<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ماسبق : یادداشت‌های یک دانشجوی علوم انسانی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@masabagh</link>
        <description>تصویر پروفایل: اثری از &quot; ناجی علی&quot; کاریکاتوریست سوری  که تبدیل به یک نماد جهانی شد.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-06 17:25:58</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1187094/avatar/5q2woI.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>ماسبق : یادداشت‌های یک دانشجوی علوم انسانی</title>
            <link>https://virgool.io/@masabagh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>صفحه اینستاگرام وبلاگ ما سبق و فهرست مطالب</title>
                <link>https://virgool.io/@masabagh/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF-%D9%85%D8%A7-%D8%B3%D8%A8%D9%82-%D9%88-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8-luzcfoejpycm</link>
                <description>در صفحه اینستاگرام وبلاگ ما سبق، گزیده سخنرانی هایی رو در حوزه علوم انسانی با محوریت علوم انسانی قرار میدهم.  فهرست مطالب صفحه اینستاگرام در این صفحه با لینک بروز میشود. (فهرست مطالب به همراه لینک در پایان یادداشت)نام کاربری اینستاگرام وبلاگ ما سبق : @masabagh_blogلینک به صفحه اینستاگرام :  اینجایا تصویر زیر را اسکن کنید . برای ورود به صفحه اینستاگرام میتوانید این تصویر را اسکن کنید. فهرست مطالب منتشر شده در صفحه اینستاگرام تاکنون (هر هفته این فهرست بروز میشود)۱- درباره گرایش تازه ی کارشناسی ارشد حقوق (حقوق بین المللی کیفری) : لینک۲- نقدی کوتاه بر سخنرانی دکتر جواد ظریف در خانه اندیشمندان علوم انسانی : لینک۳- نظر آیت الله دکتر سید مصطفی محقق داماد درباره کاربرد تعبیر &quot;پدر علم حقوق&quot; در بزرگداشت دکتر محمد جعفر لنگرودی : لینک  ۴- مدینه : شهر قراردادها  - نگاهی به شبکه قراردادهای پیامبر اکرم ص در شهر مدینه ، گزیده سخنرانی  زنده یاد دکتر داوود فیرحی استاد فقه سیاسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران . لینک ۵- چرا علوم انسانی بخوانیم : گزیده سخنرانی دکتر سارا شریعتی (استاد دانشگاه تهران و دختر زنده یاد دکتر علی شریعتی ) :(ایراد شده در مدرسه علوم انسانی فرهنگ - تهران - ۱۳۹۹ لینک )صفحه اینستاگرام وبلاگ ما سبق : یادداشتهای علوم انسانی (شهریور ۱۴۰۲)صفحه اینستاگرام وبلاگ ماسبق : یادداشتهای علوم انسانی (شهریور ۱۴۰۲)</description>
                <category>ماسبق : یادداشت‌های یک دانشجوی علوم انسانی</category>
                <author>ماسبق : یادداشت‌های یک دانشجوی علوم انسانی</author>
                <pubDate>Thu, 14 Sep 2023 18:49:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دشمنی کردند،  لیکن از روی قیاس! (حواشی پرسشی درباره  نکاح معاطاتی )</title>
                <link>https://virgool.io/@masabagh/%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%A7-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%85-odhpxu8qqlcf</link>
                <description> * عنوان از یکی از غزل های سعدی برداشت شده است.                                                ...                                                   .اوایل ترم پاییز در یک کلاس واحد دانشگاهی بعد از بحثهایی که درباره ازدواج سفید و مسایل فقهی و حقوقیش شده بود من سر کلاس درباره نکاح معاطاتی پرسیدم. &#x27;  استاد محترم مثل همیشه مفصل پاسخ دادند و    ارادت همیشگی من برای این دسته اساتید باقیست و خواهد بود _ ولی هنوز توضیحش تموم نشده یکی از خانمها دقیقا پشت سر من با صدایی بلند گفت &quot; نمیخواد مسوولیت قبول کنه ها !&quot;. اومدم بگم &quot; والله ما بگیریم ! فقط خاله خانباجی نمیگیریم ! &#x27; که شک کردم حرفم جنسیت زده هست یا نه !. از طرف دیگه در بحث فقهی حقوقی نخواستم سطح پرسش خودم و پاسخ استاد محترم را رو به زمین بازی دانشجوی مذکور برسونم.  !  من اصولا این موارد رو تا حد نهایت صبرم به هیچ میگیرم. در پی نوشت انتهای این مطلب (بعد از تصویر) یه مثال کوچیک زدم که خواننده متوجه بشه. ولی این ماجرا و پیامدهایش توسط چند (....) و (....) عملا کار را به حیطه ظلم کشاند . ظلمی که مانند آن در این سه سال ادامه داشت و عملا امنیت آموزشی من را از من گرفت و صدمات روحی و روانی بسیاری بر من زد و افسوس که آشنایانی هم در این میان آتش بیار معرکه شدند. گذشت و گذشت ... روز پشت روز و واحد پشت واحد .. پاییز ۱۴۰۱ شد بهار ۱۴۰۲ و ما از قضا یهویی - و البته برنامه ریزی شده - چشممون به جمال یه صفحه ای روشن شد که اون سوال ما رو درباره نکاح معاطاتی در اینستاگرام در چندین پست مسخره کرده بود . به دلیل رعایت حریم خصوصی کاربران نمیتونم آدرس اون صفحه رو بذارم ولی اسکرین شات ها و فیلم از صفحه موجوده. در هر صورت . استهزای بین خطوط و کنابه های  موجود در اون صفحه بر دو محور : محور اول بدیهی بودن موضوع سوال من : چون به زعم اونها نکاح معاطاتی و ازدواج سفید اثباتش سخته &quot;  و این دیگه سوال نداره !  بین خطوط پستها هم فریاد میزد که &quot; یک کم عقلی هست که اینو نمیفهمه و ازین بدتر حتی. اصلا فقط میپرسه . محور دوم: بسط فرض اشتباه محور اول و انگیزه خوانی بر اساس همون فرض اشتباه.  اینکه چقدر پیش فرض های اشتباه ما میتونن در داوری مون نسبت به یک موضوع اثر بذارن بسیار موضوع مهمیه و این مثال نمونه ای براش .   این اکانتهای منتسب به همکلاسیهای من ابتدا فرض کرده بودند که الف) این سوال خیلی بدیهیه (محور اول) و بعد با این فرض بدیهی بودن دنبال یک توجیه قابل قبول برای پرسش من گشتن. طبیعیه که وقتی ذهن تمایلی به تردید در فروض اولیه ش نداشته باشه راه رو به خطا میره و این خطا بسیار شدیدتر هم میشه وقتی با ترکیبی از عدم مطالعه در موضوع مورد نظر ترکیب میشه. در این حالت ذهن ما میتونه توجیهاتی رو برای فکتهایی که باهاش مواجهیم بسازه که از نظر خودمون خیلی موجه باشه ولی در واقع چیزی نباشه جز اباطیل ! این حضرات با فرض بدیهی بودن سوال من ذهنشون رو پرواز داده بودند سمت تخیلات ! و در یک تحلیل احمقانه  فکر کرده بودند که من واقعا میخوام برم صیغه ای چیزی کنم ! من البته در اون صفحه چند کامنت گذاشتم و سعی کردم توضیح بدم .   جهل در برخی موارد رافع مسوولیت هست ، حرجی نیست مگر اینکه آگاه بشن.  فلذا اینجا هم توضیحاتی رو در باره این موضوع میدم.  یک ذهن نقاد در حوزه علوم انسانی همیشه با دیده تردید به فرض های اولیه یا همون پیشفرض هاش نگاه میکنه . اگر مخاطبان من در اون کلاس بجای &quot; بدیهی انگاری پرسش درباره نکاح معاطاتی &quot; و تبدیل این بدیهی انگاری به پیشفرض ،  به دیده تردید به این فرض بدیهی انگاری نگاه میکردن هرگز به خطا نمی افتادن .    * چرا با وجود شباهت نکاح معاطاتی و ازدواج سفید ، پرسش من یک پرسش جدی است.؟ 1- در قدم اول قبل از ورود به وادی فقه و حقوق از منطق و اصول  استفاده میکنم که همیشه جوابه ! (بچه های حقوق میتونن میتونن به سطح منطق دهم و یازدهم و یا اصول فقه لفظیه بخش قیاس و تشبیه رجوع کنن)گزاره های زیر رو در نظر بگیریم. ۱- مرغ ُ پر دارد ۲- مرغ تخم میگذارد ۳- خروس هم پر دارد نتیجه : پس خروس هم تخم میگذارد ! استدلال کسانی که نکاح معاطاتی و ازدواج سفید از باب وجوه تشابه مثل هم میدونن دقیقا مثل همین استدلالهاستدلال کسانی که نکاخ معاطاتی و ازدواج سفید از باب وجوه تشابه مثل هم میدونن دقیقا مثل همین استدلاله. چون  ساختار هر دو استدلال اینطوریه که دو چیز در یک یا چند وجه به هم شبیه اند پس میشه حکمی که بر یکی بار میشه رو بر دیگری بار کرد ! (مقدمات درست و نتبجه نادرست ) در حالی که علی الاصول حکم بر اساس وجه تشبیه یک خطای استدلالی هست و در اصول فقه لفظیه هم این رو خوندیم. (من خوندم . اینا رو نمیدونم! ) . فلذا سوال من، حتی فارغ از زمینه اون ٍ سوال قابل بحثی بود و هست.  صرفا حضرات به قول سعدی &quot; دشمنی کردند از روی قیاس !&quot; وجه غالب انتقاد که شباهت از باب&quot;اثبات سخت &quot; هست،  باعث نمیشه که هر حکمی بر ازدواج سفید بار بشه بر نکاح معاطاتی هم بار بشه . دقیق تر بگم ؛ الزاما باعث نمیشه . ممکنه بشه . ممکنه نشه . ولی الزاما نمیشود هر حکمی بر ازدواج سفید بار میشه بر نکاح معاطاتی هم بار بشه . الزاما نمیشه . فلذا مدعای کسانی که سوال را سوال نابجا و مضحکی میدانند در بدترین حالت یک مدعای باطل (گزاره بدون دلیلی که نادرست است) و در بهترین حالت یک استدلال نادرست است . (گزاره مبتنی بر دلیل یا دلالیلی که نتیجه گیری ان نادرست باشد . ) . در هر صورت نتیجه نادرست است. 2-  نکاح معاطاتی هم از باب نکاح و هم از باب معاطات یک رویداد حقوقیه و تعاریف فقهی و حقوقی داره و واجد اثرات فقهی و حقوقیه . ولی ازدواج سفید اساسا یک مفهوم حقوقی نیست. یه مفهوم جامعه شناسانه است و در فقه و حقوق ایران تعریف نشده. چه مشابهتی بین این دو هست که ده پست در هجو سوال من نوشتن این چند تا اکانت مرتبط با دانشگاه !؟ (اینکه جامعه شناس ها بجای واژه نکاح از واژه ازدواج استفاده کردن به همین خاطره. چون ازدواج میتونه واجد مفهوم حقوقی نباشه. )درباره تفاوت های دیگر نکاح معاطاتی و ازدواج سفید و لزوم پرداختن به این موضوع  در یادداشت بعدی مینویسم . </description>
                <category>ماسبق : یادداشت‌های یک دانشجوی علوم انسانی</category>
                <author>ماسبق : یادداشت‌های یک دانشجوی علوم انسانی</author>
                <pubDate>Sun, 02 Jul 2023 05:53:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فلش-بلاگ ۱ : حس دو گانه انتقام</title>
                <link>https://virgool.io/@masabagh/%D9%81%D9%84%D8%B4-%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF-%DB%B1-qu3jo0h7zimk</link>
                <description>در مورد قدرت کینه و انتقام شنیده بودم ولی تا الان خودم  تجربه ش نکرده بودم. مثل بقیه حس ها انتزاعی نیست. انگار موجود زنده است. درونت ریشه میکنه جزیی ازت میشه و رها نمیکنه. تلاش برای مهارش انرژی آدمو تلف میکنه ولی هر دفعه دست از تلاش برمیداری حسی شبیه زندگی  رو در آدم جاری میکنه. حسی شبیه زندگی ولی مبهم - دوگانه - زندگی بخش ُ ویرانگرُ و مهیب .خرداد ۱۴۰۳اون بخش Plot اش اینقدر سخت نیست که این keep Calm اش ! نماد موجود در تصویر : Triple infinity  : نماد انتقام جهت پیشنمایش پست </description>
                <category>ماسبق : یادداشت‌های یک دانشجوی علوم انسانی</category>
                <author>ماسبق : یادداشت‌های یک دانشجوی علوم انسانی</author>
                <pubDate>Thu, 22 Jun 2023 06:25:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>منابع من برای آزمون کارشناسی ارشد حقوق اسفند 1402</title>
                <link>https://virgool.io/@masabagh/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9-%D9%85%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D8%B2%D9%85%D9%88%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82%DB%8C-%DB%8C%DA%A9%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D8%B1%D9%88-rwkxgmn64tp7</link>
                <description>· منابع ذکر شده در این یادداشت، پیشنهاد اساتید محترم حقوق (دانشگاه محل تحصیل و دانشگاه های دیگر) و رتبه های برتر پنج سال منتهی به سال 1402 است. من فصل مشترک کلیه منابع پیشنهادی را فهرست کردم و سپس با برررسی هرکدام از منابع  به یک لیست نهایی رسیدم . معیارهای انتخابم، جامعیت ، ترکیب تدریس پایه و نکات آزمونی و استفاده از نمودارها و جداول خلاصه ساز بوده است. منابعی که با فونت بلد و پررنگ نوشته شده منابع اصلی من هستند. فهرست متناسب با گرایشهای ارشد حقوق و تغییرات آزمونی بروز میشود. منابع دروسی مثل حقوق اساسی و یا منبع تحریرالوسیله برای آزمون کانون وکلا نیز افزوده خواهد شد. فهرست : *حقوق مدنی : شرح جامع قانون مدنی بیات / تست: تست دکتر قربانی  (ویژگی تست دکتر قربانی پاسخنامه های تشریحی است. من کتاب تستی را ترجیح میدهم که خود پاسخنامه مثل یک جزوه درسی باشد. )-----آیین دادرسی مدنی : پایه ضعیف : دو جلدی دکتر توکلی / پایه قوی : فرمولاسیون آیین دارسی مدنی در نظم تطبیقی: دکتر علی فلاح (دو جلدی- با دکتر علی فلاح خانیکی اشتباه نشود). دو جلدی آیین دادرسی مدنی دکتر توکلی همواره جزو  پرفروشترین آیین دادرسی مدنی ازمونی بوده و هست.بااینحال سلیقه شخصی من دو جلدی دکتر علی فلاح است. کتاب دکتر فلاح برای پایه ضعیف، پیشنهاد نمیشود. / تست آیین دادرسی مدنی: تست دکتر السان ---*حقوق جزای عمومی : کمک حافظه حقوق جزای عمومی دکتر شادی عظیم زاده / تست جزای عمومی : دکتر دکتر عظیم زاده----*حقوق جزای اختصاصی : جزای عمومی و اختضاصی پیشرفته دکتر کامفر (این کتاب محشای قانون مجازات اسلامی – شرح ماده به ماده – است  و کلیه نکات آزمونی در ذیل هر ماده نوشته شده. ساختار کتاب بسیار شبیه شرح مدنی بیات است . این کتاب منبع اصلی و الزامی کسانی است که قصد دارند در گرایش کارشناسی ارشد حقوق جزا و جرم شناسی شرکت کنند و هدفشان کسب رتبه های مناسب برای قبولی در دانشگاههای برتر کشور است. یکی از ویژگیهای مهم این کتاب که در حین مطالعه مواد مرتبط با چرایم علیه  آسایش عمومی به چشمم آمد دقت بسیار زیاد نویسنده در توجه به کلمات در نص قانون است. دقتی که باعث فهم تازه ای از حقوق جزا در ذهن من شده ). در اینجا هم کتاب دکتر غفوری پروفروشترین کتاب جزای اختصاصی کشور است ولی من به دلایلی که نوشتم کتاب دکتر کامفر را انتخاب کردم. / تست جزای اختصاصی: تست دکتر غفوری – تست دکتر کامفر – تست دکتر شادی عظیم زاده.