<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مضافرد</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mazafard</link>
        <description>اَم. گاهی اوقات فعال.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-08 03:16:54</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/114/avatar/S9GX2a.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مضافرد</title>
            <link>https://virgool.io/@mazafard</link>
        </image>

                    <item>
                <title>? ۹۹ سالی که گذشت...</title>
                <link>https://virgool.io/@mazafard/%DB%B9%DB%B9-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-iwgok9kprpnq</link>
                <description>خیلی وقت بود ویرگول ننوشته بودم. در پایان سال فرصتی پیش اومد چند کلمه هم اینجا بنویسم. :)سالی که گذشت سال عجیبی بود، امیدوارم همه‌ی رفقا و خونواده‌اشون سر کیف باشن و ادای حال بدا رو در نیارند، منم عالی‌ام و بهتر از این نمی‌شه. :دیاز این مهملی‌جات و دسر اطراف پست که درگذریم؛ من! در اواسط ۳۲ سالگی، چیکده‌ای از تجارب و آموزه‌هایی که سال ۹۹  شخصن با تک‌تک سلول‌های وجودم لمس کرده‌ام رو برای یادآوری خودم در آینده اینجا می‌نویسم، البته به شما خواننده‌ی عزیز پیشنهاد می‌کنم بهتره این پست رو مطالعه نکنید!۱- اگر همچنان بر خلاف پیشنهاد بنده یا به قولی بنا به تصمیم خودتون به اینجا رسیدید، باید عرض کنم: مهم نیست چه کسانی اول راه یا توی مسیر تو رو همراهی می‌کنند. حالا بریم جلوتر منظورم رو بیشتر توضیح می‌دم.?۲- هیچ آدمی از روی علم و آگاهی به تو یا کسی دیگه آسیب نمی‌رسونه.چی؟! مگه می‌شه؟!? بله که می‌شه. معمولن افراد مطلع نیستن که دارن با کار یا رفتارشون به دیگران آسیب می‌رسونند، به عبارتی ناآگاهند. البته بعضی هم هستند که از قصد آسیب می‌رسونند. به نظرم این افراد زرنگ هم ناآگاهند. چرا که هر فرد آگاهی می‌دونه  آسیب رسوندن به دیگران هیچ سود و منفعتی نداره جز اندکی سرخوشی موقت که آن هم به چشم بر هم زدنی می‌گذرد. البته فرد زرنگ داستان ما یادش می‌رود که زمانی رو که برای آسیب زدن به دیگران صرف کرده دیگه هیچ وقت به دست نخواهد آورد و از پیشرفت خودش بازمونده. حالا با دونستن این موضوع به نظرت: آیا کسی وجود دارد که از آدم‌های ناآگاه و جاهل ناراحت یا خشمگین بشه یا در پی انتقام‌جویی از ایشان باشد؟! ۳- مهم نیست چقدر توی زندگی اشتباه کرده باشی.?در واقع مفهومی به نام اشتباه وجود نداره. به جای اون مفاهیمی به نام تجارب درست یا نادرست وجود دارند. این ارزش‌ها هم بر اساس منطق افراد تعیین می‌شه. منطق هر فرد هم بستگی به زاویه‌ی دید هر انسانی داره که کاملن امری فردیه و نمی‌شه تعمیم داد. یعنی کاری که به نظر من ممکنه نادرست باشه ممکنه به نظر تو درست باشه و برعکس. مهم اینه تلاش کنی از هر تجربه‌ای موضوع ارزشمندی رو بیاموزی. دنیا پر از فرصته تا تجربه‌های ارزشمندی بدست بیاریم و یاد بگیریم. البته هر تجربه یکبار کافیه!۴- ببخش اما فراموش نکن.?خیلی جمله‌ی کلیشه‌ایه البته موقع انجام دادنش می‌فهمید فقط توی حرف کلیشه‌ایه و کم پیش میاد کسی بتونه کامل و درست انجام بده. سال‌ها پیش یکی از دوستانم به زیبایی گفت:هر چه بیشتر ببخشی، بزرگتر می‌شوی!۵- حرف‌های آدم‌ها رو زیاد جدی نگیر.