<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های اپلیکیشن نامه‌نگار</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mersisoft</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 16:01:34</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/123456/avatar/rcpm8U.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>اپلیکیشن نامه‌نگار</title>
            <link>https://virgool.io/@mersisoft</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چهار نامه تاریخی جالب</title>
                <link>https://virgool.io/@mersisoft/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%84%D8%A8-yu1zija5x0md</link>
                <description>درخواست کارِ لئوناردو داوینچیمدت‌ها پیش از آن‌که لئوناردو داوینچی برای نقاشی‌های‌ش معروف شود، او یک ایتالیایی‌ از خانواده‌ی متوسط بود که مهارت‌هایی هم داشت، و خب، دقیق‌ش این که خیلی از مهارت‌ها را داشت! در سال ۱۴۸۲ و در سن سی سالگی، داوینچی که در آن زمان تقریباً ناشناخته بود، به دنبال شغلی می‌گشت. او مستقیماً نامه‌ای برای دوک میلان نوشت تا یک موقعیت شغلی در اختیارش گذاشته شود. داوینچی مهارت‌های‌ش را در نامه‌ای مفصل ذکر کرد و چنین آغاز کرد که او می‌تواند برای کشتی‌ها اسلحه بسازد و همچنین توانایی ساخت واگن‌های زره‌پوش و منجنیق را هم دارد. او همچنین نوشت که می‌تواند برای دوک چندین روش حمله و دفاع، طرح‌ریزی نماید. برای این‌که دوک با خودش فکر نکند که این مرد جوان فقط در فکر جنگ است، او گفت که توانایی طراحی پل، ساخت ساختمان و ساخت مجسمه از خاک رس، برنز و سنگ مرمر را نیز دارد. او که بسیار به نبوغ و توانایی‌های‌ش مطمئن بود، خاطرنشان کرد که اگر جناب دوک پی ببرد که او تنها یکی از این مهارت‌ها را نداشته باشد، مختار است که وی را پای میز محاکمه بکشاند.نامه‌ی مالکوم ایکس به مارتین لوترکینگبا آن‌که مارتین لوترکینگ و مالکوم ایکس به خاطر هدفی مشترک می‌جنگیدند، در روش‌های آن‌ها شباهت‌های اندکی وجود داشت. در حالی که لوترکینگ به‌شدت به مبارزه‌ی بدون خشونت معتقد بود، مالکوم ایکس به مسیر شبه‌نظامی روی آورد. تضاد و رقابت آن‌ها آن‌جا بیش‌تر نمود یافت که ایکس نامه‌ای به کینگ نوشت و او را «دکتر کشیش‌مسلک ترسو مثل یک جوجه» خطاب کرد! ایکس دو نامه برای لوترکینگ فرستاد، یکی در سال ۱۹۶۳ و دیگری در سال ۱۹۶۴.در اولین نامه، او از کینگ خواست که در یکی از تجمعات فضای باز شرکت کند و از آن‌ها حمایت نماید. او در نامه‌اش نوشته بود که اگر رئیس‌جمهور جان اف. کندی، که یک کاپیتالیست است، و رهبر شوروی خرشچوف، که یک کمونیست است، هدفی مشترک با هم بیابند، او و کینگ هم می‌توانند هدفی مشترک داشته‌باشند! او در نهایت به کینگ پیشنهاد داد که اگر شخصاً برایش حضور در این تجمع مقدر نیست، یک نماینده بفرستد.نامه‌ی بعدی، در ۳۰ جون ۱۹۶۴ نوشته شد که حاوی یک پیشنهاد خشن از سوی مالکوم ایکس بود. در نامه او از وضعیت اسفبار مردم در سنت آگوستین گفت. او همچنین تهدید کرد که اگر دولت به‌ زودی دخالت نکند، او مجبور است برخی از برادران را به سراغ کوکلوس‌کلان‌ها بفرستد تا «طعم داروی خود را به آن ها بچشانند.»نامه‌ی بنجامین فرانکلین به ویلیام استراهانپیش از آن که جنگ‌های آمریکا برای استقلال آغاز گردد، یکی از پدران مؤسس این کشور، بنجامین فرانکلین، دوستیِ نزدیکی با ویلیام استراهان داشت. استراهان یکی از ناشران برجسته و از اعضای پارلمان بریتانیا شناخته می‌شد. حتی پس از آن که جنگ انقلاب آمریکا آغاز شد، آن دو دوست باقی ماندند. این دوستی تنها تا زمانی دوام یافت که فرانکلین پی برد که استراهان رأی بر این داده که آمریکایی‌ها به‌عنوان شورشی شناخته شوند. در پاسخ، فرانکلین نامه‌ای برای استراهان نوشت.شروع این نامه از آن‌ رو جالب است که فرانکلین دوست قدیمی‌اش را به سردی «آقای استراهان» مورد خطاب قرار داده‌است. او استراهان و هم‌مسلکان پارلمانی‌اش را مورد عتاب قرار داده‌بود که هرج و مرج وقت در آمریکا، به دلیل آرا و اعمال آن‌ها شکل گرفته‌است. او بریتانیایی‌ها را قاتل خطاب کرد و حتی به دوست قدیمی گفت تا دست‌های خود را بنگرد و ردْ خون اقوام را روی آن ببیند! نامه‌ی کوتاه فرانکلین، با تصریح او که دوستی آن‌ها دیگر پایان یافته و این‌که آن دو از این لحظه به بعد، هم‌چون دو دشمن رو در روی هم ایستاده‌اند، تمام می‌شود.