<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Maze Branding Team - تیم برندینگ و تبلیغات هزارتو</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mazeteam</link>
        <description>ما هزارتوی برند شما را حل می نماییم. MazeTeam.ir</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 20:47:07</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/243625/avatar/Nuezxr.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Maze Branding Team - تیم برندینگ و تبلیغات هزارتو</title>
            <link>https://virgool.io/@mazeteam</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مدیریت کسب و کار در شرایط بحران</title>
                <link>https://virgool.io/@mazeteam/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-pwktmyo4bdso</link>
                <description>چگونه کسب و کار خود را از بحران عبور دهیم؟خیلی از ما ایده‌هایی پول‌ساز در ذهن خود داریم که قابلیت تبدیل شدن به یک کسب و کار را دارند؛ اما نکته‌ای که حائز اهمیت است این است که الزاما همه صاحبان ایده نمی‌توانند مدیریت کسب و کار را بر عهده بگیرند.دلایل مختلفی هم بر این موضوع تاثیرگذار هستند که می‌توان آن‌ها را در «توانمندی‌های مدیریتی» یک فرد خلاصه کرد.مدیریت بحران یک توانمدی مدیریتی است...مدیران یک کسب و کار هدفمند قبل از شروع هر فعالیتی، نیاز دارند تا ایده‌های خود را تبدیل به هدف کرده و برای رسیدن به آن برنامه‌ریزی کرده و استراتژی مناسبی اتخاذ کنند.اما همیشه شرایط باب میل صاحبان کسب و کار پیش نمی‌رود؛ بحران‌ها بی خبر و همچون طوفان‌هایی سهمگین از راه می‌رسند!در این شرایط باید چه کرد؟برای مدیریت کسب و کار در شرایط بحران، داستان سبد و تخم مرغاز قدیم گفته‌اند که همه تخم مرغ‌ها را در یک سبد نگذارید. کسب و کارهایی که تمام تمرکز خود را روی یک مسیر قرار می‌دهند، بسیار آسیب‌پذیرتر خواهند بود.بسیاری از کسب و کارها در شرایط بحرانی فعلی (مهر وآبان 1401) آسیب دیدند. این کسب و کارها را می‌توان به 2 دسته تقسیم‌بندی کرد:1. دسته‌ای که در یک نیچ خاص فعالیت داشتند (مثل آژانس‌های دیجیتال مارکتینگ)2. دسته‌ای که می‌توانستند در زمین‌های مختلفی بازی کنند اما نکردند.در مورد دسته اول باید گفت که فعالیت در یک زمینه خاص در شرایط عادی ریسک‌هایی را به همراه دارد؛ اگر شرایط غیرعادی باشد که وضع از این هم خطرناک‌تر است.اما دسته دوم...مقاوم‌سازی کسب و کار در برابر بحران‌هاچگونه کسب و کاری مقاوم در برابر بحران‌ها داشته باشیم؟پاسخ این سوال به استراتژی کسب و کار برمی‌گردد. یک کسب و کار باید تا جایی که می‌تواند بازوهای قدرت خود را گسترش دهد و اصطلاحا در زمین‌های مختلفی بازی کند.در این شرایط است که با قطع هر بازو در شرایط بحران، بازوهای دیگر به فعالیت خود ادامه می‌هند.مثلا کسب و کاری که می‌تواند بازاریابی آنلاین و فیزیکی را به طور همزمان انجام دهد، ریسک کمتری در شرایط بحران (مثل کرونا برای بازاریابی فیزیکی و فیلترینگ و قطعی اینترنت برای بازاریابی دیجیتال) متحمل می‌شود.سخن پایانی...اینکه گفته شد انتخاب یک نیچ خاص به خودیِ خود ریسک بالاتری دارد، به معنای موافقت با بحران‌سازی برای کسب و کارها نیست.همه صاحبان ایده حق دارند تا با پذیرش ریسک معقولیکه در زمینه فعالیت‌شان وجود دارد، ایده‌های خود را عملی کنند و از طرفی، استراتژی‌های مناسب برای مقاوم شدن در برابر بحران‌ها را اتخاذ کنند.اما اینکه به جای حمایت، جلوی پای صاحبان کسب و کار سنگ‌اندازی شود، بحث دیگری است که از حوصله همه ما خارج است...</description>
                <category>Maze Branding Team - تیم برندینگ و تبلیغات هزارتو</category>
                <author>Maze Branding Team - تیم برندینگ و تبلیغات هزارتو</author>
                <pubDate>Tue, 01 Nov 2022 18:26:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>NPS چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mazeteam/nps-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-qlfnybum6l0h</link>
                <description>کسب و کارها برای پایدار ماندن و رسیدن به رشد مطلوب، همواره با دو مقوله مهم سر و کار دارند؛· اول جذب مشتریان جدید· و دوم، حفظ مشتریان جذب شدهاز همین رو، شاخص‌ها و معیارهای مختلفی برای سنجش میزان موفقیت کسب و کارها در این زمینه طراحی شده و یکی از آن‌ها، NPS است.در این مطلب قصد داریم تا به صورت خلاصه و بسیار ساده، این مفهوم را بررسی کنیم؛ لطفا تا پایان همراه ما باشید.NPS مخفف چیست؟NPS مخفف عبارت Net Promoter Scoreاست که به صورت شاخص خالص ترویج‌کنندگان ترجمه می‌شوداین شاخص، یکی از KPI های کاربردی در رابطه با مدیریت ارتباط با مشتری یا CRM است.ترویج‌کننده کیست؟ترویج‌کننده به کسی گفته می‌شود که تبلیغ کسب و کار ما را برای سایرین انجام می‌دهد و در واقع، مردم را به خرید از ما ترغیب می‌کند.اگر ما مشتریان یک کسب و کار را از صفر تا 10 نمره‌دهی کنیم، کسانی ترویج‌کننده در نظر گرفته می‌شوند که نمره 9 یا 10 دریافت کنند.کسانی که نمره هفت یا هشت گرفته‌اند، خنثی بوده و افرادی که نمره 6 و کمتر دریافت کرده‌اند، احتمالا چندان از ما و کسب و کارمان خوششان نیاید! این دسته از مشتریان را با عنوان دفع‌کننده یا ناراضی می‌شناسیم.چگونه باید NPS را محاسبه کرد؟یکی از مزیت‌های استفاده از شاخص NPS برای سنجش میزان موفقیت کسب و کارها، سادگی آن است.برای محاسبه NPS باید سه کار ساده را انجام داد:1. محاسبه درصد افرادی که نمره 9 یا 10 گرفته‌اند.2. محاسبه درصد افراد ناراضی و دفع‌کننده (نمره 6 و کمتر)3. کم کردن مقدار دوم از مقدار اولبنابراین می‌توان این‌طور نتیجه گرفت که مقدار اسمی و تئوریک NPSعددی بین 100+ و 100_ خواهد بود.قطعا حالت مناسب برای کسب و کارها، وقتی است که NPS آن‌ها مثبت است و حالت ایده‌آل برای زمانی است که مقدار آن، به بالای 50% برسد.آیا NPS به تنهایی شاخص کاملی است؟بر اساس تعاریفی که از NPS داشتیم و فرمول آن، این شاخص بسیار ساده است؛ این سادگی در عین حال که یک مزیت است، نقص مهمی هم برای این شاخص محسوب ‌می‌شود.کسب و کارها برای رسیدن به موفقیت، پایداری و رشد، نباید فقط به داشتن مشتریان پروموتِر یا ترویج‌کننده بسنده کنند و حتما نیاز است تا شاخص‌های مختلفی را در نظر بگیرند.در پایان باید این نکته را ذکر کرد که شاید محاسبه شاخص‌هایی مثل NPS ساده باشد اما تفسیر و هدف‌گذاری بر اساس داده‌های حاصل، یک کار تخصصی است؛ تیم هزارتو برای رشد و توسعه کسب و کار شما، آماده ارائه چنین خدماتی است.با ما در ارتباط باشید...</description>
                <category>Maze Branding Team - تیم برندینگ و تبلیغات هزارتو</category>
                <author>Maze Branding Team - تیم برندینگ و تبلیغات هزارتو</author>
                <pubDate>Mon, 01 Nov 2021 21:09:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پنج اصل برای مذاکره بهتر</title>
                <link>https://virgool.io/@mazeteam/%D9%BE%D9%86%D8%AC-%D8%A7%D8%B5%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-ixot8lff2rp6</link>
                <description>شاید بعضی از ما، مفهوم مذاکره را فقط به روابط سطح بالایی مثل روابط بین‌المللی کشورها محدود بدانیم.اما واقعیت این است که همه ما در طول زندگی خود مذاکره کرده‌ایم؛ حتی در دوران کودکی و وقتی خواسته‌ای از پدر و مادر خود داشته‌ایم!پس شاید بهتر باشد تا روی این مسئله مهم که در طول زندگی به کارمان خواهد آمد، بیشتر تمرکز کنیم.در این مقاله قصد داریم تا مذاکره را تعریف کرده و چند نکته برای موفقیت در آن را بررسی کنیم.مذاکره دقیقا چیست؟مذاکره گفت‌وگویی برای ایجاد یا تداوم یک رابطه است که می‌تواند منجر به رفع نیاز طرفین شود.انواع مذاکره؟!مذاکرات همیشه به یک شکل پیش نمی‌روند؛ بنابراین نتایج مختلفی هم حاصل می‌شود.بر اساس نتیجه، می‌توان مذاکرات را به سه دسته کلی برد-برد، برد-باخت و باخت-باخت تقسیم‌بندی کرد.مذاکره برد-برد:وقتی دو طرف مذاکره به خدمات و محصولات یکدیگر در دراز مدت نیاز دارند، باید یک رابطه پایدارتر با هم داشته باشند.در این صورت باید در جریان فرایند مذاکره با نرمش و تعامل بیشتری رفتار کنند و پیش از آن که به دنبال شکست دادن طرف مقابل باشند، برای برقراری ارتباط پایدار تلاش کنند.مذاکره برد-باخت:این نوع از مذاکره بیشتر بین افراد و کسب و کارهایی اتفاق می‌افتد که صرفا به دنبال موفقیت در آن برهه زمانی خاص هستند و قرار نیست با طرف مقابل رابطه‌ای طولانی بسازند.باخت-باخت:شاید خواندن چنین اصطلاحی عجیب باشد.چرا باید افراد وارد چنین مذاکراتی شوند؟!واقعیت این است که هیچ‌کس از اول به دنبال وارد شدن به مذاکره باخت-باخت نیست؛ اما جریان این مذاکرات به سمتی پیش می‌رود که از مسیر و هدف اصلی خود دور می‌شود.در ادامه به چند نکته مهم اشاره خواهیم کرد که به داشتن نتیجه بهتر در مذاکرات کمک می‌کند.اصول مذاکره موفق1. شروع طوفانی:خشت اول چون نهد معمار کجتا ثریا می‌رود معمار کج!این ضرب‌المثل به خوبی اهمیت شروع درست یک مذاکره را نشان می‌دهد.شما باید بتوانید از ابتدای کار، روند مذاکره را در دست بگیرید و بر مسیر گفت‌وگو اشراف داشته باشید.2. با نقش اول‌ها وارد مذاکره شوید!برای مذاکره، نفر اول تیم مقابل را پیدا کنید و با او صحبت کنید.در غیر این صورت، هدر رفت وقت در این مذاکره بالاتر خواهد رفت و از طرفی، شما بر این مذاکره تسلط کافی را نخواهید داشت.3. مثل فروشنده‌ها صحبت نکنید:درست است که در پایان مذاکره قرار است معامله‌ای اتفاق بیوفتد اما اینکه از همان ابتدا برای فروش وارد شوید و سعی‌تان بر یافتن مشکلات طرف مقابل نباشد، این مذاکره چندان موفق نخواهد بود.4. مشکل مشتری را پیدا کنید:اگر شما محصولی دارید که به کار مشتری‌تان می‌آید اما بر سر قیمت آن مشکل دارد، قبل از اینکه سعی کنید با ارائه تخفیف او را به خرید مجاب کنید، باید سایر مشکلات او را پیدا کنید و با بیان مزیت‌هایی از محصول که می‌تواند مشکل طرف مقابل را حل کند، انگیزه خرید را در او ایجاد کنید.5. از خود ضعف نشان ندهید:اگر در جریان مذاکره با یک فرد حرفه‌ای کمی پا پس بگذارید و از خود ضعف نشان دهید، او به همین مقدار جلو می‌آید و بر جریان مذاکره مسلط می‌شود.پس قبل از حضور در مذاکره، اطلاعات خود را در زمینه‌های مورد نیاز کامل کنید تا با اعتماد بنفس و تسلط کامل وارد مذاکره شوید.و اما نکته پایانی...برای مطالعه مطالب بیشتر در زمینه مدیریت کسب و کار و بازاریابی، لطفا صفحه هزارتو در ویرگول را دنبال کنید.</description>
                <category>Maze Branding Team - تیم برندینگ و تبلیغات هزارتو</category>
                <author>Maze Branding Team - تیم برندینگ و تبلیغات هزارتو</author>
                <pubDate>Thu, 21 Oct 2021 18:41:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تبلیغات کلیکی، تبلیغاتی پربازده</title>
