<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مرکز افکارسنجی ملت</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mellat_polling</link>
        <description>افکارسنجی ملت، به عنوان بخشی از مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، به اجرای نظرسنجی‌ها و پژوهش‌های متنوع در حوزه‌‍‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی می‌پردازد.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 13:58:28</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3788117/avatar/ivAfs2.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مرکز افکارسنجی ملت</title>
            <link>https://virgool.io/@mellat_polling</link>
        </image>

                    <item>
                <title>هریس یا ترامپ؟! تفاوتی ندارد!</title>
                <link>https://virgool.io/@mellat_polling/%D9%87%D8%B1%DB%8C%D8%B3-%DB%8C%D8%A7-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%BE-%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA%DB%8C-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-hyde3li53sg4</link>
                <description>نظر ۶۰/۸ درصد شرکت کنندگان در نظرسنجی: تفاوتی در انتخاب شدن هریس یا ترامپ به عنوان رئیس جمهور آمریکا، برای منافع کشور وجود ندارد.براساس آخرین نظرسنجی مؤسسه افکارسنجی ملت که در شهریور ۱۴۰۳ درباره مسائل روز کشور انجام‌شده، نظر عموم مردم این است که فرقی نمی‌کند چه کسی برای ریاست جمهوری آمریکا انتخاب شود.در این نظرسنجی پرسیده شده که «در چند ماه آینده انتخابات ریاست جمهوری آمریکا برگزار می‌شود. به نظر شما انتخاب کدام نامزد به نفع منافع کشورمان است؟» پاسخ مردم به این شرح است که ۶۰.۸ درصد مردم گفته‌اند که برای منافع ایران فرقی نمی‌کند کدام نامزد رئیس‌جمهور شود، ۲۲.۵ درصد گفته‌اند که انتخاب کاملاً هریس به نفع منافع کشورمان است و ۹.۲ درصد نیز ترامپ را انتخاب کرده‌اند.این گزارش را از سایت مرکز پژوهش‌های مجلس بخوانید./انتهای پیام</description>
                <category>مرکز افکارسنجی ملت</category>
                <author>مرکز افکارسنجی ملت</author>
                <pubDate>Wed, 22 Jan 2025 17:07:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>طراحی شاخص بومی سنجش اعتماد به حاکمیت در ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@mellat_polling/%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D8%AE%D8%B5-%D8%A8%D9%88%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D9%86%D8%AC%D8%B4-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%AD%D8%A7%DA%A9%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-mqktvubrigej</link>
                <description>گزارش《طراحی شاخص بومی سنجش اعتماد به حاکمیت در ایران》توسط افکارسنجی ملت و باهمکاری مرکز بینش‌های رفتاری ایران منتشر شد.پژوهش‌ها در جهان نشان می‌دهند که اعتماد مردم به حاکمیت در سال‌های اخیر کاهش یافته است؛ به طوری‌که برخی متخصصان آن را یک بحران جهانی می‌دانند. اهمیت این مسئله به اندازه‌ای است که دانش‌های نوین، مانند علوم رفتاری و شناختی، وارد عرصه شده‌اند تا با ارائه رویکردهای نو به سیاست‌گذاران کمک کنند این چالش را مدیریت کنند.در این گزارش، جدیدترین یافته‌ها درباره اعتماد به حاکمیت بررسی شده و یک شاخص بومی برای سنجش اعتماد طراحی شده است. این شاخص، مولفه‌هایی مانند شایستگی، خیرخواهی، درستکاری، و گشودگی را در نظر دارد و از لحاظ ویژگی‌های روانسنجی نیز تأیید شده است.برای مطالعه گزارش کامل با عنوان «اعتماد مردم به حکومت از منظر علوم رفتاری معرفی یک شاخص بومی برای سنجش اعتماد مردم به حکومت در ایران» به لینک زیر مراجعه کنید.</description>
                <category>مرکز افکارسنجی ملت</category>
                <author>مرکز افکارسنجی ملت</author>
                <pubDate>Wed, 22 Jan 2025 17:04:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا مشارکت در انتخابات، کمتر از پیش‌بینی مراکز نظرسنجی شد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mellat_polling/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D9%85%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D8%B2-%D9%86%D8%B8%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%AC%DB%8C-%D8%B4%D8%AF-lxc5wqetdy9d</link>
