<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مهری شریفی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mehri.sharifi</link>
        <description>از سال ۹۳ در حوزه توسعه پایدار، مسئولیت اجتماعی شرکتی، استارتاپ ها وکسب و کارهای اجتماعی مشغول بفعالیت هستم.در حال مطالعه و کسب دانش درباره حوزه ارزیابی تاثیرات اجتماعی و محیط زیست هستم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 02:25:18</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/77623/avatar/sjJrB7.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مهری شریفی</title>
            <link>https://virgool.io/@mehri.sharifi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>توقف یا شتاب توسعه پایدار در دوره پساجنگ</title>
                <link>https://virgool.io/@mehri.sharifi/%D8%AA%D9%88%D9%82%D9%81-%DB%8C%D8%A7-%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%BE%D8%B3%D8%A7%D8%AC%D9%86%DA%AF-ms1hj54fe1x0</link>
                <description>در هفته‌های اخیر، پس از آتش بس میان اسرائیل و ایران، سوالی که زیاد می شنوم این است که آیا در دوران پسا جنگ، در میانه بحران اقتصادی و ناپایداری‌های سیاسی، مفاهیم توسعه پایدار معنادار است؟یا به بیان دیگر: آیا پروژه‌های توسعه پایدار در زمان بحران، باید متوقف شوند؟پاسخ یک &quot;نه&quot; قاطع، محکم و با امید است.توسعه پایدار در بحرانتوسعه پایدار نه یک گزینه، بلکه یک ضرورت است، به‌ویژه در شرایطی که جوامع دچار تنش‌های اجتماعی، فروپاشی اقتصادی و آسیب‌های زیست‌محیطی می‌شوند.در این مطلب می‌خواهم توضیح بدهم چرا توسعه پایدار در دوران پساجنگ و بحران ها، نه تنها متوقف نمی‌شود، بلکه شتاب می‌گیرد و چگونه می‌توان از این مسیر به عنوان یک راهبرد نجات‌دهنده در زمان بحران استفاده کرد.چرا توسعه پایدار در بحران مهم‌تر می‌شود؟۱. حفاظت از آیندهنسل‌های آینده، کلیدی‌ترین ذینفع پروژه‌های توسعه پایدار هستند. اگر امروز اقدامی نکنیم، فردا هیچ‌چیزی برای حفظ کردن نخواهد ماند. در زمان بحران، وقتی اقتصاد در حال فروپاشی و محیط زیست در معرض خطر است، اقدامات پایدار، بهترین راه برای حفظ چیزی است که فردا می‌ماند. ۲. راه‌حل‌های فوری برای مشکلات امروزتوسعه پایدار تنها یک سرمایه‌گذاری بلندمدت نیست. فرآیند آن، زمینه‌ساز راه‌حل‌های فوری برای بحران‌های امروز می‌شود:- اشتغال‌زایی در بخش‌هایی مثل انرژی‌های تجدیدپذیر و کشاورزی پایدار- توسعه زیرساخت‌های مقاوم در برابر بحران‌های اقتصادی و محیطی- تقویت اقتصاد مقاومتی و چرخشی از طریق کارآفرینی اجتماعی۳. حفظ امید و انگیزه در جامعهدر شرایطی که جامعه در حال سقوط است، پروژه‌های توسعه پایدار نه تنها آینده را شکل می‌دهند، بلکه امروز، امید و انگیزه را حفظ می‌کنند.این پروژه‌ها به افراد نشان می‌دهند که فردای بهتری قابل دستیابی است.فعالیت‌های عملی در دوران پساجنگ و بحران اگر قرار است توسعه پایدار در بحران ادامه پیدا کند، چه کارهایی می‌توان انجام داد؟۱. طراحی و اجرای صندوق‌های سرمایه‌گذاری اثربخش (Impact Investing Fund)این صندوق‌ها به دنبال تامین مالی پروژه‌هایی هستند که هم سود می‌دهند و هم اثر اجتماعی/محیطی زیستی مثبتی دارند. مثال: سرمایه‌گذاری در استارتاپ‌های کشاورزی پایدار یا انرژی‌های پاک در مناطق محروم۲. توسعه کارآفرینی اجتماعی و استارتاپ‌های محلیکارآفرینان اجتماعی می‌توانند در شرایط بحرانی، راه‌حل‌های محلی و مقیاس‌پذیر ارائه دهند. مثلاً:- تولید محصولات تجدیدپذیر در مناطق محروم و فقیرنشین- ایجاد شغل و درآمد از طریق کارگاه‌های بازیافت یا بهیافت۳. طراحی سیستم‌های مقاوم در مدیریت منابعدر بحران، مدیریت بهینه منابع (مثل آب، انرژی، زمین) بیشتر از همیشه اهمیت پیدا می‌کند. مانند:- طراحی سیستم‌های آبیاری هوشمند در مناطق خشک‌سالی‌زده- شبکه‌های انرژی توزیع‌شده مثل انرژی های خورشیدی و یا ژنراتورهای دیزلی در مناطق دورافتاده بدون برق۴. تقویت سرمایه اجتماعی و سازمان‌های محلیدر بحران‌ها، روابط انسانی و اعتماد اجتماعی افت می‌کند. تقویت سازمان‌های غیرانتفاعی و جوامع محلی می‌تواند:- احساس تعلق و امید را بازسازی کند.-زمینه‌ساز مشارکت‌های اجتماعی شود. ۵. استفاده از تکنولوژی برای کاهش آسیب‌های اجتماعیاز طریق ابزارهای دیجیتال می‌توان:- آموزش‌های مجازی را به مناطق درگیر جنگ را گسترش داد.- خدمات بهداشتی از راه دور ارائه داد.مثال‌های واقعی:-صندوق سرمایه‌گذاری اثرگذار در افغانستان: این صندوق‌ها به حمایت از زنان کارآفرین و تولید محصولات محلی پایدار می‌پردازند.-کارآفرینی اجتماعی در سوریه: پس از جنگ، استارتاپ‌هایی برای تصفیه آب و تولید انرژی خورشیدی راه‌اندازی شدند.-استفاده از تکنولوژی در یمن: پلتفرم‌های دیجیتال برای آموزش و دریافت کمک‌های انسانی به کار گرفته شدند. 📌 جمع‌بندیدر شرایط بحرانی، توسعه پایدار دو نقش کلیدی دارد:1. حفاظت از آینده    سرمایه‌گذاری در راهبردهایی که نسل‌های بعدی را از مخاطرات امروز نجات دهد.2. راهبری امروز   ارائه راه‌حل‌های عملی برای کاهش آسیب‌های اجتماعی، اقتصادی و محیط‌زیستی.در بحران، توسعه پایدار نه تنها متوقف نمی‌شود، بلکه شتاب می‌گیرد. چون همان‌طور که یکی از فیلسوفان گفته:&quot;وقتی تمام چیزها در هم می‌ریزد، تنها کسانی می‌مانند که به ساختن آینده فکر می‌کنند.&quot;هر تغییر کوچک، یک گام بزرگ به سوی یک آینده پایدار است. </description>
                <category>مهری شریفی</category>
                <author>مهری شریفی</author>
                <pubDate>Sat, 19 Jul 2025 21:46:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مسئولیت اجتماعی شرکتی به شکل موثرتر</title>
                <link>https://virgool.io/@mehri.sharifi/%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B4%DA%A9%D9%84-%D9%85%D9%88%D8%AB%D8%B1%D8%AA%D8%B1-qfwbt1sjqmga</link>
                <description>امروزه مسئولیت اجتماعی به دلیل مزایای فراوان و همچنین معایبی که برای کسب‌وکارها به همراه دارد، به یکی از موضوعات پرچالش و بحث‌برانگیز کسب‌وکارها تبدیل شده است.شرکت های ایرانی با وجود فعالیت های قابل توجه در عرصه مسئولیت اجتماعی شرکتی که ناشی از فرهنگ کار خیر و نوع دوستی ایرانیان است، فاصله قابل توجه‌ای با استانداردهای جهانی این حوزه دارند.استانداردهای جهانی سعی دارند با ایجاد شراکت هوشمندانه میان سرمایه‌های اجتماعی و سرمایه‌های اقتصادی، منجر به خلق ارزش مشترک در ابعاد مختلف شوند و فعالیت های خیرخواهانه و مقطعی را به اقدامات بلندمدت، پایدار و همراه با اثرگذاری اجتماعی کنند بگونه ای که منجر به سرمایه گذاری و کسب سود شود.با نگاه به پروژه‌های مسئولیت اجتماعی شرکت ها می‌توان یک طیف از انواع مدل‌های CSR در ایران تعریف کرد.انواع CSRCSRبمثابه جبران آسیباین مدل در شرکت‌های فعال در صنعت نفت، صنعت دخانیت و صنعت مد بسیار رایج‌ است، زیرا این صنایع جزو آلوده کننده‌ترین صنایع هستند و سعی دارند با انجام فعالیت‌های شهروند شرکتی، آسیب‌های وارده از صنعت خود را با این فعالیت‌ها و تا حدودی جبران کنند و اغلب به پروژه‌های زیست محیطی توجه می‌کنند.CSR بمثابه بازاریابی و برندینگیکی دیگر از مدل‌های رایج فعالیت‌های CSR در برخی شرکت‌ها، توجه به المان‌های اثربخشی اجتماعی و زیست‌محیطی با هدف بازاریابی و برندینگ است.CSR  بمثابه کار خیر سنتیدر برخی کسب‌وکارها بویژه سُنتی ترها مشاهده می‌کنیم که فعالیت‌های CSR  بواسطه پیشینه فرهنگی و مذهبی با همان رویکرد بخشش و انجام کارهای خیر مثل اهدای پک ارزاق، آزادی زندانیان و امثال آن اجرا می‌شود.CSR  بمثابه فرایندهای کسب و کاریکی از انواع CSR  که بنوعی خلاقانه است، بازتعریف فرآیندهای کسب‌وکار با نگاهی مسئولانه با هدف کاهش اثرات منفی کسب‌وکار و افزایش اثرات مثبت کسب‌وکار است بطور مثال دیجی‌کالا با بررسی منابع تامین کارتن مورد نیاز برای بسته‌بندی، چند پروژه بین پکینگ، کارتن شردر، کارتن ریسایکلینگ و بهینه سازی استفاده کارتن برای بسته‌بندی تعریف نمود و در گزارشی سالانه اعلام نمود بیش از 500 تن کمتر کارتن مصرف کرده است.CSR بمثابه حل مسئله اجتماعیتجمیع منابع ظرفیت‌ها و توانمندی‌های کسب‌وکار برای حل یک مسئله اجتماعی از انواع مدل‌های CSR در سازمان‌های با سطح بلوغ بالا دیده می‌شود بعنوان مثال نستله، طرح مدیریت بهینه سفره آبی دشت قزوین را بعهده گرفت و متعهد شد کسب‌وکار خود را بگونه‌ای توسعه دهد که مدیریت مصرف آب در استان را تسهیل کند و در گزارشی 50درصد بهبود اثربخشی منابع آبی را اعلام نمود.CSR  بمثابه ماموریت کسب و کاردر این مدل سود کسب‌وکار از منفعت جامعه می‌گذرد و انجام CSR در این سطح را با عنوان CSV می‌شناسند. CSV یا خلق ارزش مشترک را به عنوان روشی برای ایجاد ارزش اقتصادی تعریف کردند که به جامعه نیز ارزش افزوده می‌دهد بعنوان مثال ایرانسل 15 سال پیش با رویکرد خلق ارزش مشترک، امکان بهره‌مندی عموم بویژه قشر محروم را از خدمات ارتباطی جدید فراهم کرد.در جمع‌بندی، رویکرد اصولی و استاندارد برای تعیین حوزه فعالیت یک سازمان، انتخاب حوزه فعالیتی در راستای ماموریت شرکت است، در واقع سازمان تصمیم می‌گیرد بخشی از ثروت خود را در جامعه و مسیر آنچه که به آن اعتقاد دارد سرمایه‌گذاری کند تا تغییراتی مطابق آن به ارمغان بیاید؛ سرمایه‌گذاری زمان و دانش خود که فراتر از حمایت‌های مالی ا‌ست.همچنین در تعریف اقدامات مسئولانه، پایداری اقتصادی و سودآوری در بلندمدت توصیه می‌شود، چرا که اگر هر اقدامی از منظر اقتصادی پایدار نباشد، از منظر اثرگذاری نیز پایدار نخواهد بود.منبع: گزارش مسئولیت اجتماعی شرکت ایلیا</description>
