<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مسعود بیگی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@merkousha</link>
        <description>کارشناس ارشد نرم افزار، مشاوره فنی کسب و کارهای نوپا،  فاندر#تندتک ، فعال حوزه #فینتک</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 15:06:15</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3265/avatar/2cJ0u9.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مسعود بیگی</title>
            <link>https://virgool.io/@merkousha</link>
        </image>

                    <item>
                <title>دستورالعملی برای از بین بردن همه چیز!</title>
                <link>https://virgool.io/@merkousha/%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-u5xeicy9nqq2</link>
                <description>چرا نباید میکرومنیجمنت کنیم؟&quot;همه کاملاً موافقیم که میکرومنیجمنت خطای بزرگیست که اعتماد به نفس افراد را کاسته، ابتکار عمل آنها را گرفته و توانایی آنها برای فکر کردن را خفه می کند. همچنین دستورالعملی ست برای خراب کردن همه چیز! - میکرومنیجیرها به ندرت به اندازه افرادی که آزار می دهند می دانند که واقعاً (با خودشان، همکارهایشان و سازمان!) چه می کنند.&quot;لری باسیدی و رام چارانمیکرومنیجمنت زمانی اتفاق می‌افتد که یک رهبر سعی می‌کند هر جنبه‌ای از نحوه انجام وظایف کارمند یا گروهی از کارمندان یا حتی وظایف خود را کنترل کند.این سبک مدیریت بیشتر از ارزش هایی که پیشنهاد میکند خسارت بار است ( ارزشی که با پیشنهاد دادن موارد زیر ارائه می کند: رهبر باید کنترل کامل داشته باشد، به کارمندان اعتماد نداشته یا به توانایی آنها برای انجام کارهایشان ایمان نداشته باشد.)نتیجه نهایی این سبک رهبری، سرکوب خلاقیت و نوآوری در سازمان است. وقتی همه تصمیمات باید از طریق رهبر انجام شود و هر ایده ای مورد بررسی قرار گیرد، خلاقیت کارمند راکد می شود. در اینجا دلایل جمله ی بالا را بیان میکنیم:    کارمندان از کار جدا می شوند:	وقتی احساس می‌کنند مورد اعتماد نیستند و یا همه چیز زیر ذره بین فردی است، یا احساس می‌کنند که نظرات و ایده‌هایشان اهمیتی ندارد، بی‌تفاوت می‌شوند و دیگر از نظر احساسی روی پروژه یا شرکت سرمایه‌گذاری نمی‌کنند.    کارمندان رشد نمی کنند:	 زمانی که کارمندان آزاد نباشند کاری را که احساس می کنند به آنها واگذار شده است بدون اینکه مورد اعتماد و ارزش قرار بگیرند انجام دهند، رشد متوقف می شود. وقتی رهبران به دنبال هر اشتباه کوچکی می‌گردند یا تغییرات بی‌اهمیتی را در آنچه کارمند پیشنهاد کرده است انجام می‌دهند، کارمندان در وضعیتی قرار می‌گیرند که احساس می‌کنند نمی‌توانند هیچ اشتباهی مرتکب شوند و ریسک‌پذیری مورد احترام قرار نمی‌گیرد. یادمان نرود که یادگیری از اشتباهات و ریسک موفقیت آمیز منجر به رشد و رضایت کارکنان می شود.    کارمندان احساس قدرشناسی نمی کنند:	وقتی همه جنبه‌های شغلشان تحت نظارت و بررسی است حس می کنند قدر  خون، عرق و اشک‌هایی که در کار گذاشته‌اند به درستی دیده نمی شود. درحالی که قدرشناسی از زحماتشان برای آنها پاداش است و حس می کنند که رهبران به زحماتشان اهمیت می‌دهند.    کارمندان احساس اعتماد نمی کنند:	 هنگامی که هر ایده ای خفه می شود، تغییر می کند یا تغییر مسیر می دهد کارمندان احساس اعتماد نمی کنند. یا زمانی که هر حرکتی برای خطا بررسی می شود، کارمندان نه تنها احساس اعتماد نمی کنند بلکه به رهبران یا سایر کارمندان اعتماد نخواهند کرد. یک سازمان بدون اعتماد به سختی می تواند رشد کند، زیرا زمانی که افراد به یکدیگر اعتماد ندارند، خلاقیت و نوآوری به ندرت اتفاق می افتد.    کارمندان احساس می کنند مجبورند به همین ترتیب کار کنند:	 همه ما به گونه‌ای متفاوت فکر می‌کنیم و از دیدگاه‌های متفاوتی با چالش‌ها برخورد می‌کنیم. میکرومنیجیرها از کارکنان انتظار دارند که به همان روشی که آن ها روتین کرده اند کار کنند و اگر نتایج با انتظارات و اهداف اصلی مطابقت داشته باشد، دلیلی برای تعیین نحوه رسیدن به هدف نهایی وجود ندارد.    کارکنان منفعل - تهاجمی می شوند:	 هنگامی که رهبران میکرومنیجیر هستند، اغلب کارکنانی که در سازمان باقی می مانند، منفعل-تهاجمی می شوند. پس وجهه ی سازمان با کارکنانی شکل می گیرد که مقاومت غیرمستقیم در برابر خواسته های رهبر از خود نشان می دهند. آنها از رویارویی مستقیم اجتناب می کنند و اغلب به تعویق می اندازند و نگرش &quot;خوب، هر چه باشد&quot; (ما مرده شوریم و فقط مرده را بدهید تا برایتان بشوریم و برایمان فری ندارد!) را ایجاد می کنند.    این شرکت افراد خلاق را جذب نخواهد کرد. شرکت‌ها وجهه ای دارند و وقتی این کلمه به گوش می‌رسد که شرکت فلان به سبک میکرومنیجمنت شناخته می‌شود،  نمی تواند بهترین استعدادهای خلاق را جذب ‌کند و کارکنانی هم که خلاق هستند، به محیطی نوآورانه‌تر می‌روند.اگر رهبری هستید که احساس می کنید باید همه چیز را کنترل کنید، کمی زمان بگذارید تا سبک رهبری خود را ارزیابی کنید. اگر احساس می کنید که سازمان شما فاقد نوآوری و خلاقیت برای رشد به سطح بعدی است، شاید مشکل از آنها نیست. این نیاز شما به میکرومنیجمنت است نه نیاز سازمان.پ.ن: ترجمه گوگلی + اصلاحات لازمه که به ذهنم رسید از :https://waynehastings.com/leadership/7-ways-micromanagement-stifles-creativity/</description>
                <category>مسعود بیگی</category>
                <author>مسعود بیگی</author>
                <pubDate>Mon, 16 May 2022 18:28:42 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد یکی از بدترین آگهی های شغلی در حوزه Tech</title>
                <link>https://virgool.io/@merkousha/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A2%DA%AF%D9%87%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%85-fw12hyqygc9h</link>
