<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ملیکا نادری  (جهان نوشتن)</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@melika_naderi</link>
        <description>نویسنده و مدرس حوزه نوشتاردرمانی

(دانشجو روانشناسی)

Melikanaderi.ir من را با این نام در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 12:54:12</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/456337/avatar/9WrBDG.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>ملیکا نادری  (جهان نوشتن)</title>
            <link>https://virgool.io/@melika_naderi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>کتابِ مورد علاقه او</title>
                <link>https://virgool.io/@melika_naderi/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%90-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%82%D9%87-%D8%A7%D9%88-xaa4kyre1nts</link>
                <description>به من یک کتاب هدیه بده؛ کتاب مورد علاقه‌ی خودت را. زیر قسمت‌هایی که احساساتت را زنده کرده خط بکش.کنار جملاتی که لبخند روی لبت آورده علامت بزن.و میان صفحاتی که اشک‌هایت را جاری کردند نشانه بگذار.می خواهم تو را سطر به سطر در یک کتاب بخوانم و بشناسم.</description>
                <category>ملیکا نادری  (جهان نوشتن)</category>
                <author>ملیکا نادری  (جهان نوشتن)</author>
                <pubDate>Fri, 23 Jan 2026 19:55:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هزار و چهارصد و هفتاد</title>
                <link>https://virgool.io/@melika_naderi/%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%B5%D8%AF-%D9%88-%D9%87%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%AF-jcuzxuyfisl6</link>
                <description>از خودم پرسیدم اگر نمی‌نوشتم اکنون در کدوم‌ نقطه از زندگی بودم؟ مشغول چه کاری؟ بزرگترین آرزویم چه بود؟ چگونه به زندگی نگاه می‌کردم؟ هزار و چهارصد و هفتاد روز از آخرین یادداشتی که در ویرگول منتشر کرده‌ام گذشته است.دروغ چرا؟ خواندن یادداشت‌های قدیمی، تماشای افکار و دغدغه‌‌ی آن‌ روزها نه تلخ و نه شیرین بود.روحیه، آرزو‌ها، اهداف، سبک زندگی شرایط و... همه چیز به‌طور کلی تغییر کرده و انگار دوباره متولد شده‌ام.آن‌روزها خانه‌دار بودم و طعم ملس مادربودن را می‌چشیدم. شب‌ها گندمکم را در گهواره تکان داده و برایش با صدای بلند کتاب می‌خواندم.جسته و گریخته کلاس و دوره شرکت می‌کردم اما مصمم و منظم می‌نوشتم. دخترم به چشم برهم‌زدنی بزرگ شده. البته درست‌تر این است که بگویم هر دو بزرگ شدیم.من و او نه مادر و دختر بلکه رفیق و همسفریم.در این چندسال به این باور رسیدم که در بسیاری از درس‌های معنوی زندگی ازجمله خلقیات و روحیات خصوصا صداقت، بخشندگی و پذیرش من شاگرد و او معلم مهربان است.۱۴۷۰ روز گذشته و همه چیز متحول شده است. در این چهارسال خصوصا یک سال اخیر بیشتر از همیشه نوشتم. هر آنچه بود و نبود‌ خوب و بد تلخ و شیرین سخت و آسان.ن و ش ت ن تنها ........ من بود.</description>
                <category>ملیکا نادری  (جهان نوشتن)</category>
                <author>ملیکا نادری  (جهان نوشتن)</author>
                <pubDate>Thu, 22 Jan 2026 23:30:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برای گندم?</title>
                <link>https://virgool.io/@melika_naderi/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D9%86%D8%AF%D9%85-ykkcfch2z2wx</link>
                <description>تو دلیلی هستی برای ادامه زندگیتو معجزه بزرگی هستی در آغوش کوچک منتو آموزگاری هستی که در نیمکت نشستهمن عشق را از چشمان مظلوم تو می آموزمتوبا نگاهت با من حرف میزنیتو با نگاهت حرف های من را میفهمیتو چه بودی و که بودیتو نیامده از کجا تمام من شدی</description>
                <category>ملیکا نادری  (جهان نوشتن)</category>
                <author>ملیکا نادری  (جهان نوشتن)</author>
                <pubDate>Thu, 23 Dec 2021 19:44:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ماجراهای من و نوشتن۱</title>
                <link>https://virgool.io/@melika_naderi/%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86%DB%B1-umatlq0ruxra</link>
                <description>ساعت ۳ از دردبیدار شدمتا ساعت ۴از این پهلو به آن پهلو شدم تا شاید فرجی شود و خوابم ببرد.نشد که نشد.تا ساعت ۵کمی راه رفتم و چایی نباتی از سردرمان های عادتی خوردم.حالم واقعا خوب نبود می توانستم با فکر کردن به حال بدم تشدیدش کنم و کار رابه دوا و دکتر بکشانم.چشم هایم را بستم و چند نفس عمیق کشیدم.به خودم گفتم خودت باید کاری برای خودت انجام بدهی.با حالی شبیه به دیوانه ها رفتم سمت کتابخانه و کاغذ خودکار برداشتم شروع کردم از درب و دیوار نوشتن آخر نوشته ام شداین لیستی که می بینید ترکیبی از تمرین های دوره نویسندگی و لایوهای شبانه.نمیدانم باور می کنید یا نه؟اما قبلا شنیده بودم نوشتن از درد انتظار می کاهد/اما امشب فهمیدم نوشتن از هر دردی می کاهد.حالا ساعت نزدیک ۶ونیم صبح است و من باورم نمی شود آدم ۳ ساعت پیش باشم.به نوشتن ایمان بیاورید!میدانم که اگر به سراغ موبایلم می رفتم اصلا اوضاع تغییری نمی کرد و معلوم نبودتا کی در اینستاگرام غرق شوم و نفهمم کی و کجا هستم.اگر انتخاب هایمان را درست کنیم ،اتفاق های بهتری برایمان رخ می دهد.</description>
