<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مهدی بیات | Mehdi Bayat</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mehdibayat</link>
        <description>مدیریت مالی و ماینر مدیریت بازرگانی در دانشگاه تهران خوندم و مدارک مختلف در زمینه دیتاساینس و تحلیل مالی از کورسرا و یودمی دارم.سعی میکنم چیزایی که میشه در قالب متن یاد داد رو بگم بهتون</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 07:01:27</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/817253/avatar/7d7PH2.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مهدی بیات | Mehdi Bayat</title>
            <link>https://virgool.io/@mehdibayat</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آیا تحلیل SWOT شما دچار مشکل شده است؟ ضعف پنهان در تحلیل SWOT</title>
                <link>https://virgool.io/@mehdibayat/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-swot-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%AF%DA%86%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%B6%D8%B9%D9%81-%D9%BE%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-swot-kvg3azgcao31</link>
                <description>ابزار تحلیلی که در مدیریت، بازاریابی و دیگر حوزه‌های کلیدی کسب و کار به طور گسترده‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرد، تحلیل SWOT است. این روش به شما کمک می‌کند تا نقاط قوت و ضعف، فرصت‌ها و تهدیدهایی را که شرکت، بخش، حوزه کاری یا جنبه‌های مختلف سازمان، محصولات یا خدمات شما را تحت تأثیر قرار می‌دهد، شناسایی کنید. نتایج این تحلیل معمولاً به شکلی ساده در قالب یک شبکه ۲ x ۲ ارائه می‌شود که یک بعد آن عوامل داخلی و بعد دیگر عوامل خارجی را در کنار هم قرار می‌دهد و به تفکیک مثبت و منفی آن‌ها می‌پردازد.با این حال، یک چالش بزرگ در مورد SWOT این است که به ندرت به تحلیل عمیق یا ارزیابی دقیق منجر می‌شود. در واقع، این فقط یک فهرست و دسته‌بندی از عوامل موقعیتی داخلی و خارجی است که معمولاً در یک جلسه طوفان فکری گروهی جمع‌آوری می‌شود. خروجی این کار معمولاً به مراتب از یک تحلیل عمیق‌تر و بینش بیشتر فاصله دارد و اقدام مشخصی برای آینده ارائه نمی‌دهد. به عبارت دیگر، این فقط یک ابزار سازمانی جذاب و زیبا است. شاید همین موضوع بخشی از جذابیت آن به همراه اختصار آن ؛ دلیلی برای محبوبیتش باشد.دلایل زیادی وجود دارد که چرا تحلیل SWOT در فرم کنونی خود نمی‌تواند به نتایج مطلوب دست یابد. اول اینکه، طراحی مرسوم شبکه ۲ x ۲، کاربران را به محدود کردن اطلاعات به چند کلمه در یک اسلاید PowerPoint یا یک ورق کاغذ وادار می‌کند. این امر اغلب موجب می‌شود که توضیحات بسیار کوتاه و حتی یک یا دو کلمه‌ای ارائه شود. این اختصار نه تنها در کلمات بلکه معمولاً در تفکر نیز مشاهده می‌شود. در تجربه ما به عنوان مشاور و مربی، مشاهده کرده‌ایم که ویژگی مهمی مانند &quot;قیمت&quot; ممکن است به سادگی به عنوان یک قوت، ضعف، فرصت و تهدید بدون هیچ توضیح بیشتری ذکر شود. SWOT هیچ‌گونه تحلیل یا بینشی نمی‌دهد که آیا قیمت بالا است، آیا رقبا ممکن است آن را کاهش دهند یا آیا یک شرکت می‌تواند تبلیغاتی در این خصوص اجرا کند.دوم اینکه، تحلیل SWOT به طرز عجیب و غریبی پیچیده است و تفسیر آن دشوار به نظر می‌رسد، عمدتاً به خاطر عدم وجود سلسله مراتب در آن. هر چهار بخش شبکه به یک اندازه مورد توجه قرار می‌گیرند. این تنها یک تصویر مقطعی از وضعیت کنونی ارائه می‌دهد و حتی بدتر، فقط نمایی از آنچه که در ذهن شرکت‌کنندگان جلسه طوفان فکری وجود دارد، است.مغز ما به طور طبیعی به سمت یافتن راه‌حل‌ها می‌چرخد، به ویژه زمانی که فرصت‌ها را شیک و بامزه فهرست می‌کنیم. متاسفانه، بارها مشاهده کرده‌ایم که کاربران SWOT در تفسیر فرصت‌ها دچار اشتباه می‌شوند و گمان می‌کنند که این فرصت‌ها فقط پیشنهادهایی از “چیزهایی که می‌شود انجام داد” هستند. به عنوان مثال، یک بار دیدیم که یک ارائه‌دهنده خدمات تور دوچرخه‌سواری “ساخت یک اپلیکیشن موبایلی با نقشه زنده” را به عنوان یک فرصت معرفی کرده بود. البته، این اصلاً یک فرصت در معنای واقعی SWOT نیست؛ بلکه بیشتر شبیه به یک ایده‌است که هنوز به طور کامل در نظر گرفته نشده است. در عوض، یک فرصت واقعی ممکن است شامل رشد در استقبال از فناوری‌های صدا باشد یا این که توسعه اپلیکیشن‌های موبایل به آسانی صورت می‌گیرد در حالی که رقبای دیگر هنوز از آن بهره‌برداری نکرده‌اند.با این حال، SWOT همچنان می‌تواند به عنوان ابزار کارآمدی برای بینش یا برنامه‌ریزی عمل کند، به شرطی که رویکرد خود را تغییر دهید. منظورمان چیست؟ با تغییر روند SWOT.با استفاده از تجربیات ما در آموزش برندهای برتر و هزاران دانشجو، و همچنین بر اساس تحقیقات دیگران، متوجه شده‌ایم رویکرد سنتی که ابتدا عوامل داخلی (نقاط قوت و ضعف) را شناسایی می‌کند و سپس به عوامل خارجی (فرصت‌ها و تهدیدها) می‌رود، چندان مؤثر نیست. برای بهبود تهیه لیست، بهتر است با عوامل خارجی شروع کنیم و سپس به سمت عوامل داخلی شرکت حرکت نماییم.دلایل قانع‌کننده‌ای برای توصیه این رویکرد وجود دارد. اول این که، شرایط محیطی که شما در آن فعالیت می‌کنید، تنها مختص شما نیست؛ بلکه شامل رقبای شما نیز می‌شود. در واقع، عوامل خارجی زمینه‌ای را فراهم می‌کنند که در آن رقابت اتفاق می‌افتد. مدیران باید استراتژی‌های خود را با توجه به این محیط منعطف کنند، حتی اگر این فضای رقابتی مدام در حال تغییر باشد. اگر هیچ کسب‌وکاری در خلأ عمل نمی‌کند، این زمینه تأثیر بسزایی در تعیین ضرورت هر ویژگی داخلی دارد. همچنین، تمرکز بر عوامل خارجی در ابتدا می‌تواند شما را وادار کند تا به صورت جامع‌تر به عوامل داخلی فکر کنید و خطر ذهنی محدود را به حداقل برسانید. به عبارت دیگر، این رویکرد می‌تواند به کشف عوامل داخلی جدیدی منجر شود که ممکن است در غیر این صورت نادیده گرفته شوند.پس از این که فهرست خود را تکمیل کردید، می‌توانید از این عوامل برای انجام یک تحلیل عمیق بهره‌برداری کنید که می‌تواند به تدوین پیشنهادات استراتژیک در زمینه برنامه‌ریزی منجر شود. در اینجا راهنمایی‌هایی برای تسهیل این فرآیند ارائه می‌دهیم:۱. نخست، یک فهرست از شرایط محیطی مرتبط شامل تهدیدها و فرصت‌ها را جمع‌آوری کنید. در این مرحله، نگران مثبت یا منفی بودن این عوامل نباشید. هدف ما این است که به نظرات سطحی قناعت نکنیم. از ابزارهای متنوعی مانند PEST، PESTEL یا STEEP برای سازماندهی یک بررسی محیطی استفاده کنید، اما محدودیت احساس نکنید. اگر ابزار دیگری دارید که به شما در نظم‌دهی عوامل خارجی کمک می‌کند، از آن بهره‌برداری کنید.۲. پس از آن، نقاط قوت و ضعف داخلی را مدنظر قرار دهید. اینجا هم، به ویژگی‌ها به عنوان مثبت یا منفی ننگرید. ابتدا کار خود را با فهرست کردن این ویژگی‌ها آغاز کنید. تاثیر مثبت یا منفی هر یک ممکن است تحت تأثیر محیط بیرونی باشد. در این مرحله ابتدایی تحلیل، مهم‌تر از طبقه‌بندی نحوه تأثیر آن عوامل، این است که هر یک از آن‌ها را شناسایی کنید و آن‌ها را به سادگی به داخلی یا خارجی تقسیم کنید. از یک یا دو کلمه‌ای مثل &quot;قیمت&quot; یا &quot;فناوری&quot; صرف نظر کنید و وضعیت را با جملات جامع و توضیحی توصیف کنید.۳. با یک جمله ساده، توصیه‌های خود را تولید کنید. حالا که فهرستی از عوامل داخلی و خارجی دارید، فرآیند توصیه‌گذاری بسیار ساده‌تر شده است. به راحتی هر عامل خارجی را با عوامل داخلی مرتبط کنید. برای کمک به این کار، ممکن است بخواهید این جمله را کامل کنید:با توجه به وضعیت [عامل خارجی]، قابلیت ما در [عامل داخلی] ما را به توصیه می‌رساند که [توصیه].شاید متوجه شوید که برخی از عوامل خارجی به سادگی با عواملی داخلی پیوندی ندارند، که به این معنی است که ممکن است توصیه‌ای از آن‌ها استخراج نشود. اما با صرف زمان کافی یا همکاری با یک تیم خلاق برای این تحلیل، ممکن است گزینه‌های جدید و خلاقانه‌ای را پیدا کنید که پیش‌تر به آن‌ها فکر نکرده‌اید، بر اساس ترکیب این عوامل.بیایید یک مثال جذاب از تأثیر رکود اقتصادی به عنوان نقطه شروع بررسی کنیم:در یک تحلیل SWOT معمولی، ممکن است به طور عینی &quot;قیمت&quot; را در چهار بخش مختلف مورد بررسی قرار دهیم. این مسئله می‌تواند به عنوان یک قوت (محصول ما، هزینه کمتری نسبت به رقبای خود دارد)، یک ضعف (مشتریان توانایی خرج کردن پول کمتری برای محصول ما دارند)، یک فرصت (امکان اجرای یک تبلیغ جذاب بر اساس قیمت) و یک تهدید (رقبا می‌توانند به راحتی قیمت‌های خود را کاهش دهند) تلقی شود. اما به این ترتیب، چیزی فراتر از یک لیست ناکارآمد از ایده‌ها را ارائه نمی‌دهیم.با این حال، در مدل ما، این الگو می‌تواند به توصیه‌هایی عمیق‌تر و معنادارتر منجر شود.با توجه به شرایط بیرونی و ویژگی‌های درونی، می‌توانیم مجموعه‌ای از توصیه‌های هدفمند و مستند را تدوین کنیم. این دقیقاً همان هدف شماست: استفاده از ابزار تحلیلی برای شناسایی دامنه‌ای وسیع از نتایج عملی. این فرآیند ساده است و تنها نیاز به توجه به یک سری از عوامل داخلی و خارجی دارد. نتیجه این کار، توصیه‌هایی خواهد بود که به طور منطقی و جامع تهیه شده‌اند. در نوبت بعدی که از شما خواسته شد یک تحلیل SWOT انجام دهید، این روش را امتحان کنید و قدرت آن را با چشمان خود ببینید! </description>
                <category>مهدی بیات | Mehdi Bayat</category>
                <author>مهدی بیات | Mehdi Bayat</author>
                <pubDate>Sat, 26 Apr 2025 17:41:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صفر تا صد مقاله نویسی (مخصوص ارشد و دکتری)</title>
                <link>https://virgool.io/@mehdibayat/%D8%B5%D9%81%D8%B1-%D8%AA%D8%A7-%D8%B5%D8%AF-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D8%AE%D8%B5%D9%88%D8%B5-%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D9%88-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1%DB%8C-fj0hhfzssrcp</link>
                <description>خب الان تقریبا اواسط تابستون هستیم و من از مهر ماه تقریبا دانشجو کارشناسی ارشد میشم و بهترین فرصت برای من هست که از نظر علمی وضعیت خودم رو بهتر کنم و رزومه خوبی بسازم.واقعیتش رو بخواید من هیچی درمورد نوشتن مقاله نمیدونم و تصمیم گرفتم یک دوره مقاله نویسی انگلیسی از سایت یودمی تهیه کنم و مطالبش رو با شما به اشتراک بگذارم تا هم شما بدون هزینه یادبگیرید هم من یک کار خیری کرده باشم برای دیگران و چیزی که یادگرفتم رو به اشتراک بگذارم.در حقیقت تولید محتوا متنی و جذاب کردن اون و همچنین تبدیل کردن به زبان فارسی که همه متوجه بشن فارغ از تمامی هزینه های مالی، هزینه زمانی رو از من میگیره برای اینکه من در این راه تداوم داشته باشم واقعا نیازمند حمایت های شما هستم و کمترین کاری که میتونید بکنید اینه که این مطلب رو لایک کنید.بخش اول: آنچه باید در مورد نوشتن مقالات تحقیقاتی بدانیدقسمت اول: دو عنصر مؤثر یک مقاله پژوهشیهر مقاله پژوهشی دارای دو جزء کلی هست: بخش اول : سوال پژوهشی شمابخش دوم: پاسخ شما به سوالبرای مثال سوال شما میتونه این باشه که آیا استفاده از مایندوکسیدیل موجب رشد و درآمدن ریش می شود؟ در واقع هر پژوهشی با پرسشی شروع می شود اما قبل از این که ما بخوایم سوال رو بپرسیم باید پاسخ دهیم که چرا قرار هست این پرسش مطرح شود و بعد سوال رو مطرح میکنیم. پس از مطرح کردن پرسش پژوهش سعی میکنیم توضیح دهیم که چگونه قرار هست به این پرسش پاسخ دهیم.در قسمت بعد یافته های خودمون رو ذکر میکنیم درمورد آن پرسش مطرح شده و در نهایت این یافته ها منجر به قسمتی میشه تحت عنوان پاسخ  به پرسش پژوهشی ما . پس تا الان فهمیدیم یک مقاله دارای چهار قسمت اصلی است که به اختصار میخوام بهتون نشون بدم:شاید سوالتون این باشه کدوم قسمت از مقاله نویسی از اهمیت بیشتری برخوردار است ؟ آیا همه این بخش ها به یک اندازه مهم هستند؟ در پاسخ میتونم بگم دو قسمت کلی که ابتدا اشاره کردم یعنی سوال پژوهش و پاسخ به سوال پژوهشی از اهمیت بالایی برخوردار هست.در واقع منظورم این هست سوال شما باید یک پرسش جذاب و در عین حال پاسخ شما قانع کننده باشد.قسمت دوم: چگونه تحقیقات خود را بدون اغراق بر آن جذاب کنیدتا الان دو بخش مهم مقاله نویسی رو فهمیدیم و سوال اساسی این میتونه باشه که چگونه میتونیم یک پرسش جذاب ایجاد کنیم؟ خیلی وقت ها سوالاتی جالب ایجاد میکنیم اما مشکل اینجاست که نمیتونیم بهش پاسخ بدیم پس قبل از نوشتن سوال کافی هست که به دو سوال پاسخ دهیم: با توجه به اطلاعات به کدام سوال می توانیم پاسخ قانع کننده ایی دهیم؟چه نتیجه ایی میتوانیم از یافته هایی که داریم بگیریم؟مدرس این دوره در مورد تجربه خودش از این موضوع میگهمقاله ایی قصد داشتم بنویسم در زمینه روانشناسی اجتماعی  که افراد وقتی به چهره دیگران نگاه میکنند به صورت خودکار دیگران رو قضاوت میکنند که فرد قابل اعتماد هست یا خیر و همکاران این مدرس بهش میگن اساسا همچین پرسشی درست نیست و نمیتونیم همچین نتیجه ایی بگیریم و این مدرس دوره با تغییر واژه خودکار به خود به خود تونست یک سوال درست و خوب داشته باشه چون افراد بدون فکر و خودکار قضاوت نمیکنند بلکه با فکر و اندیشه این اتفاق می افتد.پس نتیجه میگیریم یک پرسش دقیق  و جذاب باید داشته باشیم و بعد یک پاسخ قانع کننده و تمام سعی ما باید این باشد که بتوانیم یک تعادل ایجاد کنیم.قسمت سوم: از اتلاف وقت خودداری کنید دو استراتژی برای ساده کردن نوشتار خودقرار هست باهم دو تا استراتژی مهم در فرایند نوشتن مقاله با هم یادبگیریم که در این زمینه بسیار مهم است:1. با طرح کلی شروع کنید.خب شاید سوالتون این باشه خب یعنی چی اصلا؟ میخوام براتون مثال بزنم فرض کنید قرار هست یک خونه بسازید که هم معمار و هم کارگر خودتون هستید اگر خیلی کارگر طور فکر کنید آجر رو برمیداری همینجوری میچینی و بلاخره به یک بن بست برخورد میکنی ولی اگه طرح کلی داشته باشی و با برنامه جلو بری و بدونی هر قسمت قراره چی بگی و چه چیزی اضافه کنی مطمئنا کمتر به بن بست میخوری.2. بنویسید و ویرایش کنید.اکثر افراد که در ابتدای راه هستند فکر میکنند کسی که شروع میکنه به نوشتن مقاله به یکباره همه چیز رو قراره تمیز بنویسه و عالی پیش بره ولی باید بگم به این نوع تفکر میگن کمال گرایی و قرار نیست همچین رویدادی اتفاق بیوفته بلکه در ابتدا یکم مینویسی بعد بیشتر میفهمی دوباره ادامه میدی تا یک مقاله عالی در بیاد و خواهشم این است که به فرایند اعتماد کنید و با نوشتن و ادیت کردن به یک مقاله عالی برسید موفقیت یک شبه رخ نمیده مطمئن باشید.بخش دوم: چگونه بخش ادبیات مقاله رو هدایت کنیم؟ قسمت اول: سه هدف بخش مقدمه مقاله (Introduction)قبلا به صورت کلی گفتیم که باید مخاطب رو قانع کنیم که چرا این سوال مهم است و الان قصد دارم این موضوع رو باز تر کنم در واقع در بخش مقدمه مقاله اتفاقی که قرار هست بیوفتد رو در سه قسمت تقسیم میکنم:مهم باشد: یعنی به حل یک مشکل کلی این سوال و پاسخ به آن کمک می کند یا به پیشرفت و ... کمک کننده است.تازگی: باید بیان کنید این پرسش به وجود آمده جدید است و تا به الان کسی به آن پاسخی نداده است.به موقع بودن: باید بیان کنید که پژوهش شما به موقع ایجاد شده و در واقع قدم بعدی منطقی بعد از پژوهش های پیشین است.برای درک بهتر این مفاهیم بهتره که این تصویر رو ببینید که مثال هم در این تصویر هست:قسمت دوم: چگونه می توان نقل قول های مرتبط را در یک ادبیات به ظاهر بی پایان پیدا کرددر ابتدا برای نوشتن مقدمه شما نیاز هست که ادبیات مقاله را جست و جو کنید و برای اینکار باید سه قدم را طی کنید: باید اسناد و مقالات مربوطه رو پیدا کنید.عموما حوصله سر بر ترین و سخت ترین قسمت همین هست در ابتدا پیشنهادم اینه که از chat gpt بپرسید درمورد پرسش مقالتون چند کلید واژه یا مقاله مرتبط معرفی کنه پیشنهاد بعدیم هم این هست که از گوگل اسکولار استفاده کنید و سرچ کنید.باید آنها را در ایده آل ترین حالت ممکن دریافت کنیداسکن کنید یعنی بررسی لازم را صورت دهید و تصمیم بگیرید کدام قسمت را میخواهید استفاده کنید و کدام را نمی خواهید.قسمت سوم: راه های ساده برای دریافت تقریباً هر مقاله تحقیقاتی به صورت رایگاندر قسمت قبلی گفتیم که در ایده آل ترین شرایط باید مقالات و رفرنس هارا  رایگان بدست بیاریم و الان قرار هست چند تا را ه بگم بهتون: از کتابخانه دانشگاهتون استفاده کنیدبه احتمال زیاد همه دانشگاه ها یک کتابخانه اینترنتی دارند که در اختیار دانشجو هاشون قرارش میدن حداقل درمورد دانشگاه تهران میتونم بگم که شما حتی در دانشگاه هم نباشید از طریق vpn دانشگاه میتونید دسترسی پیدا کنید.وبسایت و سرچ در گوگلخیلی وقت ها این دو مورد خیلی کارسازه که خود نویسنده مقاله رو در وبسایت شخصیش گذاشته باشه و یا با سرچ در گوگل فایلش موجود باشهالتماس و در خواستمیتوانید ایمیل نویسندگان مقاله را پیدا کنید و ازشون در خواست کنید که مقالشون رو براتون بفرستند اکثر نویسنده ها از این موضوع خوشحال میشن که این کار را انجام دهند چون اکثر مقاله های پولی درخواست نویسنده نیست بلکه قیمت گذاری مجله ناشر است.قسمت چهارم: نحوه اسکن سریع مقالات تحقیقاتیخب در این قسمت قراره که با ذکر الگوریتمی باعث بشم که کمتر وقتتون گرفته بشه برای خواندن مقالات و تقریبا با بررسی این موارد میشه فهمید این مقاله بدرد ما میخوره یا خیر: خواندن موضوع یا تایتل: اگر به اندازه کافی جالب و مرتبط بود چکیده را میخوانیمپس از خواندن چکیده اگر متوجه شدید مرتبط با مقاله شماست مقدمه را میخوانیماگر مقدمه را خواندیم یا مطمئن هستیم مرتبط است که باید کل مقاله را بخوانیم اگر مطمئن نیستیم:میپریم سمت بخش خلاصه و نتیجه گیریقسمت پنجم: چگونه با استفاده از نرم افزار رایگان در چند ثانیه نقل قول های عالی ایجاد کنیم؟خب برای اینکه ادامه مسیر حرفه ایی رو داشته باشیم باید از نرم افزار های مدیریت اسناد و مقالات استفاده کنیم خب باز هم اینجا هم دوتا انتخاب دارید:قوانین کپی رایت را قبول دارم و به آن پایبندم:پیشنهاد من نصب نرم افزار Mendeley که هم تو سایت خودش هم با تعرفه داخلی میتونید از سافت 98 دانلود کنید این هم لینکش | دانلودقوانین کپی رایت برای من اپسیلنی ارزش ندارد: در این شرایط پیشنهاد من نرم افزار EndNote که با دانلود و فعال سازی غیر قانونی آن میتوانید استفاده کنید.لینک دانلودقسمت ششم: چگونه یک نمای کلی از ادبیات ایجاد کنیم؟هدف کلی از قسمت ادبیات مقاله این است که یک نمای کلی ایجاد کنیم در ابتدا در گوگل اسکولار کلمات کلیدی که مرتبط به موضوع مان هستند را سرچ کنیم و مقالات مرتبط را دانلود و در مندلی یا اند نوت ادد میکنیم زیرا با استفاده از این نرم افزار ها به راحتی میتوانیم رفرنس بگیریم پس کافی است مطالب مرتبط و کلیدی را در بیاریم و خلاصه ترش کنیم و رفرنس قرارش دهیم البته این کار ها رو باید در فایل ورد جدا انجام دهیم.بخش سوم: چگونه بخش مقدمه مقاله را ایجاد کنیم؟قسمت اول: طرح کلی بخش مقدمه خود را ایجاد کنیددر این قسمت قرار هست با توجه به مطالبی که تا الان یاد گرفتیم بیایم و یک نمای کلی از بخش introduction خود ایجاد کنیم.شما تا الان می بایست یک همچین لیستی با خواندن مقاله های مختلف ایجاد می کردید:و در ادامه باید در فایل ورد خود همچین ساختاری رو ایجاد کنید:حالا بخش به بخش میخوام بهتون توضیح بدم که چجوری قراره پرش کنید در ابتدا میاید پرسش پژوهشی رو قرار میدید و بعد از این موضوع وقت قضاوت رسیده که این متون با رفرنس هاشون دارن اهمیت مساله رو متذکر میشن یا باید در قسمت مرور ادبیات قرار میگیرن اگر در ابتدا سوال رو بنویسید همش جلو چشمتون هست و قضاوت بهتری رو خواهید داشت.قسمت دوم: نکات نوشتن برای مقدمهدر این قسمت قرار هست نکات مهمی برای نوشتن بخش مقدمه یا intro مقاله رو خدمتتون عرض کنم:به زمان گذشته بنویسید: خب این مورد خیلی کلی و بدیهی است به خاطر اینکه نتایج تحقیقات مختلف قبلا اتفاق افتاده رو باید به زمان گذشته بنویسید.از عبارات کوتاه استفاده کنید: تا میتونید این نتایج رو کوتاه بنویسید و وقتی دیدید که این نتایج از یک خط بیشتر میشوند ببینید میتونید خلاصه ترش کنید یا در دو خط مجزا این کار را انجام دهید.از اصطلاحات تخصصی رشته خود استفاده کنید: نکته ایی که در این مورد وجود دارد این است که حداقل یک بار این اصطلاح را در مقاله خود تعریف کنید.رفرنس دهی با افزونه: فرقی نمیکنه مندلی یا اند نوت رو نصب کرده باشید در ورد افزونه ایی براتون ادد میشه که با اون باید به مقالتون رفرنس دهید.قسمت سوم: از طرح کلی تا متن چگونه پیش نویس اولیه را بنویسیمالان زمان این است که به فضای واقعی نوشتن مقدمه مقاله نزدیک شویم شاید الان بپرسید منظورت چی هست؟ باید بگم که ما در بخش مقدمه قرار نیست یک پاراگراف یا یک بلوک بنویسم بلکه بخش مقدمه برای ما شامل پاراگراف های مختلف می شود.هر تو رفتگی نشان دهنده شروع یک پاراگراف جدید است و در ابتدایی ترین پاراگراف ها باید مطالبی باشد که اهمیت موضوع را مشخص کند بعد ادبیات اما شاید سوال براتون این باشه که چجوری بیایم بیان کنیم باید بهتون بگم اگر از این پست من حمایت کنید و ازم درخواست بشه حتما حتما یک پست مجزا در مورد اصطلاحات پرکاربرد در مقاله نویسی انگلیسی براتون مینویسم که این کار رو هم براتون آسون کنم.قسمت چهارم: پاراگراف اول خواننده را جذب کنیداز زمان کنکور کارشناسی بهمون میگفتن متن ریدینگ جلوت گذاشتن خط اول پاراگراف اول رو بخونی تاپیک یا موضوع دستت میاد که چی هست. در واقع این حرف اصلا بی ربط نیست در مقالات شما در پاراگراف اول باید فراتر از یک پژوهش عمل کنید و باید مخاطبتون رو هیجان زده کنید از موضوعی که داره مطالعش میکنه.من برای اینکه همه چیز رو براتون الگوریتمی کردم درصورتی که الگوریتم خاصی وجود نداره میتونید از این قالب ها برای خط اول پاراگراف اول استفاده کنید تا اشتیاق مخاطب رو جذب کنید:قسمت پنجم: پاراگراف های میانی شکاف در ادبیاترسالت پاراگراف میانی این است که باید یک نمای کلی از پژوهش های مرتبط انجام شده و متن رو هدایت کنه سمت سوال پژوهشی شما. در این میان من چند قالب مختلف که میتونید برای پاراگراف میانی استفاده کنید میخوام بهتون بدم:در واقع در این قسمت شما قرار هست موضوعات رو هی محدود تر کنید و به در زمان مناسب تضاد ایجاد کنید تا علت اصلی ایجاد مقاله ایی که دارید مینویسید توجیه کنید.قسمت ششم: پاراگراف آخر یک قهرمان ظاهر می شود (به شما اشاره کنید)این پاراگراف با این که کوتاه است اما نکات زیاد و مهمی دارد که قرار است هر سه هدفی که در این پاراگراف وجود داره رو براتون توضیح بدم:تعیین جایگاه پرسش پژوهشی شما: در واقع منظورم این هست زمانش فرا رسیده که سوالتون رو واضح و روشن بیان کنید.بیان فرضیه و پیش بینی های خودتون هست: مثلا میگید ما در نظر میگیریم که ... .ذکر اندازه گیری ها: برای تمایز پژوهش شما با دیگران باید نتایج آزمایش فرضیه هاتون رو قرار دهید یعنی این که بگید برای آزمون کردن این فرضیه ما فلان کار رو کردیم یا 4 منبع رو مطالعه کردیم تا به جواب برسیم یا خیلی چیزای دیگه.بخش چهارم: بخش روش مقاله را چگونه ایجاد کنیدقسمت اول: بخش هدف روشاگه تا اینجا پیش اومدید بهتون تبریک میگم چون بخش مقدمه سخت ترین قسمت یک مقاله هست و در این بخش هدف این هست که شما هر روشی که برای اثبات تحقیق خود استفاده کردید رو توضیح بدید مثلا شما آزمایش تجربی انجام دادید یا شبیه سازی کامپیوتری کردید یا 200 سوال پرسشنامه ایی ایجاد کردید فرقی نمیکنه فقط کافی است شرحش دهید و نکته ایی که وجود دارد این مواردی که شما آزمودید وقتی توسط دیگران انجام می شود باید به همان نتیجه ایی برسید که شما رسیدید.قسمت دوم: بخش روش خود را چگونه ساختاربندی کنیددر این قسمت میخوام به این سوالتون پاسخ بدم که دقیقا از چه ساختاری تشکیل باید بشه ؟ در واقع این موضوع خیلی بستگی داره داره به مقاله ایی که شما می نویسید دو نکته میخوام بگم که متوجه شوید سرفصل های روش ها رو بفهمید: بررسی کردن دستور العمل ها مجله خاصی که شما قصد دارید مقالتون رو آنجا نشر دهید.بررسی کردن مقالات افرادی که در زمینه مشابه شما مقاله ایی منتشر کردند.تا الان فهمیدیم مقاله با مقاله فرق داره اما باز من میخوام متداول ترین بخش هاش رو براتون ذکر کنم:1. گروه افراد: یعنی چه افرادی قرار هست ارزیابی شود؟مواردی که ارزیابی میشن در این مورد:تعداد افرادی که روشون ارزیابی شدهمیانگین و انحراف معیار سنیهزینه ایی که دریافت کردن افرادی که روشون آزمایش شدهافرادی که که آزمایش شدند از نظر روانی در جه وضعیتی بودند استرس؟ یا وضعیت تحصیلاتشون2. طراحی: یعنی این گروه افراد شما چه ویژگی خاصی داشتند؟فاکتور مشترکی که افراد مورد ارزیابی داشتندمتغیر وابسته3.روش: برای انجام آزمایش از چه طریقی استفاده کردید؟پرسشنامه وسیله هایی مثل MRIتصاویربو ها ( باز هم تاکید میکنم این موارد همش بستگی به موضوع مقاله شما داره)4.رویه: یعنی اتفاقات به چه ترتیبی اتفاق افتاد؟چند قسمت و مرحله داشتهافرادی که در آزمون بودند رندوم بوده یا شرایطی بوده5. تحلیل داده: یعنی مثلا از چه آزمون آماری برای تحلیل داده هاتون استفاده کردید؟این تجزیه و تحلیل چند مرحله دارد؟درک از طی شدن هر مرحله به چه صورت است؟قسمت سوم: از طرح کلی تا نحوه نوشتن روش هادر این بخش میخوام نکاتی رو بگم که در نوشتن این بخش بهتون کمک گسترده ایی میکنه:اضافه کردن ضمائم برای اطلاعات گسترده داشتن در مقالهاستفاده از عبارات کوتاهنوشتن به زمان گذشتهبخش پنجم: چگونه بخش نتایج مقاله را ایجاد کنیمقسمت اول: هدف از بخش نتایجاین بخش اونقدر پیچیدگی خاصی ندارد در واقع منظور و هدف از بخش نتایج در مقاله این است که نتایجی که شما از بخش روش بدست آوردید بدون اینکه آن را توصیف کنید آن را بنویسید.قسمت دوم: چگونه بخش نتایج خود را ساختاربندی و ایجاد کنیدشما در مورد بخش نتایج دستتون باز هست و باید تصمیم بگیرید که آیا قرار هست نتایجتون رو به صورت مثلا نمودارد میله ایی نشان دهید؟ یا در قالب جدول باشد؟ در واقع خیلی فرمول مشخص و دستور العمل خاصی ندارد این قسمت.به صورت کلی شما می توانید نتایج را به دو صورت ایجاد کنید:1. کوتاه : توضیح خاصی نمیتونم بدم در واقع نتیجه رو در حد یک پاراگراف بیان می کنید2. بلند : در این صورت میتواند بخش نتایج زیر عنوان و قسمت های مختلف  داشته باشد مثل:آنچه که شما قبل از تجزیه و تحلیل انجام دادید ( پیش پردازش )تجزیه و تحلیل اصلی پژوهش خود را توصیف کنیدبخش ششم: چگونه بخش بحث مقاله را ایجاد کنیمقسمت اول: دو هدف بخش بحثدر ابتدا هم گفتم این بخش در واقع جوابی به سوال پژوهشی ما است و در این قسمت ما دو هدف رو دنبال میکنیم: پاسخی قانع کننده دهیمپاسخی ارزشمند ارائه کنیماما میرسیم به این که بخش نتایج ما شش قسمت دارد که به ترتیب بهتون میگم: خلاصه : به صورت خیلی خلاصه یک یادآوری از سوال پژوهشی خود میکنیم بعد درمورد روش و متد تحقیق میگیم بعد در مورد نتایجتفسیر: به این میپردازیم که آیا پژوهشی که انجام دادیم جواب داده یا نه؟ مورد جایگزینی براش وجود داره؟  ( خاصیت متقاعد کنندگی)ادغام: به این میپردازیم که پژوهشی که انجام شد چه همبستگی با تحقیقات پیشین داشته و از همه مهمتر که پژوهش انجام گرفته چه چیزی اضافه کرده؟ ( خاصیت ارزشمندی)پیامد ها: در واقع بیان میکنیم که این پژوهش چه درس هایی به ما میدهد و چقدر ما را در رسیدن به اهداف و برنامه ها یاری می کند. ( خاصیت ارزشمندی)محدودیت ها: میایم خیلی رک و رو راست محدودیت یا ضعف های پژوهش را مطرح میسازیم و بررسی میکنیم که آیا این محدودیت ها پژوهش را باطل می سازد یا خیر؟( خاصیت متقاعد کنندگی)خلاصه یا نتیجه گیری: بیان می کنیم که دقیقا چه چیزی را یادگرفتیم. ( خاصیت ارزشمندی)قسمت دوم: چگونه با محدودیت کنار بیایم بدون اینکه تاثیر منفی ایجاد کندخیلی طبیعی هست که هر مطالعه و پژوهشی دارای محدودیت های به خصوص خودش هست و یکی از افتضاح ترین کاری که میتونید انجام دهید این است که ادعا کنید پژوهش شما هیچ محدودتی ندارد!محدودیت را ذکر کنید تا خواننده به نتایج پژوهش شما بتواند اعتماد کند. الان قصد دارم بهتون چند راه بگم که بتونید محدودیت هاتون رو ذکر کنید:حتما الگو و پترن نتایج مقالتون رو به صورت کلی بررسی کنید ببینید چه اتفاقی افتادهاز منابع دیگر که نتایج دیگری گرفتند استفاده کنید و علت تفاوت رو جویا شوید دقیقا همین نقطه می تواند از محدودیت ها باشدمقاله خود را با مقاله های قبلی مقایسه کنید اگر متوجه شدید محدودیت های جدی دارید بهتر است سوال پژوهشی خود را تغییر دهید و از آن حالت بلند پروازانه خارج شود و حالت متواضعانه تری بگیردقسمت سوم: پاراگراف های اولقبلا اشاره کرده بودم به ترتیب باید چه مواردی را در بخش بحث یا DISCUSSION ایجاد کرد و حالا قصد من این است که برای بخش خلاصه کردن یک الگو نوشتاری بهتون بدم که ایده بگیرید: برای قسمت تفسیر:  قسمت چهارم: پیامد یا مفاهیم پژوهش (implications)برای این قسمت هم قصد دارم چندین جمله نمونه بگم بهتون که ایده بگیرید:قسمت پنجم: شفافیت در محدودیت بدون کاهش تأثیر مقاله شاید در ابتدا تصور کنید که نوشتن در این مورد از جذابیت پژوهش شما کم کند ولی نه اصلا اینطور نیست بلکه شخصی که قرار است پژوهش شما رو مطالعه کند متوجه خواهد شد شما هم صادق هستید هم دقیق پس الان چند جمله نمونه میگم که در مقاله هاتون ایده بگیرید:هدف دیگری که در اقرار به محدودیت ها داریم این است که بگیم درسته که محدودیت داریم و این محدودیت هارا قبول داریم ولی باید استدلال کنیم که کیفیت این محدودیت ها به گونه ایی نیست که بتواند پژوهش مارا بی اعتبار کند.