<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مَهدی صارمی نژاد</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mehdisareminezhad</link>
        <description>من مهدی صارمی‌نژاد، روانشناس بالینی و رواندرمانگر هستم که از کودکی با اشعار مولانا، فردوسی و حافظ به شعر و ادبیات دل‌بسته‌ام و امروز احساساتم را در قالب شعر و نثر روان بیان می‌کنم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-06 06:59:50</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2983482/avatar/bQUof4.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مَهدی صارمی نژاد</title>
            <link>https://virgool.io/@mehdisareminezhad</link>
        </image>

                    <item>
                <title>خدای رحمت</title>
                <link>https://virgool.io/@mehdisareminezhad/%D8%AE%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%AA-ijiyrq5pt3om</link>
                <description>شعر خدای رحمت- مهدی صارمی نژادالهی سپاس تو گویم، که تو قادریزمین و زمان را به حق خالقیالهی تو بخشنده هستی،تویی مهربانتویی حکم فرمای روز جزاءالهی پرستش برای تو نیکگدایی و خاری به پیش تو نیکالهی هدایت بفرما تو ما را کنونبه قرآن و انجیل، کتاب زبورالهی به لطف و به رحمت ز مابگردان تو رو از گنه های ماالهی شگفتم به خلقت ز توستشگفتم ز دریای پر مهر توستچه خوش آفریدی تو انسان خاکچه نیکو سرشتی تو الزام آنقسم خورده ای بس به سینای طوربه انجیر و زیتون به دنیای نورتویی برترین خالق آسمانتو زیباترین نام هر دو جهانتو سوگند خورده ای به ایمان راستبه خلقت، به آدم، به حوای پاکالهی به کردار نیک و به خورشید صبحفرودم مگردان چو مردان خُردمهدی صارمی نژاد</description>
                <category>مَهدی صارمی نژاد</category>
                <author>مَهدی صارمی نژاد</author>
                <pubDate>Thu, 02 Jul 2026 18:28:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دالان</title>
                <link>https://virgool.io/@mehdisareminezhad/%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86-lwl8gbcaoanz</link>
                <description>دلنوشته دالان- مهدی صارمی نژادوقتی همه جا ساکت هستفکر میکنم آرامموقتی همه چیز آرام هستفکرمیکنم تنهاماماوقتی تنهام من هستم و یک دالانابتدایش من هستم و انتهایش ایمانزیراتاچشم کار میکند در دنیاغم هست وغصه هست وایذاءخدایا...فقط تو هستی پناهگاه منکاش برسم به ایقانکمی انسان بودن را تجربه کنیممهدی صارمی نژاد</description>
                <category>مَهدی صارمی نژاد</category>
                <author>مَهدی صارمی نژاد</author>
                <pubDate>Fri, 26 Jun 2026 19:02:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شعر امید</title>
                <link>https://virgool.io/@mehdisareminezhad/%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF-bysojihqt5ts-bysojihqt5ts</link>
                <description>شعر امید، مهدی صارمی نژاداز خدا خواستم فردایی دگرپس بدو بستم امیدی دگردر نهانم آرزوها کاشتممن به فردایی دگر چشم داشتمچونکه خود را اینچنین پنداشتمسوختم از آنچه دیروز داشتممن گسستم آنچه بد میداشتمپاره کردم، جور دیگر بافتمساختم من بار دیگر راه خوداز درون توده افکار خوددر درون خویش دریا ساختمسنگ ها را در کَفَش انداختماز شکست ها پلکانی ساختمبازوانم را قوی تر ساختمخوب میدانم که فردای کنونمثل امروز است، قدرش را بدونمهدی صارمی نژاد</description>
