<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های mehdiMj</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mehdiMj</link>
        <description>a guy who likes computer science ?‍?</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 21:58:04</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2094/avatar/WapoiH.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>mehdiMj</title>
            <link>https://virgool.io/@mehdiMj</link>
        </image>

                    <item>
                <title>دوست من، بعضی وقتا تقصیر تو نیست!</title>
                <link>https://virgool.io/@mehdiMj/sometimes-its-not-your-fault-rpty20l1fs6j</link>
                <description>روایت من از نصب CentOS 7 روی VirtualBox در اوبونتو 18.10 سلام، بعد از مدت‌ها می خواهم توی ویرگول بنویسم چون می دونم جامعه بزرگی از برنامه‌نویس ها دنبالش می‌کنن و این مقاله دیده میشه.یه پروژه ای داشتم که می بایست دوتا CentOS روی  VirtualBox می آوردم بالا، به هر کدوم ip می دادم، MariaDB نصب می کردم و سیستم به گونه ای master/slave همدیگه باشه که اگه یکیشون down شد اطلاعات روی اون یکی ثبت بشه.خوب، من VirtualBox رو از software center نصب و پس از اون به سایت centos.org مراجعه و از یکی از میرورر ها یه توزیع مینیمال دانلود کردم(md5sum هم گرفتم که مشکلی نداشته باشه و فایلم مطابق با هش iso بود).قبلا در ویندزد ? توی vmware یه اوبونتو آورده بودم بالا و با فرآیند آشنا بودم. مثل تمام نصب های دیگه به سیستم منابع رو دادم و توزیع رو مشخص و فایل iso رو هم به VD دادم و آماده نصب شدم. ولی وقتی روی start زدم به من این خطا رو داد.FATAL: No bootable medium found! System halted.اون فیتال اررور رو کپی کردم گوگل و این راهنما برام آمد. مشکل این بنده خدا عدم پیدا کردن فایل iso توسط VirtualBox بود منم طبق راهنمایی ها رفتم جلو و به هر دری زدم که سیستم iso رو بشناسه:فلشم رو bootable کردم.یا فایل iso رو روی فلش dd زدم.حتی رفتم 5000 تومن دادم 2 تا DVD (سال 87 که من دبیرستان بودم می خریدم دونه‌ای 50 تومن و پک 50 تاییش 16000 تومن) و ios رو رایت کردم ولی باز هم همون خطا رو می داد. (یه بنده خدای دیگه هم این مشکل رو داشت و تیک passtrough نزده بود /* می خواهم بگم همه‌اش رو امتحان کردم.*/)یواش یواش داشت اعصابم رو خورد می کرد و هیچ راهی هم نداشتم، توی گروه های تلگرامی هم گذاشتم که متاسفانه راه به جایی نبرد ?در اون لحضه یاد اپزود 86 رادیو گیک جادی افتادم، اون قسمتش که اون آقای خبرنگار گفت :برنامه‌نویس ها توی سیلیکن ولی تنها و منزوی هستن. اون ها روزی 9-8 ساعت تو شرکت کد می زنن و بعد که میان خونه دوباره سرشون تو کامپیوتره و دارن دنبال دنبال باگ های کدهاشون می گردن.با خودم گفتم این چه زندگیه که ما داریم ? بعدش یه خورده فوحش به زمین و زمون دادم ? و یه خورده دیگه هم این ور و اونور کردم ولی باز هم نشد که نشد. من قبلا تو نصب اوبونتو 17.10 مشکل نگرفتن md5sum رو داشتم و با خودم گفتم جهنم. بگذار یکی دیگه دانلود کنم.فایل iso اول 805 مگ بودبا کمال تعجب دیدم این یکی  962 مگ ?دانلودش کردم و بفرما درست شد.اینم برای ویرگولمی دونی، بعضی وقت ها یه چیزهایی تو زندگی هست که تقصیر تو نیست. با وجود اینکه اعتقادی به قضا و قدر ندارم و معتقدم ما خودمون آینده‌مون رو می سازیم (فارغ از جبر جغرافیایی و اجتماعی) ولی فکر کنم این یکی دیگه شانس من بوده. اون iso جدیده رو هم شانسی دانلود کردم و شانسی هم اوکی شد. نکته فلسفی این مقاله برای من :تو این چهار روز، از صبح که بیدار می شدم و سر کار، فکرم مشغول دلیل نصب نشدن OS  بود. تا 1 شب بیدار بودم و صبحش 7 بلند می شدم. می دونستم باید ارائه وب‌معنایی رو برای لاگ آماده کنم و 1 اسفند سمینار دارم؛ عصری که داشتم این مطلب رو می نوشتم پیش خودم فکر کردم «من گیکم، گیکِ گیک! درست مثل اون برنامه‌نویس‌ها توی اپزود 86» و یه جورایی با این قضیه حال می کنم ?</description>
                <category>mehdiMj</category>
                <author>mehdiMj</author>
                <pubDate>Tue, 05 Feb 2019 19:36:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دیابتی که امکان داره بگیرم!</title>
                <link>https://virgool.io/@mehdiMj/diabetes-diabetes-eveywere-zockri9edwnf</link>
