<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمد ریاحی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@md_riyahirad</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 09:50:27</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/148141/avatar/LDKadk.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمد ریاحی</title>
            <link>https://virgool.io/@md_riyahirad</link>
        </image>

                    <item>
                <title>این هشدار را جدی بگیرید!!چرا دنبال کردن اخبار مغز ما را نابود می کند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@md_riyahirad/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%87%D8%B4%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D8%A7-%D8%AC%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AF%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D9%86%D8%A8%D8%A7%D9%84-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%BA%D8%B2-%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF-qsxityv0aegk</link>
                <description>این پست در وبلاگ من هم قابل دسترسی است . دنبال کردن اخبار به چند صورت مختلف می تواند انجام شود یکی از آنها تماشای اخبار در صداو سیمای ایران یا شبکه های ماهواره ای مستقر در آن سوی آب ها می باشد بعضی ها هم اخبار را از سایت های خبری دنبال می کنندممکن است شما چند کانال تلگرامی داشته باشید یا از طریق اینستاگرام یا واتس آپ یا سایر شبکه های اجتماعی پیگیر اخبار باشیدفرقی نمی کند با کدام یک از روش های فوق اخبار را پیگیری می کنید مهم این است که در هر لحظه بخش خودآگاه ما که مانند یک ظرف یا کاسه است فقط توانایی دریافت 7 رویداد را دارد این رویداد ها می تواند شنیدن یک صدا یا دیدن یک شی یا هر چیز دیگری باشد یعنی ظرفیت مغز ما کمتر از آن چیزی است که فکر می کنیم و جملاتی مثل اینکه ما فقط از یک درصد مغزمان استفاده می کنیم مهملی بیش نیست چون توانای مغز انسان به اندازه یک موتور کوچک تقریبا 80 واتی است (کمتر از یک لامپ 100 وات)جدی؟؟؟!!!! بله، جدیهمه این ها رو گفتم که بگویم اگر مغز را مانند یک کامپیوتر در نظر بگیریم که شامل سه حافظه کش ، رم و هارد میشه ما درهر لحظه در حال پر کردن کش مغز هستیم  فرض کنیم تعداد زیادی پیج کروم به صورت همزمان روی مرورگر شما باز است در این لحظه اگر رم کامپیوتر خود را ببینید مشاهده می کنید که به قول معروف چسبیده به سقفحالا وقتی یه عالمه کانال خبری و .. روی تلگرام یا هر فضای دیگری را فالو میکنیم دقیقا همچین اتفاقی برای مغز ما می افته و انگار 200 پیج کروم رو روی کامپیوتر یا موبایلتون باز کردید و توانایی مغز به شدت پایین می یادعوارض این قضیه میتونه فراموشی و ضعیف شدن حافظه ، عصبی بودن ، افسردگی و نابود شدن مغزتون و هزار تا دردو مرض دیگه باشد کاملا جدی می گم .اگه باور نمی کنید فقط دو روز هیچ خبری رو دنبال نکنید تا ببینید چقدر حالتون بهتر میشه این شامل پیج های این 3 تا گرام اینفلوانسرها یا یلبریتی ها (3 لبریتی ها) هم میشه.شاید بپرسید خب حالا من از امروز اخبار رو دنبال نمی کنم خب به جاش چه کنم تو پست بعدی خواهم گفتده کار که به جای دنبال کردن اخبار می توانید انجام دهید .</description>
                <category>محمد ریاحی</category>
                <author>محمد ریاحی</author>
                <pubDate>Tue, 25 Aug 2020 20:03:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رهایی از لوپ(چرخه) بسته احساسات منفی</title>
                <link>https://virgool.io/@md_riyahirad/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D9%87%D9%85-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D9%84%D9%88%D9%BE%DA%86%D8%B1%D8%AE%D9%87-%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D9%86%D9%81%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%AF-e1uii8hsa4dc</link>
