<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های متینه امیری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@matinehamiri</link>
        <description>دیدن فیلم، خواندن کتاب، گوش‌دادن به پادکست و نوشتن را دوست دارم. اما نوشتن را از همه بیشتر! • صفحه‌ی اینستاگرام من: matinn_amr •</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 16:31:17</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/84608/avatar/6fMaT1.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>متینه امیری</title>
            <link>https://virgool.io/@matinehamiri</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سلسله نوشتاری درباره‌ی پایان‌نامه‌نویسی - قسمت دوم: ب بسم‌الله</title>
                <link>https://virgool.io/@matinehamiri/choosingasubject-vsjgnawp5dph</link>
                <description>اولین مرحله در مواجهه با پایان‌نامه انتخاب موضوع است. شما اول باید بدانید که به کدام حوزه از رشته‌تان علاقه‌مندید. علاقه حرف اول را در انتخاب موضوع می‌زند. پایان‌نامه به اندازه‌ی کافی فشار و استرس به شما وارد می‌کند حالا تصور کنید به موضوعتان علاقه‌ای ندارید و ناچارید بیشتر از 1 سال بار آن را به دوش بکشید! دوم توان و ظرفیت خودتان است که باید مورد توجه قرار گیرد. اگر شاغل هستید و متاهل هستید و بچه دارید و هزار گرفتاری دیگر (در این صورت درود بر شما که همت کرده‌اید و کمر بسته‌اید به درس‌خواندن!) نباید بروید سراغ موضوع‌های بکر و پیچیده. سوم ظرفیت‌های مالیتان (مخصوصا اگر دانشجوی دانشگاه آزاد هستید) و چهارم زیرساخت‌های کشور را برای پژوهش در نظر بگیرید. بعضی موضوعات به اطلاعات دولتی و سازمانی احتیاج دارند. باید به این فکر کنید که آیا اطلاعات لازم را می‌توانید از ادارات دولتی و خصوصی و لشکری و کشوری به دست‌آورید؟ تجربه‌ها نشان می‌دهد که خیلی وقت‌ها این همکاری‌ها به سرانجام نمی‌رسد یا به سختی رخ می‌دهد. من برای بخشی از پروژه‌ام به کمک صداوسیما احتیاج داشتم که طبیعتا با من بمیرم تو بمیری و پیدا کردن آدم‌های مرتبط به سرانجام رسید. اگر میخواستم ایمیل بزنم و نامه ببرم صد سال هم جواب نمی‌گرفتم. بنابراین خودتان را با موضوعاتی پیر نکنید که به خاطرشان سه ماه لنگ یک امضا باشید!وسواس را کنار بگذارید!طبیعتا پس از چهارسال درس خواندن در مقطع کارشناسی باید از کلیات مباحث و در موارد آرمانی با گوشه‌کنارهای رشته‌تان آشنا شده باشید. اگر نمی‌دانید چه موضوعی را دوست دارید، دو حالت بیشتر ندارد:1- دچار وسواس شده‌اید.2- باید مدرک کارشناسی‌تان را تکه تکه کنید!حالت اول ناشی از کمالگرایی شماست. اما در حالت دوم باید از شما بپرسم که اگر رشته‌تان را اجباری خواندید و دوست نداشتید، چرا تا مقطع ارشد ادامه‌اش دادید؟ یا اگر رشته‌تان را دوست دارید، پس چهارسال کارشناسی در آن دانشگاه مشغول چه کاری بوده‌اید؟ خب طبیعتا من با این دسته کاری ندارم چون به نظر می‌آید که مشکلات شخصی با خودشان دارند و اول باید تکلیفشان را با خودشان مشخص کنند.