<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مایا</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@maya2000</link>
        <description>عاشق کتاب خوندن، کد زدن، علوم ماورا  هستم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 10:37:57</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/8774/avatar/xunAch.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مایا</title>
            <link>https://virgool.io/@maya2000</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چالش قانون جذب ۲۱ روز - روز سیزدهم (۲۰۲۵)</title>
                <link>https://virgool.io/@maya2000/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%AC%D8%B0%D8%A8-%DB%B2%DB%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B3%DB%8C%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5-whhv4jm2ymhp</link>
                <description>بهترین دست آورد دیروزم این بود که عصر شروع کردم به غذا خوردن که خیلی خوشحالم کرد! یه چیزی که دوست دارم تغییر بدم این هست که صبح ها با استرس بلند نشم از خواب بلکه با حس خوب از خواب بیدار بشم! دیشب یه کتاب راجب تراما خوندم که نوشته بود بچه هایی مثل من که در محیط نا امن روانی بزرگ شدن مغزشون مدل دیگه ای سیم پیچی شده ! مثلا قسمت مغز که استرس تولید می کنه بزرگتر از حد عادی هست! و کلا سیم پیچی نجات یافتگی دارن به جای رشد که جالب بود خوندنش! و اتفاقا توی کتاب نوشته بود چقدر انجام یوگا می تونه به این افراد کمک کنه که از توی ذهنشون در بیان و انرژی را در بدن و اطرافشون در حرکت بیارن . هنوز بیشتر راجب کتابه باید بخونم ... اما در کل یعنی من نمی تونم زیاد به ذهنم و سیگنال هاش اعتماد کنم‌! باید یه سیستم دیگه داشته باشم که بر اساس اون تصمیم بگیرم تا این که کم کم ذهنم از این حالت عوض بشه و به مدل طبیعی برگرده و خوب بشه!برای امروز هدف اصلیم دوست دارم غلبه بر استرس ام باشه که حد اش رو کم نگه دارم در حد ۳۰٪ در روز! بریم برای انجام کار امروز:روز ۱۳ هم نوشته self care - گفته که روز ۱۱ و ۱۲ هم احتمالا روزهای سختی بوده! برای همین امروز را به مراقبت از خودت بگذرون !ساعت [۳:۳۶ صبح] حدود ساعت ۳ صبح با استرس بیدار شدم ! که نشونه خیلی خوبی نیست ما توی هر موقعیتی که به خواب رفتیم توی همون حالت هم از خواب بیدار می شیم این نشون می ده که من نتونستم هنوز استرس ام را مهار کنم! و یکی از را های این که سطح انرژی و وایبریشن بالا باشه این هست که سعی کنی قبل از خواب در انرژی مثبت و بالا باشی !‌این طوری کل روز بعدت خیلی بهتر پیش میره از نظر انرژتیکی! خب من برم یه یوگا صبح گاهی کنم با پشت سرش هم مدیتیشن! دیشب چون گشنه شدم نتونستم مدیتیشن کنم! اما یوگا و پشت سرش مدیتیشن اثر قوی تری را روم می گذارهساعت [ ۴۵: ۸ صبح] من مدیتیشن و یوگا رو انجام دادم و حالم بهتر شد!‌ برای مدیتیشن؛ یک مدیتیشن به نام PTSD انجام دادم که خیلی عالی هست واقعا یکی از بهترین مدیتیشن ها هست! که از یادم رفته بود! یک مدیتیشن نیم ساعته هست که اینجا براتون می گذارم می تونید از یوتیوب نگاهش کنید! فوق العاده هست این مدیتیشن ! بعد انجام مدیتیشن خوابم برد تا الان و یهو دوباره با استرس بیدار شدم! ولی انجام مدیتیشن باعث شد استرسم را عمیق تر ببینم که جالبه!‌ انگار لایه های اضافی روش برداشته شد! حس می کنم می تونم صدای اون قسمت استرس زده ام رو قشنگ بشنوم که چقدر نگران هست!https://youtu.be/H8e4sATalz8?si=1fztnSi-fWunZgRdتا این لحظه نمی تونستم صداش رو بشنوم ولی الان بلند و واضح شده و حتی می تونم بهش یه اسم بدم شبیه شخصیت انگزایتی در انیمیشن inside out هست :‌دقیقا این شکلیه !‌و حس می کنم الان دارم سعی می کنم شخصیت joy ام آرومش کنه! البته هنوز خیلی موفق نبوده! D: ! ولی مطمنم یک راه حلی پیدا می کنم بلاخره :)ساعت [۱۰:۵۸ صبح] دوباره یک مدیتیشن PTSD و یوگا کردن که این دفعه واقعا فرق می کرد!‌حس می کنم دارم کنترل اوضاع رو به دست می گیرم. خیلی بابتش خوشحالم این بهترین حالم از دیروز تا امروز هست که به دست پیدا کردم! حس و حال خوب داشتن واقعا شبیه باشگاه و ورزش کردن هست باید خیلی صبور باشی و استمرار داشته باشی و تمرین هات رو انجام بدی :‌حس امید به زندگی ۶۰٪ و حس اضطراب ۴۱٪.ساعت [۹: ۵۱ شب] من بعد از ظهر کلاس پیلاتس و یوگا داشتم که خیلی عالی بود برگشتم خونه شام خوردم و یک مدیتیشن دیگه انجام دادم! حس می کنم تونستم خیلی خوب سطح استرس و احساساتم را کنترل کنم! امیدوارم از این هم بهتر بشه در روزهای بعد ! دوست دارم بتونم روی بقیه اهدافم هم تمرکز کنم .</description>
                <category>مایا</category>
                <author>مایا</author>
                <pubDate>Mon, 24 Nov 2025 09:41:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش قانون جذب ۲۱ روز - روز دوازدهم (۲۰۲۵)</title>
                <link>https://virgool.io/@maya2000/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%AC%D8%B0%D8%A8-%DB%B2%DB%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5-mxw28xgoetkf</link>
                <description>خب من امروز داشتم اتفاقی رد می شدم که یاد ویرگول و این چالش افتادم که نصفه کاره رهاش کردم!‌آخرین روز این چالش که در سال ۲۰۲۵ انجامش دادم برمی گرده به ۱۰ ما پیش ! اما چه اشکالی داره ماهی رو هر وقت از آب بگیری می گن تازه هست! یکم رفرش کنیم اهداف رو و این چالش را به سرانجام برسونیم! چهار تا هدف دارم برای ادامه این چالش :‌قبل این بگم که من به تمام اهداف مهمی که می خواستم در روز اول این چالش نوشته بودم الان که ‍۱۰ ماه می گذره رسیدم به شکل خوبی:‌اول این که دو تا قرارداد کاری یکی اینترن شیب و دیگری شغل دایم بهم پیشنهاد شد و الان دارم در شغل دایم ام کار می کنم. ۲. دکترام را با موفقیت دفاع کردم ۳. با یک فرد بسیار فوق العاده در زندگی عاطفی آشنا شدم!‌که حالا بیشتر براتون می گم! خب چهار تا هدف جدید که می خوام ادامه این چالش را براش انجام بدم:‌۱. من دارم یک دوره می گذرونم که عمیقا رو باورها درونی کار می کنه و متاسفانه این دوره ها خیلی غمیق هست و برت می گردونه به ریشه باور ها در کودکی و من یک کودکی سختی را داشتم و برام خیلی سخت هست که برگردم به اون خاطره ها نه این که فکر کنید در فقر بزرگ شده بودم نه اصلا!‌ اتفاقا رفاه خیلی خوبی داشتم اما نه از نظر عاطفی واقعا خیلی بهم آسیب وارد شده در این دوره  ! وقتی بچه بودم من همه اش در ترس بودم چون مادرم به شدت فرد عصبی بود و من هیچ وقت احساس امنیت نمی کردم و مدام با پدرم دعوا داشت و بحث طلاق و این جور چیزا بود که من گاهی می شنیدم و تمام وجودم می لرزید! حالا اینا چه ربطی داره ربطش اینه که برای این که بتونی باورهات را خیلی ریشه ای تغییر بدی باید از نظر ذهنی برگردی به اون دوران و دوباره همه چیز راحس کنی با کمک تکنیک ها کودک درون و ازشون عبور کنی! تا بتونی واقعا یه تغییر های بنیادی درونت ایجاد کنی!‌من برام این کار واقعا سخته چون به محظ این که بر می گردم به اون دوران تمام اون اتفاقات بهم هجوم میارم و با این که الان یه فرد بسیار موفق هستم و برای خودم زندگی می کنم و از پدر و مادرم کیلومتر ها دور همه اون اتفاق ها طنم را به لرزه می ندازه! تا حالا چندین بار سعی کردم که ازشون عبور کنم اما نتونستم به اندازه کافی قوی باشم و نصف و نیمه رهاش کردم! چون باید خیلی خیلی قوی باشی از نظر روحی که بتونی این کار رو کنی! این بار مصمم هستم که حتما انجامش بدم با یوگا و مدیتیشن های مرتب امیدوارم قدرت ذهنیم کمکم کنه از پسش بر بیام۲. من باید فرد خیلی فوق العاده از نظر عاطفی آشنا شدم که واقعا ازش خیلی خوشم اومده و فکر می کنم اونم همین طور من یک بار حضوری رفتم دیدمش ! این فرد رشته حقوق بین الملل می خونه توی یکی از خفن ترین دانشگاه های دنیا! و بسیار فرد با اخلاق و مودبی هست و کلی جذاب و زیبا! و ثروتمند! این فرد تمام فاکتور هایی که من می خوام را داره حتی بشتر! من اصلا فکرش رو نمی کردم یه آدم با تمام این ویژگی ها اصلا وجود داشته خیلی بالاتر از چک لیست هام هست!‌و این که از من خیلی خوشش میاد بهم می گه تو خیلی زیبا هستی و هر دفعه باهاش صحبت می کنم واقعا حس می کنم گوش می ده به حرفام .. براتون یکم از بک گراند این آدم هم می گم این یه پسر عرب هست! یکی از کشورهای پولدار عربی و جالبه بدونید اگه من می دونستم عرب هست اصلا باهاش سر قرار نمی رفتم چون فکر می کردم خیلی سنتی هستن و تازه من حتی با مردهای ایرانی هم اینجا قرار نمی گذارم دیگه چه برسه عرب باشه ! و این من از بچگی همه اش راجب عرب ها بد شنیده بودم ! مثل کلی حرف هایی که توی جامعه می زنن که این ها فرهنگ ندارن و ما داریم و عرب موش خور و هزار جور حرف دیگه..! اما من واقعا شکه شدم وقتی با این فرد صحبت کردم و دیدم چقدر تمام افکار و چیزهایی که ما راجب اینا ساختیم می تونه درست نباشه! این فرد چهار تا خواهر و برادر هستن و خودش پسر کوچیک خوانواده و تماما خواهر و برادراش دکترا داشتن! خودش هم که الان داشت ارشد حقوق بین الممل می خوند و جالبه بدونید مادر بزرگش ایرانی بود! اما خودش فارس بلد نبود خیلی کم و مادرش هم اروپایی ! و وقتی با این فرد حرف می زنید مثل این بود که داشتین با یه پرنس چیزی صحبت می کردین ! خیلی انقدر با ادب و با وقار بود ..  و چقدر برای فرد مقابلش هم احترام قایل بود! و من واقعا دوسش داشتم یعنی من که اول رفتم این فرد را ببینم این چیزا رو نمی دونستم بخاطر این که ازش خوشم اومده بود رفتم. حالا چیزی که می خوام این هست: من دلم می خواد رابطه ام با این آدم بهتر بشه و پایدار یا یکی دیگه به خوبی این برام پیدا بشه! دلم می خواد در ادامه این چالش روی این مسیله کار کنم۳. من باید امتحان زبان این کشوری که توش هستم را بدم به عنوان این که بعدتر بتونم برای شهروندی اقدام کنم امتحان زبانم دو ماه دیگه هست حدودا و من باید خیلی بیشتر از این ها براش ذهمت بکشم ۴. برای کارم دوره های انلاین گرفتم که مهارتم را بالا ببرم دلم می خواد مدرک های انلاین ام را بگیرم و توی شغلم پیشرفت بیشتری کنمهمین دیگه این مسایلی هست که خیلی دوست دارم روشون کار کنم تا به یک نقطه ای برسن بریم محکم ببینیم چی می شه ایشالا که تا آخر چالش رو ادامه می دم و می بینیم به کجا می رسه:روز ۱۲ هم نوشته باور های منفی ای که در جلسه قبل نوشتی  را به چالش بکش :من در روز ۱۱ هم نوشته بودم وقتی کنترل مسایل در دستم نیست خیلی استرس می گیرم و سختمه بگم به خدا یا کاینات می سپارم ! و این که دلم می خواد بتونم هم چیز را کنترل کنم ! --&gt; اما استاد معنویم می گه تمام این دنیا بر اساس وایبریشن هست و ما اون چیزی را می گیریم که از درون احساس می کنیم برای همین اگه می خوای اتفاق های خوب برات بیفته باید وایبریشنت را بالا نگه داری ! و چطور می فهمی الان سطح وایبریشنت چطور هست از روی احساساتت باید ۲۴ ساعته حواست به احساساتت باشه و اگه یهو حس استرس و اینا گرفتی یعنی داری بر علیه خودت و چیز هایی که تو زندگی می خوای عمل می کنی و باید تا اونجایی که می تونی سریع وایبت را عوض کنی مثلا برای من یوگا و مدیتیشن یکی از قوی ترین راه های عوض کردن وایبریشنم هست ! چطوری باورت به این قوی میشه این که واقعا این کار را انجام بدی و اثراتش را در زندگیت ببینی ! نمود عملی با حرف و اینا زیاد اتفاق خاصی نمییفته من دلم می خواد که روی این کار کنم و به خودم نشون بدم!