در اصل به جای اهمیت دادن به حرف‌ها، رفتار و عملکرد آدم‌ها رو بیشتر ببین. توی یک آرمان‌شهر هدف اینه که تفکر، گفتار و رفتار انسان‌ها با هم یکسو باشه. البته توی دنیای واقعی ما هنوز برای زیستن در اون شهر قدم‌های کمی برداشتیم. البته تعداد اندکی انسان رو توی همین سال گذشته ملاقات کردم که روی این موضوع بسیار حساس بودند و برایم بسیار عزیزند، اما به صورت نرمال:آدما چیزایی هستند که انجام‌شون می‌دهند، نه حرفایی که می‌زنند. راجع به این موضوع می‌تونم یک کتاب کامل برات بنویسم، البته ترجیح می‌دم به دانش و معلومات زمانی که این متن رو می‌خونی اکتفا کنی و اگه نظرت با نظر اکنون من همسو نبود سراپا گوشم.?۶- از «به تو چه؟» و «به من چه؟» زیاد استفاده کن.??‍♂️اغلب مشکلات و گرفتاری‌ها به ما ربطی ندارند و ناشی از کنجکاوی بیخودی‌ ماست. از خودم پرسیدم:به شما چه که توی این پست چی نوشتم؟ البته به من چه که به شما چه؟! ۷- تو حق نداری کسی رو قضاوت کنی.?اگه دیدی کسی داره قضاوت می‌کنه با احتمال زیادی مبنای اون قضاوت زاویه دید خودش (از من نشنیده بگیرید اما صحبت‌های ناخودآگاهش) در مورد خودشه که به دیگران تعمیم می‌ده. یادتون باشه که:آدم‌ها نادرستی‌های رفتار دیگران رو وقتی می‌تونند مشاهده کنند که  خودشون قبلن انجام‌شون داده باشند.ممکنه من هم اون نادرستی رو با دقت و آگاهی خودم یافته باشم یا حتی کسی بهم گوشزد کرده باشه و بعد از تفکر تلاش کردم اصلاح کنم. بازم حق ندارم کسی رو قضاوت کنم. ۸- شجاعانه، صادق باش حتی توی بیان کارهای نادرست.?بدون شک صداقت، بعد از شجاعت تنها راهکار مشکلاته. حتی می‌تونی به میزان پذیرش یا درک اطرافیانت نسبت به تجارب نادرستت اعتبار متناسب برای صمیمیت بدی. مثلن دوستی که می‌تونه نادرستی رو در تو ببینه و درک کنه ممکنه این تجربه برای هر کسی پیش اومده باشه  از نظر من فرد صمیمی‌تری محسوب می‌شه. به قول یکی از دوستان:هنگامی که &quot;خورشید&quot; می‌درخشه هرکسی می‌تونه دوستت داشته باشه. در طوفانه که متوجه می‌شی، چه کسی واقعن به‌ات علاقه داره.۹- این مسیر ادامه داره!??‍♂️آدم‌های زیادی رو توی مسیرت می‌بینی. تا وقتی زخم‌شون رو نچشیدی، ترحم و تمسخرشون جایز نیست. اگه ازت کمک خواستن به اون‌ها راهی که فکر می‌کنی درسته رو نشون بده. پیشنهادت رو چه پذیرفتن و چه نپذیرفتن به راهت ادامه بده. می‌دونی که؟! به قول خارجیا &quot;تایم‌فلایز&quot; و عمر محدود.?۱۰- اگه تا اینجای پست رسیدی، در ادامه‌ی بند اول باید عرض کنم:مهمه که آخر راه چه کسانی کنارت موندن. ممکنه مسیر آدما هر جایی از تو جدا بشه یا الویت‌ اونها با تو متفاوت باشه. البته پیشنهاد می‌کنم برای زمانی که در این دنیا صرف کردی و تصمیم‌هایی که خودت گرفتی احترام قائل شو و از تمام هم‌مسیرانت خاطرات شادی به یاد بسپار، چرا که یاد و خاطرات زیبای مشترک با دیگران، توشه‌ی راه‌‌‌های سخت و صعب‌العبور زندگیه. ❤️ضمن اینکه چشمت پر نووور که تا اینجا رسیدی، به نظرم مطالعه‌ی این بندها رو به کسی پیشنهاد نکن :) این موضوع رو از این لحاظ که خیلی متن رمزآلود خفنی به نظر بیاد عرض نکردما. صرفن به نظرم کسی که آگاه باشه خودش به این موضوعات رسیده یا یه روزی به‌شون می‌رسه. به عبارت بهتر کسی که به دنبال پاسخی برای سوالش می‌گرده مثل آب روان از بین سنگ‌ها راهی رو پیدا می‌کنه و به سوال بهتری می‌رسه. در پایان می‌دونم یک سال متفاوت رو گذروندیم، مهم این بود که گذشت. به امید اتفاق‌های خوب سال آینده؛??‌سال نو مبارک!??پ.ن: در حال حاضر نمی‌دونم جداکننده‌ی بند‌ها رو در جای درستی استفاده کردم یا نه البته به نظرم قشنگ بودن:دی اگه درست نبودن در آینده اصلاح خواهم کرد. :))</description>