                <link>https://virgool.io/@mazeteam/%D8%AA%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%BA%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%84%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D8%AA%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%BA%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87-auseqbvoauei</link>
                <description>مطالب زیادی در رابطه با حضور کسب و کارها در فضای دیجیتال وجود دارد و در مورد مزایای این حضور، فراوان شنیدیم.اما در این مطلب قرار هست تا به یکی از مهم‌‌ترین مزایای دیجیتالی کردن کسب و کار بپردازیم.لطفا تا پایان این مطلب همراه باشید.تبلیغات کلیکی چیست؟تبلیغات PPC (pay per click) یا تبلیغات CPC(cost per click) که با عنوان تبلیغات کلیکی شناخته شده، یکی از به صرفه‌ترین شیوه‌های تبلیغاتی است.معمولا با شنیدن نام تبلیغ، چند مفهوم خاص مثل بازدهی بالا در قبال هزینه‌کرد زیاد در ذهن شکل می‌گیرد.اما اگر کسب و کار شما دارای سایت یا اپلیکیشن بوده و به دنبال راهی پربازده و هدفمند برای دیده شدن بیشتر و افزایش ورودی هستید، تبلیغات کلیکی یکی از بهترین روش‌هاست.شیوه کار تبلیغات کلیکی به چه صورت است؟در تبلیغات تلویزیونی، قرار است با ساخت یک محتوای تبلیغاتی جذاب و پخش آن، افراد از طیف‌های مختلف جذب شده و توجه آن‌ها به کسب و کار ما جلب شود.در این صورت ما در قبال هزینه بالا، توانسته‌ایم آگاهی از برند خود را افزایش دهیم اما مشکل اینجاست که این شکل از تبلیغ، کمتر برای مخاطب هدف اصلی که مشتری ماست، شخصی‌سازی شده.اما کسب و کارهایی که وارد فضای دیجیتال شده‌اند، می‌توانند به خوبی از تبلیغات کلیکی برای افزایش آگاهی از برند در کنار هزینه‌کرد هدفمندتر استفاده کنند.به این صورت که صاحبان کسب و کار تبلیغ خود را انجام می‌دهند اما فقط در ازای کلیک پول پرداخت می‌کنند.در ادامه این مکانیسم را با بررسی شیوه‌های مختلف تبلیغات کلیکی بررسی می‌کنیم.انواع تبلیغات کلیکیتبلیغات کلیکی را می‌توان به 2 گروه کلی تبلیغات کلیکی نمایشی و تبلیغات کلیکی در جستجو دسته‌بندی کرد.1. تبلیغات کلیکی نمایشیتبلیغات نمایشی خود به چند دسته مختلف تقسیم می‌شوند که در این مطلب به چند مورد خاص پرداخته می‌شود:· تبلیغات بنری:منظور از تبلیغات بنری، بنرهایی است که داخل وبسایت‌ها و اپلیکیشن‌های پربازدید قرار می‌گیرد.این بنرها به 2 شکل طراحی می‌شوند؛ نوع اول بنرهای استاندارد که احتمالا به صورت کادرهای مستطیلی در صفحات وبسایت دیده‌اید و نوع دوم، بنرهای همسان.بنرهای همسان شبیه به ساختار خود وبسایت طراحی شده و کمی از بار تبلیغ بودن آن‌ها کاسته می‌شود و احتمال کلیک بالاتری از سوی مخاطب دارند.· تبلیغات ویدیویی:اگر تاکنون ویدیوهای آپارات یا یوتیوب را دیده باشید، قبل، بعد و حتی در میان ویدیوی اصلی، ویدیوهای تبلیغاتی پخش می‌شوند.2. تبلیغات کلیکی در جستجودر دنیای دیجیتال امروز، مردم راه حل بسیاری از مشکلات خود را از گوگل طلب می‌کنند!همه ما روزانه سرچ‌هایی در گوگل انجام می‌دهیم و معمولا برای یافتن نتیجه، روی اولین سایت از نتایج گوگل کلیک می‌کنیم.رسیدن به جایگاه‌های برتر در بین نتایج گوگل دو راهکار اصلی دارد؛تولید محتوای با کیفیت و سئو شده استفاده از سرویس تبلیغات گوگلراه اول، در کنار کار بیشتر به صبر هم نیاز خواهد داشت اما تاثیر مثبت آن برای زمان بیشتری ماندگار است.اما راه دوم، یک شیوه تبلیغاتی سودمند است که باعث بالاتر آمدن جایگاه وبسایت در نتایج گوگل در ازای پرداخت هزینه می‌شود؛ هزینه‌ای که فقط بعد از کلیک مخاطب و ورود به سایت شما پرداخت می‌شود.به این صورت که قبل از اجرای یک کمپین تبلیغاتی، کلمات خاصی به عنوان کلمات کلیدی تعریف می‌شوند تا برای مخاطبی که سرچ انجام داده، نمایش داده شوند.اما شما هنوز پولی پرداخت نکرده‌اید و صرفا پس از ورود مخاطب به سایت شما هزینه از حساب شما کسر می‌شود.تا اینجا به بررسی کلیات موضوع تبلیغات کلیکی و آشنایی با انواع روش‌های آن پرداختیم.برای دریافت چنین خدمتی، سرویس‌های مختلفی مثل گوگل ادز، یکتانت، مدیا اد و صبا ویژن به کمک خواهد آمد اما قطعا سرویس تبلیغاتی گوگل، کامل‌ترین مورد خواهد بود.شاید کار کردن با چنین سرویس‌هایی کمی پیچیده به نظر برسد؛ هزارتو در کنار شماست برای استفاده از این خدمات پربازده...</description>
                <category>Maze Branding Team - تیم برندینگ و تبلیغات هزارتو</category>
                <author>Maze Branding Team - تیم برندینگ و تبلیغات هزارتو</author>
                <pubDate>Tue, 19 Oct 2021 18:48:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فروش استراتژیک محصول با ماتریس بوستون</title>
                <link>https://virgool.io/@mazeteam/%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%A7%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%B3-%D8%A8%D9%88%D8%B3%D8%AA%D9%88%D9%86-fohyx4oxjwj3</link>
                <description>کسب و کارها برای عرضه محصولات خود و یا ایجاد شعب جدید، باید رفتار سنجیده‌ای داشته باشند و طبق استراتژی پیش بروند.یکی از راه‌هایی که می‌تواند در یافتن استراتژی مناسب به صاحبان کسب و کار، به خصوص کسب و کارهایی که سبدی از خدمات، محصولات یا کسب و کارهای کوچک‌تر دارند، کمک کند ماتریس بوستون یا BCG است.در ادامه به بررسی این ماتریس خواهیم پرداخت؛ البته با تمرکز بر محصول.ماتریس بوستون یا BCG چیست؟ماتریس BCG توسط گروه مشاوران بوستون ارائه شد و به همین دلیل به نام ماتریس بوستون هم شناخته می‌شود.این ماتریس، از نموداری ساخته شده که محور X آن به نام &quot;سهم نسبی از بازار&quot; و محور Y آن با عنوان &quot;سرعت رشد بازار&quot; شناخته می‌شود.سهم نسبی از بازار از تقسیم میزان سهم ما از بازار بر میزان سهم بزرگ‌ترین رقیب ما از بازار حاصل می‌شود. این مقدار، توان رقابتی محصول ما را در بازار هدف روشن می‌کند. بر همین اساس می‌توان نتیجه گرفت که این محصول، جز محصولات ضعیف کسب و کار ماست یا قوی.مولفه دیگر، سرعت رشد بازار است. در اینجا و بر اساس مطالعات صورت گرفته، کسب و کارها پیش‌بینی می‌کنند که سرعت رشد بازارهای مختلف چگونه است. سرعت رشد بازار به طیفی از بازارهای ضعیف تا قوی تقسیم می‌شود.بر اساس همین دو مولفه، چهار قسمت در این ماتریس شکل می‌گیرد که نام‌گذاری عجیبی هم دارد؛· سگ· علامت سوال· گاو شیرده· ستارهدر ادامه هر یک از این موارد را بررسی خواهیم کرد.محصولاتی در وضعیت سگی!اگر ما محصولی تولید می‌کنیم که سهم زیادی از بازار ندارد، احتمالا برنامه توسعه را برای تسخیر بیشتر بازار در پیش خواهیم گرفت. اما باید به یک نکته دیگر هم توجه داشت؛آیا این بازار، بازار آینده‌داری هست؟ آیا در آینده تمایل و نیاز مردم به محصولات این بازار بیشتر می‌شود؟ سرعت رشد این بازار چه قدر است؟به حالتی که در آن محصول مد نظر ما، یک محصول ضعیف (سهم نسبی بازار پایین) در یک بازار ضعیف (سرعت رشد بازار پایین) قرار بگیرد، وضعیت سگ گفته می‌شود.محصولات در وضعیت علامت سوال!حالا در نظر بگیرید که ما محصولی داریم با سهم بازار کم (محصول ضعیف) با این تفاوت که این بازار، مستعد رشد (بازار قوی) خواهد بود.اینکه چه قدر این بازار رشد خواهد داشت و یا اصلا این رشد بالقوه، بالفعل می‌شود یا نه، قطعی نیست؛ به همین خاطر برای تصمیم‌گیری‌های بعدی، به تحقیقات زیادی نیاز است.محصولاتی شبیه به گاو شیرده!گاهی ما محصولی تولید می‌کنیم که سهم نسبی خوبی را از بازار به خود اختصاص می‌دهد (محصول قوی) اما در بازاری قرار گرفته که بیشتر مربوط به رفع نیاز مردم در زمان حال است و جهش قابل توجهی را برای آن در آینده متصور نیستیم. (بازار ضعیف)در چنین شرایطی، معمولا از سرمایه‌گذاری بیشتر روی این محصول خودداری می‌شود و به جای آن سعی می‌شود تا از درآمد حاصل از فروش این محصول، آن را به روزتر کرد و البته محصولات جدیدی را روانه بازار کرد.در واقع محصولاتی که در شرایط گاو شیرده هستند، تبدیل به یک پشتوانه مالی برای کسب و کار ما خواهند شد.محصولات ستاره!اگر محصولی داریم که در یک بازار آینده‌دار با سرعت رشد بالا (بازار قوی)، سهم نسبی خوبی هم از بازار دارد (محصول قوی)، قطعا نام ستاره برازنده آن است!داشتن محصولاتی که در شرایط ستاره باشند، ایده‌آل هر کسب و کاریست.مطالبی که گفته شد، تفسیر ماتریس بوستون یا BCG است.نتیجه‌گیری از این ماتریس، یک جواب خاص، محدود و مطلق ندارد؛ دلیل آن هم این است که این ماتریس به صورت طیفی قابل تفسیر است.مثلا یک محصول، محدود به شرایط گاو شیرده نمی‌شود و می‌تواند در طیفی از نمودار قرار بگیرد که کمی وضعیت ستاره یا سگ را هم از خود نشان دهد.اما اگر بخواهیم اساس شکل‌گیری این ماتریس را بررسی کنیم، باید به سراغ مفهوم دیگری به نام &quot;نیمه عمر محصول&quot; برویم.در ادامه به بررسی این موضوع می‌پردازیم.ایجاد ماتریس بوستون بر اساس نیمه عمر محصولوقتی محصولی به بازار عرضه می‌شود، انتظار داریم مسیر خاصی را با عنوان &quot;نیمه عمر محصول&quot; طی کند. مسیری که از زمان معرفی آغاز و تا زمان افول ادامه پیدا می‌کند.این مسیر، یک مسیر اسمی بوده و ممکن است هیچوقت تا آخر پیش نرود.نمودار بالا تا حدود زیادی گویاست اما در ادامه به توضیح بیشتر آن خواهیم پرداخت.سرانجام محصولی که به تازگی به بازار ارائه شده است، با وجود همه بررسی‌هایی که از قبل روی آن انجام شده، باز هم تا حدودی نامشخص است؛ چراکه میزان استقبال افراد بعد از عرضه محصول به شکل عملی مشخص می‌شود و ممکن است میزان آن با مقادیری که توسط آن کسب و کار پیش‌بینی شده، متفاوت باشد.از همین رو، محصول تازه عرضه در وضعیت علامت سوال قرار می‌گیرد.محصولی که برای حضور در یک بازار مساعد رشد طراحی شده و بتواند سهم بازار خوبی را تسخیر کند، با گذشت زمان، به صعود خود ادامه می‌دهد و در وضعیت ستاره قرار می‌گیرد.با گذر زمان و وقتی این بازار به رشد خود رسید، محصول ما به یک محصول با وضعیت گاو شیرده تبدیل می‌شود؛ در واقع رشدی را برای آن متصور نیستیم اما همچنان سهم بازار خوبی دارد.و در نهایت، محصول ما به یک محصول در وضعیت سگ در می‌آید و از رونق می‌افتد.در این مقاله نسبتا طولانی، سعی شد تا ماتریس بوستون به طور کامل بررسی شود. در پایان باید مجدد خاطر نشان کرد که این ماتریس فقط برای محصول نیست؛ می‌تواند برای شعب یک کسب و کار و امثال آن هم مورد استفاده قرار بگیرد.امیدواریم این مطلب به سوالات شما درباره ماتریس بوستون یا BCG به خوبی پاسخ داده باشد.</description>
                <category>Maze Branding Team - تیم برندینگ و تبلیغات هزارتو</category>
                <author>Maze Branding Team - تیم برندینگ و تبلیغات هزارتو</author>
                <pubDate>Sat, 16 Oct 2021 17:56:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هفت تکنیک اسکمپر</title>
                <link>https://virgool.io/@mazeteam/%D9%87%D9%81%D8%AA-%D8%AA%DA%A9%D9%86%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D9%85%D9%BE%D8%B1-vhfrfmhmmmju</link>
