<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مهران داودی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mehrandvd</link>
        <description>رویاپرداز، مدیرعامل ملک‌رادار</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 02:55:17</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/43249/avatar/9NHGUa.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مهران داودی</title>
            <link>https://virgool.io/@mehrandvd</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سی‌اس اینترنشیپ چطور تغییر می‌کند؟</title>
                <link>https://virgool.io/cs-internship/%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B3-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%B4%DB%8C%D9%BE-%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF-v1k29cc6qgxh</link>
                <description>سی‌اس اینترنشیپ از یک دیدگاه یک سیستم اجتماعی (Social System) است که فرایندهای آن نیاز به تغییر دارند. سیستم سی‌اس اینترنشیپ طی ۳ سال گذشته آنقدر تغییر کرده که فرایندهای کاری امروز اصلا شبیه فرایندهای کاری آن موقع نیستند. این تغییرات یک دفعه‌ای ایجاد نمی‌شوند. در حقیقت سی‌اس اینترنشیپ طوری طراحی شده که با تغییرات مداوم کوچک رشد کند.چه کسانی سی‌اس اینترنشیپ را تغییر می‌دهند؟خود بچه‌ها! هر شخصی که وارد سی‌اس اینترنشیپ می‌شود به مرور شروع می‌کند و مهارت‌هایی را تمرین می‌کند. مهارت‌های مانند «گوش کردن»، «مستند کردن»، «مستند خواندن»، «گفتگو و بحث سازنده»، «مدیریت گفتگو»، «متقاعد شدن»، «متقاعد کردن»‌، «تفکر سیستمی» و بسیاری از مهارت‌های دیگر. وقتی افراد به سطح مشخصی از این مهارت‌ها رسیدند شروع به تغییر دادن خود دوره می‌کنند. در حال حاضر افرادی که منتور و یا کاندید منتور هستند این توانمندی را دارند.جلسات ساختاری (Governance)جلسات ساختاری جلساتی هستند که به طور منظم هر هفته (در حال حاضر چهارشنبه‌ها ساعت ۱۱) برگزار می‌شوند و هدف آن تغییر فرایندهای سی‌اس اینترنشیپ است. در این جلسات تغییرات به صورت RFC پیشنهاد می‌شود. و برای هر RFC یک مسئول و یک تیم مشخص می‌شود که روی آن کار می‌کنند و هر وقت به اندازه کافی آماده شد آن را به جلسه ساختاری می‌آورند تا از اعضا فیدبک بگیرند یا در جلسه آن را تایید کنند. با توجه به اینکه یکی از مهمترین کارها در این جلسه متقاعد کردن بقیه است، در این جلسه معمولا افرادی موفق‌تر عمل می‌کنند که در این مهارت‌ها بهتر باشند: «شنوندگی»، «قدرت متقاعد شدن»، «مدیریت گفتگو»، «تفکر سیستمی» و ...کمی تاریخچهتصمیم‌گیری در مورد تغییرات سی‌اس اینترنشیپ عمدتا توسط من (مهران) انجام می‌شده. ولی هدف من این است که طی مسیری فرایند تصمیم‌گیری از من (شخص) گرفته شود و جای آن را یک سیستم بگیرد. ایجاد جلسات ساختاری مهمترین قدمی است که در این مورد برداشته شده. این جلسات از زمانی که ما نسخه دوم سی‌اس اینترنشیپ (CS 2.0) را به کمک بهزاد و جمعی از منتورها طراحی کردیم شکل گرفت و در حال حاضر عنصر اصلی ایجاد تغییرات در سیستم است.اگر ایده‌ای برای تغییر دارم چه کنم؟اگر ایده‌ای برای تغییر سی‌اس اینترنشیپ دارید بسته به اینکه منتور هستید یا نه، راه‌های مختلفی را باید طی کنید.اگر شما یکی از منتورهایی باشید که در جلسات ساختاری شرکت می‌کنند می‌توانید ایده‌ی خود را که فکر می‌کنید باید عملی شود را به صورت RFC در جلسات مطرح کنید. اگر سایر اعضا موافق باشند برای آن یک تیم تشکیل می‌شود و روی آن کار می‌کنند و نتیجه را دوباره به جلسه می‌آورند تا فیدبک بگیرند و یا آن را تایید کنند. مشخص است که انجام این فرایند به قدرت‌های زیادی از جمله «شنوندگی»، «متقاعد شدن»، «متقاعد کردن» و ... نیاز دارد که خود این جلسات محل خوبی برای تمرین این مهارت‌ها است.اگر شما یکی از این منتورها نباشید باید ایده خود را با یک یا چند منتور مطرح کنید و اگر آنها متقاعد شوند که این موضوع مهمی است، یعنی موضوع شما دغدغه آنها هم شود، آنها آن موضوع را به جلسات ساختاری می‌آورند.افرادی که کم تجربه‌تر باشند ممکن است پر از ایده‌های خوب و بد باشند. ایده‌هایی که خودشان هنوز دیدی در مورد نحوه اجرایی کردنشان و یا پیچیدگی‌هایی که ایجاد می‌کند ندارند. اینکه این افراد ایده‌های خود را ابتدا با منتورهای مطرح می‌کنند معمولا باعث می‌شود ایده‌ها یک مرحله فیلتر شوند. به عنوان مثال اگر ایده‌ای نمی‌تواند یک منتور را متقاعد کند، احتمالا در جلسات ساختاری بقیه منتورها را نیز نمی‌تواند متقاعد کند.اگر هنوز فکر می‌کنید ایده‌ای که دارید باید اجرایی شود، می‌توانید صبر کنید تا خودتان منتور شوید و در جلسات ساختاری آن را مطرح کنید. حتی احتمال دارد در این مدت که با مفاهیم جدیدتری هم آشنا می‌شوید و حتی خودتان متوجه شوید که ایده‌ای که داشتید چرا عملی نیست و یا ایده‌ای خود را بهبود دهید و آن را پیش ببرید.آیا این پایان راه است؟نه اتفاقا، این آغاز راه است. ما در راستای غیرمترکز کردن سیستم تصمیم‌گیری در ابتدای راه هستیم و از نظر من اصلی‌ترین اتفاقات در متحول کردن سیستم تصمیم‌گیری ما در CS 3.0 اتفاق می‌افتد که مدتی‌است صحبت در مورد آن را شروع کردیم.</description>
                <category>مهران داودی</category>
                <author>مهران داودی</author>
                <pubDate>Mon, 29 May 2023 01:26:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فلسفه طراحی کورس در سی‌اس اینترنشیپ</title>
                <link>https://virgool.io/cs-internship/%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%B1%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B3-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%B4%DB%8C%D9%BE-dlfznbks7syf</link>
                <description>کورس در سی‌اس اینترنشیپ یک مسیر فنی هست که یک اینترن شروع به یادگیری آن می‌کند. در حال حاضر کورس‌های «سی‌شارپ»، «وب» و «یادگیری ماشین» در دوره سی‌اس اینترنشیپ فعال هستند. در این پست در مورد فلسفه طراحی این کورس‌ها و فرایند انجام آن توضیح می‌دهم.فلسفه یادگیریهدف اصلی در کورس‌های سی‌اس اینترشیپ یاد گرفتن «یاد گرفتن» است؛ یعنی یاد بگیریم که چطور یاد بگیریم. از نظر ما این مهمترین مهارتی است که یک برنامه‌نویس باید یاد بگیرد. اینکه که من الان کار با یک تکنولوژی یا کتابخانه خاص را یاد بگیرم خیلی مهم نیست زیرا به محض اینکه من وارد یک شرکت شوم و شروع به کار کنم باید بتوانم نحوه کد نویسی در آن شرکت را یاد بگیرم و روی کد آنها آنبورد شوم. پس اگر «یاد گرفتن» را یاد نگرفته باشم به مشکل بزرگی می‌خورم. بنابراین هدف اصلی ما در طراحی کورس‌ها آموزش فنی مفاهیم بنیادین یک زبان یا تکنولوژی است به طوریکه افراد وابستگی خاصی به یک فریم‌ورک یا تکنولوژی خاص پیدا نکنند و بتوانند هر وقت نیاز شد هر فریم‌ورک و یا تکنولوژی جدیدی را آموزش ببینند.برای مثال در کورس سی‌شارپ تاکید بر آموزش عمیق مفاهیم بنیادین زبان سی‌شارپ است و ما به ندرت در آن سراغ معرفی تکنولوژی‌ها و یا کتابخانه‌هایی مانند Entity Framework، ASP.NET Core، Blazor، Maui و غیره می‌رویم. چون اعتقاد داریم اگر فردی سی‌شارپ را عمیق یاد بگیرد، اصولا باید بتواند هر کدام از این تکنولوژی‌ها را در موقعی که نیاز پیدا کرد در زمان معقولی یاد بگیرد و اصولا یاد گرفتن آنها وابسته به شرکتی است که برای کارآموزی وارد آن می‌شوند. به این معنی که آموزش این تکنولوژی‌ها و کتابخانه‌ها به عنوان بخشی از فرایند آنبوردینگ در شرکت‌ها قرار داد. خود فرد هم هر زمان علاقه داشت می‌تواند آن را یاد بگیرد.یا به عنوان مثالی دیگر، در کورس وب هدف ما آموزش مفاهیم بنیادین HTML, CSS و JavaScript بوده و سعی کردیم وارد آموزش فریم‌ورک‌هایی مانند Angular, React و Vue نشویم. اصولا پس از پایان مطالعه محتوای دوره افراد به سطحی می‌رسند که اگر بخواهند هر کدام از این کتابخانه‌ها را می‌توانند در مدت معقولی بخوانند و کار با آن را شروع کنند. با این روش افراد نیز کمتر تعصب خاصی به یک تکنولوژی پیدا می‌کنند و در آینده خود را آزاد می‌بینند که بنا به نیازشان هر تکنولوژیی را که لازم است یاد بگیرند.فرایند طراحی دوره‌هاهر وقت منتوری احساس کند که دوره‌ای نیاز به تغییر دارد می‌تواند پیشنهاد تغییر و بروزرسانی یک دوره را بدهد. این اتفاق با ثبت یک RFC در جلسات Governance شروع می‌شود و برای انجام تغییرات یک کمیته فنی که از منتورها و صاحبنظران آن تکنولوژی است تشکیل می‌شود. تصمیم‌گیری در مورد نحوه تغییرات و نسخه جدید کورس در جلسات کمیته انجام می‌شود و منتورها در مورد تغییرات صحبت می‌کنند و یکدیگر را متقاعد می‌کنند تا چه تغییراتی انجام شود. جالب است بدانید هر کدام از دوره‌ها تا بحال چندین بار بروزرسانی شده‌اند و برخی از بروزرسانی‌ها بسیار گسترده و در حد طراحی مجدد بوده‌است.</description>
                <category>مهران داودی</category>
                <author>مهران داودی</author>
                <pubDate>Sat, 20 May 2023 14:41:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استارلینک چطور وارد ایران می‌شود؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mehrandvd/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%84%DB%8C%D9%86%DA%A9-%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-dqrvzjxza2be</link>