نامه‌ی گریس بِدِل به آبراهام لینکلنتا به‌حال چیزی از ماجرای ریش خاص آقای لینکلن شنیده‌بودید؟ او ریشش را به خاطر نامه‌ی دختری جوان به‌نام گریس بدل به این سبک نگاه داشته‌بود. گریس در آن زمان، دخترکی یازده ساله بود. نامه‌ی دوشیزه بدل که در ۱۵ آگوست سال ۱۸۶۰ نوشته شده‌بود، به لینکلن می‌گفت از آن‌جایی که او صورت لاغری دارد، بهتر است ریش بگذارد تا خوش‌قیافه‌تر به نظر بیاید. او گفت که زن‌ها عاشق ریش هستند و اگر او ریش بگذارد، شوهرانشان را مجبور خواهند کرد تا به او رأی دهند! بدل پیشنهاد کرده‌بود که از آن‌جایی که ممکن است آقای لینکلن گرفتار باشد، یکی از دخترانش از طرف او جوابش را بدهد.چهار روز بعد، لینکلن شخصاً جواب نامه‌ی او را نوشت. او از نامه‌ی گریس تشکر کرد و نوشت که دختری ندارد و سه پسر دارد. او نوشت که شاید ریش گذاشتن، یک تظاهر بی‌معنا به نظر بیاید. بدل بعدها با لینکلن در مقام رئیس‌جمهور و در حالی که ریش گذاشته‌بود، در سفرش به وستفیلد در سال ۱۸۶۱ ملاقات نمود.شما هم برای نوشتن نامه‌های تاثیر‌گذار و زیبا، اپلیکیشن نامه‌نگار رو نصب کنید و نامه‌های زیبا بنویسید تا ما به دست صدها نفر در سر تا سر ایران برسونیم.</description>
                <category>اپلیکیشن نامه‌نگار</category>
                <author>اپلیکیشن نامه‌نگار</author>
                <pubDate>Tue, 25 Feb 2020 19:33:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>با ابراز عشق طولانی‌تر زندگی کنید</title>
                <link>https://virgool.io/@mersisoft/%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D8%A7%DB%8C%D9%85%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%AF%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7-%D8%A8%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AF-d3arkpxeam30</link>
                <description>سلام دوستانهمگی در شرایط فعلی نیاز داریم که علاوه بر رعایت نکات بهداشتی، ایمنی بدن خودمان رو بالا ببریم. یکی از این راه‌ها ابراز عشق به عزیزانمان است. به همین بهانه امروز تصمیم گرفتیم که مطلبی درباره چگونگی نوشتن نامه عاشقانه براتون بنویسیم.چگونه یک نامه عاشقانه خوب بنویسیم؟اگر شما در بیان احساسات و نوشتن آن‌ها مهارت دارید همین الان قلمتون رو بردارید و برای عزیزانتون/عشقتون بنویسید. اگر هم خیلی در نوشتن مهارت ندارید ما یک فرمول پیشنهادی براتون داریم:هدف نامه را از همان ابتدا بیان کنید.از همان ابتدا طوری شروع کنید که واضح باشد که نامه شما یک نامه عاشقانه و یا نامه‌ای برای ابراز محبت است و نه یک یادداشت ساده! مثلا با همچین جمله‌ای شروع کنید: امروز داشتم فکر می‌کردم که چقدر دوستت دارم و اینکه دوست داشتنم رو به اندازه کافی ابراز نمی‌کنم. برای همین تصمیم گرفتم که بنویسم و اعتراف کنم که خیلی دوست دارم.یک خاطره خوب را یادآوری کنید.شما با عزیزانتان خاطراتی دارید که فقط مختص شماست. بنابراین شروع نامه با یکی از خاطرات خوب مشترک می‌تونه ایده خیلی خوبی باشه. مثلا از خاطره مشترک یک سفر، یک مهمانی، یک موفقیت بزرگ بنویسید که می‌تونه اینجوری شروع بشه: اون سالی که با هم به شیراز رفتیم رو به وضوح یادمه...عکس‌هایی که با هم گرفتیم...خنده‌هامون...در مورد زمان حال بنویسید.برای گذر از خاطرات گذشته و صحبت از زمان حال از جمله‌ای شبیه این استفاده کنید:بیشتر از ده سال گذشته و من هنوز هم مثل روز اول دوست دارم!در مورد ویژگی‌های خوب او که مطلوب شماست بنویسید.قبل از نوشتن این بخش از نامه، لیستی از ویژگی‌های مثبت او برای خودتان بنویسید. در مورد ویژگی‌های خوب شخصیتی او و محبت‌هایی که به شما کرده بنویسید. در آخر این پاراگراف هم از کارهایی که براتون انجام داده تشکر کنید.برایش بنویسید که زندگیتان با او خیلی خیلی بهتر و شادتر است.این قسمت نامه می‌تونه جمله‌هایی مثل این داشته باشه: تو به معنای واقعی من رو کامل می‌کنی و من خیلی خوشحال و خوش شانسم از اینکه کنارت هستم.عشق و تعهد خود را به او یادآوری کنید.مثلا اینطور بنویسید: از الان تا همیشه هر اتفاقی که بیفته همیشه عاشقتم و کنارت می‌مونم.در انتها با یک خط، نامه عاشقانه خود را به پایان ببرید.جمله‌ای مثل این می‌تونه برای جمع‌بندی خوب باشه: همیشه بهترین دوست من بودی و خواهی بود و آرزومه که کنار تو پیر بشم.مرسی از اینکه با نامه‌نگار همراه هستید. برای الهام گرفتن از نوشته‌های زیبای دیگران و بیان احساسات ناب خودتون می‌تونید اینجا برامون بنویسید.دوستون داریم. مرسی از اینکه صفحه ما رو دنبال می‌کنید.</description>
