغییر و تحول بسیار بزرگی را برای او رقم بزند. فریدای ۱۸ ساله که به تازگی دانشجوی رشته پزشکی شده بود به همراه الخاندرو گومز آریاس تصمیم به یک سفر گرفت. او به تازگی با الخاندرو آشنا شده بود و رابطه عاشقانه ای بین این دو شکل گرفته بود. ? سفر منحوس او با الخاندرو قرار بود یک سفر عاشقانه برای این دو باشد، اما در طول این سفر  بود که یک تصادف وحشناک رخ داد؛ تصادفی بسیار شدید با اتوبوس که حاصلش برای او  آسیبی بسیار شدید و دردناک بود. فریدای بخت برگشته در این تصادف از نواحی شانه، سینه، کمر، لگن و پا دچار شکستگی های متعدد شد و همه‌ی اینها فقط بخش کوچکی از آسیب ها بودند.داستان وقتی دردناک تر شد که در این تصادف میله ای آهنی در شکم او فرو رفت و باعث شد که او تا آخر عمرش از داشتن فرزند محروم بماند. البته او بعدها متوجه این موضوع شد. خود او نقل قول دردناکی از لحظه تصادفش دارد که خواندنش وحشت این اتفاق را به تمام سلول های خواننده منتقل می کند :« دستهٔ صندلی چون شمشیری که به گاو می‌زنند در تن من فرو رفت »این تصادف به مانند یک نقطه پایان بر تمام امید و آرزوهای فریدای جوان می‌ماند و این تقدیر نحس به سان شمشیر بر بدنش فرود آمده بود. ? او چند هفته ای را در بیمارستان بستری شد و بعد از آن برای ادامه درمان به خانه آمد. کل تن او را گچ و آتل فرا گرفته بود. کالو سکون مطلق با چاشنی رنج را با تمام وجود حس میکرد و این برای یک دختر جوان پر از انرژی و سرشار از ذوق بدترین حالت ممکن بود.او در هزارتوی غم فرو رفته بود و درد وحشتناکی را تجربه می‌کرد که داشت وجودش را در خود می بلعید، اما ناگهان در نقطه ای که می توانست نقطه پایان فریدا باشد، روزنه ای از امید و عشق پیدا شد.پدرش که همیشه حامی درجه یک او بود برای تسکین دردهای فرزندش و خوشحال کردن او شروع به ساخت یک سه پایه مخصوص نقاشی کرد. این سه پایه قرار بود بستری باشد برای بومی که تمام احساسات این دختر را در قلب خودش جای می‌داد. حالا فریدا که سر تا پایش را در گچ و آتل میدید فرصتی داشت تا تمام آرزوها، دردها، شوق زندگی و غم بی پایانش را به بوم نقاشی منتقل کند و این برای او آغاز یک زندگی جدید بود. ? تسکینی بر زخم های گذشته؛ نقاشی  …فریدا کالو که در بستر بیماری بود با روی آوردن به نقاشی حس تازه ای را در خودش کشف کرده بود و زندگی اش رنگ و روی جدیدی به خودش گرفته بود. استقامت او و شوق بی پایانش برای زندگی، او را بر درد و رنج پیروز ساخته بود و حرفه ای جدید را برایش آغاز ساخته بود، حرفه ای که قرار بود تا آخر عمر همراهش بماند.کمی بعد او تحت تاثیر حس خوبش از نقاشی از نظر جسمی هم بهبود پیدا کرد و موفق شد که دوباره راه برود. این برای شخصی مانند فریدا کالو اتفاقی ویژه بود و دوباره تحرک را به او باز می گرداند. با این حال هیچ چیز برایش از نظر بدنی مانند قبل از تصادف نبود و او تا آخر عمرش دردهای زیادی را در بدنش حس می‌کرد.او با کوله باری از زخم های جسمی و روحی، از تصادف جان سالم به در برد، اما دستاورد بزرگ او از این دوران نقاشی بود. نقاشی به قدری در نزد وی محبوب شده بود که او تصمیم گرفت تمام توجه و انرژی خود را به جای پزشکی، به سمت نقاشی هدایت کند. او حدود یک سال بعد اولین تابلوی نقاشی خودش را به اتمام رساند و آن را به الخاندرو کومز آریاس هدیه داد.روابط وی هم بعد از تصادف دستخوش تغییرات زیادی شد و الخاندرو او را ترک کرد و به رابطه عاشقانه خودش با او خاتمه داد. حال فریدا کالو مانده بود و الخاندرویی که از ازدواج با او صرف نظر کرده بود و دردهای بی پایانش. اما این پایان ماجرا نبود، چرا که نقاشی قرار بود او را سمت یک شخص ویژه هدایت کند.در این روزهای عجیب که دلخوشی و امید فریدا به نقاشی ختم میشد، روابط فریدا با شخصی شکل گرفت که پیش تر او را در کلاس های طراحی دبیرستان دیده بود. فریدای پرشور و شوق در روزهای دبیرستان شیفته ی او بود و خیلی از اوقات به تماشای نقاشی کردن او می‌نشست. یکی از دوستان فریدا نقل قول جالبی از وی درباره این شخص دارد. او در این باره گفته است که :« فریدا بعد از دیدن او به من گفت که روزی از این مرد یک فرزند خواهم داشت …»این مرد کسی نبود جز نقاش معروف مکزیکی، دیگو ریورا . ? داستان دیگو ریورا و فریدا کالو فراز و نشیب های زیادی داشت و تاثیر بسیار زیادی را هم روی آثار او گذاشت و منجر به خلق آثاری ماندگار در تاریخ هنر شد.در مقاله بعدی بیشتر در مورد فریدا و زندگی ای پر فراز و نشیب او با دیگو با شما صحبت خواهم نمود. ممنون که با مریم منصوری همراه هستید...</description>
                <category>مریم منصوری</category>
                <author>مریم منصوری</author>
                <pubDate>Thu, 28 Apr 2022 11:34:16 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>