وسواس را کنار بگذارید. این را کسی به شما می‌گوید که در مقوله‎‌ی وسواس یک نسخه‌ی بی‌نظیر است! من در ترم سه که باید پروپوزال می‌نوشتم تا مدت‌ها نمی‌دانستم چه موضوعی و عنوانی حس برتری و کمال‌طلبی‌ام را ارضا می‌کند. سه بار هم با موضوعات مختلف پروپوزال نوشتم تا اینکه استاد راهنما به زور متوقفم کرد که همین موضوع آخر خوب و کافی است و خیلی هم نو و جذاب است. باز هم هرازگاهی در ترم‌های چهار و پنج! می‌پرسیدم: &quot;استاد یعنی واقعا این موضوع ارزش کارکردن دارد؟&quot; می‌بینید؟ اگر به وسواس میدان بدهید تا بعد از دفاع و نمره‌ی بیست هم دنبالتان می‌آید و اوقاتتان را تلخ می‌کند.قاتل نباشید!انتخاب کردن موضوعی ساده‌تر که به راحتی از پسش بر بیایید و پروژه‌ای تمیز تحویل دهید بهتر از موضوعی سخت و پیچیده‌است که به دست شما شهید شود! فهمیدن این نکته که در چه سطحی هستید و توان اجرای چه پروژه‌ای را دارید تا حد زیادی با خودتان است. پیشتر گفتم که ظرفیت‌های مالی، توان تحصیلی، وضعیت خانوادگی، شهر محل سکونت و مسولیت‌هایتان در انتخاب موضوع نقش اساسی باید داشته باشند. با خودتان خلوت کنید و تمام این شرایط را روی کاغذ بیاورید. محاسبه کنید که در طول روز چقدر می‌توانید روی پایان‌نامه وقت بگذارید. اگر شاغلید، باید وضعیت مرخصی و مشکلات کاریتان را هم در نظر بگیرید. بعد از محاسبه‌ی همه‌ی این‌ها می‌توانید بفهمید که یک قاتل بالقوه هستید یا خیر. اگر هستید، از بال و پر موضوع بکاهید و آن را به جوامع و بخش‌های کوچکتر محدود کنید تا هم به شاخه‌ی مورد علاقه‌تان پرداخته باشید و هم مطمئن باشید که توان اجرای آن را دارید.جمع‌بندی- عوامل موثر در انتخاب موضوع:علاقه، علاقه، علاقه!ظرفیت‌های مالیتوان تحصیلیوضعیت خانوادگی (وضعیت تاهل، فرزند داشتن، شاغل بودن، مشکلات خانوادگی)شهر محل سکونت مسولیت‌های زندگی شخصینقش استاد راهنما در انتخاب موضوع: چه زمانی سراغ استاد مد نظرمان برویم؟دانشگاه این حق را به شما داده که برای پایان‌نامه‌تان خودتان استاد راهنما انتخاب کنید. بعد از اینکه حدود موضوع مدنظرتان را مشخص کردید، رزومه‌ی اساتید را بررسی کنید که بیشتر توی چه حوزه‌هایی کار کرده‌اند. هر چه به موضوع شما نزدیکتر باشند، به نفع شما خواهد بود. بعضی اساتید هم خودشان به شما می‌گویند که فلان موضوع را کار می‌کنند یا استاد دیگری را به شما پیشنهاد می‌دهند. بعد از بررسی این نکته، باید خلق و خوی استاد و نوع نگاهش به مسائل را هم در نظر بگیرید. شوخی نیست! شما می‌خواهید یک اثر علمی از خودتان به جا بگذارید و در این مسیر 1 یا 1سال و نیم درگیر مسئله می‌شوید. استادی که در این مدت کنار شما در تیم پژوهش حضور دارد و می‌خواهد شما را راهنمایی کند، باید نقاط نظر مشابهی با دیدگاه‌های شما داشته باشد وگرنه اصطکاک به وجود آمده، باعث می‌شود تجربه‌ای بد از شما در ذهن استاد راهنما ثبت شود و برعکس. شما که نمی‌خواهید پایان‌نامه زهرمارتان شود! می‌خواهید؟نکته‌ی بسیار مهم در جریان انتخاب استاد راهنما این است که باید تمایل استاد برای کار با خودتان را هم لحاظ کنید. استاد هم به اندازه‌ی شما حق دارد که شما را بپذیرد یا نه. این حق را برای اساتید قائل باشید. نکته‌ی بعدی اینکه استاد مشاور را باید استاد راهنما انتخاب کند. شاید استاد راهنما این اجازه را به شما بدهد که نظرتان را راجع به استاد مشاور اعلام کنید اما در نهایت این استاد راهنماست که استاد مشاور را تعیین می‌کند. خیلی وقت‌ها در جلسه‌ی شورا هنگام تصویب پروپوزال‌ها اساتید مشاور انتخاب می‌شوند. اگر قصد دارید استاد مشاور را شخصی بیرون از هیئت علمی دانشگاهتان انتخاب کنید، این موضوع را باید به استاد راهنما اعلام و نظرش را جویا شوید.