<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مستانه</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mastanee</link>
        <description>پژوهشگر بی اعصاب، دوستدار حیوانات، دانشجوی دکتری تغذیه دام</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 10:22:59</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1900065/avatar/TlVD6R.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مستانه</title>
            <link>https://virgool.io/@mastanee</link>
        </image>

                    <item>
                <title>پری‌بیوتیک‌ها و نقش حیاتی آن ها در سلامت آبزیان</title>
                <link>https://virgool.io/@mastanee/%D9%BE%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D9%88%D8%AA%DB%8C%DA%A9-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%AD%DB%8C%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%A2%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%A2%D8%A8%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D9%86-awmnmzqy0knw</link>
                <description>امروزه، بیماری‌های عفونی چالش عمده‌ای در حوزه پرورش ماهیان محسوب می‌شوند. استفاده از آنتی‌بیوتیک‌ها در آبزی‌پروری به دلیل مشکلاتی مانند مقاومت باکتریایی و وجود بقایای آنتی‌بیوتیک تحت انتقاد قرار گرفته است. در عوض، پری بیوتیک‌ها و پروبیوتیک ها به عنوان جایگزینی مؤثر برای مقابله با بیماری‌های عفونی در ماهی‌ها معرفی شده‌اند. در این مقاله سعی داریم تاثیر استفاده از پری بیوتیک ها در جیره غذایی آبزیان را بررسی کنیم.پری‌بیوتیک‌ها و نقش حیاتی آن ها در سلامت آبزیانپری بیوتیک چیستپری بیوتیک‌ها گروهی از مواد مغذی هستند که به تقویت میکروبیوم روده در آبزیان کمک می کنند و به عنوان منبع غذایی باکتری های مفید روده عمل می نمایند. اگرچه عوامل مختلفی بر تعادل میکروبی روده تاثیر گذارند، رژیم غذایی منبع اصلی انرژی برای رشد این باکتری هاست. میکروب های مفید روده، مانند لاکتوباسیلوس ها و بیفیدوباکتریوم ها، با تخمیر و تجزیه پیوندهای غیرقابل هضم پری بیوتیک ها انرژی بقای خود را به دست می آورند. در نتیجه، پری بیوتیک ها می توانند به طور انتخابی بر میکروبیوتای روده تأثیر بگذارند. محصولات تجزیه پری بیوتیک ها اسیدهای چرب با زنجیره کوتاه (SCFA) هستند که در گردش خون آزاد می شوند و به این ترتیب نه تنها دستگاه گوارش، بلکه سایر اندام‌های دوردست را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهند.استفاده از این ترکیبات در جیره غذایی ماهیان منجر به بهبود سلامت عمومی، جذب مواد مغذی و تقویت سیستم ایمنی می شود. این ترکیبات با پیشگیری از آسیب‌ها و خسارات ناشی از پاتوژن‌ها،  به بهبود رشد و تولید مثل ماهی‌ها کمک می‌کنند.انواع رایج پری بیوتیک هاامروزه  ترکیباتی مانند اینوولین، گالاکوالیگوساکارید (GOS)، فروکتوالیگوساکارید (FOS)، مانان الیگوساکاریدها (MOS) لاکتولوز و مشتقات گالاکتوز و بتا گلوکان به عنوان رایج ترین  پری بیوتیک هایی مورد استفاده در صنعت طبقه بندی می شوند. یکی از مهمترین منابع پری بیوتیک ها در تغذیه دام، طیور و آبزیان دیواره مخمر است. دیواره مخمر حاوی مقادیر قابل توجهی از بتاگلوکان ها و مانان اولیگوساکاریدها است که این مسئله آن را تبدیل به یکی از محبوب ترین پری بیوتیک ها نموده است.بیماری های عفونی در ماهیان و لزوم استفاده از مکمل های تغذیه ایبیماری‌های عفونی در ماهیان یکی از مشکلات بزرگ برای صنعت آبزی‌پروری به شمار می‌آید، چرا که خسارات و تلفات زیادی را به همراه دارد. در سال‌های اخیر، با توسعه روزافزون این صنعت، روش‌های مختلفی برای مقابله با این بیماری‌ها مورد استفاده قرار گرفته است. طی دو دهه گذشته، استفاده سنتی از آنتی‌بیوتیک‌ها در ماهیان به دلیل احتمال توسعه باکتری‌های مقاوم به آنتی‌بیوتیک، وجود بقایای آنتی‌بیوتیک در غذاهای دریایی، تخریب جمعیت‌های میکروبی در محیط آبزی‌پروری و سرکوب سیستم ایمنی حیوانات آبزی مورد انتقاد قرار گرفته است.امروزه تجویز مکمل‌های غذایی کاربردی، به عنوان یک رویکرد جایگزین برای استفاده از محصولات شیمیایی و آنتی بیوتیک ها، اهمیت زیادی یافته است. افزودنی‌های خوراکی مختلفی مانند پروبیوتیک‌ها، پری‌بیوتیک‌ها و سین‌بیوتیک‌ها می‌توانند وضعیت ایمنی، راندمان غذا و عملکرد رشد در ماهی‌ها و صدف‌ها را بهبود بخشند و به عنوان روش‌های جایگزین برای پیشگیری از بیماری‌ها در آبزیان مورد استفاده قرار گیرند.مکانیسم های پاسخ ایمنی در ماهی و اثرات پری بیوتیک هامانند سایر مهره‌داران، ماهی‌ها دارای پاسخ‌های ایمنی سلولی و هومورال هستند که در مقایسه با پستانداران، شباهت‌ها و تفاوت‌هایی در عملکرد ایمنی دارند. به‌طور کلی، به دلیل محدودیت‌های سیستم ایمنی اکتسابی، ماهی‌ها کاملاً به ایمنی ذاتی خود در برابر عوامل بیماری‌زا وابسته هستند. در این راستا، سلول‌ها و اجزای مختلفی در پاسخ‌های ایمنی نقش ایفا می‌کنند.لکوسیت‌ها نیروی اصلی در سیستم ایمنی هستند و شامللنفوسیت‌ها (سلول‌های T، سلول‌های B، لنفوسیت‌های دانه‌ای بزرگ)،فاگوسیت‌ها (فاگوسیت‌های تک‌هسته‌ای، نوتروفیل‌ها و ائوزینوفیل‌ها) وسلول‌های کمکی (بازوفیل‌ها، ماست سل‌ها و پلاکت‌ها) می‌شوند.استفاده از پری‌بیوتیک‌ها به‌عنوان محرک‌های ایمنی، می‌تواند پاسخ ایمنی ماهی و مقاومت آن در برابر بیماری‌ها را افزایش داده و سلامت کلی آن را بهبود بخشد.مانان اولیگوساکاریدها (MOS) مجتمع‌های گلوکومانوپروتئینی هستند که از دیواره‌های سلولی مخمر ساکارومایسز سرویزیه مشتق می‌شوند. این ترکیبات به‌عنوان رایج‌ترین پری‌بیوتیک‌ها در مطالعات مربوط به ماهی ها مورد ارزیابی قرار می‌گیرند و به‌عنوان محرک‌های ایمنی شناخته می‌شوند. استفاده از MOS به‌عنوان افزودنی‌های غذایی در آبزیان می‌تواند با تقویت ایمنی ذاتی میزبان، به بهبود سلامت آنها کمک کند.استفاده از پری بیوتیک ها و تاثیر بر باکتری های مفید رودهمیکروبیوتای روده نقش فعالی در متابولیسم، عملکردهای محافظتی و تغذیه‌ای دارد که به‌طور مثبت تحت تأثیر میکروارگانیسم‌های مفید و سوبستراهای کربوهیدراتی قرار می‌گیرد. مطالعات متعددی نشان داده‌اند که استفاده از پروبیوتیک‌ها و پری بیوتیک ها می‌تواند به سلامتی میکروبیوتای روده کمک کند و باعث تسهیل تکثیر باکتری‌های مفید شود. در همین راستا وبیناری با ارائه دکتر مجید علیایی استاد دانشگاه و عضو هیات علمی دانشگاه تبریز برگزار کرده ایم که از طریق لینک زیر در دسترس شما همراه عزیز میباشد.تغییر میکروبیوتای دستگاه گوارش در آبزیان از طریق استفاده از پری‌بیوتیک‌ها که شرایط را برای انواع خاصی از باکتری‌ها بهبود می‌بخشد، امکان‌پذیر است. مکمل‌های غذایی پری‌بیوتیک به‌طور مفیدی بر روی میزبان تأثیر می‌گذارند و باعث تحریک رشد و/یا فعالیت باکتری‌های مفید مانند لاکتوباسیلوس و بیفیدوباکتریوم در روده می‌شوند و در عین حال باکتری‌های بیماری‌زا مانند سالمونلا، لیستریا و اشرشیا کلی را محدود می‌کنند. باکتری‌های مفید می‌توانند کارآیی رشد ماهی را افزایش داده و حساسیت به بیماری‌های میزبان را کاهش دهند.پری بیوتیک ها به عنوان مکمل برای بهبود رشد ماهیاستفاده از پری بیوتیک‌ها در تغذیه ماهی‌ها می‌تواند به افزایش رشد آن‌ها از طریق چندین مکانیسم مؤثر منجر شود:بهبود سلامت روده و افزایش جذب مواد مغذی: پری‌بیوتیک‌ها با حفظ تعادل میکروبیوم روده، به افزایش تعداد باکتری‌های مفید کمک می‌کنند. این تعادل به بهبود جذب مواد مغذی و کاهش عفونت‌های روده‌ای منجر می‌شود. با افزایش فعالیت باکتری‌های مفید، توانایی روده در جذب مواد مغذی بیشتر می‌شود، که به ماهی‌ها کمک می‌کند تا از غذای خود بهره‌وری بیشتری داشته باشند.تقویت سیستم ایمنی: با حمایت از باکتری‌های پروبیوتیک و کاهش جمعیت باکتری‌های مضر، پری بیوتیک‌ها به تقویت سیستم ایمنی ماهی‌ها کمک می‌کنند، که در نتیجه کاهش بیماری‌ها و استرس‌های ناشی از آن‌ها را به همراه دارد.کاهش استرس اکسیداتیو: پری بیوتیک‌ها می‌توانند به کاهش استرس اکسیداتیو در ماهی‌ها کمک کنند، که این امر بر رشد و نمو مثبت آن‌ها تأثیرگذار است.در نهایت، این عوامل به صورت ترکیبی می‌توانند منجر به رشد سریع‌تر و بهبود سلامت کلی ماهی‌ها شوند.منافع اقتصادی ناشی از استفاده از پری‌بیوتیک‌ها در صنعت آبزی‌پروریتحلیل هزینه‌ها و منافع اقتصادی ناشی از استفاده از پری‌بیوتیک‌ها در آبزی‌پروری نشان می‌دهد که این روش می‌تواند به عنوان یک سرمایه‌گذاری هوشمند محسوب شود. اگرچه هزینه‌های اولیه ممکن است بالا به نظر برسند، اما منافع درازمدت ناشی ازبهبود سلامت ماهی ها، کاهش هزینه‌های درمان، افزایش تولید و بهبود کیفیت محصولات می‌تواند به طرز چشمگیری بر سودآوری صنعت آبزی‌پروری تأثیرگذار باشد. به همین دلیل، سرمایه‌گذاری در پری‌بیوتیک‌ها می‌تواند به عنوان یک استراتژی کلیدی برای ارتقاء پایداری و موفقیت این صنعت در نظر گرفته شود.منافع اقتصادی شامل:کاهش هزینه‌های درمان: استفاده از پری‌بیوتیک‌ها می‌تواند منجر به تقویت سیستم ایمنی و کاهش شیوع بیماری‌ها در آبزیان شود. این امر در نتیجه می‌تواند هزینه‌های درمان و استفاده از آنتی‌بیوتیک‌ها را کاهش دهد.افزایش عملکرد و رشد: پری‌بیوتیک‌ها می‌توانند بهبود جذب مواد مغذی و افزایش رشد ماهی‌ها را به دنبال داشته باشند. این افزایش عملکرد می‌تواند به تولید بیشتر و در نتیجه درآمد بالاتر منجر شود.بهبود کیفیت محصولات: استفاده از پری‌بیوتیک‌ها می‌تواند به بهبود کیفیت محصولات آبزی، از جمله افزایش عمر مفید و کاهش بقایای شیمیایی کمک کند. این امر می‌تواند تقاضا برای محصولات را افزایش دهد و قیمت فروش را بالا ببرد.پایداری محیط زیست: استفاده از پری‌بیوتیک‌ها به کاهش آلودگی و بهبود شرایط زیست‌محیطی در مزارع آبزی‌پروری کمک می‌کند. این امر می‌تواند به افزایش توجه مصرف‌کنندگان به محصولات پایدار و دوستدار محیط زیست منجر شود.نتیجه‌گیریدر عصر حاضر، چالش‌های مربوط به بیماری‌های عفونی در آبزی‌پروری، ضرورت به کارگیری روش‌های نوین و پایدار را بیش از پیش نمایان می‌سازد. استفاده از پری‌بیوتیک‌ها به عنوان یک استراتژی مؤثر در تغذیه آبزیان، نه تنها به تقویت سیستم ایمنی و بهبود سلامت عمومی ماهی‌ها کمک می‌کند، بلکه با افزایش جذب مواد مغذی و کاهش نیاز به درمان‌های شیمیایی، به بهبود عملکرد و رشد آنها نیز منجر می‌شود.تحقیقات نشان داده‌اند که پری‌بیوتیک‌ها قادرند میکروبیوتای روده را بهبود بخشند و در نتیجه، باکتری‌های مفید را تقویت کنند و از جمعیت باکتری‌های مضر بکاهند. این اثرات به‌طور مستقیم بر عملکرد ایمنی و سلامت آبزیان تأثیر می‌گذارد و به کاهش هزینه‌های درمان و بهبود کیفیت محصولات کمک می‌کند.به‌علاوه، منافع اقتصادی ناشی از استفاده از پری‌بیوتیک‌ها شامل کاهش هزینه‌های درمان، افزایش تولید و بهبود کیفیت محصولات می‌باشد که به پایداری و موفقیت صنعت آبزی‌پروری کمک شایانی می‌کند.در نهایت، ادغام پری‌بیوتیک‌ها در جیره غذایی آبزیان می‌تواند به عنوان یک رویکرد پایدار و مؤثر در مقابله با چالش‌های موجود در صنعت آبزی‌پروری تلقی شود و به بهبود کیفیت و سلامت محصولات آبزی، و در نتیجه رفاه مصرف‌کنندگان و محیط زیست کمک کند.</description>
                <category>مستانه</category>
                <author>مستانه</author>
                <pubDate>Wed, 20 Nov 2024 22:24:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آنالیز خوراک دام ، طیور و آبزیان</title>
                <link>https://virgool.io/@mastanee/%D8%A2%D9%86%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%B2-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%A7%DA%A9-%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%B7%DB%8C%D9%88%D8%B1-%D9%88-%D8%A2%D8%A8%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D9%86-r8l5s1g04xlc</link>
                <description>آنالیز خوراک دام یکی از مهمترین مباحث در پرورش دام طیور و آبزیان است که امروزه پیشرفت های زیادی در این بخش دیده شده است.آنالیز خوراک دام ، طیور و وآبزیانآنالیز خوراک دام، طیور و آبزیان یکی از مهمترین بخش های کارهای مزارع پرورشی دام، طیور و آبزیان، کارخانجات خوراک و محققان است. در ادامه قصد داریم به فاکتورهای قابل ارزیابی در خوراک و روش آنالیز برخی از مهمترین های آنان بپردازیم.روش اندازه گیری انرژی در آنالیز خوراک دام :دستگاه اندازه گیری انرژی خام خوراک  بمب  کالریمتر می باشد. بعد  از آن که  نمونه  را با روش های مورد نظر جمع آوری  کردیم؛ ابتدا  بالشتک  های  مخصوص  دستگاه  بمب  کالریمتر  را در آون  خشک میکنیم.بعد از سرد شدن داخل  دسیکاتور وزن آنها را یادداشت  و سپس  صفر می کنیم و بعد بالشتک ها را با نمونه  داخل آون با حرارت  40 تا 45 درجه سانتی  گراد به  مدت 24  ساعت  قرار میدهیم تا کاملا خشک شوند.وقتی  نمونه داخل دستگاه  قرار می گیرد و استارت دستگاه زده شود، دمای آب با کت و ژاکت را تنظیم هنگامی که به حد تعادل رسید، با برقرار نمودن جریان الکتریسیته، سیم جرقه زده ، در نتیجه اکسیژن فشرده داخل بمب نیز منفجر وهمراه آن نمونه می سوزد.حرارت ایجاد شده از سوختن نمونه، از بدنه بمب به آب باکت منتقل می شود.توسط ترمومتر دستگاه، اختلاف دمای آب باکت از لحظه انفجار تا پایان مرحله جذب حرارت توسط دستگاه ثبت شده، آن را در انرژی تعادل ضرب نموده، انرژی خام به دست می آید.اندازه گیری  رطوبت  خوراک:آب قسمت  عمده ای  از ترکیبات  مواد غذایی  و خوراک  دام و طیور  را تشکیل  می دهد. قسمتی  از آب مواد  غذایی  به آسانی  توسط  فشار  یا حرارت  خارج  می شود  ولی  قسمتی دیگر از آب محتوی  که به  صورت الصاق یا ترکیب در ماده ی غذایی موجود  است  به اشکالی  خارج  می شود  که به آن آب  پیوسته  گویند.کارشناسان  اندازه  گیری  رطوبت  ماده  غذایی را به  دو  علت  توصیه  می کنند:تشخیص  خلوص  ماده ی  غذایی ، در مواردی  که  به ماده ی  غذایی آب  اضافه  شده و یا رطوبت  آن  بیش از  حد  مجاز است.تعیین  قابلیت نگهداری  ماده ی  غذایی، چون  رطوبت  محیط  را برای  رشد   میکروارگانیسم  ها  مساعد  می  کند.روش کار:   مقداری  از  نمونه  را  آسیاب  کرده  سپس  پلیت  را  به  مدت  30 دقیقه  در آون 105 درجه  گذاشته  و بعد  داخل  دسیکاتور  گذاشته  تا به  دمای  محیط  برسد. 2  گرم  از  نمونه  را وزن  کرده  و در پلیت  میریزیم  سپس  به  مدت  تقریبا  3 ساعت  در آون  100 درجه  قرار  می دهیم .تا  آن جا  باید حرارت  دهی  را  ادامه  داد  تا اگر  نمونه  را وزن  کنیم  و دوباره  حرارت  دهیم برای  بار   دوم  وزن  نمونه  تغییر  نکند. بعد  از  عمل  ثابت  کردن  وزن  نمونه  را  در دسیکاتور  گذاشته  تا  به  دمای  محیط  برسد.نمونه ی  سرد شده  را  وزن  کرده  و طبق  فرمول  درصد رطوبت  به  دست  می آید.اندازه گیری ماده خشک(DM):مقدار  کل  ماده ی غذایی  بدون  در نظر گرفتن  درصد رطوبت  را ماده  خشک  می  گویند که در کل  شامل  پروتئین، چربی ، فیبر خام و عناصر معدنی  در ماده ی  غذایی  می شود. برای  اندازه  گیری  درصد ماده ی  خشک یک جیره، مقدار درصد رطوبت  به دست آمده را از 100 کم  کرده  و مقدار  ماده ی خشک  به دست  می آید.اندازه گیری  پروتئین خام(CP):از روش کلدال  برای  به دست  آوردن  میزان ازت  نمونه  استفاده  شده  و از روی آن مقدار پروتئین محاسبه  می شود.در این روش  نمونه  در اسید سولفوریک  غلیظ  هضم  شده  و تمام  ازت  آن به جز  فرم  نیترات  و نیتریت  تبدیل  به  نیترات  آمونیوم  شده  و در قسمت  تقطیر به  واسطه  افزودن  هیدروکسید سدیم، آمونیاک آن  جدا  و در داخل  محلول  اسید بوریک  جمع آوری  شده  و با  عمل  تیتراسیون  رنگ سنجی ،مقدار ازت  به دست  می آید.اندازه گیری پروتئین حقیقی(TP):روش  هضم  نمونه  در  محلول  تری کلرو استیک  اسید بوده  و توسط  این روش  احتمال  افزوده  شدن  اوره ، تشخیص  و اندازه گیری  می شود.اندازه گیری پروتئین قابل هضم(DP):مقداری از پروتئین خام که توسط حیوان جذب شده و به پروتئین خام منهای اتلاف پروتئین در فضولات پروتئین قابل هضم گویند.اندازه گیری ازت آزاد(TVN):در اثر فعالیت آنزیمهای پروتئولیتیک ساختمان پروتئینی تجزیه شده و باعث آزاد شدن مواد فرار و آمونیاک آزاد و فساد ماده غذایی می شود. با اندازه گیری این فاکتور می توان درباره فساد یا عدم فساد پروتئین قضاوت نمود.اندازه گیری چربی(EE):چربی شامل اسیدهای آلی، الکل ها و رنگدانه ها بوده و به روش سوکسله از نمونه استخراج می گردد.ماده مورد آزمایش توسط  کاغذ صافی  یا کارتوش در بخش استخراج کننده قرار می گیرد،آنگاه اتر پس از تقطیر،بر روی ماده ریخته و سبب حل چربی آن می شود.بخار های اتر در قسمت مبرد تقطیر شده و به استخراج کننده بر میگردد. این قسمت دارای دو بخش ورودی و خروجی آب می باشد. پس از ورود بخارات اتر به این بخش در اثر  سرمای آب عمل تقطیر صورت گرفته  و مایع  اتر به داخل  استخراج  کننده  برگشت  داده  می  شود.اتر پس از مکش وارد بالن می گردد. در اثر حرارت هیتر ، اتر  بخار شده  و از بالن به بخش سرد کننده می رود. چربی پس از استخراج در کف بالن جمع می شود. تفاوت وزن بالن در دو مرحله بعد و قبل از آزمایش نشان دهنده وزن چربی خواهد بود.روش اندازه گیری خاکستر خام(ASH):به باقی مانده خوراک دام پس از سوزاندن آن در کوره الکتریکی به وسیله حرارت بالا اصطلاحاً خاکستر می گویند که در آن مواد آلی از بین رفته و تنها مواد معدنی باقی می ماند. خاکستر تولید شده اغلب شامل موادی مانند ‌سدیم، پتاسیم، منیزیم، منگنز، کلسیم، آهن، گوگرد، فسفر و کلر می باشد.اندازه  گیری  مقدار  خاکستر  به  این  صورت  است  که، کاهش  وزنی  که  در طول  سوزاندن  نمونه  در  دمایی  بالا  و متناسب  رخ  می  دهد، همراه  با  سوختن  مواد  آلی  و بدون  تجزیه  و نابودی  قابل  محسوس  مواد  تشکیل  دهنده  خاکستر  و یا  کاهش  مواد  فرار مورد  نیاز  در اندازه  گیری  می باشد.روش کار: مقداری  از نمونه  را آسیاب  کرده ، سپس  بوته  چینی  را به  مدت  30 دقیقه در  کوره 500  تا 550 درجه  گذاشته  و بعد  داخل  دسیکاتور  گذاشته  تا به  دمای  محیط  برسد.2  گرم  از نمونه  را وزن  کرده  و در بوته  چینی  می ریزیم. سپس  با  گیره  بوته  چینی  را گرفته  و  حرارت  داده  تا محتویات  بوته  چینی  سیاه  رنگ  شده  و از آن  دود خارج  شود. سپس  به  مدت  تقریبا  3  تا 5  ساعت  در  کوره  550   درجه  قرار  می  دهیم .تا آن جا  باید  حرارت  دهی  را  ادامه  داد  تا  محتویات  بوته  چینی  خاکستری  شود. بعد  نمونه  را در  دسیکاتور  گذاشته  تا  به  دمای  محیط  برسد. نمونه ی  سرد  شده  را وزن  کرده و طبق  فرمول  مقدار  خاکستر  به  دست  می آید.اندازه گیری فیبرخام (CF) در آنالیز خوراک دام :کربوهیدراتهای موجود در مواد غذایی به دو بخش فیبر خام و عصاره فاقد ازت تقسیم می شود.بخشی از کربوهیدراتها که در محلول اسیدی و قلیایی حل نمی شود را فیبرخام می نامند. مواد پروتئینی و قندی در اسید و مواد چربی در قلیا هضم می شوند و بسیاری از مواد معدنی حل می شوند.روش کار:ابتدا  مقدار  2 الی  3 گرم  ماده ی  خوراکی  آسیاب  شده  را  در  داخل  بشری  به  حجم 300  الی  400 سی سی  می  ریزیم. به  روی  آن  200 سی سی  اسید سولفوریک   اضافه  می  کنیم که به آن  25%  نرمال  گویند.سپس  محتویات  بشر  را  میجوشانیم ، این  کار  را به مدت  نیم  ساعت  ادامه  می دهیم. اگر جوشیدن  به  صورت  محکم  صورت  گیرد  دیواره  سلولی  از بین می  رود. بعد  از اینکه  عمل  جوشیدن   پایان  یافت  آن را  خنک  می  کنیم. سپس  یک  کاغذ صافی  معمولی  روی  قیف بخنر  گذاشته  بعد  محتویات  بشر  را  روی  آن  بوخنر  می کنیم.در یک  پیست ،  محلول  هیدروکسید  سدیم  میریزیم  ریزیم  و بعد محتویات  کاغذ  را با پیست حاوی  محلول  هیدروکسید  سدیم  را  داخل  بشر  می  ریزیم ، بشر  را  روی  هات  پلیت  گذاشته  و 10  دقیقه  می جوشانیم  و بعد  خنک  می  کنیم.بعد از  کاغذ  صافی  هات من استفاده  می  کنیم. ابتدا  بایستی  که  وزنش  کنیم ، بعد  روی  بوخنر و پمپ  روشن  بشر  را می شوییم. در  موارد  معمولی  10 سی سی استون  روی آن  می ریزیم تا  مواد  رنگی ،حتی  گزانتوفیل  هم  خارج  شود.کاغذ صافی  را در بوته  چینی  می  گذاریم (حتما  بوته چینی  را وزن  می  کنیم).بعد  به  مدت  2 ساعت  در آون  105 درجه  میگذاریم تا  خشک  شود.در این  حالت   آن چه  باقی  می  ماند فیبر  خام  و خاکستر است.  بعد  که کاغذ  صافی  را در آوردیم  روی  شعله  در  زیر  هود  دود گیری  می  کنیم .بعد  در  کوره  در دمای  450 درجه  سانتی  گراد  به  مدت  5 الی  6 ساعت  می  گذاریم. سپس  در آورده  و وزن  می  کنیم  و بعد از طریق  محاسبات  فیبر   را اندازه  گیری  می کنیم.📷اندازه گیری فیبر غیر قابل هضم در محلول خنثی(NDF):به سنجش سلولز، همی سلولز، لیگنین، سیلیس، تانن ها و کوتین ها اطلاق شده و یک ارزیابی دقیق از اجزای فیبری یا همان دیواره سلولی غذا را به ما می دهد.اندازه گیری فیبر غیر قابل هضم در محلول اسیدی(ADF):بخش فیبری با قابلیت هضم پایین علوفه می باشد که شامل لیگنین و سلولز است. با افزایش سطح آن در علوفه ها، سطح انرژی قابل هضم کاهش می یابد.اندازه گیری لیگنین(ADL):یک ماده غیر قابل هضم پیچیده موجود در بخش های چوبی گیاهان نظیر چوبه بلال، پوسته ها و بخش فیبری ساقه و برگ گیاهان است.اندازه گیری ازت غیر قابل هضم در محلول اسیدی((ADIN:به بخشی از ازت که به بخش فیبری راه یافته است اطلاق شده و معیاری برای تخمین اثر حرارت دهی اضافی برعلوفه هاست. در علوفه های آسیب دیده در اثر حرارت ناشی از فرآیندهای پلت کردن، سیلو کردن یا بسته بندی کردن میزان آن یا در حقیقت میزان اتصال ازت به بخش فیبری غذا که منجر به غیرقابل دسترسی شدن آن میشود، افزایش می  یابد.اندازه گیری عصاره فاقد ازت(NFE):اگر مجموع رطوبت، خاکستر، پروتئین، چربی و فیبرخام را از 100 کم نماییم، عصاره فاقد ازت بدست می آید.</description>
                <category>مستانه</category>
                <author>مستانه</author>
                <pubDate>Wed, 20 Nov 2024 22:12:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تغذیه گاو خشک، چالش خشک کردن گاو شیری پرتولید</title>
                <link>https://virgool.io/@mastanee/%D8%AA%D8%BA%D8%B0%DB%8C%D9%87-%DA%AF%D8%A7%D9%88-%D8%AE%D8%B4%DA%A9-%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D8%AE%D8%B4%DA%A9-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%DA%AF%D8%A7%D9%88-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-exc4noj03bky</link>
                <description>توقف شیردهی (خشک شدن  یا Dry-off) در گاوهای شیری یک حوزه تحقیقاتی است که در سال های اخیر مورد توجه زیادی قرار گرفته است. دوره خشکی برای بهینه سازی بازسازی بافت غده پستانی ضروری است، اما نشان دهنده یک رویداد استرس زا است که شامل چندین تغییر در روال روزانه، جیره خوراکی و متابولیسم می شود. علاوه بر این، تولید شیر بالای گاوهای امروزی در اواخر بارداری نیاز به دستکاری های مربوطه را در روزهای نزدیک به خشک شدن تشدید می کند، زیرا تجمع بیش از حد شیر ممکن است موفقیت دوره خشکی را با اثرات منفی بالقوه بر شیردهی آینده به خطر بیندازد. سطوح تولید بیش از 15 کیلوگرم در روز یک عامل خطر مازاد برای سلامت پستان، تأخیر در بازچرخ پستان، و بدتر شدن استرس متابولیک و پاسخ های التهابی است. علاوه بر این، فشار برای کاهش مصرف آنتی‌بیوتیک در حیوانات مزرعه منجر به افزایش توجه به دوره خشکی شده است، با توجه به اینکه از نظر تاریخی برای اکثر گاوهای شیری، درمان آنتی‌بیوتیکی پروفیلاکسی درون پستانی در زمان خشک کردن به عنوان وسیله‌ای برای کاهش خطر عفونت‌های داخل پستانی در دوره‌های بعدی ارائه شده است.  برای مقابله با این چالش‌ راهکارهای بسیاری است که در میان آنها، رایج ترین آنها بر اساس محدودیت خوراک یا مواد مغذی، کاهش دفعات شیردوشی یا تجویز مهارکننده های پرولاکتین است. این شیوه‌ها ظرفیت‌های متفاوتی برای کاهش تولید شیر از طریق مکانیسم‌های مختلف دارند و پیامدهای متعددی برای سلامت پستان، رفاه حیوانات، رفتار، وضعیت غدد درون‌ریز، متابولیسم و ​​شرایط التهابی دارند. بررسی حاضر با هدف ارائه یک نمای کلی از مرحله خشک کردن در گاوهای پرتولید و تأثیر تولید بالای شیر در زمان خشک کردن، و توصیف استراتژی‌های احتمالی است که ممکن است توسط دامداران و دامپزشکان برای بهینه‌سازی این شرایط حیاتی اجرا شود.مقدمهدوره خشکی، دوره بدون شیردهی بین خشک شدن و زایش است که نشان دهنده مرحله مهمی از چرخه تولید گاو است و پیامدهای مرتبطی برای سلامت و فیزیولوژی گاو، رفاه حیوانات و پایداری تولید گاو شیری دارد. مرحله خشک شدن با توقف شیردوشی در پایان شیردهی شروع می شود تا متابولیسم گاو و پستان برای حداکثر تولید شیر در شیردهی بعدی آماده شود. در این دوره، گاوها ترمیم وضعیت بدن را کامل می کنند و سلول های اپیتلیال پستان را تجدید می کنند. غده پستانی در ابتدا تحت یک فرآیند بازچرخ فعال قرار می گیرد، جایی که، از طریق یک سری تغییرات هماهنگ در مورفولوژی غدد پستانی، یکپارچگی اتصالات محکم و ترکیب ترشحات پستانی، به حالت غیر شیردهی باز می گردد. به طور سنتی، گاوها در یک روز برنامه ریزی شده، حدود 6 تا 8 هفته قبل از زایمان مورد انتظار، از طریق توقف ناگهانی شیردوشی و تجویز درمان طولانی مدت با آنتی بیوتیک داخل پستانی، خشک می شدند. بنابراین، رویداد خشک شدن شروع دوره ای است که در آن فیزیولوژی گاو ابتدا با وضعیت غیر شیردهی سازگار می شود اما سپس برای نزدیک شدن به زایمان آماده می شود. در سال‌های اخیر، تولید شیر در هر گاو به‌طور چشمگیری افزایش یافته است و یافتن گاوهایی که هنوز تولید بالایی دارند (یعنی بیش از 20 تا 25 کیلوگرم در روز) در اواخر بارداری، به طور چشمگیری رایج است.بنابراین، حتی انتقال از شیردهی به حالت غیر شیردهی چالش برانگیزتر است.درمان گاو خشک (DCT) شامل تجویز سیستماتیک ضدمیکروب ها به تمام گاوهای گله در زمان خشک شدن برای پیشگیری و درمان عفونت های داخل پستانی (IMI) در طول دوره خشکی به ویژه در آغاز و پایان آن، زمانی که در معرض بالاترین خطر (IMI) می باشند، است. در بسیاری از کشورها، این رویکرد بسیار گسترده است. با این حال، مقاومت ضد میکروبی به یک نگرانی مرتبط برای حیوانات و همچنین به دلیل پیامدهای احتمالی برای سلامت انسان تبدیل شده است. کاهش استفاده از مواد ضد میکروبی در دام، پتانسیل کاهش شیوع مقاومت ضد میکروبی و بهبود پایداری در محصولات گاو شیری را دارد. کشورهای شمالی اروپا رویکردهای مشابهی را از سال 2009 ترویج کرده‌اند و هلند در سال 2012 استفاده از آنتی‌بیوتیک‌ها را در دام‌ ممنوع کرد و سپس در سال 2022 کل اتحادیه اروپا را ممنوع کرد. بنابراین، درمان انتخابی گاو خشک با نتایج مطلوب در کاهش مصرف آنتی‌بیوتیک بدون عوارض جانبی عمده از نظر افزایش SCC و بروز ورم پستان در شیردهی بعدی در حال گسترش است. با این وجود، گاوهایی که خشک می شوند هنوز مقدار زیادی شیر بدون حمایت آنتی بیوتیکی تولید می کنند که ممکن است تهدیدی برای IMI و خطری برای سلامت یا رفاه حیوانات باشد.