دومین باور منفی من این هست که به خاطر کودکی سخت از نظر روحی که داشتم من همیشه حس می کنم هیج پناهی ندارم برای همین کوچک ترین مسیله ها که پیش میاد من رو به شدت به هم می ریزه --&gt; اینم باز راه حلش به نظرم مثل بالایی هست ! چون هیج قدرتی بالاتر از قانون جذب نیست و باز من باید این رو به خودم نشون بدم و یک حس عمیق از قوانین این جهان ! قانون جذب مثل قانون جاذبه هست مهم نیست کی چی می گه یا فکر می کنه کی هست ! اگه بره بالای پشت بوم خودش را بندازه پایین قانون جاذبه با همه یه جور برخورد می کنه و هیچ کشوری یا آدمی هرچی بگه یا قانون وضع کنه علیهش مهم نست مثلا بگن اقا از فردا در کشور ما قانون جاذبه حق نداره کار کنه! اگه یکی این رو بگه همه به سلامت روان اون آدم شک می کنن! قانون جذب هم دقیقه همین طور هست ! بریم برای ریکورد کردن امروز و ببینیم چه اتفاق هایی میفته:ساعت [۱۶:۳۱]: امروز شنبه هست و من یادم اومد که روغنم بدنم تموم شده اگه امروز نگیرمش دوباره باید تا هفته دیگه صبر کنم تا بتونم برم این سوپری که می خوام و روغن بگیرم بهتره الان برم با این که امروز واقعا روز سردی هست من برم روغن بگیرم سطح استرس و تنش ام هم خیلی بالا و امید به زندگی کم بخوام عدد بگم ۸۰٪ استرس ۲۰٪ امید به زندگی دلم می خواد یوگا و مدیتیشن کنم اما اون وقت مغازه می بنده!‌من برم روغن بگیرم بعد بر می گردم یوگا و مدیتیشن می کنم :)ساعت [۱۸:۳۴]:‌من برگشتم از خریدم توی راهم فایل های صوتی از دوره های خودشناسی درونی را گوش دادم که حالم را بهتر کرد ولی نمی تونم بیشتر از نیم ساعت به این فایل ها بیشتر گوش بدم استرسم شدید بر می گرده! فکر می کنم یه جوری هایی اضطراب مظمن دارم برای من استرس آور ترین زمان ها وقتی هست هیچ مسیله ذهنی ندارم. مسخره هست ولی متسفانه واقعیت. ایشالله که بهتر می شم :) ! خب من دور و برم را مرتب کنم و یک یوگا و مدتیشن عمیق کنم. استرس ۷۰٪ امید به زندگی ۳۰٪ساعت [۱۹:۵۹ ] یک ساعت یوگا انجام دادم که خیلی حالم را خوب کرد و سطح استرسم را پایین آورد! که خیلی لذت بخش بود! و این که گرسنه ام شد که خیلی خوبه ! هر وقت استرس می گیرم سطح غذا خوردنم خیلی کم میشه این که الان گرسنه ام شده واقعا عالی هست برم یه غذای خوشمزه درست کنم و بعدش مدیتیشن کنم! من واقعا گاهی دلم برای خودم می سوزه هیج کس حق اش نیست اضطراب مضمن داشته باشه! اصلا به نظرم بچه به دنیا آوردن بدون این که کسی سلامت روانی افراد را چک کنه باید جرم باشه! بیخیال .. استرس ۵۰٪ امید به زندگی ۴۷٪ . در حال آشپزی دوره های روان شناسیم را سعی می کنم گوش بدم. </description>
                <category>مایا</category>
                <author>مایا</author>
                <pubDate>Sun, 23 Nov 2025 05:49:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش قانون جذب ۲۱ روز - روز یازدهم (۲۰۲۵)</title>
                <link>https://virgool.io/@maya2000/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%AC%D8%B0%D8%A8-%DB%B2%DB%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5-pav2wfhjuahb</link>
                <description>سلام بعد از ۱۰ یا ۱۱ روز :)))خب هفته پیش و این هفته تا خود دیروز پر از کار و استرس بود. اما خیلی خوشحالم چون خیلی کارهای مربوط به دفاعم تموم شد و هماهنگ و تغییرات مربوط به تزام رو کامل انجام دادم. این هفته آخرین هفته دانشگاه هست و من باید تمام اطلاعات و فایل هایی که داشتم رو  ذخیره کنم روی سیستم دانشگاه و این کار وقت گیری هست. اما براش هیجان دارم خیلی زیاد به نظرم اگه براش خوب پیش بینی کنم خیلی خوب پیش میره. اول از همه بریم سراغ کار امروز: Uncover Negative Thinking Patternsخب برای کار امروز گفته که سعی کن الگوهای ذهنی منفیت رو که ممکنه باعث شده باشه که به خواسته ات نرسی را تشخیص بده و سعی کن براشون راه حل پیدا کنی و اگه دوباره اومدن سراغت بتونی باهاشون مقابله کنی. خب فکر می کنم برای من مسیله این که من دوست دارم همه کارهام خوب و عالی سرسع پیش بره اما خیلی چیزها دست من نیست و این خیلی بهم استرس می ده. فکر می کنم پذیرش اش که همه چیز به خوبی پیش خواهد رفت و بهتره به دنیا اعتماد کنم می تونه بهم کمک کنه.{ساعت ۷:۳۰ شب } بخاطر کارهای تزام اتاقم خیلی بهم ریخته و نامرتب شده بود. کل دیروز و امروز داشتم تمیز می کردم و حس می کنم بلاخره الان یکم سر سامون گرفته واقعا محیط منظم خیلی به آرامش روحی کمک می کنه و حس و حال رو مثبت می کنه. یه طی بکشم کف اینجا رو دیگه تمومه :))) ... خیلی سطح استرسم بالا هست. ولی باید به خودم مسلط بشم. اول اینجا رو یه طی می کشم بعد یه یوگا و مدیتیشن عالی می کنیم :)) {ساعت ۹:۰۰ شب} حالم خیلی بهتر هست بعد از مدیتیشن حس می کنم مدیتیشن و یوگا کمکم می کنه از ترس و استرسم رد بشم و یه جوری حل بشن خیلی حس خوبی بهم می ده. :) حالا می خوام برم به پوستم برسم که این هفته بی زبون بهش نتونستم خیلی برسم. {ساعت ۲۱:۵۵ شب }‌ حس و حالم بهتر هست هنوز خیلی چیز میز توی سرم می گذره اما حس می کنم قوی تر شدم از نظر روحی که با مسایل کنار بیام :)  حالا باید چندتا ایمیل بفرستم . خب ایمیل ها تموم شد.</description>
                <category>مایا</category>
                <author>مایا</author>
                <pubDate>Mon, 03 Feb 2025 09:06:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش قانون جذب ۲۱ روز - روز دهم - قسمت دوم (۲۰۲۵)</title>
                <link>https://virgool.io/@maya2000/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%AC%D8%B0%D8%A8-%DB%B2%DB%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AF%D9%87%D9%85-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5-t298fapoyhpx</link>
                <description>کار امروز این هست Write About Your Dream می گه راجب رویات بنویس چه حسی داره که بهش برسی؟‌ برای چی می خوایش؟‌چه حسی داره که رویات رو زندگی کنی ؟ :))) .. روز از این بهتر نمی شد برای این سوال چون حس می کنم دیروز واقعا رویایی بود ویکم از رویام رو زندگی کردم.. خب بریم برای نوشتنهدف اول:‌ حس خیلی خوب و رضایت از این که همه چیز مربوط به دفاعم داره خوب پیش رفته و همه چیز خیلی خوب پیش رفته و همه خیلی راضی هستن و خودم و یه حس واقعا سبکی که از دست درس و مشق بعد این همه سال نجات پیدا کردم و زندگی جذاب تر و آروم تر میشه بدون استرس PhD واقعا فکر می کنم از این قسمتش خیلی لذت ببرم. از این که پذیرایی خیلی خوب پیش رفته و همه راضی هستن هم خیلی خوشحالم. مخصوصا خودم دوست دارم حس غرور درونی کنم و واقعا لذت ببرم. و هنوز لباس دفاعم رو انتخاب نکردم اما دلم می خواد از لباس دفاعم کلی لذت ببرم و حس خیلی خوشگلی کنم و دوست دارم ارایه امم خیلی خوب و عالی باشه. خلاصه یه شب بی نظیر که توی ذهن خودم و همه بمونه ...هدف دوم: دلم می خواد حس کنم واقعا شغلی که گرفتم خیلی خوش شانس بودم بابتش و واقعا سر ذوق بیارتم و حس ارزشم رو صدچندان کنه.. با آدم های خوب و خوشحال وقت بگذرونم و هر روز از رفتن سر کارم کلی لذت ببرم و حس کنم عمرم در مسیر رشد و پیشرفتم داره سپری میشه. و کلی تکنیک جدید یاد بگیرم و از همه مهم تر کارم سر کار بمونه و به خونه نیاد. می دونی آخه وقتی دکترا انجام می دی همه ۲۴ ساعت تو فکرشی یه جوری. دلم می خواد کارم فقظ سر کار بمونه و وقتی میام خونه حس سبکی و ریلکسی کنم. هدف سوم:‌خیلی خوشحال میشم که یه آدم جذاب و کارزیمتیک توی زندگیم هست و این که فکر می کنم کل روز احتمالا دلم می خواد به این آدم فکر کنم و هی باید به خودم بگم باید حواست به سطح انرژیت باشه توی خواب و رویا نرو.. دیگه هیچی کلی.. و فکر می کنم کلی دخترا بهم حسودشون میشه.. :) {ساعت ۱۱:۴۵ صبح }‌ هنوز نمی تونم از فکر دیروز بیام بیرون از رویا هامم بهتر بود. یه روز واقعا دوست داشتنی. و یه چیز جالب که متوجه شدم این هست که پایه های خوب دیروز توی روز دوم چالش زده شده بود. اگه برید روز دوم رو بخونید می بینید که بهتون گفتم اون روز به یه مهمونی دعوت شدم که همین مهمونی سال نو دیروز بود و ایمیل خوب گرفتم که همون روز جوابش رو دادم و دقیقا دوباره ایمیل دوم از طرف اون آدم هم دیروز گرفتم. خیلی عجیب و جالب نیست مثل این که این دو تا اتفاق گره خوردن و آها بهتون گفتم سر ناهار رو به رو کسی نشسته بودم که روش کراش دارم و این همون کسی بود که دیروز توی قبل مهمونی دیدمش و تمام مدت کنارم بود.. خیلی خوشحالم که همه اینا رو داکیومنت کردم و گرنه اولین نفری که می گفتت خیالاتی شدی یا داری آسمون رو به زمین می بافی خودم بودم و شاید اصلا متوجه این وابستگی نمی شدم. بیخیال خلاصه که خیلی سخته از فکر دیروز بیام بیرون. ولی نمی شه تو تختم بمونم و خیال بافی کنم دلم می خواد انرژیم را همین طوری بالا نگه دارم. امروز شنبه هست و روز تعطیله که خیلی عالیه. من دیشب با آرایش خوابیدم اول ازهمه دلم می خواد برم صورتم رو قشنگ بشورم به پوستم برسم؛ اتاق به هم ریختم رو مرتب کنم و آماده یوگا و مدیتیشن روز ۴ ام بشیم و اگه خدا بخواد کار روز ۱۰ ام رو انجام بدم. :)) بزن بریم. {ساعت ۱۵:۳۹ بعداز ظهر} خب من تونستم  اتاقم رو مرتب کنم و صورتم رو بشورم و حسابی به پوستم برسم که خیلی حس خوبی داره. حالا خیلی گشنمه و این که برای یوگا و مدیتیشن من معمولا شمع روشن می کنم ولی فندکم تموم شده و باید برم یکی جدید بخرم. :/ و هوا یکم سرد هست. و نمی دونم چی کار کنم اگه هم اول غذا درست کنم. سوپری می بنده و دیگه نمی تونم برم فندک بخرم.. من رفتم فندک بخرم وقتی برگشتم غذا می خورم بعدش هم یوگا و مدیتیشن که کلی چیز ذهنم رو در گیر کرده.  {ساعت ۱۰:۰۷ شب } امروز روز سختی بود از نظر این که انرژی و وایبریشنم رو حفظ کنم همیشه همین طور هست وقتی یه روز خیلی خوبه روز بعدش سخته به روتین برگردم ولی حس می کنم بلاخره آخر شبی اوضاع خیلی بهتر شد و از نظر روحی بهترم. هم مدیتشن و ورزش یوگا کردم. هم رفتم فندک خریدم. هم یه آهنگ خیلی جذاب جدید پیدا کردم خیلی از شنیدنش لذت می برم وایسین؛ اسم اش هست No one Noticed از The Marias. خیلی آروم و ریلکس با یه ریتم باحال هست. دو تا چالش کناری هم انجام دادم اولیش برای امروز این بود که سه تا ویژگی مثبت از اون قسمت بدنت که نسبت بهش احساس عدم اعتماد می کنی بنویس. خب برای من دستام نقطه ضعفم هست من دستای لاغری دارم و این بهم گاهی حس خوب نمی ده و خیلی مهم هست چه مدل لباسی می پوشم. خب سه نکته مثبت راجب دست وبیشتر بازوهام: خیلی ظریف هستن و دخترونه و شکنندهمدل لباس تاپ که کامل باز هست و گردنم هم میاد توش و کلا ظرافتم رو نشون می ده خیلی جذاب و هات می کنه من را و دستام هم خیلی بهش میادبه نظرم حساسیتم بی مورد هست و خیلی سخت می گیرم به خودم و دستام خوبن صرفا باید لباس هام رو خوب انتخاب کنم.برای چالش دومی گفته از امروز شروع کنید به تصویر سازی ذهنی کردن که اتفاقا فکر می کنم انجامش دادم با تمرین اصلی امروز یه جورایی یکی بودن چند صفحه از کتاب کتابخانه نیمه شب را هم خوندم.. امروز فهمیدم که برای پذیرایی دفاعم چی می خوام بگیرم که خودش خیلی قدم عالی هست. :) امروز در کل روز ریکاوری از یه روز خوب بود تا دوباره به اصل و روتین هام برگردم. که ارزشش رو داشت فکر می کنم فردا روز بهتری باشه همین جا بلاگ امروز را می بندم. شب خوش</description>
                <category>مایا</category>
                <author>مایا</author>
                <pubDate>Sun, 19 Jan 2025 01:20:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش قانون جذب ۲۱ روز - روز دهم - قسمت اول (۲۰۲۵)</title>
                <link>https://virgool.io/@maya2000/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%AC%D8%B0%D8%A8-%DB%B2%DB%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AF%D9%87%D9%85-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5-zqnmxyh8gpnq</link>