پس از توافق قطعی در زمینه انتخاب تیم پژوهش و هماهنگی لازم است راجع به عنوان دقیق پایان‌نامه و مراحل انجام آن با استاد راهنما به توافق برسید و آن را چکش‌کاری کنید. شاید لازم باشد پروپوزالتان را بارها و بارها از نو شروع کنید. شاید هم بارها عنوانتان را کم و زیاد کنید. در انتخاب روش، جامعه، نمونه و مباحثی از این دست، هنگام نگارش پروپوزال با استاد راهنمایتان حرکت کنید. نظرتان را به عنوان مسئول پایان‌نامه بیان کنید اما تا حد امکان طبق نظر استاد راهنما پیش بروید و در صورت مغایرت نظر، یا بپذیرید یا دلایل قانع‌کننده علمی برای استادتان بیاورید. در هر صورت استاد راهنما قرار است روز دفاع از شما حمایت کند بنابراین نباید نظراتش را نادیده بگیرید. در نهایت منظم باشید و پوپوزالتان را زودتر از موعد مقرر تحویل شورا دهید تا فرصت اصلاح بیشتری داشته باشید. نکته‌ی آخر اینکه فراموش نکنید که شما تنها دانشجویی نیستید که پایان‌نامه دارد و خیلی وقت‌ها اساتید سرشان شلوغ‌تر از آن است که جزئیات کار شما را در خاطر داشته باشند. نظم شما، خیلی از مشکلات را حل خواهد کرد!حقیقتا در مورد نگارش پروپوزال و نحوه‌ی انتخاب موضوع (ازکجا دنبال موضوع بگردیم و پیشینه جمع کنیم) مطالب زیاد گفته شده که قابل دسترس هم هستند و من هم نمی‌خواهم راجع به اصول این‌چنینی صحبت کنم. اما اگر سوالی در این خصوص وجود داشته باشد سعی می‌کنم در کامنت‌ها به قدر سواد و بضاعتم پاسخ بدهم. پیشنهادات و انتقادات را هم با آغوش باز پذیرا هستم!با سپاس از زمانی که برای خواندن این نوشتار اختصاص دادید. احتمالا در نوشتار بعدی از آغاز در پروژه‌ای طولانی‌مدت به نام پایان‌نامه (کنترل پیوستگی) خواهم نوشت.</description>
                <category>متینه امیری</category>
                <author>متینه امیری</author>
                <pubDate>Sun, 03 Nov 2019 18:05:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سلسله نوشتاری درباره‌ی پایان‌نامه‌نویسی - قسمت اول: دانشجو، دانشجوست!</title>
                <link>https://virgool.io/@matinehamiri/about-writing-a-thesis-jbml2ngmobbh</link>
                <description>روزی که موضوع پایان‌نامه‌ام را انتخاب کردم ابدا متوجه نبودم که قدم در چه مسیر پر پیچ و خمی گذاشته‌ام. به مرور با چالش‌ها و مشکلاتی مواجه شدم که نه تنها من، که همه‌ی دانشجویان علاقه‌مند را به خود دچار کرده بود. منبع مناسبی جز گپ‌وگفت با فارغ‌التحصیلان وجود نداشت و کمتر کسی به مشکلات حاشیه‌ای اشاره می‌کرد. بنابراین از آن روزها به فکر پیاده‌سازی تجربیاتم و به تصویر کشیدن آن‌ها برای دوستان و دانشجویان دیگر افتادم و حالا که یک ماه از دفاعم می‌گذرد زمان را مناسب می‌بینم که از حوادث فاصله بگیرم و از دور به توصیف آن‌ها بپردازم.