                <category>مَهدی صارمی نژاد</category>
                <author>مَهدی صارمی نژاد</author>
                <pubDate>Mon, 18 May 2026 22:00:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خاک برگزیده</title>
                <link>https://virgool.io/@mehdisareminezhad/%D8%AE%D8%A7%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-yyrfnibhtdhc</link>
                <description>شعر خاک برگزیده- مهدی صارمی نژادوقتی خداوند جلیلبا قدرت عین و یقیناز عالم علم و یقینفرمان می داد بر امینگفتا که خاکی برگزیناز عمق پهنای زمینپس آب را دادند و طینگفتا سُلاسه ور بچیناز روح خود در او دمیدوز خاک آوردش پدیدپس علم دادندش و دیناز حاصلش امد به کینپس عشق در او شد پدیدتسخیر دنیا را بدیداو دیدگانش را گشودجز یک صراط راهی نبوداز نسل خود راضی نبوداو از درون آهی نمودما نیز هستیم از بشردر عالم تاریک و شراینجا، نه دیگر، آدم استاینجا، نه جای، ماندن استباید به خود آییم کنوناز جهل خود آییم برونتا لایق جانان شویمآن دم که جمله جان شویممهدی صارمی نژاد</description>
                <category>مَهدی صارمی نژاد</category>
                <author>مَهدی صارمی نژاد</author>
                <pubDate>Tue, 28 Apr 2026 12:28:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خداوند عاشق</title>
                <link>https://virgool.io/@mehdisareminezhad/%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82-irdrieebrfdd</link>
                <description>دلنوشته خداوند عاشق- مهدی صارمی نژادبرايش هزاران تعريف است.وابستگي عاطفي،الحاق دو روح،رسيدن به معنويت،سكس،دوست داشتن عميق،وهزاران تعريف ديگر. در ذهنم تعريف ديگري يافته.عشق يعني...ع:عاقلانه ببينش:شاعرانه سخن گوق:قلبت را هديه كن آري اينگونه است كه خداوند ما را به عشق فرا ميخواند و از ما عشق را طلب ميكند.بايد با عقل او را يافت.با زيباترين كلام او را خواند.با قلب منتظرش ماند. خداوند عاشق است،ما معشوق كمي عاشق شدن را تجربه كنيممهدی صارمی نژاد</description>
                <category>مَهدی صارمی نژاد</category>
                <author>مَهدی صارمی نژاد</author>
                <pubDate>Mon, 29 Dec 2025 22:24:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شعر دنیا</title>
                <link>https://virgool.io/@mehdisareminezhad/%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-giq0mlal9ifk</link>
                <description>دلنوشته دنیا- مهدی صارمی نژادگول دنیا را نخور، هرچند عادت می شودچون به حس خود ببالی، هم خجالت می شوداین جهان سست عنصر گرچه دارد رنگ و روچون به غفلت بگذرانی عشق نفرت می شودگر به مکنت، جایگاهی ساختی از خشت و کاهعاقبت این قصر ایمن، زود ویران می شودگول جسمت را نخور، انسان به آنی مرده استچون به دریا هم بنازی، خشک و حیران می شودروزگاری بود آنجا مردمان در فکر همقلب هم تنها بماند همچو یک سنگ می شودمهدی صارمی نژاد</description>
                <category>مَهدی صارمی نژاد</category>
                <author>مَهدی صارمی نژاد</author>
                <pubDate>Fri, 05 Dec 2025 23:08:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دلنوشته &quot;خدا هست&quot;</title>
                <link>https://virgool.io/@mehdisareminezhad/%D8%AF%D9%84%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-%D9%87%D8%B3%D8%AA-wsmdszchdgao</link>