                <description>به گزارش مرکز افکارسنجی ملت و به نقل از ایرنا در یکی دو هفته منتهی به انتخابات، به دلایل مختلف، از جمله حضور دو نامزد اصولگرا و انتظار انصراف یکی از آنها براساس میزان محبوبیت، نتایج پیمایش مراکز مختلف نظرسنجی در رسانه‌ها منتشر شد و مورد توجه افکار عمومی گرفت.گرچه اکثر این مراکز در پیش‌بینی رتبه‌بندی کاندیداها و برنده‌های دور اول توفیق نسبی داشتند، اما میزان مشارکت ۳۹.۹ درصدی که در عمل رخ داد، با پیش‌بینی این مراکز که نوعا پیش‌بینی مشارکت حدود ۵۰ درصدی داشتند، شکاف زیادی داشت. از این رو با اعلام نتایج واقعی مشارکت و آرا، برخی در فضای مجازی مدعی دستکاری در نتایج نظرسنجی‌ها شدند و عده‌ای آنها را فاقد اعتبار علمی دانستند. اما از نظر علمی اختلاف حدودا ده درصدی بین نتایج رای و نظرسنجی را چگونه می‌توان توضیح داد؟مجموعه‌های نظرسنجی در تخمینِ میزانِ مشارکت چه قدر خطا داشتند؟در جدول زیر، پیش‌بینی مراکز مختلف نظرسنجی به همراه درصد خطای آنها (به ترتیب کم‌ترین خطا) آمده است.چرا مشارکت در انتخابات کمتر از انتظار مراکز نظرسنجی شد؟برای پاسخ به این سوال به سراغ مدیران مراکز نظرسنجی رفتیم و علت را جویا شدیم. برخی از آنها گفتند در حال بررسی فرایند پیمایش خود هستند تا دلیل این شکاف را بیابند.دکتر مهدی رفیعی، رییس مرکز افکارسنجی آرا در توضیح این پرسش،پاسخ داده است:تقریبا از بعد از ظهر روز رای‌گیری این سوال به صورت جدی مطرح شد که چرا میزان مشارکت کمتر از پیش‌بینی‌ها خواهد شد. در این یادداشت کوتاه سعی می‌کنم به این سوال پاسخ بدهم.برخی تحلیلگران این تفاوت بین نظرسنجی ها با نرخ مشارکت محقق شده را در نظر نگرفتن افرادی می‌دانند که حاضر به همکاری با پرسشگران نشده‌اند. در صورتی که برای کسانی که سال‌ها تجربه این کار را دارند در نظر گرفتن بی‌پاسخی‌ها یک امر بدیهی است و طبیعتا تعداد این افراد محاسبه و در فرمول مشارکت در نظر گرفته می‌شود.در واقع مراکز نظرسنجی با متغیرهای تعدیل‌کننده سعی می‌کنند نتایج نمونه را به نتایج جامعه مشابه نمایند. اکثریت قریب به اتفاق مراکز نظرسنجی چهار ماه پیش نرخ مشارکت در انتخابات مجلس را بسیار دقیق پیش‌بینی کرده بودند. به طور طبیعی در آن مقطع هم تعدادی از مردم با پرسشگران همکاری نکردند و از این نظر تعداد بی‌پاسخی‌ها نسبت به زمان انتخابات مجلس تغییری نکرده است. با این حساب پس دلیل اصلی اختلاف نتایج نظرسنجی‌ها با مشارکت واقعی چه بوده است؟مرددها، عامل افت مشارکت به ۴۰ درصد بودند.در همه نظرسنجی‌ها، جمعیت زیادی گفته بودند در انتخابات شرکت می‌کنند اما در پاسخ «به که رای می دهید؟» اسم نامزدی را نمی گفتند. در آخرین نظرسنجی، این رقم به ۱۸.۵ درصد (۹ درصد واجدان شرایط) رسید. همین افرادی که در انتخاب نامزد مردد بودند، در انتخابات شرکت نکردندواقعیت این است که در همه نظرسنجی‌های انجام شده جمعیت زیادی بودند که گفته بودند در انتخابات شرکت می‌کنند اما هنگامی که پرسیده می‌شد «به چه کسی رای می‌دهید؟» اسم نامزد مورد نظر خود را نمی‌گفتند. در آخرین نظرسنجی انجام شده این رقم به ۱۸.۵ درصد کل مشارکت‌کنندگان ( حدود ۹ درصد واجدان شرایط) رسید.اعلام نتایج انتخابات نشان داد پیش‌بینی بعضی مراکز نظرسنجی در خصوص رتبه‌بندی و فاصله کاندیداها و کشیده‌شدن انتخابات به دور دوم با حضور آقایان پزشکیان و جلیلی درست بوده است. به عبارت دیگر کاهش مشارکت تغییری در ترکیب آرا ایجاد نکرده است. این یافته ما را به این نتیجه می‌رساند که همین افرادی که در انتخاب نامزد مردد بودند در انتخابات شرکت نکردند.برخی از افراد از ابتدا قصد مشارکت نداشتند و برخی هم احتمالا تا روزهای پایانی قصد شرکت داشتند اما به کاندیدای مناسب نرسیدند. اگر غیر از این بود باید ترکیب آرا به هم می‌ریخت. مثلا انتظار اولیه این بود کاهش آرا باعث کاهش رای آقای پزشکیان شود که چنین چیزی نشد.اگر در آخرین نظرسنجی انجام شده کسانی که کاندیدا را نگفته اند، حذف کنیم درصد آقای پزشکیان ۴۰ و درصد آقای جلیلی ۳۵ می شود که بسیار به نتیجه انتخابات نزدیک می‌شود. در این بین میزان رای آقای قالیباف طبق این نظرسنجی‌ها و پس از حذف مرددها باید ۲۰ می شد که در نهایت ۱۴ درصد شد. این نشان می‌دهد ریزش رای آقای قالیباف و اضافه شدن به آرای آقایان جلیلی و پزشکیان تا لحظه آخر ادامه داشته است.در انتخابات ۱۴۰۰ هم نسبت این افراد مردد که کاندیدا اعلام نمی کردند در نظرسنجی پایانی ۲۰ درصد بود که ۱۴ درصد آن باطله شد. اما چرا در این انتخابات این افراد نیامدند رای باطله بدهند؟ دلیلش این است که در انتخابات ۱۴۰۰ به دلیل همزمانی انتخابات ریاست جمهوری با انتخابات شوراهای اسلامی این افراد برای حضور در انتخابات شورا در محل رای گیری حاضر شدند و تعرفه ریاست جمهوری هم به آن ها داده شد که اکثر آن‌ها تبدیل به رای باطله شد. اما در این انتخابات به دلیل اینکه انتخابات شورا در کار نبود این افراد اصلا رای ندادند. در واقع میزان مشارکت واقعی انتخابات ۱۴۰۰ با ۱۴۰۳ تفاوت جدی نداشته است.این هم پدیده‌ای است که در ۱۴۰۰ هم وجود داشت و در این انتخابات نیز خود را نشان داد و درس بزرگی برای مراکز افکارسنجی بود. مراکز نظرسنجی تصور می‌کردند بخشی از این افراد به کاندیداهای موجود رای خواهند داد و بخشی دیگر باطله رای خواهند داد، در صورتی که واقعیت این بوده که این افراد کلا رای نداده‌اند.</description>
                <category>مرکز افکارسنجی ملت</category>
                <author>مرکز افکارسنجی ملت</author>
                <pubDate>Wed, 22 Jan 2025 16:59:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تحلیل خطای نظرسنجی‌ها در انتخابات ریاست‌جمهوری</title>
                <link>https://virgool.io/@mellat_polling/%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%AE%D8%B7%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B8%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%AC%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-vjyddywzwrj4</link>