                <description>من وقت نکردم کار امروز را انجام بدم دلیلش این هست که امروز کلی اتفاق افتاد خوب و باحال و جذاب افتاد. برای همین فردا هم همچنان در روز ۱۰ ام می مونیم و می نویسم قسمت دوم.خب بریم سراغ ولاگ این روز جذاب: قبل از این که بخونید بگم که تا اینجا به نظرم بهترین روز ولاگ بوده و خیلی خیلی دوس داشتم این روز را .. .واقعا یه روز جادویی بود {ساعت ۷:۰۳ صبح )امروز من مامور امتحان هستم و باید کل روز توی دانشگاه بمونم تا عصر. یه کار اضافه هست که گاهی بهمون می دن عصر هم باید برم مهمونی سال نو. اول از همه من برم یوگا و مدیتیشن کنم که برای این روز شلوغ از نظر روحی آماده باشم :). امروز روز سوم از ۳۰ روز یوگا هست خیلی دوست دارم و لذت می برم {ساعت ۱۰:۱۵ صبح}  امروز خیلی روز جالبی هست چون صبح زوپ بدون این که بهم فشار بیاد از خواب بیدار شدم و دوست داشتم هم یوگا و هم ورزش و هم مدیتیشن کنم. اصلا برام سخت نبود. و صبح به موقع هم رسیدم دانشگاه. :) توی مسیر داشتم به چند تا چالش که یکی دو روز پیش داشتم فکر می کردم. از آدم های اطرافم و به یه نتیجه جالب رسیدم. وقتی یه رابطه عاشقانه رو ترک می کنید. خیلی استپ داره تا این کامل از اون رابطه خارج بشید و او فرد مقابل ممکنه تلاش کنه کار رو برای شما سخت کنه. مثلا نمی دونم پشت سرتون بد بگه یا ازتون متنفر بشه هزارتا چیز دیگه یا نمی دونم دست از سرتون بر نداره بگه بر گردین هزارتا جور اتفاق این مدلی .. خیلی از آدم ها یه جا توی این پرسه گم می شن و هیج وقت به طور کامل از اون رابطه جدا نمی شن ولی اگه صبور باشید و اصلا ریکشن نشون ندید بلاخره اون آدم خسته میشه و دست از سرتون بر می داره. و اگه متوجه باشید دلیل تمام رفتارهاشون بخاطر اینکه دوستون دارن خیلی جدی نمی گیرین و نمی گذارید روتون تاثیر بگذاره این رفتارها و من می خوام تا اینجا پیش برم که بگم این بخاطر این هست که اون فرد می دونه چقدر شما با ارزش هستین و نمی خواد از دستتون بده. من متوجه شدم اگر افراد دور برتون هم گاهی سعی می کنن براتون دردسر درست کنن با حرف هاشون یا هر جور دیگه دلیلش این هست که حس می کنن از طرف شما که این خودش نشون می ده چقدر با ارزش هستین و قدرتمند یا این که دوستون دارن و ایت مدل دوست داشتنشون هست یا این که فن و آبسست هستن نسبت به شما. من نمی گم با این آدم ها دوست بشین یا بهشون رو بدین ولی منظورم این هست میشه رفتارهاشون را نادیده بگیرین و بدونید از روی کمبود خودشون هست یا این که آبسشن نسبت به شما و لازم نیست رفتارهاشون را جدی بگیرید و ریکشن نشون بدین و اتفاقا اگه نگذارید رفتار هاشون روتون تاثیر بگذره و هر روز با قدرت و اعتمادبه نفس باشین بهترین ریکشن هست و خیل ناامیدشون می کنه و حس باحالی به خودتون می ده. این مقایسه خیلی حس خوبی بهم می ده و خوشحالم می کنه یه رویکرد جدید بهم داد. {ساعت ۱۲:۰۰ ظهر } .عبارت تاکیدی امروز این هست : I can create Castles as Easily as Buttons من می تونم یک کاخ رو به راحتی یک دکمه درست کنم. (‌منظورش این هست که وقتی قوانین دنیا و قانون جذب را بدونید شما می تونید هر چیزی را خلع کنید و این ربطی به اون چیزی که می خوای درست کنی نداره. و این توی ذهن ما هست که جذب دکمه راحت تر از یک کاخ هست اما در واقع هر دو دارن از قوانین یک سان قانون جذب استفاده می کنن) تزام خیلی عالی داره پیش میره کل صبح داشتم روش کار می کردم. حالا بریم پست برای امروز دو تا لباس سفارش دادم که دیدم رسیده باید برم خونه امتحانشون کنم ببینم کدوم برای مراسم مناسب تر هستو یک ساعت حدودا وقت ناهار هست که می تونم برم چک کنم و بیام. :) به نظرم امروز روز فوق العاده ای هست. {ساعت ۱۱:۰۳ صبح روز بعد } خب خب خب از ظهر دیروز تا شب کلی اتفاق افتاد که خلاصه اش رو براتون می گم.  من لباسم رو امتحان کردم که خیلی خیلی دوسش داشتم و وقتی برگشتم دانشگاه دیدم که یک ایمیل عالی گرفتم که خیلی خوشحالم کرد و داشتم کل بعد از ظهر روش کار می کردم و بعد نزدیک عصر گرسنه ام شد و دیدم که کارت پولم رو خونه جا گذاشتم و این باعث شد که برگردم خونه تا کارتم رو بردارم و همون جا غذا خوردم و بعد نزدیک ۶ و نیم عصر برگشتم دانشگاه تا از اون جا برم مراسم و نمی دونید چی شد .... توی پارکینگ همون که گفتم روش کراش دارم و توی گروه ام هست اتفاقا همون موقع داشت ماشینش رو پارک می کرد که بره سمت جشن و این باعث شد کل مسیر را باهم بریم نزدیک ۲۰ دقیقه پیاده روی با یکی از همکاری دیگه مثل رویا می موند خیلی حس خوبی داشت و این که اصلا براش برنامه ریزی نکرده بودم و یهویی شد . :)) دیگه کل مسیر کلی حرف زدیم و اصلا کل شب مهمونی همه اش بقل دست من بود و کلی بهم توجه کرد... و اون یکی دیگه هم که روش کراش دارم که توی رشته خودم نیست را هم دیدم و از طرف دوست نزدیکش گفت که ما گروه غیر رسمی داریم و زیاد میریم بیرون و من بهش گفتم اره من حتما دوست دارم باهاتون بیام بیرون ... و خودش هم سعی کرد توجه من رو جلب کنه. دیگه چی بگم براتون واقعا شب رویایی بود هر جا می رفتم حس دوست داشته شدن و جذاب بودن بود که داشتم. همسر سوپروایزرم هم بهم گفت که خیلی خوشگلی و کلی ازم تعریف کرد. تا ساعت ۱۲ شب هم بیرون بودیم و فکر می کنم ساعت ۱ شب اینا برگشتم خونه... در کل حس می کنم این بالا بردن سطح انرژیم واقعا داره جادو می کنه. من امروز اون یکی که روش کراش دارم و توی بخشمون نیست را هم می خوام برای دفاعم دعوت کنم. چون دیشب دیدم اش حس راحتی بیشتری می کنم. وای چقدر روز خوبی بود دیروز اصلا نمی تونم از فکرش بیام بیرون. :))))) </description>
                <category>مایا</category>
                <author>مایا</author>
                <pubDate>Sat, 18 Jan 2025 14:04:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش قانون جذب ۲۱ روز - روز نهم (۲۰۲۵)</title>
                <link>https://virgool.io/@maya2000/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%AC%D8%B0%D8%A8-%DB%B2%DB%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%86%D9%87%D9%85-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5-is5irtmbey7z</link>
                <description>کار روز نهم Design Your Affirmationsگفته عبارت تاکیدی خودت را طراحی کن:‌خب برای هدف اول :‌ Be playful. Know that it&#x27;s going to be alright no matter what.هدف دوم :‌ You are so close to what you want. Just relaxهدف سوم:‌ Let yourself be lovedاین از جمله های امروز خیلی وقت گذاشتم اینا رو پیدا کنم و از خوندنشون خیلی لذت بردم. امشب برگشتم خونه اضافشون می کنم به بقیه جمله هایی که دارم{ساعت ۸:۴۱ صبح } وای نمی دونید چی شد. داشتم می گفتم امروز روز چالش میشه آخه یه مشکلی داشتم توی نوشتن تزام دیروز اما همین الان کو سوپروایزرم بهم پیام داد که درستش کرده برام خیلی خوشحال شدم. خب این خودش یک منیفستیشن هست. یه اتفاق جالب که این روزا میفته بقیه بدون این که بخوام ازشون برام کارام رو انجام می دن یا بهم زنگ می زنن یا می بینمشون. این اتفاق خیلی خیلی جالب هست و حس می کنم بخاطر بالا اومدن سطح انرژیم هست. چون مثلا همین که الان پیش اومد بدون این که از سوپروایزرم بخوام درستش کرد برام و بهم پیام داد... بگذریم. من ساعت ۱۱ صبح جلسه دارم و می خوام یوگا و مدیتیشن ام رو حتما قبلش انجام بدم و بعد برم دانشگاه. کارای چالش امروز را دیرتر در طول روز انجام می دم. {ساعت ۱۴:۰۰ بعد از ظهر} خب جلسه ام تموم شد و من رفتم ناهار خوردم. چند تا اتفاق افتاد که به طور معمول خیلی به همم میریزه ولی به نظرم چون انرژیم خیلی خوبه خیلی خوب و عالی تونستم خودم رو کنترل کنم. و این برام خیلی جالب بود. راستی گفتم که قراره برم یه مراسم شام یکی دو هفته دیگه.. براش یه لباس خیلی خوب پیدا کردم. اونجا کسی که خیلی ازش خوشم میاد رو می بینم و نمی تونم صبر کنم توی این لباس ببینتم. :)))‌{ساعت ۱۵:۲۱ بعد از ظهر } کار کردن روی تزام{ساعت ۱۷:۴۸ عصر} کارام خیلی خوب پیش رفت و خیلی پیشرفت داشتم در نوشتن تزام. یادتونه چند وقت پیش گفتم سر ناهار به یه مهمونی دعوت شدم. مهمونی سال نو. فردا این مهمونی هست و من خیلی خوشحالم بابتش حالا می خوام برم استخر و سونا که هم حس و حالم بهتر بشه هم پوست و صورتم برای فردا خوب باشه. {ساعت ۲۱:۱۹ شب } من از استخر برگشتم. اه هر دفعه میرم استخر و سونا حس و حالم خیلی خیلی بهتر میشه و حال روحیم بهتر واقعا آب یه شفاگر هست به نظرم. از دو تا کار چالش کناری یکی این بود که امروز که غذا می خوری به گوشیت نگاه نکن و با خودت وقت بگذرون که انجامش دادم و اون یکی این بود که شروع کن به خوندن کتاب. که دوست دارم شروع کنم این کتاب رو بخونم. اسم کتاب هست کتابخونه نیمه شبو من خیلی وقت هست که این کتاب رو دارم اما هنوز وقت نکردم بخونش از فردا هر روز چند صفحه اش رو می خونم.</description>
                <category>مایا</category>
                <author>مایا</author>
                <pubDate>Fri, 17 Jan 2025 09:31:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش قانون جذب ۲۱ روز - روز هشتم (۲۰۲۵)</title>
                <link>https://virgool.io/@maya2000/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%AC%D8%B0%D8%A8-%DB%B2%DB%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%87%D8%B4%D8%AA%D9%85-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5-vabmwjvixiun</link>
                <description>خب خب خب .. وارد هفته دوم چالش می شیم کار امروز  Basic visualization هست. گفته برای ۱۰ دقیقه چشمات رو ببند و تصور کن به خواسته هات رسیدی و خودت را در اون محیط تصور کن و تا جای ممکن حس و حالت رو واقعی کن. من رفتم برای تصویر سازی کردن. {ساعت ۹:۰۷ صبح } صبح را با حس خوب و مدیتیشن شروع کردم. و یکم ورزش.. و برای یوگا یک چالش ۳۰ روزه رو شروع کردم که امروز روز اولش بود. کاملا رایگان هست توی یوتیوب الان لینکش رو می گذارم https://www.youtube.com/watch?v=oBu-pQG6sTY&amp;list=PLui6Eyny-UzwxbWCWDbTzEwsZnnROBTIL&amp;index=2  دو تا کار از دوتا چالش کناری رو هم انجام دادم برای اولی نوشته بود یک ساعت زودتر بخواب یا وقتی بیدار شدی یه ساعت بیشتر توی تختت بمون. که خیلی حس خوبی داشت من معمولا وقتی از خواب بیدار می شم خودم رو ماخره می کنم که پاشو به کارات برس با این که دلم نمی خواد از توی تختم بیام بیرون اما امروز کاملا برعکس می گفتم بیشتر بمون توی تخت خواب و این یه مدل دوست داشتن خودت هست که خیلی دلچسب بود. و برای اون یکی چالش نوشته بود از امروز شروع کن عبارت های تاکیدی.. که خیلی عالی هست چون من یه دسته کارت قانون جذب دارم و الان می تونم شروع کنم به استفاده ازشون.. یه حرکت باحال هم که می تونم انجام بدم این هست که هر روز که عبارت تاکیدی می خونم به پست اینجا هم اضافش کنم. عبارت تاکیدی امروز:‌Within 60 days, it can be mine  ترجمه: در ۶۰ روز می تونه مال من باشه {ساعت ۱۴:۳۰ بعد از ظهر }‌ من اومدم دانشگاه و امروز خیلی خیلی جذابی بود. بهتون گفتم یکی بود که خیلی ازش خوشم میومد. امروز تمام روز با اون وقت گذرندوم. یعنی بخاطر کارام چند تا جلسه رفتم و این که بفل دستم بود و تازه چند بارم باهام صحبت کرد که خیلی عجیب بود. آخه این آدم اصلا با من حرف نمی زد و فکر می کردم خیلی خجالتی هست ولی امروز عوض شده بود. ازم راجب غذام پرسید و چند بار باهام شوخی کرد. خیلی حس خوب و جذابی بود. خب برگردیم سر کار خودمون نمی دونم چر انقدر امروز خواب آلود هستم. من میرم یه مدیتیشن کنم که این پسر رو از ذهنم بیرون کنم و بعد یه قهوه درست می کنم و روی پایان نامه ام کار می کنم یکم. {ساعت ۱۵:۳۲ بعد از ظهر } شروع به کار کردن روی تز با گذاشتن فیلم مورد علاقم.  راستی می خواستم به یک نفر زنگ بزنم که خودشون بهم پیام دادن. این خیلی جالب بود.{ساعت ۲۰:۲۶ عصر } امروز زودتر برگشتم خونه پادکست مورد علاقه ام را گذاشتم و کل اتاقم رو تمیز کردم. چون جایی که هستم کوچیک هست خیلی سریع به هم می ریزه. و بعد هم برادکست مورد علاقه ام راگوش دادم . خیلی دلم می خواد عصرها انرژی بیشتری داشته باشم و بتونم ورزش و یوگا کنم. فکر می کنم خیلی به بالا بردن سطح انرژیم کمک می کنه اما هنوز انرژی این کار رو جمع نکردم. امیدوارم روزهای آینده بهتر بشه.   در کل حس می کنم هنوز خیلی جا داره که سطح انرژیم را بالا و بالاتر ببرم. اما باید با خودم صبورباشم. دلم نمی خواد خودم را مجبور یه کاری کنم بلکه صبر کنم انگیزه ام بالاتر بره و انجامشون بدم. </description>
                <category>مایا</category>
