<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Masood malek mohammadi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@masoodmalek</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 12:51:59</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/466022/avatar/cf0Nl1.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Masood malek mohammadi</title>
            <link>https://virgool.io/@masoodmalek</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آبجو چی بخوریم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@masoodmalek/%D8%A2%D8%A8%D8%AC%D9%88-%DA%86%DB%8C-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%85-oxlsngoffdtj</link>
                <description>ماءالشعیر کلاسیک یکی از محبوب‌ترین نوشیدنی‌های بازار و منبعی سرشار از ویتامین B می‌باشد. تنوع برند‌های موجود در بازار ممکن است این سوال را ایجاد کند که برای انتخاب یک آبجوی با کیفیت به چه مواردی باید دقت کرد؟ در این پست قصد دارم به مقایسه برخی از برند‌های مشهور بازار بر اساس جدول سیب سلامت بپردازم.برای این منظور گروهی از آبجو‌های داخلی را براساس میزان قند - چربی - نمک - اسید چرب ترانس و انرژی و مواد تشکیل دهنده دسته‌بندی کردم. از آنجا که جدول درج شده بر روی این آبجو‌ها بر اساس وزن‌های مختلف بود. میزان این موارد را در ۱۰۰ میلی‌لیتر نوشیدنی بررسی کردم.قندمهمترین شاخصی که در انتخاب باید لحاظ کرد میزان قند آبجو می‌باشد. که طبق جدول زیر نتایج نمایش داده شده است. به نظر می‌رسد با توجه به کالری بالای برند ایستک، میزان قند این برند به اشتباه بر روی آن درج شده است و از بررسی ما خارج شد. برندهای هی دی ، هوفنبرگ و جوجو از این جهت در وضعیت مناسبی قرار دارند.جدول سیب سلامت آبجو سادهانرژیبا در نظر گرفتن میزان انرژی برندهای هوفنبرگ،‌ جوجو و عالیس در اولویت بالاتری قرار می‌گیرند چرا که باعث چاقی کمتری می‌شوند.مواد اولیهدر ترکیبات اولیه این آبجو ها هم دانه مالت جو دیده می‌شود و هم عصاره مالت جو که به نظر می‌رسد آبجو‌هایی که مستقیما از دانه مالت جو تهیه شده‌اند کیفیت بالاتری دارند نسبت به آبجوهایی که از عصاره‌ی مالت استفاده می‌کنند. که با این تفاسیر هوفنبرگ و جوجو در وضعیت بهتری قرار می‌گیرند.</description>
                <category>Masood malek mohammadi</category>
                <author>Masood malek mohammadi</author>
                <pubDate>Sun, 02 Jul 2023 16:14:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چراغ راهنمای تغذیه‌ای!‌ چی بخوریم؟ چی نخوریم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@masoodmalek/%DA%86%D8%B1%D8%A7%D8%BA-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%BA%D8%B0%DB%8C%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%DA%86%DB%8C-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%85-%DA%86%DB%8C-%D9%86%D8%AE%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%85-n8r0doawggqv</link>
                <description>امروزه در میان انبوهی از برند‌های مواد غذایی شاید این سوال برای شما مطرح بشه که چرا باید برند خاصی رو انتخاب کنیم؟ در این پست قصد دارم با نگاه به برچسب سیب سلامت و جدول ارزش غذایی همراه آن به این سوال پاسخ بدم.نیت من کمک به انتخاب آگاهانه مواد غذایی هست و قبل از هر چیز باید بگم که من متخصص تغذیه نیستم و آنچه در ادامه اومده نتیجه تحقیقات و مشاهدات شخصی من هستش. سیب سلامت چیست؟سیب سلامت نشان ایمنی و سلامت محصول بوده و شرط لازم برای دریافت این نشان، اخذ پروانه ساخت از وزارت بهداشت و پاس کردن آیین نامه هایی که توسط سازمان غذا و دارو تدوین شده می‌باشد.تقریبا تمامی مواد غذایی موجود در بازار این نشان را دارا هستند پس صرف داشتن این نشان کمک زیادی به تصمیم گیری ما نخواهد کرد.