                <category>مضافرد</category>
                <author>مضافرد</author>
                <pubDate>Thu, 18 Mar 2021 20:09:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۲- چگونه خودمون باشیم (کوله‌پشتی)</title>
                <link>https://virgool.io/@mazafard/%DB%B2-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-%DA%A9%D9%88%D9%84%D9%87%D9%BE%D8%B4%D8%AA%DB%8C-jjgjr6zhhpuy</link>
                <description>به مناسبت شروع سال جدید زندگی‌م تصمیم گرفتم قسمت دوم این پست رو با تلفیق جریان کوله‌پشتی‌ آخر سال (یادش بخیر این متن در انتهای  سال ۹۶ نوشته شده بود و در پیش نویس مانده‌بود.) شروع کنم.خب، خیلی سریع و خلاصه سال نو رو هم تبریک می‌گم و امیدوارم سال نو پر از شادی و آسون گرفتن غصه‌‌ها همراه باشه یادمون باشه که گذراست که البته با توجه به توضیح بالا باید بجاش عرض کنم تولدم مبارک و یادمون باشه که زندگی همیشه گذراست. ارتباط با دیگران ۱- صادق باشیم، هر چند سخته. مخفی کردن از سخت‌ترین راه‌هاییه که تا بحال توی زندگی تجربه کردم. یکی از مهم‌ترین چیزهایی که سال ۹۷ در کوله پشتی من نخواهد* بود(متن مال گذشته‌است، اکنون در وسط سال ۹۸ خوشحالم عرض کنم دیگه همراهم نیست :) )، قطعا عدم صداقته. ممکنه از نظر خیلی از افراد غلط باشه که صادقانه رفتار کنیم و باید با ایجاد یک نقاب و ظاهر سازی واقعیات رو جوری دیگه جلوه بدیم، به قول لکتر در هانیبال: &quot;مردم همیشه به شما نمیگن چه فکری می‌کنن، فقط منتظرن که توی زندگی پیشرفت نکنی&quot;-هانیبال (۲۰۰۱)پوشیده نیست  هیچ‌کدوم از ما کامل نیستیم، در تکاپو برای رشد و انسان شدنیم. اگر از بخشی از خودمون یا رفتارمون حس خوبی نداریم و پنهان می‌کنیم، باید بدونیم در مسیری نادرستی قرار گرفتیم.ما مجبوریم یاد بگیریم با کاستی‌ها کنار بیایم و اون‌ها رو تبدیل کنیم به فرصت یا از بازی زندگی بزنیم به چاک. فرصتی که در اختیار هر کسی نیست و به عنوان یک موهبت در اختیار تک تک ما فعلن قرار گرفته‌ شده‌است.پس بجای پوشیدن کاستی‌ها به اون‌ها نگاه کنیم و بگید به نظرتون کاستی یا نقاط رو به بهبود یعنی چی؟</description>
                <category>مضافرد</category>
                <author>مضافرد</author>
                <pubDate>Thu, 05 Sep 2019 04:40:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وجود یک رقیب همیشه باعث پیشرفت است.</title>
                <link>https://virgool.io/@mazafard/%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D9%82%DB%8C%D8%A8-%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B9%D8%AB-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%B1%D9%81%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-spr8xtrxq7ld</link>
                <description>امروز عصر یکی از سرورهامون بدلیل قطع ناگهانی برق در دیتاسنتر به مشکل اساسی برخورد. اینکه چرا با نقص فنی دو تا از سرویس‌های ما پایین آمد، موضوع فنی و تخصصیه و خارج از حوصله‌ی این بحثه اما موضوعی که ذهنم رو در هنگام انتقال داده‌ها مشغول کرد اینجا می‌نویسم.به نظرم وجود یک رقیب در همه‌ی مراحل یک محصول می‌تونه هم برای محصول، هم برای مصرف کنده موثر باشه. امیدوارم همه این رو بدونن، یا اگر مثل خودم در گذشته نمی‌دونین، بفرمایین که در پستی دیگر توضیح بدم. :) اما سوال: چطور می‌تونم در ایران، انحصار هر بخشی از صنعت یا تجارت یا هر آن چه که باعث رونق اقتصاد کشور است  رو از دست یک شرکت/نفر خارج و با ایجاد رقابت، کیفیت محصولات رو بالاتر ببرم؟!  یا بهتر بپرسم؛ چه کمکی از دست هر نفر بر میاد تا کیفیت محصولات ایرانی بیشتر شه؟!پ.ن: این متن صرفن برای آزاد شدن ذهنم از سوال نوشته شده و پشت آن هیچ گونه بیانیه یا تفکری وجود ندارد.</description>