                <category>ملیکا نادری  (جهان نوشتن)</category>
                <author>ملیکا نادری  (جهان نوشتن)</author>
                <pubDate>Thu, 28 Oct 2021 06:27:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شما ویترین یا کالا نیستید که برچسب بخورید!</title>
                <link>https://virgool.io/@melika_naderi/%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D9%88%DB%8C%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%DB%8C%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%A7-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%B1%DA%86%D8%B3%D8%A8-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%AF-gfuygfssqhjj</link>
                <description>هیچکس خوب مطلق نیست.× هیچکس بد مطلق نیست.× همه ما مجموعه هستیم از رفتارها و ویژگی های خوب/بد که در نهایت شخصیت اصلی ماراتشکیل میدهند. این ویژگی ها به ۳ دسته تقسیم می شوند: ۱_ ژنتیکی(DNA)  ۲_انتخابی(تمایلات شخصی) ۳_اکتسابی(کسب شده از محیط ) این ویژگی ها باتوجه به فرهنگ‌و آداب و رسوم ومحل سکونت شما معناو مفهوم متفاوتی دارند. اما به طور قطع داشتن هریک از ویژگی ها از هرطریقی که به دست آمده باشند نمی توانند &quot;خوب بودن/بد بودن&quot; کسی را تایید و یا تکذیب کنند. اگر از موضوع قضاوت شدن توسط دیگران فاصله بگیریم و به یک شناخت نسبی در مورد خودمان برسیم می توانیم در لحظه  حداقل ۵ویژگی خوب و ۵ ویژگی بد از شخصیت خود را روی کاغذ یا در ذهن مرور کنیم.مهم:همه ی ما در زندگی در موقعیت های مختلف دروغ گفته ایم،این موضوع را می توان از ۲ جنبه متفاوت بررسی کرد! الف) من دروغ گفتم. ب)من آدم دروغگویی هستم. تفاوت از کجا تا کجاست؟ به خودتان برچسب نزنید و نگذارید دیگران هم روی شما برچسب بزنند. مثال: اگر یک بچه ای لیوانی را شکست.می توانید دو واکنش متفاوت نشان داد:الف)او خرابکاری کرده است /اشتباه کرده است ! ب)او آدم خرابکاری است / اوهمیشه اشتباه می کند!ذهنیتی که ما از خودمان داریم و تصویری که ازخودمان می سازیم تاثیر زیاد و مستقیمی در رفتار، خلقیات و عادت های روزانه  ما دارد.لپ مطلب:قرار گرفتن در دسته بندی خوب و بدها عواقب زیادی دارد که به دومورد از آن ها اشاره می کنیم! ۱_کاهش احساس رضایتمندی شما نسبت به خودتان و اطرافیانتان   ۲_ عادی سازی و صدور مجوز  برای تکرار اشتباهات.تجربه شما از قرار گرفتن در این دسته بندی لعنتی چیست؟</description>
                <category>ملیکا نادری  (جهان نوشتن)</category>
                <author>ملیکا نادری  (جهان نوشتن)</author>
                <pubDate>Mon, 30 Aug 2021 17:32:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک سیلی محکم در واقعیت</title>
                <link>https://virgool.io/@melika_naderi/%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C%D8%AA-xdtuwoljjjjv</link>
                <description>انقدر محکم زده بود توی گوشم که احساس میکردم هرگز دیگه نمی تونم صدایی رو بشنوم ،قطرات خون روی شونم چکه می کردوانگار زمان ایستاده بود...زندگی برای همه ی ما نقشه های زیادی کشیده است که تا وقتی کامل اجرا نشده ماهرگز به آن نقشه های پی نمی بریم. هر روز که از خواب بیدار می شویم اتفاقات کوچک و بزرگ زیادی را قرار است تجربه کنیم ،ما هرگز خبری از آن ها نداریم. شاید همین یک دقیقه بعد زلزله عظیمی رخ بدهد و دار و ندار مارا با خاک‌ یکسان کند.شاید تا دو دقیقه دیگر یک تماس تلفی یا نامه بهترین خبر زندگیمانمان‌را‌به گوشمان برساند. اما سیلی واقعیت شاید چیزی‌است که می تواند همه ی این اتفاقات را در بر بگیرد. سیلی واقعیت ضربه ناجوان مردانه ای است که چند دقیقه اول حسابی گیج و گنگمان می کند. در زندگی هرکدام از ما حداقل یکبار این سیلی به گوشمون خورده ویا می خورد و از آن به بعدمعنی همه ی صداها، رفتار ها ،حرف ها، نگاه ها ،قرارها خنده ها، گریه ها و ...باچند ثانیه قبل زمین تاآسمان عوض می شود. این سیلی می تواند از دست دادن یک عزیز باشد میتواند یک جدایی باشد میتواند یک تصادف باشد میتواند یک حرف یاجمله باشد  سیلی‌واقعیت میتواند هر چیزی که شما تجربه کرده اید باشد که باعث شده شما هرگز  بعد از آن آدم‌سابق نباشید.فکر می کنم که ویروس کرونا یکی از سیلی هایی است که این روزها به گوش همه ما خورده ما تبدیل به آدم‌هایی شده ایم که بعد از تمام شدن کرونا هرگز آدم سابق نمی شویم!سیلی محکم‌واقعیت زندگی شما چیست؟اگر دوست دارید برام بنویسید.</description>
                <category>ملیکا نادری  (جهان نوشتن)</category>