                <category>مهری شریفی</category>
                <author>مهری شریفی</author>
                <pubDate>Thu, 25 Jul 2024 12:54:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تفاوت MVP (حداقل محصول پذیرفتنی ) با Prototype (نمونه اولیه)؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mehri.sharifi/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-mvp-%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D9%82%D9%84-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-prototype-%D9%86%D9%85%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%87-kydfqnuyu517</link>
                <description>عبارت MVP و Prototype گاها به اشتباه بجای یکدیگر استفاده میشوند در حالی که دو مفهوم یا ابزار متفاوت با عمکلرد متفاوت هستندد برای ذکر تفاوت های آنها ابتدا بهتر است با تعاریف هر دو اشنا شویم.MVP (Minimum Viable Product) نسخه‌ای اولیه از محصول شما است که دارای حداقل ویژگی‌ها و عملکرد برای ارائه ارزش به مشتریان اولیه شما و اعتبار بخشیدن به فرضیات کلیدی شما است. هدف MVP اعتبارسنجی مرحله تناسب مسئله با راه حل است، یادگیری از بازخورد مشتریان و تکرار سریع بر اساس داده ها است، در واقع یک ابزار یادگیری است که به شما کمک می‌کند از هدر دادن زمان و منابع برای ساختن چیزی که هیچ‌کس نمی‌خواهد جلوگیری کنید.مفهومMVP  در متدلوژی ناب ((Lean Methodology بسیار پرکاربرد است و برای افرادی که قصد راه اندازی یک استارتاپ را دارند برای تست سریع استفاده میشود، نکته مهم در ساخت MVP در یک استارتاپ ارایه ارزش پیشنهادی آن به مشتریان اولیه است و حداقلی بودن این محصول پذیرفتنی امکان چرخش(Pivot)را به استارتاپ می دهد.حال بپردازیم به مفهومPrototype  یا نمونه اولیه، در واقع پرتوتایپ نمایشی از محصول شما است که نحوه عملکرد، ظاهر یا احساس آن را نشان می دهد و می تواند هر چیزی از یک طرح، یک قاب سیمی، یک مدل، یک ویدیو، یا یک قطعه کد باشد. هدف یک نمونه اولیه انتقال ایده، دریافت بازخورد و اصلاح طرح شماست. نمونه اولیه یک محصول نیست، بلکه ابزاری است که به شما کمک می کند تا احتمالات مختلف را کشف کنید و مشکلات را حل کنید.مفهوم Prototype در متدلوژی تفکر طراحی (ِDesign Thinking) بسیار پرکاربرد است و برای افرادی که قصد طراحی یک راهکار برای یک مسأله را دارند کاربرد دارد تا قبل از ساخت یک محصول واقعی، با ساخت نمونه اولیه بتوانند راهکار اکتشافی خود را تست کنند و درباره آن بازخورد بگیرند.تفاوتهای MVP  و Prototype ؟اول، MVP محصولی است که می‌توانید از آن استفاده کنید و خود آن را بفروشید یا از طریق آن فورش را تست کنید، در حالی که پورتوتایپ مدلی است که می‌توانید آن را نشان داده و آزمایش کنید. دوم، MVP برای اعتبارگزاری ارزش پیشنهادی و مدل کسب و کار شما است، در حالی که پورتوتایپ برای اعتبارسنجی رابط کاربری و تجربه کاربری شما است. سوم، MVP معمولاً با داده ها و مشتریان واقعی ساخته می شود، در حالی که نمونه اولیه معمولاً با داده ها و کاربران جعلی ساخته می شود. چهارم، یک MVP باید تکرار شود و بهبود یابد، در حالی که یک پورتوتایپ قرار است دور انداخته یا جایگزین شود.چگونه یک MVP بسازید؟برای ساخت MVP، ابتدا باید بخش مشتری هدف و مشکل یا نیاز اصلی آنها را شناسایی کنید. سپس، باید ارزش پیشنهادی را تعریف کنید و اینکه چگونه مشکل آنها را حل می کند یا نیاز آنها را برآورده می کند. پس از این، ویژگی ها و عملکردهایی را که برای ارائه ارزش پیشنهادی شما ضروری هستند فهرست کنید و آنها را بر اساس اهمیت و امکان سنجی اولویت بندی کنید. پس از آن، ساده ترین نسخه از محصول خود را بسازید که بتواند ارزش اصلی را به مشتریانتان برساند. پس از راه اندازی MVP خود برای گروه کوچکی از پذیرندگان اولیه، بازخورد و داده ها را جمع آوری کنید. از این نتایج برای اندازه‌گیری شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPI) استفاده کنید، از آن‌ها بیاموزید، و تصمیم بگیرید که آیا چرخش(Pivot)  لازم است، یا می توانید با پشتکار ادامه دهید.چگونه یک پورتوتایپ بسازید؟برای ساختن یک پورتوتایپ، باید با تعریف چشم انداز و اهداف محصول خود شروع کنید. سپس، ایده محصول خود را ترسیم کنید و اینکه چگونه مشکل یا نیاز کاربر را برطرف می کند. پس از آن، نوع و سطح دقت پورتوتایپ خود را بر اساس هدف و مخاطب خود انتخاب کنید. سپس، پورتوتایپ خود را با استفاده از ابزارها یا موادی که متناسب با نیاز و بودجه شما هستند ایجاد کنید. در مرحله بعد؛ پورتوتایپ خود را با کاربران یا ذینفعان بالقوه آزمایش کنید و بازخورد جمع آوری کنید. پس از تست کردن، بازخوردها را ارزیابی کنید تا نقاط قوت و ضعف پورتوتایپ خود را شناسایی کنید. در نهایت، پورتوتایپ خود را بر اساس بازخوردها اصلاح کنید و دوباره آزمایش کنید تا زمانی که به بازخورد مطلوب برسید.در پایان باید بدانیم گاهی یک MVP و یک پورتوتایپ می توانند مکمل یکدیگر باشند. می‌توانید از پورتوتایپ برای تولید و اعتبارسنجی ایده‌ها قبل از ساختن MVP یا برای بهبود و ارتقای MVP خود پس از راه‌اندازی آن استفاده کنید. همچنین می‌توانید از پورتوتایپ برای آزمایش جنبه‌های مختلف محصول خود، مانند رابط کاربری، جریان کاربر، تعامل، زیبایی‌شناسی یا عملکرد استفاده کنید. نکته کلیدی این است که از ابزار مناسب برای هدف درست و مرحله درست فرآیند توسعه محصول خود استفاده کنید.</description>
                <category>مهری شریفی</category>
                <author>مهری شریفی</author>
                <pubDate>Tue, 26 Mar 2024 10:36:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تفاوت سنجه های کلیدی  (Key Metrics) با شاخص های کلیدی عملکرد (KPI)</title>
                <link>https://virgool.io/@mehri.sharifi/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D8%B3%D9%86%D8%AC%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%DB%8C-key-metrics-%D8%A8%D8%A7-%D8%B4%D8%A7%D8%AE%D8%B5-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF-kpi-bq9zbjtvjw7b</link>