                <description>خلق ایده‌های جدید برای پیشرفت کسب و کارمدیریت یک کسب و کار، چه به صورت فردی و چه به شکل تیمی، نیاز به ایده دارد و ایده‌پروری هم نیاز به خلاقیت دارد.در این مطلب از تکنیکی خواهیم گفت که می‌تواند به افزایش خلاقیت شما منجر شود و به شما برای مدیریت بهتر کسب و کارتان کمک کند.اسکمپر چیست؟اسکمپر (SCAMPER) یک اسم مخفف بوده و از ابتدای هفت کلمه دیگر ساخته شده است. این هفت کلمه، هر یک به تنهایی تکنیکی خاص است. در واقع استفاده از اسکمپر، استفاده از روشی ساده است که در خود هفت تکنیک را جای داده؛ به نحوی که سوییچ کردن بین این موارد به راحتی امکان‌پذیر است.در زمان استفاده از هر یک از این تکنیک‌ها، باید سوالاتی را از خود بپرسیم. تفکر بر روی این سوالات و یافتن جواب‌ها می‌تواند به حل مشکلات کسب و کار و حتی یافتن راه حل‌هایی خلاقانه منجر شود.آشنایی با هفت تکنیک اسکمپر1. Substitute یا جایگزیندر این تکنیک، ما به دنبال آن هستیم تا با جایگزین کردن افراد، روش‌ها، راه‌ها، پروسه‌ها و ...، به بازدهی بالاتر و نتیجه بهتر دست پیدا کنیم.در اینجا می‌توانیم از خود بپرسیم:· چه بخشی را می‌توان بدون اثرگذاری روی کل پروژه جایگزین کرد؟· چه فرد یا چه چیزی را می‌توان بدون تاثیر بر پروسه کار جایگزین کرد؟· در یک فرایند چه بخشی را می‌توان با گزینه‌های بهتری جایگزین کرد؟· و ...2. Combine یا ترکیبتکنیک دوم، تکنیک ترکیب است. در اینجا ما به دنبال آن هستیم تا روش‌ها، فرمول‌ها، تکنولوژی‌ها، محصولات و ... مختلف را با هم ترکیب کنیم تا نتیجه بهتری به دست آید.از جمله سوالاتی که می‌توانیم از خود بپرسیم:· آیا می‌توان دو فناوری را با هم ترکیب کرد؟· آیا می‌توان دو مرحله از یک فرایند را با هم ادغام کرد؟· و ...3. Adapt یا سازگاریدر این تکنیک، هدف ما این است که با تغییر در شرایط فعلی، به افزایش سازگاری برسیم.مثلا می‌توان محصولی را که عرضه کرده‌ایم اما مورد استقبال واقع نشده، با کمی تغییر، به شکل سازگارتر با خواسته مشتری در بیاوریم.در اینجا می‌توان پرسید:· چه کار دیگری می‌توان انجام داد تا وضعیت فعلی بهبود یابد؟· چطور می‌توان محصول بهتری ارائه کرد؟· و ...4. Modify یا اصلاحروش اصلاح، بسیار به روش سازگاری شبیه است؛ یعنی ما به دنبال بهبود شرایط با ایجاد تغییر هستیم.اما تغییری که در روش اصلاح مد نظر است، بسیار بزرگ‌تر از اصلاحات روش سازگاری است و حتی می‌تواند به تغییر یک پروسه و فرایند منجر شود.5. Put to Another Use یا استفاده دیگردر تکنیک پنجم، ما به دنبال این موضوع هستیم تا بتوانیم از سرمایه‌های فعلی کسب و کار خود بهتر استفاده کنیم.مثلا:· آیا می‌توان از این خط تولید برای ساخت محصولات دیگر هم استفاده کرد؟· آیا می‌توان از یک محصول تولیدی استفاده‌های بیشتری داشت؟· و ...6. Eliminate یا حذف کردندر تکنیک حذف، ما به دنبال خارج کردن و حذف برخی موارد زائد و دست و پاگیر کسب و کار خود هستیم تا چابکی کار افزایش یابد و یا از نظر مالی، منجر به صرفه‌جویی شود.از سوالات کاربردی این تکنیک:· اگر یک بخش را از فرایند حذف کنیم، چه اتفاقی رخ می‌دهد؟· پس از حذف یک بخش از فرایند، چگونه می‌توان به همان میزان خروجی رسید؟· و ...7. Reverse یا معکوسو در نهایت، تکنیک معکوس کردن.در این تکنیک ایده‌های خلاقانه به اوج خود می‌رسند.در اینجا بررسی می‌کنیم که آیا معکوس کردن یک مرحله، فرایند یا پروسه می‌تواند به بهبود نتایج منجر شود یا خیر.به طور مثال:· آیا معکوس کردن یک مرحله از خط تولید، چه تاثیراتی دارد؟· و ...مزیت روش اسکمپر در این است که امکان استفاده همزمان از همه این روش‌ها را به ما می‌دهد و ما می‌توانیم با نگاه‌های مختلف به یک مسئله نگاه کنیم؛ به این ترتیب می‌توانیم به نتایجی چندجانبه و چند بعدی دست پیدا کنیم.در پایان از شما بابت خواندن این مطلب تشکر می‌کنیم؛ لطفا برای مطالعه بیشتر، صفحه هزارتو را در ویرگول دنبال کنید.</description>
                <category>Maze Branding Team - تیم برندینگ و تبلیغات هزارتو</category>
                <author>Maze Branding Team - تیم برندینگ و تبلیغات هزارتو</author>
                <pubDate>Tue, 12 Oct 2021 17:03:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تحلیل پستل چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mazeteam/%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%BE%D8%B3%D8%AA%D9%84-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-bkedhhtouibe</link>
                <description>برای مدیران یک کسب و کار و یا علاقه‌مندان به حوزه مدیریت، بحث تحلیل وضعیت یک مبحث آشنا و پرکاربرد است. در بین انواع تحلیل‌های موجود، تحلیل SWOT یکی از تحلیل‌های شناخته شده است. این تحلیل به ما کمک می‌کند تا بتوانیم وضعیت داخلی کسب و کار خود را از نظر نقاط ضعف و قوت و همچنین، وضعیت محیط پیرامون کسب و کار خود را از نظر فرصت‌ها و تهدیدها بررسی کنیم.اما در این مطلب قصد داریم تا از تحلیلی با عنوان تحلیل &quot;پستل&quot; صحبت کنیم.قبل از آن، از شما درخواست داریم تا صفحه هزارتو در ویرگول را دنبال کرده و تا پایان همراه ما باشید.آشنایی با تحلیل PESTELپستل یک کلمه مخفف است و از حروف ابتدایی 6 کلمه تشکیل شده؛· Political یا سیاسی· Economic یا اقتصادی· Social یا اجتماعی· Technological یا تکنولوژیک· Environmental یا زیست محیطی· Legal یا قانونیپستل کجا کاربرد دارد؟همان‌طور که در ابتدای مبحث گفته شد، تحلیل SWOT به ما در تحلیل وضعیت داخل کسب و کار و همچنین محیط پیرامون آن کمک می‌کند.اما تحلیل پستل صرفا برای تحلیل محیط خارجی کسب و کار ما مناسب است؛ این محیط خارجی دقیقا کجاست؟محیط یک کسب کسب و کار را می‌توان به سه قسمت تقسیم کرد: محیط داخلی شامل کارکنان، اموال و ...محیط عملیاتی شامل مشتریان، رقبا، شرکا، همکاران و ...محیط خارجی شامل مباحث سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، تکنولوژیک، زیست محیطی و قانونیتحلیل پستل برای بررسی خارجی‌ترین لایه است و از نتایج آن می‌توان در تحلیل SWOTهم بهره برد.نحوه انجام تحلیل پستل1. جمع‌آوری اطلاعات:در گام اول، ما نیاز داریم تا محیط پیرامون کسب و کار خود را از نظر 6 عامل موثر در تحلیل پستل (سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، تکنولوژیک، زیست محیطی و قانونی) بررسی کرده و به جمع‌آوری اطلاعات بپردازیم.چند مثال:· از دید سیاسی: آیا تحریم یا جریان فکری خاصی از نظر سیاسی کسب و کار ما را تهدید می‌کند؟· از دید اقتصادی: میزان رشد اقتصادی، نرخ بیکاری و ... در جامعه ما چه قدر است؟· از نظر اجتماعی: سبک زندگی نگرش افراد در جامعه به چه صورت است؟· از نظر تکنولوژیک: با توجه به پیشرفت تکنولوژی، چه ابزارهای پیشرفته‌ای برای مدیریت کسب و کار و رشد آن در اختیار داریم؟2. تحلیل کردن:در گام بعد، باید بر روی اطلاعات جمع‌آوری شده تفکر کرد و از این اطلاعات، به نتایجی در رابطه با کسب و کار خودمان دست یابیم.3. تصمیم‌گیری و اقدام:در نهایت، بر اساس دیتای حاصل از تحلیل و آنالیز، باید تصمیم‌گیری کرد و گام در مسیر اقدام گذاشت.امیدواریم از مطلب گردآوری شده از تحلیل پستل استفاده کرده باشید. در ادامه باز هم به سراغ مطالب مربوط به مدیریت، بازاریابی و برندسازی خواهیم رفت. لطفا همراه ما باشید.</description>
                <category>Maze Branding Team - تیم برندینگ و تبلیغات هزارتو</category>
                <author>Maze Branding Team - تیم برندینگ و تبلیغات هزارتو</author>
                <pubDate>Sat, 09 Oct 2021 14:47:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کپی رایتینگ چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mazeteam/%DA%A9%D9%BE%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-cu0lkw7qhaia</link>
                <description>اگر به تازگی محتوای تبلیغاتی خاصی را دیده‌اید که توجه شما را جلب کرده و به خواندن آن ترغیب شدید؛و یا ایمیلی از یک خبرنامه دریافت کرده‌اید که برای باز کردن آن وسوسه شده‌اید؛و یا شعار برندی، در ذهن شما ماندگار شده، همه و همه در حوزه کپی رایتینگ قرار می‌گیرد.کپی رایتینگ یعنی انتخاب و کاردبر کلمات به نحوی که توجه مخاطب را جلب کرده و او را به اقدامی خاص هدایت و ترغیب کند. در واقع در کپی رایتینگ ما دنبال اثرگذاری بر مخاطب هستیم؛ به گونه‌ای که فرد خواننده برطرف شدن نیاز خود را در عمل به دستورالعمل موجود در محتوای تبلیغاتی ما ببیند.کپی رایتینگ به کسب و کارها چه کمکی می‌کند؟کسب و کارها نیاز دارند تا در طراحی هویت بصری، شعارها و کمپین‌های تبلیغاتی خود مفاهیمی را منتقل کنند و با مخاطب از خودشان یا محصول تولیدی‌شان بگویند.البته باید به این نکته هم توجه داشت که کسب و کارهایی که چنین قصدی دارند، زیاد است؛ در واقع مخاطب ما روزانه و حتی هر ساعت، با تعداد زیادی از تبلیغات مواجه می‌شود و اطراف او پر از سر و صدای کسب و کارهاست.در این مسیر نکته‌ای که باعث تمایز یک کسب و کار شده به نحوی که می‌تواند در این فضای شلوغ، صدای خود را به گوش مخاطب برساند، هنر کپی رایتینگ است.هدف از کپی رایتینگ چیست؟تا اینجا، تا حدودی با کپی رایتینگ و هدفی که دنبال می‌کند، آشنا شدیم. اما باید بدانیم که فواید کپی رایتینگ به همین‌جا محدود نمی‌شود و از طریق آن می‌توان به اهداف دیگری هم رسید.کپی رایتینگ همیشه منجر به افزایش فروش نخواهد شد؛ هدف ما این است که مخاطب به عملی که مد نظر ما هست و در متن تبلیغاتی ذکر شده، عمل کند.بنابراین قطعا به یک دعوت به اقدام یا کال تو اکشن (cta) مناسب نیاز داریم.اما برخی دیگر از اهداف ما از کاربرد کپی رایتینگ:1. افزایش فروش!هدفی که کاملا واضح بوده و نیاز به توضیح بیشتر ندارد!2. افزایش ترافیک سایتداشتن سایت فروشگاهی به تنهایی کافی نیست؛ مردم باید از وجود چنین سایتی آگاه شده و از آن بازدید کنن تا در نهایت تعدادی از مخاطبین به مشتری تبدیل شوند.3. افزایش فالوور و بهبود تعامل مخاطباندر بحث بازاریابی دیجیتال، توصیه می‌شود تا کسب و کارها در رسانه‌های مختلف و البته مناسب حاضر باشند تا بتوانند ارتباط نزدیکی با مخاطب برقرار کرده و اطلاع‌رسانی بهتری انجام دهند.4. بالا رفتن نرخ باز شدن ایمیل‌های تبلیغاتییکی از ملاک‌های مهم برای شرکت‌های ارائه‌دهنده سرویس ایمیل مارکتینگ، میزان باز شدن و دیده شدن ایمل‌های تبلیغاتی یک شرکت است.کسب و کارهایی که ایمیل مارکتینگ کم کیفیتی اجرا می‌کنند، شرکت ارائه‌دهنده سرویس برای حفظ کیفیت کاری خود، از ارائه سرویس به آن‌ها سر باز می‌زند.به علاوه، ما هزینه می‌کنیم تا به هدفی خاص برسیم و در غیر این صورت، پول خود را دور ریخته‌ایم.همه این موارد به اضافه چندین و چند مورد دیگر، از اهداف کپی رایتینگ هستند. کسب و کارها برای موفقیت در فرایند تبلیغات خود و رساندن صدای خود به مخاطب، محکوم به استفاده صحیح از کپی رایتینگ هستند.هزارتو برای ارائه این خدمت در کنار شما صاحبین کسب و کار است. برای دریافت مشاوره، با ما در تماس باشید.</description>
                <category>Maze Branding Team - تیم برندینگ و تبلیغات هزارتو</category>
                <author>Maze Branding Team - تیم برندینگ و تبلیغات هزارتو</author>
                <pubDate>Mon, 04 Oct 2021 20:36:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استفاده از داستان‌سرایی در بازاریابی</title>