*به روز شده: دوره تصویری نکته تست حقوق جزای دکتر شادی عظیم زاده بسیار کمک کننده هست. هر تست در حقیقت مرور کلیه نکات مهم مربوط به اون مبحث هست. من تا الان سه جلسه از این دوره رو دیدم و یادداشت برداری کردم که واقعا مرور خوبی بود . البته شرط استفاده بهینه از دوره های نکته تست، یکبار مرور حداقلی مباحث هست. ولی حتی اگر فرصت اینکار هم نیست به نظرم محور اصلی مباحث و تاکیدات طراحان سوال رو مشخص میکنه. ------*متون فقه :زمان کم : دو کتاب 1- مختصر متون فقه خصوصی دکتر سینجلی + مختصر متون فقه جزایی دکتر سینجلی (تدریس + ترجمه + متن اصلی + نموداری و طبقه بندی شده) / زمان مناسب 6-9 ماه: متون فقه پیشرفته دکتر صیادی (متن عربی - ترجمه - جداول - ترجمه لغات - نکات آزمونی و تست های نمونه). یا (فقه استدلالی + متن عربی شرح لمعه )/برای کارشناسی ارشد تقریبا اکثر ابواب شرح لمعه مورد سوال قرار میگیرد.· / · تست متون فقه : تستهای سالهای گذشته. من فرصت یادگیری متون فقه را نزد اساتید مجربی در دوره دانشگاه داشتم و دارم. اساتیدی که در تدریس کلاسی بارها به شرح لمعه ارجاع میدادند و نکاتی مهم مثل مراجع ضمیر و استدلالهای شهید اول در لمعه و شهید ثانی در شرح لمعه  را در حد زمان کلاس تدریس میکردند و یا در آزمونها به شکلهای مختلف خطوط اهمیت مطالب را برایمان در قالب تست یا سوالات تشریحی روشن میکردند. اگر در دوره دانشگاه درک قابل قبولی از شرح لمعه  به دست آورده اید مشکل زیادی نخواهید داشت .شخصا خوندن ابواب متاجر، نکاح، طلاق و حدود به من در فهم مباحث حقوق مدنی و حقوق کیفری کمک زیادی کرده. باب متاجر در بخش بیع و خیارات حقوق مدنی (مدنی ۳ و مدنی ۶) ، ابواب نکاح و طلاق در فهم حقوق خانواده (معادل مدنی ۵ ) و باب حدود در درک بهتر حقوق جزای اختصاصی کمک بسیار میکنه. علاوه بر این، اساتید من همواره بر آشنایی دست کم اولیه با ادبیات عرب برای فهم دو درس اصول فقه و متون فقه تاکید داشتند. به خصوص در درس متون فقه ، برخی از پرسشها را صرفا با استفاده از دانش ادبیات عرب میتوان پاسخ داد حتی در سطح آشنایی با زبان عربی در سطح پیش از دانشگاه .  (خودم در حال خوندن کتاب عربی جامع مهر و ماه رشته انسانی هستم. )*اصول فقه :دو جلدی دکتر سمیرا محمدی + مروری بر منطق علوم انسانی دبیرستان و یا فصل منطق صوری کتاب کلیات فلسفه دکتر دادبه – انتشارات  پیام نور ./ پایه ضعیف: اصول فقه دانشگاهی دگتر شب خیز + فصل منطق صوری کتاب کلیات فلسفه دکتر دادبه/ تست اصول : دکتر سمیرا محمدی. اصول فقه جزو مواد امتحانی ارشد نیست ولی خواندنش برای فهم کل مباحث حقوق و ایجاد یک ساختار استدلالی در ذهن به نظر من لازم هست.  دو درس اصول و قواعد فقه به نظرم ریاضیات حقوق هست. تا فهمیده نشه حقوق فهمیده نمیشه. برای اصول شخصا کتاب دکتر ابوالحسن محمدی با عنوان (استنباط احکام اسلامی - دانشگاه تهران ) رو ترجیح میدم هر چند برای وقت کم اصلا پیشنهاد نمیشه. *آیین دادرسی کیفری: کتاب دکتر غفوری یا کمک حافظه آیین دادرسی کیفری دکتر شادی عظیم زاده . من به دلیل سلیقه مطالعاتی شخصی و یادگیری جزا بر اساس کلاسهای تصویری دکتر عظیم زاده کتاب ایشان را انتخاب کردم و آن را مطالعه میکنم. این انتخاب یک انتخاب شخصی است در حالیکه مجموعه کتابهای دکتر غفوری پرفروشترین کتابهای آزمونی حقوق جزا و آیین دادرسی کیفری هستند./ تست : دکتر غفوری – دکتر عظیم زاده------*متون حقوقی : وقت کافی : ساده ساز متون حقوقی - نشر میزان (کاملترین منبع)/ وقت کم : نکات مهم Law Text + متن منشور سازمان ملل UN CHARTٍER و کنوانسیون معاهدات وین و متن اساسنامه دیوان بین المللی دادگستری ---------------------------------  تاکید میکنم من به عنوان یک دانشجوی ترم 6 کارشناسی حقوق (در خرداد 1402 )، اهلیت علمی پیشنهاد منابع را ندارم. آنچه نوشته ام صرفا جمع بندی پیشنهادهای صاحب نظران و بازگویی آنهاست نه پیشنهاد من.  لطفا در صورت نقل، این تاکید، همواره ذکر شود. </description>
                <category>ماسبق : یادداشت‌های یک دانشجوی علوم انسانی</category>
                <author>ماسبق : یادداشت‌های یک دانشجوی علوم انسانی</author>
                <pubDate>Sun, 28 May 2023 12:53:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درباره ارایه (کنفرانس) و اهمیتش در رشته های علوم انسانی</title>
                <link>https://virgool.io/@masabagh/%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%AD%D8%AB%D9%87-%D9%88-b7ir16nnaekt</link>
                <description>***  این وبلاگ  با اسم مستعار و بدون ذکر نام و نام خانوادگی نویسنده , منتشر میشه. من در این وبلاگ تاکنون برای رعایت حریم خصوصی و حفظ احترام اشخاص حقیقی یا حقوقی از ذکر نام افراد یا مراکز آموزشی و ...یا هر نوع قراینی که نام اشخاص رو تداعی کنه خودداری کرده ام.  لطفا اگر به هر دلیل؛ این یادداشتها, مصادیق مشخصی از اشخاص حقیقی یا حقوقی رو براتون تداعی میکنه از ذکر اونها خودداری کنید. نویسنده این وبلاگ؛ مسوول تداعی ذهنی هیچکدوم از خوانندکانش نیست. هر چند فقط همین کم مونده که باشه! ***----------چکیده :  کنفرانس یا ارایه دانشجویی در کنار روشهایی مثل مباحثه؛ مناظره و پرسشگری سقراطی جزو مجموعه روشهای یادگیری و آموزش تعاملی قرار میگیرن که من در این یادداشت فقط درباره ارایه یا همون کنفرانس دانشجویی و اهمیتش در  رشته های زیرمجموعه علوم انسانی  صحبت میکنم. علاوه بر این  تقسیم بندی هایی که در این متن بکار گرفتم بر اساس فهم شخصی؛ مطالعاتم در حوزه تفکر نقاد و تجربه عملی من هست.  در هنگام نوشتن این یادداشت، ترجیح دادم به منابع مطالعاتی رجوع نکنم تا متن تحت تاثیر زبان و فرم نوشتاری آکادمیک قرار نگیره. از طرف دیگه میخواستم توان تبیین خودمو، بسنجم . آیا من میتونم بعد از یه روند مطالعه هدفمند درباره یک موضوع  ؛ تمام منابع مرتبط رو کنار بذارم و فهم شخصی خودم رو ازون موضوع با یه زبان ساده تر نوشتاری بیان کنم ؟ هدفم این بود که به این پرسش شخصی جواب بدم.سرآغاز:من به ارایه یا همون چیزی که توی دانشگاه ها میگن کنفرانس؛ علاقه دارم و این یه علاقه کاذب نیست بلکه این علاقه و توجه به ارایه به دلیل اهمیتی هست که من برای ارایه در چارچوب رشته های علوم انسانی قایل هستم. در این متن من تلاش میکنم دلایل این اهمیت رو توضیح بدم ولی قبلش، بد نیست طرح کلی اون چیزی خوام بیان کنم رو بهتون بگم تا به اصطلاح دستمون بیاد که نقطه شروع و پایانمون کجاست . بعد مرحله مرحله میریم جلوتر و ریزتر میشیم.  طرح کلی این نوشتار :  در این یادداشت من ابتدا به مهارت اندیشه ورزی نقادانه و جایگاهش در علوم انسانی اشاره میکنم، سپس معیارهای اندیشه ورزی نقاد رو نام میبرم و ارتباطش با علوم انسانی رو روشن تر میکنم.  در مرحله بعد به ارایه به عنوان یکی از بسترهای اندیشه ورزی نقاد اشاره میکنم.   