                <description>پیش درآمددر چند سال گذشته با توجه به پوزیشن های مختلف کاری که داشتم بسیار درگیر تیم سازی و جذب نیرو بودم ، متاسفانه در اکوسیستم روز به روز آگهی های بدتری منتشر میشه و یکی از وظایف مسئولیت اجتماعی خودم دیدم که یکی از بدترین آگهی هایی که این چند وقت دیدم رو نقد کنم و یه جاهایی پیشنهاد هم بدم که چطور میشه بهترش کرد. قطعا من حوزه کاریم HR نیست، ولی فکر میکنم بتونم تجربه هام رو با شما به اشتراک بگذارم که بتونید نتیجه بهتری بگیرید.اگر مطلب رو دوست داشتید میتونیم در لینکدین با هم در ارتباط باشیم و بیشتر گپ بزنیم:https://www.linkedin.com/in/merkousha/متن آگهی : پیشنهاد کاری ما به این شکل هست:1. نیروی فوق ارشد و قوی در زمینه هایAngularJavaScript Pure.NET CoreMS-SQL و Datawarehousing2. پس از آزمون جذب در صورت داشتن شرایط با حقوق از 20 تا 30 میلیون بمدت 3 ماه در ایران و به شکل ریمون شروع به کار خواهد کرد. پرداخت هفتگی.3. در صورت موفق بودن در این دوره 3 ماهی:- اخذ اقامت 3 ساله امارات توسط ما و با هزینه ما- هزینه سفر، اسکان و خورد و خوراک و بهداشت با ما- کار در دفتر دبی به مدت 1 سال با حقوق دلاری4. در صورت موفق بودن در این قرارداد یک ساله، قرارداد مشارکت در سود محصولی که روش کار شده با برنامه نویسان5. پس از 3 سال در صورت موفقیت، امکان اخذ سهام شرکت.                                    انتقادهای من به آگهی فوق پیش انتقاد : انقدر در آگهی هامون تهاجمی نباشیم و با تکبر و از بالا با کارجو برخورد نکنیم ، کمی خودمانی تر ، در یک سطح و بالغ با بالغ با هم حرف بزنیم !*  بخش اول،  توضیح نیازمندی در آگهی : 1. نیروی فوق ارشد و قوی در زمینه های نقد اول :با توجه به همین خط به نظر میرسه که سیکل اعلام نیاز تیم فنی تا تایید و انتشار آگهی ناقص و غیرکارآمد هست چطور ممکنه این توضیح برای تشریح واقعی نیازمندی هامون از یک پوزیشن کاری بیاد  ؟&quot;نیروی فوق حرفه ای ؟&quot;این ترجمه ی Super Senior هست ؟ اگر هست با اعداد و ارقامی که درج کردیم هیچ سنخیتی نداره.پیشنهاد اصلاح: Senior Developer#بایاس_من : اتفاقا این عبارت ذهن من رو به این سو میبره که یک سری بیزنس آنر کلاسیک هستند که یکی دو تا تلاش کردن با تیم های متفاوت و نتونستن به نتیجه برسن و به جای این که مشکل رو در سازمان و خودشون پیدا کنن در توانایی تیم فنی به دنبال کشف مشکل هستن و این زنگ خطر خیلی بزرگیه که شما از همینجا به بعد نباید این آگهی رو بخونید. (البته این ها همه مفروضات من هست ، یه درصد خطایی هم جا بگذاریم که واقعا سهوا یه همچین اشتباه مهلکی در آگهی شده باشه که باز هم  میرسیم به فرض اولیه ام که اون سیکل اعلام نیاز تا انتشار آگهی غیرکارآمد هست ، پس پیوستن به همچین تیمی قطعا در دراز مدت برای یک توسعه دهنده فقط اعصاب خوردی و ضرر خواهد داشت)#خوشبینانه : تیم تا به حال جذب نیروی tech نداشته و تجربه مناسبی نداره ، همینجا باز برای من نوید یه زمان و انرژی بینهایتی برای ایجاد common Language بین تیم tech و بیزنس رو به همراه داره که قطعا ازش فرار خواهم کرد چون فرصت های خیلی بهتری و در محیط های مستعدتر وجود خواهد داشت :))نقد دوم : یک نیرو باید در تمام زمینه های ذکر شده اعم از Angular تا DataWareHousing فوق ارشد باشه ؟ یا نه این آگهی برای 5 تا پوزیشن متفاوت هست ؟ همینجا و با این ابهام به نظرم بخش خوبی از رزومه ها رو می پرونیم ... پیشنهاد اصلاح : تشریح دقیق تعداد توانایی های مورد نیاز به ازای هر پوزیشننقد سوم : شرح جزییات مورد نیاز !  اگر واقعا تا به حال درگیر جذب نیرویی برای مثلا .net Core بودیم میدونیم که این پوزیشن هزار تا پارامتر مهم داره که برای ما یک نیرو با کانفیگ خاصی از این توانایی های معنی میده و کمتر پیش میاد کسی به همه موارد مشرف کامل باشه ، باز میخوام ازتون بخوام در این لحظه اون پاراگراف #بایاس_من رو یه بار دیگه بخونید که یکی از دلایلش همین عدم شرح جزییات هست. پیشنهاد اصلاح : شرح کامل جزییات مورد نیاز برای هر بخش* بخش دوم ،  نحوه همکاری :نقد اول : آزمون جذب یا مصاحبه تخصصی ؟ (بدون شرح از من بپذیرید )پیشنهاد اصلاح : کمتر فیلم هندی ببینیم و به جای آن مراحل دقیق مصاحبه و ... رو به تفکیک بیان کنیم اگر هم واقعا آزمونی هست از کلیات و معیارهای سنجش آن کمی در آگهی بیاوریمنقد دوم : وعده و وعید بدون شرح جزییات شرایط موفق شدن در مراحل ، تعریف مون از موفقیت در دوره سه ماهه چیه ؟ اصلا در این دوره چه کارهایی به شما تحویل داده میشه و ازتون گرفته میشه . همین جا خیلی از زخم خورده های اکوسیستم باید یادشون بیاد که برای یه دوره تست رفتن شرکتی ، کاری رو کردن و در نهایت مشخص شده اون کاره کل نیاز شرکته بوده و بعدش خدا حافظ :)) پس چرا باید با توجه به چنین نمونه هایی یه &quot;نیروی فوق حرفه ای&quot; زمان و انرژی و فرصت خودش رو برای چنین شرایطی بسوزونه ؟؟؟پیشنهاد اصلاح : شرایط احراز موفقیت در آزمون رو شفاف تر بیان کنیم. یا در پستی مجزا بیان کرده و لینکش را در آگهی درج کنیم.نقد سوم : حقوق دلاری در امارات به چه مبلغی ؟ آیا مثلا اگه بهتون بگن بیاید امارات و با ماهی مثلا 10 هزار درهم کار کنید باید برید ؟ نه ! پس درست اینه که آگهی دهنده همین جا کف و سقف پرداخت دلاری رو هم مشخص کنه که از شائبه ی نقددوم همین بخش پیشگیری کنه پیشنهاد اصلاح : درج کف و سقف پرداخت دلاری * ترکیبی بخش سوم + چهارم : از ترکیب این دو بخش من استدلال میکنم که پروژه یک ساله است و آینده درست حسابی برای کسی که بخواد کارمند باشه نداره ، کسی هم که بخواد کوفاندر باشه باز اینجا براش مشخص نیست که چقدر ممکنه سود باشه در کار و ... و خونه ای روی آب حساب میشه این شرایط.بخش چهارو و پنجم هم به زعم من در اکوسیستم وعده ی سر خرمن حساب میشه و فقط کار رو بدتر میکنه، پس حذف کردنشون بیشتر به نفع مونه.#بایاس_من : هرجا دیدید که به شما وعده هایی در آینده داده میشه و .... فرار کنید میخوان کلاهی سرتون بگذارند که تا زانوهاتون پایین بیاد .پیشنهاد کلی بر اساس بایاس ها : اگر واقعا پروژه ای یک ساله است به جای جذب نیرو پروژه رو به صورت کنترات به یه تیم بسپریم و از همین حالا باهاشون در مورد سیستم پشتیبانی و .. صحبت کنیم. سعی کردم پیشنهادهای اصلاح رو در خود نقد ها بگنجونم که فقط عیب جویی نکرده باشم . بازهم تاکید میکنم اگر مطلب رو دوست داشتید میتونیم در لینکدین با هم در ارتباط باشیم و بیشتر گپ بزنیم:  https://www.linkedin.com/in/merkousha#نقدآگهی_کاری</description>