                <category>اپلیکیشن نامه‌نگار</category>
                <author>اپلیکیشن نامه‌نگار</author>
                <pubDate>Mon, 24 Feb 2020 00:06:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دست به قلم شوید!</title>
                <link>https://virgool.io/@mersisoft/%DB%B1%DB%B0-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1-kmh8z1bnipwq</link>
                <description>نوشتن نامه، خلاقیت را پرورش می‌دهد.خلاقیت چیزی نیست که با آن به دنیا آمده باشید. خلاقیت هم مهارتی است که مثل ماهیچه‌های بدن نیاز به تمرین و ورزیده شدن دارد. آن‌هایی که بیشتر تمرین می‌کنند خلاق‌تر هستند.پرورش خلاقیت با یک سرگرمی خلاقانه مثل اپلیکیشن نامه‌نگار، راهی بسیار موثر برای خلاق شدن بیشتر است که نوشتن می‌تواند یکی از آن راه‌ها باشد. دریافت نامه‌های تصادفی خیلی هیجان‌انگیز است!دریافت نامه از سرتاسر ایران با علایق و نظرات مختلف خیلی می‌تونه جذاب باشه. استفاده از تمبرها و سربرگ‌های مختلف هم نویسنده و هم گیرنده نامه رو سر ذوق میاره.نامه‌ها الهام بخش و انگیزه دهنده هستند.بعضی از افراد ذهن‌های خیلی زیبایی دارند و وقتی می‌نویسند فکرو احساسات زیبای خودشون رو با بقیه به اشتراک می‌ذارن و همین باعث می‌شه که ما هم برای نوشتن و بیان احساساتمون انگیزه بگیریم.نوشتن نامه باعث آرامش درونی و سلامت روان می‌شود.نوشتن، همواره ذهن را درگیر و متمرکز نگه می‌دارد و پس از اتمام نوشتن احساس سبکی و خوشحالی بیشتر برایتان به همراه دارد.برای اینکه به کسی بگید براتون مهمه.معمولا برای اینکه از دیگران احوالپرسی کنید و بگید به یادشون هستید چند خط هم کافیه. وقتی که برای نوشتن نامه صرف می‌شود به دریافت کننده نامه، حس مهم بودن رو منتقل می‌کند و این باعث قوی‌تر شدن و بهتر شدن رابطه شما با دوستانتان می‌شود.خودتون همین حالا اینجا امتحان کنید تا تاثیرات شگفت‌انگیز نوشتن رو ببینید. تاثیرات مثبتش رو در کامنت‌ها برامون بنویسید. </description>
                <category>اپلیکیشن نامه‌نگار</category>
                <author>اپلیکیشن نامه‌نگار</author>
                <pubDate>Tue, 18 Feb 2020 18:49:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نامه‌نگار (این بار دخترک کبریت‌فروش)</title>
                <link>https://virgool.io/@mersisoft/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%DA%A9%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AA%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-ic49hqwv6ts9</link>
                <description>لیلا جان سلام نمی‌دانم نامه قبلی‌ام به دستت رسیده یا نه هنوز هم امید دارم که یک روزی نامه‌های من رو جواب بدی... می‌خواهم از دیروز برایت بگویم هوا اونقدر سرده که توی خونه هم دستکش دستم کردم، قلم از دستم سُر می‌خوره موقع نوشتن ببخش که بد خط مینویسم خب کجا بودیم؟ آهان دیروز... دیروز دَمِ غروب بود که بارش برف شدت گرفته بود، من هم رفتم بیرون کمی قدم بزنم دختر بچه‌ای تمام مسیر رو دنبالم میومد خاله یه کبریت بخر... ارزونه خاله... نمیخری؟ طفلی دستاش یخ زده بود توی سرما یه دستش کبریت بود، یه دستش شمع گفتم شمع‌ها هم فروشیه؟ گفت نه خاله، با اونا دستمو گرم میکنم ولی اگه پولشو بدی مال تو دستم رو جیبم کردم، کیف پولم رو درآوردم و همه کبریت‌هاش رو خریدم گفت پولش زیاده، بیا شمع‌ها رو هم بگیر یکی از کبریت‌ها رو دادم دستش گفتم نه باشه برای خودت این دستکشم مال تو... از ذوق چشماش برق میزد... کلی خندید و با خوشحالی رفت خودت چطوری لیلا؟ از حال و روزت برایم بگو...نامه‌ای از فیروزه معجزه نوشتنمنتظر نامه‌های زیبا و خلاقانه شما در نامه نگار هستیم.</description>