ارایه رو به عنوان یک فرآیند بازآفرینی خلاقانه تبیین میکنم و مراحل مختلفش رو توضیح میدم. در آخر هم به سایر کارکردهایی میپردازم که ارایه (کنفرانس ) میتونه داشته باشه. 1-اندیشه ورزی نقادانه: معیارها و نقش محوری در علوم انسانی به نظرم یکی از عواملی که باعث تمایز بین علوم انسانی و سایر علوم هست، نقش محوری اندیشه ورزی نقادانه است.  من اینجا اندیشه نقادانه رو در معنای اخص خودش (منطق غیرصوری informal logic) بکار نمیبرم و معنای اعم &quot;اندیشه ورزی و تفکر نقاد&quot; رو مد نظر دارم.اندیشه ورزی نقادانه یه سری معیار داره که بعضیهاش، ایناست:الف) توانایی تبیین و استدلال؛ ب) توانایی ایجاد ارتباط مفهومی ج) حساسیت ذهنی به عدم تناسبهای منطقی د) کنجکاویهای هدفمند و ه) رویکرد نظریه پردازانه.  اینها به نظرم چند تا از مهمترین شاخصه های اندیشه ورزی نقاد هستند. من در پی نوشت برخی از منابع مهم در زمینه شاخصه های این نوع تفکر رو توضیح دادم که خواننده میتونه به اون منابع رجوع کنه. حواسمون باشه که این تاکید روی محوریت و اهمیت اندیشه نقاد در علوم انسانی, به این معنا نیست که رشته های دیگه به تفکر نقاد نیاز ندارن. اصولا هر حوزه ای که نیاز به اندیشیدن داشته باشه به تفکر نقاد هم نیاز داره ولی این نیاز در حوزه های مختلف با هم تفاوت داره. به عنوان مثال نیاز به تفکر نقاد در رشته های حقوق، فلسفه و مدیریت راهبردی بیش از رشته ای مثل مهندسی شیمی یا مهندسی فضای سبز هست هر چند این چیزی از ارزشهای خوب بچه های مهندسی شیمی یا فضای سبز کم نمیکنه.(2)  2- اندیشه نقادانه به مثابه یک مهارت: در توضیح نقش محوری اندیشه نقاد چند بار از واژه مهارت Skill استفاده کردم. وقتی میگیم اندیشه نقاد یه مهارته یعنی باید اون رو یاد گرفت و همینطوری بای دیفالت از درب کارخونه روی آدم نصب نیست.  اکتسابیه و نیاز به آموزش و تمرین عملی داره.حالا که فهمیدیم اندیشیدن نقادانه یه جور مهارته و خیلی هم در علوم انسانی مهمه بریم ببینیم چطوری میشه این مهارت رو در کلاس درس یاد گرفت، تمرین کرد و توسعه داد . در ادامه من به همین موضوع میپردازم. 3- ارایه به مثابه یک پلتفرم اندیشه ورزی نقادانه به عنوان یه مهارت نیاز به بسترهایی داره که بشه اون رو تمرین کرد، توسعه داد و بکار بست.  ارایه کنفرانس ، مباحثه و پرسشگری سقراطی مصادیقی از این بسترهای توسعه هستن. میتونیم به جای کلمه بستر از واژه پلتفرم هم استفاده کنیم و در یک جمله بگیم : ارایه کنفرانس، یک پلتفرم تمرین؛ توسعه و کاربست اندیشه ورزی نقادانه است. 4- ارایه به مثابه فرآیند  بازآفرینی خلاق :فرآیند بازآفرینی  اگه بخوام بامسامحه, این فرآیند  بازآفرینی رو توضیح بدم این مراحل هفتگانه رو میتونم نام ببرم : تحقیق و مرور اولیه منابع، ساختارشکنی، ایجاد ارتباط مفهومی، ایجاد ساختار نو، مثال یابی، اتاق انتظار، صورتبندی نهایی  که مختصری درباره هر کدوم توضیح میدم. الف ) من مطالبی  که اساتید درس دادن یا در منابع خوندمو اول یه دور میخونم. (مطالعه، تحقیق و مرور اولیه منابع)ب) اون مطالب رو به جزییاتشون تقسیم میکنم (ساختارشکنی ) پ) مطالب مشابه و دارای ربط مفهومی رو در کنار هم قرار میدم.ج)  دوباره به اون شکلی که خودم میفهمم بهشون یه ساختار جدید میدم د) مثال یابی : در این مرحله من مثالهایی برای بخشهای مختلف این ساختار جدید پیدا میکنم که در ساختار قبلی نبودن . ممکنه مثالها حتی مسخره به نظر برسن ولی اگه به مطلبی که  بیان میکنیم وضوح بدن و مخاطب بتونه به درک بهتری برسه، میشه ازش استفاده کرد.ولی همیشه باید تاکید کنیم که این مثالها صرفا برای وضوح و قابل درک شدن مطلبن و مخاطب نباید مثال رو با مصداق اشتباه بگیره. در علوم انسانی ؛  مرز بین معنای دو لفظ و یا مصادیق دو مفهوم ، میتونه خیلی باریک باشه . ه) اتاق انتظار . من  این مرحله رو با استعاره اتاق انتظار توصیف میکنم. هر چند استعاره خمیر نون هم میتونه استعاره خوبی باشه. این مرحله اینجوریه که بعد از اینکه مثالها رو به اندازه کافی به اندازه کافی به این دستپختتون اضافه کردید میذارید یه خورده همینطوری به حال خودش بمونه. دقیقا مثل خمیر نون که میذارن یه مدت بمونه. من خودمم نمیدونم در این مرحله چه اتفاقی می افته ولی من در این مرحله میرم قدم میزنم. اینجوری یهویی مثلا یه چیزی به ذهنم میرسه که چقدر خوبه یه بخش جدید اضافه کنم یا مثلا خوبه که توضیح فلان موضوع فقط در حد یه چاشنی و ته مزه باشه. ی)صورتبندی متفاوت :  توی مرحله قبل من تغییرات جزیی رو اعمال کردم. الان دیگه میشه گفت چیزی که پیش روی ماست یه صورتبندی Configuration متفاوت هست  از مطالب تدریس شده یا خونده شده. ازینجهت متفاوت که به بیان عامیانه ما کلا کوبیدیم دوباره ساختیم. در حقیقت اون چیزی که اتفاق افتاده، یک بازآفرینی  هست.  من در همین یادداشت دوباره به این فرآیند بازآفرینی برمیگردم. 5- ارایه کنفرانس و کیفیت یادگیری:  ارایه کنفرانس باعث افزایش کیفیت یادگیری میشه. نظم مفهومی بهتری در ذهن ارایه دهنده و مخاطبش، شکل میگیره و  موضوع مورد بحث از یاد ارایه دهنده نمیره.   چون همونطورکه در بالا گفتم یه ارایه خوب ؛ یه بازآفرینی هست که معمارش خود منم  . انسانها چیزی که خودشون ساختن رو زندگی میکنن. یادشون نمیره. 6-  ارایه و هویت فعال آموزشی دانشجو در فرآیند ارایه کنفرانس، از  هویت منفعل نظام آموزش سنتی  فاصله میگیره و هویت فعال و کنشگرانه پیدا میکنه. ذهن در نظام آموزش سنتی یه کارکرد دو گانه ورودی(تدریس استاد) -خروج اطلاعات (آزمون پایان ترم) داره و  حداکثر دخالت دانشجو روی اطلاعات , بیشتر ثبت و ضبط هست. در حالی که در بسترهایی مثل ارایه (کنفرانس) یا مباحثه؛ ذهن به مثابه یک ساختار پردازشگر نقاد عمل میکنه. حاصل این پردازش نظام مند؛ یک خروجی هست با ارزش افزوده ای نسبت به ورودی قبلی. (مثلا مثالهای جدیدی اضافه میشه, مثالهای به نظر دور از ذهن پاک میشن و یا بحث به صورت نموداری نشون داده میشه. این یعنی همون ارزش افزوده ) . *در آخر این یادداشت فکر میکنم  به دو مشکل به صورت ضمنی باید اشاره کنم. اولین مشکل، به عرف غالب دانشجویی در دانشگاه های امروز برمیگرده.  فکر نکنیم که کسی که در صف اول داوطلب شدن کنفرانس ظاهر میشه,  عشق شو آفه و یا توهم استادنمایی داره  و یا مثلا خوشش میاد بپره بره  اون بالا برای خودش سخنرانی کنه و یا از &quot;درس دادن&quot; خوشش میاد.   