                <author>مایا</author>
                <pubDate>Thu, 16 Jan 2025 11:07:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش قانون جذب ۲۱ روز - روز هفتم (۲۰۲۵)</title>
                <link>https://virgool.io/@maya2000/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%AC%D8%B0%D8%A8-%DB%B2%DB%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%85-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5-nz7sxagennzc</link>
                <description>برای کار امروز باید آهنگ manifastation انتخاب کنیم. یعنی یه آهنگ که هی گوش بدی و حس خوب راجب هدف ات بهت بده. من این کار رو خیلی دوست دارم خب بریم برای انتخاب کردن آهنگ ها :هدف اول:‌ آهنگ  icy grl از saweetie و End of An Era از دوالیپا هدف دوم:   آهنگ successful از آریانا گرانداهدف سوم:‌ آهنگ Data Only از FloyyMenorخب این از چالش امروز ... :){ساعت ۷.۲۸ صبح } دلم می خواد ذهنم رو خالی کنم و یوگا و مدیتیشن کنم.. راستی فیلم دیروز خیلی جذاب بود و باحال خیلی دوسش داشتم. {ساعت ۱۰:۴۵ صبح} خب من مدیتیشن و یوگا رو تموم کردم و اتاقم رو هم مرتب کردم و هنوز از نظر ذهنی از دیروز فاصله نگرفتم که دلم می خواد روش بیشتر کار کنم و بتونم سطح انرژیم را بالاتر بیارم.  {ساعت ۱۷:۰۴ بعد از ظهر } خب من الان دانشگاه هستم. تمام کسایی که می خواستم برای دفاعم دعوت کن براشون دعوت نامه فرستادم. این مسله خیلی استرس آور بود. خیلی خوشحالم که تموم شد. راستی یه نفر که خیلی دوست داشتم برای دفاعم بیاد امروز بلاخره فرم رو پر کرده بود. فکر کردم که نمی خواست بیاد. خیلی خوشحال شدم که دیدم فرم رو پر کرده. کارهای دفاعم تا اینجا واقعا خیلی عالی بوده حتی بهتر از تصوراتم :)‌.  حالا یکم مدیتیشن و کنم و دهنم رو آروم کنم. پس فردا یک جلسه مهم دارم که باید قبلش یک فرم رو بخونم و باز نویسی کنم بعد یه استراحت میرم به این کار برسم :). { ساعت ۱۷:۴۸ بعد از ظهر } مدیتیشن خیلی مثبت بود. حالا بریم دو تا چالش کناری رو هم انجام بدیم برای امروز. آه چه کیوت برای امروز نوشته برای خودت گل بخر و اون یکی نوشته ژورنال نوشتن رو شروع کن یا همون خاطره روزانه نوشتن.. هم یک دفتر خوشگل دارم که می گذارمش کنار برای ژورنال نوشتن. البته الان همرام نیست و خونه هست دفتره.. و برای گل نمی دونم یعنی برم سوپری گل بگیرم و برگردم ؟ اه خیلی سرده فردا صبح توی راه کار برای خودنم گل می گیرم من این چالش ها رو خیلی دوست دارم. راستی امروز بلاخره قمقمه که سفارش داده بودم رسید. خیلی خوشگل و بامزه و در عین حال کاربردی هسا. قمقمه یک لیتری و باعث شد امروز خیلی بیشتر آب بخورم. یک نکته خیلی مهم خوبه که بدونید این هست که آب خوردن سطح انرژي رو خیلی بالا می بره چون باعث میشه سلول های بدن خیلی بهتر در ارتباط با هم باشن و گیرایی فرد خیلی خیلی بالا میره و وقتی در طول روز استرس و اینا می گیریم سلول ها راحت اون استرس رو رها کنن و تنش و انرژی منفی کمتر توی بدن باقی می مونه. تا اون جا که می تونید هر روز کلی آب بخورید. هیج محدودیتی نیست. هر چی بیشتر بهتر.. :)  راستی یه پلی لیست هم ار آهنگ های رپ درست کردم که خیلی حالم رو خوب می کنه وقتی یکی یه چیزی می گه که یکم ناراحت میشم سریع پلی اش می کنم برای خودم. آهنگ هایی که گذاشتم داخلش همه اش راجب این هست که تو می تونی از چالش ها رد بشی و فقط راه خودت رو برو مثلا دو تا آهنگش اینا هستن get up 10  و  I like it از کاردی بی یا همین آهنگ Icy GRL از sweetie که به نظرم آهنگ خیلی باحالیه. حالا هی دارم به پلی لیستم اضافه می کنم. می دونید نظرم عوض شد. الان میرم برای خودم گل می خرم و ژورنالم رو از خونه میارم دانشگاه و تا دیر وقت کارهای تز ام رو انجام می دم. حس می کنم برای ویرایش و اینا اینجا خیلی بهتر از خونه هست بهتر تمرکز دارم. {ساعت ۲۰:‌۱۵ شب } خب من رفتم کارهام رو انجام دادم و برگشتم دانشگاه. یه اتفاق جالب افتاد یه نفر بود که خیلی دوسش داشتم برای دفاعم دعوتش کنم اما چون کلا رشته اش فرق می کنه و زیاد هم بهش نزدیک نیستم نمی خواستم ایمیل بفرستم. الان که رفتم پایین. دیدم داره نزدیک باشگاه ورزش می کنه و در مسیر من بود. دیگه هم رو دیدم و خودش خوش و بش کرد و گفت دفاعت کیه و اینا و به همین راحتی منم گفتم راستی برات دعوت نامه می فرستم که اگه دوست داشتی بیای. خیلی با مزه بود آخه دوست داشتم که دعوتش کنم ولی اینطوری خیلی نچرال شد. و فکر می کنم این آدم در کل انرژیش خیلی بالا هست و آدم موفقی هست. برای همین هر وقت رندوم می بینمش می دونم سطح انرژیم رفته بالاتر که این آدم دوباره هی اتفاقی هم دیگه رو می بینیم. و انرژی هامون نزدیک و هم فرکانس شده. بعد رفتم خونه ٰژورنال ام رو آوردم و گل خوشگل خریدم. این عکس گلم هست. و حالا که برگشتم دیدم همین آدم که توی راه دیدم برای شام تمام ملیت ها من رو دعوت کرده... همم به نظر خیلی جالب میاد ... برنامه برای دو سه هفته دیگه هست. قانون جذب داره یه کارایی می کنه :))) {ساعت ۲۱:۱۶ شب }  بریم اول از همه برای تموم کردن متن جلسه پس فردا .. {ساعت ۲۳:۰۴ شب } من برگشتم خونه. امروز خیلی روز جالب و خوبی بود. الان یک هفته از چالش می گذره و حس می کنم خیلی از نظر ذهنی قوی تر شدم و محکم تر و واقعا احساس می کنم یه انرژی مثبت در بدنم و زندگیم شروع به جریان کرده که خیلی دلچسب هست و جذاب. فرق اش با قبل مثل این می مونه که کنار یک چشمه خشک کمپ زده باشی بعد یهو یه نفر راه آب رو باز کنه و آب زلال شروع به جریان کنه. واقعا می تونم حرکت این انرژی رو در وجودم حس کنم. با این که ترس ها و نگرانی هام هست هنوز با هم خیلی تاثیرشون کمتر شده می تونم با هاشون رو به رو بشم. و این هفته خیلی اکتیو تر بودم و به زندگی امیدوار تر و جرقه هایی از اتفاق های خوب شروع به زدن کرد. خیلی هیجان دارم برای هفت روز دوم و امیدوارم استیبل تر بشم و اتفاق ها بهتر و بزرگتر بشن و من به زندگی مسلط تر ... آینده روشنه :)</description>
                <category>مایا</category>
                <author>مایا</author>
                <pubDate>Wed, 15 Jan 2025 01:44:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش قانون جذب ۲۱ روز - روز ششم (۲۰۲۵)</title>
                <link>https://virgool.io/@maya2000/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%AC%D8%B0%D8%A8-%DB%B2%DB%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B4%D8%B4%D9%85-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5-ho9vlxokedv3</link>
                <description>خب تمرین امروز؛ روز مورد علاقه من هست. باید ذریم برد درست کنیم یا تابلو آرزو ها. یغنی عکس هایی که شبیه خواستم هست را به هم بچسبونم تا هدفی که دنبالش هستم واقعی تر بشه. من سعی می کنم یک دریم برد از هدف هام درست کنم و بگذارم بک گراند لب تاپم که زیاد ببینمش. می تونید کاغذی هم درست کنید ولی برای من الکترونیکی هم راحت تر هست و هم موثر تر. خب به عنوان بونس من دریم برد ام که درست کردم باهاتون شر می کنم. شاید ببینید بگید چه ربطی به اهدافت داره. ولی داره :)) لازم نیست برای بقیه معنی داشته باشه باید برای خودتون با مفهوم باشه. گذاشتم اش بک گراند لب تاپم :) دریم برد من :){ساعت ۱۴:۰۴ بعد از ظهر } امروز اتفاق های خیلی خوبی افتاد که خیلی ازش خوشم اومد. و بخاطرش مجبور شدم صبح خیلی زود بیدار بشم ولی دلم می خواد از ذهنم بیرونش کنم و بهش فکر نکنم. یه حالت عدم وابستگی؛ برای من این قسمت قانون جذب خیلی سخته؛ خیلی راحت تر هست برای من که چیزای خوب بیاد توی زندگیم ولی از اولین جرقه هاش که میاد سخته بیخیالش بشم دلم می خواد که ببینم بعدش چی میشه .. مثل این می مونه که مثلا دو قسمت از سریال مورد علاقه ات رو دیدی و سر جای حساس قطع کردن و حالا باید منتظر قسمت بعد بمونی تا یکی دو هفته تا بیاد. چقدر آدم توی ذهنش هست که حالا چی میشه بعدش و می تونی انقدر بری توی فکرش از خواب و غذا بندازتت. وقتی اتفاق های خوب هم میفتن دقیقت همین طوری هست. بهتری کاری که می تونی بکنی هست اینه که دیتچ بشی از اتفاق یعنی اصلا خودت رو در گیرش نکنی و رها کنی. که به نظر من واقعا کار سختی هست. باید خیلی از نظر ذهنی تمرکز کنی و برگردی به همون انرژی مثبتی که داشتی. هیچ گارانتی نیست که خوب پیش بره ولی وقتی توی انرژی مثبت هستی شانس ات بیشتر هست. برای همین هدفم برای بقیه روز این هست که این داستان ها رو فراموش کنم تا اونجا که می تونم. و برگردن به همون انرژی مثبت و خوب خودم. :). { ساعت ۱۶:۳۶ بعداز ظهر }  حس می کنم آروم کردن همه چیز و گوش دادن به آهتگ های آروم خیلی کمک کننده هست به آهنگ آٰوم که احساس های زیادی رو به وجود نمیاره یعنی از نظرحسی بهشون خنثی هستی. { ساعت ۱۹:۰۹ عصر } درست کردن دریم برد خیلی کار باحال و فانی بود ...‌:) یک نکته که هیج ریطی نداره به هیچی ... نمی تونم صبر کنم تا موهام رو قرمز کنم .. تحت تاثیر دوالیپا قرار گرفتن. حالم خیلی بهتر شد و داشتم به البوم دوالیپا هم گوش می دادم اسمش هست radical optimism فوق العاده انرژی بالایی داره برای حس و حال مثبت و تشکیل رابطه مثبت مخصوصا امسال که بیشتر آلبوم ها خیلی منفی و اینا بود. خیلی دوسش داشتم. خب بریم سراغ دو تا چالش کناری:‌اه چه جذاب برای قرار با خودت گفته؛ یک فیلم انتخاب کن و به عنوان قرار با خودت ببین و برای اون یکی گفته مدیتیشن کن. خب اول بریم فیلم انتخاب کنیم....این فیلمی هست که انتخاب کردم با خودم بینم به نظر باحال میاد.. تا حالا ندیدمش برای چالش دوم گفته که مدیتشن کن امروز... خب من هنوز سر کار هستم با این که دیروقت هست. الان وسایلم رو جمع می کنم میرم خونه که به مدیتیشن و یوگا که امروز صبح نرسیدم رو انجام بدم و به شب رمانتیکی که قراره با خودم بگذرونم برسم... هم یه شام جذاب هم درست می کنم که کلی لذت ببرم و سطح انرژی رو کلی ببریم بالا.. حس می کنم روی دور خیلی خوبی هستم.. امیدوارم بقیه روز های هفته هم به همین خوبی پیش بره :) خب من رفتم.. فردا می بینمتون :)‌</description>
                <category>مایا</category>
                <author>مایا</author>
                <pubDate>Mon, 13 Jan 2025 22:51:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش قانون جذب ۲۱ روز - روز پنجم (۲۰۲۵)</title>
                <link>https://virgool.io/@maya2000/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%AC%D8%B0%D8%A8-%DB%B2%DB%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5-odipvksbamsv</link>
                <description>خب بریم سراغ روز پنجم Make A Step-by-Step Plan : گفته برای امروز یک برنامه استپ و استپ بنویس که چه کارهایی می تونی انجام بدی در جهت رسیدن به خواسته ات. برای هدف اول: تمام کردن تغییرات تزام پرداخت های مورد نیاز برای دانشگاه  چاپ کتابرزرو غذا اسلایدهای دفاع لباس دفاع لباس اساتیدتمرین برای دفاعهدف دوم :هر روز نیم ساعت تمرین و بهتر کردن توانمندی هام هر روز یک ساعت اپلای برای موقعیت های بهتر و بیشتر هدف سوم: بالا بردن سطح انرژیم و در نتیجه جذابیت حل و فصل کردن روابط قبلیم و بستن پرونده شون از نظر ذهنی و آرامش روحی گرفتن{ساعت ۶:۲۵ صبح } خیلی حس خوبی دارم نسبت به روز های قبل؛ یک چیزی که متوجه شدم این هست که باید برای صبح که بیدار می شم یک پلن مشخص داشته باشم چون می تونم حس خوبم رو از دست بدم. به نظرم خیلی راحت تر هست اگه اول صبح انرژیم را مثبت نگه دارم. گوش دادن به پادکست خیلی کمکم می کنه به محظ بیدار شدن. یا دیدن یوتیوب ۵ صبح اون هم باید خیلی خوب و جالب باشه. {ساعت ۱۱:۱۴ صبح }خب از اون دوتای دیگه که برای قرار گذاشتن با خودت هست و بهتر شدن در ۳۰ روز باید امروز ورزش رو شروع کنم و اون یکی اینه که ۱۰۰ تا اسکواش انجام بدم. خب امروز کنار ورزش یوگا هم ۱۰۰ تا اسکواش می زنم و یکم ورزش استقامتی مثل پیلاتس هم انجام می دم. خب بریم برای ورزش :)) خب من ورزش و مدیتیشن و یوگا رو انجام دادم و حس جالبی داشت. در کل من ورزش کردن رو خیلی دوست دارم باعث میشه با احساساتم و افکارم رو به رو بشم و قضاوتشون نکنم. حس جالبی هست. { ساعت ۲۰:۲۶ شب } توی این فاصله من قدم زدم؛ و استخر رفتم که خیلی حس عالی داد و فکر می کنم رفرش شدم. خب من پست امروز را اینجا تموم می کنم.</description>