                <description>در حالی که عبارات  key metrics و  KPIاغلب به اشتباه به جای یکدیگر بکار میروند، عدم درک شاخص‌های کلیدی عملکرد در مقابل سنجه های کلیدی ممکن است به این معنی باشد که شما بر روی اندازه‌گیری موضوع اشتباهی تمرکز کنید، در مورد اهدافتان سردرگم شوید و تصمیم‌ گیری هایی انجام دهید که داده‌های واقعی ان ها را پشتیبانی نکنند. اگر برایتان مهم است تصمیمات کسب و کار خود را بر اساس داده های قابل اتکا قرار دهید، درک تفاوت بین KPI و سنجه های کلیدی حیاتی است.قبل از شرح تفاوت این دو، برای درک تفاوت این دو مفهوم یک قانون هندسه ساده را یاداوری میکنم &quot;همه مربع ها متوازی الاضلاع هستند، اما همه متوازی الاضلاع مربع نیستند.&quot; KPI  و Key Metrics هم قانون و رابطه مشابه این اصل هندسه دارند. همه KPIها سنجه های کلیدی هستند، اما همه سنجه های کلیدی KPI نیستند.KPI Vs. Key Metricsتعریف KPI:شاخص‌های کلیدی عملکرد معیارهایی هستند که با آن‌ها اهداف حیاتی کسب‌وکار را می‌سنجید. KPI ها یک مقدار قابل سنجش یا اندازه گیری هستند که نشان دهنده  میزان دستیابی به یک هدف تجاری (استراتژیک) و میزان موفقیت کسب و کار در دستیابی به آن هدف است. یک سنجه همچنین یک مقدار قابل اندازه‌گیری است، اما نشان‌دهنده میزان موفقیت فعالیت‌های انجام شده (تاکتیکی) برای حمایت از انجام KPI است.تعریف Key Metricsدر حالی که KPI ها پیشرفت به سمت اهداف خاص را اندازه گیری می کنند، سنجه  های کلیدی  سلامت کلی کسب و کار اندازه گیری میکنند. در حالی که ممکن است آنها به طور ضعیفی با اهداف هدفمند خاص مرتبط باشند، اما مهم ترین معیارها نیستند و ممکن است راهنمای خوبی برای اینکه آیا در مسیر درست قرار دارید یا خیر. در حال رشد هستید یا نه.در واقع، برخی از KPI ها ممکن است معیارهایی باشند که به آنها معیارهای بی ارزش وگول زننده گفته می شود، معیارهایی که فقط به شما احساس خوبی می دهند، اما معنای زیادی ندارند، مانند تعداد لایک هایی که یک پست در رسانه های اجتماعی دریافت می کند. با این حال، معیارها  هم می توانند داده های ارزشمندی در مورد کسب و کار شما ارائه دهند.به عنوان مثال، شما ممکن است بازدیدکنندگان وب سایت را به عنوان یک معیار ردیابی کنید، اما تا زمانی که به یک هدف تجاری کلیدی خاص مرتبط باشد، این یک معیار است، نه KPI.در پایان این اصل را بدانیم: سنجه ها از KPI ها پشتیبانی می کنند و شاخص های کلیدی عملکرد ممکن است از سنجه های مختلفی تشکیل شده باشند که تصویر کاملی از پیشرفت شما یا تیمتان به سمت یک هدف به شما می دهد.</description>
                <category>مهری شریفی</category>
                <author>مهری شریفی</author>
                <pubDate>Tue, 04 Jan 2022 00:05:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در قلمرو استارتاپی، مشکل پادشاه  است، راه حل سرباز!</title>
                <link>https://virgool.io/@mehri.sharifi/%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D9%84%D9%85%D8%B1%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE%DB%8C-%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%AD%D9%84-%D8%B3%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B2-fcovx0yhfq83</link>
                <description>احتمالا شنیدید که یکی از مهم ترین دلایل شکست استارتاپ ها عدم نیاز بازار (No Market Need)  است، اگر بخواهیم ریشه این دلیل را واکاوی کنیم و متوجه بشیم که چرا استارتاپ هایی خلق میشن که با وجود دارا بودن یک محصول خوب و داشتن یک تیم فعال و متعهد هیچ گونه اقبالی از بازار نمی گیرند؛ به یک دلیل ساده و مهم و پرتکرار در طرح اولیه کسب و کار (بوم کسب و کار) می رسیم و اون دلیل چیزی نیست بجز عدم شناسایی یک مشکل واقعی و مهم که قشری از افراد جامعه از آن رنج ببرند و  بدنبال راه حلی برای برطرف کردنش باشند.هر استارتاپ پایه یک کسب و کار است نه محصول. تجربه بررسی بیش از هزار طرح  استارتاپی شکست خورده نشان میدهد که افراد نوآور و ایده پرداز، ابتدا یک راه حل مبتکرانه را کشف میکنند و سپس برای آن یک محصول جذاب توسعه میدهند و تمام این فرایند را بدون بررسی نیاز بازار، شناخت دقیق از مشکل، ابعاد آن و حتی عدم آشنایی با مشتریان احتمالی که این راه حل برای آنها خلق شده، طی میکنند.بنابراین برای استارتاپهای سطح ایده (Idea Stage) بسیار ضروری و مهم است که قبل از تمرکز روی طراحی راه حل یا توسعه محصول و انجام هر کار دیگری؛ بر روی مشکل، اثرات منفی، ابعاد و جزییات آن تمرکز کنند تا به پرتکرارترین دلیل شکست استارتاپ های مواجه نشوند.در ادامه این مطلب، مفید میدونم یک ابزار و یک تکنیک پرکاربرد را  برای افرادی که ایده استارتاپی دارند معرفی کنم تا با کمک آنها بتوانند مشکل اصلی که پایه استارتاپ خود را بر آن بنا میکنند را به درستی ترسیم کنند.  بوم مشکل استارتاپی (Problem Canvas)ماریوس یورسچ (Marius Ursache)، ابزاری معرفی کرده بنام &quot;بوم مشکل&quot; (Problem Canvas) که به ایده پردازان و مشتاقان راه اندازی استارتاپ ها کمک میکنه قبل اینکه زمان و انرژی خود را صرف طراحی راه حل کنند، مشکل، ابعاد، اثرات، جزییات و نواقص راه حل های موجود برای آن را به طور جامع و کامل بررسی کنند. (راهنمایی تکمیل بوم مشکل)علاوه بر این ابزار، تکنیکی بنام &quot;&quot;پنج چرا&quot; (Five Why)  توسط ساکی چی تویودا (Sakichi Toyoda) ابداع شده و کمک می­کنه تا به سرعت ریشه مسئله را پیدا کنید. راهبرد پنج چرا شامل دقت در مسائل و طرح این موارد است:”چرا؟”  و” چه چیزی این مسئله را باعث شده ؟”.غالباً، پاسخ به اولین مورد ”چرا؟، ”چرا”ی دیگری را بدنبال داره و پاسخ به “چرا”ی دوم، پاسخی دیگری رو به دنبال داشته و به همین ترتیب توصیه میشه تا پنج بار چرای پشت سر هم پرسیده شود. بنابراین این راهبرد، ۵ چرا نامیده می­شود.امیدوارم معرفی این ابزار و تکنیک به علاقمندان راه اندازی استارتاپ کمک موثری بکند و آنها بتوانند با شناسایی و ترسیم یک مشکل واقعی،مهم و پرتکرار در جامعه، کسب و کار خود را بر پایه یک نیاز واقعی بنا کنند.</description>
                <category>مهری شریفی</category>
                <author>مهری شریفی</author>
                <pubDate>Fri, 08 Oct 2021 19:36:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>توسعه پایدار برای توسعه پایدار</title>
                <link>https://virgool.io/@mehri.sharifi/%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1-hjgmluh5dfzp</link>
                <description>ما در جهانی زندگی می کنیم که با محدودیت منابع روبرو هستیم و یکی از مهمترین چالش های قرن بیست و یکم دستیابی به توسعه پایدار است.همان طور که می دانیم توسعه پایدار، راه‌حل‌هایی را برای الگوهای فانی ساختاری، اجتماعی و اقتصادی توسعه ارائه می‌دهد تا بتواند از بروز مسائلی همچون نابودی منابع طبیعی، تخریب سامانه‌های زیستی، آلودگی، تغییرات آب و هوایی، افزایش بی‌رویه جمعیت، بی‌عدالتی و پایین آمدن کیفیت زندگی انسان‌های حال و آینده جلوگیری کند، لازم بذکر است سازمان ملل در سال 2015 اهداف توسعه پایدار را به 17 گروه تقسیم بندی کرد.برای ارایه راه حل های بهتر برای توسعه پایدار، میبایست بازیگران تاثیرگذار بر توسعه پایدار و نقش آنها را بدانیم، این بازیگران به سه دسته اصلی تقسیم میشوند:سازمان های بخش عمومیسازمان های بخش اجتماعیسازمان های بخش خصوصیبازیگران تاثیرگذار بر توسعه پایداربخش عمومی  شامل دولت و سازمانهای دولتی از طریق سیاستگذاری و وضع قوانین در توسعه پایدار ایفای نقش میکنند.سازمان های بخش اجتماعی شامل خیریه ها، سازمان های مردم نهاد و سازمان های غیرانتفاعی، کسب و کارهای اجتماعی هستند که برای اثرگذاری مثبت بر ارکان جامعه بنا نهاده شده اند و همه فعالیت های آنها بصورت مستقیم یا غیر مستقیم بر توسعه پایدار موثر است.سازمان های بخش خصوصی شامل شرکتهای سهامی عام و خاص و بنگاه ها بنیادهای خصوصی  از طریق انجام فعالیتهای شهروند شرکتی و پروژه های مسئولیت اجتماعی  نقش خود را در توسعه پایدار تعریف و ایفا میکند.براساس مطالعات صاحب‌نظران، درحال‌حاضر، مفهوم مسولیت اجتماعی شرکتها، نه به‌عنوان یک مُد اجتماعی و اقتصادی زودگذر، بلکه به مثابه بخش مهمی از این زنجیره، ایفای نقش می‌کند.با نگاه به چالش های حل نشده دنیا مثل دسترسی به خدمات بهداشت و سلامت برای همه اقشار جامعه متوجه میشویم که هیچ کدام از این بخش ها به تنهایی نمیتواند از پس حل کردن این مشکلات بربیاید و همکاری این سه بخش با هم میتواند گامی بزرگ در مسیر توسعه پایدار بردارد.در خاتمه یکی از پروژه های منحصربفرد توسعه پایدار برای توسعه پایدار که بصورت هوشمندانه طراحی شده و توانسته این سه بخش (خصوصی، عمومی و اجتماعی) را برای حل چالشهای اجتماعی به شیوه ای نوآورانه در کنار هم قرار دهد معرفی میکنم؛شتابدهنده سامسونگ-امیرکبیرشرکت سامسونگ با راه اندازی مرکز فناوری سامسونگ-امیرکبیر در راستای اهداف شهروند شرکتی خود، مدل موفقی از پیوند این سه بخش تعریف کرده است؛ سامسونگ بعنوان یکی از سازمانهای بخش خصوصی همکاری خوبی با یکی از سازمانهای بخش عمومی (دانشگاه امیرکبیر)، و سازمانهای نوپای بخش اجتماعی (استارتاپ های کارآفرینی اجتماعی) ایجاد کرده است و به این شکل نقش مضاعفی در تقویت آموزش، اشتغال، سلامت و محیط زیست ایفا میکند، در حقیقت شرکت سامسونگ با تاسیس  این مرکز، مسئولیت اجتماعی برای توسعه کارآفرینی اجتماعی را به اجرا درآورده است.</description>
                <category>مهری شریفی</category>
                <author>مهری شریفی</author>