                <link>https://virgool.io/@mazeteam/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-lk7zugqbpelq</link>
                <description>استوری تلینگ بهترین بازاریابیستما از کودکی داستان‌های زیادی رو شنیدیم؛ داستان‌هایی که سعی داشتن به نوعی یک مفهوم خاص رو در ذهن ما تثبیت کنند و حتی راه و رسم زندگی رو به ما آموزش بدن.استفاده از داستان توسط انسان برای انتقال مفاهیم، سابقه‌ای به درازای تاریخ داشته و کتب دینی مختلف از جمله قرآن و آثار ادبی بزرگ مثل حکایات سعدی و سروده‌های مولانا، همگی از داستان برای انتقال مفاهیم مهم بهره گرفتند.پس میشه اینجور نتیجه گرفت که انسان داستان رو دوست داره و از شنیدنش استقبال می‌کنه. به کمک این داستان‌ها، مفاهیمی رو یاد گرفته که شاید تا آخر عمر در ذهنش ماندگار باشه.همه این موارد باعث شده تا از داستان‌سرایی در بازاریابی و تبلیغات هم استفاده بشه!آشنایی با استوری تلینگ یا داستان‌سراییهنر داستان سراییاستوری تلینگ هنری هست که در صورت استفاده درست و به جا، تاثیر مهمی در شناخته شدن کسب و کارها و وایرال شدن تبلیغات خواهد داشت.در بسیاری از تبلیغات مشاهده می‌کنیم که برای معرفی محصولات و یا کسب و کارها، به صورت مستقیم در مورد اون‌ها صحبت میشه و از ویژگی‌ها و چیستی اون‌ها گفته میشه.اما در استوری تلینگ یا داستان‌سرایی ما به دنبال افزایش اثرگذاری هستیم و البته در کنار این اثرگذاری، محصول یا کسب و کار ما هم معرفی خواهد شد.برای رسیدن به این هدف، راه‌های مختلفی وجود داره.مثلا قهرمانی رو به تصویر بکشیم که رمز موفقیتش با یک نکته الهام‌بخش از محصول یا کسب و کار ما گره خورده؛ مشکلی رو در نظر بگیریم که محصول یا کسب و کار ما به شکل یک قهرمان اون رو حل میکنه؛ سرگذشت کسب و کارمون رو بیان کنیم و از این طریق اصالت، باتجربه بودن و قابل اعتماد بودن خودمون رو بیان کنیم و ...تا اینجا کمی با استوری تلینگ آشنا شدیم.در ادامه مطلب به این موضوع می‌پردازیم:چرا باید به استوری تلینگ رو بیاریم؟!چرا استوری تلینگ؟!به هزار و یک دلیل!استفاده از داستان در تبلیغات و بازاریابی، به شرط داشتن یک داستان خوب و اجرای قوی، از جهات مختلفی سودمند خوهاد بود؛ از جمله:1. وایرال شدن: مردم داستان‌های قوی رو دوست دارند و با هم به اشتراک می‌گذارند. در نتیجه تبلیغاتی که از داستان‌سرایی استفاده کردن، شانس بیشتری برای وایرال شدن (پخش شدن ویروسی) و بیشتر دیده شدن خواهند داشت.2. ماندگاری در ذهن مخاطب: همین‌طور که در ابتدای بحث گفته شد، استفاده از داستان باعث ماندگاری بیشتر مفاهیم در ذهن می‌شوند.کسب و کاری که کار خودش رو تازه شروع کرده و به دنبال برندسازی هست و یا محصول تازه‌ای که روانه بازار شده، باید در ابتدا دیده شده و سپس در ذهن مخاطب ماندگار بشن تا در زمان انتخاب، به عنوان اولویت افراد در بیان.3. افزایش تعامل مخاطب: از اون‌جایی که داستان با زندگی انسان عجین شده، به همین خاطر شنیدن یک داستان خوب می‌تونه به درون افراد نفوذ کنه، احساسات اون‌ها رو درگیر کنه و در نتیجه تعامل مخاطب با اون محتوا افزایش پیدا می‌کنه.4. افزایش مشتریان وفادار: کسب و کاری که بتونه افراد رو تحت تاثیر قرار بده، می‌تونه اون‌ها رو به مشتری، مشتری وفادار و حتی مشتری تبلیغ‌کننده خودش تبدیل کنه. حفظ یک مشتری هزینه کمتری نسبت به جذب مشتری جدید خواهد داشت در نتیجه، هزینه‌های کسب و کار هم کاهش خواهد یافت.این‌ها فقط گوشه‌ای از تاثیرات مثبت استوری تلینگ است! اما برای رسیدن به چنین نتایجی، چه باید کرد؟چگونه می‌توان یک داستان جذاب داشت؟داستان شما چیست ؟برای داشتن یک داستان قدرت‌مند باید نکاتی رو رعایت کرد که در ادامه به چند مورد خواهیم پرداخت.· داستانی تعریف کید که با پرسونای مخاطب و البته، هویت  کسب و کارتون تناسب داشته باشه.· یک سناریوی قوی، جذاب و سرگرم‌کننده طراحی کنید.· سعی کنید با فضاسازی، مخاطب رو در اون موقعیت قرار بدید تا انتقال حس بهتر صورت بگیره و تاثیرگذاری داستان بالاتر بره.· در صورت امکان، از قهرمان‌ها برای بیان داستان خود استفاده کنید و یا کسب و کار خودتون رو در نقش یک قهرمان قرار بدید.· با استفاده از استوری تلینگ، پیام خاصی رو به مخاطب انتقال دهید و در نهایت بستر مناسب برای اقدام مخاطب رو فراهم کنید.· به سوالات یا نیازهای مخاطب پاسخ بدید.در نهایت این نکته رو بیاد اضافه کرد که داشتن استراتژی در داستان‌سرایی بسیار مهم بوده و نقش مهمی در موفقیت داستان ما خواهد داشت.هزارتو سعی داره تا به کسب و کارها برای داشتن یک داستان خوب کمک کنه؛ داستانی که می‌تونه محبوبیت اون کسب و کار در بین مخاطبان و پیشی گرفتن از رقبا بشه.اگه شما هم جز اون دسته از صاحبان کسب و کار هستید که به دنبال دیده شدن کسب و کارتون با تبلیغاتی خاص و هدفمند هستید، با هزارتو در تماس باشید.در حل هزارتوی کسب وکارتان کنارتان هستیم .</description>
                <category>Maze Branding Team - تیم برندینگ و تبلیغات هزارتو</category>
                <author>Maze Branding Team - تیم برندینگ و تبلیغات هزارتو</author>
                <pubDate>Wed, 29 Sep 2021 14:01:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>با چرایی شروع کنید!</title>
                <link>https://virgool.io/@mazeteam/%D8%A8%D8%A7-%DA%86%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-yw49xesnrnuf</link>
                <description> https://www.instagram.com/tv/CUX060vIWr- &quot;با چرایی شروع کنید&quot; عنوانی کتابی از سایمون سینک است و احتمالا برای فعالان حوزه مدیریت و بازاریابی، نامی آشنا باشد.این نویسنده آمریکایی در کتاب خود سعی کرده تا از شیوه‌های تاثیرگذاری بیشتر صحبت کنه. او برای بیان مفهوم مد نظر خود، از سه دایره با اندازه‌های مختلف کمک گرفته و نام دایره طلایی رو به این طرح نسبت داده.منظور از دایره طلایی چیه؟طرحی رو در نظر بگیرید با سه دایره با اندازه‌های مختلف که داخل یک دیگر قرار گرفتن. هر یک از این دایره‌ها با یک نام خاص شناخته می‌شوند. نام این دایره‌ها به ترتیب از داخل به خارج شامل Why، How و What است.سایمون سینک معتقد است که این دایره‌ها بر عملکرد مغز انسان منطبق است. عملکرد قسمت خارجی مغز (قشر خاکستری) بیشتر بر روی منطق و استدلال متمرکز است و قسمت‌های داخلی‌تر مغز، مسئول پردازش احساس و عاطفه است.شاید فهم نکته‌ای که در آخر ذکر شد ساده باشد اما ممکن است متوجه ارتباط ساختار مغز با دایره طلایی نشده باشید؛ در ادامه این موضوع رو بیشتر شرح خواهیم داد.ارتباط دایره‌های طلایی و ساختار مغز در چیست؟با یک مثال این مفهوم ساده‌‌تر خواهد شد.یک محصول خاص رو در نظر بگیرید؛ قصد داریم ویژگی‌های اون رو بر اساس دایره‌های طلایی بیان کنیم.در خارجی‌ترین دایره که با عنوان What شناخته میشه، ما به بیان &quot;چیستی&quot; اون محصول می‌پردازیم. مثلا میشه به نکاتی مثل ابعاد و اندازه، رنگ، جنس، ویژگی‌های ظاهری و موارد این‌چنینی بپردازیم.در دایره میانی (دایره How) به چگونگی ایجاد اون محصول می‌پردازیم. پرداختن به نحوه ساخت، نحوه نگهداری، نحوه کار کردن اون محصول و مواردی از این دست در این لایه انجام میشه.و در دایره داخلی که با عنوان Why شناخته میشه، ما به بیان اعتقاد، باور، انگیزه و هدفی که از ساخت اون محصول داشتیم، می‌پردازیم.و اما نتیجه...همین‌طور که تا حدود زیادی مشخص شد، هر چه‌قدر که در دایره‌های طلایی از خارج به داخل حرکت می‌کنیم، از حالت منطقی بودن و سر و کار داشتن با استدلال، به سمت عاطفی بودن و اثرگذاری بر احساس حرکت می‌کنیم.حالا که چنین ارتباطی رو درک کردیم، بهتر می‌تونیم از کاربرد دایره‌های طلایی در مدیریت و بازاریابی صحبت کنیم.کاربرد دایره‌های طلایی در مدیریتکسب و کارهای امروزی تا حدودی از سبک سلسله مراتبی قدیمی فاصله گرفتن و بیشتر بر کارهای گروهی تمرکز کردن. هدف از چنین سبکی از کار، این است که افراد با حس همدلی بیشتری کنار هم کار کنند و علاوه بر اون، با یادگیری از یکدیگر، از پیشرفت‌های شخصی هم فاصله نگیرن.موارد مختلفی در موفقیت این سبک کاری اثرگذارند و یکی از مهم‌ترین این موارد، میزان تاثیرگذاری رهبر گروه است.طبق اعتقاد سایمون سینک، الزاما همه رهبران، رهبری نمی‌کنند؛ رهبری کردن مختص رهبرانی است که می‌توانند تاثیرگذار باشند.شاید چیستی یک گروه و یا نحوه کار کردن گروه برای اعضای اون مشخص باشه و تمایل چندانی برای شنیدن چندباره اون‌ها نداشته باشن!اما مدیری که برای کسب و کارش اهداف، انگیزه‌ها و باورهای درستی تعریف کرده، می‌تونه با بیان اون‌ها برای اعضای گروه، حس همدلی و صمیمیت رو بالاتر ببره و کاری کنه تا اعضا از کار کردن در چنین گروهی، حس بهتری داشته باشند.در این صورت، قطعا کارها بهتر پیش خواهد رفت.کاربرد دایره‌های طلایی در بازاریابیقطعا همه ما در موقعیت &quot;خریدار&quot; قرار گرفتیم. گاهی چیزهایی رو می‌خریم فقط به این دلیل که &quot;دوستش داشتیم&quot; و هیچ منطق و استدلالی پشت این خرید نیست. البته که در خریدهای معقول ما &quot;احساس&quot; باز هم نقش پر رنگی داره.درک این موضوع باعث میشه تا وقتی در موقعیت فروشنده قرار می‌گیریم، بتونیم موفق‌تر عمل کنیم.سایمون سینک بیان کرده که کسب و کارهای زیادی در یک زمینه خاص فعال هستند و همگی می‌توانند موفق باشند؛ اما فقط تعداد انگشت‌شماری به موفقیت خواهند رسید. دلیل این رخداد در نحوه بازاریابی شرکت‌هاست.شرکت‌های ناموفق و حتی شرکت‌هایی که تا حدودی به موفقیت می‌رسند، بازاریابی خود را از دایره داخلی شروع می‌کنند؛ با بیان چیستی‌ها و دلایل منطقی.اما شرکت‌های موفق تلاش می‌کنند تا با اثرگذاری بر احساس مخاطب، علاوه بر تبدیل او به مشتری خود، این فرد رو به مبلغ و عاشق خود تبدیل کنند!برای اثرگذاری بر احساس مخاطب، از چرایی‌ها شروع می‌کنند؛ اینکه از ساخت این محصول چه هدفی داشتند و این محصول قراره چه تغییر شگرفی در اون صنعت خاص و حتی دنیا به وجود بیاره!الان دیگه کاملا متوجه شدیم که چرا بایدبا چرایی‌ها شروع کنیم!</description>
                <category>Maze Branding Team - تیم برندینگ و تبلیغات هزارتو</category>
                <author>Maze Branding Team - تیم برندینگ و تبلیغات هزارتو</author>
                <pubDate>Thu, 23 Sep 2021 14:49:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی مدل AIDA و کاربرد آن در بازاریابی</title>
                <link>https://virgool.io/@mazeteam/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D9%84-aida-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-vzmchfrd1bs8</link>