من خودم رو میگم . شوآف ازم گذشته و راستشو بخواین از درس دادن و سر و کله زدن با ملت هم خوشم نمیاد. ولی توضیح دادن یه مطلب به سبک و سیاق خودم در قالب ارایه و یا بستر تعاملی به دلایلی که در این متن ذکر کردم برام مهمه و حتی یه جور کارکرد معنابخشی به تحصیلات دانشگاهی داره. آفت صوری سازی در دانشگاه ها یه مشکلی که در این سالها بارها تجربه ش کردم ایجاد مکرر یه فضای تعاملی به صورت نمایشی بود. متاسفانه ایجاد نمایشی و صوری سازی فعالیت های تعاملی، هر چند با انگیزه درست و خیرخواهانه باز هم یک نمایش هست و تجربه ثابت کرده که این نمایشها معمولا خیلی گل درشتتر ازینه که فیک بودنشون به چشم نیاد. اولین فعالیت صوری تعاملی که من تجربه کردم یک کرسی آزاد اندیشی صوری بود که در یک دانشگاه دیگه ایجاد شده بود و بعد از اون چشمم به جمال مشارکت های نمایشی و دعوت به مشارکت های نمایشی هم روشن شد ولی به این هم خلاصه نشد و تقریبا همه صورتهای آموزش و یادگیری تعاملی را در برگرفت. در بسیاری از موارد انگیزه انجام چنین صوری سازی هایی انگیزه مثبت بود ولی در برخی موارد هم خیر و هدف هر چند در انگیزه مثبت پنهان شده بود ولی در واقع اینطور نبود . همانطور که در ابتدای این یادداشت نوشتم من برای احترام به زحمات اساتید و برخی از مدیران و بخش کوچکی از هم دوره ایهایم،  از  ذکر جزییات بیشتر در این زمینه خودداری میکنم.  من همیشه  در مقام واکنش به این صوری سازیها،  یک سیاست تجاهل  فعال رو انتخاب میکنم و خودم رو به نفهمیدن و نشنیدن و ندیدن میزنم  ولی گاهی هم باید به دیگران یادآوری کرد که:  سکوت ، شانه بلاهت نیست&quot;. بلکه گاهی یک استراتژی هست.   صوری شدن فضای آموزشی با هر انگیزه ای فقط تا  جایی ممکن و عقلانیه و بعد از اون باید از دانشگاه عبور کرد. همونطور که من عبور کردم. به این معنا که ترم جاری رو در هیچ کلاسی شرکت نکردم. تجربه شخصی من  در طول سه سال گذشته از همون روزهای اول آبان 99 تا امروز که اواخر اردیبهشت  1402 هم به اندازه ای بوده که بتونم از تصمیمم دفاع کنم. ترجیح میدم این دو ترم باقی رو در کلاسها شرکت نکنم هر چند تاکید میکنم عدم شرکت در کلاسها، وضعیت مطلوب من نبود و نیست. نمره هم که از قدیم گفتن چرک کف دسته.   این وسط , تحلیلهای روانشناسانه عجیب و غریب,  ایستگاه کردنای تین ایجری و سیاه بازیهای هماهنگ شده ی&quot;دانشجویی/دانشگاهی  هم هست که مثل تمام ترمهای گذشته باید گذاشت در نزدیکترین جرز دیوار یا در کوزه یا هر استعاره دیگری که در زبان فارسی وجود داره و... گذشت. پایان...----------------------پی نوشت: در هنگام نوشتن این یادداشت، ترجیح دادم به منابع مطالعاتی رجوع نکنم تا متن تحت تاثیر زبان و فرم نوشتاری آکادمیک قرار نگیره. از طرف دیگه میخواستم توان تبیین خودمو، بسنجم . آیا من میتونم بعد از یه روند مطالعه هدفمند درباره یک موضوع ؛ تمام منابع مرتبط رو کنار بذارم و فهم شخصی خودم رو ازون موضوع با یه زبان ساده تر نوشتاری بیان کنم ؟ هدفم این بود که به این پرسش شخصی جواب بدم. </description>
                <category>ماسبق : یادداشت‌های یک دانشجوی علوم انسانی</category>
                <author>ماسبق : یادداشت‌های یک دانشجوی علوم انسانی</author>
                <pubDate>Sun, 21 May 2023 03:20:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چند مهارت دانشجویی برای یادگیری (مرور کتاب)</title>
                <link>https://virgool.io/@masabagh/%D8%B4%DB%8C%D9%88%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86-%D9%88-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%AE%D8%AA%D9%86-%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-zawaqbcfmsgv</link>
                <description>مروری بر کتاب &quot; شیوه درس خواندن و خوب آموختن &quot; برای دانشجویان : راهکارهایی برای تبدیل شدن به یک دانشجوی ماهرمطالبی که در داخل کادر قرار گرفته از متن کتاب با تلخیص آورده شده است. هر چند زبان بلاگ های خودنوشت به خصوص در این روزها خودمانی و گاهی زیادی خودمانی ست من ترجیح میدهم درباره موضوعاتی که در حیطه خودنوشت و روایت شخصی قرار نمیگیرند به زبان رسمی بنویسم نه محاوره. اینجا وبلاگ من هست و من هر یادداشت را با زبانی که خودم در آن لحظه راحت ترم مینویسم. برویم سر اصل مطلب: امروز می خواهم یکی از آخرین کتابهایی که خوانده ام را برایتان معرفی کنم. یک کتاب 73 صفحه ای جمع و جور که نشر اختران منتشر کرده: &quot;شیوه درس خواندن و خوب آموختن &quot; (با استفاده از ابزارهای تفکر انتقادی) . کتاب برای دانشجویان نوشته شده ولی نویسندگان همان ابتدای کتاب، تاکید میکنند که میتواند برای اساتید دانشگاه و مدیران آموزشی هم مفید و حتی لازم باشد.نگارندگان کتاب از مشهورترین نویسندگان حوزه روانشناسی آموزش هستند. خانم لیندا الدر دانش آموخته دکترای روانشناسی آموزش از دانشگاه ممفیس است و بالغ بر 30 عنوان کتاب در حوزه یادگیری ، آموزش ، تفکر نقادانه و موانع آن نوشته که بسیاری شان با نویسنده دیگر این کتاب، ریچارد پل مشترک بوده. ریچارد پل که از او با عنوان یکی از غولهای حوزه آموزش تفکر نقادانه یاد میشود. یک دانش آموخته فلسفه دانشگاه هاروارد که سالها در حوزه شناخت, تفکر , تاکتیک ها و استراتژی های یادگیری و تصمیم سازی برای دانشجویان کار کرد . بیش از 200 مقاله در این حوزه نوشت. او اکنون در قید حیات نیست.برویم سر موضوع اصلی کتاب .کتاب دارای دو بخش است . بخش اول با عنوان &quot;پی ریزی&quot; و بخش دوم با عنوان &quot;پیگیری&quot; .  بخش اول به ذکر  و توضیح راهکارهایی برای تبدیل شدن به دانشجوی ماهر میپردازد و بخش دوم به اینکه حالا آمدیم و این راهکارها رو به اجرا در آوردیم . از کجا بفهمیم که دانشجوی ماهری شده ایم . در حقیقت بخش دوم , به ما یاد میدهد که چگونه روشهایی که در بخش اول آموخته ایم را ارزیابی کنیم.کتاب با هجده راهکار برای تبدیل شدن به دانشجوی ماهر آغاز میشود. هجده راهکار که خیلی شسته و رفته و منظم در سه صفحه برای خواننده فهرست شده. راهکارها به نظرم بسیار عملی, قابل فهم و واقعگرایانه است . مثل این راهکارهای عجیب و غریب برخی روانشناسهای موفقیت نیست که میگویند &quot; به موفقیت فکر کن. هستی خودش می آید موفقیت را میگذارد در دامان شما و خلاص..&quot; انتزاعی و ذهنی نیست . انگار نویسنده خودش را جای دانشجوی امروز گذاشته و اینها را مطابق با روحیات من و شما نوشته است. به عنوان مثال : راهکار اول که در صدر نشسته این است. برای تبدیل شدن به دانشجوی ماهر شدن همان اول از استاد بپرسید نحوه نمره دادن چگونه است  ...همینقدر واقعی و عینی و همدلانه! کاری که همه ما انجام می دهیم.در ادامه به برخی از این راهکارهای هجده گانه اشاره میکنم . راهکارهایی که به نظرم چشمگیر آمد و البته با بیانی خلاصه تر نوشته ام. ترتیب راهکارها را  به همان ترتیب کتاب نیست.   بیانم هم طبیعتا به آن شیوایی کتاب نیست ولی تلاشم را میکنم.برخی از راهکارهای هجده گانه:*  بپرسید نحوه نمره دادن چگونه است و چگونه میتوانید برای کلاس آماده شوید و چه چیزی از شما انتظار میرود . دانستن پیش نیازها و الزامات هر کلاس مهم است.* به هر کلاس مثل یک تیم ورزشی نگاه کنید.  استاد, مربی است و شما بازیکن عضو این تیم. که دارید برای مسابقه که امتحان پایان ترم است آماده می شوید.* از خودتان بپرسید : &quot; آیا میتوانید این موضوع را برای کسی که سر کلاس نبوده توضیح دهم ؟