قسمت ششم: جمع بندی نتیجه گیریدر این قسمت کار آسونی در پیش داریم در واقع تمام تلاشمون این هست که یافته های خودمون رو خلاصه کنیم پس باید سعی کنیم خوب مقاله را بخوانیم تا بتونیم یک جمع بندی جامع و خوب داشته باشیم به خاطر این که اغلب کسانی که مقالات ما را میخوانند تمایل دارند که این قسمت رو بخوانند شما میتونید برای ایده نوشتن از این جملات استفاده کنید:یکی از کار هایی که باعث می شود این قسمت هیجان انگیز تر بنظر بیاید صحبت کردن از آینده است.بخش هفتم: فقط چند چیز دیگرقسمت اول: بخش قدردانیاین بخش از مقاله شامل دو قسمت است: ذکر کردن منابع مالی این پژوهش و سرپرست مالی که اگر پژوهشتون داشته.تشکر از افرادی که در این مسیر با وجود اینکه نویسنده نبودند اما کمک کردند که این پژوهش به این نقطه برسد.قسمت دوم: چگونه در چند ثانیه فهرستی از منابع را اضافه کنیماگر تا الان با من پیش اومده باشید و نرم افزار مندلی یا اند نوت رو نصب کرده باشید میتونید در این لحظه به راحتی با چند تا کلیک در پلاگین مندلی ورد، این کار رو خیلی راحت انجام دهید و رفرنس هاتون رو ادد کنید همانطور که در تصویر می بینید: قسمت سوم: چگونه یک چکیده موثر بنویسیم (اشاره به اینکه بیشتر از یک خلاصه است)نوشتن چکیده یعنی یک خلاصه بنویسیم با توجه به تعداد کارکتری که ژورنال ما اجازه میدهد. نکته ایی که وجود دارد بخش چکیده دو هدف بزرگ دارد که البته دومی مهمتره و پارامتر هاش هم حتما میگم بهتون: یک خلاصه از مقالهجذب کردنخب حالا باید شامل چه چیزی باشه ؟پرسش پژوهشچرا این پرسش جذاب است؟چقدر جواب شما ارزشمند است؟جواب شما چه کمکی می کند؟متد و روش چی بوده ؟از مهم ترین به کم اهمیت ترین اولیت دادم که بتونید بر این اساس چکیدتون رو ایجاد کنیدقسمت چهارم: چگونه یک عنوان قوی بسازیم عنوان مقاله زمانی اهمیت خودش رو نشون میده که در ابتدا شخصی که قصد دارد مقاله رو مطالعه کنه جذب عنوان می شود برای همین مورد میخوام پارامتر های یک عنوان خوب برای مقاله رو بگم خدمتتون:شامل جواب یا سوال پژوهشی باشد.حداکثر شامل 15 کارکتر باشدشامل کلید واژه باشد ( به خاطر اینکه افراد که به آن موضوع علاقه دارن سرچ کنند بیادانقدر جذاب باشد که توجه ها را بدزدد.و میخوام تکنیک کلون هم بهتون یاد بدم که موضوع مقاله رو به دو قسمت تقسیم میکنیم و میتونیم از این سه الگو استفاده کنید :بخش هشتم: ویرایش و تنظیم دقیققسمت اول: پنج نکته برای ارتقای سطح نوشتار خودتا الان شما باید یک مقاله رو نوشته باشید و الان زمانی است که ویرایشش کنید و بهترش کنید من چند پارامتر میگم که اگه در متنتون ایجاد کنید وضعیت به کل تغییر میکنه:کوتاه بگویید: تا حد امکان از استفاده عبارات بلند پرهیز کنید و سعی کنید تا حد ممکن کوتاهش کنید.ساختارمند: هر پاراگراف مقاله شما باید پیام خاص خودش را بدهد و هر چقدر که براساس چارچوب پیش بروید مقاله درست و حسابی تری خواهید داشت.ممکن است در متن از واژه هایی استفاده کنید یا حتی چیزی را مختصر کنید در ادامه نوشتن مقاله شما نیز باید به این موضوع کاملا پایبند بمانید.ادعا: برای هر ادعایی که دارید توجه داشته باشید که باید حتما مستند و سندی داشته باشید.شیک نویسی: تا الان من سعی کردم الگو هایی برای نوشتن هر بخش به شما بدهم تا استفاده کنید و اگر از این نوع مطالب خوشتون میاد بهم بگید که عبارات متداول برای نوشتن مقاله که تو ویرگول براتون بذارم.بخش نهم: خلاصه و نتیجه گیریقسمت اول: نحوه برخورد با نتایج پوچاین موضوع زیاد نباید اتفاق بیوفتد ولی خب ممکن است برای هر شخصی پیش بیاد که در قسمت متدولوژی مقاله در حین تجزیه و تحلیل به نتایج پوچ  و بی معنی برخورد کند این موضوع دو مشکل اساسی دارد:1. پژوهش شما قانع کننده نخواهد بود چون بنظر میاد مسئله ایی مهم در قسمت متدولوژی مقاله شما است2. پژوهش شما ارزشمند هم به حساب نمیاد چون شما اومدی یک سوال رو مطرح کردی و روش کارآمدی هم براش وجود نداره پس پژوهش شما ارزشی نداره.راه حل:شما میتونید افرادی که مورد پژوهش قرار دادید را تغییر دهید.شما میتونید چک های آماری که داشتید رو دستکاری کنید.تجربه شخصیم از این دوره یک بار کل مطالبی که از ابتدا گفتیم رو بیایم نگاه بندازیم متوجه خواهید شد ما دو چیز را یادگرفتیم: چگونه مقاله بنویسیم؟استراتژی هایی یادگرفتیم که در هر زمینه بدرخشیم.واقعیتش رو بخواید برای من که هیچی در مورد مقاله نویسی نمیدونستم بسیار مفید بود من اصلا نمیدونستم هر بخش چه ساختار و هدفی داره اما اگه شما میدونستید شاید این مطالب بدردتون نخوره چون حتی اگه تا آخر این مطالب رو بشینید بخونید باز اگر متدولوژی بلد نباشید نمیتونید مقاله بنویسید و مقاله نویسی رو اصلا ساده نبینید باید خیلی خیلی مقالات مختلف بخونید بخونید تا یادبگیرید بعدش هی بنویسید بنویسید تا بتونید بترکونید.پس بعد از خوندن این مقاله باید برید سراغ یادگیری متدولوژی های مقاله نویسی . کلام آخر این که امیدوارم موفق باشید.</description>
                <category>مهدی بیات | Mehdi Bayat</category>
                <author>مهدی بیات | Mehdi Bayat</author>
                <pubDate>Fri, 02 Aug 2024 23:28:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه بلاگر شویم؟ + مهارت داستان گویی</title>
                <link>https://virgool.io/@mehdibayat/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D9%85-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-g7expkk8d9ru</link>
                <description>خیلی جاها برای استخدام شدن در شرکت های مختلف رفتم ولی واقعیتش رو بخواید اکثر شرکت های خصوصی سو استفاده کردن یا برده گیری افراد براشون خیلی معمول شده. من معتقد نیستم خیلی آدم خاصی هستم و باید باعث افتخارشون باشه که من رو استخدام کنند ولی خب من از موسسات معتبر مثل یودمی و کورسرا مدارک مختلف دارم و دانشگاهی که درس خوندم یکی از بهترین های ایرانه. حس می کنم انجام دادن یک سری کار ها که وظیفه من نیست بیشتر به خودم توهین کردم و شان خودم رو دو دستی پایین آوردم.تصمیم گرفتم که خودم یک کاری برای دست و پا کنم دیدم اکثر دوستام مغازه گرفتن جنس میخرن میفروشن با صحبتی که با اون ها کردم متوجه شدم کاسبی تو ایران تقریبا خوابیده و البته من خودم همچین سرمایه ایی برای شروع ندارم.میرسیم به نقطه ایی که من تصمیم گرفتم در یوتوب ولاگر بشم. مدت زیادی رو تو این پلتفرم چرخیدم که سطح ویدئو ها رو ببینم واقعیت یک سوراخ بزرگ پیدا کردم در سطح ولاگ فارسی و فقط یک نفر به نام مستعار &quot;میا&quot; رعایتش میکرد اونم مهارت داستان گویی و روایت گویی بود که اون داشت ولی بقیه نداشتن.برای پوشاندن این سوراخ برای خودم گفتم برم یک کورس درمورد این موضوع ببینم در سایت مسترکلاس دوره نیل گیمن نویسنده معاصر پر افتخار رو شرکت کردم و دیدم و نتیجه این دوره در قالب یک مقاله در اختیارتون میذارم.تجربه مناین دوره یکی از بهترین دوره هایی بود که دیدم سعی کردم در این مقاله خلاصه مفیدی براتون بنویسم این دوره رو من حدود سه بار دیدم تا عمیق بشم در نوشتن مطالبش و خودتون بهتر میدونید این دوره انگلیسی هست و فارسی سازیش اونقدر کار آسونی نبود اما هنوز امیدوارم از من حمایت و حداقل لایک کنید.حقیقت در داستانانسان ها موجوداتی داستان سرا هستند. خیلی وقت ها دروغ میگیم و چیز های عجیب غریبی تعریف میکنیم که آخرش رو به یک حقیقتی بخواهیم وصل کنیم. در واقع داستان هایی که داریم روایت میکنیم بخشی از وجود ماست.شما میتونید با اغراق در مورد موضوعی داستان بگید که حقیقت دارد. میتونید درمورد اژدها و شکست آن صحبت کنید با اینکه اژدها وجود نداره اما شکست مشکلات بزرگ یک حقیقت هست.نیل گین درمورد دوران جوانی که داستان می نوشت روایت کرد که در اون زمان میتوانسته خوب بنویسه، خوب خلاصه کنه و متونی در حد عالی بنویسه اما اونقدر که باید داستان هایش پیشرفت میکرد ولی نکرد با مشورت از کسانی که تو نویسندگی سرآمد شدن مشکلش رو فهمید اونم این بود که نیل گین از نظرات و قضاوت مردم میترسید و داستانی که میگفت داستانی نبود که صادقانه از سمت خودش باشه بیشتر با لحن بیان و شیوه نگارش دیگران مینوشت و از زمانی که صداقت رو داستان هاش اضافه کرد تحول عظمیمی در سطح نگارش اون افتاد.حتی  اگر موضوعی رو تجربه نکردین مصاحبه کنید با کسانی که این موضوع رو تجربه کردن همین باعث میشه به بن بست نخورید در روایت داستان.منابع الهامهمه ما در ذهن خود کمپوست یا پوسال آشغال هایی درست کردیم که روی هم در حال جمع شدن هستند. کاری که در واقع میشه کرد اینه که دفتریادداشتی در دست داشته باشیم یا در گوشیمون برنامه نوت را داشته باشیم و چیز هایی که در روزمره رو میشنویم یا میبینم رو یادداشت کنیم در واقع مواردی رو یادداشت کنیم که بنظر جالب میاد.نیل گیمن درمورد مهمترین سوال نویسندگی میگه که یک دختر بچه ازش پرسید اونم این بود که &quot; ایده هاتون رو از کجا میارید؟&quot; جواب مستقیمی که داد نیل گیمن به این سوال : در ابتدا سعی کنید رفتار روزمره آدم ها رو در نظر بگیریم و در موردش فکر کنیم و خیلی وقت ها در مورد نقض شدن این رفتار صحبت کنیم. یکی دیگه از راه ها ترکیب مفاهیم مختلف بود مثلا ما شنیدیم اگر گرگی انسانی رو گاز بگیره اون انسان گرگینه میشه میتونیم مفهوم گرگینگی رو با یک موجود دیگه ایی به غیر انسان ترکیب کنیم که خودش یک ایده متفاوت خواهد شد.پیدا کردن صدای خودپیدا سبک چه در نویسندگی چه در موسیقی از یک چیز به وجود میاد اون هم اشتباه. اشتباه کردن باعث میشه سبک نگارش و داستان سراییتون دستتون بیاد ولی خب در ابتدا باید تقلید کنید.منظور از تقلید اینه که شما الان میخواید ولاگر آشپزی بشید در ابتدا میرید چند تا کتاب آشپزی رو یکمش رو میخونید بلاخره کتابی رو پیدا میکنید که با سبک نگارشش خیلی حال میکنید و دوست دارید مثل اون بنویسید ولی خب در ابتدا باید تقلید کنید تو این تقلید کردن ها اشتباه میکنید و در نهایت حاصل اشتباه کردن سبک نگارش شما رو میسازه.نکته بعدی این هست که باید اشتباهات رو از متنی که نوشتین در بیارین تا بتونید سبک نویسندگی خودتون رو اصلاح کنید و حتما حتما در نوشتن داستان اون رو نصف و نیمه رها نکنید هرجوری شده به اتمام برسونید این تجربه خیلی ارزشمندیه و باعث میشه بعد یک مدت کاملا یک فرد متفاوت در نوشتن بشید.پیدا کردن سبک نگارش در نوشتن متون داستان یک بحث هست، بحث دیگه اینکه داستانی که دارید میگید گاهی اوقات اول شخص یعنی از زبان خودتون و گاهی به صورت شخص سوم و گاهی از زبان فرد دیگه دارید چیزی میگید که در متون با توجه به حال هوایی که داره ولاگتون باید لحاظ کنید.توسعه داستاننیل گیمن در ادامه دوره میگه احتمالا کسانی که در ابتدای راه هستند یکی از دغدغه هاشون اینه که چجوری داستانی که دارند رو توسعه دهند. با یک سوال جواب این موضوع داده میشه اونم اینه که هرجا به بن بست خوردند بپرسند &quot; چه چیزی قرار هست اتفاق بیوفته؟&quot; اگه جواب این سوال رو ندونی یعنی تو در بازی نویسندگی باختی و در واقع چیزی برای ارائه کردن نداری.مورد دیگه ایی که بهش اشاره شد روایتی که دارید می کنید حتما باید بدونید درمورد چی هست مثلا دارید داستانی درمورد بیمار روانی می نویسید یا فردی که بیش فعالی داره به هرصورت دونستن روند داستان مهم است.موضوع مهم دیگری که در این دوره درموردش بحث شد این بود که درمورد شخصیت و جزئیات این افراد فکر کنند که مثلا در حال انجام چه کاری میکنند و چه نقشی در داستان ما دارندو نحوه تعامل آن ها با سایرین و قرار است چجوری در داستانمون به این افراد چنگ بزنیم.دیالوگ و شخصیتدیالوگ ها در داستانی که در حال نوشتن آن هستیم شخصیت کارکتر رو میسازه. تمام تلاش باید بر این اساس باشه که جملات مفید تر در حجم کمتری گفته بشه تا اصل مطلب رو برسونه و خسته کننده نباشه.گوش کردن به کارکتر یکی از مهم ترین عوامل برای روایت کردن یک دیالوگ هست تا بتونیم یک دیالوگ تر و تمیز بنویسیم.*این بخش در دوره یک مقدار طولانی بود و برای کسانی که قصد ولاگ درست کردن دارن زیاد کاربردی نیست*فضا سازیخلاصه این بخش از این دوره برای روایت کردن فضا اینه که شما اگر قرار هست درمورد روزمره ولاگ درست کنید باید حتی روایت کنید که غذایی که برای ناهار میخورید رو بیرون میرید یا تو خونه در بخش های قبل گفته شد که چجوری ایده پردازی کنید، کارکتر ایجاد کنید. الان اهمیت فضای دقیقی که باید توصیف کنید رو متوجه شدید.شما در مورد تمام احساستون در مورد اون فضا و حتی بوی خاصی اگه داره باید توضیحش بدید. توضیحاتهیچ دلیلی برای توضیح ندادن شما وجود ندارد. تصور کنید که میخواید یک چیزی رو به دیگران معرفی کنید دقیقا با همون توضیحات وصفش کنید. سعی کنید در توضیحاتی که میدید خاطره ایجاد کنید نسبت دادن بو خیلی میتونه در این مورد کمک کننده باشه در واقع شما باید همه چیز رو توضیح بدید و از حواس مثل سرد بودن مرطوب بودن و بو این توضیحات رو به خاطره انگیز بودن تبدیل کنید.شوخ طبعیواقعیت در این دوره درمورد اهمیت طنز گفته شد ولی سطح طنزی که تو این دوره مطرح شد زیاد برای حال و هوای فرهنگ ایرانی مناسب نبود به خاطر همین درک خودم رو جامعه فارسی زبون میگم نه حرفای این دوره.مردم طنز رو دوست دارن و تنها چیزیه که تو خیلی از مشکلات حال مردم رو خوب میکنه. پس فهمیدیم نباید خشک باشیم بلکه شوخ طبعی خیلی مهمه ولی یک اما مهم داره که مرز خیلی باریکی بین بامزه بودن و لوس بودن هست که اگه نتونید کنترلش کنید شاید با شخصیت خودتون بازی دارید میکنید بنظرم سطح طنز خیلی ظریف در حدی که چاشنی صحبت هاتون باشه و یادتون نره شما استند آپ کمدین نیستید.پاسخ به بن بست نویسندگیمطمئن باشید به این موضوع در طول نوشتن روایت و داستان های ویدئو هاتون برخورد می کنید که از یک جایی به بعد احساس می کنید چیزی نمیتونید بنویسید در اولین قدم بهترین کاری که میتونید انجام بدید نوشتن رو کنار بذارید یکم بیرون برید قدم بزنید یا یک کاری دیگه ایی انجام دهید و دوباره سر متن برگردید و از اول تا اونجایی که نوشتید بخونید به شکلی بخونید که انگار تا الان نخوندینش خیلی وقت ها با این کاری که گفتم از بن بست نجات پیدا می کنید.اما گاهی اوقات بن بست شما ناشی از این نیست که از ریل خارج شدید و با یک بار خوندن اشتباه رو بفهمید و به ریل برگردید، در واقع بن بست میتونه ناشی از این باشه شما سطحی هستید و در داستانی که نوشتید عمق خاصی ایجاد نکردید.به یاد داشته باشید در نوشتن داستان چه طرح کلی داشته باشید چه نداشته باشید یک سری اتفاق هایی که قرار است بیوفتد رو میدونید و یک سری چیزا رو نمیدونید نیل گیمن این موضوع رو به رانندگی در مه تشبیه می کند که وقتی داستانی رو مینویسید فقط چند قدم جلو رو می بینید و گاهی اوقات جلوتر میرید مه از  بین میره و قدم های بیشتری رو میتونید ببینید.ویرایشتا اینجای مقاله اگه پیش اومده باشید یک داستان، روایت و یا شایدم فیلمنامه ایی نوشته اید و به اتمام رسوندید الان نقطه ایی هست که حدودا 10 روز باید سمت متنی که نوشتید نرید و بعد این 10 روز صرفا به عنوان خواننده متنی که نوشتید رو شروع کنید به خوندن. وقتی به این شکل می خونید در واقع نگاهتون رو به متن تغییر دادید و بعد اتمامش از خودتون می پرسید این متن درمورد چی بود؟.متنی که نوشتید رو سعی کنید برای دیگران بخونید یا ازشون بخواهید بخونن و نظرشون رو بگن در واقع نظر دیگران اطلاعات ارزشمند و مهمی رو میده که بتونیم کاری که انجام دادیم رو اصلاح کنیم.نیل گیمن در پایان این بخش میگه که نترسید و تنها چیزی که در این جهان اتفاق نمی افتد کمال است. شما تا شروع نکنید به نوشتن صفحه خالی رو نمی تونید ویرایش کنید و بپذیرید شما همیشه در بهترین حالت اشتباه دارید و  دست از کمال طلبی بردارید.قوانینی برای نویسندگانقانون اول: باید بنویسید.قانون دوم: چیزی که می نویسید رو باید تمام کنید.قانون سوم: پس از نوشتن در جایی منتشر کنیدقانون چهارم: کار بعدی رو شروع کنید.نیل گیمن بعد از گفتن این قوانین اشاره به این می کنه که نویسندگی دو جز هست یکی اینکه شما چیز هایی رو باید بگید که بخشی از شماست حرف شماست رفتار شماست و  جزء بعدی، شما بار ها و بار ها متنی که نوشیتید رو باید بخونید و گاهی اوقات باید با عباراتی که متن رو بهتر میکنه تعویض میکنید.شما در ابتدای راه قرار است بسیار رد شوید یا دیده نشوید ولی باید فروتن باشید و بپذیرید که باید ادامه بدید و بهتر شوید اگر الان دیده نمیشید احتمالا به این دلیله که اونقدر خوب نیستید پس باید خوب بشید و این خوب شدن فرایندی که با شروع کار بعدی و اصلاح اشتباهات صورت می گیره.</description>