                <description>هیچ یک از کسب و کارها نمی‌توانند ادعا کنند که امروز محصولی جدید تولید می‌کنند و فردا بازار آن محصول رو به دست می‌گیرند؛ اون هم بدون هیچ کار خاصی!شرکت‌های بزرگ و شناخته شده هم، مسیری رو جهت معرفی محصل خود و افزایش آگاهی نسبت به اون طی می‌کنند تا در نهایت منجر به فروش بشود. یک مسیر کلی و معروف در این رابطه وجود دارد که با عنوان قیف فروش شناخته می‌شود.اما روی این قیف، مدل‌های مختلفی اجرا می‌شود؛ مثلا چهارچوب RACE که در مقالات قبلی هزارتو می‌تونید به اون دسترسی داشته باشید و یا مدل AIDA.منظور از AIDA چیست؟AIDA در واقع از ابتدای چهار کلمه Attention یا Awareness، Interest، Desireیا Decisionو Action گرفته شده.هر کدام از این کلمات، نشانگر یکی از مراحل مدل AIDA است که در ادامه به بررسی هر یک خواهیم پرداخت:1. Attention یا Awareness (آگاهی یا توجه)قاعدتا وقتی محصول جدیدی رونمایی شده، اطلاع چندانی نسبت به اون در بین مردم نیست. از همین رو، در گام اول باید روی افزایش توجه مردم نسبت به این محصول و آگاه‌تر شدن اون‌ها برنامه‌ریزی و تلاش کنیم.از جمله اقداماتی که در این خصوص در بازاریابی دیجیتال (دیجیتال مارکتینگ) انجام می‌شود، می‌توان به انواع تبلیغات و SEO اشاره کرد.2. Interest (علاقه)پس از اینکه در مخاطب شناخت و آگاهی ایجاد کردیم، باید او رو به محصول خود علاقه‌مند کنیم.در مرحله باید سعی کنیم تا با مخاطب ارتباط قوی‌تر و عمیق‌تری ایجاد کنیم. برای این کار، می‌توانیم از محتوا کمک بگیریم. ما با تولید محتوای خوب و با کیفیت به مخاطب نشان می‌دهیم که برای او ارزش و احترام قائلیم و به دنبال ایجاد ارتباطی فراتر از ارتباط مشتری – فروشنده هستیم.3. Desire یا Decision (تمایل و تصمیم‌گیری)وقتی مخاطب آگاهی و علاقه پیدا کرد، تمایل بیشتری برای خرید از خود نشان می‌دهد. در اینجا فقط باید کاری کرد که او برای خرید، تصمیم قاطع بگیرد.از اقداماتی که در این مرحله می‌توان انجام داد، به چند مورد اشاره خواهیم کرد:· استفاده از تصاویری که مشتریان قبلی رو در حال خرید نشون میده.· استفاده از تجربیات مشتریان قبلی و محتوای تولید شده توسط مخاطب (UGC)· نمایش رضایت مشتریان قبل· و ...4. Action (اقدام)آخرین مرحله از مدل AIDA به خرید ختم خواهد شد. البته صرف ورود به این مرحله موفقیت نیست؛ مثل مواقعی که مشتری محصولی رو به سبد خرید اضافه کرده اما فرایند پرداخت رو تکمیل نمیکنه.در این مرحله ما به قرار دادن Call to action (دعوت به اقدام یا CTA) در محل مناسب نیاز داریم تا مخاطب به سادگی و با چند کلیک خرید خودش رو تکمیل کنه.در پایان باید اضافه کرد که مخاطب از زمان ورود به قیف فروش تا پایان اون، سفری رو تحت عنوان سفر مشتری (Customer Journey) طی میکنه. این سفر به اشکال و مدل‌های مختلفی انجام میشه اما در نهایت همه این مدل‌ها برای حرکت دادن مخاطب در قیف فروش و تبدیل او به مشتری مورد استفاده قرار می‌گیرند.</description>
                <category>Maze Branding Team - تیم برندینگ و تبلیغات هزارتو</category>
                <author>Maze Branding Team - تیم برندینگ و تبلیغات هزارتو</author>
                <pubDate>Thu, 16 Sep 2021 18:35:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فریمورک دیجیتال مارکتینگ RACE، عمل در چهارچوب قواعد</title>
                <link>https://virgool.io/@mazeteam/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%DA%86%D9%88%D8%A8-%D9%88-%D9%85%D8%AF%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%B1%DB%8C%D8%B3-digital-marketing-model-ndue5vkfmozc</link>
                <description>مدل race در دیجیتال مارکتینگفرض کنید که کسب و کاری راه انداخته‌اید و یا از یک محصول جدید رونمایی کرده‌اید. در چنین شرایطی، کمتر کسی شما یا محصول جدیدتان را می‌شناسد؛ تا وقتی هم که شناخته نشوید، فروشی نخواهید داشت.در این صورت چه راه حلی خواهیم داشت؟فروش بیشتر با قیف!قیف فروش استانداردما در تخصص بازاریابی یک قیف معروف داریم؛ قیف فروش. ماجرای این قیف از چه قراره؟یک قیف رو تصور کنید که قسمت بازتر آن در بالا و قسمت بسته‌تر آن در پایین قرار گرفته. مردمی که نسبت به شما یا محصولتان هیچ شناختی ندارند، در بالای این قیف و خارج از قسمت پهن‌تر قرار گرفته‌اند. و اما هدف ما...هدف ما این هست که جمعیت زیادی از مردم رو به مرور وارد این قیف کنیم تا در نهایت چند مشتری برای کسب و کارمون به دست بیاریم.حالا که تا حدودی با قیف فروش آشنا شدیم، اجازه بدید تا در قسمت بعد، به صورت مفصل‌تر در مورد قیف فروش و ارتباط اون با فریمورک RACE صحبت کنیم.مدل پی آر اسمیت ارتباط بین چهارچوب RACE و قیف فروش در چیست؟همان طور که در قسمت‌های قبل گفته شد، برای معرفی یک کسب و کار یا محصول جدید، نیاز داریم تا آگاهی از برند یا محصول خود را بالا برده و در نهایت با جذب مخاطبان، این افراد رو به مشتریان خودمون تبدیل کنیم.برای موفقیت در این مسیر، استفاده از چهارچوب RACE بسیار کمک‌کننده خواهد بود.RACE در واقع مخفف چهار کلمه Reach، Act (Interact)، Convert و Engage است. در هر یک از این چهار مرحله، ما تعدادی از افراد رو یک مرحله به سمت انتهای قیف پیش خواهیم برد.گام نخست، Reach و افزایش آگاهیفرض کنید از محصول جدیدی رونمایی کرده‌اید و هنوز هیچکس نسبت به آن شناخت و آگاهی ندارد. پس در گام نخست نیاز داریم تا مردم را به سمت دیدن محصول جدیدمان هدایت کنیم به آن‌ها آگاهی بدهیم. در واقع در این مرحله توجه افرادی که به صورت گذرا از سایت یا صفحه شبکه اجتماعی ما عبور کرده‌اند را جلب کرده و این افراد رو به مخاطبین خود تبدیل کرده‌ایم.گام دوم، Act (Interact) و ایجاد علاقه در مخاطبدر این مرحله، با افرادی که به مخاطبان کسب و کار ما تبدیل شده‌اند ارتباط بیشتری برقرار کرده و سعی می‌کنیم تا علاقه آن‌ها نسبت به ما یا محصول‌مان بیشتر شود.اینگونه مخاطبان خود را به مشتریان بالقوه تبدیل خواهیم کرد.گام سوم، Convert یا تبدیل مخاطب به مشتریدر مرحله سوم، ما با افرادی مواجهیم که آگاهی مناسبی را دریافت کرده‌اند و تبدیل به مخاطبی شده‌اند که آماده خرید است.ایجاد یک جرقه از سوی ما باعث تبدیل شدن مشتریان بالقوه به مشتریان بالفعل خواهد شد.گام آخر، Engage و ایجاد مشتریان وفاداردر مرحله آخر از فریمورک RACE، ما با ایجاد یک تعامل قوی و صمیمانه و ارائه پیشنهادات شخصی‌سازی شده، به دنبال حفظ مشتریان خود و هدایت آن‌ها به سمت خریدهای بعد خواهیم بود؛ در واقع کار می‌کنیم تا به مشتریان وفادار و حتی مبلغان کسب و کار ما تبدیل شوند.نکته!تا اینجا با مفهوم قیف فروش و نحوه هدایت افراد در این قیف با استفاده از فریمورک RACE آشنا شدیم؛ اما یک نکته.در مسیر حرکت افراد در این قیف، قطعا با ریزش‌هایی مواجه خواهیم شد؛ یعنی اگر صد هزار نفر مخاطب داشته باشیم، ممکن است در نهایت صد مشتری برای کسب و کار ما فراهم شود.سنجه های کلیدی عملکردی در مدل ریسبرای آنکه بفهمیم در هر مرحله چه قدر خوب عمل کرده‌ایم و چه مقدار از اهداف کسب و کار در هر مرحله محقق شده، باید KPI های مختلفی تعیین کنیم.KPI مطلب بسیار مهمی است که در مطالب آینده به آن خواهیم پرداخت. در ضمن شما میتونید با مراجعه به صحه اینستاگرام هزارتو، مطلبی که در مورد KPI آماده شده رو مطالعه کنید.در پایان، امیدواریم این محتوا برای شما مفید بوده باشه اطلاعات خوبی رو نسبت به قیف فروش و چهارچوب RACE به شما داده باشه.</description>
                <category>Maze Branding Team - تیم برندینگ و تبلیغات هزارتو</category>
                <author>Maze Branding Team - تیم برندینگ و تبلیغات هزارتو</author>
                <pubDate>Sun, 12 Sep 2021 20:31:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چند نکته در مورد ویدیو مارکتینگ</title>
                <link>https://virgool.io/@mazeteam/%DA%86%D9%86%D8%AF-%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-akbfhwdyohed</link>
                <description>کسب و کارهای مختلف به دنبال دیده شدن بیشتر و در نتیجه فروش بیشتر هستند. از طرفی، مخاطبان و مشتریان هم به دنبال افزایش آگاهی در مورد محصول مورد نظر هستند تا با خیالی راحت اقدام به خرید کنند.در نتیجه کسب و کارها به دنبال دیده شدن و مخاطب به دنبال دیدن است و چه راهی بهتر از ویدیو!در این مطلب در مورد مزایا و نکاتی از ویدیو مارکتینگ صحبت خواهیم کرد؛ لطفا تا پایان همراه ما باشید.چرا ویدیو مارکتینگ ؟!هر یک از مدیران و صاحبان کسب و کار برای دست زدن به یک اقدام جدید، باید در مورد آن کاملا مطلع شده و به خوبی توجیه گردند. بنابراین در این قسمت چند مورد از مزایای ویدیو مارکتینگ رو خواهیم گفت...1. بیشتر دیده شدن:از طریق ویدیو می‌توان تمام زوایای یک موضوع رو مورد بررسی قرار داد و اطلاعات کاملی منتقل کرد. اگر هدف شما نمایش محل کسب و کار یا معرفی محصول جدیدتان است، ویدیو از بهترین راه‌هاست.2. اعتمادسازی:ویدیو به واسطه انتقال سطح مناسبی از آگاهی، در جلب اعتماد مخاطب نقش پر رنگی دارد. از شگردهایی که برای اعتمادسازی بیشتر در ویدیو‌ها استفاده می‌شود، نشان دادن خط تولید، نمایش محصول مورد نظر در زمان استفاده توسط مشتریان و مواردی از این قبیل است.3. تاثیر مثبت روی سئو:اگر به دنبال راهی برای تاثیر شگفت‌انگیز بر روی سئوی سایت خود هستید، ویدیو یک گزینه عالی است! مردم به دیدن ویدیو علاقه دارند و به همین جهت می‌توان از ویدیوها در افزایش ترافیک سایت و بهبود سئو استفاده کرد.4. قابل استفاده در بسترهای مختلف:ویدیوهای تولید شده معمولا در بسترهای مختلف از جمله وبسایت‌ها و لندینگ پیج‌ها، شبکه‌های اجتماعی مختلف و ... قابل استفاده هستند.5. افزایش کلیک و افزایش فروش:سایت‌های فروشگاهی موفق بر روی صفحه فرود خود (لندینگ پیج) یک ویدیو بارگزاری می‌کنند. این کار یک رفتار هوشمندانه است چراکه به واسطه ویدیو بهترین میزان تاثیر رو بر روی مخاطبینی که تازه وارد سایت‌شان شده‌اند، می‌گذارند.در نتیجه میزان کلیک‌های بعدی بعدی که نهایتا منجر به فروش خواهد شد، افزایش میابد.این موارد به اضافه چندین و چند نکته دیگر، همه از مزایای ویدیو مارکتینگ هستند؛ مزایایی که برای ترغیب صاحبین کسب و کار در استفاده از این روش کافی است.و اما چند نکته برای یک ویدیو مارکتینگ موفق...· داستان بگویید: مردم عاشق شنیدن داستان و روایت هستند. اگر بتواند محتوای مد نظر خودتون رو در غالب یک روایت جذاب بیان کنید، قطعا نتیجه ویدیو مارکتینگ شما بهتر خواهد بود.· سناریو داشته باشید: ویدیوهای تبلیغاتی باید مثل یک فیلم سینمایی، از یک سناریو قوی و منسجم برخوردار باشد.· به مخاطب احترام بگذارید: نباید فکر کرد که استفاده از هر ویدیو با هر ساختاری، ویدیو مارکتینگ است. مخاطب برای دیدن ویدیوی شما وقت می‌گذارد؛ پس با ساخت یک ویدیوی با کیفیت که به خوبی تدوین شده، برای وقت او ارزش قائل شوید.در پایان باید این نکته رو یادآور شد که هرچند ویدیو مارکتینگ، مثل هر روش دیگری از روش‌های مختلف بازاریابی و مارکتینگ، هزینه‌هایی رو در بر دارد اما در عوض بازدهی و نتیجه بسیار خوبی رو به ارمغان خواهد آورد.</description>
                <category>Maze Branding Team - تیم برندینگ و تبلیغات هزارتو</category>
                <author>Maze Branding Team - تیم برندینگ و تبلیغات هزارتو</author>
                <pubDate>Thu, 09 Sep 2021 16:02:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دقیقا FOMO چیست !؟ + مثال های فومو (FOMO)</title>