                <description>مرکز افکارسنجی ملت به نقل از روزنامه فرهیختگان گزارش می دهد, نظرسنجی‌ها در انتخابات ریاست‌جمهوری چهاردهم، در تعیین میزان مشارکت، اختلاف معناداری با واقعیت داشتند. از این رو پس از پایان انتخابات و اعلام میزان مشارکت، پرسش درباره نظرسنجی‌ها در ایران جدی‌تر شد. یکی از مراکز نظرسنجی در ایران، مرکز افکارسنجی ملت متعلق به مرکز پژوهش‌های مجلس است که از سال 1399 با هدف بازتاب دیدگاه‌ها و نظرات مردم به نمایندگان مجلس و سایر دستگاه‌های حکومتی شروع به کار کرد. ماموریت اصلی این موسسه ارائه پیوست‌ افکارعمومی برای طرح‌ها و لوایح مهمی است که با زندگی روزمره مردم ارتباط مستقیم دارد و دیدگاه مردم درباره آنها حائز اهمیت است. درباره این مرکز و بررسی‌های آن با وحید کشافی‌نیا، معاون افکارسنجی این مرکز گفت‌و‌گو کرده‌ایم. متن کامل این گفت‌و‌گو را در ادامه می‌خوانید.فکر می‌کنید نتایج افکارسنجی‌های شما چقدر در تصمیمات نمایندگان مجلس تاثیر داشته است؟درباره تاثیرگذاری این نتایج به‌سادگی نمی‌توان اظهارنظر کرد. به‌هرحال داده‌های افکارسنجی تنها یکی از منابع تصمیم‌گیری نمایندگان است. منابع و عوامل بسیاری در اخذ یک تصمیم اثرگذارند. فراموش نکنیم که فرهنگ پذیرش افکارسنجی و به‌رسمیت شناختن نتایج آن در سال‌های اخیر بهتر شده است. من درطول سال‌های اخیر، از نزدیک شاهد تغییر دیدگاه مسئولان دربرابر نتایج افکارسنجی‌ها بودم. ما کم‌کم داریم از خوانش سطحی نتایج افکارسنجی‌ها به بهره‌برداری راهبردی و عملیاتی از این نتایج می‌رسیم. افرادی را می‌شناسم که چندسال پیش به‌هیچ‌وجه پذیرای افکارسنجی‌ نبودند و به آن به‌مثابه یک موضوع درجه چندم یا پیشگویی سطحی نگاه می‌کردند اما امروز پیگیر نتایج هستند. می‌توان گفت علی‌رغم تمام نقدها، حتی منتقدان سرسخت افکارسنجی هم بر سر بزنگاه‌های سیاسی یا اجتماعی مهم، گوشه‌چشمی به نتایج نظرسنجی‌ها دارند.منتقدان افکارسنجی‌ها چه کسانی هستند و استدلال‌های آنها چیست؟به‌هرحال افکارسنجی هم مانند هر حوزه علمی و شناختی دیگر، مدافعان و مخالفانی دارد. برخی مخالفت‌ها از عدم‌آشنایی با علم آمار و روش تحقیق ناشی می‌شود، مثلا بعضی‌ها به ما می‌گویند چطور می‌توانید با هزارنفر حجم نمونه، نظر کل جامعه را تخمین بزنید؟ حداقل باید با 10 میلیون نفر مصاحبه کنید تا ما نتایج شما را باور کنیم! واضح است عده‌ای که اینطور فکر می‌کنند با علم آمار و پیمایش آشنا نیستند. در پیمایش دقت و معرف‌بودن نمونه مهم است. دسته دوم مخالفت‌ها از سوی کسانی مطرح می‌شود که نتایج نظرسنجی‌ها به‌مذاق آنها خوش نمی‌آید. اینجا منافع فردی یا جناحی به‌میان می‌آید که نمی‌خواهم وارد آن شوم. به حد کافی گویاست. دسته سوم مخالفان مدافعان سرسخت حوزه‌های علمی جدید مثل علوم شناختی، داده‌کاوی، علوم اجتماعی محاسباتی، هوش مصنوعی و... هستند که معتقدند پیمایش دیگر یک روش سنتی، منسوخ و از مد افتاده است، مثلا یکی از این افراد می‌گفت وقتی ابزارهای هوشمندی مثل چت جی‌بی‌تی به وجود آمده‌اند چه نیازی به مراجعه مستقیم به آرای مردم داریم؟ اگرچه نمی‌توان منکر سودمندی این روش‌ها و ابزارهای جدید شد اما همگی آنها معایبی دارند که باعث شده‌اند در دنیا همچنان پیمایش -ولو در شکل سنتی- همچنان رایج باشد و نتایج آن معتبر تلقی شود.شما چطور درباره اعتبار افکارسنجی‌ها صحبت می‌کنید، درحالی‌که ما در دور اول انتخابات اخیر شاهد بودیم اکثر موسسات داخلی در برآورد نرخ مشارکت و میزان رای نامزدها دچار خطای فاحش شده‌اند؟من اینجا به‌دنبال دفاع از مراکز افکارسنجی و در راس آنها خودمان، یعنی افکارسنجی ملت نیستم و می‌پذیرم که در افکارسنجی ملت در موج آخر که 6 و 7 تیرماه اجرا شد، هرچند نزدیک‌ترین برآورد به نرخ واقعی مشارکت را در مقایسه با سایر مراکز معتبر ارائه کرده بودیم و پیش‌بینی ما از ترتیب نامزدها براساس میزان رای و دومرحله‌ای شدن انتخابات درست بود، حدود 8 درصد خطا در برآورد نرخ مشارکت داشته‌ایم. درباره علل این خطا، در روزهای اخیر افراد مختلفی بحث کرده‌اند. نمی‌خواهم دوباره علل را مرور کنم اما می‌خواهم بگویم اولا بدون‌تردید باید روش‌شناسی مراکز افکارسنجی دائما نقد و بررسی شود و توسعه پیدا کند. در اینجا بیشتر شدن ارتباطات علمی بین مراکز مختلف و تشریک‌مساعی می‌تواند موثر باشد. ما در افکارسنجی ملت در بخش تحقیق و توسعه همواره درحال ارتقای روش‌های گردآوری و تحلیل داده هستیم، مثلا اخیرا رفتیم به سمت استفاده از تکنیک مصاحبه‌های شناختی در طراحی پرسشنامه و گزارش آن را منتشر کردیم، حتی پس از دور اول انتخابات هم یک پیمایش در بین کسانی که در آخرین موج شرکت کرده بودند، اجرا کردیم تا منابع خطا را شناسایی کنیم.دوم اینکه باید در راه‌اندازی مراکز افکارسنجی که عموما وابسته به نهادهای دولتی هستند، دقت و نظارت بیشتری بشود و حتما افراد متخصص و باتجربه در این مراکز به کار گرفته شوند. برخلاف اینکه درظاهر به نظر می‌رسد اجرای افکارسنجی کار ساده‌ای است، اما در واقعیت این کار به‌شدت پیچیده و پر از جزئیات ظریف است.