                <description>دلنوشته خدا هست- مهدی صارمی نژادشب ها وقتی همه خوابند و تاریکی همه چیز رو احاطه کرده ، روشنایی دل ،گرمی بخش خونه هاییست که آدمهاش ،بخاطر رحمت خدا دیگران رو دعا میکنند. من عاشق خدایی هستم که همیشه میتونه مچم را بگیره، اما دستم را میگیره. خدایی که شب رو ستاریت بنده هاش قرار داده. آدمی رو میشناسم که شب ها دنبال روزی خداست.گاهی دنبال پلاستیک گاهی کاغذ و گاهی شیشه بطری هاآدمی که میگفت آبرو دارم و محتاجم راست میگه حالا فهمیدم چرا صبح ها رو مسافرکشی و شب هارو به جمع آوری زباله های بازیافتی میپرداخت. اون مرد بهتر از من فهمیده که خدا ستارالعیوبه واسه همینم شب رو انتخاب کرده تا در حریم امن خدا کسب روزی حلال کنه. گاهی واسم سخت میشه پاسخ دادن به این سوال که:عبادت شبانه بالاتر از... شاید فقط خدایی که خودش مظهره عشقه بتونه پاسخ این سوال و هزاران سوال ذهن بشر رو بده. آبرو رو فقط خداست که میتونه به بندهاش بده ولی نمیدونم چرا گاهی ما در تلاش گرفتنش از بنده هاشیم. دوس داشتم حسمو تقسیم کنم با شما همراهانم. گاهی فکر میکنم خدا ناظر بر خوبیهای ماست و زندگی فرصت جبران بدیهامونه. کمی انسان بودن رو تجربه کنیممهدی صارمی نژاد</description>
                <category>مَهدی صارمی نژاد</category>
                <author>مَهدی صارمی نژاد</author>
                <pubDate>Fri, 28 Nov 2025 21:49:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دلنوشته یغما</title>
                <link>https://virgool.io/@mehdisareminezhad/%D8%AF%D9%84%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%DB%8C%D8%BA%D9%85%D8%A7-plfgz3hibavj</link>
                <description>دلنوشته یغما- مهدی صارمی نژادالهيدر اغماي تو به يغما بردند دلم را،كنون پرده از چشمانم بگشا،كه صراطت را به سبيلت واگذارده امالهيشب ها بدان اميد كه تو را خواهم ديد مي خوابمچشم هايم را مي بندم و دلم را به سويت روانه مي سازمآرام و رها، چون طفل خفته در دامان مادرو دلگرم،به فردايي كه تو برايم به بهترين شكل رقم خواهي زدو حالي كه تو دگرگون خواهي كردنه قائل به جبرت هستم كه تلاش خويش را بيهوده انگارمو نه تكيه به افعال خويش دارم كه تو را ز خود بيگانه بدانمهر چه هست توييو تو در منو من از تو بي خبرمرا به خود آشنا سازكه آغاز خداشناسيست،خودآگاهی.مهدی صارمی نژاد</description>
                <category>مَهدی صارمی نژاد</category>
                <author>مَهدی صارمی نژاد</author>
                <pubDate>Mon, 27 Oct 2025 20:27:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دلنوشته قلب خدا</title>
                <link>https://virgool.io/@mehdisareminezhad/%D8%AF%D9%84%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%82%D9%84%D8%A8-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-esdyte1ppph9</link>
                <description>دلنوشته قلب خدا- مهدی صارمی نژاددیشب دلم لرزیدفکر کنم دهلیزهایم مشکل دارندشاید از کوک در رفته اندشاید جرم گرفته اندشاید نیاز به تنظیم دارندشاید..شایدم دل به دنیا بستهدنیا مضطر می گردانددلی که اضطراب می گیردآرام نمی گیردقرار نمی گیردایمان نداردیادم رفته بودبهتر است بگویمدلی که نور ندارد یادی از خدا نمی گیردخدایا یک لحظه هم قلبم را از نورت خالی نگردانمهدی صارمی نژاد</description>
                <category>مَهدی صارمی نژاد</category>
                <author>مَهدی صارمی نژاد</author>
                <pubDate>Wed, 22 Oct 2025 19:08:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شعر عشقِ مادر</title>