پس از سیب سلامت به سراغ جدول ارزش غذایی که در کنار این نماد قرار گرفته باید رفت. در این جدول ۵ سطر قرار دارد. ۱-انرژی ۲-قند ۳-چربی ۴-نمک ۵- اسید‌های چرب ترانساسید‌های چرب ترانساگه قرار باشه فقط به یک معیار برای تصمیم گیری دقت کنیم پیشنهادم همین بخش هستش. به طور کلی چهار نوع اصلی چربی وجود داره، چربی چند غیر اشباع و تک‌غیراشباع که متخصصان تغذیه مصرف آن‌ها را بسیار توصیه می‌کنند، چربی ترانس و چربی اشباع‌شده.چربی‌های ترانس و چربی‌های اشباع به اصطلاح «چربی‌های بد» می‌باشند اما چربی‌های ترانس مضرتر از چربی‌های اشباع شده هستند که  باعث افزایش کلسترول LDL ، کاهش لیپوپروتئین با چگالی بالا HDL یا همان کلسترول خوب و افزایش خطر بیماری‌های قلبی و سکته مغزی می‌شود.ضرر چربی‌های ترانس به حدی است که در بسیاری از کشور‌های جهان وجودشان در مواد غذایی ممنوع شده! بیشتر چربی‌های ترانس صنعتی هستند و از طریق یک فرآیند به نام هیدروژناسیون تولید می‌شوند. یعنی زمانی که هیدروژن به روغن گیاهی اضافه می‌شود تا در دمای اتاق به چربی جامد تبدیل گردد. این فرآیند عمر مفید محصولات را افزایش می‌دهد.پس حتما به میزان اسید‌های چرب ترانس جدول غذایی دقت کنید و محصولاتی را انتخاب نمایید که چربی ترانس‌شان صفر و یا حداقل در محدوده سبز می‌باشد.لبنیات (شیر - ماست - دوغ - پنیر - خامه - بستنی …) ، اسنک‌ها ( بیسکویت - شکلات‌ - کیک - کلوچه - چیپس - پفک - شکلات بار - …) ،‌ سس‌ها و … مهم‌ترین محصولاتی هستند که در آن‌ها از اسید‌های چرب ترانس استفاده می‌شود.قند - چربی - نمکاولویت بعدی در مقایسه‌ی مواد غذایی توجه به میزان قند - چربی و نمک موجود در آن‌هاست. شما می‌توانید با مقایسه میزان قند و چربی و نمک مواد غذایی مشابه، انتخاب سالم تری داشته باشید. شاید مقایسه‌ی موردی این موارد کمی وقت گیر باشد و یا به علت تفاوت در واحد سنجش این مواد، (میزان این مواد در وزن مشخصی از ماده غذایی سنجیده می‌شود. مثلا در ۱۰۰ گرم یا ۳۰ گرم یا … که باعث می‌شود لزوما عدد مطلق پایین تر به معنای سالم‌تر نباشد و باید وزن پایه یکسان شود.) انتخاب دشوار شود. توصیه می‌شود برای سادگی به رنگ برچسب این موارد دقت کنید. یعنی تا جای ممکن از رنگ قرمز دوری کرده و نهایت موادی با برچسب نارنجی را از میان مواد مشابه انتخاب کنید. و البته رنگ سبز همیشه اولویت اول خواهد بود.انرژیمورد آخر که کمی بررسی آن دشوار است ( به دلیل عدم وجود برچسب رنگی) انرژی موجود در ماده غذایی است که افرادی که نگران چاقی و افزایش وزن هستند از میان مواد مشابه باید موادی با انرژی کمتری را انتخاب کنند. البته مانند بخش قبلی در مقایسه انرژی باید دقت کنید تا انرژی موجود در واحد یکسانی از مواد غذایی مقایسه شوند. مثلا انرژی موجود در ۱۰۰ گرم با ۳۰ گرم مقایسه نشود.توصیه‌ی پایانیشاید مقایسه‌ی تمامی این موارد در هر بار خرید، کاری زمان‌بر و سخت باشد اما توصیه می‌کنم هر بار روی یک آیتم از بین سبد مواد غذایی تمرکز کنید و با مقایسه‌ی بین گروه‌های مختلف سالم‌ترین را انتخاب کرده و در دفعات بعدی به راحتی گزینه نهایی را خرید کنید.لطفا تجربیات خودتون رو با ما به اشتراک بذارید.</description>
                <category>Masood malek mohammadi</category>
                <author>Masood malek mohammadi</author>
                <pubDate>Mon, 19 Jun 2023 21:26:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا خودتون رو سرزنش می‌کنید؟</title>
                <link>https://virgool.io/@masoodmalek/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA%D9%88%D9%86-%D8%B1%D9%88-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%B4-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-kcu7pj1h7cel</link>