                <description>همونطور که می‌دونید تحریم آمریکا برای فروش سرویس استارلینک به ایران برداشته شد. این تحریم یکی از مهمترین عواملی بود که ورود استارلینک به ایران را نشدنی می‌کرد. زیرا شرکت استارلینک نمی‌تونست هیچ تجهیزاتی را در ایران فعال کند و یا هزینه اشتراک اینترنتی بابت ترمینال‌های ایران دریافت کند. و این محدودیت دیگر وجود ندارد!مرحله‌هایی که باید طی بشهپیش‌بینی من از اتفاقاتی که می‌افتد این است که برای عملیاتی شدن اینترنت استارلینک به عوامل زیر نیاز داریم:وارد کردن تجهیزات: افرادی که تصمیم بگیرن این تجهیزات رو به ایران وارد کنن (قاچاق!)خریداران در ایران:‌ افرادی در ایران که بخوان این تجهیزات رو بخرنبیزنس‌ فروش استارلینک:‌ افرادی که از طریق این تجهیزات اینترنت بدون فیلتر پر سرعت بفروشنخریداران نهایی: افرادی که دیگه به جای وی‌پی‌ان خارجی شروع کنن وی‌پی‌ان استارلینک بخرندر ادامه هر کدوم کارهایی که برای محقق شن هر کدوم از این آیتم‌ها لازم هست رو توضیح می‌دم.۱. وارد کردن تجهیزاتوارد کردن این تجهیزات تقریبا همون فرایندی رو داره که وارد کردن ماهواره یا در حقیقت قاچاق ماهواره در ایران طی می‌کنه تا به دست مردم برسه. احتمالا اوایل خیلی پر ریسک‌تر خواهد بود چون حکومت خیلی سختگیر خواهد بود (مثل اوائل ویدئو و ماهواره) ولی به مرور و با توجه به زیاد شدن تعداد درخواست کننده روتین می‌شه.۲. خریداران در ایرانخرید این تجهیزات هم باز فرایندی مثل خرید «ماهواره» رو طی می‌کنه. اوایل افراد کمتری ریسک می‌کنن و ترس بیشتری هست. ولی به مرور افراد زیادی می‌خرن و عرف می‌شه. مخصوصا اینکه در مورد ماهواره مردم چیزی رو می‌خریدن که تجربه کاملا جدیدی رو بهشون می‌داد (و خیلی نیاز اساسی نبود) ولی در مورد استارلینک، مردم دارن می‌خرن به خاطر برگشتن به حالت عادی، یعنی تجربه اینترنت آزاد، که قبلا تجربش کردن. بنابراین احتمالا خیلی سریعتر جا میفته. این افراد باید فرایندهایی رو هم برای پرداخت حق اشتراک ماهانه پیدا کنند. خود این پرداخت می‌تونه حتی باعث ایجاد بیزنس‌های جدیدی بشه.۳. بیزنس فروش استارلینکبا توجه به اینکه سرعت استارلینک بالاس و معمولا بیش از نیاز یک شخص هست، احتمالا بیزنس‌های زیادی دورش شکل بگیره. همونطور که الان بیزنس‌هایی مثل نصاب ماهواره داریم، احتمالا بیزنس‌های جدیدی شکل بگیره. مثلا یک بیزنس می‌تونه این باشه که افراد سرورهای وی‌پی‌ان کانفیگ کنن و وی‌پی‌ان بفروشن که آدما بتونن دسترسی آزاد به اینترنت داشته باشن، حتی در شرایطی که اینترنت ایران قطع شده و عملا ایران اکسس شده. بنابراین به وجود اومدن بیزنسی مثل «وی‌پی‌ان استارلینک» اصلا دور از ذهن نیست. البته ساخت این بیزنس‌ها پیچیدگی کم نداره، هم از لحاظ اجرا و هم از لحاظ مدل بیزنسی، ولی به هر حال ایرانی‌ها احتمالا راه‌های زیادی پیدا می‌کنن.۴. استفاده افراد از استارلینکبا توجه به ریسک‌ها و تهدیداتی که احتمالا حکومت ایجاد می‌کنه احتمالا در ابتدا ترس‌هایی وجود خواهد داشت (مثلا اوائل ورود ماهواره) ولی به مرور (و از نظر من با سرعت زیاد) افراد شروع به استفاده کردن از این سرویس‌ها می‌کنن. حتی احتمال داره که شرکت‌هایی برای انجام کارهای خودشون و برای کارمندهاشون از این سرویس استفاده کنن.چقدر طول می‌کشه؟اینکه چقدر طول می‌کشد تا این اتفاقات بیفتد خیلی بستگی داره که اینترنت ایران چقدر محدود بشه، با هر سرعتی که محدودتر بشه و یا قطع‌تر بشه، همونقدر هم گسترش استارلینک سرعت می‌گیره.همین الان فیروز نادری کمپینی راه انداخته تا ایرانی‌های مقیم خارج ۶۰۰ هزار دلار پول روی هم بذارن و ۱۰۰۰ تا ترمینال رو بخرن و به ایران برسونن.</description>
                <category>مهران داودی</category>
                <author>مهران داودی</author>
                <pubDate>Sat, 24 Sep 2022 04:01:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دلایل بیزنسی مهاجرت به Blazor، خوش شانسی دات‌نتی‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/@mehrandvd/%D8%AF%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D8%A8%DB%8C%D8%B2%D9%86%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D9%87-blazor-%D8%AE%D9%88%D8%B4-%D8%B4%D8%A7%D9%86%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%AA-%D9%86%D8%AA%DB%8C-%D9%87%D8%A7-phk25lb3uyid</link>
                <description>داستانِ داشتن یک تیم نرم‌افزاری همیشه یک داستان پر فراز و نشیب برای شرکت‌های نرم‌افزاری است. رفت و آمد نیروها، تغییر مداوم تکنولوژی‌ها، پیدا کردن نیروهای خوب و متعهد، همه اینها فقط قسمتی از چالش‌هایی است که یک تیم نرم‌افزاری با آن مواجه است. یکی از مواردی که این داستان را پیچیده می‌کند، وجود تکنولوژی‌های مختلف و زبان‌های مختلف است.تیمی را فرض کنید که باید محصولی را بنویسد که شامل محصولاتی «وب بک‌اند»، «وب فرانت‌اند»، «اپ اندرویدی»، «اپ آی‌او‌اس» و «جاب‌های سیستمی» و شاید کمی کارهای «IoT» است. در حالت معمولی یا شاید بگوییم سنتی، شما به تیم‌هایی با زبان‌های هر یک از محیطهای بالا نیاز دارید. Backend: Java, Node.js, PHP, ASP.NET (C#), PythonFrontend: Angular, React, VueAndroid: Java, KotlinIOS: Objective-C, SwiftOther usages: IoT(C++), Job(Java, C#), AI(Python)همانطور که می‌بینید اگر هر تیم قرار باشد از یک تکنولوژی با زبان متفاوت کار کند شما تقریبا به ۶ تیم نیاز دارید. از طرفی من عقیده دارم اگر بخواهید تیم نسبت به رفت و آمد نیرو امن باشد باید برای هر کاری حداقل ۳ نفر در تیم‌تان داشته باشید. یک نفر با تسلط ۱۰۰٪، یک نفر با تسلط ۷۰٪ و یک نفر با تسلط ۵۰٪.بنابراین برای داشتن یک تیم امن شما به حدوده ۱۸ نفر نیرو نیاز خواهید داشت تا بتوانید دیسیپلین‌های بالا را پوشش دهید.شاخص «تحمل‌پذیری» یک تیم نرم‌افزاریاین شاخص نشان می‌دهد تیم شما نسبت به رفت و آمد نیرو و یا تحمل تیم در مقابل حجم زیاد کار نامتوازن لحظه‌ای چقدر است. هر چه افراد تیم به قسمت‌های مختلف کد مسلط‌تر باشند این شاخص بالاتر است. زیرا برای مثال اگر فردی از تیم برود شخص دیگری می‌تواند کار او را ادامه دهد (چون به آن قسمت از کد نیز مسلط است). و یا اگر در یک ماه حجم کارهای بک‌اند بیشتر شد بقیه افراد تیم نیز می‌توانند کمک کنند.بنابراین این شاخص میانگین تسلط همه افراد روی همه قسمت‌های کد است و هر چقدر بالاتر باشد تیم تحمل‌پذیری بالاتری دارد.مقایسه دو مدل تیم‌سازیبیایید یک مسئله ساده را در نظر بگیریم اعداد را روی آن ببینیم. فرض کنید محصولی فقط به سه محیط از محیط‌های بالا نیاز دارد: «وب بک‌اند»، «وب فرانت‌اند»، «اپ اندرویدی». جدول زیر ساختار یک تیم ۹ نفره را برای این شرکت نمایش می‌دهد:ساختار یک تیم با زبان‌های مختلف و تحمل‌پذیری ۲۴٪ در این تیم سه برنامه نویس بک‌اند، سه برنامه‌نویس فرانت‌اند و سه برنامه‌نویس اندروید ترتیب مهارتی ۱۰۰٪ و ۷۰٪ و ۵۰٪ وجود دارند. در این تیم به وضوح Developer1 که در تیم Backend است نمی‌تواند  به تیم‌های دیگر کمک کند زیرا زبان برنامه‌نویسی کاملا متفاوتی دارند. همچنین با اینکه این تیم ۹ نفر دارد. ولی برای هر محیط فقط سه نفر برنامه‌نویس دارد و عملا تسلط یک برنامه‌نویس روی محیط‌های دیگر صفر است. اگر از تمام اعداد این جدول میانگین بگیرین متوجه می‌شوید که شاخص «تحمل‌پذیری» این تیم ۲۴٪ باشد.همانطور که ممکن است به فکر شما هم رسیده باشد:چقدر خوب می‌شد اگر امکان این وجود داشت تا چندتا از اینها را با یک زبان نوشت تا نیاز به تیم‌های جداگانه نباشد.در چند سال اخیر تکنولوژی‌های مختلف سعی در ایجاد این امکان داشته‌اند. به این معنی که زبان برنامه‌نویسی و یا تکنولوژیی خلق کنند که بتواند در همه این موارد استفاده شود. یکی از زبان‌هایی که در حال حاضر این امکان را دارد سی‌شارپ است. در حال حاضر اگر برنامه‌نویسی زبان سی‌شارپ بلد باشد می‌تواند با آموزش‌های محدودی روی تمامی محیط‌هایی که بالا گفته شد برنامه‌نویسی کند. به این ترتیب برنامه‌نویس سی‌شارپی که روی بک‌اند کار می‌کند، می‌تواند به تیم فرانت و تیم اندروید هم کمک کند. به این ترتیب دیگر تیمی چند رنگ نخواهیم داشت که رنگ‌های مختلف نتوانند به هم کمک کنند.ساختار یک تیم با زبان‌های یکسان و تحمل‌پذیری ۴۳٪ در این ساختار تیمی شما تیمی با ۷ برنامه‌نویس‌ و تحمل‌پذیری ۴۳٪ دارید (این عدد از گرفتن میانگین همه اعداد جدول بدست آمده). در این تیم برنامه‌نویس Developer1 که تسلط ۱۰۰٪ روی بک‌اند دارد، روی پروژه‌های اندروید و وب هم می‌تواند در مواقع لازم کمک کند. بنابراین تیم شما نسبت به رفت و آمد نیرو تحمل بسیار بالاتری دارد. و همچنین تیم بسیار راحت‌تر می‌تواند تغییر پلتفرم برای محصولات مختلف بدهد. در این مدل با بودجه کمتر، تیم کوچکتر و تحمل‌پذیری بسیار بالاتر رسیده‌اید. و این از لحاظ بیزنسی برای شرکت‌ها بسیار جذاب است.زبان سی‌شارپ در چند سال اخیر در همه پلتفرم‌ها قابل استفاده بود به غیر از وب. خوشبختانه با ظهور Blazor که یک فریم‌ورک فوق‌العاده است برنامه‌نویسان سی‌شارپ می‌توانند سیستم‌های بسیار با کیفیت و با پرفورمنس بالایی را روی بستر WebAssembly روی بروزرها بنویسند. ما هم در تیم‌های دات‌نتی شرکت‌های مختلفی که من مشاور آنها هستم در حال طراحی فرایندهای مهاجرت به این تکنولوژی هستیم. همچنین در CS Internship نیز در حال طراحی فرایندهایی برای آموزش این تکنولوژی و آماده‌سازی آنها برای کار در شرکت‌ها هستیم.بنابراین اگر تیم شما یک تیم دات‌نتی است، پیشنهاد می‌کنم برای مهاجرت و آموزش نیروهای خود را برای حرکت به سمت Cross-Platform شدن و رسیدن به Full Stack های واقعی، از همین الان برنامه‌ریزی کنید. خبر خوبتر این است که این مسیر کماکان ادامه دارد و در NET 7.0 قرار است اتفاقات بسیار جذاب‌تر و شیرین‌تری هم در راه است.البته ناگفته نماند که در استک تکنولوژی‌های دیگر هم در حال ساخت امکانات Full Cross-Platform هستند که در حال حاضر می‌توان به استک‌های JavaScript اشاره کرد.ریسک‌ها‍یکی از مهمترین ریسک‌های این تکنولوژی‌ها، بسیار جدید بودن آنهاست. جدید بودن آنها باعث می‌شود که هنوز کامیونیتی مناسبی حول آنها شکل نگرفته باشد و حتی در برخی مواقع ممکن هنوز به اندازه کافی بالغ نباشند.از طرفی هنوز بسیاری از شرکت‌های بزرگ که هزینه HR تامین نیروی انسانی برایشان مهم نیست و توان استخدام تعداد زیادی از برنامه‌نویسان را دارند ترجیح می‌دهند کماکان تیم‌های جدا با تکنولوژی‌های متفاوت داشته باشند.</description>
                <category>مهران داودی</category>
                <author>مهران داودی</author>
                <pubDate>Wed, 29 Jun 2022 16:40:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان ساخت تیم نرم‌افزاری: جی‌پلاس (گلدیران)</title>
                <link>https://virgool.io/cs-internship/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D8%AA%DB%8C%D9%85-%D9%86%D8%B1%D9%85-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AC%DB%8C-%D9%BE%D9%84%D8%A7%D8%B3-%DA%AF%D9%84%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-jeymwhtinpn3</link>
