<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مسعود شمیرانی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@massoudshemirani</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 09:58:46</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/427719/avatar/mKlJmb.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مسعود شمیرانی</title>
            <link>https://virgool.io/@massoudshemirani</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تفاوت بین گروه کانونی (Focus Group) و کارگاه ایده پردازی (Ideation Workshop) چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@massoudshemirani/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%DA%AF%D8%B1%D9%88%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86%DB%8C-focus-group-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C-ideation-workshop-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-kwbopk23kcva</link>
                <description>عکس تزیینی است.خب، تا حالا از خروجیه بخش تحقیق، پرسونا و سفر مشتری در آوردیم. فهمیدیم نقاط درد کاربر تو هر مرحله از جریان کاری کاربر (User Flow) چیه و مشکلات در اومده، حالا بریم ببینیم گام بعدی چیه!- گروه کانونی (Focus Group) چیست؟- کارگروه ایده پردازی (Ideation Workshop) چیست؟- کارگاه نیازمندی (Requrement Workshop) چیست؟- 7 گام های اساسی که باید برای اطمینان از موفقیت در کارگاه ایده پردازی رعایت کنید.- حرف پایانی- منابعمستند گروه کانونیگروه کانونی یا متمرکز (Focus Group) چیست؟به این شکله که 8 تا 10 نفر آدمو از طیف های مختلف که مشکلات اونا از قبل تعریف شده و نزدیک به همه رو میاریم تو جلسه، و جلسه به فرم طوفان ذهنی گروهی می گرده و گرداننده باید کاملا خنثی عمل کنه و اگه پروتوتایپ آماده بود، به جمع نشون بده. این جلسات برای استخراج اطلاعات خیلی خوبه (به این دلیل که بازخورد آنی از کاربر می گیریم) ولی برای تصمیم گیری خوب نیست. اهداف یک گروه متمرکز می تواند متفاوت باشد:- برای کشف یک موضوع و کسب بینش (&quot;مردم چگونه خرید خانه را تجربه می کنند؟&quot;)- برای تأیید و آزمایش یک فرضیه، مفهوم یا موضوع (&quot; برای سرمایه گذاری روی رهن شخص دیگری چه فکری می کنید؟&quot;)- برای به دست آوردن یک احساس کلی نسبت به بازار، بخش مشتری یا مارک تجاری (&quot;نام تجاری X چه انجمن هایی را به ذهن شما مخاطره می کند؟&quot;)بنابراین به طور کلی می توانیم بگوییم که تشکیل یک گروه کانونی به شما کمک می کند تا از یک موضوع، مارک ، مفهوم یا محصول خاص، درک بهتری داشته باشید.  گروه کانونی اگرچه از نظر کمی قابل اندازه گیری نیست  اما ابزاری عالی است که در مدت زمان کوتاهی بینشی عمیق به شما می دهد. کارگاه نیازمندیکارگاه نیازمندی (Requirement Workshop) چیست؟برخلاف گروه های کانونی، تو کارگاه های نیازمندی آدم ها در مورد همه مشکلات صحبت می کنند و از حوزه های مختلف میان. از مزایای این متد، بازخورد سریع در مورد تصمیمات بزرگ هست. چون کاربر ها، طراحان، توسعه دهنده ها با هم جمع می شوند، المان های بی مورد راحت پیدا میشه، فقط گرداننده باید حواسش به این موضوع باشه اعضای تیم به دنبال اقناع کاربر و یا وسوسه توضیح دادن، نباشن و به دنبال پیدا کردن راه حل باشند.کارگاه ایده پردازی (Ideation Workshop) چیست؟کارگاه ایده پردازی محرک های جدیدی را معرفی می کنند و مهم است که مکانی را خارج از فضای کار طبیعی خود انتخاب کنید. ایده پردازی به معنای ارائه هرچه بیشتر ایده است. در این مرحله، مهم نیست که از نظر فنی امکان پذیر است یا خیر! کارگاه های ایده پردازی یک منطقه بدون قضاوت هستند و معمولا اعضا خارج از چارچوب فکر می کنند.7 گام های اساسی که باید برای اطمینان از موفقیت در کارگاه ایده پردازی رعایت کنید:1. افراد مناسب را دعوت کنیدایده پردازی به ترکیبی از دیدگاه ها نیاز دارد. هنگام برنامه ریزی کارگاه خود، نه تنها افرادی که روی پروژه کار می کنند (طراحان، نویسندگان محتوا، توسعه دهندگان)T بلکه کسانی که مخاطبان شما را می شناسند نیز در نظر بگیرید.همکاران شما در زمینه بازاریابی و خدمات مشتری ممکن است در روند طراحی متخصص نباشند، اما آنها می توانند دیدگاه های اساسی در مورد کاربران هدف شما ارائه دهند. بنابراین، هنگام تنظیم لیست مهمانان، خارج از چارچوب فکر کنید. مهم است که به تعداد معقولی از شرکت کنندگان پایبند باشید. در حدود 8-10 &quot;ایده پرداز&quot; بهینه است. 2. یک گرداننده تعیین کنیدبرای اطمینان از اینکه جلسه بدون دردسر اجرا می شود، به یک گرداننده اختصاصی نیاز دارید. گرداننده مسئولیت هدایت کارگاه و نگه داشتن همه افراد در مسیر را بر عهده دارد. او جلسه را با یک بیانیه مختصر افتتاحیه، توضیح دادن اینکه کارگاه برای چه کاری برگزار می شود و یک نمای کلی از برنامه سفر، آغاز می کند. این وظیفه گرداننده است که تأکید کند که کارگاه یک منطقه بدون قضاوت است!مجری ایده پردازی به موارد زیر احتیاج دارد:- یک بیانیه کوتاه کوتاه-  یک برنامه سفر مشخص با زمان بندی: به عنوان مثال مقدمه (2 دقیقه) ، فعالیت یخ شکن (5 دقیقه) ، طرح مسئله (2 دقیقه) ، تکنیک ایده پردازی 1 (10 دقیقه) ، تکنیک ایده پردازی 2 (10 دقیقه) و غیره.- کرونومتر برای زمان بندی هر فعالیت.- قلم و کاغذ برای یادداشت برداری و ضبط ایده ها.اگر خودتان این نقش را به عهده گرفتید ، حتماً از طراح دیگری دعوت کنید تا جایگاه خود را در تیم ایده پردازان پر کند!3. مکان مناسب انتخاب کنیدهنگام اجرای کارگاه ایده پردازی مکان همه چیز است. معرفی محرک های جدید ضروری است، بنابراین باید گروه را از محیط معمول خود خارج کنید. در همان زمان، شرکت کنندگان در کارگاه شما باید احساس راحتی کنند. اطمینان حاصل کنید که مکانی با فضای کافی، نشیمن راحت، نور مناسب و در بهترین حالت، جایی که مزاحمت ایجاد نکنید.همچنین آوردن لوازم جانبی ایده خوبی است. در مورد زمینه جلسه و چالش طراحی مورد نظر خود فکر کنید. اگر می خواهید برای برنامه جدید خود نامی بیاورید، ممکن است بازی های کلمه ای مانند Scrabble یا Boggle یا ایرانیزش میشه مافیا!، به همراه داشته باشید. اگر در حال طراحی رابط کاربری برای یک برنامه آشپزی هستید، ممکن است برخی از کتابهای آشپزی سنتی را برای الهام گرفتن به همراه داشته باشید. هر چیزی که باعث تحریک گروه و ایجاد جرقه ایده شود، مورد استقبال قرار می گیرد!4. لیستی از سوالات &quot;چگونه ممکن است&quot; تهیه کنید اینجاست که بیان مسئله شما مطرح می شود. در بیان یک مسئله، چالش طراحی مورد نظر برای حل آن مشخص شده است. این موضوع بر روی کاربر و نیازهای وی متمرکز است: &quot;افراد بالای 50 سال به یک روش بدون دردسر برای ارتباط با افراد همفکر در منطقه محلی خود احتیاج دارند&quot; و یا &quot;کاربران به یک روش آسان برای نظارت بر میزان مصرف آب به صورت روزانه نیاز دارند&quot;در ابتدای کارگاه ایده پردازی خود، لیستی از سوالات &quot;چگونه ممکن است&quot; را بر اساس بیان مشکل خود تهیه کنید. قالب &quot;چگونه ممکن است ما&quot; چالش اصلی را به اقدام قابل اجرا تبدیل کند ، لیستی از سوالاتی را که می خواهید در طول جلسه ایده پردازی پاسخ دهید. مثلا:&quot;چگونه ممکن است افراد بالای 50 سال را به یک سرویس دوست یابی جذب کنیم؟&quot;&quot;چگونه ممکن است جامعه ای با سن بالای 50 سال ایجاد کنیم؟&quot;&quot;چگونه ممکن است به کاربران اطلاع دهیم که با کاربری دیگر مطابقت دارند؟&quot;&quot;چگونه ممکن است کاربران را به گفتگو و تعامل تشویق کنیم؟&quot;5. یخ را بشکنیدموفقیت در کارگاه ایده پردازی شما تا حد زیادی به میزان آرامش شرکت کنندگان بستگی خواهد داشت. با شروع جلسه با چند تمرین یخ شکن ، گروه را در آرامش قرار دهید. برخی از یخ شکن های ساده و در عین حال موثر عبارتند از:- یخ شکن یک کلمه ای: از هر یک از شرکت کنندگان بخواهید حال و هوای فعلی خود را فقط با یک کلمه توصیف کنند.