در شرایط طبیعی، مانع به تدریج تولید شیر را کاهش می دهد (یعنی بازچرخ تدریجی) در پاسخ به کاهش دفعات شیردهی در محیط‌های تجاری، گاوها هنوز در اواخر بارداری مقادیر زیادی شیر تولید می‌کنند و خروج شیر اغلب به طور ناگهانی متوقف می‌شود و باعث تغییراتی که در بخش قبل توضیح داده شد، می‌شود. برای کاهش این اثرات، یک راه حل ممکن، حذف یا کوتاه کردن دوره خشکی است. هدف اصلی این استراتژی بهبود تعادل انرژی در اوایل شیردهی و تغییر تولید شیر از دوره پس از زایمان به هفته های آخر بارداری است. علاوه بر این، گاوها باید با تغییرات غذایی و گروهی کمتری مواجه شوند. اندرسن و همکاران (2005) دوره خشکی 7 هفته ای را با شیردوشی مداوم تا اواخر بارداری در گاوهایی با حداکثر تولید شیر بیش از 45 کیلوگرم در روز مقایسه کردند. این نویسندگان کاهش مداوم تولید شیر را در اوایل شیردهی بعدی گزارش کردند، اما تعادل منفی انرژی را در گاوهایی که دوره خشکی را پشت سر گذاشتند، کاهش داد. از طرف دیگر، کوتاه کردن دوره خشکی (تا حدود 30 روز) به طور بالقوه می تواند اثرات جانبی استراتژی های مختلف دوره خشک را متعادل کند. در مقایسه با دوره 6 تا 8 هفته‌ای بدون شیردهی، یک دوره خشک کوتاه منجر به از دست دادن شیر در شیردهی بعدی (5/4 ٪-) شد، اما پروتئین شیر و تعادل انرژی را بهبود بخشید. همچنین به نظر می‌رسد که یک دوره خشک کوتاه، تعادل انرژی پس از زایمان و سازگاری شکمبه را در مقایسه با دوره خشکی 60 روزه نیز بهبود می‌بخشد.فرضیه های مختلفی برای توضیح از دست دادن شیر ناشی از کوتاه شدن طول دوره خشکی ارائه شده است، اما به احتمال زیاد به اثرات دوره خشکی بر ترن اور سلولی و جایگزینی سلول های اپیتلیال پستان در حال پیری مربوط می شود. این فرآیند تقریباً در 25 روز کامل می شود، که بنابراین نشان دهنده حداقل طول مورد نیاز دوره خشک است. با این حال، دوره خشک کوتاه یا حذف شده می تواند بر سلامت پستان تأثیر بگذارد. به نظر نمی رسد کوتاه شدن دوره خشکی بر سلامت پستان تأثیر بگذارد، بدون اینکه تأثیر منفی بر احتمال ورم پستان داشته باشد. گاوهایی که به صورت انتخابی در زمان خشک شدن درمان می شوند ممکن است از دوره خشکی طولانی تری بهره مند شوند. در واقع، دوره خشک مرحله مهمی برای درمان IMI است، حتی تحت بالینی (یعنی سطح پایین SCC اما وجود برخی از سویه‌های پاتوژن) زیرا در کنار اثرات آنتی بیوتیکی، پاکسازی فیزیولوژیکی بسیاری از باکتری‌ها در اواسط دوره خشکی وجود دارد.تأثیر تولید شیر بالا در خشکیدر طول دهه های گذشته، بهبود مستمر در مدیریت، تغذیه و ژنتیک باعث بهبود تولید شیر و تداوم شیردهی شده است. با این حال، یکی از عوارض جانبی احتمالی این پیشرفت ها، سطح بالای تولید در زمان خشک شدن است (افزایش 2 تا 3 برابر در 4 تا 5 دهه گذشته)، که انتقال به دوره خشک را چالش برانگیز می کند. نیاز به کاهش تولید شیر قبل از توقف شیردوشی حداقل 70 سال پیش بسیار با اهمیت تشخیص داده شد. در آن زمان ها، خشک کردن تدریجی برای کاهش خطر ورم پستان ناشی از فشار داخل پستانی بالا انجام می شد، اما با گسترش آنتی بیوتیک درمانی در خشکی، به تدریج این روش با خشک کردن ناگهانی جایگزین شد.با این حال، تولید شیر در خشک شدن کمتر از 10 کیلوگرم در روز بود. امروزه تولید در وضعیت خشک کردن به راحتی می تواند از 25 کیلوگرم در روز فراتر رود و استفاده از DCT انتخابی به طور پیوسته در حال افزایش است.   تأثیر خشک کردن ناگهانی بدون آنتی بیوتیک روی گاوی که مقدار زیادی شیر تولید می کند ناشناخته است، اما معمولاً از این روش برای حفظ سلامت و رفاه حیوانات اجتناب می شود. تولید شیر بالا در زمان خشک شدن یکی از دلایل اصلی است که دامداران را به استفاده از آنتی بیوتیک DCT در اتریش و هلند، حتی در گاوهایی با SCC پایین سوق می دهد.در یک مطالعه احتمال ورم پستان بالینی در اوایل شیردهی بیشتر بود (نسبت شانس =79/4) در گاوهایی که در آخرین آزمایش گله بیش از 15 لیتر در روز تولید کردند در مقایسه با گاوهایی که کمتر از 10 لیتر در روز تولید کردند. تولید شیر بالا در هنگام خشک شدن (یعنی در آخرین شیردوشی) منجر به افزایش تجمع شیر در پستان در روزهای بعدی می شود که به نوبه خود باعث افزایش فشار داخل پستانی و افزایش خطر نشت شیر ​​می شود. این عوامل در کنار هم تشکیل پلاگ کراتین را که به عنوان یک لایه محافظ در برابر ورود پاتوژن به کانال سرپستانک عمل می کند را به تاخیر می اندازد.علاوه بر این، نشت شیر در کوارترهای پستانی، احتمال ابتلا به ورم پستان بالینی در مقایسه با کوارترهای شیری که نشت نمی‌کند، 2 برابر بیشتر می کند. بنابراین، تولید شیر بالا در زمان خشک شدن نشان دهنده یک عامل خطر برای ایجاد IMI جدید در طول دوره خشکی است. بر این اساس، دانشمندان احتمال افزایش 77 درصدی IMI محیطی جدید را در زایش برای تولید بیش از 5/12 کیلوگرم در روز در زمان خشک شدن گزارش کردند.همچنین تحقیقات دیگر نشان داد که کوارتر غیر آلوده گاوهایی که بیش از 4/16 کیلوگرم در روز در هفته آخر شیردهی تولید شیر می کنند، 7 برابر بیشتر از گاوهایی که کمتر از 10 کیلوگرم در روز تولید می کردند، شانس ابتلا به آلودگی در گوساله زایی را داشتند. به نظر می رسد بازچرخ پستان در گاوهای پرتولید کندتر و استرس زاتر است، زیرا پاسخ ضد باکتریایی کمتر مؤثر است و فعال شدن سیستم پلاسمین، که در طول بازچرخ مورد نیاز است، کندتر است.پس از خشک شدن، فشار داخل پستانی بالاتر و نشت شیر ​​در گاوهای پرتولید (بیش از 15 کیلوگرم در روز) با افزایش غلظت گلوکوکورتیکوئید در مدفوع مرتبط است که به عنوان معیار غیرمستقیم استرس تفسیر می‌شود . گاوهایی که 25 تا 35 کیلوگرم در روز در زمان خشک شدن تولید می‌کردند، نشانه‌هایی از پریشانی، افزایش سر و صدا، تأخیر در بازچرخ و نوتروفیلی شیر را نشان دادند، در حالی که گاوهایی که کمتر از 14 کیلوگرم در روز شیر تولید می‌کردند، انتقال نرم‌تری به دوره خشک داشتند.در مطالعه دیگری، گاوهایی با تولید شیر بیش از 15 کیلوگرم در روز در طول هفته قبل از خشک شدن، تغییرات متابولیکی شدیدتر و پاسخ التهابی افزایش یافته و طولانی تری در حوالی خشک شدن در مقایسه با گاوهای کم تولید داشتند. تجمع بیش از حد شیر در پستان پس از قطع شیردوشی همچنین می‌تواند باعث درد یا ناراحتی مرتبط با پستان شود، که با کاهش زمان لم دادن در گاوهایی با تولید شیر بالا در هنگام خشک شدن مشاهده می‌شود. بنابراین، راهکارهایی برای کاهش تولید شیر در زمان خشک شدن و اثرات منفی آن مورد نیاز است.نزدیک شدن به رویداد خشک کردن: چگونه تولید شیر را کاهش دهیم؟قطع ناگهانی شیردوشی یک راه حل عملی در مزارع تجاری است اما ممکن است تهدیدی برای سلامت پستان و رفاه حیوانات در گاوهایی باشد که هنوز مقدار زیادی شیر تولید می کنند. بنابراین، برای اطمینان از سلامت پستان، تقویت بازچرخ پستان و بهینه‌سازی پاسخ رفتاری به خشک شدن، هدف حدود ۱۵ کیلوگرم در روز پیشنهاد شده است. روش های خشک کردن متفاوتی برای کاهش تدریجی تولید شیر در اواخر شیردهی پیشنهاد شده است. این روش ها عمدتاً شامل کاهش تدریجی دفعات شیردوشی، تغییر جیره خوراکی یا ترکیبی از آنها می شود. بزرگترین چالش، ایجاد یک روش قطع تدریجی که قادر به کاهش تولید شیر در سطوح ایمن بدون تأثیر نامطلوب بر متابولیسم گاو، عملکرد سیستم ایمنی و رفاه باشد.به خصوص در DCT انتخابی، استفاده از Sealant داخلی پستانک توصیه می شود. عملکرد Sealant پستانک این است که بلافاصله پس از خشک شدن کانال پستانک را می بندد و از ورود باکتری ها جلوگیری می کند. استفاده از آن در خشک کردن اثر محافظتی بر توسعه IMI، هم به تنهایی و هم در ترکیب با درمان آنتی بیوتیکی دارد. در گاوهای پرتولید، Sealant پستانک ممکن است مفیدتر باشند. این حیوانات دارای فشار داخل پستانی بالاتر، تاخیر در تشکیل پلاگین کراتین، افزایش احتمال نشت شیر ​​هستند و بنابراین، شرایط مطلوب تری برای توسعه IMI دارند، که می تواند با استفاده از Sealant پستانک بهبود یابد.شیردوشی را می توان به طور ناگهانی یا تدریجی متوقف کرد. قطع تدریجی شیر را می توان با کاهش دفعات شیردوشی یا شیردوشی متناوب انجام داد. استراتژی اول شامل تغییر از برنامه معمول شیردوشی روزانه × 3 یا ×  2به ×  1 حدود یک هفته قبل از خشک شدن است یا می تواند از طریق شیردوشی متناوب نیز اعمال شود (به عنوان مثال، × 1 دوشش در روز در روز 1، 2، 3 و سپس خشک کردن در روز 5 ). از طریق این استراتژی می توان به کاهش 40 درصدی در تولید شیر دست یافت. کاهش دفعات شیردوشی به دلیل تجمع طولانی مدت شیر ​​در پستان بین دوشش ها، سنتز شیر را مهار می کند و آپوپتوز را توسط محرک های موضعی ترویج می کند. نگرانی اصلی در مورد این عمل افزایش فشار داخل پستانی است که می تواند بر راحتی گاو تأثیر بگذارد و منجر به نشت شیر ​​شود. مورد دوم یک عامل خطر برای IMI است. در نظر گرفتن این نکته مهم است که در طول هفته منتهی به خشک شدن، شیر هنوز به طور فعال تولید می شود و ممکن است احتقان را تشدید کند و همچنین منجر به آسیب بافتی و درد شود. در عین حال، گاوها، به ویژه اگر تولید بالایی داشته باشند، انگیزه قوی برای دوشیدن دارند و تغییر ناگهانی روال آنها (به عنوان مثال، قطع ناگهانی شیردوشی) می تواند پیامدهای منفی بر رفاه داشته باشد.  برخی محققین گزارش کردند که  گاوهایی که به طور ناگهانی خشک می شوند، زمان ایستادن در ساعات معمول شیردوشی پس از خشک شدن را افزایش داده است و انگیزه آنها برای دوشیدن را بیشتر می کند. علاوه بر این، به نظر می‌رسد که در تولید بالا وقتی خشک کردن انجام می‌شود، به طور ناگهانی سفتی و درد پستان افزایش می‌ یابد.چندین استراتژی خوراکی با شدت های متنوع در سال های اخیر نیز آزمایش شده است. محدودیت خوراک می تواند شامل تغییر در مقدار جیره ارائه شده (یعنی محدود کردن مقدار مصرفی) یا تغییر در چگالی انرژی جیره (به عنوان مثال، کاهش گنجاندن کنسانتره در جیره، رقیق کردن TMR شیردهی با کاه، یا فقط تغذیه علوفه باشد. کاهش تولید شیر قابل دسترس به شدت محدودیت بستگی دارد که از 40 تا 60 درصد متغیر است. کاهش مقدار انرژی (و حتی AA) موجود از جیره خوراکی می تواند تولید را در چند روز کاهش دهد. محدودیت خوراکی مشخص همچنین باعث تغییرات هورمونی عمیق با کاهش انسولین در گردش خون، IGF-1، لپتین و پرولاکتین، و افزایش غلظت هورمون رشد، پروژسترون و کورتیزول، ارتقاء حالت کاتابولیک و هدایت مجدد مواد مغذی به اندام های حیاتی، مشابه آنچه در اوایل شیردهی اتفاق می افتد، می شود.علاوه بر این، تغییرات در IGF-1 و پرولاکتین، همراه با کاهش جریان خون پستان و جذب مواد مغذی، می تواند نشان دهنده یک بازچرخ پستانی پیش بینی شده باشد، همانطور که توسط تغییرات ذکر شده در شیر و ترکیب ترشح پستان حمایت می شود. با این حال، اگر محدودیت بیش از حد شدید باشد، گاوها نشانه‌هایی از گرسنگی را نشان می‌دهند و سروصداها افزایش می‌ یابد، که نشان دهنده اختلال در رفاه دام است. بعلاوه، گاوهایی که تحت یک محدودیت غذایی مشخص تری در دوده خشک شدن قرار گرفتند، کورتیزول پلاسما، نشانگر اولیه استرس، را افزایش دادند. علاوه بر این، کاهش ناگهانی انرژی دریافتی، در دسترس بودن گلوکز، منبع اصلی انرژی سلول‌های ایمنی فعال شده را کاهش می‌دهد، و غلظت خون BHB و NEFA را افزایش می‌دهد، که به عنوان اثرات مهاری بر لکوسیت ها شناخته شده است. در واقع، تکثیر PBMC و تولید IL-4 در گاوهایی که قبل از خشک شدن فقط با یونجه تغذیه شده بودند کاهش یافت. یک سیستم ایمنی فعال و کارآمد در این مرحله، برای ارتقای فرورفتگی پستان و جلوگیری از IMI جدید، حیاتی است.اثرات طولانی مدت محدودیت خوراک و کاهش حجم شیر در زمان خشک شدن بر بهره وری در شیردهی بعدی هنوز نامشخص است. به طور کلی، مقادیر بالاتر شیر تولید شده در روز آزمایش نهایی با SCC بالاتر در شیردهی بعدی همراه بود. برخی دانشمندان هیچ اثر انتقالی بر تولید شیر در تغذیه مجدد در گاوهای اواسط شیردهی که خوراک محدود شده بودند، علیرغم نرخ بالای لایه برداری سلول های اپیتلیال پستانی مشاهده نکرد. انواع مختلف عوامل استرس زا در اوایل دوره خشکی می توانند اثرات پایدار داشته باشند.استرس گرمایی در اوایل دوره خشکی می‌تواند تولید شیر را در شیردهی بعدی، به عنوان یک نتیجه از فرآیند بازچرخ پستان به خطر بیاندازد. علاوه بر این، اثرات درجه معینی از سوء تغذیه در این مرحله از بارداری بر فرزندان نامشخص است. عوامل استرس زا در طول دوره خشک اولیه شناخته شده است که بر عملکرد فرزندان تأثیر می گذارد. بنابراین، محدودیت شدید خوراک (چه از نظر کیفی و چه کمی) در این مرحله می تواند یک شمشیر دولبه باشد، با اثرات مثبت کوتاه مدت احتمالی بر روی بازچرخ و گرفتگی پستان، اما اثرات طولانی مدت ناشناخته بر روی گاو و گوساله.ترکیب کاهش دفعات شیردوشی و محدودیت تغذیه بهترین نتایج را در اکثر مطالعات گزارش شده است. این 2 استراتژی افزایشی هستند، اما آنها به طور موثر از طریق مکانیسم های بازخورد مختلف، عملکرد را کاهش می دهند. محدودیت خوراک با کاهش عرضه گلوکز به غده پستانی، از طریق کاهش بیان ژن ناقل گلوکز در سلول‌های اپیتلیال پستان مرتبط است، در حالی که دوشیدن یک بار در روز باعث کاهش بیان α-LA و κ-CN، کاهش سنتز شیر و لاکتوز و کاهش جذب گلوکز می‌شود. گاوهایی که در هفته قبل از خشک شدن× 1 با محدودیت غذایی متوسط ​​دوشیده بودند، 10 کیلوگرم (40 درصد) کاهش در تولید شیر داشتند، همراه با چربی شیر، پروتئین و SCC بالاتر، که زمان نشخوار روزانه را در مقایسه با قبل از خشک کردن افزایش دادند. جالب اینجاست که در این دوره گلوکز پلاسما بالاتر و BHB کمتری نیز داشتند.  این نتایج نشان می‌دهد که کاهش دفعات شیردوشی باعث کاهش جذب گلوکز پستانی می‌شود، که با کاهش خفیف انرژی جیره خوراکی جبران نمی‌شود، بنابراین اثرات منفی سوء تغذیه (به عنوان مثال، غلظت BHB) را محدود می‌کند.به طور خلاصه، رویکرد تغذیه ممکن است از نظر کاهش عملکرد موثرتر باشد، اما هر دو روش عوارض جانبی خود را دارند. با کاهش خوراک، تولید با کاهش در دسترس بودن مواد مغذی به غده پستانی به جای مکانیسمی که شامل افزایش فشار پستان و کاهش جذب گلوکز پستان است، کاهش می‌یابد. با این حال، محدود کردن مصرف، انگیزه تغذیه و سرو صداها را افزایش می‌دهد که نشانه‌های گرسنگی هستند. از سوی دیگر، محدودیت خوراک پاسخ‌های مرتبط با پستان را بهبود می بخشید (یعنی کاهش پاسخ اجتنابی به تحریکات پستان)، که نشان دهنده کاهش احتمال تجربه درد یا ناراحتی در سطح پستان همراه با کاهش مصرف مواد مغذی است. در مقابل، دوشش یک بار در روز می تواند باعث نشت شیر ​​قبل از خشک شدن شود، به طوری که نسبت بیشتری از گاوها در مقایسه با گاوهایی که دو بار دوشیده شده، نشتی نشان می دهند و می تواند راحتی گاو را نیز مختل کند. با این وجود، اگر سطح تغذیه همراه با شیردوشی کاهش یابد، هیچ تفاوتی در گرفتگی پستان و نشت شیر ​​پس از خشک کردن، در کنار فواید بر تعادل انرژی مشاهده نشد.سایر روش‌های ممکن شامل درمان‌هایی است که هدفشان مهار ترشح پرولاکتین، ترویج انفولاسیون یا کاهش مصرف خوراک است. درمان با بولوس اسیدوژنیک، با هدف کاهش مصرف، توانایی کاهش موثر تولید شیر را نشان نداد، در حالی که مهارکننده‌های پرولاکتین و هیدرولیزات کازئین، در صورت تزریق قبل یا در زمان خشک کردن، باعث افزایش بازچرخ پستان می‌شوند. هیدرولیز کازئین یک تنظیم کننده موضعی عملکرد غدد پستانی است و باعث از بین رفتن یکپارچگی اتصالات محکم می شود. تزریق آن به پستان باعث تغییراتی در ترشحات پستان می شود که مشابه ترشحات ناشی از اینولوشن (افزایش سطح سدیم و پتاسیم، ایمونوگلوبولین ها و لاکتوفرین)، و باعث ایجاد پاسخ التهابی موضعی می شود که اثرات مثبتی بر پیشگیری از IMI و میزان درمان ورم پستان تحت بالینی در دوره خشکی و تولید شیر در شیردهی بعدی دارد. پرولاکتین هورمونی است که باعث افزایش شیردهی می شود و مهار آن باعث کاهش سنتز شیر می شود.علاوه بر این، کاهش تولید شیر تنها با کاهش محدودیت در مصرف خوراک و بدون اختلالات متابولیکی به دست آمد که باعث ایجاد یک اثر محافظتی در برابر چالش استرپتوکوک آگالاکتیه شد. یک بار تزریق کابرگولین در زمان خشک شدن نیز خطر نشت شیر ​​را کاهش می دهد، حتی اگر باعث کاهش مصرف خوراک برای تقریباً 24 ساعت روز بعد از تزریق شود. بنابراین، تزریق بازدارنده پرولاکتین ممکن است راه حل مناسبی برای کاهش تولید شیر و ترویج بازچرخ باشد.نتیجه گیریخشک شدن یک رویداد مهم در بازچرخ شیردهی است که زمینه را برای یک دوره خشک سالم فراهم می کند. متوسط ​​تولید شیر در خشکی در سالهای اخیر افزایش یافته است و تهدیدی برای پیامدهای مثبت دوره خشکی است. روش های متعددی برای کاهش تولید قبل از قطع شیردوشی پیشنهاد شده است، از جمله محدودیت خوراک، شیردوشی تدریجی و مهارکننده های پرولاکتین. همه راهبردهای پیشنهادی می توانند برای گاوها فوایدی داشته باشند، اما به طور همزمان دارای عوارض جانبی هستند. با این وجود، به نظر می رسد کاهش تولید شیر قبل از خشک شدن برای گاوهایی با تولید بالا در پایان شیردهی (بیش از 15 کیلوگرم در روز) ضروری است و هنگام استفاده از روش های انتخابی DCT باید مراقبت ویژه ای صورت گیرد. بنابراین، توسعه راه کارهای جدی و جایگزین برای خشک کردن گاوهای پرتولید، بدون عوارض جانبی، همچنان مورد نیاز است.</description>
                <category>مستانه</category>
                <author>مستانه</author>
                <pubDate>Wed, 20 Nov 2024 22:07:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جیره نویسی گاو شیری، کامل ترین راهنمای جیره نویسی</title>
                <link>https://virgool.io/@mastanee/%D8%AC%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%DA%AF%D8%A7%D9%88-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-twuoi2pfskjv</link>
                <description>جیره نویسی گاو شیری یک دانش پیچیده ی چندوجهی است که توسط کارشناسان متخصص تغذیه نشخوارکنندگان انجام می شود. یک جیره غذایی عبارت است از فرمولی از مواد خوراکی قابل استفاده در دام که به تناسب در کنار یکدیگر موجب عملکرد بهینه دام می شوند. در این مقاله قصد داریم آشنایی اولیه درباره دانش جیره نویسی دام و برخی اصطلاحات رایج در آن داشته باشیم. با ما همراه باشید.
جیره گاو شیریگاوهای شیری به دلیل تولید شیر خوش طعم و با حجم زیاد، از جمله دام های پرورشی محبوب در سطح جهان هستند. فرایند اصلاح نژاد، باعث شده است آن ها احتیاجات غذایی دقیق و حساسیت بالایی داشته باشند. از این رو برنامه تغذیه ای آن ها باید توسط یک متخصص تغذیه دام نوشته شود. در هنگام تنظیم جیره گاو شیری باید به نکاتی از جمله موارد زیر توجه کرد:تامین احتیاجات دام در مقطع تولیدی خاص،ابعاد مختلف تغذیه ای مواد غذایی،اثرات متقابل خوراک ها در شکمبه و بدن دام،شرایط اقتصادی تولیدپیش از این در راهنمای اصول تغذیه دام مفاهیم ابتدایی در رابطه با تغذیه دام را مطرح نمودیم که پیشنهاد می شود پیش از شروع مطالعه این مقاله آن را به دقت مرور نمایید.نرم افزارهای جیره نویسی گاو شیریامروزه نرم افزارهای مختلفی برای جیره نویسی گاوهای شیری طراحی و ارائه شده اند. اساس کار این نرم افزارها داده های برآمده از کارهای تحقیقاتی است که مدل سازی شده اند. هر یک از این نرم افزارها شیوه کار مربوط به خود را دارند که می توان با شرکت در دوره های اختصاصی یا مطالعات بیشتر کار کردن با آن ها را آموخت. نرم افزار های NRC،ARC، Spartan، AMTS، UFFDA، Amino Cow، FAO، CNCPS و … از جمله نرم افزارهایی هستند که می توان با آن ها جیره های گاو شیری را تنظیم نمود.احتیاجات غذایی گاو شیریاحتیاجات غذایی گاو شیری میزان نیاز روزانه گاو به هر یک از مواد مغذی از قبیل آب، منابع انرژی، پروتئین ها، ویتامین ها و مواد معدنی است. همچنین گاوهای شیری (و به طور کلی دام ها) احتیاجات فیزیکی خوراک را نیز دارند. چرا که شکل فیزیکی خوراک نقش مهمی در عملکرد گوارش، هضم و جذب و به طور کلی سلامت گاو شیری دارد. در واقع گاوهای شیری باید روزانه میزان مشخصی از خوراک خود را به شکل فیبری یا خشبی تامین کنند؛ چرا که طبیعت آن ها نشخوارکننده است.تولید شیر با کیفیت بالا از گاوهای شیری سالم با تغذیه و مدیریت گوساله شروع می شود. از طریق تغذیه و مدیریت صحیح، تلیسه شیری به یک گاو شیری با تولید بالا تبدیل می‌شود که می‌تواند پتانسیل ژنتیکی خود را تولید کند. با ارائه یک جیره خوراکی ثابت به گاوها بر اساس عملکرد آنها همراه با آسایش و تولید شیر کافی، رشد و عملکرد کلی باید بهینه شود. بهینه سازی تولید شیر منجر به تبدیل کارآمدتر خوراک به شیر، در نتیجه افزایش استفاده از مواد مغذی، کاهش ضایعات و کمک به حفظ یک صنعت گاو  شیری پایدار می شود. جهت اطلاع بیشتر در زمینه جیره نویسی گاو شیری پر تولید میتوانید به مطلب زیر مراجعه نمایید.آنالیز خوراک دامآنالیز خوراک های دام به طور تقریبی در جداول و منابع علمی وجود دارد. اما با توجه به اینکه بسته به شرایط کشت، نوع واریته، روش های عمل آوری و… امکان تغییر در آنالیز خوراک ها وجود دارد، لازم است قبل از خرید، آنالیز مواردی نظیر رطوبت، پروتئین، انرژی، خاکستر، کلسیم و…، علاوه بر موارد بهداشتی از تامین کننده گرفته شود. در غیر این صورت بهتر از قبل از گنجاندن اقلام در جیره آنالیز مواد مغذی انجام شود.ماده خشک خوراک یا Dry Matterاگرچه آب سهم زیادی در عملکرد مناسب بدن هر موجود زنده ای دارد، اما در جیره نویسی، خوراک ها باید بدون احتساب رطوبت در فرمول قرار بگیرند. چرا که آنالیز ترکیبات بر اساس ماده خشک خوراک اندازه گیری می شود.مصرف خوراک ماده خشک در گاو شیری یا Dry Matter Intakeمصرف خوراک در گاو شیری، همانطور که گفته شد، به صورت ماده خشک بیان می شود. مصرف ماده خشک در گاو شیری تابع مسائل متعددی از قبیل وزن بدن، سن، مقطع شیردهی، جیره خوراک مصرفی، شرایط محیطی، سلامت عمومی بدن و… است. ممکن است یک گاو شیری در اوایل زایمان نتواند ماده خشک زیادی را مصرف نماید. در حالی که تولید شیر آن به طور فزاینده ای شروع شده است. در این میان جیره نویس باید بتواند خوراک را طوری تنظیم کند که دام بتواند احتیاجات مورد نیاز خود را تامین کند. اما در اواسط شیردهی مصرف ماده خشک گاو به حداکثر خود می رسد و پس از آن با افت تولید در اواخر شیردهی، مصرف خوراک نیز کاهش می یابد.نسبت علوفه به کنسانتره در گاو شیرینسبت علوفه به کنسانتره در تغذیه گاو شیری یکی از اولین مفاهیم تنظیم جیره ها می باشد. کنسانتره به معنای مخلوطی از غلات و کنجاله های پروتئینی به علاوه مکمل ها و افزودنی های خوراک است و علوفه به معنی مواد خشبی و با اندازه فیزیکی بزرگ است. معمولا این مقدار به میزان تولید گاو، مصرف خوراک دام، مرحله شیردهی و کیفیت علوفه های در دسترس بستگی دارد. به عنوان مثال جیره گاوهای پرتولید و اوایل زایمان به ترتیب به علت احتیاجات غذایی بالا و مصرف خوراک پایین، کنسانتره سهم بالاتری (حتی تا حدود 70 درصد کل ماده خشک مصرفی) را به خود اختصاص می دهد. اما اگر تولید شیر پایین باشد یا گاو در مرحله خشکی قرار داشته باشد، ممکن است سهم علوفه بیشتر باشد.تامین فیبر کافی برای دام های نشخوارکننده جهت سلامت دستگاه گوارش ضروری است. برای آشنایی کامل با مفاهیم این موضوع می توانید به مقاله نقش فیبر در تغذیه دام مراجعه نمایید.توجه به شکمبه در جیره نویسی گاو شیریگاو شیری یک حیوان نشخوارکننده است. این مسئله تنها به خاطر مصرف علوفه نیست، بلکه این دام توانایی خارق العاده ای در بازتولید مواد مغذی مورد احتیاج از مواد بی کیفیت از نظر تغذیه ای دارد. محیط شکمبه در واقع یک کارخانه میکروبی است که مواد وارد شده را تجزیه کرده و به ترکیبات به مراتب با کیفیت تر تبدیل می کند. بخش بیشتر مواد غذایی مختلف (کربوهیدرات ها و پروتئین ها) در شکمبه تجزیه شده و میکروارگانیسم ها جهت رشد خود از آن ها استفاده می کنند. لاشه میکروارگانیسم ها به عنوان ماده مغذی در روده جذب شده و بخشی از احتیاجات پروتئینی بدن دام را تامین می کنند. کربوهیدرات ها نیز پس از تخمیر تبدیل به اسیدهای چرب فرار نظیر استیک، پروپیونیک و بوتیریک شده که عمدتا از دیواره شکمبه جذب خون شده و نیازهای انرژی حیوان را تامین می کنند.باید توجه داشت که راندمان بهینه در تولید پروتئین میکروبی، تخمیر و سلامت شکمبه دام مستلزم توجه به قابلیت هضم بخش های پروتئینی و کربوهیدراتی در شکمبه است. منبع انرژی باکتری های شکمبه کربوهیدرات ها و اسکلت کربنی پروتئین ها است. چربی ها به عنوان منبع انرژی توسط باکتری های شکمبه مورد استفاده قرار نمی گیرند؛ هرچند ممکن است بخشی از آن ها برای ساخت غشای سلولی باکتری ها مورد استفاده قرار گیرند.برخی از ویتامین ها نظیر ویتامین K و ویتامین b12 نیز در شکمبه گاو توسط میکرو ارگانیسم ها تولید می شوند.پروتئین قابل هضم و پروتئین عبوری در شکمبهRUP و RDP که به ترتیب پروتئین عبوری و پروتئین قابل هضم در شکمبه هستند، در واقع ویژگی یک ماده خوراکی نیستند، بلکه شاخص اندازه گیری شده تقریبی بوده و تابع شرایط جیره، میزان مصرف خوراک دام، نوع دام، شرایط فراوری و… می باشند. پروتئین عبوری بخشی از پروتئین است که در شکمبه تجزیه نشده و به روده می رسد. پروتئین قابل هضم بخشی از پروتئین است که توسط میکروب های شکمبه تخمیر و تبدیل به پپتیدها، آمینواسیدها، اسکلت کربنی و آمونیاک می شود.نتیجه گیریجیره نویسی گاو شیری، علمی پیچیده و تخصصی است که با هدف تامین نیازهای غذایی و حفظ سلامت دام‌ها توسط کارشناسان تغذیه دام انجام می‌شود. استفاده از نرم‌افزارهای جیره نویسی و رعایت اصول تغذیه‌ای، مانند نسبت علوفه به کنسانتره و اهمیت شکمبه، برای بهینه‌سازی تولید شیر و حفظ سلامت گاوهای شیری ضروری است. با بهره‌گیری از این دانش، می‌توان نیازهای تغذیه‌ای روزانه دام‌ها، شامل پروتئین‌ها، ویتامین‌ها، مواد معدنی و فیبر، را به بهترین نحو تامین کرد و به دستیابی به حداکثر بازده در تولید شیر کمک نمود.</description>
                <category>مستانه</category>
                <author>مستانه</author>
                <pubDate>Wed, 20 Nov 2024 22:02:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سیستم عصبی زنبور عسل: از ساختار مغز تا توانایی‌های شناخت</title>
                <link>https://virgool.io/@mastanee/%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%B9%D8%B5%D8%A8%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%B1-%D8%B9%D8%B3%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%BA%D8%B2-%D8%AA%D8%A7-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA-d4ujjkswhgud</link>