همین ابتدا بگویم اگر اهل کار قبیح خرید پایان‌نامه هستید، یا برایتان مهم نیست که نتیجه‌ی کارتان چه باشد و به کجا برسد، یا مثلا قصدتان از ادامه تحصیل صرفا افزایش حقوق و مدرک و امثالهم بوده، این نوشتار برای شما نوشته نشده‌است. همچنین من در این نوشتار نمی‌خواهم به اصول پایان‌نامه‌نویسی (معرفی فصول، روش تحقیق، استناد و فلان و بهمان) بپردازم. بیشتر قصدم صحبت از نکاتی است که تجربی‌اند و کمتر کسی این تجربه‌های مفید را بیان می‌کند. تجربه‌هایی که دانستنشان برای دانشجویانی که تازه این پروژه‌ی نسبتا بزرگ را شروع کرده‌اند، حیاتی یا حداقل مفید است!حقیقت آن است که به نظرم نوشتن تمام این تجربیات در یک عنوان نوشتار، کلی‌گویی است. بنابراین تصمیم گرفتم این نوشتارها را به صورت سریالی منتشر کنم تا هم خیالم راحت باشد که تمام مطالبی که در ذهنم داشتم منتقل کرده‌ام و هم مخاطبان به صورت واضح بدانند در هر نوشتار قرار است با چه چیزی روبرو شوند و یک راست سراغ مطلبی بروند که به دردشان می‌خورد.به چه مانند کنم موی پریشان تو را؟برای شروع ترجیح می‌دهم از شمایل پایان‌نامه در ذهن خودم بگویم. به زعم من نوشتن پایان‌نامه بیش از هرچیز به ساختن فیلمی بلند می‌ماند. یک کلیت را باید جلو ببری با رعایت این نکته که جزییات مهمی نیز هستند که می‌بایست به اندازه‌ی همان کل به آن‌ها توجه داشته باشی. یک برنامه‌ی از پیش تعیین شده داری، موضوعت مشخص، استادت مشخص و احتمالا روش پژوهشت نیز تعیین شده‌است اما در حقیقت چالش‌هایی پیش‌بینی نشده سر راهت سبز می‌شود.کمال‌طلبی و کمال‌گرایی، ناتوانی در بیان منظور (ضعف در ارتباط برقرار کردن با کلمات)، عدم توجه به بهینه‌سازی زمان، خستگی مفرط، بی‌انگیزگی و ناامیدی، آزارهای اداری، کنترل پیوستگی در جریان پروژه‌های طولانی‌مدت، عدم توانایی در ایجاد تعادل میان درس، کار و خانواده، عدم تفاهم با اساتید راهنما و مشاور و هزار و یک چالش دیگر کافی هستند تا دانشجو را از پا دربیاورند. حالا پرداختن به موضوع اصلی، دشواری‌های روش تحقیق و اجرای پروژه و همچنین مسئولیت بالا در تولید علم خالص و دست اول (در موارد خاص!) به کنار!دانشجو، دانشجوست! بی‌تجربه است و احتمالا برای اولین بار می‌خواهد حرف حساب بزند. حقیقتا قرار نبوده همه چیز را بلد باشد و خستگی‌ناپذیر و قهرمانانه جلو برود و ترم چهار هم دفاع کند. دانشجو با تصویب پروپوزال انگار در اتاقی را باز کرده که در آن ظلمات کامل است. با هر خطی که‌ می‌نویسد انگار یک چراغ روشن می‌شود. تا زمانی که رساله به پایان می‌رسد، دانشجو به اندازه‌ی توان خودش اتاق را روشن کرده. انگار که شناخت دانشجو همزمان با نگارش و همزمان با روشن شدن ابعاد پژوهش شکل می‌گیرد. هر قدر پایان‌نامه، اتاق علم را روشن کند، همانقدر هم دانشجو تازه یاد می‌گیرد که پایان‌نامه چیست و چگونه باید آن را نوشت! خلاصه که روزگار غریبی است نازنین!من در این سلسله نوشتار یک هدف مشخص دارم. و آن اینکه ضمن بیان چالش‌های شخصی و راه‌های مواجه با آن، از میزان استرس خواننده کم کنم و برچسب گناه‌کاری ناشی از بی‌تجربگی را از او بردارم. می‌خواهم به او بگویم که تنها نیست و حق دارد غر بزند اگر احساسات منفی، خواب و خوراک را از او گرفته است.نوشتار بعدی می‌خواهم از شروع حرف بزنم: چالش‌های انتخاب موضوع و استاد راهنما!</description>
                <category>متینه امیری</category>
                <author>متینه امیری</author>
                <pubDate>Fri, 01 Nov 2019 00:12:48 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>