                <link>https://virgool.io/@mazeteam/%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%A7-fomo-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D8%AB%D8%A7%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D9%88%D9%85%D9%88-fomo-vpt6agrwcjyu</link>
                <description>کاربرد FOMO در بازاریابیبازاریابی دنیای گسترده‌ای از تکنیک‌های فروش و به طور کلی، یک علم گسترده است که با هنر درآمیخته و برای کمک به افزایش فروش کسب و کارهای مختلف، در کنار آن‌ها قرار گرفته است.یکی از تکنیک‌های جذاب و جالبی که توسط بازاریابان مورد استفاده قرار می‌گیره، تکنیک FOMO است. FOMO مخفف عبارت fear of missing out بوده و معنای آن این است: &quot;فروش از طریق ایجاد ترس از دست دادن یک پیشنهاد خوب یا یک محصول عالی!&quot;این جمله یعنی چه؟آشنایی بیشتر با مفهوم FOMOاحتمالا تاکنون با آگهی‌های تبلیغاتی که محتوی یک پیشنهاد عالی برای مدتی کوتاه هستند، برخورد داشتید. حسی که بعد از دیدن چنین آگهی‌هایی به شما دست میده چیه؟اگر شما به چنین محصولی نیاز داشته باشید، قطعا به خرید اون تشویق میشید و البته دلهره از دست دادن این پیشنهاد عالی هم وجودتون رو فرا می‌گیره!حتی گاها افرادی دست به خرید میزنن که اصلا به اون محصول نیاز ندارن؛ خرید اون‌ها صرفا برای از دست نرفتن این فرصت خرید هست و البته، دلهره‌ای که به خاطر از دست رفتن در اون‌ها به وجود میاد.تمام این موارد، نشان‌دهنده اجرای یک تکنیک موفق به نام FOMO است.در واقع در این تکنیک، بازاریابان اهمیت محصول، خدمت یا پیشنهاد خودشون رو بولد کرده و ارزش اون رو در ذهن مخاطب بالا می‌برند؛ فرصتی که تعداد زیادی خواهان داره و افراد زیادی دنبال به دست آوردن اون هستند. سپس با محدود کردن زمان به دست آوردن چنین فرصت بی‌نظیری، افراد رو دچار &quot;ترس از دست دادن&quot; کرده و اون‌ها رو تشویق به اقدام و خرید سریع‌تر خواهند کرد.حالا که با تعریف FOMO به خوبی آشنا شدیم، بیاید تا چند نمونه از اون رو بررسی کنیم.انواع روش‌های اجرای FOMO1. آگهی‌های زمان‌دار:یکی از اشکال رایج و متداول اجرای چنین تکنیکی، نمایش آگهی‌ها همراه با تایمر یا زمان محدود است.مثلا شرکت ما محصولی رو برای فروش گذاشته که قیمت مشخصی داره اما در صورت خرید افراد طی یک هفته آتی، 30% تخفیف دریافت خواهند کرد. معمولا برای افزایش اثرگذاری این روش، از جملاتی مثل &quot;این فرصت دیگر تکرار / تمدید نخواهد شد&quot; استفاده میشه.2. تولید محتوای VIP:با مراجعه به برخی از سایت‌های معتبر که صد البته محتوای ارزشمندی تولید می‌کنند، مشاهده می‌کنیم که محتوا از یک قسمت خاص از دسترس عموم خارج می‌شود و فقط برای افرادی قابل رویت است که اشتراک تهیه کرده‌اند.در واقع این سایت‌ها با ایجاد ترس به خاطر از دست دادن محتوای با ارزش، مخاطب رو به خرید اشتراک ترغیب می‌کنند.3. نمایش موجودی کالاتصور کنید به محصولی نیاز دارید و پس از پیدا کردن اون در یک فروشگاه اینترنتی، با تعداد کم موجودی این کالا در انبار فروشگاه مد نظر رو به رو شوید. در این صورت به خاطر برای از دست نرفتن فرصت خرید، شما ترغیب به خرید خواهید شد.4. نشان دادن تعداد افراد حاضر در صففرض کنید در یک فروشگاه، به یک صف طولانی بر می‌خورید که مربوط به خرید یک کالای خاص است. از قضا، قبلا تبلیغات مربوط به این کالا رو مشاهده کردید و تعریف‌هایی از اون به گوشتون خورده.حالا و با دیدن صفی که برای خرید این محصول شکل گرفته، در شما ترس از دست دادن فرصت خرید ایجاد می‌شود و این همان FOMO است!این موارد همگی از روش‌های مختلف اجرای FOMO هستند. البته باید به این نکته توجه کرد که می‌توان در کنار اجرای این تکنیک، کاری کرد تا همیشه جلوی چشم مردم باشند.مثلا از طریق ایمیل و یا استفاده از سرویس پیامک، فرصت بی‌نظیر خودمون رو چندین بار به مردم عرضه کنیم و محدود بودن زمان به دست آوردن اون رو یادآور شویم.اجرای این تکنیک هم مثل هر روش دیگری، نیاز به استراتژی مناسب داره که هزارتو می‌تونه در این زمینه به شما کمک کنه.</description>
                <category>Maze Branding Team - تیم برندینگ و تبلیغات هزارتو</category>
                <author>Maze Branding Team - تیم برندینگ و تبلیغات هزارتو</author>
                <pubDate>Mon, 06 Sep 2021 19:26:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آشنایی با استراتژی pull و push در بازاریابی</title>
                <link>https://virgool.io/@mazeteam/%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-pull-%D9%88-push-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-joc4pqdmykm4</link>
                <description>در عین حال که بازاریابی یک کار علمی و یک فن تخصصی هست، نباید از جنبه هنری اون هم غافل شد. بازاریابی علم و هنر استفاده درست و به جا از تکنیک‌ها و روش‌های مختلف است. اکثر تکنینک‌هایی که برای بازاریابی قابل استفاده است، مثل یک شمشیر دو لبه عمل می‌کند؛ استفاده درست اون موجب افزایش فروش، برندسازی و ... بوده و در عین حال، استفاده غلط باعث تحمیل هزینه‌های گزاف به کسب و کار خواهد بود.اگر بخواهیم نمونه‌ای از این تکنیک‌ها رو مورد بررسی قرار دهیم، می‌توان به استراتژی‌های pull و push اشاره کرد.استراتژی  pull چیست؟استفاده از تکنیک pull یا کشش در واقع برای &quot;جذب مشتری به سوی خود&quot; است.مخاطب هدف در این تکنیک مصرف‌کننده نهایی محصولات یا خدمات بوده و بازاریابان با استفاده از تبلیغات و روش‌های مختلف، به تحریک مخاطبان هدف برای خرید اقدام می‌کنند.استراتژی pull برای کدام کسب و کارها مناسب است؟کسب و کارها برای استفاده از این روش، باید از قبل در مسیر برندسازی وارد شده باشند و تا حدودی نام خودشون رو در ذهن مخاطب هدف قرار داده باشند. این کسب و کارها باید توانمندی، کیفیت و تخصص محصولات و خدمات خودشون رو به بازار هدف ثابت کرده باشند تا ذهن مخاطب آماده پذیرش تبلیغات بعدی آن‌ها باشد.در این مرحله با اجرای شکل‌های مختلفی از استراتژی‌ pull، مخاطب به خرید از محصولات یا خدمات کسب و کار ما ترغیب خواهد شد.استراتژی push چیست؟استراتژی push یا رانش، در واقع برای هل دادن محصول به سمت مشتری است.مخاطب هدف در این استراتژی، مصرف‌کننده نهایی محصول نیست بلکه خرده فروشان و عمده فروشان مخاطب اصلی اون هستند.در این روش تبلیغات و محرک‌های فروش برای ترغیب عمده فروشان و خرده فروشان استفاده می‌شود. اون‌ها با خرید این محصولات، خود به بازاریابان و تبلیغ‌کنندگان کسب و کار ما تبدیل خواهند شد.استراتژی push برای کدام کسب و کارها مناسب است؟کسب و کارهای نوپا و یا کسب و کارهایی که محصول جدیدی برای عرضه دارند و مصرف‌کننده نهایی ذهنیتی درباره آن ندارد، می‌توانند از این روش استفاده کنند. وقتی مخاطب هدف در هر فروشگاهی پا می‌گذارد، با محصولات شما مواجه شود، خود به برندسازی و ایجاد یک ذهنیت خاص کمک می‌کند.از طرفی، برای مناسبت‌های خاص و ایام بخصوص مثل تغییر فصل‌ها، این روش بسیار مناسب است.اجرای استراتژی push احتمالا با کاهش حاشیه سود شما همراه خواهد بود و همین موضوع حساسیت اجرای اون رو افزایش میده؛ چراکه در درجه اول برای ضرر نکردن و در گام بعد برای رسیدن به سود، شما باید میزان فروش بالایی داشته باشید.جمع‌بندیدر نهایت باید این نکته رو ذکر کرد که اجرای این دو استراتژی، هم می‌تواند سودرسان باشد و هم باعث ضرر کسب و کار شود. اجرای به موقع، به جا و صحیح هر یک از این استراتژی‌ها نه تنها به افزایش فروش می‌انجامد بلکه می‌تواند به برندسازی و دیده شدن بیشتر کسب و کار شما هم کمک کند.</description>
                <category>Maze Branding Team - تیم برندینگ و تبلیغات هزارتو</category>
                <author>Maze Branding Team - تیم برندینگ و تبلیغات هزارتو</author>
                <pubDate>Sat, 04 Sep 2021 20:21:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دیجیتال برندینگ چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/Rocket/%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%86%DA%AF-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-qhewj5vahw6g</link>
                <description>امروزه شاهد گسترش روزافزون فناوری و بزرگ‌تر شدن دنیای دیجیتال هستیم. به همین خاطر، رشد فزاینده مخاطبان این فضا و افرادی که در اون حاضر هستند قابل توجیه خواهد بود.اینکه اینترنت در اکثر مناطق گسترش پیدا کرده، بسیاری از مردم به اون دسترسی دارند و بخشی از وقت و زندگی روزانه خودشون رو به فضای دیجیتال اختصاص دادن، همه و همه باعث شده تا کسب و کارها و بازاریابان به این فضا به چشم یک بازار بسیار بزرگ نگاه کنند و برای حضور در اون، برنامه‌ریزی و استراتژی‌گذاری کنند.یکی از رموز موفقیت کسب و کارها و وجه تمایز کسب و کارهای خوب و عالی، داشتن برنامه برای برندسازیه. قطعا در بازار برای یک محصول خاص، نام‌ها و اسامی مختلفی دیده میشه؛ در چنین فضایی چگونه باید شانس انتخاب شدن توسط مخاطب رو بالا برد؟با برندسازی!برند چیست؟برند چیزی فراتر از داشتن لوگو و نام تجاری‌ست. البته که همه این موارد در فرایند برندینگ اثرگذار هستند اما نمی‌توان داشتن لوگو یا نام تجاری را، برند دانست.برند یعنی انتقال حس! یعنی وقتی مخاطب نام شما را شنید، حس خاصی پیدا کند و تصویری در ذهن او نقش ببندد.این حس، همون چیزی هست که شما در استراتژ‌ی‌گذاری‌های خود مشخص کرده‌اید. این شما هستید که مشخص می‌کنید که کسب و کار یا محصول و خدمات شما منتقل‌کننده چه حسی باشد.تعریف برندسازی!برندسازی یک پروسه، فرایند و چرخه ممتد و ادامه‌دار است. در برندسازی، شما نام تجاری، لوگو، رنگ سازمانی، لحن و ... را به کار می‌گیرید تا در نهایت برند مدنظرتان را به وجود بیاورید.و حالا اصل مطلب!دیجیتال برندینگ چیست؟وقتی از فضای دیجیتال و تمام امکانات و ابزارهای آن برای ساخت برند مدنظر استفاده شود، وارد حوزه دیجیتال برندینگ می‌شویم.اینکه تصور شود با ساخت یک اکانت اینستاگرام در حال بازاریابی دیجیتال (دیجیتال مارکتینگ) و برندسازی دیجیتال (دیجیتال برندینگ) هستیم، یک اشتباه بزرگ است!اولا امکانات فضای دیجیتال برای برندسازی بسیار بیشتر است و ثانیا، اصلا اینستاگرام جای هر کسب و کاری نیست!حالا برای عقب نماندن از رقیبان چه باید کرد؟بایدهای دیجیتال برندینگ+ اول از همه باید خودتان را بشناسید!چه ویژگی‌هایی دارید؟ چه ارزشی ارائه می‌کنید؟ این ارزش چه ویژگی‌هایی دارد؟ می‌خواهیم چه حسی را منتقل کنیم؟پاسخ هرکدام از این پرسش‌ها، بخشی از استراتژی‌های شما را خواهد ساخت.+ در گام بعدی مخاطب خود را مشخص کنید.این مخاطب کیست و چه ویژگی‌هایی دارد؟با استفاده از پاسخ این پرسش‌ها، استراتژی‌گذاری می‌کنیم. این استراتژی‌ها مشخص می‌کند که باید در چه فضاهایی حاضر باشیم و به چه شکل فعالیت کنیم.برای حضور موفق در فضای دیجیتال و یک دیجیتال برندینگ اصولی چه باید کرد؟وبسایتوبسایت یکی از امن‌ترین و البته اساسی‌ترین ابزارها برای برندسازی دیجیتال محسوب میشه.برای داشتن یک وبسایت قوی، به تولید محتوای با ارزش نیاز داریم. البته این محتوا باید توسط مخاطب دیده بشه؛ اینجاست که SEO اهمیت خودش رو نشون میده.پس برای داشتن یک وبسایت خوب، نیاز به تولید محتوای با ارزش و سئو شده خواهیم داشت.شبکه‌های اجتماعیمردم بیشتر وقتی رو که به اینترنت اختصاص میدن، در شبکه‌های اجتماعی می‌گذرونن. بنابراین حضور در چنین فضایی اهمیت بالایی داره.هر کسب و کار باید متناسب با ویژگی‌هایی که برای خودش و مخاطب هدفش متصور شده، شبکه اجتماعی مناسب رو انتخاب کرده و ارتباط نزدیکی رو با مخاطب برقرار کنه.این ارتباط به انتقال حس و البته دیده شدن بیشتر توسط مخاطب کمک خواهد کرد.تبلیغات آنلاینوقتی شما برای کسب و کار خود پیامی ایجاد کرده‌اید، باید سعی کنید این پیام را به گوش مردم برسانید.یکی از روش‌هایی که می‌تواند با بازدهی خوبی همراه باشد، تبلیغات آنلاین است.این تبلیغات می‌تواند به شیوه‌های گوناگوندر معرض دید قرار بگیرد و شما می‌توانید در فضاهای مختلف پیام خود را جلوی چشم مخاطب قرار دهید.جمع‌بندیدر اینکه اینترنت و فضای دیجیتال با زندگی مرد عجین شده، شکی نیست. مردم با این فضا الفت گرفتند و به همین خاطر از اون تاثیر می‌پذیرند. همین اثرگذاری، فرایند دیجیتال برندینگ رو توجیه‌پذیر کرده و می‌تونه با اثربخشی خوبی همراه باشه.البته باید به این نکته توجه داشت که برای یک دیجیتال برندینگ خوب باید استراتژی داشت و با برنامه پیش رفت؛ چیزی که هزارتو در انجام اون می‌تونه در کنارتون باشه.برای دریافت مشاوره در حوزه دیجیتال برندینگ، با هزارتو در تماس باشید.</description>