نکته سوم اینکه اگر بخواهیم غیرمغرضانه علل این اختلاف را آسیب‌شناسی کنیم باید این پرسش را مطرح کنیم که چرا در انتخابات مجلس اغلب این مراکز برآورد درستی داشته‌اند اما در انتخابات ریاست‌جمهوری خطای این مراکز زیاد بوده و به این فکر کنیم که شاید عواملی خارج از خطاهای رایج پیمایش در کار بوده‌اند.چه عواملی مثلا؟اولا فضای سیاسی حاکم بر این دوره از انتخابات ریاست‌جمهوری خاص بود. به علت شهادت رئیس‌جمهور و همراهان‌شان در سانحه سقوط هلی‌کوپتر در اواخر اردیبهشت‌ماه، جامعه و نخبگان سیاسی در شوک به سر می‌بردند. فاصله زمانی بین این اتفاق تا روز برگزاری انتخابات حدود 40 روز بود. جالب اینجاست در اولین موج پیمایش که توسط افکارسنجی ملت در ۶ تا ۹ خردادماه ۱۴۰۳ اجرا شد، حدود 53 درصد مردم گفتند قطعا در انتخابات شرکت خواهند کرد. به‌تدریج با دور شدن از سانحه سقوط هلی‌کوپتر و داغ‌تر شدن فضای سیاسی انتخابات، انتظار ما این بود که نرخ مشارکت افزایش یابد اما در موج‌های بعدی این نرخ در حد معناداری کاهش یافت. همین مساله، برآورد نرخ مشارکت را برای مراکز افکارسنجی دشوار کرده بود. درواقع در برخی موج‌های انتخاباتی، رفتار جامعه با الگو‌های موردانتظار یا تجربیات گذشته ما همخوانی نداشته و همین مساله پیش‌بینی را دشوار کرده بود، حتی برخی نخبگان سیاسی نیز کم‌و‌بیش در فضای تردید و ابهام به سر می‌بردند.دومین عامل را می‌توان فضای سرد حاکم بر مناظره‌های سیاسی دانست. قبل از مناظره‌ها انتظار داشتیم با شروع مناظره‌ها نرخ مشارکت افزایش یابد اما به نظر می‌رسد در این دوره از انتخابات بنابر علل متعددی، چنین اتفاقی نیفتاد و شور انتخاباتی برانگیخته نشد. این نیز ازجمله عواملی بود که با الگوی‌های پیشین ناسازگار بود. درواقع به‌جز موج اول که با فاصله اندکی از سانحه سقوط هلی‌کوپتر رئیس‌جمهور و همراهان اجرا کردیم، در سایر موج‌ها نرخ مشارکت یک خط مستقیم حول عدد 45 درصد در نوسان بود. به‌طوری‌که در موج یکی مانده به آخر (موج چهارم) برآورد ما از نرخ مشارکت حدود 45 درصد بود.به‌جز این مورد، علل دیگری هم می‌توان برشمرد؟بله، در موج آخر پیمایش ما، 25 درصد از پاسخگویانی که گفته بودند قطعا در انتخابات شرکت می‌کنند، در انتخاب نامزد مردد بودند. نتایج تحقیقات ما پس از دور اول انتخابات نشان داد رفتار رای‌دهی این عده از پاسخگویان به دو شکل بوده است. یک عده در انتخابات شرکت کرده‌اند اما تردید آنها در انتخاب نامزد مطلوب تا پای صندوق پابرجا بود. این عده تاثیر زیادی در تغییر درصد آرای نامزدها داشتند. به‌ویژه ما در برآورد رای دو نامزد یعنی آقایان جلیلی و قالیباف دچار خطا شدیم. دسته دوم از این افراد کلا در انتخابات شرکت نکرده‌اند. این عده، تاثیر قابل‌توجهی بر نرخ مشارکت داشته‌اند. درواقع تردید آنها به‌قدری زیاد شده بود که کلا از شرکت در انتخابات منصرف شدند. تحلیل من این است که گمانه‌زنی‌ها درباره ائتلاف بین نیروهای جبهه انقلاب، بخش قابل‌توجهی از افرادی را که می‌خواستند در انتخابات شرکت کنند تا روز قبل از برگزاری انتخابات در وضعیت بلاتکلیفی قرار داده بود و در روز جمعه، پس از عدم اجماع، برخی از آنها از شرکت در انتخابات منصرف شدند.</description>
                <category>مرکز افکارسنجی ملت</category>
                <author>مرکز افکارسنجی ملت</author>
                <pubDate>Wed, 22 Jan 2025 16:46:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خطای نظرسنجی؛ از ترامپ خجالتی آمریکا تا مرددین بی‌رای ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@mellat_polling/%D8%AE%D8%B7%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B8%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%AC%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%BE-%D8%AE%D8%AC%D8%A7%D9%84%D8%AA%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%AA%D8%A7-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A8%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-dwm0c5ec6bom</link>
                <description>مرکز افکارسنجی ملت به نقل از ایرنا گزارش می‌دهد، اعلام نتایج انتخابات چهاردهمین دوره ریاست جمهوری، نشان داد تقریبا هیچ یک از مراکز نظرسنجی نتوانستند پیش‌بینی نزدیکی درباره میزان مشارکت ارائه دهند و گرچه اکثر این مراکز در پیش بینی رتبه‌بندی کاندیداها و برنده های دور اول توفیق نسبی داشتند، اما میزان مشارکت ۳۹.۹ درصدی که در عمل رخ داد، با پیش بینی این مراکز که نوعا پیش بینی مشارکت حدود ۵۰ درصدی داشتند، شکاف زیادی داشت. از این رو با اعلام نتایج واقعی مشارکت و آرا، برخی در فضای مجازی مدعی دستکاری در نتایج نظرسنجی ها شدند و عده‌ای آنها را فاقد اعتبار علمی دانستند. اما از نظر علمی اختلاف حدودا ده درصدی بین نتایج رای و نظرسنجی را چگونه می توان توضیح داد؟اینک توضیحات محمدجواد بادین‌فکر، پژوهشگر مطالعات فرهنگی و مسئول پژوهش موسسه افکارسنجی ملت (وابسته به مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی) پیش روی شماست؛ با این توضیح که پیش‌بینی این مرکز، کمترین خطا را در بین نتایج منتشرشده داشت.با اعلام نتایج واقعی مشارکت و آرا، برخی مدعی دستکاری در نتایج نظرسنجی‌ها هستند و عده‌ای آنها را فاقد اعتبار علمی می دانند. نظر شما چیست؟