                <category>مضافرد</category>
                <author>مضافرد</author>
                <pubDate>Thu, 05 Sep 2019 04:22:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دِ...یالا تصمیم بگیر!</title>
                <link>https://virgool.io/@mazafard/%D8%AF%D9%90%DB%8C%D8%A7%D9%84%D8%A7-%D8%AA%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1-cshnam1lushl</link>
                <description>خب... دِ... یالا تصمیم بگیر... برای شروع چه کنیم؟این اولین سوالی بود که با شروع سال جدید و کار جدید مواجه شدم. از کجا باید شروع کرد... خوشبختانه جز اون دسته آدم‌ها بودم که می‌دونستم اولین قدم، تصمیم گیری برای موضوع‌های مهمی بود که باید برای حداقل یک‌سال آینده اتخاد می‌شدند. اینکه تصمیم گیری در مورد چه بود و چه راه‌هایی رو بررسی کردم و در نهایت بهترین مسیری که موفق شدم پیدا کنم چه بود خیلی مهم نیست، اما در این بین با تکنیکی به نام شش کلاه تفکر آشنا شدم.تفکر خلاق با تکنیک شش کلاه تفکر (ادوارد دوبونو)بله یکی از تکنیک‌های حل مشکل تکنیک «شتک» ئه - این اختصار به دلیل تنبلی نویسنده بوده و هر جا در متن با شتک مواجه شدید ارجاعی به  همان تفکر خلاق با تکنیک شش کلاه تفکر است.در این تکنیک شما با شش کلاه به نمایندگی از شش نوع تفکر مختلف مواجه‌اید:۱- کلاه سفیدرنگ سفید به نظرتون نشونه‌ی چیه؟ صلح؟ خنثی؟! یا شاید هم مثل من موجودی خوب رو تصور کنید.در اینجا سفید استعاره از موجودی بی‌طرف و بدون قضاوته. بدون قضاوت یعنی چی؟! یک شنونده‌ی خوب که  اطلاعات مختلف رو همون طور که هستند  جمع‌آوری می‌کنه و به زبون میاره. (کاراگاه‌طور ) کلاه سفید خنثی و منفعل است. او با موضوع‌ها و شکل‌های انفعالی سر و کار دارد. (انفعال به معنای رجوع به واقعیت بدون ارزشیابی خاص)مزایا: فکر کردن بر اساس واقع بینی.فارغ از تفسیر و عقیده شخصی.فارغ از الهامات، قضاوت های متکی به تجارب گذشته، عواطف.فارغ از احساسات، عقاید، ارزش ها، تعصبات و سنگ‌فکری ها.۲- کلاه قرمزرنگ قرمز به نظرتون نشونه‌ی چیه؟ خون؟ جنگ؟ عشق؟! یا شایدم مثل من به غذا فکر کنید .در اینجا قرمز استعاره از موجودی شهودی، متکی به غرایز و احساسات خودشه . بدون هیچ گونه منطقی فقط چون دلش می‌خواد یا دوثت داره (سین با نوک زبان ادا ‌شود) با هیجان از احساسش در مورد موضوع صحبت می‌کنه. (کودکی رو تصور کنید که سرشار از حب و بغض خالصانه است)کلاه سرخ نشانه خشم، شور و هیجان است، او بینشی هیجانی دارد.مزایا: توجه به احساسات، شهود، هیجانات و الهامات خود.فارغ از منطق و استدلال.بیان همه‌ی احساسات مثبت و منفی بدون ترس.خیلی شاعرانه و گوگوری مگوری است. ۳- کلاه مشکیخب، رنگ سیاه به نظرتون نشونه‌ی چی می‌تونه باشه؟ تاریکی؟ بدی؟! یا شاید هم مثل من بالاتر از اون رنگی رو متصور نباشید.در اینجا سیاه استعاره از موجودی منفی گراست که مدام قسمت‌های بد ماجرا و نقاط ضعف رو در چشمانش بسیار بزرگ جلوه می‌کنه پ به ناچار همیشه ساز مخالف با هر موضوعی از او به گوش می‌رسه. کلاه سیاه افسرده و منفی است.