                <category>مسعود بیگی</category>
                <author>مسعود بیگی</author>
                <pubDate>Mon, 21 Feb 2022 11:38:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>الزامات دورکاری در دوران کرونا</title>
                <link>https://virgool.io/@merkousha/%D8%A7%D9%84%D8%B2%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D8%B1%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-xw8jc3umemdt</link>
                <description>این اپیزود #شبگفتار به الزامات دورکاری در دوران کرونا اختصاص داشت https://shenoto.com/player/45745 لینک این اپیزود در شنوتو:https://shenoto.com/album/45745لینک این اپیزود در کست باکس: https://yun.ir/029cdدر این اپیزود به خیلی از نرم افزار ها و سرویس های مختلف اشاره کردیم، که به پیشنهاد دوستان سعی میکنم اینجا تک به تک آدرس ها شون رو براتون قرار بدم که بتونید دانلودشون کنید .قبل از همه سرویس های اسپانسر خوب این اپیزودمون Zagrio.comسرویس اختصاصی Skype Business بر بستر اینترانت ملی :https://www.zagrio.com/skype-for-business.php ماژول های امنیتی سخت افزاری : https://go.zagrio.com/keyو حالا نرم افزارهای معرفی شده: 1- پروژه NoScript برای جلوگیری از اجرای اسکریپت های خطرناک در مرورگرها :  https://noscript.net2- آنتی ویروس های رایگان :Avira AntiVirus : https://www.avira.com/Kaspersky Free : https://www.kaspersky.co.uk/free-cloud-antivirusAVG Free : https://www.avg.com/en-ww/free-antivirus-download3- فایروال های شخصی : Comodo Firewall : https://personalfirewall.comodo.com/TinyWall : https://tinywall.pados.hu/ZoneAlarm Free Firewall: https://www.zonealarm.com/software/free-firewallالبته لیست کامل تری از این دسته فایروال ها را هم می تونید در صفحه زیر بخونید : https://www.zoomit.ir/2019/11/4/341537/free-firewall-programs/4- فایروال های واسط (برای شرکت نه سیستم های خونگی):Smoothwall: http://www.smoothwall.org/Kerio Control : https://www.digiboy.ir/9850/kerio-control-935-build-4367/5-نرم افزارهای ریموت کنترل:AnyDesk : https://anydesk.com/en/downloadsDameWare Remote Support: https://www.digiboy.ir/9812/dameware-remote-support-12-1-1-273-2/5- سرویس های SAAS : حسابفا: https://www.hesabfa.comتسکولو: https://taskulu.com/fa</description>
                <category>مسعود بیگی</category>
                <author>مسعود بیگی</author>
                <pubDate>Sat, 28 Nov 2020 17:09:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مسعود بیگی بودن</title>
                <link>https://virgool.io/@merkousha/being-cw6zmavgwajg</link>
                <description>داستان از اینجا شروع شد که مرداد ماه ۹۰ خورشیدی خدمت مقدس تمام شد و من در اولین شغل کارمندیم در مرکز نوآوری های آموزشی مرآت به عنوان برنامه نویس شروع به کار کردم حدودا یکسالی گذشت و سازمان برای توسعه ش یه عالمه دانشجوی مستعد شریف و امیرکبیری اضافه کردن و یکی از بهترین هاشون که محمد معین بود دفترش افتاد تو واحد ما ، امروز از اون تیم الان خیلی ها به جایگاه‌های خوبی توی اکوسیستم ایران و امریکا رسیدن. سه سالی تو مرآت بودم و فضا فضای فوق العاده ای برای یادگرفتن و پیشرفت بود، علتش هم روحیه خوب تو کادر مدیریت و هدفمند بودن سازمان بود به نظرم.کار اصلی من تو مرآت ساخت Report ها بود و بعد از سه سال تقریبا کارهایی که روزای اول می کردم رو به صورت اتوماسیون درآورده بودم و یه Report Generator Code Base تقریبا درومده بود و به مسیر روتین شدن افتادم،همزمان کارشناسی ارشد رو هم قبول شده بودم و برای اون هم تمام تلاشم رو گذاشته بودم، کم کم داشتم تو استارتاپ ها و پروژه های بچه های تیم درگیر میشدم ، مثلا یه پروژه رو با سامان برای یکی از سازمان ها خصولتی زدیم و تو همون پروژه یه عالمه پیشرفت های شخصی داشتم. روزهای پیچیده ای بود از نظر زمانی شاید بعضی روزها سه شیفت کاری میتونست حساب بشه، کم کم به این فکر افتادم میراثم که همون Generator ه بود رو بزارم و برم دنبال ماجراجویی های بزرگ تر.یکی از دوستانم پیشنهاد یه پوزیشن رو داد توی یکی از شرکت های بزرگ پخش دارو و من با دلی که توی دفتر کوچه دی کریم خان مرآت جا گذاشته بودم زدم به دل ماجراجویی بزرگ تر، ماجرا این بود که مدیران یه شرکت دارویی مهاجرت کرده بودن به یه شرکت دیگه و من هم با اون ها و دوستم به تیم اضافه شدم. چند ماهی خوب پیش رفت تا اینکه مدیر تیم برنامه نویسی هم از شرکت قبلی به این شرکت برگشت، یه روز که یه سرویس رو میخواستم پابلیش بدم، مدیره که انسان خوبی هم بود شروع کرد به گیر دادن به کدهام، و الان که فکر میکنم واقعا هم حق داشت ? ، خلاصه برخورد سنگینی باهام شد و منم همون لحظه زدم بیرون و دیگه جواب تلفن هیچکدوم شون رو ندادم و متاسفانه اون دوستی هم از دست دادم. جوون بودم و کله م کلی باد داشت و حس میکردم خیلی خوفم و کسی حق نداره به کدهام گیر بده و .... هنوز چیزی در مورد انعطاف و تاب آوری و تیم ورک و توسعه شخصی و مهارت های نرم نمی دونستم و خوب انتظاری بیشتر از این از شخصی تو اون لحظه و فضا نمیره.چند وقتی برای خودم زندگی کردم ، پروژه های مختلف ، کارهای کوتاه مدت با کارفرماهایی که بعد از یه مدت با هزارتا بامبول و پیچش حقوقه رو نمی دادن و خلاصه دوران تلخی گذشت که کنارش درگیر ادبیات و همکاری با تیم نشر نیماژ هم بودم.