                <category>اپلیکیشن نامه‌نگار</category>
                <author>اپلیکیشن نامه‌نگار</author>
                <pubDate>Wed, 05 Feb 2020 14:31:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هر چیزی به وقتش قشنگه!</title>
                <link>https://virgool.io/@mersisoft/%D9%87%D8%B1-%DA%86%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%88%D9%82%D8%AA%D8%B4-%D9%82%D8%B4%D9%86%DA%AF%D9%87-sdspnaakpfqi</link>
                <description>سلام به همه دوستاننامه‌ی زیبای یکی از کاربران عزیز نامه‌نگار باعث شد که تصمیم به نوشتن مقاله‌ای با عنوان حاضر بگیریم.بیست سالم که بود ، دلم میخواست یه روزی با یکی رو جدول کنار خیابون راه برم.... الان سی سالمه دیگه دلم نمیخواد، ولی از اینکه تو بیست سالگی تجربش نکردم ناراحتم... میدونی هر چیزی به وقتش قشنگه!نامه‌ای از امیرامیر معتقده که هر چیزی رو باید در زمان خودش تجربه کرد، اما عمل کردن به این جمله پیش‌شرطهایی داره، مثل:- خودآگاهی عمیق- شناخت درست از محیط و آدمهای اطرافمون- داشتن اطلاعات کافی و متناسب با هر سن- مدیریت درست احساسات- مدیریت زمان درستهمونطور که می‌بینید همه موارد بالا اکتسابی هستند و باید براشون کاری انجام بدیم! مطالعه کنیم، در دوره‌ها و سمینارها شرکت کنیم، از تجربیات دیگران استفاده کنیم و ...در ادامه چند راه برای بهبود خودآگاهی پیشنهاد میدیم...مدیتیشن کنیدمدیتیشن معمولا با تمرکز روی تنفس و دم و بازدم‌های عمیق آغاز می‌شه و توصیه می‌شه که برای نتیجه‌گیری بهتر، در حین مدیتیشن، سؤال‌های زیر رو از خودمون بپرسیم:در ادامه مسیر زندگی میخوام به چی برسم؟الان چه کارهایی دارم انجام میدم که در مسیر اهدافمه؟چه کارهایی داره سرعت من رو پایین میاره؟برای تغییرات مثبت خودم چه کارهایی می‌تونم انجام بدم؟اولویت‌های خود را بنویسید.نوشتن کارهایی که باید هر چه سریعتر انجام بدیم و بررسی مداوم میزان پیشرفت در اونها از بهترین تمرین‌ها برای بالا بردن خودآگاهی برای همه ماست.از دوستان مورد اعتمادتان در مورد خودتان بپرسید.همه ما بعضی نقاط قابل بهبود خودمون رو می‌دونیم، اما نه همه اونها رو. بنابراین بهتره که به دوستانمون اعتماد کنیم و از اونا بخوایم که آینه ما باشن. البته نکته مهم اینه که باید طوری رفتار کنیم که اطرافیانمون موقع گفتن نقاط ضعف ما احساس راحتی و امنیت کنن، چون در غیر این صورت بازخوردی که می‌گیریم درست نیست.حالا نوبت شماستما در تیم نامه‌نگار از شما دوستان عزیزی که این متن رو خوندین می‌خوایم که نظرها و تجربیاتتون رو در قالب نامه در مواردی که پیشتر برای &quot;تجربه کردن هر چیزی به وقتش&quot; گفتیم (شناخت از محیط و افراد، داشتن اطلاعات متناسب باسن، مدیریت احساسات، مدیریت زمان) با ما و سایر مخاطبان، در این اپلیکیشن جذاب به اشتراک بذارین.برای خوندن سایر مطالب ما صفحه ما رو در ویرگول دنبال کنید.</description>
                <category>اپلیکیشن نامه‌نگار</category>
                <author>اپلیکیشن نامه‌نگار</author>
                <pubDate>Tue, 04 Feb 2020 16:00:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قناعت تو دل مرا عجب می‌شکند...</title>
                <link>https://virgool.io/@mersisoft/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1%D8%B4-wfhguxtamsts</link>
                <description>بانو،بانوی بخشنده‌ی بی‌نیاز من!این قناعت تو، دل مرا عجب می‌شکند...این چیزی نخواستنت و با هر چه که هست ساختنت...این چشم و دست و زبان توقع نداشتنت، و به آن سوی پرچین نگاه نکردنت...کاش کاری می‌فرمودی دشوار و نا‌ممکن، که من به خاطر تو سهل و ممکنش می‌کردم...کاش چیزی می‌خواستی مطلقا نا‌یاب،که من به خاطر تو آن را به دنیای یافته‌ها می‌آوردم...کاش می‌توانستم همچون خوب‌ترین دلقکان جهان،تو را سخت و طولانی بخندانم...کاش می‌توانستم همچون مهربان‌ترین مادران، رد اشک را از گونه‌هایت بزدایم...کاش نامه‌ای بودم، حتی یک بار با خوب‌ترین اخبار...کاش بالشی بودم، نرم، برای لحظه‌های سنگین خستگی‌هایت...کاش ای کاش که اشاره‌ای داشتی، امری داشتی، نیازی داشتی، رویای دور و درازی داشتی...آه که این قناعت تو، این قناعت تو دل مرا عجب می شکند...شما نیز اینجا برای همسر خود بنویسید تا با نام خودتان منتشر کنیم...</description>
