<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های بهار فراهانی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@medalnevis</link>
        <description>سلام. من اینجا از خوانده ها و شنیده هام مینویسم، پس خوش آمدید.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 00:40:35</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/817686/avatar/bl42TB.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>بهار فراهانی</title>
            <link>https://virgool.io/@medalnevis</link>
        </image>

                    <item>
                <title>معرفی کتاب: گاه رویش عَشَقه</title>
                <link>https://virgool.io/@medalnevis/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B4-%D8%B9%D9%8E%D8%B4%D9%8E%D9%82%D9%87-ttsqx3bmxdkz</link>
                <description>مشخصات کتابنویسنده: م.دهنویتعداد صفحات: 120 صفحهآدم‌های این جهان داستانی اسم ندارند پس آن‌ها همه هستند و ما هرکدام می‌توانیم آن‌ها باشیم. گاهی در میان شهری رعدزده به دنبال همسایه‌های معمولی خود می‌گردیم که ناپدید شده‌اند. گاهی زنی هستیم که با سرسختی به دنبال تغییر است و به دنبال گمشده‌ای میان مجتمع‌های کثیف می‌گردد. گاهی مانند یک پیرمرد بدون هیچ فکری دنباله‌ی پیچک عشقه را تا کلبه‌ی مادربزرگ می‌گیریم، تا زمانی که خانه‌ی کاه‌گلی‌مان زیر باد و باران دهان باز کند و همه چیز متلاشی شود و در نهایت ممکن است زندگی معمولی و روزمره‌ی ما آتش جانسوز آدمی دیگر باشد ولی ما همیشه اسیر تردید و سوء‌تفاهم باشیم.همیشه در حاشیه‌ی هر داستانی عشقه‌ای با برگ‌های قلبی شکل در حال خیزش و بالاکشیدنِ بی سروصدا خود است، آرام می‌آید و سرک می‌کشد بی‌آنکه بفهمی و گاهی هم چنبره‌اش را محکم می‌کند تا جایی که از قدرت آن متعجب شوی.با این اشکال درهم تنیده‌ی داستانی همراه می‌شویم با هفت داستان از مجموعه‌ی گاه رویش عشقه که نویسنده سعی کرده آن‌ها را در شکلی ساده بیان کند.#گاه_رویش_عشقه #م_دهنوی #نشر_صادکلیپسایت نشر صاد: گاه رویش عَشَقهشما می‌توانید با دریافت این کتاب از طاقچه آن را به صورت ایپاب در دستگاهتان مطالعه کنید.</description>
                <category>بهار فراهانی</category>
                <author>بهار فراهانی</author>
                <pubDate>Fri, 02 Jul 2021 16:35:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی کتاب: تپش خون</title>
                <link>https://virgool.io/@medalnevis/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AA%D9%BE%D8%B4-%D8%AE%D9%88%D9%86-lvpmt0ux8afr</link>
                <description>تپش خون داستانی از زندگی است. زندگی زنی که قبلا با شکوه و جلال و در ناز و نعمت زندگی کرده است و حالا باید تمام آن‌ها را کنار بگذارد. داستانی که مثل معروف از عرش به فرش افتادن را به ذهن مخاطبانش می‌آورد. داستانی که گویای حال و احوال و روزها و زندگی آدم‌های عادی است و غیر عادی است و رخدادی که شاید مشابه‌اش را همه ما در زندگی خود تجربه کرده باشیم.زنی خان زاده که زندگی خوب و عالی، ملک و باغ زمین داشت، حالا باید با تمامشان خداحافظی کند و آن را به جمعی از اراذل و اوباش تحویل بدهد. چرا؟ چون همسرش خانه و ملک زن را در بازی قمار، باخته و تمامش را نابود کرده است.خصلت مردم ماروخ این بود؛ زندگی خود را بچسب تا زندگی‌ات را به خودشان نچسبانند. مراد و نوچه‌هاش بیرون آمدند. گردآمدن این همه آدم برای نمایش او خوشحال‌کننده بود؛ اما چیزی کم داشت،یک زهر چشم تا قدرت خود را به مردم بچشاند. لباس‌هایش را مرتب کرد و خاک را از تنش دور کرد، قدمی در پهنای کوچه کشید و صدا را بالا انداخت:- امروز همه شیر فهم شدن که سزای گنده شدن جلوی مراد چیه!گنده‌شون که این خانوم خانوما بود از میدون به در رفت. تازه اینم بگم چون با شوهر نامزدش هم کاسه بودم. این قدر محترمانه بیرونش کردم، وگرنه اگه شما بودید سر یک روز از ریشه ساقط می‌شدین.نویسنده: علیرضا ملائیتعداد صفحات: 144 صفحهشما می‌توانید با دریافت این کتاب از طاقچه آن را به صورت ایپاب در دستگاهتان مطالعه کنید.تپش خون</description>
                <category>بهار فراهانی</category>
                <author>بهار فراهانی</author>
                <pubDate>Wed, 16 Jun 2021 18:44:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی رمان: آقای سالاری و دخترانش</title>
                <link>https://virgool.io/@medalnevis/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D9%82%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B4-dtkzp8hfpana</link>
                <description>در دنیایی که «همه چیز برای فروش» است می‌شود گفت همه ما آدم‌ها فقط «خریدار» هستیم، نه چیزی بیشتر از آن! اگر «قدرت خرید» زیادی دارید خوشا به حالتان! و اگر ندارید دلتان را به همین خرده ریزهایی که میتوانید بخرید خوش کنید و با آنها بسازید. باید هنر ظریف تحمل کردن را بیاموزید.شخصیت اصلی این قصه آقای سالاری، یک کارخانه دار با اخلاق و منشی ویژه است که به اصرار دخترانش، برای محافظت از سلامتی خود، خودش را بازنشسته می‌کند. اما شروع دوران بازنشستگی سالاری برای او با سختی‌ها و مشکلات خاصی همراه است که مسیری تازه در زندگی او می‌گشاید. در این راه تازه، نقش اجتماعی او اندک اندک از یک سرمایه‌دار بی‌تفاوت نسبت به جامعه به یک خیرخواه دلسوز تغییر می‌کند اما برای ایفای این نقش هم با مشکلات زیادی روبرو می‌شود که این داستان شرح و سرانجام آنها را روایت می‌کند.گزیده کتاب:سالاری روی کف عایق شده پشت بام نشست و چند نفس عمیق کشید.دوست داشت مشامش پر از بوی ماندگی فضله کبوترها شود. چشم هایش را بست و با صدای بغبغوی کبوترها به خیالش میدان داد تا حال و هوای آن سال‌های خوش دور از دست در درونش زنده شود.انگار بعد از سال‌ها توانسته بود یک بوی پاک و اصیل را به سینه بفرستد و از نفس کشیدنش لذت ببرد. این بو با او چه کرد! چند دقیقه در همان حال ماند و وقتی چشم گشود میتوانست قسم بخورد که حالش خیلی جا آمده. خیره خیره به دانه برچیدن آن کبوترها نگاه می کرد.شما می‌توانید با دریافت این کتاب از طاقچه آن را به صورت ایپاب در دستگاهتان مطالعه کنید.آقای سالاری و دخترانش</description>
                <category>بهار فراهانی</category>
                <author>بهار فراهانی</author>
                <pubDate>Wed, 16 Jun 2021 18:40:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دعایی که راوی آن می گوید اگر اجابت نشد، او را لعنت کنید</title>
                <link>https://virgool.io/@medalnevis/%D8%AF%D8%B9%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D9%88%DB%8C-%D8%A2%D9%86-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%A8%D8%AA-%D9%86%D8%B4%D8%AF-%D8%A7%D9%88-%D8%B1%D8%A7-%D9%84%D8%B9%D9%86%D8%AA-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-quwzdefsuprw</link>
                <description>دستورالعمل های استجابت دعا1- همدلی دل و گفتارعلامه محمدباقر مجلسی می گوید؛ در هنگام مناجات با خداوند، فرد باید با تمام وجود به دعا به سوی خدا بپردازد و این کار را با جهد و تلاش انجام دهد. از این رو در اصول کافی جلد 2 نقل شده است که حضرت علی (ع) می فرمایند: «چنین دعا نکنید که دل شما از آن غافل باشد، بلکه باید با جدیت و تلاش دعا نمایید» .2- دعا، حتی در مواقع شادی و وفور نعمتدعا صرفاً در مواقع گرفتاری و مشکلات نیست و این امر باید در سرتاسر لحظات زندگی جاری باشد به نحوی که در اصول کافی جلد 2 از امام جعفر صادق (ع) نقل شده است که: «کسی که پیش از نزول بلا دعا کند، چون بلا نازل شود، دعایش مستجاب می گردد و ملایکه می گویند: این صدای آشنایی است و دعای او را از آسمان منع نمی کنند و کسی که پیش از نزول بلا برای دفع آن دعا نکند، بعد از بلا دعایش مستجاب نمی شود و ملایکه می گویند ما این صدا را نمی شناسیم» .3- دعا همراه با عمل صالح و وفا به خداشاید بسیار دیده باشید کسی که از مخلوقی حاجتی دارد کارهای بسیار شایسته ای برای وی انجام می دهد تا آن فرد از کارهای او خوشش بیاید و حال این امر در مورد خداوند نیز صادق است و باید به این امر توجه نمود که هر کس بیشتر به درگاه خداوند عبادت کرده است دعایش به اجابت نزدیکتر است؛ چنان چه از حضرت رسول (ص) روایت شده است که: «دعایِ بی عملِ صالح، مانند تیر انداختن از کمانِ بی زه است.»4- هنگامی که خدا را شناختید دعا کنید تا مستجاب گرددیکی دیگر از شرایط استجابت دعا، کمال معرفت و شناخت نسبت به خداوند است به نحوی که در بحارالانوار در جلد 93 نقل شده است که: «جماعتی از امام جعفر صادق (ع) سوال نمودند که چرا هر چه ما دعا می کنیم، دعای ما مستجاب نمی گردد؟ و حضرت پاسخ دادند: زیرا شما کسی را دعا می کنید که او را نمی شناسید و در حدیثی دیگر از حضرت صادق (ع) نقل شده است که: «چون دعا می کنید گمان کنید که حاجت شما در خانه ی شماست».5- مبالغه و الحاحیکی دیگر از شرایط استجابت دعا، مبالغه و الحاح (اصرار و پافشاری) در هنگام دعا می باشد و از این رو در اصول کافی جلد 2 از حضرت رسول نقل شده است که ایشان فرموده اند: «خداوند رحم می کند بر بنده ای که با حالت الحاح (اصرار و پافشاری) حاجتی را از خدا طلب می کند؛ خواه دعای او مستجاب بشود و خواه نشود.»6- یک دعای مخفی بهتر از 70 دعای علنیاز دیگر موارد شرایط دعا کردن و پذیرش آن مخفی دعا کردن است، زیرا دعایی که در خفا و پنهانی صورت پذیرد به اخلاص نزدیک تر است و از ریا دورتر؛ چنان که از امام رضا (ع) نقل شده است که: «اگر یک دعای مخفی به جا آوری، بهتر است از هفتاد دعا که به طور علنی به جای آوری!»7- بهترین زمان پذیرش دعابی شک رعایت نمودن بعضی از اوقات و زمان ها که توصیه شده برای استجابت دعا تاثیر بسیاری در برآورده شدن دعا دارد به نحوی که در اصول کافی جلد 2، از حضرت صادق (ع) نقل شده است که: «در چهار وقت دعا کنید: وقت وزیدن بادها، وقت گردیدن سایه ها، وقت باریدن باران و در هنگام ریختن نخستین قطره ی خون از مومنی که شهید می شود، و بدانید که درهای آسمان را در این اوقات می گشایند» و در حدیثی دیگر فرمودند: «دعا در چهار محل مستجاب می شود: در نماز وِتر، بعد از نماز صبح، پس از نماز ظهر و بعد از نماز شام.»حضرت علی (ع) نیز درباره ی بهترین اوقات دعا فرموده اند: «دعا را در چهار وقت غنیمت شمارید: هنگام خواندن قرآن، در وقت اذان، وقت باریدن باران و هنگام ملاقات کردن دو صف برای شهادت» و همچنین از امام صادق (ع) در بحارالانوار جلد 93 نقل شده است که: «سه وقت است که حاجت بنده از خدا پوشیده نمی شود: بعد از نماز واجب، هنگام باریدن باران، و زمان ظاهر شدنِ معجزه ای از حجت های خدا بر روی زمین.»در معانی الاخبار شیخ صدوق نیز از امام زین العابدین نقل شده است که: «حضرت فاطمه فرمودند: از حضرت رسول (ص) شنیدم که می فرمود: در روز جمعه ساعتی است که هر مسلمان در آن ساعت از خدا چیزی طلب نماید، خداوند به او اعطا می فرماید. گفتم: یا رسول الله! آن کدام ساعت است؟ فرمود: وقتی که نصف قرص آفتاب فرو رود...» و همچنین در اصول کافی جلد 2، به سند معتبر از امام صادق (ع) نقل شده است که: «بر تو باد به دعا کردن در حال سجده، زیرا بنده در سجده از تمام احوال به خداوند نزدیک تر است.»8- برای برآورد حاجت گریه کن، اگرچه به مقدار سر مگسی باشد!