                <link>https://virgool.io/@mehdisareminezhad/%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%B9%D8%B4%D9%82%D9%90-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-hwycxiw8s43m</link>
                <description>شعر عشق مادر-مهدی صارمی نژادگفت مادر عشق را، معنا كنممعني الصبر را، مفتاح كنمهرچه گفتم از زمين و از زمانچون به عشق آمد، خجل گشتم از آنگفتمش مادر مرا پندار نيستاز چه گويم، يك رگم هشيار نيستگفت بنشين، تا تو را احيا كنماز سر مهرم، تو را بينا كنمچون خدا، هفت آسمان را آفريدنوبت خلق زمين و ماه رسيدبعد از آن خورشيد و اقسام دگرتا رسيد، هنگامه خلق بشرتازه آن هنگام بود، رب جليلداد پيغامي ملك را، با دليلروز موعود، لحظه اش آخر رسيداينچنين از عشق، آدم شد پديدلاجرم چون خلقت زن، سر گرفتدر محبت هر دو را، يكسان گرفتچونكه احساس پدر را كرد، سختكرد مادر را به عشقش، مست مستمادران، از عشق سرشارند پسرعشق مادر، در جهان دارد اثرمهدي ام، اين جمله را از من پذيرهـيچ بهشتي زير پايم نيست، گيرآنچه هست، عشق است و جملگي همينچون بهشت را مي فروشند، بهر ديناين نصيحت را به خود، همراه كنقلب من را تا ابد، خوشحال كنهركجا در زندگي، تنها شديدر ميان غصه ها، پيدا شدينام مادر را ببر، هرجاي گيراين كليد شاه مردان، دليرچونكه ميمش، محرم اسرار اوستآن الف آغازگر، دنياي اوستدال آن، داروي هر بيماري استر نماد، رويش و هشياري استمهدي صارمي نژاد</description>
                <category>مَهدی صارمی نژاد</category>
                <author>مَهدی صارمی نژاد</author>
                <pubDate>Thu, 16 Oct 2025 11:27:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گفتگو با خدا</title>
                <link>https://virgool.io/@mehdisareminezhad/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-yhrytxu6l2v5</link>
                <description>مهدی صارمی نژاداز خدا پرسیدم..بهشت کجاست؟ایشان پاسخ فرمودندبسیار نزدیک استخداوند فرمودندقلبت را نشانم بده؟با اشارتی نشانشان دادمخداوند فرمودندحست را نشانم بده؟عرض کردم دیدنی نیست!خداوند فرمودندپس چگونه قلبت را نشانم دادی؟عرض کردم خب پشت قفسه سینه ام استخداوند فرمودندبار دیگر نشانم بده؟این بار قبل از نشان دادن..حسش کردمخداوند فرمودندنشانم دادیمن دیگر از آن روز..من..نیستمگاهی فراموش می کنیمآنچه حس کردنی ست را نمی توان با چشم دیدفریب چشم هایمان را نخوریم تا قلبمان را از یاد نبریمبسازم خنجری نیشش ز فولادزنم بر دیده تا دل گردد آزادمهدی صارمی نژاد</description>
                <category>مَهدی صارمی نژاد</category>
                <author>مَهدی صارمی نژاد</author>
                <pubDate>Thu, 09 Oct 2025 19:14:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه کسی با من و توست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mehdisareminezhad/%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%86-%D9%88-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%AA-bcrvkuvnl26o</link>
                <description>شعر چه کسی با من و توست- مهدی صارمی نژادزندگی بازی نیست که در آن مهره بچیدزندگی یک هدف است که در آن یار بدید،که در آن عاشق شد تا به معشوق رسیدزندگی شفاف استآنچه را میبینی همگی از من و توستآن همه تاریکی،آن همه درگیری،از درون این دو ست.زندگی نزدیک استدر درون رگ توستزندگی را به تمام معنامیشود گفت خدامی توان گفت که حقیا که شاید اللهمی توان گفت که دوست؛چه کسی بهتر از اوست!می توان با لبخندبوسه ای از گل چیدمی توان از آن دوررخ خورشید بدیدمی توان پنجره بودرو به روی امیدمی توان باغچه بودتا در آن گل رویدمی توان باران بودیا که حتی یک رودمی توان آدم بود،تا تمام ملکوتهمگی با احساسسر بذارند به سجودمی توان هر کس بود،می توان هر چیز شدتا شود آخر کاردست هایت پر بارمهدی صارمی نژاد</description>