                <pubDate>Sat, 21 Nov 2020 01:08:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نابازیگر اکوسیستم استارتاپی ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@mehri.sharifi/%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%A7%DA%A9%D9%88%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-tighl2rzut8e</link>
                <description>این روزها که اکثر بازیگران اکوسیستم استارتاپی (شتابدهنده ها، فضاهای کار اشتراکی، شرکت های سرمایه گذاری خطر پذیر و ..)  از نبود و کمبود استارتاپ خوب گله مند هستند و از طرف دیگر استارتاپها از نبود و کمبود حامی قوی برای رشد مناسب شان در این اکوسیستم شکوه میکنند.جای خالی بازیگری احساس میشود که بتواند نقطه عطفی در این زیست بوم استارتاپی که حیات و رشد استارتاپهایش سخت و کند شده را ایجاد کند و نقشی متفاوت و اثر بخشی برای آنها ایفا کند.شتابدهنده بدون دریافت سهامشتابدهنده ها بدون دریافت سهام (Equity Free Accelerators)  که در دیگر اکوسیستم های استارتاپی با ارایه تمامی خدمات (دوره های آموزشی، مربی گری، مشاوره های فنی و تخصصی، حمایت مالی) یک شتابدهنده بدون دریافت سهام، نقش حمایتی و تسهیل گری برای ظهور و حیات استارتاپها بدون دغدغه های حقوقی، مالی و واگذاری سهام در ابتدای مسیر یک کسب و کار نوپا دارند.جالب است بدانیم  بر اساس گلوبال اکسلیریتور ریپورت 2016  حدود 41% شتابدهنده ها در دنیا Equity Free هستند و هیچ گونه سهامی از استارتاپها در قبال خدمات شان دریافت نمیکنند، جالب تر اینکه بین 10 تا 500 هزار دلار سرمایه اولیه در اختیار استارتاپها قرار میدهند و حدود 2 الی 15 ماه فضای کاری رایگان هم در اختیار آنها قرار میدهند.این شتابدهنده ها که با اسم دیگری به نام شتابدهنده های اثربخش (Impact Accelerators)  هم از آنها یاد می شود، از استارتاپهایی حمایت میکنند که بدنبال تاثیرگذاری جهانی و توسعه پایدار در ابعاد اجتماعی (Social)، اقتصادی (Economical) و محیط زیستی (Environmental) هستند، برخی از آنها بصورت خاص از استارتاپهایی بر پایه 17  اهداف توسعه پایدار سازمان ملل (UN 17 SDGs Goals) حمایت میکنند.شاید وجود و حضور اینگونه شتابدهنده ها که هدف کسب سود و درآمد برای خود ندارند، بتواند فضای رشد و ظهور استارتاپهای اثربخش با اهداف توسعه پایدار را در ایران تسهیل کند، جالب است بدانیم در ایران تنها یک شتابدهنده با این ساختار وجود دارد؛شتابدهنده سامسونگ امیرکبیرمرکز فناوری سامسونگ-امیرکبیر که در راستای اهداف شهروند شرکتی سامسونگ از سال 96  تاسیس و مشغول به فعالیت است و بعنوان یک شتابدهنده اثربخش (Impact Accelerators) و Equity Free از استارتاپهای فعال در حوزه های سلامت، آموزش، انرژی و محیط زیست حمایت میکند.این مرکز تا کنون از 66 استارتاپ طی 10 دوره شتابدهی حمایت نموده است و در آستانه جذب تیمهای استارتاپی در حوزه سلامت برای یازدهمین دوره شتابدهی خود می باشد.</description>
                <category>مهری شریفی</category>
                <author>مهری شریفی</author>
                <pubDate>Fri, 30 Oct 2020 18:22:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به چه کسی کارآفرین اجتماعی می‌گویند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mehri.sharifi/%D8%A8%D9%87-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%85%DB%8C%DA%AF%D9%88%DB%8C%D9%86%D8%AF-s7bnbxr2kk2y</link>
                <description>کارافرین اجتماعیکارآفرین اجتماعی کسی است که راهکارهایی نوآورانه برای مشکلات اجتماعی ارائه می‌دهد. این گونه افراد، بلندپرواز و سرسخت هستند، به مسائل عمده‌ی اجتماعی می‌پردازند و ایده‌های جدیدی را برای تغییراتی بزرگ و گسترده ارائه می‌دهند.کارآفرینان اجتماعی به جای اینکه نیازهای اجتماعی را به دست بخش دولتی یا کسب‌وکاری واگذار کنند، در پی آن هستند که نقطه معیوب را پیدا کنند و از این رو با تغییر نظام حاکم، گسترش راهکار، و متقاعد کردن تمام جوامع برای حرکت در جهتی متفاوت، مشکل را حل می‌کنند.عموماً به نظر می‌رسد که کارآفرینان اجتماعی مسحور ایده‌ی خود هستند، و زندگی‌شان را وقف تغییر جهت حوزه‌ی خود کرده‌اند. آن‌ها بلندپرواز، ولی در عین حال واقع‌گرا هستند، و اجرای عملی چشم‌انداز خود را بر هر چیز دیگری مقدم می‌دارند.کارآفرینان اجتماعی ایده‌هایی کاربرپسند، قابل‌درک، و اخلاقی ارائه‌ می‌دهند که حمایت گسترده‌ای را جذب می‌کنند تا بتوانند تعداد شهروندانی که برمی‌خیزند، جذب ایده می‌شوند و آن را اجرایی می‌کنند را به حداکثر برسانند. کارآفرینان اجتماعیِ پیشرو کسانی هستند که به طور گسترده و توده‌ای تغییرسازان محلی را به کار می‌گیرند. الگوهایی که نشان می‌دهند شهروندانی که در راه تحقق ایده‌های خود تلاش می‌کنند، می‌توانند تقریباً هر ناممکنی را ممکن سازند.چرا کارآفرینی «اجتماعی»؟همانطور که کارآفرینان وجهه‌ی کسب‌وکار را تغییر می‌دهند، کارآفرینان اجتماعی به عنوان عوامل تغییر در جامعه عمل می‌کنند، به فرصت‌هایی چنگ می‌زنند که دیگران از دست می‌دهند، و از این طریق نظام را بهبود می‌بخشند، رویکردهای جدیدی خلق می‌کنند، و راهکارهای جدیدی را برای بهبود و ارتقای جامعه ارائه می‌دهند. درحالی که ممکن است یک کارآفرین کسب‌وکاری، یک صنعت کاملاً نو را خلق کند، یک کارآفرین اجتماعی راهکارهایی نوآورانه را برای مشکلات اجتماعی ارائه می‌دهد و سپس آن‌ها را در سطح وسیع پیاده‌سازی می‌کند.مثال‌هایی از کارآفرینان اجتماعی در ایران:همایون صنعتی زاده سید محمد موسوی</description>
                <category>مهری شریفی</category>
                <author>مهری شریفی</author>
                <pubDate>Mon, 25 Nov 2019 23:27:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انواع کارآفرینی اجتماعی</title>
                <link>https://virgool.io/@mehri.sharifi/%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-n1q06tyl1ygx</link>
                <description>کارافرینی اجتماعیجان الکینگتون و پاملا هارتیگان در کتاب «قدرت افراد غیرمنطقی» ساختارهای کسب‌وکاری کارآفرینان اجتماعی را به سه مدل تقسیم می‌کنند، که در شرایط و اتمسفرهای اقتصادی مختلف، اعمال‌شدنی هستند:غیرانتفاعی مقروض: این مدل کسب‌وکاری به منظور پاسخ به نیازهای اجتماعی منابع مورد نیاز خود را قرض می‌کند. شرکت‌های غیرانتفاعی مقروض از سرمایه‌های موجود به نحوی نوآورانه استفاده می‌کنند تا به رفع یک نیاز بپردازند. این گونه شرکت‌ها روش‌های سنتی‌تر حل مسائل و دشواری‌ها هستند، با این وجود رویکرد ابتکاری از شاخصه‌های اصلی‌شان محسوب می‌شود. به عنوان مثال برای یک شرکت غیرانتفاعی مقروض می‌توان به کالج برفوت (Barefoot College) اشاره کرد.غیرانتفاعی دوگانه: این ساختار می‌تواند فرم‌های مختلفی به خود بگیرد، ولی شاخصه‌اش این است که برای ادامه‌ی فعالیت‌های خود سودآوری را در نظر می‌گیرد. شرکت‌های غیرانتفاعی دوگانه اغلب برای رویارویی با نقصان‌ها و شکست بازار و دولت ایجاد می‌شوند، زیرا ساختار این شرکت‌ها به نحوی است که خارج از وام‌ها و قرض‌ها، بورس‌ها و کمک‌های مالی و دیگر فرم‌های سنتی تامین مالی فعالیت‌ می‌کنند. یک مثال خوب از این گونه شرکت‌ها، Rubicon Programs از ریک اُبری است.کسب‌وکار خطرپذیر اجتماعی: این گونه مدل‌ها کسب‌وکارهایی هستند که با هدف ایجاد تغییر از طریق ابزارهای اجتماعی توسعه یافته اند. این گونه شرکت‌ها از خلال کمبود سرمایه توسعه می‌یابند – کارآفرینان اجتماعی در این شرایط مجبور می‌شوند تا به شرکت‌های خطرپذیر انتفاعی تبدیل شوند. در جاهایی مثل ایالات متحده، این گونه مدل‌ها برای کارآفرینی‌های محیط‌زیستی مناسب هستند، زیرا در این کشورها فرصت‌های خوبی در بازار موجود هستند. یکی از مثال‌های خوب برای این گونه شرکت‌ها فروشگاه‌های زنجیره‌ای Whole Food می‌باشد.بسیاری از کارآفرینان اجتماعی میان این مدل‌ها در نوسان هستند زیرا به دنبال مدلی هستند که به نحو احسن با ماموریتشان سازگار بوده تا بتوانند تغییری در دنیا ایجاد کنند.مهری شریفی</description>
                <category>مهری شریفی</category>
                <author>مهری شریفی</author>
                <pubDate>Thu, 24 Oct 2019 20:41:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاریخچه کارآفرینی اجتماعی</title>
                <link>https://virgool.io/@mehri.sharifi/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-us7ddtttp8rr</link>