                <category>مایا</category>
                <author>مایا</author>
                <pubDate>Mon, 13 Jan 2025 14:33:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش قانون جذب ۲۱ روز - روز چهارم (۲۰۲۵)</title>
                <link>https://virgool.io/@maya2000/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%AC%D8%B0%D8%A8-%DB%B2%DB%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5-whg4mqaoen7d</link>
                <description> خب بریم برای انجام کار امروز نوشته : put your goals in the right word گفته هدف هات رو در کلمات درست بگذار یعنی خلاصه اش کن به یک یا دو کلمه و اون کلمه رو بچسبوم به آینه دست شویی یا هر جا زیاد جلوی چشمت باشه. برای هدف اول:‌  self love and grateful به توانمندی هام افتخار کنم و قدردان باشم که تمام کارهام داره به خوبی پیش میره.برای هدف دومم: happy  and well-paid  دلم می خواد هر روز که میرم سرکار از رفتن سرکار خوشحال باشم و بهم حقوق خیلی خوب بدنبرای هدف سومم independence and deep-appriciation دلم می خواد هر دو تامون زندگی خودمون رو داشته باشیم. ولی عمیقا قدردان هم باشیم از نظر توانمندی و شخصی خب من این ها رو مشخص کردم و چسبوندم به جلوی آینه حمام... {ساعت ۱۱:۰۶ دقیقه صبح } : خب امروز روز تعطیل هست. دلم می خواد که برم یک قدم بزنم تا انژیم بهتر بشه. قبل از این که برم دیدم یه چالش های با مزه دیگه ای هم هست مثل این که ۱۵ روز ایده برای این که با خودت قرار بگذاری یا این که ۳۰ روز بهتر شدن خودت که دوست دارم در طول روز در کنار این چالش اصلی قانون جذب اون ها رو هم انجام بدم ولی تمرکز اصلی روی همین ۲۱ روز قانون جذب هست. حس می کنم انجام اونا انگیزه مضاعف هست می ده حس و حالم رو بهتر می کنه که برای قانون جذب خیلی مهم هست که هر روز تا جای ممکن سطح انرژیت رو بالا نگه داری. خب این دوتا هست. چالش ۱۴ روز قرار با خودتچالش ۳۰ روز بهتر شدن برای روز اول این دوتا اولی گفته که یک پلی لیست از آهنگ های مورد علاقه ات درست کن و بهشون گوش بده و برای دومی گفته که بیشتر آب بخور؛ که راستش خیلی یه مدته توی فکرش بودم. الان یک قمقمه سفارش می دم آنلاین که هر روز که میرم سرکار و خونه در کل زیاد آب بخورم..:)‌ خب قمقمه رو سفارش دادم. حالا لیست ۱۵ تا از آهنگ هایی که دوست دارم رو درست می کنم و میرم پیاده روی.{ساعت ۱۲:۴۶ دقیقه بعد از ظهر} پیاده روی خیلی خوب بود حالم رو خیلی بهتر کرد و آهنگ ها خیلی مثبت و شاد بود و من رو از حس قربانی بودن در آورد یک حس توانمندی بهم داد که خیلی دوست داشتم. که حالم رو خیلی بهتر کرد.  خب حالا می خوام اتاقم رو مرتب کنم و یک یوگا و مدیتیشن کنم. :)‌  مرتب کردن اتاقم تنها یک ساعت وقت برد و هنوز یوگا و مدیتیشن را شروع نکردم. {ساعت ۲۱:۰۹ دقیقه شب} خب من رفتم خرید غذا و اینا و کل مسیر داشتم پادکست مثبت گوش می دادم که خیلی حس و حالم رو بهتر کرد. و متوجه شدم که روز هایی که پادکست گوش می دم چقدر بهتر از روزهایی هست که این کار رو نمی کنم وچقدر روی انرژیم تاثیر مثبت داره.مثلا دو یه روز پیش گوش نداده بودم که باعث شده بود انرژیم منفی بشه. بلاخره الان یوگا و مدیتیشن کردم که خیلی حس خوبی داشت. داشتم راجب چاکرا ها ویدیو می دیدم که رسیدم به چاکرای ریشه یا روت این اولین چاکرا ما هست و خیلی مهم هست که در تعادل باشه و وقتی استرس داریم و اینا از حالت تعادل خارج میشه و راه های مختلف داره که به تعادل بیارینش می تونید راجبش بیشتر بخونید توی یوتیوب و یا کلا سرج کنید راجبش. یه مدلش که خیلی راحت هست اینه فرکانس چاکرای روت را گوش بدین می تونید توی یوتوب باز سرچش کنید که خیلی جالب هست. و یه چیز بامزه اهنگ های رپ هم به باز شدن و متعادل کردن روت چاکرا خیلی کمک می کنن. :) خب من امروز را همین جا تموم می کنم. بعد چند روز بالا و پایین امروز تونستم حس کنم دوباره کنترل انرژی ام رو گرفتم دستم که خیلی خوشحالم. دلم می خواد از نظر ذهنی قوی تر بشم و در طول هفته بتونم سطح انرژیم را بالا نگه دارم و اجازه ندم افراد دور و برم  و اتفاق ها تاثیر داشته باشن روی انرژیم. به امید یک هفته بهتر و من قوی تر. </description>
                <category>مایا</category>
                <author>مایا</author>
                <pubDate>Sun, 12 Jan 2025 01:31:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش قانون جذب ۲۱ روز - روز سوم (۲۰۲۵)</title>
                <link>https://virgool.io/@maya2000/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%AC%D8%B0%D8%A8-%DB%B2%DB%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B3%D9%88%D9%85-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5-aobw63fg7kwh</link>
                <description>خب بریم سراغ کار روز سوم: explore your goal گفته راجب هدفت فکر کن و ببین برای چی هدفت رو می خوای و آیا واقعا دنبال این هدف هستی؟‌خب برای اولین هدفم دفاع عمومی خوب و موفقیت آمیز.. اره چون حاصل چهار سال تلاش هست و دلم می خواد به بهترین شکل ممکن پیش بره و نتیجه نهاییش عالی باشه و نه این که فقط بگذره بلکه خوب عالی بگذره و از روندش نهایت لذت رو ببرم. در حال حاضر بیشتر استرس دارم تا لذت دوست دارم روند برعکس بشه و و از لحظه لحظه اش لذت ببرم. برای هدف دوم دلم می خواد یک موقعیت خیلی خوب بگیرم که درش خیلی پیشرفت کنم و از لحظه لحظه اش لذت ببرم. و دوست دارم بهتر از تصوراتم باشه و از همه جهت مالی؛ افراد خوب و موقعیت که باعث پیشرفت ام بشه و گسترش و بهتر شدن و باز شدن سطح فکریم. دلم می خواد در تیمی باشم که قدرم رو می دونن و توانمندی هام رو تقدیر می کنن. برای هدف سومم دلم می خواد یک نفر که سرش به تنش بی ارزه و تشویقم کنه که هر روز بهتر از روز قبل باشم وارد زندگیم بشه. و دلم می خواد این فرد دنبال یه رابطه جدی باشه نه کوتاه مدت و اینا.. امروز دو روز از روزی که روز دوم را براتون گذاشتم می گذره و در واقع الان روز سوم هست خیلی تلاتم داشت این سه روزه و برای همین وقت نکردم روز سوم رو کامل کنم. اما این ولاگ این سه روز هست.روز اول:{ساعت ۸:۲۵ دقیقه صبح } دیشب یکی از بهترین خواب هام رو داشتم و با حس خیلی عالی از خواب بیدار شدم یه حس مثل اینکه ته دلت قرصه. و راستش تا اونجا که می دونم خیلی از نظر انرژتیکی مهم و خوب هست که با حس خوب به خواب بری چون اگه با حس خوب به خواب بری با حس خوب هم بیدار می شی و راحتر از وقتی هست  که با حس بد بیدار بشی و حالا بخوای حال خودت رو خوب کنی.  چون یکم دیر هست. من میرم یوگا می کنم و مدیتیشن و آماده می شم برم سر کار. کار روز سوم رو وقتی عصر برگشتم یا در طول روز انجام می دم و براتون می نویسم. اما برای الان تا جای ممکن قبل از رفتن سر کار سطح انرژیم رو ببرم بالا :)) من رفتم. {ساعت ۱۷:۰۷ عصر } خب. امروز می تونم بگم روز آگاهی بود. کارهای دانشگاه ام خیلی خوب پیش رفت. دعوت نامه دفاعم آماده کردم و فرستادم که خیلی دوست داشتم دیزاینی که درست کرده بودم  که برای همکارهام فرستادم و از همه اینا عالی تر می تونم الان دفاعم رو زنده پخش کنم و خانواده ام می تونن دفاعم رو زنده ببینن. و به یک نفر توی گروهمون که دوسش دارم و ازش خوشم میاد مسیولیتش رو سپردم  که مطمین باشه درست زنده پخش میشه موقع دفاعم:). دوباره اون اون رییس کا گروه من رو امروز دید و باهام شوخی کرد و اها امروز همکارام یکم ورزش کردیم و من برای دو دقیقه پلانک نگه داشتم که بنظرم عالی بود.  همین ها بود ولی روزم به خاصی دیروز نبود. دیرور خیلی جذاب تر بود. اما برای فردا خیلی هیجان دارم فردا قراره برم یک ناهار خیلی عالی شرکت کنم توی یک رستوران بسیار شیک. خب من وسایلم رو جمع کنم آماده بشم برم خونه که روی انرژیم برای فردا کار کنم. { ادامه روز } وقتی برگشتم خونه وسایلم رو گذاشتم و رفتم استخر که خیلی کار خوبی بود و آرامش بهم داد. در طول روز از دست یکی از همکارام ناراحت شده بودم که باعث شد روز بعد با سر درد شبیه میگرن از خواب بیدار بشم و چندین ساعت طول کشید تا حتی بتونم چشمام رو باز کنم.روز دوم:بعد این که سردردم بهتر شد. یوگا کردم و مدیتیشن و آماده شدم برای رفتم به مراسم ناهار که خیلی خوشحالم که رفتم سر ناهار خیلی مورد توجه بودم و دوست داشتنی. یکی که نمی شناختم اومد سر میزم و گفت چقدر کار خوبی کردم که اومدم و کلی ازم تعریف کرد و گفت سوپروایزرم بهش گفته بود که دفاع خصوصی (‌دفاع پشت در های بسته )‌چقدر خوب انجام دادم و اینا.. خلاصه خیلی دوست داشتم. و بقیه روز هم با دو تا از همکارهای مورپ علاقه ام گذروندم و برگشتن توی قطار کلی بازی کردیم و روز خیلی خوبی بود. پدر و مادرم هم باهام ویدیو کال کردن که اونم باحال بود. فقط یک چیزی که اذیتم می کنه اینه که همه می پرسن برنامه ات برای بعد دفاعت چیه و اینا با این که برام کار هست من دنبال یه موقعیت عالی هستم دلم نمی خواد این ک ه ازم می پرسن هی باعث بشه عجولانه یه موقعیت رو قبول کنم. و خوب این بهم استرس می ده. دلم می خواد بتونم خودم  وسطح استرسم رو بهتر کنترل کنم که این چیزا روم تاثیر نگذاره. باید روی این مورد بیشتر کار کنم. دیگه وقتی برگشتم خونه هنوز یکم سردرد داشتم که برای خودم آهنگ با تن تند گذاشتم که خیلی کمک کرد. می دونید چون دلیل میگرن که من دارم معمولا خشم ابراز نشده هست که خودش رو شبیه میگرن نشون می ده. دیشب که این موزیک تند رو گوش دادم حس کردم که خشمم داره خودش رو ابراز می کنه و سردردم هم از بین رفت به مرور :))  خیلی خوشحالم چون حس می کنم یک راه حل سالم برای ابراز خشمم پیدا کردم. روز سوم ( امروز)باحس خیلی خوب از خواب بیدار شدم. حداقل بهتر از دیروز و از این که سردرد می گرنیم کامل از بین رفته بود خیلی خوشجا{ساعت ۱۵:۲۲ } امروز با حس خیلی بهتری نسبت به دیروز از خواب بیدار شده بودم و این که اصلا سردرد می گرنی نداشتم خیلی خوشحال بودم وقتی سردرد می گیرم تقریبا کل روز فلج می شم نمی تونم چشمام رو زیاد باز کنم یا حتی به موزیک گوش بدم. املا از کار می افتم چون من همه کارهام با کامپیوتر هست. اره از شر سردرد راحت شده بودم اما به شدت احساس اضطراب دارم دوباره.وقتی سطح استرسم میره بالا خیلی سخت می تونم تمرکز کنم یا حتی از سر جام بلند شم. دیگه بخاطر سردرد دیروز نتونسته بودم زیاد یوگا و مدیتشن کنم که استرسم رو تحت کنترل بگیرم. به خودم می گم داشتن استرس طبیعی هست اما این که کارهای روزانت رو مختل کنه نه! امروز عصر دوباره برای یک مراسم جشن دعوتم که بخاطرش باید برم یک شهر دیگه با قطار و الان در مسیر اون هستم. حس می کنم رفتن به اینجا و یکم خوش گذروندن آرومم می کنه و باعث میشه بتونم دوباره خودم رو کنترل کنم. :) وقتی برگشتم خونه یوگا و مدیتیشن می کنم که خیلی کمک کننده هست. در کل این سه روز روزهای خوبی بودن اما نیاز دارم بیشتر انررژیم رو متمرکز کنم و به خودم مسلط تر بشم. {ساعت ۱۹:۲۶ شب} خیلی حس و حالم بهتره؛ مهمونی تموم شد و حس حالم خیلی خیلی بهتر. حالا توی قطارم که برگردم خونه. خیلی گپ خوبی با کسایی که اونجا بودن داشتم و حس و حالم خیلی عوض شد. حتی چندتا موضوع که برام خیلی جالب بود هم شنیدم که خیلی حس خوبی بهم داد. در کل با یک انرژی خیلی عالی دارم برمی گردم خونه که خیلی راضیم و حس می کنم انقدر حالم بهتر شده که می تونم یوگا و مدیتیشن هم انجام بدم. یه چیز جالب که متوجه شدم. اگه سطح استرسم خیلی خیلی بالا باشه دیگه خیلی سخت میشه با یوگا و مدیتیشن به حالت عادی خودم رو برگردونم و نیاز دارم به چندتا چیزمیز که حالم رو بهتر کنه بعد تازه می تونم یوگا یا مدیتیشن کنم. خب من این پست رو همین جا تموم می کنم برای امروز</description>