                <category>مهدی بیات | Mehdi Bayat</category>
                <author>مهدی بیات | Mehdi Bayat</author>
                <pubDate>Sun, 19 May 2024 18:51:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>20 پرسش طلایی برای تحول زندگی ( ورود خانم ها ممنوع! )</title>
                <link>https://virgool.io/@mehdibayat/20-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4-%D8%B7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85-%D9%87%D8%A7-%D9%85%D9%85%D9%86%D9%88%D8%B9-o9sjomf2m5ws</link>
                <description>چند وقتی بود که نسبت به خیلی مسائل و پرسش هایی تو ذهنم داشتم خیلی درگیر بودم و هرچقدر فکر می کردم به پاسخ های دقیق سوالم نمیرسیدم ولی خب با دوره جردن پیترسون آشنا شدم و دیدمش این دوره عالی بود و گفتم همه مطالبی که گفته شد رو در قالب پرسش براتون مقاله کنم تا کاربردی تر باشه و شما هم از این اطلاعات استفاده کنید.با زندگیم چیکار کنم؟اگه کم سن و سال هستی و این سوال رو تو ذهنت داری خیلی طبیعیه ولی سوال درستی نیست. به دلیل اینکه این سوال انقدر کلیه که هزاران جواب براش وجود داره. اگه بهم جواب بدی خب مردم با زندگیشون چیکار میکنن منم میگم خب مردم کاری رو میکنند که به زندگیشون معنی میده.اگر آدم خوش شانسی باشی احتمالا یک یا دوتا موضوع تخصص داری اما اگه مثل من پسر جوانی هستی و جاهل طبیعی هست چیز خاصی نباشی خب ولی ما ها هم ی چیزایی مثل جوانی و فرصت داریم که میتونه مزیت خوبی باشه.پس جواب به این پرسش این شد که کاری رو کنیم که به زندگیمون معنی میده اگه خیلی برات مهمه آدمی تو زندگیت باشه احتمالا جوابت اوینه زمانی از زندگیم رو صرف این کنم که شخص مناسبی رو پیدا کنم اما اصلا تو باید به این سوال جواب بدی که چه چیزی برای عرضه داری ؟ یکیش رو خب قبلا گفتم اولین مزیت جوانی و زمانی هست که داریم که همیشه شنیدیم منبع یا بزرگترین ثروتهپرسش دوم: آیا در چیزی خوب هستی؟اگه پاسختون به این سوال منفی هست خب بنظرت بهتر نیست که خوب بودن رو در موضوعی تمرین کنی ؟ یک موضوع رو انتخاب کن حتی این زمینه میتونه گیم و بازی باشه فقط کافیه در ی کاری خوب بشی به خاطر اینکه خوب شدن در زمینه ایی باعث میشه که مجبور باشی همزمان مهارت های زیادی رو تمرین کنی و در نهایت باعث میشه در خیلی موضوعات ماهر بشی.نکته مهم: یادگیری تکنیک و گوش به زنگیمیخوام داستانی رو براتون بگم که بهتر مفهوم ماهر شدن و این نکته مهم رو متوجه شید فرض کنید شما به عنوان کسی که ظرف شور در رستورانی استخدام شدید کافیه به جای غیبت کاری 10 دقیقه زودتر سر کار برید اول به خاطر اینکه شما ساعتی پول میگیرید همین ده دقیقه ها میتونه درآمد بیشتری در بلند مدت براتون بیاره و نکته بعدی این هست که شما  با این کارتون حرفه ایی بودنتون رو نشون میدید و سعی کنید در همین فرصت که تو آشپزخونه هستید تکنیک های آشپزی هم یادبگیرید و همیشه گوش به زنگ باش چون ی وقتایی هست که افرادی که باید باشن پیداشون نمیشه و تو میتونی از فرصت استفاده کنی و گوش به زنگ باشی نشون بده که به آشپزی علاقه مند هستی و کافیه مثل یک آدم بالغ رفتار کنی.با این توصیفاتی که کردم متوجه شدید میتونید بهترین باشید در هر زمینه ایی میتونید بهترین ظرف شوری باشید که اون رستوران داشتهنکته مهم: مسئولیت پذیر باش!قطعا تو زندگیت برات پیش اومده که با عضوی از اعضای خانواده ایی که داری به چالش برخورد کنی و همین باعث بشه بگی من با اینا کنار نمیام یا اصلا تو شرکت یا جایی که مشغولی همچین چیزی به ذهنت خطور کنه.در ابتدا باید کنار اومدن حفظ کردن کنترل کردن رو یادبگیریم در زندگی دقیقا منظورم اینه از خودمون شروع کنیم به کنترل کردن هوس جنسی تا رعایت رژیم غذایی و بعد از خودمون به ایجاد کنترل و حفظ ارتباطمون با دیگران.پرسش سوم: تعریف واقعی مرد چی هست؟مرد واقعی به این عبارت خلاصه میشه: سخاتمند سازنده . البته توجه کنید که سازندگی تنها اصلا خوب نیست به خاطر اینکه شما عادت ندارید که نه بگید به دلیل که هرجا که تونستید منعطف شدید و به این شکل پیش رفتید.پرسش چهارم: چگونه قدرتمند شویم؟این موضوع چیزیه که تا حدی در رشته های علوم انسانی بیشتر یاد میگیری. در واقع میتونه این مواردی باشه که بهت میگم:خودت رو با کلماتت مسلح کندر گفتارت دقیق باشمنظورت رو بیان کناز انسان های بزرگ بخونبا سواد شوافسار زبانت رو دستت بگیراز &quot;آخه ها&quot; و &quot;می دونی ها&quot; رها شواز وقفه در کلام خلاص شواز چیزایی که صرفا برای پیک می بودن و تحت تاثیر قرار دادن دیگران میگی فاصله بگیر و فقط ببین آیا چیزی رو داری میگی که به حقیقتش باور داری اگه حقیقت رو بیان نمیکنی باید از خوت بپرسی واقعا چه کسی داره جای تو حرف میزنه؟ شاید بخشی از اون وجود تو هست که دوست داره بقیه رو فریب بده ولی این تو نیستی.مثل زمانی میمونه که برای امتحانی قرار هست آماده بشی و مثل طوطی داری جلو میبری چون میخوای چیزی رو بنویسی که استادت میخواد بشنوه و میتونم بگم نمره ایی هم که قرار هست بگیری رو خودت نگرفتی خود کاذبت گرفته.فقط کافیه در زندگی چیز هایی رو بگیم که به حقیقتش باور داریم حالا شاید اون لحظه برای ما اون حرف جالب نشه موقعیت اما در بلند مدت مطمئن باشید که این موضوع رخ میده.پرسش پنجم: میشه سوالات احمقانه بپرسم؟واقعیت بهترین کاری هست که میتونید انجام بدید در زمینه ایی که خیلی اطلاعات ندارید همین هست شاید باور نکنید آمار ثابت کرده این سوالات در واقع سوالات 80 درصد اون جمع هست اما به علت بزدلی نپرسیدن و پرسیدن شما به علت اینکه نشان دهنده صداقت شماست ترکیب این دو ویژگی باعث میشه شما از احمق بودن دور بشید.پرسش ششم: چرا میگن قبل اقدام، فکر کن؟پاسخ اینه که کار احمقانه نکنی و چرا کار احمقانه نکنی به خاطر اینکه زندگی از این افتضاحی که هست بدتر نشه. ابزاری که برای این کار وجود داره فکر کردن و نوشتن. شما همیشه ایده هاتون رو مینویسید و بین همه آن ها یکی رو انتخاب می کنی.حالا شاید سوال این باشه چجوری فکر کردن رو یادبگیرم ؟ جواب یک کلمه هست باید بنویسی . چرا باید بنویسی؟ جواب اینه که بتونی جای خودت رو در جایی که داری زندگی میکنی پیدا کنی.پرسش هفتم: چگونه گنج را پیدا کنم؟در این مسیر پر فراز و نشیب پیدا کردن گنج هیولا و اژدها هایی وجود دارند که مانع پیروزی شما میشن اما شما باید از همه عبور کنی و به گنج برسی مثلا گنج شما اینه که به استقلال مالی برسی و یا پول زیادی بدست بیاری و زندگی با رفاهی رو داشته باشی برای رسیدن به این گنج نیاز به کار مناسب داری اما تو مشکلی در خجالتی بودنت داری و به همین دلیل شغلی نداری. خب همین الان هیولا و اژدها مسیر گنجت پیدا شد، تو باید مشکل خجالتی بودنت رو حل کنی اگر برات هدفت ارزشمنده.نکته ایی که دوست داشتم بگم اینه که خیلی وقت ها این چالش ها برای ما سبب خیر بزرگی هستند که افرادی که به قولی در سرشت خودشون دارن این ویژگی رو از بقیه انسان ها جا میمونند. برای مثال فن بیان و هنر مذاکره چیزی هست که افراد برونگرا راحت تر اون رو انجام میدن ولی درونگرا ها در اون موفق تر عمل می کنند.با وجود اینکه برونگرا ها افرادی هستند که از صحبت کردن با دیگران انرژی می گیرند اما درونگرا ها از مردم خسته میشن اما اگر مهارتی مثل مذاکره کردن رو یک فرد درونگرا یادبگیره به علت اینکه ذهن چارچوب مند و ساختار مندی رو داره خیلی صحبت گزیده و خوبی رو نسبت به درونگرایی که هرچیزی به ذهنش میرسه رو انجام میده.پرسش هشتم: الگو داوطلبانه چیست ؟شما در هر زمینه که ایی که قرار هست گامی برداری باید این توانایی رو در خودت تقویت کنی که با موانع و سختی ها رو به رو بشی تا ژن های نهفته ایی که درونت وجود داره رو آشکار کنی. برای اینکه صبحتم رو تکمیل کنم مثال میزنم اگر شما بدن مستعدی رو داری اما باشگاه نری بنظرت اتفاقی در بدنت میوفته؟ قطعا خیر. برای اینکه تغییرات رو ایجاد کنید مسیری داوطلبانه پیش بگیرید و با قدرت با چالش های مسیر رو حل کنید.پرسش نهم: آیا مردان به طور کلی منفعل شدن؟بله واقعیت رو بخوایم بگیم مردان نسبت به گذشته زودتر ترک تحصیل میکنند و ادامه تحصیل برای مردان از اهمیت کمتری برخوردار شده و حتی مردان در زمینه رابطه جنسی و حتی خودارضایی به خصوص در کشور هایی مثل کره جنوبی و ژاپن کمتر شده است و همه این ها حجاصل سرکوب های دهه اخیر نسبت به نرینگی هست.پرسش دهم: منابع یا تولید؟درواقع در کورس جردن پیترسون اشاره به این شده که اگر دختری نگاه سطحی داشته باشه طبیعتا انتخابش مردی خواهد بود که ارث و مال بهش رسیده باشه اما درمورد یک دختر مستقل و منطقی گزینه دوم یعنی مردی که بتونه بهش اعتماد کنه و فردی هدفمند و مسئولیت پذیری که ثروت رو میسازه هرچند که امروزش فردی پولدار محسوب نشه اما به نظر خودم این مورد در ایران برعکسه و عموم خانواده ها دنبال پسری هستند که بتوانند از سمت پدر ارث یا حمایت زیادی بشه.پرسش یازدهم: آیا در مقابل قوانین احمقانه بایستیم؟همیشه به اطرافیان و فرزندانمون باید بگیم که رعایت قوانین جزو باید های زندگیه اما تا جایی که قوانین احمقانه نباشه در صورت احمقانه بودن آیا باید باهاش مقابله کرد؟ هر مقابله ایی طبیعتا عواقبی رو به همراه داره و باید برآورد بشه رعایت این قوانین احمقانه عواقبش بیشتره یا کمتر در این صورت درمورد رعایت و عدم رعایت و به قولی استادگی در موردش تصمیم گرفت.پرسش دوازدهم: راه غلبه بر اظطراب اجتماعی چیست؟به عنوان یک مرد خییلی جالب بنظر نمیرسه که انسانی مظطرب در مصاحبه های کاری و جلسات و مهمانی ها باشید و برای حل این موضوع یک راهکار ساده میخوام بهتون بگم اغلب این اضطراب ها ناشی از تمرکز فرد به خودش هست که آیا بنظر خوب میاد؟ دیگران چجوری قضاوتش می کنند ؟ و برای حل این موضوع کافیه که قضیه رو برعکس کنید و از تمرکز و فکر کردن راجب خودتون دست بکشید و به فرد مقابل تمرکزتون رو معطوف کنید و اتفاقا فرد مقابل هم از این موضوع خوشحال تره که تمام توجه شما سمت اون فرده.پرسش سیزدهم: چطور نقشه راه برای خودم بریزم؟خیلی وقت ها سوال پسر های جوان اینه که من نمیتونم مسیر درستی برای خودم پیدا کنم نمیدونم باید چیکار کنم و چجوری باید پیش برم راه حل بسیار ساده ایی برای اینکار وجود داره و اونم یک پرسش از خودته در زندگیت چه شخصیت مشهوری رو خیلی تحسین میکنی؟ پاسخ به این سوال تقریبا هدف و مسیرتون رو مشخص میکنه و برای فهمیدن جزئیات مسیر کافیه سرچ کنید و تو انجمن و گروه ها بپرسید برای اینکه به اون فرد خاص تبدیل بشید.پرسش چهاردهم: چطور همسر یا دوست دختر مناسب خودم رو پیدا کنم؟این سوال به لت اینکه با پیش فرض مطرح میشه اساسا سوال درستی نیست و پاسخ به این سوال با توجه به این موضوع درست نخواهد بود پس بهتره اینطوری سوال مطرح بشه که &quot; چطور به همسری تبدیل بشم که مناسب شخص دیگری است؟&quot;.پاسخ به این سوال راحت خواهد بود زمانی که تمرکز کنی که زنان دقیقا چی میخوان؟ اغلب زنان به دنبال مردی قوی، قابل اعتماد، به دنبال جهش و ماجرا جویی، بامزه و باحال بودن، لایق بودن، مولد بودن، بیدار و هشیار، اهل تعامل و سخاوتمند هستند.شما ممکن هست بگید من میخوام با چندین و چند نفر در زندگیم رابطه جنسی داشته باشم و این کار رو انجام بدی کاری که انجام میدی دقیقا تعریف دقیقی از فرد جامعه ستیز هست. شما در زندگی به دنبال فردی باید باشید که کنارش رشد کنید ریسمانی متوالی در طول دوره زندگی باهم دیگه تشکیل بدید و فرزند بیاورید شاید بگید کلی آدم تو این کره خاکی وجود داره و نیازی نیست من اینکار رو کنم باید بگم میلیون ها سال نسل تو همین کار رو کردن و امروز تو فکر میکنی به کشفیات تازه ایی رسیدی که میگی نباید فرزندی آورد، بنظر من که باید از این عقیده اگر داریش دست بکشی و کاری که تا الان نسل به نسل انجام شده رو ادامه بدی.پرسش پانزدهم: چه زمانی به رابطه جنسی برسیم؟دقیقا زمانی میتونید در مورد همچین کاری فکر کنید که از خودتون بپرسید که در کلام و ارتباط به سطحی از صمیمی شدن رسیدین که درمورش صحبت کنید اگر هنوز خجالت میکشید خب مشخصه الان از ته خیار شروع کردین به خوردن.پرسش شانزدهم: آیا فرزندی در زندگیم به وجود بیاریم؟اگر فکر میکنی اونقدر مار داری و نمیتونی فرزند بیاری میشه گفت شما هنوز به بلوغ فکری کافی نرسیدی فرزند آوردن در زندگی موهبت است دقیقا نقطه ایی هست که شما رو بزرگ میکنه و رشد میده به دلیل اینکه یک فردی در زندگی شما به وجود میاد که از خودتون با اهمیت تر میشه و حاضرید جانتون رو فداش کنید و حتی اگر دچار بیماری خودشیفتگی هم باشید مگر اینکه لاعلاج باشه تقریبا بهبود پیدا میکنه.پرسش هفدهم: آیا چه چیز مهم دیگری از یک فرد شوهر خوب میسازه؟مهارت گوش دادن و تلاش کن در پاسخ با کلملتی بیانش کنی که اون ازش استفاده میکنه و براش قابل قبول باشه.پرسش هجدهم: چطور میشه به مسئولیت پذیری و هدفمندی عینیت بخشید؟شاید جواب تر و تمیز به این سوال باشه وقتی شما شاد هستید میتونید این دو خصوصیت رو زندگی داشته باشید اما سوال دیگه ایی پیش میاد اینکه مگه میشه همیشه و هرروز شاد بود؟ خب مشخصه نه نمیشه پس جواب این سوال میشه باید به زندگی معنا بدید.  این معنا دادن از روی کار داوطلبانه پیش میاد خیلی میبینم مسن ها میان و نصیحت میکنن که مسئولیت پذیر باشیم ولی خب مسئله اینه چقدر از سر اجبار به این صورت رفتار کنیم و تنها راه منطقی و عقلانی در این موضوع خاص اینه که باید خودت رو توجیه کنی به خاطر نواقصت، شکست هات، خطا هات.  پرسش نوزدهم: نقش مرد در مقابل همسر و فرزند چیست؟به طور کلی مردان در زندگی چارچوب رو مشخص میکنن چه درمورد همسر و چه درمورد فرزند تعیین کننده مرز هستند خیلی وقت ها دیدیم اگر مردی معتقد باشه نسبت به زنش برتری نداره و زن زیبایی از روی شانس در کنار خودش داره و این زن در یک روز استایل خاصی بزنه این مرد همش به مردای دیگه فکر میکنه و از روی حسادت از زنش میخواد که ظاهرش رو تغییر بده بعد مدت ها زن دیگه به خودش نمیرسه و علت اینکار این بوده که این مرد مرز هایی رو تعیین کرده و این زن هم براساس این مرز ها استایل خودش رو تنظیم کرده.اما نکته مهمی وجود داره مرد همیشه وظیفه ایجاد مقررات رو نداره بلکه باید از همسرش مراقبت کنه یا به قولی از خستگی زنش جلوگیری کنه مثلا از برخی از تایم ها از فرزندش مراقبت کنه و سرگرمش باشه تا همسرش استراحت کنه.پرسش بیستم: نقش والدین در برابر فرزند چیست؟هیچوقت اجازه ندید که فرزندانتون کاری رو انجام بدن که شما ازشون بدتون بیاد اگر این اتفاق به هر دلیلی رخ بده باعث میشه جذابیت اجتماعی که فرزندتون داره از بین بره و به قولی اجازه میدید که دیگران هم از فرزندتون بدشون بیاد و بهتره در این شرایط صحبت کنید.</description>
