<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مهدیس نصراله‌زاده</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mawhds</link>
        <description>یک دانشجوی فیزیک‌ که علاقه داره درباره ستاره‌شناسی و فیزیک ذرات، روانشناسی و فلسفه بخونه، بفهمه و بنویسه!</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 18:26:59</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1092885/avatar/Y9FehL.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مهدیس نصراله‌زاده</title>
            <link>https://virgool.io/@mawhds</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تاریخ علم چرا اهمیت دارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mawhds/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%B9%D9%84%D9%85-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-rivowpe1dztj</link>
                <description>سوال بسیار ساده و صریح است. چرا باید تاریخ علم را بیاموزیم وقتی می‌دانیم در مرحله‌ای از شکوفایی علم و تکنولوژی قرار داریم و ایده‌های نقض‌شده دیگر به دردمان نمی‌خورد؟به همان دلیل که «تاریخ بشر» را می‌خوانیم تا بدانیم این سطح از آرامش و امنیت در جهان در طول تاریخ بی‌سابقه‌ست و جنگ‌ جهانی سوم چندان هم دور از ذهن نیست.به همان دلیل که «تاریخ انقلاب» را می‌خوانیم تا بدانیم آزادی امری پایدار و همیشگی نیست.به همان دلیل که «تاریخ زمین» را می‌خوانیم تا بدانیم زندگی بشر می‌تواند در یک آن مانند زندگی دایناسورها از بین برود و زندگی‌ای که فکر می‌کنیم حق مسلم ماست را از دست بدهیم.تاریخ علم را می‌خوانیم چون بهتر است زیاد به علمی که داریم غره نشویم. چون ایده‌هایی که روزگاری بزرگ‌ترین زمان خود بودند، در این روزگار در جعبه خرافات نگه‌داری می‌شوند.شک نداریم در آینده به علمی که ما داریم خواهند خندید، همانطور که ما به ایده‌های زمین‌ مرکزی و عناصرچهارگانه می‌خندیم. (البته خندیدن اینجا استعاره از به سخره گرفتن نیست)علم تاریخ را می‌خوانیم تا بتوانیم طعم فروتنی را بچشیم و با تمام قدرت ادامه دهیم. مسیر علم مسیری بی‌پایان است.March of Intellect</description>
                <category>مهدیس نصراله‌زاده</category>
                <author>مهدیس نصراله‌زاده</author>
                <pubDate>Mon, 25 Sep 2023 15:22:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فیزیکدانان چگونه توانستند از «هیچ» انرژی استخراج کنند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mawhds/%D9%81%DB%8C%D8%B2%DB%8C%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%DB%8C%DA%86-%D8%A7%D9%86%D8%B1%DA%98%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%AC-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-nubjzimynjqe</link>
                <description>برای فهم این مقاله نیاز نیست فیزیک رو حرفه‌ای بلد باشید، ولی اگر اصطلاحی براتون ناآشنا بود حتما سرچ کنید و بعد به خوندن ادامه بدید. ایجاد انرژی از هوای رقیق عجیب به نظر می‌رسد، اما در عمل انجام شده است. مرحله بعدی  که کم‌و‌بیش به جادو شبیه است، استخراج انرژی از هیچ به روش‌های کوانتومی است. بعد از پیشنهاد پروژه «تله‌پورت انرژی کوانتومی» در سال ۲۰۰۸، این ایده توسط دانشمندان تا حد زیادی نادیده گرفته شد. هم‌اکنون با دو آزمایش مستقل نشان داده شده است که انتقال انرژی آنقدر هم دور از ذهن نیست.کپی‌رایت: Kristina Armitage از مجله کوانتاویلیام آنری، فیزیکدان نظری در دانشگاه بریتیش کلمبیا دراین‌باره می‌گوید: «شما نمی‌توانید مستقیما از خلا انرژی استخراج کنید، زیرا چیزی برای استخراج وجود ندارد.» اما فیزیک کوانتوم بارها به ما نشان داده است که نباید بیش از حد به عقل سلیم یا به اصطلاح تفکر کلاسیک تکیه کنیم.پانزده سال پیش ماساهیرو هوتا، فیزیکدان نظری در دانشگاه توهوکو ژاپن، پیشنهاد کرد که شاید بتوانیم با تحریک خلا چیزی از آن استخراج کنیم. در ابتدا، بسیاری از محققان مشکوک بودند که استخراج انرژی از خلا در بهترین حالت غیرممکن است. با این حال، کسانی که به دقت نگاه کردند متوجه شدند که هوتا یک ایده کوانتومی خلاقانه و متفاوتی را پیشنهاد کرده بود.انرژی رایگان نبوده و نیست. ما باید با استفاده از دانش خریداری شده با انرژی، دوباره انرژی تولید کنیم. از این منظر، رویه هوتا کمتر شبیه خلق جادو و بیشتر شبیه انتقال انرژی از یک مکان به مکان دیگر بود. ویلیام آنری که بعدا با هوتا همکاری کرده بود، می‌گوید: &quot;این (کشف) یک معجزه واقعی بود که هوتا به آن دست یافت.&quot;در سال گذشته، محققان انرژی را در فواصل میکروسکوپی در دو دستگاه کوانتومی مجزا از راه دور انتقال داده‌اند که نظریه هوتا را تایید می‌کند. این تحقیق جای چندانی برای تردید باقی نمی‌گذارد که انتقال انرژی  از راه دور یک «پدیده کوانتومی» است.سث لوید، فیزیکدان کوانتومی در مؤسسه فناوری ماساچوست که در این تحقیق شرکت نداشت، می‌گوید: «این تحقیق حقیقتا آن (نظریه هوتا) را آزمایش می‌کند. شما در واقع در حال تله پورت و در حال استخراج انرژی هستید.»ماساهیرو هوتااعتبار کوانتومیاولین کسی که به انتقال انرژی کوانتومی شک پیدا کرد، خود هوتا بود. در سال ۲۰۰۸، او به دنبال راهی برای اندازه‌گیری استحکام یک پیوند مکانیکی کوانتومی به نام درهم‌تنیدگی بود، که در آن دو یا چند جسم حالت کوانتومی واحدی دارند که باعث می‌شود حتی زمانی که در فاصله زیاد از هم قرار دارند، به شیوه‌های مشابه رفتار کنند.یکی از مشخصه‌های درهم‌تنیدگی این است که باید در یک لحظه ایجاد شود. این بدین معنا است که شما نمی توانید رفتار یک ذره را مستقل از دیگری تغییر دهید.هوتا در حین مطالعه سیاهچاله‌ها به این گمان رسید که رویداد عجیب و غریب در نظریه کوانتومی که به «انرژی منفی» موسوم است، می‌تواند کلید اندازه‌گیری درهم‌تنیدگی باشد. سیاهچاله‌ها با انتشار تشعشعات درهم‌تنیده در درون خود کوچک‌تر می‌شوند، فرآیندی که می‌تواند مانند سیاهچاله‌ای در حال بلعیدن انرژی منفی دیده شود.هوتا خاطرنشان کرد که به نظر می‌رسد انرژی منفی و درهم‌تنیدگی ارتباط نزدیکی باهم دارند. او برای اثبات ادعای خود تلاش کرد تا نشان دهد انرژی منفی - مانند درهم‌تنیدگی - نمی‌تواند از طریق اقدامات مستقل در مکان‌های مشخص ایجاد شود.شتابدهنده هادرونیهوتا در کمال تعجب متوجه شد که در واقع یک توالی ساده از رویدادها می‌تواند خلا کوانتومی را وادار کند تا به منفی میل کند و انرژی که به نظر نمی‌رسید دارد را از دست بدهد. او اضافه کرد: «اول فکر کردم اشتباه می‌کنم، بنابراین دوباره محاسبه کردم و سعی کردم موضوع را منطقی‌تر بررسی کنم. اما من نتوانستم نقصی در محاسبات خود پیدا کنم.»آزمایش ذهنیمشکل از ماهیت خارق‌العاده خلا کوانتومی شروع می‌شود که نوع عجیبی از هیچ‌بودن است که به طرز خطرناکی به چیزی‌بودن نزدیک می‌شود. اصل عدم قطعیت، سیستم‌های کوانتومی را از قرار گرفتن در حالت کاملا ساکن با انرژی دقیقا صفر منع می‌کند. در نتیجه، حتی خلا نیز ملزم است که با نوسانات میدان‌های کوانتومی که آن را پر می‌کند، تحرک داشته باشد. این نوسانات بی‌پایان هر میدانی را با حداقل مقدار انرژی که به عنوان «انرژی نقطه صفر» شناخته می‌شود، اشباع می‌کند. سیستمی که دارای حداقل انرژی است، در حالت پایه قرار دارد و نمی‌تواند پایین‌تر برود.