- دو حقیقت و یک دروغ: شرکت کنندگان دو گزاره واقعی و یک دروغ در مورد خود عنوان می کنند. آیا سایر شرکت کنندگان می توانند دروغ را تشخیص دهند؟6. تکنیک های ایده پردازی خود را انتخاب کنیدبدون برخی از تکنیک های ایده پردازی آزمایش شده، کارگاه ایده پردازی نخواهد بود. تکنیک های ایده پردازی در اشکال و اندازه های مختلف وجود دارد. به عنوان مثال، طوفان بدن یکی از روشهای ایده پردازی جسمی است. در طی طوفان بدن، شما یک تجربه فیزیکی ایجاد می کنید که نشان دهنده مشکلی است که می خواهید حل کنید. این کار را می توان با استفاده از نمونه اولیه کاغذی یا دیجیتالی، افراد واقعی یا لوازم جانبی انجام داد. هدف این است که شرکت کنندگان در کارگاه خود از نزدیک مشکل را تجربه کنند و بنابراین تصور راه حل های بالقوه را آسان تر کنند. در ادامه به سایر متد های ایده پردازی اشاره خواهد شد.7. ایده های خود را جمع کنید و مراحل بعدی را مشخص کنیددر طول کارگاه ، مهم است که تمام ایده های ارائه شده را ثبت کنید. این معمولاً وظیفه گرداننده است. در پایان جلسه، پانزده دقیقه همه ایده ها را با صدای بلند بخوانید  و اطمینان حاصل کنید چیزی را از دست ندادید.در حالی که جلسه ایده پردازی زمان ارزیابی ایده ها یا قضاوت درمورد قابل قبول بودن آنها نیست، شما می توانید از ایده پردازان خود بخواهید که به راحتی و فقط با نشان دادن دست، به ایده های مورد علاقه خود رای دهند. با تشریح مراحل بعدی کارگاه را جمع بندی کنید: با ایده هایی که شرکت کنندگان شما ارائه داده اند چه خواهید کرد؟خروجی های این بخش تحقیق را به حالت Design، ریفرموله (Reformulate) می کنیم. یعنی به قالب طراحی، صورت مساله را تحلیل می کنیم.مثال:Design a search result page to enable users to browse and narrow down their results with greater ease than present.از تکنیک های ایده پردازی می توان موارد زیر را نام برد: (2 متد مورد علاقه من Craze 8 و Design Studio هست که در ادامه توضیح میدم.Brainstorming, Braindumping, Brainwriting, Brainwalking, Worst Possible Idea, Challenging Assumption, Mindmapping, Sketchstorming, Bodystorming, Analogies, Movement, Crowdstorming, Creative Pause, Craze 8, Design Studioتکنیک Craze 8اجرای این تکنیک بسیار سادست. به هر عضو تیم 1 کاغذ آچار، ماژیک و 2 تا Sticky Dots داده و هر کاغذ را تا میکنیم تا 8 تا باکس تشکیل شه، 8 دقیقه زمان میدیم تا 8 تا طرح بزنن. وقتی زمان تمام شد، هر کسی 3 تا از ایده هاشو انتخاب میکنه و 6 دقیقه زمان میدیم تا بیشتر رو ایده هاشون کار کنن و بعد بیان present کنن و در پایان هر کسی با 2 تا Sticky Dots که داره امتیاز میده و کل امتیاز هارو جمع می کنیم و ایده ای که بیشترین امتیاز داشت، انتخاب میشه.به همین سادگی!تکنیک Design Studioاین تکنیک معمولا 3 ساعت زمان می بره و 5 تا 8 نفر شرکت می کنند. فرآیند به این شکل هست که اول صورت مساله تعریف میشه و هر کسی جدا طراحی می کنه و میاد present میکنه و بقیه نظر میدن. سپس، با یکی که طرحش نزدیک بوده هم تیمی میشه (Team up) و دوباره روی طرح کار میکنن و بر میگردن دوباره present میکنن و بقیه تیم نظر میده. تو این تکنیک تقسیم زمان (Time Splitting) خیلی مهمه. 45-15 دقیقه در مورد مساله صحبت می کنیم. اگه 5 نفر باشیم، هر کی تو 10 دقیقه، تو ورق A3، یه طرح میزنه، نفری 3 دقیقه زمان present در نظر گرفته میشه و ایده های نزدیم به هم دوباره هم تیمی میشن (Pair up) و 10 دقیقه دوباره زمان میدیم تا کارشون تموم شه و فرآیند present 3 دقیقه ای شروع میشه تا نهایتا همه تیم به یک ایده واحد برسن.حرف پایانیترکیب هر دو متد منتج به گرم شدن مغز برای شروع مسابقه می شود. دلیل اینکه من اغلب هر دو متد را در یک جلسه (اغلب 4 تا 5 ساعت بطول می کشه) با هم ترکیب می کنم به این دلیل است که به رسیدن به نتایج بهتر کمک می کند. چون ابتدا، شما مغز را با یک بحث عمیق &quot;تأمل کلامی&quot; یا فکری در مورد یک موضوع خاص (یعنی گروه متمرکز) گرم می کنم و پس از آن شرکت کنندگان به طور خودکار شروع به ترکیب و پردازش نتایج و استفاده از آن می کنند. این ایده فوق العاده برای پیشرفت است. و سپس با استفاده از کارگاه های ایده پردازی، ایده های واحد ترسیم و سپس به حالت حل مساله، در قالب طراحی، فرموله میشن.ممنون بابت زمانی که گذاشتین و امیدوارم مفید بوده باشه براتون. موفق باشید.منابعuxplanetuxdesign</description>
                <category>مسعود شمیرانی</category>
                <author>مسعود شمیرانی</author>
                <pubDate>Thu, 11 Feb 2021 20:05:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>8 گام طراحی نقشه سفر مشتری (User Journey Map)</title>
                <link>https://virgool.io/@massoudshemirani/8-%DA%AF%D8%A7%D9%85-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D9%86%D9%82%D8%B4%D9%87-%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-user-journey-map-ntjao7q1cvmc</link>
                <description>عکس تزیینی است.عبارتی که این روز ها زیاد بین کسب و کار ها استفاده میشه اینه که سفر مشتری رو طراحی کنیم، خب حالا بریم ببینیم نقشه سفر مشتری چیه و چطوری طراحی میشه!- نقشه سفر مشتری چیست؟- المان های کلیدی نقشه سفر مشتری- 8 گام طراحی نقشه سفر مشتری- نکته پایانی- ابزار های پیشنهادی- منابعنقشه سفر مشتری چیست؟نقشه سفر کاربر تجسم روابط فرد با یک محصول و یا یک برند در طول زمان و در کانال های مختلف است.معمولاً این نقشه به عنوان یک جدول زمانی از تمام نقاط دسترسی (Touch Point) بین یک کاربر و یک محصول نشان داده می شود. این جدول زمانی حاوی اطلاعاتی درباره همه کانالهایی است که کاربران از آنها برای تعامل با یک محصول استفاده می کنند که منجر به تجربه بهتر کاربر می شود.نقشه سفر کاربر به یک تیم محصول کمک می کند تا پاسخ &quot;چه می شود اگر؟&quot; را پیدا کند. همچنین، وقتی شرکت KPI کمی (Quantitative) را ردیابی می کند، نقشه سفر کاربر می تواند مفید باشد. در این حالت، یک نقشه سفر کاربر این فرصت را پیدا می کند که به یک سنگ بنای (Cornerstone) توصیه های استراتژیک تبدیل شود.المان های کلیدی نقشه سفر مشترینقشه های سفر مشتری در هر شکل و اندازه ای وجود دارد. صرف نظر از شکل ظاهری آنها، دارای 5 عنصر اصلی زیر هستند:1- بازیگر (Actor)بازیگر شخصیت یا کاربری است که سفر را تجربه می کند. بازیگر کسی است که نقشه سفر درباره اوست و در واقع  یک دیدگاه است. بازیگران معمولاً با پرسونا ها همسو می شوند و عملکرد آنها در نقشه ریشه در داده ها دارد.برای ایجاد یک روایت قوی و واضح، در هر نقشه یک نقطه نظر ارائه دهید. به عنوان مثال، یک دانشگاه ممکن است یک دانشجو یا یک عضو هیئت علمی را به عنوان بازیگر انتخاب کند که هر کدام سفرهای متفاوتی را خواهند داشت. (برای گرفتن هر دو دیدگاه، دانشگاه باید دو نقشه جداگانه، یکی برای هر دو نوع کاربر ایجاد کند.)2- سناریو + انتظارات (Scenario + Expectations)سناریو وضعیتی را توصیف می کند که نقشه سفر به آن پرداخته و با هدف یا نیاز بازیگر و انتظارات خاص آن مرتبط است. به عنوان مثال ، یک سناریو می تواند تغییر برنامه های تلفن همراه برای صرفه جویی در هزینه باشد و انتظارات از آن شامل جستجوی آسان تمام اطلاعات مورد نیاز برای تصمیم گیری است.سناریوها می توانند واقعی (برای محصولات و خدمات موجود) یا پیش بینی شده (برای محصولاتی باشند که هنوز در مرحله طراحی نیستند)، باشند.نقشه های سفر می توانند برای سناریوهایی که شامل دنباله ای(ُSequence) از حوادث (مانند خرید یا سفر) و یا فرایندی(process)، (شامل مجموعه ای از انتقال ها در طول زمان) باشند، استفاده شوند.3- فازهای سفر (Journey Phases)فازهای سفر مراحل مختلف سطح بالا در سفر است. آنها سازمان را برای بقیه اطلاعات موجود در نقشه سفر (اعمال، افکار و احساسات) فراهم می کنند. مراحل از سناریوی به سناریوی دیگر متفاوت خواهد بود. هر سازمانی معمولاً داده هایی برای کمک به تعیین این مراحل برای یک سناریوی خاص در اختیار دارد. در اینجا چند نمونه آورده شده است:برای یک سناریوی تجارت الکترونیکی (مانند خرید بلندگوهای بلوتوث)، مراحل را می توان کشف، امتحان، خرید، استفاده، پشتیبانی عنوان کرد.