                <description>مقدمهوقتی به زنبورها فکر می‌کنیم، شاید به ذهنمان تصاویری از آن‌ها در حال گشت‌وگذار بین گل‌های رنگارنگ یا سر زدن به پیک‌نیک‌هایمان بیاید. اما زنبورها در ابعاد و شکل‌های گوناگونی وجود دارند که شگفتی‌های طبیعی زیادی را به نمایش می‌گذارند. از کوچک‌ترین زنبور جهان، پریدیتا که در بیابان‌های آمریکای شمالی یافت می‌شود و طولی کمتر از ۲ میلی‌متر دارد، تا بزرگ‌ترین زنبور جهان، زنبور غول‌پیکر والاس در اندونزی با طول ۳۸ میلی‌متر و بال‌هایی به عرض ۶.۴ سانتی‌متر، هر کدام دنیای متفاوتی از شگفتی‌ها را در خود نهفته دارند.اما با تمام این تنوع، هر زنبور باید سیستم عصبی پیچیده‌ای را در فضای کوچک سر خود جای دهد؛ جایی که چشم‌ها، عضلات، غدد، مری و مهم‌تر از همه، مغزی بی‌نظیر همگی برای فشرده شدن در کپسول سر رقابت می‌کنند. همین ساختار پیچیده است که قدرت پردازش و رفتارهای شناختی آن‌ها را شکل می‌دهد. مغز زنبورها، متناسب با گونه و اندازه، رازهایی شگفت‌انگیز در خود نهفته دارد که موجب رفتارهای اجتماعی، توانایی‌های یادگیری و حتی حافظه کوتاه‌مدت آن‌ها می‌شود. در این مقاله، نگاهی عمیق‌تر به سیستم عصبی زنبور عسل خواهیم داشت و از ساختار مغز تا قدرت‌های شناختی آن‌ها پرده برمی‌داریم.۱. دگردیسی و رشد زنبورهازنبورها در طول زندگی خود چندین مرحله را طی می‌کنند که هر کدام با ویژگی‌ها و وظایف خاصی همراه است. آن‌ها به طرز شگفت‌انگیزی دو موجود متفاوت را در یک بدن جای می‌دهند، به‌طوری‌که هر مرحله از دیگری کاملاً غیرقابل تشخیص است. این تنوع، به دلیل بیان فنوتیپ‌های مختلف درون یک ژنوتیپ واحد، پایه و اساس سازگاری شگفت‌انگیز زنبورها را در طول ۴۰۰ میلیون سال تاریخ تکاملی خود رقم زده است. در مراحل لاروی، زنبورها بر تغذیه و رشد تمرکز دارند؛ اما در مرحله بلوغ، وظایف تغذیه، تولیدمثل و پراکندگی را به عهده می‌گیرند. این تنوع فنوتیپی که با نام پلی‌فنیسم شناخته می‌شود، از عوامل اصلی موفقیت گسترده حشرات است.۲. نرهای جنگجو: شکارچیان عاشقدر برخی از گونه‌های زنبور، نرهایی وجود دارند که به شکل جنگجو درآمده‌اند و برای جفت‌گیری با ماده‌های پنهان در زیر زمین، از قدرت تشخیص بوی قوی برخوردارند. این نرها با سایر نرها رقابت می‌کنند و حتی گاهی برای جفت‌یابی دست به نبردی تا سرحد مرگ می‌زنند. جالب است بدانیم که این نرهای جنگجو، بزرگ‌تر از ماده‌های هم‌نوع خود و حتی نرهای معمولی هستند. در مقابل، نرهای کوچک‌تر به جای جنگیدن، استراتژی دیگری را انتخاب کرده و در نزدیکی گل‌ها و جایی که نرهای بزرگ‌تر حضور دارند، به دنبال ماده‌های جفت‌نشده می‌گردند. احتمالاً این استراتژی متفاوت در رفتار جفت‌یابی، به تفاوت در ساختار مغز و الگوهای گسترش عصبی آن‌ها بازمی‌گردد.۳. بررسی مغز: تفاوت‌های ساختاری نرهای جنگجو و معمولیمقایسه مغز نرهای جنگجو و نرهای معمولی زنبور، نکات جالبی را آشکار می‌کند. نتایج مطالعات نشان می‌دهد که نرهای جنگجو، علی‌رغم داشتن جثه بزرگ‌تر، مغزهای نسبتاً کوچک‌تری نسبت به اندازه بدن خود دارند. به عبارت دیگر، این نرهای بزرگ‌تر با مغزهای کوچکی که توانایی شگفت‌انگیزی در تشخیص بوهای شیمیایی دارند، برای انجام وظایف خاص خود سازگار شده‌اند.۴. آلومتری و اندازه مغز: یک رابطه غیرعادیآلومتری، علمی است که رابطه اندازه بدن با شکل را بررسی می‌کند. ایزومتری وضعیتی است که در آن بخش‌های بدن به طور متناسب با هم رشد می‌کنند. در برخی حشرات، مقیاس‌بندی‌ها به طرز عجیبی غیرمعمول است، مانند مورچه‌های سرباز که آرواره‌های عظیمی نسبت به بدن خود دارند. در زنبورهای نر جنگجو، آلومتری نشان می‌دهد که بخش‌های بدن به شکلی غیرعادی مقیاس می‌شوند. این یافته نشان می‌دهد که برای موفقیت در وظایف خاص، داشتن سر یا مغز بزرگ‌تر الزامی نیست.نگاهی به ساختار مغز: از انسان تا زنبور عسلبرای بررسی بهتر سیستم عصبی زنبور عسل، درک مختصری از مغز انسان به ما کمک می‌کند. مغز انسان با ساختاری پیچیده و وظایف گسترده، قادر به پردازش‌های چندلایه مانند تفکر، حافظه و تصمیم‌گیری است. اما در زنبور عسل، مغز بسیار کوچکتر و با تمرکز بر وظایف حیاتی طراحی شده است. این ساختار، که شامل سه لوب اصلی است، امکان پردازش سریع اطلاعات ضروری برای جهت‌یابی، تشخیص بویایی، و رفتارهای اجتماعی را فراهم می‌کند.مغز زنبور عسل با ساختار نسبتاً ساده و پر از نورون‌های فشرده، به گونه‌ای طراحی شده که کارایی بالایی برای بقا و هماهنگی در کلنی داشته باشد. این سیستم عصبی که در تعامل با گره‌های عصبی بیشتر مسئول کنترل حرکات و پردازش محرک‌های خارجی است، به زنبور اجازه می‌دهد که در هماهنگی با سایر زنبورها به فعالیت‌های دقیق و جمعی بپردازد.آشنایی با یک نورونشباهت‌های نورون‌های زنبورها و انسان‌هانورون‌های زنبورها و انسان‌ها (سلول‌های عصبی) به طور اساسی مشابه بوده و دارای اجزا و عملکردهای یکسان هستند. نورون‌ها سلول‌هایی هستند که قابلیت تحریک الکتریکی دارند و با دیگر سلول‌ها در نقاط ویژه‌ای به نام سیناپس‌ها ارتباط برقرار می‌کنند.انواع نورون‌ها در زنبور عسلدر سیستم عصبی زنبور عسل، که به عنوان یکی از پیچیده‌ترین سیستم‌های عصبی در میان حشرات شناخته می‌شود، سه نوع اصلی نورون وجود دارد که هر یک وظیفه خاصی را بر عهده دارند. این نورون‌ها با همکاری یکدیگر، به زنبورها اجازه می‌دهند تا به طور مؤثر با محیط خود تعامل کنند و رفتارهای پیچیده‌ای را از خود نشان دهند.نورون‌های حرکتینورون‌های حرکتی به عنوان فرماندهان حرکتی زنبور عسل عمل می‌کنند. این نورون‌ها سیگنال‌هایی را از مغز و نخاع دریافت کرده و به عضلات منتقل می‌کنند، که در نتیجه انقباضات عضلانی و حرکات مختلف زنبور را کنترل می‌کند. این نورون‌ها برای انجام کارهایی همچون پرواز، جمع‌آوری شهد و دفاع از کندو حیاتی هستند و به زنبورها کمک می‌کنند تا به سرعت و به دقت واکنش نشان دهند.نورون‌های حسینورون‌های حسی، به عنوان حسگرهای زنبور عسل، در اندام‌های حسی مانند شبکیه چشم و سایر حسگرها قرار دارند. این نورون‌ها به محرک‌های محیطی مانند لمس، صدا و نور پاسخ می‌دهند و اطلاعات را به مغز یا نخاع ارسال می‌کنند. توانایی شناسایی دقیق محیط اطراف به زنبورها این امکان را می‌دهد که به‌طور مؤثری منابع غذایی را پیدا کنند و در ارتباطات اجتماعی با سایر زنبورها شرکت کنند.نورون‌های رابطنورون‌های رابط به عنوان پل‌های ارتباطی بین نورون‌ها عمل کرده و اطلاعات را درون مغز و نخاع منتقل می‌کنند. این نورون‌ها نقش حیاتی در پردازش اطلاعات و ایجاد پاسخ‌های مناسب به محرک‌های مختلف دارند.این همکاری بین انواع مختلف نورون‌ها به زنبورها اجازه می‌دهد تا با محیط خود به طور مؤثر تعامل کنند و رفتارهای پیچیده‌ای را از خود نشان دهند.ساختار نورون‌ها در میکروسکوپنورون‌ها به عنوان ساختارهای پیچیده و زیبا در میکروسکوپ‌ها نمایان می‌شوند. مقاطع میکروسکوپی از بافت مغز که به‌درستی رنگ‌آمیزی شده‌اند، نورون‌های جداگانه، آکسون‌ها و دندریت‌ها را به وضوح نمایش می‌دهند. هر نورون دارای جسم سلولی بزرگی است که حاوی هسته و ارگانل‌های معمولی مانند میتوکندری و دستگاه گلژی است.آکسون‌ها و سرعت انتقال سیگنالاز جسم سلولی، یک زائده بلند و نازک به نام آکسون خارج می‌شود. آکسون از سلول‌هایی تشکیل شده که به صورت زنجیره‌ای به هم متصل و با یک غلاف میلین پوشیده شده‌اند. این غلاف، سرعت انتقال سیگنال‌ها را افزایش می‌دهد و اجازه می‌دهد سیگنال‌ها به طور مؤثرتری از نورون به نورون دیگر منتقل شوند. آکسون‌ها می‌توانند بسیار بلند باشند؛ به عنوان مثال، آکسون‌هایی که از قسمت‌های پایینی بدن زنبور عسل به مغز می‌رسند، به سرعت سیگنال‌ها را منتقل می‌کنند و این انتقال سریع برای واکنش‌های فوری زنبور به محرک‌های محیطی ضروری است.پتانسیل عمل و سیگنال‌های الکتریکیسیگنال‌های الکتریکی در سطح سلولی از طریق کانال‌های یونی با ولتاژ-در کنترل ایجاد می‌شوند. این سیگنال‌ها، به نام پتانسیل‌های عمل، از طریق یون‌های مثبت (سدیم، پتاسیم، کلسیم) یا منفی (کلرید) در طول آکسون‌ها حرکت می‌کنند. اولین بار در سال ۱۹۳۷، خواص الکتریکی سلول‌های عصبی در آکسون‌های بزرگ ماهی مرکب دریایی توسط جان یانگ مطالعه شد. این آکسون‌ها به‌طور خاص برای واکنش سریع در برابر شکارچیان طراحی شده‌اند و درک انتقال سیگنال‌ها در مغز زنبور عسل را ممکن می‌سازند.تحریک نورون‌هامحرک‌های مختلف می‌توانند باعث شوند یک سلول عصبی &quot;شلیک&quot; کند و پتانسیل عملی ایجاد کند که در طول آکسونش حرکت کرده و از سیناپس‌ها به نورون بعدی منتقل شود. این فرآیند تحت تأثیر فشار، کشش و پیام‌رسان‌های شیمیایی قرار دارد. در سیناپس‌ها، مولکول‌های پیام‌رسان عصبی مانند استیل‌کولین و سروتونین آزاد می‌شوند و به گیرنده‌های سلول بعدی متصل می‌شوند. این ارتباطات الکتروشیمیایی پایه‌گذار واکنش و پاسخ‌دهی زنبورها به دنیای خارج است.ساختار سه‌بعدی مغز زنبور عسلدر بررسی دقیق مغز زنبور عسل، ساختار سه‌بعدی مغز و بخش‌های آن نشان‌دهنده ویژگی‌های خاص آن است. مغز زنبور از سه گانگلیون جنینی جوش‌خورده تشکیل شده است که به‌عنوان سه بخش اصلی شناخته می‌شوند. پروتوسربروم، که به لوب‌های بینایی متصل است، اطلاعات بصری را از چشم‌های مرکب زنبور دریافت می‌کند. این چشم‌ها شامل پنج هزار سلول جداگانه به نام اوماتیدیا هستند که در تشخیص الگوهای نوری و حرکت کمک می‌کنند. اعصاب بینایی به لوب‌های بینایی می‌روند و به زنبورها اجازه می‌دهند تا در محیط‌های پیچیده پرواز کنند و با دقت به سمت منابع غذایی حرکت کنند.شناسایی رایحه‌ها و نشانه‌های شیمیاییدوتوسربروم ورودی عصبی از لوب‌های آنتنی را دریافت کرده و به زنبورها این امکان را می‌دهد که رایحه‌ها و نشانه‌های شیمیایی محیط را شناسایی کنند. این توانایی در جستجوی غذا و ارتباط با دیگر زنبورها حیاتی است. تریتوسربروم عصب‌دهی به بخش‌های دهانی و لب‌های زنبور را انجام می‌دهد و در کنترل حرکات دقیق در هنگام جمع‌آوری شهد نقش دارد.سیستم عصبی زنبور عسل: پیوندی اساسی با بقا و تعامل اجتماعیسیستم عصبی زنبور عسل نه‌تنها در تنظیم رفتارهای فردی و حیاتی مانند تغذیه و حرکت نقش دارد، بلکه مسئول هماهنگی میان اعضای کلنی و ارتباطات داخلی آن‌ها نیز می‌باشد. به‌واسطه پیچیدگی‌های زیستی و رفتاری این حشره، مطالعه سیستم عصبی زنبور عسل می‌تواند درک عمیق‌تری از عملکرد مغز در گونه‌های دیگر را فراهم کند.ساختار کلی سیستم عصبی زنبور عسلزنبور عسل، مانند دیگر حشرات، دارای سیستم عصبی‌ای است که از مغز و طناب عصبی شکمی تشکیل شده است. مغز این حشره از سه بخش اصلی شامل پروتوسربروم، دوتوسربروم و تریتوسربروم تشکیل می‌شود. هر یک از این قسمت‌ها به طور خاص مسئول کنترل و پردازش نوع خاصی از داده‌های حسی و حرکتی هستند که در ادامه به تفصیل به آن‌ها خواهیم پرداخت.جزئیات ساختاری مغز زنبور عسلمغز پیشین: مرکز پردازش بصری و یادگیریمغز پیشین یا پروتوسربروم، بزرگ‌ترین بخش مغز زنبور عسل، به‌عنوان مرکز پردازش بصری و یادگیری عمل می‌کند. این بخش شامل لوب‌های بینایی و اجسام قارچی (Mushroom Bodies) است که هر کدام نقش‌های کلیدی در تعامل زنبور با محیط خود ایفا می‌کنند. لوب‌های بینایی به‌طور مستقیم با چشم‌های مرکب زنبور ارتباط دارند، که خود شامل هزاران سلول بینایی کوچک به نام اوماتیدیا هستند. این سلول‌ها توانایی شگفت‌انگیز جمع‌آوری اطلاعات نورانی و تبدیل آن به داده‌های قابل پردازش را دارند. زنبورها قادرند با کمک این ساختارها، رنگ‌ها و الگوهای مختلف را تشخیص دهند و در نتیجه به‌خوبی مسیرهای پرواز را شناسایی کنند و در جستجوی منابع غذایی موفق عمل کنند.اجسام قارچی: مرکز یادگیری و حافظهاجسام قارچی، که توسط محقق فرانسوی فلیکس دوژاردین در سال ۱۸۵۰ توصیف شدند، به‌عنوان مرکز یادگیری و حافظه زنبورها شناخته می‌شوند. این ساختارها که به شکل قارچ به نظر می‌رسند، از سلول‌های عصبی خاصی به نام سلول‌های کنیون تشکیل شده‌اند. اجسام قارچی این امکان را به زنبورها می‌دهند که با بوهای مختلف آشنا شوند و مسیرهای سفر به کندو را به خاطر بسپارند. همچنین، آن‌ها نقش حیاتی در تقویت حافظه کوتاه‌مدت و بلندمدت زنبور دارند. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که زنبورها می‌توانند بوی گل‌ها را با شرایط خاص محیطی یا تجربیات قبلی مرتبط کنند و این توانایی به آن‌ها کمک می‌کند تا به‌طور موثرتری با دیگر اعضای کلنی ارتباط برقرار کنند و به شناسایی محیط اطراف خود بپردازند.مغز میانی: مرکز پردازش اطلاعات حسی از آنتن‌هامغز میانی یا دوتوسربروم، بخش دیگری از مغز زنبور عسل، مسئول پردازش اطلاعات بویایی و حسی از آنتن‌های زنبور است. لوب‌های آنتنی در این بخش وظیفه دریافت و پردازش بوها را بر عهده دارند. با استفاده از این قابلیت، زنبور عسل می‌تواند رایحه‌های مختلف گل‌ها را تشخیص دهد و از بوهای مختلف برای جستجو و شناسایی منابع غذایی بهره‌برداری کند. به‌علاوه، این ساختار به زنبورها این امکان را می‌دهد که به‌سرعت به تغییرات محیطی واکنش نشان دهند و در مواقع لزوم به کمک بوها، همکاران خود را در جستجوی غذا هدایت کنند.مغز پسین: کنترل بخش‌های دهانی و حس‌های جانبیمغز پسین یا تریتوسربروم، کوچک‌ترین بخش مغز زنبور عسل، به بخش پایین صورت و برخی از حس‌های جانبی مرتبط است. این بخش در کنترل فعالیت‌های مربوط به تغذیه و استفاده از خرطوم برای نوشیدن شهد و آب نقش دارد. تریتوسربروم به زنبور عسل این امکان را می‌دهد که با دقت و مهارت، از منابع غذایی بهره‌برداری کند و همچنین به شناسایی مواد غذایی مختلف بپردازد. این توانایی‌ها به زنبور کمک می‌کند تا در شرایط مختلف محیطی به‌خوبی زنده بماند و به تأمین نیازهای غذایی کلنی کمک کند.جزئیات ساختاری مغز زنبور عسلمغز پیشین: مرکز پردازش بصری و یادگیریمغز پیشین یا پروتوسربروم، بزرگ‌ترین بخش مغز زنبور عسل، به‌عنوان مرکز پردازش بصری و یادگیری عمل می‌کند. این بخش شامل لوب‌های بینایی و اجسام قارچی (Mushroom Bodies) است که هر کدام نقش‌های کلیدی در تعامل زنبور با محیط خود ایفا می‌کنند. لوب‌های بینایی به‌طور مستقیم با چشم‌های مرکب زنبور ارتباط دارند، که خود شامل هزاران سلول بینایی کوچک به نام اوماتیدیا هستند. این سلول‌ها توانایی شگفت‌انگیز جمع‌آوری اطلاعات نورانی و تبدیل آن به داده‌های قابل پردازش را دارند. زنبورها قادرند با کمک این ساختارها، رنگ‌ها و الگوهای مختلف را تشخیص دهند و در نتیجه به‌خوبی مسیرهای پرواز را شناسایی کنند و در جستجوی منابع غذایی موفق عمل کنند.اجسام قارچی: مرکز یادگیری و حافظهاجسام قارچی، که توسط محقق فرانسوی فلیکس دوژاردین در سال ۱۸۵۰ توصیف شدند، به‌عنوان مرکز یادگیری و حافظه زنبورها شناخته می‌شوند. این ساختارها که به شکل قارچ به نظر می‌رسند، از سلول‌های عصبی خاصی به نام سلول‌های کنیون تشکیل شده‌اند. اجسام قارچی این امکان را به زنبورها می‌دهند که با بوهای مختلف آشنا شوند و مسیرهای سفر به کندو را به خاطر بسپارند. همچنین، آن‌ها نقش حیاتی در تقویت حافظه کوتاه‌مدت و بلندمدت زنبور دارند. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که زنبورها می‌توانند بوی گل‌ها را با شرایط خاص محیطی یا تجربیات قبلی مرتبط کنند و این توانایی به آن‌ها کمک می‌کند تا به‌طور موثرتری با دیگر اعضای کلنی ارتباط برقرار کنند و به شناسایی محیط اطراف خود بپردازند.مغز میانی: مرکز پردازش اطلاعات حسی از آنتن‌هامغز میانی یا دوتوسربروم، بخش دیگری از مغز زنبور عسل، مسئول پردازش اطلاعات بویایی و حسی از آنتن‌های زنبور است. لوب‌های آنتنی در این بخش وظیفه دریافت و پردازش بوها را بر عهده دارند. با استفاده از این قابلیت، زنبور عسل می‌تواند رایحه‌های مختلف گل‌ها را تشخیص دهد و از بوهای مختلف برای جستجو و شناسایی منابع غذایی بهره‌برداری کند. به‌علاوه، این ساختار به زنبورها این امکان را می‌دهد که به‌سرعت به تغییرات محیطی واکنش نشان دهند و در مواقع لزوم به کمک بوها، همکاران خود را در جستجوی غذا هدایت کنند.مغز پسین: کنترل بخش‌های دهانی و حس‌های جانبیمغز پسین یا تریتوسربروم، کوچک‌ترین بخش مغز زنبور عسل، به بخش پایین صورت و برخی از حس‌های جانبی مرتبط است. این بخش در کنترل فعالیت‌های مربوط به تغذیه و استفاده از خرطوم برای نوشیدن شهد و آب نقش دارد. تریتوسربروم به زنبور عسل این امکان را می‌دهد که با دقت و مهارت، از منابع غذایی بهره‌برداری کند و همچنین به شناسایی مواد غذایی مختلف بپردازد. این توانایی‌ها به زنبور کمک می‌کند تا در شرایط مختلف محیطی به‌خوبی زنده بماند و به تأمین نیازهای غذایی کلنی کمک کند.بخش مغز زنبور عسل عملکرد اصلیجزئیات و نکات مرتبطمغز پیشینپردازش بصری و یادگیریبه ویژه در تشخیص رنگ و حرکت، اهمیت زیادی دارد.اجسام قارچیمرکز یادگیری و حافظهدر ذخیره اطلاعات محیطی و شناسایی نشانه‌های گل مؤثر است.مغز میانیپردازش اطلاعات حسی از آنتن‌هادر جستجوی مسیرها و شناسایی بوی گل‌ها نقش دارد.مغز پسینکنترل حس‌های جانبی و دهانیدر رفتارهای تغذیه‌ای و پردازش بوهای مختلف مؤثر است.ویژگی‌های تکاملی و رفتاری مغز زنبور عسلتأثیر اندازه و ساختار مغز بر رفتارمغز زنبور عسل به دلیل تنوع در اندازه و ساختار خود، تأثیر مستقیمی بر رفتار و عملکرد این حشرات دارد. تفاوت‌های موجود در ساختار مغز، به زنبورها این امکان را می‌دهد که به شیوه‌های متنوعی با چالش‌های محیطی سازگار شوند. به‌عنوان مثال، زنبورهای نر از برخی گونه‌ها به‌عنوان &quot;زنبورهای جنگجو&quot; شناخته می‌شوند. این زنبورها به‌دلیل وجود بخش‌های توسعه‌یافته‌تر در مغز خود، قادرند بوی جفت‌های ماده را شناسایی کنند و برای دستیابی به آن‌ها با سایر نرها به رقابت بپردازند. این ویژگی‌ها نه تنها به آن‌ها در یافتن جفت‌های مناسب کمک می‌کند، بلکه همچنین نشان‌دهندهٔ تکامل رفتارهای اجتماعی و رقابتی در این حشرات است.پلی‌فنیسم‌ها: دوگانگی ظاهری و عملکردی زنبورها در مراحل رشدپلی‌فنیسم به توانایی زنبورها برای نمایش دوگانگی‌های ظاهری و عملکردی در مراحل مختلف زندگی خود اشاره دارد. در مرحله لاروی، زنبورها عمدتاً بر روی تغذیه و رشد تمرکز می‌کنند. در حالی که با رسیدن به بلوغ، وظایف متنوعی مانند جمع‌آوری غذا، تولیدمثل و مدیریت کلنی را به عهده می‌گیرند. این تغییرات ساختاری و رفتاری، نه تنها در موفقیت آن‌ها در زنده ماندن مؤثر است، بلکه نشان‌دهندهٔ سازگاری بالای آن‌ها با محیط‌های مختلف نیز می‌باشد.از آنجا که زنبورها به‌طور طبیعی به محیط خود واکنش نشان می‌دهند و رفتارهای خود را بر اساس نیازهای اکولوژیکی تنظیم می‌کنند، این دوگانگی در مراحل رشد به آن‌ها اجازه می‌دهد که به‌طور مؤثری با چالش‌های مختلف محیطی کنار بیایند و در نتیجه بقای طولانی‌مدت خود را تضمین کنند.در نهایت، این ویژگی‌های تکاملی و رفتاری به ما کمک می‌کند تا درک بهتری از مغز زنبور عسل و چگونگی تعامل آن‌ها با محیط خود داشته باشیم. درک این جنبه‌ها نه تنها به ما در شناخت رفتارهای زنبورها کمک می‌کند، بلکه می‌تواند به‌عنوان پایه‌ای برای تحقیقات بیشتر در زمینه علوم حشره‌شناسی و اکولوژی نیز مورد استفاده قرار گیرد.مغز زنبور عسل و توانایی‌های شناختی پیچیدهپتانسیل‌های الکتریکی و کانال‌های یونیسیستم عصبی زنبور عسل برای انجام فعالیت‌های پیچیده شناختی و رفتاری خود به انتقال مؤثر سیگنال‌های الکتریکی متکی است. این سیگنال‌ها از طریق کانال‌های یونی و تغییرات ولتاژ در سطح سلولی منتقل می‌شوند. پتانسیل‌های عمل، که نمایانگر فعالیت الکتریکی در نورون‌ها هستند، ناشی از حرکت یون‌های مثبت (مانند سدیم) و منفی (مانند پتاسیم) در آکسون‌ها می‌باشند. این تغییرات الکتریکی به نورون‌ها این امکان را می‌دهند که سیگنال‌ها را در مسیرهای عصبی به‌سرعت جابه‌جا کنند. به این ترتیب، زنبورها می‌توانند به‌طور منظم و هماهنگ با محیط خود تعامل کنند و به‌سرعت به محرک‌ها واکنش نشان دهند.فرآیند انتقال پیام‌های شیمیایی در سیناپس‌هاانتقال پیام‌های عصبی در سیناپس‌ها فرآیندی کلیدی در هماهنگی رفتارهای اجتماعی و شناختی زنبور عسل است. در این نقاط اتصال، پیام‌رسان‌های عصبی همچون استیل‌کولین و سروتونین آزاد می‌شوند و به گیرنده‌های شیمیایی در سلول‌های دریافت‌کننده متصل می‌گردند. این تعاملات شیمیایی نقش حیاتی در شکل‌گیری و تنظیم رفتارهای اجتماعی، از جمله جمع‌آوری غذا، جستجو برای گل‌ها، و تعامل با دیگر زنبورها ایفا می‌کند.سیستم عصبی زنبور عسل نه تنها به آن‌ها این امکان را می‌دهد که در جستجوی منابع غذایی به‌طور مؤثری عمل کنند، بلکه به‌علاوه، آن‌ها را قادر می‌سازد تا مسیرهای برگشت به کندو را شناسایی کرده و حتی ویژگی‌های اجتماعی دیگر زنبورها را به یاد بیاورند. این توانایی‌های شناختی پیچیده، زنبورها را به یکی از هوشمندترین و منظم‌ترین حشرات تبدیل کرده است و نشان‌دهندهٔ قدرت تکامل‌یافتهٔ مغز آن‌ها در مواجهه با چالش‌های محیطی است.جمع‌بندیدر پایان، بررسی ساختار و عملکرد سیستم عصبی و مغز زنبور عسل نشان‌دهنده پیچیدگی‌های شگفت‌انگیز این موجودات کوچک اما باهوش است. سیستم عصبی زنبور عسل با مجموعه‌ای از نورون‌ها، سیستم‌های حسی و ساختارهای مغزی پیشرفته، زمینه‌ای بی‌نظیر برای پردازش اطلاعات و رفتارهای اجتماعی و شناختی ایجاد کرده است. این تحقیقات به ما کمک می‌کند که درک بهتری از نحوه‌ عملکرد شناختی زنبورها به دست آوریم و نقش مغز کوچک آن‌ها در هدایت رفتارهای پیچیده، حافظه و یادگیری را بشناسیم.درک عمیق‌تر از مغز و سیستم عصبی زنبور عسل نه‌تنها به پژوهشگران علوم طبیعی در کشف الگوهای شناختی و رفتاری حشرات کمک می‌کند، بلکه برای زنبورداران نیز ارزشمند است تا بتوانند به‌خوبی نیازها و شرایط بهینه این حشرات را شناسایی کنند و از آن‌ها در مدیریت کلونی‌ها بهره ببرند. این دانش می‌تواند در بهبود وضعیت زیست‌محیطی و کشاورزی نیز مؤثر باشد و به فهم بهتر از تأثیر زنبورها بر چرخه‌های طبیعی و زیست‌بوم کمک کند.با شناخت هرچه بیشتر از مغز و سیستم عصبی زنبورها، می‌توانیم الهام‌بخش راهکارهایی باشیم که با حفظ تعادل در طبیعت، همکاری بیشتری با این حشرات ارزشمند داشته باشیم و به توسعه روش‌های هوشمندتر در علوم زیستی و روباتیک کمک کنیم. اگر شما هم علاقه‌مند به دنیای شگفت‌انگیز زنبور عسل هستید و می‌خواهید دانش خود را در این زمینه بیشتر کنید، از شما دعوت می‌کنیم نظرات و پرسش‌های خود را در بخش نظرات با ما به اشتراک بگذارید. همچنین، می‌توانید با دنبال کردن مقالات جدید، اطلاعات به‌روزتری در این زمینه دریافت کنید!</description>
                <category>مستانه</category>
                <author>مستانه</author>
                <pubDate>Wed, 20 Nov 2024 21:57:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا نباید ماهی قرمز را در محیط زیست رها کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mastanee/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%82%D8%B1%D9%85%D8%B2-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%B1%D9%87%D8%A7-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-lbjommrw6mdn</link>
                <description>ماهی قرمز در چند دهه اخیر وارد سفره هفت سین ایرانیان شده است. اغلب خانواده ها این ماهی را داخل تنگ خریداری می کنند و آن را در کنار سایر اقلام سفره هفت سین می گذارند. همچنین کودکان به این ماهی علاقه زیادی دارند. با وجود اینکه در سال های اخیر کمپین هایی برای نخریدن ماهی قرمز به وجود آمده است، به نظر نمی رسد حذف آن از سفره هفت سین به این راحتی باشد. اما می توان با راهکارهایی تبعات زیست محیطی این کار را به حداقل رساند.چرا ماهی قرمز را در طبیعت رها می کنند؟خریداران ماهی قرمز معمولا به دو دلیل ماهی را در طبیعت رها می کنند. یکی از دلایل ترس از تلف شدن ماهی است. در حالی که می توان با نگهداری صحیح عمر ماهی قرمز را افزایش داد.پیش از این در مقاله نگهداری و مراقبت از ماهی قرمز عید نکاتی را در رابطه با نگهداری از ماهی قرمز توضیح داده ایم.دلیل دیگر رهاسازی ماهی این است که برخی از افراد معتقد هستند ماهی ها در شرایط باز رفاه بیشتری دارند. این نکته از جنبه ای می تواند صحیح باشد. اما ورود ماهی قرمز به طبیعت می تواند تبعاتی داشته باشد که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.دلایل مضر بودن ماهی قرمز برای محیط زیستماهی قرمز یک گونه غیر بومی در کشور ایرانسنت ماهی قرمز از فرهنگ چین وارد کشور ایران شده است. در دهه های اخیر تکثیر و فروش ماهی قرمز تبدیل به یک فعالیت اقتصادی سودآور شده است. این ماهی در واقع نوعی ماهی کپور است. این گونه می تواند در برخی از محیط هایی که با شرایط آن سازگار هستند خود را تثبیت کرده و جمعیت خود را پایدار کند و تولید مثل نماید. در سال های اخیر گزارش هایی در رابطه با افزایش بی رویه جمعیت این گونه و گونه های مشابه آن در تالاب های انزلی، دریاچه هامون و دریاچه نئور در ادربیل گزارش شده است.سرعت تکثیر ماهی قرمز بالا استماهی قرمز یک ویژگی منحصر به فرد دارد که ممکن است بسیاری از ماهیان نداشته باشند. این ماهی توان ماده زایی دارد. یعنی یک ماهی ماده بدون نیاز به جفت نر و اسپرم آن تخمک های خود را بارور کند. این اتفاق می تواند به تهاجم این ماهی در محیط زیست کمک کند.سازگاری بالا با محیط متفاوتماهی قرمز با محیط های متفاوتی سازگار است. یعنی طیف دما و شوری قابل تحمل ماهی قرمز بالا است. در نتیجه ماهی کپور می تواند در برخی از محیط ها تبدیل به گونه غالب شود. این مسئله زمانی خطرآفرین می شود که گونه های بومی توان رقابت کمتری با ماهی آن منطقه داشته باشند. ماهی قرمز در این شرایط با مصرف غذا و یا تهاجم به ماهی مغلوب می تواند تعداد آن ها را کاهش دهد. در نتیجه ممکن است در طولانی مدت گونه های ماهی بومی در خطر انقراض قرار گیرند.از بین بردن گیاهان آبزیماهی قرمز توان مصرف سریع گیاهان کف آب برکه ها و تالاب ها را دارد. در نتیجه ضمن به خطر افتادن پوشش گیاهی، شانس استفاده ماهیان بومی به عنوان محل تخم ریزی از این گیاهان را کاهش می دهد.آلودگی آبرشد جمعیت و مصرف خوراک بالا ایجاد انبوهی از فضولات را در آب خواهد کرد. این مسئله عوارضی نظیر سخت شدن زندگی گونه های دیگر، امکان رشد میکروارگانیسم های مضر و سایر آلودگی های زیست محیطی را در پی خواهد داشت. همچنین دفعیات این گونه ماهی باعث افزایش تولید لجن می شود.انتقال بیماری به سایر آبزیانهر گونه ی جدید که وارد یک اکوسیستم می شود می تواند آلودگی های میکروبی را نیز با خود منتقل کند. گونه هایی که در محیط متفاوتی تکامل یافته اند با میکروب های بیماری زای منطقه خود سازگار شده اند و حساسیت کمتری به آن ها دارند. در نتیجه ممکن است آن ها را با خود به محیط تازه منتقل کنند.راهکار چیست؟همانگونه که گفته شد ماهی قرمز جایگاه تاریخی طولانی مدتی در فرهنگ ایرانیان ندارد و سابقه ی آن در سفره هفت سین به بیش از چند دهه نمی رسد. بنابراین استفاده از آن به نظر نمی رسد ضرورتی داشته باشد. بنابراین توصیه می شود تا می توانیم این ماهی را خریداری نکنیم. اما می توانیم این با راهکارهایی که قبلا گفته شد، از این ماهی مراقبت کرد و عمر آن را افزایش دهیم. در نهایت اگر لازم دانستیم که این ماهی را در محیط رها کنیم، بهتر است استخر های بسته مانند آنچه در پارک ها هست را انتخاب کنیم تا این ماهی وارد محیط نشود.</description>