از نوسانات بی‌وقفه خلا نمی‌توان برای تغذیه یک ماشین با حرکت پیوسته استفاده کرد، زیرا نوسانات در یک مکان مشخص کاملا تصادفی هستند. برای مثال، تصور کنید که یک باتری کوانتومی خیالی را به جاروبرقی متصل می‌کنید، نیمی از نوسانات این باتری دستگاه را شارژ می‌کند و نیم دیگر آن را تخلیه می‌کند.در واقع، میدان‌های کوانتومی درهم‌تنیده‌اند؛ یعنی نوسانات در یک نقطه با نوسانات در نقطه دیگر مطابقت دارند. در سال ۲۰۰۸، هوتا مقاله‌ای منتشر کرد که در آن توضیح داد که چگونه دو فیزیکدان، آلیس و باب، ممکن است از این وابستگی‌ها برای بیرون کشیدن انرژی از حالت پایه که باب را احاطه کرده است، استفاده کنند. این طرح چیزی شبیه به این است.باب نیازمند انرژی است؛ او می‌خواهد باتری کوانتومی خیالی را شارژ کند اما تنها چیزی که به آن دسترسی دارد فضای خالی است. خوشبختانه دوست او آلیس در مکانی دور یک آزمایشگاه فیزیک مجهز دارد. آلیس میدان را در آزمایشگاه خود اندازه‌گیری می‌کند، از همانجا انرژی به میدان تزریق می‌کند و در مورد نوسانات آن مطالعه می‌کند. این آزمایش میدان کلی را از حالت پایه خارج می کند، اما تا آنجا که باب می‌تواند اظهار نظر کند، خلا در حالت حداقل انرژی باقی مانده و به طور تصادفی در نوسان است.اما آلیس یافته‌ها در مورد خلا اطراف خود را به باب پیامک می‌کند و به باب می‌گوید چه زمانی باتری خود را وصل کند. پس از اینکه باب پیام او را خواند، می‌تواند از دانش جدید برای آماده‌سازی آزمایشی استفاده کند که تا مقدار مشخص‌شده توسط آلیس انرژی را از خلا استخراج کند.ادواردو مارتین مارتینز، فیزیکدان نظری در دانشگاه واترلو و موسسه پریمیتر که روی یکی از آزمایش‌های جدید کار می‌کند، می‌گوید: «این اطلاعات به باب اجازه می‌دهد اگر بخواهد، نوسانات را زمان‌بندی کند. او اضافه کرد که به دلیل ماهیت انتزاعی میدان‌های کوانتومی، مفهوم زمان‌بندی بیشتر استعاری است تا تحت‌اللفظی.با مکانیک کوانتومی می‌توانید کارهای خارق‌العاده‌ای انجام دهید.ویلیام آنری، دانشگاه بریتیش کلمبیاباب نمی‌تواند بیشتر از مقدار انرژی که آلیس وارد کرده است، استخراج کند؛ بنابراین قانون بقای انرژی حفظ می‌شود. و البته باب دانش لازم برای استخراج انرژی بدون پیامک آلیس را به دلیل اینکه هیچ چیزی سریعتر از نور در خلا حرکت نمی‌کند، ندارد. بنابرین این ایده هیچ اصل فیزیکی را نقض نمی‌کند.انتقال انرژیالبته ماشین‌هایی که از انرژی نقطه صفر خلا بهره‌برداری کنند، پایه اصلی داستان‌های علمی-تخیلی هستند. همین موضوع باعث شد که نظرات هوتا جدی گرفته نشود. اما او با تشویق اونری، کسی که به دلیل کشف یک رفتارعجیب خلا شهرت یافته بود، به توسعه ایده خود و ترویج آن در سمینارها ادامه داد.هوتا همچنین به دنبال راهی برای آزمایش نظریه خود بود. او با گو یوسا، یک آزمایشگر متخصص در مواد متراکم در دانشگاه توهوکو ارتباط برقرار کرد. آن دو آزمایشی را در یک سیستم نیمه هادی با حالت پایه درهم‌تنیده مشابه با میدان الکترومغناطیسی طراحی و پیشنهاد کردند.اما تحقیقات آن‌ها بارها و بارها به دلیل اتفاق‌های متفاوت به تعویق افتاد. پس از تامین مالی آزمایش، زلزله و سونامی در مارس 2011 سواحل شرقی ژاپن ازجمله دانشگاه توهوکو را ویران کرد. تجهیزات آزمایشگاهی آن‌ها آسیب شدیدی از زلزله دید و تا مدتی آزمایش‌ها متوقف شد. هوتا و یوسا دوباره از صفر شروع کردند.پیش به سوی جهانبا گذشت زمان، ایده‌های هوتا در جهان پخش شد و او به پیشنهاد اونری، در کنفرانسی در سال 2013 در بانف کانادا سخنرانی کرد. این سخنرانی توجه مارتین مارتینز را به خود جلب کرد. مارتین مارتینز دراین‌باره می‌گوید: «ذهن هوتا متفاوت از بقیه کار می‌کند. او فردی است که ایده‌های غيرعادى زیادی دارد که بسیار خلاقانه هستند.»مارتین مارتینز، که خود را به شوخی یک «مهندس فضا و زمان» می‌داند، مدت‌هاست که رویای یافتن راه‌های مجاز فیزیکی برای ایجاد کرم‌چاله‌، تاب‌پیمایی و ماشین‌ زمان را در سر می‌پروراند. هر یک از این پدیده‌های عجیب و غریب با معادلات نسبیت عام سازگار و امکان اینکه پدید آیند، غیرممکن نیست. اما همچنان توسط شرایط بازدارنده به اصطلاح انرژی محدود شده‌اند. تعداد انگشت شماری از محدودیت هایی که فیزیکدانان مشهور راجر پنروز و استیون هاوکینگ نادیده گرفتند تا نظریه را از نشان دادن جنبه وحشی خود بازدارند.مهم‌ترین دستاورد هاوکینگ و پنروز این قضیه بود که دریافتند چگالی انرژی منفی مجاز نیست. اما مارتین مارتینز در حین گوش دادن به سخنرانی هوتا، متوجه شد که پایین‌تر از تراز حالت پایه، شبیه به جایی است که انرژی منفی دارد. این مفهوم برای یکی از طرفداران فن‌آوری‌های جنگ ستارگان جالب بود و باعث شد که مارتین به کارهای هوتا بپردازد.مارتین به زودی متوجه شد که انتقال انرژی از راه دور می‌تواند به حل مشکل برخی از همکارانش ازجمله رایموند لافلام، واترلو و نایلی رودریگز بریونز که در بحث اطلاعات کوانتومی با آن مواجه بودند، کمک کند. همکاران مارتین هدف ساده‌تری داشتند؛ گرفتن کیوبیت (بلوک‌های سازنده رایانه‌های کوانتومی) و سرد کردن آن‌ها تا حد امکان. کیوبیت‌های سرد کیوبیت‌های بهتری هستند. اما این گروه به یک حد از تئوری رسیده بودند که بیشتر از آن خارج کردن گرما از کیوبیت‌ها غیرممکن به نظر می‌رسید؛ همان‌طور که باب با خلا که استخراج انرژی از آن غیرممکن به نظر می‌رسید، مواجه شد.این گروه آزمایش را بارها و بارها تکرار کردند و اندازه‌گیری‌های متعددی انجام دادند؛ به طوری که توانستند خواص کوانتومی سه اتم را درطول فرآیند، بازسازی کنند. در پایان، آن‌ها در پایان آن‌ها انرژی اتم کربن باب که به طور متوسط کاهش یافته بود را محاسبه کردند؛ بدین ترتیب می‌توان نتیجه گرفت انرژی اتم استخراج و در محیط آزاد شده بود. این اتفاق علی‌رغم این واقعیت که اتم باب همیشه در حالت پایه خود شروع به کار می‌کند، رخ داد.IBMپروسه انتقال انرژی بیش از ۳۷ میلی ثانیه طول نکشید اگرچه برای اینکه انرژی از یک طرف مولکول به سمت دیگر حرکت کند، معمولا بیش از بیست برابر بیشتر طول می کشد؛ یعنی نزدیک به یک ثانیه کامل. انرژی صرف‌شده توسط آلیس به باب اجازه داد تا قفل انرژی غیرقابل دسترس را باز کند.دیدن اینکه با فناوری کنونی می‌توان فعال شدن انرژی را مشاهده کرد، بسیار زیبا بود. نایلی رودریگز بریونز، دانشگاه کالیفرنیانایلی رودریگز بروینز فکر می‌کند که از این سیستم‌ها می‌توان برای مطالعه گرما، انرژی و درهم‌تنیدگی در سیستم‌های کوانتومی استفاده کرد.مبانی نظریهآزمایش‌های دوم ده ماه بعد انجام شد. چند روز قبل از کریسمس کازوکی ایکدا، محقق محاسبات کوانتومی در دانشگاه استونی بروک، در حال تماشای ویدیویی در یوتیوب درباره انتقال انرژی بی‌سیم بود که سوالی به ذهنش رسید که آیا می‌توان چیزی مشابه را با کمک مکانیک کوانتومی انجام داد. او سپس کار هوتا را به یاد آورد؛ زمانی که هوتا در مقطع کارشناسی در دانشگاه توهوکو تحصیل می کرد، یکی از اساتید او بود و متوجه شد که می‌تواند پروتکل انتقال انرژی کوانتومی را بر روی پلتفرم محاسبات کوانتومی IBM اجرا کند.