کلاه سیاه جنبه های منفی موضوع را در بر می گیرد.مزایا: از پیشنهادتان خوشم نیامد، «مخالفم» و امثالهم زیاد به زبان آورده می‌شود.تلاشی عینی برای جا دادن عناصر منفی در نقشه است.خطاهای جریان و شیوه خود تفکر را نشان می‌دهد.سؤال‌های منفی را مطرح می کند.۴- کلاه زرداما رنگ زرد. بیماری، مریضی یا شاید  هم چون مولانا ارواحنا فداه، آق‌جلال الدین بلخی که می‌فرمان: چو عشق را تو ندانی بپرس از شب‌هابپرس از رخ زرد و ز خشکی لب‌هارنگ زرد رخ رو نشونه‌ای از غم دوری و هجر معشوق بدانیم.اما بر اساس اصول رنگ‌‌شناسی این رنگ منجر به افزایش اعتمادبه‌نفس، هوشیار‌شدن مغز، کاهش افسردگی، مثبت‌گرایی و خوش‌بینی، برون‌گرایی و افزایش احساس شادمانی می‌شود.در اینجا رنگ زرد تمثیلی از موجودی مثبت گرا و خوش بین است که با روشنایی تفکرش به شما کمک می کند تا تمام مزایای تصمیمات خود را ببینید و قدر آنها را بدانید. به شما کمک می کند تا زمانی که همه چیز دشوار به نظر می رسد، به تلاش و پشتکار خود ادامه دهید،  توقع پذیرش صدرصد بی‌چون و چرای همه‌ی مسايل از این موجود بی‌جاست ولی اتفاقات بد و ناخوش رو گذارا می‌بینه. کلاه زرد آفتابی و مثبت است.او خوش بین است و تفکر امیدوارانه و مثبتی دارد.مزایا: آینده نگر است.همواره باید برای فردا امیدوار بود. (مزیت از این بهتر آیا؟)به فواید یک پدیده توجه می‌کند و سعی می‌کند نکات مثبت را پر رنگ تر مطرح کند.مثبت و سازنده است.به تخیل و رویا  فرصت بروز می‌دهد.۵- کلاه سبزبا رنگ سبز قریب به اتفاق یاد زندگی برای همه‌‌مون تجلی پیدا می‌کنه، لذا نگارنده از لودگی در متن دوری کرده و این بار به اصل موضوع می‌پردازه. در اینجا سبز استعاره‌ای از موجودی خلاق و نوآور است که به دنبال حرف های نو، ایده های جدید، تازه و بکر است.او به ما می گوید وقتی که همه راه ها را رفتید و به نتیجه نرسیدید ،بدانید با کمک خلاقیت می توان حرف و ایده های جدیدی را مطرح کرد.چمن، رستنی ها و درختان بارور همه سبزند،کلاه سبز نشانه خلاقیت و فکر های تازه است.مزایا: تفکر خلاق، ایده های نو و بکر جایگزین تصمیمات تکراری قبلی می‌شوند.با درنگ خلاقانه روی نقاط مختلف درصدد یافتن گزینه‌ای جدید است.تفکر درصدد جلو رفتن از یک فکر برای رسیدن به فکر دیگر است.۶- کلاه آبیو اما به رنگ مورد علاقه‌ی نگارنده می‌رسیم، آبی رنگ درجه‌ اول و پایه‌ای ما استعاره از موجودی مدیر است (به معنای اداره کننده)  که تلاش می‌کند اوضاع رو مرتب نگه‌داره، پس باید فراسوی همه دیدگاه ها و اندیشه ها پیش بره.او نماد نظارت بر بالای همه‌ی دیدگاه‌هاست، درست مانند آسمان که همه چیز را می پوشاند. وقتی ما وارد یک جلسه می شویم اگر مسئول نظم دادن، هدایت و رسیدن به نتایج مطلوب هستیم، در آن صورت کلاه آبی بر سر داریم.کلاه آبی به ما می گوید که چه وقت و چه کسی چه رنگ کلاه را باید در سر داشته باشد و به نوعی یک نگاه همه جانبه به موضوع دارد.مزایا: نگارنده از این رنگ شاد می‌شود.وجود یک ناظر بر روند کل تفکرات وجود یک ناظر برای تعیین محدودیت و اولویت‌ها خب، تا اینجا با انواع تفکر‌ها آشنا شدیم، حالا که فهمیدید داستان از چه قراره با یک مثال موضوع رو ببندیم. فرض کنید شما و تیم‌تون باید برای استفاده از ویرگول به عنوان بلاگ رسمی شرکت به توافق برسید. کلاه سفید: ویرگول یک پلت‌فرم وبلاگ‌نویسی ایرانی، با امکانات مختلفه.کلاه مشکی: مخالفم! سرویس‌های ایرانی پشتیبانی درستی ندارند و نیازهای ما رو به درستی پاسخ نمیدهند.