                <category>مستانه</category>
                <author>مستانه</author>
                <pubDate>Sat, 23 Mar 2024 23:07:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سنتز پروتئین میکروبی در شکمبه</title>
                <link>https://virgool.io/@mastanee/%D8%B3%D9%86%D8%AA%D8%B2-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%AA%D8%A6%DB%8C%D9%86-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D9%88%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%DA%A9%D9%85%D8%A8%D9%87-lwcadletkkrh</link>
                <description>نشخوارکنندگان بالغ قادر به مصرف سلولز موجود در علوفه ها می باشند و نشخوارکنندگان نابالغ (نشخوار کنندگانی که شکمبه فعال ندارند) این توانایی را ندارند. با وجود اینکه جمعیت زیادی از باکتری­ها از سنین اولیه در شکمبه وجود دارد، مصرف سلولز توسط جمعیت میکروبی و گوساله همراه با تأخیر است. در این پست به بررسی شکمبه گوساله می پردازیم.سنتز پروتئین میکروبی در شکمبهشکمبه فعال علاوه بر تخمیر سلولز، مقدار زیادی پروتئین میکروبی نیز تولید می کند که می تواند توسط نشخوار کننده هضم و جذب گردد. این پروتئین باکتریایی حاوی مقادیر زیادی از اسیدهای آمینه ضروری می­باشد و منبع بسیار خوبی از پروتئین برای حیوان است. دو سؤال جالب توجه در مورد گسترش شکمبه در نشخوارکنندگان وجود دارد: در چه زمانی پروتئین میکروبی تبدیل به منبع قابل توجه پروتئین برای حیوان می شود؟ و آیا ترکیب آمینواسیدی پروتئین میکروبی با گسترش جمعیت میکروبی در گوساله تغییر می کند؟طبیعتاً اگر مقدار پروتئین (یا ترکیب آمینواسیدی) با RDP شکمبه­ای تغییر کند، بنابراین گسترش برنامه­های خوراک دهی برای گوساله های جوان مصرف کننده RDP و RUP بسیار دشوار می گردد. این در حالی است که مفهوم نسبت RDP به RUP به صورت گسترده ای در جیره نویسی برای نشخوار کنندگان بالغ به کار می رود.تحقیق انجام شده در دانشگاه نیوهمپشایر به سؤال اول (چه زمانی پروتئین میکروبی ….؟) پرداخت. سهم پروتئین میکروبی در پروتئین کل در گوساله های جوان همراه با سن تغییر می کند (نمودار 2- 4). با افزایش سن (با افزایش مصرف استارتر) مقدار پروتئین میکروبی در کل پروتئینی که به روده کوچک می رسد، افزایش می یابد، تا زمانی که این مقدار به ۸۰ درصد کل پروتئینی می رسد که در سن ۳ تا ۴ هفته بعد از شیر گیری شکمبه را ترک می کند.سؤال ترکیب آمینو اسیدی پروتئین میکروبی نیز مورد توجه قرار گرفت. توجه به این نکته ضروری است که جمعیت میکروبی با گسترش شکمبه گوساله، تغییر می کنند. با گسترش شکمبه باکتری­های هوازی با باکتری­های بی هوازی و باکتری های بی هوازی اختیاری جایگزین می شوند.ا این حال، تحقیق انجام شده در دانشگاه نیوهمپشایر مشخص کرد، با وجود این که تغییراتی در جمعیت­های میکروبی وجود داشت، تغییرات ترکیب آمینو اسیدی باکتری­ها کم بود. این بدین معنی است که وقتی که RUP را برای تکمیل پروتئین میکروبی اضافه می شود، ترکیب اسید آمینه­ای باکتریایی که شکمبه را ترک می کنند تقریباً بدون تغییر باقی می ماند. توجه به این نکته، جیره نویسی برای گوساله ها را به طور قابل توجهی آسانتر می کند.بالانس کردن جیره ها برای گوساله ها می تواند چالش ویژه ای باشد. با گسترش شکمبه، تغییرات چشمگیری در مقدار و نوع مواد مغذی که به روده کوچک می رسند به وجود می آید. همچنین، تغییرات در سیستم گوارشی حیوان باعث پیچیده تر شدن جیره نویسی برای گوساله های جوان می شود. این بدان معنی است که جیره تنظیم شده برای گوساله ای که در سن ۲ هفتگی قرار دارد ممکن است برای گوساله ای در سن ۸ هفتگی مناسب نباشد. منابع مواد مغذی با کیفیت بالا، شامل ترکیب مناسبی از RDP و RUP برای به حداکثر رساندن میزان و بازدهی رشد در گوساله ها ضروری خواهند بود.باکتری های شکمبه گوسالهوقتی گوساله را از شیر می گیریم، فرض می کنیم که گوساله ها توانایی مصرف جیره­ های خشک را دارد. اما تغییراتی باید انجام شود که بسیاری از این تغییرات قابل توجه هستند. یکی از این تغییرات عمده در جمعیت و نسبت باکتری­ها اتفاق می افتد.باکتری های شکمبه در گوساله ها (قبل از توسعه شکمبه) تفاوت های آشکاری با باکتری های شکمبه نشخوار کنندگان بالغ دارد. در زمان تولد، شکمبه عاری از هرگونه میکروب و استریل است و هیچ باکتری در آن وجود ندارد. اما در روز اول تعداد زیادی باکتری در شکمبه یافت می شوند که عمدتاً هوازی و نیازمند اکسیژن هستند. این باکتری ها از راه های مختلفی و از طریق محیط پیرامون گوساله (مثل بستر، بزاق و…) وارد شکمبه خواهند شد. باکتری­های هوازی از انواع باکتری­هایی نیستند که در شکمبة نشخوار کنندگان بالغ دیده می­شوند و می توان به عنوان یک حالت گذار، از این مقطع نام برد و این جمعیت با باکتری های مفیدتری که امکان مصرف و تخمیر جیره های خشک را فراهم می آورند، جایگزین می شوند.با تغییر جیره و فراهم شدن سوبسترای مناسب برای تخمیر، تعداد و نوع باکتری های شکمبه هم تغییر خواهد کرد.  کاهش چشمگیری در تعداد باکتری­های هوازی به چشم می خورد (این موضوع تقريباً ۲ هفته بعد از اینکه گوساله ها از بدو تولد فقط با کنسانتره تغدیه شوند و یا در صورتی که تا ۸ هفتگی با شیر تغذیه شوند و سپس غلات در اختیارشان قرار بگیرد، رخ می­دهد). تغییر در جمعیت و نوع باکتری ها اغلب نتیجه مصرف سوبستراهای خاص است. پیش از شروع مصرف خوراک خشک، حضور باکتری­ها در شکمبه بواسطه وجود مو، مواد بستر و شیر ورودی از شیردان به شکمبه است.این مواد نیز می تواند روی نوع باکتری ها که در شکمبه گوساله نوزاد یافت می شوند، مؤثر باشد. برای مثال، در گوساله هایی که اغلب علوفه مصرف می کنند باکتری های متفاوتی در شکمبه آنها نسبت به گروهی که با کنسانتره تغذیه می شوند، رشد می کنند.باکتری های شکمبه در فعالیت این عضو و آماده شدن گوساله برای از شیر گیری دخالت دارند. پرورش دهندگان باید با استفاده از راه های زیر حضور باکتری­ها در شکمبه را تسریع نمایند:آب تمیز و تازه فراهم باشد. باکتری­ها در محیط آبی زندگی می کنند و آب تمیز و تازه نقش مهمی در رشد آنها دارد. آب تازه به صورت روزانه از زمان تولد باید در اختیار گوساله ها قرار بگیرد.گوساله ها باید استارتر تمیز و تازه مصرف کنند. باکتری های شکمبه کربوهیدرات ها و بخشی از پروتئین استارتر را تخمیر می کنند تا اسیدهای چرب فرار تولید شوند. این مواد باعث رشد و توسعه شکمبه و تغییر در جمعیت باکتریایی آن می شود. وجود استارتر در ۳ روز اول باعث افزایش مصرف می شود. گوساله ها به طور اختیاری و آزاد می توانند تا قبل از شیر گیری به استارتر دسترسی داشته باشند. وقتی گوساله ای به طور محدود استارتر مصرف کند، سعی می کند در مدت زمان کوتاه مقدار زیادی استارتر بخورد و این موضوع می تواند روی pH شکمبه و جمعیت باکتریایی آن مؤثر باشد. بنابر این، در صورت امکان 5/3 کیلوگرم استارتر در روز به صورت آزاد در اختیار گوساله هایی که هنوز از شیر گرفته نشده اند، قرار داده شود.باکتری های شکمبه با تغییرات محیط شکمبه تطابق پذیری دارند. معمولاً در طی ۲ هفته اولی که خوراک وارد شکمبه می شود، باکتری­ها رفته رفته جمعیتی را پیدا می کنند که در شکمبه نشخوار کننده جوان یافت می شود. بخش مهم رشد گوساله توانایی شکمبه در تخمیر علوفه و کنسانتره مصرفی می باشد، این توانایی معادل رشد شکمبه است و تا قبل از، از شیر گرفتن گوساله ها باید الزاماً ایجاد شود.&lt;br/&gt; </description>
                <category>مستانه</category>
                <author>مستانه</author>
                <pubDate>Tue, 09 Jan 2024 09:00:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>منابع خوراک دام و معرفی اجزای مختلف آن</title>
                <link>https://virgool.io/@mastanee/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%A7%DA%A9-%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D9%88-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%B2%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D9%84%D9%81-%D8%A2%D9%86-vw6qtiehwxjn</link>
                <description>علوفهعلوفه دام شامل یونجه، علف­ باغی و کاه، سیلاژ و… می­باشد. هزینه­ های خوراک را حداقل ممکن نگه می­دارد. همچنین اهمیت اصلی علوفه به علت انجام کافی فرایند نشخوار و تنظیم شرایط شکمبه است. در تهیه علوفه برای جلوگیری از فعالیت آنزیم های گیاهی و میکروبی از درصد رطوبت آن می­کاهند؛ که میزان رطوبت گیاه بستگی به عواملی مثل گونه گیاه، منطقه آب و هوایی پرورش، زمان برداشت و شرایط نگه داری دارد.یونجهدر بخش علوفه­ های دامی می­توان یونجه را به دلیل خوش خوراکی ودرصد پروتئین و کلسیم، فسفر و ویتامین­های A و D بالای آن به عنوان بهترین و مغذی­ترین علوفه معرفی کرد. زمان گلدهی مشخص کننده­ ی نوع واریته یونجه بوده و بهترین زمان برداشت آن (اوایل گل دهی) 3/1 بوته به گلدهی رسیده باشد بهترین زمان برداشت با قابلیت هضم قابل قبول می­باشد. مصرف هم بصورت تازه، خشک شده و سیلو آن می­باشد.عوامل موثر بر ارزش غذایی یونجه می تواند بسته به گونه گیاه، میزان بلوغ، نسبت ساقه به برگ، نوع خاک پرورش یافته، اقلیم آب و هوایی پرورش یافته شده و زمان برداشت متفاوت می­باشند.علوفه­ های باغیعلوفه­ های باغی به دلیل الیاف بلندی که دارند موجب افزایش نشخوار دام شده و از نفخ دام جلوگیری می­کنند و به نوبه خود بهتر عامل افزایش چربی شیر می­باشند. ولی در دامپروری صنعتی به دلیل آنالیز نامعلوم استفاده از آن ها زیاد توصیه نمی­شود.کاهساقه و برگ بخشهای کاه را تشکیل می دهند که پس از جداسازی دانه در فرآیند خرمن کوبی باقی می­ماند. کاه به دلیل فقر مواد مغذی و معدنی و فیبر بالایی که دارد جزء کم ارزش ترین مواد خوراکی دسته بندی می شود که بین انواع کاه­ های تولیدی کاه جو کیفیت بالایی دارد به نسبت آن کاه برنج و بعد کاه گندم دسته بندی میشوند.معمولا برای افزایش هضم کاه آن را با اوره غنی سازی می­کنند. معمولا مواد مغذی افزودنی بصورت محلول روی کاه اسپری می­شود.سیلاژسیلاژ کردن علوفه هضم غذای دام را بهبود بخشیده، شیرتولیدی را افزایش می­دهند و از افت کیفیت ماده جلوگیری می­کنند؛ سیلاژها حاصل تخمیر ساقه و برگ ذرت و جو یا علوفه یونجه هستند. سیلو فرآورده­ های علوفه­ای با توجه به طیف رطوبتی محصول به دو دسته سیلوهای پر رطوبت (درو-مستقیم) و سیلو های کم رطوبت (کمتر از 60 درصد) تقسیم می­شوند. گاهی برای بهبود ارزش غذایی علوفه از افزودن­ هایی شامل غلات (50 کیلو در تن)، آب پنیر خشک (10 کیلو در تن) و ملاس (10 کیلو در تن) استفاده می شود که منابع تامین کننده­ ی کربوهیدرات قابل تخمیر هستند.سیلاژ یونجهسیلاژ یونجه باعث بهبود کیفیت یونجه و افزایش اشتهای حیوان می­شود-بهترین نوع یونجه برای سیلاژ یونجه تازه (چین اول) است به لحاظ رطوبت بالا یونجه تر خطرات کاهش منیزیم خون و بروز کزاز علفی (Grass tetani) و همین­طور تغییرات سریع در فلور میکربی شکمبه، مخصوصاً در گاوهای پر تولید، مشکلات عوارض متابولیکی را به همراه خواهد داشت.کنسانترهگاوهای پرتولیدتمام نیاز­های خود را نمی­توانند تنها با مصرف علوفه تامین نمایند. مخلوط کنسانتره با علوفه می­تواند تمام کسری موادمغذی، پروتئین، مواد معدنی پر نیاز و کم نیاز و همچنین ویتامین های مورد نیاز گاوهای پرتولید جبران کند. کنسانتره از مجموع مواد مغذی تشکیل شده اند و از اجزای مهم خوراک به شمار می ­آیند.سلامت، تولید و رشد بهتر دام به ارمغان می­ آورند با این حال با تمام ویژگی های عنوان شده نباید مصرف کنسانتره بیش از 60 درصد کل ماه خشک مصرفی را تشکیل دهد زیرا با کاهش میزان فیبر جیره درصد چربی شیر افت می ­یابد نکته بسیار مهمی که می­توان به آن اشاره کرد این است که عوامل تاثیر گذار بر میزان مصرف کنسانتره کیفیت و میزان مصرف علوفه توسط دام است. مجموعه مواد مغذی قابل هضم (TDN) کنسانتره بین 65 تا 90 درصد بیشتر از TDN علوفه­ ها است.کنجاله ­هاکنجاله­ها منابع غنی پروتئین برای دام و طیور می­باشند که ضایعات حاصل از روغن­کشی دانه­های روغنی هستند. با میانگین درصد پروتئین 20 تا 50 درصد بهترین منبع پروتئینی دام محصوب می­شوند. درفرآیند روغن کشی در صورت جداسازی غشا از دانه به دلیل کاسته شدن فیبر آن کنجاله حاصل، قابلیت هضم ظاهری بالایی دارد؛ اما در تغذیه نشخوارکنندگان کنجاله حاوی غشای بذر به دلیل تامین فیبرخام غذا استفاده میشود.کنجاله سویابهترین منبع تامین پروتئین، می توان کنجاله سویا با پروتئین 40 درصد و چربی 20 درصد را عنوان داشت؛ زیرا بیشترین اسید­های آمینه ضروری مورد نیاز حیوان را تامین می­کند. در فرآیند روغن کشی و حرارت دهی مواد ضد تغذیه ای سویا (مهار کننده­های آنزیم ­های گوارشی) کاهش می­یابند؛ اما از لحاظ ویتامین B فقیر بوده و باید از مکمل های ویتامینه یا پروتئین حیوانی نیز در جیره استفاده شود.مطلب پیشنهادی: مقاله جایگزین سویاارزیابی کیفی کنجاله سویاکنجاله کلزابه دلیل هزینه بالای خوراک و کنجاله سویا می­توان به عنوان بهترین جایگزین کنجاله سویا کنجاله کلزا را معرفی کرد. کنجاله کلزا تقریبا 35 درصد پروتئین،12 تا 14 درصد فیبر می­باشد پروتئین آن دارای ترکیب اسیدآمینه مناسبی است و تنها در اسید آمینه لیزین محدودیت دارد اما از لحاظ متیونین و سیستئین در سطح مناسبی قرار دارد؛ و متاسفانه ترکیبات ضد تغذیه ای آن به نسبت کنجاله سویا 30 برابر بیشتر است این ترکیبات عامل تیره شدن رنگ کنجاله کلزا و طعم تند آن میشوند.کنجاله پنبه دانهپس از استخراج روغن از دانه پنبه کنجاله پنبه دانه بدست می ­آید که بسته به کیفیت و ناخالصی آن به سه درجه تقسیم می­شود. میزان پروتئین آن تقریبا 20 تا 24 درصد و با چربی 10 الی 12 درصد می­باشد و برای جلوگیری از فساد پذیری آن باید رطوبت کمتر از 10 درصد داشته باشد.از این نوع کنجاله تنها 15 درصد جیره غذایی گاو استفاده می شود. خوشخوراکی این محصول بالا بوده که در ترکیب با سایر اجزای خوراک افزایش اشتها و افزایش وزن را به همراه دارد. به دلیل ماده ضدتغذیه ­ای گوسیپول آن همراه با مقداری آهن استفاده می­شود.منابع پروتئین حیوانیپروتئین های حیوانی یکی از بخش های تامین پروتئین در تغذیه دام ها هستند. پودر گوشت، پودر ماهی، پودر خون و… از جمله این منابع هستند. پودرهای پروتئین حیوانی میزان پروتئین بالایی دارند. اما استفاده از آن ها به دلیل خطرات احتمالی میکروبی، کاهش خوشخوراکی و احتمال فساد میکروبی محدود است. در هنگام تهیه این منابع پروتئینی باید میزان TVN آن ها مورد توجه قرار گیرد.مطالب پیشنهادی در این مورد:راه کارهای کاهش شاخص TVNهمه چیز درباره پودر گوشتسبوسسبوس، درصد کربوهیدرات بالای آن باعث شده به عنوان یکی از منابع تامین انرژی دامی رده بندی شوند و از غشای بیرونی جو، برنج و گندم تولید می شوند. در سبوس های تولیدی، مصرف سبوس گندم به دلیل درصد سلولز بالای آن دقت لازم را باید داشته باشیم. استفاده زیاد از سبوس برنج به علت قابلیت هضم پایین و انباشت در شکمبه توصیه نمی شود.موادمعدنیعناصر معدنی بسته به میزان تراکم به دو گروه ماکرو مینرال (کلسیم، فسفر، پتاسیم، سدیم، کلر، گوگرد، منیزیم) و میکرو مینرال (ید، آهن، مس، سلنیوم، مولیبدن، فلوئور، کبالت، منگنز و روی) تقسیم میشوند. در این بین مواد معدنی کیلاته با توجه به سطح پوشش مختلف که دارند باعث افزایش سرعت جذب و زیست فراهمی بهتر مواد می شوند.ویتامین­ هاویتامین ها جهت بازدهی بهینه و انجام فرایند های فیزیولوژیک بدن مورد نیاز هستند. این ترکیبات ضروری نسبت به سایر مواد مغذی مقدار بسیار کمتری دارند و پایداری آنها به طور مستقیم تحت تاثیر شرایط انبار خوراک می­باشند زیرا در اثر اکسیداسیون از بین می­روند برخی از ویتامین­ها توسط جیره تامین شده و برخی دیگر درنتیجه فرآیندهای میکروبی شکمبه تولید می­شود. دو گروه اصلی ویتامین­ها، محلول در چربی (A،D،E،K) و ویتامین­های محلول در آب (complex- B، C و کولین ) تقسیم می­شوند.استفاده از کنسانتره پلتمهمترین فواید کنسانتره می توان به حذف خطای کارگری در زمان تولید خوراک، محاسبه دقیق نیازهای بیولوژیکی دام در هر مرحله وشرایط انبارداری و تهیه آسان تر آن اشاره کرد.پلت بایندر چیست و چه تاثیری در خوراک دام دارد؟افزودنی ­های خوراکبرای حداکثر استفاده از توان ژنتیکی دام از افزودنی­های مختلفی استفاده می شود؛ که به شرح برخی از آن ها می­پردازیم:پیش از آن شاید مطالعه مقاله معرفی افزودنی های خوراک دام و طیور در درک بهتر مطالب پیش رو مفید باشد.بافرهاانجام مناسب فرایندهای تخمیری و سلامت دام در pH مناسب صورت می گیرد. pH شکمبه در حالت بهینه باید بین 5/8 تا 6  باشد. در صورت کاهش pH دام دجار اسیدوز می شود که فرایندهای میکروبی شکمبه و سلامت بدن حیوان به خطر خواهد افتاد. از جمله مهمترین بافرهای مورد استفاده در تغذیه دام می توان به جوش شیرین (بیکربنات سدیم) اشاره کرد.اگرچه ترکیبات آلکالایزر یا افزایش دهنده pH نظیر اکسید منیزیم نیز استفاده می شوند.آنزیم­هابدن حیوانات برای هضم برخی ترکیبات به کمک آنزیم های اگزوژنوس نیازمند اند که میزان تولید آن در بدن کافی نیست. برای استفاده بهینه از خوراک نیازمند افزودن برخی از آنزیم ها به خوراک هستیم. آنزیم ها این قابلیت رو دارند که بدون تغییر ساختار پروتئینی خود سرعت واکنش های متابولیکی را افزایش دهند؛ و در دماهای بالاتر از 85 درجه سانتی گراد غیر فعال میشود.آنزیم­های افزودنی در جیره و سوبسترای آن ها، به پروتئازها آنزیم­های تجزیه کننده پروتئین (پروتئولاتیک)، لیپاز­ها آنزیم­های تجزیه کننده چربی (لیپو. لایتیک)، کربوهیدرات­ها بخصوص فیبر (فیبرو لایتیک) و موادمعدنی تفکیک میشوند.آنزیم­های تجزیه کننده کربوهیدارت را بر اساس نوع کربوهیدرات آن به دو دسته آنزیم­های تاثیر گذار برنشاسته (آمیلاز) و آنزیم­های تاثیرگذار بر مواد غیر نشاسته­ای (بتا گلوکاناز، زایلاناز، ماناناز و سلولاز) تقسم بندی می­شوند. آنزیم سلولاز نقش مهمی در هیدرولیز میکروفیبریل های سلولزی ایفا می کند. سلولاز می تواند با سیلاژهای کشاورزی و دانه های خوراکی ترکیب شده و سبب افزایش ارزش تغذیه ای خوراک وافزایش عملکرد حیوان شوند.پروبیوتیک­هامکمل­های غذایی که با تعادل بار میکروبی روده در نشخوارکنندگان جوان باعث بهبود دستگاه گوارش و سلامت بیشتر دام می­شوند. ویژگی­هایی که پروبیوتیک­های مورد استفاده در خوراک دام دارند: منشاء آن از میزبان باشد- بیماری­زا نباشد-در تمام فرآینده­های تولید و ذخیره سازی خوراک پایدار باشد-در مقابل هضم و تجزیه اسیدی دستگاه گوارش مقاوم باشد شرایط فرآوری آسان­تری داشته باشد-زنده و پایدار باشد. پروبیوتیک­ها بخصوص در زمان استرس با افزایش تعداد سلول های روده سیستم ایمنی را تقویت می­کنند.همه چیز درباره پروبیوتیک هاپری­بیوتیک­هاترکیبات خوراکی غیر قابل هضم که پیش نیاز میکرو ارگانیسم های مفید دستگاه گوارش و افزایش سیستم دفاعی میزبان می­شوند. باعث جذب بیشتر آهن، روی، کلسیم و منیزیم می­شوند.سین­بیوتیک­هاترکیب پروبیوتیک و پری­بیوتیک را سین بیوتیک می­گویندو باعث بهبود فلور میکروبی دستگاه گوارش و سیستم ایمنی می­شوندنتایج استفاده را می­توان به کاهش اثرات مخرب استرس زا، کاهش بیماری های عفونی و گوارشی دستگاه گوارش، کاهش ضریب تبدیل و افزایش وزن گیری، تقویت سیستم ایمنی و بهبود راندمان تولیدوترشح آنزیم اشاره داشت.اسیدی­فایرهااسید آلی کربوکسیلیک دارای عامل-COOH و زنجیره­های کوتاه و با زنجیره 1 تا 7 کربن را اسید فایر می­گویند. نقش اسیدی­فایرها کاهش PH خوراک و دستگاه گوارش وممانعت از رشد پاتوژن ها می­باشند بعنوان ضد کپک نیز فعالیت دارند و میزان مصرف در جیره 0.25 درصد می­باشد. نقش اسیدی­فایر­ها: حفظ pH مناسب دستگاه گوارش- بهبود هضم و جذب پروتئین در معده-افزایش مصرف خوراک-کاهش تولید آمونیاک–افزایش جذب مواد معدنی می­باشد. اسیدی فایرها بیشتر در جیره گوساله مورد استفاده می باشند. از اسیدیفایرها نیز در تغذیه دام های جوان استفاده می شود.</description>
                <category>مستانه</category>
                <author>مستانه</author>
                <pubDate>Fri, 05 Jan 2024 18:04:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهکارهای حفظ و یا افزایش چربی شیر در گاو شیری</title>
                <link>https://virgool.io/@mastanee/%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D9%81%D8%B8-%D9%88-%DB%8C%D8%A7-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%DA%86%D8%B1%D8%A8%DB%8C-%D8%B4%DB%8C%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D8%A7%D9%88-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C-ozm1xwf7d7u1</link>
                <description>مقدمه:چربی شیر متغیرترین اجزای تشکیل دهنده شیر است و معمولاٌ قیمت هر کیلوگرم شیر بر پایه غلظت چربی بیان می شود. در شرایط واحدهای پرورش گاو شیری در ایران اعم از واحدهای بزرگ و کوچک ما شاهد کاهش چربی شیر (چربی کمتر از ۳/۲ درصد) در اغلب موارد هستیم که ناشی از تامین نشدن فیبر مؤثر فیزیکی، وجود چربی غیراشباع، و عدم مدیریت صحیح خوراک دهی و غیرو می باشد.نکته در اینجاست که علت ایجاد چربی شیر پایین در گله های کوچک و نیمه صنعتی و گله های بزرگ و مدرن متفاوت است و راهکارهای متفاوتی نیز برای رفع آن وجود دارد. عوامل محیطی، جیره غذایی و ژنتیک بر غلظت و تولید چربی شیر اثرگذار هستند. افت چربی شیر سبب کاهش شدید غلظت چربی در مواقعی که اختلالی در تخمیر  شکمبه رخ می دهد، اتفاق می افتد.از عوامل تغذیه ای که بر چربی شیر اثرگذار هستند می توان به تخمیرپذیری جیره و منابع چربی غیراشباع در جیره اشاره کرد. عوامل تغذیه ای و غیرتغذیه ای متعددی بر چربی شیر تاثیر می گذارند که بررسی هر عامل در بازدهی اقتصاد واحد گاو شیری اهمیت زیادی دارد. چربی شیر وراثت پذیری بالایی دارد و تنوع زیادی در پتانسیل ژنتیکی گاوها در یک گله وجود دارد. با این حال نقش میانگین پتانسیل ژنتیکی در غلظت چربی شیر گاوها طی سالهای اخیر نقش پررنگ تری پیدا یافته است. در این مقاله سعی شده است با نگاهی گذار و مختصر به عوامل تغذیه ای و غیرتغذیه ای موثر بر چربی شیر در گاوهای پرتولید راهکارهایی عملی برای حفظ و یا افزایش چربی شیر در واحدهای کوچک و نیمه صنعتی و واحدهای بزرگ و مدرن گاو شیری تشریح شود.افت چربی شیر:افت چربی شیر، کاهش چربی مرتبط با تغییرات در الگوی تخمیر شکمبه بدون هیچ گونه تغییری در حجم تولید شیر، پروتئین و لاکتوز شیر تعریف می شود. به لحاظ فنوتیپی تا ۵۰ درصد کاهش غلظت و تولید چربی شیر (بدون تغییر در پروتئین و لاکتوز شیر) قابل مشاهده است. علت ایجاد افت چربی شیر، تولید ایزومرهای خاصی از چربی در شکمبه است که با رسیدن به غده پستان مانع سنتز اسیدهای چرب کوتاه و متوسط زنجیر در غده پستان شده و در نهایت تولید و غلظت چربی شیر را کاهش می دهد.این تغییرات ناشی از عوض شدن گونه های باکتریایی تجزیه کننده نشاسته و منابع چربی در شکمبه است که شرایط اسیدی شکمبه به آن دامن می زند. کاهش چربی شیر تا بیش از ۱۵ درصد یقینا ناشی از تولید همین ایزومرهای خاص اسید چرب (مانند ترانس۱۰-، ۱:۱۸) در شکمبه است، اما سازوکار کاهش چربی شیر در مقادیر کمتر می تواند وابسته به عوامل دیگر باشد.عوامل غیرتغذیه ای:ژنتیک:غلظت و تولید چربی شیر در فارم های مختلف، متفاوت است که بخاطر اختلاف مدیریتی، نوع جیره غذایی و ژنتیک گله هاست. بر اساس داده های موجود، میانگین غلظت چربی شیر در گله های کوچک (میانگین تولید ۳۰ کیلوگرم و کمتر) و بزرگ (با میانگین تولید بالای ۴۰ کیلوگرم) به ۳ درصد نمی رسد. علاوه بر این، اختلاف زیادی بین چربی شیر گاوها در یک گله نیز وجود دارد. ولی باید توجه داشت که وراثت پذیری تولید و غلظت چربی شیر بالا است (به ترتیب ۰/۴۵و ۰/۲۹) و این نقش مهم پتانسیل ژنتیکی را در غلظت و تولید چربی شیر گاوها نشان می دهد.تغییرات سالیانه در چربی شیر گاوهای شیری:زمانی که الگوهای سالیانه تولید شیر در گله های مختلف امریکا بررسی شد، محققان مشاهده کردند که یک دامنه تغییرات یا ریتم بیولوژیکی برای تغییر در چربی شیر وجود دارد. به طوری که تغییرات در غلظت چربی شیر ناشی از ریتم سالانه بین ۰/۱۵ و ۰/۳۰ درصد واحد گزارش شد. غلظت های چربی و پروتئین شیر در ماه های بهمن و اسفند در اوج هستند، در حالی که در فروردین و اردیبهشت تولید شیر در اوج است. بنابراین با توجه به تغییرات سالانه در هر منطقه وابسته به شرایط محیطی و جیره می توان برنامه ریزی برای کنترل افت احتمالی در چربی شیر انجام داد.الگوهای شبانه روزی تولید چربی:ریتم های شبانه روزی همان الگوهای روزانه هستند و گاوهای شیری برای تولید شیر و ترکیبات شیر دارای الگوهای روزانه تولید هستند. تولید شیر در صبح بیشترین است، اما غلظت چربی شیر در وعده های شیردوشی عصر بیشتر است. همچنین تولید و ترکیب شیر در یک روز اختلاف دارند، بنابراین در زمان نمونه گیری، گرفتن نمونه از تمامی وعده های شیردوشی امری ضروری است. ریتم های روزانه تولید شیر و ترکیبات شیر همچنین وابسته به زمان خوراک دهی و طول زمانی که خوراک در دسترس حیوانات نیست، دارد. این موضوع اهمیت دفعات خوراکدهی و زمان خوراک دهی را بر تولید شیر نشان می دهد. اگر در شرایط نرمال آب و هوایی بتوان مقدار مصرف خوراک گاوها در هر وعده را متعادل کرد (جلوگیری از مصرف مقدار زیاد خوراک و سورت جیره در یک وعده غذایی) و دفعات خوراک دهی را بیشتر، این خود می تواند به افزایش غلظت چربی شیر گله کمک کند.تعادل انرژی و مرحله شیردهی:چربی شیر در آغاز شیردهی (گاوهای تازه زا) مقدار بالایی دارد و به سرعت با رسیدن به پیک شیردهی کاهش می یابد و پس از آن به تدریج با نزدیک شدن به اواخر شیردهی افزایش می یابد. در اوایل شیردهی، گاوها در تعادل منفی انرژی هستند و وزن از دست می دهند و سطوح بالای چربی از ذخایر بدنی برداشت می شود. چربی های تجزیه شده از ذخایر بدنی به صورت اسیدهای چرب غیراستریفیه (NEFA) توسط غده پستان از خون برداشت می شوند. رسیدن غلظت چربی شیر در گاوهای تازه زا به 5 درصد دور از ذهن نیست اما باید در نظر داشت سطوح خیلی بالای چربی شیر نشانگر مدیریت ضعیف گاوها در دوره نزدیک زایمان و خشکی است. چون افزایش غلظت چربی شیر یعنی خروجی بیشتر انرژی از طریق شیر که خود می تواند به تعادل منفی انرژی که حیوان در دوران پس از زایمان درگیر آن است، کمک کند. افزایش چربی شیر پس از پیک شیردهی نشانگر تغییر در نسبت چربی به لاکتوز شیر است که احتمالا ناشی از تنظیم هورمونی است. با این حال، گاوهای تازه زا حساسیت کمتری به افت چربی شیر در هفته های ابتدای شیردهی دارند. بنابراین زمانی که چربی شیر را ارزیابی می کنیم باید روزهای شیردهی را مد نظر قرار بدهیم.