&quot; اگر نمیتوانید اینکار را انجام دهید احتمالا موضوع را خوب نگرفته اید.*در جستجوی ربط ها باشید مثل کارآگاه پلیسی باشید که یافته های جدیدش را به قبلی پیوند میدهد .( ارتباط موضوعی بین مطالب )* سر کلاس منفعل نباشید . پرسشگر باشید. زمان کلاس زمان تفکر است. فکر نکنید دانش مثل بارانی که وارد ناودان میشود خود به خود وارد ذهن تان میشود.* برای خودتان سوال امتحانی طرح کنید. (اینکار را بارها انجام دادم. نشستم خودم را گذاشته ام جای استاد و  سوال طرح کردم. خدا پدر نویسندگان این کتاب را بیامرزد که باعث شد بفهمم کارم چندان عجیب و غریب هم نیست! )-*سعی کنید در همان جلسات ابتدایی هر درس، مفاهیم کلیدی هر درس را پیدا کنید. (مثلا من که دانشجوی حقوق هستم برای درس جزای اختصاصی یا حقوق بین الملل بتوانم در همان جلسات اول برای خودم توضیح  دهم که  اصلا مفاهیم کلیدی حقوق بین الملل یا حقوق جزای  اختصاصی چه هستند و یک تعریف کوتاه چند کلمه ای از این مفاهیم داشته باشم و نقشه کلی مطالب را در ذهنم ترسیم کنم. در کتاب از نام درس های دیگری مثل زیست شناسی و جبر استفاده شده . من ولی اسم درسهای رشته خودم را گذاشتم. )اینها برخی ازین راهکارهای هجده گانه بود که در ابتدای کتاب در سه صفحه فهرست شده. من به دلیل پرهیز از طولانی شدن متن و نیز رعایت قوانین گپی رایت از ذکر بقیه راهکارها خوددداری میکنم و فقط به همین مقدار اکتفا میکنم. صفحات بعدی کتاب در حقیقت توضیح هر یک ازین راهکارهاست.مثال : راهکار &quot; یافتن مفاهیم کلیدی هر درس &quot; را در نظر بگیرید. من باید مفاهیم کلیدی هر درس را تشخیص دهم ولی خب ! چطور ؟ مفاهیم کلیدی یعنی چه ؟  مفاهیم کلیدی را چطور پیدا کنم ؟ اصلا چطور باید کتاب را بخوانم ؟ شیوه خواندن یک درس چگونه است ؟ فرضا که مفاهیم کلیدی را یافتم . اینها را کجای دلم بگذارم؟  پاسخ به این پرسشها در قسمت &quot; تشخیص انگاره های بنیادین هر رشته درسی&quot; و  چهار مهارت (خواندن نوشتن گوش کردن و تفکر آمده است). در این بخشها به ما توضیح داده میشود چطور بخوانیم ؟ و روش خواندن ساختاری یک درس به چه صورت است .&quot; خواندن: عادت کنید هم دقیق بخوانید و هم ساختاری . بعد از خواندن هر پاراگراف مکث کنید و لب مطلب آن پاراگراف را به صورت شفاهی یا کتبی بیان کنید. به این ترتیب عادت خواهید کرد به تبیین روشن &quot; نکته کلیدی &quot; هر پاراگراف. فهرست مطالب و بخشهای مقدماتی را به دقت بخوانید ....&quot;  ص 39 کتاب&quot;نوشتن:  به خلاصه نویسی و ربط دادن آنها به یکدیگر عادت کنید. نوشته هایتان را برای دیگران بخوانید و توضیح دهید.گفتن:  عادت کنید آموخته هایتان را برای دیگران توضیح دهید . هر چه بهتر بتوانید موضوعی را توضیح دهید یعنی بهتر آن را فهمیده اید.گوش کردن : به سوال کردن از کسی که به او گوش میکنید عادت کنید. ...از او بپرسید آیا نظرش را درست فهمیده اید یا نه . هر چه بهتر بتوانید اندیشه های دیگران را بیان کنید بهتر حرف شان را خواهید فهمید ....در دو خط بخواهم ساختار کتاب را برایتان بیان کنم میشود این :فهرستی از راهکارهای هجده گانه برای تبدیل شدن به دانشجوی ماهر – توضیح هر کدام از راهکارها در ادامه و روش ارزیابی موفق بودن هر یک از این راهکارها.متن کتاب هم شیوا , ساده و خوشخوان است و بر خلاف بسیاری از کتابهای دیگر این حوزه، برای فهم مطالب کتاب نیازی به اعمال شاقه نیست. ضمنا خود نویسندگان هم از راهکارهایی که به من و شمای دانشجو پیشنهاد کرده اند استفاده کرده اند. اگر دعوت به خلاصه سازی و رسم نمودارها کرده اند خودشان هم اینکار را انجام داده اند و در انتهای اکثر صفحات مفهوم کلیدی در داخل یک کادر قرار گرفته و یا در برخی قسمتها از نمودارهای بسیار گویایی استفاده شده است.آنچه که خواندید درک من بود از یک کتاب جمع و جور با این پیام محوری که مهارت دانشجویی بیش از تمامی معیارهای کاذب این روزهای دانشگاه های ما، نیازمند یادگیری روشمند ، متفکرانه  است . هر چند تغییر در نهادهای آموزشی الزامی است ولی باید بپذیریم که عرف امروز فضاهای دانشگاهی ما تا حد زیادی تحت تاثیر برآیند نظر اکثریت دانشجویان است. تا زمانی که دانشجو  القای مفاهیم را به جای آموزش و حفظ کردن را بر درگیر شدن و به چالش کشیدن ترجیح دهد انتظار از سوی دیگر که مدیران و اساتید دانشگاه ها باشند بی فایده است.  به عنوان یک دانشجوی حوزه علوم انسانی بارها این تجربه را داشته ام که اکثریت دانشجویان، پذیرش منفعلانه مفاهیم را بر به چالش کشیدن آنها و پرسشگری از بنیان ها ترجیح میدهند . ترجیحی که در یک سوتفاهم جمعی از معنای دموکراسی و احترام به رای اکثریت تبدیل به یک عرف شده. در فضای دانشگاهی امروز ایران اگر در حوزه آموزشی نقادانه و پرسشگر ظاهر شوید قطعا غیرنرمال تلقی خواهید شد. نرمال امروز فضای دانشگاههای ایران چیزی نیست جز انفعال . وضعیتی که چندان تفاوتی با دوره های ابتدایی ندارد .*** تاکید میکنم که دست کم من هرگز به صورت مستقیم و آشکار چنین ترجیحی را در اساتیدم ندیدم در عوض تجربه زیسته من این بوده که اتفاقا در سالهای اخیر ، این عرف دانشجویی ست که چنین ترجیحی را حتی بر اساتید هم تحمیل میکند. در چنین وضعیتی انتظار هر گونه تغییر بیجاست. اگر تغییر در وضعیت آموزش خواست ماست - که اگر نباشد هم ناگزیر از انتخاب این خواست خواهیم بود - باید در برابر عرف اشتباه بایستیم. آنگاه که رای عرف ، نظر اکثریت یا قرارداد اجتماعی در سوی مقابل اندیشیدن نقادانه قرار میگیرد ، چاره ای جز مخالف خوانی و  حرکت در خلاف جهت اکثریت نیست. به گمان من ترسیدن از قضاوتهای دیگران هرگز در طول تاریخ علم عنصر زاینده ای نبوده است.  بخوانیم بپرسیم و آموخته هایمان  را به چالش بکشیم. و به قول نویسندگان این کتاب:   &quot; مدام هم نگران این نباشیم که سایر دانشجویان چه فکری در موردمان میکنند&quot; . </description>
                <category>ماسبق : یادداشت‌های یک دانشجوی علوم انسانی</category>
                <author>ماسبق : یادداشت‌های یک دانشجوی علوم انسانی</author>
                <pubDate>Tue, 23 Aug 2022 15:52:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ما و آن یک کلمه</title>
                <link>https://virgool.io/@masabagh/%D9%85%D8%A7-%D9%88-%D8%A2%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D9%84%D9%85%D9%87-sgyk1x37gwar</link>