برای خریدهای بزرگ (یا لوکس) (مانند رانندگی آزمایشی و خرید ماشین)، مراحل می تواند تعامل، یادگیری، تحقیقات، ارزیابی و توجیه باشد.برای یک سناریو B2B (مانند ارائه یک ابزار داخلی) ، مراحل می تواند خرید، پذیرش، نگهداری، گسترش، طرفداری باشد.4- عملکردها ، ذهنیت ها و احساسات (Actions, Mindsets, and Emotions)اینها رفتارها ، افکار و احساساتی است که بازیگر در طول سفر دارد و در هر یک از مراحل سفر ترسیم می شود.عملکردها، رفتارها و اقدامات واقعی کاربران است. این جز، به معنای ثبت گام به گام هر تعامل کاربر نیست، بلکه روایتی از مراحلی که بازیگر در آن مرحله برمی دارد، می باشد.ذهنیت ها با افکار ، سوالات، انگیزه ها و نیازهای اطلاعاتی کاربران در مراحل مختلف سفر مطابقت دارند. در حالت ایده آل، اینها حرف های واقعی کاربر از فاز تحقیقات هستند.احساسات به صورت یک خط در طول مراحل سفر ترسیم می شوند که به معنای واقعی کلمه، فراز و نشیب های احساسی تجربه کاربر را نشان می دهند. این خط را به عنوان یک لایه متنی از احساسات در نظر بگیرید که به ما می گوید کاربر کجا ناامید و کجا خوشحال می شود.5- فرصت ها (Opportunities)فرصت ها، بینش های به دست آمده از نقشه برداری است. آنها در مورد چگونگی بهینه سازی تجربه کاربر صحبت می کنند. بینش ها و فرصت ها به تیم کمک می کند دانش را از روی نقشه کاربر یاد بگیرد:با این دانش چه کاری باید انجام شود؟چه کسی متعلق به چه تغییری است؟بزرگترین فرصتها کجاست؟چگونه می خواهیم پیشرفت هایی را که اعمال می کنیم اندازه گیری کنیم؟نمونه سفر مشتری Online Shop8 گام طراحی نقشه سفر مشتریقبل از ایجاد نقشه سفر کاربر، مهم این است که اهداف کسب و کار خود را مرور کنید. این دانش به شما کمک می کند اهداف تجاری خود و کاربر را همسو کنید.1. دامنه ای(Scope) را انتخاب کنید.دامنه نقشه سفر کاربر می تواند از نقشه سطح بالا که تجربه پایان به پایان(End-To-End) را نشان می دهد تا نقشه دقیق تری که روی یک تعامل خاص تمرکز دارد (به عنوان مثال پرداخت قبض) متفاوت باشد.2. ساخت پرسوناکاربر شما کیست؟ نقشه سفر کاربر همیشه بر روی تجربه یک بازیگر اصلی متمرکز شده است. شخصیت کاربر همیشه باید براساس اطلاعاتی که درباره مخاطبان خود دارید ایجاد شود. به همین دلیل همیشه با تحقیقات کاربر شروع کنید. داشتن اطلاعات جامع در مورد کاربران مانع از پیش فرض های غلط شما می شود.تمام اطلاعات موجود درباره مخاطبان مورد نظر خود را جمع آوری و تحلیل کنید:با کاربران واقعی یا بالقوه خود مصاحبه کنید.تحقیق در بستر(contextual inquiry) کاربر انجام دهید.نتایج نظرسنجی های کاربران را تجزیه و تحلیل کنید.3. سناریو و انتظارات کاربر را تعریف کنید.این سناریو موقعیتی را توصیف می کند که نقشه سفر به آن پرداخته است که می تواند واقعی یا پیش بینی شده باشد. همچنین مهم است که تعریف کنید یک شخصیت کاربر در مورد تعامل چه انتظاراتی دارد.به عنوان مثال، یک سناریو می تواند این باشد:سفارش تاکسی با استفاده از یک برنامه تلفن همراه با زمان انتظار کمتر از 5 دقیقه4- لیستی از نقاط تماس ایجاد کنید.نقاط تماس اقدامات کاربر و تعاملات با محصول است. شناسایی تمام نقاط اصلی تماس و همه کانالهای مرتبط با هر نقطه تماس بسیار حیاتی است.به عنوان مثال ، برای کانال های تماس &quot;خرید یک هدیه&quot; کانال ها می توانند خرید آنلاین یا خرید در فروشگاه  باشند.5- نیت کاربر را در نظر بگیرید.چه چیزی باعث انگیزه کاربر شما برای تعامل با محصول شما می شود؟کاربران وقتی تصمیم به استفاده از محصول شما می گیرند چه مشکلی را حل می کنند؟ بخشهای مختلف کاربر دلایل مختلفی دارند.بیایید یک وب سایت تجارت الکترونیکی را در نظر بگیریم. بین کاربری که فقط به اطراف نگاه می کند و کاربری که می خواهد یک کار خاص را انجام دهد (خرید یک محصول خاص) تفاوت زیادی وجود دارد.برای هر سفر کاربر ، درک این موارد ضروری است:انگیزه اینکه چرا آنها سعی می کنند این کار را انجام دهند؟کانال ها، جایی که تعامل صورت می گیرد.اقدامات، رفتارها و اقدامات واقعی کاربراننقاط درد، چالش هایی که کاربران با آن روبرو هستند چیست؟نکته: اطمینان حاصل کنید که کاربر در همه کانال ها تجربه ای مداوم را کسب کرده است.6. طرح سفر را ترسیم کنید.تمام اطلاعاتی را که در مورد سفر مشتری در اختیار دارید را در قالب تعامل گام به گام ترسیم کنید. هر مرحله تجربه ای را نشان می دهد که شخص با یک سرویس یا شخص دیگر تجربه می کند.7-  در هر مرحله از تعامل، وضعیت(State) احساسی کاربر را در نظر بگیرید.یک کاربر هنگام تعامل با محصول شما چه حسی دارد؟محصولاتی که ما طراحی می کنیم نیاز به آگاهی از وضعیت ذهنی کاربران ما دارند. وقتی وضعیت احساسی کاربر را در نظر بگیریم، این دانش به ما کمک می کند تا در سطح انسانی با کاربران ارتباط برقرار کنیم. به همین دلیل مهم است که یک خط احساسی به نقشه سفر کاربر اضافه کنید. با تجسم &quot;فراز و نشیب&quot; های احساسی تجربه، مناطقی از تجربه را که نیاز به اصلاح دارند نشان می دهید.8. اعتبار سنجی و اصلاح سفر کاربرنقشه های سفر باید به روایت های صادقانه منجر شوند، نه افسانه ها. حتی وقتی سفر کاربر بر اساس تحقیقات کاربر است، تأیید اعتبار آن حیاتی است. از اطلاعات جلسات تست کاربرد پذیری(Usability test) استفاده تا مطمئن شوید که سفر شما به یک مورد واقعی استفاده شباهت دارد.اطلاعات کاربران خود را به طور منظم جمع آوری و تجزیه و تحلیل کنید. به عنوان مثال، بازخورد کاربر چیزی است که می تواند برای بهبود درک شما از سفر کاربر استفاده شود.نقشه سفر در برابر طرح خدمات(Service Blueprint)اگر نقشه های سفر، بچه هایی هستند که نقشه ها را تجربه می کنند، نقشه های خدماتی نوه های آن ها هستند. آنها روابط بین اجزای مختلف خدمات (مانند افراد یا فرآیندها) را در نقاط مختلف تماس در یک سفر خاص مشتری تجسم می کنند.نقشه های خدمات را به عنوان بخشی از نقشه سفر مشتری در نظر بگیرید. آنها برنامه های افزودنی نقشه سفر هستند، اما به جای اینکه بر روی کاربر متمرکز شوند (و نظرات کاربر را در نظر بگیرند)، بر روی تجارت متمرکز هستند (و از دیدگاه آن استفاده می کنند).نقشه سفر در مقابل نقشه داستان کاربر(User Story)از داستان های کاربر در Agile برای برنامه ریزی ویژگی ها استفاده می شود. هر ویژگی از نظر یک کاربر به شرح مختصر عمدی خلاصه می شود. توضیحات بر روی آنچه کاربر می خواهد انجام دهد و چگونگی کمک به آن ویژگی متمرکز است. قالب معمول داستان کاربر یک جمله واحد است: &quot;من به عنوان [نوع کاربر]، می خواهم [هدف] قرار دهم، بنابراین [سود دهی].&quot; به عنوان مثال، &quot;به عنوان دارنده حساب در حال انجام، می خواهم چک ها را با دستگاه تلفن همراه خود واریز کنم تا مجبور نشوم به بانک بروم.&quot;نقشه داستان کاربر نسخه بصری داستان کاربر است. به عنوان مثال، داستان کاربر بالا را در نظر بگیرید (&quot;من به عنوان یک دارنده حساب در حال انجام، می خواهم چک هایی را با دستگاه تلفن همراه خود واریز کنم، بنابراین مجبور نیستم به بانک بروم.&quot;) و تصور کنید که مراحل مختلفی را بنویسید که تیم برنامه ریزی می کند تا کاربر هنگام استفاده از این قابلیت استفاده کند. این مراحل می تواند: ورود به سیستم، شروع واریز، گرفتن عکس از چک و وارد کردن مشخصات معامله باشد. برای هر مرحله، می توانیم ویژگی های مورد نیاز را مستند کنیم: امکان دسترسی به دوربین، بررسی اسکن و پر کردن خودکار اعداد و تأیید امضا. در نقشه داستان کاربر، این ویژگی ها بر روی یادداشت های چسبناک(Sticky Notes) نوشته می شوند، سپس بر اساس نسخه محصول که هر قابلیت به آن اضافه می شود، مرتب می شوند.