                <description>تاریخچه کارآفرینی اجتماعیکارآفرینی اجتماعی از مفهوم کارآفرینی متمایز است، ولی با این وجود اشتراکات زیادی را با این مفهوم کلاسیک دارد. ژان باپتیست سای، یک اقتصاددان فرانسوی، کارآفرین را به عنوان فردی که یک ایده را «اتخاذ» کرده و چشم‌اندازها را به نحوی ارتقا می‌دهد که تاثیر یک ایده روی جامعه را تغییر می‌دهد. با این حال، تفاوت میان «کارآفرینی» و «کارآفرینی اجتماعی» از مقصود وجودی آن‌ها نشات می‌گیرد. هدف کارآفرینان اجتماعی این است که جامعه را در مقیاسی بزرگ تغییر دهند، در حالی که کارآفرینان کلاسیک در صدد افزایش حاشیه سود خود هستند.مفهوم «کارآفرینی اجتماعی» ایده‌ی ناب و بدیعی نیست، ولی اخیراً در میان جامعه و تحقیقات آکادمیک محبوبیت بیشتری یافته است، به ویژه بعد از انتشار کتاب «ظهور کارآفرینی اجتماعی» توسط چارلز لیدبیتر. در تعریف امروزی کارآفرینی اجتماعی بسیاری از فعالیت‌های مرتبط با توسعه‌ی جامعه و مقاصد متعالی اجتماعی جای می‌گیرند. با وجود تعاریف تثبیت شده هنوز هم تعریف کارآفرینی اجتماعی سخت به نظر می‌رسد، چون می‌تواند فرم‌های متعددی به خود بگیرد. یک تعریف وسیع و گسترده از مفهوم به انجام پژوهش‌هایی بین رشته‌ای منجر می‌شود که باعث می‌شود درکی جامع‌تر از موضوع داشته باشیم و به طور پیوسته اعتقاد ورای کارآفرینی اجتماعی را به چالش بکشیم. صرف نظر از اینکه یک سازمان در چه بخشی از جامعه قرار دارد (برای مثال، شرکت‌ها، یا انجمن‌ها یا جوامع)، کارآفرینی اجتماعی روی تاثیری اجتماعی(Social Impact) که یک فعالیت دارد متمرکز است. اینکه کارآفرینی اجتماعی بشردوستانه هست یا خیر اهمیت کمتری دارد نسبت به اینکه چه تاثیری روی جامعه می‌گذارد.اصطلاح کارآفرینی اجتماعی برای نخستین بار طی دهه‌های 1960 و 1970 میلادی و در ژورنال‌های با موضوعیت تغییرات اجتماعی مشاهده شد. طی دهه‌های 1980 و 1990 میلادی این اصطلاح بیشتر مورد استفاده قرار گرفت و دلیل ترویج آن، بیل درایتون موسس آشوکا: نوآوران برای عموم، و دیگران از جمله چارلز لیدبیتر بودند. از دهه‌ی 1950 میلادی تا دهه‌ی 1990، مایکل یانگ یک مروج پیشگام کارآفرینی اجتماعی بود و در دهه‌ی 1980 توسط پروفسور دنیل بل در هاروارد به عنوان موفق‌ترین کارآفرین بنگاه‌های اجتماعی لقب گرفت. وی این لقب را وامدار نقش خود در ایجاد بیش از شصت سازمان جدید در سرتاسر جهان است. از میان این سازمان‌ها می‌توان به مدرسه‌ی کارآفرینی اجتماعی (SSE) اشاره کرد که در بریتانیا، استرالیا و کانادا فعالیت می‌کند و از افراد حمایت می‌کند تا ظرفیت‌های خود را بالفعل سازند و بنگاه‌های اجتماعی و کسب‌وکارهای اجتماعی را تاسیس، توسعه و پایدار سازند.اگرچه این عبارت‌ها به ظاهر جدید می‌باشند، ولی در طول تاریخ می‌توان کارآفرین اجتماعی و کارآفرینی اجتماعی را مشاهده کرد. اگر بخواهیم فهرستی از افراد برجسته که فعالیت‌هایشان تجلی تعریف امروزی «کارآفرینی اجتماعی» هستند را تهیه کنیم، در میان آن نام افرادی چون فلورنس نایتینگیل، موسس مدرسه‌ی پرستاری و توسعه‌دهنده‌ی پرستاری مدرن؛ رابرت اوون، موسس جنبش تعاونی؛ و وینوبا بهاوه، موسس جنبش هدیه‌ی زمین در هند، همایون صنعتی زاده موسس گلاب زهرا به چشم خواهد خورد. طی قرن نوزدهم و بیستم، برخی از موفق‌ترین کارآفرینی‌های اجتماعی به نحوی موثر میان حوزه‌های مدنی، حکومتی و کسب‌وکاری انجام شده‌اند. این پیشگامان ایده‌هایی را ترویج دادند که توسط عموم مردم در زمینه‌های رفاهی، آموزشی و سلامت مورد پذیرش قرار گرفت و اجرایی شدند.مهری شریفی</description>
                <category>مهری شریفی</category>
                <author>مهری شریفی</author>
                <pubDate>Sun, 20 Oct 2019 23:40:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کارآفرینی اجتماعی</title>
                <link>https://virgool.io/@mehri.sharifi/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-jbzrmruhedan</link>
                <description> کارافرینی اجتماعیکارآفرینی اجتماعی استفاده از تکنیک‌های کسب‌وکاری به منظور یافتن راهکارهایی برای مشکلات اجتماعی می‌باشد. این مفهوم را می‌توان به سازمان‌های مختلفی با اندازه‌ها، اهداف و ارزش‌های متفاوت تعمیم داد.کارآفرینان سنتی عملکرد خود را بر حسب سود و درآمد می‌سنجند، درحالی که کارآفرینان اجتماعی علاوه‌ بر این‌ها فواید مثبت برای جامعه را نیز در نظر می‌گیرند. معمولاً کارآفرینان اجتماعی به دنبال اهداف اجتماعی، فرهنگی و محیط‌زیستی هستند و فعالیت‌هایشان عموماً به صورت داوطلبانه انجام می‌گیرند. البته گاهی برای برخی شرکت‌ها یا بنگاه‌های اجتماعی، سود به عنوان یکی از مولفه‌های آن فعالیت محسوب می‌شود.تعریف مدرنهنوز هم در مورد اینکه حقیقتاً به چه کسی کارآفرین اجتماعی گفته می‌شود اختلاف نظر وجود دارد. تا کنون روی تعریف کارآفرینی اجتماعی توافق کلی صورت نگرفته است، از این رو حوزه‌ها و شاخه‌های مختلفی را با کارآفرینی اجتماعی مربوط دانسته‌اند. بشردوستان، فعالان اجتماعی، طرفداران محیط زیست و دیگر فعالان در زمینه‌های اجتماعی را کارآفرین اجتماعی می‌دانند. برای رسیدن به تعریفی شفاف از کارآفرینی اجتماعی لازم است که مجموعه وظایف کارآفرین اجتماعی را از دیگر فعالان اجتماعی جدا کرد و مرز مشخصی را میان فعالیت‌های آن‌ها ترسیم کرد. برخی طرفدار محدود کردن این اصطلاح برای موسسان سازمان‌هایی است که متکی به درآمد کسب‌شده هستند –یعنی درآمدی از که از جانب مشتریان عاید می‌شود. برخی دیگر این اصطلاح را گسترش داده‌اند تا شامل کارهای پیمانی برای نهادهای دولتی نیز بشود، و برخی دیگر نیز بورسیه‌ها و وقف‌های مردمی را شامل این عبارت می‌دانند.کارآفرینی اجتماعی در جامعه‌ی مدرن نوع مشخصی از کارآفرینی است که روی فواید و مزیت‌هایی برای جامعه تمرکز دارد. به زبان ساده کارآفرینی به یک فعالیت اجتماعی تبدیل می‌شود زمانی که سرمایه اجتماعی را به نوعی تغییر شکل می‌دهد که به نحوی مثبت روی جامعه تاثیر بگذارد. این امر بسیار مفید محسوب می‌شود زیرا موفقیت کارآفرینی اجتماعی تا حد زیادی به عواملی بستگی دارد که شرکت‌های کسب‌وکاری سنتی به عنوان اولویت خود نمی‌شمارند. کارآفرینی اجتماعی مشکلات جامعه را به سرعت شناسایی می‌کنند، ولی در عین حال به دنبال درک زمینه‌ی وسیع‌تر مشکل هستند که ممکن است حوزه‌ها، شاخه‌ها و تئوری‌های مختلفی را دربرگیرد. رسیدن به درک وسیع‌تری از اینکه یک مشکل چگونه به جامعه مربوط می‌شود، کارآفرینان اجتماعی را قادر می‌سازد تا راهکارهایی نوآورانه را توسعه داده و منابع موجود را برای تاثیرگذاری روی جامعه‌ی جهانی بسیج کنند. برخلاف شرکت‌های سنتی کسب‌وکاری، سرمایه‌ها در کارآفرینی اجتماعی روی حداکثرسازی رضایت اجتماعی تمرکز دارد، و نه حداکثرسازی سودها و درآمدها. در سرتاسر جهان شرکت‌های خصوصی و دولتی میلیاردها دلار برای بهبود وضعیت جوامع و افراد محروم اختصاص داده‌اند. این گونه حمایت‌ها از جانب شرکت‌ها، چه خصوصی و چه دولتی، می‌تواند زمینه‌ساز این باشد که ایده‌های نوآورانه به گوش مخاطبان بیشتری برسند.به عنوان نوآوران برجسته در این زمینه می‌توان اختر حمید خان پاکستانی و محمد یونس بنگلادشی را نام برد. یونس موسس بانک گرامین و پیشگام مفهوم اعتبارات خرد برای حمایت از نوآوران در کشورهای درحال توسعه‌ی آسیایی، آفریقایی و آمریکای لاتین است. وی برنده‌ی جایزه‌ی صلح نوبل شد و همچنین زمینه‌ساز تاسیس برنامه‌هایی چون کارآفرینی اجتماعی اینفولادی شد. برخی دیگر نظیر استفان گلدسمیث، شهردار سابق ایندیاناپولیس، فعالیت‌های اجتماعی‌اش را در سطوح محلی متمرکز کرد و باعث شد شرکت‌های بخش خصوصی در بسیاری از خدمات شهری مشارکت کنند.مهری شریفی</description>
                <category>مهری شریفی</category>
                <author>مهری شریفی</author>
                <pubDate>Sat, 19 Oct 2019 17:51:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا زنان کمتر از مردان در دنیای کارآفرینی حضور دارند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mehri.sharifi/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%85%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AF-jdaooo3xhglq</link>