                <author>ملیکا نادری  (جهان نوشتن)</author>
                <pubDate>Sat, 28 Aug 2021 14:25:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک دقیقه برام بنویس و بعد برو</title>
                <link>https://virgool.io/@melika_naderi/%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%82%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D9%88-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D9%88-yewjmz9zgz8v</link>
                <description>یک جمله از بدترین و یا بهترین کتابی که خوندید!برام بنویسید .موضوعش هم مهم نیست.اون جمله که موندگار شده تو ذهنتون?خودمم چندتاشو براتون می نویسم!۱_تولد مبارک عزیزم،خوشحال باش یک سال از عمرت کم شد(کتاب مغازه خودکشی)۲_بازهم پیش می رویم.می رویم و باز می گردیم.(کتاب عشق سال های وبا)۳_او چشم های مرا عوضی فهمید(کتاب چشمهایش)۴_اورا آزرده بودم و نمی دانستم که چطور دوباره دلش را به دست بیاورم!(شازده کوچولو)</description>
                <category>ملیکا نادری  (جهان نوشتن)</category>
                <author>ملیکا نادری  (جهان نوشتن)</author>
                <pubDate>Thu, 26 Aug 2021 11:00:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اگر زندگی فرصت تجربه خیلی چیزهارا به ما نداده است! چرا ما این فرصت را به خودمان ندهیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@melika_naderi/%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B2%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%A7-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%AF%D9%87%DB%8C%D9%85-cx51i4jhnq9z</link>
                <description>هدیه ای به خودتان!سلام پدر و مادر خودتان باشید! اگربه جای پدر و مادرتان بودید چه کارهایی را برای خودتان انجام می دادید؟ یک کاغذ کوچک بردارید و۵مورداز کارهایی که اگر به جای پدر و مادرخود بودید برای فرزندتان انجام می دادید بنویسید! پدر و مادر بودن یکی از سخت ترین کارهاست. هدف از انجام دادن این تمرین شناخت و سعی در،درک کردن اندکی از زحمات والدین و رسیدن به یک سری نکات مفید در زمینه توسعه فردی است! به عنوان مثال:اگر شما احساس می کنید استعداد خوبی در نقاشی کشیدن دارید و این استعداد هرگز کشف نشده! می توانید همین امروز استعدادتان راشکوفا کنید و در کلاس نقاشی اسم نویسی کنید،بدیهی است که حالا باتوجه به ریتم زندگی و مشغله هایی که داریدانجام دادن این این کارآسان نیست/ اما ارزش امتحان کردن و تلاش کردن را دارد! ضرب المثلی معروف می گوید: اگر شما ،در یک خانواده ثروتمند به دنیا نیامدید تقصیر شما نیست! اما اگر ثروتمند از دنیا نروید تقصیر خودتان است!هدف از اشاره به این ضرب المثل فقط به جهت رسیدن به این نکته است! اگر دنیا چیزی که می خواهید به شما نداده است،خودتان به دستش بیاورید. سال های گذشته یک پروژه تحقیقاتی به روش پرسش و پاسخ در خانه سالمندان صورت گرفت. به دونمونه از این سوال ها توجه کنید! الف: بابت کدام کارهایی که در زندگی انجام دادید پشیمانید؟ ب:بابت کدام کارهایی که در زندگی انجام ندادید پشیمانید؟ بخشی از نتیجه جالب تحقیق این بوده است که آن ها از کارهایی که هرگز انجام نداده بودند بیشتر پشیمان بودند تا کارهایی که در زندگی انجام دادند حتی به اشتباه!  لپ مطلب اینجاست● اگر زندگی فرصت تجربه خیلی چیزهارا به ما نداده! چرا ما این فرصت را به خودمان هدیه ندهیم؟ بار دیگر به لیست ۵ موردی که از طرف والدینتان نوشتید نگاه کنید! شما برای خودتان چه هدیه ای دارید؟!</description>
                <category>ملیکا نادری  (جهان نوشتن)</category>
                <author>ملیکا نادری  (جهان نوشتن)</author>
                <pubDate>Wed, 25 Aug 2021 13:31:37 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>محکوم شدن به تکرار بدترین نوع مجازات است!</title>
                <link>https://virgool.io/@melika_naderi/%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%AF%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%86%D9%88%D8%B9-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-sc6hojlcnmyo</link>
                <description>خطر مرگ:کرونا یا تکرارسلام امروز صبح که از خواب بیدار شدید اولین چیزی که دیدید چه بود؟ اولین کاری که به ذهنتان رسید؟ اولین حرفی که زدید؟ اولین کسی که دیدید؟ بگذاریدسوالاتم رو خلاصه کنم! شما هر روز صبح به امید چه چیزی بیدار می شوید؟تا به حال به این فکر کردید؟بیماری که این روزها گریبانگیر همه ی انسان ها در سراسرجهان شده و بسیار بسیار کشنده تر وخطرناک ترازهرنوع بیماری، ویروس و میکروب شناخته شده و نشده است چیزی نیست بجز &quot;تکرار&quot; تکرار معنا و مفهوم را از بین می برد! تکرار مکررات یعنی همین زندگی امروزه ما که شباهت زیادی به زندگی رباتی دارد. صبح بیدار شدن و کار کردن تاشب! میخواهد این کار کردن در خانه باشد یا خارج از خانه، زن و مرد هم ندارد/دیروز و امروز چه فرقی باهم داشته است؟