                <category>مایا</category>
                <author>مایا</author>
                <pubDate>Sat, 11 Jan 2025 12:53:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش قانون جذب ۲۱ روز - روز دوم (۲۰۲۵)</title>
                <link>https://virgool.io/@maya2000/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%AC%D8%B0%D8%A8-%DB%B2%DB%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AF%D9%88%D9%85-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5-xutaru1f2tlz</link>
                <description>خب بریم سراغ روز دوم... برای روز دوم نوشته  clear your spaceگفته در روز دوم محیط اطرافتون را تمیز کن و هر چیزی که سطح انرژی ات را پایین می بره از اطرافت دور کن. راستش من این یکی رو فکر می کنم خوب انجام دادم چون نزدیک کریسمس هست و تصمیم گرفته بودم تغییر دکور بدم. الان محیط اطرافم واقعا دوست داشتنی هست ولی برای این که در راستای این چالش یک کاری کرده باشم با سیج خونه رو تمیز کردم ( نمی دونم اسم اش درسته یا نه همین چیزا که شبیه عود می مونه و انرژی منفی خونه رو از بین می بره ) و همه جا رو مرتب کردم. خب این از کار امروز بریم برای ولاگ امروز  https://thelawofattraction.com/21-day-law-attraction-plan/ {اساعت ۶:۳۵ صبح } : دیروز بدون شک یکی از روز های خیلی خوبی بود که داشتم. دلم می خواد انرژی خوب دیروز رو امروز هم ادامه بدم. باید چندتا کار برای تزم انجام بدم هنوز.. کارهای اداری و ایمیل طوری و .. و بشینم تغییرات خواسته شده اساتید رو پیاده کنم. خب اما در مرحله اول دلم می خواد تا قبل اینکه برم سر کار اول تا جای ممکن سطح انرژیم رو ببرم بالا. برای همین میرم یو گا و مدیتیشن می کنم الان. راستی یوگا و مدیتیشن رایگان هست می تونید توی یوتیوب سرچ اش کنید و کلی آموزش رایگان را ببینید. خب سطح استرس ۶۰٪ سطح خوشحالی ۲۵٪.{ساعت ۱۰.۳۰ صبح }: حس می کنم یوگا سطح انرژیم را بالا تر برد و حالم در کل خیلی بهتر شده. من برم آماده بشم که برم سر کار. { ساعت ۱۹:۴۵ شب } : امروز خیلی کار داشتم و وقت نکردم در طول روز پست را آپدیت کنم. تازه برگشتم خونه و حالا می تونم براتون تعریف کنم. وقتی رسیدم دانشگاه حالم خیلی بهتر شده بود. استرس ام هم خیلی کمتر. محل کار من خیلی زیباست توی یک ساختمون بسیار بلند و طبقه ۶ و تمام دیوار های دور شیشه هست که یک ویو خیلی عالی می ده و احساسا می کنید به آسمون نزدیک تر هستین و کلا چشم انداز بی نظیری هست. حس می کنم محیط سر کار در کل سطح انرژیم رو می بره بالا بگذریم....  به محظ این که نشستم پشت میزم دیدم کلی ایمیل دارم که واقعا همشون خیلی مثبت بودن. برای دفاعم چندتا مورد اداری مونده بود که کاری از دست من بر نمی اومد دقیقا همون موقع که داشتم از خوندن ایمیل هام لذت می بردم و فکر می کردم چجوری جواب بدم؛ ایمیل اوکی شدن این کار اداری هم اومد و هم زمان سوپروایزرم هم از اتاقش اومد بیرون و بهم گفت من خودم دیروز پیگیری کردم و بهشون گفتم که تاییداش کنن.. فک کنید بدون این که من ازش بخوام. یکم هم باهام صحبت و خوش و بش کرد که خیلی باحال بود. و اصلا عجیب آخه سوپروایزر من اصلا همچین اخلاق هایی نداره هیج وقت هم نمیومد سر میز من که خوش و بش کنه و اینا اصلا از این مدلی ها نیست. معمولا تو خودشه و گرفته و تو فکر و اینا. دیگه بعد این یکم کارای دفاعم رو پیش بردم و ایمیل هام رو جواب دادم تا این که موقع ناهار شد. موقع ناهار ما میریم طبقه صفر که ناهار بخوریم اونجا هم آشپز هست که می تونی غذا سفارش بدی یا غذا خودت رو ببری بخوری. یک قسمت اش شبیه سلف می مونه میزهای بزرگ که معمولا کل گروه ما سعی می کنن یک جا بشینن و غذا بخورن ولی خب چون کل مون توی یک میز جا نمی شیم معمولا دو سه نفر آخر همیشه می شینن دور یک میز کوچیکتر و اونجا غذا می خورن. و معمولا من جز اون دو سه نفرم که دور میز اصلی جا نیست و باید برم میز کوچیکتر... اما نه امروز با ورتون میشه با این که دیر رفتم وسط میز اصلی یک جای خالی بود انگار برای من رزرو شده بود و از نظر موقعیت مکانی پسری که روش کراش دارم و توی تیممون هست رو به روم بود و سه تا از آدم هایی دیگه ایم که خیلی باهاشون حال می کنم و رابطه خوبی دارم دقیقا در اطرافم. شاید مسخره به نظرتون بیاد ولی واقعا این موقعیت استرژاتیک خوب بدون این که تلاشی کنم اصلا حرف نداشت. این باعث شد از ناهار مکالمه ها خیلی لذت ببرم. خیلی خیلی... اه یک چیز کوچیک عجیب دیگه یکی از همکارام سوشی گرفته بود که مخصوص گیاه خوار بود... من گوشت نمی خورم یه مدت و خب با این که سوشی دوست دارم سوشی هم نمی خورم و جون فکر نمی کردم اینجا سوشی گیاهی گیرم بیاد کلا بیخیال شده بودم. دیگه این اتفاق باعث شد که من بفهمم سوشی گیاهی کجا داره و اینا که اینم نکته با مزه ای بود.بعد ناهار دوباره کارام رو کردم تا  نزدیک عصر یکی از اساتید دیگه که اتفاقا این آدم رییس کل بخش هست و کلا آدم مهمی اومد داخل آفیس و یهو من رو دید.. میز من نردیک در ورودی هست و خوش و بش کرد باهام و گفت موهات رو کوتاه کردی و از دکترات چه خبر و من سوالام رو نگه داشتم برای سر دفاع ات و این چیزا ....این حرف ها که بازم واقعا جالب بود. نکته مهم من واقعا سرم تو کار خودم بود و اصلا چیز خاصی نمی گفتم این ها خودشون تا من رو می دیدن شروع می کردن به این صحبت ها.. و در کل جدا از رییس هاام حس می کردم حتی همکارهامم از صحبت کردن باهام لذت می بردن امروز و دیروز با این که چیز خاصی نمی گفتم حس می کنم اصلا باهام حال می کردن دوست داشتن گوش بدم ... حس می کنم از انرژیم خوششون میومد ... میدونید چی می گم .. اصلا راجب جاذبه جنسی و اینا نیست .. دیدی بعضی آدما اصلا حس خوبی می ده باهاشون حرف می زنی حس می کنم این مدلی بودم ... نمی دونم چرا ولی واقعا همچین فیدبکی حس می کنم داشتم...بگذریمبعد همین استاد کل یکم بعد برامون ایمیل داد که کادو های کریسمس اومده برید بگیرید. که یک پتو خیلی خوشگل بود که اسممون رو روش هک کرده بودن.. اسم هر نفر.. وقتی رییس داشت می رفت ازش تشکر کردم بابت کادو که فکر می کنم خیلی خوشحال شد. حتی قبل از این که بره بهم گفت عصر بخیر که منم گفتم عصر بخیر و تشکر کردم. شاید باز بگین آخه عصر بخیز گفتن هم گفتن داره .. اره چون اینا معمولا سرشون رو می ندازن پایین میرن بهت عصر بخیر نمی گن... در یک کلمه من به خصوص امروز احساس یک آدم با ارزش رو داشتم و هم بهم این حس رو می دادن... بدون این که خودم رو بگیرم یا هرچی من واقعا فقط خودم بودم اما همه یه مدل متفاوت تری باهام رفتار می کردن.. دیگه نزدیک ۵.۳۰ اینا تقریبا همه رفته بودن و فقط دو سه نفر دیگه توی آفیس بودن. من گرسم شد و رفتم بیرون یه ساندویج بگیرم وقتی برگشتم از پایین دیدم کم کم داره غروب میشه رفتم بالا توی آفیس و داشتم ساندویچ می خوردم با یک صحنه بی نظیر غروب.. برای دیدن غروب باید بری ضلع شمالی ساختمون من توی ضلع شرقی هستم.. اگه توی راه چشمم به منظره غروب نمی افتاد این صحنه زیبا رو از دست می دادم. با این که همیشه غروب هست ولی دیدن بعضی غروب ها خیلی خوشگل تر هست چون مدل ابره خاص اون روز و نمی دونم ولی این غروب فوق العاده زیبا بود. و به نظرم جذاب ترین قسمت امروز بود و چه پایانی برای روز به این خوبی. :)))خدای من نوشتن این متن نزدیک یک ساعت طول کشید :)) من واقعا راضی هستم از روند. یک جا خوندم که نوشته بود وقتی روی خودتون کار می کنید و سطح انرژیتون میره بالا آدما دوست دارن بهتون نزدیک بشن و باهاتون معاشرت بیشتر کنن یک چیز ناخوداگاه ما هست. وقتی این متن رو برای شما نوشتم و تونستم همه چیز و کنار هم بگذارم یک لحظه یاد این متن که خیلی وقت پیش خونده بودم افتادم. یعنی سطح انرژیم رفته بالا ؟ نمی دونم ولی می دونم  که  حس و حال خیلی خوبه ... من این متن رو اینجا تموم می کنم و میرم .. لباس هام رو عوض کنم یک یوگا و مدیتیشن شبونه و پیانو بزنم و تا جای ممکن سطح انرژیم رو برای فردا بالاتر ببرم و استرسم رو کم. هر جا هستین شب و روزتون بخیر و ممنون اگه تا اینجا خوندین :))</description>
                <category>مایا</category>
                <author>مایا</author>
                <pubDate>Tue, 07 Jan 2025 23:27:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش قانون جذب ۲۱ روز - روز اول (۲۰۲۵)</title>
                <link>https://virgool.io/@maya2000/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%AC%D8%B0%D8%A8-%DB%B2%DB%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A7%D9%88%D9%84-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B5-s6j9bnqhjsaj</link>
                <description>خب خب دوستان بر می گردیم با سری جدید قانون جذب نسخه سال ۲۰۲۵ میلادیاین چالش ۲۱ روز قانون جذب هست که می تونید روی هر هدفی می خواین انجامش بدین این دومین باری هست که من دارم این چالش رو انجام می دم و چون بار اول نتیجه خیلی خوبی گرفتم دلم می خواد روی اهداف جدید انجامش بدم و کلا هر روز رو خیلی باحال تر می کنه :)))اهداف ای که می خوام روشون کار کنم در این ۲۱ روز:۱. دفاع دکترای من حدودا یک ماه دیگه هست و دلم می خواد که خیلی خوب پیش بره۲. برای بعد دفاعم دلم می خواد یک موقعیت خوب و عالی گیرم بیاد ۳. دلم می خواد یک رابطه عاشقانه خوب و جدید رو شروع کنم خب این برنامه ۲۱ روز باید انجام بدیم برای هر روز یک دونه و الان روز اول هستیم. من هر روز کار اون روز رو انجام می دم و کل روز و اتفاقاتی که درش میفته رو مثل ولاگ براتون می نویسم. https://thelawofattraction.com/21-day-law-attraction-plan/ خب بریم سراغ روز اول : clear your mindبرای روز اول گفته که ذهنت رو خالی کن. گفته برای این بتونی چیزای جدید و جذاب جدید وارد زندگیت کنی باید ذهنت رو از استرس خالی کنی وتمرین تنفس داده. گفته نفس عمیق و ۴ ثانیه نگهدار و بعد  بازدم و تا چند بار فکر می کنی نیاز هست این کار را تکرار کن.ولاگ امروز : چون الان آخر شب هست که تازه دارم این چالش رو شروع می کنم من امشب و فردا رو به عنوان روز اول حساب می کنم. خب در قدم اول من تمرین تنفس رو انجام دادم ‌الان ساعت { ۱۰.۱۵ شب } هست و من بسیار استرس دارم و کلا استرسم خیلی زیاده بابت کارهایی لازمه انجام بشه حالا در روز های آینده بیشتر وقت میشه تا براتون تعریف کنم. من تازه از استخر برگشتم با این که استخر رفتن حالم رو خیلی خوب می کنه اما همچنان خیلی استرس دارم. سطح استرس ۹آ۰٪ سطح خوشحالی ۱۰٪. اتاقم هم به هم ریخته هست. خب من اول میرم یه غذایی درست کنم که گشنه نمونم و بعد از اون میرم اتاقم رو تمیز می کنم و بعد مدیتیشن و یوگا می کنم. میام بهتون می گم حالم چقدر بهتر شد و چطور گذشت. {ساعت ۱۱.۳۰ شب} هست و من خیلی خیلی حالم بهتر هست. دارم غذا می خورم و اتاقم رو مرتب کردم.  ولی چون خیلی خسته هستم به یوگا نرسیدم. من به نشونه های ساعت خیلی اعتقاد دارم و امشب این رو دیدم ۲۲:۲۲ و ساعت ۰۰:۲۲ که برام خیلی جالب بود معنیش رو که سرچ کردم نوشته بود یعنی خوش شانسی و همه چیز و داره عالی پیش میره و تو در مسیر درست قرار داری مخصوصا از نظر کاری خب من برم بخوابم برای فردا خیلی هیجان دارم از اینکه این چالش رو ادامه بدم و ببینم چه اتفاق هایی میفته. :)). شب بخیر.{ساعت ۵.۴۵ صبح } : با حس ولاگ امروز از خواب بیدار شدم. حالم بهتر هست اما هنوز در کل خیلی استرس ام بالا هست. و برای امروز باید تا جای ممکن از استرس کم کنم که انرژی تازه تولید کنیم برای این که اتفاق های مثبت شروع به افتادن کنن مثل این می مونه که بگی آب یه استخر رو عوض کنی نمی تونی روی آب کثیف آب بریزی باید اول خالیش کنی تمیزش کنی بعد شروع کنی به پر کردنش با آب تازه. الان ما در مرحله خالی کردن آب استخر( انرژي های منفی و ناخواسته هستیم). اوکی من برم اول از هر چی یوگا رو انجام بدم چون می دونم خیلی کمکم می کنه. سطح استرس ۸۷٪ سطح انرژي مثبت ۳۰٪. {ساعت ۷.