                <description>کارافرینی زنانبا نگاه به جمعیت زنان کارآفرین در ایران متوجه می شویم که متاسفانه با وجود افزایش زنان تحصیل کرده در مقاطع عالی، آنها نتوانسته اند سهم چندانی در دنیای کارآفرینی به خصوص کارآفرینی در زمینه فناوری اطلاعات و یا کسب و کار های اینترنتی به دست بیاورند.جای خالی ابتکارات، خلاقیت‌ها و نوآوری‌های زنان و بویژه شیوه رهبری آنها در حوزه کارآفرینی به شدت محسوس است. همچنین حضور زنان در این حوزه‌ها می تواند به ارتقای کیفیت محصولات و خدمات کسب‌وکارها کمک چشم‌گیری کند، ولی با بررسی جامعه شاغل در این حوزه متوجه می شویم زنان اکثرا در رده‌های میانی شرکت‌ها و کسب‌وکارهای فعال در زمینه فناوری‌های اطلاعات مشغول به کار هستند و در این رده‌ها نمی توانند نقش موثری در توسعه این صنعت داشته باشند.من به عنوان یکی از علاقمندان به موضوعات کارآفرینی و کسب‌وکارهای نوپا در رویدادهای بسیاری با موضوعات مربوط به این حوزه برگزار شده، شرکت داشتم و همیشه شاهد حضور کمرنگ دختران و خانم‌ها در این رویدادها بودم.به منظور یافتن دلایل عدم حضور زنان در دنیای کارآفرینی، به بررسی زندگی‌نامه زنان کارآفرین ایرانی و خارجی برای شناخت موانع حضور زنان در این حوزه پرداختم و با توجه به تجربیات خود و برداشت‌هایی که از صحبت‌های زنان فعال در این حوزه داشتم راهکارهایی برای حل این خلا اجتماعی در این مقاله مطرح کردم. در ادامه به طور خلاصه به ذکر این موانع و راهکارها می پردازم.موانع درونییکی از مهم‌ترین دلایل غیبت زنان در حوزه‌های کارآفرینی عدم خودباوری، کمبود اعتمادبه‌نفس و نبود روحیه ریسک‌پذیری است. زنان و دختران باید بدانند تا خودشان را در محیط کاری باور نداشته باشند، کسی آنها را جدی نمی گیرد. شاید این عدم خودباوری ریشه در تربیت دختران و همچنین نگاه جنسیتی جامعه به آنها در اعطای مسولیت‌های اجتماعی داشته باشد، ولی زنانی که تمایل دارند در این حوزه‌ها وارد کار شوند و تبدیل به یک کارآفرین موفق شوند قبل از دیگران خودشان باید باور کنند که توانایی لازم برای مقابله با چالش‌های این عرصه را دارند و اگر احساس کمبود اعتمادبه‌نفس دارند سعی در تقویت آن کنند چرا که مسیر کارآفرینی پر پیچ و خم و همراه با شکست‌های مقطعی می باشد. داشتن روحیه ریسک‌پذیری نیز الزامی می باشد زیرا در مسیر راه‌اندازی کسب‌وکارهای نوپا، آینده فروش یک محصول یا خدمات تضمین شده نیست.کمبود دانش و مهارتفعالیت به عنوان یک کارآفرین به خصوص کارآفرینی در حوزه فناوری اطلاعات نیاز به دانش کافی و همچنین مطالعه بسیار و به‌روز‌کردن اطلاعات دارد. برخی از زنان دچار کمبود دانش و مهارت کافی در استفاده از فرصت‌های موجود و منابع قابل دسترسی در محیط کسب و کار خود هستند. این کاستی‌ها عموماً در زمینه‌های فناوری‌های جدید، مدیریت، حقوق، اطلاعات مالی، فروش و بازاریابی قابل طرح است. به جز مواردی اندک، اکثر آنان فاقد تخصص‌ها و مهارت های لازم بازار کار می باشند و این شاید به دلیل حضور کم تر دختران در بازار کار می باشد. برخی از آنان کمبودهای خود را از طریق استفاده از تجارب دیگران جبران می کنند. شایسته است فرصت‌های کارآموزی و کارورزی برای دختران و زنان در جامعه فراهم شود تا آنها بتوانند بیشتر با دنیای واقعی کسب‌وکار آشنا شوند.موانع خانوادگیمنافاتی در کارکردن یک زن در بیرون از خانه و پذیرش مسولیت در منزل نیست. متاسفانه هنوز در برخی از نقاط کشور تفکر سنتی درباره دختران و زنان وجود دارد و به آنها اجازه اشتغال داده نمی شود. در تفکر غلط دیگری تمام مسولیت زندگی خانوادگی را بر عهده زنان می دانند، حتی اگر شاغل باشند! همیشه از آنها درخواست می شود که بین کار و زندگی خانوادگی توازن برقرار کنند تا موفق باشند، در صورتی که اعضای خانواده هیچ کمکی در پذیرش بخشی از مسولیت‌های خانوادگی نمی‌کنند و این گاهی باعث می‌شود زنان، موفق به رعایت توازن نشوند و در نتیجه اعضای خانواده مانع حضور زنان در دنیای کار و کارآفرینی شود. توصیه می شود با اشاعه فرهنگ اشتغال دختران و زنان به آنها فرصت حضور در محیط‌های کار داده شود و همچنین اعضای خانواده به زنان شاغل در انجام مسولیت‌های خانه یاری برسانند تا آنها بتوانند با آسودگی خاطر بیشتر به کار و تخصص خود بپردازند.موانع اجتماعیبا وجود بالا رفتن سطح تحصیلات، رشد فرهنگ و افزایش حضور زنان در حوزه‌های فنی و تخصصی در دانشگاه‌ها نسبت به گذشته، هنوز عقاید مردسالارانه و عدم اعتماد به زنان در جامعه به چشم می‌خورد. خیلی از صاحبان شرکت‌ها هنوز به زنان اعتماد کافی برای سپردن پست‌های مدیریتی و رتبه‌های بالا را ندارند. همچنین بسیاری از سرمایه‌گزارها نیز اطمینان کافی به توانمندی زنان برای راه اندازی یک کسب‌وکار جدید را ندارند و حاضر نیستند سرمایه‌گزاری بر روی ایده‌های کارآفرینی آنها را بپذیرند. مطلوب است صاحبان شرکت‌ها و مدیران رده بالا به توانایی‌های زنان اعتماد کنند و فرصت حضور در نقش‌های کلیدی را برای آنها فراهم کنند. سرمایه‌گزاران نیز به هوش تجاری زنان اعتماد بیشتری کنند و به آنها در تامین سرمایه برای اجرای ایده‌هایشان یاری رسانند.کمبود سرمایهعدم دسترسی زنان کارآفرین به منابع مالی، فیزیکی( امکانات نرم‌افزاری و سخت‌افزاری )، فروش و منابع انسانی از یک سو، طولانی بودن فرآیند دریافت وام و سهل الوصول نبودن تسهیلات بانکی از سوی دیگر و همین طور کمبود سرمایه‌گزار سبب شده تا زنان از نظر مالی مشکلاتی هم چون فقدان یا کمبود سرمایه برای راه اندازی کسب‌وکار خود را داشته باشند. راهکاری مناسب برای کمک به افزایش حضور زنان کارآفرین، توانمند کردن آن‌ها در دست یابی اختصاصی به سرمایه های &quot;مخصوص زنان&quot;  است. این کار باعث آسان شدن ورود زنان کارآفرین به دنیای تجارت شده و به آنها فرصتی می دهد تا موفقیت مالی کسب و کار خود و مدل های کارهای اجتماعی‌شان را به اثبات برسانند. یک منبع سرمایه مختص زنان می تواند نیروی محرکه‌ای قوی برای زنانی باشد که در جست‌و‌جوی ایده‌هایی جدید هستند، می‌خواهند نوآوری کنند و ریسک‌های حساب شده ای انجام دهند.و در انتها...با وجود تمام این موانع شاهد حضور زنان کارآفرین و موفق هر چند به تعداد کم در جامعه هستیم. دختران و زنان برای ورود به عرصه کارآفرینی باید در درجه اول موانع و محدودیت‌های اجتماعی را هرچند که تلخ و ناگوار باشد به‌ عنوان واقعیتی اجتماعی بپذیرند؛ توانمندی‌های خود را بشناسند و باور کنند، دیدگاه‌های جنسیتی را از خود دور کنند. بدانند با پشتکار و همت می توانند به آنچه علاقه مند هستند دست پیدا کنند.و نیز مطلوب است سیاست‌گزاران، تمهیدات و فرصت‌هایی برای اشاعه فرهنگ اشتغال زنان و همچنین راهکارهایی برای رفع موانع حضور دختران و زنان در فضای کار و کارآفرینی فراهم کنند.دوم ‌آنکه زنان در مسیر توسعه کسب‌وکار خود صرفاً به نیت کسب منافع شخصی حرکت نکنند هرچند ممکن است انگیزه اولیه آنان در ورود به عرصه کارآفرینی چنین باشد. اما آنان با توسعه ایده‌های خلاق خویش، خود نیز رشد یافته و در این راستا به ‌تدریج به‌ عنوان سرمایه‌ای اجتماعی مطرح می‌شوند. به عبارتی نقش مربی و مروج و مولد را در جامعه به خود می‌‌گیرند و با ارتقاء هویت اجتماعی خویش، الگو  و نمونه‌ای برای دیگر دختران و زنان  می‌شوند .و نکته آخر آن که تحقیقات نشان می دهد زنان برای مدیریت شرکت و کسب و کار خود به برنامه‌ای شفاف و مرحله بندی شده نیاز دارند تا موفق‌تر عمل کنند. البته این ویژگی برای تمام کارآفرین‌ها ضروری است اما از آن جا که زنان وظایف خانوادگی گسترده‌تری دارند، برنامه‌ریزی به آن‌ها کمک می کند توازن لازم را بین کار و زندگی خانوادگی برقرار کنند.مهری شریفی</description>
                <category>مهری شریفی</category>
                <author>مهری شریفی</author>
                <pubDate>Sat, 12 Oct 2019 22:37:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فرصت‌های بکر کارآفرینی</title>
                <link>https://virgool.io/@mehri.sharifi/%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%DA%A9%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C-ofg3lgkqkqzv</link>