وسط های سال 95 یکی از اقوام پیشنهاد داد که به یه شرکت معرفیم کنه که کار پالایشگاهی میکرد و محل کار آبادان بود، قرار شد روزمه رو از طریق سایت شون بفرستم. من هم اسم شرکت رو زدم مثلا شیمی فارس ، فرم رو پر کردم و بعد از مدتی تماس گرفتن و رفتیم و گپ زدیم و فضا درست شد و گفتن میخوایم اینجا استارتاپ استودیو بزنیم و استارتاپ های خودمون رو بالا بیاریم. بعدها فهمیدم این ها همون شرکتی که اون آشنا معرفی کرده بود نبودن و من به جای شیمی فارس آذر، رفتم به شیمی فارس کاسپین :)یکی از اشتباهات بزرگم این بود که خوب تحقیق نکردم، شما حتما در مورد طرف های معامله تون دقیق و کامل تحقیق کنید.اون موقع محمد معین به عنوان فاندر اسنپ حسابی موفق شده بود، منم حس می کردم این پروژه همونیه که دنبالشم و می‌تونم موفق شم باهاش. اولش بحث 5-6 میلیارد سرمایه گذاری شرکت روی تیم من بود و یه زمین چند هکتاری تو جاده مخصوص و .... یه مدت که گذشت گفتن تا فضا آماده بشه بیاین از یه اتاق تو همین دفتر استفاده کنین. به محمد به عنوان منتور و مشاورم گفتم اینجوری شده و جمله ای گفت که هنوز تو گوشمه : &quot;اگه الان دارن پا پس میکشن از تعهداتشون خیلی خطرناکه و آینده خوبی رو من نمی بینم&quot;.من ولی تصمیم رو گرفته بودم و میخواستم رزومه رو بسازم، خلاصه که از یه اتاق خالی با یه صندلی و سیستم شروع کردم تا رسید به یه تیم 15 نفره و دو تا اتاق که دیگه توش جا نمی شدیم.بزرگ کردن تیم بدون برنامه یکی از بزرگ ترین اشتباهات من بود، شما این اشتباه رو نکنید.، دو تا پروژه خوب هم شروع کردیم و با راهنمایی های بی نقص و دوستانه و بی همتای محمد پروژه اول ریلیز شد و خیلی زود تعداد نصب بالایی هم گرفت و به جاهای خوبی رسید. در همین بین علاقه م به محصول و تیمی که ساخته بودم تمام تمرکز و زمانم رو می گرفت و به جایی رسید که بعد از یه عالمه هزینه ریالی و زمانی بعد از دفاع دیگه کارشناسی ارشد و دانشگاه رو ول کردم و هنوز هم هنوزه پی گیرش نشدم که چی شد واقعا مدرکه .. بعدها فکر کردم و دیدم ارشد رو به خاطر بالا بردن مقبولیتم در فامیل و حرف این و اون شروع کردم و ارزش واقعی برای من خلق محصول بود نه مدرکمادامه تحصیل یه راهه که میتونید انتخاب کنید، نباید به خاطر جبر خانواده و اتمسفر اطرافتون چشم بسته روش وقت بزاریدمن که یه مرآتی بودم و حس میکردم باید رو آدم ها سرمایه گذاری کرد و واقعا از هیچی یه تیم عالی ساختم، البته که در اوایل پروژه شرکت خوب پشتیبانی میکرد و شرایط مساعد بود ، 7-8 ماهی که گذشت متاسفانه یکسری خاله زنک بازی های روال تو تیم و شرکت به وجود اومد و فضا به سمت و سوی ناخوش آیندی پیش رفت.کم کم حقوقا دیر پرداخت شد ، پرداخت نشد و .. به جایی رسید که اون تیم پر پر شد ، من ولی هنوز محکم نشسته بودم که محصولم رو بسازم.چند وقت پیش آقای فاخر بنیانگذار هلدینگ فاخر (تیباکس) توی لینکدین پستی گذاشته بود با این مضمون که:&quot;گاهی باید بدونی کی کنار بکشی و اونایی که میگن ادامه بده به هر قیمتی راهنمایی خوبی نمیکن.&quot;با حدود 3-4 ماه حقوق معوقه تیم خورد خورد از بین رفت و من موندم با صندلی های خالی، حالی تیم مدیریت شرکت میگفتن خودت باید به جای برنامه نویس اندروید و سویفت و وب و.... (تقریبا 14 نفر) کار کنی. مدام هم تهدید و ارعاب که اگر نکنی فلان میکنیم و بهمان میکنیم و .. واقعا لحظات سخت و نفس گیری بود، تو همون زمان نامزدیم بهم خورد و مادرم در یک بازه ای فلج شد، حتی ریالی برای کرایه رفت و برگشت یا غذا و کرایه خونه برام نمونده بود. با علی اسدی فاندر نشر نیماژ صحبت کردم که مثل برادرم بود، قشنگ جمله ای که گفت یادمه ، گفت : &quot;اولا که این مسیری که این ها میرن قانونی به جایی نمیرسه، اگر هم رسید سفته هات با من ، تو نترس و از طریق اداره کار جلو برو ...&quot; ، با این دلگرمی دل رو به دریا زدم و از محصولی که مثل بچه م دوستش داشتم دل بریدم.بعدها داستان مدیریتی &quot;فیل سفید&quot; رو خوندم و فهمیدم این هم یک تله و یک اشتباه دیگه م بود.حالا با یه عالمه آرزو که خاکستر شدن، از عرش به فرش خورده، تصمیم گرفتم از صفر شروع کنم،بعدها این جمله از سوسای اویاما بنیانگذار کیوکوشین کاراته رو شنیدم:       زندگی بهت ضربه نمیزنه که بمیری ، میزنه که قوی ترت کنه ! خیلی جاها به خاطر رزومه م Over Qualify میشدم و میگفتن ما یه برنامه نویس ساده میخوایم، براتون سخت خواهد بود در این پوزیشن کار کنید، چندتایی کارفرمای کلاهبردارِ چغر و بد بدن به پستم خوردن و خوب منم پوست کلفت (کرگدن طورانه !) ادامه دادم. از یه جایی به بعد تصمیم گرفتم پرسونال برندینگ کنم تا بهتر بشناسنم تو اکوسیستم و بتونم پوزیشنی که دوست دارم رو به دست بیارم، این شد که &quot;تندتک&quot; رو از یه کانال تلگرامی ساده شروع کردم و خوب تو زمان کوتاه و خوبی یه عالمه مخاطب حرفه ای پیدا کردم. محسن به عنوان هم بنیانگذار به تیم اضافه شد و یه عالمه بلند پروازانه تر به مسیر نگاه کردیم، یه دنیا اتفاق خوب رقم زدیم و حسابی ترکوندیم. و در تمام این روزها، بزرگ ترین افتخار و دل گرمیم &quot;دوست محمد معین بودن&quot; بود.پرسونال برندینگ ، و شروع پرداختن و سرمایه گذاری روی خودم یکی از معدود کارهای درستی بود که انجام دادم:)کمی گذشت تا پیشنهاد عالی از تیم pay.ir گرفتم و پرسونال برندینگه و صد البته محبت فاندرهای pay من رو به جایگاه دلخواهم در pay.ir رسوند، آشنایی با تیم عالی R&amp;D  پرداخت الکترونیک سامان و اپلیکیشن  724 هم به واسطه ی همین همکاری رقم خورد، دوران طلایی و رفاقت های عالی و حمایت و محبت بی انتهای سجاد چاری پور یکی از بهترین فصل های زندگیمو رقم زد، یه تیم عالی ، یه پروژه رو لبه ی تکنولوژی و شرایط مالی خیلی مناسب انقدر بهم روحیه داد که تصمیم به ازدواج گرفتم، اون بازه سجاد برادرانه و بی منت بی نهایت به من کمک روحی و مالی کرد و واقعا شاید اگر این حمایتا نبود، پروژه ازدواج به سرانجام نمی رسید :) ، متاسفانه شرایط طوری رقم خورد که همکاری مون به پایان رسید و تکه ی دیگه‌ای از قلبم رو در pay جا گذاشتم و به ادامه ی مسیر فکر کردم.