                <category>مهدی بیات | Mehdi Bayat</category>
                <author>مهدی بیات | Mehdi Bayat</author>
                <pubDate>Thu, 09 May 2024 16:31:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه در زندگی نظم داشته باشیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mehdibayat/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D8%B8%D9%85-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-dl6smhm0oehn</link>
                <description>انضباط یک عادت است. عادت ها را می توان ایجاد کرد یا ازبین برد. تنها چیزی که لازمه، ثبات در کار های شماست. وقتی نظم و انضباط را به عادت تبدیل کردید، حفظش بسیار آسان‌تر میشه. سخت ترین قسمت در ابتدا مسیره که برای ایجاد انگیزه در خود به اراده آگاهانه نیازه . اما پس از گذشتن از آن دوره اولیه تقریباً 30 روزه، بسیار آسان میشه.برای اینکه خود انضباط داشته باشید، باید درک کنید که چه چیزی انسان ها را برای انجام کاری که انجام می دهند، ترغیب می کند. ما لذت را دوست داریم و از احساس درد متنفریم. هر کاری که انجام می دهیم برای این است که بتوانیم لذت خود را به حداکثر برسانیم و درد خود را به حداقل برسونیم. با این حال، اغلب ما به جای اینکه بلندمدت در نظربگیریم، در تلاشیم که در کوتاه‌مدت چه لذتی به دست بیاریم. به عنوان مثال، تغذیه سالم را در نظر بگیرید: اغلب افراد ناسالم غذا می خورند زیرا به لذت فوری برگر یا پیتزا فکر می کنند. چیزی که آنها متوجه نمیشن  اینه که خوردن غذاهای سالم لذت طولانی مدت بسیار بهتری نسبت به غذای ناسالم ایجاد می کند. اگر مثال بزنم افراد ترجیح می دهند که امروز به صورت کوتاه مدت دردی را احساس نکنند دقیق تر بگم همین ورزش کردن، هفته اول همراه با درد بدن هست اگر تحمل کنی در طول زندگی کمتر دچار آسیب و درد می شوید ولی مردم اغلب برعکس رفتار می کنند. در کل جای کوتاه مدت به بلندمدت فکر کنید و متوجه خواهید شد که نظم و انضباط به آن اندازه که مردم تصور می کنند سخت نیست.مفهوم انگیزهواقعیت من اعتقادی به مفهوم انگیزه ندارم و اعتقاد من این هست که افراد برای پیشروی در مسیری بیشتر از هرچیزی به نظم و یک هدف اساسی در زندگی احتیاج دارند. استدلال من این هست در زندگی شما یک روزی حال خوبی دارید و اوضاعتون ردیفه ی روز برعکس اصلا همه چی بر وفق مراد شما پیش نمیره دقیقا در همین موقعیت هاست که مفهوم انگیزه یک چیز بیخود تلقی میشه. در واقع نکته ایی که وجود داره اینه که شما اگه قرار باشه کاری رو انجام بدید که اون تایم انگیزه و علاقشو داری شما بازنده اید چون شما دقیقا دارید تعریف بازنده بودن رو در عمل زندگیتون اجرا می کنید یعنی کسی که کاری که دوست داره رو میکنه وقتی هم که حالش رو نداره نمیکنه.مثلا شما قرار هست در روزی از اسفند ماه کنکور بدی و حدود 9 ماه فرصت داری یک روز حالت خوب نیست یک روز پرانرژی هستی یک روز مریض هستی اما سوال اینه باید کم کاری کنیم؟ قطعا نه چون در اون تاریخ قرار هست رقابت اجرا بشه پس باید احساسات رو کنار بزنید و مثل یک ربات به کاری که باید اجرا بشه تمرکز کنی نه به حالی که داری.عزم و اراده با چاشنی ثباتاستعداد یک امری در افراد مختلف هست که در زمینه های مختلف میتوانند داشته باشند و هیچکس نمیتونه این عامل رو انکار کنه اما نکته ایی که وجود داره اینه که همین عامل شکست پذیره و تنها یک چیز شکست پذیر نیست اونم عزم وحشیانه با ثبات هست. استمرار یک موضوع بسیار مهم برای برنده بودن تو هر زمینه ایی هست و خوبی این عامل اینه که شکست پذیر نیست.این مورد تضمین شده که سطح هوشی شما ارتباطی با موفق شدن شما نداره و اون چیزی که شما رو در زمینه ایی موفق میکنه اینه که آیا تمرکزت اونجایی هست که باید باشه ؟ آیا کاری رو داری می کنی که باید انجام بدی؟هدف ترغیب کنندهآدم های زیای متولد میشن و میمیرند اما نام برخی افراد در زمینه های خاصی زبان زد خواهد شد و خیلی وقت ها به نیکی یاد می شوند شما برای اینکه موفق باشید به انگیزه نیاز ندارید بلکه به هدفی نیاز دارید که شما را در مسیر نگه داره. شما در ابتدا نسبت به خودتون مسئول هستید بعد نسبت به فرزاندانتون که بهتون افتخار خواهند کرد بعد نسبت به نیاکانتون.میانبری وجود ندارد!هیچ فرمول جادویی وجود نداره که من تو این مقاله براتون بگم و زندگیتون رو از این رو به اون رو بکنه تنها چیزی که شما رو نسبت به هرکسی بهتر میکنه که بیشتر روی خودت کار کنی فعال تر باشی و یادبگیری و اگر یک حرف یا فرمول خاصی وجود داشت هر تلاش و یادگیری در واقع معنی نداشت.موفقیت حاصل کار تمام وقت در تمام روز هست. از چشم بقیه مدتی دور بمونید وقت گذروندن الکی رو در سوشال مدیا دور بندازید و روی خودتون کار کنید تو انجمن های تخصصی زمینه ایی که فعالیت میکنید عضو بشید و سوال بپرسید در این صورت موفقیت شما تضمین شده خواهد بود.موفقیت وجود ندارد!از شکست خوردن نباید ناامید شد بلکه همین شکست ها تجربه و پلی برای موفق شدن هستند اما دوتا چیز وجود داره برنده و بازنده.حرف هایی که بازنده میتونه در طول مسیر بزنه میتونه این باشه وقت ندارم یا این کار برای تایمی که دارم زندگی میکنم سخته. فرض کنید در بزرگراهی در حال رانندگی هستید و در این راه چندین خروجی وجود داره اون فردی که خسته میشه حوصله نداره یا هر بهونه دیگه میتونه از این خروجی استفاده و خارج بشه اما در نهایت کسی برنده خواهد بود که در مسیر بمونه و به قصد برسه.من منظورم این نبود افرادی که برنده هستند خسته نمیشن و همیشه حوصله دارند در واقع منظور من این بود این افراد یک ویژگی مهم دارند به نام &quot; دست برندار &quot; هستند.گام های موثر برای ایجاد نظم و استمرار در زندگی در اینجا چند استراتژی برای کمک به شما در ایجاد نظم و انضباط وجود داره:اهداف روشنی تعیین کنید: اهداف کوتاه مدت و بلند مدت خود را مشخص کنید و آنها را به وظایف کوچکتر و قابل مدیریت تقسیم کنید.یک روال ایجاد کنید: یک برنامه روزانه یا هفتگی که شامل زمان اختصاصی برای کار، ورزش، آرامش و پیشرفت شخصی باشد، تنظیم کنید.وظایف را اولویت بندی کنید: مهم ترین کارها را شناسایی کنید و ابتدا مشغول این کار ها شوید تا از تعلل جلوگیری شود.منظم بمانید: محیط کار و محیط زندگی خود را مرتب نگه دارید تا حواس پرتی را به حداقل برسانید و تمرکز را ارتقا دهید. البته این مورد را دقیق تر تو مقاله افزایش کیفیت حافظه گفتم.ذهن آگاهی را تمرین کنید: آگاهی از افکار و احساسات خود را توسعه بدید تا رفتار خود را بهتر کنید و در مسیری خود بمونید.جایزه دهید: سیستمی از پاداش برای انجام وظایف یا رسیدن به هدف های کوچک برای تقویت رفتار مثبت ایجاد کنید.اطرافیان مناسب: اطراف خود را با افراد حامی و همفکری احاطه کنید که می توانند به شما کمک کنند تا شما مسئولیت پذیر و تعهد داشته باشید.یادتون باشه، ایجاد نظم و انضباط به زمان و صبر نیاز دارد. اشکالی ندارد که در طول مسیر دچار لغزش شوید، اما نکته کلیدی این است که از شکست ها درس بگیرید و به رشد خود پایبند باشید.چجوری در مسیر کنکور دوام بیاوریم؟به عنوان فردی که رتبه خوبی در کنکور آورده و در دانشگاه تهران تحصیل کرده همچنین  بیشتر زمانم را صرف درس خواندن کردم توصیه من به شما اینه که:لطفا فقط با دوستان سخت کوش خود وقت بگذرانید که درس میخونند.هر هفته برنامه ریزی کنید.در ذهن خود باید به این باور برسید که بهترین برای شماست.هرگز از انجام تسک های برنامه ریخته شده  دست نکشید.وقتی حوصله نداشتید فضای خود را تغییر بدید و به مورچه هایی که مثل افکار منفی هستند فکر نکنید و هرگز زمان خود را از دست ندهید.اگر کسی هست که سعی دارد انگیزه شما را بشکند، لطفا هرچه سریع تر از او کنار بگیرید. سعی کنید در همه چیز سریع باشید (حداقل 30٪ سعی کنید حرکات خود را افزایش دهید، سریع راه بروید، سریع صحبت کنید و غیره).اگر مجبورید در محیطی پر سر و صدا مطالعه کنید، از گوش گیر استفاده کنید.همه حساب‌های رسانه‌های اجتماعی خود را حذف کنید، یا دیزیبل کنید. (همچنین اگر گروه های دوستی در حساب های رسانه های اجتماعی دارید، بدون استثنا از همه آنها لفت دهید).تلفن همراه خود را در اتاق دیگری بگذارید.برای تمرکز بیشتر روی میز خالی مطالعه کنید.به طور خلاصه در این مقاله سعی کردم درک و دریافت و بیشتر از همه تجربه خودم از داشتن نظم یا دیسیپلین توضیح بدم تا بتونید روتینی از زندگی رو داشته باشید که هیچوقت احساس نکنید در حال اهمال کاری هستید و از زندگی عقب افتادید.</description>
                <category>مهدی بیات | Mehdi Bayat</category>
                <author>مهدی بیات | Mehdi Bayat</author>
                <pubDate>Sun, 05 May 2024 20:05:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه حافظه خود را بهبود ببخشیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mehdibayat/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%A8%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C%D9%85-piwm5zyrrke1</link>
                <description>وقتی که شروع کردم به نوشتن این مقاله حس کردم خیلی ها مثل من از اینکه حواس پرت یا خیلی زود خیلی چیزا یادشون میزن در عذاب هستن تاریخ تولد همسر و پارتنرشون رو فراموش می کنند یا یادشون میره در خونه یا ماشینشون رو قفل کردن یا نه با مطالعه این مقاله این مشکل به راحتی قابل حل هست.تکنیک MOMمتشکل از سه قسمت است:انگیزه: باید در ابتدای مسیر مشخص کنید که انگیزتون برای افزایش عملکرد ذهن و حافظتون چیه ؟ مثل این میمونه بگیم یک میلیارد بهت میدم اگه این اسم یادت بمونه و ما به خاطر اون پول تا آخر عمر اون اسم را به خاطر میسپاریم ولی مثلا خودم انگیزم اینه که تو درس هام موفق باشم و کتاب های درسی که میخونم از خاطرم نره.مشاهده: این قسمت مربوط میشه به هنر توجه خیلی وقت ها ما مشکلی در حافظه نداریم بیشتر مشکلمون توجه هست باید در زمان حال حضور فعال داشته باشیم تا اطلاعات در ذهن ما نقش ببندند و به قولی باید بفهمیم بعد فهمیده بشیم به عبارتی شنونده خوبی باشیم.مکانیک: همان استراتژی و تکنیک و مهارت هایی هست که میتوان آن ها را یادگرفت که در ادامه این مقاله به این بخش هم میپردازیم.خورشید- جوراب- چراغ راهنمایی- ماشین- ستاره- نوشابه- رنگین کمان- اختاپوس- گربه -انگشتان پا-چوب اسکی- روباه- شمع ها- پول- انگشتان پا- کامیونتکنیک ایجاد ارتباط معنایی در حفظ کردنحفظ کردن ترتیب این کلمات بی ربط در ابتدا سخت بنظر میاد تا قبل اینکه تکنیک رو یاد نگرفته باشید ولی میتونی اینجوری حفظش کنی خورشید چون ی دونست اولی جوراب چون یک جفته دومی چراغ راهنمایی چون سه تاست سومی ماشین چون چارتا چرخ داره چهارمی... .عملکرد مغز ما یک سومش ارثی هست اما خبر خوب این هست که دو سوم آن دست خودمون هست که میتونیم با تغذیه درست مثل خوردن بلوبری، شکلات تلخ، آب رو به مثبت کردن آن تاثیر بذاریم.کشتن مورچه هاافکار منفی رو از ذهنت بکش و از خود تخریبی باید رها شید.ورزشکلا یک نکته مهم وجود داره هرچیزی که برای قلب خوب باشه برای مغز ما هم خوب هست افرادی که ورزش میکنند تمرکز بهتری دارند.فرار از فست فودبه هیچ عنوان سمت فست فود نرید و سعی کنید ویتامین گروه B و امگا رو مصرف کنید.همنشین خوبدقت کنید که با چه کسی دارید وقت میگذرونید از انسان هایی که انرژی شما رو میدزدند دوری کنید و به جاش انسان هایی رو در کنار خودتون نگه دارید که حال و انرژی خوب به شما میدهند نشونه این افراد اینه که پیشرفت شما رو میخوان و از موفق دیدن شما لذت میبرند.محیط تمیزسعی کنید محیطی که دارید وقت میگذرونید رو مرتب کنید نظم روی حال روحی شما بسیار تاثیر گذار هست و باعث شفاف فکر کردن شما میشه.خوابدر خواب هست که حافظه کوتاه مدت به بلند مدت تبدیل میشه ولی با وجود زندگی این روز ها همه دچار کمبود خواب میشیم که باید زودتر اصلاحش کنیم.مراقبت از سراگر ورزش رزمی انجام میدید یا موتور سوار هستید یا هرچیزی که احتمال آسیب به سر شما وجود داره در معرضش هستید حتما مراقب باشید تا آسیبی به مغز شما وارد نشود.یادبگیریدیادگیری نکته ایی بوده که تا همین الان شما دنبالش بودید و این مقاله رو دنبال کردید. نکته جالب اینکه  یادگیری باعث افزایش طول عمر هم میشه.مدیریت استرساسترس موجب آزادسازی هورمون هایی هست که برای دفاع یا مراقبت از خودمون هست اما یادتون باشه در زمان کنکور امتحان یا هرچیزی استرس باعث میشه بخش هایی از مغز ما فعال نشوند پس تمام تلاش رو باید بکنیم تا این استرس رو از بین ببریم.تکنیک تجسمخیلی وقت ها چندین عبارت  مختلف رو باید به خاطر بسپاریم یکی از راه های خوب برای انجام این کار استفاده از این تکنیک هست فرض کنید که میخواید یک لیست خرید حفظ کنید که شامل آواکادو بلوبری ماهی سالمون اسفناج و ... هست تکنیک به این صورته که مثلا یک چیز عجیب غریب تصور کنید از خودتون مثلا آواکادو رو سرتون هست و تو دماغتون حبه هایی از بلوبری  و دور گردنتون زنجیری از ماهی سالمون دارید.تکنیک ABRAاذعان کنید: با تفکر های منفی نجنگید چون اینکار باعث بیشتر فکر کردن بهش میشه و ما رو بیشتر غرق اون مشکل خاص میکنه مثلا تو ذهنمون این هست که حافظه خوبی نداریم بعد هی تلاش می کنیم که با این تفکر بجنگیم.