                <description>افرادی که من رو می‌شناسن می‌دونن یکی از کارهایی که من انجام می‌دم، درست کردن تیم‌های نرم‌افزاری برای شرکت‌هاست، حالا چه شرکت‌های ایرانی یا شرکت‌های خارجی. ولی نه هر تیمی!از نظر من یه تیم نرم‌افزاری فقط شامل چند برنامه‌نویس که باید استخدام بشن تا کد بنویسند نیست؛  همچین تیمی اگر هم بتونه محصولی تولید کنه، اون محصول و تیم پایدار نخواهد موند. برنامه‌نویس‌ها میان و می‌رن، تکنولوژی‌ها عوض می‌شه، تعداد مشتری‌ها بیشتر می‌شه و معمولا تیم‌های نرم‌افزاری آماده مواجه شدن با چنین اتفاقی نیستن و چیزی که تیم بیزنس می‌بینه اینه که باز هم نشد!برای داشتن یه تیم برنامه‌نویسی، باید یک «اکوسیستم تولید نرم‌افزار» داشت. برنامه‌نویس‌ها فقط یکی از قطعات پازل لازم برای موفقیت هستند. یک اکوسیستم تولید نرم‌افزار بدون داشتن قطعات دیگه پازل دیر یا زود با مشکلات زیادی مواجه می‌شه.برای داشتن یه تیم نرم‌افزاری موفق، داشتن چند برنامه‌نویس که کد بزنن کافی نیست؛باید یک «اکوسیستم تولید نرم‌افزار» داشت.کار من ساخت تیم‌های نرم‌افزاری کاملا «ریموت» است. ولی این بار این تیم ریموت قرار است در یک سازمان که ذاتا یک شرکت حضوری است و تجربه ریموت موفق ندارد اجرایی شود. بنابراین با توجه به صحبت‌هایی که داشتیم تصمیم گرفتیم این حرکت را قدم به قدم طراحی کنیم و تیم نرم‌افزاری به مرور ریموت شود.و اما سوال ترسناک «چطور روی یک تیم ریموت حساب کنیم؟»، تجربه تلخی که بسیاری بیزنس‌ها، چه ایرانی و چه خارجی آن را داشته اند. چگونه این تجربه دردناک باید به یک موفقیت لذت‌بخش برای یک سازمان تبدیل شود. جواب این سوال همان خلق «اکوسیستم تولید نرم‌افزار» به جای «استخدام تیم برنامه‌نویسی» است. کاری که من معمولا در سه لایه «فرایند‌ها»، «تکنولوژی» و «تیم سازی» در شرکت‌ها انجام می‌دهم.سوال تلخ «چطور روی یک تیم ریموت حساب کنیم؟»، سوالی که پاسخ آن بسیاری از ناکافی‌بودن‌ها و شکست‌ها را توضیح می‌دهد.اکثر برنامه‌نویسانی که با هم این تیم را ساختیم از طریق برنامه #cs_internship آموزش دیده‌اند و این کمک بسیار زیادی برای ساخت سریع‌تر و با کیفیت‌تر تیم کرد.داستان تیم Beyondتیم Beyond، نام تیمی است که در شرکت «مدیا پردازش» (زیر مجموعه گلدیران) ساخته شده و هدف آن خلق محصولات نسل جدید برای این شرکت است. من افتخار این رو دارم که به عنوان مشاور مدیرعامل، مسئولیت خلق اکوسیستم تولید نرم‌افزار رو برای این تیم ایفا کنم. هدف اولیه این تیم ساخت یک App Suite برای گوشی‌های Gplus تولید شده در این شرکت است.کار من از اول مهر ۱۴۰۰ شد، با «قول خلق یک تیم کوچک اما کارا» در قدم اول. و ساخت اولین اپ موبایل برای گوشی‌های جی‌پلاس که به صورت builtin در آنها نصب شده باشد. برای این کار فقط ۶ ماه فرصت داشتیم و این اپ باید و روی گوشی‌هایی که در فروردین ۱۴۰۱  تولید خواهند شد نصب می‌شدند. این اپ قرار است یکی از مجموعه اپ‌های Gplus App Suite باشد.یکی از مهمترین فاکتورهای یک تیم نرم‌افزاری موفق «قول دادن» است. تیم‌های حرفه‌ای یاد گرفته‌اند که قول بدهند، و به قول خود برسند و در این راستا کاملا با تیم‌های بیزنسی هماهنگ باشند.امروز که در حال نوشتن این گزارش هستم، نسخه اول اپ با موفقیت و دقیقا در زمانی که به آن متعهد بودیم آماده شد و در اختیار کارخانه قرار گرفت. تمامی فرایندهای تیمی، Task Management و CI/CD از طریق Azure DevOps انجام می‌شود و تیم از طریق این ابزارها فکر می‌کنند، مدیریت کارها از طریق این ابزار انجام می‌شود. تمامی جلسات روی بستر Microsoft Teams برگزار می‌شود. برنامه‌نویسان یاد گرفته‌اند که چطور با هم Pair Programming انجام دهند، در حالی که ریموت هستند. همچنین همه مستندات این شرکت از طریق Microsoft 365 مدیریت می‌شود.همکاری با سایر تیم‌هامثل هر پروژه موفق، موفقیت به تنهایی به دست نمیاد و ما در کنارمون افراد و تیم‌های فوق‌العاده‌ای داریم که همکاری باهاشون مثل همیشه لذت‌بخشه. در مرحله اول، این یه همکاری شیرین بین من، شروین مشایخ (مشاور مجموعه) و علیرضا دیلمی (مدیرعامل) هست که هر سه هدف مشترکی داریم. برای هر تغییری در یک سازمان نیاز هست که لایه‌های بالای مدیریتی هدف مشترک و همراستایی داشته باشن. با اینکه ما با هم جلسات خیلی زیادی نداشتیم، ولی در همون جلسات کم، تصمیمات کلیدی گرفتیم و از همه مهمتر، این تصمیمات با قدرت اجرایی شدن. برای مثال در سازمانی که به هیچ وجه تجربه کار ریموت نداشته، استخدام یک فرد در یک شهر دیگه می‌تونه خیلی چالش‌برانگیز باشه. حتی یه مسئله مثل تهیه کامپیوتر و گوشی موبایل تست برای یه فرد ریموت هم یک چالش بزرگ محسوب می‌شه؛ که خوب این‌ها مسائلی بودن که به خاطر قدرت مدیریتی در سازمان خیلی خوب تونستن هندل بشن.برنامه CS Internshipبرای ساخت یک تیم نرم‌افزاری نیاز به افراد با کیفیت داریم. قشری از افراد که در ایران دسترسی به آنها ساده نیست. ساختار آموزشی مدارس و دانشگاه‌های ایران به هیچ وجه طوری نیست که رفتار حرفه‌ای و تیمی به افراد آموزش داده شود.برنامه CS Internship برنامه‌ای است که با هدف کمک به افراد با انگیزه ایجاد شده تا بتوانند در مدت یک سال به مهارت‌های مناسب تعاملی و حرفه‌ای برسند. و اینطوریه که من جرئت می‌کنم یک تیم بسازم و روی نتیجه اون تیم متعهد باشم و قول بدم. همونطور که گفتم بیشتر این تیم با کمک بچه‌های CS Internship ساخته شده و من از این بابت خیلی خوشحالم.تیم دیزاین استودیودر چند سال اخیر کار کردن با یه تیم طراحی حرفه‌ای به یکی از استانداردهای من تبدیل شده. من به هیچ وجه وارد پروژه‌ای نمی‌شم که ساختار طراحی محصول و طراحی تجربه کابری توش وجود نداره. چون هر چقدر هم تیم برنامه‌نویسی فوق‌العاده باشه، نتیجه کار خوب نخواهد بود و زحمات همه به هدر خواهد رفت. در این پروژه این تیم فوق‌العاده تیم دیزاین استودیو هست که مسئولیت طراحی اپ‌ها رو به عهده داره.تیم Bitدر این پروژه ما تکنولوژی‌های ما همه بر پایه .NET بودند کار را برایمان بسیار راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر کرد. از آنجاییکه با این تکنولوژی در حال حاضر می‌توان روی همه محیطها (Android, iOS, Backend, Frontend, Desktop) کد نوشت و باعث می‌شود افراد تیم بتوانند در تیپ‌های مختلف پروژه کمک کنند. از طرفی ما در این پروژه از فریم‌ورک Bit که یک فریم‌ورک اوپن‌سورس و بسیار سبک و سریع است استفاده کردیم و مثل همیشه «یاسر» رو به عنوان مشاور کنار تیم داریم.افشین (خودش یه تیمه!)در هر پروژه‌ای درصدی از کارها بسیار خاص و پیچیده هستند که هر کسی از پس آنها بر نمی‌آید. در اپلیکیشنی که این تیم روی آن کار می‌کرد پیچیدگی‌های زیاد پرفورمنسی و یکپارچه شدن با سیستم عامل Android وجود داشت که مثل همیشه «افشین» همه آنها را برطرف کرد.تیم فنی ملک‌رادارهمچنین در این پروژه از ظرفیت تیم ملک‌رادار در برنامه‌نویسی و مشاوره هم استفاده زیادی کردیم تا بتوانیم خیلی سریع تیم‌ نرم‌افزاری Beyond را تشکیل بدهیم. با توجه به اینکه تیم برنامه‌نویسی ما در ملک‌رادار همیشه در حال توسعه هست، معمولا ظرفیت برنامه‌نویسی بیشتری داریم که از این ظرفیت برای کمک به ساخت تیم‌های دیگه استفاده می‌کنیم.و در آخرساخت یک تیم جدید همیشه برای من یک چالش جدید و منحصر بفرد است. به این معنی که ساخت هیچکدام از تیم‌هایی که تا به حال ساختم شبیه هم نبوده و به هیچ وجه اینطور نبوده که بتونم یک الگو را مجددا تکرار کنم. هر شرکت شرایط منحصربفردی دارد که قابل مقایسه با شرکت‌های دیگر نیست. به همین دلیل ساخت هر تیم جدید برای من یعنی یک تجربه کاملا متفاوت، ارتباط با افرادی منحصربفرد که قبلا مشابه‌شان را ندیدم و حل مسائلی کاملا جدید.بعضی وقت‌ها هم در مورد چیزهایی که در این پروژه‌ها یاد می‌گیریم داستان‌سرایی می‌کنم و در بلاگم به زبان انگلیسی می‌نویسم. اگر علاقمند بودید می‌تونین بعضی از این داستان‌ها رو در بلاگم (mehrandvd.me) بخونین. بعضی از پرخواننده‌ترین داستانام تا الان اینا بودن:داستان اختراع مجدد قورباغه! (Reinventing the Frog)داستان بچه‌ای که هیچوقت به دنیا نیامد! (The story of a child that is never born)داستان یک تصمیم به اندازه کافی خوب! (Good Enough Decision towards Best Decision)امیدوارم که از داستان‌ها هم لذت ببرین :)</description>
                <category>مهران داودی</category>
                <author>مهران داودی</author>
                <pubDate>Fri, 22 Apr 2022 13:35:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رای می‌نمی‌دم، به خاطر حذف تنبیه بدنی در مدارس!</title>
                <link>https://virgool.io/@mehrandvd/%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1-%D8%AD%D8%B0%D9%81-%D8%AA%D9%86%D8%A8%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D8%AF%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B3-pq0cdfiyd8tj</link>
                <description>این که امسال رای بدهم یا ندهم، نمی‌دانم. اصولا باید ندهم. سال‌های گذشته هم اصولا نباید رای می‌دادم. جواب این سوال که چرا ممکنه بخوام رای بدم:چرا ممکنه بخوام رای بدم: «جلوگیری از تنبیه بدنی در مدارس!»وقتی مدرسه راهنمایی می‌رفتم، خاتمی یک کار جدید در مدارس شروع کرده بود که با همه سادگیش به نظر من حیرت‌انگیز بود. برای اولین بار در عمرم اسم رای‌گیری و انتخابات رو شنیدم. در مدرسه هو افتاده بود که قراره بین دانش‌آموزان انتخابات برگزار بشه و چند نفر به عنوان نماینده دانش‌آموزها انتخاب بشن. فکر می‌کنید کیا کاندید شدن؟ شرورترین بچه‌ها و پررو ترین‌ها! شرورترین بچه‌های مدرسه کاندید شده بودند که بهشون رای بدیم. واقعا انتخابات مسخره‌ و پوچی بود به نظرم. مخصوصا شعارهایی که اون بچه‌ها می‌دادن: «جلوگیری از تنبیه بندی!»زمانی که من مدرسه راهنمایی بودم «تنبیه بدنی» با خطکش و چک و لگد کاملا مرسوم بود و خیلی‌ها سعی کرده بودن حذفش کنن و نتونسته بودن. یادمه بخشنامه‌های آموزش پرورشی اومده بود که تاکید می‌کرد نباید تنبیه بدنی انجام بشه. اما مدیر و ناظم مدرسه انقدر قدرتمند بودن که نه بخشنامه‌ها، نه جلسه اولیا مربیان و نه هیچ چیز دیگه‌ای نمی‌تونست حتی یک ثانیه جلوی اونها رو بگیره. به نظر نمیومد که هیچ وقت بشه تنبیه بدنی رو از مدرسه حذف کرد. ناظم‌های خشن، زورگو و قدرتمند و دانش‌آموزان ضعیف که هیچ قدرتی نداشتن. تو همچین شرایطی اون بچه‌های شر که با پر رویی شعار «جلوگیری از تنبیه بدنی» رو می‌دادن، خودشون اتفاقا بیشترین کتک‌ها رو خورده بودن. یادم میاد اون روزی که «علی» یکی از اون بچه‌های شرور، بلندگوی مدرسه رو گرفته بود و داشت با هیجان می‌گفت «جلوگیری از تنبیه بندی» ناظممون کنارش وایساده بود و داشت به ریشش می‌خندید و عملا تو چهرش می‌شد تمسخر رو دید که داره می‌گه من خودتم می‌گیرم همینجا می‌زنم بچه، اونوقت تو می‌خوای جلوی من رو بگیری؟ راستش رو بخواین خود علی هم اعتقادی نداشت و می‌دونست داره چرت می‌گه. فقط با هیجان داد می‌زد «جلوگیری از تنبیه بدنی» و بقیه هم کف می‌زدن.اون بچه شَرورِ انتخاب شدعلی رای آورد و شد نماینده دانش‌آموزا تو شورای دانش‌آموزی. همونطور که انتظار می‌رفت کار خاصی نمی‌تونست بکنه. یه بار که ناظم یکی رو زیر چک و لگد گرفته بود، اومد اعتراض کنه که چرا می‌زنی، ناظم گرفت اونم حسابی زد. من یادمه ما که اونجا بودیم و بچه مثبت بودیم گفتیم بابا چرا اونو می‌زنی دیگه؟ ما رو هم گرفت حسابی زد! یکی دو بار دیگه این اتفاق افتاد و ناظم همه رو زد. ولی یه مدت بعد ناظم دید حالا هر دفعه یکی رو می‌خواد بزنه باید چند نفر دیگه رو هم بزنه. انگار هزینه‌ی زدن زیاد شده بود براش. کم کم دیگه وقتی می‌خواست یکی رو تنبیه کنه و بزنه قبلش توضیح می‌داد که واسه این که این کار بد رو کرده دارم می‌زنمش. سعی می‌کرد ناظرها رو متقاعد کنه که مخالفت نکنن. انتخابات سال بعد، این دفعه بچه‌ها با جدیت بیشتری رای دادن. و البته کاندیداها کماکان همون بچه شرورها بودن، شاید کمی بهتر، و البته کسایی که با ناظم خوب بودن. دوباره رای‌ها باعث شد حرکت ادامه داشته باشه و با ناظم مخالفت کنن. کم کم مدرسه‌های مختلف نماینده‌هایشون جمع شدن و بین هم یکی رو انتخاب کردن به عنوان نماینده شهر و بعد هم نماینده کشور.داستان بالا رو ادامه نمی‌دم. فقط این رو بگم که بعد از حدود ۱۰ سال، به وضوح یادمه که تنبیه بندی از اون مدارس دیگه حذف شده بود و امروز تقریبا دیگه اثری نیست، تو اون مدرسه و خیلی از مدرسه‌های دیگه.ما همه چیز رو «زود» دوست داریمعلت این تغییر به نظر من کاندیداها نبودن، رای‌هایی بود که بهشون داده شده بود و بهشون حس قدرت داده بود که می‌تونن تغییر ایجاد کنن و به خاطرش کتک بخورن.این تغییر از نظر من طولانیه ولی ماندگاره. خیلی بهتر از تغییر با یک نامه یا بخشنامه کار می‌کنه.واسه مدرسه‌ای که هم ناظمش عادت داره به کتک زدن و هم دانش‌آموزاش عادت دارن به کتک خوردن، ترک این عادت زمان می‌خواد، بلوغ می‌خواد، بلوغی که دانش‌آموزها هم بهش نیاز دارن تا تغییر ماندگار باشه و برنگرده. ما معمولا عادت نداریم صبر کنیم و تلاش کنیم برای تغییر. دوست داریم کار سریع انجام بدیم، نتیجش رو سریع ببینیم. احتمالا راه انتخابی خیلی از ما این بود که خوب باید مدیر مدرسه عوض بشه، ناظم مدرسه عوض بشه. ولی این رویکرد کار نمی‌کنه چون زیادی سریعه، و برگشت‌پذیره. ما همه چیز رو زود دوست داریم. زود پول‌دار شیم، دوست نداریم تلاش کنیم یه بیزنس بسازیم که بعد از ۱۵ سال فوق‌العاده باشه. ترجیح می‌دیم پولامونو ببریم تو بورس ۳ ماهه پولدار شیم.امسال رای می‌دم یا نه؟ بستگی داره!تا حالا چند انتخابات بوده که مشارکت خیلی کم بوده توش. نتیجش فقط این بوده که یه سری که خیلی داغون بودن راحت‌تر و بی‌دردسرتر اومدن بالا، بدون حتی هیچ اعتراضی. از طرفی رای دادن هم فایده‌ای نداره بین کاندیداهایی که تقریبا هیچ فرقی با هم ندارن، فقط بعضی‌هاشون کمی کمتر بدترن!ولی در یه صورت رای می‌دم، اینکه احساس کنم اون کاندیدای بد، می‌خواد و می‌تونه به پشتوانه فاصله رای‌ش،  یه قدم کوچیک در مسیر پیشرفت برداره.در یه صورت هم رای نمی‌دم، اینکه کاندیداها اصلا دانش‌آموزا نباشن و خود ناظم و مدیر مدرسه و همکاراش کاندید شده باشن فقط!و خوب امسال مثل اینکه تکلیف مشخص شد. قرار شده ناظم و مدیر خودشون شرکت کنن و اجازه ندن که دانش‌آموزا شرکت کنن.</description>
                <category>مهران داودی</category>
                <author>مهران داودی</author>
                <pubDate>Sat, 29 May 2021 12:54:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ابرآروان: دیوانه در قفس درید!</title>
                <link>https://virgool.io/@mehrandvd/%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A2%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D9%81%D8%B3-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%AF-j8vola0fperc</link>
                <description>اتفاقات ابرآروان این روزها خیلی فکرم رو مشغول کرده. فهم من از مسئله و انتقاد اصلی اینه:درسته ابرآروان کنترلی روی قطع کردن اینترنت نداره، ولی عملا داره کار قطع کردن رو تسهیل می‌کنه، از طریق کم کردن هزینه قطع کردن.من تو این نوشته اصلا نمی‌خوام این واقعه رو تحلیل کنم و درست یا غلط بودنش رو تحلیل کنم. یه کار دیگه می‌خوام بکنم. از یه زاویه دیگه می‌خوام به مسئله نگاه کنم: «زاویه ما»ما رویکردهای مختلفی به این مسئله داریم:رویکرد اتهامی: مقصر دونستن ابرآروان به خاطر کم کردن هزینهرویکرد حامی‌گری: اینکه ما بالاخره در ایرانیم و اگر داریم جایی کار می‌کنیم هممون داریم کم و بیش همین کار رو می‌کنیم.مدرسه یا زندانمن خیلی دوست دارم این اتفاق رو تو یه جامعه دیگه شبیه‌سازی کنم. فرض کنید دانش‌آموزهای یک مدرسه امروزی و بالغ، متوجه بشن که یکی از معلم‌ها از دانش‌آموزان سو استفاده جنسی می‌کنه. عکس‌العملی که تو همچین مدرسه‌ای احتمالا اتفاق می‌افته اینه که خودشون یا از طریق پدر و مادرشون حرکتی رو شروع می‌کنند که معلم رو عوض کنن و به سزای اعمالش برسونن. چارچوب یک «کنشگر»حالا همین مثال رو فرض کنید که در یک زندان اتفاق بیفته و زندان‌بان از زندانی‌ها سو استفاده جنسی می‌کنه. اونجا احتمالا حرکتی شکل نمی‌گیره که زندانی‌ها بخوان زندان‌بان رو عوض کنن. اونها شروع می‌کنن به تحلیل رفتار اون فرد. این که چرا این کار رو می‌کنه، چرا اون انتخاب شده، اینکه اگر این کار رو می‌کرد یا نمی‌کرد اینطوری می‌شد یا نمی‌شد. چارچوب فکری یک «قربانی‌»دو مثال بالا ممکنه خیلی اشکال داشته باشن، ولی من با همه اشکالاتی که دارن می‌تونم نتیجه‌گیریم رو بهتون بگم. از روی اینکه آدم‌ها کدوم رویکرد رو انتخاب می‌کنن می‌شه فهمید ذهنیتشون از فضایی که توش قرار دارند چیه؟از نظر من دو رویکرد «اتهامی» و «حامی‌گری» هر دو از انواع چارچوب فکری «قربانی» هستن. مثل زندانی‌هایی که تصمیم می‌گیرن به هم بپرن و حال همدیگر رو بگیرن، یا تصمیم می‌گیرن متحد بشن و هوای همدیگر رو داشته باشن، هر دو این‌ها نشان دهنده وجود فضای «زندان محور» هست. از نظر من همه رویکردهای مختلفی که در برابر ابرآروان هست این رو نشون می‌ده که ذهنیت مردم اینه که در یک زندان زندگی می‌کنیم که توانایی تغییر نداریم، حالا چه کاری می‌تونیم بکنیم؟این در مقابل فضایی هست که اگر آدم‌ها با یک چیزی مشکل دارن، مثل سو استفاده جنسی زندان‌بان از زندانی‌ها، یا قطع اینترنت، بخوان این رو از همون بالا مطالبه کنند. قدرت این رو تو خودشون ببینن که می‌تونن تغییر بدن مدیر مدرسه رو.این که کشور ما بیشتر شبیه رویکرد «مدرسه» هست یا «زندان» رو تعریف‌ها و سخنرانی‌های مسئولین مشخص نمی‌کنه. این رو رویکردی که آدم‌ها برای اعتراض انتخاب می‌کنن مشخص می‌کنه.متاسفانه همه رویکردهای ما طعم تلخ زندگی در یک زندان بزرگ رو داره.مسئله ابرآروان مسئله دیر یا زود هر استارتاپ ایرانیه. اگر اسنپ نبود و اوبر بود، اگر بانک ایرانی نبود و بانک‌های خارجی بودن، اگر دیجی‌کالا نبود و آمازون بود، همه این‌ها باعث می‌شد قطع شدن اینترنت ناممکن‌تر بشه. وقتی زورمون به مسبب قطعی اینترنت نرسه و نتونیم از روش‌های درست جلوشون رو بگیریم، مجبوریم مثل یک قربانی راه‌حل‌هایی که یک قربانی می‌تونه داشته باشه رو انتخاب کنیم.تو یه فیلمی که یادم نیست اسمش رو، یه اسارتگاه بود که تقریبا همین داستان‌ها توش وجود داشت. یه جایی قهرمان داستان باید یه جنمی نشون می‌داد که منجر به کشته شدنش می‌شد، ولی باعث می‌شد بقیه بهش افتخار کنن. یه پیری داشت اون زندان که یه نصیحت به یاد موندنی کرد. گفت بهترین کاری که ما می‌تونیم بکنیم اینه که زنده بمونیم، اونا از مردن ما، حتی مردن با افتخار، خوشحال می‌شن، چون یکیمون کم می‌شه. ولی زنده موندن تک تکمون براشون دردسره، چون یه موقعی می‌شه که جنگ تموم می‌شه و آزادی تک تک ما براشون دردسر خواهد بود. اون قهرمان، خودش رو به کشتن نداد، کمی تحقیر شد، و بعدا تونست تاثیر عمیقی روی آزادی همشون بذاره.من شخصا خیلی خوشحالم که تو این زندان، افراد دغدغه‌مندی مثل «جادی» و «حامد» رو داریم که فرایند زندان رو تشریح می‌کنن و باعث می‌شن آگاه باشیم. ولی اعتقاد دارم مکانیسم ما در برابرش نباید کشتن خودمون تو زندان باشه. چون فردایی هست...</description>
                <category>مهران داودی</category>
                <author>مهران داودی</author>
                <pubDate>Sat, 08 May 2021 13:29:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ادغام دیوار و شیپور در آستانه سال ۱۴۰۰</title>
                <link>https://virgool.io/MelkRadar/%D8%A7%D8%AF%D8%BA%D8%A7%D9%85-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%B4%DB%8C%D9%BE%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B0-pfdxwrt4kkbj</link>
                <description>ادغام دیوار و شیپور در آستانه سال ۱۴۰۰بزرگترین سایت‌های ثبت آگهی ملکی کشور یعنی دیوار و شیپور اعلام کردند که از ابتدای ۱۴ فروردین سال ۱۴۰۰ با هم ادغام می‌شوند. البته هنوز به طور رسمی اعلام نشده که پس از ادغام تحت چه نامی ادامه خواهند داد، ولی یک مقام رسمی که نخواست نامش فاش شود گفت نام جدید پس از ادغام «دیپور» یا «Dipoor» خواهد بود که از ترکیب نام این دو سایت به دست آمده.بنا به گزارش ملک‌رادار که در نشریه پیوست منتشر شده، در حال حاضر دیوار و شیپور بیشترین سهم را در بازار آگهی‌های ملکی آنلاین دارند. این اقدام در راستای یکپارچه کردن خدمات ثبت آگهی و تسهیل کار افرادی است که در جستجوی ملک هستند. مقایسه سهم بازار استارتاپ‌های ملکیملک‌رادار نیز اعلام کرد که از ۱۴ فروردین آگهی‌های دیوار و شیپور را به صورت ادغام شده و با نام جدید در «اپ و بات ملک‌رادار» در اختیار کاربران قرار می‌دهد تا کماکان کاربران بتوانند همه آگهی‌های این سایت‌ها را یکجا جستجو کنند.دروغ شب سیزده یک رسم قدیمی است که در آن یک دروغ باور نکردنی در روز ۱۳ فروردین گفته می‌شود.سیزده به در مبارک! این هم شوخی ۱۳ فروردین ملک‌رادار بود، تا لبخندی بنشانیم در این روزهای سخت. بنابراین سایت‌های موفق دیوار و شیپور قرار نیست با هم ادغام شوند و امیدواریم امسال هم مثل سال پیش شاهد موفقیت‌هایشان باشیم.</description>
                <category>مهران داودی</category>
                <author>مهران داودی</author>