حالا چند سال سابقه و یه رزومه خوب داشتم و یه سطح آگاهی نسبتا مناسبی از مدیریت پروژه و خوب حمایت روحی دوستانم و مدال افتخار &quot;دوست محمد معین بودن&quot; که هنوزم بهش افتخار میکنم، اما هنوز این ها کافی نبودن. از لحاظ فنی خیلی پیشرفت داشتم و تقریبا هرچی میخواستم بسازم میتونستم به بهترین شکل معماری شو بچینم و توسعه بدم ولی به این نتیجه رسیده بودم که اگر بخوام بیزنس خودم رو راه بندازم برنامه نویسی و توانایی های تکنیکال کافی نیست و نیازه که دانشم رو در مورد خود بیزنس بیشتر کنم، چیزی که میتونست کمکم کنه از &quot;مدیریت پروژه&quot; به &quot;مدیریت محصول&quot; نزدیک تر بشم، به همین خاطر به یکی از شرکت های پیشرو حوزه CRM رفتم و در نقش تحلیل گر کسب و کار دنیای جدیدی رو تجربه کردم. پروژه های بزرگی که شاید خوابشم نمی دیدم، مثلا با مپنا کار کردم، اسنپ تریپ، پژوهشگاه صنعت نفت، ایران ارقام و .... فضای فوق العاده ای بود که بتونم ماهیت بیزنس رو درست درک کنم و درک درست تری از طراحی یک بیزنس بر محور مشتری رو بفهمم، شرایط یک سالی خوب پیش رفت تا مشکلاتی به وجود اومد و مجبور شدم اون تیم خوب رو ترک کنم و به یه ماجراجویی جدید دست بزنم.برای راه اندازی یه کسب و کار باید دید درستی به کسب و کار داشت و فقط برنامه نویسی کافی نیستتا اینجا توی چند داستان فرعی فاندر و منتور استارتاپ های مختلفی هم بودم و خیلی هاشون موفق شدن و خیلی ها هم شکست خوردن، یه روزی نشستم و با خودم فکر کردم ریشه مشکلات کجاست ؟ تنها عامل ثابت تمام معادلات گذشته خودم بودم، پس باید یه جایی تو خودم دنبال مشکل میگشتم. بعد یه عالمه فکر و مکاشفه به این نتیجه رسیدم که من به جای اینکه در خودم مهارت های نرم و خوب بودن رو بالا ببرم، خودم رو پشت یک سری نقاب ها پنهان کردم و به جای &quot;مسعود بیگی بودن&quot; در رول &quot;دوست محمد معین بودن&quot; موندم و سعی خوبی برای خوب بودن خودم به اندازه ی بالیدن و مبالغه از ارتباطاتم و دوستیم با کسانی که به داشتن شون افتخار می کردم تلاش نکردم. لحظات سختی بود، باید می پذیرفتم که از این به بعد حق ندارم یک دندده و تک رو باشم ، باید شنونده خوبی باشم ، حق ندارم دیکتاتور باشم ، حق ندارم سریع ول کنم ، باید به جای حمله و یا بی توجهی به حرف های دیگران وارد مکالمه بشم و دیالوگ کنم و خیلی موارد دیگه.فهمیدم خیلی از مشکلات به خودم برمی گرده و باید خودم رو بیشتر بشناسم و مهارت های نرم رو در خودم توسعه بدمبه پیشنهاد محسن که با هم تندتک رو ساخته بودیم و تو چند تا از پروژه های قبل مثل pay.ir پا به پا کد زده بودیم به داتیس که حالا هلدینگ مهبانگ شده بود اومدم، با یک دنیا تجربه های تلخ از مدیران و رهبران سازمان های مختلف ،  مثل تمام سازمان های قبل هنوز فکر میکردم یه طرف معامله منم و یه طرف دیگه سازمان و بعد از گذشتن چند وقت فهمیدم ماجرا چیز دیگه ست.در مهبانگ همه دارای ارزش هستن و به صورت جذابی همه حس مالکیت به سازمان دارن و نظرات شون دیده میشه، یعنی  همه اجازه دارن نظرات شون رو بگن و واقعا همه نظرات شنیده میشه و می تونی در مورد دیدگاهت بحث کنی، یا دیدگاهت درسته و اجرا میشه یا اگه چیزی رو ندیدی حتما جواب قانع کننده ای میگیری و اون زاویه هایی که ندیدی برات روشن میشه.مدیران ارشد واقعا و به تمام معنی رهبر هستن و رهبری میکنن، برخلاف خیلی از سازمان هایی که من تجربه کردم و مدیران درک صحیحی از رهبری نداشتننکته ی جذاب دیگه اعتمادیه که به توانایی های فردی شما در مهبانگ میشه، مثلا در سال گذشته بخش خوبی از زیرساخت های سخت افزاری و نرم افزاری سرورها به پیشنهاد من عوض شدن که خوب خدا رو شکر من هم تونستم از پس پیاده سازی و توسعه و نگهداریش بربیام و الان در تیم همه از این اتفاق راضی هستیمبرنامه نویس ها پیچیدگی های زمانی خودشون رو دارن و واقعا نیاز مبرمی براشون هست که بتونن در یک محیط امن تو تایم دلخواهشون بیان و برن و خروجی کارشون دیده بشه، در مهبانگ تیم فنی زمانش شناوره و ما تاخیر و تعجیل نداریم، آپشنی که خیلی از شرکت ها حاضر نیستن خوب درکش کنن و ازش استفاده کنن.معمولا مدیران سنتی درک صحیحی از پیچیدگی فرآیندهای توسعه ندارن و باصطلاح به تیم تولید نگاه کیسه شنی دارن، زمان بندی ها به جای اینکه براساس واقعیت و پیچیدگی مسائل باشن بر اساس نقطه نظر غیرفنی و یک طرفه مدیران چیده میشه ، در حالی که در مهبانگ مدیران و رهبران سازمان درک کامل و عمیقی از پیچیدگی ها دارن و همین باعث میشه زمان بندی ها خیلی واقعی تر جلو برن.اینجا کمک خواستن و کمک کردن یه امر پذیرفته شده ست و باعث این نگاه نمیشه که شما رو قضاوت کنن و حداقل برای من در یکسال گذشته هرجا که نیاز به کمک و راهنمایی داشتم مدیران کنار و همراهم بودن.مهبانگ سازمانیه که چابکی در اون نهادینه شده و خیلی اوقات به جای اینکه سیستم به خاطر نبودن ریسورس یا چیزی شبیه این متوقف بشه در نهایت انعطاف مسیر خودش رو باز میکنه و این باعث میشه همیشه در حال پیشرفت باشیم و درگیر مشکلات دست و پاگیر نشیمخلاصه که مهبانگ یک سازمان فوق العاده پویا و خلاقه که مثل فاندرهاش همیشه در حال پیشرفت و لذت بردن از کار و تولیدهو تمام این ها داره به من در &quot;مسعود بیگی بودن&quot; کمک بیشتر و بیشتری میکنه ..</description>
                <category>مسعود بیگی</category>
                <author>مسعود بیگی</author>
                <pubDate>Wed, 22 Jul 2020 22:21:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شروع انفجار حباب استارتاپ ها</title>
                <link>https://virgool.io/@merkousha/%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D8%A7%D9%86%D9%81%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%D9%87%D8%A7-dglmidrrtsik</link>