                <category>اپلیکیشن نامه‌نگار</category>
                <author>اپلیکیشن نامه‌نگار</author>
                <pubDate>Sun, 02 Feb 2020 00:49:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عزیزترین بابا لنگ دراز...</title>
                <link>https://virgool.io/@mersisoft/%D8%B9%D8%B2%DB%8C%D8%B2%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D8%A7-%D9%84%D9%86%DA%AF-%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D8%B2-i88ba8n2gwmg</link>
                <description>درمانگاه كالج، ۴ ام آوریلدیروز عصر وقتی كه هوا داشت تاریك می‌شد من تو تختخوابم نشسته بودم و بیرون رو نگاه می‌كردم، بارون می‌بارید و از زندگی توی یه مجتمع فوق‌العاده به شدت احساس كسلی  می‌كردم، تو این حال بودم كه پرستار با یه جعبه بلند سفیدی كه به اسم من بود پیداش شد. پر از دوست‌داشتنی‌ترین غنچه‌های رز صورتی بود و بهتر از اون، یه كارت هم بود كه توش یه پیام مودبانه‌ای با خط مایل و كشیده جالبی نوشته شده بود (و نشون دهنده یه شخصیت خیلی محترم)  هزاران بار متشكرم. گلهای تو اولین كادوی واقعی و حقیقی بود كه تو عمرم گرفته بودم. اگه می‌خوای بدونی كه چقدر بچه‌ام باید بدونی كه دراز كشیدم و گریه كردم آخه خیلی خوشحال شدم.حالا دیگه مطمئنم كه نامه‌هامو می‌خونی، از این به بعد نامه‌هامو بیشتر جذاب می‌نویسم، اونوقت ارزششو داره كه توی یه نوار قرمز بپیچی و سالم نگهشون داری؛ فقط اون یه دونه افتضاحه رو بذار كنار و بسوزونش. خیلی بدم میاد از اینكه فكر كنم دوباره اونو می‌خونی.ممنونم كه یه سال اولی بیچاره، كج خلق و مریض رو خوشحال كردی. احتمالا تو فامیل و دوستای دوست‌داشتنی زیادی داری، برای همین نمی‌تونی درك كنی كه چه حسی داره كه بخوای تنها باشی اما من اینطوریم.خدانگهدار ؛ قول میدم دیگه شكایت نكنم، آخه الان فهمیدم كه تو یه شخص واقعی هستی؛ و همین‌طور قول می‌دم كه دیگه تو رو با سوال‌های بیشتر اذیت نكنم.       هنوزم از دخترها بدت میاد؟ قربانت برای همیشه : جودیخیلی‌ها توی دنیای واقعی هم یه بابا لنگ دراز برای خودشون دارن... برای بابا‌لنگ درازتون اینجا بنویسین! </description>
                <category>اپلیکیشن نامه‌نگار</category>
                <author>اپلیکیشن نامه‌نگار</author>
                <pubDate>Sun, 02 Feb 2020 00:15:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حالا چرا؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mersisoft/%D8%AD%D8%A7%D9%84%D8%A7-%DA%86%D8%B1%D8%A7-ivrdhkqdenbo</link>
                <description>مثل وقت‌هایی که بعد از چند ماه دنبال آهنگی گشتن، توی تاکسی میشنوی اش.. مثل وقت‌هایی که کل خانه را زیر و رو می‌کنی برای پیدا کردن چیزی و شش ماه بعد زیر تخت پیدایش می‌کنی.. مثل پوتینی که آخر زمستان حراج می‌خورد.. مثل لباسی که تازه اندازه‌ات شده و دیگر مدلش دلت را نمی‌لرزاند.. مثل سفری که پنج سال قبل آرزویش را داشتی و حالا سهمت شده.. مثل کفش قرمزی که یک سال پیش دوستش داشتی و حالا خاک می‌خورد بالای کمدت.. مثل وقتی ساعت ۳ صبح هوای دربند به سرت میزند و شش صبح که راهی شدی لبخند هم بر لبت نداری...مثل عکسی که برای پیدا کردنش کل آلبوم‌ها را ورق زدی و وقتی از سرت هوای دیدنش افتاد، لای کتاب پیدایش میکنی...دوست داشتن‌های از دهن افتاده، دیدن‌های خیلی دیر، برگشتن‌های بی موقع، دردی دوا نمی‌کند؛ حسرت آن روزهایت را جبران نمی‌کند، و تو را به آن روزهایی که اتفاق افتادنشان معجزه زندگیت بود برنمی‌گردانند. فقط تمام زندگیت را پر از این سوال می‌کند: چرا همان موقع نه، چرا حالا؟!نامه‌ای از ℳ... معجزه نوشتننامه نگارشما نیز نامه‌های زیبای خود را در اپلیکیشن نامه‌نگار برایمان بنویسید تا با نام خودتان منتشر کنیم.منتظرتان هستیم...</description>