                <description>چند بار در طول روز خودتون یا دیگران رو سرزنش می کنید؟احتمالا برای شما هم پیش آمده که بارها و بارها گفت و گویی سرزنشی با خودتون یا اطرافیانتون داشته باشید و یا مورد سرزنش دیگران واقع بشین. تا به حال به این مساله فکر کردین که منشا این عمل چیست؟در #پویش_هفتگی_تبدیل در مورد #سرزنش بر روی سوالات زیر پویش کردیم:- تعریف شما از سرزنش چیست؟ (اگر چه رفتاری مشاهده کنین میگین که سرزنش شدین؟)- در گذشته کجاها سر زنش شدین؟- کجا دیگران رو سرزنش می کنین؟- کجا خودتون رو سرزنش می کنین؟- نتیجه این سرزنش‌ها چه بوده است؟اگر دوست دارین در این پویش شرکت کنین قبل از خواندن ادامه‌ی متن پاسختون رو به این پرسش‌ها بنویسین و سپس ادامه متن رو بخونین.در ادامه خلاصه‌ای از پاسخ بچه‌ها و کشف‌هایی که در حین این پویش داشتن رو خواهیم داشت و سپس پویش شخصی من روی این موضوع.بخش اول:１- سرزنش برای من به این شکل هستش که انتظاری (عموما بیان نشده) وجود داره که برآورده نمیشه و به شکل سرزنش در مورد عدم برآورده شدنش سوال و جواب میشه. عموما هم به جای اینکه فرد سرزنش کننده به بیان دقیق انتظارش بپردازه فقط در مورد آنچه اتفاق افتاده صحبت می‌کنه. مثلا خانواده در زمان مدرسه به این صورت سرزنش می‌کردند چرا شیطونی می‌کنی؟ چرا با فلان افرادی می‌گردی و ...در مورد خودم، زمانی که خودم رو با دیگران مقایسه می‌کنم عموما شروع به سرزنش خودم می‌کنم و یه حس حسادت و موفق بودن یا نبودن هم پشتش هست.２- برای من سرزنش جمله‌ای هست که با (چرا) شروع میشه.خودم رو در رابطه با شیوه درس‌خوندن و ارتباطم با خانواده سرزنش می‌کنم و عموما هم از طرف خانواده به خاطر شیوه و کیفیت ارتباطم باهاشون سرزنش شدم.３- به نظرم در هر موقعیتی نتایج مختلفی میشه اتفاق بیوفته که یکی از اون‌‌ها نتایج مطلوبه شخصه سرزنش کننده هست و زمانی که نتیجه نهایی بر نتیجه مورد انتظار منطبق نیست سرزنش اتفاق می‌یوفته.زمانی که لحن صحبت طلبکارانه هست احساس سرزنش شدن بهم دست میده – اصولا سرزنش پذیر نیستم و سوالی که با خودم دارم اینه که الان باید چیکار کنم؟ الان مقصر بودم یا مقصر نبودم؟４- پشت سرزنش یه انتظاری هست که با نتیجه متفاوته.چون فرد کمال‌گرایی هستم از خودم انتظار زیادی دارم که به سرزنش ختم می‌شه.５- به نظرم سرزنش بخشیش سمت شخص شرزنش شونده است. زمانی که مساله‌ای رو با هویت خودم یکی کنم، هر گفت و گویی رو حول‌اش سرزنش می‌شنوم.６- همیشه از خودم انتظار دارم که باعث می‌شه خودم رو سرزنش کنم. البته این خود سرزنش‌گری عموما برام محرک بوده و برام سواله که کار بدی هست یا نه!７- من زمانی که دیگران رو به زحمت بندازم یا قولی بدم که نتونم بهش عمل کنم خودم رو سرزنش می‌کنم.８- باید و نباید برای من حکم سرزنش داره. از نظر من زمانی که نتیجه اقدامی مطلوب نبوده دوتا حالت وجود داره که میشه (انتقاد) کرد که یعنی دوست دارم مشکل حل بشه یا میشه (سرزنش) کرد که هیچ گشایشی اتفاق نمی‌افته.９- فاصله ایده‌ال و واقع میشه سرزنش که همیشه یک رنگی از مقایسه توشه.１０- گاهی اوقات انتظارات یا قوانین بیان نمی‌شه و بعدش بابتشون سرزنش می‌شن آدم‌ها، پس بهتره همیشه اول شفاف بشیم با هم.زمانی که تایم آزادم زیاد میشه شروع به سرزنش می‌کنم. اگر تایم آزاد نداشته باشم سرزنشی وجود نداره.１１- به نظرم ما سه تا وضعیت داریم. (نصیحت – انتقاد –سرزنش) که تمایز ندادنشون باعث میشه نتونیم ارتباط موثری بگیریم. همچنین گذشته نگر بودن منشا سرزنش هستش از نظرم.１２- برای من سرزنش و مقایسه جواب نمی‌ده و حکم زیر سوال بردن خود طرف رو داره به جای پرداختن به نتیجه. چیزی که برام کار می‌کنه بیان شفاف انتظارات و درخواست هاست به جای اینکه با لحن سرزنش آمیز آنچه اتفاق افتاده به چالش کشیده بشه. زمانی که (چرا) می‌شنوم حس سرزنش می‌گیرم و گاهی حرص می‌خورم از دست کسی که سرزنش می‌کنه.