چند روز بعد، او بر اساس همین ایده برنامه‌ای نوشت و از راه دور اجرا کرد و در نتیجه آزمایش‌ها تایید کردند که کیوبیت باب به زیر انرژی حالت پایه خود می‌رسد. در هفت ژانویه، او نتایج خود را به مجله ارسال کرد.تقریبا پانزده سال پس از اینکه هوتا برای اولین بار انتقال انرژی از راه دور را توجیه کرده بود، دو آزمایش ساده با فاصله کمتر از یک سال ثابت کردند که این امکان حقیقتا وجود دارد. لوید می‌گوید: «مقالات به خوبی با تجربه همخوانی دارند. بسیار متعجبم که هیچ‌کس زودتر این کار را نکرد.»چند روز بعد، او بر اساس همین ایده برنامه‌ای نوشت و از راه دور اجرا کرد و در نتیجه آزمایش‌ها تایید کردند که کیوبیت باب به زیر انرژی حالت پایه خود می‌رسد. در هفت ژانویه، او نتایج خود را به مجله ارسال کرد.Kristina Armitage/Quanta Magazine تقریبا پانزده سال پس از اینکه هوتا برای اولین بار انتقال انرژی از راه دور را توجیه کرده بود، دو آزمایش ساده با فاصله کمتر از یک سال ثابت کردند که این امکان حقیقتا وجود دارد. لوید می‌گوید: «مقالات به خوبی با تجربه همخوانی دارند. بسیار متعجبم که هیچ‌کس زودتر این کار را نکرد.»رویاهای علمی-تخیلیالبته هوتا همچنان رضایت کامل نداشت و آزمایش‌ها را فقط به عنوان اولین قدم مهم می‌دانست. او آزمایش‌ها را شبیه‌سازی‌های کوانتومی می‌داند؛ این یعنی رفتار درهم‌تنیده در حالت پایه برنامه‌ریزی شده است یا از طریق پالس‌های رادیویی و یا از طریق عملیات کوانتومی در دستگاه‌های IBM ایجاد شده‌اند. او سعی دارد که انرژی نقطه صفر را از سیستمی که حالت پایه آن به طور طبیعی دارای درهم تنیدگی با همان شیوه‌ای که میدان‌های کوانتومی بنیادی که در جهان نفوذ می‌کنند است، استخراج کند.بنابرین هوتا و یوسا در حال انجام آزمایش اصلی خود هستند و امیدوارند در سال‌های آینده، انتقال انرژی کوانتومی را در یک سطح سیلیکونی که دارای جریان‌های لبه‌ای با حالت پایه که به طور ذاتی درهم‌تنیده است،  نشان دهند؛ سیستمی که رفتاری  شبیه به میدان الکترومغناطیسی دارد.فیزیک واقعی همین است، رویای علمی-تخیلی چیز دیگری‌ست.هوتا، دانشگاه توهوکو</description>
                <category>مهدیس نصراله‌زاده</category>
                <author>مهدیس نصراله‌زاده</author>
                <pubDate>Sat, 11 Mar 2023 23:01:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خورشید با جزئیات شگفت‌انگیز</title>
                <link>https://virgool.io/@mawhds/%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%D8%AC%D8%B2%D8%A6%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%B4%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2-ronh4t2hmzwm</link>
                <description>ستاره خورشید درحال تبدیل‌شدن به یک مکان شلوغ است. دو سال پیش، خورشید چنان آهسته از حالت کمینه خورشیدی بیرون آمد که ماه‌ها را بدون حتی یک لکه خورشیدی گذراند.در سال جاری و خیلی زودتر از پیش‌بینی، خورشید به‌طرز غیرمعمولی فعال شده و درحال‌حاضر به سطحی از فعالیت خورشیدی نزدیک شده است که یک دهه پیش در آخرین حالت برجستگی خورشیدی مشاهده شده بود.تصویر خورشید که به‌طور فزاینده‌ای فعال شده است، دو هفته پیش با ویژگی‌های جالب متعدد آن ثبت شد. این تصویر در نور هیدروژن آلفا، معکوس رنگ و رنگ کاذب آن ثبت شده است.Mehmet Ergünی‌رایت: درخشندگی به سمت لبه‌های ستاره ناشی از افزایش جذب گاز نسبتاً خنک خورشیدی است که به آن «تاریکی لبه» می‌گویند. درست در خارج از قرص خورشیدی، چندین برجستگی درخشان بیرون زده‌اند، درحالی‌که برجستگی‌های روی سطح خورشید به عنوان رشته شناخته‌شده و به‌صورت رگه‌های نوری نشان داده می‌شوند.نواحی فعال مغناطیسی هم تاریک و هم روشن و همچنین دارای لکه‌های خورشیدی هستند. همانطور که میدان مغناطیسی خورشید ما طی چند سال آینده به سمت بیشینه خورشیدی می‌رود، مشخص نیست که آیا فعالیت بالای خورشید به افزایش خود ادامه خواهد داد یا خیر.</description>
                <category>مهدیس نصراله‌زاده</category>
                <author>مهدیس نصراله‌زاده</author>
                <pubDate>Mon, 06 Mar 2023 10:56:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هم‌نشینی الهه زیبایی با بزرگ‌ترین سیاره منظومه شمسی</title>
                <link>https://virgool.io/@mawhds/%D9%87%D9%85-%D9%86%D8%B4%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D9%84%D9%87%D9%87-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%B8%D9%88%D9%85%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%B3%DB%8C-ytoi5j0hvz0u</link>
                <description>اخیراً ممکن است زحل و مشتری در آسمان عصر توجه شما را به خود جلب کرده باشند. هم‌نشینی این دو سیاره درخشان که در آسمان عصر قابل‌مشاهده و مشتری در صدر این رویداد است، غیرقابل چشم‌پوشی بود.این پدیده از ۲۱ فوریه شروع شد و در تاریخ ۲ مارس به پایان رسید.نزدیک‌شدن دو سیاره که روزانه از چپ به راست صورت می‌گرفت، در پنل‌های ضبط‌شده دانباد در هند قابل مشاهده است. در نزدیکی افق غربی‌، رنگ و قرارگرفتن در موقعیتی در آسمان عصر که برای هر پنل مشخص است، به شرایط محلی آن مکان در آستانه غروب آفتاب بستگی دارد.کپی‌رایت: Soumyadeep Mukherjeeدر ۲۲ فوریه مشتری و زهره در مقارنه با ماه بودند. در تاریخ دو مارس، این دو جرم آسمانی به‌نظر می‌رسید تنها یک قرص ماه کامل از هم فاصله داشته باشند. البته فاصله واقعی این اجرام به بیش از ۶۰۰ میلیون کیلومتر می‌رسد.در روزهای آینده مشتری در لحظات غروب به‌آرامی در تابش خیره‌کننده آفتاب قرار می‌گیرد؛ اگرچه زهره همچنان که از خورشید دورتر می‌شود، در آسمان غربی حرکت خواهد کرد تا در نقش فعلی خود به‌عنوان برترین جرم درخشان باقی بماند.کپی‌رایت: Giovanni Tumino</description>
                <category>مهدیس نصراله‌زاده</category>
                <author>مهدیس نصراله‌زاده</author>
                <pubDate>Mon, 06 Mar 2023 10:51:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زندگی سرتاسر رنج است و دیگر هیچ</title>
                <link>https://virgool.io/@mawhds/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D8%B3%D8%B1-%D8%B1%D9%86%D8%AC-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D9%87%DB%8C%DA%86-mvicfiftfyfo</link>