                <description>قبل از هرچیز باید توضیح داد که انفجار حباب  استارتاپ ها به معنی پایان کار استارتاپ های خوب نیست. اتفاقا به معنای  مشخص شدن سره از ناسره و ارزش پیدا کردن خدمات و محصولات و تیم های خوب  است.شاید از دو سال پیش خیلی از کسانی که بینش وسیع تری به حوزه استارتاپ ها  و درواقع نگاه عمیق تری به بیزنس و چالش هایش داشتند، اخطار داده بودند که  به زودی حباب استارتاپی ایران خواهد ترکید. همانگونه که ما هم مدام به روش  های اشتباه مثل قضیه استارتاپ آژانسی اشاره داشتیم و این روزها به نحوی شاهد این قضیه هستیم. نمود های بارز و عینی این قضیه را با خروج خیلی از فاندرها از استارتاپ  هایشان و گرایش به بیزنس های اینترپرایز و دقت بیش از حد سرمایه گذاران در  جذب سرمایه بتوان لمس کرد. کار به جایی می رسد که فاندر بزرگ ترین هلدینگ  معروف فعال در حوزه استارتاپ های دیجیتال مارکتینگ به این نتیجه می رسد که  امروز لحظه Golden Exit است و یکی از حرفه ای ترین خروج های به موقع در  تاریخ ایران را رقم می زنددر ادامه سعی میکنم شرایط کیس های مختلف را در این زمان برایتان شرح بدهمدسته اول: سرمایه گذاران سنتی استارتاپ دوست که  چندین بار به شوق و ذوق سودهای کلان و لانگ هورن شدن تجربه های تلخی را رقم  زده اند. که ممکن است امروز به این نتیجه رسیده باشند که مشکل از استراتژی  و نگرش سنتی آن ها به حوزه استارتاپ بوده باشد.پس در حالت اول شروع کرده اند به آپدیت کردن خودشان و تیم داری یاد گرفته اند و نگرش #کیسهشنپنداری  (اشاره دارد به اینکه بعضی از مدیران سنتی هنوز فکر میکنند اگر یک برنامه  نویس یک پروژه را در ۱۰ ساعت انجام می دهد پس می توان با ۱۰ برنامه نویس آن  پروژه را در ۱ ساعت تمام کرد) اعضای تیم را کنار گذاشته اندو در حالت  دوم هم با کوله باری از کلمات جدید و اصطلاحات تازه که ممکن است معنی  درستشان و یا حتی کاربرد صحیح شان را هم ندانند به دنیای بیزنس سنتی خود  برمیرگردند تا برای دوستان سنتی ترشان شوآف کنند.دسته دوم: شوآف من ها این عده از دوستان دیگر از  فضای استارتاپ به زمین کارآفرینی رفته اند و یکی دو تا مدرک جعلی و یا پولی  هم دست و پا کرده اند و با یک عمر کارمندی در همه جا به عنوان مشاور  کارآفرینی و منتور کوفت و مدرس زهرمار به چاپیدن مدام دسته سومی ها مشغولنددسته سوم : دنباله رو هااین دسته همان حزب بادی ها  هستند که با ترند شدن هر مبحثی به سمت آن می دوند و هزینه های کلان دسته  دومی ها و دسته چهارمی ها از این گروه تامین می شود و کلا در حال از این  شاخه به آن شاخه پریدن هستند و به همین علت در پوزینش یا بیزنس خاصی بولد و  موفق نمی شوند. الان هم با به فنا رفتن توهم استارتاپی ایران کم کم ریزش  می کنند یا رشد، که عموما ریزش است.دسته چهارم: کلاهبردارهااین ها از جالب ترین کیس  های مورد بررسی ما هستند ، مثلا نفری هست که ادعای فاندر بودن در بیش از  ۱۰۰ استارتاپ را زیر ۱۵ سالگی اش دارد، یا نفری هست که با داشتن یک سمت بی  معنی در یک سازمان ، همه جا خود را نماینده آن سازمان جار زده که در نهایت  سازمان مجبور به شکایت از آن شخص شده، یا شخص دیگری یک NGO با اسم عجیب  غریب ثبت کرده و خود را گل درشت بین المللی معرفی می کند، خیلی های دیگر هم  هستند که واقعا ذهنم به نوشتنشان قد نمی دهد .نکته ی مشترک همه ی این ها #دگرخرپنداری عمیقی است که در آن  ها موج میزند و همه ی افراد غیر از خودشان را #احمق فرض می کنند و البته در  خیلی از موارد هم موفق به تیغ زدن دسته سومی ها به عنوان مشاور، منتور،  شریک بدون سرمایه و … می شوند.این ها هم به دنبال دسته دومی ها به فضای  کارآفرینی مهاجرت کرده اند و یقه ی کارآفرین های بیچاره را خواهند چسبید.دسته پنجم: کاردرست ها این ها قبل از طوفان  استارتاپی ، همین حالا و صد سال دیگر کار خودشان را به بهترین شکل انجام می  دهند و هیچ وقت درگیر #جینگیلاسیون های استارتاپی و غیر استارتاپی نیستند،  از دل این ها بیزنس هایی مثل اسنپ و دیجی کالا و در اسکیل های کمی کوچک  تر، #ایسمینار و #زرین_پال و .. در می آیداین ها را هرکارشان بکنی، موفق خواهند شد پس بهتر است بگذاریم به داستان های موفقیت شان اضافه و اضافه تر بشود.دسته ششم: فنی های جدیاین ها یا واقعا توانسته اند در یک بیزنس به عنوان جزیی از تیم موفق شوند، یا خودشان تیمی زده اند و در حال رقم زدن یک #داستانموفقیت  هستند و یا کلا دخل و خرج شان با دنیای استارتاپی جور در نیامده و شغل شان  را به شرکت های اینترپرایز منتقل کرده اند . یادمان باشد #کیوساکی در کتاب  #پدرپولدارپدربی_پول تفاوت job و business را به خوبی شرح داده و راهکارهای انتقال از اولی به دومی را به خوبی شرح داده است.دسته هفتم: الکترون های استارتاپیاین ها کسانی که  هر وقت با آن ها صحبت کنی هنوز یک استارتاپ بین المللی دارند که در مرحله  ایده است و در دورهمی های استارتاپی روی میز می روند و سخنرانی می کنند و  از این تیم به آن تیم در حال حرکتند و گاهی از خودشان هم که می پرسی  دستاورد خاصی از حضور مداوم و مستمر و مصررانه شان در اکوسیستم جز #لاس زدن  و پیدا کردن #سکس_پارتنر و خرج کردن پول های #ددی نداشته اند. بازنده های  اصلی به نظر مولف همین دسته هستند که کم کم فضای وقت گذرانی و شوآف شان را  باید به جاهای دیگر کوچ بدهند و دست از #آرزوفروشی به طبقه متوسط و ضعیف  بردارند.</description>
                <category>مسعود بیگی</category>
                <author>مسعود بیگی</author>
                <pubDate>Wed, 08 Aug 2018 10:22:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اعتراض عده ای از کاربران ایرانی به icann از بی کفایتی ایرنیک</title>
                <link>https://virgool.io/@merkousha/%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6-%D8%B9%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D9%87-icann-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%DB%8C-%DA%A9%D9%81%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D9%86%DB%8C%DA%A9-jzo0nqudo1ad</link>