کلاه قرمز: آخ‌جووون! ویرگول! من خودم توی ویرگول می‌نویسم و کار کردن باهاش خیلی راحته، دوستام هم اون تو هستن دوث‌ش دارم (قلب، قلب و قلب...)کلاه زرد: ویرگول یک پلت‌فرم بلاگ‌نویسیه، از سوی دیگه کاربرای زیادی از اون استفاده می‌کنن، پس با خیال راحت بجای تلف کردن وقت برای رفع ایرادات بلاگ می‌تونیم روی محتوا تمرکز کنیم. افزون بر این کاربران یک سرویس ایرانی رو تبلیغ کردیم. کلاه سبز: به نظر من، ویرگول از یه پلت‌فرم متن باز استفاده می‌کنه، ما هم از اون استفاده کنیم. کلاه آبی: خب دوستان. ممنون از نظرات همگی. وقت ما تمام است. با این اوصاف بهتره دیگه مثال نزنم. قطعا در زندگی برخی از این تفکرات به شما کمک می‌کنه تا در حل مسايل با قدرت بیشتری پیش برید.   </description>
                <category>مضافرد</category>
                <author>مضافرد</author>
                <pubDate>Fri, 22 Jun 2018 07:00:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روز برنامه نویس هم مبارک.</title>
                <link>https://virgool.io/@mazafard/%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D9%87%D9%85-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DA%A9-uufbcx6d4uzg</link>
                <description>روز ۲۵۶ام هر سال (معادل عدد ۱۰۰ در مبنای ۱۶ ) مطابق با ۱۳ سپتامبر (۱۲ سپتامبر در سال‌های کبیسه همون امروز خودمون) به عنوان روز برنامه‌نویسان نام گرفته‌. اما چرا؟از جمله دلایل انتخاب عدد ۲۵۶ به عنوان روز برنامه‌نویس می‌تونیم به موارد زیر اشاره کنیم:عدد ۲۵۶ بزرگترین توان عدد ۲ کوچکتر از ۳۶۵ که تعداد روزهای یک ساله.در سیستم دودویی کامپیوتری تعداد اعدادی که می‌تونیم در یک بایت جا بدیم ۲۵۶ تاست.کلا عدد ۲۵۶ برای بروبچه‌های برنامه‌نویس‌ عددی آشنائه.</description>
                <category>مضافرد</category>
                <author>مضافرد</author>
                <pubDate>Tue, 12 Sep 2017 04:19:24 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه خودمون باشیم؟ (قسمت اول)</title>
                <link>https://virgool.io/@mazafard/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85%D8%9F-wamoeftujwko</link>
                <description>مدتی بود که بخاطر مشغله‌های فردی مجبور بودم میل به نوشتن رو سرکوب کنم تا شاید بتونم از زمانم برای بازدهی بیشتر استفاده کنم، اما در هر حال با ویرگول به پیشنهاد دوستان آشنا شدم و مجددا شروع به نوشتن کردم.لزوم نوشتن این پست رو زمانی درک کردم که یاد هراکلیت فیلسوف یونانی افتادم، او ادعا کرد که شما هیچ وقت نمی‌تونید دوبار در یک رودخونه شنا کنید.اما آیا واقعا به این صورت است؟خب، خواندن این پست چه فایده‌ای برای شما داره و چه چیزی به دانش شما اضافه می‌کنه؟از نظر نگارنده شاید خوندن این پست نه تنها فایده‌ای برای شما نداره که حتی وقت شما رو تلف کنه اگر و تنها اگر؛از شرایط فعلی خودمون لذت می‌بریم و قصد تغییر مسیر زندگی‌مون رو به هر دلیلی نداریم.که حتی اگر این حالت هم شامل حال شما نمی‌شه باز نگارنده ادامه‌ی مطالعه این پست رو به شما پیشنهاد میکنه چرا کههیچ محدودیتی برای چشیدن لذت‌های باقی‌مانده در این دنیا وجود نداره.گاهی اوقات در میان صحبت‌های افراد جمله‌ی معروف &quot;خودت باش&quot; به گوش همگی ما میرسه، اما این جمله در معنای واقعی چیست؟ و چرا باید خودمون باشیم؟