                <description>وقتی داشتم به این فکر میکردم که چطور شد از نویسنده و متفکرانی مثل آرتور شوپنهاور و فردریش نیچه به افرادی امثال ریچل هالیس و راندا برن رسیدیم که کتاب‌های زرد با محتوای کم‌ارزش‌شان به صدر پرفروش‌های هفته و حتی سال هم می‌رسند، به یاد این جمله افتادم:زندگی سرتاسر رنج است و دیگر هیچاین جمله چه ربطی به پاراگرافی که نوشتم داره؟ ادامه رو بخونید.یادم نمیاد اولین بار که این جمله رو خوندم کجا بود یا اصلا نقل قول کی بود، ولی احساسی که یافتم وقتی خوندمش، با من سال‌ها زندگی کرد. انسان‌هایی که رنج بسیاری رو متحمل شدند، زندگی رو همونطور که هست می‌بینند: رنج.Karl Briullov, The Last Day of Pompeii (1827–1833).شاید با خودتون فکر کنید که نیاز نیست زندگی رو سخت کنیم، یا میشه مثبت‌گرا بود و زندگی رو رنگین دید اما چه بخواهید چه نخواهید شما به عنوان یک انسان همیشه و همه جا در معرض درد و رنج هستید. اگر بر خلاف حرفی که زدم فکر می‌کنید، باید توجه کنید که چقدر فکر و نظر شما با اطرافیانتان و رسانه‌هایی که هر روز غرق آن‌ها می‌شوید، متفاوت است. نکته همینجاست.دنیای مدرن و درددنیای مدرن، دنیایی بسیار رنگارنگ است. دنیایی که در آن مشکلاتی مثل فقر، بیماری، خشونت، کشتار و .. دیده نمی‌شود و حتی اگر خواستار این باشید که هرکدام از این‌ها را به دیگری نشان دهید، سریعا سا*نسور خواهید شد. دنیای کنونی سعی بر پنهان کردن واقعیت‌های زندگی داره. اگر برای شما سوال «چرا آخه؟» ایجاد میشه، به نظرم اولین قدم رو برای فهمیدن این قضیه گذاشتید.قبل اینکه بخوام بیشتر وارد این داستان طولانی بی سروته بشم، میخوام ازتون به این فکر کنید که چه احساسی رو با تموم وجود حس می‌کنید؛ سناریو اول پاتون بدجور پیچ خورده و افتادید زمین دستتونم زخمی شده و سناریو دوم عزیزترین دوستتون فارغ‌التحصیل شده و بغلتون کرده.اگه صادقانه جواب بدید سناریو اول رو انتخاب می‌کنید. ما به صورت خودکار درد رو بیشتر و با تموم وجود احساس می‌کنیم. انگار که حس درد واقعی‌تره و البته که هست. درد در تمامی مراحل زندگی وجود داره.ما به عنوان انسان راه‌های متفاوتی برای مقابله با درد داریم که انکار کردن درد یکی از شایع‌ترین مکانیزم‌های دفاعی است. البته اغلب انکار کردن مبرهن و واضح نیست. برای مثال یکی از نزدیک‌ترین آشناهاتون فوت می‌کنه و شما ناراحتید. روزها می‌گذره و هنوز درد می‌کشید. با اینکه به این واقفید که ما یک روزی خواهیم مرد اما سخت می‌تونید با مرگ آشناتون کنار بیایید. چون این ناراحتی علاوه براینکه سوگواری برای عزیز از دست‌رفته است، همزمان مکانیزم دفاعی شما در برابر مقوله «مرگ» است. عدم پذیرش مرگ در روان انسان عادی تلقی میشه و به حدی میرسه که خودش رو استثنا میدونه. یعنی چه؟توهم استثنا بودن«استثنا بودن انسان» یک اصطلاح کاملا عادی است، چون از زمان کودکی درباره خاص بودن گونه انسان و به قولی اشرف مخلوقات بودن انسان حرف‌های زیادی شنیده‌ایم. اما بیایید این موضوع را بهتر بررسی کنیم. آیا واقعا انسان خاص و استثنا است؟ابژه/سوژه خاص باید پارامتر و حد و مرزهای مشخصی داشته باشد تا بتوان آن را مقایسه کرد. برای اینکه انسان را یک موجود خاص بدانیم باید بتوانیم نقاط مشترکی را بین همه جانداران و انسان پیدا کنیم. برای مثال شنوایی، بویایی، چشایی، بینایی، حس لامسه، توانایی تحمل درد، توانایی بقا و غیره. از لحاظ فیزیکی در بین جانداران -بیشتر پستانداران مد نظر است- تقریبا انسان جزو ضعیف‌ترین موجودات محسوب میشه. جای دوری نرویم، سگ و گربه‌های خونه‌مون بینایی و شنوایی‌شون چند برابر بهتر از ماست و البته سرعت دویدن بالاتری دارند. روزهای بیشتری می‌توانند گرسنگی و تشنگی را تحمل کنند. مثالی دیگر، اگر با خوک آبی آشنا نیستید، بهتر است بدانید که به عنوان سرسخت‌ترین جانور شناخته می‌شود که ده روز در فضا زنده ماند. ما به عنوان انسان دقیقه‌ای بیش در خلا دوام نمی‌آوریم.رشد زمانی اتفاق می‌افتد که به این درک برسیم که نه تنها مابین انسان‌های دیگر بلکه مابین جانداران دیگر نیز خاص و استثنایی نیستیم. مرگ برای هیچ‌کدام از ما استثنا قائل نیست و تک‌به‌تک ما یک روزی خواهیم مرد. در اصل تفاوت‌ها و خاص‌بودن به دلیل مقوله‌های فرضی «عدالت، اخلاق، قانون، ثروت و ..» وجود دارند اما چون منشا آن‌ها فرضیات ما انسان‌هاست، بهتر است قبول کنیم که خاص نیستیم. فقط در برهه‌ای زندگی‌مان کارهای خاصی به نسبت پارامترهای فرضی جامعه انجام دادیم. چه از نوع مضر و چه از نوع مفید!Taras Shevchenkoدرد روان یا درد فیزیک؟مهدی اخوان ثالث میگه: «کاشکی سر بشکند، پا بشکند، دل نشکند.» شاید فکر کنید که چقدر حرف عجیبیه ولی از خیلی جهات درسته. اگر در اینجا دل را همان روان خود فرض کنیم (که هست) به این نتیجه می‌رسیم که درد فیزیکی هم در نهایت دردی روانی است. احتمالا براتون پیش اومده وقتی دارید کار میکنید یهو ببینید یه جای دستتون زخم شده و یا خون‌مرده شده ولی اصلا دردش رو حس نکردین، الان بعد اینکه دیدینش تازه شروع به حس کردن وجودش میکنید. بله زخم اونجاست، روی دست‌مون موجودیت یافته و شروع می‌کنه به درد کردن!درد روان‌تون هم می‌تونه مانند زخمی عمل کنه که موجودیت یافته اما حضورش رو نفهمیدید و حس نکردید. داستان اینجا پیچیده میشه. درد روانی که ناخواسته به‌وجود اومده و یا پنهان مانده دقیقا برعکس زخم روی پوست، بزرگ و بزرگ‌تر میشه.نیاز انسان به دردکشیدنبعد دیگری از داستان نشون‌دهنده نیاز انسان به درد کشیدن است. درباره انکار درد صحبت کردیم. انسان معمولا درد ناشی از قبول کردن حقایق مبرهن رو انکار می‌کنه؛ مثل مقوله مرگ، تنهایی، آزادی و پوچی زندگی. برای آشنایی بیشتر با این چهار مورد بهتره کتاب رواندرمانی اگزیستانسیال از اروین د. یالوم بخونید. البته تقریبا تمامی کتاب‌هایش به این چهار مورد می‌پردازه اما بهتره کتاب مذکور رو بخونید.بله. انسان نیازمند دردکشیدن است. اما دردکشیدن همیشه از جنس رنج نیست. و البته همیشه درباره حقایق اصلی و منشا درد هم نیست. انسان درد انکار رو با دردهای دیگر همپوشانی می‌کند و جایگزینی برای این نیاز پیدا می‌کند. برای مثال، داستان‌ها و موسیقی‌های غمگین حاکی از آنند که، علاوه بر اینکه ما داستانگوهای خوبی هستیم، بلکه برای یادآوری این موضوع که زندگی رنج است، آواز می‌خوانیم و می‌نویسیم.مهرداد اوستا شعری داره که می‌گه از درد گفتن و از درد شنیدن پیش مردم بی درد ندانی که چه دردیست.</description>
                <category>مهدیس نصراله‌زاده</category>
                <author>مهدیس نصراله‌زاده</author>
                <pubDate>Wed, 16 Nov 2022 17:28:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>و بالاخره سیاه‌چاله‌های پایدار وارد بازی شدند</title>
                <link>https://virgool.io/@mawhds/%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AE%D8%B1%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%87-%DA%86%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF-tg0trmgsc6ui</link>