１３- من خودم رو سرزنش نمی‌کنم و در مقابل سرزنش دیگران هم ناراحت نمی‌شم چون عموما به این مساله آگاه هستم که نتیجه مطابق انتظار نبوده و دارم روش کار میکنم و سعی ام بر این هستش که بهش رسیدگی کنم و سرزنش دیگران کارکرد خاصی برام نداره.１４- ریشه سرزنش رو میشه تو تمایل به بقا پیدا کرد چه بقای فردی و چه بقای اجتماعی. که اسم اولی رو می‌ذارم (مقایسه)، اسم دومی رو (انتظار).در مورد (مقایسه) که یکی از کارکردهای ذهن هست میشه به انسان اولیه مراجعه کرد که مثلا اگر میوه شیرین‌تری پیدا می‌کرد می‌تونست انرژی بیشتری ازش بگیره و بیشتر بقا پیدا کنه و زمانی که میوه شیرین پیدا نمی‌کرد خب تلاش بیشتری برای بقا لازم داشت و مثلا میوه‌های شیرین تر بالای درخت بود و با مقایسه خودش رو سرزنش می‌کرد که نمی‌تونست به اون‌ها دسترسی پیدا کنه.در مورد (انتظار) که به ساختار جامعه ربطش می‌دم، جوامع به دنبال نرمال سازی انسان‌ها و تقسیم کار هستند تا بقا پیدا کنند. جوامع نیازدارند تا افراد جامعه داخل طرز فکر غالب اون جامعه باشند تا حداکثر خروجی رو داشته باشند و این باعث میشه که همیشه انتظار بره تا افراد به شیوه‌های خاصی رفتار و عمل کنند و زمانی که خارج از اون انتظار بشن عموما سرزنش رخ می‌ده.بخش دوم:· برای بسیاری از ما سرزنش قدرتمندترین عامل پیش‌ران است. بسیاری از ما هیچ ابزار دیگری مانند سرزنش برای شروع و یا پرداختن به آنچه می‌خواهیم وجود ندارد. ریشه‌ی این مساله را در کودکی می‌توان جست‌وجو کرد. برای پدر و مادر (یا جانشینان عاطفیشان) سریع‌ترین راه نتیجه گرفتن در مقابل کودکان زورگفتن است و سرزنش یکی از انواع زورگویی است. ما به صورت ناخودآگاه به دنبال موثرترین شیوه‌ی نتیجه گرفتن هستیم و شیوه‌ای که والدینمان در کودکی مقابلمان نتیجه‌گرفته‌اند را در مورد خود و دیگران به کار می‌بریم.· مساله‌ي دیگه بحث کمال‌گرایی است. البته باید بین دو لغت تمایز قایل شویم. کمال گرایی یا ایده‌آلگرایی (Idealism) به ویژگی گفته می‌شود که فرد تمایل دارد کار را به نحو احسن و بالاترین کیفیت انجام دهد و در عین حال به نکته آگاه است که ممکن است در کارش نواقصی باشد و تعهدش به رفع آنها و بهبود کیفیت کار است. در مقابل کمال‌گرایی ما کامل‌گرایی (perfectionism) داریم که در آن فرد انتظار دارد برای آنکه کاری را شروع کند یا به نتیجه برساند تمامی امکانات و شرایط در حالت عالی و بی عیب و نقص باشد تا فرد حاضر به شروع و به نتیجه رسانی کار باشد که مساله باعث می‌شود برداشتن قدم اول برای فرد بسیار سخت شود، روحیه‌ی ریسک پذیری نداشته باشد، ترس از انتقاد داشته باشد، اعتماد به نفس‌اش پایین باشد و مدام کارها را به تاخیر بیاندازد. افرادی که کامل‌گرا هستند نمی‌توانند با این مساله روبرو شوند که انسان به ذات موجودی ناقص است و در نتیجه همیشه فضایی برای کامل نبودن وجود دارد.· تمایز دیگری که باید به آن پرداخت (عدم انعطاف پذیری) است،‌ انسان‌هایی که انعطاف پذیر نیستند درصورتی که کاری آنطور که انتظارش را داشتند یا برایش برنامه ریخته بودند، پیش نرود، به هم می‌ریزند و عصبی می‌شوند و قادر نیستند در شرایط جدید به دنبال خواسته یا هدفشان باشند. این افراد در چنین موقعیت‌هایی به جای اینکه به شیوه‌ی جدیدی برای رسیدگی به نیازشان فکر کنن به سرزنش خود و دیگران می‌پردازند. مثلا اگر قرار است کاری را به شیوه خاصی انجام دهند اما در حین کار مجبور می‌شوند اقداماتی خارج از توافق یا برنامه ریزی قبلی انجام دهند به سختی می‌توانند این موقعیت را مدیریت کنند و سرزنش و شکایت شیوه پرداختنشان به موقعیت خواهد بود.· سرزنش،‌ کامل گرایی، عدم انعطاف و اکستریم بودن معمولا صفاتی هستند که به صورت یک خوشه در افراد ظاهر می‌شوند. عموما ما می‌گوییم من فرد ایده‌آل‌گرایی هستم در حالی که عبارت دقیق‌تر این که من فردی کامل‌گرا هستم که عموما انعطاف پذیری کمی دارم و خودم را زیاد سرزنش می‌کنم و معمولا هم به دنبال اقدامات اکتریم هستم! درک این موضوع به ما کمک می‌کند تا بتوانیم به صورت موثری به مدیریت توالی این ویژگی ها بپردازیم.