۵۰ صبح }: حالم خیلی خیلی بهتره ... کلا یوگا خیلی حالم رو خوب می کنه. یک ساعت یوگا انجام دادم و نیم ساعت مدیتیشن.. یکم هنوز توی صورتم تنش حس می کنم اما در کل حالم خیلی خیلی بهتره وقتی بیدار شدم زربان قلبم بالا بود ولی الان استیبل شده و آروم. در طول یوگا یکی که خیلی دوسش دارم اومد توی ذهنم و کل ذهنم رو پر کرد. خیلی جالب بود آخه چیزایی که اومد توی ذهنم مثل فیلم بود و خاطره های آینده و گذشته. بیخیال یکم توضیح اش سخته.. در کل حس خیلی خوبی گرفتم اما نمی دونم باید درگیر افکار بشی یا کامل همه چیز رو رها کنی موقع مدیتیشن و یوگا. حس می کنم سطح استرس ۵۵٪ سطح انرژی مثبت ۴۱٪ باشه. یک اتفاق جالبم که افتاد از سرکارم پیام دادن الان که اینترنت قطع شده و حالا خبر می دن که کی وصل میشه.. یه یهونه که بیشتر بخوابم و دیرتر سرکار برم یکم. :))))) خدایی اش خیلی خوابم میاد.. دلم می خواد یکم چشمام رو روی هم بگذارم و بعد یک قهوه درست کنم؛ لباس بپوشم و برم سر کار. {ساعت ۹:۲۷ صبح } من به پوستم رسیدم و یکم پیانو زدم و پادکست گوش دادم که حالم رو بهتر کرد. سطح استرس ۵۷٪ سطح انرژی مثبت ۴۰٪ . حالا دیدم که برام ایمیل اومده که کارهای اداری رو انجام بدم مربوط به دفاعم این ها رو الان انجام می دم و آماده می شم که برم سر کار. ایمیل خیلی مثبتی گرفتم و سوپر وایزرم ازم تعریف کرده گفته همین طور عالی پیش برو .. :)‌توی ایمیل چندتا کار مهم برای دفاعم انجام داده بود و خیلی خیلی حس مثبتی بهم داد. هنوز نشده خیلی حس خوبی نسبت به دفاعم پیدا کردم. و این که کمک استادم و سوپروایزرم هم کمکم می کنه و راضی هستن هم خیلی حس عالی داره.  استرس ۴۰٪ سطح انرژی مثبت ۴۹٪‌تا ۵۰٪ . {ساعت ۱۱:۱۰ صبح } خب من اومدم دانشگاه و یه اتفاق جالب که افتاد در راه این بود که من یک کلاه با لیبل نیویرک دیدم که خریدم اش من نیویورک را خیلی دوست دارم و دلم می خواد یه روز اون جا کار کنم و زندگی و همین که توی مغازه بودم چشمم به یه لباس هم خورد که خیلی خوشگل بود دیگه هر دو رو خریدم و لباس حتی ۳۰ درصد تخفیف خورده بووودد. :) خب من نیاز دارم که الان برم مدیتیشن کنم چون حس می کنم سطح استرسم یکم رفته بالا و بعد باید یک سری کار اداری برای تزام انجام بدم و ویرایش اش کنم می شینم به اون می رسم. :)‌ استرس نزدیک ۶۰٪ { ساعت ۱۷:۵۵ عصر } امروز روز پر از خبر ها و حاشیه بود حس می کنم استرس دارم هنوز. کارهای مربوط به دفاعم خیلی خوب پیش رفته تا الان خیلی از کارها خود به خود انجام شد که برام جالب بود. بعد اولین اتفاقی که افتاده این هست که فکر می کنم تحت توجه قرار گرفتم. لینک این ام بیشتر دیده میشه و مردم به کارام و توانایی هام علاقه مند شدن. تغییر جالبی هست این روز اول متوجه شدم. راستی یک نفر جدید به تیم دانشگاهمون اضافه شده که امروز سر ناهار باهاش حرف زدم به نظرم خیلی بچه کول و باحالی هست. و واقعا موقع ناهار یکی از بهترین لحظه ها رو داشتم.{ ساعت ۷:۳۸ شب } دلم می خواد از امشب خیلی خوب استفاده کنم و سطح انرژیم رو حسابی بالا ببرم تا ببینم فردا چه اتفاق های خوبی میفته... دلم می خواد برم یک یوگای خیلی طولانی کنم با مدیتیشن و ٰVR بازی کنم و دوباره سطح انرژیم رو خیلی بالا ببرم. سطح استرس ۸۹٪ تا ۹۳٪ .. سطح خوشحالی ۴۰٪ هست الان.{ ساعت ۱۰:۵۱ شب } یوگا واقعا عالی هست و ذهنیت من را عوض می کرد مثل خواب می مونه و بعد اش مدیتیشن کردم که اونم عالی بود و باعث شد برق از سرم بپره و یه حرکت جالب کنم.  :)) سطح استرس یا شاید هیجانم خیلی بالا رفته :) .. استرس ۳۰٪ خوشحالی ۵۵٪ هیجان منفی ۴۰٪ اینا  نمی تونم برای فردا صبر کنم خیلی روز هیجان انگیزی بود.  </description>
                <category>مایا</category>
                <author>مایا</author>
                <pubDate>Tue, 07 Jan 2025 01:25:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جرقه های خوشبختی</title>
                <link>https://virgool.io/@maya2000/%D8%AC%D8%B1%D9%82%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D8%A8%D8%AE%D8%AA%DB%8C-goyydflflpg7</link>
                <description>یکی از جذاب ترین ویژگی ما انسان ها به نظرم احساساتمون هست . ما می تونیم در بیماری باشیم و درد اما امید به بهبود و سرزندگی داشته باشیم. یا می تونیم بسیار در رفاه و خوش بختی باشیم اما حس پوچی و افسردگی جونمون رو بگیره. احساسات می تونن هیچ ربطی به شرایطی که توش هستیم نداشته باشن و این به نظرم خیلی جذابشون می کنه. مثلا: شما می تونی روز خیلی خوبی داشته باشی و خیلی خوشحال باشی ولی شب که رفتی خوته فیلم نوت بوک رو بگذاری و زار زار گریه کنی تا خود صبح.  به نظرم اگر یکم خود آگاه تر به داستان نگاه کنیم می بینیم که ما چه خواسته چه ناخواسته روی احساساتمون کنترل هم داریم تا حدودی و می تونیم بهش جهت بدیم. مثلا می تونی همین مثال بالا: وقتی که خیلی خوشحالی و برگشتی خونه و داری ناخوداگاه دستت میره که فیلم نوت بوک رو بگذاری از خودت بپرسی چرا می خوام خودم رو نارحت کنم؟  بعد شاید نظرت عوض بشه و به جاش یه فیلم کمدی بگذاری یا بگی نه من اصلا الان حال می کنم فیلم درآم ببینم و گریه کنم.به نظرم این ویژگی خیلی امید بخش هست. تصور کن که توی یک خونواده فقیر به دنیا اومدی. اگه درست احساساتت رو کنترل کنی فرق بین این هست که می تونی برای خودت آینده بهتری رو بسازی یا نه زندگی و سبک اجدادت رو ادامه می دی. حتی یکم امید به این که من می تونم تلاش کنم مثلا درس بخونم و مهارت کسب کنم و زندگی بهتری برای خودم بسازم این حس امید می تونه کلی بهت روحیه بده که تلاش کنی و زندگی بهتری رو بسازی یا می تونی به خودت بگی عجب شانسی داشتم آخه اینم خونواده شد. اگه بابام پول داشت مثل یقیه دست منو می گرفت حیف حیف.... اصلا کلا خونواده ما همه همین طوری هستن!  :))) من خیلی زندگی افراد موفق رو خوندم مخصوصا اونایی که از صفر شروع کردن. بدون برگشت همشون بلد بودن توی سختی ها به خودشون امید بدن و خودشون رو امیدوار نگه دارن. یعنی همیشه در یک احساس مثبت نگهداشتن خودشون رو جدا از اینکه شرایط فیزیکی و اطرافشون چی بوده و چطور گذشته.  و حالا این رو می خوام ربط بدم به قانون جذب و رسیدن به خواسته ها و آرزوها. اونجا می گه دنیا بر اساس فرکانس ها کار می کنه و برای این که به خواسته هات بررسی باید تلاش کنی فرکانس ات رو بالا ببری و نشونه این که فرکانس ات رو بردی بالا تر یا پایین تر احساسات هستن. هرچی روی فرکانس بالاتری باشی خوشحال تری و هرچی روی فرکانس پایین تر ناراحت تر هستی. و میگه شما باید سعی کنی قسمت بیشتر هر روز را در فرکانس های مثبت نگهداری خودت رو. مثلا امروز فقط برای دو ساعت حس و حالت مثبت بوده برای فردا ببین می تونی بکنیش دو ساعت و نیم و همین طوری و وقتی حداقل ۵۰ درصدر روز را در حس و حال مثبت گذروندی اون موقع قانون جذب رو در جهت خواسته هات به کار انداختی و اتفاقات خوب در راستایی که می خوای در زندگی ات میفته. من اینو خیلی وقت ها دیدم وقتی آگاهانه حس و حالم رو مثبت کردم و یه چیزهایی هر چند کوچیک ولی در جهت خواسته هام شروع به افتادن کرده و بهم امید داده برای ادامه مسیر راه. برای همین اسم این متن را گذاشتم جرقه های امید: اگر سعی کنی امیدوار باشی و به خودت انرژی مثبت بدی جدا از شرایط ات مثل این می مونه که داری انرژی مثبت و کایینات رو به زندگیت دعوت می کنی و اولین نشونه اش با اتفاق های مثبت کوچیکی هستن که شروع می کنن به رخ دادن.سوال مهم این هست که ما چقدر در روز ظرفیت خوشحال بودن رو داریم؟ چه کار می تونیم انجام بدیم که ظرفیت خوش حال بودن؛ امیدوار بودن و لذت بردن از زندگیمون را هر روز بالا و بالا تر ببریم با این همه جوه مثبت که در اطرافمون و دنیا می گذره این روزا ؟‌:)) </description>
                <category>مایا</category>
                <author>مایا</author>
                <pubDate>Sun, 05 Jan 2025 22:42:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روز بیستم / از بیست و یک روز - قانون جذب</title>
                <link>https://virgool.io/@maya2000/%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A8%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%AC%D8%B0%D8%A8-qyqz0qkntbab</link>
                <description>خب امروز روز بیستم هست کار روز بیستم : Live As ifگفته که مدلی زندگی کن که انگار اون چیزی را که می خوای توی زندگیت هست، گفته این کار باعث میشه به خواسته اتون نزدیک تر بشین. مثلا اگه می خوای بری مسافرت یک جوری برنامه های تعطیلات را نگاه کن انگار پول مسافرت رفتن رو داری، یا برنامه بریز مثل این که پارتنر داری، یا اگه می خوای لاغر بشی لباس هایی بخر که دوست داری اندازت بشن ...خب اگه من الان پارتنر داشتم چیکار می کردم...خب فقط به اون فکر می کردم یعنی به هیچ کدوم از روابط گذشته ام دیگه اهمیت نمی دادم یا راجبشون فکر نمی کردم :) ... زیاد کتاب در رابطه با روابط اجتماعی می خوندم که همیشه رابط امون با هم خوب بمونه :) ... به این که خودم را بهبود بدم خیلی اهمیت می دم دوست دارم هر روز زندگی بهتری داشته باشم و جذاب تر چون هر چی که من خوشحال تر باشم می تونم خوش حالی بیشتری را بیارم توی رابطه امون </description>
                <category>مایا</category>
                <author>مایا</author>
                <pubDate>Sat, 19 Oct 2019 07:21:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روز نوزدهم / از بیست و یک روز- قانون جذب</title>
                <link>https://virgool.io/Success-Academy/%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%86%D9%88%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%AC%D8%B0%D8%A8-x45ewaqaodhs</link>
                <description>خب الان دو هفته حدودا از روز 18 هم می گذره، راستش در اون بازه حس کردم احتیاج دارم که فقط به آرامش ذهنیم توجه کنم و یکم از همه چیز فاصله بگیرم.. خب الان دو هفته می گذره و من آماده هستم که بیست و یک روز را تموم کنم :)آپدیت :از نظر روحی توی شرایط خیلی خوبی هستم، اینستاگرامم را دی اکتیو کردم که آرامش بیشتری داشته باشم و بیشتر به زندگی واقعیم رسیدگی کنم، اوه یادتون هست که توی برنامه ام این بود که برم دندون پزشکی بلاخره چند روز پیش موفق شدم که برم :) جلو دندون هام دو تا لک کوچیک داشت با این که خیلی توی چشم نبود ولی خیلی روی اعتماد به نفس ام تاثیر گذاشته بود همش مراقب بودم یک جوری نخندم که معلوم بشه D: از وقتی درست کردم دندون هام رو فقط می خندم :)))) چیلم هم تا بناگوش باز می کنم واقعا حس خوبی داره. قرار بود باشگاه هم برم که رفتم پرسیدم اما متاسفانه اون باشگاه از خونه ما خیلی دور بود منم ترجی دادم توی خونه به فیتنسم رسیدگی کنم.و اما زندگی عشقیم، من از تمام حاشیه ها فاصله گرفتم و یک اتفاق خیلی جالب افتاد اگه بر گردین بخونین روز های قبل را نوشته بودم که یک نفر بوده که من رو خیلی وقت پیش دوست داشته ( فک کنم حدودا میشه 5 سال پیش) ولی من اون موقع شرایط این که بخوام توی رابطه باشم را نداشتم، توی اینستا پیدام می کنه و من شمارم را بهش می دم و با هم دوست می شیم ( البته الان ایران نیست)، خیلی حس خوبی بهم می ده تقریبا هر روز با هم حرف می زنیم و خیلی شبیه ویژگی های آدمی هست که من دوست دارم توی زندگیم باشه، به خوش حالیش اهمیت می ده، آدم موفقی هست و کلی ویژگی های خوب دیگه و حدس می زنم هنوز هم من را دوست داشته باشه، برام از هر روز اگه کاری انجام داده می گه، مرتب احوالم را می پرسه، می گه روزت چطوری بود، چی کار کردی، به زندگیم کاملا علاقه مند هست... خیلی خیلی حس خوبی بهم می ده، جالب تر از همه این ها حرف زدن باهاش خیلی خوش حالم می کنه و اینطور که خودش می گه اونم خیلی دوست داره وقتی با هم حرف می زنیم، کلی هم وجه مشترک داریم :)، بهترین اتفاقی برای من افتاده این هست که از وقتی که باهاش حرف می زنم و اومده توی زندگیم هیج کدوم از پسرهایی که گفتم چقدر دوسشون دارم و محلم نمی گذارن یا کلا هیچ رابطه نا سالم دیگه برام جذابیتی نداره که بخوام حتی راجیشون فکر کنم و این اولین بار هست که همچین اتفاقی برام افتاده، قبلا هی مقایسه می کردم ولی این بار اینطوری نیست. مثلا بهم گفته می خواد بره کوه نوردی، برام کلی عکس از جاده و اینا فرستاده و گفته اونجا هم برام عکس می گیره :))، حتی این حرف اش باعث شد که منم دلم بخواد بیشتر از زندگیم لذت ببرم و کارای باحالی انجام بدم برای خودم. کلا خیلی گوگولیه و واقعا یک رابطه سالم، اگه بخوام راجبش حرف بزنم می تونم تا صبح براتون متن بنویسم و سرتون را ببرم برای همین دیگه همین جا تمومش می کنم. البته ما فقط با هم دوست هستیم، ولی من بخاطر همین دوستی هم کلی خوش حالم و خدا رو شکر می کنم چون حداقل ذهن من را از تمام اون رابطه های ناسالم رها کرده و حس دوست داشته شدن بهم می ده :) از تیپ و هیکلش هم که نگم، حس می کنم توی خوابم باورم نمیشه انقدر دوسم داره، مثل فیلم هاست.. امیدوارم همیشه همین طوری بمونه :)، ازتون دعوت می کنم که اگه چند روز قبل را نخوندین برین بخونین چون حتی روی خودم هم خیلی تاثیر گذاشت فهمیدم آدم نباید هیج وقت نا امید بشه، چون رابطه من با این آدم وقتی خوب شد و شروع شد که حس می کردم در بدترین شرایط زندگیم هستم، همه چیز سیاه بود :)، ولی چقدر اشتباه می کردم 3&gt;خب کار امروز : Given Loveگفته امروز به اطرافیانت عشق بده، این کار باعث میشه مثل داشتن لیست شکرگذاری تو رو توی یک فرکانس بالا قرار بدهخب من امروز همش خونه بودم و با مامان و بابام خیلی خوش اخلاق بودم و حس خوب بهشون دادم پس به نظرم قبول هست دیگه  :) </description>
