<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مهرشاد</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mehrshad_kh</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-20 01:07:43</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>مهرشاد</title>
            <link>https://virgool.io/@mehrshad_kh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>قصهٔ مجازی‌سازی</title>
                <link>https://virgool.io/@mehrshad_kh/%D9%82%D8%B5%D9%87%D9%94-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-vr6gh2yp9g9u</link>
                <description>یکی بود، یکی نبود. زیرِ گنبدِ کبود، تویِ شهرِ قصه‌ها، تویِ کشورِ اِمریکا، تویِ دههٔ ۱۹۹۰، چندتا شرکت بود. هر شرکت، چندتا سرور داشت. هر سرور، یک برنامه اجرا می‌کرد. مثلاً اگر شرکتی می‌خواست هم وب‌سایت داشته باشد هم ایمیل، دوتا سرورِ فیزیکی نیاز داشت؛ یکی برای وب‌سایت، یکی هم برای ایمیل. اما ما می‌دانیم، سرور رایانهٔ گران‌قیمتی است. از طرفی، این سرورها، کم از پردازندهٔ مرکزی‌شان استفاده می‌کردند. دقیق‌تر گفته باشیم، «CPU Utilization» مثلاً پنج درصد بود؛ یعنی از هر صد ثانیه‌ای که می‌گذشت، تنها پنج ثانیه از سی‌پی‌یو استفاده می‌شد. باز می‌دانیم خودِ سی‌پی‌یو گران‌قیمت‌ترین تراشهٔ رایانه است. این یعنی شرکت کلی خرج کرده‌است، اما آن‌چنان که شایسته است، از دارایی‌اش بهره نبرده‌است. همین موقع‌ها بود، که شرکتی تأسیس شد به نام «VMware».VM یعنی «Virtual Machine». یعنی ماشینِ مجازی. VMware نرم‌افزاری ساخت، که اجازه می‌داد، بر رویِ هر سرور، که پیش از این یک سیستم‌عامل اجرا می‌شد، چند سیستم‌عامل اجرا شود. در حقیقت، هر سرور الآن می‌توانست چند ماشینِ مجازی اجرا کند، که داخلِ هر ماشین، سیستم‌عاملِ میهمان بود. ماشینِ مجازی کارش این بود که همهٔ اجزایِ رایانه را، مجازاً، نه حقیقتاً، در اختیارِ سیستم‌عاملِ میهمان بگذارد، تا برنامه‌اش را اجرا کند.VMware دو محصول ساخت، به نام‌هایِ «VMware ESX Server» و «VMware Workstation». اولی برای سرور، دومی برای رایانه‌هایِ دسکتاپِ ویندوزی. با این برنامه، هر سرور می‌توانست چهار تا دوازده ماشینِ مجازی اجرا کند. هر ماشینِ مجازی، یک سیستم‌عامل و یک برنامه اجرا می‌کرد. یعنی شرکتی که پیش از این دوازده‌تا سرور داشت، و هر سرور یک برنامه اجرا می‌کرد، الآن با یک سرورِ خیلی قوی، کارش راه می‌افتاد. کمتر پول خرج سرور می‌کرد، بیشتر از سرورش بهره می‌برد.اما، این برنامه‌های VMware، تنها با روش‌های نرم‌افزاری سخت‌افزار رایانه را در اختیارِ مثلاً دوازده سیستم‌عامل می‌گذاشت؛ سخت‌افزارِ بیچاره هیچ خبر نداشت که دارد چند سیستم‌عاملِ مختلف را اجرا می‌کند و مدام از یکی به دیگری می‌پرد. مثلِ همیشه، هر چه به او امر می‌شد، چشم‌بسته اطاعت می‌کرد.سال‌ها گذشت. VMware به لطفِ دوباره زنده کردنِ مفهومِ ماشینِ مجازی، پولِ خوبی به جیب زد. کلی مشتری جذب کرد و برای بهبودِ محصولش دست رویِ دست نگذاشت، و مدام نوآوری می‌کرد. تا برسیم به سال‌هایِ ۲۰۰۰.