· زمانی که می‌خواهیم در مورد منشا مساله‌ای پویش کنیم و هم‌زمان، حس سرزنش‌گری ایجاد نکنیم بهتر است به جای استفاده از لغت (چرا) از عباراتی مثل ( چی کار کرد که فلان اتفاق افتاد – چیشد که فلان اتفاق افتاد – رخداد موقعیت بهت چی بود که فلان عمل رو انجام دادی) استفاده کنیم تا به جای اینکه فضا سرزنشی و به دنبال مقصر بودن باشد، فضا پویشی شود تا بتونیم به منشا مسایل دسترسی پیدا کنیم.· پشت هر سرزنش یه احساس ناتوانیِ پنهانی وجود دارد. عموما ما زمانی دیگران را سرزنش می‌کنیم که در موقعیتی احساس ناتوانی در موثر پرداختن به موقعیت داریم که این مسئله باعث می‌شود اقدام به سرزنش خود یا دیگران کنیم.· نهایتا ما باید بپذیریم که انسان به ذات موجود کاملی نیست و همیشه این امکان وجود دارد که چیزی مطابق آنچه برنامه ریخته پیش نرود. سرزنش گرچه مانند موتور محرکی در کوتاه مدت می‌تواند ما را به جلو حرکت دهد اما در بلند مدت ابراز طبیعیمان را می‌گیرد و اقداماتمان را به شیوه‌ای پسیو جاری می‌سازد.</description>
                <category>Masood malek mohammadi</category>
                <author>Masood malek mohammadi</author>
                <pubDate>Mon, 04 Jul 2022 11:51:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا من مثل رفیقم نشدم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@masoodmalek/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D9%86-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D8%B1%D9%81%DB%8C%D9%82%D9%85-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%85-wl2k6kf8uvi3</link>
                <description>تا حالا شده که دوست، همکار یا همکلاسی سابقتون رو ببینین و چند دقیقه‌ای باهاش گپ بزنین و وقتی از هم جدا می‌شین، تا شب توی فکر باشین که چیشد فلانی اینقدر پیشرفت کرد؟ چرا من اینجا هستم؟ معمولا هم حس سرخوردگی و جاموندن رو تجربه کردین.در #پویش_هفتگی_تبدیل در مورد #مقایسه بر روی سوالات زیر پویش کردیم:- تعریفتون از مقایسه چیه؟- در مورد چه مسایلی خودتون رو مقایسه می‌کنید؟ کجاها خودتون رو مقایسه می‌کنید؟- خودتون رو با چه کسی مقایسه می‌کنید؟- از مقایسه چه نتیجه‌ای می‌گیرید؟- اثر مقایسه در بودن و عملکردنتون به چه شکلی بوده؟ (هست؟)اگر دوست دارین در این پویش شرکت کنین قبل از خواندن ادامه‌ی متن پاسخ خودتون رو به این پرسش‌ها بنویسین و سپس ادامه متن رو بخونین.در ادامه خلاصه‌ای از پاسخ بچه‌ها و کشف‌هایی که در حین این پویش داشتن رو خواهیم داشت و سپس پویش شخصی من روی این موضوع.بخش اول:1. من خودم رو با افرادی مقایسه می‌کنم که یه زمانی، جایی بر اساس معیاری در یک نقطه بودیم. ممکنه همکلاسی مدرسه یا هم دانشگاهی باشه که هم سن بودیم و به دنبال یک سری دغدغه ها بودیم. ممکنه همکاری بوده باشه که در یک رده شغلی با هم بوده ایم. ممکنه فردی تو فامیل یا دوستان بوده که یک وضعیت مالی داشتیم.2. من خودم رو با افرادی مقایسه می‌کنم که الگوم هستن و میخوام روزی شبیهشون باشم و بهشون برسم.3. من خودم رو با تصویر ایده‌الی که توی آینده از خودم متصورم و ساختم مقایسه می‌کنم که چقدر با اون فرد فاصله دارم.4. من تو مسایل زیادی خودم رو مقایسه می کنم و معمولا مقایسه کردن بهم انگیزه می ده که بیشتر تلاش کنم و برام مثل یه نیروی محرک هستش.5. من ترس از جا موندن یا استفاده بهینه نکردن از تمام فرصت‌هام دارم و این باعث میشه همش مقایسه کنم تا ببینم تونستم به طور نسبی پیشتاز باشم؟6. مقایسه زیاد می‌کنم و معمولا باعث میشه حالم گرفته بشه و انگیزم رو از دست بدم.7. وقتی مقایسه می‌کنم باعث میشه ابعاد مختلف یک مساله رو نبینم و فقط با مقایسه یک جنبه از مساله‌ای نتیجه‌ای کلی در موردش بگیرم و خیلی از واقعیت ها رو نادیده بگیرم.8. موقع مقایسه گاها باعث میشه واقعیت موجود رو با ایده‌آل ترین حالت موقعیته دیگه مقایسه مقایسه کنم و باعث بشه اشتباه و هیجانی تصمیم بگیرم.9. مقایسه به خودیه خود برام کارکردی نداره ولی زمانی که می‌بینم خودم یا وضعیتم رو دارم مقایسه می‌کنم متوجه می‌شم که یه مشکل یا چالشی وجود داره که اون زیر داره کار می‌کنه و روش پویش می‌کنم تا به منشا این مساله دسترسی پیدا کنم.