                <pubDate>Fri, 02 Apr 2021 12:14:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آمار بازدید پست‌های من در سال ۹۹</title>
                <link>https://virgool.io/@mehrandvd/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B9%DB%B9-opzarjhjjf9s</link>
                <description>در طول تاریخ از اعداد استفاده کردیم تا اغلب داد و ستد کنیم و آن‌چیزی که شمردنی است را بشماریم. برای هر عدد واحد درست کردیم تا عددهای زندگی قاطی نشوند و از اعداد، شفاف‌تر استفاده کنیم؛ مثلا وقتی می‌گوییم ده هزار تومان به پول اشاره داریم و وقتی می‌گوییم ده هزار بلیط به بلیط!روز به روز که در زندگی جلو‌تر رفتیم عددها فرقی نکردند ولی این واحدها بودند که زیاد شدند. واحد کریپتو، واحد اصله درخت، واحد فاصله و …«واحد» یک توافق عمومی است برای شمردن؛ تا همانطور که گفتم شمردن‌ها قاطی نشود. مشاهده افراد دارای ثروت (اجتماعی یا مالی) به من ثابت کرده اینکه چه چیزی را بشماریم از اینکه چطور بشماریم مهم‌تر است. هرکس با واحد خاصی مسائل زندگی را می‌شمارد. اینطور به نظرم آمده که مشخص کردن واحد یعنی مشخص کردن اینکه من در زندگی برای چه چیزهایی ارزش قائلم و می‌خواهم چه چیزهایی را در زندگی بشمارم. https://cdn.virgool.io/annual-report/1399/ddvpztjnnyvx-ut1Jh.mp4 اعدادی که بدون واحد ثبت کردمبه ویدیویی که ویرگول برایم ساخته که نگاه می‌کنم میبینم که در سال ۹۹، من در مجموع ۵,۲۶۹ کلمه در ویرگول نوشتم و منتشر کردم و مخاطبین، پست‌های من را ۵۷ مرتبه پسندیدند و  ۹ بار هم نظر خود را روی پست‌های من به اشتراک گذاشتند. در سال ۹۹، ۳۳ نفر در ویرگول من را دنبال کردند تا پست‌های بعدیم را بخوانند. این اعداد نشان میدهند من کاری کرده‌ام. هرکدام به واحدی وصل هستند. از خودم می‌پرسم من کدام واحد را شمارش کرده‌ام؟ کدامیک از واحدهای بالا از همه برای من مهم‌تر است؟ ادامه ویدیو را می‌بینم.آمار از اثر بیرونی می‌گویندطبق آمار پست‌های من ۳,۷۳۵ بار خوانده شدند و ۱۶۰,۶۸۲ ثانیه صرف مطالعه آنها شده است، که با توجه به جمعیتی که در ایران به اینترنت دسترسی دارند، ویرگول به من می‌گوید که توانستم  ۰/۰۰۲۲۰۲۹۳۴ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را بالا ببرم.از طرف دیگر ویرگول به من می‌گوید که اگر قرار بود پست‌هایم را چاپ و به دست تک تک خوانندگان برسانم باید ۱۳,۷۳۰ کاغذ مصرف می‌کردم.آن عددهای کوچک ابتدای ویدیو حالا تبدیل شده‌اند به عددهای بزرگ به اینکه من جلوی مصرف این تعداد کاغذ را گرفتم یا به اینکه من  ۰/۰۰۲۲۰۲۹۳۴ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را جابه جا کرده‌ام. واحد این عددها برای من ملموس‌تر است.واحد نوشتن چیست؟همه عددهای بالا و همینطور اثر بیرونی که روی خوانندگان و همینطور در مقیاس بزرگتر طبیعت و جامعه اطرافم گذاشتم اعدادی هستند که من دوستشان دارم و به آنها افتخار می‌کنم. اگر چنین ویدیویی دست شما نیز رسید به شما بابت تک تک اعداد تبریک می‌گویم.اثر هر نوشته تا حدودی معلوم است، اگر بنویسید جلوی قطع درخت را می‌گیرید، به سرانه مطالعه کشور اضافه می‌کنید و خوانندگانی جذب می‌کنید که شما را از طریق نوشته‌هایتان می‌شناسند و …به نظرم می‌رسد که نوشته‌های من و شما واحد ندارند ولی اثر بیرونی دارند.</description>
                <category>مهران داودی</category>
                <author>مهران داودی</author>
                <pubDate>Mon, 22 Mar 2021 16:08:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قیمت ملک در بازار معکوس!</title>
                <link>https://virgool.io/MelkRadar/%D9%82%DB%8C%D9%85%D8%AA-%D9%85%D9%84%DA%A9-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%B9%DA%A9%D9%88%D8%B3-myjfhdjujhjy</link>
                <description>تا کنون همه گزارش‌های بازار ملک بر اساس قیمتی که مالکان آن منطقه روی ملک خود گذاشته‌اند محاسبه می‌شد. برای مثال اینکه در سعادت‌آباد آپارتمان متری چند است بر این اساس محاسبه می‌شود که مالکان آپارتمان در سعادت‌آباد ملک خود را متری چند تومان برای فروش گذاشته‌اند.همه گزارش‌ها می‌گن خونه متری چند شده... این گزارش برعکسه!نشون می‌ده آدما دارن دنبال خونه‌ای می‌گردن که متری چند باشه، یا به عبارتی: انتظار ذهنی خریدارها تو هر محله متری چند شده!منظور از بازار معکوس این است که افرادی که دنبال ملک هستند دنبال چه قیمتی هستند؟ برای مثال افرادی که در سعادت‌آباد به دنبال خرید آپارتمان هستند به دنبال آپارتمانی با قیمت متری چند هستند؟میانگین قیمت هر متر ملک در تهران بر اساس انتظار ذهنی خریدارانبرای مثال نموداره بالا نشان می‌دهد در آذر ۱۳۹۹ میانگین قیمتی بازار معکوس بین ۲۷ میلیون تا ۳۲ میلیون بوده. یعنی قیمت ملک در تهران از لحاظ انتظار افرادی که خریدار هستند حدودا متری ۳۰ میلیون است.این گزارش می‌تواند محله به محله تهران بررسی شود و شکاف قیمتی بین انتظار خریداران و قیمتی که مالکان ثبت کرده‌اند را مشاهده کرد.نکته جالب این گزارش این است که از اردیبهشت ۱۳۹۹ که ثبت قیمت‌ها در سایت‌ها حذف شد، مشخصا انتظار ذهنی کاربران به هم ریخته و بازه بسیار بزرگتر شده است. این به این معنی است که خریداران بیشتر دچار بلاتکلیفی شده‌اند و مجبورند بازه بزرگتری از قیمت را انتخاب کنند.گزارش فصلی ملک‌راداراین تحلیل بر اساس گزارش فصلی ملک‌رادار - پاییز ۱۳۹۹ انجام شده که می‌توانید آن را از اینجا دانلود کنید. گزارش فصلی ملک‌رادار هر فصل اطلاعات بازار آنلاین ملک را منتشر می‌کند.تحلیل دیگری که از این گزارش در سایت پیوست منتشر شده را نیز می‌توانید از اینجا ببینید.حرکت خریداران ملک به سمت حومه شهر‌هااین تحلیل نشان می‌دهد چطور حومه‌ شهرها به مقصد جذابی برای خرید تبدیل شده‌اند.</description>
                <category>مهران داودی</category>
                <author>مهران داودی</author>
                <pubDate>Wed, 10 Mar 2021 15:15:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وَفْس: روستایی که ما را به جهان وصل کرد</title>
                <link>https://virgool.io/@mehrandvd/vafs-connects-us-to-the-world-hudfczoxdpej</link>
                <description>حامد در روستای زیبای وَفْس چوپان بود و به برنامه‌نویسی علاقمند. خودش تعریف می‌کنه که: «چند سال پیش که روستایشان اینترنت نداشت، حتی نمی‌دونسته گوگل چیه! یه کتاب برنامه‌نویسی سی‌پلاس‌پلاس داشته که وقتی چوپانی می‌کرده می‌خونده. یه بار خوابش برده و بیدار شده دیده گوسفندها نصف کتابش رو خوردن!» حامد الان یکی از برنامه‌نویس‌های خوب ما در ملک‌رادار هست که از طریق #cs_internship آموزش دیده و ما الان شانس کار کردن باهاش رو داریم.حامد، چوپانی از روستای وفس که در عرض چند سال وارد یک تیم برنامه‌نویسی حرفه‌ای شد. تیم ما در ملک‌رادار کاملا ریموت است و این یعنی زندگی بیزنس ما روی اینترنت و پنهای باند سوار شده‌است. الان بیش از ۴ سال است که همه تیم ما (برنامه‌نویسی، فروش، پشتیبانی، تست، مارکتینگ و ...) به طور کامل ریموت است و مشکل پهنای باند مستقیما یعنی کند شدن پیشرفت ما. اینکه سرعت اینترنت ایران برای جلسات آنلاین با تعداد افراد بالا مناسب شده باعث شده ما باشیم. اینکه سرعت طوری شده که می‌توانیم با زیرساخت‌هایمان به صورت ریموت کار کنیم باعث شده که ما باشیم. اینکه اینترنت گسترش زیادی در ایران داشته و به شهرها و روستاهای زیادی رسیده ما را هر روز توانمندتر و توانمندتر کرده و ما الان تیم بزرگی هستیم که در کل ایران پخش شدیم.تیم ملک‌رادار که در کل ایران پخش شده‌اند و به صورت ریموت کار می‌کنند ما توانسته‌ایم دوره رایگان #cs_internship را طوری طراحی کنیم که بتوانیم به صورت ریموت افراد با استعداد و با انگیزه را در شهرها و روستاهای مختلف پیدا کنیم و آموزش دهیم تا به مهندسین نرم‌افزار با کیفیتی تبدیل شوند و بتوانیم از همانجا با هم کار کنیم. (در مورد دوره سی‌اس اینترنشیپ اینجا بیشتر بخوانید)اینکه ما توانسته‌ایم با یک استعداد با انگیزه از بچه‌های وَفْس کار کنیم، شانس اون نبوده، شانس ما بوده. ما شانس این رو داریم که استعدادهای زیادی که تو شهرها و روستاهای ایران هستند کار کنیم به خاطر اینکه اینترنت مناسب به بیشتر شهرها و روستاهای ایران رسیده.این که ما تونستیم با بچه‌های روستاهای شهرهای مختلف مثل وَف کار کنیم، دری بوده به یه جهان جدید. دنیای جدیدی که تو اون امکان وصل شدن به سیلی از آدم‌های ارزشمندی وجود داره که قبلا نمی‌تونستیم با هم کار کنیم.اتفاقی که در موردش صحبت کردم واقعا تا چند سال پیش امکان‌پذیر نبود. بدون اینترنت با کیفیت هیچکدام از این کارها را نمی‌شد انجام داد. مخصوصا رسیدن اینترنت به همه شهرها و روستاهای کشور. طبق عرف جامعه من نباید از آقای جهرمی وزیر ارتباطات و تیمشون تشکر کنم، چون وظیفشون بوده، نه تنها وظیفشون بوده، بلکه فقط قسمتی از وظیفشون بوده. حتی در مقایسه با خیلی از کشورهای دیگه کارشون رو خوب هم انجام ندادن و خیلی عقبیم. ولی تشکر می‌کنم! چون اونها این کار رو توی ایران انجام دادن. تو ایرانی که بر خلاف بقیه کشورها کلی آدم مخالف گسترش اینترنت هستند. به نظرم اکوسیستم به وجود آمده از بچه‌های نسل جدید تاثیر خیلی زیادی روی به وجود اومدن فضاهای جدید داشتن و حتی در موارد زیادی پیشران تصمیماتی بوده که مسئولین می‌گیرن.تشکر می‌کنم از افرادی که دارن برای گسترش زیرساخت‌های اینترنتی در ایران تلاش می‌کنن و با تفکرهای قدیمی و متحجری می‌جنگند که هر ثانیه منتظرن بیان و روی همه چی Ctrl+Z بزنند! تا نگذارند حامدها حامد شوند!</description>
                <category>مهران داودی</category>
                <author>مهران داودی</author>
                <pubDate>Tue, 09 Feb 2021 13:21:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نجات شفافیت بازار ملک با گزارش‌های دیوار و ملک‌رادار</title>
                <link>https://virgool.io/MelkRadar/%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D9%85%D9%84%DA%A9-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%85%D9%84%DA%A9-vsgrcxtzrwc1</link>