جذب کن و رها کن: هر زمان که تفکر منفی به سمتت اومد مثل بازدم رها کن و ازش دوری کن و در مقابلش انرژی مثبت رو تنفس کن.تراز کردن: باید این تفکر رو در درون خودمون ایجاد کنیم که انسان بسیار باهوشی هستیم و قادر  هستیم بهترین عملکرد ذهنی رو داشته باشیم.اطرافیان: ما دقیقا چیزی میشیم که اطرافیان ما هستند خیلی وقت ها دوستانی را داریم که خواسته یا ناخواسته سوالاتی میپرسند حرف هایی رو میزنند که به خودمون شک میکنیم از این افراد بهتر هست فاصله خودمون رو حفظ کنیم تا آسیب جدی بهمون وارد نکنند.خواب خوبکمبود خواب در دراز مدت طبق تحقیقات انجام شده موجب آلزایمر میشه پس اگر این تکنیک هایی که گفتم و غذای مناسب رو رعایت کردین اما خواب کافی نداشته باشید قدرت تیزبینی و تمرکز کافی را در طول روز از دست میدید کسانی که خواب خوبی ندارند از نعمت رویا دیدن بی نصیب ماندن از اهمیت رویا دیدن بگم این هست که خیلی از انسان هایی که در جهان به نقطه خوبی رسیدن ایده های جدید داشتن کشفیات نشات گرفته از رویا هایی هست که داشتن.حذف دیوایس های دیجیتالی: متاسفانه گوشی و لپتاپ از روتین استفاده همه ما شده در این روز ها و همین موضوع موجب ایجاد دوپامین در اخر شب و در نهایت خواب کافی نداشتن هست پس بهتره که دوساعت قبل خواب سمت این دیوایس ها نریم.مراقبه: یکی از دلایل مهم عدم خواب کافی استرس شدید هست استرس موجب اختلال در فرایند های مختلف بدن ما میشه و یکی از بارز ترین اتفاقات بهم ریختگی خواب هست پس بهتره در طول روز حداقل 2 بار مراقبه انجام دهیم تا به آرامش ذهنی برسیم.ایجاد عادتاین مهارت بسیار مهم و پر اهمیت هست که شما از تصمیم گرفتن در طول روز خسته نشید عادت کنید که تخت رو مرتب کنید مسواک بزنید ورزش کنید و راجب این ها فکر نکنید تا بتونید در موضوعات مهم تصمیمات بهتر بگیرید.تو این قسمت میخوام یکم درمورد الگو و ساختار حافظه بگم که از چه اصولی پیروی میکنه:اولین و آخرین مورد: اگر به شما لیستی از لغات و عبارت هارو بدم و بگم حفظ کن شما حداقل چیزی که به خاطرت میاد اولین چیز و آخرین چیزی هست که بهت گفتم هست .دسته بندی شده: ذهن ما تمایل داره که مواردی که در یک دسته بندی قرار میگیره رو راحت تر حفظ کنه مثلا کلمه خاک و گلدان را در یک لیست 20 کلمه ایی خیلی راحت تر حفظ میکنید.احساسات: شما به کلماتی که احساس چیزی بهتون میدن راحت تر حفظشون میکنید مثلا شما نسبت به کلمه طلا حس مثبتی دارید حس ثروت و تعلق دارید خب طبیعی هست راحت تر باهاش ارتباط بگیرین و حفظش کنید.متفاوت بودن: تصور کنید میان تمامی ماشین های مشکی یک ماشین سفید وجود داره منطقی هست که ماشین سفید توجه بیشتری از شما رو اشغال میکنه و راحت تر در حافظتون نقش میبنده.آشنا بودن: اگر تو این لیست کلماتی که داشتم بهتون میگفتم کلمه پیچ کپسولی هم بود و شما اگه نجار بودید به دلیل این که هر روز با این پیچ سر و کار دارید راحت تر تو حافظتون نقش می بست.تصویر ذهنی داشتن: فرض کنید تو این لیست اسم مهدی بود و شما هم به دلیل اینکه مهدی بیات رو می شناسید که مقاله براتون مینویسه چون از مهدی بیات تصور ذهنی داشتید حفظش می کردید.ارتباط برقرار کردن و تخصیص دادن: این مورد یک تکنیک هست دارید کتابی برای کنکور میخونید و قرار هست مواردی رو که در مورد ویژگی مدیران موفق هست رو باید حفظ کنید کافی است بین این موارد ارتباط داستانی ایجاد کنید و هرچقدر این داستان شما جزئیاتش دقیق تر باشه به خاطر موندنش راحت تر خواهد بود.خیلی وقت ها هست که نیازه عبارات موارد و کلمات را با ترتیب بلدشون باشیم یعنی بدونیم مورد چهارمی دقیقا چی بوده میخوام بهتون یک الگوریتم داستان سازی بگم که موارد رو بتونید به ترتیب یادبگیرید:یک = خوردشید : خب ما یه دونه خورشید داریمدو = جوراب : خب جوراب که یک لنگه نیست و دوتایی هستسه = چراغ راهنمایی و رانندگی: مشخصه که سه رنگ دارهچهار = ماشین: چهار چرخ دارهپنج = ستاره: ستاره پنج پر دارهشش = نوشابه : بسته شش تایی نوشابههفت  = رنگین کمان: هفت رنگ داشتنشهشت = هشت پانه = گربه: به خاطر اینکه گربه نه جون دارهده = انگشتان دست یا پاحالا هر 10 موردی که خواستید از هرکتاب یا مقاله ایی حفظ کنید کافیه با این تعبیر های من از اعداد ارتباط برقرار کنید و داستان سازی کنید تا یادتون بمونه.تکنیک be suaveباور: باید باور داشته باشید که حافظه عالی دارید.تمرین کردن: حتما مرور های لازم رو بر اساس منحنی فراموشی انجام دهید.نکات مهم رو در همان حین مرور کنید: مثلا میخواهید اسم شخصی از خاطرتون پاک نشه کافیه وقتی خودش رو معرفی کرد یک بار بگی خوشبختم مهدی همین تکرار اسم معجزه میکنه.از اسم در مکالمه استفاده کنید: توجه کنید در مکالمه ایی که با فرد جدید دارید دو الی سه بار از اسمش استفاده کنید اما سو استفاده نکنید یعنی هی الکی اسمش رو نگیددرمورد اسمش بپرس: قشنگترین چیزی که یک فرد میتونه از کسی دریافت کنه توجه هست اگر فردی اسم خاصی داره درمورد معنیش بپرسید.تصورش کنید: وقتی اسم فردی رو می شنوید کافیه اون فرد رو با اطلاعات پیشین خودتون تصور کنید مثلا اگر خشایار هست سرش رو جای بدن خشایار شاه تصور کنید.تکنیک PIEمکان: وقتی فردی را میبینید اولین کاری که میکنید این باشه که اون رو به یک مکان ربط دهید. یعنی یک ویژگی بارز در اون آدم پیدا کنید و انگار دارید بهش لقب میدید مثلا به کسی که کچل هست بگید مردک کله نورانی.تصور کردن: باید فرد را به یک شکل ربط دهیم. مثلا دختری که ته چهرش شبیه گربه هست.ادغام کردن: باید در این مرحله باید اون ویژگی بارز رو با شکلی که تصورش کردیم ادغام کنیم.تکنیک FDRبه این صورت هست هر زمان که هر فرد جدیدی دیدیم پس از فهمیدن اسمش با انگشتانمون اسمش رو روی ران پامون بنویسیم و تصور کنیم این نوشتن اسم رو پیشونی فرد چاپ داره میشه.تکنیک تقویت تجسم کردن:این همه صحبت از تصویر سازی کردم اما الان میخوام درمورد این تکنیک باهاتون صحبت کنم که چجوری تخیل خودمون رو تقویت کنیم بیاید تصور کنید و چشماتون رو ببندید که &quot; یک ظرف میوه جلوتون هست جنس این ظرف هم تصور کنید میوه هاش هم تصور کنید از این ظرف میوه یک لیمو شیرین بردارید با چاقو بازش کنید  و بوش کنید و آروم شروع کنید به خوردن&quot; شما دهنتون الان آب افتاده چون که ذهن فرقی میان واقعیت و تصور شما قائل نمیشه شما چیز هایی که میشنوید رو فراموش میکنید اما چیزی که میبینید و میفهمید به آسانی خیر!تکنیک ارتباط سازی میان تخیلات:در تصوراتی که دارید از مفاهیم مختلف کافی هست به داستانی که دارید میسازید یک بعد عملیاتی بدهید یعنی مثلا بادکنک به پرواز در بیاد بعد بیاید احساسات را درگیرش کنید مثلا بادکنک بخوره تو سر سوپر من که تو آسمون بوده بعد بیاید یکم موارد غیر منطقی رو قاطی داستانمون کنیم که باعث میشه دیگه فراموشش نکنیم.تکنیک حفظ لغاتبرای حفظ لغات حدود 20 تایی در روز بهترین کار این هست که اون کلمه رو ربط بدید به کلمه ایی میشناسید و ی داستانی راجبش بسازید که تهش به معنی اون واژه ختم بشه فکر میکنم یکی از دوره هایی که بر این سبک تنظیم شده دوره مرتضی جاوید هست که لغات 504 و 1100 واژه رو اینجوری تدریس میکنه. البته مرور هم لازمه حفظ شدن لغات هست اما صرف مرور شما رو به نتیجه نخواهد رساند.بهترین موسیقی برای بهبود عملکرد مغز:موسیقی کلاسیک باروک بهترین نوع موسیقی برای بهبود حافظه هست و بهتره از موسیقی هایی مثل پاپ و رپ بیشتر دوری کنید و با باروک وارد امواج آلفا مغزی بشیم.چجوری بدون یادداشت سخنرانی کنم؟خب تا الان اگر با من پیش اومده باشید حافظه خودتون رو به قولی پروموت کردین حالا فرض کنید در یک سخنرانی قرار گرفتین و قرار هست 10 مورد را در اون فضا نام ببرید و توضیح دهید واقعیت شما همین که نام میبرید توضیحش هم میاد ولی مسئله اصلی این است که بدون یادداشت و پاورپینت چجوری این کار رو باید انجام بدیم؟ کافیه در اون جلسه برای هر موردی که میخوایم توضیح بدیم نشانه گذاری کنیم از گلدان در جلسه یا میز کنفرانس برای ما نماد و مفهوم خاصی رو داره که با نگاه کردن به اون برای ما یادآور موضوع خاصی میشه.چجوری یک متن رو کلمه به کلمه حفظ بشم؟خب در واقع این کار برای حفظ دیالوگ فیلم و یا پرزنت برای فروش بسیار کاربردی هست من این موضوع رو برای درس زیاد پیشنهاد نمیکنم چون ممکنه وقت زیادی ازتون بگیره. پس این مراحل رو قدم به قدم باهم باید انجام بدیم:خواندن: باید با تمرکز متن را بخونید اگر نمیدونید که چجوری بخونید مقاله تندخوانی من رو بخونید تا کامل یک تند خوان هم بشید.نوشتن: مطالعات ثابت کرده چیزی که خواندید رو همون طور با دست خط خودتون بنویسید بهتر در یاد و خاطر میماندتمرین: حتما با پارتنر یا فرد فرضی این دیالوگ رو تمرین کنید یا اصلا متن حفظی رو با میکروفون گوشی ضبط کنید و بگید.بازسازی: نحوه بیان خودتون رو متفاوت کنید منظورم این نیست کلا همه چی رو عوض کنید در واقع منظور من اینه که بیاید همون محتوا رو بدون کم و کسری بیاید با لحن دیگه بگید.تقسیم بندی: هرچیزی مثل شعر یا دیالوگ در ابتدا مثل یک هیولا میمونه حفظ کردنش اما در ابتدا بیاید یک تقسیم بندی اصولی از اون متن داشته باشید بعد شروع به حفظ کردن کنید.گوش دهید: صدایی که از خودتون ضبط کردید رو بار ها گوش دهید تا در پوست عمق و جانتان رخنه کند.درگیری حواس: هرچقدر حواس بیشتری مثل بویایی درگیر فرایند حفظ و یادگیری باشه بیشتر در ذهن شما خواهد ماند پس تا میتونید در فرایند حفظ و یادگیری حواس دیگرتون هم بیشتر دل به کار بدید.چجوری تاریخ و اعداد رو حفظ کنم؟1= T, D, TH2= N3= M4= R5= L6= J7= C, K, G8 = F, V9= P, B0= C, Zحالا بیاید بگید TABLE معادل چه عددی هست؟ 195 حواستون باشه بقیه حروف که تو لیست نیستن شمرده نمیشن چون مقدار ندارن.حالا باید چیکار کنیم؟ فکر میکنید کلمات رو به اعداد باید تبدیل کنیم و عدد رو حفظ کنیم؟ خیر قطعا ولی برعکسش مفیده ما میایم اعدادی که باید حفظ کنیم رو به حروف تبدیل میکنیم و کلمه میسازیم تا بتونیم با انتزاعی کردنش راحت تر به خاطر بسپاریمش.جمع بندیبه جرات میتونم بگم این مقاله کامل ترین و به روز ترین تکنیک ها را برای بهبود عملکرد مغز و حافظه شما را شامل میشه و اصلا نیازی نیست نه دوره ایی رو ببینید نه کتاب خاصی رو بخونید فقط کافیه به تمارین و تکنیک ها عمل کنید تا ماکسیمم نتیجه رو بگیرید و اگر پولتون اضافی کرد میتونید دوره بخرید ولی من که اصلا پیشنهاد نمی کنم.</description>
                <category>مهدی بیات | Mehdi Bayat</category>
                <author>مهدی بیات | Mehdi Bayat</author>
                <pubDate>Sun, 28 Apr 2024 00:09:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه در توییتر رشد کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mehdibayat/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%88%DB%8C%DB%8C%D8%AA%D8%B1-%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-werg1qtxcudk</link>
                <description>درمورد این موضوع خاص حداقل من نه دوره ایی دیدم نه تو ویرگول هرچی سرچ کردم کسی چیزی نوشته بود بیشتر اینجا ملت از همدیگه کپی کرده بودن درمورد تاریخجه توییتر که بیشتر برای سوالی که دنبالش بودم وقت تلف کردن بود.درمورد یوتیوب و اینستاگرام به زبان فارسی کلی مطلب و دوره برای رشد کردن اکانت وجود داره ولی درمورد توییتر نه! کسایی هم که موفق هستند و فالوور بالایی دارند و تاثیر گذارند مسیر خودشون رو نمیگن منم تصمیم گرفتم برم یودمی و یه کورس درمورد مارکتینگ توییتر بگذرونم و بشم اولین نفری که به زبان فارسی درمورد این موضوع صحبت کرده.اگه دوست داشتی مقاله رشد اینستاگرامی که نوشتم رو بخون حتما به دردت میخوره کافیه اینجا کلیک کنی.قدم اول: ثبت ناماین فرایند اصلا پیچیده ایی نیست مثل هر سوشال مدیایی که ثبت نام کردین تو فرم ثبت نامش مشخصات شماره و اسم و رمز رو وارد میکنید و علاقه مندی هاتون رو تیک میزنید و ثبت نام می کنید.قدم دوم: نام کاربری مناسببعد از ثبت نام وقتی وارد توییتر بشید می بینید که اسمتون به همون شکلی که خواستید نوشته شده ولی یک آیدی زشت با کلی عدد و رقم هست که باید تغییرش بدین اگر با دستکتاپ وارد توییتر شدید این مسیر رو پیش برید:more - privacy and security - Your account - Account informationو یوزنیم مناسب خودتون رو انتخاب کنید تو مقاله قبلی راه انتخاب نام کاربری مناسب رو بهتون گفتم من از آیدی :itsmehdibayat استفاده می کنم هم اینکه یوزرنیم مهدی بیات رو گرفته بودن هم اینکه با آیدی بقیه اکانت هام مثل اینستاگرامم یکی باشه.قدم سوم: چه کسی رو فالو کنم؟وقتی اکانتت رو تازه راه انداختی نه فالووری داری نه فالووینگ تنها چیزی که باید بدونی اینکه چه محوری دوست داری توییت هات داشته باشه مثلا من علاقه شخصیم به روانشناسی بالینی هستش و دوست دارم توییت هام محوریتش به این سمت باشه کافیه در قسمت سرچ بنویسم روانشناسی چندین اکانت برام میاره و یا مینویسم clinical psychology و اکانت هایی که مناسب علاقه من هست رو فالو میکنم.نکته مهم: از فالو کردن اکانت های بیزنسی اجتناب کنید و تا میتوانید اکانت های شخصی رو فالو کنید و مطمئن باشید که این اکانت توسط خود این افراد مدیریت می شوند.قدم چهارم: چجوری عکس پروفایل مناسبی داشته باشم؟کافیه وارد سایت پینترست یا اپلیکیشنش بشی و سرچ کنی profile photography و ایده عکاسی رو یادبگیری و به این شکل عکس بگیری و آپلود کنی.برای هدر اگه اکانتی که ساختی حرف های مودیت رو میزنی میتونه عکس خودت باشه اگه یک اکانت زدی برای پرسونال برند خودت در زمینه خاصی هست دو راه هست:از تصاویر مرتبط با کارت استفاده کنی: مثلا در زمینه مالی اکانت توئیتر ساختی هدرت میتونه عکس قلک باشه یا سکه ایی ی چیزی.از بنر طراحی شده استفاده کنی که هم تورو توصیف کنه هم تخصصت رو.قدم پنجم: نوشتن بیو مناسبواقعیت این هم باید از افراد برجسته زمینه خودت الگو بگیری مثلا طرف نوشته ژرنالیست مستقل و برنده جشنواره فلان بمان یا مثلا ورزشکار نوشته Fitness Trainer و عضو تیم ملی و ... .ممکنه بگی خب من الان شخص خاصی نیستم و افتخار خاصی هم ندارم الان چیکار کنم ؟ میتونی رو بیوت بنویسی اینجا نکاتی رو میگم که باهاش میتونی از مبتدی تا یک حرفه ایی موفقیت مالی داشته باشی یا بدن خوبی داشته باشی یا هرچیزی که خودت بهتر میدونی.تو جمله بالا ی نکته هست که غیر مستقیم گفتی حرفه ایی هستی و دیگران رو میخوای رشد بدی و این خودش تاثیرشو میذاره.قدم ششم: انواع توییتتوییت کلی (General Tweet):همان توییت معمولی هست که اگر با نسخه وب یا گوشی باشید خیلی تو چشمم هست و میتونی توییت کنی و روی صفحه پروفایلت میاد.