از موارد دیگری که علامه مجلسی درباره ی پذیرش و استجابت دعا بیان می فرماید ابراز تضرع و زیادتِ مذلت و شکستگی در برابر خداوند است، چنان چه که از حضرت صادق (ع) نقل شده است که: «چون بدنت به لرزه افتاد و از چشمانت اشک جاری گردید، بسیار دعا کن، زیرا رحمت الهی متوجه تو گردیده و هنگام اجابت است.» و در حدیثی دیگر در اصول کافی جلد 2، از امام صادق (ع) نقل شده است که: «اگر از امری در ترس بودی یا در طلب حاجتی از خداوند بودی، پس اول خدا را به بزرگی و عظمت یاد کن، چنانچه شایسته خداوند است و صلوات بر محمد و آل محمد بفرست و حاجت خود را بطلب و خود را به حالت گریه درآور و سعی کن گریه کنی، اگرچه به مقدار سر مگسی باشد. پدرم می فرمود: نزدیک ترین حالت بنده به خدا، هنگامی است که بنده در سجده باشد و چشمانش نیز گریان.»9- دادن صدقه قبل از بیان حاجتبه احتمال بسیار زیاد این امر را در جوامع فراوانی دیده اید که اگر چنانچه کسی حاجتی به درگاه فرد بزرگی داشته باشد، ابتدا نگهبانان و دربانان آن درگاه را خشنود می کند تا داخل شدن به نزد آن فرد بزرگ به آسانی برای وی میسر شود و نیازها و حاجتش زودتر برآورده گردد؛ و باید دانست، که به گفته ی علامه مجلسی دربانان درگاهِ خداوند، فقرا و مساکین هستند و باید پیش از طلب حاجت از خداوند، صدقه ای در راه این افراد داده شود. چنان چه که در اصول کافی جلد 2، از حضرت صادق (ع) نقل شده است که فرموده اند: «هرگاه یک نفر از شما بیمار شود، طبیب درخواست می کند و به او چیزی می دهد و اگر حاجتی به پادشاهی پیدا کند به دربانان او رشوه می دهد. پس اگر حاجتی به خدا دارید باید صدقه بدهید (تصدقی بکنید)، خواه کم و خواه بسیار باشد!»10- دعا کردن در حق دیگرانیکی دیگر از مواردی که استجابت دعا را سرعت می بخشد دعای فردی دیگر برای دیگری است از این رو در اصول کافی جلد 2، به نقل از امام محمد باقر (ع) آمده است که ایشان فرموده اند: «سریع ترین دعایی که برآورده می شود، دعای مومنی است که غایبانه برای برادر مومن خود دعا کند. پس مَلَکی که موکل دعای اوست می گوید: آمین! و خدا به تو دو برابرِ آنچه برای برادر مؤمن خود دعا کردی عطا می فرماید.»11- حمد الهی پیش از دعااز جمله آداب دیگر پذیرش دعا این است که خدا را پیش از طلبیدن حاجت، به بزرگواری و عظمتِ وجود و کَرَم ستایش نمایید و نعمت های ایشان را یاد کرده و او را بر آن نعمت ها شکر کنید و از این رو وارد شده است که بهترین دعا «الحمدالله» است. همچنین چون گناهان آدمی موجب محرومی از خیرات و سعادت است، باید پیش از دعا، از گناهان استغفار کرد، تا موجب رفع موانع شود، چنانچه مفضل به حضرت صادق (ع) عرض نمود: دعای جامعی به من تعلیم فرمایید و حضرت فرمودند: حمد الهی بکن؛ زیرا چون حمد الهی کردی، هر کس نماز بخواند، برای تو دعا می کند و می گوید: «سمع الله لمن حمده»؛ یعنی خدا دعای حمدکنندگان خود را مستجاب کند.»12- صلوات، دعا را به آسمان می برد!علامه محمدباقر مجلسی یکی دیگر از شرایط پذیرش و استجابت دعا را فرستادن صلوات بر محمد و آل محمد می داند و صلوات را یکی از عوامل قبولی دعا می شمارد. همچنین است که از امام صادق (ع) نقل شده است که: «هر کس دعا کند و پیغمبر را یاد نکند، آن دعا بر بالای سرش می ایستد و تا هنگامی که صلوات نفرستد به سوی آسمان نمی رود.»همچنین درباره ی اثر صلوات در «من لایحضره الفقیه» به سند معتبر نقل شده است که: «حضرت صادق (ع) به صباح بن سبابه فرمودند: می خواهی تو را چیزی تعلیم دهم که خدا به سبب آن، تو را از آتش جهنم حفظ کند؟ گفت: بلی!حضرت فرمودند: بعد از صبح (نماز صبح) صد مرتبه «اللهم صلی علی محمد و آل محمد» بگو تا خداوند روی تو را از گرمیِ آتش جهنم نگه دارد.» و در بحارالانوار جلد 94 نیز از حضرت رسول (ص) نقل شده است که ایشان فرموده اند: «هر کس روز جمعه صد مرتبه بر من صلوات بفرستد، حق تعالی شصت حاجت او را برآورده می کند، سی حاجت دنیایی و سی حاجت اخروی!» و در فروع کافی جلد 3، نیز از امام محمدباقر (ع) نقل شده است که: «هیچ عملی در روز جمعه بهتر از فرستادن صلوات بر محمد و آل او نیستدعایی که در مستجاب شدن آن تردیدی نیستمرحوم آیت الله بهجت رضوان الله تعالی علیه، نوعی از دعا را معرفی فرمودند که در مستجاب شدن آن تردیدی نیست.این عالم بزرگوار، رحمةالله علیه، می فرمایند:برخی گمان می کنند که دعا، کار پیرزن ها و پیرمردها و ناتوانان است، آنها که نمی توانند در میدان جنگ و جهاد شمشیر بزنند؛ ولی معلوم می شود مسئله از این بالاتر است! در روایت درباره شرایط استجابت دعا آمده است:«من دعا و هو لایحس سوی الاجابة استجیب له»، یعنی هر کس دعا کند و جز اجابت احساس نکند، دعایش مستجاب می شود.ایشان در ادامه می فرمایند:گویا حالتی در ما پیدا شده شبیه به یاس از اجابت، که دعای ما فقط به زبان و لقلقه لسانی است؛ نه دعای برخواسته از دل مطمئن و امیدوار به اجابت. قلب متیقن و دل شکسته ای می خواهد تا دعا مثل تیر به هدف برسد، به گونه ای که دعا کنیم و اجابت آن را بفهمیم و یا حداقل به ما وعده استجابت آن را بدهند، ولو بعد از چهل سال، همچنان که درباره حضرت یعقوب علیه السلام محقق شد.بنابراین به فرموده آیت الله بهجت، آن دعایی مستجاب است که دعاکننده در آن مطمئن به اجابت باشد و این امر به قول ایشانقلب متقین و دل شکسته می خواهد. در این رابطه در حدیث قدسی آمده است که چون موسی(ع) از خدا پرسید در کجا بیشتر می توان پروردگار را یافت؟ در جواب آمد:«انی عند القلوب المنکسره و القبور المندرسه؛ من در دل های شکسته و نزد قبرهای کهنه ام.»دعای سریع الاجابه توسلمحمد ابن بابویه دعای توسل را از ائمه (ع) نقل کرده و گفته است که این دعا را در هیچ امری نخواندم، مگر آنکه اثر اجابت آن را به زودی یافتم. دعای توسل از دعاهای مشهور است که در شب های چهارشنبه خوانده می شود.دعای سریع الاجابه امام کاظم (ع)کفعمی در بلدالامین دعایی از امام موسی کاظم (ع) نقل کرده و فرموده: عظیم الشأن و سریع الاجابه استکه جملات صدر و ذیل آن چنین است:«اللهم انی اطعتک فی احب الاشیاء الیک و هو التوحید و ارزقنی من حیث احتسب و من حیث لا احتسبه،انک ترزق من تشاء بغیر حساب»پس از اتمام دعا حاجت خود را بطلب.دو دعای سریع الاجابه از امام صادق (ع)از امام صادق (ع) روایت شده که هر کسی ده بار «یا الله» بگوید، به او گفته می شود، لبیک، حاجت تو چیست؟همچنین از امام جعفر صادق (ع) روایت است که هر کس «یا رب یا الله» بگوید به گونه ای که تانفس او قطع شود، گفته می شود لبیک حاجت تو چیست؟دعای سریع الاجابه اسم اعظمسید علیخان شیرازی در کتاب «کلم طیب» نقل فرموده: اسم اعظم خدای تعالی آن است که افتتاحاو «الله» و اختتام او «هو» است، هر که اسم اعظم خدای تعالی را روزی ۱۱ بار ورد خود قرار بدهد،هر آینه هر امر مهم جزئی و کلی برای او آسان شود و آن اسم اعظم پنج آیه از پنج سوره مبارکه بقره،آل عمران، نساء، طه و تغابن است، با این ویژگی که حروف آن نقطه ندارد و تغییری در اعراب آنها صورت نمی گیرد:«الله لا إله إلا هو الحی القیوم…» تا آخر آیه الکرسی«الله لا اله الا هو …نزل علیک الکتاب …»«الله لا إله ان هو لیجمعنکم …»«الله لا إله ان هو له الاسماء…»«الله لا إله الا هو و علی إلله…»بیشتر بخوانید: آداب و دعاهای استفاده از تربت امام حسین (ع)دعایی که راوی آن می گوید اگر اجابت نشد، او را لعنت کنیدمحدث گرانقدر مرحوم حاج شیخ عباس قمی در کتاب شریف مفاتیح الجنان به نقل از شیخ کفعمىمؤلف کتاب بلد الامین دعایی را نقل کرده و گفته: این دعا را مقاتل بن سلیمان از امام زین العابدینعلیه السلام روایت کرده و گفته: هرکه این دعا را (برای رفع گرفتاری و مشکلات) صد مرتبه بخواندو دعایش اجابت نشود، پس‌ مقاتل را لعنت کند و آن دعا این است:«إِلَهِی کَیْفَ أَدْعُوکَ وَ أَنَا أَنَا وَ کَیْفَ أَقْطَعُ رَجَائِی مِنْکَ وَ أَنْتَ أَنْتَ إِلَهِی إِذَا لَمْ أَسْأَلْکَ فَتُعْطِیَنِی فَمَنْ ذَا الَّذِی أَسْأَلُهُ فَیُعْطِینِی إِلَهِی إِذَا لَمْ أَدْعُکَ فَتَسْتَجِیبَ لِی فَمَنْ ذَا الَّذِی أَدْعُوهُ فَیَسْتَجِیبُ لِی إِلَهِی إِذَا لَمْ أَتَضَرَّعْ إِلَیْکَ فَتَرْحَمَنِی فَمَنْ ذَا الَّذِی أَتَضَرَّعُ إِلَیْهِ فَیَرْحَمُنِی إِلَهِی فَکَمَا فَلَقْتَ الْبَحْرَ لِمُوسَى عَلَیْهِ السَّلامُ وَ نَجَّیْتَهُ أَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ أَنْ تُنَجِّیَنِی مِمَّا أَنَا فِیهِ وَ تُفَرِّجَ عَنِّی فَرَجا عَاجِلا غَیْرَ آجِلٍ بِفَضْلِکَ وَ رَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ»دعای رفع گرفتاریبرای دعای رفع گرفتاری، شیخ احمد بن فهد و دیگران روایت کرده اند که مردى به خدمت حضرت امام موسى کاظم علیه السلام شکایت کرد که کار من بسته شده است و به هر کارى که متوجّه مى شوم سودى نمى یابم و به هر حاجت که رُو مى نهم برآورده نمى شود حضرت فرمود که بعد از نماز صبح ده مرتبه بگو ((سُبْحانَ اللَّهِ الْعَظیمِ وَبِحَمْدِهِ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَاَسْئَلُهُ مِنْ فَضْلِهِ)) راوى گفت که اندک زمانى که بر این مداومت کردم جمعى از بادیه آمدند و خبر دادند مرا که مردى از اقوام تو مُرده و به غیر از تو وارثى ندارد پس مال بسیار بدست من آمد و تا حال بى نیازم .مفاتیح الجنان، حاج شیخ عباس قمی (ره).دعای برآورده شدن حاجتدر تحفة الزّائر است که از حضرت صادق علیه السلام منقول است که هرگاه تو را حاجتى بسوى خداى تعالى باشد یا از امرى خائف و ترسان باشى در کاغذى بنویس :بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ اَللّهُمَّ اِنّى اَتَوَجَّهُ اِلَیْکِ بِاَحَبِّ الاَْسْمآءِ اِلَیْکَ وَاَعْظَمِها لَدَیْکَ وَاَتَقَرَّبُ وَاَتَوَسَّلُ اِلَیْکَ بِمَنْ اَوْجَبْتَ حَقَّهُ عَلَیْکَ بِمُحَمَّدٍ وَعَلِی وَفاطِمَةَ وَالْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ وَعَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِی وَجَعْفَرَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَعَلِىِّ بْنِ مُوسى وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِی وَعَلِىِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَالْحَسَنِ بْنِ عَلِی وَالْحُجَّةِ الْمُنْتَظَرِ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ اَجْمَعینَ اکْفِنى کَذا وَکَذا.برخی موانع استجابت دعا۱- گناه: گناهان سه گونه اثر می‌گذارند:توفیق دعا کردن را سلب می‌کند.حالت تضرع و تواضع و توبه و انابه و اشک و گریه را می‌گیرند و نمی‌گذارند بنده با حضور قلب، توجه‌اش به سوی خدا متمرکز گردد و مجذوب نفحات رحمانی او شود.در صورت خواندن دعا، دعایش مستجاب نمی‌گردد.علی(ع) می‌فرماید: «المعصیة تمنع الاجابة؛ گناه از اجابت دعا جلوگیری می‌کند».  در دعای کمیل شب‌های جمعه دقت نمایید، آن جا که می‌خوانید: «اللهم اغفر لی الذنوب التی تحبس الدعا و... خدایا گناهانی که مانع استجابت دعای من شده‌اند بر من ببخش.»۲- ترک دعا در هنگام خوشی‌ها: خداوند به حضرت داود(ع) وحی فرمود: «مرا در روزهای خوش و آسایش یاد کن تا من دعای تو را در ایام گرفتاری و سختی اجابت کنم»۳- نافرمانی و رنجاندن والدین۴- تأخیر انداختن نمازهای واجب از اول وقت۵- در گفتار، بد زبان بودن۶- نسبت به افراد مؤمن سوء ظن داشتن و بد طینت بودن۷- با برادران یا خواهران مؤمن، با دو رویی و منافقانه برخورد کردن۸- ترحم نکردن به افراد ضعیفhttps://www.borna.news/</description>
                <category>بهار فراهانی</category>
                <author>بهار فراهانی</author>
                <pubDate>Tue, 04 May 2021 16:28:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تلاوت قرآن در ماه رمضان/ روشن کننده ی راه حق از باطل</title>
                <link>https://virgool.io/@medalnevis/%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%B1%D9%85%D8%B6%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%86-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87-%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%AD%D9%82-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D9%84-achh1fniqm5h</link>