                <category>مَهدی صارمی نژاد</category>
                <author>مَهدی صارمی نژاد</author>
                <pubDate>Mon, 06 Oct 2025 22:20:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شعر گذر عمر</title>
                <link>https://virgool.io/@mehdisareminezhad/%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%DA%AF%D8%B0%D8%B1-%D8%B9%D9%85%D8%B1-pq1r4n0j4qsu</link>
                <description>شعر گذر عمر- مهدی صارمی نژادزندگی میگذرد چون برق و بادحاصلش را مردگان دارند به یادوقت ما در این جهان کوته بودمدت ما بهر آن مهلت بودمهلت ما از برای بودن استبودن ما بهر آن پیمودن استمدت این عمر چون از یاد رفتمهلتش زایل، پس آرام رفتما به راه خویش جاهل گشته ایمدر جهالت غافل از دل گشته ایمغفلت ما از رخ آن یار بوددوستی هامان پر از پیکار بودما هوس با عشق تزیین میکنیمآب های شرب را گل میکنیمتشنه ی آب حیاتیم از ازلغافل از دنیای خاکیم از ازلعاقبت این راه هم پایان رسدآنکه با خود یار داشت آسان رسدمهدی صارمی نژاد</description>
                <category>مَهدی صارمی نژاد</category>
                <author>مَهدی صارمی نژاد</author>
                <pubDate>Wed, 01 Oct 2025 20:56:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شعر جهان</title>
                <link>https://virgool.io/@mehdisareminezhad/%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-bfaljdxzphou</link>
                <description>شعر جهان- مهدی صارمی نژاداین جهان هم میرود از پیش چشمچشم بگشائید، بر سودای خشماین نصیحت نیست، بشنو از برتکین جهان خُشکد، چو برگان درختبذر عالَم را، تو از عالِم بگیراو ندارد هیچ میلی در ضمیراو به جز الله ندارد هیچ یاراو نخواهد هیچ یاری، در دیارنطفه ات را، گر خودت نبوسته ایاز درون خویش، آگاه گشته ایآنچه از بیرون میلت می کشداز درونت باید این، دل می کشدگر خودت را اصلحی سازی کنوننیک باشد عاقبت، راحت بدونمهدی صارمی نژاد</description>
                <category>مَهدی صارمی نژاد</category>
                <author>مَهدی صارمی نژاد</author>
                <pubDate>Mon, 29 Sep 2025 21:19:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شعر تولد</title>
                <link>https://virgool.io/@mehdisareminezhad/%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-vlprf8du2nie</link>
                <description>شعر تولد- مهدی صارمی نژادمدتی این آمدن تاخیر شدمهلتی بایست تا خون، شیر شدمدتی از بهر آن نیکو سرشتمهلتی کز خونِ دل باید نوشتما نهان بودیم، نبودیم آشکارما نبودیم و بودیم در کشتزارما گمان بردیم، خود زارع بودیمما به بد پنداشتیم خالق موِ ایمخلقِ آدم خدا از سر گرفتخلقتش از دیگران را وا گرفتپس به آدم داد فرمانی دگرگفت، از تو خلق خواهد شد بشرتخم را اول خدا در او نهادکِشت را آنگاه، به حوا وانهادداد پیغامی دگر رب حمیدگفت از نسلت اثر آید پدیدبی اثر نبوَد وجود هر بشردر جهانی دیگر و کاری دگراز پدر آید پدید فرزند خاکگر که باشد نطفه اش از شیر پاکنسل آدم تا به آنجایی رسدجنگ هفتاد و دو ملت سر کشدآدم امروز نِی آن آدم استکی نشانی از پدر در این من استما ز بند ناف مادر رسته ایمما به دنیا، بند نافی بسته ایمای عجب از آدم اکنون و نیزای عجب از عالم دنیای ریزمهدی صارمی نژاد</description>