بخش دوم:1. من از وقتی یادمه خودم رو با دیگران مقایسه می‌کنم و منشا اصلی این مقایسه رو در سیستم آموزشی و شیوه‌ی برخورد خانواده در دوران ابتدایی می‌بینم. در سیستم آموزشی رقابتی معمولا برد یکی برابر باخت یکی بود و تلاش برای اول شدن همیشه مدرسه رو به مکانی برای مقایسه تبدیل کرده بود، مقایسه هوش، مقایسه وضع مالی و ظاهری، مقایسه توان فیزیکی و ... حتی بعدها کشف کردم که من از موفقیت اطرافیام (حتی در بزرگ‌سالی) ناراحت می‌شم. نه اینکه مستقیما از موفقیت افراد ناراحت بشم اما زمانی که میبینم فردی موفق شده یه حس غم و سرخوردگی در درونم فعال میشه،‌دقیقا شبیه زمانی که همکلاسیم ۲۰ میشد و من ۲۰ نمیشدم و در کمال تعجب دیدم که زمانی که حال اطرافیان بد هستش یا چالش دارن یه حس پنهانی و خوشایند دارم، چرا که رخداد شرایط به من اینطور بوده که من فرصت بیشتری برای برنده شدن دارم! درست شبیه زمانی که نکته‌ای توی درس پیدا می‌کردی که سایر بچه ها بهش دسترسی نداشتن و باعث می‌شد تو فرصت ۲۰ شدن پیدا کنی و بقیه عقب بمونن!2. ما تصور می‌کنیم که فقط در مورد مسایل معدودی خودمون رو مقایسه می‌کنیم اما در حقیقت ما آدم‌ها تقریبا در مورد همه چیز خودمون رو مقایسه می‌کنیم. فقط خیلی از مسایل اونقدر سریع تیکشون می‌خوره که به خود‌آگاه ما منتقل نمیشن. مثلا اگر مشکلی برای راه رفتن یا نفس کشیدن داشتیم دایما این ناتوانی رو با دیگران مقایسه مي‌کردیم اما در حالت عادی که مشکلی در مورد این مساله وجود ندارد به سرعت تیک نرمال بودنش رو تو ذهنمون می‌زنیم و عملا به خودآگاهمون واردش نمی‌کنیم.3. مسایلی برای ما وجود داره که ما درون طیف‌اش زندگی می‌کنیم. زندگی در طیف چیزی بدین معناست که اون مساله برای ما به شکل یک ناکاملی یا پرونده باز وجود داره. مثلا افرادی که در مورد خرج کردن چالش دارن چه کم خرج می‌کنن چه زیاد در طیف پول زندگی می‌کنن،‌ افرادی که چالششون اینه که آیا بهشون زور داره گفته می‌شه یا آیا زورشون می‌رسه به کسی یا سیستمی یا نمی‌رسه در طیف زور زندگی می‌کنن. (در آينده پویشی در مورد خواهیم داشت.) خلاصه یکی از شیوه‌هایی که ببینیم در چه طیفی هستیم اینه که ببینیم در چه موردی داریم خودمون رو با دیگران مقایسه می‌کنیم.4. ما مسایلی رو بین خودمون و دیگران مقایسه می کنیم که یا نقطه‌ی قوت ما هستن و یا نقطه ضعف ما! بزرگ شدن در سیستم آموزشی رقابتی باعث شده تا ما آنچه برایمان به عنوان نقطه قوت ثبت شده را دایما با دیگران مقایسه کنیم تا مطمئن شویم ما برنده هستیم! همین مسئله در مورد نقاط ضعف نیز وجود دارد، ما ضعف‌هایمان را دایما با دیگران مقایسه می‌کنیم تا مطمئن شویم که هنوز بقایمان در خطر نیوفتاده.5. موارد و موقعیت‌هایی در زندگی ما وجود دارند که ما به صورت اصیل انتخابشان نکرده ایم (فارغ و رها،  بعد از بررسی دلایل، نه بر اساس دلایل) و صرفا بنا بر دلیلی در آن موقعیت یا شرایط هستیم و جسارت تغییر یا  اقدام کردن در موردشان را نداریم. ما در ظاهر، تظاهر می‌کنیم که موقعیت را انتخاب کرده‌ایم اما در اصل در آن موقعیت گیر کرده‌ایم انتخاب رشته تحصیلی، شغل، کشور محل زندگی، پارتنر و ...  می‌توانند موقعیت‌هایی باشند که درآن‌ها گیر کرده‌ایم و اصیل انتخابش نکرده‌ایم و همین مسئله باعث می‌شود مدام خود را با دیگران در آن زمینه مقایسه کنیم.نهایتا اینکه مقایسه بد است یا خوب؟ از نظر من خوب و بدی وجود ندارد، مقایسه کردن چیزی است که در ذات انسان وجود دارد و از آن اجتنابی نیست. مقایسه ممکن است برای ما مخرب باشد و یا اثرات سازنده‌ای برای ما داشته باشد، مهم این است که به آن آگاه باشیم.</description>