                <description>۱. رمضان، ماه بهار و انس با قرآنرمضان، ماهی است که در آن قرآن نازل شد. بنابراین، رابطه ویژه ای میان قرآن و ماه رمضان وجود دارد؛ یعنی همان گونه که در فصل بهار، عالم طبیعت و انسان، شادابی خاص و حیاتی دوباره پیدا می کند، رمضان نیز بهار قرآن است. دوستداران قرآن در این ماه بیش از پیش به قرآن نزدیک می شوند و با خواندن و یادگیری و فهمیدن معارف آن، به دل هایشان حیات مجددی می بخشند.علی(ع) می فرماید: «کتاب خداوند تعالی را یاد بگیرید؛ زیرا قرآن، بهار دل هاست».در رمضان، ماه انس با قرآن، باید ویژگی همدم بودن با قرآن را در خود ایجاد کنیم و رابطه تنگاتنگ و جدی با آن داشته باشیم؛ زیرا قرآن، کتاب کامل انسان سازی است، به گونه ای که همه برنامه ها و رموز تکامل را دربردارد. قرآن، سخن خدا است و عمل به آن، سبب پیروزی و رستگاری در دنیا و آخرت است.هرگاه قرآن را بشناسیم، به عظمت نازل کننده آن پی ببریم و محتوایش را دریابیم، سپس با عشق، با آن ارتباط فکری و عملی برقرار کنیم، می توانیم ادعا کنیم که با قرآن انس گرفته ایم.۲- فضیلت و آثار تلاوت قرآنالف) پاداش الهیآنان که کتاب خدا را می خوانند، نماز را برپا می دارند و از آنچه ما روزی شان کرده ایم، پنهان و آشکار به فقیران انفاق می کنند، امید تجارتی دارند که هرگز زیان و زوال نخواهد یافت.(فاطر:۲۹)آیا تا به حال با خداوند معامله کرده اید؟ معامله ای که سرمایه آن، قرآن و نماز و انفاق است.ب) شکوفایی ایمانشکوفایی ایمان، با قرآن خواندن به دست می آید.آیا می دانید که با خواندن آیه هایی از قرآن در روز، می توانیم ایمانمان را شکوفا سازیم.ج) نورانیت و جلای قلب هاخواندن قرآن، قلب های زنگار گرفته را جلا می دهد.بیایید روزانه با خواندن چند آیه قرآن، زنگارهای قلب خود را شست وشو دهیم.د) کفاره گناهانقرآن خواندن، کفاره گناهان و سپر آتش و ایمنی از عذاب است.با خواندن قرآن، خود را در برابر عذاب الهی ایمن سازیم.ه) دوری از تنهاییهر کس با خواندن قرآن انس گیرد، دوری برادران و دوستان، او را وحشت زده نمی کند.سخن گفتن با خداوند، تو را از تنهایی نجات می دهد.و) دوری از فقرهر که قرآن بخواند، توانگری است که دیگر فقیر نمی شود.با خواندن آیه های قرآن، خانه هایتان را منبع رحمت ها و ارزاق الهی کنید.ی) سعه صدر و روشنی دلبهترین ذکر و سخن، قرآن است. با قرآن است که سینه ها فراخ و درون ها روشن می شود.بیایید در ماه رمضان، آرامش به دست آمده از قرآن خواندن را تجربه کنیم.۳. آداب تلاوت قرآن از زبان قرآنخواندن قرآن آدابی دارد که در اینجا به برخی اشاره می کنیم:-بدون وضو و طهارت نباید دست یا عضوی از بدن خود را به نوشته های قرآن برسانیم.لا یَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ. (واقعه: ۷۹)قرآن را جز پاکان مس نمی کنند.-پیش از خواندن قرآن، باید از شیطان رجیم و رانده شده به درگاه حق پناه برد.فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیمِ. (نحل: ۹۸)پس هنگامی که قرآن را می خوانی، از شیطان رانده شده به خدا پناه ببر.-قرآن را با صدای نیکو و زیبا بخوانیم.و رَتِّلِ الْقُرآنَ تَرتیلاً. (مزمل:۴)-قرآن را به صورت شمرده و آرام بخوان.دیگر آداب تلاوت قرآن- فرستادن صلوات پیش و پس از خواندن قرآن؛- نگاه کردن به کلمات و آیات قرآن هنگام تلاوت؛- پوشیدن لباس پاکیزه، مسواک زدن و خوش بو کردن بدن پیش از تلاوت؛- رو به قبله نشستن؛- صحیح تلفظ کردن کلمه ها و جمله ها؛- رعایت خضوع و خشوع هنگام تلاوت؛ـ رعایت اخلاص هنگام تلاوت؛- انتخاب مکان مناسب برای تلاوت؛- گفتن «صَدَقَ اللّهُ الْعَلیّ الْعَظیم» در پایان تلاوت.4. آداب شنوندگان آیه های قرآنالف) تدبّر و تفکر در قرآن و توجه کامل به معانی آیه هااَفَلاً یَتَدَبَّرونَ القُرآن.(نساء:۸۲)آیا آنها در قرآن نمی اندیشند.ب) سکوت و پرهیز از دیگر کارهاوَ إِذا قُرِیَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ. (اعراف:۲۰۴)هنگامی که قرآن خوانده شود، پس گوش فرا دهید و سکوت کنید. شاید مورد رحمت قرار گیرید.ج) احترام قلبی نسبت به این کتاب آسمانی5. قرآن کتاب هدایتقرآن، کتاب آسمانی و معجزه آخرین سفیر الهی حضرت محمد صلی الله علیه و آله و بزرگ ترین هدیه الهی برای انسان ها و گران بهاترین میراث پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در میان مسلمانان است. قرآن کتابی جامع و دربرگیرنده همه قوانین، حکمت ها و موعظه هایی است که برای هدایت انسان لازم است.خداوند بزرگ، قرآن کریم را در آیه های گوناگون چنین توصیف می کند:بی هیچ شکی قرآن، راهنمای پرهیزکاران است. (بقره:۲)آیا تاکنون اندیشیده اید که چرا قرآن، کتاب هدایت برای پرهیزکاران معرفی شده است؟ شاید سرّ این مطلب در این باشد که پرهیزکاران با دوری از گناهان، زمینه را برای هدایت پذیری فراهم کرده اند.قرآن، هدایتی برای بشر است. (بقره:۱۸۵)خداوند بشر را آفرید و قرآن را برای هدایت و راهنمایی او فرستاد تا حجت بر همگان تمام شود.بیایید با تأمل و تدبّر در آیات قرآن کریم و عمل به دستورهایش، در روز جزا شرمنده درگاه حق نباشیم.قرآن راه حق و باطل را روشن می کند. (حجر:۱).بشر همواره در پی حقیقت و بازشناسی آن از باطل است. او می خواهد بداند حق کدام است و باطل کجاست؟ راه کدام است و چاه کجاست و چه سرمایه ای بالاتر از این کتاب آسمانی و چه میزانی دقیق تر از قرآن و چه فرقانی بهتر از کلام خدا.قرآن با عظمت است. (حجر: ۸۷)به راستی قرآن، کتاب عظیمی است؛ چون از سوی پروردگار بزرگ آمده است. رمضان نیز از عظمت قرآن، عظیم شده است؛ زیرا ماه نزول قرآن است و چه زیباست که در ماه عظیم، کتاب آسمانی با عظمت را تلاوت کنیم و از دریای عظیم معارف آن بهره بریم!همانا این قرآن، انسان را به راست ترین و استوارترین راه هدایت می کند. (اسراء:۹)آیا می خواهید در درست ترین و بهترین راه ها قدم بگذارید؟ اگر پاسختان مثبت است، در قرآن بیندیشید و به آن عمل کنید.شفای دل و رحمت الهی برای اهل ایمان است. (اسرا: ۸۲)برای دل زنگار گرفته ام، شفا می خواهم و به رحمت الهی امید دارم. در عین حال، زمزمه ای آسمانی در گوشم می پیچد که شفای دل بیماران و رحمت و بخشایش الهی در قرآن است. بیایید به امید دست یابی به رحمت الهی و درمان قلوب آلوده به گناه، قرآن بخوانیم.سوگند به قرآنی که بیانش حکیمانه است. (یس:۲۰)به راستی از حکیم، جز سخن حکیمانه می شنوید؟ قرآن، کلامی حکیمانه از سوی خداوند حکیم است. دریای حکمت و معرفت است، ولی تنها آنان که اهل حکمت و معرفتند، می توانند از این کلام جاودانه بهره ببرند.این کتاب جز برای پند و نصیحت جهانیان نیست. (تکویر:۲۷)ای عزیز! نصیحت خدا را به گوش جان بپذیر و به آن عمل کن. قرآن بخوان و در آن بیاندیش که بهترین نصیحت از سوی بهترین ناصحان است.قرآن، روشن کننده حقیقت هر چیزی است. (نحل:۸۹)هنگامی که فتنه ها همچون تاریکی های شب همه جا را فرا گرفته است، برای رستگاری و نجات به قرآن پناه ببرید.قرآن مایه هدایت و رحمت برای نیکوکاران است. (لقمان:۲)اگر می خواهید هدایت و رحمت الهی شامل حالتان شود، پس چرا نیکی و احسان نمی کنید؟ خداوند وعده داده است که هدایت و رحمت قرآن شامل نیکوکاران می شود.قرآن مایه هدایت و رحمت برای مؤمنان است. (نمل:۲)ای مؤمنان! ای کسانی که ایمانتان به مرحله عمل و ظهور رسیده و قلبتان با زبانتان یکی است، برشما باد بشارت خداوند که هدایت و رحمت الهی شامل حالتان خواهد شد.قرآن یادآوری است برای آنان که از خدا می ترسند. (طه:۳)گاهی هوای نفس، انسان را به وادی غفلت می کشاند و حقیقت را غبارآلود جلوه می دهد. گاهی لشکریان شیطان، سربازان رحمانی نفس را فریب می دهند و این خداترسانند که با توسل به قرآن از این خطر بزرگ رهایی می یابند.این قرآن، بشارتی برای مسلمانان است. (نحل:۸۹)ای مسلمانان! نزول قرآن در رمضان بر شما بشارت باد. راه را باز کنید، فرشته های نیکوکار کتاب آسمانی قرآن را در صحیفه هایی ارجمند برای شما به ارمغان می آورند. لطف الهی شامل حالتان شده و این کتاب گران قدر را برای شما فرستاده است. پس در گرامی داشت این لطف الهی بکوشید.6. انس معصومین(ع) با قرآنالف) پیامبراعظم(ص)توجه آن حضرت به خواندن قرآن ـ به ویژه در دل شب ـ به قدری بود که حتی حالت بیماری و تب نیز مانع آن نمی شد. بنا بر روایتی، هنگامی که یکی از اصحاب، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را سخت بیمار دید و جویای حال حضرت شد، ایشان پاسخ داد: «این بیماری مانع آن نشد که شب گذشته سی سوره را بخوانم» هنگامی که آن صحابی عرض کرد: این تلاش در عبادت برای چیست؟ حضرت پاسخ داد: «آیا نباید بنده شکرگزاری باشیم؟»ب) حضرت علی(ع)حضرت علی علیه السلام بسیار قرآن می خواند، ولی تنها به تلاوت ظاهر آیه های قرآن قناعت نمی کرد. او به قدری با قرآن مأنوس بود که حتی وقتی شمشیر کینه مفسدان بر سرش فرود آمد، اندکی از خاک محراب را روی زخم سر ریخت و این آیه را خواند: «ما شما را از خاک آفریدیم و در آن باز می گردانیم و بار دیگر نیز شما را از آن بیرون می آوریم».همه جنبه های زندگی حضرت علی علیه السلام در ظاهر و باطن با قرآن هماهنگ بود، به گونه ای که طرف داران حق، او را «قرآن ناطق» خواندند.ج) امام سجاد(ع)امام سجاد علیه السلام فرمود: اگر همه انسان هایی که در میان مشرق و مغرب هستند، بمیرند، چون قرآن با من باشد [از تنهایی]، هراس ندارم.شیوه آن حضرت چنان بود که هنگام تلاوت سوره حمد، وقتی به آیه «مالک یوم الدین» می رسید، آن قدر آن را تکرار می کرد که نزدیک بود روح از کالبدش بیرون رود.د) امام رضا علیه السلامآن حضرت در هر سه روز، یک بار همه قرآن را می خواند و می فرمود: اگر خواسته باشم، می توانم در کمتر از سه روز قرآن را ختم کنم، ولی هرگز به هیچ آیه ای نمی رسم مگر اینکه در معنی آن می اندیشم و درباره اینکه در چه موضوع و چه وقت نازل شده است، فکر می کنم. از این رو، در هر سه روز یک بار همه قرآن را تلاوت می کنم.7. سیره علمای دین در انس با قرآنالف) شیخ مفیدشیخ مفید شب ها اندکی می خوابید و بیشتر به نماز و مطالعه یا تلاوت قرآن مجید می پرداخت.ب) میردامادمحدث قمی می نویسد: «میرداماد قرآن مجید را بسیار تلاوت می کرد، به گونه ای که یکی از افراد مورد اعتماد برای من نقل می کرد که هر شب، پانزده جزء قرآن می خواند».ج) شیخ انصاریعبادت هایی که وی از سن بلوغ تا آخر عمر به آن می پرداخت، گذشته از فرایض، خواندن یک جزء قرآن، به جا آوردن هر روزه نماز جعفر طیار، خواندن زیارت جامعه و عاشورا بود.د) علامه طباطباییشب های ماه رمضان را تا صبح بیدار بود. مقداری مطالعه می کرد و بعد به دعا و خواندن قرآن، نماز و ذکر می پرداخت.ه) امام خمینیدر شبانه روز به ویژه هنگام نماز شب، به تلاوت قرآن می پرداخت و در هر فرصتی که به دست می آورد، مشغول تلاوت قرآن می شد.یکی از یاران نزدیک ایشان در این زمینه چنین می گوید: امام هر روز مقید بودند چند صفحه قرآن بخوانند. ایشان معتقد بودند که خواندن قرآن و انس با قرآن، توفیق انسان را زیاد کرده و ایمان انسان را قوی می سازد. ایشان حتی در روزهای آخر عمر شریفشان و شب پیش از عمل جراحی نیز خواندن قرآن و نماز شبشان را ترک نکردند.و) میرزای شیرازیدر شرح احوال این عالم ربانی آورده اند که ایشان، بیشتر آیه های قرآن و دعاهای ماه مبارک رمضان و زیارت ها را از حفظ می خواند. به سبب رقت قلب، همواره اشک از چشمانش سرازیر بود.8. قرآن در رهنمودهای رهبر معظم انقلابپیروزی انقلاب اسلامی، قرآن را به ما باز گرداند و راه قرآن را به روی ما باز کرد و ما باید عقب ماندگی های خود را در فراگیری جامع این کتاب الهی جبران کنیم و علاوه بر متن قرآن، با ترجمه آن نیز کاملاً آشنا شویم.انس با قرآن، معرفت اسلامی را در ذهن ما، قوی تر و عمیق تر می کند.در کشوری که بر اساس اسلام اداره می شود، همه مردم باید قادر به خواندن درست قرآن کریم باشند.بدبختی جوامع اسلامی، به خاطر دوری از حقایق و معارف قرآن است.انس با قرآن؛ یعنی قرآن را خواندن و باز خواندن و در مفاهیم قرآنی تدبّر کردن و آنها را فهمیدن.همین آیات قرآنی است که توانست در روزگاری، انسان هایی را تربیت کند که با دنیای کفر و ظلمات بستیزند و همین معارف است که ملت بزرگ ما را وادار و مجهز کرد که با دنیای مدرن و ظالم جاهلیت قرن بیستم مقابله کند.اگر در آیات قرآن تأمل کنیم، اراده ما قوی تر از این خواهد شد. استقامت ما نیز بیشتر خواهد شد.9. جوانانِ الگو در قرآنقرآن در راستای رسالت هدایتی وتربیتی خود، برای اندیشه و اخلاق فردی و اجتماعی جوانان، با بیان داستان هایی واقعی به ترسیم الگوهای مناسبی پرداخته است. اکنون به برخی الگوها اشاره می کنیم:الف) حوزه فکر و اندیشهیک ـ الگوی مبارزه با عقاید و افکار باطلحضرت ابراهیم علیه السلام در جوانی به مبارزه با بت پرستی پرداخت. ابراهیم در مرحله نخست، از چیستی بت ها و مجسمه ها پرسید. سپس بت پرستان را به تقلید از پیشینیان خود و گمراهی متهم کرد و از آنان دوری جست.دو ـ الگوی هدف داریاصحاب کهف، جوانانی خدا باور بودند که حاضر نشدند از عقیده خود دست بردارند. جوانانی بودند که به پروردگارشان ایمان داشتند. شعارشان این بود: «پروردگار ما، پروردگار آسمان ها و زمین است و به جز او خدایی دیگر را نمی خوانیم.» اینان چنان در راه عقیده خود استوار بودند که حاضر نشدند با طاغوت زمان هم نوا شوند. پس شهر و دیار، خانه و خانواده و حتی ملک و حکومت را رها کردند و به غاری پناه بردند.ب) حوزه اخلاقیک ـ الگوی از جان گذشتگیمصداق منحصر به فرد الگوی از جان گذشتگی، حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام است که حاضر شد در زمان خطر، به جای پیامبر در بستر وی بخوابد. خدواند در آیه ۲۰۷ سوره بقره می فرماید: «بعضی از مردم کسانی هستند که جان خود را برای خشنودی خدا می فروشند».