                <category>مَهدی صارمی نژاد</category>
                <author>مَهدی صارمی نژاد</author>
                <pubDate>Wed, 24 Sep 2025 21:28:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گناهی کوچک</title>
                <link>https://virgool.io/@mehdisareminezhad/%DA%AF%D9%86%D8%A7%D9%87%DB%8C-%DA%A9%D9%88%DA%86%DA%A9-lrze7bxkkyha</link>
                <description>شعر گناهی کوچک- مهدی صارمی نژادمدتی درگیر یک احساس خوبسرخوش و مست مصلای وجوبدیدگانم شوق یک فردای نابدیدن آن جنت مافوق خوابدر تمام مدت عمر حقیر در گمان دیدن آن بی نظیرسخت در آن پیله تاریک و گرممی تنیدم دور خود آن تار نرمفکر میکردم در آن پایان کارکرم نمی مانم، پرم پروانه وارکاش می دانستم این در خود شدناین منیّت دور خود قائل شدنجز تباهی هیچ نِی دارد اثرجز پشیمانی ندارد بر بشرتا زمانیکه دلم درگیر اوستچشم من پاگیر این دنیای اوستنیست امیدی بدان فردای خاکاین نباشد سیر آن پروانه، پاکمهدی صارمی نژاد</description>
                <category>مَهدی صارمی نژاد</category>
                <author>مَهدی صارمی نژاد</author>
                <pubDate>Fri, 19 Sep 2025 21:26:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خواب در بیداری</title>
                <link>https://virgool.io/@mehdisareminezhad/%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-qkba8wvz6tjj</link>
                <description>شعر خواب در بیداری- مهدی صارمی نژادمدتی پیش در پی یک اتفاقخواب دیدم قلب خود را در فراقسالها بود فکر میکردم خداخوب و بد را در جهان کرده جداچشم من بیدار و عقلم خفته بودقلب من هشیار و نبضم رفته بودمرده بودم؛ خواب بود بیداریمبغض بودم؛ اشک بود آزادیمسالها بر قلب دنیا می گذشتبارها در ارتباط دوست،شکستلحظه ای تنها نبودم با خودمبودم و گویی نبودم با خودممن گذشتم از خودم،گشتم جداعشق را عاشق ندارد ادعامن کجا و آن همه احساس پاکپارچه ی اعیان ندارد هیچ چاکپیله ی انسان، این سان بودن استاسب را بیند بازهم گوید خر استدر توانم نیست پرواز بلنددر خیالم مرغ جانم می پرداین کجا و آن پریدنهای نابکی عقاب ها میخوردند دانه و آبمن چه می اندیشم و جانان چِرافرق شیر و گوسفندان از چَرالیک اکنون با خودم تنها شدمچون ببستم چشم خود بینا شدمچشم خود را با گهر بینا کنیدچون به خود آئید آن پیدا کنیدچون که شه باشید بر مُلک وجوددست و پاتان چون غلام اندر سجودنیز آن پیشانی بالا بلنددر اسارت می برد دنیا به بندمن غلام نفس خود بودم ولی عشق تو سرگشته کردم ای ولیچون که گشتم در خودم حیران و مستآب از بالا فرود آمد به پستهر کسی دستی بگیرد در زمیندستگیرش می کند او را یقینهر کسی هم آبرو گیرد ز خلقگفتنش سخت است با الطاف حقگر به انگشت اشاره بنگریمیک به سه خوردیم و افسوس می بریمآنکه انسان نام داشت من نیستمچونکه در نسیانیم من زیستمپس بیا پیمان نو با خود کنیماز گناه دیگران چشم وا کنیمهر که دزدد چشم خود را از نگاهاو به نزد شاه آید بیگناهپس خدا را یاد کن هر لحظه اتچونکه از یادت رود در خاطر اَتمهدی صارمی نژاد</description>
                <category>مَهدی صارمی نژاد</category>
                <author>مَهدی صارمی نژاد</author>
                <pubDate>Wed, 17 Sep 2025 22:07:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شعر عشق</title>
                <link>https://virgool.io/@mehdisareminezhad/%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%B9%D8%B4%D9%82-hcyur95tspvc</link>