                <description>دو سال گذشته خاطراتی را برای ما رقم زد که کمتر کسی می‌تواند با دل خوش از آنها صحبت کند. ولی یکی از اتفاقات خوب دو سال گذشته گزارشاتی بود که برای اولین بار توسط استارتاپ‌ها منتشر شد. گزارشاتی که در آن استارتاپ‌ها تصمیم گرفتند برخی از اطلاعات ارزشمند خود را در اختیار همگان قرار دهند. گزارش‌های جذابی که کافه‌بازار، دیجی‌کالا، دیوار و شیپور منتشر کردند بیش از همه من را جذب کرد. گزارش‌هایی که به حرکت به سوی شفافیت کمک می‌کنند. در این میان گزارش دیوار برای من جالب‌تر بود. اطلاعاتی که دیوار در مورد بازار ملک ارائه داده است، با گزارش فصلی ما در ملک‌رادار تطابق داشت و تطابق اطلاعات منتشر شده بازیگران مستقل می‌تواند معیار خوبی از حرکت به سوی شفافیتی باشد که از استارتاپ‌ها شروع شده و باید به سمت شرکت‌های بزرگتر برود.ملک‌رادار هر سه ماه یک‌بار یک گزارش فصلی منتشر می‌کند که در آن وضعیت و آمار فصل گذشته در بازار آنلاین مسکن را گزارش می‌دهد. (گزارش فصلی پاییز ۹۹)طبق گزارش سال ۹۸ دیوار که از اینجا می‌تواند متن کامل آن را مطالعه کنید تعداد کل آگهی‌های ملکی ثبت شده در دیوار و در سال ۹۸ و در کل ایران حدود ۱۶ میلیون آگهی بوده است.برگرفته از گزارش ۹۸ دیواراز آنجایی که ما در ملک‌رادار در حال حاضر در تهران، البرز، خراسان و استان‌های شمالی فعالیت می‌کنیم فقط امکان مقایسه اطلاعات این استان‌ها را داریم. از طرفی استان‌های شمالی از ابتدای سال ۹۹ تحت پوشش خدمات ملک‌رادار قرار گرفت، بنابراین امکان مقایسه آن با اطلاعات سال ۹۸ دیوار وجود ندارد.برگرفته از گزارش فصلی زمستان ۹۸ ملک‌رادارطبق گزارش‌های فصلی ملک‌رادار در سال ۹۸ در استان‌های تهران، البرز و خراسان حدود ۱۲ میلیون آگهی ثبت شده که از این تعداد حدود ۶۵٪ مربوط به پلتفرم دیوار بوده است. این یعنی دیوار در سال ۹۸ حدود ۸ میلیون آگهی در شهرهای این استان‌ها داشته که تقریبا معادل نصف آگهی‌های ملکی دیوار می‌شود.به نظر می‌رسد آگهی‌های ملکی که در استان‌های تهران، البرز و منطقه خراسان منتشر می‌شود معادل نصف آگهی‌هایی است که در کل ایران منتشر می‌شود.داده‌محوری: به سوی جامعه‌ای شفافیکی از اتفاقات خوشایندی که در ۲ سال گذشته شاهد آن بودیم شروع استارتاپ‌ها به انتشار گزارش‌هایی آماری از داده‌های خود بود. به نظر من ما در حال گذار هستیم. گذار از دنیایی که در آن هیچکس نمی‌خواهد اطلاعاتی به بقیه بدهد به دنیای جدیدی که شرکت‌ها شروع به منتشر کردن اطلاعات خود می‌کنند. اگر می‌خواهیم به شفافیت اطلاعات و در نهایت شفافیت تصمیم‌گیری برسیم باید از خود شروع کنیم. از نظر من شرکت‌هایی که قدمی در راستای فلسفه Open Data بر می‌دارند، عملا قدم‌های اولیه رسیدن به جامعه‌ای شفاف‌تر را برداشته‌اند. ادامه این حرکت در آینده می‌تواند باعث ترغیب سازمان‌های دولتی شود که مزایای OGD یا Open Government Data را درک کنند و به سمت آن حرکت کنند.به عقیده من حرکت به سوی شفافیت و در نهایت شفاف شدن تصمیم‌ها می‌تواند کمک بزرگی به بازگرداندن سرمایه اجتماعی کند که در سال‌های گذشته نبود آن زیان‌های زیادی را به وجود آورده است.</description>
                <category>مهران داودی</category>
                <author>مهران داودی</author>
                <pubDate>Sat, 30 Jan 2021 18:52:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تیم نینجا: گزارش نجات پروژه چت ایکس</title>
                <link>https://virgool.io/@mehrandvd/ninja-team-saving-chatx-x0a7lu9o0thb</link>
                <description>در سری پست‌های «تیم نینجا» در مورد پروژه‌های واقعی صحبت می‌کنم که در شرایط بحرانی بودند و از من خواسته شد تا با درست کردن یک «تیم نینجا» در مدت زمان خیلی کوتاهی مشکلات اساسی این پروژه‌ها را حل کنم.تیم‌های نینجا تیم‌هایی هستند که خیلی سریع درست می‌شن، به یه هدف خاص می‌رسن و بعد از هم جدا می‌شن. افراد این تیم‌ها معمولا افراد خیلی حرفه‌ای هستند که به راحتی نمی‌شه همه اونها رو تو یک تیم به صورت فول‌تایم داشت. ولی برای یک پروژه با وضعیت بحرانی ممکنه چند روز تصمیم بگیرن و با هم اون مشکل رو حل کنن.پروژه چت شرکت ایکس (برای حفظ حریم شخصی شرکت از این نام برای شرکت استفاده می‌کنم) مربوط به محصولی از شرکت ایکس بود که ناگهان مشتریان زیادی پیدا کرده بود و باعث شده بود که در مواقعی نیاز پیدا کنه که به حدود ۱۰،۰۰۰ کاربر همزمان در یک ثانیه پاسخگو باشه و همه کاربران در مدت زمان کوتاهی بتونن ارتباط دوطرفه چت فعال داشته باشن. تعریف وضعیت بحرانبه عنوان اولین قدم ما باید مشکلات گزارش شده رو دقیق شناسایی کنیم و صورت مسئله رو از «حالت همه چی کنده، سایت پایین میاد و کار نمی‌کنه» به عبارات دقیق فنی تبدیل کنیم. نتیجه این مرحله، شناسایی موارد زیر بود:عدم امکات اتصال کابران وقتی کاربران بیش از ۲۰۰۰ نفر شودقطع شدن کاربران و نگرفتن پیام‌هاکند شدن سیستم چت در وقتی کاربران بیشتر از ۲۰۰۰ نفر شودکند شدن یا قطع شدن سایت در هنگامی که کاربران همزمان یک کاری را انجام می‌دهندتکنولوژی‌های مورد استفادهتکنولوژی‌های مورد استفاده در این پروژه عبارت بودند از:کدهای سمت سرور: C#, .NetFramework 4.7, ASP.NET WebApi, SignalRکدهای سمت کلاینت: Angular 8.0دیتابیس: SQL Serverساختار کلی کد به این صورت بود که تقریبا بیزنس همه سیستم به صورت SP و در دیتابیس نوشته شده‌بود و لایه بک‌اند تقریبا تنها کاری که انجام می‌داد فراخوانی SP های دیتابیسی بود.نتیجه بررسی فنیپس از بررسی فنی، مشکلات اصلی این سیستم به صورت زیر دسته‌بندی شدند:کدهای غیر بهینه سمت سرور چت برای مدیریت ارسال پیام‌هاغیر async بودن قسمت‌های مهمی از کدکدهای غیر بهینه در قسمت کار با دیتابیسوجود SP های کندی که باعث می‌شد جداول مورد نیاز بقیه برای مدت طولانی قفل شوندعدم معماری مناسب برای Scale Out کردن سرورهای SignalRمشکل در مکانیسم‌های Reconnect در کدهای نوشته شده سمت SignalRبرنامه‌ریزی عملیاتیبرای شروع کار و اطمینان از اینکه کل این پروژه در عرض ۱ هفته تمام می‌شود به غیر از حل مشکلات بالا نیازمند زیرساخت‌های دیگری نیز بودیم. از بین زیرساخت‌هایی که نیاز داشتیم این تیم فقط سورس‌کنترل داشت و بقیه را باید ایجاد می‌کردیم. فرایند CI/CD: زیرساخت با توجه به حجم زیاد و پی‌در‌پی تغییرات تصمیم گرفتیم یک تیم خیلی سریع، فرایند CI/CD را راه‌اندازی کند تا بتوانیم تغییرات را خیلی سریع روی محیط‌های مختلف ببریم و تست کنیم. برای این کار از زیرساخت Azure DevOps استفاده کردیم و کل فرایند را روی Azure Pipelines فراهم کردیم. محیط‌های DEV, QA, UAT و PROD محیط‌هایی بود که برای این پروژه ایجاد شد.سیستم لاگ: یکی از مهمترین مشکلات این پروژه نداشتن سیستم لاگ متمرکز بود. نبودن این لاگ‌ها باعث شده بود که مشکلات فقط حدس زده شوند و با سعی و خطا بعضی از مشکلات را بتوانند فقط به صورت مقطعی حل کنند. یک تیم مسئول ساخت زیرساخت لاگ Splunk برای شرکت شد تا عملکرد سیستم جدید را بتوان از طریق لاگ بررسی و مانیتور کرد. این سیستم به ما کمک کرد تا بتوانیم SP های کند را به تیم دیتابیس گزارش دهیم تا بتوانند مشکلات آنها را بررسی و برطرف کنند.سیستم Load Test: با توجه به اینکه مشکل پرفورمنسی که مهمتری مشکل گزارش شده بود و امکان تست این مشکل در حالت عادی وجود نداشت، یک تیم مسئول آماده کردن محصول و زیرساختی کوچک و سریع برای فراهم کردن محیط شبیه‌سازی شده لایو در محیط تست شد. در این شبیه‌سازی باید چت ۱۰،۰۰۰ کاربر همزمان قابل انجام می‌بود تا محصول جدید را بتوانیم با هم تست کنیم.بازنویسی کد: پس از بررسی کدها به این نتیجه رسیدیم که قسمتی از کد باید به طور کامل بازنویسی شود. قسمتی که مربوط به سیستم چت بود اولا باید کاملا از کدهای سایت جدا می‌شد. از طرفی بیزنس‌های آن باید کامل بازنویسی می‌شد تا بتواند توان پاسخگویی تعداد زیادی از کاربران همزمان را داشته باشد. به دلیل زمان کمی که داشتیم تصمیم گرفتیم از زیرساخت Azure SignalR Service هم استفاده کنیم تا بتوانیم به راحتی سیستم را برای تعداد کانکشن‌های همزمان بالای ۱۰،۰۰۰ نیز scale کنیم. تصمیم دیگر برای بازنویسی مهاجرت به NET 5 بود تا بتوانیم راحت‌تر از امکانات جدید استفاده کنیم.نتیجه: یکشنبه، روز آزمونیکشنبه بود، روزی که قرار بود روی سایت واقعی لود بالایی بیاید. زمان آن رسیده بود که نتیجه زحمات تیم را که حاصل همکاری همه افراد تیم ما و شرکت بود را با هم ببینیم. در ابتدا چند مشکل کندی به وجود آمد که لحظات خیلی پر استرسی را رقم زد. واقعا همه تیم نفس‌هاشون گرفته بود. ولی بعد با استفاده از لاگ‌هایی که اسپلانک گزارش می‌داد خیلی سریع توانستیم مشکلات را شناسایی کنیم و در عرض چند دقیقه، به قول بچه‌ها یک هو نفس سیستم باز شد! و نفس عمیییق... تیم‌های ما که همه ریموت بودن و هر تیم از یه جایی داشت قسمت خودش رو بررسی می‌کرد و فقط از طریق گروه اسکایپ صوتی مشترک در ارتباط بودیم یه هو پر از شادی شدیم. زحمات یک هفته گذشته ما که شبانه‌روزی بود کار کرد.تیم نینجای این پروژهتو تیم نینجایی که برای این پروژه تشکیل شد افراد زیر رو داشتیم:افشین: مثل همیشه افشین رو داشتیم. افشین همیشه کمک می‌کنه کارهای غیرممکن رو بتونیم انجام بدیم. افشین تو این پروژه کل سیستم DevOps رو خیلی سریع راه‌اندازی کرد. افشین این کار رو با ریحانه از تیم خود شرکت پیش بردن که تونستن ساختار CI/CD رو در سریع‌ترین زمان ممکن راه بندازن. همچنین افشین کمک کرد که سیستم‌های SignalR رو روی Azure SignalR Service ببریم و Scale کنیم.وحید: نفر بعدی تیم وحید بود. وحید تجربه خیلی خوبی تو ساخت پروژه‌های پیچیده و کار در شرایط پر استرس داره. وحید تو این پروژه خیلی سریع سیستم‌هایی رو نوشت که بتونیم باهاش محصول نهایی رو ببریم زیر بار و پرفورمنس تست رو انجام بدیم.یاسر: یاسر معمار Bit Framework هست که همیشه Best Practice استفاده از تکنولوژی‌های رو می‌دونه. یاسر بهمون کمک کرد تا به بهترین روش از SignalR استفاده کنیم و پروژه رو ببریم روی NET 5.شایان: شایان از بچه‌های خود شرکت بود و برنامه‌نویس خیلی تیزی بود. برای همین خیلی از کارها رو با هم انجام دادیم و تو اغلب کدهایی که من می‌نوشتم با شایان pair بودیم.محسن: راه‌انداختن زیرساخت قابل scale واسه لاگ با Splunk تو یکی دو روز کار ساده‌ای نیست. این کار رو محسن در زمان خیلی کوتاهی انجام داد.</description>
                <category>مهران داودی</category>
                <author>مهران داودی</author>
                <pubDate>Tue, 26 Jan 2021 15:46:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>با ایران چه کنیم!</title>
                <link>https://virgool.io/@mehrandvd/%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-fceji7yhxqyx</link>