                <description>روی کر ریاضیدان، در سال 1963 راه حلی برای معادلات انیشتین پیدا کرد که فضا-زمان را در خارج از چیزی که ما اکنون سیاهچاله چرخان می‌نامیم، توصیف می‌کند. البته این اصطلاح تا چند سال بعد از این رویداد رایج می‌شود. نزدیک به شش دهه پس از دستاورد او، محققان تلاش کرده‌اند نشان دهند که این سیاهچاله‌های به اصطلاح کر پایدار هستند. پایدار بودن سیاه‌چاله یعنی چه؟ژرمی شفتل، ریاضیدان دانشگاه سوربن، پاسخ می‌دهد: «معنای آن این است که اگر من با چیزی که شبیه سیاهچاله کر است شروع کنم و ضربه‌ای به آن بزنم - برای مثال، با پرتاب کردن امواج گرانشی به سمت آن - چیزی که در آینده‌ای دور انتظار داریم این است که همه چیز حل شود و دوباره دقیقاً شبیه راه حل سیاه‌چاله کر شود.»Mehau Kulyk / Science Source وضعیت مخالف - یک ناپایداری ریاضیتیبو دامور، فیزیکدان موسسه مطالعات علمی پیشرفته در فرانسه گفت:«این اکتشاف معمای عمیقی را برای فیزیکدانان نظری ایجاد کرد و نیازمند به اصلاح، در برخی سطوح بنیادی نظریه گرانش اینشتین را پیشنهاد کرد.»در مقاله‌ای نهصد صفحه‌ای که در سی مه به صورت آنلاین منتشر شد سفتل، النا جیورجی از دانشگاه کلمبیا و سرجیو کلاینرمن از دانشگاه پرینستون ثابت کردند که سیاهچاله‌های کر که به آرامی می چرخند، واقعا پایدار هستند.این کار محصول تلاش چند ساله است. کل اثبات قضیه - شامل کار جدید، یک مقاله هشتصد صفحه‌ای از کلاینرمن و سفتل از سال 2021، به اضافه سه مقاله پس‌زمینه که ابزارهای مختلف ریاضی را ایجاد کرده‌اند، در مجموع تقریباً دو هزار و صد صفحه است.دمتریوس کریستودولو، ریاضیدان مؤسسه فناوری فدرال سوئیس زوریخ، گفت:«نتیجه جدید در واقع نقطه عطفی در توسعه ریاضیات نسبیت عام است» 3dparadise from Unsplashشینگ تونگ یاو، استاد ممتاز دانشگاه هاروارد که اخیراً به دانشگاه تسینگ‌هوا نقل مکان کرده است، این اثبات را «نخستین پیشرفت بزرگ» در حوزه نسبیت عام از اوایل دهه 1990 نامید. وی افزود:«این مسئله مشکل‌داری است. با این حال، مقاله جدید هنوز مورد بررسی همتایان قرار نگرفته است. مقاله 2021 که برای انتشار تایید شده است، «کامل و هیجان انگیز» است.»جیورجی گفت:«یکی از دلایلی که این مسئله برای مدت طولانی باز مانده این است که اکثر راه حل‌های صریح معادلات انیشتین، مانند آنچه که توسط کر یافت شده، ساکن هستند. این فرمول‌ها در مورد سیاهچاله‌هایی اعمال می‌شود که فقط در فضا ساکن هستند و هرگز تغییر نمی‌کنند. سیاه‌چاله‌هایی که در طبیعت می‌بینیم ثابت نیستند.»برای ارزیابی پایداری، محققان باید سیاهچاله‌ها را در معرض آشفتگی‌های جزئی قرار دهند و سپس ببینند که چه اتفاقی برای راه‌حل‌هایی می‌افتد که این اجرام را در گذر زمان توصیف می‌کنند. در ادامه مثالی می‌زنم که این مورد را بهتر توصیف کند.آزمایش ذهنیفرض کنید یک لیوان شراب با امواج صوتی برخورد کند؛ تقریباً همیشه، امواج کمی شیشه را تکان می‌دهند و سپس سیستم مستقر می‌شود. اما اگر کسی با صدای بلند که دقیقاً با فرکانس رزونانس لیوان مطابقت دارد آواز بخواند، ممکن است شیشه بشکند. گیورگی، کلاینرمن و شفتل به این فکر کردند که آیا ممکن است هنگامی که امواج گرانشی با سیاهچاله برخورد می‌کنند، اتفاق مشابه بیفتد.آنها چندین نتیجه ممکن را در نظر گرفتند. به عنوان مثال، یک موج گرانشی ممکن است از افق رویداد سیاهچاله کر عبور کند و وارد فضای داخلی شود. جرم و چرخش سیاهچاله می‌تواند اندکی تغییر کند، اما جسم همچنان یک سیاهچاله باقی می‌ماند که ویژگی‌هایش با معادلات کر مشخص می‌شود. یا امواج گرانشی می‌توانند قبل از پراکنده شدن در اطراف سیاهچاله بچرخند به همان روشی که اکثر امواج صوتی پس از برخورد با لیوان شراب از بین می‌روند. یا می توانند با هم ترکیب شوند و خرابی ایجاد کنند یا به قول گیورگی &quot;خدا می داند چه اتفاقی می‌تواند بیفتد&quot;.BBC Studiosامواج گرانشی ممکن است در خارج از افق رویداد سیاهچاله جمع شوند و انرژی خود را به حدی متمرکز کنند که یک تکینگی جداگانه تشکیل دهند. در اثر این اتفاق، فضا-زمان خارج از سیاهچاله به قدری تحریف می‌شود که راه حل کر دیگر غالب نخواهد بود و این نشانه چشمگیری از بی‌ثباتی خواهد بود.این سه ریاضیدان بر استراتژی «برهان خلف» تکیه کردند که قبلاً در کارهای مرتبط به کار گرفته شده بود.برهان خلف بدین صورت است: یکی از روش‌های اثبات در برهان و منطق است. این روش اثبات غیرمستقیم نیز نامیده می‌شود. در روش برهان خلف، برای آنکه ثابت کنیم قضیه‌ای درست است، ثابت می‌کنیم که خلاف آن قضیه، یعنی نقیض آن، نادرست و چنین فرضی منجر به تناقض است.جورجی در اینباره گفت:«آنها سپس از برخی حیله‌های ریاضی استفاده می‌کنند -تحلیلی از معادلات دیفرانسیل جزئی، که در قلب نسبیت عام قرار دارند- تا راه‌حل را فراتر از حداکثر زمان تعریف‌شده گسترش دهند.»به عبارت دیگر، آنها نشان می‌دهند که صرف نظر از اینکه چه مقداری برای حداکثر زمان انتخاب شده است، همیشه می توان آن را گسترش داد. بنابراین، فرض اولیه آنها در تضاد و به این معنی است که خود حدس باید درست باشد.تا کنون، پایداری فقط برای سیاهچاله‌هایی که به آرامی می‌چرخند ثابت شده است - جایی که نسبت تکانه زاویه‌ای سیاهچاله به جرم آن بسیار کمتر از 1 است. پایداری سیاه‌چاله‌هایی که به سرعت در حال چرخش هستند  هنوز ثابت نشده است. علاوه بر این، محققان دقیقاً تعیین نکرده‌اند که نسبت حرکت زاویه‌ای به جرم برای اثبات پایداری چقدر باید کوچک باشد.با توجه به اینکه تنها یک گام در اثبات طولانی آنها بر فرض حرکت زاویه‌ای کم استوار است، کلاینرمن گفت: «اصلا تعجب نمی‌کنم اگر تا پایان دهه، ما یک تفکیک کامل از حدس [پایداری] کر داشته باشیم.»البته در ادامه کلاینرمن بدبینانه به قضیه نگاه می‌کند و مدعی می‌شود که قضیه سیاه‌چاله کر به این سرعت حل نمی‌شود و قرار است برای سال‌ها، اگر نه دهه‌های آینده، توجه ریاضی‌دانان را جلب کند.این متن ترکیبی از ترجمه مطالب این مقاله است.اگر سوالی راجع به این مقاله داشتید، و یا انتقاد و پیشنهادی از آن دارید، با من با ایمیل به نشانی moondisnasr@gmail.com در ارتباط باشید.</description>
                <category>مهدیس نصراله‌زاده</category>
                <author>مهدیس نصراله‌زاده</author>
                <pubDate>Wed, 10 Aug 2022 15:02:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تلسکوپ جیمز وب؛ شروع ستاره‌شناسی جدید</title>
                <link>https://virgool.io/@mawhds/%D8%AA%D9%84%D8%B3%DA%A9%D9%88%D9%BE-%D8%AC%DB%8C%D9%85%D8%B2-%D9%88%D8%A8-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-raapixlpebw0</link>
                <description>به محض اینکه رییس جمهور آمریکا، از اولین عکس تلسکوپ فضایی جیمز وب رونمایی کرد، تیم ماسیمو پاسکال وارد عمل شدند تا اولین مقاله درباره این عکس را منتشر کنند. (اینجا درباره اولین عکس بخوانید.)NASA, ESA, CSA, STScI and Judy Schmidt داستان از این قرار است که پاسکال، اخترفیزیکدانی در دانشگاه کالیفرنیا به همراه تیم چهارده نفره‌اش دست به کار شدند تا با بررسی دقیق تصویر، اولین مقاله علمی JWST را منتشر کنند که با سیزده ثانیه اختلاف به هدف خود نرسیدند.پاسکال در اینباره گفت:«ما بی وقفه کار کردیم. دقیقا مثل یک اتاق فرار بود. با 13 ثانیه اختلاف این بازی را باختیم که بسیار خنده‌دار بود.»برندگان این رقابت، گیوم مالر در دانشگاه دورهام در بریتانیا و همکارانش، تصویر اول JWST را تجزیه و تحلیل کردند. مالر درباره برنده‌شدنشان گفت:«اینکه بتوانم این داده‌های شگفت‌انگیز را بگیرم و آن‌ها را منتشر کنیم، بسیار لذت‌بخش بود. اگر سرعت عملمان بالاست، چرا باید صبر کنیم؟»همانطور که مالر توصیف می‌کند، این رقابت سالم و حجم عظیمی از داده‌هایی که روزانه به دست دانشمندان می‌رسد، شروعی برای تحقیقات جدید و بازبینی علم ستاره‌شناسی است. هیجان‌انگیز است، مگر نه؟