                <description>امروز صبح ایمیلی برام اومد که منو به پتیشن زیر رسوند: https://www.change.org/p/icann-request-to-change-ir-domain-registrar   ما جمعی از فعالان صنعت IT در ایران و امضا کنندگان این نامه ، به دلیل بی کفایتی مرکز ثبت دامنه های .ir ( پژوهشگاه دانش های بنیادی ایران IPM ) در خصوص ارائه خدمات نامناسب به جهت ثبت و پشتیبانی ضعیف ، درخواست میکنیم از این پس امکان ثبت دامنه های .ir را به رجیسترار های بین المللی واگذار نمایید.  مواردی از نمونه های بی کفایتی این سازمان به شرح زیر است :  - سازمان پژوهشگاه دانش های بنیادی ایران ارتباطی با مرجع ثبت دامنه ندارد  - هر شب به دلایل غیرفنی وب سایت nic.ir از ساعت 23:30 تا 00:30 بامداد از دسترس خارج شده و خدماتی ارائه نمی شود  - ثبت دامنه جدید دارای روال طولانی، غیرمنطقی و آفلاین می باشد  - ثبت دامنه بعد از تایید نام توسط اپراتور انجام می شود و اپراتور می تواند به دلایل غیرفنی و سیاسی، نام درخواستی را رد کند!  - درخواست مدارک هویتی ( کارت ملی ) برای ثبت و انتقال دامنه که مشکلات امنیتی برای کاربران ایجاد میکند و میتواند ناقض حقوق شهروندی و حریم خصوصی باشد.  - سایر دامنه های غیر از .ir برای انتقال تنها یک تایید ایمیل و کد transfer ارائه می نمایند.  - دریافت هزینه transfer بابت انتقال مالکیت دامین  - عدم امکان مدیریت DNS بر روی دامنه های .ir  - هرگونه تغییرات در Name Server آفلاین بوده و به صورت دستی توسط این مرکز تایید می شود و روال اتوماتیکی وجود نداره  - تغییرات در Name Server ها فقط 4 بار در روز توسط این مرکز انجام شده و چند ساعت بعد این تغییرات take effect می شود. درحالی که تغییرات سایر دامنه ها بصورت لحظه ای انجام می گردد که این تغییرات بر روی بیزینس مربوطه تاثیر بسزایی دارد. فرض کنید کسب و کاری مورد حمله DDOS قرار گرفته و نیاز به تغییر سریع NS یا DNS دارد. عمق فاجعه غیرقابل باور است  - پشتیبانی نامتعارفی ار طرف پژوهشگاه دانش های بنیادی ارائه می شود. پشتیبانی آنلاین فقط در روزهای کاری از ساعت 14:00 تا 15:00 به وقت تهران به مدت تنها یک ساعت برای میلیون ها کاربر و دارنده دامنه .ir انجام می شود که در همین بازه پشتیبان آفلاین است !  - پشتیبانی تلفنی فقط در حدود 5 ساعت در روز وجود دارد که از هر 10 تماس شاید یک تماس پاسخ داده شود و اطلاعات نادرست ارائه می گردد و تماس گیرنده را به گفتگو با پشتیبانی آنلاین ارجا می دهند!</description>
                <category>مسعود بیگی</category>
                <author>مسعود بیگی</author>
                <pubDate>Wed, 16 May 2018 12:07:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیانیه شماره 1 آوارس</title>
                <link>https://virgool.io/@merkousha/avarasstatment1-p3z9otxsz2i1</link>
                <description> #آوارس شروع یک حرکت است که شاید روزی پرچمدارش #تندتک نباشد ، ما در  روزگاری به سر میبریم که #کارآفرینان_تقلبی و #شومن_های_بی_بته و  #دلالان_سرمایه و #سرمایه گذاران_تقلبی و #کاسبان_خون_کارآفرینان_‌واقعی  مثل لجن جلوی دیدن واقعیات #اکوسیستم_کارآفرینی_آنلاین ایران را گرفته اند. بر این اساس ما رسالت خود دانستیم تا شما را با مهره های واقعی کارآفرینی  آشنا کنیم تا هم خسته نباشیدی گفته باشیم به این گوهران مدفون و بی ادعا و  هم سره را از ناسره مشخص کنیم یا حداقل سره را نمایان کنیم در این ویترین  پر زرق و برق که هر #ننه_قمر ی ادعایش گوش فلک را کر کرده. مثال هایش هم  زیادند و گفتن ندارد. درگام نخست ما با شما از مربیان برنامه نویسی گفتیم جایی که بهنام آقاجانی  ها و وحیدنصیری ها بدون هبچ حمایت دولتی کارخانه های انسان سازی تولید  متخصص راه انداخته اند. بر خودمان لازم و بایسته می دانیم که به احترام ۲۰ مربی برنامه نویسی  تاثیرگذار براکوسیستم یک نفس کف بزنیم و ایستاده برای مظلومیت و ایستادگی  شان اشک افتخار بریزیم . در گام دوم از فردا شما را با کارآفرینان جدی و پایه گذاران #بوت_استرپینگ  در ایران آشنا خواهیم کرد. کسانی که بدون هیچ کمک مالی کسب و کارهای واقعی  ایجاد کرده اند. کسب و کارهایی که جمع تمام این شومن ها روی هم نصف یکی از  این ها هم سود نداشته اند.با ما همراه باشید. #تندتک #آوارس #avaras</description>
                <category>مسعود بیگی</category>
                <author>مسعود بیگی</author>
                <pubDate>Wed, 11 Apr 2018 14:44:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تناوب - برشی از شعر آزاد</title>
                <link>https://virgool.io/@merkousha/%D8%AA%D9%86%D8%A7%D9%88%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%B4%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF-mztvy00zggah</link>
                <description>چراغ جادویی نمانده میان سطرها ظاهر شو عزیزم، این یک شعرستبیرون بیا و برقص از میان  سرفه های خشک و خسته ی قلیانکه کلمات را پرت می کنند به آنچه از اتاق مانده است..  برقص بر شعرهایی که هرگز زاده نشدندبرقصبر سطرهای باکره، که هنوز لمس نشدندبرقصبر گور لحظاتی که هنوز گریسته نشدند برقص.. صدایم کنبا من حرف بزنبگذار چیزی بیشتر از هوا بینمان جریان داشته باشدکه نامت شکوفه ایست در این زمستان پس، لباس سبزترت را بپوشکه بهار را کشانده باشی این وسط که روشنی از یقه ات بریزد بر همه چیزو سپیدتر کنداین شعر را من به تناوب فصل ها معقتدترم زمانی که دست هات را لمس می کنم خورشیدمهجوم بیاور به بیشه های شب گرفته ی پیرهنمبه داغی فراموش شده ی دستانم و نفس بده هزاران سال خاکستر پوشانده است مرا و خون خدایان قربان شده به درگاهت را که موهاشان بر زمین جنگل شده است و اشک هاشان از دل کوه جوشانمن اما ضمیر چندم شخص مفردی شده ام پنهان شده زیر پتوییدوم :دهانم را برایت پست خواهم کردو انگشتانم راباید لبی رام کند این همه کابوس رم کرده را انگشتی ساکت کند این همه زمزمه را که در زخم هات می لولندپس آرام بخواب که من لباس به لباس به تو گریخته امدکمه دکمه به تو پرداخته ام و سطر به سطر فرو رفته ام به حوالی دامنت از میان گیس های بافته ات برجستگی های شگفت تنت که انگار خدایی خواسته غم انگیز ترین حالت زیبایی را تراشیده باشدکه اینگونه غم زیبای من شده ای...برشی از کاری بلندتر #شعرزیستن #مسعودبیگی </description>
                <category>مسعود بیگی</category>
                <author>مسعود بیگی</author>
                <pubDate>Tue, 23 Jan 2018 11:58:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کمپانی های تک شاخ ؟؟؟</title>