                <category>اپلیکیشن نامه‌نگار</category>
                <author>اپلیکیشن نامه‌نگار</author>
                <pubDate>Thu, 30 Jan 2020 20:41:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رها کردن</title>
                <link>https://virgool.io/@mersisoft/%D8%B1%D9%87%D8%A7-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-wrz5smvhp5b6</link>
                <description>&quot;سلام دوست من... یکی از نامه‌ها امروز در اپلیکیشن نامه‌نگار خیلی من رو تحت تاثیر قرار داد... یکی از دوستان نوشته بود که خیلی چیزا و یا افراد که از زندگی ما رفتن زمانی برمیگردن که یاد گرفتیم بدون اونا زندگی کنیم... تا جایی که میدونم این یکی از قانونهای زندگی توی این دنیاست... نکته اصلی این قانون &quot;عدم وابستگی&quot; هستش... به این معنی که تا زمانی که به چیزی یا کسی خیلی وابسته باشی نمیتونی به دستش بیاری... چون وابستگی باعث میشه که اون ازت فرار کنه... بذارین واضحتر بگم... وابستگی یعنی رها نبودن در لحظه... یعنی بقیه چیزهای دیگه زندگی رو مشروط کردن به بود و نبود کسی یا چیزی که بهش وابسته شدیم... اون فرد یا اون چیز میتونه عشق باشه, میتونه پول باشه, میتونه شادی باشه...  خلاصه کلام اینکه اگه چیزی یا کسی رو میخوای باید بلد باشی بدون اون هم زندگی کنی... به عبارتی به طور همزمان هم اون رو بخوای و هم نخوای! در این حالته که میتونی به دستش بیاری... خوشحال میشم نظرات و تجربیات شما رو هم بدونم دوستان?شما می‌تونین نظرتون رو همیجا یا در اپلیکیشن نامه‌نگار برام بنویسین...نامه‌ای از سروناز معجزه نوشتننامه نگار</description>
                <category>اپلیکیشن نامه‌نگار</category>
                <author>اپلیکیشن نامه‌نگار</author>
                <pubDate>Fri, 24 Jan 2020 17:07:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نامه‌های برگزیده دوم بهمن ماه ۹۸</title>
                <link>https://virgool.io/@mersisoft/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%A8%D9%87%D9%85%D9%86-%D9%85%D8%A7%D9%87-%DB%B9%DB%B8-tiwinb1kc2gv</link>
                <description>باران عشقنامه‌ای زیبا در وصف باران از &quot;شیدا اصغر‌زاده&quot;: سلام...می‌گن وقت بارون وقت اجابت دعاست... ولی واقعا چرا؟ چرا باید مسیر رسیدن به مقصد درخواستت ازگذرگاهی به نام بارون بگذره؟ چرا بارون این همه حُرمت داره؟ خوب که نگاه می‌کنم می‌بینم شایدبه این دلیله که:فرق نمیذارهیکسان می بخشه، از زلالی وجودش.. پیش سخاوت بارون گل و خار، آلوده و پاک، شیشه و سنگ، کتان و ابریشم، سفید وسیاه یکسانه... وقتی تصمیم گرفت بباره، بر همه می‌باره.هنرمند و بي هنر/ آمده و رفته/ضعيف و قوي/ غمگين و شادمان/ ناتوان وتوانا/شب و روز بالای دشت یا پايين رود٭زشت مهربان یا زيبای مغرور٭جوان عجول یا پير صبور٭چوب خشك یا گونه خيس٭دم غروب یا پس از طلوع٭زندانی اسیر یا از هفت بندآزاد٭عابد راستگو یا چوپان دروغگو٭دستانی پر یا مشت‌های خالی٭دختری خنده رو یا پسری اخمو٭دشمنی ترسو یا سربازی دلير  ٭فردی محروم یا مسئولی بهره‌مند٭ بله اگر همه مثل بارون باشیم هیچ دعایی بی اجابت نمی‌مونه...نامه‌ای زیبا در وصف نوشتن از &quot;فرید علاقمند&quot;:تمنای دیده شدننامه همیشه تمنای نویسنده است برای دیده شدن. او میخواهد بماند و نرود. مهمترین دارایی او، ایجاز با کلمات است. سهل است، اما از هرکسی بر نمی‌آید.  نامه وقتی نگاشته شد، ساختار بندی شد، رنگ ادبی به خود گرفت و اغواگری در او جریان یافت، دیگر تنها یک نامه نیست  بلکه بخشی از وجود یک نویسنده است برای یک مخاطب. نامه نوشته می‌شود که بماند، کلماتش باد هوا نیست. نامه مهم است و هر نامه‌ای ارزش یک بار خواندن را حداقل دارد. شما نیز در اپلیکیشن نامه‌نگار همراه ما شوید تا نامه‌های زیبایتان را با نام خودتان منتشر کنیم. </description>
                <category>اپلیکیشن نامه‌نگار</category>
                <author>اپلیکیشن نامه‌نگار</author>
                <pubDate>Thu, 23 Jan 2020 20:59:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نامه‌های برگزیده اول بهمن ماه ۹۸</title>