هیچ! زمانی که معنا ومفهوم از بین برود و تکرار جایگزین آن ها شود هیچ لذت و خوشی ماندگار نیست! همه می گویند قدیم ها کمتر می گشتیم و خوش تر بودیم/قدیم ها کمتر می خوردیم و خوش تر بودیم/قدیم ها هیچی نداشتیم و خوش تر بودیم و... شاید تنها تفاوت این قدیم و جدیدکه همه حسرتش را می خورند همین &quot;معنا&quot;باشد. قدیم ها همه چیز معنا و مفهوم داشت!این‌روزها تکرار مارا خودخواه کرده است و همه چیز را فقط برای خودمان می خواهیم آن هم در بهترین و بالا ترین کیفیت! این روزها جهان له له خوب بودن میزند + اگر در مترو دیدید یک نفر لباس زیبایی داردبه او بگویید! اگر دیدید مدل مو یک نفر قشنگ است به او بگویید! اگر یک نفر با یک جمله روزتان را ساخت به او بگویید! اگر از مزه ی غذایی لذت بردید به آشپزش بگویید! بگویید و بگذارید این پیله و پوسته سخت و لعنتی(تکرار /خودخواهی )شکسته شود،پروانه ی خوشی مدت هاست حسرت رهایی دارد.معنا زندگی شما چیست؟آیا شماهم بیمار، تکرارید؟نظرتان را برایم‌بنویسد✏?</description>
                <category>ملیکا نادری  (جهان نوشتن)</category>
                <author>ملیکا نادری  (جهان نوشتن)</author>
                <pubDate>Tue, 24 Aug 2021 11:05:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه ی انسان ها اشتباه می کنندو افرادی که می ترسند بیشتر!</title>
                <link>https://virgool.io/@melika_naderi/%D9%87%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%87-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%88-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%AF-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1-limci3q0d4mt</link>
                <description>سلام از آنجایی که به نشانه ها اعتقاد زیادی دارم،امروز که به دنبال موضوعی برای نوشتن پست بودم وقتی تلویزیون به هدف شکست سکوت خانه روشن بود یک جمله درسریال حورا( اگر اشتباه نکنم) از زبان یکی از شخصیت ها گفته شد و آن هم این جمله بود که موضوع پست امروز است:&quot;همه ی انسان ها اشتباه می کنند و افرادی که می ترسند بیشتر اشتباه می کنند&quot;جمله ی ساده ای است اما من را به تفکر واداشت!جمله اش از جنس حقیقت بود.در بخش‌اول جمله اشاره می کند به این مطلب که همه ی ما اشتباه می کنیم، چرا که مابرای آموختن و تکامل پیدا کردن آفریده شده ایم ،هیچ‌آموختنی هم بی آزمون و خطا ممکن نیست ،آمده ایم تا کمی پخته تر بازگردیم.(البته هدفم از گفتن این حرف ها این نیست که خورد و خوراکمان بشود اشتباه پشت اشتباه!)هیچ انسانی درهیج کجای این کره خاکی نمی تواند ادعا کند که تابه حال هرگز‌مرتکب اشتباهی نشده است که اگر بشود دروغ محض است!در بخش دوم جمله اشاره می کند به ترسیدن و اشتباه بیشتر، درگیری های مغز به هنگام ترسیدن آنقدر پیچیده و علمی است که من به خوداجازه ورود به آن مباحث را نمی دهم،اما با چند ثانیه فکر کردن مغز مامثال و نمونه های کوچک بزرگ از این حقیقت را برایمان یاد آوری‌می کند.به عنوان‌مثال فردی را تصور کنید که درون یک باتلاق گیر افتاده است ،او‌می داند که دست و پا‌زدن و حرکت کردن به غرق شدن اون‌سرعت می‌ دهد اما ترس بر تمام دانسته هایش غلبه می‌کند و او‌را به اشتباه کردن‌وادار می کند‌و مدام دست و پا میزند اشتباه پشت‌ اشتباه ... نمیدانم‌تا چه حد توانستم منظور‌و مقصود خودرا برای شما بیان کنم‌اما به قول گفتنی‌گاهی شاید روایت‌کردن‌یک جمله وبهترین‌کار است و نباید چیزی به آن‌کم‌و زیاد کرد.به این‌جمله فکر کنیم !&quot; همه ی انسان ها اشتباه می کنند و افرادی که می ترسند بیشتر.&quot;: همه ی انسان ها اشتباه می کنند و افرادی که می ترسند بیشتر.&quot;&quot; همه ی انسان ها اشتباه می کنند و افرادی که می ترسند بیشتر.&quot;خوشحال میشم برداشت خودتون‌رو برام‌بنویسید.</description>
                <category>ملیکا نادری  (جهان نوشتن)</category>
                <author>ملیکا نادری  (جهان نوشتن)</author>
                <pubDate>Sat, 21 Aug 2021 15:08:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از صبح که بیدارشدم دلم‌میخواست روباه ببینم!</title>
                <link>https://virgool.io/@melika_naderi/%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D8%A8%D8%AD-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D8%AF%D9%85-%D8%AF%D9%84%D9%85-%D9%85%DB%8C%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%A8%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D8%A8%DB%8C%D9%86%D9%85-ii1dufyxqgxl</link>