در این سال، مهندسانِ اینتل و AMD با خود گفتند: «VMware که مفهومِ ماشینِ مجازی را احیاء کرده، تابه‌حال هیچ کمکی از جانبِ پردازنده و حافظه نداشته. این‌دو، صُمٌ‌بُکم از برنامهٔ VMware پیروی کرده‌اند و در حقیقت هنرِ مهندسانِ VMware بوده که توانسته‌اند چند ماشینِ مجازی را رویِ یک رایانه اجرا کنند.» مهندسانِ اینتل و ‌AMD سپس جداگانه با خود گفتند: «آیا ما، که پردازنده طراحی می‌کنیم، نمی‌توانیم به محصولِ VMware کمک کنیم؟ نمی‌توانیم یک کاری کنیم راحت‌تر، یا بهتر، بتواند ماشینِ مجازی بسازد و اجرا کند؟ شاید اگر ما این لطف را در حقِ او بکنیم، بتواند ماشینِ مجازیِ بیشتری رویِ یک پردازنده اجرا کند.» این پرسش‌ها، پیش از این نیز به ذهنِ مهندسانِ اینتل خطور کرده بود؛ اما آن موقع‌ها VMwareای نبود که به مفاهیمِ ماشینِ مجازی، و مجازی‌سازی، امیدوارشان کند. اصلاً خیال نمی‌کردند شدنی باشد. اما حالا قضیه فرق می‌کرد: VMware امیدشان بخشیده بود. الآن دیگر نوبتِ خودشان بود که تجربیاتِ نابِ طراحی‌شان را به عهده گیرند، به ریاضیات، و روش‌هایِ صوری متوسل شوند، بلکه بتوانند در رفاهِ حالِ ‌VMware، و صد البته بهبود و سودِ بیشترِ خودشان، گامی بزرگ بردارند.اینجاست که باید ساعت را به عقب برگردانیم. اگر بخواهیم بفهمیم اینتل و AMD چه کردند، تا پردازنده‌شان از حضورِ ماشینِ مجازی باخبر شود، و اصلاً کمک‌حالِ او باشد، باید برویم به گذشته. به روزی که رایانه‌ها هنوز شخصی نشده بودند. بزرگ بودند و نیروی متخصص می‌خواست، تا بتواند با آن کار کند. آن روزها، مهندسانِ کار با کامپیوتر، برق هم می‌دانستند. ریاضیات بیشتر می‌دانستند. جنگِ ویتنام هنوز تمام نشده بود. ایران هنوز انقلاب نکرده بود. دارم از سالِ ۱۹۷۴ برایتان می‌گویم. سالی که دو نفر، مقاله‌ای نوشتند.این داستان، شاید ادامه پیدا کند . . .(نگارنده دوست دارد حالا که خواننده این متن را خوانده، این جمله از فیلم «American Underdog» را نیز بخواند:Sometimes you gotta do what you gotta do, until the day you can do what you wanna to do.</description>
                <category>مهرشاد</category>
                <author>مهرشاد</author>
                <pubDate>Sat, 21 Feb 2026 10:47:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از خانم سوئیفت چه خبر؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mehrshad_kh/%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%85-%D8%B3%D9%88%D8%A6%DB%8C%D9%81%D8%AA-%DA%86%D9%87-%D8%AE%D8%A8%D8%B1-gyccok7ytsty</link>