                <category>Maze Branding Team - تیم برندینگ و تبلیغات هزارتو</category>
                <author>Maze Branding Team - تیم برندینگ و تبلیغات هزارتو</author>
                <pubDate>Wed, 01 Sep 2021 20:33:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معماری برند</title>
                <link>https://virgool.io/@mazeteam/%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-oecuxxup0nfn</link>
                <description>افرادی که یک کسب و کار رو راه‌اندازی می‌کنند، وقت و هزینه و انرژی خودشون رو صرف رشد و توسعه این بیزنس کرده و انتظار دارند تا در ازای این هزینه‌کرد، بتوانند به سود معقولی برسند. برای رسیدن به چنین هدفی، نیاز به استراتژی داریم. استراتژی به ما کمک می‌کند تا راه درست رسیدن به هدف رو طی کنیم. اما برای داشتن یک استراتژی خوب برای کسب و کار و برندمان، باید با معماری برند آشنا باشیم.منظور از معمار برند دقیقا چیه؟تعریف معماری برند (Brand Architecture)شرکتی رو در نظر بگیرید که محصولات و خدمات مختلفی رو ارائه می‌کند. صاحبان و مدیران این شرکت باید برای هر کدام از این محصولات و خدمات، استراتژی خاصی داشته باشند تا عرضه اون‌ها به بازار هدف توجیه‌پذیر باشد. از طرفی، نحوه ارتباط بین تولیدات و خدمات مختلف این شرکت هم باید مشخص شود. این اقدامات در واقع معماری برند است.انواع مدل‌های معماری برند رو میشه به سه حالت اصلی تقسیم‌بندی کرد:1. Branded House (خانه برند – family branding)در این ساختار، یک برند به عنوان برند مادر و بقیه برندها به عنوان زیربرند (برند دختر – sub brand) در نظر گرفته می‌شوند. این جمله در هر سه مدل از معماری برند صادق هست؛ یعنی در اون مدل‌ها هم یک برند مادر و چند زیربرند داریم. اما وجه تمایز این سه مدل، در نحوه ارتباط بین برند مادر و زیربرندهاست.در مدل خانه برند، بر ارتباطی که بین برند مادر با زیربرندها هست تاکید می‌شود و از طریق به کار بردن نام برند مادر در نام زیربرندها، از اعتبار برند مادر در تبلیغات و بازاریابی زیربرندها هم استفاده می‌شود.نکته مثبت این مدل، اینه که کار بازاریابی و تبلیغات تا حدودی آسان‌تر خواهد شد و از طرفی می‌توان به مشتریان و مخاطبان، خدمات یک‌پارچه‌تری ارائه کرد.اما نکته منفی آن...اگر زمانی یکی از این زیربرندها یا حتی برند مادر درگیر رسوایی یا اخبار منفی شود، تمام برندهای دیگر هم تحت تاثیر قرار می‌گیرند.اگر بخواهیم برای این مدل مثال بزنیم، می‌توانیم به گوگل، شرکت پستی FedEx و اپل به عنوان نمونه‌های خارجی و اسنپ به عنوان نمونه داخلی اشاره کنیم.در کنار همه محصولات اپل حرف i (iphone، ipad و ...) و در کنار محصولات و خدمات گوگل حرف G (Gmap ، Gads و ...) به عنوان نمادی از نام برند مادر ذکر می‌شود. اسنپ هم با اسامی اسنپ دکتر، اسنپ تریپ، اسنپ فود و ... برای اکثر ما آشناست.2. Hybrid Architectureاین مدل، یک حالت حد واسط بین مدل قبل و مدل بعد است که جلوتر از اون خواهیم گفت.همون‌طور که در مدل قبل دیدیم، بین برند مادر و زیربرندها ارتباط واضحی هست و حتی از نام برند مادر در بازاریابی و تبلیغات استفاده می‌شود.اما در این مدل، هر زیربرند، ضمن کمک گرفتن از استراتژی‌های برند مادر، استراتژی‌های شخصی خودش رو هم داشته و گهگاه از اعتبار برند مادر هم استفاده می‌کند.در این مدل معمولا محصولات و خدمات ارائه شده توسط برند مادر و زیربرندها، با هم وارد فضای رقابتی نمی‌شوند و هر کدام به صورت جداگانه، به بخشی از نیازهای بازار هدف پاسخ می‌دهند.یکی از بهترین مثال‌هایی که برای این مدل می‌توان گفت، برند تویوتاست. استراتژی این برند، ارائه محصولات با دوام و باکیفیت است. زیربرند تویوتا، لکسوس است که ضمن حفظ این استراتژی در کار خود، استراتژی ارائه محصولات لوکس رو هم اضافه کرده و توانسته اون بخشی از بازار هدف رو که به دنبال محصولات باکیفیت لوکس هست رو به سمت خودش جلب کند.3.  House of Brands(خانه برندها)در این مدل، ممکن است مدیریت و استراتژی‌های برند مادر و زیربرندها باهم متفاوت بوده و حتی اون‌ها رو به رقابت با هم وادار کنه. اینجا از برند مادر نامی برده نمی‌شود و حتی مشتری ممکن است هیچ‌وقت ارتباط بین برند مادر و زیربرندها رو متوجه نشه.مزایا و معایب این مدل کاملا با مدل اول فرق داره. در این مدل برای برند مادر و زیربرندها باید بازاریابی و تبلیغات جداگانه‌ای انجام شود اما به خاطر ارتباط نداشتن این برندها با هم، در صورت انتشار اخبار بد، تاثیری بر سایر برندها ایجاد نمی‌شود.نمونه‌ای از این مدل رو می‌توان در هلدینگ گلرنگ (برندهای گلرنگ، افق کوروش، پاکشو و ...) مشاهده کرد.برای نمونه خارجی هم می‌توان Unilever رو در نظر گرفت.در پایان باید این نکته رو ذکر کرد که انتخاب هر یک از این مدل‌ها به استراتژی‌های کسب و کار بستگی داشته و البته بر استراتژی‌گذاری‌های بعدی هم تاثیر مستقیم داره.اگر شما هم دنبال یک استراتژی مناسب برای کسب و کار خودتون هستید و نمی‌خواید درگیر آزمون و خطا بشید، با تیم هزارتو در ارتباط باشید و مشاوره‌های لازم رو دریافت کنید.</description>
                <category>Maze Branding Team - تیم برندینگ و تبلیغات هزارتو</category>
                <author>Maze Branding Team - تیم برندینگ و تبلیغات هزارتو</author>
                <pubDate>Sat, 28 Aug 2021 16:44:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برترین استراتژی‌های دیجیتال در برندینگ شخصی</title>
                <link>https://virgool.io/@mazeteam/%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-hb4eq4amlqe3</link>
                <description>طی مقالات مختلفی به مبحث برندینگ و تعاریف مختلف اون پرداختیم. در واقع برند چیزی فراتر از داشتن یک لوگو، نام تجاری و امثال این موارده؛ هر چند که همه مواردی که اسم برده شد، در فرایند برندینگ موثرند.اما اگه به دنبال تعریف صحیح و ساده‌ای از برند باشیم، می‌تونیم به این تعریف رجوع کنیم که برند یعنی انتقال حس و ساخت یک تصویر ذهنی در تفکر مخاطب؛ تصویری که متشکل از ویژگی‌های کسب و کار ماست.ولی برندسازی صرفا برای کسب و کارها نیست. این فرایند برای افرادی که در زمینه خاصی تخصص دارند هم انجام میشه و می‌تونه به افزایش درآمد این افراد از تخصص خودشون منجر بشه. به این فرایند، برندسازی شخصی گفته میشه.در ادامه قصد داریم تا تعریفی از برندسازی شخصی و ضرورت اجرای اون داشته باشیم و البته، به نحوه اجرای اون در فضای دیجیتال بپردازیم.چرا برندسازی شخصی؟همان‌گونه که کسب و کارها برای معرفی خودشون و محصولات، خدمات و تولیداتشون به برندسازی رو میارن، افرادی که تخصص خاصی دارند هم، می‌تونن از این فرایند برای معرفی بیشتر خودشون به جامعه هدف کمک بگیرن.به طور مثال، یک شهر بزرگ رو در نظر بگیرید؛ در این شهر چه تعداد مشاور کسب و کار شاغل هستند؟ قاعدتا تعداد بالاست و به طبع، رقابت هم بالاست. در این فضای رقابتی کسی می‌تونه موفق باشه که خودش رو در کنار تخصصی که داره به تعداد بیشتری از جامعه هدف معرفی کنه و کاری کنه که در زمان نیاز، صاحبان کسب و کار، او رو به عنوان اولویت خودشون قرار بدن.چنین مثالی رو می‌تونیم به افرادی که در سایر رشته‌ها تخصص دارن هم بسط بدیم.حالا که با لزوم برندسازی شخصی آشنا شدیم، بیایید به موضوع برندسازی شخصی در فضای دیجیتال و استراتژی‌های لازم برای اون بپردازیم.استراتژی‌های دیجیتال در برندینگ شخصیافراد متخصص برای دیده شدن، نیاز به حضور در رسانه‌ها، سمینارها و ... دارن. اما آیا همه افراد امکان حضور در چنین جلساتی رو دارن؟­­­­ مشخصا نه!اما فضای دیجیتال بستریه که همه می‌تونن به اون دسترسی داشته باشن و در اون حاضر بشن. همین نکته، اهمیت استفاده از فضای دیجیتال در برندینگ شخصی رو بیشتر روشن می‌کنه.نکته حائز اهمیت اینه که حضور در هیچ فضایی نباید بدون استراتژی باشه؛ پس در اینجا به بررسی چند استراتژی دیجیتال مهم می‌پردازیم.0. شناخت نقاط ضعف و قوت و ویژگی‌های شخصیقبل از اینکه وارد بررسی استراتژی‌های دیجیتال بشیم، باید به یک نکته اساسی توجه کرد.هر فرد نقاط ضعف و قوت و ویژگی‌های خاصی داره. وقتی برندسازی شخصی انجام میشه، این انتظار میره که بعد از شنیدن نام فرد، ویژگی‌ها و تخصص او در ذهن مخاطب نقش ببنده.پس قبل از شروع فرایند برندسازی شخصی، باید ویژگی‌های کلیدی رو مشخص کنیم؛ ویژگی‌هایی که جزئی از شخصیت خود فرد باشن و مردم او رو با همین ویژگی‌ها بشناسن.در نوشتن این نقاط ضعف، قوت و ویژگی‌ها از ابزارهای مختلفی مثل SWOT می‌تونیم کمک بگیریم.و اما استراتژی‌های دیجیتال، موضوع اصلی این مقاله...1. داشتن وبسایتاصولا کسب و کارهای موفق در عرصه دیجیتال، یک وبسایت قوی هم دارند و از طریق اون، فرایند برندینگ خودشون رو قوی‌تر می‌کنند.فردی هم که یک تخصص خاص داره و البته به دنبال برندسازی شخصی هست، نیاز به یک سایت قوی داره؛ اما چرا؟مردم برای رفع نیازهاشون، بسیاری از مطالب رو سرچ می‌کنن. پس در نتیجه اگه کسی به دنبال فردی در زمینه تخصصی شما باشه، سعی می‌کنه با سرچ کردن به جواب خودش برسه.داشتن یک وبسایت شخصی، باعث میشه تا اگه کسی نام شخصی شما رو سرچ کنه، نتیجه اون در کنار تخصصتون بالا بیاد و البته، اگه کسی تخصص شما رو هم سرچ کنه، در نتایج اون، نام شما رو در کنار تخصص مد نظرش می‌بینه و این همون چیزیه که در پرسونال برندینگ به دنبالش هستیم؛ یعنی شناختن شما در کنار تخصصی که دارید.اما همان‌گونه که از نکات گفته شده برمیاد، ما به یک سئوی خوب هم نیاز داریم. سئو باعث میشه تا وبسایت شما در نتایج سرچ برخی کلمات کلیدی بالاتر بیاد و در نتیجه احتمال کلیک بر روی اون بیشتر شده و ورودی بالاتری رو هم نصیب شما خواهد کرد.