                <category>مایا</category>
                <author>مایا</author>
                <pubDate>Fri, 18 Oct 2019 20:30:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تو دوست داشتني هستي ( روز ٩)</title>
                <link>https://virgool.io/@maya2000/%D8%AA%D9%88-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86%D9%8A-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%8A-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%A9-jh8qnuqtk7vm</link>
                <description>خب الان ٩ روز از برنامه ام مي گذره كه سعي كردم يك روتين خوب براي بيدار شدن و خوابم پيدا كنم، حدس مي زنم تا حدود زيادي موفق شدم ?، توي گام بعد مي خوام كه كمتر از شبكه هاي اجتماعي به خصوص اينستاگرام استفاده كنم چون تمركز ام را از بين مي بره نمي تونم تمركز كنم روي چيز هايي كه مي خوام، البته كلا من اينستاگرام و گذاشتن پست و اين چيزا رو خيلي دوست دارم ولي دوست دارم محدود و كنترل شده باشه براي همين از امروز از روي گوشي و تبلتم پاكش كردم، عكس هام و نوشته هام را يك جا ديگه مي نويسم بعد يك ماه ديگه ميرم بهترين نوشته هام را پست مي كنم ?♥️ </description>
                <category>مایا</category>
                <author>مایا</author>
                <pubDate>Fri, 04 Oct 2019 11:36:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روز هجدهم / از بيست و يك روز - قانون جذب</title>
                <link>https://virgool.io/@maya2000/%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%87%D8%AC%D8%AF%D9%87%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D9%8A%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D9%8A%D9%83-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%AC%D8%B0%D8%A8-uappsblq0adn</link>
                <description>سلام خب امروز روز هجدهم هست، من اين كار را ديروز انجام دادم فقط يادم رفت كه بيام و بنويسم ?، خب روز هجدهم: Look for Signsگفته كه براي امروز ببين دنيا چه نشونه هايي برات مي فرسته، بعدم يك لينك داده از هفت تا نشونه اي كه مي گه مي تونه وجود داشته باشه الان لينك اش را مي گذارم. http://www.thelawofattraction.com/seven-signs-youre-verge-transforming-life/ خيلي جالب بود خوندن اش آخه اولين نشونه اي كه نوشته بود اين بود رابطه هاتون به پايان مي رسه، منم يهو ياد اون خبري شنيدم كه دوست پسر سابقم ازدواج كرده بود افتادم، چون دقيقا اون لحظه اي بود كه به نظر من كلا پرنده اون رابطه توي ذهنم بسته بسته شد?، نوشته بود كه اين نشون مي ده داره توي زندگيتون فضا براي آدم هاي جديد باز ميشه ♥️?، يكي از نشونه هاي ديگه هم كه خيلي به چشمم اومد ديروز اين بود كه يه آقايي دست اش يك دسته گل قرمز بزرگ بود، داشت توي خيابون راه مي رفت.. كلا اگه حوصلتون شد بريد بخونيد اين ليست نشونه ها يي كه سايته گفته خيلي جالب بود، اها يك كليپ هم ديدم روي رابطه ها كه اونم خيلي قشنگ بود داشت مي گفت شما به هيچ وجه مسئول خوشحال كردن يك نفر ديگه نيستين و اصلا تمي تونيد اين كار را كنيد، مي تونيد يكي را بخندونيد ولي هر كس خودش مسئول خوش حال كردن خودش هست، ازدواج ( كلا رابطه عاشقانه ) هم اينه كه تو بخواي خوش حالي هات را با يك نفر ديگه تقسيم كني نه اين كه وظيفه اون باشه كه تو رو خوشحال كنه يا بر عكس، خيلي روم تاثير گذاشت و دوست داشتم?♥️. خب اين از كار ديروز ...دو تا اتفاق حيلي جالب هم افتاد كه براتون تعريف مي كنم الان، اول اين كه من وقتي توي ليسانس بودم يك پسره بود كه من را خيلي دوست داشت يك كلاسي با اين داشتم، بعد يه روز همون موقع ها مياد به من مي گه كه مي شه با هم بيرون بريم و اينا، مي خواست باهام قرار بگذاره ولي من اون موقع دوست پسر داشتم ( همين كه مي گم الان ازدواج كرده)، وقتي براي دوست پسرم تعريف كردم اون بهش زنگ زد و كلي باهاش بد حرف زد كه تو بي جا كردي مي خواستي قرار بگذاري و اين چيزا ?? و اين ماجرا مربوط ميشه به كلي وقت پيش و من هم ديگه هيچ وقت اون بنده خدا رو نديدم .... تا اين كه يه مدت پيش يك نفر توي اينستا بهم پيام داد گفت من رو يادت مياد، گفتم شما؟، گفت من هموني بودم كه خيلي ازت خوشش مي اومد ولي يك نفر بهم نگ زد و اونجوري بأهام حرف زد( يعني فك كنم ٥ سال اينا حداقل از اون ماجرا مي گذره هااا ... بعد كلي وقت و يك نكته ديگه  من اينستاگرامم پيج اش پابليك هست براي همين خب همه مي تونن پست هام و اينا رو ببينن) خلاصه منم ازش عذرخواهي كردم گفتم من اون موقع خيلي بچه بودم راه حل بهتري به نظرم نمي رسيد اميدوارم كه خيلي تاثير منفي روي شما نگذاشته باشه و دختري را هم كه دوست داري يه روز پيدا كني ... ديگه گذشت اينم منو فالو مي كرد تا ديروز، كه برام يك ويديو فرستاد توي اينستا، و خب من يكم ديروز هنوز ناراحت بودم ديگه از ماجرا اين كه دوست پسر سابقم ازدواج كرده بود اينا، بعد اين ويديو خيلي به دلم نشست راجب اين بود كه خيلي دنيا را جدي نگيريد و اينا، خيلي روم تاثير گذاشت و حالم را بهتر كرد، بهش گفتم اين چيزي كه براي من فرستادي مثل نشونه مي مؤنه آخه من بابت يك ماجراني ناراحت بودم اين دقيقا حالم را خيلي بهتر كرد، گفت چه جالب چون وقتي داشتم مي ديدم اش ياد شما افتادم ( فكر كن خيلي اتفاق قشنگي بود چون دقيقا يكي از چيزهايي توي قانون جذب هست و قبلا شنيده بودم دقيقا اينه كلي آدم به فكرت مي افتن و يك جوري كمك ات مي خوان كنن)  بعد گفت ميشه با هم دوست باشيم و گاهي با هم تبادل نظر كنيم، منم گفتم اره حتما، ( توي پرانتز اين بنده خدا الان اصلا إيران نيست، مهاجرت كرده). خلاصه اين اولين داستان جالب بود حالا داستان دوم ?يادتونه گفتم از يك نفر خوش مياد ولي هدف هامون با هم يكي نيست واينا،... خب علت اين كه گفتم هدف هامون يكي نيست اينه كه من مي خوام از إيران برم ولي اون گفت كه من نمي تونم برم بايد پيش خانوادم بمونم و اينا منم بخاطر همين ديگه باهاش قرار نگذاشتم گفتم بهتره همين جا رابطه مون را تموم كنيم، اما متاسفانه ما دوتامون محل كارمون يك جا هست و براي همين با وجود اين كه رابطه امون تموم شد مدام مي ديدمش اما ديگه اوكي شده بودم، تا اين كه گفتم چند روز پيش ها دوستاش را آورده بود داشت با يك دختر ديگه حرف مي زد و اينا منم عصباني شدم گفتم ديگه اونجا نميرم،( توي روزهاي قبلي نوشتم) از اون روز من رفتم يك قسمت ديگه ولي خب مجبور بودم هنوز هم گاهي برگردم اونجا، يك روز كه برگشته بودم توي اتاقمون اونم اونجا بود، من با يك نفر ديگه قرار داشتم مي خواستم كمكم كنه كه زبان را چطور اوكي كنم و آماده امتحان بشم و اينا، و اون گفت كه من مي تونم بهت برنامه هفتگي بدم كه هر روز بخوني و براي امتحان آماده بشي، اينم شنيد گفت منم مي خوام توي گروه عضو بشم و اينا ?، من فكر كردم داره همين طوري مي گه و اينا تا ديشب كه مبحث ها رو اون بنده خدا مشخص كرد، اينم برگشت گفت خب من برم كتاب ها رو بخرم و از فردا شروع كنم به خوندن.???... خيلي كارهاش عجيبه، با اين كه من مي دونم چقدر كار داره ولي بازم عضو گروه زبان شده تا براي امتحان زبان آماده بشه در سه ماه آينده واقعا عجيب نيست ... امتحاني كه من مي خوام بدم تا بتونم برم ?♥️ولي يعني اون آخرين بار كه ديدين چي شد من به خودم قول دادم كه نشينم هيچ كدوم از اينا رو توي ذهنم تجزيه و تحليل كنم، فقط در همين حد كه هستن، آخه واقعا الان از نظر فيزيكي و جسمي خيلي حال خوبي دارم، خيلي خوش حال ترم و آرامش ام بيشتر هست، دلم مي خواد فقط از هر روزم كلي لذت ببرم و براي هدف هام تلاش كنم ?</description>
                <category>مایا</category>
                <author>مایا</author>
                <pubDate>Thu, 03 Oct 2019 07:12:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روز هفدهم / از بيست و يك روز - قانون جذب</title>
                <link>https://virgool.io/@maya2000/%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%87%D9%81%D8%AF%D9%87%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D9%8A%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D9%8A%D9%83-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%AC%D8%B0%D8%A8-aahgyrxq4hgu</link>
                <description>خب امروز : Revisit Your Planگفته برگرد به برنامه اي كه براي روز پنجم نوشته بودي ببين كدوماش رو انجام دادي چقدر پيشرفت كردي لازم هست چيزي را تغيير بدي يا نه، بعدم گفته كه از قدم هايي كه برداشتي خوش حال باش. خب من اول برم ببينم روز پنجم چي نوشته بودم ?، با تشكر از خودم كه در راستاي هدف دومم هيچ كدوم از اون كارا رو نكردم. ???خب به نظرم همينا خوبه ديگه فقط امروز بايد برم زمان باشگاه بپرسم ? هفته ديگه برم دندون پزشكي،.. و كار هم بهم يه سري ويديو دادن كه اگه اونا رو بخونم  و ياد بگيرم گفتن كه بهم كار مي دن?راستي ديروز فهميدم كه دوست پسر سابقم ازدواج كرده، خيلي خوشال شدم و ناراحت ? علت خوش حاليم اين بود كه وقتي با هم بودين من زياد دوسش نداشتم برا همين هي باهاش به هم مي زدم اونم ميومد كلي نازم را مي كشيد تا من آشتي كنم، بخاطر اين وقتي رابطه امون كلا تموم شد من همش حس عذاب وجدان داشتم كه اگه اين ناراحت باشه و اينا همه اش تقصير من هست. برا همين اين كه فهميدم عشق زندگيش را پيدا كرده و الان ديگه خوش حال هست خييلييي خوش حالم اصلا احساس سبكي كردم، از اون طرف ناراحتم چون يكي ديگه روپيدا كرده ديگه كلا خوشم نمياد توي هيچ داستاني نفر اول نباشم ????، البته به نظرم حسم طبيعيه ... ولي داشتم راجب اون آدمي كه به من اين خبر را داد فكر مي كردم، واقعا چرا اين كار رو كرده؟! واقعا آدم هايي كه اين مدلي هستن دوست به حساب ميان ...؟!!! چون من حس نمي كنم قصداش اين بود كه به من آرامش بده فك مي كنم اتفاقا انتظار داشت خيلي ناراحت شم ?... دو تا نماد هم ديدم كه برام خيلييي جالب بود يكي ٩:٠٩ بود كه معنيش اين بود يه فصل از زندگي تموم شده، و يك فصل خيلي عالي  داره شروع ميشه كه خوب واقعا تحت تاثير قرار گرفتم، با توجه به اتفاق ديروز يكي ديگه ٧:٠٧ ديدم معني اينم اين بود كه برودي تغييرات أساسي توي زندگيت اتفاق مي افته ?</description>
                <category>مایا</category>
                <author>مایا</author>
                <pubDate>Tue, 01 Oct 2019 09:01:41 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>