در همین زمینه از شرکت آن حضرت در جنگ های طاقت فرسای صدر اسلام می توان یاد کرد.دو ـ الگوی دانش اندوزیحضرت موسی علیه السلام با آن مقام و عظمتش، از بنده ای از بندگان خدا خواست تا او را آموزش دهد. خداوند در قرآن کریم می فرماید:موسی به او (خضر) گفت: آیا از تو پیروی کنم تا از آنچه به تو تعلیم داده شده و مایه رشد است به من بیاموزی. (کهف: ۶۶)معلم موسی در آغاز به دلیل ضرورت گنجایش علمی، از دادن پاسخ مثبت به او خودداری کرد، ولی با شرط پیشی نگرفتن موسی از استادش، پذیرفت که به وی آموزش بدهد.سه ـ الگوی مبارزه با خواهش های نفسانیحضرت یوسف، در اوج جوانی قرار دارد که کوره آتشین شهوت فوران می کند. زلیخا نیز زنی است که سیمایی زیبا دارد و همه زمینه ها برای کام جویی آنان فراهم است. با این حال، یوسف به دلیل ایمان قوی به خدا و ترس از آتش جهنم به خواهش زلیخا که بر اساس غریزه جنسی بود، پاسخ نداد.چهار ـ الگوی طهارت و پاکیخداوند، حضرت مریم را نشانه اعجاز و قدرت خود معرفی کرد و به دلیل پاکی و طهارتش و نیز ایمان وی به خدا، بر زنان دورانش برتری داد.پنج ـ الگوی شرم و حیدر قرآن کریم، صفورا، دختر شعیب مظهر حیا معرفی شده است که در جریان برخورد موسی با وی (پیش از ازدواج) به آن اشاره شده است. قرآن کریم می فرماید:یکی از آن دو دختر به سراغ او آمد و در حالی که با نهایت حیا گام برمی داشت، گفت: پدرم از تو دعوت می کند تا مزد سیراب کردن گوسفندان ما را به تو بپردازد. (قصص: ۲۵)شش ـ الگوی تسلیم و رضااسماعیل، پسر ابراهیم، الگویی است برای جوانانی که در مقام عبودیت خدا گام برمی دارند. ابراهیم مأمور شد تا فرزند خود را در راه خدا قربانی کند. اسماعیل آماده ذبح شدن بود و ابراهیم آماده ذبح کردن. ناگهان خداوند ندا داد: «تو خوب از آزمایش بیرون آمدی. ما از ذبح اسماعیل گذشتیم و او را جای گزین کردیم».هفت ـ الگوی گذشتبرادران حضرت یوسف به او بدی کردند و نسبت به وی حسادت ورزیدند. همچنین با طرح نقشه ای، او را برای مدتی طولانی از یعقوب جدا کردند. با این حال، حضرت یوسف مراحل سخت را یکی پس از دیگری پشت سر نهاد و نه تنها انتقام نگرفت، بلکه با احترام به آنان گفت: «خدا شما را می بخشد».10. دانشمندان در قرآنیک ـ دیدگاه دانشمندان غربی درباره قرآنالف) پروفسور واشنگتن ایرونیک (خاورشناس امریکایی)قرآن، کتابی است که از حدود اقیانوس اطلس تا نهر کاشمر، مردم را زیر سایه همایون فر خود، سعادتمند نگه داشته است. قرآن، حاوی بالاترین مبادی و با ارج و سودمندترین آنها است.ب) روبرستن سمیث (خاورشناس اسکاتلندی)از بهترین لذت ها، تنها این است که پیامبر با قرآنش آمد، در حالی که این کتاب، نشانه ای از بلاغت و دستوری بر شرایع، نماز و دین در آنِ واحد است.ج) لیبون (دانشمند فرانسوی)در عظمت و جلال قرآن، همین بس که گذشت چهارده قرن از نزول آن، نتوانسته کوچک ترین خللی در آن ایجاد کند. اسلوب بیان و کلمات قرآن چنان تازه و شیرین است که گویی دیروز پیدا شده است.د) آلبرت انیشتین (بزرگ ترین متفکر و فیزیک دان)قرآن، کتاب جبر، هندسه یا حساب نیست، بلکه مجموعه ای از قوانین است که بشر را به راه راست، راهی که بزرگ ترین فلاسفه دنیا از تعریف و تعیین آن عاجزند، هدایت می کند.ه) گولیت (دانشمند اروپایی)قرآن با زیبایی های جاذبش، خوانندگانی را مجذوب خود می سازد و با فصاحت و بلاغتی که دارد، رغبت زایدالوصفی در خواننده خود، ایجاد می کند.و) رنبورت (دانشمند اروپایی)واجب است اعتراف کنیم که علوم طبیعی، فلکی، فلسفه و ریاضیات که از اروپا اوج گرفت، عموماً از قرآن اقتباس شده است. پس اروپا، شهری برای اسلام است.ز) علی احمدکنود علمبو (نویسنده معروف هلندی)تمام کتاب های آسمانی دست خوش تحریف شده اند جز قرآن کریم که از گزند تحریف مصون مانده و در هر عصر و زمانی می تواند کاروان بشریت را به سوی سعادت، رهبری فرماید.ح) سنت هیلر(فرانسوی)قرآن، سرود مذهبی، ستایش ایزدی، قانون مدنی، دعا، مناجات، وعظ، ارشاد، راه و رسم جنگ آوری، قصص و تواریخ است.ط) دکتر ماردریل(فرانسوی)اسلوب قرآن، اسلوبی ملکوتی و آسمانی است و مولود فکر بشر و مخلوق زمینی نیست. آنچه قرآن دارد، هیچ کتاب دیگری نخواهد داشت.ی) تولستوی (فیلسوف بزرگ روسی)قرآن، مشتمل بر تعلیمات و حقایق روشن، آشکار و سهل است که عموم افراد بشر از هر طبقه ای می توانند از آن بهره مند گردند.دو ـ دانشمندان حافظ قرآنوی یکی از دانشمندان شیعی، از شاگردان خواجه نصیر طوسی و علامه حلی است که در یازده سالگی، تمامی قرآن را به خاطر سپرد.شاعر سده چهارم که از نعمت بینایی بی بهره بود، در هشت سالگی، تمام قرآن را حفظ کرد.ابن سینا، دانشمند نامی قرن پنجم هجری که در پزشکی، فلسفه و... سرآمد عصر خود بود، پیش از ده سالگی، قرآن مجید را حفظ کرد.ابومعین ناصرخسرو قبادیانی، شاعر، عارف، حکیم و نویسنده زبردست بود. وی در نه سالگی، قرآن و بسیاری از احادیث را حفظ کرد.آیت الله العظمی خویی، در دوران پیری به حفظ قرآن مشغول شد.این دانشمند شافعی که به ادبیات، بسیار عشق می ورزید، در ده سالگی، قرآن را حفظ کرد.ابراهیم بن شهریار ملقب به فخرالدین، در شمار شاعران و عارفان پیرو شیخ شهاب الدین سهروردی جای دارد. او در کودکی به جمع حافظان قرآن پیوست.داوودبن عمر انتاکی ملقب به بصیر از دانشمندان شیعی اوایل قرن یازدهم است. وی در کودکی حافظ قرآن شد و توانست در پزشکی و فلسفه شهرتی چشم گیر به دست آورد.این شاعر شیعی عصر بنی امیه، از اصحاب امام سجاد علیه السلام بود. پدرش او را در کودکی نزد حضرت علی علیه السلام آورد و گفت: فرزندم، شاعر است. امام علی علیه السلام فرمود: او را قرآن بیاموز که بهتر از شعر است. این سخن چنان در فرزدق اثر کرد که همه قرآن را به خاطر سپرد.11. خواندنی های جذاب از قرآنزنان و دختران در قرآنـ دختری که در محراب از سوی خدا برای او غذا آورده شد، حضرت مریم علیهاالسلام بود. (آل عمران:۳۷)ـ به مادر حضرت موسی، وحی شد. (قصص: ۷)ـ «آسیه»، زن فرعون و «مریم»، مادر عیسی علیه السلام ، دو زن نمونه قرآنی هستند. (تحریم: ۱۱و۱۲)ـ سوره ای که درباره یک زن نمونه است، کوثر است.ـ سوره ای که سفارش شده زن ها آن را بیشتر بخوانند، سوره نور است.ـ زن ابولهب، هیزم کش آتش دوزخ است. (مسد: ۴)ـ از عفت و شیوه راه رفتن دختر حضرت شعیب در قرآن به نیکی یاد شده است. (قصص: ۲۵)ـ زنی که بدون پدر و مادر به دنیا آمد، «حوا» زن حضرت آدم علیه السلام بود. (نساء: ۱)ـ سوره سبا نام قومی است که حاکمش زنی به نام «بلقیس» بود. (نمل: ۲۲ ـ ۲۳)ـ سوره ای که به معنای زن امتحان شده است، سوره ممتحنه است.کودکان و نوجوانانی که نامشان در قرآن است:ـ موسی علیه السلام ، کودکی که به دستور خدا برای نجات از شر دشمنان در صندوق گذاشته و به آب انداخته شد. (قصص: ۷)ـ عیسی علیه السلام ، کودکی که در گهواره سخن می گفت. (آل عمران: ۴۶)ـ فرزند لقمان، پسری که در قرآن، پدرش او را نصیحت کرد. (لقمان: ۱۶ ـ ۱۹)ـ یوسف، کودکی که برادرانش او را به چاه انداختند. (یوسف: ۱۵)ـ فرزند نوح، پسری که از فرمان پدرش سرپیچی کرد و غرق شد. (هود: ۴۳)ـ ابراهیم علیه السلام ، پسری که برای عمویش از خدا طلب آمرزش و بخشش کرد. (انعام: ۷۴)ـ قابیل، پسری که برادرش را مظلومانه کشت. (مائده: ۳۰)ـ عیسی علیه السلام ، کودکی که بدون پدر به دنیا آمد. (آل عمران: ۴۵ ـ ۴۷)اولین ها،آخرین ها و ترین های قرآنیـ بزرگ ترین سوره قرآن، بقره است.ـ کوچک ترین سوره قرآن، کوثر است.ـ بزرگ ترین آیه قرآن، آیه۲۸۲ سوره بقره است.ـ کوچک ترین آیه قرآن ـ به جز اوایل سوره ها ـ آیه «مدهامَّتان» است که در آیه ۶۴ سوره الرحمان قرار دارد.ـ اولین سوره نازل شده، سوره علق است.ـ آخرین سوره نازل شده، سوره نصر است.ـ بزرگ ترین کلمه قرآن «فَاَسقینا کُمُوه»است که در آیه ۲۲ سوره حجر قرار دارد و ۱۱ حرف دارد.پیامبران در قرآنـ پیامبری که هم اکنون زنده است، حضرت عیسی علیه السلام است.ـ پیامبری که زره می بافت، حضرت داوود علیه السلام بود.ـ پیامبری که به سفر آسمانی رفت، حضرت محمد صلی الله علیه و آله بود.ـ پیامبری که سحر جادوگران را باطل کرد، حضرت موسی علیه السلام بود.ـ پیامبری که افراد کور را شفا می داد و مردگان را زنده می کرد، حضرت عیسی علیه السلام بود.ـ پیامبری که دوازده پسر داشت، حضرت یعقوب علیه السلام بود.ـ پیامبر کشتی ساز، حضرت نوح علیه السلام بود.ـ پیامبری که بدون پدر به دنیا آمد، حضرت عیسی علیه السلام بود.ـ پیامبرانی که پدر و پسر بودند، عبارتند از: ابراهیم و اسماعیل، ابراهیم و اسحاق، یعقوب و یوسف، داوود و سلیمان، زکریا و یحیی.سوره هاـ توحید، نام سوره ای از قرآن است که از اصول دین به شمار می رود.ـ حج، نام سوره ای است که یکی از فروع دین به شمار می رود.ـ سوره حدید، نام یکی از فلزات است.ـ سوره تین، نام میوه ای است که خداوند به آن سوگند خورده است.ـ سوره دهر به معنای روزگار است.ـ سوره لقمان، نام مردی دانشمند است.ـ سوره جمعه، نام یکی از روزهای هفته است.ـ سوره یاسین به قلب قرآن معروف است.ـ سوره الرحمن، عروس قرآن است.ـ سوره نمل دو بسم الله دارد.۱۲. کیفیت نزول قرآن(پرسش و پاسخ)با توجه به آغاز نزول قرآن در ۲۷ رجب، مبعث پیامبراعظم صلی الله علیه و آله ، آیه هایی که نزول قرآن در ماه رمضان را بیان می کنند چگونه تفسیر می شوند؟درباره کیفیت نزول قرآن، آیه ها را دو گونه می توان دسته بندی کرد:۱. آیه هایی که بر نزول قرآن در شب قدر و ماه رمضان دلالت دارد، مانند:شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ. (بقره: ۱۸۴)ماه رمضان، ماهی است که قرآن در آن نازل شده است.۲. آیه هایی که بر نزول تدریجی قرآن در طول۲۳ سال دلالت دارد، مانند:وَ قُرْآنًا فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَی النّاسِ عَلی مُکْثٍ وَ نَزَّلْناهُ تَنْزیلاً. (اسرا:۱۰۶)و قرآنی [با عظمت] را بخش بخش] بر تو] نازل کردیم تا آن را به آرامی بر مردم بخوانی و آن را به تدریج نازل کردیم.با توجه به این آیه ها، قرآن دو گونه نازل شده است:یک نزول دفعی که در آن، حقیقت والا و بسیط قرآن به طور کلی در ماه مبارک رمضان بر قلب و جان پیامبر نازل شد؛ زیرا کسی که معلم و مربی بشر است، باید سر فصل ها و اهداف اساسی دعوت و پیام آسمانی را به طور کلی بداند.نزول دوم که نزول تدریجی است، از ۲۷ رجب با نازل شدن آیه های نخستین سوره علق آغاز شد و آن حقیقت بسیط و یک پارچه به تفصیل و در قالب الفاظ و کلمات بر پیامبر فرود آمد تا آن را به مردم تفهیم کند.۱۳ ـ رمضان، ماه نزول قرآن (پیام کوتاه)ای دوست! با دهانی پاک، با دلی روشن و خاطری خداجوی به تلاوت قرآن بپرداز.هنگامی که قرآن می خوانی، شمرده و با تأمل و اندیشه بخوان و تصور کن که در محضر خدایی و خداوند با تو سخن می گوید و تو را مخاطب آیات قرار می دهد.اگر ماه رمضان است و قرآن می خوانی، بکوش تا کیفیت را بر کمیّت مقدم بداری. حساب صفحات و چند جزء قرآن را مکن. بیندیش که در آیه ها، خدای متعال چه گفته و چه خواسته است.هرگز مباد که شیوه تلاوت و اسلوب قرائت، تو را از معنی و توجه به پیام های آیات باز دارد.آن کس که قرآن بخواند؛ ولی دلش حالت خضوع پیدا نکند و قلبش رقت نیابد و در دل، اندوه نگیردش، شأن خداوند را کوچک کرده است.قرآن، گنجینه گران بهای الهی است. مگر می شود کسی گنجینه ای را بگشاید، ولی ننگرد که در آن چیست و به چه کاری می آید؟هرگز مباد از آنان باشیم که «حروف» قرآن را حفاظت کنیم، ولی «حدود» آن را ضایع سازیم.باید «غبار نسیان» را با عطر تلاوت شست و زدود.خانه هایتان را با نور قرآن روشن کنید و صدای قرآن و آهنگ روح نواز و جان بخش آن را در فضا بگسترید.باید پیوسته در محضر قرآن بود و همچون شاگردی در مکتب استاد، از نکته ها و آموزه هایش درس ها آموخت.https://www.mehrnews.com/</description>
                <category>بهار فراهانی</category>
                <author>بهار فراهانی</author>
                <pubDate>Sat, 24 Apr 2021 23:37:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی کتاب: رمان گاف</title>
                <link>https://virgool.io/@medalnevis/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%AF%D8%A7%D9%81-jrzqs9kzppwa</link>