در حالی که، با یک نگاه، ممکن است نقشه داستان کاربر مانند یک نقشه سفر به نظر برسد، نقشه های سفر برای کشف و درک (منظور تصویر بزرگ) (Big Picture) است، در حالی که نقشه های داستان کاربر برای برنامه ریزی و اجرای آن است (فکر کنید تصویر کوچک).اگرچه نقشه سفر و نقشه داستان کاربر ممکن است حاوی برخی از قطعات یکسان باشد، اما در نقاط مختلف روند استفاده می شود. به عنوان مثال، تصور کنید که نقشه سفر ما برای اسنپ نشان می دهد که یک نقطه درد هنگام استفاده کاربر در یک گروه بزرگ ظاهر شده است. برای رفع این مشکل، تیم ممکن است یک گزینه تماس چند خودرویی را ارائه دهد. ما می توانیم یک نقشه داستان کاربر ایجاد کنیم تا این ویژگی (تماس چند خودرویی) را به قطعات کوچکتر تقسیم کند، بنابراین یک تیم تولید محصول می تواند چرخه های انتشار و کارهای مربوطه را برنامه ریزی کند.چرا از نقشه سفر(Journey Maps) استفاده کنید؟مزایای نقشه سفر ایجاد یک نقشه مکالمه و یک مدل ذهنی همسو را برای کل تیم مجبور می کند. درک ناقص یک مشکل گسترده در سازمان ها است زیرا معیارهای موفقیت از طریق فهرست ثبت می شوند. مسئولیت هیچ کس نیست که از نظر کاربر به کل تجربه نگاه کند. این دیدگاه مشترک یک هدف اساسی از نقشه برداری سفر است ، زیرا بدون آن، توافق در مورد چگونگی بهبود تجربه مشتری هرگز صورت نمی گیرد.دوم، نقشه های سفر مکانیسم های موثری برای انتقال اطلاعات به روشی به یادماندنی، مختصر و ایجاد چشم انداز مشترک است. همچنین نقشه ها می توانند با توجه به پیشرفت تیم، مبنای تصمیم گیری قرار بگیرند.نکته پایانینقشه برداری سفر (Mind mapping) فرآیندی است که با کشف لحظاتی از ناامیدی و لذت در طی یک سری تعاملات، یک دید کلی نسبت به تجربه مشتری فراهم می کند که اگر با موفقیت انجام شود، فرصت هایی را برای رفع نقاط درد(Pain points) مشتریان و ایجاد تجربه بهتر برای کاربران خود نشان می دهد.ابزار های پیشنهادی:1. Microsoft Visio2. Gliffy3. Custellence4. UXPressia5. OmniGraffle6. Smaply7. Lucidchart8. IBM Journey Designer9. Visual Paradigm10. InMoment11. SuiteCX12. cx/omni CEM Cloud Customer Journey Mapping Software13. Clarabridge14. Trello15. Miro16. Asana17. Mural18. UpWave19. Mapovate20. Workzoneمنابع:nngroupuxplanetmopinionoptimizely</description>
                <category>مسعود شمیرانی</category>
                <author>مسعود شمیرانی</author>
                <pubDate>Thu, 04 Feb 2021 22:31:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پلتفرم داده مشتری (CDP) چیست و چه تفاوتی با CRM دارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@massoudshemirani/%D9%BE%D9%84%D8%AA%D9%81%D8%B1%D9%85-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-cdp-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%D9%87-%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-crm-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-iigmzi8alspj</link>
                <description>عکس تزیینی است.سیستم های مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) و سیستم داده های مشتری (CDP) دو سیستم عمده بازاریابی و فروش هستند که داده های مشتری را جمع آوری و مدیریت می کنند. براساس مطالعه انجام شده از MarketsandMarkets، بازار پلت فرم مشتری تا سال 2023 به 3.3 میلیارد دلار خواهد رسید. همچنین، طبق گفته Gartner، درآمد نرم افزار CRM در سراسر جهان در سال 2017 به 39.5 میلیارد دلار رسید، که سیستم های مدیریت پایگاه داده (DBMS ها) را به عنوان بزرگترین بازار نرم افزار در رتبه اول قرار خواهد داد. به گفته جولیان پولتر، مدیر تحقیقات گارتنر، پلت فرم های CRM امسال با سرعت رشد 16 درصد، سریعترین بازار رشد در بازار نرم افزار خواهد بود. پلتفرم داده مشتری (CDP) چیست؟چگونه می توانید از بستر داده مشتری استفاده کنید؟- اطلاعات هویتی- داده های توصیفی- داده های کمی یا رفتاری- داده های کیفیتفاوت CRM و CDP؟مزیت های CDP؟معرفی CDP Software Providers های معروفمنابعپلتفرم داده مشتری (CDP) چیست؟پلتفرم داده مشتری (CDP)، نرم افزاری است که داده های کاربر را از منابع مختلف جمع آوری و یکپارچه می کند تا یک دید منسجم و کامل از هر مشتری ایجاد شود. این داده ها می تواند از داده های CRM کسب و کار باشد.CDP ها به تجزیه و تحلیل عمیق رفتار مشتری، هوش تجاری (BI) پیشرفته در مورد چگونگی ارتباط داده های مشتری و روش های جدید تعامل با این مشتریان كمك می كنند ، در حالی كه CRM برای مدیریت سنتی تر مشتری در سراسر مشاغل مشتری با مشاغل استفاده می شود. CDP ها مارکت پلیس های داده ای هستند که اساساً برای بازاریابان طراحی شده اند. CRM معمولاً توسط مدیر IT مدیریت و اداره می شود، در حالی که CDP را می توان تحت اختیار تیم های بازاریابی قرار داد.برنامه های CRM برای تیم های فروش طراحی شده است تا جزئیات مورد نیاز مشتریان و چشم اندازها را در طی یک فرآیند فروش ثبت، ردیابی و مدیریت کند. فعالیت بازاریابی از طریق ادغام داده ها با سیستم عامل های اتوماسیون بازاریابی (Marketing Automation) یا گرفتن فعالیت فروش از نمایندگان فروش و ابزارهای آنها ، به CRM می رسد. اطلاعات معاملات از سیستم های مالی اضافه می شود و فعالیت خدمات از سیستم های پشتیبانی مشتری گرفته می شود.چگونه می توانید از بستر داده مشتری استفاده کنید؟سناریوهای زیادی وجود دارد که در آنها یک پلت فرم داده مشتری (CDP) می تواند به کسب و کار شما کمک کند  از جمله:- اتصال آنلاین به آفلاین- تقسیم بندی مشتری (Segmentation)- شخصی سازی مشتری (Personalization)- Lead Scoring (روشی است برای امتیاز دهی و یا وزن دهی به سرنخ های ورودی)- در نحوه استفاده و بازدهی تبلیغات های Retargeting و Native (همسان)- توصیه های محصول- بهینه سازی نرخ تبدیل (CRO)- تست A / B- اتوماسیون Omnichannel (رویکرد چند کاناله برای فروش که بر ارائه تجربه یکپارچه مشتری متمرکز است)- بهبود (Customer Lifetime Value (CLVجریان کاری (Work flow) پلت فرم داده مشتری-اطلاعات هویتی:این نوع داده به مشاغل اجازه می دهد تا هر مشتری را به طور منحصر به فرد شناسایی کرده و از تکرارهای پرهزینه جلوگیری کنند. اطلاعات هویت شامل موارد زیر است:- اطلاعات نام و نام خانوادگی- اطلاعات جمعیتی مانند سن و جنسیت- اطلاعات مکان مانند آدرس، شهر و کد پستی- اطلاعات تماس مانند شماره تلفن و آدرس ایمیل- اطلاعات اجتماعی مانند دسته Twitter و آدرس LinkedIn- اطلاعات حرفه ای مانند عنوان شغلی و شرکت- اطلاعات حساب مانند شناسه کاربری خاص شرکت و یا شماره حسابداده های توصیفی:داده های توصیفی اطلاعات هویتی را گسترش می دهد و به شما تصویر کاملی از مشتری خود می دهد. دسته بندی داده های توصیفی براساس نوع شرکت متفاوت خواهد بود.به عنوان مثال، یک نمایندگی اتومبیل ممکن است جزئیات مربوط به سبک زندگی اتومبیل مشتریان خود را جمع آوری کند ، در حالی که یک شرکت پوشک اطلاعاتی درباره تعداد فرزندان خانواده مشتریان را جمع آوری می کند. داده های توصیفی شامل موارد زیر است:- اطلاعات شغلی مانند کارفرمایان قبلی، صنعت، درآمد و سطح شغل- اطلاعات مربوط به سبک زندگی مانند نوع خانه، وسیله نقلیه و حیوان خانگی- اطلاعات خانوادگی مانند تعداد فرزندان و وضعیت تأهل- اطلاعات سرگرمی مانند اشتراک مجله و عضویت در سالن ورزشیداده های کمی یا رفتاری:داده های کمی به مشاغل اجازه می دهد تا درک کنند که چگونه هر مشتری با سازمان خود درگیر شده است، چه از طریق برخی اقدامات، واکنش ها و یا معاملات. داده های کمی شامل موارد زیر است:اطلاعات معامله مانند تعداد و نوع کالاهای خریداری شده یا برگشتی، تعداد سبد های خرید رها شده و تاریخ سفارش.این اطلاعات همچنین شامل تجزیه و تحلیل RFM، تاخر خرید (این مشتری اخیراً چقدر خرید کرده است؟)، فرکانس (این مشتری هر چند وقت یک بار خرید می کند؟) و ارزش پولی (این مشتری چقدر برای خرید هزینه می کند؟)، می باشد.- اطلاعات ارتباط با ایمیل مانند کی ایمیل باز می شود؟ کلیک های ایمیل، پاسخ ایمیل و تاریخ های آن.- اطلاعات فعالیت آنلاین مانند بازدید از وب سایت، کلیک های وب سایت، بازدید از محصولات و تعامل با شبکه های اجتماعی.- اطلاعات خدمات مشتری مانند تاریخ ارتباط و جزئیات درخواست.داده های کیفیاین نوع داده ها انگیزه ها، نظرات یا نگرش های ابراز شده توسط مشتریان یک کسب و کار را جمع می کند، خواه مربوط به شرکت باشد یا نه. داده های کیفی شامل موارد زیر است:- اطلاعات مربوط به انگیزه، از جمله اینکه چگونه در مورد ما شنیدید؟، چرا این را خریداری کردید؟ یا چه عاملی باعث انتخاب این محصول نسبت به دیگران شد؟- اطلاعات نظرسنجی مانند این که این محصول را چگونه ارزیابی می کنید؟، خدمات مشتری ما را چگونه ارزیابی می کنید؟ یا چقدر احتمال دارد ما را پیشنهاد دهید؟اطلاعات نگرش مانند رنگ یا غذای مورد علاقه تفاوت CRM و CDP تفاوت CRM و CDP؟ابزارهای CDP و مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) هم داده های مشتری را جمع آوری می کنند و هم به سازمان شما ارزش می دهند. اما شباهت ها در اینجا متوقف می شود. CDP به طور مستقل پروفایل های مشتری واحد با داده های جمع آوری شده در انواع کانال های آنلاین و آفلاین ایجاد می کند، در حالی که CRM فقط تعاملات عمدی (با نیت) مشتری با یک شرکت را از طریق ورود دستی (Manual Entry) ردیابی می کند.چند تفاوت اساسی بین CDP و CRM وجود دارد:- پلتفرم داده مشتری (CDP)، اطلاعات بازدیدکنندگان ناشناس را جمع آوری می کنند ، در حالی که CRM فقط در مورد مشتریان شناخته شده یا مشتریان بالقوه گزارش می دهد.- پلتفرم داده مشتری (CDP)، رفتار مشتری و سفر مشتری را در طول زندگی تجزیه و تحلیل می کند، در حالی که CRM در درجه اول قیف فروش و پیش بینی را تجزیه و تحلیل می کند.- پلتفرم داده مشتری (CDP)، داده های آنلاین و آفلاین مشتری را ردیابی می کنند، در حالی که CRM نمی تواند داده آفلاین را دریافت کند مگر اینکه به صورت دستی وارد شود.- پلتفرم داده مشتری (CDP)، برای مدیریت چندین نقطه داده از تعداد زیادی منبع ساخته شده اند، به این معنی که پتانسیل داده های تکرار شده یا از دست رفته بسیار ناچیز است. از طرف دیگر، CRM ها داده های وارد شده به صورت جداگانه را جمع آوری می کنند که در صورت عدم استفاده صحیح، از دست داده یا برچسب غلط خورده، محسوب می شوند.امکانات پلت فرم داده مشتریمزیت های CDP؟CDP ها با گردآوری انواع داده ها (ساختار یافته، غیر ساختاری، آنلاین، آفلاین) برای نمای متمرکز ، تجرمشتری را بهبود می بخشند. آنها از اطلاعات جمع آوری شده از هر نقطه تماس (Touch Point) مشتری و همچنین داده های موجود در سیستم های داخلی دیگر مانند ERP ،CRM، دید 360 درجه مشتری را به طور مداوم به روز می کنند.با دید یکسان به مشتری، بخشهای مختلف می توانند با هم کار کنند زیرا آنها می توانند ببینند چه کسی با مشتری خاصی تعامل دارد یا چه کسی اصلاً تعامل ندارد. با CDP ها، مشاغل می توانند پیام های مداوم و تعامل یکپارچه مشتری را ارائه دهند. با CDP، یک تجارت می تواند دقیقاً مصرف کنندگان را هدف قرار دهد، تجربه آنها را شخصی سازی کند و یک رابطه پایدار را که نرخ ماندگاری را بهبود می بخشد، تقویت کند. شخصی سازی بر درآمد نیز تأثیر می گذارد. بازاریاب هایی که به شخصی سازی تسلط پیدا کرده اند، 5 تا 15 درصد افزایش درآمد و 10 تا 30 درصد افزایش بازده هزینه های بازاریابی دارند.از آنجا که CDP ها داده ها را مستقیماً از مشتریان شما جمع آوری می کنند ، اطلاعات نسبت به داده های منابع دیگر کامل و به روز هستند. دیدگاه جامع و به روز مشتریان باعث می شود که کمپین های بازاریابی کارآمد ، موثر و یکپارچه شوند. نهایتا، داشتن یک پلت فرم متمرکز از داده های مشتری یکپارچه و قابل اعتماد ،شما را قادر می سازد تصمیمات بهتر و مبتنی بر داده بگیرید و حتی می تواند از برنامه های بازاریابی جدید الهام بگیرد.معرفی CDP Software Providers های معروف:Segment، Emarsys، Exponea، Optinmove، Tealium AudienceStream، Webengage نکته پایانی: استفاده از این پلت فرم برای کسب و کار های بزرگ  (بالای 5000 کاربر) توصیه شده و برای بیزنس های خرد (SME) ها، استفاده از CRM، و سگمنت بندی با مدل RFM، با توجه به هزینه دلاری بالای CDP Provider ها پیشنهاد شده است.منابع:cmswirehubspotoracle</description>
                <category>مسعود شمیرانی</category>
                <author>مسعود شمیرانی</author>
                <pubDate>Thu, 21 Jan 2021 19:51:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه پرسونای (Persona) به یاد ماندنی بسازیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@massoudshemirani/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%86%D8%A7%DB%8C-persona-%D8%A8%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D9%85-d8tqjwucdcty</link>
                <description>عکس تزیینی است.- پرسونا چیه؟- چرا پرسونا بسازیم؟- چطوری بسازیم؟- یه پرسونای جذاب و به یاد موندنی یعنی چی؟- نکات مهم ساخت پرسونا- منابعقبل از اینکه با کله بریم دیزاین بزنیم، باید بدونیم نیاز کاربرمون چیه، کاربرامون کیان و واسه اون دسته (Segment)،  محصول رو طراحی کنیم که نیازشون رفع شه. ساخت پرسونا روش خوبی برای رسیدن به این هدفه. آلن کوپر (Alan Cooper) اولین پرسونا را با همکارانش در دهه ۸۰ ایجاد کرد.پرسونا چیه؟یک شخصیت فانتزی که نماینده یک بخش از یکی از مخاطبین هدف (Target-Audience Group) ماست. پرسونا از طریق تحقیقات کمی و کیفی متعددی ایجاد می‌شود. پرسونا در پاسخ به سؤال «ما برای چه کسی طراحی می‌کنیم؟» ایجاد می‌شه.چرا پرسونا بسازیم؟بررسی داده‌های پژوهشی بی‌شمار برای طراحی محصول کار سختی است، به ویژه هنگامی که ما نیاز به توجه به داده‌ها در کل فرآیند داریم. بنابراین، پرسونا چیزی نسبتاً واقع بینانه‌تر و عینی‌تر خواهد بود، اگرچه یک شخص واقعی نیست؛ اما عادی‌ترین تصویر از کاربر واقعی بوده و می‌تواند نیازهای کاربران را به ما یادآوری کند. هم‌چنین می‌تواند به ما کمک کند تا یک مدل تجربه کاربری بهتری را ایجاد کنیم. زیرا کاربران واقعی هنگام استفاده از محصول، احساس راحتی بیش‌تری خواهند داشت. به همین دلیل می‌تواند موجب تسهیل پروسه تولید محصول شود. پرسونا، فرآیند طراحی را ساده تر می کند و به فرآیندهای ایده پردازی شما کمک می کند. هم چنین می تواند به شما کمک کند تا برای مخاطبان هدف خود، تجربه کاربری بهتری به ارمغان بیاورید.عکس تزیینی است. چطوری بسازیم؟در ابتدا می‌توانید با جمع ‌آوری همه‌چیزهایی که در مورد مشتریان خود می‌دانید و دسته‌بندی اطلاعاتتان، شروع کنید. می‌توانید از سرفصل‌های خاص مربوط به حوزه‌های مطالعه خود مانند صنعت، دستگاه‌ها، زمان و اهداف استفاده کنید. سپس با استفاده از یافته‌های خود، می‌توانید نمودارهای وابستگی ایجاد کنید. کم‌کم می‌توانید الگوهایی از اینکه مشتریانتان چکار می‌کنند یا چه زمانی از روز و کجا، از چه دستگاه‌هایی استفاده می‌کنند را نیز پیدا کنید. می‌توانیم در مورد افراد در زمینه‌ها، سنین، سطح تحصیلی، جنسیت و سایر عوامل مختلف تحقیق کنیم. روش‌های عادی تحقیق شامل پرسشنامه و مصاحبه است. مصاحبه زمان بیش‌تری می‌برد اما اطلاعات کامل‌تری را دربر خواهد داشت. نیازی به انجام مصاحبه با تک تک افراد نیست. می‌توانید از تکنیکی شبیه به تکنیک بحث گروهی به نام (Discussion Group) که در تحقیقات علوم اجتماعی به کار می‌رود، استفاده کنید. روش کار آن به این صورت است که همه مصاحبه‌شوندگان را به گروه‌های کوچک ۶ تا ۱۲ نفره تقسیم کنید و بگذارید تا در مورد موضوعات ارائه شده توسط برگزارکنندگان آزادانه صحبت کنند. در همان زمان نیز برگزارکنندگان، کلمات و ایده‌های مشخص مصاحبه‌شوندگان را بدون قطع کلامشان یادداشت کنند. سپس این یادداشت‌ها را به همراه داده‌های شخصی هر مصاحبه‌شونده نزد خود نگه دارند. هم‌چنین، اطلاعات عددی حاصل از تحقیقات کمی نیز به عنوان داده‌ی پشتیبان مورد استفاده قرار می‌گیرند.