                <description>روباه شازده کوچولوداشتن فرزند خیلی هم بد و سخت نیست!لااقل تا زمانی که به حرف نیوفتاده است می توانی چیزهایی را به گردن او بی اندازی!مثلا خود من امروز صبح میتوانم بگوییم کار این وروجک  بود که بیدارم کرد/همه خواب بودند چه کسی حقیقت را می داند که او هیچ کاره است؟(صرفا جهت طنز)دیشب موقع خواب آنقدر خسته و کوفته و درمانده بودم که هرکس من را می دید فکر میکرد شریک فرهاد بودم در کندن کوه!ساعت ۲ونیم به سختی خوابیدم و توقع خوابیدن تا۱۱ صبح کمتر را نداشتم!اما خوب ساعت ۶:۲۰دقیقه مثل جغد چشم هایم باز شد،به دنبال علت بودم ودر رختخواب وول میخوردم!اما انگار که انگار به ناچار سراغ موبایل آمدم چرا که کوچک ترین حرکتی باعث بیداری سبک خوابان میشد*بعد از چند دقیقه گشتن در این‌صفحه و آن صفحه گفتم نه این فایده ندارد هدفمند به سراغ پیج ویرگول شاهین کلانتری رفتم و چند مطلب آخر را نگاهی انداختم‌و گفتم بله خودش است باید بلندشوم و قلم و کاغذ را بردارم و بی سروصدا بروم چند صفحه بنویسم:صفحات صبحگاهی بهترین گزینه برای حالاست!۳ صحفه صفحات صبحگاهی نوشتم و یک صفحه آزاد نویسی کردم و الان هم در ساعت ۸:۰۴دیقیقه در خدمت شماهستم.حال که معلوم شد تیتر امروز حاصل چیست به سراغ اصل داستان می‌رویم!از صبح که بیدار شدم دلم میخواست روباه ببینم!درست است که  الآن ما در یک منطقه خوش  آب و هوا هستیم اما توقع‌زیادی است که دلم میخواهد روباه ببینم!دلم‌یک روباه در حد یک گربه می خواهد با رنگ‌قهوه ای خوش رنگ و دُم زیبا ?همین که بیاید واز جلو پنجره رد بشود کافی است،نمی خواهم‌به اون نزدیک شوم یا به ایستد و نگاهم کند/بیاید و رد بشود همین!گاهی آدم چه خواسته های عجیب و غریبی دارد /اما چقدر هم کم توقع است؟نمیدانم افکار صبح گاهیم با این کلمات قابل درک است یا خیر؟تابه حال برای شما پیش آمده که چیزی را از ته ته دل بخواهید هرچقدر هم دور و بعید؟خوب دل است دیگر/حداقل با دل خودمان که باید صادق باشیم حتی اگر برای دنیا دروغ ببافیم !دریک دکلمه ای که با صدای محمدرضا ژاله در ذهنم مانده گار شده یک جمله ای هست که همین حالا ذهنم به من یادآوری کرد و چون خیلی بنظرم بی ارتباط نیست به شماهم می گویم:خواستن همیشه توانستن نیست!من تورا خواستم، توانستم؟من دلم میخواد روباه ببینم ولی کاری برای دیدن روباه میتونم انجام بدم؟عجیبه ولی بعید و بی ربط نیست!شما‌نظرتون چیه؟بیاین دو گروه بشیم الف و ب ببینیم طرفدار کدوم بیشتره!گروه الف:خواستن توانستن است!گروه ب:خواستن توانستن نیست!خوب مطلب امروز فعلا همینه شلختگی رو به مرتبی خودتون ببخشید. حتما هم نظرتونو برام بنویسید/دروغ چرا این مطالب داغ داغ که با جریان هر روز زندگی برام نویشتنی میشه جذاب تر از سخنان حکیمانه و قلمبه و دیر فهمه?مگه نه؟</description>
                <category>ملیکا نادری  (جهان نوشتن)</category>
                <author>ملیکا نادری  (جهان نوشتن)</author>
                <pubDate>Wed, 18 Aug 2021 08:26:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هر روز فقط ۵ جمله مجانی</title>
                <link>https://virgool.io/@melika_naderi/%D9%87%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%81%D9%82%D8%B7-%DB%B5-%D8%AC%D9%85%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%86%DB%8C-ltnyyudlfniz</link>
                <description>روزگارتان رنگیاگر اهل نوشتن هستید و اگر اهل نوشتن نیستید لطفا این متن را تا انتها بخوانید!داشتن‌عادات خوب همواره مسیررشد و موفیقت انسان را هموار می سازد و عادت به نوشتن هم از همین دسته عادت هاست.این که شما عادت کنید که هر روز بنویسیدو اولین تمرکزتان فقط نوشتن‌باشد و درگیر‌موضوع و کیفیت و خوش‌خطی و بدخطی و ...نشوید‌ عالی است!به قول دکتر مجتبی شکوری در ابتدای ایجاد یک عادت گوربابای کیفیت?از امروز شروع کنید و منتظر رسیدن هفته جدید وساعت رند و...نباشید و از امروز فقط روزی ۵ جمله بنویسید و ترجیحا این‌کار را با کاغذ و خودکار‌انجام‌دهید تا باتلفن همراه.موضوع و نوع این‌جمله ها و اندازه جمله ها مهم نیست فقط مهم‌نوشتن ۵ جمله است وبس.بعد از گذشت یک‌ هفته یا یک ماه ویا هرزمانی دیگری که احساس کردید کمی‌‌به این‌موضوع عادت‌کردید ۱ جمله بیشتر بنویسید‌،طبیعت ما انسان ها این است که خیلی زود به همه چیز عادت می کنیم!واگرشما ازجمله افرادی هستید که دغدغه روزانه نویسی دارید، تبریک می‌گویم شما آینده درخشان است.شماهم‌می توانید به روش دیگری از این‌تمرین‌استفاده کنید:هر روز فقط ۵ جمله درباره یک موضوع مشخص بنویسید چرا که شما چند قدم از افراد دیگری که عادت به نوشتن‌ندارند جلوتر هستید!فکر‌کردن‌روزانه‌به یک موضوع باعث کشف‌چیزهای جدید می شود،شما هرروز با روزقبل تفاوت دارید و انسان جدیدتری هستید پس هر روز افکار جدید تری به ذهن شما‌ وارد می شود.***********آن‌‌زمانی‌ که دانشجوی رشته طلا و جواهر بودم!زمان‌زیادی را برای رفت‌ و برگشت‌در وسیله نقیله سپری می‌‌کردم ،به خاطر حالت تهوعی که هنگام حرکت به من دست می داد نمی‌توانستم کتاب بخوانم ،بعضی ساعت ها هم‌از گرسنگی و خستگی‌و سردرد کلافه بودم!اما یک قرار باخودم‌گذاشته بودم‌که هر روز حداقل ۵ جمله بنویسم و هر اتفاقی هم‌که افتاد این ۵ جمله را از یادنبرم!دروغ چرا عادت کردن سخت بود و درابتدا همه اش به دنبال بهانه تراشی  برای ننوشتن بودم،خودکار دم دست نیست/درحرکت نوشت خط بد مرا بدتر می کند/نمی خواهم بغل‌دست من بفهمد چه می نویسم و ...هزاران بهانه گل و بلبلی دیگر!اما امروز همان عادت شایدکلید موفقیت من در کارهایم باشم!وقتی عصبانی هستم قبل اقدام به هر تصمیم و انجام عملی فقط ۵ جمله درمورد آن می نویسم.امتحانش  کنیدمجانی است!</description>