                <description>شعر عشق- مهدی صارمی نژادعشق سلطان است و باقی ما همه یک بنده ایممو به مو در پیچ و خم، هر کوچه را ما گشته ایمیا از اول دل به انسانی نبندیا به رویای پر از غم هم، در این دنیا بخندیا به هر دلداده ای، دل را به ویرانی رهانیا بر این رویای ویران گشته هم، نالان نمانمهدی صارمی نژاد</description>
                <category>مَهدی صارمی نژاد</category>
                <author>مَهدی صارمی نژاد</author>
                <pubDate>Wed, 10 Sep 2025 15:51:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شعر مست و پير</title>
                <link>https://virgool.io/@mehdisareminezhad/%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D9%85%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D9%BE%D9%8A%D8%B1-v5xotefb6mo5</link>
                <description>شعر مست و پیر- مهدی صارمی نژادشنيدم مستي با پيري همي گفتكه من دارم خدا را دوست بسياربدو، بستم عهدي تا سر جانشوم مست وجودش، جام در جامتمام فكر و ذهنم كوي يار استتمام تار و پود من اله استصدايي مملو از آرامش جانبپرسيد از براي راه فرجامكدامين راه، مقصود ره توستكدامين عشق معبود تن توستكدامين قبله عالم به رويتدري بگشاده بروي وجودتتمام راه معبود تو اين است؟تمام سعي در كوي تو اين است؟جوان مست مدهوش الهيتكان مي داد سر با بي حياييكه من غرق وجود يار گشتمبه چشمان عزيزان خار گشتممن و معشوق با هم جفت گشتيمدرون كوره عشق، ذوب گشتيمبخنديد و بلند فرياد مي زدبسان يوسف و يعقوب گشتيمبه بار ديگر آن پير خردمندبه آرامش از او پرسيد، اي مردكدامين يوسف و يعقوب گويي؟كدامين كوره معشوق گويي؟كدامين يار با تو همنشين است؟كدامين عشق تو در تو ته نشين است؟اگر الله منظور تو، اين است!كه او راهش صراط المستقيم استندارد هيچ در او راه عاشقكه او در ذات، پاك وبي نظير استمشو مغرور كز كنه نفوستنداری هيچ نوري در وجودتبيا اين بار با خود آشنا شوبيا اين بار از نفست جدا شوتو خواهي ديد آنجا نور حق رااگر آماده سازي قلب خود رامن و تو راهمان بسيار دور استمن و تو عشقمان گاهي عجول استبدان با ياد او، هست قلب آراماگر باشد كلامت ذكر اللهبه يكباره ره صد ساله رفتياگر با هر گنه بيگانه گشتيبيا در اولين گام صراطتدعايي كن ببخشايد گناهتكه او بخشنده و بس مهربان استكه او معشوق قلب مومنان استمهدی صارمی نژاد</description>
                <category>مَهدی صارمی نژاد</category>
                <author>مَهدی صارمی نژاد</author>
                <pubDate>Mon, 08 Sep 2025 22:27:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گرگ و ميش</title>
                <link>https://virgool.io/@mehdisareminezhad/%DA%AF%D8%B1%DA%AF-%D9%88-%D9%85%D9%8A%D8%B4-isi4pxwglumd</link>
                <description>شعر گرگ و میش- مهدی صارمی نژادداستان نفس ماست، چون گرگ و ميشعاقبت اين ميش را آيد به نيشاز ازل دانند، عقل و درك بيشگفته اند پيكار بايد، رو به پيشبيش از اين بايست راهي چاره كرددر وجود خويش آهي ناله كرداز كنون بايست در پيكار بودچشم ها را باز، پس بيدار بودآنكه چشمانش بروي نفس بسترخصتي دادست، بر انسان پستعاقبت اين نفس كورت مي كنداز درون خويش دورت مي كندنفس را بايست، با زنجير بستدستهايش بسته، دندانش شكستآنكه با نفسش، بازي مي كندشيشه را با سنگ، راهي مي كندجنگ گرگ و ميش ما پايان گرفت آن كه در پيكار اوست، آرام گرفت مهدی صارمی نژاد</description>
                <category>مَهدی صارمی نژاد</category>
                <author>مَهدی صارمی نژاد</author>
                <pubDate>Thu, 04 Sep 2025 00:40:39 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>