                <category>Masood malek mohammadi</category>
                <author>Masood malek mohammadi</author>
                <pubDate>Sun, 29 May 2022 17:23:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چند وقتی هستش که حالم خوب نیست ...</title>
                <link>https://virgool.io/@masoodmalek/%DA%86%D9%86%D8%AF-%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D8%B4-%DA%A9%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%84%D9%85-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-mmevg4gmf5ka</link>
                <description>چند وقتی هستش که حالم خوب نیست ...ممکنه این جمله رو زیاد به زبان آورده باشید و یا از اطرافیانتون شنیده باشین، اما آیا ما دسترسی دقیقی به مفهوم حال داریم؟ زمانی که از حال صحبت می‌کنیم به چه چیزی اشاره می‌کنیم و چطور می‌تونیم روی حالمون تاثیر بذاریم؟در #پویش_هفتگی_تبدیل در مورد #حال بر روی سوالات زیر پویش کردیم:- حال الان‌ات چطوره؟- حال ۶ ماه اخیرت چطوره؟- تعریفتون از حال چیه و وقتی در مورد حال صحبت می‌کنین دقیقا به چه چیزی اشاره می‌کنین؟- چه چیزی حالتون رو خوب می‌کنه و چه چیزی حالتون رو بد می‌کنه؟- چطور حالتون رو در کوتاه مدت خوب می‌کنین؟- چطور حالتون رو در بلند مدت خوب می‌کنین؟اگر دوست دارین در این پویش شرکت کنین قبل از خواندن ادامه‌ی متن پاسخ خودتون رو به این پرسش‌ها بنویسین و سپس ادامه متن رو بخونین.در ادامه خلاصه‌ای از پاسخ بچه‌ها و کشف‌هایی که در حین این پویش داشتن رو خواهیم داشت و سپس پویش شخصی من روی این موضوع.بخش اول:１- حال از از نظر من حسی هستش که در این لحظه نسبت به خودم دارم، هر زمانی که کاری که دوست نداشتم رو انجام دادم حالم خوب نبوده و زمانی که چالشی رو حل کردم و وارد وضعیت جدیدی شدم حالم خوب بوده.２- زمانی که روال زندگین سر جاش باشه و به مشکل نخورده باشه حالم خوب هستش. (منظورم از روال زندگی، اون انتظاری هستش که از زندگی دارم.)３- برای من حال، نزدیکیه وضعیت فعلی(حس و تجربه‌ام) با حداکثری جذابیتی هست که توی زندگی تجربه کرده‌ام و من وضعیت الانم رو با اون حداکثر مقایسه می‌کنم.４- حال برای من سازگاری درون و بیرونم هست. یعنی محیط اطرافم منطبق باشه با شیوه‌ی بودن مدلی که من هستم. زمانی‌هایی که نتیجه می‌گیرم یا وضعیت پایداری دارم حالم خوب هستش.５- حال من وابسته به حال اطرافیان هست، اگه حال اونا خوب باشه حال منم خوبه، زمانی که همه چی سر جاش باشه حالم خوبه６- حال از نظر من کوتاه مدت و بلند مدت هستش. حال کوتاه مدت خیلی نوسانی هستش و زیادم دست ما نیست و براساس اتفاق‌هایی که در هر لحظه برامون میوفته تغییر می‌کنه. حال بلند مدت ولی ترکیبی هست از آنچه در گذشته برامون اتفاق افتاده، مسیری که داریم درونش حرکت می‌کنیم و هر آنچه بر روش داریم کار می‌کنیم.７- حال بلند مدت یک انباشت هست. انباشتی از هر آنچه که انجام می‌دهیم. مثلا می‌نیم الان کارهایی انجام بدیم که حالمون در آینده خوب باشه.８- زمانی که رشد و پیشرفت دارم حالم خوب هستش و زمانی که همه چی برام روتین می‌شه حالم خوب نیست.９- برای همه ما یک واقعیت وجود داره و یک انتظار و میزان فاصله‌ای که واقعیت ما از اون انتظار داره حال ما رو می‌سازه. برای من زمانی که توی حاشیه‌ی امن ام هستم حالم خوب نیست و همینطور زمانی که پرونده باز توی ذهنم دارم.１０-  حال من تابع این هست که بدونم چیکار باید بکنم یا بدونم که چی می‌خوام و برای رسیدن بهش چه کاری باید اانجام بدم. لحظاتی بوده که اون مسیر ذهنی و هدف برام کم‌رنگ شده و باید گشت و اون هدف رو دوباره پیدا کرد.１１- حال برای من با انگیزه رابطه مستقیم داره. زمانی که انگیزه پیدا می‌کنم حالم خوب می‌شه.１２- حال برای من در طیف انتظار نهفته که چه انتظار کم و چه انتظار زیاد از خودم،‌حالم رو بد می‌کنه.