                <description>«سال بعد که وضع قرار است خراب‌تر شود چه کار کنیم؟»این خلاصه‌ای از سوال بهزاد بود از تیم برنامه‌نویسی در هواپیمایی ماهان در ابتدای سال ۱۳۹۷. سالی که چشم‌انداز خوبی نداشت و تحلیل‌ها و پیش‌بینی‌های اقتصادی همه نشان از افزایش شدید قیمت دلار، آثار تحریم، خشکسالی و خبرهای بد دیگر داشت. بهزاد از ما خواسته بود تا مهمترین ریسک‌های سال بعد را شناسایی کنیم و هر کسی ۵ استراتژی پیشنهادی خود را برای مدیریت این ریسک‌ها پیشنهاد کند.متن زیر خلاصه‌ای از پاسخ من به این سوال جالب بهزاد در ابتدای سال ۱۳۹۷ بود، و به نظرم همین الان هم همش معنی‌دار هست. پس تصمیم گرفتم با تغییر بعضی قسمت‌هاش اون رو با شما هم به اشتراک بذارم.مقدمه«سال بعد که وضع قرار است خراب‌تر شود چه کار کنیم؟»اساسا این سوال به نظرم سوال مسخره‌ای است. مگر امسال یا سال‌های گذشته وضعمان خوب بوده؟ (یا حتی تا حدودی خوب بوده؟) حقیقت اینه که وضع ما خراب بوده و هست. حالا سال بعد قرار است کمی هم خرابتر شود. به نظرم راهکارهایی که ما باید از این به بعد داشته باشیم خیلی با قبل فرقی نمی‌کنه.فقط نکته این است:«اگر همین باشیم که هستیم و بودیم، وضعیت هم همین خواهد بود که بوده.»از طرفی این داستان رو خیلی شنیدیم:شرایط موجود مثل باتلاقی است که ما نمی‌توانیم کاری کنیم.سردمداران طوری قبضه کرده‌اند که دیگر کسی کاری از دستش بر نمی‌آید.از لحاظ اقتصادی به نفع خیلی از سردمداران است که همه چیز همینطوری پیش بره و اتفاقا نمی‌خوان تغییری ایجاد بشه.اصلا دولت عرضه تغییر و بهبود رو نداره.این بالایی‌ها رو چه کنیم؟آیا تقصیر دولت است؟ کاری از دست دولت بر می‌آید؟ به نظر من اگر دولت آلمان همین الان کنترل کامل ایران را به دست بگیرد، هیچ اتفاقی نمی‌افتد، تا وقتی که ما هنوز هم باشیم! بله، اگه دولت عالی شود ولی کماکان ما (من و شما) هم همین باشیم، دولت آلمان هم نمی‌تواند کاری کند.اما اگر ما را جایگزین کنند (من و شما را) و به جای ما مردم آلمان بیایند، آنوقت می‌توان امیدوار بود، حتی اگر دولت عوض نشود! چون به هر حال مردم جدید دولت را هم می‌سازند. پس از چند سال دولت و تمام نهادها تغییر می‌کنند و شبیه مردم می‌شوند.پس نه تنها نباید به دولت دل بست، بلکه امکان دل بستن به دولت اصلا وجود ندارد. راه‌حل «جایگزینی ما» است! یا به عبارت بهتر «تغییر ما»، یا شروع تغییر از خود.من معتقدم دولت به طور کامل نماینده مردم یک کشور است. اگر دولت بی عرضه است علتش این است که ما بی عرضه‌ایم. تاکید می‌کنم ما!اگر دولت احمدی‌نژاد دروغگو است به این دلیل است که تک تک ما دروغگو هستیم. تاکید می‌کنم، تک تک ما!من تا مدتها مهمترین استاندارد زندگیم این بود که دروغ نگویم و به همین دلیل خودم را دروغگو نمی‌دانستم. ولی بعدها فهمیدم که استاندارد من در مورد دروغگو نبودن استاندارد پایینی بوده. بعدها با استاندارد جدیدتری از دروغگو نبودن آشنا شدم که ۱۰ مرحله داشت و فقط مرحله اول آن دروغ نگفتن بود! فهمیدم اگر در محل کار، اجتماع و... دروغی ببینم و به من بر نخورد، آنقدر بر نخورد که جلوی آن بایستم من یک دروغگو محسوب می‌شوم، البته با استاندارد جدید.پس اگر احمدی‌نژاد برای مدتی نماینده طرز تفکر ما در جهان بوده، واقعا بوده. چون ما دروغگوییم. اگر ما با عرضه باشیم، راستگو باشیم (با استانداردهای جدید) مطمئنا دولت نیز اینطور خواهد شد، چاره‌ای ندارد.اگر قبول کنیم که برای بهبود، ما باید تغییر کنیم نه چیز دیگری، تازه مشکل جدید شروع می‌شود: «من چطور می‌توانم ۸۰ میلیون نفر رو تغییر بدم؟»من که نمی‌تونم ۸۰ میلیون آدم رو عوض کنم. به نظرم اصلا لازم نیست به فکر تغییر ۸۰ میلیون باشیم، هر کدوممون خییییلی هنر کنیم می‌تونیم خودمون رو عوض کنیم.درسی از تاریخ آمریکاتاریخ آمریکا همیشه برای من خیلی جالب بوده. چطور آمریکا یک هو ابرقدرت شد؟ مگه آمریکا جایی نبود که برده‌داری به شدت رواج داشت و برده‌ها هیچ حقی نداشتن؟ چی شدن برده‌ها؟ دولت تصمیم گرفت حقشون رو بده؟ مگه همون سردمداران سودشون تو نگه داشتن برده‌داری نبود؟ چطور شد که برده‌ها نظرشون رو عوض کردن؟ آیا دست برده‌ها از ماها که تو ایرانیم بازتر بود!؟ فک نمی‌کنم ما الان از برده‌های اون زمان آمریکا دستمون بسته تر باشه!به نظر من اون زمان توی آمریکا و تو اون شرایط بد، یه سری آدم تصمیم گرفتن آمریکا رو عوض کنن که زیاد هم نبودن، شاید فقط ۱۰۰ نفر که همفکر بودن و هم هدف بودن و تصمیم گرفتن چیزی که دوست دارن رو بسازن.می‌شه گفت یه سری مهران و دوستاش با هم تصمیم گرفتن که یه کار بزرگ کنن، تصمیم گرفتن حواسشون به هم باشه، حواسشون به هدفشون باشه. اونا هدفشون رو ساختن، خلقش کردن. البته اون موقع معروف نبودن، بعدها ما شناختیمشون، آبراهام لینکلن، جورج واشنگتن. اینا از اول بزرگ نبودن، بعد از اینکه تصمیم گرفتن یه کار بزرگ کنن و سختی‌های وحشتناکش رو به جون خریدن بزرگ شدن و آمریکا ساخته شد. ماها آبراهام لینکلنی رو می‌شناسیم و دوست داریم که آمریکا رو تغییر داد. ولی آبراهام لینکلنی رو نمی‌شناسیم که هیچی نبود و تصمیم گرفت آمریکا رو بسازه. می‌دونین چرا؟ چون داستان‌های اون شیرین نیست، سخته، سختی کشیدنه.. ساختن راحت نیست.اگه تو داستان‌های بالا اشتباهات تاریخی دارم من رو ببخشد. من هیچوقت تاریخم خوب نبوده. ولی می‌تونین تو داستان بالا این کلمات رو جایگزین کنید و دوباره بخونید. جایگزینی «آمریکا»، «آبراهام لینکلن» و «جرج واشنگتن» با:«عربستان»، «حضرت محمد» و «امام علی»«هند»، «مهاتما گاندی» و...«کشور X»، «فرد A» و «فرد B»«ایران»، «مهران» و «تک تک ما» و...داستان موفقیت همه یکیه، و تعریف کردنش راحت! ولی اجرا کردنش وحشتناک سخت، چون با تغییر خود شروع می‌شه.در ضمن می‌خوام یادآوری کنم که ما در کشوری زندگی می‌کنیم که در جهان کاملا خاص هست: ایران. ایران تقریبا همه چی داره:همه انواع معادن: فولاد، آلومینیوم، مس، طلا، اورانیوم، سیمان، گچ، نفت،‌ گاز،...یکی از استراتژیک‌ترین نقاط جهان: پل بین اروپا و آسیا، روی جاده ابریشم، بهترین مکان برای شرکت‌های هواپیمایی و...همه نوع پوشش جغرافیایی: سردسیر، گرمسیر، استوایی، جلگه، جنگل، کوهستان، دریا،...افراد فوق‌العاده با هوش: نام ببرم!؟اقوام متنوع: چیزی که کشورهای دیگه برای ایجاد تنوع ژنتیکی دارن می‌کشن خودشون رو (لاتاری، برنامه‌های اخیر جذب نیروی کانادا و اروپا)، ما همینطوری داریم.ولی ظاهرا یک چیز نداریم که ظاهرا به دست آوردنش از همه هم سخت‌تره، و اتفاقا همون باعث شده هیچ‌چیز نداشته باشیم.در نهایت، به نظر من در این شرایط سخت و ناگوار کشور (و البته بهتر از شرایط برده‌داری)، امکان (و فقط امکان) بهترین کشور جهان بودن و ابرقدرت جهان بودن وجود دارد، با شروع از خودمون.جمع‌بندیما ظاهرا فقط یک چیز نداریم که به نظر می‌رسه به دست آوردنش هم خیلی سخته. اتفاقا همون باعث شده هیچ‌چیز نداشته باشیم. در آینده هم هیچ‌چیز نخواهیم داشت مگر اینکه تغییر کنیم.در نهایت، به نظر من در این شرایط سخت و ناگوارکشور، امکان (و فقط امکان) بهترین کشور جهان بودن و ابرقدرت جهان بودن برایمان وجود دارد، با شروع از خودمان. https://www.aparat.com/v/xqwUs/%D9%86%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A2%DB%8C%D9%86%D9%87%26zwnj%3B%D8%A7%DB%8C%3A_%DB%8C%DA%A9_%26laquo%3B%D9%85%D9%86_%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF%26raquo%3B_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1_%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7_%7C_%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86 </description>
                <category>مهران داودی</category>
                <author>مهران داودی</author>
                <pubDate>Mon, 04 Jan 2021 15:21:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سی‌اس اینترنشیپ چه برنامه‌ای است؟</title>
                <link>https://virgool.io/cs-internship/cs-internship-k3j2hx4wgvga</link>
                <description>خلاصهسی‌اس اینترنشیپ (CS Internship) یک برنامه کاملا رایگان و ریموت است که هدف آن آماده‌سازی کارآموزان برای ورود به بازار کار و کار کردن در تیم‌های حرفه‌ای و ریموت است. تمرکز این برنامه بر روی آموزش مهارت‌هایی است که برای کار کردن با «تیم‌های ریموت و حرفه‌ای» و «خلق ارزش در شرکت‌های بزرگ» مورد نیاز است.از آنجایی که مهارت‌های نرم نقش بسیار مهمی در موفقیت یا شکست یک تیم نرم‌افزاری دارد، تمرکز اصلی ما در این برنامه، آموزش مهارت‌های نرم است. مهارت‌های نرم، مثل مهارت قول دادن، سوال کردن، جواب دادن، به اشتراک گذاشتن اطلاعات، کمک کردن به دیگران، حل مسئله و بسیاری مهارت دیگر که آموزش آنها در حین کارآموزی و بر اساس کارهایی که برای کارآموزان طراحی می‌شوند اتفاق می‌افتد.برنامه در حال حاضر شامل سه دوره‌ با عناوین «وب»، «سی‌شارپ» و «یادگیری ماشین» است. کارآموزان در این دوره‌ها علاوه بر یادگیری دانش فنی، مهارت‌های نرم را در یک محیط حرفه‌ای و واقعی تجربه می‌کنند.از آنجایی که همه کارآموزان در دوره‌های خود دستاوردها و احساسات خود را در لینکدین و توییتر با هشتگ #cs_internship به اشتراک می‌گذارند، می‌توانید پست‌های آنها را در این شبکه‌ها ببینید تا بیشتر با حال و هوای کاری ما آشنا شوید.پست‌های کارآموزان در لینکدینپست‌های کارآموزان در توییترمهم‌ترین ارزشی که ما در این برنامه روی آن کار می‌کنیم، «تمامیت» یا «Integrity» است؛ اصلی که پایه‌ای برای موفقیت فردی و تیمی است.نحوه آموزشدر این برنامه هیچ چیزی به شما تدریس نمی‌شود! در برنامه منتور‌هایی در نقش‌های مختلف وجود دارند که کارآموزان می‌توانند از آنها در پیشبرد مطالب راهنمایی بگیرند. اساسا مهم‌ترین ویژگی این برنامه وجود منتورهایی است که تصمیم گرفتند داوطلبانه به کارآموزان جدید کمک کنند. در این برنامه شما خودتان مسئول یادگیری خودتان هستید و ما در این مسیر در کنارتان هستیم. برای هر دوره، قدم‌های دقیقی تعریف شده‌است که مسیر یادگیری مهارت‌های فنی را به شما نشان میدهد. برای مثال، دوره برنامه‌نویسی «سی‌شارپ» شامل ۱۱ قدم است، یعنی مطالب فنی این دوره در ۱۱ قدم تقسیم شده است.پس از گذراندن همه قدم‌ها، کارآموز وارد یک دوره عملی ۶ ماهه می‌شود. در این ۶ ماه با یک تیم حرفه‌ای و کاملا ریموت که در حال انجام یک پروژه واقعی و لایو هستند کار می‌کند تا تجربه کار با افراد حرفه‌ای و معماری نرم‌افزارهای پیشرفته را در محیطی با دیسیپلین بسیار بالا تجربه کند.