                <category>ملیکا نادری  (جهان نوشتن)</category>
                <author>ملیکا نادری  (جهان نوشتن)</author>
                <pubDate>Mon, 16 Aug 2021 17:20:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خانه تاریک امید/مغازه خودکشی</title>
                <link>https://virgool.io/@melika_naderi/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%85%D8%BA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%B4%DB%8C-vlxtbqdwhjsr</link>
                <description>کتاب مغازه خودکشینوشته (ژان تولی)ترجمه:محمدپارساخوش صحبت یزدیاز دیشب که پستچی بسته جدید کتاب هارو برام آوردوبازشون کردم و تصمیم گرفتم از این کتاب شروع کنم تا امروز ظهر که تمومش کردم حتی نتونستم یک ثانیه هم زمین بذارمش.بعضی از صفحات رو خط کشیدم و یادداشت نوشتم ستاره زدم و حتی چندبار یک سطر رو خوندم.کتابش از نظر من فوق العاده بود واقعا از خوندش لذت بردم نمیدونم شاید ۶ ماه یا یک سال دیگه نظرم این نباشه اما الان واقعا برام عالی بود.برخلاف اسمش بنظرمن این کتاب پر از امید و انگیزه بود توی سیاه ترین نقطه زمین و دل تاریکی نوری بود که هیچکس باورنمی کرد،روزی جهان رو روشن کنه!خیلی دوست دارم به همه توصیه کنم که حتما این کتاب رو مطالعه کنن تعدادصفحات کمه وخیلی وقت گیر نیست.بی نهایت میتونه الهام بخش باشه.گاهی کلمات واقعا برای بیان احساسات ناتوانن*بخشی از متن:+داری چی میخونی؟_آمارپارسال!هرچهل دقیقه یک خودکشی ،صدوپنجاه هزار اقدام به خودکشی که فقط دوازده هزار تای اونا به مرگ ختم میشن!+باورنکردنیه_آره واقعا شگفت انگیزه چقدر آدم هست که می خوان از این زندگی راحت بشن!در پست های بعدی حتما قسمت های بیشتری از متن کتاب رو باشما دوستان به اشتراک میذارم.</description>
                <category>ملیکا نادری  (جهان نوشتن)</category>
                <author>ملیکا نادری  (جهان نوشتن)</author>
                <pubDate>Sun, 15 Aug 2021 20:23:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چقدر به نشانه ها اعتقاد دارید؟</title>
                <link>https://virgool.io/@melika_naderi/%DA%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AF-jrfwjybjhgmn</link>
                <description>سلامبرای هرکدوم از ماها حداقل یکبار پیش‌اومده که *دنبال یک‌آهنگ خاص باشیم!**دنبال طرز تهیه ی دستور غذا بگردیم؟*** دنبال جواب یک سوال باشیم‌که مدت هاست گوشه ذهنمونههزاران افکار و اهداف دیگه‌که مثل گردونه شانس توی‌ذهنمون میچرخه?‍♀️*اما همون آهنگ‌خاصی که دنبالش بودید رو شده یک نفر اتفاقی برای شما بفرسته؟**یا توی یکی از شبکه های تلویزیون  وقتی دارید بی هدف کانال هارو عوض میکنین اون دستور آشپزی رو آموزش بده و شما ببینید!***جواب اون سوالی که توی ذهنتون بود رو اتفاقی توی مترو/اتوبوس از مکالمه دونفر به صورت ناخودآگاه بشنوید؟من به این نشونه هارو باور دارم و چندین و چندبار این اتفاق رو تجربه کردم که خیلی هم‌شیرینه!این نشونه ها به من میگن که تو: اگر دنبال چیزی هستی/دغدغه چیزی رو داری/در تلاش برای به دست آوردن چیزی هستی و...تمام جهان و انرژی های موجود درآن دست به دست هم میدن تا شرایط رو برای تو و رسیدن به مقصودوهدفت همراهی و همیاری کنن*این اتفاق هیجان انگیزیه که توی ناخود آگاه ما رخ میده و ما میتونیم با تمرین‌کردن و ایجاد عادت به هر چیزی که میخوایم برسیم.این تجربه من بود که بسیار هم برام لذت بخشه?خوشحالم میشم اگر شمام راجب تجربتون و ارتباطتون با نشانه ها برام بنویسید.</description>
                <category>ملیکا نادری  (جهان نوشتن)</category>
                <author>ملیکا نادری  (جهان نوشتن)</author>
                <pubDate>Sat, 14 Aug 2021 15:57:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه چیز تغییر می‌کند و فقط&quot; تغییر &quot;است که تغییر نمی کند!</title>
                <link>https://virgool.io/@melika_naderi/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D9%81%D9%82%D8%B7-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D9%87-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D9%86%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF-tygqlvboxk3t</link>