                <description>نویسنده: سارا گریانلوارغوان و ایمان زوج معلمی هستند که زندگی عادی دارند، از قضا تصمیم می‌گیرند به یک گروه جهادی برای کمک به اقشار محروم جامعه بپیوندند. در سیر این بازدید از خانواده‌های آسیب دیده، زندگی آنان نیز دستخوش تغییر می‌شود.بعضی صداها به همه می‌رسد ولی بعضی صداها هستند که به گوش حتی صاحبانشان هم نمی‌رسد. روایت «گاف» دردنگاری مردمانی است که صدای بلندی ندارند.  این اثر با پرداختی جسورانه روایتگر زندگی اقشار فرودست جامعه است و به مسائلی از جمله: اعتیاد، آسیب‌های جسمی و روانی، کودک همسری و... اشاره دارد. همچنین پیامدهای شکاف طبقاتی و رنج حاصل از آن که قشر محروم جامعه  با آن دست به گریبانند.گزیده کتاب:آدم می‌تواند از معمولی بودن دلتنگ شود، مادام که معمولی بودنش جاریست و بدون تهدید دارد راه خودش را می‌رود و چای بعدازظهر داغ است و حرف‌های معمولی برای گفتن هست.پسر برمی‌گردد. نفس‌زنان! و پشت سرش مادری چهارشانه، درشت، راست و خندان می‌آید تو. چشم‌های آبی درشت دارد، پوست برنز سوخته و موی لخت طلایی‌اش از زیر روسری پیدا، سی و شش دندانش دسته به دسته سالم و ردیف و امید به زندگی‌اش بالای نود سال.باید باور کنیمش؟ حقش نیست چنین زنی در این محله در این خانه، از این دربیایید تو! حتما در ورودش به دنیا در لحظه‌ی مساعدی باز نشده که اینجاست! می‌گنجید تصور کنی در خیابانی سنگ‌فرش شده در پاریس یا برلین، یک لیموزین ترمز کند، راننده‌ای سیبیل پوارویی دور بزند و در را برای مادام باز کند و مادام او باشد. چه مادام دلبری گوشه‌ی این خانه‌ی بی‌صاحاب افتاده!گاف</description>
                <category>بهار فراهانی</category>
                <author>بهار فراهانی</author>
                <pubDate>Sat, 24 Apr 2021 23:27:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حکمت 26 نهج البلاغه: رنگ رخساره خبر می‌دهد از سرّ درون</title>
                <link>https://virgool.io/@medalnevis/%D8%AD%DA%A9%D9%85%D8%AA-26-%D9%86%D9%87%D8%AC-%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%84%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D8%B1%D8%AE%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D8%A8%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%87%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%B1%D9%91-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86-ieun6kwbz9s3</link>
                <description>و فرمود (ع): هيچكس چيزى را در دل نهان ننمود، مگر آنكه، در سخن نابجايى كه از دهانش مى پرد، يا در صفحات چهره اش، هويدا شود.براى هميشه پنهان نمى ماند:امام(علیه السلام) در این گفتار حکیمانه اش به یکى از اصول مهم روان شناسى اشاره کرده مى فرماید: «هیچ کس چیزى را در دل پنهان نمى کند مگر این که در سخنان بى اندیشه اى که از او صادر مى شود و در صفحه صورتش، آشکار مى گردد»; (مَا أَضْمَرَ أَحَدٌ شَیْئاً إِلاَّ ظَهَرَ فِی فَلَتَاتِ(1) لِسَانِهِ، وَصَفَحَاتِ وَجْهِهِ).این نکته مسلم است که اعمال انسان بازتاب نیات، خواسته ها و سجایاى اوست که به صورت طبیعى ظاهر مى گردد; بخشى از آن اختیارى است مثل این که به هنگام ترسیدن از چیزى تصمیم به فرار مى گیرد و بخش دیگرى غیر اختیارى است که مثلا در پریدن رنگ از صورت او احساس مى شود یا به هنگام غضب صورتش بى اختیار برافروخته مى گردد و گاه اندامش مى لرزد و نیز عکس العمل هایى در افعال و اعمال خود ظاهر مى سازد.اما گاه مى شود انسان چیزى در درون دارد که نمى خواهد آن را آشکار کند در این صورت سعى مى کند دوگانگى در میان سخن و کردار خود با آنچه در درون دارد ایجاد کند این دوگانگى در آنجا که انسان هشیار و مراقب باشد ممکن است ظاهر نشود، اما به هنگام غفلت و عدم توجه، آنچه در درون است خود را در عمل یا سخن هاى نیندیشیده ظاهر مى کند. به علاوه پنهان کردن بخش غیر اختیارى مانند آثارى که در چهره انسان نمایان مى شود کار آسانى نیست.این پدیده قانونى در روان شناسى است که به وسیله آن بسیارى از مجرمان را به اعتراف وامى دارند و مطالبى را که اصرار بر اخفایش دارند آشکار مى سازند. امیر مؤمنان على(علیه السلام) این قانون مهم را در عبارتى کوتاه و بسیار پرمعنا در بالا بیان فرموده است.در قرآن مجید درباره منافقان مى خوانیم: «(أَمْ حَسِبَ الَّذینَ فی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَنْ لَنْ یُخْرِجَ اللّهُ أَضْغانَهُمْ * وَلَوْ نَشاءُ لاََرَیْناکَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُمْ بِسیماهُمْ وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فی لَحْنِ الْقَوْلِ وَاللّهُ یَعْلَمُ أَعْمالَکُمْ); آیا کسانى که در دل هایشان بیمارى (نفاق) است گمان کردند خداوند کینه هایشان را آشکار نمى سازد * و اگر ما بخواهیم آنها را به تو نشان مى دهیم تا آنان را با قیافه هایشان بشناسى، هرچند مى توانى آنها را از طرز سخنانشان شناسایى کنى و خداوند اعمال شما را مى داند».(2)همان گونه که منافقان و مجرمان را مى توان از سخنان ناسنجیده و اشتباه آلود یا از رنگ رخساره آنها شناخت، نیکوکاران و مؤمنان راستین را هم مى توان از این طریق شناسایى کرد، لذا قرآن درباره یاران صدیق پیامبر مى فرماید: (سیماهُمْ فِى وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ)(3) این اثر سجده لازم نیست که حتما به صورت پینه هاى پیشانى باشد، بلکه نورانیت درون سبب نورانیت برون مى شود.این اصل کلى نه تنها در کلمات حکما و اندیشمندان و روان شناسان آمده، بلکه در اشعار شعرا نیز بازتاب گسترده اى دارد. بسیارى از ادیبان عرب و عجم در این زمینه اشعارى سروده اند «ابن معتز» شاعر عرب مى گوید:تَفَقَّدْ مَساقِطَ لَحْظِ الْمُریبِ *** فَإنَّ الْعُیُونَ وُجُوهُ الْقُلُوبِوَطالِعْ بِوادِرِهِ فِی الْکَلامِ *** فَإنَّکَ تَجْنی ثِمارَ الْعُیُوبِ«از نگاه کردن مشکوک و خطرناک حال او را بشناس ـ زیرا چشم ها صورت دل ها است.و به سخنان نسنجیده اش دقت کن، زیرا این سخنان میوه هاى عیوب را مى چیند. (و در اختیار تو مى گذارد)».سعدى نیز در شعر معروفش مى گوید:گفتم به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریش درون *** پنهان نمى ماند که خون از آستانم مى روددر جاى دیگر مى گوید:ما در این شهر غریبیم و در این ملک فقیر *** به کمند تو گرفتار و به دام تو اسیرگر بگویم که مرا حال پریشانى نیست *** رنگ رخساره نشان مى دهد از سرّ ضمیر(4)ترجمه و شرح حکمت 26 نهج البلاغه: رنگ رخساره خبر می‌دهد از سرّ درون</description>
                <category>بهار فراهانی</category>
                <author>بهار فراهانی</author>
                <pubDate>Thu, 22 Apr 2021 01:05:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی کتاب: عشق یک لبخند نیم‌سانتی</title>
                <link>https://virgool.io/@medalnevis/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B9%D8%B4%D9%82-%DB%8C%DA%A9-%D9%84%D8%A8%D8%AE%D9%86%D8%AF-%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%AA%DB%8C-w8h0kamwjmo0</link>
                <description>نشر صادنویسنده: مهین سمواتی​​​​فرشته شخصیت اصلی و راویِ داستان، دختر ده ساله‌ایست که در خانواده‌ای شلوغ و پرجمعیت زندگی می‌کند. به‌دنبال حوادثی، به دام اِبی، پسر لاتِ محله می‌افتد و وارد ماجرایی پر ترس و هیجان می‌شود.گزیده کتاب:حیاطمان بزرگ بود و آن‌قدر اتاق و سیزان و طویله داشت که چند خانواده و گاو و الاغ و مرغ و خروس را در خودش جا کند. اتاق‌های زیاد، آقام و حاج عمو را وسوسه می‌کرد تا وقتی دلشان برای کسی می‌سوخت دستش را می‌گرفتند و می‌آوردند در خانه و یک اتاق بهش می‌دادند، تابستان هم می‌بردنشان باغ یا دکان تا جان داشتند از آنها کار می‌کشیدند.آقا جان حسابی توی فکر بود و خیره شده بود به دیوار. بیستم را نشانش دادم، دفترم را گرفت دستش و نگاهش کرد. منتظر یک عکس العمل شورانگیز بودم، اما فقط به اندازه نیم سانتی متر از هر طرف لب‌هایش کش آمد، به اندازه دو سانتی متر هم سر تکان داد و دفتر را داد دستم. یک‌دفعه سردم شد و فکر کردم یعنی من فقط برای نیم‌سانتی‌متر لبخند و خوش‌حالی این‌قدر درس خواندم و نوشتم! دفتر را بستم و تصمیم گرفتم بیست را نشان بقیه ندهم.این کتاب را می‌توانید از راه‌های زیر دریافت کنید:نسخه الکترونیکی:طاقچهنسخه کاغذی:فروشگاه سایت نشر صاد</description>
                <category>بهار فراهانی</category>
                <author>بهار فراهانی</author>
                <pubDate>Thu, 22 Apr 2021 01:01:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حکمت 472 نهج البلاغه: دعاى طلب باران</title>
                <link>https://virgool.io/@medalnevis/%D8%AD%DA%A9%D9%85%D8%AA-472-%D9%86%D9%87%D8%AC-%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%84%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D8%AF%D8%B9%D8%A7%D9%89-%D8%B7%D9%84%D8%A8-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-patxdtfs2xxi</link>
                <description>و در طلب باران فرمود (ع): بار خدايا، ما را باران ده از ابرهايى كه به فرمان اند نه از ابرهايى چموش و سخت نافرمان.سید رضى گويد: اين سخنى است در فصاحت شگفت آور. زيرا ابرهاى تندر زاى آذرخش افكن همراه با بادها و صاعقه ها را به اشتران سركش كه بر مى جهند و بارهاى خود مى افكنند و سواران خود را بر زمين مى زنند، تشبيه كرده و ابرهاى خالى از تندر و آذرخش را به اشتران رام كه، به آسانى، شيرشان را توان دوشيد و، به آسانى بر آنها سوار توان شد.باران هاى مفيد:باران يكى از نعمت هاى بزرگ الهى است كه در قرآن مجيد بارها به عنوان نعمت و همچنين به عنوان آيتى از آيات حق به آن اشاره شده است اين نعمت الهى گاهى خالى از ضايعات است، ابرها نرم نرم مى بارند بى آن كه طوفان و صاعقه و گردبادى همراه داشته باشد. امام(عليه السلام) در كلام خود آن ها را ابرهاى رام و تسليم شمرده، و گاه با طوفان ها و صواعق و گردبادها همراه است كه در عين باريدن، ضايعات فراوانى همراه دارد. آتش صاعقه انسان ها و خانه هايى را مى سوزاند و خاكستر مى كند و گردباد و طوفان سبب ويرانى خانه ها و امارت ها و ريشه كن شدن درختان مى شود. به همين دليل امام(عليه السلام) در دعاى باران خود عرضه مى دارد: «خداوندا! به وسيله ابرهاى رام به ما باران عنايت كن نه به وسيله ابرهاى سركش»; (فِى دُعَاء اسْتَسْقَى بِهِ اللَّهُمَّ اسْقِنَا ذُلُلَ السَّحَابِ دُونَ صِعَابِهَا).جمعى از شارحان نهج البلاغه اين كلام امام(عليه السلام) را طور ديگرى تفسير كرده اند گفته اند: منظور از ابرهاى رام و تسليم، ابرهاى باران زا و منظور از ابرهاى سركش، ابرهاى بدون باران و پر سر و صداست. و ظاهراً مرحوم سيد رضى نيز در شرح زيبايى كه براى اين كلام نوشته و بعداً آن را تفسير خواهيم كرد كلام امام(عليه السلام) را همين گونه تفسير كرده است. در حالى كه جمله «اُسقنا» (ما را سيراب كن) به هر دو گروه از ابرها اشاره مى كند. امام(عليه السلام) عرضه مى دارد: «ما را با ابرهاى رام سيراب كن نه با ابرهاى سركش». يعنى آن ها هم سيراب مى كنند ولى توأم با آسيب هاى مختلفى هستند. شبيه اين سخن چيزى است كه در دعاى باران از امام اميرمؤمنان(عليه السلام) نقل شده است; در اين دعا حضرت بارانى را تقاضا مى كند كه مايه بركت نهرها، رويش درختان، ارزان شدن ارزاق، پرنشاط شدن انسان ها و حيوان ها و پرورش زراعت ها و پرشير شدن پستان حيوانات گردد نه بارانى كه ضرر و زيان رساند و مشكلات گوناگون و پى درپى بيافريند.[1]نكته ها:1. صلاة الاستسقاء (نماز باران):در دستورات اسلامى وارد شده است كه هرگاه باران تأخير بيفتد و مردم در زحمت قرار گيرند رو به درگاه خدا آورند و بعد از سه روز روزه پى درپى به طور گروهى به خارج شهر بروند و در زير آسمان نماز باران را كه آداب خاصى دارد به جا آورند. از گناهان خود توبه كنند و خدا را به اسماء حسنايش بخوانند و دعا كنند تا باران رحمت الهى نازل گردد. بارها و بارها تجربه شده است ـ و ما خود نيز تجربه كرديم كه خود داستان مفصلى دارد ـ كه باران رحمت الهى به فاصله كمى بعد از نماز استسقاء باريده است. بسيارى از آداب آن مانند نماز عيد است و در روايات آمده كه اگر روز دوشنبه انجام شود بهتر است. مؤذنان پيشاپيش امام به سوى خارج شهر حركت مى كنند و نماز بدون اذان و اقامه خوانده مى شود يكصد بار رو به قبله تكبير مى گويند و يكصد بار رو به طرف راست، تسبيح و يكصد بار رو به طرف چپ ذكر «لا اله الا الله» و يكصد بار رو به مردم «الحمدلله» مى گويند و امام بعد از نماز خطبه مى خواند و مردم را در آن خطبه به دورى از گناهان و قيام به واجبات دعوت مى كند.