تولید یا غلظت چربی:غلظت چربی شیر مهمترین دغدغه ذهنی صاحبان واحد گاو شیری و متخصصان تغذیه است، اما آنچه که به لحاظ اقتصادی اهمیت دارد، میزان تولید چربی شیر است. تولید چربی شیر تحت تأثیر هم تولید شیر و هم درصد چربی شیر است. اول اینکه زمانی که تلاش ما اینست که غلظت چربی شیر را افزایش دهیم، مقدار تولید شیر برای ما مطرح نیست. این نکته از آنجایی اهمیت دارد که باید بدانیم کاهش در تولید شیر احتمالا تولید پروتئین شیر را نیز می کاهد. دوم اینکه، حداکثر کردن تولید چربی شیر نیازمند رسیدن به یک تولید شیر بهینه و اپتیمال است. تولید شیر تحت کنترل سازوکارهای هورمونی است و می تواند توسط عوامل تغذیه ای، سلامت و استرس های محیطی محدود شود. در نهایت می توان گفت تمامی ابزارهای مدیریتی که برای افزایش بازدهی تولیدمثل، سلامت و رفاه گاوها و تولید شیر بکار گرفته می شود، احتمالا سبب افزایش تولید چربی شیر نیز خواهند شد.عوامل تغذیه ای اثرگذار بر تولید چربی شیر:در مقاله منابع تغذیه دام و طیور به معرفی منابع تغذیه ای گاو های شیری پرداخته ایم. در ادامه نیز به عوامل تغذیه ای اثرگذار بر تولید چربی شیر پرداخته ایم.افت چربی شیر ناشی از تولید ایزومرهای خاص اسید چرب در شکمبه:جیره های القا کننده افت چربی شیر مرتبط با آشفتگی در الگوی تخمیر شکمبه هستند که نتیجه آن تغییر در جمعیت باکتری های شکمبه است. به طوری که در این شرایط کاهش در تنوع میکروبی در آنالیزهای میکروبی مشاهده شده است. پیش بینی وقوع افت چربی شیر امری پیچیده است چون علت ایجاد کاهش در چربی شیر تنها یک عامل نیست و آن نتیجه تقابل عوامل مختلفی است که نرخ بیوهیدروژنه شدن در شکمبه را کاهش داده و مسیر آنرا تغییر می دهد.افزایش تخمیرپذیری جیره (افزایش سهم غلات در جیره و نوع فرآوری فیزیکی یا شیمیایی جو و ذرت)، منابع چربی غیراشباع گیاهی (همانند سهم بالای روغن در منابع پروتئینی و دانه های روغنی)، کاهش سهم فیبر جیره بخصوص فیبر موثر فیزیکی (فیبری که عامل جویدن است و توده فیزیکی در شکمبه تشکیل می دهد)، استفاده از یونوفرها (مانند موننسین و لازالوسید)، سیلوهای با کیفیت پایین (بخصوص وجود کپک در سیلو)، تغذیه مقادیر زیاد غلات و کنسانتره در زمان کوتاه، عواملی هستند که سبب کاهش pH شکمبه و بهم ریختن شرایط تخمیر شکمبه می شوند. ولی باید توجه داشت که کاهش pH شکمبه و بروز اسیدوز تحت بالینی می تواند توجیه کننده 40 درصد علت کاهش چربی شیر باشد و همانطور که گفته شد علت بروز افت چربی شیر چند عامل مختلف است و نه یک عامل خاص.سطح تولید شیر:در چندین آزمایش مشخص شد که اختلاف بین گاوها در پاسخ به جیره القاء کننده افت چربی شیر (و حتی اسیدوز تحت بالینی) وجود دارد. علاوه بر این، گاوهای پرتولید به افت چربی شیر حساسیت بیشتری دارند. در یک پژوهش منابع چربی اشباع و یا غیراشباع به همراه یک گروه شاهد (بدون منبع چربی) به گاوهای با میانگین تولید ۳۹ و یا ۴۷ کیلوگرم تغذیه شد. در گروه شاهد گاوهای کم­تولید چربی شیر ۳/۴۳ درصد داشتند، در حالی که چربی شیر گاوهای پرتولید ۳/۰۳ درصد بود. گاوهای کم تولید کاهش ۶ درصدی چربی شیر را با تغذیه نمک کلسیمی چربی غیراشباع تجربه کردند، در حالی که این کاهش در گاوهای پرتولید به ۲۰ درصد رسید. بنابراین همبستگی قوی بین سطح تولید شیر و القاء افت چربی شیر وجود دارد. چون که گاوهای پرتولید مصرف خوراک بیشتری دارند که انتظار می رود نرخ عبور مواد از شکمبه نیز بیشتر باشد که خود می تواند عامل تغییر جمعیت میکروبی شکمبه و افزایش جریان اسیدهای چرب ترانس به روده باشد. علاوه بر این گاوهای پرتولید رفتار تغذیه ای و نشخوار متفاوتی دارند و مصرف بیشتر خوراک در یک وعده غذایی و مصرف بیشتر خوراک بخصوص پس از ریختن خوراک تازه به آخور می تواند به اسیدیته بیشتر شکمبه و نهایتاٌ چربی شیر کمتر کمک کند.مکمل های چربی:نیمی از چربی شیر در خود غده پستان سنتز می شود و بقیه از اسیدهای چرب شیر از خون (از جیره با ذخایر بدنی) وارد ساختار چربی شیر می شوند. تقریبا ۶۵ درصد از اسیدهای چرب وارد شده از خون به غده پستان منشا جیره ای دارند. بنابراین منطقی بنظر می رسد که افزایش سهم چربی جیره غذایی مقدار چربی شیر را افزایش دهد، اما پاسخ وابسته به ترکیب چربی دارد که وارد جیره غذایی شده است. چربی های گیاهی غیراشباع سبب افزایش خطر بروز افت چربی شیر و همچنین کاهش مصرف خوراک می شوند. دومین موضوع در مورد افزایش سهم اسیدهای چرب وارد شده به غده پستان از خون، این است که افزایش در سهم ورود اسید چرب از خون سبب کاهش سهم سنتز اسیدهای چرب در غده پستان شده (سنتز درون زاد) و در نتیجه غلظت چربی شیر کاهش خواهد یافت. با این حال استفاده از مکمل های چربی حاوی اسید پالمیتیک معمولا غلظت چربی شیر را افزایش می دهد. علاوه بر اینها تامین کافی استات (حاصل از تخیمر فیبر در شکمبه) برای سنتز چربی شیر ضرورت دارد. استات ۳۰ درصد از انرژی مورد نیاز گاو را تامین می کند و ۴۰ درصد چربی شیر از کربن استات در غده پستان منشا می گیرد (چربی دنو وو). پژوهش ها نشان دادند که استفاده از استات در جیره یا تزریق شکمبه ای آن سبب افزایش معنی دار چربی شیر می شود. استفاده از فیبر موثر فیزیکی و منابع فیبر غیرعلوفه ای (همانند تفاله چغندرقند) تامین کننده استات در شکمبه هستند و می توانند به افزایش سنتز چربی شیر کمک نمایند.راهکارهای افزایش چربی شیر:زمانی که گله گاو شیری درگیر کاهش چربی شیر است توجه به نکات ذیل می تواند به رفع آن کمک کند:تأمین فیبر: محتوی فیبرنامحلول در شوینده خنثی جیره حداقل ۲۸ درصد برای یک جیره مرسوم با میانگین تولید ۴۰ کیلوگرم در نظر گرفته شود. مقدار فیبر موثر جیره بین ۲۲ تا ۲۴ درصد وابسته به نوع غله غالب در جیره (جو یا ذرت) باشد.نشاسته: گاوهای شیری پرتولید با مقادیر ۸ تا ۱۱ کیلوگرم غلات اعم از جو و ذرت تغذیه  می شوند. در ایران نوع غالب فرآوری آسیاب کردن خشک است که توجه به نوع توری بکاررفته در آسیاب در بازدهی استفاده از نشاسته بسیار موثر است. با توجه به مقاومت بیشتر تجزیه و هضم نشاسته ذرت در شکمبه (دفع نشاسته ذرت به مدفوع از ۱۵ تا ۲۰ درصد) در صورت رعایت نکردن آسیاب مناسب دانه ذرت مقدار قابل توجهی از آن بدون تغییر از بدن دفع خواهد شد. بنابراین بهتر است ذرت به ریزترین شکل ممکن آسیاب شود (اندازه ذرات ۱ تا ۱/۵ میلی متر) و از آسیاب کردن نرم دانه جو باید پرهیز شود. محتوی نشاسته جیره گاو پرتولید بین بین ۲۴ تا ۲۶ درصد باشد. در گاوهای تازه زا بهتر است از ذرت آسیاب شده استفاده کرد و توصیه می شود از مصرف دانه ذرت فرآوری شده (همانند ذرت فلیک) در این دوره پرهیز کرد تا بتوان ایسدیته شکمبه را کنترل کرد.بافرها: وابسته به سطح تولید شیر مقدار بافر مورد استفاده نیز متفاوت خواهد بود به طوری که از ۰/۷ تا ۲ درصد بخش کنسانتره می­تواند در نوسان باشد. از مرسوم ترین بافرهای موجود بیکربنات سدیم است، ولی باید توجه داشت که در شرایط تولید بالا (میانگین های بالای ۴۵ کیلوگرم) افزایش سهم بیکربنات سدیم جیره فراتر از مقدار توصیه شده نه تنها کمکی به افزایش چربی شیر و تعادل بافری شکمبه نمی کند، بلکه می تواند با تغییر در الگوهای رفتار مصرف خوراک سبب افزایش اسیدیته شکمبه نیز بشود. در شرایطی که سهم غلات جیره بالاست (بیش از ۱۰ کیلوگرم در روز) استفاده از اکسید منیزیم و یا منابع دیگر منیزیم به عنوان آلکالایزر می تواند به بهبود چربی شیر کمک شایانی کند (۰/۲ تا ۰/۴ درصد کل جیره)، ولی در شرایط معمول و غلظت های معمول نشاسته جیره، این اثر قابل مشاهده نخواهد بود و استفاده از اکسید منیزیم توجیه چندانی ندارد. تولیدکنندگان و دست اندرکاران پرورش گاو شیری باید دقت داشته باشند که برای تهیه اکسید منیزیم خرید منبعی با مقدار منیزیم حدود ۴۰ تا ۴۵ درصد برای دام قابل قبول است و از خرید اکسید منیزیم با مقدار منیزیم خارج از این محدوده اجتناب کنند چون که مقدار پایین تر منیزیم قادر به اثرگذاری قوی به عنوان آلکالایزر نیست و استفاده از منابع اکسید منیزیم با غلظت های بالای عنصر منیزیم در جیره دام هزینه بیشتری نیز در پی دارد، در صورتی که اثر چندانی (بهبود هضم فیبر و اسیدیته شکمبه و افزایش چربی شیر) از آن مورد انتظار نیست.وجود منابع چربی غیراشباع یا مکمل چربی: استفاده از روغن ها حتی در مقادیر اندک ۱ درصد کل جیره می تواند سبب افت شدید چربی شیر در گاوهای پرتولید شود. مکمل های چربی تجاری از جمله نمک های کلسیمی روغن سویا و یا دیگر منابع چربی غیراشباع سبب کاهش چربی شیر و حتی افت مصرف خورک و تولید شیر خواهند شد. بنابراین در خرید مکمل های چربی باید به نوع اسید چرب استفاده شده (اسید چرب غالب آن از نوع اشباع باشد به صورت مخلوط پالمیتیک و استئاریک و تا حد کمتر از ۱۰ درصد از اسیدهای چرب غیراشباع) و عدد یدی ( بین ۱۵ تا ۳۰) مکمل توجه کرد.مدیریت خوراکدهی و دفعات خوراک دهی: افزایش تعداد دفعات خوراکدهی بخاطر ایجاد نوسانات کمتر در تخمیر شکمبه و بنابراین تغییر در محصولات نهایی هضم در شکمبه، می تواند به حفظ مقدار قابل قبول چربی شیر کمک کند. هر چه بتوان مقدار مصرف گاوها در یک وعده غذایی را کمتر کرد و بجای آن خوراک در دفعات بیشتری مصرف شود از بروز اسیدوز تحت بالینی و کاهش چربی شیر پیشگیری می شود. عدم رعایت تراکم گله و فضای آخور در یک بهاربند نیز می تواند به کاهش pH شکمبه و چربی شیری کمتر دامن بزند به طوری که گاوهای غالب با سورت کردن بیشتر و مصرف خوراک بیشتر در معرض خطر بیشتری برای اسیدوز تحت بالینی شکمبه و افت چربی شیر نسبت به گاوهای با درجه اجتماعی پایین تر هستند.استرس محیطی: اولین پاسخ گاوها به شرایط استرس گرمایی کاهش در مصرف خوراک است که نتیجه آن کاهش تولید شیر و چربی شیر است. معمولا در این شرایط بخاطر کاهش تولید شیر ما شاهد حتی افزایش غلظت چربی شیر نیز خواهیم بود، ولی در کل مقدار تولید چربی شیر تا حد زیادی کاهش خواهد یافت. در این شرایط خروجی انرژی شیر که اغلب مربوط به چربی است تا ۲ برابر کمتر از انرژی ورودی به بدن خواهد بود. با این حال اثرات کلی استرس گرمایی بر تولید چربی شیر منفی است در جایی که با تغییر در رفتار مصرف خوراک و افزایش سورت جیره شرایط تخمیری شکمبه تغییر خواهد کرد و نتیجه آن کاهش چربی شیر خواهد بود. در این شرایط افزایش سهم نمک جیره و نمک های معدنی پتاسیم و کلسیم می تواند به حفظ الکترولیت های بدن و به تخفیف اثرات تنش گرمایی کمک کند.مدیریت چربی شیر پایین در گله های نیمه صنعتی و کوچک: علت چربی شیر پایین در گله های کوچک و سنتی می تواند به نحوه خوراکدهی و عدم تأمین فیبر و یا تامین مقدار ناکافی پروتئین از جیره غذایی بازگردد. جیره گاوهای شیری باید رطوبت ۴۵ تا ۵۰ درصد داشته باشد و در زمانی که فقط کاه غلات تنها منبع علوفه جیره است تامین این مقدار میسر نیست و از سوی دیگر در کنسانتره گاوهای پرتولید که دامداران از کارخانجات خوراک دام تهیه می کنند پروتئین کنسانتره ۱۶ درصد توصیه کلی است. در حالی که این مقدار برای زمانی است که از یونجه خشک (با پروتئین ۱۵ تا ۱۶ درصد) نیز در جیره استفاده می شود. اما با مصرف سیلاژ ذرت یا کاه غلات که پروتئین پایینی دارد در این شرایط تأمین ناکافی پروتئین از جیره سبب کاهش رشد باکتری های تجزیه کننده فیبر در شکمبه شده و در نتیجه مقدار استات کافی تولید نشده و سنتز چربی شیر در غده پستان کاهش خواهد یافت. بنابراین بر خلاف واحدهای مدرن گاو شیری، ما مشاهده خواهیم کرد که در گله های کوچک با تولید حتی کمتر از 30 کیلوگرم در روز، چربی شیر کمتر از ۳/۲ درصد است. در این شرایط توصیه می شود به منبع پروتئینی توجه بشود که حیوان جیره کاملی مصرف کند که حداقل ۱۶ درصد پروتئین داشته باشد و همچنین علوفه خشک همچون کاه غلات و یا یونجه خشک یا اندازه قطعات ۳ تا ۵ سانتی متر به حیوان تغذیه شده و از دادن علوفه یونجه با کاه به شکل کامل و با قطعات درشت پرهیز شود.</description>
                <category>مستانه</category>
                <author>مستانه</author>
                <pubDate>Fri, 05 Jan 2024 15:12:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فیبر مؤثر در تغذیه نشخوارکنندگان (peNDF)</title>
                <link>https://virgool.io/@mastanee/%D9%81%DB%8C%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D8%A4%D8%AB%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%BA%D8%B0%DB%8C%D9%87-%D9%86%D8%B4%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-pendf-m8puaj1d6i30</link>
                <description>فیبر مؤثر در تغذیه نشخوارکنندگان بخشی از فیبر است که دام را به جویدن خوراک تحریک می کند و با عواملی از قبیل اندازه قطعات علوفه خوراک دام مرتبط است.فیبر مؤثر (peNDF) به میزان قابل توجهی بر فرآیند جویدن خوراک دام و فعالیت های شکمبه ای در دام تأثیر می گذارد. peNdf بخشی از فیبر است که دام را به جویدن خوراک تحریک می کند و با عواملی از قبیل اندازه قطعات علوفه خوراک دام مرتبط است. همگام با افزایش مقدار فیبر و مخصوصاً فیبر مؤثر موجود در علوفه خوراک دام ، مقدار ترشح بزاق و نسبت اسید استیک به پروپیونیک و مقدار چربی شیر و ثبات در PH شکمبه افزوده می شود. هنگام استفاده از جیره هایی با اندازه قطعات مطلوب و مقادیر مناسبی از NDF در تغذیه نشخوارکنندگان مقدار مصرف و قابلیت هضم خوراک دام آن افزایش می یابد و در کل به طور مطلوبی بر عملکرد دام تأثیر می گذارد. بر اساس توصیه های انجمن ملی تحقیقات (NRC) فیبر بایستی 25 درصد از ماده خشک جیره خوراک دام را به خود اختصاص دهد که دست کم 75 درصد آن فیبر باید از طریق علوفه تأمین شود. برای ارزیابی توزیع اندازه قطعات علوفه خوراک دام و همچنین محاسبه مقدار فیبر مؤثر در جیره می توان از الک پنسیلوانیا استفاده کرد. تاکنون به دلیل عدم وجود استانداردهای مطلوب و روش مناسب برای تعیین خصوصیات فیبر مؤثر هیچ توصیه خاصی در این زمینه ارائه نشده است.مقدمه ای بر اهمیت فیبر مؤثر در تغذیه نشخوارکنندگاندر تغذیه نشخوارکنندگان فیبر از اهمیت زیادی برخوردار است. حفظ سلامتی دام و عملکرد مطلوب شکمبه و ایجاد شرایط مطلوب از نظر فیزیولوژیکی از جمله وظایف فیبر به شمار می روند. فیبر را می توان تحت عنوان بخش غیرقابل هضم و یا بخشی از خوراک با قابلیت هضم کم و کاملاً غیر قابل دسترس تعریف نمود که در دستگاه گوارش دام فضای زیادی را اشغال می نماید. از نقطه نظر تغذیه ای فیبر دارای خصوصیات فیزیکی و شیمیایی می باشد که با عواملی از قبیل فرآیندهای مکانیکی هضم (جویدن خوراک و عبور) و تجزیه آنزیمی در طی فرآیند تخمیر مرتبط می باشد. مقدار فیبر جیره دام با شاخص های ADF و NDF بیان می شود. ADF شامل سلولز و لیگنین است و مقدار آن به شدت با عواملی از قبیل قابلیت هضم جیره مرتبط می باشد در حالیکه با مقدار مصرف خوراک توسط دام ارتباط کمی دارد. NDF شامل سلولز و همی سلولز و لیگنین موجود در خوراک دام می باشد و نسبت به ADF و فیبر خام به میزان بیشتری با حجم خوراک و فرآیند جویدن مرتبط می باشد.به طور کلی نشخوارکنندگان به فیبر مؤثر نیاز دارند که به طور قابل توجهی بر فرآیند جویدن خوراک دام و فعالیت های شکمبه ای در دام تأثیر می گذارد. فیبر مؤثر، دام را برای جویدن خوراک تحریک می کند. همگام با افزایش مقدار فیبر و مخصوصاً فیبر مؤثر در جیره، بر مقدار ترشح بزاق و نسبت اسید استیک به پروپیونیک افزوده می شود. استفاده از جیره هایی با اندازه قطعات مطلوب و مقادیر مناسبی از NDF، منجر به افزایش میزان مصرف خوراک دام و قابلیت هضم آن می شود و این امر به طور مطلوبی بر عملکرد دام تأثیر می گذارد. برای ارزیابی تأثیر فیبر مؤثر در تغذیه نشخوارکنندگان بایستی به فراسنجه هایی از قبیل فرآیند جویدن خوراک و PH شکمبه و مقدار مصرف خوراک دام و درصد چربی شیر توجه نمود. با استفاده از فیبر مؤثر می توان اطلاعاتی را در زمینه خصوصیات شیمیایی NDF و قطعات خوراک به دست آورد. بنابراین، این فراسنجه به عنوان معیاری کارآمد برای ارزیابی عملکرد شکمبه مورد توجه قرار می گیرد.اندازه قطعات علوفهبهبود اندازه قطعات علوفه خوراک دام را می توان به عنوان یکی از راهکارهای مهم تغذیه ای در گاوهای شیری در نظر گرفت. ذرات خوراک ریز، سریع از شکمبه عبور کرده و سبب تحریک کمتر دام برای جویدن خوراک و عملکرد آن می شود. به عبارت دیگر نتایج ناشی از مطالعات، حاکی از آن است که اندازه مناسب قطعات خوراک به دلیل افزایش سطح دسترسی آنزیم های میکروبی مؤثر برای تجزیه فیبر، هضم شکمبه ای را افزایش می دهد. نتایج ناشی از مطالعات یانگ و همکاران نشان می دهد که در گاوهای پرتولید، کاهش متوسط اندازه قطعات علوفه خوراک دام، میزان مصرف خوراک و تأمین مواد مغذی را افزایش می دهد. بنابراین، اندازه قطعات خوراک را باید به عنوان یکی از موضوعات مهم در تغذیه دام مورد توجه قرار داد ولی تعیین اندازه مناسب برای قطعات علوفه به طور عملی، امری سخت و دشوار می باشد.تأثیر peNDF بر عملکرد نشخوارکنندگانبرای ارزیابی تأثیر فیبر مؤثر بر دام بایستی به فراسنجه هایی از قبیل فرآیند جویدن خوراک، PH شکمبه، مقدار مصرف خوراک و درصد چربی شیر توجه نمود.تأثیر بر فرآیند جویدن و نشخوار خوراکفرآیند جویدن خوراک را بایستی به عنوان یکی از عوامل مؤثر بر مقدار تولید و ترشح بزاق در نظر گرفت. نوع علوفه، نسبت علوفه به کنسانتره، مقدار مصرف علوفه و وضعیت فیزیولوژیکی دام از جمله عوامل مؤثر بر این فرآیند به شمار می روند. مقدار فیبر و نسبت علوفه به کنسانتره، بر تراکم جیره و قابلیت هضم و میزان گوارش و مدت زمان نشخوار و کل مدت زمان جویدن خوراک و میزان عبور مواد هضم شده از شکمبه به نگاری تأثیر می گذارد. فیبر مؤثر، دام را به جویدن خوراک تحریک می کند، فرآیند جویدن خوراک توسط دام را افزایش می دهد و در نتیجه به افزایش ترشح بزاق منجر می شود که به عنوان یک عامل بافری و مؤثر در حفظ PH شکمبه و نسبت اسید استیک به پروپیونیک و مقدار چربی موجود در شیر عمل می نماید. مرتنس به این مطلب اشاره نمود که همگام با کاهش اندازه ذرات، فرآیند جویدن خوراک به ازای هر کیلوگرم از NDF کاسته می شود.اطلاعات ناشی از جدول (۱) به این مطلب اشاره می نماید که در اثر استفاده از جیره های حاوی علوفه آسیاب شده و یا علوفه با طول ذرات ریز، فرآیند جویدن خوراک در دام به میزان ۲۰ تا ۶۰ درصد نسبت به زمان استفاده از علوفه با ذرات بلند کاهش می یابد. مرتنس در مطالعات خود فرض نمود که بین طول ذرات علوفه و فرآیند جویدن خوراک یک رابطه تعریفی وجود دارد و با استفاده از آن ثابت شده که فعالیت جویدن دام وقتی ذرات علوفه با طول ۴۰، ۲۰، ۵ و ۱ میلیمتر را می خورد به ترتیب ۸۰، ۷۰، ۵۰ و ۲۵ خواهد بود.اندازه ذرات علوفه بر رفتار تغذیه ای دام تأثیر می گذارد. وجود یک محیط با ثبات در شکمبه منجر به رشد مطلوب جمعیت میکروبی موجود در آن می شود که این ویژگی خود در اثر یکنواختی تأمین مواد مغذی ایجاد می گردد. نتایج تحقیقات حاکی از آن است که بین مقدار مواد خوراکی باقیمانده روی سینی ۱۹ میلیمتری و فرآیند جویدن خوراک و رفتار تغذیه ای دام بیشترین همبستگی وجود دارد. رابطه بین اندازه ذرات جیره و فرآیند جویدن خوراک کاملاً خطی نیست. نشخوارکنندگان تمایل دارند از جیره های حاوی ذرات بلند و خشن حاوی مقادیر زیادی فیبر استفاده کنند که تأثیر زیادی روی تخمیر شکمبه می گذارد. به همین دلیل مهم کاربردی، تأثیر اندازه ذرات یا فیبر مؤثر فیزیکی روی فعالیت و رفتار خوراک خوردن دام، ضروری است.تأثیر بر PH شکمبهPH شکمبه را بایستی به عنوان یک عامل بسیار مهم و پراهمیت مورد توجه قرار داد زیرا به میزان قابل توجهی بر روند رشد جمعیت میکروبی شکمبه تأثیر می گذارد. رشد جمعیت میکروبی شکمبه روی میزان تولید محصولات ناشی از تخمیر میکروبی شکمبه و عملکرد فیزیولوژیکی آنها تأثیر می گذارد. مصرف کربوهیدرات های قابل تخمیر و نرخ تولید، جذب و مصرف اسیدهای چرب فرار از جمله عوامل مؤثر بر PH شکمبه به شمار می آیند. مناسب بودن PH شکمبه بسته به فعالیت های مختلف، متفاوت می باشد. به طور مثال نشاسته در PH 5.8 تا 6.4 هضم می شود ولی باکتری های مؤثر در تجزیه فیبر در PH 6.2 تا 6.8 به فعالیت می پردازند. برای تأمین نیاز همه اقدامات تغذیه ای بایستی PH شکمبه را در دامنه 5.8 تا 6.4 حفظ نمود. استفاده از جیره های حاوی مقادیر مطلوبی از فیبر مؤثر منجر به ایجاد اثبات در PH شکمبه و حفظ آن در محدوده 5.8 تا 6.4 می شود. PH شکمبه را می توان به عنوان یک شاخص برای ارزیابی سلامت شکمبه و عملکرد مطلوب آن مورد استفاده قرار داد.جیره های حاوی کربوهیدرات قابل تخمیر یا کربوهیدرات غیرفیبری (NFC) بالاتر منجر به تولید اسیدهای آلی بالاتر می شوند و از طرف دیگر peNDF به فعالیت جویدن و ترشح بزاق بالاتر منجر می شوند. جیره های متوازنی که سطح NFC و peNDF مناسب دارند هنگام تهیه جیره های TMR بهتر قابل دست یابی هستند تا تغذیه علوفه و کنسانتره به تنهایی.اردمان پس از انجام مطالعات خود به این مطلب اشاره نمود که بین PH شکمبه و مقدار چربی شیر هیچ رابطه ای وجود ندارد و همچنین وی مشاهده نمود که بین PH شکمبه و مقدار ADF موجود در جیره یک رابطه خطی وجود دارد. پیت و کورکرس با استفاده از اطلاعات ناشی از مطالعات انجام شده بر روی گوسفندان و گاوهای گوشتی و شیری مشاهده نمود که بین فیبر مؤثر و PH شکمبه و همچنین بین NDF و PH آن یک رابطه مطلوب موجود می باشد.تأثیر بر مقدار مصرف خوراک داماندازه ذرات خوراک و تعداد دفعات مصرف خوراک از عوامل مؤثر بر مقدار مصرف خوراک دام به شمار می آیند. این دو عامل خود تحت تأثیر ذرات و نسبت کنسانتره به علوفه جیره هستند. در گاوهای پرتولید، مقدار مصرف خوراک به منظور حفظ مقدار تولید شیر و سودمندی افزایش می یابد. سهولت در هیدرولیز NDF منجر به عبور سریع آن از شکمبه و افزایش مصرف اختیاری خوراک در دام می گردد.در گاوهای شیری پرتولید، تأثیر اندازه قطعات جیره و فیبر مؤثر بر میزان مصرف خوراک دام غالباً به میزان زیادی مورد بحث قرار گرفته اند که به دلیل تأثیر مثبت بر میزان پرشدگی شکمبه، میزان مصرف خوراک دام را افزایش می دهند.محققان پس از ترکیب نتایج ناشی از مطالعات مختلف به این مطلب رسیدند که تأثیر اندازه قطعات جیره بر مقدار مصرف خوراک، به نوع منبع علوفه و نسبت علوفه با کنسانتره و نوع کنسانتره بستگی دارد که این عوامل به میزان قابل توجهی بر فرآیند تجزیه شکمبه تأثیر می گذارند که تغییر در تجزیه شکمبه ای خود بازتابی از تأثیر عوامل مؤثر روی وضعیت شکمبه و فرآیند گوارش می باشند.تأثیر بر مقدار چربی شیرفیبر مؤثر نقش مهمی را در حفظ جمعیت میکروبی و افزایش بازده تخمیر شکمبه ای بر عهده دارد. استفاده از جیره های حاوی مقادیر زیادی از فیبر مؤثر به طور نامطلوبی بر مقدار تولید شیر و بازده خوراک تأثیر می گذارد. میزان تولید چربی شیر به طور مستقیم با مقدار محصولات ناشی از تخمیر شکمبه ای و عملکرد آن مرتبط می باشد. چربی شیر را می توان به عنوان یک شاخص برای ارزیابی سلامتی شکمبه و ارزیابی مطلوبیت مقدار فیبر موجود در جیره مورد استفاده قرار داد. با توجه به نتایج ناشی از استفاده از الک پنسیلوانیا، جیره گاوهای هلشتاین در اوایل تا اواسط شیردهی به منظور حفظ مقدار چربی شیر در گاوهای پرتولید، به مواردی از قبیل میزان مصرف فیبر موجود در جیره و فرآیند جویدن خوراک و ترشح بزاق و تخمیر شکمبه ای مرتبط است. استفاده از جیره های حاوی مقادیر زیادی از فیبر منجر به افزایش فرآیند جویدن خوراک و ترشح بزاق می گردد و زمینه مطلوبی را برای رشد میکروب های مؤثر در تجزیه سلولز و تولید اسید استیک ایجاد می نماید. اسید استیک یک پیش ساز لازم و ضروری برای چربی شیر به شمار می آید از این رو افزایش نسبت اسید استیک به پروپیونیک در مایعات شکمبه ای منجر به ساخت چربی شیر بیشتر می گردد.مرتنس پس از تغذیه دام ها با استفاده از جیره های حاوی مقادیر کمی از فیبر مؤثر توانست مجموعه ای از تغییر در فرآیندهایی مانند جویدن خوراک، ترشح بزاق، حالت بافری، کاهش PH شکمبه، تغییر در الگوی تخمیر شکمبه و کاهش نسبت اسید استیک به پروپیونیک را بررسی کرد و در نهایت به تغییر در روند سوخت و ساز و کاهش ساخت چربی شیر رسید. محققان پس از آنالیز رگرسیون بیان کردند که در گاوهای شیری بین مقدار چربی شیر و فرآیند جویدن خوراک یک همبستگی مثبت وجود دارد. بر اساس این تجزیه و تحلیل، گاوهای شیری بایستی با استفاده از جیره های حاوی مقادیر مطلوبی از فیبر مؤثر تغذیه شوند و برای تولید شیر با چربی 3.4 درصد باید بتوانند خوراک را به مدت 687 دقیقه در روز یا 30 دقیقه به ازای هر کیلوگرم ماده خشک بجوند و نشخوار کنند.توصیه هایی در مورد اندازه ذرات و قیبر مؤثر موجود در جیرهانجمن ملی تحقیقات (NRC) توصیه می نماید که مقدار NDF موجود در جیره گاوهای شیری بایستی در حدود 25 درصد ماده خشک جیره باشد که دست کم 75 درصد از این 25 درصد بایستی از طریق علوفه تأمین شده باشد. تاکنون به دلیل عدم وجود استانداردها و روش های معتبر برای شناسایی و ارزیابی خصوصیات فیبر مؤثر موجود در جیره، هیچ توصیه خاصی در این مورد ارائه نشده است. ارزیابی مقدار فیبر و توزیع اندازه قطعات خوراک را می توان به عنوان یک روش مطلوب و کارآمد برای اندازه گیری مقدار فیبر مؤثر موجود درجیره در نظر گرفت. با استناد به روش استفاده از الک پنسیلوانیا میزان نیاز گاوهای شیری به فیبر مؤثر در حدود 22 درصد ماده خشک جیره تخمین زده شده است و PH شکمبه مناسب هنگام استفاده از این فیبر در حدود 6 می باشد.هنگام ارزیابی جیره کاملاً مخلوط، مواد خوراکی باقیمانده روی سینی بالایی (بیشتر یا برابر 19 میلیمتر) بررسی می شود. به این دلیل که همبستگی مثبتی بین مقدار مصرف ماده خشک این بخش از خوراک و فرآیند نشخوار در دام ها وجود دارد و همچنین ثابت شده است که با مدت زمان کاهش PH شکمبه به مقدار کمتر از 5.8 نیز دارای همبستگی منفی می باشد.نتیجهشناسایی خصوصیات فیزیکی جیره یکی از موارد ضروری برای بهبود عملکرد تخمیر شکمبه به شمار می آید. نشخوارکنندگان به فیبر خشن نیاز دارند. این نوع فیبر به میزان قابل توجهی بر فرآیند جویدن خوراک و فعالیت های شکمبه تأثیر می گذارد. فیبر مؤثر بخشی از جیره است که دام را برای جویدن خوراک تحریک می کند و منجر به ترشح بزاق و تولید بافر و افزایش PH شکمبه می گردد. peNDF شاخصی است که با استفاده از آن می توان مقدار فیبر مؤثر موجود در جیره را مورد ارزیابی قرار داد.برای اندازه گیری peNDF موجود در جیره می توان از روش های مختلفی استفاده نمود که هر یک از آنها از نقطه نظر میزان کاربرد و اعتبار متفاوت می باشند. مقدار فیبر مؤثر موجود در هر یک از مواد خوراکی را می توان با استفاده از مقدار NDF و عامل مؤثر بودن فیزیکی محاسبه نمود. الک پنسیلوانیا یک ابزار رایج است که با استفاده از آن می توان توزیع اندازه قطعات خوراک را بیان و مقدار فیبر مؤثر موجود در جیره را مورد محاسبه قرار داد. تاکنون به دلیل عدم وجود یک استاندارد و یک روش معتبر برای شناسایی و ارزیابی خصوصیات فیزیکی فیبر موجود در جیره، هیچ توصیه خاصی ارائه نشده است. کاهش مناسب اندازه قطعات علوفه ممکن است از مقدار فیبر مؤثر موجود در جیره بکاهد اما در مقابل بر مقدار مصرف خوراک و قابلیت هضم آن و همچنین مقدار اسیدهای چرب فرار موجود در شکمبه بیافزاید. کاهش بروز رفتارهای جداسازی خوراک توسط دام و افزایش میزان مصرف فیبر می گردد. بین اندازه قطعات جیره و فرآیند جویدن خوراک که خود بر PH شکمبه تأثیر می گذارد، رابطه زیادی وجود دارد.هنگام تغذیه دام ها با جیره های حاوی مقادیر مطلوبی از NDF، موارد دیگر مانند مقدار کربوهیدرات های قابل تخمیر هستند که نقش مهم تری پیدا می کنند.</description>