طلوع زمانیکی از توانایی‌های بالقوه JWST نگاه کردن به گذشته، جهان اولیه و دیدن برخی از اولین کهکشان‌ها و ستارگان است. چند روز پیش، این تلسکوپ - که در روز کریسمس 2021 پرتاب شد و اکنون در 1.5 میلیون کیلومتری زمین قرار دارد - دورترین و قدیمی‌ترین کهکشان شناخته شده را مشاهده کرده است.Naidu et al, P. Oesch, T. Treu, GLASS-JWST, NASA/CSA/ESA/STScI دو تیم به طور جداگانه، کهکشان را زمانی که مشاهدات JWST را برای بررسی GLASS - یکی از دویست برنامه علمی که برای اولین سال این تلسکوپ در فضا برنامه ریزی شده بود - تجزیه و تحلیل می‌کردند، یافتند. هر دو تیم، یکی به رهبری روهان نایدو در مرکز اخترفیزیک هاروارد-اسمیتسونیان در ماساچوست و دیگری توسط مارکو کاستلانو در رصدخانه نجومی رم، دو کهکشان در دوردست را در داده‌ها شناسایی کردند.یکی از کهکشان‌ها آنقدر دور است که JWST نوری را که 400 میلیون سال پس از بیگ بنگ ساطع می کند، تشخیص می‌دهد و دیگری که GLASS-z13 نام دارد، 300 میلیون سال پس از انفجار بزرگ دیده می‌شود. کاستلانو درباره این کهکشان گفت:«این دورترین کهکشانی‌ست که تا به حال پیدا شده است.»هر دو کهکشان بسیار کوچک به نظر می‌رسند، شاید صد برابر کوچک‌تر از کهکشان راه شیری باشند. با این حال نرخ‌های شگفت‌انگیزی از شکل‌گیری ستارگان را نشان می‌دهند و دارای 1 میلیارد برابر جرم خورشید ما هستند - که بیش از حد انتظار برای کهکشان‌هایی به این جوانی‌ست. یکی از کهکشان‌های جوان حتی شواهدی از ساختار دیسک مانند را نشان می‌دهد. در حال حاضر، نور آنها مطالعه می‌شود تا ویژگی‌های به خصوص‌شان را جمع آوری کنیم.NASA, ESA, CSA, STScI and Judy Schmidt یکی از برنامه‌های رصدی که توسط جانیس لی در NOIRLab بنیاد ملی علوم در آریزونا رهبری می‌شود، به دنبال مکان‌های تشکیل ستاره با سن کم در کهکشان‌ها می‌گردد. JWST به نمایندگی از تیم لی، کهکشانی را در فاصله 24 میلیون سال نوری از ما به نام NGC 7496 مشاهده کرد که مناطق جوان ستاره‌زایی آن تا به حال در تاریکی قرار داشتند. تلسکوپ هابل قادر به نفوذ به غبار غلیظ و گازی که این مناطق را احاطه کرده است، نبود.جانیس لی دراینباره گفت:«قابل توجه ترین نکته این است که NGC 7496 یک کهکشان معمولی است. با این حال، توسط JWST، ناگهان کانال‌هایی را نشان می‌دهد که در آن ستاره‌ها در حال شکل‌گیری هستند. این خارق العاده است.»همزمان، جان بارنتین، اخترشناس در شرکت مشاوره حفاظت از آسمان تاریک در آریزونا، در یکی از اولین تصاویر JWST به کشفی عجیب‌تر دست یافت. تصویر این تلسکوپ از سحابی حلقه جنوبی، در فاصله 2500 سال نوری از زمین، وضوح قابل توجهی را نشان داد.در این عکس، یک کهکشان جالب که به صورت لبه‌ای دیده می‌شود - نقطه‌ای منحصربفرد برای مطالعه برآمدگی مرکزی کهکشان - که قبلاً به‌عنوان بخشی از خود سحابی به اشتباه شناسایی می‌شد.NASA, ESA, CSA, and STScI بارنتین گفت:«ما این تلسکوپ فوق العاده حساس را داریم که می‌خواهد چیزهایی را که حتی نمی‌دانستیم به دنبالشان هستیم، آشکار کند.  ارزش آن را دارد در هر تصویری که جیمز وب می‌گیرد، پس‌زمینه را به دقت نگاه کنید.»سخن آخرانقلابی در ستاره‌شناسی و شناخت ما از کیهان در راه است و تا جایی که می‌توانید با تمام وجود تک تک این لحظات تاریخی را ثبت کنید. این کشفیات دست کمی از سفر به ماه ندارند!این متن ترکیبی از ترجمه مطالب این مقاله است.اگر سوالی راجع به این مقاله داشتید، و یا انتقاد و پیشنهادی از آن دارید، با من با ایمیل به نشانی moondisnasr@gmail.com در ارتباط باشید.</description>
                <category>مهدیس نصراله‌زاده</category>
                <author>مهدیس نصراله‌زاده</author>
                <pubDate>Mon, 01 Aug 2022 17:06:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عمیق‌ترین نگاه بشر به نظام کیهانی توسط جیمز وب</title>
                <link>https://virgool.io/@mawhds/%D8%B9%D9%85%DB%8C%D9%82-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D8%B4%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85-%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D8%AC%DB%8C%D9%85%D8%B2-%D9%88%D8%A8-fmhozvypnz3x</link>
                <description>دیروز، ساعت 5 بعد از ظهر 11 جولای اولین عکس جیمز وب از کیهان رونمایی شد. افراد بسیاری از جمله خودم، سال‌ها منتظر این لحظه بودند. و چه لحظه باشکوهی. اگر می‌پرسید چرا این لحظه به این اندازه باشکوه است، با من همراه شوید تا داستانِ ثمره چند هزارساله جست‌و‌جوی ذهن کنجکاو انسان را برایتان بازگو کنم.منبع عکس: NASA/ESA/CSA/STSCI برای یک لحظه خواندن را متوقف کنید و به عکس بالا نگاه کنید. زوم کنید و تا می‌توانید در آن کاوش کنید. احتمالا اشکالی می‌‌بینید که شاید برایتان آشنا باشد. تقریبا بسیاری از این اجرام کهکشان‌ها هستند. هر کدام دنیایی از ستاره‌ها، سحابی‌ها، سیاه‌چاله‌ها و نادانسته‌ها؛ به مانند کهکشان راه شیری.این عکس به نوعی، امکان «بازگشت به گذشته» را فراهم کرد و جهان را به همان شکلی که میلیاردها و میلیاردها سال پیش بود نشان داد. خب، به دور از ذهن نیست که زندگی هوشمند به غیر از خودمان را تصور کنیم و به کوچک‌بودن خودمان در این جهان باعظمت پی ببریم. البته این‌ها موضوعات جدیدی نیستند و همین عکس چند سال قبل توسط هابل ثبت شده بود. اما چرا دوباره از همان زاویه به جهان نگاه کردیم؟تفاوت هابل و جیمز‌ وب فقط در کیفیت نیستبرای پاسخ دادن به این سوال بیایید به تفاوت‌های بین این دو عکس نگاه کنیم.در نگاه اول می‌توان به تفاوت در کیفیت و وضوح این دو عکس پی برد و همین موارد از مهم‌ترین ویژگی‌های عکس جدید «نگاه ما به کیهان» است. مقایسه بین این دو تصویر به شما امکان این را می‌دهد تا تفاوت را درک کنید و کهکشان‌هایی را که در تصویر هابل نامرئی بودند، شناسایی کنید. اما احتمالا از خود بپرسید که این اجرام خمیده چی هستند؟در عکس جدید خوشه‌ای از کهکشان‌ها به نام SMACS 0723 به وضوح قابل مشاهده‌ست. هدفی که قبلاً توسط هابل عکس‌برداری شده بود، اما عکس جیمز وب جزئیات زیادی را نشان می‌دهد که قبلا دیده نشده بود. یکی از این موارد اثرات عدسی‌های گرانشی (همان خمیدگی‌ها) هستند.خوشه کهکشانی  SMACS 0723 در 4.6 میلیارد سال نوری از ما فاصله دارد که اندکی پس از انفجار بزرگ 13.8 میلیارد سال پیش ظاهر شده‌است. این خوشه مانند یک لنز گرانشی عمل کرده و روی اجسام پشت آن &quot;زوم&quot; می‌کند.NASA/ESA/CSA/STSCI البته  که داستان به اینجا ختم نمی‌شود. عکس تلسکوپ هابل با نوردهی به مدت چندین هفته طول کشید، این در حالی‌ست که جیمز وب عکسی با کیفیت بهتر را تنها با نوردهی به مدت دوازده و نیم ساعت ثبت کرده است. این موضوع برای آینده مشاهدات ما از فضا بسیار امیدوارکننده‌ست.اریک لاگادک اخترفیزیکدان، اشاره می‌کند:نقاط درخشان به شکل صلیب ستاره هستند، مابقی اجرام را کهکشان‌ها تشکیل می‌دهند. این ساختارها توسط ابزار NIRCam قابل مشاهده شدند  -تصویربرداری که در مادون قرمز نزدیک کار می‌کند- که ابزاری‌ست تعیین‌کننده برای دیدن نقاط بسیار دور. و اشیاء کم رنگ. در اینجا، NIRCam در طول موج‌های متعدد برای ایجاد این تصویر ترکیبی کار کرده‌است.