[2]در خطبه 115 و همچنين در خطبه 143 كه پيش تر ذكر كرديم تعبيرات بسيار زيبا و پرمعنا و گويايى درباره نماز باران و چگونگى تقاضاى اين رحمت الهى از خداوند آمده است كه به خوبى نشان مى دهد امام(عليه السلام) در هر صحنه اى وارد بشود حق آن را به عالى ترين وجهى ادا مى كند.در اين جا مناسب است از نماز باران باشكوهى ياد كنيم كه امام على بن موسى الرضا(عليه السلام) در عصر مأمون به جا آورد و مايه حيرت مأمون و اطرافيانش شد.جريان از اين قرار است: هنگامى كه مأمون امام على بن موسى الرضا(عليه السلام) را وليعهد خود ساخت در آن سال باران نباريد، اطرافيان مأمون و آن ها كه با امام(عليه السلام) دشمنى داشتند گفتند: ببينيد، هنگامى كه على بن موسى الرضا آمد و وليعهد ما شد باران از ما قطع گرديد. اين سخن به گوش مأمون رسيد و بر او سخت آمد به امام(عليه السلام) عرضه داشت: آيا مى شود دعايى كنى تا مردم از باران بهره مند شوند؟ امام(عليه السلام) فرمود: آرى. مأمون عرض كرد: كى انجام مى دهى (آن روز، جمعه بود) فرمود: روز دوشنبه اين كار را انجام مى دهم زيرا شب گذشته پيغمبر گرامى(صلى الله عليه وآله) را در خواب ديدم در حالى كه اميرمؤمنان على(عليه السلام) با او بود به من فرمود: فرزندم! منتظر روز دوشنبه باش و در آن روز نماز باران را در بيابان بخوان و بدان كه خداوند باران را بر اين مردم خواهد فرستاد و آن ها را از فضيلت و كرامتى كه نزد پروردگارت دارى باخبر خواهد ساخت (البته اين احتمال نيز بعيد نيست كه يكى از مقدمات نماز باران گرفتن سه روز روزه است و امام(عليه السلام) مى خواستند روز شنبه و يكشنبه و دوشنبه را روزه بگيرند).روز دوشنبه فرا رسيد، آن حضرت به بيابان رفتند و جمعيت زيادى همراه ايشان از شهر خارج شدند، سپس امام بالاى منبر رفت و حمد و ثناى الهى به جا آورد و عرضه داشت: «خدايا، پروردگارا! تو حقّ ما اهل بيت را عظيم داشتى و بر همين اساس مردم به ما توسل جسته اند، همان گونه كه تو امر كردى آنان اميد به فضل تو دارند و منتظر احسان تواند، تو نيز بارانى نافع و فراگير، بارانى بدون تأخير و خالى از ضرر بر آنان فرو فرست، بارانى كه پس از رسيدن آنان به خانه هايشان آغاز گردد».[3]راوى اين خبر مى گويد: به آن خدايى كه محمّد(صلى الله عليه وآله) را به حق مبعوث ساخت سوگند كه پس از دعاى آن حضرت مشاهده كرديم ابرهاى متراكم در آسمان ظاهر شدند و رعد و برق شديدى پديد آمد و مردم با سرعت به سوى خانه هايشان به راه افتادند گويى از باران شديدى فاصله مى گرفتند.امام(عليه السلام) خطاب به آنان فرمود: اين ابر مربوط به شما نيست مربوط به فلان منطقه است. ابرها عبور كردند و گذشتند، ابر ديگرى ظاهر شد فرمود: اين ابر نيز مربوط به شما نيست و مربوط به فلان منطقه است; ده بار ابرها آمدند و رفتند. هنگامى كه ابر يازدهم ظاهر شد امام(عليه السلام) فرمود: اين مال شماست، شكر خدا را به جا آوريد و بدانيد كه اين ابر نمى بارد تا وارد خانه هايتان شويد هنگامى كه به خانه ها رسيدند باران دانه درشتى شروع به باريدن كرد به گونه اى كه تمام ظرف ها و استخرها و بيابان ها پر از آب شد و مردم همگى زمزمه مى كردند: «هنيئاً لولد رسول الله كراماته; اين كرامات بر فرزند پيغمبر گوارا باد».[4]2. قطع بركات آسمانى بر اثر گناهان:از آيات قرآن و روايات اسلامى استفاده مى شود كه يكى از عوامل خشكسالى و كمى باران، گناهانى است كه مردم مرتكب مى شوند و به سبب آن از اين رحمت واسعه الهى محروم مى گردند.در سوره نوح در ماجراى گفتوگوى اين پيغمبر بزرگ الهى با مردم آن زمان مى خوانيم كه آن حضرت مى فرمايد: از گناهان خود استغفار كنيد تا باران هاى پربركت نازل گردد: (اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّاراً * يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِّدْرَاراً).و در آيه 130 سوره اعراف مى خوانيم: «(وَلَقَدْ أَخَذْنَا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِينَ وَنَقْص مِّنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ); ما آل فرعون را به خشكسالى و زيان هاى مالى گرفتار ساختيم شايد از راه نادرست خود بازگردند».در ذيل خطبه 115 اين حديث را از امام صادق(عليه السلام) آورديم كه مى فرمايد: «إِذَا فَشَتْ أَرْبَعَةٌ ظَهَرَتْ أَرْبَعَةٌ إِذَا فَشَا الزِّنَا ظَهَرَتِ الزَّلازِلُ وَإِذَا أُمْسِكَتِ الزَّكَاةُ هَلَكَتِ الْمَاشِيَةُ وَإِذَا جَارَ الْحُكَّامُ فِى الْقَضَاءِ أُمْسِكَ الْقَطْرُ مِنَ السَّمَاءِ وَ إِذَا خُفِرَتِ الذِّمَّةُ نُصِرَ الْمُشْرِكُونَ عَلَى الْمُسْلِمِين; هنگامى كه چهار گناه شايع بشود چهار بلا دامنگير مردم مى شود: هنگامى كه «زنا» شايع شود زلزله ها آشكار مى گردد و هنگامى كه مردم از دادن زكات امساك كنند مرگومير در چهارپايان مى افتد و هنگامى كه حاكمان در قضا ستم كنند آسمان از باريدن باران بازمى ايستد و هنگامى كه پيمان ها شكسته شود مشركان بر مسلمين پيروز مى شوند».[5]هنگامى كه امام صادق(عليه السلام) فتواى نادرست ابوحنيفه را در بعضى از مسائل مى شنود مى فرمايد: «فِى مِثْلِ هَذَا الْقَضَاءِ وَشِبْهِهِ تَحْبِسُ السَّمَاءُ مَاءَهَا وَتَمْنَعُ الاَْرْضُ بَرَكَتَهَا; به دليل اين گونه قضاوت ها و مانند آن، آسمان آب خود را حبس مى كند و زمين بركت خود را منع مى نمايد».[6]* * *سخن در اين زمينه بسيار است و در اين جا با ذكر كلام سيد رضى كه در ذيل اين گفتار حكيمانه آمده و شرح لغات آن، اين بحث را به پايان مى بريم.او چنين مى گويد: «اين از كلمات فصيح و شگفت انگيز است زيرا امام(عليه السلام) ابرهاى پرسروصدا را كه توأم با رعد و برق و طوفان و صاعقه است تشبيه به شتران سركشى كرده كه بار خود را فرو مى افكنند و سوار خود را به زمين مى كوبند ولى ابرهاى خالى از اين هياهو را به شتران رام تشبيه فرموده كه به راحتى مى توان از آن ها شير دوشيد و بر آن ها سوار شد». (قال الرضيّ: وهذا من الكلامِ العَجيبِ الفَصاحةِ، وذلك أنّه(عليه السلام) شبّه السّحابَ ذواتِ الرُّعودِ وَالبَوارِق والرِّياح وَالصّواعقِ بالإبلِ الصِّعابِ التي تَقمِصُ بِرحالِها وتَقصُّ برُكبانِها وشبّه السَّحابَ خاليةً من تلك الروائعِ بالإبلِ الذُّلَلِ التي تُحْتَلَبُ طَيِّعَةً وتُقْتَعَدُ مُسْمِحَةً).«رعود» جمع «رعد» و «بوارق» جمع «برق» و «صواعق» جمع «صاعقه» مى باشد.«تقمص» از ماده «قَمص» (بر وزن شمس) به معنى سركش شدن شتر است به گونه اى كه پاهاى جلو را بلند كند و پاهاى عقب را بر زمين بكوبد و سوار خود را بر زمين بيفكند.«تقص» از ماده «وقص» (بر وزن نقص) به معنى پرتاب كردن شخص سوار بر زمين آمده است.«روائع» جمع «روعه» به معنى چيز وحشت انگيز است و در بعضى از نسخ «زوابع» آمده كه جمع «زوبعه» به معنى گردباد است.«طيّعة» به معنى مطيع و فرمانبردار است.«تقتعد» از ماده «قعود» به معنى نشستن و «مسمحة» از ماده «سماح» به معنى رام است و در مجموع اشاره به شترانى است كه به هنگام دوشيدن شير هيچ گونه ناآرامى و نافرمانى اى نمى كنند.[7]ترجمه و شرح حکمت 472 نهج البلاغه: دعاى طلب باران</description>
                <category>بهار فراهانی</category>
                <author>بهار فراهانی</author>
                <pubDate>Wed, 21 Apr 2021 01:29:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی کتاب: ها؛ داستان‌های مینیمال</title>
                <link>https://virgool.io/@medalnevis/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%84-hpvtzsri9aue</link>
                <description>نویسنده: مصطفی خدامی«ها» به قلم مصطفی خدامی مجموعه‌ای از داستان‌های مینیمال است. روایتهای کوتاه تکان‌دهنده از آدمهایی بدون چهره و نام اما آشنا قابل درک و ملموس. برگزیده‌هایی از لحظات نفس‌گیر و گاهی  جان‌بخش زندگی. از رنج‌ها و خوشی‌ها، جدایی‌ها و رسیدن‌ها.  نگاهی موشکافانه گاه آغشته به طنزی تلخ.  تابلوهایی بدیع با کمترین واژگان اما به درازای یک زندگی، یک سرنوشت یک لحظه به یادماندنی. دنیایی که نویسنده موفق به خلق آن شده زنجیره‌ای  از قصه‌های پنهان شده در شتاب روزمرگی است.بیش از این کتاب «واگن مخصوص» از همین نویسنده از سوی نشرصاد منتشر شده است.گزیده کتاب:آرزو:صبح زود از خواب بیدار می‌شد، عروسک پشت ویترین منتظرش بود.افسوس:همانطور که قول داده بودم زنده برگشتم فقط حیف از تو قول نگرفته بودم.مواد اولیه:غریبه ای وارد مسافرخانه شد،فردای آن روز صاحب رستوران برای مسافران با گوشت تازه غذا درست کرد.دورتر:مخزن سوخت سوراخ شده بود و در ارتفاع پایین حرکت می کرد،مردم دهکده برایش دست تکان می دادند، خلبان ،هواپیما را به سمتی هدایت کرد که سقوط را نبینند.باید زنده بماند :مریض که شد طلبکاران او را به بهترین بیمارستان بردند.عاشق:برای زن گرفتن باید اتاقی می­ساخت،آجرها را بالا می­برد و دختر کدخدا را در آن تصور می­کرد،صبح تا شب دیوار اتاق بالا میرفت و شب خراب می­شد.تا اینکه لنگ کفش دختر عمویش روی آجرها جا ماند.وقتی نیستی:هر سال برایش جشن تولد می­گیرند ولی در عکسش هنوز پانزده ساله است.آبی آسمانی:به ابرهای خاکستری نگاه می کند میداند امروز شوهر دهقانش با او مهربان خواهد بود.خرید کتاب از راه‌های زیر:طاقچهفراکتابکتابراهفروشگاه سایت نشر صاد</description>
                <category>بهار فراهانی</category>
                <author>بهار فراهانی</author>
                <pubDate>Wed, 21 Apr 2021 01:21:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حکمت 146 نهج البلاغه: ارزش صدقه، زکات، دعا</title>
                <link>https://virgool.io/@medalnevis/%D8%AD%DA%A9%D9%85%D8%AA-146-%D9%86%D9%87%D8%AC-%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%84%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%D8%B5%D8%AF%D9%82%D9%87-%D8%B2%DA%A9%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%B9%D8%A7-zlz2cmcxmkag</link>
                <description>و فرمود (ع): ايمان خود را با صدقه نگه داريد و داراييهاى خود را با دادن زكات حفظ كنيد و امواج بلا را با دعا برانيد.بهترين راه حفظ ايمان و مال:امام(علیه السلام) در این گفتار پربار خود به آثار صدقه در راه خدا و اداى زکات و برکات دعا اشاره کرده مى فرماید: «ایمانتان را با صدقه حفظ کنید و اموالتان را با زکات، و امواج بلا را با دعا از خود دور کنید»; (سُوسُوا إِیمَانَکُمْ بِالصَّدَقَةِ، وَحَصِّنُوا أَمْوَالَکُمْ بِالزَّکَاةِ، وَادْفَعُوا أَمْوَاجَ الْبَلاَءِ بِالدُّعَاءِ).«سوسوا» از ریشه «سیاست» به معناى تدبیر و حفظ و اصلاح است.تأثیر صدقه در حفظ ایمان از این نظر است که علاقه انسان به مال بیش از هر چیز است; بسیارند کسانى که در اعمال و عبادات ظاهرى قهرمان میدان اند; اما هنگامى که پاى مسائل مالى به میان مى آید مى لنگند. به همین دلیل پرداختن صدقه و چشم پوشى از مال مخصوصاً اگر به صورت عادت روزانه انسان درآید در تقویت پایه هاى ایمان بسیار مؤثر است و شاید به دلیل اهمیت صدقات و انفاق در راه خدا در قرآن مجید بذل مال در کنار بذل جان قرار گرفته و مى فرماید: «(إِنَّ اللهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ); خداوند از مؤمنان، جان و مالشان را خریدارى کرده که در برابرش بهشت براى آنان باشد».(1)در مورد حفظ اموال از طریق پرداخت زکات هم از جنبه هاى ظاهرى قابل تفسیر است، هم از جنبه هاى معنوى; از نظر ظاهر مى دانیم زکات حق محرومان است هنگامى که قشر ضعیف جامعه از حقوق مسلم خود محروم شود کار به شورش ها و قیام ها بر ضد اغنیا مى کشد و اموال آنها به خطر مى افتد، قیام هاى کمونیستى در عصر ما گواه صادق این مدعاست. در اعصار گذشته نیز کم و بیش این معنا وجود داشته و شاید شورش زنجیان که در نیمه دوم قرن سوم هجرى واقع شد و شخصى به نام «على بن محمد» در بصره ظهور کرد و گروهى از بردگان را که در شرایط بسیار سختى در مزارع و باغات زندگى مى کردند و با خدمات طاقت فرسا با کمترین بهره مندى مشغول کار بودند گرد خود جمع کرد، نمونه اى از همین رخداد باشد.(2)قرآن مجید نیز اشاره پرمعنایى به این معنا دارد آنجا که مى فرماید: «(وَأَنفِقُوا فِى سَبِیلِ اللهِ وَلاَ تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَةِ); و در راه خدا انفاق کنید و (با ترک انفاق) خود را به دست خود، به هلاکت نیفکنید»(3) قرار گرفتن این دو جمله پشت سر هم دلیل بر ارتباط آنها با یکدیگر است; یعنى اگر انفاق فى سبیل الله ترک شود ثروتمندان خودشان را با دست خود به هلاکت افکنده اند و اکثریت محروم سرانجام به پا مى خاسته قوانین را در هم مى شکنند و شورشى غیر قابل کنترل ایجاد مى کنند.از نظر معنوى نیز جاى تردید نیست که خداوند برکات خود را از کسانى بر مى گیرد که حقوق محرومان را نمى پردازند. در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) در ابواب زکات کتاب وسائل الشیعه آمده است: «ما ضاعَ مالٌ فی بَرٍّ أوْ بَحْر إلاّ بِتَرْکِ الزَّکاةِ; هیچ مالى در دریا و خشکى از بین نرفت جز به سبب ترک زکات».(4)در مورد جمله سوم یعنى رابطه دفع امواج بلا به وسیله دعا نیز روایات فراوانى داریم و پیش از روایات، قرآن مجید از آن سخن گفته، مى فرماید: «(قُلْ مَا یَعْبَؤُا بِکُمْ رَبِّى لَوْلاَ دُعَاؤُکُمْ); بگو: پروردگارم براى شما ارزشى قائل نیست اگر دعاى شما نباشد».(5)در حدیثى در کتاب شریف کافى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم: «إنّ الدُّعاءَ یَرُدُّ الْقَضاءُ وَقَدْ نَزَلَ مِنَ السَّماءِ وَقَدْ أُبْرِمَ إبْراماً; دعا حوادث سخت را باز مى گرداند حتى اگر دستور آن از آسمان صادر و محکم و مبرم شده باشد».(6)در همین کتاب از امام زین العابدین(علیه السلام) مى خوانیم: «الدُّعاءُ یَدْفَعُ الْبَلاءَ النّازِلَ وَما لَمْ یَنْزِلْ; دعا بلایى را که نازل شده است دفع مى کند و همچنین بلائى را که نازل نشده است».(7)البته استجابت دعا شرایطى دارد که از جمله شرایط آن توبه و نهى از منکر و استفاده از غذاى حلال است(8). (9)ترجمه و شرح حکمت 146 نهج البلاغه: ارزش صدقه، زکات، دعا</description>