در معنای واقعی &quot;خودمون بودن&quot; یک نسخه‌ی مطلق نیست که بتونیم به همه یک راه رو پیشنهاد بدیم اما با شناخت برخی از روش‌ها بیشتر از ناخودآگاه‌مون باخبر میشیم و از داشتن این شرایط نهایت لذت رو می‌بریم.نکته۱: یادمون باشه خودمون بودن با از خودراضی بودن فرق داره.نکته۲: در این متن از کلماتی استفاده شده که در فرهنگ عامیانه صورت زیبایی ندارن اما با توجه به تیتر این پست باید استفاده می‌شدند. ۱- خودمون رو پیدا کنیم:اجازه بدید این بند رو با یک خاطره تعریف کنم. یک‌بار دوستی بسیار معذب بودن، برای آب شدن یخ‌شون به شوخی گفتم خودت باش (راحت باش).اون دوست عزیز هم به ناگاه گوزیدند* و از بیماری نفخ معده‌شان نالیدن.بله، ما نمی‌تونیم خودمون باشیم درحالی که ندونیم کی هستیم و به چه نیاز داریم.به اعتقاد نگارنده شاید اون رفتار سر زده از آن دوست عزیز ما در برخی اجتماعات به دور از ادب باشه، اما با اطلاع از نیازهای خودمون گاهی حتی برخی رفتار‌های ناهنجار در جامعه برطرف کننده‌ی نیاز ما باشه و باید حتما در رفع اونها اقدام کنیم، اما قدم اول اینه که قبول‌شون کنیم.پس اولین گل ما پیدا کردن اونهاست.زمانی رو در روز (اگر سرمون شلوغ بود در هفته) به چیزایی که برای ما ارزشه  اختصاص بدیم و بفهمییم این کسی که این مطلب رو می‌خونه دارای چه ویژگی‌هاییه. به عنوان مثال در نظر گرفتن زندگی و انتخاب‌های پیش روتون. حتی آزمایش و خطای راه‌های یافته شده میتونه بیشتر از صرفا فکر کردن به این موضوع به شما کمک کنه.تست‌های شخصیت شناسی میتونه به شما کمک کنه، اما یادتون باشه که هدف‌تون از دادن به تست بررسی المان‌های مورد علاقه یا تنفر شماست (خودمون رو به ساختن از روی پاسخ به این تست‌ها درگیر نکنیم). بعبارتی تعریفی که از خودمون بدست میاریم یک تعریف نسبیه از ما در شرایط فعلی که ممکنه با تغییر این شرایط تعاریف هم عوض شن.۲- تنافض‌ها رو قبول کنیم:وقتی از خودمون به تعاریف نسبی دست پیدا کردیم ممکنه تناقضاتی این وسط پیدا شه؛برای مثال من دوست دارم در جمع حضور داشته باشم اما علاقه‌‌ی چندانی به ایجاد ارتباط با افراد غریبه ندارم (در مثال مناقشه جایز نیست) باید حواسمون باشه که این تعاریف از منابع مختلفی وارد شدن و لزوما با هم همخوان نیستن. در مثال بالا ممکنه فرد از حضور در برخی از جمع‌ها بدون بروز نمودی از خودش لذت برده اما در جمعی که خودش رو بروز داده (شاید بدلیل عوامل محیطی) نه تنها لذت نبرده بلکه دچار سرخوردگی هم شده.صرفا به این دلیل که تعاریف‌مون در مقابل هم قرار گرفتن احتیاج به ترک عادتی نیست، یادمون باشه که این تعاریف بخشی از اخلاق منعطف ماست و نمی‌تونیم به زور خودمون رو در یک چارچوب یا جعبه قراربدیم. ما برای هر نمودی از زندگی رفتاری متفاوت از خودمون بروز میدیم پس این طبیعیه که این رفتارها با هم در تضاد باشن.۳- جلوگیری از رکود شخصیتی:یکی از ناسالم‌ترین رویکرد‌ها، چشم‌پوشی از امکان تغییر شرایط یا شخصیتی که از اون باخبر شدیم هست. ممکنه هر کدوم از ما در برهه‌ای از زندگی تصمیمات نادرستی بگیریم، اما یادمون باشه که اینرسی سکون(به تعبیر ما شیرازی‌ها گشادی) که با تغییر هر گونه وضعیتی مقابله میکنه بسیار قدرتمنده، پس با دادن فضای رشد به خودمون، از بهبود و در نهایت باهوش‌تر شدن لذت ببریم.به خودمون اجازه بدیم که خطاها و اشتباهات رو فراموش کنیم، به خطایی که ازمون سر زده افتخاری نمی‌کنیم، اما اشتباهاتمون رو پذیرفته و میدونیم که حاصل انتخاب ما بوده (چی بهتر ازاینکه از داشتن حق انتخاب با خبر باشیم؟)