جهش رو به جلو که توسط رصدخانه فضایی جدید در فاصله 1.5 میلیون کیلومتری زمین تکامل می‌یابد، در مقایسه با هابل غیرقابل انکار است. مک کاگرین، که یک دانشمند میان‌رشته‌ای در گروه علمی تلسکوپ فضایی جیمز وب ناسا (JWST) است، می گوید:هابل  اهداف اصلی و بزرگی داشت که بسیاری از آنها حدود 20 سال سن داشتند. زمانی که آنها هابل را ساختند، علم حرکت کرده بود، علم در برخی مناطق تغییر کرده بود. و یکی از چیزهایی که ستاره شناسان در دهه 1980 [کمی قبل از پرتاب هابل در سال 1990] کشف کردند، این بود که کهکشان‌ها خیلی زودتر از حد انتظار شکل گرفته‌اند.تلسکوپ جیمز وب، منبع عکس: ESAقابلیت‌های منحصر به فرد مادون قرمز؛ تکه فناوری گمشدهآشکارسازهای فروسرخ می‌توانند نور ضعیفی را که از ستاره‌ها و کهکشان‌های اولیه در فاصله بیش از 13 میلیارد سال نوری ساطع می‌شود، جمع‌آوری کنند.اگرچه هابل دارای برخی قابلیت‌های مادون قرمز بود، اما عمدتاً در طیف نور مرئی و فرابنفش مطالعه می‌کرد. علاوه بر این، آینه JWST سطح عمل بسیار بزرگ‌تری دارد که به آن اجازه می‌دهد نور بیشتری را جذب کند و بنابراین اجرام دورتر را که برای تلسکوپ های دیگر از جمله هابل نامرئی است، ببیند.کهکشان‌های اولیه نور مرئی ساطع می‌کنند، اما به دلیل فاصله‌شان، طول موج این نور به‌واسطه انتقال به سرخ به قسمت فروسرخ طیف الکترومغناطیسی کشیده می‌شود.دورترین کهکشان‌ها، یعنی آن‌هایی که اندکی پس از بیگ بنگ متولد شده‌اند، تمایل دارند که طیف نورشان بیشتر و بیشتر به سمت قرمز تغییر کند. در واقع، هابل دیگر به اندازه کافی برای «بازگشت به زمان» و دیدن در مادون قرمز مجهز نیست. از این رو اهمیت این تلسکوپ فضایی است که کاستی های سلف برجسته خود را جبران می کند!تصویری که جیمز وب منتشر کرد میدان عمیق نامیده می‌شود. اگر تصویری که هابل برای اولین بار در سال 1995 نشان داد، دانش در مورد کیهان را زیر و رو کرد، مطالعه JWST قرار است باعث انبوهی از مطالعات و اکتشافات علمی برای سال‌های آینده شود که خود دریچه‌ای شگفت‌انگیز به گذشته کیهان است.تلسکوپ جیمز وب در چند کلامآینه غول پیکر تلسکوپ فضایی جیمز وب، نور ستارگان و کهکشان‌ها را با ابزارهای پیشرفته متمرکز می‌کند که نه تنها برای عکس‌برداری، بلکه برای تجزیه و تحلیل ترکیب شیمیایی جهان دور و نزدیک طراحی شده‌اند. این کار با تکنیکی به نام طیف‌سنجی انجام می‌شود که به چگونگی جذب نور ماده در جهان می‌پردازد.از آنجایی که عناصر شیمیایی مختلف نور را در طول موج‌های مختلف جذب می‌کنند، قادر خواهیم بود ستارگان، سحابی‌ها، کهکشان‌ها و سیاراتی را که در دید تلسکوپ فضایی جیمز وب قرار دارند را بازسازی کنیم.رندی کیمبل، دانشمند پروژه JWST برای یکپارچه‌سازی، آزمایش و راه‌اندازی در مرکز پرواز فضایی گودارد ناسا در گرین‌بلت، به Space.com گفت:ابزار تلسکوپ فضایی جیمز وب 10 تا 100 برابر بهتر از هر چیزی است که قبلاً در دسترس بوده است.سخن آخریک قطره آب بود و با دریا شد                یک ذره خاک و با زمین یکتا شدآمد شدن تو اندرین عالم چیست؟         آمد مگسی پدید و ناپیدا شد (خیام)اگر سوالی راجع به این مقاله داشتید، و یا انتقاد و پیشنهادی از آن دارید، با من با ایمیل به نشانی moondisnasr@gmail.com در ارتباط باشید.</description>
                <category>مهدیس نصراله‌زاده</category>
                <author>مهدیس نصراله‌زاده</author>
                <pubDate>Tue, 12 Jul 2022 21:43:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عکسی از جنس غیرممکن‌؛ عکس سیاه‌چاله در مرکز کهکشان راه‌شیری چگونه ثبت شد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mawhds/%D8%B9%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%86%D8%B3-%D8%BA%DB%8C%D8%B1%D9%85%D9%85%DA%A9%D9%86-ct9hdtk5o3xf</link>
                <description>عکسی که مشاهده می‌کنید حاصل تلاش صدها محقق، چندین تلسکوپ و سال‌ها پژوهش است؛ تصویر سیاه‌چاله‌ واقع در مرکز راه‌شیری!کپی‌رایت: EHT Collaboration اولین تصویر سیاه‌چاله پرجرم واقع در مرکز راه‌شیری که توسط تیم ستاره‌شناسان ای‌تی‌اچ ثبت شده است، در تاریخ ٢٢ اردیبهشت ١٤٠١ منتشر شد. جالب است بدانید که سیاه‌چاله‌ها قابل مشاهده‌شدن نیستند و این موضوع به این‌ دلیل است که آنها تمام نور ورودی را به دام می‌اندازند و نوری را منعکس نمی‌کنند. پس در نتیجه عکاسی از این جسم عظیم نوعی پارادوکس است.و اما ستاره‌شناسان ای‌تی‌اچ چگونه توانستند از این جرم آسمانی پنهان تصویربرداری کنند؟ در واقع عکسی که مشاهده می‌کنید عکس «سایه سیاه‌چاله» است، نه خود سیاه‌چاله. شبح دایره‌ای تیره که با ماده درخشان اطراف خود محاصره شده‌است.اخترشناسان این تصویر را با استفاده از یک شبکه جهانی از رصدخانه‌های رادیویی به نام «تلسکوپ افق رویداد» (Event Horizon Telescope) ثبت کردند. تلسکوپ افق رویداد از روشی به نام «تداخل سنجی با فواصل بسیار طولانی» یا VLBI استفاده می‌کند.تلسکوپ افق رویداد در واقع تلسکوپ افق رویداد مجموعه‌ای از رصدخانه‌های رادیویی در سراسر جهان است که تلسکوپی مجازی به اندازه زمین تشکیل می‌دهند. به معنای واقعی کلمه بزرگ‌ترین تلسکوپ جهان با وضوحی بی‌مانند آفریننده این عکس است.در آپریل ٢٠١٩، اولین عکس از سیاه‌چاله منتشر شد که ثمره هماهنگ‌سازی تلسکوپ‌ها به سمت صورفلکی کمان یا قوس (Sagittarius A) و دیگر سیاه‌چاله‌های عظیم پرجرم در دیگر کهکشان‌ها بود. این عکس معروف از سیاه‌چاله واقع در مرکز کهکشان M87 در فاصله ٥٥ میلیون سال نوری از ما گرفته شده است. این سیاه‌چاله دارای جرمی معادل شش و نیم میلیارد برابر جرم خورشید است.سیاه‌چاله واقع در مرکز M87، کپی‌رایت: EHT Collaboration  و اما سیاه‌چاله ما Sagittarius A* بسیار کوچک‌تر و نزدیک‌تر است. اندازه این سیاه‌چاله معادل مدار عطارد به دور خورشید است و در فاصله ٢٦ هزار سال نوری از زمین قرار دارد. به دلیل اندازه کوچک سیاه‌چاله Sagittarius A* از سیاه‌چاله M87، مواد خردشده اطراف که به دور آن می‌چرخند بسیار سریع‌تر حرکت‌ می‌کنند.و این بدین معناست که ظاهر سیاه‌چاله Sagittarius A* دائما در حال تغییر است. به همین دلیل سال‌ها طول کشید تا تصویری واضح و دقیق از این سیاه‌چاله با استفاده از داده‌های جمع‌آوری‌شده در طول دوره رصد سال ٢٠١٧ ثبت شود.اگر می‌خواهید بدانید که این کار چقدر دشوار است فرض کنید که در حال عکاسی از رقصنده‌ای با حرکات سریع با تکنیک نوردهی طولانی (Long exposure photography) هستید و در نظر داشته باشید که سیاه‌چاله‌ها با سرعت چندین برابر رقصنده تغییر حالت می‌دهند.ستاره‌شناسان می‌گویند که در آینده، با اضافه کردن رصدخانه‌های بیشتری به EHT، می‌توانند فیلم‌هایی از Sagittarius A* تهیه کنند. ویدئویی از چرخش ماده در زهکشی قبل از سقوط در پرتگاه چگونه خواهد بود؟ فعلا نمی‌دانیم.</description>
                <category>مهدیس نصراله‌زاده</category>