خیلی از رسانه‌ها و فضاهای نخبگانی این موسسات را از اساس زیر سوال بردند، در حالی که همین مراکز چند ماه پیش مشارکت مجلس را دقیق پیش‌بینی کرده و در انتخابات‌های قبل خطای بسیار کمی در پیش‌بینی داشتند. این یک واکنش هیجانی به مراکز افکارسنجی است و مهمتر از آن نشان می دهد چقدر مراکز نظرسنجی توانسته بودند به افکار عمومی جهت بدهند و البته این توانایی هم می‌تواند مثبت تلقی شود و هم آثار منفی داشته باشد.نباید همه مراکز را به خاطر یک اشتباه، یکطرفه به مسلخ بردبه باور من نباید همه مراکز را به خاطر یک اشتباه، یکطرفه به مسلخ برد. در بسیاری از کشورها مثل هند، ترکیه و حتی آمریکا که مهد نظرسنجی است و سابقه نزدیک یک قرنی در این زمینه دارد، اشتباهات متعددی در نظرسنجی‌ها رخ داده که مشخص ترین آنها در سال ۲۰۱۶ بود و در آن سال نتوانستند پیروزی ترامپ را پیش‌بینی کنند. این خطا در سال ۲۰۲۰ هم رخ داد. البته آنجا خطا ۴، ۵ درصدی بود و اینجا حدود ۱۰ درصد خطا داشتیم.پس توضیح شما درباره اختلاف حدودا ده درصدی بین نتایج رای و پیش‌بینی نظرسنجی‌ها چیست؟در ایران تمام مراکز چند موضوع را درست تخمین زدند: اول رتبه بندی نامزدها که همه آن را در کار آخر خود، درست پیش‌بینی کردند و دوم دومرحله‌ای شدن انتخابات که تقریبا همه آن را پیش‌بینی کردند. من در مصاحبه قبل هم گفتم که کار نظرسنجی تخمین نقطه‌ای و دقیق امر واقعی نیست و این انتظار از مراکز بی جاست. اما اگر این فاصله از حاشیه خطای نظرسنجی‌ها بیشتر شود، خطای فاحش به شمار می‌رود.خیلی اوقات رفتار رای دهی با عدد و آمار قابل توضیح نیست و نیازمند رفتارشناسی و توضیحات جامعه شناختی و روانشناختی است. اعداد تنها نمایانگر یک واقعیت بیرونی هستند، اما برای توضیح کیفی باید سراغ افراد رفتبسیاری از مراکز افکارسنجی تا قبل از انتخابات درصد قابل توجهی از مرددین را نشان می‌دادند، یعنی افرادی که گفته بودند قطعا در انتخابات شرکت می‌کنند، اما درباره اینکه به کدام نامزد رای دهند، مردد بودند. مثلا این شاخص در آخرین موج نظرسنجی ملت ۲۵ درصد بود که عدد تعیین کننده‌ای است. از همان روزها این نگرانی برای مراکز افکارسنجی ایجاد شده بود که رفتار انتخاباتی این افراد مردد قابل پیش‌بینی نیست. خیلی اوقات رفتار رای دهی با عدد و آمار قابل توضیح نیست و نیازمند رفتارشناسی و توضیحات جامعه شناختی و روانشناختی است. اعداد تنها نمایانگر یک واقعیت بیرونی هستند، اما توضیح کیفی اعداد کار علم آمار نیست، بلکه باید سراغ افراد رفت تا بتوان فهمید آنها چه می‌کنند؟عدد مرددین کار دست همه مراکز نظرسنجی داداین عدد مرددین کار دست همه مراکز نظرسنجی داد. البته درصد افرادی که می گویند در انتخابات شرکت می کنیم اما هنوز برای انتخاب نامزدشان تصمیمی نگرفته اند دربرخی از انتخابات های قبلی ایران نیز بالا بوده است. مثلا در انتخابات سال ۱۴۰۰ در نظرسنجی های انتهایی مرکز افکارسنجی ایسپا حدود ۱۷ درصد از افراد شرکت کننده در انتخابات نسبت به انتخاب نامزد مورد نظرشان بی تصمیم بوده اند، که در نهایت مشخص شد بخش زیادی از این افراد رای سفید داده اند، اما در تخمین رای نامزدها خطای فاحشی ایجاد نکردند. اما در انتخابات سال ۱۴۰۳ علاوه بر اینکه میزان مرددین تا شب انتخابات بسیار زیاد بود، آنها هم در تخمین نرخ مشارکت و هم میزان رای نامزد ها کاملا موثر بودند و باعث خطای تخمین مراکز شدند.سابقه این موضوع که یک خطای شناخته شده در حوزه افکارسنجی است، طولانی است و در آمریکا بارها رخ داده است. مبدا این اتفاق سال ۱۹۸۲ در رقابت محلی برای تعیین فرماندار در کالیفرنیا بود که تام برادلی، شهردار قدیمی و سیاه پوست لس آنجلس در رقابت با نامزد سفید جمهوریخواه در همه نظرسنجی‌های روز قبل از انتخابات برتر بود، حتی در نظرسنجی‌های خروجی یا Exit Polls (که روز انتخابات بعد از رای دادن افراد مقابل شعب رای انجام می‌شود) هم او نامزد برتر شناخته می‌شد. روزنامه‌های محلی هم تیتر فردا را پیروزی برادلی زدند، اما وقتی نتایج آمد، مشخص شد برادلی با یک اختلاف اندک شکست خورده و فشار زیادی بر مراکز افکارسنجی آمریکا آمد که البته بار آخر نبود و در سالهای دیگر هم تکرار شد.اثر برادلی!بعد از این اتفاق مراکز شروع به انجام کارهای مطالعاتی کرده و مراکز نظرسنجی سراغ آدم‌هایی رفتند که گفته بودند به برادلی رای می دهند. آنها متوجه شدند درصد کمتری از سفیدپوستانی که در نظرسنجی گفته بودند به برادلی رای می‌دهند، در عمل به او رای داده اند! همچنین درصدی از افراد مردد و تصمیم نگرفته، به رقیب برادلی رای دادند و نتیجه نهایی انتخابات را بر خلاف پیش بینی ها تغییر داده اند. این پدیده در علم افکارسنجی به «اثر برادلی» یا Bradley effect مشهور و در بقیه انتخابات‌ها هم تکرار شد، از جمله در انتخابات منتهی به برد اوباما.خطای مطلوبیت اجتماعییکی از خطاهای شناختی و رفتاری که باعث ایجاد این اثر شده بود، «خطای مطلوبیت اجتماعی» است که یکی از خطاهای مرسوم در نظرسنجی ها است و در آن چون فرد می‌خواهد خود را در جامعه مطلوب نشان دهد، نظر خود را می‌پوشاند و یک نظر «جامعه‌پسند» می‌دهد. در آن زمان به دلیل جنبش سیاهپوستان، رای به برادلی سیاه، نظری مطلوب بود و خیلی از سفیدها هم گفته بودند به او رای می‌دهند. به نظر می‌رسد اثر برادلی در برخی انتخابات‌های ایران هم رخ داده است.چطور این ادعا را اثبات می‌کنید؟