گروه طراحی یا گروه محصول می‌توانند در مورد مصاحبه‌ها، سؤالاتی طراحی کنند یا موضوعات مورد نیاز خود را ارائه دهند تا مشخص شود کاربر هدف در مصاحبه‌ها چه کسی است. با تمام کارهایی که در بخش ابتدایی انجام شده است، آن‌ها باید داده‌های به دست آمده را تجزیه و تحلیل کنند تا ببینند چه کسی کاربر هدف است و تعداد این کاربران هدف چند نفر است. پس از مشخص نمودن تفاوت‌ها بین نظرات کاربران، لازم است تا فرضیه‌هایی را ایجاد کنیم تا بفهمیم چه نوع تفاوت‌هایی بین کاربران بالقوه وجود دارد. پس از آن برای ایجاد تصویری انتزاعی از نوع خاصی از کاربران بالقوه ایجاد‌ کنید. کارهای مورد نیاز شامل فهمیدن این موضوع است که چه نوع پرسونایی متناسب با نیاز درونی کاربران است و کدام بخش از هر پرسونا برای استفاده از محصول مناسب خواهد بود. با دسته‌بندی اطلاعات به دست آمده از گام‌های ابتدایی، این گروه اکنون می‌تواند بررسی کند که آیا اعضای گروه ویژگی‌های کاربر هدف را شناخته‌اند یا خیر. با داشتن چنین پایگاه داده کوچکی می‌توان هر نوع کاربر بالقوه و نیازهایشان را شناسایی کرد. سؤال این‌جاست که آیا چنین بخش کوچکی از جامعه هدف از اهمیت یکسانی برخوردار است؟ برای غنی‌سازی تصویر پرسونا باید توضیحات بیشتری اضافه کنیم. این توصیفات براساس داده‌های به دست آمده صورت می‌گیرد، در عین حال باید اطلاعات شخصی بیش‌تری را نیز برای تاثیرگذاری بیش‌تر به کار ببرید. اطلاعاتی از قبیل هویت، جنسیت، شغل و آداب و رسوم است که فرض می‌کنید می‌تواند در استفاده از محصول تأثیرگذار باشد. بنابراین پس از سپری نمودن این مراحل، در پایان پرسونایی آماده می‌شود که می‌تواند در فرایند طراحی نقش موثری ایفا کند.نمونه یک پرسوناشما شخصیتی فرضی به نام سارا را به عنوان پرسونا در نظر بگیرید. او فردی با تحصیلات دانشگاهی است و محدودیت های زمانی او، ایجاب می کند که مدام چندین کار را به طور همزمان انجام دهد. او از تلفن همراه خود، برای خرید لباس های مارک دار برای پسر دو ساله اش استفاده می کند. معمولاً هنگامی که با دوستانش، برای خوردن قهوه به بیرون می رود این کار را انجام می دهد چراکه آنان هم بچه هایی هم سن و سال او دارند.  برای اینکه سارا بتواند زمان بیشتری را با دوستان و خانواده اش بگذراند، اینترنتی خرید می کند تا این گونه وقتش در مرکز خرید های شلوغ تلف نشود.موقعیت مکانی: افراد داخل این پرسونا کجا زندگی می کنند؟میزان سن: میانگین سنی این پرسونا چند است؟جنسیت: جنسیت افراد داخل این پرسونا چیست؟علایق: علایق افراد داخل این پرسونا چیست؟سطح تحصیلات: سطح تحصیلات افراد داخل این پرسونا چقدر است؟عنوان شغلی: زمینه شغلی و عنوان شغلی افراد داخل این پرسونا چیست؟میزان درآمد: میزان درآمد افراد داخل این پرسونا چقدر است؟وضعیت تاهل: وضعیت تاهل افراد داخل این پرسونا به چه صورت است؟زبان: افراد این پرسونا به چه زبانی صحبت می کنند؟وب سایت مورد علاقه: افراد داخل این پرسونا از کدام وب سایت به صورت مکرر استفاده می کنند؟انگیزه خرید: دلایل افراد داخل این پرسونا برای خرید کردن از شما چیست؟نگرانی های خرید: نگرانی های افراد داخل این پرسونا برای خرید از شما چیست؟برای طراحی  پرسونا می توانید روی کاغذ و یا از ابزارهایی که در اینترنت وجود دارد، استفاده کنید. حتما اطمینان حاصل کنید موارد زیر را پر می کنید:انتخاب تصویری برای پرسونا، عکس ترجیحا معمولی (Casual) باشه.انتخاب نام و نام‌خانوادگی برای فرد پرسونا (به عنوان مثال علی محمودی)انتخاب لقب برای توصیف بهتر مخاطبان پرسونا (علی خوره رایانه)بیوگرافیتعیین سن، شغل، وضعیت تأهل، محل سکونت، مهارت‌ها، رشته دانشگاهی (میانگینی از مشتریان بالقوه)تعین سه مورد از مهم‌ترین علایق (استفاده از داده‌های حاصل تحقیقات بازار (Market Research) و آنالیتیکس (Analytics) مفید خواهد بود.)اهداف فردی (مانند شغل مورد علاقه در آینده)پس پرسونای به یاد موندنی یعنی چی؟به این مفهومه که پرسونایی استفاده کنیم که همه اعضای تیم کاملا تو ذهنشون هک شه، اگه یه سگمنت ما کاربرای با تکرار و تاخر خرید پایینن، مثلا میگیم کارمند خوابالو!عکس تزیینی است. نکات مهم ساخت پرسونا1- تلفیق اطلاعاتی که از پروفایل های User, Task, Environmental که تو چک لیست Pdf هست رو واسه بخش های مختلف مارکت در نظر میگیریم. (Current Users, Missing Users, High-Value Customers, Frequent Users)2- اسم آشنایی نباشه، سن رو میانه (Median) در نظر میگیریم. Occupation میشه فرضا مدیران دولتی که میشه یه جمله که برآیند نیاز های مدیران هست بزاریم و یه Bio که انتزاعی (Fictional) هست ولی بر اساس داده ها نوشته میشه. 3- از طرفی پرسونا محدودیت‌های خود را دارد. به عنوان مثال به دلیل ویژگی مهم آن که براساس نیاز‌های کاربران ایجاد می‌شود؛ نمی‌تواند کیفیت علاقه کاربران را منعکس کند. هنگامی‌که به اندازه کافی داده‌های عادی از کاربران موجود نباشد، می‌تواند جهت طراحی را منحرف کند. این نکته‌ای است که در هنگام ایجاد پرسوناهای کاربر، توجه زیادی را به خود جلب می‌کند.4- به جای انتظار از آینده، وضعیت فعلی مصاحبه‌شوندگان را نشان دهید.5- یک ارزش اقتصادی تخمین زده شده برای هر یک از پرسوناها در نظر بگیرید با فرض اینکه همه به میزان یکسان ارزش گذاری نشوند. این کار به شما کمک می کند تا سرمایه مشتریان را در جهتی که برای کسب و کار شما سود آور است، هدایت کنید. معمول است که بین 4 تا 8 پرسونا با پروفایل و مشخصات انتزاعی برای خود بسازید تا بتوانید مخاطبان هدف خود را مشخص کنید.6- دنبال اختلافات بین پرسونا هایی که ساختید باشید. این یک ویژگی است که نیلوفر از آن استفاده می‌کند، اما ویژگی دیگر آن چیزی نیست که کامران در استفاده از این برنامه داشته باشد.درنهایت، پرسونا خود را با همکاران خود به اشتراک بگذارید. پوسترهای پرسونا خود را ایجاد کنید و آن‌ها را در سراسر دفتر خود آویزان کنید. هدف شما این است که یک درک مشترک از این‌که چه کسی برای شما کار می‌کند و چگونه می‌تواند بهتر خدمت کند، ایجاد کنید.نکته پایانی:پرسونا می‌تواند بینش‌های واقعی شما را به مشتریان شما نشان دهد، که درنتیجه نشان می‌دهد شما در طراحی یک محصول یا خدمات چقدر خوب هستید. فقط به یاد داشته باشید که پرسوناها در طول زمان تغییر می‌کنند. آن‌ها را ایجاد کنید، از آن‌ها یاد بگیرید، آن‌ها را به اشتراک بگذارید، و فراموش نکنید که پس از مدتی مجدداً به سراغشان رفته و دوباره روند را آغاز کنید!- منابعuxpressiahubspotinteraction-designadobe</description>
                <category>مسعود شمیرانی</category>
                <author>مسعود شمیرانی</author>
                <pubDate>Fri, 15 Jan 2021 19:07:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه چیز در مورد مصاحبه با خروجی موثر در فرآیند تجربه کاربری</title>
                <link>https://virgool.io/@massoudshemirani/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%AE%D8%B1%D9%88%D8%AC%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%AB%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%DB%8C-fgeefluebnpc</link>