                <description>این نوشته در وبلاگ من در اینجا هم قابل مشاهده است. حمید مدت هاست پیگیر استخدام در یک شرکت بزرگ بین الملی است که دفتر ایران آن در میدان ونک تهران است بالاخره بعد از ماه ها تلاش و شرکت در چند دوره آموزشی مختلف و ارسال رزومه و پیگیری دیروز کارشناس منابع انسانی شرکت با او تماس گرفته و یک جلسه مصاحبه به زبان انگلیسی برای ساعت 9 صبح امروز ست کرده است. ساعت 8:50 دقیقه حمید جلوی ساختمان شرکت رسیده است، ساختمان بسیار بزگ و شیک که حدود 15 طبقه دارد و ظاهرا همه این ساختمان متعلق به این شرکت است حمید از درب گردان سمت راست وارد می شود یک لابی بزرگ با تعدادی مبل و صندلی برای حمید که محل کار فعلیش در میدان حسن آباد و در یک واحد 40 متری در طبقه سوم یک ساختمان قدیمی است این فضا کمی ناآشناست از همان ابتدا  فضا برایش سنگین است و فضا و ساختمان او را گرفته است، نگهبان کارت ملی حمید را گرفته و هماهنگی لازم را انجام می دهد سپس خطاب به حمید می گوید: &quot;طبقه یازده از آسانسور که خارج شدی دست راست واحد منابع انسانی&quot; ،حمید سوار آسانسور می شود به طبقه یازده که می رسد احساس می کند دچار استرس شده است، حالت چهره اش تغییر کرده، بدنش شروع به عرق کردن می کند، در این حالت فعالیت کلیه هایش هم به شدت بالا رفته است و شدیدا نیاز به سرویس بهداشتی پیدا می کند قبل از اینکه وارد واحد مربوطه شود با سوال از نگهبان آسانسور محل  سرویس بهداشتی را پیدا می کند ولحظه ای بعد داخل سرویس روبروی آینه در حال صحبت با خودش است :چرا استرس گرفتی پسر،اصلا نگرن نباش ، آروم باش  تو نباید استرس داشته باشی اگر تو را در این وضعیت ببینند قطعا رد خواهی شد و مصاحبه دومی در کار نخواهد بود ، استرسش بیشتر می شودحمید وارد یک لوپ بسته شده استرس بابت استرس و ...آیا موقعیت هایی شبیه به این برای شما هم پیش آمده است :شما در یک جلسه کاری یا رابطه عاطفی عصبانی شده و سخنانی را بر زبان آورده اید،که نباید می گفتید قبلا چندین بار دیگران به شما گفته اند که فرد عصبی ای هستید و زود از کوره در می روید ، اکنون شما از دست خودتان عصبانی هستید در واقع شما بابت عصبانیت خود عصبانی هستید واینکه شخصیتی عصبی دارید از دست خودتان عصبانی هستید .شما وارد یک لوپ بسته شده اید عصبانیت بابت عصبانی بودنشرکت شما به دلیل رکود اقتصادی حاصل از کرونا 178 نفر از پرسنل را تعدیل نموده و شما هم جزء آنها هستید شما شاد نیستیددر همین حال در تاکسی با راننده تاکسی بر سر یک موضوع بی ربط بحث می کنید راننده تاکسی به شما می گوید: &quot; با یک من عسل هم نمیشه تو رو خورد &quot; شما که همیشه انسان خنده رو و شادی بودید احساس بدی پیدا می کنید و با خودتان می گویید من چرا باید نارحت باشم و برای این ناشاد بودن احساس ناراحتی می کنید .شما وارد یک لوپ بسته شده اید احساس غم بابت غمگین بودنشما از یک رابطه عاطفی جدا شده اید و احساس تنهایی و بی کسی می کنید و شاد نیستید بابت این حس بد خود را شماتت می کنید و بابت این ناشاد بودن و احساس غم ، غمگین هستید.خیر مقدم عرض می کنم به لوپ بسته احساسات جهنمی خوش آمدید.شاید این حالت برای شما کم پیش آمده باشد شاید هم زیاد اما واقعا باید در چنین مواقعی چه کاری کردرسانه های اجتماعی این باور را به مردم القا کرده اند که داشتن احساسات منفی مثل ترس ، عصبانیت ، گناه و .. به صورت کلی مطلوب نیست .شما وارد اینستاگرام خود می شوید فلان فوتبالیست را می بینید که یک قرار داد 10 میلیارد تومانی برای شش ماه بسته است پیش خود فکر می کنید من چند صد سال باید کار کنم تا این پول را در بیاورم .هم کلاسی سابق خود را میبینید که به آمریکا مهاجرت کرده و با ماشین شاسی بلند گران فیمت در کنار دوست دختر یا دوست پسر آمریکایی خود استوری گذاشته است .