                <description>کارافرینی اجتماعی گاهی اوقات از علاقمندان به حوزه کارآفرینی به خصوص مشتاقان راه‌اندازی استارت‌آپ‌ها می‌شنویم که ایده‌های استارت‌آپی تکراری و تقلیدی شده‌اند گاهی تقلید از نمونه‌های خارجی که در ایران وجود ندارد و یا به دلیل تحریم‌ها قابلیت استفاده از سرویس‌های آنها وجود ندارد و گاهی تقلید از نمونه‌های موفق ایرانی. به نظر برخی یافتن ایده‌های خوب با قابلیت رشد بالا که مورد استفاده قشر کثیری باشد و بتواند در آینده سودآوری زیادی داشته باشد دشوار شده و بسیاری از ایده‌هایی که مطرح می‌شوند مناسب راه‌اندازی یک استارت‌آپ موفق نیستند.در این مقاله قصد دارم شما را با ایده‌ها و فرصت‌هایی آشنا کنم که در کشور ما کمتر و در برخی موارد اصلا به آنها به عنوان یک ایده‌ی استارت‌آپی و یا فرصتی برای یک کارآفرینی پرداخته نشده است.همه ما با مسائل و مشکلات اجتماعی آشنایی داریم و با بعضی از آنها مثل ترافیک شهری، آلودگی هوا، کاستی‌های‌حمل‌و‌نقل‌عمومی، کودکان‌خیابانی، متکدیان، موش‌های فاضلاب و ... در طول روز برخورد می‌کنیم.به کرات از رسانه‌های جمعی می‌شنویم که در آینده نزدیک با چالش‌های بزرگی از قبیل کمبود حامل‌های انرژی، کاهش ذخایر آبی، آلودگی محیط زیست، جمعیت رو‌به سالمندی، هزینه‌های کلان بازیافت زباله‌ها و معادن طبیعی رو به اتمام و ... روبه‌رو خواهیم شد.از سوی دیگر آمار افزایش زنان سرپرست خانوار، کودکان بازمانده از تحصیل، کودکان کار، بی‌سوادی، بی‌کاری، سوء‌تغذیه قشر کم‌درآمد، مبتلایان بیماری‌های خاص و دیابت و ... حس تاثر و همدردی ما را برمی‌انگیزاند.همچنین رشد آگاهی و بالا رفتن سطح دانش عمومی سبب اطلاع ما از شیوه‌های غلط تغذیه‌ای و فعالیت های آسیب‌رسان انسان به محیط زیست شده است. اکثریت جامعه درباره‌ی مضرات غذاهای آماده، فست‌فودها، کالری‌های بالای این‌گونه غذاها و مشکلاتی که برای سلامتی انسان پدید می‌آورند مطالبی خوانده یا شنیده‌اند. همه درباره‌ی مضرات استفاده از اسپری‌ها، آفت‌کش‌ها، سوخت‌های ناخالص و آسیب‌هایی که انسان به طبیعت وارد کرده اطلاع داریم.اکثریت جامعه فکر می‌کنند حل این مسائل و مشکلات بر عهده دولت، ارگان‌های حکومتی، سازمان‌های رسمی از قبیل شهرداری، سازمان محیط زیست، بهزیستی و ... می‌باشد. در حالی که از سوی متصدیان این سازمان‌ها و ارگان‌ها بارها بارها شنیده‌ایم که با مشکلاتی از قبیل کمبود بودجه، کمبود نیروی متخصص، کمبود امکانات و غیره برای مقابله با این مشکلات هستند و تمایل به واگذاری سهمی از مسولیت‌ها به بخش خصوصی می‌باشند. متاسفانه در برخی از موارد هم شاهد ارائه راه‌حل‌های غلط، دم‌دستی و غیرکارشناسی از قبیل صدور بخشنامه‌ها، افزایش جریمه‌ها، مصوبات نادرست و ... از سوی برخی مسولان کشور برای این معضلات اجتماعی به منظور رفع تکلیف بوده‌ایم.مسائل و مشکلات اجتماعی عنوان شده مختص کشور ما نیست و بسیاری از کشور‌های توسعه یافته نیز چه در گذشته و چه امروزه با برخی از این مشکلات دست‌و‌‌پنجه نرم می‌کنند. در سایر کشورها با رشد تکنولوژی، همه‌گیر شدن استفاده از فناوری‌های روز، بالا رفتن ارتباطات اجتماعی به کمک وسایل پیشرفته، امکان شبکه‌سازی آسان و گستردگی شبکه‌های اجتماعی شاهد موج جدیدی از کارآفرینی با عنوان نورآوری‌های اجتماعی بودیم که به تولید محصول و یا ارائه خدماتی پرداختند که به حل مسائل و مشکلات اجتماعی کمک می‌کند. امروزه مفاهیم نوآوری اجتماعی و کارآفرینی اجتماعی در آن کشورها جاافتاده و حتی مراکز و موسساتی اقدام به برگزاری سمینارها و گردهمایی‌هایی برای تشویق افراد به کارآفرینی با موضوعات اجتماعی می‌کنند و حتی کنفرانس‌هایی برای تعامل و همفکری بنیان‌گذاران نوآوری‌های اجتماعی برپا می‌شود. این سازمان‌ها و موسسات به ترویج مفاهیم نوآوری‌های اجتماعی نیز می‌پردازند زیرا بعضا اتفاق می‌افتد که نوآوری‌های اجتماعی با سازمان‌های خیریه اشتباه گرفته می‌شود، در صورتی که کارآفرینی اجتماعی باید یک شیوه کسب درآمد داشته باشد و مانند سایر کارآفرینی‌ها تشکیلات اقتصادی و مدل کسب‌و‌کار داشته باشد تا با درآمدی که از فروش محصول و یا ارائه خدمات خود کسب می‌کند بتواند پایدار بماند و رشد کند. تنها تفاوت کارآفرینی اجتماعی با سایر کارآفرینی‌ها این است که به حل یک مشکل اجتماعی می‌پردازد و علاوه بر خدمت‌رسانی به جامعه، یک کسب‌و‌کار قابل رشد را پایه‌ریزی می کند.به طور مثال بعضی از کشورهای اروپایی در گذشته با افزایش جامعه رو‌به سالمندی مواجه شدند، گروهی اقدام به طراحی و تولید اپلیکیشن‌هایی با قابلیت نصب برروی بسیاری از وسایل ارتباطی کردند تا به سالمندان و کسانی که مسولیت نگهداری سالمندان را داشتند در جهت مراقبت بهتر و آسان‌تر کمک کنند و این یک نمونه موفق نوآوری اجتماعی بود. صاحبان این اپلیکیشن‌ها علاوه بر حل یک معضل اجتماعی توانستند با فروش محصول خود کسب درآمد کنند. کشور ما نیز به گفته آمارها در آینده‌ی نه چندان دور با این مشکل رو‌به رو خواهد شد که متاسفانه به جای یافتن راه‌حل‌های مشابه شاهد مصوباتی برای تشویق جامعه جوان به فرزند‌آوری برای افزایش نیروی مراقبتی و پرستاری از سالمندان در‌ آینده بودیم؛ این در حالی است که افزایش جمعیت جوان در آینده سبب کمبود امکانات رفاهی، آموزشی، بهداشتی و غیره می‌گردد و تامین این امکانات برای این نسل جوان نیاز به برنامه‌ریزی و چاره‌اندیشی دارد.در سال های اخیر در ایران با رشد تکنولوژی و همه‌گیر شدن استفاده از اینترنت، فناوری‌های جدید و همچنین رشد اکوسیستم کارآفرینی بسیاری از افراد با مفاهیم استارت‌آپ‌ها، کسب‌و‌کارهای نوپا، مراکز شتابدهنده و غیره آشنا شده‌اند و همچنین شاهد نمونه‌های موفق استارت‌آپی با میزان ارزش‌گذاری بالا در سطح جهانی بودیم و خوشبختانه روز‌به‌روز شاهد افزایش استارت‌آپ‌ویکندها، استارت‌آپ‌ها و گردهمایی‌های کارآفرینان هستیم اما مفاهیم کارآفرینی اجتماعی و نوآوری‌های اجتماعی هنوز برای عده‌ای ناآشناست و آن را با سازمان‌های مردم‌نهاد و یا خیریه اشتباه می‌گیرند و نمونه‌‌های انگشت‌شماری از کارآفرینی اجتماعی در کشور ما ظهور کردند.تمامی مسائل و مشکلات اجتماعی مطرح شده در این مقاله &quot;فرصت‌های بکر کارآفرینی&quot; هستند که تا کنون از سوی جامعه استارت‌آپی و علاقمندان راه‌اندازی کسب‌و‌کارهای نوپا در ایران کمتر دیده شده است. در کشورهای توسعه یافته این فرصت‌ها تبدیل به استارت‌آپ‌های موفقی با موضوعات اجتماعی شدند که علاوه بر حل یک چالش اجتماعی، سودآوری فراوانی برای بنیان‌گذاران خود به ارمغان آوردند.اگر مسائل و مشکلات اجتماعی دغدغه شما نیز هست و به دنبال ایده‌های ناب با قابلیت رشد بالا و سود‌آوری در آینده هستید، به شما توصیه می‌کنم با نگاهی نو به اجتماع به ایده‌پردازی برای یافتن راه‌حل مشکلات اجتماعی بپردازید و با استفاده درست از تکنولوژی‌های روز اقدام به راه‌اندازی یک کارآفرینی اجتماعی کنید تا علاوه بر خدمت‌رسانی به جامعه خود و حل یک مشکل اجتماعی، کسب درآمد‌ کنید و موفق به ثروت‌آفرینی شوید.مهری شریفی </description>
                <category>مهری شریفی</category>
                <author>مهری شریفی</author>
                <pubDate>Fri, 11 Oct 2019 23:04:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مشکلات هر کس, سرمایه اصلی زندگی اوست!</title>
                <link>https://virgool.io/@mehri.sharifi/%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D9%87%D8%B1-%DA%A9%D8%B3-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D9%88%D8%B3%D8%AA-epeijkxbyg6e</link>
                <description>صنعتی زادهجمله ی از مردی با روحیه کارآفرینی, &quot;همایون صنعتی زاده&quot;, کسی که بی اغراق می توان از او به عنوان یکی از ابرمردان تاریخ معاصر ایران نام برد و بی هیچ بزرگنمایی، پس از پرفسور حسابی، مرد شماره دو آبادانی و سازندگی در ایران به شمار می رود.یکی از چالش هایی  که امروز کارآفرینان و مشتاقان راه اندازی استارت آپ با آن مواجه هستند یافتن ایده ای مناسب برای شروع کسب و کاری جدید است. صنعتی زاده معتقد بود مشکلاتی که هر کس با آن مواجه میشود بهترین سرمایه ی او و راه حل آن مشکل, ایده ای برای آغاز یک کارآفرینی ست .&quot;صنعتی زاده&quot; (1388-1304) بنیان‌گذار چندین موسسه فرهنگی - اقتصادی, کارآفرین , نویسنده ، مترجم و ناشر بود. مؤسسه انتشارات فرانکلین، شرکت سهامی افست، چاپخانه ۲۵ شهریور، سازمان کتابهای جیبی، کاغذ سازی پارس، کشت مروارید کیش و گلاب زهرا موسسات فرهنگی و اقتصادی است که او بنیان نهاد. همچنین او بنیانگذار شهرک خزرشهر است. وی اولین فردی است که کشاورزی ارگانیک را بصورت کاربردی در ایران پایه ریزی نمود.همایون جوانى فعال , زیرک , مبتکر و کاردان بود.پس از گرفتن دیپلم بر خلاف اصرار پدرش برای ادامه تحصیل به دانشگاه نرفت و با هزاران ایده و فکر نو که در سر می‌پروراند روانه بازار کار و تجارت شد. شاید اگر پدرش می‌دانست، همایون روزی به اعجوبه‌ای در کسب و‌ کار تبدیل خواهد شد، هرگز اصراری به دانشگاه رفتن او نمی‌کرد.در طبقه دوم خانه پدری نمایشگاهى از تابلوهاى مختلف ایرانى و خارجى ترتیب میداد که دوستداران هنر اعم از ایرانى و خارجى و از سفارتخانه ‏هاى مختلف براى بازدید به آن نمایشگاه می آمدند.تاسیس موسسه فرانکلین  (شناخت بازار)یک روز دو امریکایى که نماینده مؤسسه فرانکلین نیویورک بودند به نمایشگاه آمدند و او پس از دیدن کتابهای این موسسه, علاقمند به پذیرفتن نمایندگی آن شد و در سال ۱۳۳۴ نمایندگی بنگاه فرانکلین در ایران را تاسیس کرد. فرانکلین به ترجمه و انتشار آثار آمریکایی و اروپایی روی آورد و چون قبل از آن آثار ترجمه شده انگلیسی در بازار کم بود؛ کارش رونق گرفت و تبدیل به مهمترین سازمان نشر ایران شد. او برای اولین بار در صنعت نشر ایران حق کپی رایت بین‌المللی را رعایت ‌کرد. مطالعه او درباره بازار کتاب و شناختی که او نسبت به کمبودهای این بازار پیدا کرد سبب پیشرفت و توسعه موسسه او شد.