                <description>تیلور سوئیفت را می‌شناسید؛ پرطرفدارترین خوانندهٔ زن دنیا. منتها من می‌خواهم از تور کنسرتش به نام «تور ادوار» (The Eras Tour) صحبت کنم.اجرای ترانهٔ «The Man» از آلبوم «Lover»«تور ادوار» ششمین تور کنسرت تیلور سوئیفت است که از اسفند سال ۱۴۰۱ در آریزونای امریکا شروع شد و بعد از دو سال، دی‌ماه امسال در ونکوور کانادا به اتمام می‌رسد. اجراها از پنج قاره می‌گذرند و تمامی بلیت‌ها به فروش رفته‌است. این کنسرت یک میلیارد دلار فروش داشته‌است؛ یعنی پردرآمدترین تور تاریخ [پانویس ۱]. منتها برای آنانی که به هزارویک دلیل نمی‌توانستند در کنسرت شرکت کنند، تصمیم بر آن شد که از اجراهای ورزشگاه سوفای [پانویس ۲] شهرستان لس‌آنجلس فیلم‌برداری شود تا در سینماهای سرتاسر دنیا به اکران دربیاید. همین فیلم نیز پرفروش‌ترین فیلم کنسرت تاریخ شد. ماه گذشته، دیزنی+ نسخهٔ طولانی‌تری از کنسرت تیلور سوئیفت را تحت عنوان (نسخهٔ تیلور) (Taylor’s Version) منتشر کرد. این یعنی بهترین نسخه‌ای که من و شما به آن دسترسی داریم، همین نسخهٔ دیجیتال است.منتها تیلور سوئیفت آن‌قدر خواهان دارد که رؤسای ممالک هم حواسشان به او هست. دو ماه پیش، نخست‌وزیر تایلند از پیشنهاد دولت سنگاپور به شرکت ‌AEG، هماهنگ‌کنندهٔ کنسرت، خبر داد. بر این اساس، دولتمردان سنگاپور از او خواسته‌اند در ازای پرداخت دو تا سه میلیون دلار «یارانه» به‌ازای هر اجرا به او، در دیگر کشورهای منطقه همچون تایلند و فیلیپین اجرا نکند. نمایندگان AEG هم از خدا خواسته این پیشنهاد را قبول کردند. جالب آنکه ورود تیلور سوئیفت به خاک سنگاپور ۳۷۰ میلیون دلار برای اقتصاد سنگاپور آورده داشته‌است. در هفته‌های آتی، خانم سوئیفت به پاریس و ادینبورگ و لندن خواهد رسید. مردم از دریا و خشکی و با اتوبوس می‌گذرند تا به کنسرت او برسند. صاحب‌خانه‌های Airbnb در ادینبورگ پایتخت اسکاتلند اجاره‌بها را افزایش می‌دهند و شبی ۴۱۹ پوند می‌گیرند؛ فقط به‌خاطر اینکه خانم سوئیفت در آن شهر اجرا دارد.جالب‌تر آنکه نزدیک‌ترین شهر نسبت به تهران که تیلور سوئیت در آن اجرا خواهد داشت، ورشو پایتخت لهستان است با فاصلهٔ حدود سه‌هزار کیلومتر. یعنی او در هیچ‌یک از کشورهای هند، چین، روسیه، خاورمیانه، اسرائیل، ترکیه، مالزی، افریقا اجرا نداشته‌است.منتها یک مقولهٔ جالب دیگر: پلتفرم بلیت‌فروشی تیکت‌مستر (Ticketmaster) عهده‌دار فروش بلیت کنسرت‌های این تور در سرتاسر دنیا بود. لیک تنها چند ساعت پس از آغاز فروش، وب‌سایت نام‌برده با مشکلات فنی روبه‌رو گشت و بسته شد. از این جهت که بات‌های متعدد، بلیت‌های زیادی خریده بودند. بعدتر صاحبان همین بات‌ها بلیت‌ها را با قیمت کلان‌تر در بازار می‌فروختند. این ناعدالتی موجب شد کارگروه قضایی (کمیتهٔ قضایی) مجلس سنای ایالات متحده جلسه‌ای با حضور مدیر این شرکت برگزار کند. در این جلسه، سناتورهای دمکرات و جمهوری‌خواه، هم‌قول و متحد، پرسش‌های متعددی را مطرح کردند [پانویس ۳]. همچنین خاطرنشان کردند، عملکرد نامطلوب تیکت‌مستر ازآن‌جهت بوده که در این صنعت چند میلیارد دلاری رقیبی در این مقیاس ندارد. نهایتاً مدیر شرکت مذکور عذر خواست، عده‌ای از اتهام‌ها را پذیرفت و شمار دیگری را رد کرد.مقامات و افراد حاضر در جلسهٔ علنی کارگروه قضایی مجلس سنامی‌بینید دنیا چقدر جالب است؟ از خواننده‌‌ای شروع کردیم و به سنای ایالات متحده رسیدیم.از همهٔ این‌ها که بگذریم، خود من پیش از این علاقهٔ ناچیزی به آهنگ‌های خانم سوئیفت داشتم. لیک کنسرتش را که دیدم، واقعاً لذت بردم. توصیه می‌کنم شما هم تماشا کنید. به‌قول مادر: «به جارو خاک‌انداز هم لباس بپوشانی، قشنگ می‌شود.» دیگر خانم سوئیفت که جای خود دارد. سه‌ساعت و نیم اجرا می‌کند، چهل‌وچهارتا آهنگ می‌خواند و ده بار لباس عوض می‌کند. کیست که خوشش نیاید؟منبع: وب‌سایت روزنامهٔ گاردین، وب‌سایت نیویورک تایمز.تاریخ نگارش اولیه: ۲۲ فروردین ۱۴۰۳ هجری شمسی.پانویس:۱- جالب آنکه تور کنسرت پیشین تیلور سوئیفت که در سال ۲۰۱۸ برای آلبوم «Reputation» برگزار شد، پرفروش‌ترین تور تاریخ امریکای شمالی بود.۲- ورزشگاه سوفای (SoFi Stadium) ورزشگاه هفتادهزار نفره در نزدیکی شهر لس‌آنجلس ایالت کالیفرنیاست که در صورت نیاز، توان گنجاندن صدهزار نفر را نیز دارد. این ورزشگاه چندمنظوره، هم برای انواع ورزش و هم برای مقاصد فرهنگی و سرگرمی قابل استفاده‌است. سال ۲۰۲۰ افتتاحش کردند و قریب شش میلیارد دلار خرج برداشته‌است. نیز قرار است بازی‌های افتتاحیه و اختتامیهٔ جام جهانی ۲۰۲۶ به‌میزبانی امریکا، کانادا، مکزیک در این ورزشگاه برگزار شود.۳- اصل ماجرا به اینجا بازمی‌گردد: سال ۲۰۱۰، تیکت‌مستر، بزرگ‌ترین پلتفرم فروش بلیت در دنیا و «Live Nation»، قدرتمندترین هماهنگ‌کنندهٔ کنسرت (concert promoter) در هم ادغام شدند تا شرکت «Live Nation Entertainment» پدید بیاید. ازآن‌جهت که هر دوی این‌ها بزرگ‌ترین بازیگرهای صنعت خودشان بودند، وزارت دادگستری ایالات متحده ضوابط ده‌ساله‌ای را تعیین کرد که طبق آن اگر موردی نقض می‌شد، ادغام این دو شرکت با موانع حقوقی مواجه می‌شد. در سال ۲۰۱۹، به‌خاطر ظن‌وگمانی که به عملکرد Live Nation Entertainment می‌رفت، تاریخ انقضای ضابطه‌‌نامه پنج سال افزایش یافت، یعنی تا انتهای سال ۲۰۲۵.باز اگر همچون من بیشتر علاقه دارید، خوب است بدانید حدود سیصد تالار کنسرت در دنیا وجود دارد که Live Nation یا مالک آن است، یا بر برنامه‌هایش نظارت کامل دارد؛ بیش از هر بازیگر دیگری در صنعت مربوطه. همین موجب شده دیگر تالارها که مالک متفاوتی دارند، در صورتی که نخواهند از سامانهٔ بلیت‌فروشی تیکت‌مستر استفاده کنند، Live Nation به آن‌ها برنامه‌ها و شوهایش را ارائه ندهد. این یعنی انحصار عرضه (monopoly)، دقیقاً همان چیزی که وزارت دادگستری ایالات متحده وظیفهٔ مقابله با آن را دارد.شرکت امریکایی AEG (گروه سرگرمی اَن‌شوتز) که پیشتر نامش در رابطه با سنگاپور مطرح شد، دومین ارائه‌دهندهٔ بزرگ اجرای موسیقی و سرگرمی زنده، بعد از Live Nation است و بیشتر در حوزهٔ تیم‌ها و رویدادهای ورزشی فعالیت دارد.</description>
                <category>مهرشاد</category>
                <author>مهرشاد</author>
                <pubDate>Mon, 13 May 2024 18:05:16 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>