１３- حال برام برایند احساسی هست که به خودم، اطرافیان و محیطم دارم. زمانی که پرونده‌ی بازی رو می‌بندم و تیکش رو می‌زنم حالم خوب می‌شه. همچنین وقتی شبیه ایده‌ال خودم هستم.１４- حال برای من برایند احساسات و هیجاناتم هست. برای بهتر کردن حالم نیاز هستش که خودم رو بیشتر بشناسم.１５- حال برای من در این تعریف می‌شه که چقدر برای اولویت‌هام (اقدام) می‌کنم؟ چقدر برای (ابراز) خودمم فرصت دارم؟ و شاید فرصت ابراز برام در انگیزه داشتن نهفته باشه (و برعکس).１６-  زمانی که چیز جدیدی در خودم کشف کردم حالم خوب بوده.１７- حالم به افکارم بستگی داره و اینکه چقدر می‌تونم زندگیم رو مدیریت کنم.１８- زمانی که کاری که دوست دارم رو انجام می‌دم حالم خوبه.بخش دوم:چند روز پیش با خودم تو فکر بودم که مدتی هست که حالم خوب نیست! و بعد دیدم این گفت و گو رو در گذشته هم با خودم زیاد داشتم و برام سوال شد که من به چه چیزی می‌گم حال؟ چه زمان‌هایی توی زندگیم حالم خوب بوده و چطور می‌تونم حالم رو تغییر بدم؟ برای اینکه به پاسخ سوالم دسترسی پیدا کنم پویشی رو با خودم شروع کردم. زندگیم رو به برهه‌های زمانی مختف تقسیم کردم و توی هر برهه یه برداشتی از حال و احوال خودم نوشتم و در ادامه نوشتم که در هر دوره چی حالم رو خوب می‌کرد یا برام لذت بخش بود و چی حالم رو بد کرده بود و برام نا خوشایند بود تا دسترسی با کیفیت‌تری به خودم پیدا کنم. دوره‌هایی که توش پویش کردم شامل ( قبل از مدرسه – ابتدایی –راهنمایی – دبیرستان – دانشگاه و .... ) بود.زمانی که به مفهوم حال فکر کردم دیدم که تعاریف متفاوتی براش دارم. اول کلمه لذت برام پررنگ بود یعنی دیدم زمانی که از چیزی لذت می‌بردم حالم خوب بوده. اما بعدش دیدم فقط لذت نیست. زماانی که بر اساس برنامم و اهدافم پیش رفتم هم حالم خوب بوده.حال برام قرابت زیادی با کلمه‌ی (رضایت) داره. یعنی اگر در همینن لحظه بتونم بگم الان راضی هستم، حالم خوب خواهد بود. در واقع در هر لحظه چندتا موضوع مهم رو که باعث رضایتم می‌شه مثل اینکه چقدر روی محیطم کنترل دارم یا چقدر از فرصت‌هام و پتانسیلم استفاده می‌کنم یا چقدر فرصت می‌سازم رو مانیتور می کنم و نهایتا می‌گم حالم خوبه یا نه. حال در این حالت یه قرارداد هستش. قراردادی بین خود و معیارهایی که برای خود می‌سازم.حال البته همیشه برنامه دستاورد نیست لحظاتی هستش که توی طبیعت خودمون رو رها می‌کنیم یا با کودکی بازی می‌کنیم یا در جمعی دوستانه حضور دارم و احساس می‌کنیم حالمون خوب هستش.نکته‌ی مهم دیگر هم تاثیر فرصت‌ها بر روی حال هستش. عصر جدید عصر تنوع فرصت‌ها هستش و در هر لحظه فرصت‌های بسیاری در اطراف ما وجود دارد که عموما فقط از تعداد اندکیشون استفاده می‌کنیم و تمامی فرصت‌هایی که داشتیم اما سراغشون نرفتیم به شکل تصور حال بهتریا موفقیت بیشتری است که می‌توانستم داشته باشیم اما نداریم! و این مقایسه‌ي دایمی بین خود و دیگرانی که از آن فرصت‌ها به شیوه‌ی دیگری استفاده کردند نیز تاثیر به سزایی بر حال ما دارد.بخش پایانی گفت‌و‌گو به یک ویدیو و مقاله ارجاع داده می‌شود که انسان‌ها را به ۲ دسته تقسیم می‌کند. افرادی که به دنبال شاد بودن و لذت بردن هستند و افرادی که به دنبال معنا داشتن و تفاوتی در دنیا ایجاد کردن‌ هستند. عدم تمایز اینکه ما در کدام طیف قرار می‌گیریم باعث می‌شود تا اقدامات غیرموثری را برای بهبود حالمان انجام دهیم.The riddle of experience vs. memory | Daniel Kahnemanhttps://www.youtube.com/watch?v=XgRlrBl-7Yg&amp;amp;amp;t=810s&amp;amp;amp;ab_channel=TEDزندگی شاد چیست؟ زندگی پرمعنا کدام است؟https://www.bbc.com/persian/science/2013/02/130207_me_happiness_meaning</description>
                <category>Masood malek mohammadi</category>
                <author>Masood malek mohammadi</author>
                <pubDate>Sun, 15 May 2022 12:20:29 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>