معتقدم برای اینکه مراکز نظرسنجی در رویدادهای بعدی دچار اشتباه نشوند، اثر مرددین و بی تصمیم ها باید جدی‌تر مورد مطالعه قرار گیرد. در موسسه افکارسنجی ملت برای فهم علت این خطا دو روز بعد از انتخابات مجدد به سراغ افرادی رفتیم که گفته بودند قطعا در انتخابات شرکت می‌کنند همچنین در میان این افراد عده ای بودند که در موج آخر گفته بودند تصمیم نگرفته اند به چه کسی رای بدهند یا نمی‌خواهند نظرشان را به پرسشگر بگویند. البته برخی جواب به تلفن ندادند، اما در میان آنها که پاسخ دادند، نتایج نشان داد در مجموع ۸ درصد از افرادی که در اجرای اصلی گفته بودند قطعا در انتخابات شرکت می کنیم، در روز انتخابات پای صندوق رای نیامده اند. از میان این ۸ درصد، حدود ۶ درصد افرادی بودند که در انتخاب نامزدشان مردد بوده اند و یا افراد بی تصمیمی بوده اند که ابتدا گفته اند قطعا در انتخابات شرکت می کنیم اما در نهایت شرکت نکرده اند. اما ۲ درصد نیز افرادی بوده اند که به دلیل ناتوانی و عذر شخصی نتوانسته اند شرکت کنند. این افراد عمدتا کسانی بودند که در روز انتخابات بیمار شده یا به دلیل فوت اقوامشان نتوانسته اند در انتخابات شرکت کنند. به جز این دو درصد که همواره در همه پیمایش ها حضور دارند و جزوی از حاشیه خطای نمونه محسوب می شوند، آن ۶ درصدی که مردد یا بی تصمیم بوده اند اصلی ترین عامل خطای پیمایش محسوب می شوند.شاید بتوان این پدیده را «اثر مرددین بی رای» دانست که در انتخابات ۱۴۰۳ خود را بسیار خوب نشان داد؛ مرددین بی رای افرادی هستند که می گویند قطعا در انتخابات شرکت می کنیم اما یا کاندیدای مورد نظرشان را انتخاب نمی کنند و یا تصمیمشان برای رای به کاندیدا جدی نیست و در نهایت نیز رای نمی دهند. برای سنجش این اشخاص، نیازمند کارهای مطالعاتی بیشتری در ایران هستیم تا با شاخص‌هایی ارزیابی کنیم فردی «مردد بی رای» هست یا نه؟ آیا کسی را انتخاب می‌کند یا تنها برای اینکه مطلوبیت اجتماعی داشته باشد، می‌گوید شرکت می‌کنم و برای فرار از رای خودش می‌گوید رایم را نمی‌گویم. به عنوان مثال ترکیب سنی، جنسیتی و موقعیت محل سکونت این افراد قابل توجه است.سال ۲۰۱۶ هم پدیده آرای خجالتی یا «ترامپ خجالتی» در آمریکا شکل گرفت، یعنی کسانی که می‌خواستند به ترامپ رای بدهند، اما خجالت می‌کشیدند و می‌گفتند به کلینتون رای می‌دهیم یا تصمیم نگرفتیم و در نتیجه ترامپ رای اورد. پس از این رخداد مراکز تحقیقاتی شاخص هایی طراحی کردند تا این افراد خجالتی را در نظرسنجی پیدا کنند.همانطور که می دانید موسسه ملت نرخ مشارکت قطعی را حدود ۴۸ درصد اعلام کرد، با توضیحات قبل مشخص شد حدود ۸ درصد از این افراد در انتخابات شرکت نکرده اند که علت ۲ درصد آنها ناتوانی و ۶ درصد تردید یا بی تصمیمی بود. امیدوارم در دور بعدی مراکز بتوانند با هشیاری بیشتر پدیده مرددین یا بی تصمیم ها را در نظر بگیرند.تغییر رفتار مردم نشان از یک جامعه پویا داردبه نظرم باید به جای برچسب اشتباه زدن به مراکز، این گونه اتفاقات که در جامعه رخ می‌دهد را به فال نیک گرفت. این تغییر رفتار مردم است و تنها در آمار و افکارسنجی نمی‌توان علت آن را یافت و اتفاقا نشان از یک جامعه پویا و بالنده دارد که با فرمولها و چارچوبهای معمولی قابل پیش‌بینی نیست و برای جامعه شناسان و سیاستمداران شگفتی‌هایی فراتر از تصور خلق می‌کند. باید مراکز افکارسنجی این پدیده را بررسی پژوهشی کنند. شما می دانید که پس از خطای مراکز نظر سنجی در انتخابات ۲۰۱۶ آمریکا چند همایش بسیار مهم در جامعه دانشگاهی و پژوهشی آمریکا برگزار شد و مقالات و گزارشات بسیار مهمی از آن بیرون آمد تا خطا مجددا تکرار نشود. شایسته هست که در ایران هم بعد از انتخابات مراکز دست به دست هم بدهند و تحقیقاتی را در این زمینه آغاز کنند.با توجه به تجربه این انتخابات، انتشار نتایج نظرسنجی‌ها چگونه باید رخ دهد؟به نظر من قانون مند کردن انتشار نتایج افکارسنجی‌ها ضرورت دارد. ما در ایران هیچ قانونی درباره انتشار نتایج افکارسنجی نداریم. در این انتخابات هر روز نتایج جدیدی از نظرسنجی بیرون می آمد و انتشار آنها اثرات زیادی بر افکار عمومی داشت. از این رو باید قانون مدونی درباره شرایط و ملاحظات انتشار نتایج نظرسنجی‌ها داشته باشیم. در خیلی از کشورهای دنیا از ۴۸ ساعت قبل از انتخابات، انتشار نتایج افکارسنجی‌ها ممنوع است و در برخی کشورها ۲۴ یا ۷۲ ساعت. باید این را معین و بر اجرای آن نظارت و ساماندهی کرد و مجموعه‌هایی به مراکز افکارسنجی و شیوه انتشارشان سامانی بدهند تا بی ملاحظه افکار عمومی را دستکاری نکنند.</description>
                <category>مرکز افکارسنجی ملت</category>
                <author>مرکز افکارسنجی ملت</author>
                <pubDate>Wed, 22 Jan 2025 16:23:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انتخابات آمریکا؛ مراکز افکارسنجی چه می‌گویند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mellat_polling/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D9%85%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D8%B2-%D8%A7%D9%81%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%AC%DB%8C-%DA%86%D9%87-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DB%8C%D9%86%D8%AF-cwbsbv1mpfwn</link>