                <description> سلام  تا به حال برایتان پیش آمده است که یک نفر به شما توصیه کند در زمان گذشته زندگی کن!ویامثلا به شما بگوید :فکر قسط های امروزت نباش و به قسط های ۵ ماه بعدت فکر کن؟ بعیدمیدانم!  من تمام شب های هفته گذشته را برای اتفاقی که هنوز رخ نداده بود کابوس دیدم !? خنده دار است،تازه کابوس بهترین قسمت آن بود که به دیگران آسیبی نمی رساند،خدا می داند ماه عسل استرس و تشویش درونم ،بد اخلاقی و بدخلقی با چند نفر بوده است؟ امروز سه شنبه است و آن اتفاق هرگز رخ نداد* ولی من تمام هفته گذشته را از دست دادم??‍♀️ از هفته گذشته تا به حال انقدر همه چیز تغییرکرده که انگار نیروی جذابه زمین را برعکس کرده اند و همه چیز بجای ساکن بودن بر روی زمین در هوا معلق شده است. چقدر عجیب و غیرقابل تصور+ (همه چیزتغییرمی‌کند و فقط&quot; تغییر &quot;است که تغییر نمی کند) امروز که این جمله را در دفترچه یادداشتم خواندم، فهمیدم که شاید &quot;گاهی لازم است چیزهایی را که میدانیم، دوباره بدانیم&quot;همه ما می دانیم که باید در زمان حال زندگی کنیم چون در خوش بینانه ترین حالت فقط توانایی مدیریت کردن بر همین زمان را داریم نه کمتر ونه بیشتر- اماسوال اینجاست؟ چقدربه چیزهایی که می دانیم عمل می کنیم!</description>
                <category>ملیکا نادری  (جهان نوشتن)</category>
                <author>ملیکا نادری  (جهان نوشتن)</author>
                <pubDate>Tue, 10 Aug 2021 19:15:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رنج می کشیم چون در مقابل واقعیت مقاومت می کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@melika_naderi/%D8%B1%D9%86%D8%AC-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D8%B4%DB%8C%D9%85-%DA%86%D9%88%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-aujmfpluuoos</link>
                <description>این جمله ،جمله من نیست!از آقامجتبی شکوری شنیدم و توی ذهنم ماندگار شد*به قول خودشون جمله درخشانیه ولی خیلی حرف ها توش هست.از دیروز که تو ذهنم بود خیلی متن نوشتن اما دیدم نمی تونم منظورم رو واضح برسونم.ولی خوب دیدم که میتونم خود همین جمله رو بنویسم و بذارم هرکسی هرجوری که میخواد برداشت کنه+بهش فکر کنید!&quot;رنج می‌ کشیم چون در‌مقابل واقعیت مقاومت می کنیم&quot;&quot;رنج می‌ کشیم چون در‌مقابل واقعیت مقاومت می کنیم&quot;&quot;رنج می‌ کشیم چون در‌مقابل واقعیت مقاومت می کنیم&quot;رنج امروز شما توی زندگیتون چیه؟واقعیت امروز زندگیتون چیه؟اگرواقعیت‌رو قبول کنید ،رنج کمتری می کشید؟!بهش فکر کنید?</description>
                <category>ملیکا نادری  (جهان نوشتن)</category>
                <author>ملیکا نادری  (جهان نوشتن)</author>
                <pubDate>Mon, 09 Aug 2021 12:32:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قبل از اینکه بمیرم باید انجامش بدم !</title>
                <link>https://virgool.io/@melika_naderi/%D9%82%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%DB%8C%D9%86%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D9%85%DB%8C%D8%B1%D9%85-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B4-%D8%A8%D8%AF%D9%85-b7pvhrj1cwux</link>
                <description>یک کاغذ و خودکار بردارید و در بالای صفحه بنویسید: قبل از اینکه بمیرم باید انجامش بدم!تاریخ بزنید_شماره گذاری کنید -و شروع کنید به نوشتن به عنوان مثال:1-سفر کردن به کشور هند 2-قایق سواری 3-تست کردن غذاهای چینی4-رفتن به کلاس خیاطی و...مهم نیست چه کاری است یا  چه زمانی می خواهید انجامش بدهید و چقدر جدی و یا کودکانه است. فقط بنویسید و هیچ لزومی هم ندارد آن را به دیگران نشان دهید و یا به اشتراک بگذارید .برای نوشتن حداقل صد مورد رو شماره گذاری کنید اما نیازی نیست که همه ی آن  لیست را در یک روز بنویسید.مثلا بگویید تا آخر هفته این لیست را تکمیل می کنم .شاید نوشتن چند مورد اول کار راحتی باشد اما کم کم برایتان دشوار  می شود نگران نباشید و فقط بنویسید .امروز هم یکشنبه است و برادر شنبه پس همین امروز دست به کار شوید و تا آخر هفته تمامش کنید .در آخر نتیجه این لیست شمارو شگفت زده خواهد کرد -چه کارهایی را دوست دارید انجام بدهیدو فراموش کرده بودید ؟چقدر از کارهایی را که همیشه دوست داشتید انجام دادید؟ذهن انسان بسیار بسیار آگاه تر و پیجیده تر از چیزی است که بتوان آن را تصور کرد و شما با نوشتن و یاد آوری کردن به واسطه این لیست کم کم به سمت فراهم کردن شرایط برای رسیدن به خواسته های خودهدایت می شود و جهان هم تمام انرژی  های لازم برای انجام آن لیست را برای شما ارسال می کند .این لیست را ماهی یکبار مرور کنید و هر بار که موردی از آن را انجام دادید کنارش علامت بزنید .شما برای رسیدن به خواسته هایتان به  هیچ چیزی جز &quot;خودتان&quot; نیاز ندارید. </description>
                <category>ملیکا نادری  (جهان نوشتن)</category>
                <author>ملیکا نادری  (جهان نوشتن)</author>
                <pubDate>Sun, 08 Aug 2021 12:23:24 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صفحات صبحگاهی و خانوم جولیا کامرون و پنچرگیری و سگ همسایه و صدای ساعت</title>
                <link>https://virgool.io/@melika_naderi/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D8%A7%D8%AA-%D8%B5%D8%A8%D8%AD%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%88-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%85-%D8%AC%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D9%86-%D9%88-%D9%BE%D9%86%DA%86%D8%B1%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%B3%DA%AF-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D9%88-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B9%D8%AA-ynvam3pzlq6z</link>