                <link>https://virgool.io/@merkousha/%DA%A9%D9%85%D9%BE%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%DA%A9-%D8%B4%D8%A7%D8%AE-tqu8c69e0ouy</link>
                <description>س چند روز پیش در مورد استارتاپ ها و شرکت های تک شاخ، توضیحاتی به شما دادیم. در دنیای کسب‌وکارهای حوزه تکنولوژی، سرمایه‌گذاران همیشه به دنبال تک شاخ می‌گردند. “در این حوزه، به استارت‌آپ‌هایی که بالای یک میلیارد دلار ارزش دارند، «تک‌شاخ» گفته می‌شود.”برای مثال Uber، استارت‌آپ امریکایی در حوزه حمل‌ونقل است که 68 میلیارد  دلار ارزش دارد. Airbnb نیز استارت‌آپی است که به شکل یک بازار آنلاین در  حوزه مسکن فعالیت می‌کند و 30 میلیارد دلار ارزش دارد. این شرکت نیز در  سانفرانسیکوی امریکا فعالیت می‌کند.از این دست مثال‌ها در امریکا زیاد است و برای همین، این کشور به محلی  دوست‌داشتنی برای سرمایه‌گذاران استارت‌آپی تبدیل شده است. 96 مورد از  شرکت‌های استارت‌آپی امریکایی «تک‌شاخ» هستند.بعد از امریکا، چین با 37 تک شاخ در شرکت‌ها، در جایگاه دوم قرار گرفته است. در اروپا نیز، انگلستان با 7 تک شاخ، در صدر قرار دارد.در اینفوگرافی که در ادامه می آید (احتمالا خیلی آپدیت هم نباشد، ولی  خوب … تناسب فکر میکنم هنوز همین باشد) می توانید پراکندگی تک شاخ ها را در  دنیا ببینید.</description>
                <category>مسعود بیگی</category>
                <author>مسعود بیگی</author>
                <pubDate>Mon, 22 Jan 2018 15:19:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیاده سازی تاکسی یاب آنلاین در کمتر از یک ساعت</title>
                <link>https://virgool.io/@merkousha/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%DB%8C%D8%A7%D8%A8-%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%85%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D8%A7%D8%B9%D8%AA-lxkdxx47dvnm</link>
                <description> امکانات سیستم تاکسی یاب » امکان مشخص نمودن مقصد » قابلیت مشخص نمودن تعداد مسافر » امکان محاسبه هزینه به صورت آنلاین و پرداخت وجه » و…اگر واقعا به دنبال زدن تاکسی یاب در تهرانید به احتمال ۶۰-۷۰% در یکی از دسته بندی های زیر قرار دارید : ۱- به اسم استارتاپ علاقه وافری دارید اما مطالعات کافی نداشتید و رشته تحصیلی تان هم خیلی مرتبط نیست ۲- پول قلمبه ای دارید و فکر میکنید با کپی یک طرح موفق می توانید سهمی از بازار را بدست بیاورید ۳- کلا انسان رویا پردازی هستید و تا به حال اقدامی برای پیاده سازی رویاهاتان نکرده اید .البته ممکن است جزو آن ۳۰-۴۰% غیر احتمالی من باشید و واقعا بتوانید موفق شوید. اما اگر جزو سه دسته ی بالا هستید. شکستتان از همین جا قطعی است . به فکر راه های پیشگیری از شکست باشید.مثل مطالعه ، مشاوره و …واقعیت ماجرا این بود که من دیدم عزیزان زیادی دنبال ایده های تکراری و …  هستند . گفتم تک به تک و کیس به کیس با هم در موردشان صحبت کنیم.. و حتی ابزار رایگان پیاده سازی mvp را هم به شما بدهم. حداقل پول کمتری به  دوستان گوش بر و مفت خور و بی اخلاق بدهید و انقدر از ITman ها دل پری  نداشته باشید . این شما و این ابزار مورد علاقه تان به رایگان ووکامرس را به تاکسی یاب آنلاین تبدیل کنید : http://l.tondtech.ir/f32d9</description>
                <category>مسعود بیگی</category>
                <author>مسعود بیگی</author>
                <pubDate>Mon, 22 Jan 2018 11:15:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تکنولوژی SignalR چیست و به چه کار می آید ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@merkousha/%D8%AA%DA%A9%D9%86%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%DB%8C-signalr-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D8%A8%D9%87-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D8%AF-mvc7hgavb9my</link>
                <description> یکی از نیازمندی های پروژه های جدی بروز رسانی برنامه بعد ازانجام  هر تغییر است ، اگر یک کاربر تغییری ایجاد کند ، باید برای بقیه کاربرها  قابل رویت باشد.یک راه کلاسیک برای انجام چنین کارهایی این است که، باید  سرور در فاصله زمانی منظمی ، برای گرفتن وضعیت برنامه ، فراخوانی شود ، اما  برای داشتن به روزرسانی real-time ساختگی ، شما باید سرور را مرتبا  فراخوانی کنید.SignalR ، سرور می تواند متدهای JavaScript را به صورت مستقل سمت همه ی  Client ها زمانی که به روزرسانی ها مورد نیاز باشند ، فراخوانی  کند.کتابخانه ، ارتباط مورد نیازبرای این دسترسی را مدیریت می کند: به صورت  پیش فرض از WebSocket استفاده شده است ،در صورت عدم دسترسی به WebSocket  در مرورگر ،به صورت خودکار از انواع Connectionهای قدیمی تر استفاده می  کند. همچنین JavaScript میتواند سرور را فراخوانی کند ، که این کار درحال  حاضر میتواند با AJAX انجام شود، اما اگر دو راه ارتباطی مورد نیاز باشد،  شاید راحت تر و تمیزتر است که این کار را با SignalR انجام دهیم.نابراین ، اگر می خواهید برنامه ای بسازید که نیاز به تعامل بین کاربران  دارد را بسازید ، باید از از کتابخانه Real-Time استفاده کنید. از جمله  برنامه هایی که از این کتابخانه استفاده می کنند ، شامل: editorها ، شبکه  های اجتماعی ، چت ها یا برنامه ای شبیه به پروژه ی ما می باشد.لینک مقاله با مثال جهت تلفیق Angular &amp; SignalR : https://goo.gl/MJ3VKPBuild a Real-time SignalR Dashboard with AngularJS — SitePoint SignalR is a library for real time websocket communication. Louie Bacaj  demonstrates how to leverage its power to build a service dashboard with  AngularJS.https://t.me/tondtech/25</description>
                <category>مسعود بیگی</category>
                <author>مسعود بیگی</author>
                <pubDate>Sat, 20 Jan 2018 16:55:50 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>