                <category>مستانه</category>
                <author>مستانه</author>
                <pubDate>Wed, 24 May 2023 13:54:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استراتژی های ارزیابی کتوز در گله</title>
                <link>https://virgool.io/@mastanee/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D9%88%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D9%84%D9%87-xcjk5xbmhjqd</link>
                <description>تشخیص کتوز در گله نیازمند یک رویکرد تشخیصی متفاوت نسبت به تشخیص کتوز به صورت انفرادی در گاو دارد. مقایسه نتایج BHBA خون حاصل از تعداد کمی از گاوها در یک محدوده طبیعی مناسب نیست. آزمون های مبتنی بر گله با استفاده از نمونه گیری های 12 عددی یا بیشتر از حیوانات در معرض خطر کتوز باید انجام شود (در حدود 5 تا 50 روزگی شیردهی9 و سپس نسبت گاوهایی که بالاتر از نقطه برش 14.4 میلی گرم در دسی لیتر بودند می بایست ارزیابی شود. سطح هشدار دهنده برای نسبت گاوهایی که بالای این نقطه برش قرار دارند به خوبی و دقت تعریف نشده است. نتایج مطالعات منتشر شده نشان دهنده این است که به طور میانگین شیوع کتوز در حدود 15 درصد می باشد و داده های بالینی خود من هم شیوع کتوز را در حدود 15 درصد نشان می دهد. بر اساس این اطلاعات من پیشنهاد می کنم که از 10 درصد به عنوان سطح هشدار دهنده برای آزمون کتوز بر اساس گله استفاده شود.در طول نه سال گذشته من وضعیت کتوز را در 1047 گاو از 74 گله بهعنوان بخشی از اقدامات بالینی که بصورت منظم برای دامداران انجام می دهم مورد ارزیابی قرار دادم. این یک روش نمونه گیری آسان از گله است (نمونه گیری تصادفی نیست) و بسیاری از این گله ها نیز در حال حاضر به عنوان گله های دارای پتانسیل مشکل کتوز بر اساس علائم بالینی شناسایی شده اند.شیوع کلی کتوز در این گله ها 15.7 درصد بود و در 26 درصد از گله های ارزیابی شده شیوع کتوز پایین تر از 10 درصد را از خود نشان دادند. نتایج بدست آمده نشان می دهد که سطح هشدار پایین تر از 10 درصد دست یافتنی و مناسب می باشد.ارزیابی حداقل 12 گاو در هر گله بسیار مهم می باشد. این تعداد از حجم نمونه می بایست تمامی آزمایشات مورد نیاز بر روی آنها انجام شود و یا اینکه تمامی گاوهای واجد شرایط (یعنی گاوهای بین 5 تا 50 روز شیردهی) در گله های کوچک و یا متوسط مورد ارزیابی قرار گیرند. بازدید از گله دوم نیز گاهی اوقات مورد نیاز است قبل از حداقل 12 گاو می توان نمونه برداری کرد.  در گله های بزرگ (بیشتر از 250 راس گاو) حجم نمونه مناسب تقریبا همیشه در بازدید از یک گله امکان پذیر است.دستورالعمل برای تفسیر نتایج BHBA خون در شکل 1 نشان داده شده است. میانگین غلظت BHBA برای گروه محاسبه نشده است و به جای آن نسبت گاوهای بالای نقطه برش 14.4 میلی گرم به ازای هر دسی لیتر محاسبه و نشان داده شده است. این نسبت سپس با سطح هشدار 10 درصد با استفاده از فاصله اطمینان 75 درصد مقایسه شده است. حجم نمونه برداری بالاتر از 12 گاو از هر گله می تواند اعتماد به نفس بیشتری در تفسیر نتایج در شرایطی که نزدیک به سطح هشدار باشد به ما می دهد. البته بدیهی است که با بالاتر رفتن حجم نمونه ما شاهد افزایش هزینه ها خواهیم بود. نمونه برداری اضافی از گاوها در شرایطی که نتایج نزدیک به سطح هشدار می باشد توصیه می شود و یا در زمانی که نتایج آزمون در گله از علائم بالینی مشاهده شده در گله پشتیبانی نمی کند.در 53 گله از 74 مورد اندازه نمونه برداری کافی جهت ارزیابی وضعیت کتوز در گله وجود داشت (شکل 2). چهارده گله (26 درصد) به عنوان گله های از نظر کتوز منفی طبقه بندی شدند (یعنی هیچ کدام از دوازده گاو مورد آزمایش کتوز نداشتند)، 18 گله به عنوان در شرایط مرز و 21 گله (40 درصد) به عنوان گله های با کتوز مثبت طبقه بندی شدند (از 12 گاو مورد آزمایش 3 یا تعداد بیشتری از گاوها از خود کتوز را بروز دادند). هر یک از 12 گله از نظر کتوز مثبت شواهد بالینی دیگری برای تشخیص کتوز را هم دارا بودند.استراتژی های آزمون و شناسایی کتوز برای توصیف و شناسایی گله های با شیوع بالا و یا بسیار پایین کتوز طراحی شده اند (شکل 3). به بیان ساده می توان گفت که برنامه های تغذیه ای خوب گاوها در دوره انتقال برای جلوگیری از بروز کتوز بسیار مهم و کاربردی می باشد.در حدود 4 درصد از گاوها تست شده برای کتوز غلظت بالای BHBA خون (بالاتر از 30 میلی گرم در هر دسی لیتر) را داشتند. من به شخصه گاوهایی را برای کتوز مورد آزمایش قرار داده ام که علائمی از بیماری را از خود نشان نمی دادند، در حالی که در نتایج بدست آمده میزان بالایی از کتوز در آن ها تشخیص داده شد. در حالی که ممکن است تعداد اندکی از گاوهای با BHBA خون بالا بدون علامت باشند ولی بسیاری از این گاوها باید به صورت کتوتیک بالینی تشخیص داده شوند. در هفت گله ای که بوسیله من مورد ارزیابی قرار گرفته بود بیش از یک گاو در هر دسته با BHBA خیلی بالای خون وجود داشت؛ و این گله ها به عنوان گله های با مشکل کتوز طبقه بندی می شدند. همچنین آن ها یک مشکل ظاهری برای شناخت بیماری در اوایل شیردهی گاو داشتند.</description>
                <category>مستانه</category>
                <author>مستانه</author>
                <pubDate>Wed, 22 Mar 2023 10:57:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>Effects of Tanniferous Sainfoin and Acacia mearnsii extract on Urinary N Excretion and Ammonia Volatilization From the Slurry of Dairy Cows</title>
                <link>https://virgool.io/@mastanee/effects-of-tanniferous-sainfoin-and-acacia-mearnsii-extract-on-urinary-n-excretion-and-ammonia-volatilization-from-the-slurry-of-dairy-cows-twxoltfpn047</link>
                <description>This study examined whether the effects of the tanniferous extract of Acacia mearnsii on N partitioning in dairy cows and ammonia (NH3) volatilization from their excreta, are additive to that of the tanniferous legume sainfoin (Onobrychis viciifolia)  and remain consistent when supplemented to different silage types with  varying crude protein (CP) content. In a 6 × 6 Latin Square arrangement,  six multiparous Holstein cows (milk yield: 36.6 ± 3.9 kg/d; 70 ± 13 d  in milk) were assigned randomly to six treatments. The experiment  included a 14-d adaptation and a 7-d data collection period, where  intake, milk yield, and composition were recorded daily and excreta were  collected. Cows had ad libitum access to one of six total mixed rations containing [dry matter (DM) basis] 760 g/kg DM silage. The silages were rich in either sainfoin (180 g/kg CP of DM), ryegrass (118 g/kg CP) or clover (220 g/kg CP). Each silage was supplemented with 20 g/kg DM of Acacia mearnsii extract or straw meal. The effects on N partitioning, ruminal volatile fatty acids (VFA) and microbiota, and NH3 volatilization from slurry reconstituted from fresh urine and feces  were determined. The sainfoin-based diet reduced the apparent  digestibility of organic matter, acid detergent fiber, and N compared  with the ryegrass- and clover-based diets (P&lt;0.001). Acacia reduced  the DM intake (P&lt;0.05) and apparent digestibility of organic matter  and N across all silage types (P&lt;0.01). The digestibility of neutral  detergent fiber was reduced with sainfoin, and ryegrass with Acacia  (Silage × Acacia P&lt;0.05). Acacia reduced the ruminal acetate  proportion (P&lt;0.05) but did not affect ruminal propionate and  n-butyrate or the microbiota composition. With ryegrass, the rumen fluid  had lower acetate (P&lt;0.001) and greater n-butyrate proportions  (P&lt;0.01) compared to sainfoin and clover, lower propionate  proportions as compared with sainfoin (P&lt;0.05), and the lowest blood  urea N concentration (P&lt;0.001). Acacia reduced energy-corrected milk  yield (P&lt;0.05). Milk protein content was reduced with the sainfoin  diet (P&lt;0.05). Sainfoin (compared to clover) and Acacia  supplementation shifted the N excretion from urine to feces and  decreased urinary urea N excretion and NH3 volatilization  from the slurry (P&lt;0.05). The effects of the two tannin sources were  widely additive in mitigating urinary urea N and NH3  volatilization. The results illustrate that combinatory N-abatement  measures based on different CT sources are efficient, but supplementing  Acacia resulted in decreasing dry matter intake and milk production,  while sainfoin supplementation resulted in lower organic matter  digestibility.</description>
                <category>مستانه</category>
                <author>مستانه</author>
                <pubDate>Sun, 22 Jan 2023 10:51:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تنش گرمایی و کیفیت پوسته</title>
                <link>https://virgool.io/@mastanee/%D8%AA%D9%86%D8%B4-%DA%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%88-%DA%A9%DB%8C%D9%81%DB%8C%D8%AA-%D9%BE%D9%88%D8%B3%D8%AA%D9%87-yajzukwozlhf</link>
                <description>تنش گرمایی و کیفیت پوستهدرجه حرارت محیطی در اکثر نواحی گرمسیری دراغلب اوقات سال تقریبا بالاتر از مقدار مطلوب در اغلب برای پرورش مرغ های تخمگذار است زیانی که در نتیجه کیفیت پایین پوسته به این صنعت وارد می شود قابل توجه است راهکارهای تغذیه ای متعددی برای کمک به کاهش این مشکل در دسترس می باشند صنعت پرورش طیور هندوستان در محدوده وسیعی از شرایط زراعی – اقلیمی از گرم و مرطوب در ناحیه ساحلی تا هوای بسیار گرم و خشک در مرکز هند گسترده شده است بخش های زیادی از این کشور دماهای 35 تا 43 درجه سانتی گراد را از فوریه تا جولای شاهد می باشند درجه حرارت محیطی مطلوب برای مرغهای تخمگذار بین 13 تا 23 درجه سانتی گراد است تنش گرمایی مرگ و میر را افزایش داده مصرف غذا تولید و وزن تخم مرغ و کیفیت پوسته را کاهش می دهد کاهش کیفیت پوسته تخم مرغ در اثر تنش گرمایی ، به خصوص درمرغهای تخمگذار مسن ، احتمال شکستگی پوسته و الوده شدن سایر تخم مرغهای با کیفیت را افزایش می دهد ماندگاری تخم مرغهایی که به این صورت آلوده شده اند به دلایل تغییرات میکروبی و فیزیکوشیمیایی کاهش یافته از طرف دیگر بازار پسندی آن نیز پایین می آید بررسی انجام شده در سال 1977 نشان داد که وقوع نرمی پوسته یا تخم مرغهای بدون پوسته و غیره بین 4/2 تا 1/16 درصد از کل تخم مرغهای جمع آوری شده متغیر بود وقوع نقایص پوسته و شکستگی تخم مرغها در مناطق خشک و گرمسیر به بیش از 21 درصد از کل تخم مرغهای تولیدی افزایش یافت از آنجایی که درجه حرارت محیطی در کشورهای گرمسیر تقریبا همیشه در بخش عمده ای از سال بالاتر از حد مطلوب برای مرغهای تخمگذار است زیان وارده به صنعت پرورش مرغهای تخمگذار به دلیل کیفیت ضعیف پوسته چشمگیر است .اثرات زیانبار تنش گرمایی بر کیفیت پوسته تخم مرغدر مدت تنش گرمایی مصرف کلسیم به طور مستقیم در نتیجه افت مصرف غذا کاهش می یابد که این مسئله باز جذب استخوانی و درنتیجه هیپر فسفاتمی را تحریک می کند این حالت مانع از تشکیل کربنات کلسیم در غده پوسته ساز مرغهای تخم گذار می شود. عمل طبیعی غذا خوردن مرغهای تخمگذار درهنگام صبح ، مواد غذایی تشکیل دهنده پوسته تخم مرغ را برای پرندگان غیر قابل دسترس می کند بخش عمده کلسیم از طریق دوازدهه در خلال 30 دقیقه پس ازغذا خوردن جذب می شود مرحله حساس تشکیل پوسته تخم مرغ غالبا بین 10 تا 12 ساعت پس از تخمگذاری درهنگام شب انجام می گیرد زمانی که مصرف غذا ناچیز است و این امکان وجود دارد که قابلیت دسترسی به کلسیم خون در حساسترین دوره تشکیل پوسته سریعا کاهش پیدا کند با اینکه بخشی ازذرات ریز پوسته در سنگدان جای میگیرند ولی هنگامی که سایر مواد مغذی همچون ویتامین D3 اسیدهای آمینه و فسفر در دستگاه گوارش وجود نداشته باشند جذب آنها از مجرای گوارشی به خوبی انجام نمی شود پرندگان صرفا با کلسیم استخوانی و در غیاب منبع جیره ای قادر به حفظ مناسب فرآیند آهکی شدن پوسته حتی برای یک روز نمی باشند . عیب دیگر غذا دادن در هنگام صبح اثر گرمازایی بالای آن می باشد که اغلب با زمان افزایش حرارت محیطی مصادف می شود در ضمن این اثر دردرجه حرارت محیطی بالاتر نسبت به 20 درجه سانتی گراد به مدت طولانی دامه می یابد . هیپرترمی در پرندگان موجب نفس نفس زدن و آلکالوز تنفسی می گردد دراین وضعیت غلظت CO2 پلاسما کاهش می یابد ودراین هنگام برای باز گرداندن PH خون به مقدار طبیعی حذف خارجی یون بی کربنات ادامه می یابد آلکالوز تنفسی ضمن آنکه دفع بی کربنات را از طریق کلیه ها افزایش می دهد منجر به رقابت مستقیم بین کلیه و رحم برای جذب این یون نیز می شود که در پی آن ضخامت پوسته تخم مرغ کاهش می یابد . به موجب تنش گرمایی ، تمرکز فعالیت کربنیک انهیدراز دررحم کاهش می یابد ودر نتیجه ذخیره پوسته تخم مرغ مختل می شود .  زیادی کلر در جیره غلظت بی کربنات خون را که نقش مهمی در آهکی شدن پوسته تخم مرغ دارد کاهش می دهد همچنین این موضوع اثرات زیانبار تنش گرمایی بر مرغهای تخمگذار را هرچه بیشتر تشدید می کند .   دراثر تنش گرمایی خون بیشتری به سوی بافت های محیطی منحرف می شود که با کاهش جریان خون دراندام های داخلی مثل اویدوکت ، همراه است و در نتیجه منجر به تضعیف کیفیت پوسته می گردد . شکل فعال ویتامین درسنتز پروتئین متصل به کلسیم که جهت تعادل کلسیم و فسفر در مدت تشکیل پوسته ضروری است دخالت دارد توانایی مرغ های تخمگذار برای تبدیل ویتامین D3 به شکل فعال آن در مدت تنش گرمایی کاهش می یابد . اسید اسکوربیک برای سنتز ماتریکس آلی پوسته تخم مرغ ضروری است این ماده ضروری اثرات بیماری زایی تنش گرمایی را با کاهش غلظت کورتیکوسترون پلاسما در پرنده پایین می اورد توانایی پرندگان برای سنتز اسید اسکوربیک در خلال تنش گرمایی کاهش می یابد . نیاز جوجه های در حال رشد به پتاسیم در حرارت های محیطی بالاتر افزایش می یابد نتایج تحقیقات افزایش نیاز به پتاسیم جیره ای از 4/0 درصد به 6/0درصد رامقارن با افزایش درجه حرارت محیطی از 7/25 به 8/37 درجه سانتی گراد را نشان می دهد .   تنش گرمایی ذخیره کردن چربی را تشدید می کند که در واقع باعث تقویت اثرات زیان بار آن می شود .راهکارهای تغذیه ای کاهش تنش گرمایی در مرغهای تخمگذارشیوه مطلوب کاهش اثرات بیماری زای تنش گرمایی با نگهداری پرندگان در جایگاه هایی با محیط کنترل شده قابل انجام است پرورش مرغهای تخمگذار تجاری درمحیط کنترل شده که در کشورهای توسعه یافته اجرا می شود در کشورهای در حال توسعه عملی نیست بنابراین اتخاذ نامطلوب تنش گرمایی بر کیفیت پوسته را کاهش خواهد داد که در نتیجه آن سود ناخالص مزرعه دار افزایش می یابد .افزایش تراکم ماده مغذی درجیره روشی رایج در تغذیه مرغهای تخمگذار در طول تابستان است که تولید و وزن تخم مرغ و نه کیفیت پوسته را بهتر می کند محتوای انرژی جیره ها با اضافه کردن چربی افزایش داده می شود در حالی که سرعت عبور غذا در مجرای گوارشی کاهش می یابد درنتیجه بهره وری از غذا بالا می رود .مکمل چربی درجیره های طیوری که در درجه حرارت محیطی بالا قرار دارند تنش گرمایی را به حداقل رسانده واین حالت به دلیل مقادیر کمتر حرارت افزایشی ناشی از چربی می باشد . غذادهی پرندگان در هنگام غروب ذخیره یکنواختی از کلسیم مورد نیاز برای شکل گیری مناسب پوسته تخم مرغ را تامین خواهد کرد که درنتیجه آن کیفیت خوب پوسته در طول ماه های تابستان حفظ می شود . در ماه های تابستان برای مرغهای تخمگذار مسن ، کلسیم اضافی باید به نسبت 1 گرم به ازای هر پرنده به شکل صدف خرد شده یا سنگ اهک عرضه شود مقدار مکمل بالاتر و بیشتر از مقدار معمولی کلسیم جیره ای که برای مرغهای تخمگذار توصیه می شود می باشد .  اندازه مطلوب ذرات منابع کلسیمی بایدبه صورتی حفظ شود که کلسیم مورد نیاز در زمان تشکیل پوسته را تامین نماید حداقل اندازه منبع کلسیم برای افزایش ابقا در سنگدان در حدود 1 میلی متر است .  میزان فسفر غیر فیتینی را باید در حد 3/0 درصد به نسبت 10:1 با کلسیم جیره محدود کرد . آب آشامیدنی کربناته می تواند تنش گرمایی در طیور را کاهش دهد این آب به تعادل اسید و باز کمک نموده همچنین مصرف آب را حدود 25 درصد درمدت تنش گرمایی افزایش دهد . مکمل جیره ای بی کربنات سدیم و اسید اسکوربیک اثرات شدید محدوده دمایی بالا را بر عملکرد مرغهای تخمگذار کم می کند 250 میلی گرم اسید اسکوربیک در کیلوگرم جیره مرغ های تخمگذار تولک رفته تولید تخم مرغ وکیفیت پوسته تخم مرغ را به واسطه افزایش جذب روده ای کلسیم یا از طریق افزایش باز جذب کلسیم استخوان به واسطه تولید بهتر می کند .  تنش گرمایی احتیاج متا بولیک برای بی کربنات ، ویتامین D3 و پتاسیم را افزایش می دهد بنابراین مکمل جیره ای و یا آبی ازبی کربنات ها ویتامین D3 و نمک های پتاسیم کیفیت پوسته تخم مرغ را در خلال تنش گرمایی بهتر می کند .از آنجا که بیشتر اثرات بیماری زای تنش گرمایی به دلیل هیپرترمی هستند هر یک ازعوامل شیمی درمانی مثل اسید سالیسیلیک ، آسپرین و غیره ممکن است حرارت بدن مرغهای تخمگذار را در طول تنش گرمایی کاهش داده در نتیجه اثرات زیانبارش را تخفیف دهند اما استفاده ازاین ترکیبات در جیره های طیور به جنبه اقتصادی مکمل بستگی دارد .خورانیدن آگونیست ها یا آنتاگونیست هایی از کاته کولامین ها مانند آسپارتات منیزیم ،سولفات روی ، دیازپام ، متیراپون یا کلونیدین سطح خونی کاته کولامین ها را طی تنش گرمایی کاهش میدهد در نتیجه کیفیت مطلوب پوسته در طول حرارت های محیطی بالا حفظ می شود .</description>
                <category>مستانه</category>
                <author>مستانه</author>
                <pubDate>Sun, 22 Jan 2023 10:07:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فیبر مؤثر در تغذیه نشخوارکنندگان</title>
                <link>https://virgool.io/@mastanee/%D9%81%DB%8C%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D8%A4%D8%AB%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%BA%D8%B0%DB%8C%D9%87-%D9%86%D8%B4%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-kczmjxizz12i</link>
                <description>فیبر مؤثر (peNDF) به میزان قابل توجهی بر  فرآیند جویدن خوراک دام و فعالیت های شکمبه ای در دام تأثیر می گذارد.  peNdf بخشی از فیبر است که دام را به جویدن خوراک تحریک می کند و با عواملی  از قبیل اندازه قطعات علوفه خوراک دام مرتبط است. همگام با افزایش مقدار  فیبر و مخصوصاً فیبر مؤثر موجود در علوفه خوراک دام ، مقدار ترشح بزاق و  نسبت اسید استیک به پروپیونیک و مقدار چربی شیر و ثبات در PH شکمبه افزوده  می شود. هنگام استفاده از جیره هایی با اندازه قطعات مطلوب و مقادیر مناسبی  از NDF در تغذیه نشخوارکنندگان مقدار مصرف و قابلیت هضم خوراک دام آن  افزایش می یابد و در کل به طور مطلوبی بر عملکرد دام تأثیر می گذارد. بر  اساس توصیه های انجمن ملی تحقیقات (NRC) فیبر بایستی 25 درصد از ماده خشک  جیره خوراک دام را به خود اختصاص دهد که دست کم 75 درصد آن فیبر باید از  طریق علوفه تأمین شود. برای ارزیابی توزیع اندازه قطعات علوفه خوراک دام و  همچنین محاسبه مقدار فیبر مؤثر در جیره می توان از الک پنسیلوانیا استفاده  کرد. تاکنون به دلیل عدم وجود استانداردهای مطلوب و روش مناسب برای تعیین  خصوصیات فیبر مؤثر هیچ توصیه خاصی در این زمینه ارائه نشده است.مقدمه ای بر اهمیت فیبر مؤثر در تغذیه نشخوارکنندگاندر تغذیه نشخوارکنندگان فیبر از اهمیت  زیادی برخوردار است. حفظ سلامتی دام و عملکرد مطلوب شکمبه و ایجاد شرایط  مطلوب از نظر فیزیولوژیکی از جمله وظایف فیبر به شمار می روند. فیبر را می  توان تحت عنوان بخش غیرقابل هضم و یا بخشی از خوراک با قابلیت هضم کم و  کاملاً غیر قابل دسترس تعریف نمود که در دستگاه گوارش دام فضای زیادی را  اشغال می نماید. از نقطه نظر تغذیه ای فیبر دارای خصوصیات فیزیکی و شیمیایی  می باشد که با عواملی از قبیل فرآیندهای مکانیکی هضم (جویدن خوراک و عبور)  و تجزیه آنزیمی در طی فرآیند تخمیر مرتبط می باشد. مقدار فیبر جیره دام با  شاخص های ADF و NDF بیان می شود. ADF شامل سلولز و لیگنین است و مقدار آن  به شدت با عواملی از قبیل قابلیت هضم جیره مرتبط می باشد در حالیکه با  مقدار مصرف خوراک توسط دام ارتباط کمی دارد. NDF شامل سلولز و همی سلولز و  لیگنین موجود در خوراک دام می باشد و نسبت به ADF و فیبر خام به میزان  بیشتری با حجم خوراک و فرآیند جویدن مرتبط می باشد.به طور کلی نشخوارکنندگان به فیبر مؤثر  نیاز دارند که به طور قابل توجهی بر فرآیند جویدن خوراک دام و فعالیت های  شکمبه ای در دام تأثیر می گذارد. فیبر مؤثر، دام را برای جویدن خوراک تحریک  می کند. همگام با افزایش مقدار فیبر و مخصوصاً فیبر مؤثر در جیره، بر  مقدار ترشح بزاق و نسبت اسید استیک به پروپیونیک افزوده می شود. استفاده از  جیره هایی با اندازه قطعات مطلوب و مقادیر مناسبی از NDF، منجر به افزایش  میزان مصرف خوراک دام و قابلیت هضم آن می شود و این امر به طور مطلوبی بر  عملکرد دام تأثیر می گذارد. برای ارزیابی تأثیر فیبر مؤثر در تغذیه  نشخوارکنندگان بایستی به فراسنجه هایی از قبیل فرآیند جویدن خوراک و PH  شکمبه و مقدار مصرف خوراک دام و درصد چربی شیر توجه نمود. با استفاده از  فیبر مؤثر می توان اطلاعاتی را در زمینه خصوصیات شیمیایی NDF و قطعات خوراک  به دست آورد. بنابراین، این فراسنجه به عنوان معیاری کارآمد برای ارزیابی  عملکرد شکمبه مورد توجه قرار می گیرد.اندازه قطعات علوفهبهبود اندازه قطعات علوفه خوراک دام را می  توان به عنوان یکی از راهکارهای مهم تغذیه ای در گاوهای شیری در نظر گرفت.  ذرات خوراک ریز، سریع از شکمبه عبور کرده و سبب تحریک کمتر دام برای جویدن  خوراک و عملکرد آن می شود. به عبارت دیگر نتایج ناشی از مطالعات، حاکی از  آن است که اندازه مناسب قطعات خوراک به دلیل افزایش سطح دسترسی آنزیم های  میکروبی مؤثر برای تجزیه فیبر، هضم شکمبه ای را افزایش می دهد. نتایج ناشی  از مطالعات یانگ و همکاران نشان می دهد که در گاوهای پرتولید، کاهش متوسط  اندازه قطعات علوفه خوراک دام، میزان مصرف خوراک و تأمین مواد مغذی را  افزایش می دهد. بنابراین، اندازه قطعات خوراک را باید به عنوان یکی از  موضوعات مهم در تغذیه دام مورد توجه قرار داد ولی تعیین اندازه مناسب برای  قطعات علوفه به طور عملی، امری سخت و دشوار می باشد.تأثیر peNDF بر عملکرد نشخوارکنندگانبرای ارزیابی تأثیر فیبر مؤثر بر دام  بایستی به فراسنجه هایی از قبیل فرآیند جویدن خوراک، PH شکمبه، مقدار مصرف  خوراک و درصد چربی شیر توجه نمود.تأثیر بر فرآیند جویدن و نشخوار خوراکفرآیند جویدن خوراک را بایستی به عنوان  یکی از عوامل مؤثر بر مقدار تولید و ترشح بزاق در نظر گرفت. نوع علوفه،  نسبت علوفه به کنسانتره، مقدار مصرف علوفه و وضعیت فیزیولوژیکی دام از جمله  عوامل مؤثر بر این فرآیند به شمار می روند. مقدار فیبر و نسبت علوفه به  کنسانتره، بر تراکم جیره و قابلیت هضم و میزان گوارش و مدت زمان نشخوار و  کل مدت زمان جویدن خوراک و میزان عبور مواد هضم شده از شکمبه به نگاری  تأثیر می گذارد. فیبر مؤثر، دام را به جویدن خوراک تحریک می کند، فرآیند  جویدن خوراک توسط دام را افزایش می دهد و در نتیجه به افزایش ترشح بزاق  منجر می شود که به عنوان یک عامل بافری و مؤثر در حفظ PH شکمبه و نسبت اسید  استیک به پروپیونیک و مقدار چربی موجود در شیر عمل می نماید. مرتنس به این  مطلب اشاره نمود که همگام با کاهش اندازه ذرات، فرآیند جویدن خوراک به  ازای هر کیلوگرم از NDF کاسته می شود.اندازه ذرات علوفه بر رفتار تغذیه ای دام  تأثیر می گذارد. وجود یک محیط با ثبات در شکمبه منجر به رشد مطلوب جمعیت  میکروبی موجود در آن می شود که این ویژگی خود در اثر یکنواختی تأمین مواد  مغذی ایجاد می گردد. نتایج تحقیقات حاکی از آن است که بین مقدار مواد  خوراکی باقیمانده روی سینی ۱۹ میلیمتری و فرآیند جویدن خوراک و رفتار تغذیه  ای دام بیشترین همبستگی وجود دارد. رابطه بین اندازه ذرات جیره و فرآیند  جویدن خوراک کاملاً خطی نیست. نشخوارکنندگان تمایل دارند از جیره های حاوی  ذرات بلند و خشن حاوی مقادیر زیادی فیبر استفاده کنند که تأثیر زیادی روی  تخمیر شکمبه می گذارد. به همین دلیل مهم کاربردی، تأثیر اندازه ذرات یا  فیبر مؤثر فیزیکی روی فعالیت و رفتار خوراک خوردن دام، ضروری است.تأثیر بر PH شکمبهPH شکمبه را بایستی به عنوان یک عامل  بسیار مهم و پراهمیت مورد توجه قرار داد زیرا به میزان قابل توجهی بر روند  رشد جمعیت میکروبی شکمبه تأثیر می گذارد. رشد جمعیت میکروبی شکمبه روی میزان تولید محصولات ناشی از تخمیر میکروبی شکمبه و عملکرد  فیزیولوژیکی آنها تأثیر می گذارد. مصرف کربوهیدرات های قابل تخمیر و نرخ  تولید، جذب و مصرف اسیدهای چرب فرار از جمله عوامل مؤثر بر PH شکمبه به  شمار می آیند. مناسب بودن PH شکمبه بسته به فعالیت های مختلف، متفاوت می  باشد. به طور مثال نشاسته در PH 5.8 تا 6.4 هضم می شود ولی باکتری های مؤثر  در تجزیه فیبر در PH 6.2 تا 6.8 به فعالیت می پردازند. برای تأمین نیاز  همه اقدامات تغذیه ای بایستی PH شکمبه را در دامنه 5.8 تا 6.4 حفظ نمود.  استفاده از جیره های حاوی مقادیر مطلوبی از فیبر مؤثر منجر به ایجاد اثبات  در PH شکمبه و حفظ آن در محدوده 5.8 تا 6.4 می شود. PH شکمبه را می توان به  عنوان یک شاخص برای ارزیابی سلامت شکمبه و عملکرد مطلوب آن مورد استفاده  قرار داد.