منشن توییت (mention Tweet):مثب توییت معمولی هست فقط تفاوتش در اینه که توییت رو مینویسی ولی در متن توییت شخصی رو منشن میکنی به این شکل : @ + ID پاسخ (reply):وقتی پایین توییت دیگران کامنت میذاری میشه پاسخ توییت و در پروفایلت در قسمت ریپلای هات میادریتوییت (retweet):اینو واسه این ایجاد کردن که اگه از توییتی خوشت اومد از این خز بازی ها دست برداری و توییت کسیو کپی نکنی و تو اکانت خودت ریتوییتش کنی یا میتونی رو توییت دیگران با ریتوییت یک نکته ایی رو اضافه کنی یا نقد کنی تقریبا در این حالت مثل ریپلای میمونه.قدم هفتم: درباره چی توییت کنم؟شاید با خودت بگی من شاید اونقدر ذهن خلاقی ندارم که بدونم چی بنویسم یا علمم اونقدر کامل نیست که چیزای خفنی توییت کنم میخوام 9 تا استراتژی تو این مقاله بهت بگم تا این مسیر رو برات آسون ترش کنم.تاثیر پذیری از افراد اینفلوئنسر: میتونی از توییت هایی که میزنن از گیف و عکسایی که استفاده می کنن که بازخورد خوبی داشته استفاده کنی الگو بگیری و توییت کنی.توییت آماری: میتونی تو گوگل در مورد صنعت و زمینه خودت آماری سرچ کنی و اون مطلب رو توییت کنی و نظر بقیه رو راجبش بدونی مثلا بنویسی 20 درصد مردم دچار اختلال شخصیتی هستند در آمریکا و به سمت تراپیست نمیرن نظر شما چیه ؟سوال بپرسید: درمورد زمینه فعالیتی که داری سعی کن سوالات درست و مناسب بپرسی تا بتونی تعامل بهتری داشته باشی.مقالات: اگه تو ویرگول یا سایت شخصیتون پستاتون رو توییت کنید و یک خلاصه ایی ازش توییت کنید یا اگر پستی در سایتی دیدین دری وریه یا خوشتون اومد میتونین لینک کنید و توییت درموردش بزنیدیک لطف کنید: اگر تو زمینه طراحی هستی اگر تو زمینه ورزشی هستید میتونید بگید هرکی زیر این توییت ریپلای کنه عکس پروفایلشو میکشم یا برنامه ورزشی بهش میدم یا ... .پیشنهاد کنید: اگه کتابی خوندین یا اگه کورس و دوره ایی دیدید که بنظرتون مفید بوده با یک توییت به بقیه هم پیشنهادش کنید.قدم هشتم: چگونه در توییتر فالوور بگیریم؟تکنیک فالو: توییت هایی که زمینه کاریتون هست رو برید لایک هاش رو ببینید اون آدمایی که لایک کردن حتما علاقه ایی به اون موضوع داشتن و میتونین فالوشون کنید.تکنیک کامنت: در همان توییت های مرتبط میتونید افرادی که کامنت گذاشتن رو ببینید و براشون ریپلای کنید.توییت در زمان مناسب: این موضوع کاملا فرهنگی هست اما میانگین بیشترین تایم چک کردن توییتر 9 صبح هست ولی تو ایران فکر می کنم 9 شب باید باشه.قدم نهم: پین توییتواقعیت شما باید توییتی رو پین کنید که یا محصولی یا خدماتی از شما رو معرفی میکنه یا خودتون رو معرفی میکنه یا کانال پادکست و یوتیوبت رو معرفی میکنه.قدم دهم: چجوری مخاطب هدف پیدا کنیم؟کافیه برای آدم های زمینه ایی که میخوای رو پیدا کنی بیای در قسمت سرچ توییتر بنویسی &quot;نیاز دارم به برنامه نویس&quot; بعد کسایی که این توییت رو زدن رو پیدا میکنی و واسشون ریپلای میکنی اگر برنامه نویس باشی.قدم یازدهم: جذب اکانت های با فالوور بالاواقعیت جذب این اکانت ها به دلیل اینکه فالوور بالا دارند باعث میشه توییت های شما بیشتر دیده بشه وبیاد تو تایم لاین در اولین گام برای جذب این اکانت ها باید لیستی از این نام کاربری هایی که بالای 5000 فالوور تهیه کنید.این کار را در اکسل انجام دهید و ستون هایی با این نام ایجاد کنید دسته بندی: این اکانت بزرگ در چه دسته ایی از حیطه کاری شما قرار میگیره؟لینک: لینک اکانت یا آیدیش رو بنویسید.تعداد فالوورزاویه ارزش: یعنی نقطه ایی که میشه به اون فرد نفوذ کرد مثلا تعریف از توییتش یا نقدش یا هرچیزییادداشت: توضیحی درمورد روش نفوذ رو میتونی اینجا بدیدایرکت مسیج: سعی کنید با این فرد ارتباط بگیرید و باهاش صحبت کنید.ریپلای: سعی کنید با ریپلای با کیفیت ارتباط برقرار کنید.نتیجه: در این ستون بنویسید که چه اتفاقی افتاد بعد این مراحل؟ فالو کرد یا نهقدم دوازدهم: فعالیت روزمره داشته باشیدهر روز که وارد توییتر میشوید حداقل یک ریپلای کنید در این موضوع اصلا تعداد مهم نیست بلکه کم ریپلای کنید اما با کیفیت ریپلای کنید.نکته پایانیاکانت هایی که فالوور بالایی دارند رو توییت کنید و بگید این اکانت ها رو فالو کنید چون مثلا توسعه فردی میدن یا سیگنال ترید خفن میده و این حرفا که توجه اون افراد هم جذب کنید و براتون ریپلای کنند و باعث بشن باز شما تو تایم لاین قرار بگیرید.حرف آخرواقعیت فکر میکنم درمورد این موضوع مقاله ایی تقریبا به این شکل وجود نداره امیدوارم براتون مفید واقع بشه و بتونید قدم به قدمی که گفتم رو پیش برید و به اون خروجی که میخواید برسید.من شکل ویرگولام گام به گامی هست چون خودم از مدل step by step بهترین خروجی رو می گیرم و بهتر میفهممش و سعی می کنم چیزایی که یاد میگیرم به شکل مختلف براتون طبقه بندیش کنم و به شکل گام به گام در بیارمش.</description>
                <category>مهدی بیات | Mehdi Bayat</category>
                <author>مهدی بیات | Mehdi Bayat</author>
                <pubDate>Tue, 30 May 2023 00:28:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چجوری در اینستاگرام بدون هزینه رشد کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mehdibayat/%DA%86%D8%AC%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D9%87%D8%B2%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-zxoeuqfigqqi</link>
                <description>نمیدونم چرا شروع به نوشتن در مورد این موضوع با توجه به فیلترینگ در ایران کردم ولی خب دارم میبینم هزاران نفر دوره فروش این اپلیکیشن شدم از کاویانی گرفته تا میلیاردر سه ساله آقای کلاته و حضرت الگوریتم اینستاگرام معین فرجی.اصلا آدم هیتری نیستم ولی تو ایران راه موفق شدن شده فروش دوره &quot;چگونه در ایران موفق شویم؟&quot; من معتقدم آموزش باید رایگان باشه چون تو میتونی از بستر یوتیوب استفاده کنی و از سیستم درآمد زاییش استفاده کنی نیاز نیست که دوره بسازی و با مبلغ میلیونی به ملت شیاف کنی.این مقاله بر اساس یک کورس انگلیسی هست پس قاصدک های نامبرده بابت کپی رایت دوره هاشون نترسن.من هیچ ادعایی در این زمینه ندارم و تنها مطالبی رو بازگو کردم که در دوره های مختلف جمع آوری کردم پس نگید چرا پیج خودت فلان نیست بمان نیست و فالوراش کمه.قدم اول: تکرار گام موفق های این راهدر این گام شما برای اینکه بتونید پیج متفاوت تری رو داشته باشید نسبت به افراد مختلف لازم نیست واقعا خیلی خلاق باشید اکثر اوقات ویدئو هایی که وایرال میشه در اینستاگرام فارسی تهش میفهمیم الگو برداری از یک ویدئو خارجی بوده!پس پیج های بزرگ رو فالو کن چون اون پیج ها برای محتوایی که دارن تیم دارن و کلی دارن خرج میکنن اما ما کافیه همون رو تکرار کنیم مثلا پیج pizza رو داشته باش برای وقتی که رفتی پیتزا خوردی بدونی چجوری عکس بگیری و به اشتراک بذاریش یا پیج Gucci رو داشته باش تا بدونی با لباسات چجوری عکس بگیری برای کپشن هم پیج های فارسی قوی رو داشته باش میگن نباتی کپشن هاش خوبه پس میتونی ازش الگو بگیری.در آخر هم پیج های رقبا و موفق های حوزه ایی که کار میکنی رو از دور نگاه کن که ببینی چیکار میکنند.قدم دوم: انتخاب نوع اکانت اینستاگرامدر اینستاگرام اکانت شما یکی از این چهار حالتی هست که بهتون میگم و شما باید انتخاب کنید که کدوم باب سلیقه و میل شما هست.شخصی: مشخصه اصلی این پیج فرد کانون توجه هستش و در پروفایل عکس خودش رو گذاشته مثلا عمو روحی که بلاگر فود هست یا رونالدو که بازیکن فوتبال هست یا عرفان علیرضایی که کمدین هست.برند: مشخصه اصلی این نوع، در کانون بودن لوگو و محصولات هستش در واقع تفاوتش هم با نوع قبلی در اینکه اونجا شخصیت برجسته میشه ولی در اینجا اسم برند و محصول و خدمات مثل نایک، بنز و ... .موضوعی یا Themed: واقعیت معادل بهتری برای این نوع پیج نتونستم پیدا کنم تو این پیج ها نه شخصی برجسته میشه و نه برند خاصی ایجاد میشه که محصولات خودشو برجسته کنه بلکه تو این نوع محتوا های ترند ایجاد میشه مثل پیج تنیج  های تهران و اکثر ویدئو های طنز که در اکسپلور میبینید توسط این پیج ها محتواش ادیت زده میشه.ترکیبی یا Hybrid: واقعیت پیج زدن که دایکاتمی نیست پس میتونین یک پیجی داشته باشین که ترکیبی از هر سه استراتژی بالا باشه مثل پیج خانه لوئیسقدم دوم: در آمد زایی با پیج اینستاگرامشیوه در آمدزایی تو پیج اینستاگرام در واقع به سه نوع تقسیم میشه:فروش محصولهمکاری در فروشتبلیغاتارزش اکانت اینستاگرامهمه چی که تعداد فالور نیست با وجود ربات و روش های خرید فالور پس صرفا تعداد فالور مطرح نیست معیار واقعی برای سنجش یک پیج به سه عامل بستگی داره:تعداد فالوردرصد از فالور های شما محتوا های شمارو میبینند که اصطلاحا بهش میگن Reachدرصدی از فالور های شما که نسبت به محتوا شما واکنش نشون میدن بهش میگن Affinityنکته مهمی که در مورد این موضوع وجود داره اینه که هرچقدر این ها بالاتر باشن رابطه مستقیمی با درآمد زایی شما داره مثلا 50 هزار فالور با 5 هزار ریچ و اگه 7 درصد ری اکت داشته باشین خیلی بهتر از اینه که که 1 میلیون فالور با 100 هزار ریچ و 0.2 ری اکت داشته باشین.قدم سوم: تصمیم گیریسعی کردم یک سری مفاهیم رو تعریف کنم تا یک سری اصطلاحات رو درک کنی و الان لازمه یک سری اطلاعات دیگه بگم تا بتونی در مورد پیجی که داری بهتر تصمیم بگیریاستراتژی اول: اگر پیج شخصی بزنی مثلا 7 فالور میگیری و 7 نفر پستت رو میبینن ولی ری اکتت 10 درصد میشه مثلا کسایی باشن که از اکسپلور میان تو پیجت و ری اکت میدناستراتژی دوم: اگر پیج برند بزنی مثلا 6 فالور میگیری 6 ریچ ولی ری اکتت 10 درصد میشه به علت اعتمادی که مردم به محصولات یک برند دارن و ممکنه خرید کنن ازت پس تو پیج برند فالور کمی بدست میاد نسبت به شخصی ولی احتمال فروشت بالاتره.استراتژی سوم: شما یک پیج مثلا 206 سواران میزنی و همش از این موضوع عکس میذاری مثل 206 های اسپرت و 20 فالور 20 ریچ اما تاثیر گذاریت 4 درصد هست.استراتژی چهارم: شما یک اکانت ترکیبی میزنی اگه 10 فالور داشته باشی 10 ریچ و 10 تعامل داری این نوع پیج فکر می کنم بهترین باشه و از نمونه های خوبش میتونیم به پیج آنتونی رابینز اشاره کنیم که حرف های قشنگ قشنگ میزنه و کتاب و محصولاتشم میفروشه.قدم چهارم: انتخاب نام (Username)در این قدم که امروزه بسیار سخت شده چون اکثر یوزنیم هارو گرفتن و در واقع این یوزرنیم ها خاص و مختص به یک نفر هست و مثلا من اسمم mehdi هست ولی این آیدی قبلا گرفته شده ولی چندتا روش میگم تا بتونی یوزر های بهتری با توجه به شرایط موجود بسازی:استفاده از دات یا آندرلاین مثل mehdi_bayat که متاسفانه گرفته شدهاستفاده از حرف اضافه در آخر  مثل پیج نبات که انگار آیدیش دردسترس نبوده و به nabauti تبدیل شدهاستفاده از هدف پیج در آخر آیدی مثل پیج صدف که تو محتوا آرایشی و زیبایی کار میکنه و ایدیش رو گذاشته صدف بیوتیاستفاده از .ir و .com واقعیت خودم اصلا برای پیج شخصی پیشنهاد نمیکنم و وایب جالبی نداره اما اگه برندی دارین میزنین که سایت برای فروشش هم دارین پیشنهاد میکنماستفاده از its و i و iam و about در ابتدا آیدی شخصی پیشنهاد میشه که من خودم از its استفاده کردم itsmehdibayatاستفاده از موقعیت جغرافیایی که هستید مثل mehdi_irani یا mehdi_tehrani که بنظرم اصلا جالب نیست برای پیج شخصی اما اگر نمایندگی فروش هستید یا شعبه مدرسه خاصی هستید مثلا ghalamchi_karaj این سبک خیلی مناسب براتون هست.نکته ایی که دوست داشتم بگم این بود بنظر من اصلا در ابتدای کار حداقل سمت پسوند official و real و orginal  نرید و از عدد هم استفاده نکنید چون اصلا وایب جالبی نداره.قدم پنجم: انتخاب نامدر قسمت بیوگرافی بخشی برای اسم وجود داره که برای تکمیلش چهار استراتژی هست:خودت: میتونی خیلی ساده اسم خودت رو به فارسی و انگلیسی بنویسی مثلا: Mehdibayat | مهدی بیاتبرند: میتونی بازم خیلی ساده اسم برندت رو بنویسی مثلا: شرکت پگاهموضوع یا Theme: میتونی در این قسمت موضوع پیجت رو بنویسی مثلا: 206 سواران هدف: میتونی هدف پیجت رو بنویسی مثلا: کار آفرینی | انگیزشیقدم ششم: انتخاب عکس پروفایلخب یکی از نکات مهم برای یک پیج درست و حسابی انتخاب عکس هست که چندتا اصل میگم که با رعایتش بهترین عکس رو انتخاب میکنیاصل اول: اگر برند خاصی دارین و لوگو براش طراحی کردین از لوگو های شلوغ پرهیز کنید اگر پیج شخصی دارین از عکسای دونفره و این چیزا که شلوغ هست اصلا نذارید و از گذاشتن عکس قدی خود داری کنید اگر بدنساز هستید عکس از سینه به بالا بذارید ولی عکس قدی آپلود نکنید.اصل دوم: در پیج های شخصی عکس پروفایلی که میذارین این نکته رو توجه کنید که عکستون بک گراند ساده ایی داشته باشه اگه به این صورت نباشه محور عکس پروفایل شما نیستید محیط بخشی از توجه مخاطب رو میگیره.اصل سوم: از عکس با کیفیت چه برای لوگو  چه برای پیج شخصی استفاده کنید از دوربین مناسب برای گرفتن عکس استفاده کنید سایز مورد نظر پروفایل 320 پیکسل در 320 هست.قدم هفتم: بیو اینستاگراماین بخش از اکانت اینستاگرام در واقع مثل کارت ویزیت شما هست که دلیلی ایجاد میکنه دیگران شما رو دنبال کنند این قسمت به شما 150 پارامتر میده که خودتون رو معرفی کنید ولی خیلی از پیج هارو خودم دیدم که مثلا از این جملات سنگین مینویسن از جمله : امان از رفقای بی معرفت! و این حرف ها.برای اینکه بتونین این قسمت رو درست تکمیل کنید چندتا نکته میگم که حتما بدردتون میخوره:نکته اول: از خودتون بپرسید چرا باید شما رو فالو کنند؟ آیا پیج شما باعث میشه تکنیک های جدیدی درمورد فتوشاپ یاد بگیرن ؟نکته دوم: از خودتون بپرسید بین این همه پیج چرا شما رو دنبال کنند؟ این همه پیج فست فود وجود داره چرا شما؟ مثلا باید بگین اولین شام اینجا 50 درصد تخفیف رو فاکتور میگیرین!نکته سوم: خودت رو در این زمینه با پیج افراد مشهور مقایسه نکن. چون خیلی از بازیگران دیگه شهرتشون رو بدست آوردن و فقط تو بیوشون آیدی بقیه اکانت هاشون رو میذارن و دیگه نیاز به تبلیغ خودشون ندارننکته چهارم: خیلی ساده همه چی رو ننویس و یکم خوش لعابش کن!منظورم درواقع این هست که مثلا جهانگردی و پیج بلاگری برای سفر هات ایجاد کردی کافیه به جایی که مثلا بنویسی جهانگرد بنویسی تو این پیج با من یا با همدیگه سفر می کنیم! اینطوری شاید بهتر و صمیمی تر بنظر بیاد.نکته پنجم: تا حد امکان برای توضیح چیزی از ایموجی ها استفاده نکنید و اگر هم اصرار برای استفاده دارید برای فان کردن پیج اینکارو کنید نه بیشترنکته ششم: حتما از کلمات seo و هشتگ های مفید در بیو استفاده کنید تا قابلیت سرچ بهتری داشته باشید.قدم هشتم: CTA در اینستاگرامموضوع کال تو اکشن به قول اون وریا یک موضوع مختص به این اپلیکیشن نیست بلکه تو همه سایت های درست حسابی میبینیم مثلا دیجی کالا کال تو اکشنش اسلایدر های تخفیفش هست و سرچ بارش در اینستاگرام بیشتر از قسمت لینک استفاده میشه برای این موضوع مثلا دوره رایگانی ضبط کردی باید ترغیب کنی که روی لینک کلیک کنند. قدم نهم: هدف محتوا پیج رو مشخص کن!