نکته بعد اینه که برای داشتن وبسایت، الزامی بر هزینه‌کرد زیاد برای یک سایت برنامه‌نویسی شده نیست. امروزه سایت‌های وردپرسی کار رو راحت‌تر و هزینه‌ها رو کمتر کردن و حتی کمپانی‌های بزرگ هم از داشتن سایت‌های وردپرسی ابایی ندارن.2. حضور در شبکه‌های اجتماعیکسی که به دنبال پرسونال برندینگ باشه، باید دائما نام خودش رو به همراه ویژگی‌های مد نظرش در معرض دید عموم بذاره؛ در واقع هر جایی که مخاطب هدفش حاضر هست، باید حضور موثری پیدا کنه.یکی از محل‌های مناسب، شبکه‌های اجتماعیه. ما انواعی از شبکه‌های اجتماعی رو با طیف مختلفی از مخاطبان داریم. اینستاگرام با مخاطبان صمیمی خودش، فیسبوک و توییتر با مخاطبان جدی‌تر خودش، لینکداین با مخاطبان تخصصی و ...حضور در شبکه‌های اجتماعی می‌تونه به انتقال یک تصویر و جلوه مثبت از ما و ویژگی‌های ما کمک کنه.به علاوه داشتن حساب در این شبکه‌های اجتماعی می‌تونه در نتایج سرچ هم به کمک شما بیاد و از این طریق هم مخاطبان رو به سمت شما هدایت کنه.نکته مهم در رابطه با شبکه‌های اجتماعی اینه که باید در شبکه‌هایی حاضر شد که به ویژگی‌های مد نظر برای پرسونال برندینگ نزدیک باشه.3. تولید محتواهمان‌طور که در نکات قبل گفته شد، مردم برای رسیدن به پاسخ پرسش‌هاشون سرچ می‌کنن. با پاسخ دادن به این پرسش‌ها از طریق محتوای جذاب، گیرا و البته دقیق و علمی، میشه امیدوار بود که افراد بیشتری رو جذب کرد.در نهایت باید این نکته رو اضافه کرد که در پرسونال برندینگ، همانگونه که گفته شد، یک تصویر مثبت از خود و ویژگی‌های شخصی ارائه بدیم. اما قرار نیست این ویژگی‌ها چیزی فراتر از شخصیت شما باشه. در واقع در پرسونال برندینگ نکات مثبت شخصیتی در نظر گرفته میشه و با کار کردن روی اون‌ها، سعی میشه تا این ویژگی‌ها بولد بشه. هر چه‌قدر این ویژگی‌ها به شخصیت فرد نزدیک‌تر باشه، نتیجه کار بهتر خواهد بود.اما نکته‌ای که حائز اهمیت هست، اینه که پرسونال برندینگ به همین موارد ختم نمیشه و همچنان به کارهای تخصصی دیگه‌ای در کنار موارد گفته شده نیاز هست. تیم دیجیتال برندینگ هزارتو می‌تونه در این مورد به شما کمک کنه. می‌تونید برای دریافت مشاوره، با هزارتو در ارتباط باشید.</description>
                <category>Maze Branding Team - تیم برندینگ و تبلیغات هزارتو</category>
                <author>Maze Branding Team - تیم برندینگ و تبلیغات هزارتو</author>
                <pubDate>Mon, 23 Aug 2021 20:18:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اینفلوئنسر مارکتینگ؛ نکاتی برای افزایش بازدهی!</title>
                <link>https://virgool.io/@mazeteam/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%81%D9%84%D9%88%D8%A6%D9%86%D8%B3%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%DB%8C-wzyxmitbhuic</link>
                <description>هدف صاحب یک کسب و کار، رسیدن به بیشترین فروش ممکن با حداقل هزینه‌ها و در یک کلام، رشد اون کسب و کاره. یکی از مواردی که برای رسیدن به این هدف لازمه، تبلیغات موثره.با گسترش شبکه‌های اجتماعی، افراد مختلف به وسیله تولید محتوا، به تعداد دنبال‌کننده‌های بالایی رسیدن؛ فالوورهایی که به اون‌ها اعتماد داشته و حرفشون رو می‌پذیرن. به این ترتیب، شکلی از بازاریابی و تبلیغ رواج پیدا کرد به نام اینفلوئنسر مارکتینگ. (البته اینفلوئنسر مارکتینگ یک روش تازه نیست اما بازار اون در سال‌های اخیر گسترش زیادی داشته.)از اونجایی که توصیه شدن یک محصول از طرف کسی که مورد پذیرش و قابل اعتماد بوده و افراد به او علاقه دارن فروش بیشتری رو به دنبال داره، به این ترتیب صاحبان کسب و کار تمایل زیادی به چنین شکلی از تبلیغات دارن.اما برای افزایش بازدهی اینفلوئنسر مارکتینگ باید چند نکته رو رعایت کرد:1. مخاطب هدف خودتون رو بشناسید!گام اول، شناسایی ویژگی‌های افرادیه که قراره به مشتریان شما تبدیل بشن. این کار باعث میشه تا بتونید اینفلوئنسر مناسب کسب و کارتون رو انتخاب کنید و با تولید محتوای مناسب، مخاطبان و مشتریان خودتون رو جذب کنید.2. اینفلوئنسر مناسب رو پیدا کنید!اینفلوئنسرها در حوزه‌های مختلفی فعال هستن و دنبال‌کننده‌های این افراد تا حدود زیادی به همون حوزه خاص علاقه دارن. پس باید افراد تاثیرگذار حوزه کاری خودتون رو بشناسید و از اون‌ها یک لیست تهیه کنید.3. مگااینفلوئنسر بودن به معنای تاثیرگذاری بیشتر نیست!اینفلوئنسرها بر حسب تعداد فالوور به دسته‌های نانو، میکرو، ماکرو و مگا تقسیم‌بندی میشن. قاعدتا هزینه تبلیغات یک مگااینفلوئنسر با یک میلیون فالوور بسیار بالاست اما الزاما بازدهی هر تبلیغ یک مگااینفلوئنسر از بازدهی هر تبلیغ یک میکرو اینفلوئنسر بالاتر نیست.پس راه حل چیه؟ نکته بعد رو بخونید...4. نرخ تعامل اینفلوئنسرهای لیستتون رو بررسی کنید!اینفلوئنسرها فالوورهای خودشون رو از راه‌های مختلف به دست میارن و ممکنه بعضی از اون‌ها به حوزه فعالیت این فرد تاثیرگذار علاقه چندانی نداشته باشن. در نتیجه بعد از مدتی با او تعاملی نمیکنن.با محاسبه نرخ تعامل، میشه متوجه شد که چه تعداد از فالوورهای فرد تاثیرگذار، با تبلیغ شما تعامل خواهند داشت.5. حساب و کتاب کنید!تا اینجا ما لیستی از افراد تاثیرگذار و نرخ تعاملشون داریم. حالا باید بررسی کرد.ممکنه یکی از افراد لیست با 100 هزار دنبال‌کننده و نرخ تعامل 2 درصد، برای هر تبلیغ 500 هزار تومان بگیره؛ این یعنی حدود 2 هزار نفر تبلیغ شما رو میبینن.اما اینفلوئنسر دیگه‌ای با 50 هزار دنبال‌کننده و نرخ تعامل 7 درصد، از شما 200 هزار تومان میگیره؛ در نتیجه حدود 3500 نفر تبلیغ شما رو میبینه!6. اینفلوئنسر را زیر نظر بگیرید!بعد از حساب و کتاب کردن، تعدادی رو از لیستتون گلچین کنید و برای مدتی زیر نظر بگیرید. برای مثال نحوه پاسخ دادن کامنت‌ها، شکل محتوایی که تولید میکنه، تعداد تبلیغاتی که میذاره و ...در نهایت بهترین‌ها رو انتخاب کنید اما برای داشتن یک اینفلوئنسر مارکتینگ موثر هنوز باید به چند نکته توجه کرد؛ یکی از مهم‌ترین موارد، توجه به استوری تلینگ یا داستان‌سراییه.7. داستان بگید!فراموش نکنید که یکی از بهترین روش‌ها برای تحت تاثیر قرار دادن افراد، داستان گفتنه. سعی کنید محتوای تبلیغاتی که با اینفلوئسر هماهنگ می‌کنید به شکل یک داستان پیش بره تا مخاطب رو بیشتر با خودش درگیر کنه.با رعایت این نکات، میتونیم امیدوار باشیم که با بهترین هزینه، بالاترین بازدهی رو خواهیم داشت.فراموش نکنید که تیم دیجیتال برندینگ هزارتو برای اجرای اینفلوئنسر مارکتینگ می‌تونه در کنار شما باشه. برای دریافت مشاوره با ما در ارتباط باشید.</description>
                <category>Maze Branding Team - تیم برندینگ و تبلیغات هزارتو</category>
                <author>Maze Branding Team - تیم برندینگ و تبلیغات هزارتو</author>
                <pubDate>Sat, 21 Aug 2021 19:53:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اشتباهات رایج در برندسازی</title>
                <link>https://virgool.io/@mazeteam/%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%87%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AC-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-ijkpikkecyrl</link>
                <description>بررسی چند اشتباه رایج در رابطه با برند و برندسازیبا شنیدن کلمات برند و برندسازی، مفاهیمی برای ما تداعی میشه و ناخودآگاه تعاریفی در ذهن ما شکل میگیره که ممکنه بعضی از اون‌ها درست باشن و برخی غلط.اما وقتی به شکل عملی وارد این عرصه میشیم و به طور جدی به دنبال برندسازی و ایجاد برند هستیم، دیگه حق اشتباه کردن نداریم؛ چراکه فرایند برندسازی چندان کم هزینه نیست و به علاوه، زمان‌بر هم هست. پس هر اشتباهی میتونه منجر به هدر رفت زمان و منابع ما بشه.در این مقاله چند اشتباه رایج رو بررسی کردیم...1. برندسازی با ایجاد یک علامت تجاری متفاوت است!شاید اولین و رایج‌ترین اشتباهی که در حیطه برند و برندسازی به آن بر می‌خوریم، همین مورد باشه.بسیاری از مردم، 2 واژه برند (Brand) و علامت تجاری (Trademark) رو معادل هم می‌دونن در حالی که اینطور نیست.به طور مثال، فردی که در یک حوزه خاص کار میکنه و کسب و کاری داره اما هیچکس او رو نمی‌شناسه، برندی نساخته؛ چراکه منظور از برند، انتقال یک حس به مخاطب و ایجاد یک تصویر به خصوص در ذهن اوست. حالا همین فرد ممکنه برای کسب و کار خودش، یک نشان تجاری خاص هم طراحی کرده باشه.برعکس این مورد هم صادقه.همه ما افراد مشهور و تاثیرگذاری رو می‌شناسیم که یک تصویر خاص رو به ما القا می‌کنن. این افراد تبدیل به برند شدن؛ حتی اگه علامت تجاری خاصی هم نداشته باشن.2. همه برندها القاکننده حس مثبت نیستند!احتمالا وقتی از برند صحبت به میان بیاد، فکر خیلی از ما به سمت نام‌هایی میره که در سرتاسر دنیا شناخته شده هستن.به طور مثال وقتی صحبت از خودروهای به صرفه و اقتصادی، خانوادگی و البته باکیفیت باشه، حتما نام‌هایی مثل تویوتا، فولکس‌واگن و فورد به ذهن می‌رسه.برعکس این موضوع هم صادقه و ممکنه با شنیدن یک نام خاص، فکرتون به سمت نداشتن امنیت و کیفیت بره.با توجه به تعریفی که از برند گفته شد، شرکت خودروسازی که در مثال دوم اومده هم برند شده و یک حس خاص رو منتقل می‌کنه اما خوب این حس خاص، یک حس منفیه!3. برندسازی یک فعالیت مقطعی نیست!برندسازی یک فعالیت زمان‌بره که با شروع شدنش، صاحبان کسب و کار هر روز درگیر اون هستن و باید برای اونبرنامه‌ریزی کنن.برندسازی یک فعالیت مقطعی و کوتاه مدت نیست. نباید فکر کرد که با اجرای چند کمپین تبلیغاتی و ورود به ذهن مخاطب، کار ما تموم شده و دیگه به برندسازی احتیاج نداریم.بلکه برندسازی یک چرخه و فراینده که فعالیت مستمری رو طلب می‌کنه؛ با پایان هر چرخه، کار آنالیز شروع میشه و از نتایج حاصل در چرخه‌های بعدی استفاده میشه.4. قرار نیست با برندسازی همه شما را بشناسند!برخی از کسب و کارها، مخاطب عام دارن و باید به گونه‌ای پیش برن که جمعیت بیشتری رو با خودشون درگیر کنن.اما بعضی دیگه از کسب و کارها، مخاطب هدف محدودتری دارن.به طور کلی برندسازی یعنی کسب و کار ما در بین مخاطبین هدف خودش شناخته بشه و اون‌ها رو با خودش درگیر کنه.5. داشتن شعار برندسازی نیست!بسیاری از کسب و کارهای نوپا در ابتدای کار خود، درگیر طراحی لوگو و انتخاب نام سازمانی، شعار و ... میشن. داشتن تمام این موارد میتونه در برندسازی به ما کمک کنه اما داشتن این موارد به معنای ساختن برند نیست.مطمئنا همه ما برندهایی رو می‌شناسیم که اصلا شعار اون‌ها رو نمی‌دونیم؛ این نکته گواه بر حرف ماست.در پایان ذکر این نکته خالی از لطف نیست...هر برند به مخاطبان و مشتریان خودش وعده‌هایی رو میده و به میزانی که این وعده‌ها رو عملی کنه، در انتقال حس و تصویرسازی برای مخاطب و در یک کلام، برندسازی موفق‌تر خواهد بود.</description>
                <category>Maze Branding Team - تیم برندینگ و تبلیغات هزارتو</category>
                <author>Maze Branding Team - تیم برندینگ و تبلیغات هزارتو</author>
                <pubDate>Sat, 14 Aug 2021 19:51:34 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>