                <description>با کناره‌گیری بایدن از رقابت‌های انتخابات و انتخاب کاملا هریس به عنوان نماینده حزب دموکرات، رقابت‌های انتخاباتی آمریکا وارد مرحله جدیدی شده است. طبق آخرین نظرسنجی موسسه پیو که درتاریخ ۱۵ تا ۲۱ مرداد ماه ۱۴۰۳(5-11 Aug) صورت پذیرفته است فاصله رای ترامپ و هریس بسیار کم شده و برای اولین بار میزان رای هریس کمی بیشتر از ترامپ تخمین زده شده است.📷۶۲ درصد از حامیان هریس می گویند که قویاً از او حمایت می‌کنند، در حالی که ۶۴ درصد از حامیان ترامپ او را قویاً حمایت می‌کنند. لازم به ذکر است که در ماه جولای تنها ۴۳ درصد از حامیان بایدن گفته اند که قویا از او حمایت می کنند.📷۷۰ درصد از حامیان هریس می‌گویند که &quot;به شدت انگیزه دارند&quot; که رای دهند. این موضوع در مورد حامیان ترامپ ۷۲ درصد است.📷#انتخابات_آمریکا_۲۰۲۴</description>
                <category>مرکز افکارسنجی ملت</category>
                <author>مرکز افکارسنجی ملت</author>
                <pubDate>Wed, 22 Jan 2025 16:08:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سنجش دیدگاه مردم درباره فرهنگ سلبریتی و هواداری در ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@mellat_polling/%D8%B3%D9%86%D8%AC%D8%B4-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%B3%D9%84%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D9%88-%D9%87%D9%88%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-uw6ex3tqapxz</link>
                <description>به گزارش روابط‌عمومی مرکز پژوهش‌های مجلس، نشست «سلبریتی‌ها از نگاه مردم» به منظور تحلیل و بررسی یافته‌های پیمایش «سنجش دیدگاه مردم درباره فرهنگ سلبریتی و هواداری در ایران» روز چهارشنبه ۱۹ دی‌ماه ۱۰۳ در ساختمان نیاوران این مرکز برگزار شد.در این نشست که به دبیری محمد جواد بادین فکر، مدیر پژوهش افکارسنجی ملت برگزار شد، حجت‌الله ایوبی، استاد دانشگاه تهران و رئیس اسبق سازمان سینمایی، مسعود کوثری، عضو هیئت‌علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، بهروز طهماسب کاظمی، معاون هماهنگی و خدمات پژوهشی مرکز پژوهش‌های مجلس، رضا مستمع، پژوهشگر دفتر مطالعات آموزش و فرهنگ مرکز پژوهش‌های مجلس، و وحید کشافی‌نیا معاون مرکز افکارسنجی ملت سخنرانی کردند.در ابتدای نشست محمد جواد بادین‌فکر ضمن خوشامدگویی به مدعوین و سخنرانان، با اشاره به اهمیت دیدگاه مردم درباره سلبریتی‌ها و نحوه مواجهه حاکمیت با آنها، اظهار کرد: توجه به نتایج افکارسنجی‌هایی که به این موضوع می‌پردازند، یکی از ضروریات سیاست‌گذاری رسانه‌ای است و نشست امروز نیز بر همین اساس و به منظور تحلیل و بررسی نتایج پیمایش دیدگاه مردم نسبت به سلبریتی‌ها و فرهنگ هواداری در ایران تشکیل شده است.وی با اشاره به مراحل اجرای پیمایش گفت: تهیه این گزارش ماحصل همکاری بین دفترهای مطالعات حقوقی، مطالعات فرهنگ و آموزش و مرکز افکارسنجی ملت است و به تهیه پرسشنامه‌ای منتهی شد که نگاه مردم به فرهنگ سلبریتی را می‌سنجید.دبیر این نشست ادامه داد: میزان اعتماد مردم به سلبریتی‌ها و دنباله‌روی از آنان در اخبار و بحران‌ها از جمله مسائلی بودند که هیچ داده عینی درباره آنها در کشور وجود نداشت؛ از این رو مرکز افکارسنجی ملت سعی کرد کارهای کیفی و دانشگاهی را به یک کار کمّی و پیمایشی بدل کند.وی  افزود: بر اساس نتایج گزارش می‌توان گفت محبوبیت سلبریتی‌ها مقطعی است و با میزان تعامل آنها در شبکه‌های اجتماعی با مخاطبان خود در ارتباط است. متغیرهایی از جمله جنسیت، سن، تحصیلات و دیگر متغیرهای جمعیت‌شناختی نیز در میزان محبوبیت و اثرگذاری سلبریتی‌ها بسیار مهم است.در ادامه سعید آجورلو، مدیر مرکز افکارسنجی ملت، ضمن اشاره به تاریخچه تأسیس این مرکز، به معرفی برنامه‌ها و اقدامات اخیر این مرکز پرداخت و ادامه داد: رشد مرکز افکارسنجی ملت و انتشار عمومی برخی از نتایج پروژه‌های آن، با مساعدت مدیران و همکاران مرکز پژوهش‌ها به ویژه ریاست مرکز میسر شده است.وی با بیان اینکه نبود قوانین مناسب در حوزه انتشار نتایج افکارسنجی‌ها سبب شده تا این کار به سلیقه و شجاعت مدیران وابسته شود، گفت: در چنین شرایطی افکارسنجی ملت ظرفیتی برای تعمیق بحث‌های نخبگانی فراهم کرده و با در کنار هم قرار دادن داده‌های پیمایش‌ها و بحث‌های علمی راه ورود حوزه علم و پژوهش به حوزه سیاست‌گذاری را باز کرده است.در ادامه وحید کشافی‌نیا، به بیان نتایج این پیمایش پرداخت و عنوان کرد: فرهنگ سلبریتی به طور مشخص از دهه ۱۳۳۰ به بعد در کشور ما، از فرهنگ غربی الگوبرداری شده است و در طی دهه‌های گذشته، فراز و نشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته است. انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ نقطه عطفی در سیر تطور این فرهنگ محسوب می‌شود اما در دهه ۱۳۹۰ واژه سلبریتی در گفتمان عمومی و دانشگاهی ایران عمومیت یافته است.وی افزود: حساسیت زیاد حاکمیت درباره فرهنگ سلبریتی‌ نشان‌دهنده این است که علاوه بر ابعاد اجتماعی و فرهنگی، باید به ابعاد سیاسی و حتی امنیتی این فرهنگ نیز توجه داشت. درحالیکه ما قوانین حداقلی برای تنظیم‌گری در این خصوص را نداریم. پرسشی که اینجا مطرح است این است که آیا واقعا میزان نفوذ سلبریتی‌ها در جامعه ایران باید برای ما نگران‌کننده باشد؟ نتایج افکارسنجی می‌تواند در این خصوص کمک‌کننده باشد.معاون مرکز افکارسنجی ملت ادامه داد: به طور کلی این پرسشنامه به گونه‌ای طراحی شده است که علاوه بر سنجش و توصیف دیدگاه مردم درباره ابعاد مختلف نگرش به سلبریتی‌ها و فرهنگ پیرامون‌ آنها، در حوزه‌ حکمرانی و سیاستگذاری از جمله در موضوعاتی نظیر حجاب، اعتراضات، بحران‌ها و اخبار جعلی نیز داده‌هایی در اختیار سیاستگذار قرار بدهد.تکلیف سیاست‌گذار با مسئله فرهنگ عامه مشخص نیستمسعود کوثری نیز در این نشست با اشاره به گروه‌های مرجع، اظهار کرد: فهم جایگاه این گروه‌ها به فهم مسئله شهرگی کمک زیادی خواهدکرد. مشخص نبودن تکلیف سیاست‌گذار با مسئله فرهنگ عامه است که منجر به تعارض رفتاری با سلبریتی‌ها می‌شود. به عنوان نمونه صداوسیما هم در تبلیغ و هم در مشهور کردن سلبریتی‌ها نقش مهمی دارد اما در جایی که به نفع حاکمیت نیست، آنان را رد می‌کند.وی قضاوت در خصوص همه افراد مشهور به عنوان یک چهره با قدرت پوشالی ناشی از رسانه را مورد انتقاد قرار داد و گفت: شیوه برخورد حاکمیت در خصوص مسائل مختلف نسبت به شهرگان نیز مورد نقد جدی است. اینکه در مسائلی مانند کمک‌های مالی، شهرگان در جلب اعتماد عمومی موفق‌تر هستند نه مسئله‌ای از جانب شهرگان بلکه مسئله خود حاکمیت است.عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با بیان اینکه خروجی گزارش افکارسنجی نشان می‌دهد شهرگان به ویژه شهرگان سه حوزه موسیقی، ورزش و سینما تاثیرات زیادی در جامعه دارند، اظهار کرد: بخشی از علت چنین نتایجی سیاست‌های جهانی است. اما به هر حال حاکمیت باید تکلیف خود را با فرهنگ عامه مشخص کند که آیا پذیرای این سیاست جهانی است یا در برابر آن می‌ایستد؟با خلأ گروه مرجع در کشور مواجه هستیمحجت‌الله ایوبی نیز در این نشست در پاسخ به سوال «نگاه نهادهای مختلف به مسئله سلبریتی در عرصه اجرا چگونه است؟» بیان کرد: سلبریتی‌ها به معنای عمده آن شامل افراد عمیق و حتی صاحب‌نظر نیز می‌شوند.وی توضیح داد: یکی از عوامل اثرگذاری سلبریتی‌های کم‌عمق، جابه‌جایی گروه‌های مرجع به ویژه بعد از انقلاب است. اوج این جریان هم در سال‌ ۱۳۸۸ رقم خورد. بعد از آن بود که با خلاء گروه مرجع در کشور مواجه شدیم. نبود شناخت و دیدار با افراد عمیق، حتی کسانی که در چارچوب‌های حاکمیت قرار می‌گیرند، در رسانه ملی از جمله علل این فرآیند است.رئیس سابق سازمان سینمایی کشور با ارائه این دوگانه که آیا ساخت سلبریتی یک فرایند بالا به پایین است یا پدیده‌ای طبیعی است، گفت: به نظر می‌رسد گزینه دوم صحیح است.  اما به طور کلی می‌توان گفت صداوسیما در سال‌های اخیر در ساخت سلبریتی موفق نبوده است.وی با تکیه به نظرات آلن تورن، جامعه‌شناس فرانسوی، در خصوص تفاوت میان قرن ۲۰ و ۲۱ ، مطرح کرد: قرن ۲۱ قرن ارتباطات، عواطف و احساسات در متن جوامع انسانی است، به همین خاطر شکل گرفتن پدیده‌ای با عنوان سلبریتی در این عصر یک امر حتمی و ناگزیر است.ایوبی افزود: نگرانی‌های سیاست‌گذار در خصوص سلبریتی‌ها بی‌جا است و بعد از مدتی متوجه می‌شویم که این نگرانی‌ها به جا نبودند و عمدتا ناشی از تصمیمات غیرمشخص پیرامون فرهنگ شهرگان است.فرهنگ شهرگی با منافع گروه‌های مختلف گره خورده استطهماسب کاظمی نیز در ادامه این نشست به ذکر مثال‌هایی از کشورهای ژاپن و هند پرداخت و گفت: فرهنگ شهرگی با منافع گروه‌های مختلف گره خورده بنابراین طبیعی است که سیاست‌گذار نیز در برابر مواجهه‌هایی که این گروه‌ها دارند، حساس می‌شود. صنعت سینمای بالیوود درهم‌آمیزی سلبریتی‌های سینما، ورزش و موسیقی را با جدیت دنبال می‌کند. رفتار غربی‌ها در قبال شهرگان نیز براساس منافع اقتصادی تنظیم می‌شود.وی افزود: در ایران بعد از انقلاب، پیگیری الگوهای غربی بیشتر شد. اما مردم ما در این خصوص به بلوغ رسیده‌‌اند. مفهومی که نتایج پیمایش افکارسنجی ملت نیز آن را تایید می‌کند. بر اساس این گزارش، مردم ایران با وجودی که به شهرگان توجه دارند اما کاملا عاقلانه در برابر آنان رفتار می‌کنند.معاون هماهنگی و خدمات پژوهشی مرکز پژوهش‌های مجلس همچنین نتایج این پیمایش را با اولین پیمایش در ایران در خصوص گروه‌های مرجع در سال ۱۳۸۳ بسیار متفاوت دانست و اظهار کرد: این تفاوت نشان از تغییرات جدی جامعه دارد. بررسی دقیق نتایج این نظرسنجی برای حاکمیت، سیاستگذاران، اندیشمندان و جامعه‌شناسان می‌تواند بسیار راهگشا باشد.در ادامه رضا مستمع، با بیان اینکه نظر حاکمیت نسبت به سلبریتی‌ها، همراه با احساس خطر است، گفت: در کشور ما این مشکل و ضعف نهاد مدنی وجود دارد که در ترجمه حرف سیاست‌گذاران به زبان عامه و بالعکس اختلالات زیادی به وجود می‌آید.وی افزود: ما در جهان سلبریتی هستیم، جهانی که در آن سلبریتی تبدیل به یک نهاد شده است و این نهاد نیازمند تنظیم‌گری است. اما نباید مستقیم به سراغ سلبریتی‌ها رفت بلکه باید به سمت نهاد موثر آن یعنی فرهنگ عامه رفت و در جهت اصلاح این نهاد حرکت کرد./انتهای پیام</description>
                <category>مرکز افکارسنجی ملت</category>
                <author>مرکز افکارسنجی ملت</author>
                <pubDate>Wed, 22 Jan 2025 15:58:01 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>