شما با انبوه عکس های شاد مردم مواجه می شوید یک در رستوران ، یکی در ویلای شمال و .. و ناگهان فکر می کنید آنها خیلی شاد هساتند و شما نیستید و در باره این که این حس نارحتی رو دارید احساس ناراحتی می کنید .باز هم لوپ جهنمی شروع شد .چگونه می توان از این لوپ بسته جهنمی خلاص شد؟اول اینکه آرام باشیم و بپذیریم که این یکی از زیبایی های انسان بودن است و تعداد کمی ازموجودات روی کره زمین توانایی فکر کردن در مورد احساسات خودشان را دارند ، ما انسانها نه تنها می توانیم به موضوعات مختلف فکر کنیم بلکه می توانیم در مورد فکرهای خودمان هم فکر کنیم.در نوشته به صورت  به راه حل ها خواهم پرداخت.این نوشته برداشتی آزاد  و ایرانیزه شده از کتاب a subtle art of not giving a f**k است.</description>
                <category>محمد ریاحی</category>
                <author>محمد ریاحی</author>
                <pubDate>Fri, 13 Mar 2020 23:33:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک روش موثر برای مواجه با هفت عادت مردمان کم اثر</title>
                <link>https://virgool.io/@md_riyahirad/%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D9%85%D9%88%D8%AB%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%AC%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%87%D9%81%D8%AA-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%85-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-r4kbldhaocrt</link>
                <description>                                         x روش برای رسیدن به yعنوان این مطلب برگرفته از کتاب The 7 Habits of Highly Effective People نوشته استفان‌ کاوی (استیون کاوی) است که با عنوان هفت عادت مردمان موثر  توسط خانم گیتی خوشدل و خانم الهام خرسندی و آقای محمد رضا آل یاسین  در ایران ترجمه و چاپ شده است.همانطور که از نام این کتاب مشخص است درباره هفت عادت رفتاری که شاید به عنوان ویژگی یا صفت شخصیتی در وجود این افراد نهادینه شده است می پردازد سوالی که من دارم این است که آیا با خواندن این کتاب می توان تبدیل به انسانی موثر شد و آیا اصولا خود این افراد که قرار است عادت های آنها سرلوحه و چراغ راه زندگی ما شود با مطالعه کتاب هایی که شامل لیست های پنج تایی ، هفت تایی ، ده تایی، صدتاییی و n تایی به این جایگاه رسیده اند.منطورم کتاب هایی با عناوین کلی x  روش برای رسیدن به y است حالا شما جای  x و y  هر چیزی می توانید بگذارید، مثلا ده راه رسیدن به خوشبختی ، سیزده راز برای برای پولدار شدن و ...راستش جواب این سوال را نمی دانم ولی اگر روزی به جوابی برای آن رسیدم حتما به شما هم خواهم گفت، شما هم  فکر کنید یا اصلا شاید شما جواب را می دانید پس لطفا به هم من بگویید.تفاوت حکیم و پزشکدر کتاب ادبیات فارسی دوره راهنمایی (شاید هم دبیرستان) یه جمله ای به نقل از حکیمی به نام لقمان بود با این مضمون : ادب از که آموختی از بی ادبان.من اون موقع فک می کردم حکیم یعنی پزشک و همان موقع هم برایم عجیب بود که یک پزشک چرا همچین جمله ای گفته است راستش تفاوت بین حکیم و پزشک را نمی دانستم و معلم ما هم چیزی در این زمینه نگفت و البته شاید خودش هم نمی دانست و اصولا برایش مهم نبود که بداند، بگذریم.این جمله از آن زمان در ذهن من مانده است و به نظرم به عنوان یک گزاره در تمام این سال ها مغز من داشته رو این جمله در ناخودآگاه خودش تحلیل می کرده است و به صورت تدریجی این رو به قسمت خودآگاه مغزم منتقل کرده است نمیدانم این انتقال با چه مکانیزمی و حتی در چه زمانی انجام شده ولی هر چه هست در حال حاضر این گزاره را به شدت قبول دارم.همه ما گاها آدم هایی با عادت های موثر و خوب در اطرافیانمون ، دوستانمون ، هم کلاسی ها و هم کارهامون و..