جیره های حاوی کربوهیدرات قابل تخمیر  یا کربوهیدرات غیرفیبری (NFC) بالاتر منجر به تولید اسیدهای آلی بالاتر می  شوند و از طرف دیگر peNDF به فعالیت جویدن و ترشح بزاق بالاتر منجر می  شوند. جیره های متوازنی که سطح NFC و peNDF مناسب دارند هنگام تهیه جیره  های TMR بهتر قابل دست یابی هستند تا تغذیه علوفه و کنسانتره به تنهایی.اردمان پس از انجام مطالعات خود به این  مطلب اشاره نمود که بین PH شکمبه و مقدار چربی شیر هیچ رابطه ای وجود ندارد  و همچنین وی مشاهده نمود که بین PH شکمبه و مقدار ADF موجود در جیره یک  رابطه خطی وجود دارد. پیت و کورکرس با استفاده از اطلاعات ناشی از مطالعات  انجام شده بر روی گوسفندان و گاوهای گوشتی و شیری مشاهده نمود که بین فیبر  مؤثر و PH شکمبه و همچنین بین NDF و PH آن یک رابطه مطلوب موجود می باشد.تأثیر بر مقدار مصرف خوراک داماندازه ذرات خوراک و تعداد دفعات مصرف  خوراک از عوامل مؤثر بر مقدار مصرف خوراک دام به شمار می آیند. این دو عامل  خود تحت تأثیر ذرات و نسبت کنسانتره به علوفه جیره هستند. در گاوهای  پرتولید، مقدار مصرف خوراک به منظور حفظ مقدار تولید شیر و سودمندی افزایش  می یابد. سهولت در هیدرولیز NDF منجر به عبور سریع آن از شکمبه و افزایش  مصرف اختیاری خوراک در دام می گردد.در گاوهای شیری پرتولید، تأثیر اندازه  قطعات جیره و فیبر مؤثر بر میزان مصرف خوراک دام غالباً به میزان زیادی  مورد بحث قرار گرفته اند که به دلیل تأثیر مثبت بر میزان پرشدگی شکمبه،  میزان مصرف خوراک دام را افزایش می دهند.محققان پس از ترکیب نتایج ناشی از مطالعات  مختلف به این مطلب رسیدند که تأثیر اندازه قطعات جیره بر مقدار مصرف  خوراک، به نوع منبع علوفه و نسبت علوفه با کنسانتره و نوع کنسانتره بستگی  دارد که این عوامل به میزان قابل توجهی بر فرآیند تجزیه شکمبه تأثیر می  گذارند که تغییر در تجزیه شکمبه ای خود بازتابی از تأثیر عوامل مؤثر روی  وضعیت شکمبه و فرآیند گوارش می باشند.تأثیر بر مقدار چربی شیرفیبر مؤثر نقش مهمی را در حفظ جمعیت  میکروبی و افزایش بازده تخمیر شکمبه ای بر عهده دارد. استفاده از جیره های  حاوی مقادیر زیادی از فیبر مؤثر به طور نامطلوبی بر مقدار تولید شیر و  بازده خوراک تأثیر می گذارد. میزان تولید چربی شیر به طور مستقیم با مقدار  محصولات ناشی از تخمیر شکمبه ای و عملکرد آن مرتبط می باشد. چربی شیر را می  توان به عنوان یک شاخص برای ارزیابی سلامتی شکمبه و ارزیابی مطلوبیت مقدار  فیبر موجود در جیره مورد استفاده قرار داد. با توجه به نتایج ناشی از  استفاده از الک پنسیلوانیا، جیره گاوهای هلشتاین در اوایل تا اواسط شیردهی  به منظور حفظ مقدار چربی شیر در گاوهای پرتولید، به مواردی از قبیل میزان  مصرف فیبر موجود در جیره و فرآیند جویدن خوراک و ترشح بزاق و تخمیر شکمبه  ای مرتبط است. استفاده از جیره های حاوی مقادیر زیادی از فیبر منجر به  افزایش فرآیند جویدن خوراک و ترشح بزاق می گردد و زمینه مطلوبی را برای رشد میکروب های مؤثر در تجزیه سلولز و تولید اسید استیک ایجاد می نماید. اسید استیک یک پیش ساز لازم و ضروری  برای چربی شیر به شمار می آید از این رو افزایش نسبت اسید استیک به  پروپیونیک در مایعات شکمبه ای منجر به ساخت چربی شیر بیشتر می گردد.مرتنس پس از تغذیه دام ها با استفاده  از جیره های حاوی مقادیر کمی از فیبر مؤثر توانست مجموعه ای از تغییر در  فرآیندهایی مانند جویدن خوراک، ترشح بزاق، حالت بافری، کاهش PH شکمبه،  تغییر در الگوی تخمیر شکمبه و کاهش نسبت اسید استیک به پروپیونیک را بررسی  کرد و در نهایت به تغییر در روند سوخت و ساز و کاهش ساخت چربی شیر رسید.  محققان پس از آنالیز رگرسیون بیان کردند که در گاوهای شیری بین مقدار چربی  شیر و فرآیند جویدن خوراک یک همبستگی مثبت وجود دارد. بر اساس این تجزیه و  تحلیل، گاوهای شیری بایستی با استفاده از جیره های حاوی مقادیر مطلوبی از  فیبر مؤثر تغذیه شوند و برای تولید شیر با چربی 3.4 درصد باید بتوانند  خوراک را به مدت 687 دقیقه در روز یا 30 دقیقه به ازای هر کیلوگرم ماده خشک  بجوند و نشخوار کنند.توصیه هایی در مورد اندازه ذرات و قیبر مؤثر موجود در جیرهانجمن ملی تحقیقات (NRC) توصیه می نماید  که مقدار NDF موجود در جیره گاوهای شیری بایستی در حدود 25 درصد ماده خشک  جیره باشد که دست کم 75 درصد از این 25 درصد بایستی از طریق علوفه تأمین  شده باشد. تاکنون به دلیل عدم وجود استانداردها و روش های معتبر برای  شناسایی و ارزیابی خصوصیات فیبر مؤثر موجود در جیره، هیچ توصیه خاصی در این  مورد ارائه نشده است. ارزیابی مقدار فیبر و توزیع اندازه قطعات خوراک را  می توان به عنوان یک روش مطلوب و کارآمد برای اندازه گیری مقدار فیبر مؤثر  موجود درجیره در نظر گرفت. با استناد به روش استفاده از الک پنسیلوانیا  میزان نیاز گاوهای شیری به فیبر مؤثر در حدود 22 درصد ماده خشک جیره تخمین  زده شده است و PH شکمبه مناسب هنگام استفاده از این فیبر در حدود 6 می  باشد.هنگام ارزیابی جیره کاملاً مخلوط، مواد خوراکی باقیمانده روی سینی  بالایی (بیشتر یا برابر 19 میلیمتر) بررسی می شود. به این دلیل که همبستگی  مثبتی بین مقدار مصرف ماده خشک این بخش از خوراک و فرآیند نشخوار در دام ها وجود دارد و همچنین ثابت شده است که با مدت زمان کاهش PH شکمبه به مقدار کمتر از 5.8 نیز دارای همبستگی منفی می باشد.نتیجهشناسایی خصوصیات فیزیکی جیره یکی از موارد  ضروری برای بهبود عملکرد تخمیر شکمبه به شمار می آید. نشخوارکنندگان به  فیبر خشن نیاز دارند. این نوع فیبر به میزان قابل توجهی بر فرآیند جویدن  خوراک و فعالیت های شکمبه تأثیر می گذارد. فیبر مؤثر بخشی از جیره است که  دام را برای جویدن خوراک تحریک می کند و منجر به ترشح بزاق و تولید بافر و  افزایش PH شکمبه می گردد. peNDF شاخصی است که با استفاده از آن می توان  مقدار فیبر مؤثر موجود در جیره را مورد ارزیابی قرار داد.برای اندازه گیری  peNDF موجود در جیره می توان از روش های مختلفی استفاده نمود که هر یک از  آنها از نقطه نظر میزان کاربرد و اعتبار متفاوت می باشند. مقدار فیبر مؤثر  موجود در هر یک از مواد خوراکی را می توان با استفاده از مقدار NDF و عامل  مؤثر بودن فیزیکی محاسبه نمود. الک پنسیلوانیا یک ابزار رایج است که با  استفاده از آن می توان توزیع اندازه قطعات خوراک را بیان و مقدار فیبر مؤثر  موجود در جیره را مورد محاسبه قرار داد. تاکنون به دلیل عدم وجود یک  استاندارد و یک روش معتبر برای شناسایی و ارزیابی خصوصیات فیزیکی فیبر  موجود در جیره، هیچ توصیه خاصی ارائه نشده است. کاهش مناسب اندازه قطعات  علوفه ممکن است از مقدار فیبر مؤثر موجود در جیره بکاهد اما در مقابل بر  مقدار مصرف خوراک و قابلیت هضم آن و همچنین مقدار اسیدهای چرب فرار موجود  در شکمبه بیافزاید. کاهش بروز رفتارهای جداسازی خوراک توسط دام و افزایش  میزان مصرف فیبر می گردد. بین اندازه قطعات جیره و فرآیند جویدن خوراک که  خود بر PH شکمبه تأثیر می گذارد، رابطه زیادی وجود دارد.هنگام تغذیه دام ها  با جیره های حاوی مقادیر مطلوبی از NDF، موارد دیگر مانند مقدار  کربوهیدرات های قابل تخمیر هستند که نقش مهم تری پیدا می کنند.</description>
                <category>مستانه</category>
                <author>مستانه</author>
                <pubDate>Mon, 16 Jan 2023 19:21:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در رویداد حمایت از دانشجویان شرکت کنین</title>
                <link>https://virgool.io/@mastanee/%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%86-xcjewqnbnsxt</link>
                <description>رویداد حمایت از طرح های دانشجویان با رویکرد شرکت های دانش بنیان و زود بازده در دانشگاه تبریز برگزار می گردد لذا از شما درخواست میگردد در صورت تمایل از این طرح ها حمایت کنید </description>
                <category>مستانه</category>
                <author>مستانه</author>
                <pubDate>Wed, 04 Jan 2023 18:50:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حشرات خوردنی،چشم‌انداز آینده برای غذا و امنیت غذایی فنآوريهاي آينده نگر</title>
                <link>https://virgool.io/@mastanee/%D8%AD%D8%B4%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%86%DB%8C%DA%86%D8%B4%D9%85-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%BA%D8%B0%D8%A7-%D9%88-%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA-%D8%BA%D8%B0%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%81%D9%86%D8%A2%D9%88%D8%B1%D9%8A%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D8%A2%D9%8A%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%86%DA%AF%D8%B1-obtlnbq9e60o</link>
                <description>بطور میانگین سالانه 83 میلیون نفر بر جمعیت جهان افزوده خواهد شد و درصد عمده این رشد جمعیت در فقیرترین کشور های جهان واقع خواهد شد و با چنین شتابی جمعیت کره زمین تا سال 2050 به 9 میلیارد و 800 میلیون نفر  و در سال 2100 میلادی این تعداد بالغ بر 11میلیارد و 200 میلیون نفر خواهد رسید. برهمین اساس 47 کشور از توسعه نیافته ترین کشورهای جهان عمدتا مسئول این رشد جمعیت خواهند بود. از طرف دیگر هم اکنون حدود یک سوم جمعیت جهان وابسته به آب زیرزمینی بوده و بیش از ٧٠ درصد منابع آب زیرزمینی به مصرف کشاورزی می رسد. بنابراین توسعه کشاورزی و صنعت باعث افزایش برداشت از منابع مذکور شده و برداشت بی رویه از مخازن آب زیرزمینی موجب شده که میزان تغذیه آبخوان جوابگوی برداشت نبوده و سطح آب زیرزمینی افت کند. امروز افت سطح آب زیرزمینی در اکثر نقاط جهان مشاهده می شود. از میان کشورهایی که بيشترين ميزان استحصال از آب‌های زيرزمينی را دارند، نام ایران نیز به چشم می­خورد. طی تحقیقات چند سال اخیر امريكا، ‌چين، ‌هند، بنگلادش، مكزيك و ایران از جمله کشورهایی هستند که سفره‌های آب زير زمينی را تخليه می‌كنند و با آن گندم، برنج و ذرت درست می‌كنند و‌ محصولاتی كه صادر می‌ کنند که اصلا با آبی از دست رفته برابری نمی‌كند. در آینده نزدیک اروپای شرقی و آفریقا نیز در معرض تخریب آب­های زیرزمینی قرار دارند. همچنین، انسان به عنوان رکن اقتصادی جامعه نیازمندی هایی دارد که مهمترین آنها امنیت غذایی می باشد. جامعه ایران از 35 سال پیش تحت تأثیر تحریم های بین المللی قرار دارد. با توجه به شرایط کنونی و ایجاد محدودیت‌های ناشی از تحریم‌های دولت آمریکا در حوزه های تجاری، نفتی، مبادلات مالی و علمی و تحقیقاتی، باید با رویکردها و راهکارهای جدید از تمام ظرفیت‌های موجود و توان علمی و تحقیقاتی کشور در جهت حفظ و ارتقای تولید و تأمین غذای ۸۰ میلیون نفر جمعیت کشور استفاده کنیم. از طرفی، همگام با محدوديت منابع، قيمت مواد غذايي و پروتئيني نيز افزايش يافته و باعث مي گردد كه روزانه عده زيادي از افراد در سراسر جهان به زير خط فقر بروند. حال اين سوال مطرح مي گردد كه براي رفع معضل گرسنگي جمعيت كره زمين چه منابع ديگري وجود دارد؟ در اينجا استفاده از پتانسيل حشرات به عنوان غذا و خوراک براي انسان، دام و طيور مي تواند راه حل مناسبي براي حل بحران جهاني غذا و ناجي گرسنگي باشد.حشرات حدود يک ميليون گونه از 4/1 ميليون گونه جانوري توصيف شده بر روي زمين را تشکيل مي دهند. برخلاف باور عمومي، از يک ميليون گونه حشره، تنها حدود 5000 گونه از آنها براي محصولات كشاورزي، دام و انسان مضر هستند. حشرات به عنوان اجزاي بسيار تأثيرگذار بر اكوسيستم ها مطرح هستند و نقش مهمي در توليد مثل گياهان و گرده  افشاني دارند، نقش حشرات در تجزيه بيولوژيکي زباله ها نيز بسيار مهم است.در گزارش سازمان ملل متحد،  بالا بودن درصد پروتئين بدن حشرات باعث شده تا حشرات خوراكي جايگزين مناسبي براي پروتئين هاي مرغ، گوشت و ماهي شمرده شود. يکصد و سيزده كشور جهان از 44 گونه حشره خوراكي به عنوان غذا استفاده مي كنند. با آن وجود بسياري از مردم جهان چنين پيشنهادي را منزجركننده مي دانند و موانع بسياري در پيش روي حشره خواري در بين افراد وجود دارد. علاوه بر اين ترس و وحشت از اين موجودات در بين مردم جهان رايج بوده است عده اي از مردم حشرات را به عنوان عامل انتقال بيماري ها و انواع آلودگي ها مي دانند و نسبت به آنها حساسيت دارند در كنار تبليغات منفي افراد، بعضي از جوامع نيز درسايه تعصبات فرهنگي و مذهبي، خوردن حشرات را جايز نمي دانند. حشرات در بسیاری از کشورهای جهان یک منبع غذایی مهم محسوب می‌شوند و بر اساس اعلام سازمان غذا و کشاورزی ملل متحد بیش از 5/2 میلیارد نفر از مردم جهان از حشرات تغذیه می‌کنند. بسیاری معتقدند با توجه به اینکه در بسیاری از مناطق دنیا خشکسالی و قحطی بروز کرده و جان میلیون‌ها نفر در تهدید است می‌توان روی حشرات به عنوان یک منبع غذایی غنی در آینده حساب باز کرد. بعد از چین و برخی کشورهای آفریقایی که به دلیل کمبود غذا مجبور به مصرف انواع حشرات به عنوان منبع غذایی شده‌اند. اکنون آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها نیز به دنبال استفاده از قابلیت حشرات برآمده‌اند. اکنون در آمریکا برخی شرکت‌ها ایجاد شده‌اند که با هدف توسعه مزارع، اقدام به پرورش حشرات کرده‌اند تا به عنوان یک منبع تغذیه مناسب مورد استفاده انسان و دام قرار گیرد.كارشناسان سازمان خواربار جهاني (FAO) در سال  2013پيشنهاد نمودند كه صنايع غذايي با قرار دادن حشرات در دستورالعمل هاي جديد غذايي و اضافه كردن آنها به منوهاي رستوران ها همچنين اجراي برنامه هاي آشپزي در تلويزيون به استفاده از حشرات در تأمين مواد غذايي كمک نمايند.حشرات داراي سرعت رشد سریع و تکثیر آسان هستند. همچنین استفاده از حشرات داراي مزایاي زیست محیطی متعددي نیز می باشد. همانگونه که می دانیم اثرات و یا هزینه­هاي زیست محیطی تولید غذا توسط موجودات زنده یکی از معیارهاي انتخاب آنها براي تولید مواد غذایی به صورت پایدار به شمار می رود. این عامل خود به سه بخش مقدار زمین مورد نیاز براي تولید پایدار مواد غذایی، میزان انتشار گازهاي گلخانه اي  تولید شده به ازاي تولید هر کیلوگرم غذا و همچنین مقدار آب مصرفی به ازاي هر کیلوگرم غذاي تولید شده تقسیم می شود. حشرات به فضاي بسیار کمی براي پرورش نیازمند هستند.بازده تبدیل خوراك به بافت آنها بالا بوده و می تواند از مواد غذایی داراي کیفیت پایین تغذیه کنند. به طور متوسط یک کیلوگرم زیست توده حشرات می تواند از تغذیه دو کیلوگرم غذا تولید شوند. فضاي یک مترمربعی می توانند دوکیلوگرم ضایعات کشاورزي را به یک کیلوگرم حشره تبدیل کنند. این درحالی است که براي تولید همین مقدار (یک کیلوگرم) پروتئین از طریق پرورش گاو علاوه بر آنکه به مقدار فضاي بسیار بیشتري نیاز است، به هشت کیلوگرم خوراك با کیفیت نیز نیازمند هستیم. میزان انتشار گازهاي گلخانه اي در طی فرآیند تولید پروتئین حشرات نیز بسیار ناچیز است. میزان تولید گازهاي گلخانه اي به ازاي یک کیلوگرم افزایش وزن حشرات بین 122-2 گرم است درحالیکه براي افزایش یک کیلوگرم وزن گاو 2850 گرم گاز گلخانه اي تولید می شود.هرچند داده هاي مستندي براي میزان مصرف آب در فرآیند تکثیر حشرات در دسترس نیست. با این وجود، مصرف آب در سیستم هاي پرورش حشرات بسیار کمتر از آب مورد نیاز براي پرورش گیاهان است. زیرا حشرات به طور معمول آب مورد نیاز خود را از رطوبت موجود در مواد غذایی تامین می کنند. براي تولید یک کیلوگرم پروتئین حیوانی (به غیر از حشرات) نیاز به 5 تا 20 برابر آب بیشتر نسبت به تولید یک کیلوگرم پروتئین گیاهی می باشد. متوسط آب مورد نیاز براي تولید هر تن سویا  2145 مترمکعب است.بنابر گزارش مركز اطلاعات و آمار سازمان ملل متحد در طي سالهاي 2012 تا 2016 تعداد 62 كشور در صادرات و 92 كشور در واردات حشرات به جز زنبور عسل نقش داشتند. كشورهاي بلژيک، هلند، آلمان، كانادا و آمريکا پيشگام در صادرات حشرات خوراكي و كشورهاي آلمان، آمريکا، اسلواكي، بلژيک، دانمارک، كانادا، هلند، نروژ و فرانسه بيشترين واردات حشرات خوراكي را به خود اختصاص دادند مصرف حشرات به عنوان يک منبع اضطراري غذا تنها دليل مصرف آنها نيست. يک نظرسنجي در كينشازا در سال 2003 گزارش داد كه 70 درصد از جمعيت اين شهر لارو پروانه ها را به خاطر ارزش غذايي و طعم آنها مصرف مي نمايند. در جمهوري آفريقاي مركزي 95 درصد از مردم در جنگلها براي تأمين پروتئين مصرفي خود وابسته به تغذيه از حشرات هستند. برخي اوقات حشرات تنها منبع ضروري پروتئين)اسيدآمينه(، چربي ها، ويتامين و موادمعدني براي جنگل نشينان هستند ((FAO, 2013. یکی دیگر از کشورهایی که در سطح گسترده‌ای اقدام به پرورش حشرات کرده، ترکیه است. ترکیه نیز حشرات مغذی مانند ملخ را پرورش داده و آن را به کشورهای مشتری این حشره، مانند آلمان، اتریش، هلند، سوئیس و فرانسه صادر می‌کند. قيمت نمونه هاي حشرات با توجه به تعداد، حجم و وزن آن ها تعيين مي شود و لذا از قيمت هاي متنوعي در سطح روستا، در بازارها و در بازار فروش مجازي برخوردارند. در كنيا، يک كيلوگرم موريانه به قيمت 10 يورو و يک قوطي 70 گرمي شفيره مورچه به قيمت 5/7 يورو در بريتانيا و ايرلند شمالي فروخته مي شود. در هلند،  50 گرم لارو سوسک آرد زرد و قهوه اي داراي قيمت 85/4 يورو است. در مکزيک، ملخ هاي بومي با نام عمومي چاپولين به قيمت حدود 12 يورو در هر كيلوگرم فروخته مي شوند. در بازارهاي كامبوج، يک قوطي )حدود 200-150گرم( جيرجيرک به قيمت 4 تا 7 يورو به فروش مي رسد. مطالعات بسیاری نشان داده اند که حشرات قابل خوردن که 2000 نوع هستند، دارای پروتئین بالا و سرشار از ترکیبات مغذی مانند آهن و ویتامین ها هستند. اما قرار دادن حشرات در منوی غذایی رستوران ها مشکلات بزرگتری را ایجاد می کند. بسیاری از مردم از ایده ی خوردن حشرات متنفرند. دادن خوراک حشرات به دام ممکن است هزینه های زیست محیطی کمتری داشته باشد و از همه مهم تر فروش گوشت دامی که با حشره تغذیه کرده است به مردم راحت تر است.در سال 2014، 980 میلیون تن غذا به ارزش 460 بیلیون دلار در جهان تولید شد. سویا بعنوان یک نهاده دامی نقش مهمی در تامین پروتیین جیره های غذایی دام و طیور دارد. این در حالی است که بیش از 80 درصد سویاها در جهان به عنوان غذا استفاده می شوند. کاشت سویا نیازمند استفاده از زمین وسیع و آب بسیار است. مطمئنا حشرات نمی توانند کاملا جای سویا را بگیرند اما می توانند تا حدودی از فشارها بکاهند. برای تولید سویا هر سال یک هکتار زمین نیاز است. در چنین فضایی می توان 150 تن حشره به عنوان پروتئین تهیه نمود. پروتئین حشرات می تواند در پرورش آبزیان موثر باشد.در آمریکا، استفاده از حشرات به عنوان غذا فقط در برخی ایالت ها اجازه داده شده است. در اوهایو لاروهای مگس سرباز سیاه پرورش می دهند و آنها را برای مصرف غذایی حیوانات خانگی و باغ وحش می فروشند.اتحادیه اروپا استفاده از هرگونه پروتئین حیوانی برای دام و طیور به علت به شیوع بیماری انسفالوپاتی اسپونجی فورم گاوی(Bovine spongiform encephalopathy) یا همان جنون گاوی در دهه 1980 و 1990 را ممنوع کرد. بیماری جنون گاوی به علت تجمع پروتیئن های پریون غیرطبیعی مقاوم به پروتئاز در مغز بوجود می آیند. پریون‌ها پروتئینیهایی هستند که می‌تواند به شکل‌های متنوعی فعال شود. آن‌ها معمولاً بیماری‌زا هستند و در گروه‌های مختلف موجودات ایجاد بیماری می‌کنند. ساختمان پریون‌ها فقط از پروتئین ساخته شده و فاقد اسید نوکلئیک است.  این بیماری در میان گاوها شیوع پیدا کرد زیرا آنها پروتئین ها را از عصاره باقی مانده غذای دیگر گاوها مصرف می کردند و حدود صد نفر از کسانی که گوشت این گاوها را مصرف کردند نوعی بیماری کشنده انسانی، از گونه بیماری کروتزفیلد جاکوب، گرفتند. در پی این امر، آنتوان اوبر، پژوهشگری فرانسوی و دستیار بنیان گذار کمپانیYnsect، کمپانی پرورش دهنده حشرات، میگوید هیچ کس آن زمان به حشرات فکر نمی کرد. از آنجا که حشرات و پستانداران ارتباط خیلی کمی با هم دارند، خطر انتقال پریون ها یا دیگر پاتوژن ها بسیار کمتر از خطر آن در میان پستانداران است. در سال 2013، اتحادیه اروپا قوانین را کمی آسان تر کرد و اجازه داد تا از پروتئین های حیوانی در پرورش آبزیان استفاده شود.دبیر انجمن کنترل مواد غذایی امریکا (AAFCO)، با درخواست شرکت Enterra مبنی بر قرار گرفتن کنجاله لارو مگس سرباز سیاه (BSF: Black SoldierFly) در فهرست اجزاء مجاز خوراک خانواده آزاد ماهیان شامل سالمون، قزل آلا و آزاد ماهی شکم رنگی، موافقت کرد. اصل حمایت کننده و تغییرات مرتبط با تعریف، توسط سازمان غذا و دارو(FDA)  بررسی و پشتیبانی گردید. شرکتEnetrra، مواد غذایی مشتق شده از لارو مگس سرباز سیاه و سایر گونه ­های حشرات را که به طور طبیعی در مناطق گرمسیری و معتدل سراسر جهان یافت می شوند تولید کرده و به فروش می رساند. این شرکت همچنین از آژانس بازرسی مواد غذایی کانادا (CFIA) برای فروش لاروهای کامل خشک شده به عنوان یکی از ترکیبات غذایی تیلاپیا و ماکیان تاییدیه گرفته است.بنابر تحقیقات انجام شده حشرات می توانند جایگزین خوبی برای پودر ماهی و سویا مورد مصرف در دامپروری باشند. هزینه تولید سویا و تهیه روغن آن به منظور استفاده در دامپروری بیش از حدی است که در دسترس تمامی پرورش دهندگان طیور قرار گیرد و لذا با افزایش هزینه تولید مواد اولیه نیاز به منابع ارگانیک و طبیعی در دسترس افزایش مییابد. در پایان می توان چنین بیان نمود که، افزايش سريع جمعيت در جهان، زنگ خطري است كه هشدار قحطي و فقر را در آينده مي دهد. جهان هر روز بيش از پيش گرسنه مي شود. همگام با محدوديت منابع، قيمت مواد غذايي نيز افزايش يافته و باعث گرديده كه روزانه عده زيادي از افراد در جهان به زير خط فقر بروند. افزايش قيمت نهاده های كشاورزي، در كنار تغييرات شرايط آب و هوايي و گرم شدن زمين ناشي از انتشار گازهاي گلخانه اي كه ميزان قابل توجهي از آن توسط دام ها ايجاد مي گردد، مزيد بر علت است.بنا بر اعلام كارشناسان سازمان خواروبار كشاورزي سازمان ملل، حشرات موجودات مغذي و ارزان قيمت بوده و گنجاندن آنها در رژيم غذايي كاملاً قابل توجيه و پرورش آنها منجر به كاهش آلودگي هاي زيست محيطي مي گرد. حشرات به تعداد فراوان و گونه هاي مختلف در دسترس بشر هستند و سرعت رشد و نمو آنها به هيچ وجه با زاد و ولد دام و طيور به عنوان تامين كننده غذاي انسان، قابل مقايسه نيست و رشد و پرورش آنها نياز به فضاي زيادي ندارد.پروتئین مهم ترین و ارزشمندترین بخش از جیره غذایی انسان است و همچنین در پرورش دام، طیور و آبزیان جز اساسی در جیره نویسی است. حشرات خوراکی گونه‌هایی از حشره هستند که برای استفاده انسانی یا در فرآوری خوراک ها مانند برگر، پاستا یا اسنک ها مورد استفاده قرار می‌گیرند. در دنیا تولید حشره ها به عنوان منابع پروتئینی، علیرغم چالش های موجود، صنعتی در حال رشد است. این صنعت به تازگی از دوران ابتدایی خود بیرون آمده و نخستین کارخانه  های بزرگ برای این کار در اروپا و آمریکای شمالی در آسیا و آفریقا در حال پدید آمدن هستند. همچنین با توجه به نتایج پژوهش هایی که تاکنون انجام شده است می توان دریافت که حشرات از پتانسیل خوبی براي تامین غذاي دام، طیور و آبزیان پرورشی برخوردار هستند.حال اگر از تغذيه انسان توسط رژیم غذایی حشرات عبور شود، می توان با توليد حشرات به صورت پودر، براي خوراك دام ها، طيور و آبزيان مخصوصا آبزيان زينتي استفاده نمود، زيرا سرشار از اسيدهاي آمينه ضروري و پروتئين هاي مفيد مي باشد. پرورش و خوردن حشرات در حال حاضر براي ايراني هايي كه استانداردهاي غذايي آنها از لحاظ فرهنگي و مذهبي با چنين موادي بسيار متفاوت است، امري دور از ذهن و در عين حال ناخوشايند است اما جالب است كه در حال حاضر حشرات در بخش هاي كوچكي از سبد غذايي كشور به صورت سنتي وجود دارد. در صورت محقق شدن توليد انبوه حشرات خوراكي در كشور، علاوه بر تأمين نياز داخلي به عنوان جيره غذايي دام و طيور، می توان بر جنبه هاي صادراتي و تجاري آن نيز تأكيد نمود.</description>
                <category>مستانه</category>
                <author>مستانه</author>
                <pubDate>Thu, 17 Nov 2022 19:02:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی انواع خوراک دام</title>
                <link>https://virgool.io/@mastanee/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%A7%DA%A9-%D8%AF%D8%A7%D9%85-w7n7udyjrkaq</link>