واقعیت تا الان اگه قدم به قدم با من پیش میومدی الان پروفایل پیجت اپتیمایز یا به قولی بهینه شده بود و الان نوبت محتواست خیلی از آدمایی که تو اینستاگرام میبینیم همینطوری هر عکسی که میبینن رو همینجوری پستش میکنند.تولید محتوا در اینستاگرام سه بخش کلی داره:ایجاد تعامل 70 درصدایجاد اعتماد و لایک 20 درصدایجاد فروش 10 درصدوقتی در ابتدای راه هستیم ما نباید در ابتدا به فروش و این چیزا خیلی فکر کنیم و اکثر محتوا رو روی این موضوع اختصاص بدیم بلکه حتی وقتی هم مخاطب زیاد پیدا کردیم باید نسبت درصد محتوا پیج به این صورت باشه.سه نوع محتوا در اینستاگرامعکس به صورت پست: ویژگی این نوع به این صورته که ساده هست، عموما تعاملی ایجاد نمیکنه، قابلیت وایرال شدن داره، اعتمادی ایجاد نمیکنه، قابلیت کپشن داره.ویدئو به صورت اسلایدی یا ریلز: ساده نیست تولید محتوا به این شکل، تعامل زیادی ایجاد میکنه، وایرال زیاد میشه، اعتمادی ایجاد نمیکنه، قابلیت کپشن دارهاستوری: ساده هست، تعامل زیادی ایجاد میکنه، وایرال نمیشه عموما، اعتماد زیادی ایجاد میکنه، قابلیت کپشن نداره.دو راه برای انتشار محتوامحتوا دیگران رو نشر بدی: حالا یک تیکه از ویدئو یوتیوب یا لایو یک فرد مشهور یا هرچیزی که بنظرت جالبه رو میتونی برش بزنی و ادیت کنی و انتشارش بدیمحتوا خودت تولید کنی: بیشتر بحث در این قسمته چون در واقع اگر بخوای منفعت خوبی از پیجت داشته باشی باید محتوات رو خودت تولید کنی. قبل از اینکه این بحث رو باز کنم میخوام به یک سوال جواب بدی چجوری تو گلف میشه بیشتر از 400 یارد پرتاب توپ داشت؟ سوالم شاید بی ربط باشه ولی می خوام این قضیه رو تو اینستاگرام برات شرح بدم یک فرد آماتور که گلف بازی نکرده و همینطوری به توپ میخواد ضربه بزنه احتمالا دفعات اول کلا به توپ ضربه نمیزنه ولی قضیه از چه قراره؟داستان اینه که تو باید اینستاگرام رو مثل بازی گلف در نظر بگیری یکی 0 یارد یکی 300 یارد یکی 500 یارد ... . حالا باید چیکار کنیم؟ در واقع تو گلف برای اینکه بتونیم یک پرتاب مشابه آدمای حرفه ایی داشته باشیم باید فریم به فریم حرکت بدن و دست اون فرد رو نکته برداری کنیم در اینستاگرام هم همینه شما باید تو پیج های قوی دنبال پست های وایرالشون باشی حتی تو پیج هایی که فالوور کمی دارن ولی بعضی پست هاشون تعامل خوبی گرفته رو رصد کنی و به اون شکل تولید محتوا کنی از هشتگ های مناسب هدف پیجت هم میتونی محتوا وایرال شده رو پیدا کنی.نکته ایی که وجود داره اینه که تنها خوبی که ایرانی بودن داره اینه که بیشتر علاقه ایرانیا به محتوا زبان فارسیه پس تو میتونی کلا محتوا به زبان های دیگه رو پیدا کنی که وایرال شدن و همون رو تقلید کنی. فکر میکنی قضیه عکاس خیابونی از کجا اومد ؟ یا ببخشید شما واسه زندگیتون چیکار کردین که این ماشین رو دارین ؟ اینا همش کپی بود.چرا باید خودم تولید محتوا کنم؟شخصی سازی: پست های تو در عین الگو گیری باید نسخه ایی از خودت باشن آهنگ خاص داشته باشه پس زمینه پستات یا هرچیزی که به ذهن خودت میاد میتونی پیج نایک و ادیداس رو باهم مقایسه کنی و این موضوع رو بهتر درک کنی.بهبود: تو میتونی با الگو گیری از محتوا موفق اون ها رو بهتر کنی و ارتقاشون بدیچه زمانی پست انتشار بدیم ؟این موضوع کاملا منطقه ایی و استراتژی دقیقی نداره باید بدونیم که چه زمانی مخاطبانمون بیشتر آنلاین هستند تو ایران فکر میکنم ساعت 9 تا 10 در طول هفته موجه ترین زمان باشه و پنجشنبه 12 بد نیست و جمعه چون بیشتر مهمونی و این حرفاست و کمتر سوشال مدیا دست میگیرن پست نکنی بهتره خودتم ی استراحتی کرده باشی.رمز موفقیت در تولید محتوا:حداقل یک بار در هفته پست داشته باش: هرچقدر تولید محتوا در طول هفته بیشتر داشته باشی خوبه ولی اگه مستمر نباشه هرچی فالوور جمع کردی میریزه پس اگه یکی میذاری حتما مستمر اینکارو انجام بده!در زمان مشخص پست کن.با بالاترین کیفیت محتوا تولید کن.کپی رایتاز عین محتوا یوتیوب دیگران استفاده نکنید از آهنگ های خارجی استفاده نکنید از آهنگ های ایرانی که مدیربرنامه و حامی خاصی دارند استفاده نکنید چون کپی رایت میزنند و مشکل براتون ایجاد میکنند از آهنگای قدیمی استفاده کنید قشنگ تر و صمیمانه ترم هست.قدم دهم: الگوریتم اینستاگراماین اپلیکیشن برای ایجاد تعامل شما برای اکسپلور و ... الگوریتم های خاصی داره که باشناخت و به قولی هک اون ها میتونیم بهترین خروجی رو بگیریم.کیفیت پستکیفیت پست رو از پارامتر هایی مثل ویو لایک کامنت و میزان زمانی که روی پست شما میمانند متوجه میشه و اگه کیفیت مناسبی نداشته باشه به 10 درصد فالوور ها نشون میده و اگه کیفیت خوبی داشته باشه به 50 درصد.هشتگدر واقع گالری یا نمایشگاه پست هستند وفتی پستی رو در هشتگ قرار میدید در واقع اون پست رو تو اون نمایشگاه میذارید حتما از هشتگ های مرتبط استفاده کنید و اگر پیجتون زیر 10k هست از هشتگ های 5000 تا 150000 پست استفاده کنید اگر بیشتر از 10k فالوور دارین میتونین از هشتگ های تا 2 میلیون پست هم استفاده کنید.کپشنداستان: میتونی داستانی مرتبط با اون عکسی که گذاشتی رو بگی و بهتره ادبیات خوبی داشته باشی و برای این موضوع پیج های بلاگری خوبی رو مثل نباتی داشته باش که هم بخونی و هم یادبگیری هم الگو بگیری.سوال: درمورد پستی که گذاشتی ی سوال بپرس باعث میشه با جواب مردم تعامل پیجت بالا تر بره.کال تو اکشن: این رو خیلی دیدیم لایک کن اگه ...، فالوکن مارو، اون دوستت رو تگ کن که اینجوریه و ... .گروهسعی کنید تو این مسیری که هستید با پیج هایی که تو سطح شما هستند تعامل کنید و گروه بزنید و به محض پست گذاشتن هرکدومتون پست همدیگر رو لایک کنید و کامنت بذارید هم برای خودتون خوبه هم برای اون پیج.قدم یازدهم: تعامل با پیج های بالاتر از خودتمن اصلا موافق پول دادن به پیج های اینفلوئنسر برای تبلیغ خودت نیستم بنظرم چون مردم وقتی میفهمن تبلیغه نسبت بهش مقاومت میکنند بهتره ی ویدئو کال با یکی بری و یک شات بگیری و اون رو هم تو و هم اون استوری کنی یا اصلا لایو دو نفره بری یا بری ی کتاب بخری و براش پست کنی و تو استوری بگی براش پست کردی و اون هم استوری تو شیر کنه تو پیجش تو این روش هایی که گفتم با کمترین هزینه بیشترین بازدهی رو میگیری.سخن پایانیواقعیت خیلی سعی کردم مختصر براتون بنویسم و از اونور هم نمیخواستم مطالب که مینویسم گنگ باشه این مقاله شاید نیاز به آپدیت بنظر داشته باشه ولی اگر تا اینجا خودت درست پیش رفته باشی بعد ی مدت نیاز به آپدیت دوره و مقاله شخصی نداری چون خودت کوله باری از تجربه ایی و اگ چیزی بنظرت تو این ویرگول جا نشد رو برام کامنت کن تا منم از تو یاد بگیرم!</description>
                <category>مهدی بیات | Mehdi Bayat</category>
                <author>مهدی بیات | Mehdi Bayat</author>
                <pubDate>Tue, 23 May 2023 23:44:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چجوری تندخوان بشیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mehdibayat/%DA%86%D8%AC%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D9%86%D8%AF%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B4%DB%8C%D9%85-qxdzmxo7h0fm</link>
                <description>واقعیت من آدم خیلی عجولی هستم و همیشه مثل دکتر احمدی نژاد دنبال طرح های زود بازده هستم :).ولی خب ی وقتایی این چیزا خوبه ی وقتایی جالب نیست و همیشه سعی داشتم کتاب های درسیمو سریع بخونم تموم بشه بره یکم تو اینترنت دنبال این موضوع گشتم متوجه شدم آدمایی هستن که با سرعت 800 کلمه در دقیقه کتاب میخونن یکم این موضوع رو دنبال کردم و فهمیدم میشه و قراره تو این مقاله بهتون بگم چجوری میشه؟فقط سریع خواندن؟در تند خوانی فقط قرار نیست سرعت مطالعه رو افزایش بدیم ما قراره با سریع خوندن بتونیم ازش به عنوان یک ارزش استفاده کنیم و تو زندگیمون تاثیر بذاره پس صرفا تند خواندن مدنظر نیست بلکه تند خوانی همراه با درک بالا در زمان کم هست.اولین قدم: انتخاب کتابدر ابتدا باید کتاب تخصصی و فنی رو کنار بذارید و یک کتاب داستانی انتخاب کنیم تا متن روان و ساده ایی رو داشته باشه و نکته مهم این هست که کتابی باشه که تا حالا نخونده باشیدش.دومین قدم: اندازه گیریاز ابتدا خط شروع به خواندن کنید و به اندازه دو دقیقه بخونید و در پایان دو دقیقه زمان بزنید و تعداد خطوط خوانده شده رو تقسیم بر 2 کنید تا اندازه هر خط در دقیقه در بیاد. نکته مهم اینه که دو کلمه اگر تو ی خط هست رو نیم خط حساب کن نه ی خط کامل.برای من شد 35 خط در دوقیقه که دراومد 17.5 در یک دقیقه.سومین قدم: افزایش سرعت مطالعه 25-75 درصدقدم اول:خواندن یک مهارتهباید تو این مسیر پشتکار داشته باشین و اگر کند خوان هستی اینطوری بهت یاد داده شده و قراره از این به بعد با این مقاله خودت رو تغییر بدی.قدم دوم: عدم تمرکزبیشتر ماها که مطالعه داشتیم همش از این مینالیم که موقع خواندن تمرکز نداریم و افسانه ایی بین مردم رایجه که تو هرچقدر سریعتر بخونی کمتر میفهمی ولی نکته اینه که این موضوع برعکسه چون تو هرچقدر کند بخونی و یک کار و هی طولش بدی مغزت خسته میشه و تمرکزت از بین میره.قدم سوم: بازگشت به عقبیکی از عادت های خیلی بدی که خودم همیشه دارم اینه که وقتی مطالعه می کنم همش فکر میکنم نفهمیدم و هی برمیگردم عقب و دوباره میخونمش و این اصلا خوب نیست و باید این عادت مسخره رو از سرت بندازی بیرون تا بتونی یک تندخوان واقعی بشی!قدم چهارم: قلم راهنمااز ابزاری برای مطالعه استفاده کنید وقتی داری میخونی از انگشتت یا قلمی یا پوینتری استفاده کنی تا بتونی سریعتر مطالعه کنی من خودم وقتی میخوام بخونم از مداد استفاده میکنم و زیرش خط میکشم.چهارمین قدم: صاف بشین!وقتی صاف بشینی هم اکسیژن بیشتری بدنت دریافت میکنه و هم زاویه دیدت بهتر میشه و دامنه مطالعت افزایش پیدا میکنه.پنجمین قدم: مقایسه نکن!تو این قدم هایی که داری طی میکنی ممکنه افرادی رو ببینی که سریع تر از تو میخونن ولی تو حق نداری خودت رو باهاشون مقایسه کنی تو فقط باید به همون شیوه ایی که گفتم مطالعت رو اندازه گیری کنی و خودت رو با خودت مقایسه کنی.ششمین قدم: استفاده از فاصله گذاریتو این روش 25 درصد به سرعت مطالعت افزایش داده میشه و نکته مهمی که تو این مسیر وجود داره اینه که مشابه همون قسمت پوینتر که زیر خطوط میکشیدی فقط تو این گام نیاز نیست زیر همه خط بکشی و بری جلو دامنه کشیدن خط رو کمتر کن چرا که چشم ما وسعت دیدش بالاتره و بیشتر میبینه.هفتمین قدم: تقویت قسمت چپ و راست مغزبرای اینکه بتونیم مطالعه با کیفیتی داشته باشیم هم نیاز به قسمت منطقی ذهن داریم هم هم خلاق. یکی از راه های تقویت این موضوع این که چشمتون رو خیره به نوک انگشتتون کنید و علامت بی نهایت رو هی بکشید رو هوا هر روز این کار رو انجام بدین و تاثیرش رو ببینید.هشتمین قدم: برنامه ریزی کن!وقتی همه این گام ها رو تا اینجا اومدی دقیقا وقتش هست که برنامه ریزی کنی براساس سرعت جدیدی که به شیوه قبل گفتم. حداقل زمان برای در طول روز ده دقیقه مطالعه هست فراموش نکن همه آدمای موفق تو دنیا مطالعه میکنند و میگن هر مدیرعامل و کارآفرین موفق طبق آماری که گرفته شده در ماه بین چهار تا شش کتاب میخونه یعنی هفته ایی حداقل یک کتاب!میزان سرعت من تا الان شد حدود 40 خط در دو دقیقه امیدوارم تو هم رشدی که میخواستی رو کرده باشی.نهمین قدم: سیستم چهار - سه - دو - یکیک متنی رو  از ابتدا شروع به مطالعه کنید تایمر رو در چهار دقیقه بذارید و انتها متن را مشخص کنید بعد همان متن را در سه دقیقه بخوانید بعد همان متن را در دو دقیقه بخوانید بعد در یک دقیقه هیچ چیز غیر ممکن نیست  تو این حالت با چهار برابر سرعت میخونی.خب تا الان باید سرعتی که میخواستی رو پیدا میکردی الان وقت این که علاوه بر سرعت بتونی درک مطلب درست تری همزمان با سرعت بالا داشته باشیشگام اول: ایجاد سوال یا خواندن سوالقبل اینکه شروع کنی به مطالعه سریع اگه مثلا کنکوری هستی میتونی اول سوالات تستی بخش مربوطه رو ی بار بخونی بعد شروع کنی به مطالعه یا اگه کنکوری نیستی و داری رمان میخونی چند پاراگراف بخون و در حاشیه کتابت سوالاتت رو ایجاد کن!گام دوم: نوت برداری و یادداشت برداریروش اول: درک کردن و خلق کردن یعنی هروقت در حال مطالعه هستید یک برگه کنار دستتون بذارید و درسمت  راست برگه نکات کلیدی رو بنویسید درسمت چپ برگه ایده و حستون رو راجب درکتون در اون موضوع بنویسید ( تو این مورد خسیس نباشید یا اگه به فکر درخت و طبیعت هستید تو این ی مورد نباشید چون با کامپیوتر تایپ کردن خیلی خوب نکات کلیدی رو یادداشت نمیشه کرد و طبق تحقیقات اونایی که دست به قلم هستن بازدهیشون نسبت به بقیه بالاتره).روش دوم: نقشه ذهنی و مایند مپ که خودم خیلی دوسش دارم تو این روش بنظر من بهترین کار اینه که از نرم افزار استفاده کنید که نرم افزار کامپیوتریش رو لینک کردم. کافیه موضوع اصلی رو بنویسی  بعد هی شاخه به شاخش کنی این روش به این دلیل بنظرم بهتره نسبت به بالایی بابت اینکه خطی نیست و آدم خسته نمیشه.روش سوم: چهار ربع، این روش اینجوریه که شما ی برگه برمیداری به چهار قسمت تقسیم میکنی تو هر قسمت سوال های مختلف کلی در مورد موضوع اصلی ایجاد میکنی بعد میای هر قسمت رو به چهار قسمت دیگه تقسیم میکنی و سوالات جزئی تر میپرسی این روش برای تیپ بندی کردن سوالات حرف نداره.گام سوم: بیانش کن!خیلی هامون این رو شنیدیم اینکه چیزی که یادگرفتی رو به یکی دیگه یاد بده این بهترین روش برای اینکه یک موضوع رو کامل بفهمی مثل همین کاری که من میکنم چیزی که یاد دارم میگیرم رو تو ویرگول برای شما نشرش میدم میتونی از کتابی که میخونی پادکست ضبط کنی و اونو تو کست باکس منتشر کنی یا تو کانال یوتیوبت ویدئو از اون موضوع ضبط کنی یا اصلا برای دوستت توضیح بدی.نکات پایانیهر 25 دقیقه مطالعه 5 دقیقه استراحت کنید چون طبق تحقیقات بعد این تایم مطالعه تمرکز افراد با شدت زیادی کاهش پیدا میکنه و تو این پنج دقیقه یکم حرکت کنید و آب بخورید و نفس عمیق بکشید و دوباره ادامه دهید.سطحی خوانی کنید و بعد بخوانید. سطحی خوانی در واقع به این شکل شما یک خط را از ابتدا به انتها میخوانید ولی خط بعدی رو از آخر به اول میخونید شاید بگید خب آدم گیج میشه در واقع این گیج شدن خوبه چون باعث ایجاد کلی سوال از اون متن تو ذهن میشه.در ابتدا هر صفحه ایی که مطالعه میکنید با فاصله یکسان در بالای صفحه چهار نقطه بذارید ( منظورم اینه به چهار قسمت تقسیم کنید) و هر نقطه نشان دهنده توقف گاه شما در هنگام مطالعه است این تمرین باعث میشه دید پیرامونی شما افزایش پیدا کنه.همیشه قبل شروع به خواندن کتاب را تورق کنید به عکس ها و جداول و هرچیزی که خواندنی نیست توجه کنید سعی کنید و فهرست خوانی داشته باشید.</description>
                <category>مهدی بیات | Mehdi Bayat</category>
                <author>مهدی بیات | Mehdi Bayat</author>
                <pubDate>Mon, 15 May 2023 23:12:39 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>