                <category>بهار فراهانی</category>
                <author>بهار فراهانی</author>
                <pubDate>Tue, 20 Apr 2021 04:52:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حکمت 136 نهج البلاغه: اهمیت نماز، روزه، حج، همسرداری</title>
                <link>https://virgool.io/@medalnevis/%D8%AD%DA%A9%D9%85%D8%AA-136-%D9%86%D9%87%D8%AC-%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%84%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%AD%D8%AC-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-croaatwc2nhf</link>
                <description>و فرمود (ع): نماز به منزله قربانى هر پرهيزگارى است و حج، جهاد هر ناتوانى است. و هر چيز را زكاتى است و زكات بدن، روزه است و جهاد زن، نيكوداشتن شوى است.بهترين وسيله قرب به خدا:شک نیست که نماز بهترین وسیله تقرب به پروردگار است که از آن در روایات به معراج مؤمن تعبیر شده است(1) که تعبیرى بسیار گویا و رسا در تأثیر نماز براى قرب الى الله است; ولى امام(علیه السلام) شرط آن را تقوا شمرده تقوایى که سبب مى شود انسان با بال و پر نماز به آسمان ها و ملکوت پروردگار پرواز کند. همان گونه که در قرآن مجید در داستان قربانى فرزندان آدم(علیه السلام) آمده است: «(إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ); خداوند تنها، (قربانى را) از پرهیزگاران مى پذیرد».(2)«قربان» به چیزى گفته مى شود که به وسیله آن تقرب مى جویند; خواه این وسیله، عبادتى از عبادات مانند نماز و روزه و حج باشد یا گوسفندان و سایر حیوانات قربانى یا صدقه اى در راه خدا. بعضى گفته اند «قربان» مصدر از ماده «قُرب» است ولى با توجه به این که در محل کلام ما معناى وصفى دارد (چیزى که مایه قرب مى شود) باید پذیرفت که مصدرى است که به معناى وصفى به کار رفته است.اما این که در مورد حج آن را جهاد هر ضعیفى شمرده ازاین رو است که حج هم جهاد با نفس است و هم آثار جهاد با دشمن را دارد، زیرا مایه وحدت میان مسلمانان و اتحاد صفوف آنها مى شود و پشت دشمن را مى لرزاند، بنابراین افرادى که توان حضور در میدان جهاد با دشمن را ندارند با حضور در مناسک حج به بخشى از فلسفه جهاد با دشمن فعلیت مى بخشند و حتى جوانانى که در حج شرکت مى کنند با تحمل مشقات حج و گاه پیاده روى هاى طولانى و محرومیت از خواب و استراحت، براى میدان جهاد تمرین مى کنند.امام در مورد روزه مى فرماید: زکات بدن است، زیرا روزه چیزى از بدن مى کاهد; ولى بر برکات آن مى افزاید همان گونه که زکات مال ظاهرا چیزى از آن مى کاهد; اما برکات غیر قابل انکارى دارد. در جهان نباتات نیز این موضوع در مورد بسیارى از درختان عملى مى شود که شاخه هاى زیادى از آن را مى برند ولى بعداً درخت نمو فوق العاده اى پیدا مى کند. به گفته شاعر:زکات مال به در کن که شاخه رَز (3) را *** چون باغبان ببُرد بیشتر دهد انگور!امام(علیه السلام) مى فرماید: جهاد زن شوهردارى شایسته است به سبب آن که در میدان جهاد مشکلات فراوانى است: هم بذل مال است (در زمانى که مجاهدان هزینه هاى خود را از سلاح و مرکب و غذا مى پرداختند) و هم بذل جان و هم جدایى از زن و فرزند و بستگان و در بسیارى از موارد، جراحات سخت جسمى. زن ها نیز هنگامى که در برابر مشکلات خانه دارى و گاه اعتراضات و زخم زبان هاى شوهر قرار مى گیرند اگر تحمل و بردبارى نشان دهند جهاد مهمى را انجام داده اند.«اصبغ بن نباته» که از یاران خاص على(علیه السلام) است از آن حضرت نقل مى کند که فرمود: «کَتَبَ اللهُ الْجِهادَ عَلَى الرِّجالِ وَالنِّساءِ فَجِهادُ الرَّجُلِ بَذْلُ مالِهِ وَنَفْسِهِ حَتّى یُقْتَلَ فی سَبیلِ اللهِ وَجِهادُ الْمَرْأَةِ أنْ تَصْبِرَ عَلى ما رَأى مِنْ أذى زَوْجِها وَغَیْرَتِهِ; خداوند جهاد را بر مردان و زنان واجب کرده است. جهاد مرد در این است که مال و جان خود را انفاق کند تا آنجا که در راه خدا شهید شود و جهاد زن در این است که در برابر آزارى که از شوهرش مى بیند و در برابر تعصب ها و حساسیت هاى او صبر پیشه کند».(4)در حدیث دیگرى که در کتاب در المنثورِ «سیوطى» آمده است مى خوانیم که «اسماء» از طائفه انصار نزد پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) آمد در حالى که پیامبر در میان اصحابش نشسته بود. عرض کرد: پدر و مادرم به قربانت باد من به عنوان نماینده زنان خدمت شما آمده ام. جانم به فدایت باد بدان هیچ زنى در شرق و غرب نیست که آمدن مرا نزد تو شنیده باشد مگر این که او هم همین رأى و نظر مرا دارد. خداوند تو را به حق به سوى مردان و زنان مبعوث کرده ما به تو و خدایى که تو را فرستاده ایمان آورده ایم; ولى ما زنان در حقیقت در محاصره و گرفتار محرومیت هایى هستیم: باید در خانه بنشینیم و خواسته هاى مردان را به جاى آوریم، فرزندان شما را متولد مى سازیم و شما گروه مردان بر ما برترى پیدا کرده اید در جمعه و جماعات و عیادت بیماران و تشییع جنازه و حج بعد از حج و از همه اینها بالاتر جهاد در راه خداست. هنگامى که یکى از شما به عنوان حج یا عمره یا شرکت در جهاد خارج مى شود ما اموالتان را حفظ مى کنیم، براى شما لباس مى بافیم و اولاد شما را پرورش مى دهیم. اى رسول خدا! در چه پاداشى با شما شریک هستیم؟پیغمبر(صلى الله علیه وآله) با تمام صورت به سوى اصحابش برگشت سپس فرمود: سخن این زن را شنیدید؟ هرگز بهتر از این سؤال در امر دین از کسى شنیده اید؟ همگى عرض کردند: اى رسول خدا! ما باور نمى کردیم زنى به چنین مطالبى برسد (و چنین سخن بگوید) آن گاه پیغمبر(صلى الله علیه وآله) رو به او کرد و فرمود: «اِنْصَرِفی أیَّتُهَا الْمَرْاَةَ وَأعْلَمِی مَنْ خَلْفَکَ مِنَ النِّساءِ أنَّ حُسْنَ تَبَعُّلِ إحداکُنَّ لِزَوْجِها وَطَلَبَها مَرْضاتَهُ وَاتِّباعَها مُوافَقَتَهُ یَعْدِلُ ذلِکَ کُلِّهِ; بانو برگرد و به زنانى که پشت سر تو هستند (و از طرف آنها آمده اى) اعلام کن که شوهردارى یکى از شما به صورت شایسته و به دست آوردن خشنودى او و پیروى از موافقتش معادل تمام این اعمال خیر است».«فَأدْبَرَتِ الْمَرْأَةُ وَهِىَ تُهَلِّلُ وَتُکَبِّرُ اسْتِبْشاراً; آن زن باز گشت و از روى شادى تکبیر و لا اله الا الله مى گفت».(5)*****نكته:فلسفه احكام:به يقين تمام احكام الهى فلسفه و حكمت هايى دارد كه به ما باز مى گردد. خداوند حكيم است; نه بى حساب به چيزى فرمان مى دهد و نه بى دليل از چيزى نهى مى كند و از آنجا كه او هستى كامل و بى عيب و نقص است، فلسفه هاى اين احكام به ذات پاكش بر نمى گردد، بلكه همگى براى تربيت نفوس انسان هاست. اين مطلبى است كه هر كس كمترين توجهى به حكيم بودن خداوند داشته باشد آن را درك مى كند; ولى با نهايت تأسف جمعى در ميان مسلمانان پيدا شده اند كه تبعيت احكام را از مصالح و مفاسد و حسن و قبح زير سؤال برده اند و اين در حالى است كه هم در قرآن مجيد و هم در روايات اسلامى به طور گسترده اشاره به فلسفه بسيارى از احكام شده است و اين نشان مى دهد كه ما حق داريم از فلسفه احكام جستجو كنيم كه در كلام حكيمانه بالا به بخشى از آن اشاره شده است و فايده مهم آن تشويق همه مكلفان به اطاعت از اين احكامِ داراى چنين فوائد بزرگى است; درست مثل اين كه طبيب آثار شفابخش داروهاى خود را براى بيمارش شرح دهد تا او را تشويق سازد از دل و جان به نسخه اش عمل كند.شرح بيشتر درباره اين مطلب را ذيل حكمت 252 خواهيم داد إن شاءالله، و در ذيل خطبه 110 نيز بحث مبسوطى در اين زمينه بيان داشتيم. همچنين در كتاب دائرة المعارف فقه مقارن در جلد اول بحث بسيار مشروحى در اين زمينه آورده ايم.(6)ترجمه و شرح حکمت 136 نهج البلاغه: اهمیت نماز، روزه، حج، همسرداری</description>
                <category>بهار فراهانی</category>
                <author>بهار فراهانی</author>
                <pubDate>Tue, 20 Apr 2021 04:48:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حکمت 462 نهج البلاغه: شیفتگی از مدح و ثنای مردم متن نهج البلاغه</title>
                <link>https://virgool.io/@medalnevis/%D8%AD%DA%A9%D9%85%D8%AA-462-%D9%86%D9%87%D8%AC-%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%84%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D8%B4%DB%8C%D9%81%D8%AA%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%AF%D8%AD-%D9%88-%D8%AB%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D9%85%D8%AA%D9%86-%D9%86%D9%87%D8%AC-%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%84%D8%A7%D8%BA%D9%87-koocajuvzo4r</link>
                <description>و فرمود (ع): چه بسيار كسان كه از ستودن ديگران فريفته و گمراه شده اند.بى اعتنايى به تعريف و تمجيد:امام(عليه السلام) در اين گفتار كوتاه حكيمانه به كسانى كه مورد مدح و تمجيد از سوى اين و آن قرار مى گيرند هشدار مى دهد و مى فرمايد: «بسيارند كسانى كه به سبب تعريف و تمجيد ديگران فريب مى خورند»; (رُبَّ مَفْتُون بِحُسْنِ الْقَوْلِ فِيهِ).درست است كه بايد افراد نيكوكار را تشويق كرد و عالمانى را كه علم آن ها سبب پيشرفت جامعه انسانى اسلامى شده مورد تمجيد قرار داد ولى گاه اين تعريف و تمجيدها آفاتى را نيز به دنبال دارد كه بايد از آن پرهيز كرد. نخست اين كه در بسيارى از اوقات سبب كبر و غرور مى شود و شخصِ تمجيد و تعريف شده پيش خود فكر مى كند كه سرآمد افراد جامعه است همه بايد به او احترام بگذارند و دربرابر او سكوت كنند و گوش به فرمانش باشند، و مى دانيم كه غرور و خودبرتربينى يكى از مهلكات است. ديگر اين كه گاه اين تعريف و تمجيدها سبب مى شود كه انسان در مسير تكامل متوقف گردد. شخصِ تعريف و تمجيدشده به خود مى گويد: حال كه همه پذيرفته اند من داراى صفات برجسته و فوق العاده اى هستم چه دليلى دارد كه بيش از اين به خود زحمت دهم؟مشكل ديگرى كه گاه از اين تعريف و تمجيدها ناشى مى شود اين است كه حسادت مخالفان را برمى انگيزد و به عداوت و دشمنى آن ها دامن مى زند و سبب مى شود كه آن شخص را به هر وسيله اى كه ممكن است ضعيف و ناتوان سازند و از اعتبار و حيثيتش بكاهند. به همين دليل بايد در هرچيز ازجمله مدح و ثناى ديگران اعتدال را رعايت كرد و افراد كم ظرفيت و پرظرفيت را به تناسب حالشان مورد مدح و تشويق قرار داد.واژه «مفتون» از ماده «فَتْن» (بر وزن متن) به گفته بسيارى از ارباب لغت در اصل به معناى قراردادن طلا در كوره است تا خالص و ناخالص شناخته شود سپس اين واژه به معناى آزمايش و امتحان به طور عام بكار رفته است. ولى در قرآن مجيد در معانى متعددى استفاده شده است: آزمايش (عنكبوت، آيه 2)، فريب دادن (اعراف، آيه 27)، بلا و عذاب (انفال، آيه 25)، شرك و بت پرستى و مانع ايمان آوردن افراد شدن (انفال، آيه 39)، اضلال و گمراه ساختن (مائده، آيه 41) و شكنجه كردن (ذاريات، آيه 13). ولى ظاهراً تمام اين معانى به همان ريشه اى باز مى گردد كه به آن اشاره شد. واژه «فتنه» نيز در معانى مذكور به كار رفته و اما در مورد كلام امام(عليه السلام) منظور از «مفتون» شخص فريب خورده است يعنى بسيارند كسانى كه فريب تعريف و تمجيدها را مى خورند و از راه راست منحرف مى شوند.