                <description>میثم دعایی، دانشجوی کارشناسی حقوق* توجه:  این یک روایت تاریخی نیست. تمرین دراماتیزه   کردن یک رویداد تاریخی است. ___تصویر زیر ، از یادداشت‌های یکی از ما رعایای این خاک است  ولی در بیش از یک قرن و نیم پیش . میرزا یوسف خان تبریزی ملقب به مستشارالدوله..  میرزا یوسف خان سالها در سفر بود . در تفلیس و لنینگراد نیز اقامت داشت ولی شهر رویایی اش پاریس بود .  بخت با او یار شد  و  مامور شد به کارداری سفارت ایران در  فرانس.همینگوی  جایی می‌گوید&quot; اگر بخت، یارت بوده باشد تا در جوانی در پاریس زندگی کنی، باقی عمرت را، هر جا که بگذرانی، با تو خواهد بود؛ چون پاریس، جشنی است بیکران &quot; و  در عصری در همین &quot; جشن بیکران&quot; بود که همه چیز برای میرزا تغییر کرد.    همه چیز بر وفق مراد بود.  روزی از دوستی  ،  در باب کلمه ای شنید که جهانش را دگرگون کرد.  پس از آن ، میرزا دیگر ، آن میرزای سابق نبود.  راستش را بخواهید ، ما هم پس از ِآن عصر دل‌انگیز پاریس در ۱۸۰ سال قبل ، دیگر آن مردمان سابق نبودیم. خدمتتان عرض میکنم..میرزا یوسف خان تبریزی ، مشهور به مستشارالدوله میرزا در آن عصر پاییزی با دوستی ساکن پاریس گل میگفت و گل میشنید که ناگهان از او پرسید : راز این همه توفیق کفار در صنایع و علوم چیست ؟  رفیق  هم نه گذاشت نه برداشت و گفت : &quot; یک کلمه&quot; .  میرزا هم فکر کرد شاید سرکار ی ای چیزیست و به قول جوان‌های الان، ایستگاهش کرده‌اند. _ همه اینها با یک کلمه!؟  که جواب شنید : &quot;آن یک کلمه ای که جمیع انتظامات مملکت بر آن مندرج است &quot; قانون &quot; است . قانون را به زبان فرانسه &quot;لووا&quot; گویند و مشتمل بر چند کتابست که هر یک را کود می‌نامند و آن کودها نزد اهالی فرانسه به منزله کتاب شرعیات است نزد ما مسلمانان&quot; میرزا که گویا بسیار هم انسان ول‌نکنی بود ، تمام باقی مدت اقامت در فرنگ را به تحقیق پیرامون همین ماجرای قانون فرانسه و حقوق غربی ‌ پرداخت  و نتیجه اش شد رساله ای به نام رساله یک ‌کلمه .  او از کشوری می آمد که ارد ناشتای  قبله عالمش ، هم در حکم قانون بود . در ایران آن زمان حکم  ، حکم  شاه بود و  تنها کلمه ی دارای ضمانت اجرا، فرمان همایونی. کافی بود بر زبان مبارک،  چند پدرسووووخته ،جاری شود. لحن این پدرسوووخته گفتن بود که حیات و ممات رعیت در رکاب والاحضرت را تعیین میکرد.   سیاست حکمرانی آن روزگار  بر محور زبان قبله عالم بود  و اوضاع ملک و رعیت بر مدار  تاب سبیل همایونی .  تازه این یکی مدرن‌ترین‌ش بود و در زمانه خود انصافا  سلطان نواندیشی به حساب می آمد. برگردیم به میرزا یوسف خان قصه و آن عصر پاییزی پاریس و آن کلمه ای که از رفیقش شنید و کن فیکونی درونی که دیگر او را رها نکرد. به قول امروزی ها جناب سفیر کبیر ما دچار شیفت پارادایمی شده بود ! . حق هم داشت . و ...خواند....  Les mauvaises lois sont la pire forme de tyrannie. قانون بد ، بدترین نوع حکومت است. میرزا که احساس میکرد از این لحظه رسالتی تاریخی بر دوش دارد، دست به گوش نبرد . شروع کرد به تحقیق و  مطالعه در باب قانون . و سرانجام رساله ای نوشت . رساله ای با نام &quot; یک کلمه &quot; در باب اهمیت قانون و برابری همه در برابر آن که در پاریس آنروزگار Code کد میخواندندش . و اینچنین شد که رساله ی یک کلمه ،  ۳۸ سال قبل از انقلاب مشروطه، مفهومی به نام قانون  را وارد جغرافیای فکر سیاسی ایرانی کرد. حتی درک مبارزان مشروطه از حق به مثابه Right و نه حقیقت و نه معنای مذهبی آن ، و نشاندنش مقابل &quot;تکلیف&quot; ؛ نتیجه همین رساله بود. آن یک کلمه در آن عصر دل انگیز پاریس با  اندیشه سیاسی در ایران  ، همان کرد که  آن  سیب کذایی افتاده بر کله مبارک نیوتون با درک انسان از روابط ریاضی حاکم بر جهان هستی.  رساله یک کلمه را میتوانید از اینجا دریافت کنید. صفحه آخر رساله یک کلمه با خط میرزا یوسف خان تبریزی .   میرزا  که فکر می‌کرد الان به سبب کشف غول چراغ جادوی پیشرفت به سبک غربی ، برای او فرش قرمز پهن می‌کنند،  دست به قلم شد و یرای  شاه نوشت که قربانت بروم قبله عالم که نوکر خانه‌زاد ، کاری کرده کارستان و حالا  این &quot;کتاب قوانین فرانس&quot; کیمیاست‌ . به سنگ بزنید طلا میشودد. قربان تان گردم. نعوذ بالله غول چراغ جادوست.  آرزوی پیشرفت کنید و راسته مسگرها میشود شانزلیزه . میرزا  به وطن بازگشت و چند سال بعد در باغی در قزوین، زندانی اش کردند. اموالش را به غارت بردند . شاه فرمان داد، آنقدر آن  رساله یک کلمه ، را بر سرش کوفتند که از پا افتاد.  انصافا شاهان ایران اگر این خلاقیتی که  در آداب شکنجه و اعدام ، داشتند در امر تدبیر ملک و  ملت می‌گذاشتند شاید حافظه تاریخی ما چنین لحظات تراژیکی نداشت . شگفت آنکه، کاردار سابق سفارت در پاریس و طراح ایده راه آهن در ایران، پس از این تنبیه شاهانه،  چند روز مانده به مرگش، برای قبله عالم، خطی نوشت با این مضمون که : « قربان خاک پای اقدست شوم! از زندگی پیر غلامتان زیاده از سه- چهار روز گویا باقی نمانده. در دولت‌ خواهی و خانه‌ زادی، از تکالیف واجبه خود می‌‌داند که افکار واپسین خود را در این نفس آخرین به خاک پای اقدست تقدیم نماید،،،،و در ادامه ، بی ذره‌ای ندامت نوشت : مملکت در خوف و خطر است. قانون لازم است تا مامورین دوایر دولتی از عالی و دانی در اعمال و افعال خود را به انقیاد و اطاعت مواد و احکام قانونیه مکلف بدانند . تا قانون مستقر نشود و کار حکومت نظم نگیرد، هر گونه تظاهر به اصلاح امور، بلزی‌هایی است رنگ به رنگ &quot;.  ............</description>
                <category>ماسبق : یادداشت‌های یک دانشجوی علوم انسانی</category>
                <author>ماسبق : یادداشت‌های یک دانشجوی علوم انسانی</author>
                <pubDate>Tue, 23 Aug 2022 15:49:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>&#039;و مرگ،  آنان را درمی‌یابد..&quot;</title>
                <link>https://virgool.io/@masabagh/%27%D9%88-%D9%85%D8%B1%DA%AF%D8%8C--%D8%A2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%A8%D8%AF..%22-rvcybjvddh3r</link>
                <description>چند روز پیش در یک گروه یکی از حاضران به تغییر پارادایم حقوق بین‌الملل پس از حادثه ۱۱ سپتامبر اشاره کرد. نکاتی که پس از این اشاره کوچک مطرح شد استارت یک جستجوی کنجکاوانه را زد .   به سرم زد برم ببینم بهترین کتابهایی که درباره ۱۱ سپتامبر منتشر شدن چه هستند و چند کتاب به فارسی ترجمه شده . تا این لحظه بامداد ۲۳  شهریور،  شاخص ترین کتب‌هایی که به فارسی ترجمه شده اند عبارتند از:   ۱_ یازده سپتامبر. مجموعه گفتگوها با نوآم چامسکی درباره ۱۱ سپتامبر. کناب تحلیلی است بر جایگاه امریکا، زمینه‌های شکل‌گیری ۱۱ سپتامبر از نگاه چامسکی‌ و...تمام این گفتگوها در باره زمانی یکماه پس از ۱۱ سپتامبر با چامسکی انجام  شده.   ۲_ کتابی با نام اهریمن ۱۱ سپتامبر که به بررسی  ارتباط  موساد و نقش اسرائیل پرداخته. نویسنده ویکتور تورن هست. دو ترجمه ازین کتاب وجود دارد. ترجمه دیگر رو مرکز اسناد انقلاب اسلامی انجام داده. من این کتاب را نخواندم و ملاک معرفی‌ام ، گفتگوهایی درباره آن  درسایتها بود.  &quot;کمی زبان متن را به محاوره نزدیک‌تر میکنم&quot;پرسشی که برام ایجاد شد این بود که چرا باید اینقدر  کتاب ترجمه شده به فارسی درباره ۱۱ سپتامبر کم باشه.