                <link>https://virgool.io/@mersisoft/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%A8%D9%87%D9%85%D9%86-%D9%85%D8%A7%D9%87-%DB%B9%DB%B8-dst1ywsnkxuk</link>
                <description>یاسمندلم...دلم نه عشق می‌خواهد... نه دوست داشتن‌های آتشینی که هر کسی آرزویش را دارد... دلم فقط یک جای دنج می‌خواهد که برای خودم باشم بدون حس‌های مزاحم و ناامید کننده... می‌خواهم خودم را بیرون بکشم از مرداب دوست داشتن‌های عجیب و غریب که این روزها همیشه یک جایش می‌لنگد... به آغوش تنهاییم برگردم و خیلی چیزها رو دوباره بسازم مثل روح خسته واحساسات ویران شده‌ام تنهایی قدم بزنم، در کافه‌ای بنشینم و به حال خوبم بخندم... دنبال اهدافم باشم و برایشان بجنگم، هر وقت دلم خواست گوشی را خاموش کنم و بی هیچ استرسی دل به زندگی واقعی بسپارم... شیطنت‌هایم را بگذارم توی کیفم و با خودم به همه جا ببرم... برای خود خودم نفس بکشم و شاد بودن را با همه‌ی وجود حس کنم...!شیدا اصغرزادههمدل باشیمسلام..  همدلی یعنی، خودت رو جای کسی بذاری واین میسر نیست مگر اینکه: آنچنان معرفتی داشته باشی که ازخودت، خواسته خودت، اولویت‌های خودت و یا شاید، تمام خودت بگذری تا؛او بشوی..چقدر؟ دیگه یک دقیقه و یک روزش خیلی تفاوتی نمی‌کنه... در موقعیت او که قرار گرفتی، می‌بینی: غم او شده غم تو، شادیت هم رنگ شادی اونه... حالا دیگه مثل او فکر می‌کنی. اصلا انگار داری با کفش‌های او راه میری.. حالا دیگه نه از قضاوت سطحی و عجولانه خبری هست، نه اَنگ و تهمت و افترا...چرا؟ چون...الان تو هم هستی.. دیگه سرزنشش نمیکنی، شماتتش نمی‌کنی، بهشم حق می‌دی..شاید همه حقو... همدلی یعنی همه رو دوست داشته باشیم و اگرنه، باهاشون مدارا کنیم.. نمیگم تحمل کنیم... چون شأن آدمها بیشتراز اونیه که تحملشون کنیم.. همدلی یعنی عشق یعنی احترام. یعنی محبت..همون محبتی که: خار رو گل می کنه..سرکه رو مُل.. تلخ رو شیرین.و مس رو زَرین.. درد رو صافی و شافی.... مرده رو زنده و شاه رو بنده... و همین محبت هم نتیجه دانشه.. این محبت هم نتیجهٔ دانشست کی گزافه بر چنین تختی نشست و هیچ کس بیهوده بر تخت همدلی ننشسته.. تخت نشینیت مبارک، همدلبا تشکر از یاسمن و شیدا که از کاربرهای عزیز &quot;نامه‌نگار&quot; هستن. منتظر نامه‌های زیبای شما هستیم...</description>
                <category>اپلیکیشن نامه‌نگار</category>
                <author>اپلیکیشن نامه‌نگار</author>
                <pubDate>Wed, 22 Jan 2020 20:26:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۳ نامه‌ای که جهان را تغییر دادند</title>
                <link>https://virgool.io/@mersisoft/%DB%B3-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86%D8%AF-mi4zvoqclrg6</link>
                <description>نامه را می‌توان به نوعی تمنای نویسنده برای دیده شدن دانست. نامه نوشته می‌شود تا بماند و نرود. نامه وقتی ساختاربندی شد، رنگ ادبی به خود گرفت و اغواگری در او جریان یافت، دیگر تنها یک نامه نیست، بخشی از وجود نویسنده است برای یک مخاطب یا هزاران مخاطب.برخی نامه‌ها در دل مخاطب برای همیشه ماندگار می‌شوند و برخی دیگر، آنقدر بازی کلمات را ماهرانه انجام می‌دهند که می‌توانند جهانی را دگرگون کنند.در اینجا با ۳ نامه‌ای که جهان را تغییر دادند، آشنا می‌شویم.۱- نامه انیشتن که هشدار دهنده آغاز عصر بمب اتم بود.در دوم اگوست ۱۹۳۹، یعنی تقریبا ۸۰ سال پیش،  هنگامی که انیشتین شروع به نگارش نامه به روزولت -رییس جمهور وقت آمریکا- کرد، هرگز از جاذبه نامه‌اش و اثر بزرگ آن در آینده بشریت، خبر نداشت. انیشتین در این نامه به رئیس‌جمهور هشدار داد که کار و تحیقیق توسط دانشمندانی چون انریکو فرمی و لیو ممکن است روزی منجر به &quot; واکنش زنجیره‌ای هسته‌ای” در حجم عظیمی از اورانیوم شود و در نهایت تولید بمب اتمی شود. انگیزه اصلی انیشتین، این بود که پتانسیل یه &quot;سوپر بمب&quot; بزرگ را به دولت ایالات‌متحده انتقال دهد. وقتی روزولت این نامه را دریافت کرد، به مشاور نظامی خود، ژنرال ادوین واتسون، گفت که اقدام کند و قول داد که هزینه تحقیقات در مورد شکافت هسته‌ای را تامین کند. سپس بین روزولت و دانشمندان، نامه‌ نگاری‌های متعدد دیگری انجام شد که زنجیره‌ای از رویدادهای منتهی به پروژه منهتن و توسعه بمب اتمی را که در هیروشیما و ناکازاکی در سال ۱۹۴۵ مستقر شده بود، به حرکت درآورد و به جنگ جهانی دوم کمک کرد.