در اين جا به دو نكته بايد توجه كرد: نخست اين كه همان گونه كه در شرح سند اين گفتار حكيمانه اشاره شد مرحوم سيد رضى آن را در سه مورد از كلمات قصار آورده است: يكى در اين جا و دو مورد ديگر در حكمت هاى 116 و 260. ممكن است اين تكرار به دليل مشغله هاى زياد آن بزرگوار و طول زمان تأليف اين كتاب نورانى بوده كه گاه فراموش مى كرده جمله اى را قبلا آورده است، و باز تكرار مى نموده و ممكن است به سبب اهميتى كه به اين سخن داده تكرار آن را مناسب دانسته است.نكته ديگر اين كه در بعضى از نسخ نهج البلاغه اين گفتار حكيمانه آخرين كلمه قصار است و هجده كلمه قصار بعدى ذكر نشده است در حالى كه در نسخه هاى ديگر چنين نيست شايد به اين دليل كه مرحوم سيد رضى بعداً آن ها را ملحق ساخته و در همه نسخه ها نبوده است.*****نكته:مدح و تمجيد در حد اعتدال:شك نيست كه بايد نيكوكاران را به سبب نيكى هايشان مورد تشويق و تقدير قرار داد همان گونه كه بدكاران مورد نكوهش قرار مى گيرند. خداوند متعال در قرآن مجيد ياران پيشگام پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله) و كسانى را كه بعداً به آن ها ملحق مى شوند و مسير صحيح آن ها را در پيش مى گيرند مورد تقدير قرار داده، مى فرمايد: «(وَالسَّابِقُونَ الاَْوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالاَْنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَان رَّضِىَ اللهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّات تَجْرِى تَحْتَهَا الاَْنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ); پيشگامان نخستين از مهاجرين و انصار، و كسانى كه به نيكى از آن ها پيروى كردند، خداوند از آن ها خشنود شد و آن ها (نيز) از او خشنود شدند; و باغ هايى از بهشت براى آنان فراهم ساخته كه نهرها از زير درختانش جارى است; جاودانه در آن خواهند ماند و اين است پيروزى بزرگ!».[1]اميرمؤمنان على(عليه السلام) نيز در عهدنامه معروف مالك اشتر به مالك چنين توصيه مى كند: «وَلا يَكُونَنَّ الْمُحْسِنُ وَالْمُسِىءُ عِنْدَكَ بِمَنْزِلَة سَوَاء فَإِنَّ فِى ذَلِكَ تَزْهِيداً لاَِهْلِ الاِْحْسَانِ فِى الاِْحْسَانِ وَتَدْرِيباً لاَِهْلِ الاِْسَاءَةِ عَلَى الاِْسَاءَةِ; هرگز نبايد افراد نيكوكار و بدكار نزد تو يكسان باشند، زيرا اين كار سبب مى شود كه نيكوكاران در نيكى هايشان بى رغبت شوند و بدكاران در اعمال بدشان تشويق گردند». و اين امر دليل روشنى دارد: زيرا هنگامى كه نيكوكاران به سبب نيكى هايشان مدح و ثنا شوند و يا ـ آنگونه كه در دنياى امروز معمول است ـ جوايزى به آن ها داده شود، هم آن ها تشويق به ادامه راه مى شوند و هم ديگران به راه نيك دعوت خواهند شد.همين گونه است در مورد نكوهش بدكاران يا مجازات آن ها، كه هم سبب خوددارى آن ها از تكرار آن اعمال در آينده مى شود و هم ديگران عبرت مى گيرند. ولى اين كار ـ همانند هر كار ديگر ـ اگر از حد اعتدال بيرون رود آثار سوئى خواهد داشت. مدح و ثناى زياد، اسباب غرور و غفلت و عُجب و خودبرتربينى و عوارض فاسد اين صفات رذيله مى گردد.امير مؤمنان على(عليه السلام) در همان عهدنامه مالك اشتر، قبل از ذكر جمله هايى كه پيش تر آمد به مالك خطاب كرده، مى فرمايد: «ثُمَّ رُضْهُمْ عَلَى أَلاَّ يُطْرُوكَ وَلاَ يَبْجَحُوكَ بِبَاطِل لَمْ تَفْعَلْهُ فَإِنَّ كَثْرَةَ الاِْطْرَاءِ تُحْدِثُ الزَّهْوَ وَتُدْنِى مِنَ الْعِزَّةِ; آنان را طورى تربيت كن كه ستايش بيهوده از تو نكنند و تو را براى اعمالى كه انجام نداده اى، تمجيد ننمايند! زيرا كثرت مدح و ثنا، خودپسندى و عُجب به بار مى آورد و انسان را به تكبّر و غرور نزديك مى سازد».در حديثى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) مى خوانيم كه فرمود: «لَو مَشى رَجُلٌ إلى رَجُل بِسَيف مُرْهَف كانَ خَيْراً لَهُ مِن أن يُثْنِى عليهِ فى وَجهِه; هرگاه كسى به ديگرى با شمشير تيز حمله كند بهتر از آن است كه او را در پيش رو مدح و ثنا گويد».[2]روايات در اين زمينه بسيار است و حتى دستور داده شده كه هرگاه انسان با چنين صحنه اى مواجه شد به خدا پناه برد. امير مؤمنان(عليه السلام) درباره صفات پرهيزكاران در خطبه همام مى فرمايد: «إِذَا زُكِّيَ أَحَدٌ مِنْهُمْ خَافَ مِمَّا يُقَالُ لَهُ فَيَقُولُ أَنَا أَعْلَمُ بِنَفْسِى مِنْ غَيْرِى وَرَبِّى أَعْلَمُ بِى مِنِّى بِنَفْسِى اللَّهُمَّ لاَتُؤَاخِذْنِى بِما يَقُولُونَ، وَاجْعَلْنِى أَفْضَلَ مِمَّا يَظُنُّونَ، وَاغْفِرْ لى مَا لاَيَعْلَمُونَ!; هرگاه يكى از آن ها را مدح و ستايش كنند از آنچه درباره او گفته شده به هراس مى افتد و مى گويد: من از ديگران به خود آگاه ترم و پروردگارم به اعمال من از من آگاه تر است. بارالها! مرا به سبب نيكى هايى كه به من نسبت مى دهند مؤاخذه مفرما! و مرا برتر از آنچه آن ها گمان مى كنند قرار ده و گناهانى را كه من دارم و نمى دانند ببخش».[3]ترجمه و شرح حکمت 462 نهج البلاغه: شیفتگی از مدح و ثنای مردم</description>
                <category>بهار فراهانی</category>
                <author>بهار فراهانی</author>
                <pubDate>Mon, 19 Apr 2021 02:12:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حکمت 145 نهج البلاغه: عبادات بی فایده</title>
                <link>https://virgool.io/@medalnevis/%D8%AD%DA%A9%D9%85%D8%AA-145-%D9%86%D9%87%D8%AC-%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%84%D8%A7%D8%BA%D9%87-scsizfzdlt00</link>
                <description>و درود خدا بر او، فرمود: بسا روزه دارى كه بهره اى جز گرسنگى و تشنگى از روزه دارى خود ندارد، و بسا شب زنده دارى كه از شب زنده دارى چيزى جز رنج و بى خوابى به دست نياورد خوشا خواب زيركان، و افطارشان.روزه داران بى نصيب و شب زنده داران بى خبر!مى دانيم عبادات نيز مانند انسان، روح و جسمى دارند. امام(عليه السلام) در اين كلام حكيمانه اش اشاره به عبادات بى روح و كم نتيجه يا بى نتيجه كرده مى فرمايد: «چه بسيار روزه دارانى كه از روزه خود جز گرسنگى و تشنگى بهره اى نمى برند و چه بسيار شب زنده دارانى كه از قيام شبانه خود جز بى خوابى و خستگى ثمره اى نمى گيرند. آفرين بر خواب هوشمندان و افطارشان»; (كَمْ مِنْ صَائِم لَيْسَ لَهُ مِنْ صِيَامِهِ إِلاَّ الْجُوعُ وَالظَّمَأُ، وَكَمْ مِنْ قَائِم لَيْسَ لَهُ مِنْ قِيَامِهِ إِلاَّ السَّهَرُ وَالْعَنَاءُ، حَبَّذَا نَوْمُ الاَْكْيَاسِ وَإِفْطَارُهُمْ).«سَهَر» (بر وزن سفر) به معناى شب بيدارى و «عَناء» به معناى رنج و تعب است.همان گونه که در بالا اشاره شد عبادات، ظاهرى دارد و باطنى یا صورتى و سیرتى; صورت عبادات افعالى است که در ظاهر باید انجام شود; ولى باطن آنها فلسفه هاى تربیتى است که نتیجه آن قرب الى الله است. براى رسیدن به این نتایج قناعت به شکل عبادات کافى نیست بلکه توجه به آداب آن نیز لازم است. مثلاً در نماز اگر حضور قلب نباشد و انسان اذکار و افعال آن را در حالى بجا آورد که فکر او مشغول برنامه هاى دنیاى مادى اوست به یقین از نتایج تربیتى آن که باز داشتن از گناه (نهى از فحشا و منکر) و قرب الى الله (الصَّلاةُ قُرْبانُ کُلُّ تَقِىٍّ) (1) و شستشوى دل از زنگار گناه است محروم خواهد ماند.همچنین روزه برنامه هاى ظاهرى مانند خوددارى از خوردنى و نوشیدنى و بعضى دیگر از لذات نفسانى دارد و فلسفه اى که عبارت از تقویت ایمان و اراده و مبارزه با هواى نفس و شیطان است که اگر آنها حاصل نشود نتیجه روزه که تقوا است: (لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ) (2) حاصل نمى گردد و انسان را از عذاب الهى باز نمى دارد و سپرى در برابر آتش نمى شود.به همین دلیل در روایات اسلامى تأکید زیادى بر آداب نماز و روزه و سایر عبادات شده است تا عبادات افزون بر اسقاط تکلیف به درجه قبولى در نزد پرورگار برسد.علاوه بر این، افعال و اعمال زشتى جزء موانع قبولى عبادت است; مانند غیبت کردن، نوشیدن مست کننده ها، استفاده از اموال حرام و امثال آن که سبب مى شود عبادات تا مدتى مقبول درگاه خدا نگردد. نیز یکى از مهم ترین شرایط قبولى عبادات، پذیرش ولایت اهل بیت است که اگر نباشد عبادات به کلى بى روح و خالى از محتوا مى شود.کلام حکیمانه فوق ناظر به تمام این امور نیز هست; کسانى هستند روزه مى گیرند; اما انواع گناهان را در حال روزه انجام مى دهند; ظلم مى کنند، مال مردم مى خورند، آبروى مسلمانان را مى ریزند و با غیبت و تهمت افراد بى گناه را آزار مى دهند به یقین این گونه اشخاص از روزه خود جز گرسنگى و تشنگى بهره اى نمى برند، چنان که شب زنده دارانى هستند مانند خوارج که خون بى گناهان را مى ریزند، با امام معصوم به مبارزه برمى خیزند و جنایات بى رحمانه اى مى کنند و با این حال شب تا به صبح نماز و قرآن مى خوانند. اینها هرگز بهره اى از عبادات شبانه نخواهند برد.منظور از «اکیاس» (جمع کیّس به معناى انسان با هوش است) تنها پرهیزگاران و افراد با معرفت و هوشمند به همه اسرار عبادات آگاهند و آداب آن را به کار مى بندند. آنها اگر چه روزه مستحبى به جا نیاورند و عبادات مستحب شبانه را انجام ندهند خواب و افطارشان از عبادات گروه اول بالاتر است; خواب و افطارى که به آنها براى اطاعت خالق و خدمت به خلق نیرو مى دهد.*****نكته:خستگان محروم!کلام حکیمانه فوق که بخشى از آن از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) نقل شده و به صورت مبسوط تر از امیرمؤمنان(علیه السلام)، گویا بر گرفته از آیه سوم سوره «غاشیه» است. آنجا که حال مجرمان را شرح مى دهد و مى فرماید: «(عَامِلَةٌ نَّاصِبَةٌ); پیوسته عمل کرده و خسته شده اند (و نتیجه اى نگرفته اند)» و دلیلش آن است که نه معرفت کافى براى عمل داشتند نه شرایط آن را رعایت کردند و نه موانع آن را برطرف نمودند و حتى گاهى با اعمال ناشایست خود اگر بهره اى هم از اعمال پیشین برده بودند آنها را حبط و باطل نمودند.در کتاب کافى در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم که براى ناصبیان و دشمنان اهل بیت تفاوتى نمى کند که نماز بخوانند یا اعمال ناشایست انجام دهند و این آیه شریفه: (عَامِلَةٌ نَّاصِبَةٌ * تَصْلَى نَاراً حَامِیَةً) درباره (امثال) آنها نازل شده است.(3)در حدیث دیگرى آمده است که براى ناصبین به اهل بیت تفاوت نمى کند که نماز بخوانند یا دزدى کنند آنها در آتش دوزخند.(4)هنگامى که انسان حالات خوارج را مطالعه مى کند به عمق این گفتار حکیمانه امام(علیه السلام) آشناتر مى شود; آنها چگونه افراد بى گناه را سر مى بریدند و حتى شکم زن باردار را پاره مى کردند و او و جنینش را مى کشتند و حتى قتل امیرمؤمنان على(علیه السلام) را واجب مى شمردند; اما با این حال صداى زمزمه تلاوت قرآن شبانه و نماز شبشان همواره به گوش مى رسید. شبیه آنها گروهى از وهابیون امروزند که به آسانى ده ها و صدها نفر از افراد بى گناه، زن و کودک و پیر و جوان را به خاک و خون مى کشند سپس در نمازهاى پنج گانه با صفوف منظم و خواندن سوره هاى طولانى به وسیله امام و زمزمه آمین بعد از حمدشان و اهمیت فوق العاده دادن به مد (ولا الضالین) حضور پیدا مى کنند به گونه اى که هر کس اعمال سوء و جنایت هاى فوق العاده آنها را ندیده و نشنیده باشد تحت تأثیر واقع مى شود و گمان مى کند اینها فرشتگانى هستند در روى زمین در حالى که شیاطینى هستند مستحق جهنم و سجین.این سخن را با حدیثى از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) خاتمه مى دهیم. آن حضرت شنید که زنى در حال روزه دارى کنیز خود را دشنام مى دهد! دستور داد طعامى حاضر کردند و به آن زن فرمود: بخور. عرض کرد: روزه دارم. فرمود چگونه روزه دار هستى در حالى که کنیز خود را دشنام دادى روزه فقط پرهیز از طعام و شراب نیست(5). (6)ترجمه و شرح حکمت 145 نهج البلاغه: روزه و نماز بی‌فایده</description>
                <category>بهار فراهانی</category>
                <author>بهار فراهانی</author>
                <pubDate>Sat, 17 Apr 2021 15:53:15 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>