در اطرافمون دنبال افرادی بگردیم که با افتخار اعلام می‌کنند که هیچ فرقی با ۱۹ سالگی، ۲۵‌ سالگی یا حتی ۳۲ سالگی نکردن. به نظر شما افرادی شاد، منعطف و آسون‌گیری اند؟ اغلب خیر، چرا که این افراد اونقدر درگیر &quot;تغییری نکردن&quot; هستن که متوجه تغییرات اطراف و درونشون نیستن، میتونید این افراد رو  از روی ناتوانی‌شون در کارکردن روی ایده‌های نو، یادگیری از دیگران یا پیشرفت به سرعت تشخیص بدید. پیشرفت در هر عرصه از زندگیمون نشونه‌ی درستی مسیری که طی کردیمه و باعث لذت و طراوت روحی‌مون میشه.۴- هرگز دست از پیدا کردن نقاط قوت‌مون نکشیم:ابتدای این بحث گفتم که نقاط قوت‌مون رو پیدا کنیم، در هر برهه از زندگی دوباره روی خودمون تمرکز کنیم و نقاط قوتی که در هر مرحله میابیم رو تقویت کنیم، اما چرا؟از نظر هراکلیت منِ امروز با منِ دیروز حتما تفاوت‌هایی داره؛مطالب جدیدی یاد گرفتم، پیشرفت‌هایی کردم و تجارب جدیدی داشتم که باعث شده میزان شدت نقاط قوت و ضعف من هر روز جابجا شده باشد و این بهترین دلیل برای مقایسه کردن خودم در امروز با خودم در دیروز بجای مقایسه خودم با دیگرانه.( این بخش نظر نگارنده می‌باشد)مقایسه با دیگران باعث خشم یا هیجان میشه، فردی پر از هیجان یا خشم نمی‌تونه روی کهن &quot;خودم باشم&quot; تمرکز کنه، چرا که بعد از مقایسه به ناچار رفتار‌های جدیدی در ذهنش تزریق شده و تبدیل به فردی دیگه شده.مقایسه امکان نقد دیگران رو فراهم می‌کنه. زندگی‌ سراسر از نقد دیگران دست‌آوردی جز اعتماد به نفس پایین برای ما نخواهد داشت و همیشه محتاج به قرارداده شدن توسط دیگران در جایگاه رفیعی در ذهن‌شون برای دریافت لذته، در حالی که این لذت فقط و فقط توسط خود ما ایجاد و درک می‌گردد و مابقی لذت‌های کاذبی بیش نیست. دست‌آورد این دو مساله چیزی جز از دست دادن دوستان و احترام بین ما و ایشان نیست و کامل متضرر هم شدیم، چرا که زمان زیادی رو برای رسیدن به شخصیت دلخواه دیگران صرف کردیم  و خودمان هم نبودیم.۵- آرام باشیم:نگران اتفاقاتی که ممکنه رخ بده نباشیم، علی‌الخصوص در فضاهای عمومی. چی میشه اگر پام لیز بخوره، با صورت پهن زمین بشم؟ یا یه تیکه سبزی از نهار قرمه‌سبزی ظهر لای دندونم گیر کرده؟ و یا حتی در اولین دیت با پارتنرم اتفاقی موقع بوسیدنش با کله برم تو بینی‌ش؟ :)))یاد بگیریم موقع رخ دادن (حتی بعدش با یادآوری) این اتفاق‌ها به خودمون و اتفاقی که رخ داده بخندیم و از رخ‌دادن این اتفاقات شاد باشیم.اتفاقات زندگی رو به یه اتفاق خنده‌دار یا جالب تبدیل کنیم که بتونیم برای بقیه هم تعریف کنیم، این باعث میشه که بقیه هم یادشون باشه ما کامل مطلق نیستیم و در عوض ما رو هم آسون‌گیرتر می‌بینن. (به نظر نگارنده حتی این میتونه یک قابلیت جذاب برای هر فردی باشه که اجازه بده دیگران بهش بخندن و خودش هم سخت نگیره.)این پست ادامه‌دار است...پ.ن‌ها:فقط بخاطر اینکه یکی از رفتارها‌مون مورد پسند کسی قرار نگرفت، به معنای غلط بودن یا نیاز به تغییر رفتار نیست. در واقعیت کاملا به خودمون بستگی داره که چه رفتاری رو ترجیح میدیم.حتی اگر نظر دوستان‌تون با شما متفاوت بود، پاپیش نکشید.خودتون باشید و اگر شما رو نتونستند قبول کنند، می‌تونید حدس بزنید دوستان واقعی شما چه کسانی هستن.</description>
                <category>مضافرد</category>
                <author>مضافرد</author>
                <pubDate>Fri, 25 Aug 2017 14:46:40 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>