                <description>معرفی انواع خوراک دامالف – علوفه ‏هاهرگونه خوراک گیاهى و پرحجم که ارزش غذایى داشته باشد و خوش ‏خوراک هم باشد، علوفه نام دارد.یونجه یابیده: این علوفه ارزش غذایى زیادى دارد. یونجه به عنوان یک غذاى عالى در تغذیه دام به خصوص براى گاو شیرى استفاده مى‏شود. پروتئین و کلسیم بالاى این علوفه نشانه مرغوب‏بودن آن است. زمان برداشت یونجه وقتى است که یک سوم بوته ‏ها به گل بنشینند. در جیره غذایى گاو شیرى، بین دو تا چهار کیلوگرم یونجه در روز کافى و مناسب است.علف باغ: این علف در تغذیه گاو شیرى و پروارى استفاده مى‏شود. به دلیل داشتن رشته‏هاى بلند، نشخوار دام‏ها را زیاد مى‏کند. به علاوه در گاوهاى شیرى باعث بیشترشدن چربى شیر مى‏شود. براى جلوگیرى از خارج‏شدن سریع خوراک‏هاى آردى از بدن دام‏هاى پروارى از این علوفه استفاده مى‏کنند.کاه به علت خشک و پُرحجم‏بودن، ارزش غذایى زیادى براى دام‏ها ندارد. از نظر ارزش غذایى، کاه جو از کاه گندم بهتر است. همچنین کاه گندم از کاه برنج بهتر است. براى دام‏هاى سنگین بهتر است که کاه به صورت رشته‏هاى بلند باشد. مصرف کاه باید کم و به مقدار لازم باشد. هر چه مقدار این علوفه در جیره غذایى دام‏ها بیشتر باشد، جلوى هضم و مصرف بیشتر غذا را مى‏گیرد. بهت راست کاه را همیشه بعد از خوراک‏هاى دیگر به دام‏ها داد.اگر کاه و علوفه‏هاى مانند آن به صورت غنى شده به دام‏ها داده شوند. ارزش غذایى بیشتر مى‏دارند. براى گاوهاى خشک مى‏توان مقدار بیشترى از این علوفه در جیره غذایى قرار داد.سیلوها: براى استفاده بیشتر و بهتر از علوفه‏هاى خشک و هضم بهتر این علوفه‏ها، آنها را سیلو مى‏کنند.ب – خوراک‏هاى فشرده شده یا کنسانتره دامىعلوفه ‏هاى آردى و خوراک‏هایى که از رشته‏هاى کمى تشکیل شده‏اند رإ؛ خوراک‏هاى کنسانتره‏اى مى‏گویند. وقتى مقدار مشخصى از ماده‏هایى مانند جو، سبوس، تفاله چغندر قند، کنجاله تخم پنبه را با تکمیل‏کننده‏هاى معدنى و ویتامینى مخلوط کنند، خوراک کنسانتره تهیه مى‏شود.براى برطرف‏کردن نیاز غذایى دام‏هایى که تولید بالایى دارند، علاوه بر علوفه باید مقدار مشخصى از کنسانتره دامى هم استفاده کرد. به گاوهاى بومى و دورگ روستایى که بیشتر از هشت کیلوگرم شیر تولید مى‏کنند، باید مقدار مشخصى کنسانتره دامى داد.به دامداران عزیز سفارش مى‏شود اگر خوراک را از کارخانه خریدارى مى‏کنند، در هنگام تهیه و مخلوط کردن کنسانتره در کارخانه حضور داشته باشند. به این ترتیب، مى‏توانند کنترل کنند که از هر ماده‏اى به مقدار مشخص و لازم در کنسانتره مخلوط شده است و جلوى هرگونه تقلب گرفته شود.براى تهیه کنسانتره به وسیله خود دامدار، مى‏توانید از دستور زیر استفاده کنید. این دستور براى گاو شیرى که بین ده تا پانزده کیلوگرم شیر تولید مى‏کند، مناسب است.مقدار جو سى و پنج تا چهل درصد، سبوس گندم سى تا سى و پنج درصد، تفاله چغندر قند هشت تا ده درصد، کنجاله تخم پنهب پنج تا هفت درصد، نمک نیم درصد و سبوس برنج شش تا هشت درصد باید باشد. به این ماده‏ها مقدارى کربنات کلسیم یا دى‏کلسیم فسفات هم اضافه مى‏کنند.نکته‏هاى مهم در تغذیه مخلوط علوفه و کنسانترهبراى گاوهاى شیرى روستایى که تولید شیر آنان به هفت تا هشت کیلوگرم مى‏رسد، لازم نیست که از کنسانتره استفاده کنید. با علوفه‏ هاى مرغوب مى‏توان نیاز غذایى این دام‏ها را برطرف کرد. ولى براى گاوهایى که در روز بیشتر از هشت کیلوگرم شیر تولید مى‏کنند، باید از کنسانتره استفاده کرد.براى این گاوها در برابر هر یک کیلوگرم شیر تولیدى، نیم کیلوگرم کنسانتره دامى لازم است. براى مثال اگر گاوى چهارده کیلوگرم شیر تولید مى‏کند، باید روزانه هفت کیلوگرم کنسانتره به اضافه مقدار لازم علوفه تازه و مرغوب بخورد.تغییر جیره غذایى دام باید با احتیاط کم‏کم انجام شود. تا باعث کم‏شدن تولید نشود. اگر در غذاى دام از ضایعات استفاده مى‏شود باید با توجه به نوع ماده افزودنى از مقدار کنسانتره کم کرد.علوفه‏هاى سبز، رطوبت زیادى دارند. به همین دلیل دو تا سه برابر علوفه‏هاى خشک باید مصرف شوند. اگر بتوان علوفه و کنسانتره را به طور کامل مخلوط کرد، خیلى مناسب است. اگر این کار انجام نشد، سعى کنید فاصله زمانى بین تغذیه با علوفه و کنسانتره خیلى کم باشد.براى بیشترشدن مقدار تولیدشیره مى‏توان تا حدودى از کنسانتره دامى استفاده کرد. مصرف زیاد کنسانتره باعث کم‏شدن چربى شیر مى‏شود. در این حالت باید از علوفه‏هاى مرغوب با رشته‏هاى بلند و کنجاله تخم پنبه استفاده کرد.دستور تهیه کسانتره براى گوساله‏هاى پروارىمقدار چهل تا چهل و پنج درصد جو، سى تا سى و پنج درصد سبوس، ده تا دوازده درصد تفاله چغندر، سه تا پنج درصد کنجاله تخم پنبه، هشت تا ده درصد سبوس برنج را با مقدارى کربنات کلسیم مخلوط کنید. سپس در اختیار دام‏ها بگذارید.فراهم‏کردن خوراک لازم براى دام‏هاى مختلفهمه دامها براى تولید باید انرژى و پروتئین کافى مصرف کنند. مقدار مصرف ماده‏هاى غذایى دام‏ها با هم فرق مى‏کند.الف – گاوهاى شیرده: این گاوها به دلیل تولید شیر، خوراک‏هایى لازم دارند که پروتئین زیادى داشته باشند. مخلوط علوفه‏هایى مانند یونجه خشک با کنسانتره دامى که انرژى کافى داشته باشند، بسیار مناسب است.مقدار خوراک براى این دام‏ها به نوع دام حک هبومى است یا دورگ و مقدار شیر تولیدى بستگى دارد. مقدار ماده غذایى خشک براى گاوى که دوازه کیلوگرم در روز شیر مى‏دهد و پانصد کیلوگرم وزن دارد، ده کیلوگرم است. دو کیلوگرم از این مقدار باید کنسانتره باشد.در ابتداى دوره شیروارى چون دام وزن زیادى را از دست داده و اشتهاى کمترى دارد، باید از علوفه‏هاى مرغوب و کنسانتره خوب استفاده کرد. به علاوه از دادن علوفه‏هایى مانند کاه و سبوس برنج باید خوددارى شود.ب – گاوهاى خشک آبستندر آخر دوره شیروارى یعنى سه ماه قبل از زایمان کم‏کم باید از مقدار کنسانتره دامى و علوفه‏هاى مرغوب کم کرد. به جاى آن مى‏توان، خوراک‏هاى کم‏ارزش‏تر را در غذاى دام قرار داد. یعنى مى‏توان به طور کامل از علوفه استفاده کرد و دیگر به دام‏ها کنسانتره نداد. استفاده زیاد از غذاى آردى در گاوهاى خشک باعث چاقى آنان مى‏شود. در نتیجه، سخت‏زایى و بیشترشدن هزینه‏ها را به دنبال دارد.دو هفته قبل از زایمان، کم کم مقدار کنسانتره در غذاى دام را اضافه کنید. همچنین از علوفه ‏هاى مرغوب مانند یونجه باید در خوراک دام استفاده کرد.ج – گوساله ‏هاى پروارىسه ماهه اول دوره پروار: در این دوره، استخوان‏ها و اندام گوساله‏ها رشد مى‏کند. بنابراین گوساله‏ها به خوراک‏هایى نیاز دارند که پروتئین زیادى داشته باشند. براى این کار، علوفه‏هایى مانند یونجه و علف باغ مناسب هستند. به علاوه در مخلوط کنسانتره باید از کنجاله تخم پنبه استفاده کرد. همچنین استفاده از کربنات کلسیم یا پودر آهک و خوراک‏هاى کلسیم‏دار ضرورى است.اضافه‏وزن روزانه در این دوره، با هزینه کمتر و سرعت بیشتر انجام شود. بنابراین، پروار دام‏هاى جوان از نظر اقتصادى باصرفه‏تر است.سه ماهه دوم پروار: در این دوره گوساله ‏ها رشد ابتدایى خود را انجام داده‏اند. در نتیجه، استخوان‏ها و اندام‏ها رشد کمترى دارند. بنابراین، براى پروار و چاق‏شدن گوساله‏ها باید از خوراک‏هاى پرانرژى و علوفه‏هایى که تا حدودى مرغوب هستند، استفاده کرد.آرد جو، تفاله چغندر قند، ملاس، علف باغ و مقدارى یونجه و کاه براى این دوره مناسب هستند. در این دوره براى اضافه‏شدن وزن گوساله‏ها باید هزینه بیشترى کرد. همچنین هفتاددرصد غذاى دام باید از کنسانتره دامى که مواد پرانرژى دارد، تشکیل شود.استفاده از ضایعات در تغذیه دامنان خشکخوراکى است که از آرد گندم به دست مى‏آید. این خوراک براى دام‏هاى شیرى و پروارى مناسب است. براى استفاده از این خوراک باید بسیار دقت کرد. زیرا اگر نان خشک کپک زده باشد، باعث مسموم‏شدن دام‏ها مى‏شود. به علاوه در درازمدت در گاوهاى شیرى باعث ناراحتى‏هایى مى‏شود.چن نان‏هاى خشک به طور صحیح جمع‏آورى نمى‏شوند، ممکن است لابه‏لاى آنها چیزهایى مانند تیغ، سوزان و پلاستیک وجود داشته باشد. اگر این چیزها خورده شوند، موجب ناراحتى‏هاى مختلف براى دام مى‏شوند.چیزهایى مانند میخ یا سوزن به طور مسقیم وارد نگارى حیوان مى‏شوند، کم‏کم از دیواره نگارى مى‏گذرند و به قلب مى‏رسند. در نتیجه باعث مرگ ناگهانى حیوان مى‏شوند. ماده‏هاى پلاستیکى نیز باعث بسته‏شدن روده‏هاى دام مى‏شوند.سبوس برنجنوع درجه یک آن دانه‏هاى برنج دارد و به شکل آردى است، این نوع از سبوس براى دام‏ها مفید است. اما نوع‏هاى دیگر که زبره زیادى دارند، براى خوراک دام مفید نیستند. از این ماده در مخلوط کنسانتره براى گاو شیرى شش درصد و براى گاو پروارى نه درصد مى‏توان در نظر گرفت. ملاساین خوراک، خاصیت انرژى زایى و مُلین بودن دارد. مى‏توان تا ده‏درصد از آن را در جیره غذایى روزانه در نظر گرفت. شروع تغذیه با این خوراک باید کم‏کم باشد. ملاس جایگزین خوبى براى غذاتى مانند جو و ذرت است.استفاده از ضایعات براى کم‏شدن قیمت جیره غذایى و استفاهد بهتر و بیشتر از محصولات فرعى کارخانه‏ها بسیار مناسب است. ولى مصرف بیشتر از اندازه و ناگهانى این مواد باعث ناراحتى‏هاى شدید گوارشى براى دام مى‏شود. براى مثال، استفاده از چغندر خوراکى، خربزه، هندوانه و صیفى‏جات دیگر باید کم‏کم شروع شود. یعنى از روزى دویست گرم شروع شود در پایان هم کم‏کم قطع شود.روش غنى‏سازى کاه :به دلیل استفاده زیاد کاه در تغذیه دام، غنى‏سازى این علوفه اهمیت زیادى دارد. براى غنى‏سازى کاه، ابتدا آب و مقدار مشخصى اوره را با هم مخلوط مى‏کنند. اگر ملاس هم وجود داشته باشد، مقدار مشخى از ملاس هم با آن مخلوط مى‏کنند. وقتى اوره و ملاس در آب به خوبى حل شد، آن را بر روى توده کاه مى‏پاشند و کاه را به هم مى‏زنند. سپس آب را در داخل سیلوى سیمانى مى‏ریزند و فشرده مى‏کنند. با این کار هواى داخل سیلو خارج مى‏شود. سپس اب استفاده از پلاستیک روى آن را مى‏پوشانند. این کاه به مدت بیست و پنج روز به همین صورت باقى مى‏ماند و سپس مصرف مى‏شود.مقدار ماده‏هاى لازم براى غنى‏سازى کاهلاس ۴ تا ۱۰ کیلوگرمکاه ۱۰۰ کیلوگرمآب ۵۰ تا ۸۰ لیتراوره ۴کیلوگرمفایده‏هاى غنى‏سازى کاه :۱- پانزده درصد به ارزش غذایى کاه اضافه مى‏شود.۲- پروتئین کاه بیشتر مى‏شود.۳- کاه خوش خوراک مى‏شود.۴- اگر در غنى‏سازى کاه از ملاس هم استفاده شود، انرژى آن بیشتر مى‏شود.نکته‏هاى مهم در تغذیه دام :۱- براى جلوگرى از نفخ دام باید کاه غنى‏شده را همراه با علوفه ‏هاى خشک دیگر استفاده کرد. مقدار کاه غنى‏شده را براى گوسفند از دویست گرم و براى گاو از سیصد گرم در روز شروع مى‏کنند. کم‏کم این مقدار را بیشترى مى‏کنند.۲- سبوس به تنهایى، خوراک کنسانتره به حساب نمى‏آید. از دادن مقدار زیاد این خوراک به دام خوددارى کنید. زیرا باعث کم‏شدن چربى شیر مى‏شود.۳- آرد گندم براى تغذیه نشخوارکنندگان مناسب نیست. چون پروتئین موجود در گندم باعث نفخ در گاو مى‏شود. همچنین حرکت شکمبه را کم مى‏کند و باعث ناراحتى‏هاى گوارشى در دام مى‏شود</description>
                <category>مستانه</category>
                <author>مستانه</author>
                <pubDate>Thu, 17 Nov 2022 18:21:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایجاد فحلی در گاوهای شیری به روش گیاهی</title>
                <link>https://virgool.io/@mastanee/%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%D9%81%D8%AD%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D8%A7%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%DA%AF%DB%8C%D8%A7%D9%87%DB%8C-oyduoxrbxnck</link>
                <description>این برنامه نه تنها برای حیوانات شیری بلکه برای دامداریهای صنعتی و همچنین برای سایر دامها که به صورت ‏انفرادی نگهداری می شوند قابل توصیه است . این مقاله در مورد چهار فرآورده فراهم آمده از گیاهان که هیچ ‏ماده شیمیایی در آن وجود ندارد به بحث می پردازد. استفاده از این فراورده ها به معنای پیشگیری از بسیاری از ‏مشکلاتی است که فراروی دامداریهای شیری مدرن قرار دارد‏‎.‎مقدمه‎:‎‎ ‎گاوهای شیری منشا تولیدات غذائی با کیفیت بالامثل شیر هستند از شیر کره،پنیر، ماست، و دیگر فراورده های ‏با ارزش غذایی بالا بدست می آید. همچنین گاوهای ماده تولید گوساله ها را به عهده دارند. چرخه تولید گاوهای ‏شیری به پنج مرحله مهم تقسیم میشود‎:‎‎-‎دوره استراحت زمانی ,که حیوان خود را برای زایمان و شیر دهی بعدی آماده می کند.این دوره دوره خشکی ‏نامیده می شود‏‎ .‎‎-‎دوره افزایش سریع تولید شیر ، 70 روز اول شیر دهی‎-‎دوره آبستنی و گوساله زایی‎-‎یک دوره اجتناب ناپذیر که منحنی تولید به سمت پایین رانده می شود بوسیله پروژسترون در مرحله آبستنی ‏اعمال می شود‏‎-‎دوره ای که برای شیر دهی بعدی اهمیت دارد، پایه آبستنی بعدی فراهم می گردد،66 روز بعد از گوساله زاییبصورت ایدال یک گاو در حدود 66 روز بعد از زایمان آبستن می شود‏از این رو شاخص گوساله زاییCalving index ‎‏365‏‎ ‎روز می باشد. بطور میانگین یک گاو 307 روز شیر ‏در سال می دهد. و بدین ترتیب طول دوران خشکی آن 60 روز است. با این حال فاکتور های زیادی هستند که با ‏این روند مخالفت می کنند ،برخی از این فاکتور ها شامل موارد زیر می باشد‎.‎جفت ماندگی و اندومتریتاختلال در فعالیت پستاناختلالات دستگاه گوارشتاخیردر آبستنیمواد ، روشها و بحث‏تولید شیر در گاوهای شیری از شروع دوران شیر دهی افزایش می یابد و هنگامی که گاو آبستن می شود تولید ‏شیر رو به کاهش می گذارد تا زمانی که به دوره خشکی برسد و بدین ترتیب گاو در حدود 305 از زمان شروع ‏شیر دهی شیر میدهد فاکتور هایی که آبستنی را تحت تاثیر قرار می دهند شامل موارد زیر است‏‎.‎آنستروس ‏کیستهای تخمدانی ‏عفونتهای رحمی‎ ‎آبستنی بر اساس تخمک گذاری شکل می گیرد که آن هم بر اساس تعادل هورمونها و شبه هورمونها ، لقاح, ‏جایگزینی و بقاء عمل جسم زرد صورت می گیرد. پس از گوساله زایی زمانی که گاو شیری به حد اکثر تولید خود ‏نزدیک می شود فاکتور های زیادی توانایی حیوان را در پایداری تعادل هورمونی برای برقراری سیکل تخمدانی ‏محدود می کنند که تحت عنوان آنستروس یاد می شود‏‎.‎دیگر پدیده ای که در گاوهای شیری روی می دهد سندرم کیست تخمدانی است.در این مورد سیکل تخمدانی در ‏یک مرحله متوقف می شود . هنگامی که کیست استروژنیک باشد بصورت نمفومانی آشکار می شود و هنگامی ‏که کیست تولید پروستوگلاندین تولید کند بصورت آرام است‏‎.‎مشکل دیگری که مانع بوجود آمدن یک آبستنی موفق می شود وجود عفونتهای رحمی است.در صورت وجود ‏اندومتریت رحم نمی تواند جنین را برای استقرار جفت و ایجاد رابطه با مادر در خود جای دهد‏‎.‎‎ ‎اولین فرآورده ای که مطرح است مصرف آن به مدت سه روز موجب القاء فحلی شده است این دارو در فرایند ‏تولید فولیکول از تخمدان کمک کرده بطوری که تخمک گذاری انجام می شود. مصرف فراورده ای حاوی گیاه ‏حنظل‎ Citrulus colocynthus ‎به مدت سه روز پس از 14 موجب فحلی مننجر به تخمک گذاری می شود ‏‏. این فراورده اثری بر شیر دهی نداشته و موجب چند تخمک گذاری هم نشده است.ودر اثر مصرف اتفاقی هم ‏باعث سقط جنین نشده است‎قسمت اصلی این فراورده حاوی دانه خرد شده گیاه حنظل‏Citrulus colocynthus‏ است همچنین حاوی ‏مواد سینرژیست گیاهی و چند ماده نگهدارنده فراورده های گیاهی نظیر آنتی اکسیدانها است. این دارو به ‏بالانس هورمونی برای ایجاد فحلی کمک می کند.این دارو حاوی مواد استروئیدی نیست. مکانیسم عمل ‏آن بر اساس فعالیت استروئیدی نمی باشد اما عقیده بر این است که براساس تاثیر بر چرخه ‏پروستاگلاندین – لوکوترین عمل می کند. ‏از آنجایکه این فراورده پروسه بیولوژی بدن را متعادل می کند هیچ اثری بر تولید شیر نداشته و موجب چند ‏تخمک گذاری در گاو نمی شود و اگر بطور اتفاقی به حیوانات آبستن داده شود موجب سقط جنین نمی ‏شود.القاء فحلی سالهای متمادی توسط این دارو در کشور هند استفاده می شده است و اخیراً با موفقیت ‏های زیادی در انگلستان همراه بوده است. جدول شماره 1 و 2 خلاصه ای از این فعالیتها را نشان می ‏دهد. اینها خلاصه 9 مقاله چاپ شده است که به شرح ایجاد فحلی در گاو و گوسفند می پردازدو تاثیر این ‏فراورده را بیان می کند. همانگونه که در انتهای جدول آمده است 740 حیوان که علائم فحلی را نشان نداده ‏بودند در نتیجه درمان با این فراورده 75% د ر طی مدت میانگین 27 روز فحل شدند. ‏تحقیقات انجام شده در انگلستان با گاوهای شیری در شرایط تولیدات اروپایی نشان می دهد که در ‏پاسخ به درمان تفاوت کمی وجود دارد اما اساساً شباهت در میزان تا ثیر وجود دارد.در جدول شماره 2 ‏داده های مورد اشاره یکی از چندین تجربه موفق در کشور انگلستان است.همانگونه که در جدول دیده ‏میشود ازمیان 16 گاو انتخاب شده که با آزمایش رکتال که انستروس تشخیص داده شده بودندو هیچ کدام ‏در فارم علائم بیماری را نشان نداده بودند. ‏در این تجربه استفاده از فراورده گیاهی به مدت سه روز متوالی در زمان انتظار شیر دوشی بهمراه جیره ‏غذایی به گاوا در اولین دوره درمان پاسخ ندادند و درمان دوباره تکرار شد . 81% گاوها در طی مدت 21 روز ‏از شروع درمان علائم فحلی را نشان دادند. و تمامی آنها آبستن شدند. در طی سومین دوره درمان سه ‏گاو باقی منده به درمان پاسخ دادند و دارای گوساله شدند. دو مورد دوقلو زایی مشاهده شد که همگی ‏آنها زنده ماندند.جنسیت فرزندان طبیعی بود. ‏دیگر شرایطی که به عنوان یک مشکل در زمان زایش و حوالی آن قابل تشخیص است و موجب اختلال در ‏ایجاد آبستنی می شود سندرم جفت ماندگی است. در این سندرم موارد ذیل دیده می شود. ‏‏عدم جمع شدگی رحم ‏‏ترشح مداوم لوشیال ‏‏اندومتریت باکتریال احتمالی ‏تاکنون گیاهان زیادی شناخته شده اند که که بر روی فعالیت رحم تا ثیر می گذارندمخصوصاًً بر روی میومتر ‏و عضلات صاف رحم اما بیشتر اینها دارای اثرات جانبی مضر برای بدن هستند. تعدای از محرکهای رحم در ‏هند شناخته شده اند که اثرات مضر ندارند.. این فراورده ها برای مدت20 سال نه تنها اثر مضری نداشته ‏است بلکه موثر برای درمان بیماری بوده است.برای این فراورده اثرات ذیل گزارش شده است ‏‏ جدا شدن سریع کوتیلودونها 2- خروج جفت 3- کمک به عضلات رحم ‏‏بازگشت رحم به وضعیت رحم 5- خروج تولیدات جنینی ‏استفاده از چنین ترکیبی در گاوهای شیری در کشور انگلستانموفقیت آمیزبوده استوبسیاری از فارمها ار ‏این فراورده بعد از گوساله زایی استفاده می کنندو به این وسیله رحم سزیعا پاک و آماده می شود این ‏تحقیقات نشان داده است که تولید شیر به حد اپتیمال می رسد.. در واقع اگر رحم زود تمیز شود شانس ‏وقوع اندومتریت کاهش یافته و از این رو آبستنی بعدی افزایش می یابد. ‏</description>
                <category>مستانه</category>
                <author>مستانه</author>
                <pubDate>Thu, 17 Nov 2022 18:16:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خصوصیات یک جیره مطلوب وپایدار برای گوساله</title>
                <link>https://virgool.io/@mastanee/%D8%AE%D8%B5%D9%88%D8%B5%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DB%8C%DA%A9-%D8%AC%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%B7%D9%84%D9%88%D8%A8-%D9%88%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D9%88%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-jioc2dwnxlox</link>
                <description>جیره های متعادل جهت تخمیر پایدار‏اهمیت تخمیر شکمبه ای برای شیردهی تاکید شده است ، هضم توانمند الیاف در شکمبه لازم و نیز مقدار الیاف کافی برای ‏سلامتی شکمبه ضروری می باشد . اما تأمین انرژی قابل دسترس مورد نیاز شیردهی اهمیتی برابر با آن دارد‎ .‎در اوایل یا اوج شیردهی با متعادل کردن مصرف انرژی معمولاً‏‎ NSC ‎زیادی در جیره ها گنجانده می شود ، بنابراین ‏سطح الیاف کاهش می یابد . ارتباط الیاف و‎ NSC ‎پیچیده و دینامیکی است . کربوهیدرات های غیر ساختمانی روی‎ pH ‎شکمبه و فرآورده نهایی تخمیر اثر متضادی با الیاف دارند . بنابراین تعادل این دو جزء برای رسیدن به تخمیر پایدار ‏شکمبه ضروری است‎ .‎چربی شیر تصحیح شده عموماً برای جیره های بر پایه جو کاهش دارد . وقتی که این نسبت به 1:1 تجاوز کند ، درصد ‏چربی شیر تصحیح شده عموماً برای جیره های بر پایه جو و ذرت کمتر تحت تأثیر قرار می گیرد‎ .‎جیره گاوهای شیری غالباً شامل فرآورده های فرعی مواد خوراکی است که دارای الیاف متوسط ، ظرفیت قابلیت هضم و‏‎ ‎NDF ‎بالا هستند و قابل مقایسه با منابع رایج مثل سیلاژ ذرت و یونجه می باشند‎ .‎قابلیت هضم شکمبه ای‏‎ NDF ‎علوفه های مختلف و فرآورده های فرعی محصولات کشاورزیگنجاندن اجزایی همانند سبوس ،سویا و تفاله چغندر قند برای تأمین الیاف در جیره ، کربوهیدرات های قابل هضم را نیز ‏افزایش می دهد ، به ویژه وقتی که این اجزاء جایگزین علوفه های با کیفیت ضعیف شوند . شاید بهترین مثال از نتایج به ‏دست آمده با اجزایی همانند تفاله چغندر قند و سبوس سویا که از لحاظ‎ NDF ‎غنی هستند باشد ، این مواد در شکمبه با ‏بازده خوب مورد استقاده قرار می گیرند . تفاله چغندر قند از لحاظ منبع انرژی برای تخمیر شکمبه ای و برای تقویت ‏شیردهی ، قابل مقایسه با جو می باشد تحقیقات نشان می دهد که جایگزینی 25 درصد سبوس سویا به عنوان منبع الیاف ‏مؤثر و نیز 20 درصد علوفه درشت خرد شده ( وقتی که دسترسی به علوفه با کیفیت خوب محدود است ) می توان‎ NDF ‎تأمین شده از علوفه را به کمتر از 45 درصد برساند‏‎ .‎ جیره ها باید طوری متعادل شوند که بیشترین تخمیر شکمبه ای کربوهیدرات ، انرژی دریافتی و تولید پروتئین میکروبی ‏به دست آید‎ .‎ همراه با هضم کربو هیدرات ، پروتئین میکروبی نیز ساخته می شود و باید جیره شامل منابع متنوعی از اجزایی که قابلیت ‏هضم سریع تا متوسط دارند متعادل گردد تا بطور پیوسته و پایدار ، فرآورده های نهائی برای جذب فراهم گردیده و نیاز ‏انرژی و پروتئین برای شیردهی به طور اقتصادی تأمین شود . عواملی که باید در متعادل کردن اجزای کربوهیدرات ‏جیره در نظر گرفته شود شامل : ذرات درشت علوفه ، مقدار علوفه ، منبع الیاف ، تعداد دفعات خوراک دادن در روز ، ‏مدیریت خوراک دادن ( کل جیره مخلوط یا روش خوراک دادن اجزای جداگانه ) و استفاده از بافر می باشند‎ .‎اثرات‎ pH ‎شکمبهPH ‎مایعات بدن برای حفظ شرایط سلامتی و شیمیایی گاو بسیار مهم است . در شکمبه ، ‏PH ‎می تواند از 8/6-5/5 با یک ‏سطح مطلوب 3/6-6‏‎ ( pH ‎خنثی برابر 7 است ) متغیر باشد . به شکل یک مطلب کلی می توان گفت که رشد مطلوب ‏باکتریهای هضم کننده فیبر در 8/6-6‏‎ = PH ‎و باکتریهای هضم کننده نشاسته در 6-5/5‏‎ = pH ‎صورت می گیرد . ‏بنابراین‎ pH ‎شکمبه را در یک حد نزدیک به 6 باید حفظ نمود تا شرایط برای رشد جمعیت میکروبی که باعث تولید مطلوب ‏و نسبت مناسب هر کدام از اسیدهای چرب فرار می شود فراهم گردد . عواملی که اثر روی‎ PH ‎شکمبه دارند در ذیل ‏بحث شده است‎ :‎ـ بهتر است غذا به شکل‏‎ ( TMR : Totol Mixed Rotion ) ‎به دام داده شود زیرا باعث پایداری‎ PH ‎شکمبه ، تأمین‎ ‎RDP ‎و کربوهیدرات قابل تخمیر در یک زمان ، افزایش مصرف خوراک و به حداقل رساندن انتخاب غذا می گردند . ‏چنانچه کنسانتره جداگانه تغذیه می شود مصرف آن را به‎ kg ‎‏3‏‎ ‎در هر وعده غذایی محدود کنید و از غذاهایی که حاوی ‏نشاسته بالایی هستند دوری کنید و تغذیه دانه های نرم فرآیند شده را به حداقل برسانید‎ .‎ـ تغذیه بیشتر سیلاژ ذرت ، اندازه ذرات بخش علوفه جیره را کاهش داده و کربو هیدرات قابل تخمیر را افزایش می دهد ‏و باعث کاهش‎ PH ‎شکمبه ( اسیدوز ) و افزایش رطوبت جیره می گردد‎ .‎‏1‏‎ ‎ـ نسبت علوفه به کنسانترهجیره های با علوفه بالا ، ‏PH ‎را بالای 6 خواهند برد و باعث تحریک بیشتر بزاق می شوند ، بزاق حاوی بیکربنات بوده ‏که از بافرهای شکمبه تولید استات را افزایش می دهد . کربوهیدراتهای اصلی در علوفه ( سلولز و همی سلولز ) باندازه ‏کربوهیدراتهای موجود در کنسانتره ( نشاسته و قندها ) توسط میکروبهای شکمبه تخمیر نمی شوند . PH ‎بالای شکمبه ‏تولید استات را مطلوب نموده و باعث نسبت بالای‎ A : P ‎شده ( بالای 3 ) و درصد چربی شیر را بالاتر می برد ، تغذیه ‏کنسانتره به مقدار زیاد تولید پروپیونات را افزایش داده و سبب کاهش‎ PH ‎شکمبه خواهد شد . تحت این شرایط مصرف ‏خوراک پایین می آید و در نهایت منجر به کاهش چربی شیر می گردد ( گرچه درصد پروتئین شیر افزایش می یابد ولی ‏درصد چربی کاهش می یابد‎ . )‎‏2‏‎ ‎ـ شکل فیزیکی مواد خوراکیخرد کردن ، پلت کردن ، قطعه قطعه کردن یا مخلوط کردن زیاد در مخلوط کنها ، اندازه ذرت غذایی را تغییر می دهد . ‏اگر اندازه ذرات خیلی کوچک باشد علوفه در شکمبه باقی نمانده هضم فیبر کاهش می یابد و‎ PH ‎شکمبه پایین می آید . با ‏کاهش زمان نشخوار تولید بزاق نیز کاهش می یابد . گاوها بیشتر از 8 ساعت را در روز صرف جویدن می کنند . در ‏هنگام استراحت ، 60% گاوها باید مشغول نشخوار باشند، اگر کنسانتره خیلی نرم شود ، نشاسته بیشتری در دسترس ‏تخمیر میکروبی قرار می گیرد . در این صورت‎ PH ‎شکمبه کاهش و تولید پروپیونات و لاکتات افزایش می یابد که در ‏نتیجه باعث کاهش درصد چربی شیر، افزایش درصد پروتئین شیر و کاهش تولید شیر می گردد‎ .‎ ورقه ورقه کردن و بخار دادن ، پلت کردن یا خرد کردن دانه غلات باعث شکستن گرانولهای نشاسته شده و قابلیت ‏دسترسی شان در شکمبه را افزایش و موجب تحریک رشد میکروبها می گردد ولی خطر ابتلا به اسیدوز را افزایش می ‏دهد‎ .‎ـ اندازه بخش علوفه باید قطعات 5/3 –5/1 سانتی متری باشد و مواد سیلویی 2 سانتی مترباشد که 20درصد از مواد ‏سیلویی باید اندازه ذرات بخش علوفه‌ای را ( 5/3-5/1 سانتیمتر ) داشته باشند‎ .‎‏3‏‎ ‎ـ میزان رطوبت جیرهغذاهای مرطوب کاهش‏‎ PH ‎شکمبه را بدنبال دارند ، به علت اینکه بزاق کمتری برای خیس نمودن غذا برای بلع نیاز ‏است . همچنین اگر رطوبت کل جیره بالاتر از 50 درصد باشد ، مصرف ماده خشک کاهش می یابد‏‎ .‎جذب مواد مغذی و قابلیت استفاده آن در نشخوار کنندگان‏‎:‎اسیدهای چرب فرار به مقدار فراوانی از طریق تخمیر شکمبه ای تولید می شوند که اهمیت شایان توجه در تأمین انرژی ‏دارند ، بطوریکه بیش از 70% انرژی مورد نیاز حیوانات نشخوار کننده از این طریق تأمین می شود . تقریباً تمام ‏اسیدهای استیک ، پروپیونیک و بوتیریک که در شکمبه تشکیل می شوند از طریق بافت اپیتلیوم شکمبه جذب می شوند و به ‏وسیله سیاهرگهای شکمبه ای به سیاهرگ باب کبدی و سپس به کبد انتقال می یابند‎ .‎جذب ( انتقال ) مداوم اسیدهای چرب فرار از شکمبه نه تنها برای کاهش تراکم آن ، بلکه برای جلوگیری از افزایش ‏اسیدیته شکمبه ( اسیدوز ) و افت‎ PH ‎شکمبه مهم می باشد . شکمبه لایه ای از بافت پوششی سنگ فرشی طبقه بندی شده ‏شبیه به پوست می باشد که برای حداکثر راندمان جذب ، مناسب نیست ، معهذا این بافت پوششی سنگ فرشی دارای ‏ساختمانی است که شبیه به بافت پوششی استوانه ای در روده کوچک است و همانند آن عمل می کند و جذب مناسبی از ‏اسیدهای چرب فرار همانند اسید لاکتیک ، الکترولیت ها و آب انجام می دهد . تراکم اسیدهای چرب فرار شکمبه بر روی ‏طول و اندازه بافت پوششی اثر گذاشته بطوریکه این موضوع در عمل بسیار قابل توجه است . حیواناتی که تحت برنامه ‏تغذیه‌ای با جیره های متراکم قرار گرفته اند با تولید بالای اسیدهای چرب فرار ،داشتن پرزهای فراوان و بلند سطح جذب ‏در آنها افزایش یافته است ، در حقیقت حیواناتی که تحت برنامه محرومیت غذایی قرار داشته اند دارای پرزهای ضخیم و ‏کوچک که برای رشد پرزشان و همچنین ظرفیت جذب نیازمند به زمان کافی و جیره با کیفیت عالی می باشند به نظر می ‏رسد تمام اسیدهای چرب فرار به وسیله مکانیسم مشابه ای مانند انتشار از طریق بافت پوششی و جذب از طریق شیب با ‏غلظت پایین صورت می پذیرد . بنابراین اسیدهای چرب فرار متفاوت ، تحت درجات مختلف متابولیسم از طریق بافت ‏پوششی شکمبه عبور می کنند . استات و پروپیونات در هنگام عبور از بافت پوششی شکمبه تغییرات زیادی نمی کنند . اما ‏تمام اسید بوتیریک در هنگام عبور از بافت پوششی شکمبه به یک نوع ترکیب کتونی‏‎ ( Ketone ) ‎بنام هیدروکسی بوتیریک ‏اسید ، تبدیل می شود‎ .‎ چربی زیاد درجیره باقابلیت هضم قیبرخام تداخل ایجادکرده ودرنتیجه میزان جربی شیرکم می شود‎ . ‎کل جیره غذایی باید حاوی 30 تا 40 درصد نشاسته باشد‏‎ .‎میزان‎ PH ‎مدفوع نبایدکمتراز 6 باشد ، زیرا‏‎ PH ‎پایین (اسیدی) بدین معنی است که نشاسته زیادی ازشکمبه عبورکرده ‏ودرروده باریک تخمیرشده است . (یعنی میزان نشاسته بالاتراز 40 درصدبوده است‏‎ )‎. فاصله آب تمیزتاآبشخورنبایدبیشتراز 15 مترباشد . گاودرازای هر یک کیلوگرم شیر باید 10 لیترآب تمیزوعاری ازهرنوع ‏میکروبی استفاده کند‎ .‎ گاوشیری بایدبطورمیانگین برای تأمین کلر موردنیازبدن روزانه 30 گرم نمک استفاده کند . حال میزان مصرف به این ‏طریق است که : بازای هر5/0 کیلوگرم شیرتولیدی باید 1 گرم نمک استفاده کند‏‎ .‎درگاوهایی که به تنش گرمایی مبتلا شده اند ، عناصرروبه روبایددرجیره غذایی روزانه افزایش یابند‎ : ‎سدیم : % 5/0 پتاسیم : % 5/1 منزیم : % 35/0‏مصرف نمکهای آنیونی ( کلریدآمونیوم - سولفات آمونیوم - سولفات منزیم ) باعث کاهش‎ PH ‎خون وادرار می شوندواین ‏موضوع باعث کاهش بروزتب شیر دربعداززایمان می شود . همچنین ازاسیدوزجلوگیری می کند</description>
                <category>مستانه</category>
                <author>مستانه</author>
                <pubDate>Thu, 17 Nov 2022 17:41:35 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>