                <author>مهدیس نصراله‌زاده</author>
                <pubDate>Fri, 13 May 2022 13:18:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه هرکاری را شروع کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mawhds/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%B1%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-jvaynbfirkzb</link>
                <description>چگونه هرکاری را شروع کنیم؟انگیزه بعد از عمل می‌آید. این جمله در خود چندین مفهوم دارد؛ مفید بودن، اجتماعی بودن، عمل، هدف و انگیزه. حقیقتا چند روزیست که به این جمله رسیده‌ام و در ادامه قرار است تجربه‌ و نظر خودم را برایتان بنویسم که انگیزه‌اش را از همین جمله گرفته‌ام.انسان به مفید بودن و احساس متعلق بودن نیاز دارد چون یک موجود اجتماعی است. از اجتماعی بودن منظور این نیست که انسان به تنهایی نیازی ندارد و تنهایی مضر است. بلکه از دیدگاه من بدین معناست که زندگی بدون دیگران بسیار سخت و چالش‌برانگیز خواهد بود. این را از فردی می‌خوانید که اکثر اوقات خود را به تنهایی می‌گذراند. مفهوم تنهایی و اجتماعی‌بودن دو مقوله بلندی هستند که به موشکافی دقیق توسط هر کدام‌مان نیاز دارد تا مفهوم زندگی کمی برایمان روشن‌تر شود. این موضوعات را برای بعد واگذار می‌کنم.این موضوع را مطرح کردم چون اغلب اوقات ما کارهایی را انجام نمی‌دهیم که نیاز است انجام دهیم و برای خودمان و دیگران مفید است. تاریخ تکامل ذهن انسان می‌تواند تا حدودی چرایی این موضوع را روشن کند. پس اگر کارهای مفید انجام نمی‌دهیم، پس حس مفید بودن را تجربه نمی‌کنیم و اگر حس مفید بودن را تجربه نکنیم، خود را به جامعه و انسان‌های دیگر متعلق نمی‌دانیم.کمال‌گرایی و ارتباط آن با دنیای مدرنشاید به نظرتان کمی خشن باشد اما ما نسل بردگان کمال‌گرایی هستیم. روزانه اسیر تصاویر پر زرق و برق، کامل، یکتا و عالی از زندگی دیگران می‌شویم. انسان‌هایی می‌بینیم که هیچ مشکلی در فیزیک و روان خود ندارند. روزانه ورزش می‌کنند و کتابخانه‌شان مملو از کتاب‌های خوانده‌شده بسیاری است. در تصاویر خود می‌خندند و روابط اجتماعی و عاطفی‌شان در مرحله بسیار خوبی قرار دارد. به طور خلاصه زندگی‌شان عالی و عاری از هر نوع کدورتی است. اما ایا حقیقت اینست؟کمال‌گرایی و شبکه‌های اجتماعیاحتمالا درست حدس زدید که به چه موضوعی اشاره می‌کنم؛ شبکه‌های اجتماعی. شبکه‌هایی که در عین مفیدبودن و بی‌انتهایی می‌تواند بستری شود که در آن ذهنمان را به بردگی بکشد. اگر از افرادی هستید که روزانه ساعت‌ها اسکرول ‌می‌کند پیشنهادم این است که هرچه سریع‌تر این عادت خود را مدیریت کنید یا حداقل مدیر شبکه‌های اجتماعی شوید که از وقتی که صرف می‌کنید درآمدزایی کنید!***یک نکته درباره درآمد از طریق شبکه‌های اجتماعی: مدیریت شبکه‌های اجتماعی شغلی مدرن و با تقاضای بالاست. مهارت‌های این شغل در طی یک یا دو ماه به دست می‌آید. فقط دقت کنید که در مراحل بالاتر، یعنی کارشناس شبکه‌های اجتماعی، نیاز به وقت بسیار زیاد و یادگیری روزانه هستید.***اولویت‌ها و سنجش دشواراین حقیقت را باید قبول کنیم که ما نمی‌توانیم همه کار را انجام دهیم و همه چیز باشیم. ما به عنوان هومو ساپیان ساپیان مغزمان طوری طراحی شده است که تحت هر شرایطی وجود خود را حفظ کند و برای بقا تلاش کند. (گرچه این موضوع همیشه صادق نیست. برای مثال افسردگی می‌تواند تبدیل به نوعی سیستم خودمخرب شود.)حالا با قبول این موضوع که هدفمان نباید به کمال رسیدن باشد، به مباحث پایه‌ای‌تر می‌پردازم. در اصل قرار است که به روش‌هایی بپردازم که برای من پاسخگو بود و احتمالا برای افرادی که خیلی وقت است که با خود و اهدافشان درگیرند، مفید شود. اگر این روش برایتان پاسخگو بود، خوشحال می‌شوم که تجربه‌تان را با من به اشتراک بگذارید.زمان، در حال ساخت استیک دفتر ساده و یک قلم بیاورید که از همینجا شروع ‌می‌کنیم. قلم را به‌دست بگیرید و قدرتش را حس کنید. وسیله‌ای که تاریخ، علم، هنر و انسانیت را به ما هدیه داده ‌است. سپس دفترتان را باز کنید و در سرآغاز آن جمله‌ای بنویسید. هر جمله‌ای می‌تواند باشد. یک متن کوتاه، یک بیت شعر و یا متن‌موسیقی. یک یاد‌آوری که به شما نشان می‌دهد در درونتان انگیزه‌ای برای بهتر زندگی‌کردن (یا اصلا زندگی‌کردن) دارید.سپس فقط پنج تا از کارهایی که دوست دارید در هفته پیش رو انجام دهید را بنویسید. اگر کاری هست که علاقه‌مندید روزانه انجام دهید تاریخ‌های آن هفته را نیز بالای این کار بنویسید. سعی کنید کارهایی را انتخاب کنید که از انجام دادنشان لذت می‌برید و جز اولویت‌هایتان هستند.***اگر مثل من دیوانه‌وار عاشق بولت جورنال و برنامه‌ریزی دقیق هستید، برای چند روزی این علاقه‌تان را کنار بگذارید و وقتتان را برای عمل‌کردن صرف کنید و زیبایی دفترتان را به ماه بعد بسپارید***دقت داشته باشید که این برنامه را برای یک هفته آینده انجام دهید نه برای زمان‌بندی‌هایی مثل ماهانه و سالیانه! هرچه افق دیدتان به آینده واضح‌تر باشد، احتمال بیشتری وجود دارد که کارهایتان را انجام دهید.اینجا کمتر، بیشتر می‌شودبرای هر کار روزانه فقط ۵ دقیقه اختصاص دهید. برای مثال اگر هدفتان خواندن کتاب است، در هفته‌ای که شروع ‌می‌کنید هر روز ۵ دقیقه به کتاب‌خوانی اختصاص دهید. احتمالا بعد از گذر این زمان، شما غرق کتاب شده‌اید.یا برای مثال، اگر می‌خواهید روزانه ورزش کنید، از جایتان بلند شوید و به سمت کفش‌های ورزشی‌تان بروید و آن‌ها را بپوشید و لوازم ورزشی‌تان را بیاورید. احتمالا ۵ دقیقه دیگر گذشته است و شما حتی نرمش کوتاه هم نکرده‌اید اما در واقع یک کار مفید انجام داده‌اید؛ شروع کرده‌اید.  آسان است، مگر نه؟***احتمال قریب به یقین بدون توجه به ۵ دقیقه‌ای که گذشته، شروع به ورزش کردن خواهید کرد. اگر نکردید نگران نباشید، شما به قول خود عمل کردید و ۵ دقیقه را صرف عمل ورزش کردید.****ساده شاید، ولی انجام اینکار آسان نیست. خودمان بهتر از هرکسی می‌دانیم که مشکل اساسی انجام ندادن کارها، علیرغم کمال‌گرایی و مشکلات روانی، در شروع نکردن است. با این روش شما در ذهنتان به خود می‌گویید که ۵ دقیقه که چیزی نیست، انجامش می‌دهم. بعد از شروع شما می‌فهمید که سخت‌ترین مرحله را رد کرده‌اید و مابقی روان و جاری پیش می‌رود. شما با اینکار در واقع زمان را برای خود می‌سازید. حتی اگر ۵ دقیقه برایتان زیاد است، زمانش را کاهش دهید.اینکار را به مدت یک هفته انجام دهید، خواهید دید که حتی در همان هفته اول نیز ۵ دقیقه را به ۱۰ دقیقه یا بیشتر رسانده‌اید و تا زمانی که به ایده‌آل خود رسیدید دست نکشید!پی‌نوشت: این مقاله، اولین مقاله من در ویرگول است و احتمالا اشتباهات نوشتاری، موضوعی و علمی در آن باشد. در ضمن برای طراحی تصاویر زمان زیادی صرف شده است. امیدوارم برایتان جذاب باشند. از اینکه وقت گذاشتید و این مقاله را خواندید تشکر می‌کنم و منتظر نظرات شما خواهم بود.</description>
                <category>مهدیس نصراله‌زاده</category>
                <author>مهدیس نصراله‌زاده</author>
                <pubDate>Sun, 02 Jan 2022 23:16:45 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>