                <description>عکس تزیینی است.- مصاحبه موثر یعنی چی؟- انواع آن- گام های مصاحبه- باید ها و نباید ها- نمونه واقعی-  سخن پایانی- منابعمصاحبه موثر یعنی چی؟مصاحبه با کاربر می تواند یک روش عالی برای استخراج اطلاعات از کاربران، درک احساسات و تفکر واقعی آنها، درک قابلیت استفاده از محصول، جمع آوری اطلاعات جمعیت شناختی یا قوم نگاری (برای ورود به اطلاعات کاربر) و ایده پردازی باشد. مصاحبه ها یک روش سریع و آسان هستند. آنها را انجام دهید، اما با تحقیقات مبتنی بر مشاهده تکمیل کنید تا با اطلاعاتی که جمع آوری می کنید، به درک دقیق و کاملی از آنچه کاربران واقعاً انجام می دهند، برسید. کار ساده است:شخصی را در مقابل خود بنشانید، یک قلم و یک دفترچه یادداشت پیدا کنید(برای اطمینان ضبط صدا را فراموش نکنید) و شروع کنید. خوب، واقعاً نه بدون آمادگی کامل! انتخاب سوالات صحیح، پیدا کردن افرادی که مایلند وقت خود را صرف صحبت در مورد موضوعی کنند که برای آنها کمتر از شما مهم است، کاری طاقت فرساست.انواع مصاحبهمصاحبه میتونه دارای ساختار باشه که سوالات از قبل آماده شده، یا بدون ساختار باشه که بر اساس شرکت کننده و میزان اشراف به موضوع، سوالات متغیر باشه و نیمه ساختار باشه که ترکیبی از دو حالته. انتخاب هر کدوم بستگی به کسب و کار شما داره ولی من به شخصه نیمه ساختاری (هیبریدی) رو می پسندم.متد های مورد استفادهگام های مصاحبهگام اول: شناخت اهداف مصاحبهاز ذینفعان محصول بپرسید که می خواهند چه چیزی یاد بگیرند. از خواسته های آنها ، هدف اصلی را تعیین کنید و اطمینان حاصل کنید که واقع بینانه است. هدف بسیار گسترده ، مانند یادگیری در مورد کاربران ، احتمالاً منجر به شکست مصاحبه خواهد شد، زیرا سوالات شما را در جهت متناسب با نیازهای طراحی متمرکز نخواهد کرد. یک هدف مختصر و ملموس مربوط به جنبه خاصی از رفتار یا نگرش کاربران می تواند تیم را به اجماع برساند و نحوه ساخت مصاحبه را هدایت کند.نمونه هایی از اهداف خوب مصاحبه:- احساس پرستاران از ثبت اطلاعات پزشکی چگونه است و فرآیندهایی که آنها معتقدند در صورت استفاده باعث بهبود ثبت اطلاعات می شود، چیست؟- بیاموزید چگونه معماران نقشه های CAD را با مهندسان به اشتراک می گذارند و جایی که احساس می کنند چالش ها و فرصت ها وجود دارد.- دریابید که چگونه پیک های دوچرخه بهترین مسیر را پیدا می کنند و کجا فکر می کنند مشکلی وجود دارد و چگونه فکر می کنند همه چیز بهتر می شود.- قبل از مصاحبه:اگر شرکت کنندگان احساس آرامش داشته باشند و به مصاحبه کننده و روند کار اعتماد کنند، صحبت می کنند. قبل از روز مصاحبه، یک تماس ویدیویی یا تماس تلفنی با کاربر داشته باشید و دلیل مصاحبه و نحوه استفاده از داده های آن را توضیح دهید. حتی اگر هنوز محصول یا نمونه اولیه ندارید، می توانید از کاربران بخواهید که نشان دهند چگونه در حال حاضر این مشکل را حل می کنند. به احتمال زیاد متوجه خواهید شد که آنها یک چیز می گویند اما کاملاً متفاوت عمل می کنند. بدون اینکه قضاوت کنید یا روش بهتری آموزش دهید، می توانید سوالات بعدی را با دقت بپرسید تا بفهمید چرا آنها به آن شکل کار رو انجام داده اند.- هنگام مصاحبه:جایگاه را درست نمایید. آب، شکلات و دستمال کاغذی همراه خود داشته باشید و لحن خود را تنظیم کنید و به متقاضی مدت زمان مصاحبه را بگویید و وظایف خود را بر اساس الگوی زمانی تنظیم کنید. رفتار شما لحن مصاحبه را تعیین می کند. اگر خیلی غیرمعمول برخورد کردید، متقاضی مصاحبه را با جدیت کمتری قبول می کند. اما جدی بودن احتمال عصبی شدن نامزد را بیشتر می کند.  نحوه رفتار خود در طول مصاحبه نیز باید نشان دهنده تصویر و ارزش های برند شما باشد. با یادداشت برداری، تکان دادن سر، تماس چشمی مکرر، بیان عباراتی مانند &quot;می بینم&quot; و تکرار کلماتی که کاربر گفته است، احساس شنیدن در کاربر ایجاد کنید. به کاربران اجازه دهید افکار خود را به پایان برسانند. حرف آنها را قطع نکنید. با مکث سرعت گفتار خود را کاهش دهید. آهسته حرف زدن تأثیر آرام بخشی دارد و نشان می دهد اضطراب ندارید و وقت برای گوش کردن دارید و به شما اجازه می دهد متمرکز باشید. سلام و احترام به شرکت کنندگان به آرامش آنها کمک می کند. در مورد خود به آنها بگویید. این اولین احساسی است که داوطلب از شما خواهد گرفت و تلفن همراه خود را خاموش کنید.با سوالات کلی شروع کنید. ابتدا با پرسیدن چند سوال در مورد زمینه کاری و علایق شروع کنید. در مورد کاری که انجام می دهید، اینکه چرا مهم است و چرا فکر می کنید ممکن است بتوانند به شما کمک کنند، صحبت کرده و از آنها بپرسید که آیا با ضبط صدا مشکلی ندارند و حتما تاکید کنید کلیه اسناد محرمانه باقی خواهد ماند.گام دوم: طراحی سوالات و دستورالعمل مصاحبهیک دستورالعمل برای انجام مصاحبه طراحی کنید. مصاحبه باید مختصر و با دقت ساختار داشته باشد. کاربران شما مایل نیستند روزهای پس از جلسه به تماس های بعدی شما پاسخ دهند. به همین دلیل است که باید با یک فیلمنامه آماده شوید. راهنمای میدانی، مجموعه دستورالعمل های شماست که به شما کمک می کند تا مصاحبه را بدون دردسر انجام دهید. دستورالعمل را تا آنجا که ممکن است دقیق بنویسید و ابتدا و انتهای مکالمه را آماده کنید و راهنما را بعد از هر مصاحبه ویرایش کنید.گام سوم: انتخاب شرکت کنندگان و مکان مصاحبهشرکت کنندگان می توانند از دوستان نزدیک شما باشند، کاربران فضای آنلاین و یا عابرین در خیابان! گاهی اوقات منطقی است که همه منابع را امتحان کنید. مصاحبه چریکی یا خیابانی یکی از ساده ترین روشهای انتخاب و همزمان صحبت با مردم در خیابان ترسناک ترین روش نیز است. مردم درگیر زندگی خود هستند  مصاحبه های کاربر می تواند در مکان های مختلف انجام شود. در مکان کاربر، در یک محیط کنترل شده مانند آزمایشگاه یا از راه دور و یا با استفاده از ابزارهای آنلاین.کدام مکان برای کاربران راحت تر خواهد بود؟ آیا اگر جلسه در دفتر کارشان باشد یا در خانه آنها، احتمال انصراف آنها کمتر خواهد بود؟ آیا می خواهید تیم شما مصاحبه ها را مشاهده کند؟ناملموس ها را بشناسید. از خود بپرسید رفتارهایی که می خواهید چیست؟ شما می توانید کسی را داشته باشید که جادوگر فروش باشد اما ممکن است بازیکن تیم بدی باشد.گام چهارم: ثبت اطلاعاتدر این صفحه اکسل، شما جزئیات شرکت کنندگان خود را از جمله سن، شغل... را جمع آوری کرده و سپس با مشاهدات انجام شده، این فیلد ها را پر کنید. شما همچنین معیارهای خود را جمع آوری کرده و بسته به اقدامات موفقیت آمیز یک شرکت کننده، سند را تغییر دهید. در نهایت با استغاده از کاغذ یا اکسل یا گوگل شیت یا ابزار های آنلاین گزارش را تولید کنید.ردیف ها، مشکلات شرکت کننده ها و ستون ها، شرکت کننده هااین روش برای مطالعات میدانی نیز قابل تنظیم است: می توانید هر تعداد برگ که دوست دارید اضافه کنید و از آن در طول مصاحبه یا بعد از آن و با هر اندازه تیمی استفاده کنید.گام پنجم: اطلاعات خود را عمیق پردازش کنید.دو نوع داده وجود دارد که می توانید هنگام مصاحبه با کاربر جمع آوری کنید: مشاهده شده و گزارش شده. داده های گزارش شده با پرسش از کاربران بدست می آیند و داده های مشاهده شده از طریق مشاهده رفتار کاربر حاصل می شود که خود آنها بی اطلاع هستند. بعد از اینکه تیم را با اطلاعات سطح بالا آشنا کردید، آنها را در پردازش داده ها درگیر کنید. از هر شخص بخواهید با دقت متن رونوشت، یادداشت برداری، مشاهده الگوها یا حتی ارائه اولین راه حل ها را مرور کند. سپس، از آنها بخواهید که هر مصاحبه را به عنوان مطالعه موردی یا داستان کاربر ارائه دهند.نکات برجسته ارائه را همراه با داستان های کاربر در استیکی نوت های (یادداشت چسبناک!!!) جداگانه بنویسید و آنها را روی صفحه بچسبانید. وقتی همه مصاحبه ها را پشت سر گذاشتید و تعداد زیادی استیکی نوت جمع کردید، آنها را براساس الگوها مرتب کنید: شخصیت های کاربر، ویژگی ها، فرصت ها و ...در مورد اختصاص زمان، حدوداً یک هفته را برای تجزیه و تحلیل و سپس برای هر ارائه مصاحبه یک ساعت اختصاص دهید. در طی جلسات تجزیه و تحلیل، شما باید به هدف اصلی تحقیق خود برسید.گام ششم: نتایج تحقیقات را به اشتراک بگذارید.ارائه منظم به ذینفعان به بهترین وجه و با زبان درست برای برقراری ارتباط با آنچه پیدا کرده ایم، کاری دشوار به نظر می رسد. با این حال ، هیچ ارائه ای افراد را تحت تأثیر قرار نخواهد داد مگر اینکه دارای مثالها، نقل قول های مستقیم، داستان های کاربر یا حتی فیلم هایی باشد تا مخاطب را درگیر بحث کند.آواتارها یک روش سریع و موثر برای ایجاد ارتباط ذینفعان با کاربر است. آنها برای گفتن داستان های کاربران و توجیه راه حل ها، بسیار مفید هستند. برای مثال &quot;جین وقت ندارد که به صورت دستی تقویم های همکاران خود را برای تعیین یک جلسه بررسی کند.