‌یک قدم شامل چیست؟هر قدم (Step) شامل منابعی است که باید مطالعه شوند و کارهایی که باید انجام شوند. منابع ممکن است یک فصل از یک کتاب مشخص، یک مقاله، بلاگ و یا یک ویدئوی آموزشی باشد. کارها هم ممکن است شامل موارد مختلفی باشد. مواردی مانند نوشتن یک تکه کد، گرفتن یک بج خاص در Stack Overflow و یا آموزش تایپ ۱۰ انگشتی باشد. همه منابع به زبان انگلیسی هستند، پس یا باید با خواندن متون انگلیسی راحت باشید، یا تصمیم جدی داشته باشید که در حین این دوره این مهارت خود را تقویت کنید.در پایان یک قدم، کارآموز یه ارائه آنلاین ۲۰ دقیقه‌ای از دستاوردها و آموخته‌های خود در پلتفرم لینکدین برگزار خواهند کرد.یک قدم چگونه گذرانده می‌شود؟محتوای یک قدم توسط منتور مشخص کارآموز به کارآموز تحویل داده می‌شود. پس از آن، کارآموز ۲۴ ساعت وقت دارد تا محتوای آن را بررسی کند و به منتور خود یک قول بدهد. قول بدهد که تا کی این قدم را تمام می‌کند. پس از آن مسئولیت یادگیری کل آن قدم با کارآموز است و در این مسیر می‌تواند از کمک منتورهای برنامه استفاده کند. ما روی قول کارآموز حساب می‌کنیم و این حرف او بسیار برایمان مهم است. بنابراین هر زمان کارآموز متوجه شد که نمی‌تواند به قول خود عمل کند باید همان زمان به منتور خود اطلاع دهد و قول جدید بدهد. کارآموز همیشه باید دستاوردها و آموخته‌های خود را از طریق شبکه‌های اجتماعی توییتر و لینکدین با هشتگ #cs_internship به اشتراک بگذارد. منتورها اغلب از این طریق در جریان کیفیت کار کارآموزها قرار می‌گیرند.پیش‌نیازهای لازم برای ورود به برنامهاز آنجا که این برنامه کاملا ریموت است، افراد برای ورود به آن، به یک کامپیوتر مناسب برای برنامه‌نویسی و یک خط اینترنت که از پهنای باند لازم برای شرکت در جلسات تصویری برخوردار است، نیاز دارند.پیشینه تحصیلی و کاری افرادی که وارد این برنامه می‌شوند برای ما اهمیت ندارد. آنچه مهم است، انگیزه و تعهد فرد برای خلق آینده‌ای جدید برای خود از طریق فعالیت در صنعت مهندسی نرم‌افزار است. تاکنون گستره متنوعی از افراد، مانند دانشجویان و فارغ‌التحصیلان رشته‌های نرم‌افزار، علوم کامپیوتر یا رشته‌های مربوطه، دانش‌آموزان دبیرستانی، خانم‌های خانه‌دار و افرادی که قصد تغییر شغل داشته‌اند از سراسر ایران یا خارج از ایران در این برنامه شرکت ‌کرده‌اند. با این حال، برای موفقیت در این برنامه، تجربه قبلی با برنامه‌نویسی و آشنایی با زبان انگلیسی در حد خواندن متون کتاب‌های برنامه‌نویسی و استفاده از ویدیوهای آموزشی مربوطه لازم خواهد بود. عدم برخورداری از این مهارت‌ها جلوی ورود فرد به برنامه را نمی‌گیرد، ولی حجم کار وی برای فارغ‌التحصیل شدن از برنامه را به شدت بالا می‌برد.چگونگی ورود به برنامهبرای تصمیم‌گیری درباره ورود به برنامه CS Internship، لازم است اطلاعات کاملی در مورد این برنامه داشته باشید و با آگاهی و تعهد کامل تصمیم بگیرید که می‌خواهید برای پیشرفت و یادگیری در این مسیر زمان و انرژی بگذارید.برخی از موضوعاتی که لازم است قبل از تصمیم‌گیری نهایی از آن مطلع شوید در ادامه آورده شده:اساسا ماهیت وجودی این برنامه چیست؟ چه هدف و ویژنی را دنبال می‌کند؟ برنامه چطور بصورت داوطلبانه کار می‌کند؟ کارآموزان چه مهارت‌ها را کسب می‌کند؟ فرایندهای اصلی برنامه چیست؟برای آشنایی کامل با این موارد، ابتدا باید مراحل معرفی و آشنایی با برنامه را طی کنید. پس از آن، در یک جلسه مصاحبه شرکت خواهید کرد. با گذراندن این مراحل و شرکت در جلسه مصاحبه می‌توانید به‌عنوان یک کارآموز به برنامه ملحق شوید و یادگیری خود را آغاز کنید.برای شروع کافی است وارد گروه تلگرامی صف برنامه شوید. در این گروه تمام اطلاعات لازم برای آماده شدن و ورود به صف مصاحبه در اختیار شما قرار خواهد گرفت. اگر درباره برنامه یا فرایند مصاحبه سؤالی داشتید، می‌توانید در گروه مطرح کنید. خوشحال می‌شویم بتوانیم راهنماییتان کنیم.توجه: قبل از ورود به گروه تلگرامی صف، مطمئن شوید اکانت شما username دارد و اگر ندارد آن را تنظیم کنید. آدرس ورود به گروه صف CS Internshipکمی بیشتر در مورد برنامهاگر مشتاقید اطلاعات بیشتر در مورد برنامه و دوره‌های آن (وب و سی‌شارپ و یادگیری ماشین) و محتویات آن بخوانید، جالب است بدانید ما همه این مستندات را به صورت متن‌باز در گیت‌هاب توسعه می‌دهیم و به صورت عمومی این مستندات در گیت‌هاب برنامه قابل دسترس است.آدرس صفحه گیت‌هاب CS Internshipهمچنین تمامی ارائه‌های کارآموزان در پایان هر قدم در کانال یوتیوب برنامه منتشر می‌شود. شما می‌توانید این ارائه‌ها را مشاهده کنید تا با کیفیت کار، دستاوردها، و تجربه‌های کارآموزان در برنامه بیشتر آشنا شوید. آدرس کانال یوتیوب CS Internship</description>
                <category>مهران داودی</category>
                <author>مهران داودی</author>
                <pubDate>Fri, 20 Nov 2020 01:13:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازی کرونا: شنا کردن در دریای ابهام!</title>
                <link>https://virgool.io/MelkRadar/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%D8%B4%D9%86%D8%A7-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%85-nnj4qawngybq</link>
                <description>بهترین روش برای عبور از شرایط کرونا: دفاع به روش زلاتان، محافظت اولیه از بقا و راه‌های تنفسی، بازی کردن با اعتماد به نفس و اقتدار!باید برای تعدیل نیروهایمان آماده شویم؟ با نیروهایی که در حال استخدامشان بودیم خداحافظی کنیم؟ هزینه‌های روابط‌عمومی را متوقف کنیم؟ این‌ها سوالاتی بود که در ذهن همه مدیران ملک‌رادار، دقیقه به دقیقه و ثانیه به ثانیه مطرح بود. از لحاظ نقدینگی و بازار ملک، در آخر سال در سخت‌ترین شرایط ممکن بودیم. بعضی عقیده داشتیم که باید خیلی سریع فرآیند انقباض را شروع و تیم را کوچک کنیم، و بعضی نه.الان بهمن ۹۸ است و همه چیز مبهم، درست مثل هدایت یک کشتی، میان دریای ابهام، دریای مواج ابهام! بازار ملک کاملا متوقف شده. آینده کرونا غیرقابل پیش‌بینی است. بعضی اعتقاد دارند بازار در اردیبهشت بر می‌گردد، بعضی اعتقاد دارند هیچ چیز مثل اول نمی‌شود و باید همه چیز را زودتر باخت! هر چه زودتر ببازیم، در حقیقت زودتر بردیم!ولی اگر اردیبهشت بازار بر گردد؟ اگر بازار بر گردد و ما دیگر نباشیم؟ یا باشیم، ولی آماده نباشیم؟ بازگشت بازار ملک در اردیبهشت یک قمار بود!بالاخره تصمیم سخت و پرریسک ملک‌رادار را اواخر بهمن گرفتیم. تصمیمی که آن را با اطمینان گرفتیم. تصمیم گرفتیم خودمان را برای گرفتن بازار در اردیبهشت آماده کنیم. به جای تعدیل، نیروهای فروش جدید استخدام کنیم که تا اردیبهشت آموزش ببینند و آماده فروش باشند. تصمیم گرفتیم هزینه روابط‌عمومی و تبلیغات را کاهش ندهیم و اتفاقا برنامه‌های دقیقی برای این حوزه‌ها داشته باشیم و تصمیم گرفتیم آماده ورود به بازار شمال شویم.در این صورت اگر بازار در اردیبهشت برگردد ما زیرساخت داریم و یک قدم جلوتر می‌توانیم با قدرت بفروشیم.بازار ملک در فروردین بسیار بد بود و ما کماکان مشغول آموزش نیروهایمان در تیم‌های مختلف بودیم. همچنین ساخت محتوای مناسب برای سرویس‌هایمان یکی دیگر از اولویت‌های ما در این مدت بود.کرونا با مشکلات زیادی با خود آورده بود؛ ولی تیم ما که کاملا ریموت کار می‌کند از بسیاری از گزندهای آن در امان ماند. ما تیمی هستیم که کاملا بلدیم چطور در شرایط کاملا ریموت، با پرفورمنس بالا کار کنیم و رشد کنیم. این بعد را حتی بیشتر از پیش تقویت کردیم. همه تیم فروش و پشتیبانی ما در کل شهرهای ایران و در خانه‌های خود کار می‌کنند و از سیستم مارکتینگ اتومیشنی که مخصوص خودمات طراحی کردیم، استفاده می‌کنند. با استفاده از این سیستم تیم‌هایمان را بزرگ و قوی‌تر کردیم.بازگشت بازاربازار بد فروردین ناگهان از ۳۱ فروردین روی دیگری به ما نشان داد و کم کم شروع به برگشتن کرد.مردم کم کم یاد می‌گیرند چگونه با کرونا کنار بیایند، همانطور که ما کسب‌وکارها هم باید یاد بگیریم چطور با کرونا کنار بیایم. کرونا به ما یاد داد شرایط جدید را بپذیریم و چطور تغییر کنیم...تیم فروش نوپای ما انصافا گل کاشت و باعث شد در شرایطی که اغلب رقبا رفتار انقباضی داشته باشند، ما سهم بازار بیشتری کسب کنیم. مشتریان ما نسبت به سال گذشته در همین چند ماه اول ۵۰٪ رشد داشته است. مهم‌ترین علت آن به نظرم این بوده که ما کرونا را قبول کردیم. می‌دانیم حالا حالاها هست. برای مشتریانمان هم حالا حالاها هست. باید به مشتریانمان کمک کنیم راه جدید خود را پیدا کنند، همانطور که ما هم در حال کشف زندگی جدید بعد از کرونا هستیم.ما هنوز در دریای مواج ابهام غوطه‌وریم، ولی خیلی چیزها یاد گرفتیم و البته حقیقتا شانس آوردیم که همه فرآیندهای ما در ملک‌رادار کاملا ریموت انجام می‌شود و از این لحاظ از کرونا ضربه نخوردیم.در آخر به نظرم مهم‌ترین نکاتی که به کسب‌وکارهایی مثل ما کمک می‌کنه این‌ها هستند:قبول کنیم کرونا هست، و نحوه زندگی ما رو تغییر می‌دهد: بهتر است منتظر نباشیم کرونا برود و شرایط مثل قبل شود. باید قبول کنیم که کرونا هست و ما باید سبک جدید بیزنس در زندگی جدید را یاد بگیریم.تیم متعهد و هم‌هدف، کشتی امن دریای ابهام: عبور از این دریای ابهام نیاز به تصمیمات مهم دارد. تصمیماتی که احتمال دارد غلط باشند؛ ولی باید گرفته شوند! و تصمیمات را آدم‌ها می‌گیرند. چیزی که کمک می‌کند این تصمیمات را با قدرت بگیریم و اگر اشتباه بود با قدرت تصمیمات جدید بگیریم، فقط یک تیم متعهد هست.آماده بودن برای تغییر برای استفاده فرصت‌ها: خیلی چیزها از دست رفته؛ ولی فرصت‌های جدیدی هم شکل گرفته که قبلا اصلا معنی نداشتند. دیدنشان سخت است، قبول کردنشان سخت‌تر. تیم باید آماده قبول تصمیم‌های سخت تغییر کامل رویکرد باشد.هنوز هم که به اسفند ۹۸ فکر می‌کنیم تنها چیزی که به ما این امکان را داد که ریسک کنیم، تکیه به تیم قوی و متعهدی بود که یاد گرفتیم چطور با هم ریموت کار کنیم. با هم ریموت فکر کنیم. با هم ریموت تصمیم بگیریم و با هم ریموت اجرا کنیم و این همان تیمی است که اخیرا آن را به عنوان «تیم ارواح» می‌شناسند! تیمی که کارهای بزرگ انجام می‌دهد، ولی آنها را نمی‌بینید!</description>
                <category>مهران داودی</category>
                <author>مهران داودی</author>
                <pubDate>Tue, 18 Aug 2020 17:26:51 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>