                <description>در کلاس های نویسندگی استاد شاهین کلانتری شرکت کردم و یکی از تمرین های اولیه ما نوشتن صفحات صبحگاهی بود .تمرین ما به این صوت بود که باید هر روز به محض بیدار شدن و ثبل از انجام دادن هرکاری سه صفحه در یک دفترچه یادداشت می نوشتیم فقط سه صفحه اصلا مهم نبود چه چیزی بنویسیم فقط می نوشتیم بدون فکر کردن و مرور کردن و هرگز هر بر نمی گردیم متاسفانه تا به امروز فقط موفق شدم 3 ماه این تمرین را انجام بدهم اما امروز صبح یک نکته جالب توجه من را به خودش جلب کرد .تنها جملاتی که از یک سر رسید پرشده در ذهنم باقی مانده است چند جمله است  سگ همسایه -صدای پنچرگیری-تیک تاک ساعت.من سه ماه از زندگی ام موقع بیدار شدن فقط این دغدغه هارا داشت .حالا همسایه ما که سگ داشت از اینجا رفته است .صدای پنچرگیری و صدای آهن بری و جوش کاری باهم تلفیق شده اند اما من هرگز متوجه این صدا نمی شوم و اذیتم نمی کند.بنظرم اصلا ساعت ما صدا نمی دهدو....حیرت انگیز است این موضوع !من فهمیدم که می توانستم به چیزهای قشنگ تری دقت کنم و بنویسم و دغدغه های بهتری داشته باشم.حالا شمایی که اینو متن رو میخونی چیزی که امروز باهاش درگیری اگر سه ماه دیگه یادت بیاد و بهش فکر کنی پشیمون نمیشی ؟ارزشش رو داره؟!؟</description>
                <category>ملیکا نادری  (جهان نوشتن)</category>
                <author>ملیکا نادری  (جهان نوشتن)</author>
                <pubDate>Sat, 07 Aug 2021 14:23:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هم نوایی شبانه ارکستر چوب ها</title>
                <link>https://virgool.io/@melika_naderi/%D9%87%D9%85-%D9%86%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B4%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%B1-%DA%86%D9%88%D8%A8-%D9%87%D8%A7-qhsallhndy1m</link>
                <description>معرفی کتاب با برق‌رفتن های گاه و بی گاهکتاب هم نوایی شبانه ارکستر چوب هابرنده جایزه بهترین رمان سال ۱۳۸۰بنیادگلشیریبرنده بهترین رمان‌سال ۱۳۸۰منتقدین مطبوعاتنوسینده رضا قاسمیانتشارات نیلوفر______________________________________رفتن این برق هم این روزا درسته خیلی مشکلات درست کرده ولی بنظرمن خیلیم بد نبود،انگار هرچندوقت یکبار باید ی اتفاقی یک چیزی بهمون ثابت کنه چیزایی که این روزا بهش عادت کردیم و حتی یک ثانیه هم به نبودنشون فکر نمی کنیم،توی یک چشم بهم زدن میتونه از بین برن و نباشن/اینترنت-برق-گاز-آب لوله کشی و... حالا از اینا بگذریم آدمای اطرافمون اونا چی تا کی هستن؟یک روز دیگه،یک ساعت دیگه،یک سال ویک ماه و...هیچ چیز معلوم نیست وهیچ تعهدی برای هیچکدوم از اینایی که بهشون عادت کردیم و وابسته شدیم نیست وکاش یکم دست از عادت کردن برداریم و باور کنیم که هیچ چیز موندگار نیست و همون لحظه ای که به این باور برسیم زندگی خیلی قشنگ تر میشه و به جای تلاش برای رسیدن به مقصد از مسیر لذت میبریم??? ۱۴۰۰/۳/۲</description>
                <category>ملیکا نادری  (جهان نوشتن)</category>
                <author>ملیکا نادری  (جهان نوشتن)</author>
                <pubDate>Sun, 23 May 2021 22:45:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حالم دست خودم نبود</title>
                <link>https://virgool.io/@melika_naderi/%D8%AD%D8%A7%D9%84%D9%85-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF-dn7hhxanbqyn</link>
                <description>ساعت از ۱۲ گذشته بود و سروصدای خیابون کم شده بود.توی دلم رخت می شستن و آشوب بود و شور میزد و هرچی کلمه که در این مورد بلدین رو تو ذهنتون بیارید ...انگار عزیزترینم کسم رو از دست داده بودم و من برای گریه کردن و فریاد زدن همه وجودم تلاش بوداما صدایی از من در نمی اومد بغض داریم تا بغض انقدر سنگین بود که راه نفسمو بسته بود ،گل گاوزبون خوردم ،قهوه خوردم،آرام بخش خوردم...اما انگار نه انگار...باید چیکار میکردم به کی زنگ میزنم اون وقت شب؟اصلا زنگ زدم، چی باید میگفتم؟گوشیمو برداشتم و هدفون رو گذاشتم توی گوشم چشمامو بستم و یک آهنگ رو پلی کردم...رفت آن سوار کولی، با خود تو را نبردهشب مانده‌ است و با شب، تاریکی فشردهکولی کنار آتش رقص شبانه‌ات کو؟شادی چرا رمیده؟ آتش چرا فسرده؟این آهنگ‌کجا بود ؟تاالآن کجا بود این آهنگ‌چرا انقدر خوبه؟چرا انقدر خود منه این آهنگ؟!؟راست میگفت اون رفت و منو نبرد ؟!؟این رفتن کی قرار بود تموم بشه؟مگه فعل&quot; رفت &quot;ماضی نیست؟مگه گذشته نیست؟پس چرا هنوز ادامه داره؟</description>
                <category>ملیکا نادری  (جهان نوشتن)</category>
                <author>ملیکا نادری  (جهان نوشتن)</author>
                <pubDate>Tue, 18 May 2021 21:54:05 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>