می بینم ولی واقعیت این است که در دنیای واقعی که شامل کوچه ،خیابان ، مترو ، تاکسی ، مدرسه ، دانشگاه ، باشگاه ، آموزشگاه ، بازار، محل کار و .. تعداد این آدمها خیلی کم است و اتفاقا بیشتر آدمهایی که دورو بر ما هستند رفتارها و عادت هایی دارند که مطلوب ما نیست و احتمالا با دیدن رفتار آنها در دل خود می گوییم &quot;ببین با کیا شدیم هشتاد میلیون &quot;اگر شما هم همین نظر رو دارید به خواندن این نوشته ادامه دهید در غیر این صورت فکر میکنم شما این موضوع برای شما حل شده است و شاید نیازی به ادامه خواندن این نوشته ندارید.من یک راه ساده که خودم در مواجهه با چنین شرایطی از آن استفاده می کنم و معمولا هم جواب میدهد رو در ادامه با شما به اشتراک می گذارم.نکته اول این است که من سعی نمی کنم از این آدم ها دوری کنم یا فرار کنم ، با آنها وارد بحث هم نمی شوم ، ضمنا هیچ توصیه و نصیحتی هم بهشان نمی کنم فقط خیلی خوب به عادت هاشان توجه می کنم و سعی می کنم با هر ضرب و زوری شده یک تصویرکاملا شفاف از این آدمها و اون رفتارها و عادت هایی که به نظرم باعث نامطلوب شدنشان می شود در ذهنم بسازم داشتن چنین تصویر شفافی خیلی می تواند به من کمک کند.روش انجام این متد یه این شکل است که  وقتی خودم در موقعیت فردی قرار می گیرم که از نطر من رفتار نامطلوبی داشته است آن تصویر رو به ذهن خودم می آورم و با خود مرور می کنم و در اینجا دو حالت اتفاق می افتد :حالت اول این است که با مرور این تصویر و قرار دادن خودم جای این شخص حس بدی نسبت به این رفتار پیدا می کنم و آن را انجام نمی دهم و حالت دوم این است که کلا نظرم درباره نامطلوب بودن آن عادت یا رفتار تغییر می کند برای روشن شدن موضوع یک نمونه می آورم:به عنوان مثال یک رفتار ناشایست یا کم اثری که من تو کارم می بینم این است که خانم یا آقای x بالا سرم بایستد و برای انجام کاری که نیاز به زمان استانداردی دارد مرتبا پیگیری کند و تمرکز من رو در انجام این کار بر هم بزند این رفتار جناب x احتمالا باعث می شود کار مورد نظر سریعتر انجام شود ولی احتمالا با کیفیت مطلوبی انجام نخواهد شد.حال اگر موقعیتی پیش بیاید که من در جایگاه جناب x باشم و بالای سر جناب y ایستاده باشم و پیگیر انجام کاری با سرعتی بالاتر از سرعت استاندارد آن باشم و این شخص بدبخت را تحت فشار قرار دهم که همه کارهای خود را تعطیل کند و فقط انجام کار من را پیش ببرد.در این لحظه تصویر جناب x  ،زمانی که بالاسر من ایستاده بود را از ذهنم می گذرانم این کار یکی از دو نتیجه زیر را خواهد داشت1- مانع انجام رفتار مشابه از سمت من خواهد شد و من بلافاصله احساس شرم کرده و خودم  را از موقعیت x  دور خواهم کرد تا y کارش را با آرامش و کیفیت خوب انجام دهد.2-باعث می شود کلا به این نتیجه برسم وقتی شخصی تا این حد پیگیر انجام کاری است و برای به نتیجه رساندن آن عجله دارد واقعا حق با اوست و باید در انجام کار سرعت بخشید در این مرحله کاری که انجام می دهم این است که تصویر خودم بالای سر y را در ذهنم تثبیت می کنم و اگر زمانی x مجددا بالاسرم بودم با مرور این تصویر حق را به او داده و با سرعت و آرامش بیشتری کار را انجام داده و به نتیجه می رسانم.در مثال فوق بدون اینکه با x یا y  بحث کنم و انتطار داشته باشم رفتارشان را تغییر دهند با عث ایجاد آرامش بیشتر در خودم و لذت بردن از کاری که انجام می دهم شدم.شاید برای شما این سوال پیش آمده باشد که این روش زمانی جواب می دهد که همه اطرافیان شما نیز این گونه فکر و عمل کنند دو پاسخ به این سوال وجود دارد.پاسخ اول : همه اطرافیانتان را تشویق با مجبور به خواندن این مطلب کنید .پاسخ دوم: ما باید از خودمان شروع کنیم باور کنید کسی مسئولیت اصلاح جامعه را به ما نسپرده است پس لطفا خودتان را در موقعیت یک مصلح نبینید و فقط روی خودتان و رفتار خودتان کار کنید و امیدوار باشید بقیه هم همین کار را انجام دهند.</description>
                <category>محمد ریاحی</category>
                <author>محمد ریاحی</author>
                <pubDate>Wed, 11 Mar 2020 23:56:39 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>