&quot; قرار نیست که افراد دقیقاً افرادی باشند که در طول تحقیق با آنها مصاحبه کرده اید، اما شما می توانید از نقل قول ها و موارد دقیق استفاده از آنها استفاده کنید.باید ها و نباید هابا سوالاتی شروع کنید که پاسخ آنها آسان است و بعید است به عنوان سوالات شخصی یا قضاوتی تعبیر شوند. به عنوان مثال ، به جای &quot;آخرین کتابی که خواندید چه بود؟&quot; سعی کنید از &quot;در اوقات فراغت دوست دارید چه کاری انجام دهید؟&quot; دومی پایان باز دارد، در حالی که مورد اول فرض می کند کاربر اخیراً کتابی را خوانده است. کسانی که این کار را نکرده اند ممکن است احساس حماقت کنند.هرچه احساس راحتی بیشتری در فرد ایجاد کنید، بازتر صحبت کردن برای او راحت تر خواهد بود. مردم به دلیل داشتن عدم اطلاع در مورد محصول با شخصی که در این زمینه متخصص است، ناراحت هستند. برای اینکه آنها صحبت خود را بیان کنند ، آنها را با عبارات اطمینان بخشی مانند &quot;این در واقع یک مشاهده معمول است، هیچ پاسخ درست یا غلطی وجود ندارد، ما فقط به افکار شما علاقه مند هستیم&quot;،  تشویق کنید.برخلاف داده های رفتاری که نحوه تعامل شرکت کنندگان با یک طرح را به تصویر می کشد، داده های حاصل از مصاحبه ها خودشان از جنس گزارش هستند و مانند هر داده خود گزارش شده (شامل داده های گروه کانونی و نظرسنجی ها)، دقت متغیری دارند. زیرا حافظه انسان ناقص است، بنابراین افراد رویدادها را به طور کامل یا دقیق به خاطر نمی آورند. بعضی از افراد مغرور یا خصوصی هستند ، دیگران خجالتی هستند. بنابراین، همه جزئیات را با یک غریبه در میان نمی گذارند. همدلی متقلبانه نکنید! بازیگری می تواند شما را بی بصیرت نشان دهد. بهتر است خودتان باشید؛ اگر واقعا آن را احساس نمی کنید، چیزی نگویید. به عنوان یک انسان همدل ، ممکن است بخواهید بگویید، &quot;این حتما ناامیدکننده بوده است&quot; ، یا &quot;متاسفم که وقت شما تلف شده است.&quot; درعوض، پرسیدن سوالاتی که به احساسات کاربران مربوط می شود می تواند نشان دهد که شما در حال گوش دادن و احساس درد و رنج آنها هستید.به خاطر داشته باشید که بین رابطه و دوستی تفاوت زیادی وجود دارد. کاربر نیازی نیست که واقعاً شما را دوست داشته باشد و یا فکر کند شما شوخ طبع هستید.فراموش نکنید که سوالات آزاد در هنگام مصاحبه بهترین سوال هستند. مانند &quot;سخت ترین چالش آخرین کار شما چیست؟&quot;شما قبلاً از گفته های مردم خبر ندارید یا احساس اطمینان کامل ندارید. با این حال، پیش بینی پاسخ در حد توانایی شما می تواند به شما کمک کند تا برای مصاحبه آماده شوید.به این فکر کنید که اگر به بن بست برسید چه کاری انجام می دهید. به عبارت دیگر، اگر کاربر پاسخی برای سوالات شما نداشته باشد، آیا روشهایی وجود دارد که بتوانید به کاربر در یافتن پاسخ کمک کنید؟یک مصاحبه گر ماهر می داند چه زمانی باید از متن خارج شود.نمونه واقعیاین یه نمونه سوالات مصاحبه است که با همکار عزیز، خانم شمیلا سهایی تنظیم کردیم و خروجی قابل قبولی گرفتیم برای مشکلاتی که تو این حوزه بوده:1- آیا تا حالا سفارش خرید اینترنتی داشتین؟ (نوع سفارش چی بوده؟ ) - اگه نه، از دوستان، بستگان شما کسی از این بستر ها برای سفارش استفاده میکنه؟2- از چه بستری برای خرید استفاده میکنید؟ ( منظور برنامه های موبایل ( شامل شبکه های اجتماعی هم میشه) و یا کامپیوتر، تبلت)3- اولین باری که خرید اینترنتی داشتین کی بوده و چی خریدین؟4- چه چیزی باعث شد شما ترغیب به خرید شین؟5- چرا از اون برنامه به خصوص استفاده کردین؟6- از چه طریق در مورد برنامه های آنلاین اطلاعات کسب میکنید؟7- بر چه اساسی به یک سایت یا برنامه اعتماد میکنید؟8- تا حالا از برنامه های سفارش آنلاین غذا استفاده کردین؟ چی بوده؟9-کدام تجربه بهتری فراهم کرده واستون؟ و از هر کدام چند بار استفاده کردین؟10- اولین باری که استفاده کردین چه دلیلی داشتین؟11- سفارش دادن تو کدوم راحت تر بود؟12- همین الان اگه بخواین سفارش بدین، با کدوم؟13- نقاط قوت و ضعف این برنامه چیه؟14- کدوم قسمت برنامه واستون جالب بوده؟15- چه زمانی از شبانه روز و چند بار در ماه استفاده میکنین؟16- معمولا چه غذاهایی سفارش میدین؟ اگه امکانش هست دقیق بگین.17- اولویت انتخاب غذا برای شما کیفیت غذاست یا قیمت؟18- برای پیدا کردن غذای مورد نظرتون تو برنامه از چه مسیری میرین؟ ( دسته بندی ها، منتخب، تخفیف دار، کوپن دار...)19- دوست دارین شخصی سازی شه برنامه واستون یا خصوصی سازی؟20- اگه با ثبت نام کردن تو یه سایت و تکمیل مشخصات جسمیتون و عادات غذاییتون، برای شما رژیم غذایی مناسبی خصوصی سازی شه و طبق اون بهتون غذا پیشنهاد شه، حاضرین ثبت نام کنین؟21- اگه بدونین میتونین با انتخاب کردن غذاهایی که دوس ندارین دیگه اون غذاها واستون نمیاد، فرم ثبت نامو کامل پر میکنین؟22- اگر غذایی که دوست ندارین، تخفیف داشته باشه، سفارش میدین؟23- دسته بندی سایت واستون مهمه؟24- رستوران ها و فست فود ها و آشپزخانه های مورد علاقتون چیاست؟25- سفارشات مدت دار به این مفهوم که برای یه روز خاصی و یا یه ساعت خاصی سفارش بدین مورد علاقتون هست؟26- آیا واستون مهمه که غذایی که دارین سفارش میدین، برای چند نفر باشه و ذکر شه؟27- دوس دارین غذاهای محلی جایی که دارین سفارش میدین رو بتونین میل کنین؟- اگه آره، 3 تا از غذاهای محلی که دوس دارین رو مثال بزنین.28- غذایی که تو طول هفته میل میکنین با غذای آخر هفته ها تون فرق میکنه؟ - اگه آره، معمولا آخر هفته ها چی میخورین؟29- معمولا چه وعده غذایی سفارش میدین؟ ( صبحانه، ناهار، میان وعده، شام )30- تقریبا چقدر هزینه میکنین واسه غذا؟31- دوس دارین همراه با غذا، تا 100000 تومن خرید مارکتی انجام شه واستون؟سخن پایانیبرای جلب رضایت ذی نفعان (کارفرما)، کافی است به آنها یادآوری کنید که چگونه تلاش های توسعه محصول یا طراحی مجدد آن به شکست منجر شده و با سوالاتی مثل: &quot;با چند مشتری قدیمی صحبت کردیم؟ از کجا می دانید مشتریان با این ویژگی موافقت می کنند؟ آیا باید تاریخ راه اندازی خود را به این زمان موکول کنیم؟ چند کاربر گفتند که به این نیاز دارند؟&quot;، نیاز به انجام مصاحبه و تخصیص بودجه به آن را دریافت کنید.اگه به دردتون خورد، خوشحال میشم بابت بازخوردتون، موفق باشین.منابعhttps://www.nngroup.com/articles/user-interviewshttps://uxdesign.cc/how-to-conduct-user-interviews-fe4b8c34b0b7https://www.interaction-design.org/literature/article/how-to-conduct-user-interviewshttps://medium.com/swlh/how-to-conduct-an-awesome-user-interview-509c3b6e97d1https://www.go2hr.ca/recruitment/preparing-conducting-interviews </description>
                <category>مسعود شمیرانی</category>
                <author>مسعود شمیرانی</author>
                <pubDate>Sat, 26 Dec 2020 20:35:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی</title>
                <link>https://virgool.io/@massoudshemirani/%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-tolstyiqb7ug</link>
                <description>سلام دوستان، من مسعود شمیرانی ام، تو فروشگاه اینترنتی تکین مال کار بازاریابی و تجربه کاربری انجام میدم و این اولین پست من تو شبکه محبوب و تخصصی ویرگول هستش که دارم می نویسم. من از دوره نوجوونی عاشق مطالب مرتبط با حوزه فناوری اطلاعات بودم ولی متاسفانه مسیر دانشگاهیمو تو رشته عمران ادامه دادم ولی ازونجایی که ماهیو هر وقت از آب بگیری میمیره، رفتم دنبال علایقم و  تونستم مسایل مرتبط با رابط کاربری و تجربه کاربری و دوره mba رو به عنوان مسیر یادگیریم داشته باشم. در ادامه انگار یه چیزی همش کم بود تا اینکه یه روزی تو پیج اینستاگرام محبوبم Dmboard آقا طالبی مهربونو پیدا کنم و اونجا فهمیدم بازاریابی دیجیتال داستانش چیه اصن!!</description>
                <category>مسعود شمیرانی</category>
                <author>مسعود شمیرانی</author>
                <pubDate>Wed, 23 Dec 2020 23:59:06 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>