دست کم  دو فرضیه  درباره  چاپ نشدن کتابی با یک موضوع میتونیم  در نظر بگیریم. ۱_ گرایش کم بازار  ۲_ مسئله  مجوز  فرضیه اول یعنی گرایش کم بازار  به نظر من پذیرفته نیست چون کتاب‌های درباره ۱۱ سپتامبر، به خصوص  نمونه‌های شاخص‌شون، دارای دو ویژگی هستند که باب طبع مخاطب/مشتری  ایرانی است. الف) افشاگرانه اند ب) جنجالی هستند. دو کلیدواژه &quot;افشاگری&quot;  و &quot;جنجالی&quot; کلیدواژه‌های پرفروش‌های زیست‌بوم رسانه‌ ای  فارسی زبان‌هاست. هر چند مخاطب ، محتوای افشاگرانه در باب داخل کشور ، را بهتر می‌خرد ولی در حوزه کتاب ، انتشار چنین کتاب‌هایی جز در یک دوره زمانی خاص  امکان‌پذیر نیست  ولی تجربه بازار کتاب درباره  محتوای افشاگرانه و جنجالی تجربه خوبی بوده . نمونه‌های کتاب‌های پرفروش افشاگرانه و سیاسی در ایران: الف_  شناسایی و شکار جاسوس(پیتر رایت، چاپ ۱۸ ام) ، ب_ آتش و خشم، نگاهی به درون کاخ سفید ترامپ (۴ چاپ  در دو سال نشر ثالث با  وجود دو ترجمه دیگر ) ،  ج _ کتاب کمیته ۳۰۰ (مشهورترین کتاب تئوری توطئه  در ایران اثر جان کولمن با ۲۶ چاپ ) د_  فرار از اردوگاه ۱۴ (بلین هاردن  بر اساس خاطرات شین یانگ دین با ۲۵ چاپ ) بر این اساس گمان میکنم فرضیه نداشتن بازار رد می‌شود. فرضیه دوم: عدم صدور مجوز  یا وجود توصیه‌ای نانوشتهدر این  مورد شاید بهترین پاسخ من این باشد : نمی‌دانم. ان‌شالله  که چنین توصیه  نانوشته‌ای نیست  و منطقی هم نیست باشد.  قاعدتا مسوولان وزارت ارشاد از اهمیت اطلاع‌رسانی در باب ۱۱ سپتامبر آگاهند. یادمان نرفته که  آمریکا به سادگی روی پرورش تروریسم در اندرونی شیوخ عرب،  چشم پوشید و  ما را به گناه ناکرده، در آن سخنرانی کذایی،  محور شرارت خواند. تاثیر محور شرارت خواندن ایران بر سپهر سیاست داخلی ایران ، در یک کلمه &quot;مهیب&quot; بود.  ترکیب &quot;محور شرارت&quot; وام گرفته از گفتمان مسیحی اوانجلیستی حاوی باری معنایی فراتر از &quot;دولت  متخاصم&quot;  بود. بوش پسر آگاهانه یا ناآگاهانه، با کاربرد واژه ای مذهبی ، مرزهای منازعه را به حوزه خیر و شر کشاند. دست کم  آن دو واژه، در ایران اینگونه شنیده  شد و روند رویدادهایی را رقم زد که اثراتش تا امروز ادامه دارد .  واقعیت این است که  آوارهای آن دو برج،  نه فقط در منتهن که بر سر ما خراب شد.به هر روی ... یکی از کتاب‌های خواندنی در زمینه ۱۱ سپتامبر ،  رمان Extremely Loud &amp; Incredibly Close  جان فوئر است . رمان در پی‌رنگ ۱۱ سپتامبر پیش‌ می‌رود و وقایع‌نگاری آن نیست.  یک فیلم  هم بر اساس این رمان درخشان با بازی تام هنکس و  ساندرا بولاک ساخته شده به همین نام.    تصویر سمت راست: طرح روی جلد رمان ، تصویر سمت چپ : پوستر فیلمی بر اساس همان رمان با بازی تام هنکس و ساندرا بولاک https://virgool.io/p/rvcybjvddh3r/%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%84%D8%B1%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85ExtremelyLoudIncrediblyClose(2011)  https://m.aparat.com/v/FRq20 نارمان‌ها : روایت‌های مستندگونهدر میان نا_رمانها با موضوع ۱۱ سپتامبر ، دو کتاب بیش از همه مورد توجه منتقدین قرار گرفته اند. یکی کتاب Fall and Rise: The Story of9/11 نوشته میچل زوکوف استاد روزنامه‌نگاری دانشگاه بوستون و برنده جایزه پولیتزر . این کتاب اولین بار در سال ۲۰۱۹ منتشر شده و شاید بتوان آن را به جهت دسترسی زوکوف به اسناد منتشر شده در سال‌های اخیر ، یکی از بهترین کتاب‌های تحقیقی در این‌باره دانست. دانلود کتاب  سقوط و  ظهور: داستان ۱۱ سپتامبر، نسخه epub. (انگلیسی)The Fall and Rise: The Story of 9/11 _ نوشته میچل زوکوف برنده جایزه پولیتزر و استاد دانشگاه بوستوناما  کتاب دیگری  که با روایتی مستندگونه به حوادث ۱۱ سپتامبر پرداخته کتابی است با عنوان اصلی The Looming Tower  : برج بلندعنوان کامل کتاب این است : &quot;برج بلند:  القاعده و مسیری منتهی به ۱۱ سپتامبر&quot; The Looming Tower: Al-Qaeda and the Road to 9/11کتاب را لارنس رایت نوشته و در سال ۲۰۰۷ برنده جایزه پولیتزر شد. تصویر کتاب برج بلند به قلم لاورنس رایت به عنوان برنده پولیتزر ۲۰۰۷ . دانلود کتاب برج  بلند . نسخه  epub  فهرست کتاب برج بلند the Looming Tower برنده پولیتزر ۲۰۰۷کتاب برج بلند به گفته نویسنده،  حاصل ۵ سال پژوهش او و صدها مصاحبه  از دوستان بن لادن، افراد القاعده و مسوولان امنیتی از مصر، عربستان سعودی، پاکستان و ... است. کتاب او او نه صرفا وقایع‌نگاری ۱۱ سپتامبر که بررسی  ریشه‌های ایدئولوژیک این واقعه نیز هست.  همچنین لارنس رایت، برای مخاطب خطی رسم  می‌کند که از ۱۹۸۸و رهبری بن لادن آغاز  می‌شود ، به انفجار سفارتخانه‌های آمریکایی و ناوشکن کول می‌رسد و در نهایت در بستری از اختلافات تحلیلی ، ستادی بین دستگاه‌های اطلاعاتی  آمریکا، ۱۱ سپتامبر  رخ می‌دهد. این کتاب هم به فارسی ترجمه نشده ولی  یک مینی سریال  ۱۰ قسمتی از این کتاب به همان نام &quot;برج بلند&quot; ساخته شده که بدون تایید هیچکدام از مطالب آن ، به لحتظ فنی سریال خوش‌ساختی است. به کتاب وفادار مانده است و یکی از بهترین آثار هنری است که دراین‌باره ساخته شده . البته از همین الان بگویم که با یک سریال اکشن پاپ‌کورنی  طرف نیستید. سریال ، پر از دیالوگ و جزئیات سیاسی است . خالق  اثر،  شتابی در روایت چندسویه داستان ، ندارد  و با آرامش ، داستان واقعی اثر را  پیش می‌برد.تیزر سریال The Looming Tower رو میتونید ببینید https://virgool.io/p/rvcybjvddh3r/%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84TheLoomingTower-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%84%D8%B1%D8%B1%D8%B3%D9%85%DB%8C  https://m.aparat.com/v/CaMs6  https://virgool.io/p/rvcybjvddh3r/%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84TheLoomingTower-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%84%D8%B1%D8%B1%D8%B3%D9%85%DB%8C  یک نکته: نام The Looming Tower دز معنای تحت اللفظی یعتی برج بلند و سربه فلک کشیده. ولی به گفته نویسنده کتاب ،اشاره آن صرفا به برج‌های مرتفع دوقلو مرکز تجارت جهانی نیست. لارنس رایت در این کتاب جمله ای را از بن لادن نقل می‌کند که من جز کتاب او نتوانستم جای دیگری این نقل قول را ببینم.  به گفته لارنس رایت ، بن لادن  قبل از حمله ۱۱ سپتامبر شخصا در پیامی که برای افراد حاضر در حمله فرستاد، سه بار از یک عبارت استفاده کرد . آن عبارت این بود :و مرگ، آنان را  در می‌یاید  حتی در برج‌های  بلند&quot;‌ </description>
                <category>ماسبق : یادداشت‌های یک دانشجوی علوم انسانی</category>
                <author>ماسبق : یادداشت‌های یک دانشجوی علوم انسانی</author>
                <pubDate>Tue, 23 Aug 2022 15:41:52 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>