                <description>چند وقت پیش یه مطلب در ویرگول خواندم با عنوان «من دیابت دارم و راه حل های درمان دیابت نوع ۲» اولین واکنشم این بود که «پناه بر خدا، انشالا که من هیچ وقت دیابت نمی گریم» ولی با این رژیم غذایی که من داشتم، امکان دیابتی شدنم خیلی بود ?اگر همینجوری پیش بری دیابت می گی ری !این مطلب بد جوری روی من اثر گذاشت، جوری که به خودم قول دادم تا یک ماه لب به هیچ نوع قندی نزنم،‌ یه ۲*۲ تا -&gt; 4 تا کردم دیدم با این حساب نه می تونم لب به نون بزنم نه سیب‌زمینی و برنج چون همه شون نشاسته دارن، شکلات و شیرینی و کیک هم که دیگه جای خود داره. پس قرار گذاشتم تا یک ماه هیچ نوع قند مصنوعی نخورم. تا اینجاش خوب بود که به جای قند از خرما استفاده می کردم و میان‌وعده هام رو میوه می خوردم. حالا ۲ روز از رژیم بدون قند مصنوعی من گذشته بود و من هم گل و بلبل داشتم با اراده‌ام حال می کردم. عصرش با دوست‌هام رفته بودم بیرون، رفتیم سوپری که یه چیزی بخریم اونا کیک و نوشابه برداشن من هم یه دونه شیر ساده 200 میلی‌لیتری? گفتن داری مسخره می کنی? چرا چیزی بر نمی داری که منم قضیه رو براشون توضیح دادم و بعد از مسخره کردنم‌ اونا هم سر عقل امدند و نوشابه ها رو گذاشتن سر جاش و بجاش شیر برداشتن (البته شیر کاکائو).نکته ای که این اتفاق تا حالا برام داشته این بوده که سوپرمارکت های ایران (حتی اون بزرگ بزرگ هاش) میان‌وعده سالم ندارند، هر شیری به جز شیر ساده مقداری شکر داره و شکلات ها،‌ کیک ها و کلوچه ها هم نیازی به تعریف ندارند، نوشابه (حتی بدون قند هاش هم) از اون ور ضرر داره و آب‌میوه هامون هم که همگی شکر دارن. راستش سر هفته نشد شیطون گولم زد و یه شکلاتی خوردم ولی از اون موقع تا حالا سعی می کنم تا اونجایی که می تونم قند مصنوعی نخورم?نمی دونم شما هم همین دغدغه رو دارید یا نه؟ براتون مهمه صبح ساعت 10 یا عصر وقتی دارید از سر کار میاید خونه توی راه چی می خورید؟ انتخابتون چیه، شکلاته یا یه دونه سیب؟!</description>
                <category>mehdiMj</category>
                <author>mehdiMj</author>
                <pubDate>Mon, 20 Aug 2018 02:07:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یکی از فالوور های عجیب من، ویرگول!</title>
                <link>https://virgool.io/@mehdiMj/my-strangest-follower-on-twitter-eduejq8wrzp7</link>
                <description>میشه گفت این یک دلنوشته‌ست و یک سوال!چرا ویرگول منو توی توییتر فالو می کنه?سبب این آشنایی، یکی از توییت های ویرگول بود در مورد (انواعِ استایلِ نوشتنِ متغییر های زبان های برنامه‌نویسیِ مختلف ? ) و چون یکی از افرادی که در توییتر دنبال می کردم این توییت رو لایک کرده بود، خب توی فید من هم آمده بود و من هم لایک کردم و منشن گذاشتم که توی بلاگم یه همچین پستی دارم به فلان آدرس و خوب این ریپلای من از جانب دوستان پسندیده شد و بعدش ویرگول رو فالو کردم.حالا نکته ای که وجود داره اینه?دیروز داشتم اون کسانی که توی توییتر دنبال می کردم رو مرتب می کردم و خوب می دونید که، نشون میده کی متعاقبا شما رو دنبال کرده و با تعجب دیدم ویرگول هم من رو دنبال کرده?اول که باورم نشد و فکر کردم اشتباه شده، به خاطر همین به پروفایلشون رفتم و دیدم بعله، از اون 23 نفر حلقه یاران یکی‌شون من هستم ??نمی دونم چه جوری احساسم رو توصیف کنم. حس خوبیه که حساب یه استارتاپ، استارتاپی که جایزه بهترین وب‌سایت در دسته شبکه‌های اجتماعی از نظر آرای مردمی ‌&amp;&amp; بهترین وب‌سایت ایران از نظر محتوا رو برده بیاد و تو رو دنبال کنه ?تو پرانتز خدمتتون عرض کنم که من جزو تاثیرگذاران توییتر فارسی نیستم و اصلا توییتی که می کنم (از جانب دنبال کنندگانم) لاکی (fave) نمی گیره?  و به غیر از چند تا توییت در مورد گنو/لینکس | برنامه‌نویسی | جوملا و روزمره های زندگی‌ام چیز خاصی توییت نمی کنم. (البته بعضی وقت ها منشن هایی می کنم که لایک های خوبی می گیره?). کارم تا همین شهریور امسال جوشکاری صنعتی بود و از وقتی ارشد قبول شدم دیگه دور جوشکاری رو خط کشیدم و شدم فول تایم دولوپر و لرنر? گرایش سیاسی‌ام هم رو به اصلاح‌طلبانه و همین.خلاصه ویرگول جان، دیروز و امروزم رو ساختی و اگر زمانی دوست داشتی آن‌فالو کنی از نظر من موردی داره??</description>
                <category>mehdiMj</category>
                <author>mehdiMj</author>
                <pubDate>Sun, 18 Feb 2018 15:37:36 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>