یکى از اقدامات مهم صنعتى ‏زاده که کارى سترگ در تاریخ چاپ و نشر و فرهنگ ایران است پایه‏ گذارى تألیف و چاپ دایره المعارف فارسى است که در سال‏هاى ۳۶ – ۱۳۳۵ دو سه سالى پس از تأسیس مؤسسه فرانکلین با کوشش و افکار بلند او صورت گرفت.تمام دغدغه همایون در دوره اداره فرانکلین افزایش تیراژ کتاب بود. در سال ۱۳۳۷ کتابهای درسی افغانستان را چاپ کرد. این تجربه سبب شد فرانکلین قدرت بیشتری بگیرد. همایون که به  چاپ, انتشار و فروش کتاب مسلط شده بود، وقتی وضعیت آشفته‌ و ناهماهنگ کتاب‌های درسی آن زمان را دید به دنبال چاپ کتاب‌های دبستانی ایران رفت.وزیر فرهنگ وقت گفته بود ما مشکل چاپ داریم بنابراین از انتشارات فرانکلین در خواست شد تا یک چاپخانه تاسیس کند و برای این منظور سهام افست به فرانکلین واگذار شد. بعد از آن چاپ کتاب های دبستانی ایران به فرانکلین واگذار شد .صنعتی زاده برای اولین بار کتاب های درسی را به صورت یک شکل و هماهنگ در کشور به چاپ رساند. این چاپخانه هنوز هم کتاب‌های درسی ایران را چاپ می‌کند.در سال‌های پایانی دههٔ ۱۳۳۰ سازمان کتابهای جیبی را تأسیس کرد که هدف آن انتشار کتاب در قطع جیبی و بعدها در قطع پالتویی با قیمت اندک بود. منافع این کار سرمایه‏اى شد براى مؤسسه فرانکلین که کارهاى بزرگترى انجام دهد.کسب و کار جدید برای رفع نیازاز آنجا که برای چاپخانه نیاز به کاغذ بود و کاغذهای وارداتی پاسخگو نبود، انتشارات با مشکل مواجه شد! او معتقد بود &quot;هرکاری که انجام می دهید، مشکلی را حل می کند و یک مشکل جدید به وجود می آورد&quot;. بنابراین تصمیم به تاسیس کارخانه کاغذسازی گرفت و با استفاده از باگاس(تفاله نیشکر) بزرگ‌ترین کارخانه‌ی کاغذسازی ایران، &quot;کاغذسازی پارس&quot; در نیشکر هفت‌تپه را تاسیس کرد. و این اقدام او باعث رونق صنعت کاغذ سازی و پایه ای برای خودکفایی این صنعت شد.مبارزه با بی سوادی ( شروع از محدوده ای کوچک)از دیگر کارهای مهم صنعتى ‏زاده تشکیل سازمانى به نام مبارزه با بیسوادى بود. او پیشنهاد کرد طرح را ابتدا در یک گوشه از کشور اجرا کنند، با مشکلات آن آشنا شوند، کار را یاد بگیرند و بعد سراسری کنند. برای آزمایش شهر قزوین را که نیمی ترک‌زبان و نیمی فارس زبان بودند،انتخاب کرد وسپس طرح را در سراسر ایران اجرا نمود.شیوه ی اجرای او در این طرح الگویی برای کارآفرینان بود, چرا که او ابتدا طرحش را در منطقه ای کوچک اجرا کرد تا کاستی ها و مشکلات آن را پیدا کرد و پس از اصلاح طرح آن را سراسری کرد.همچنین طرح او سبب شد که پس از گذشت 2 , 3 نسل, بیسوادی ریشه کن شود.ساخت شهرک گردشگری خزرشهر (استفاده از شبکه افراد)پس از اجرای طرح مبارزه با بی سوادی ؛ چون شایستگی های او برای همه ثابت شده بود مسولیت ساخت شهرک خزر شهر که در ابتدا یک بیابان بود به او واگذار شد. او با یک کارخانه‌ی خانه‌سازی فنلاندی،که از زمان کاغذ سازی می شناخت مذاکره کرد تا خانه هایی نمونه بسازند. خانه‌ها را از طریق بندر نوشهر فرستاده و در اینجا نصب می شدند.کشت مرواریدروزی عازم بندرعباس بود که  هواپیما به دلیل نقص فنی در بندر لنگه فرود آمد. بندر لنگه تا سال 1921 مرکز صنعت مروارید بود. هزار نفر در این صنعت کار می‌کردند. اما این صنعت چون ژاپنی‌ها مروارید مصنوعی درست کردند یک‌شبه از بین رفته بود. روحیه ی کارآفرینی و همچنین ملی گرایی او سبب شد تا به مطالعه و یادگیری روش ژاپنی ها بپردازد و سپس موفق به تولید مروارید مصنوعی شد.گلاب زهرادر سال 1355 به کرمان رفت و در آن جا زمین‏هاى بایر که قسمت‏هاى زیادى از آن در سال زیر کشت خشخاش مى‏رفت و تریاک زهرآلود به بار مى‏آورد و باعث گرفتار شدن روستائیان به اعتیاد بود ؛ توجه او را جلب کرد. این بار نیز او به دنبال ایده ای خلاقانه برای حل این مشکل گشت . به فکر کاشت گل سرخ به جای خشاش و راه اندازی صنعت گلاب گیری افتاد.زمین‏هاى وسیعى را که حدود صد هکتار بود زیر کشت گل محمدى برد و هزاران نهال گل سرخ را از قمصر کاشان خریداری کرد. این کار او سبب شد روستاییان اطراف هم به این کار مشغول شوند و به کاشتن نهال گل سرخ بپردازند. ماشین‏هاى مجهزى براى کار گلابگیرى از آلمان خریدارى کرد و صنعت گلابگیرى توسعه پیدا کرد. صدها کارگر به کار مشغول شدند و در یکى از ساختمان‏هاى متعلق به همایون در کرمان دفتر گلاب زهرا با مدیریت همسرش مشغول به کار شد و محصولات آن به دنیا صادر مى‏گردید.کارخانه تولید گلاب و روغن گل &quot;زهرا&quot; در کرمان را در سال ۱۳۵۸ تاسیس کرد. این کارخانه اولین واحد تولیدی است که موفق به دریافت گواهینامه ارگانیک در تولید گلاب و روغن گل شده است. گلاب زهرا بزرگترین صادر کننده گلاب و روغن گل در ایران می‌باشد و سال ۱۳۸۲ به عنوان واحد نمونه کشوری معرفی شد. وی در سال 1388 در گذشت. از او آثار مکتوب بسیاری به جا مانده است.درس هایی از زندگی صنعتی زاده برای کار آفرینانشناخت نیاز بازار برای توسعه کسب وکار: او با بررسی و مطالعه بازار کتاب و کمبود های آن توانست باعث توسعه و رونق موسسه فرانکلین شود.کار آفرینی برای حل یک مشکل :مشکل کمبود کاغذ برای چاپخانه هایش او را بر آن داشت تا با راه اندازی صنعتی جدید (کارخانه کاغذ سازی) این نیاز را برطرف کند.استفاده از شبکه آشنایان: وقتی پروژه شهرک خزر را قبول کرد؛ دانشی درباره خانه سازی نداشت ولی با استفاده از دوستانی که از زمان تاسیس کارخانه کاغذ سازی می شناخت, اصول آن را یاد گرفت و با کارخانه خانه سازی فنلاندی مذاکره کرد.تفکر خلاق برای حل مشکل قشری از جامعه: وقتی در کرمان زمین های بایری که زیر کشت خشخاش می رفت را مشاهده کرد, برای رفع مشکل اعتیاد و استفاده مناسب از زمین ها به فکر کشت گل سرخ و راه اندازی صنعت گلاب گیری افتاد.منابع و مآخذ:ویکی پدیا – آپارات- فارس نیوز - همشهری آنلاین- هفته نامه تجارت فردا- بی بی سی فارسی</description>
                <category>مهری شریفی</category>
                <author>مهری شریفی</author>
                <pubDate>Wed, 09 Oct 2019 23:34:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تفاوت های مرکز رشد با شتابدهنده</title>
                <link>https://virgool.io/@mehri.sharifi/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2-%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AF%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%87-jyryqput1r1r</link>
                <description>مراکز رشد سه تفاوت عمده با شتابدهنده ها دارند. این سه تفاوت عبارتند از:مدت زمان استقرار استارتاپ هابرداشت سهام از استارتاپ هانوع خدمات به استارتاپ هااولین تفاوت عمده مراکز رشد با شتابدهنده ها مدت زمان استقرار تیم ها در آنها ست.شتابدهنده ها بین 3 الی 6 ماه یک تیم استارتاپی را نگه میدارند و در این مدت کوتاه فرایند شتابدهی را برای آنها پیاده سازی میکنند و در پایان دوره شتابدهی، با آنها خداحافظی میکنند و رابطه ی آنها با تیم ها در حد سهامدار باقی می ماند. اما در مراکز رشد تیم ها حداقل یکسال و حداکثر 5 سال فرصت دارند تا از امکانات مرکز استفاده کنند و کسب و کار خود را توسعه دهند.دومین تفاوت مراکز رشد با شتابدهنده ها برداشت یا عدم برداشت سهام از استارتاپ ها ست.شتابدهنده معمولا با انگیزه اقتصادی تاسیس می شوند، بنابراین از استارتاپ هایی که جذب میکنند، بنابرقرارداد خود، درصدی سهام برمیدارند. در حالی که مراکز رشد سازمان های غیرانتفاعی(ناسودبر) هستند و در ازای خدمات خود، سهام دریافت نمی کنند.سومین تفاوت مراکز رشد با شتابدهنده ها نوع خدماتی است که به استارتاپ ها ارایه میدهند.شتابدهنده در جزییات کسب و کار استارتاپ ها وارد می شود و با بکارگیری مکانیزم های متعدد و مجموعه مدیریتی شتابدهنده و تیم ستادی و منتورها (Mentors) سعی دارند که مسیر رشد کسب و کارها به چند ماه برسانند. ولی مراکز رشد در جزییات کسب و کارها دخالت چندانی نمیکنند و صرفا با فراهم آوردن امکانات مختلف مانند تامین فضا و امکانات دیگر سعی دارند به رشد استارتاپ ها کمک کنند.</description>
                <category>مهری شریفی</category>
                <author>مهری شریفی</author>
                <pubDate>Sun, 06 Oct 2019 12:46:45 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>