۲-  نامه‌ای از جورج واشنگتن که منجر به پیروزی انقلاب آمریکا شددر زمان جورج واشنگتن، فرمانده ارتش قاره‌ای در میانه کشمکشی بین مستعمرات آمریکا که تلاش می‌کردند خود را از بریتانیا جدا کنند، گیر کرده بود.ارتش انگلیس بندر شهر نیویورک را تسخیر کرده بود و هر روز به پیشروی خود ادامه میداد. در طرف دیگر، واشنگتن معتقد بود که می‌تواند از کمک یک جاسوس در شهر برای گزارش آنچه در پشت خطوط دشمن رخ می‌دهد بهره‌مند شود.وقتی تلاش واشتگتن برای جذب جاسوس از افراد محلی بدون نتیجه ماند، واشنگتن تصمیم گرفت یک نامه به شخصی بنام ناتانیل بنویسد. در این نامه که بصورت رمز و راز نوشته شده بود، از مزایای اینکار و اثرش بر کشور نوشته شده بود و در آن واشنگتن به ناتانیل برای ایجاد یک شبکه جاسوسی و یک سیستم جاسوسی که بتواند اطلاعات را جمع‌آوری کند، ۵۰ دلار به مدت یک ماه ارائه کرد. گرچه ناتانیل، پیشرفت چشمگیری نداشت، اما وی نامه را به شخص دیگری بنام بنجامین ارائه کرد و او این کار را به نحو احسنت انجام داد.دوربین دریایی او به طور موفقیت‌آمیز اطلاعاتی را در مورد جنبش سربازان بریتانیایی و برنامه‌های آنها جمع‌آوری کرده و آن را به واشنگتن تحویل میداد و در نتیحه نقشه‌ انگلیسی‌ها شکسته شده و ژنرال کورنوالیس در سال ۱۷۸۱ تسلیم شد.۳- نامه از طرف مادری که به زنان حق رای داددر سال ۱۹۲۰، سرنوشت حق رای زنان در دستان مردی قرار داشت که علنا با این جنبش مخالف بود.در ۱۸ اوت همان سال، نماینده مجلس ایالتی تنسی، هری توماس، باید تصمیم می‌گرفت که آیا دولت او اصلاحیه نوزدهم را تصویب کند یا نه. تنسی، سی و ششمین ایالات برای انجام این کار شد، و حد نصاب، سه چهارم ایالات مورد نیاز برای اعطای حق رای به زنان را استحکام بخشید. هنری توماس در روز رای‌گیری لباسی با رنگ پوست رز قرمز به تن داشت که نماد مخالفت بود. درست همان روز، یک روزنامه محلی از مردم خواست تا &quot;گل‌سرخی&quot; بپوشند تا به شکست اصلاحیه کمک کنند.وقتی که این اصلاحیه پس از بحث طولانی برای رای‌گیری مطرح شد، هنری توماس، ناظران را با رای دادن به نفع آن شگفت‌زده کرد. دلیل؟ در جیب ژاکتش نامه مادرش بود که او را بر آن داشت تا با حق رای برای حق رای زنان کنار بیاید و گفت: &quot;فراموش نکن که پسر خوبی باشی.&quot; بعدها وی گفت که نصیحت مادر همیشه برای یک پسر بهتر استنامه نگاری، به شما آرامش می‌دهد، برای افکارتان و آرزوهایتان، خواننده‌ای پیدا می‌کند و شما را سبک‌تر می‌کند. در آینده وقتی نامه‌های گذشته خود را ‌می‌خوانید، از تغییر تفکرتان در طول زمان احتمالا شگفت‌زده خواهید شد. شما هم نامه‌نگاری رو دوست دارین؟ بیاین اینجا تا هم نامه‌های زیبا بخونین، هم نامه‌های زیبا بنویسین...</description>
                <category>اپلیکیشن نامه‌نگار</category>
                <author>اپلیکیشن نامه‌نگار</author>
                <pubDate>Tue, 21 Jan 2020 18:45:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نامه چارلی چاپلین به دخترش</title>
                <link>https://virgool.io/@mersisoft/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DA%86%D8%A7%D8%B1%D9%84%DB%8C-%DA%86%D8%A7%D9%BE%D9%84%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1%D8%B4-latis0skexff</link>
                <description>دخترم جرالديناز تو دورم ولی يک لحظه تصوير تو از ديدگانم دور نمي‌شود. تو کجايی؟ در پاريس روی صحنه تئاتر پرشکوه شانزه ليزه؟ اين را مي‌دانم و چنان است که گويي در اين سکوت شبانگاهی آهنگ قدمهايت را مي‌شنوم. شنيده‌ام نقش تو در اين نمايش پرشکوه، نقش آن دختر زيبای حاکمی است که اسير خان تاتار شده است. جرالدين، در نقش ستاره باش و بدرخش، اما اگر فرياد تحسين‌آميز تماشاگران و عطر مستی‌آور گلهايی که برايت فرستاده‌اند به تو فرصت هوشياری داد، بنشين و نامه‌ام را بخوان. من پدر تو هستم. امروز نوبت توست که صدای کف زدن‌های تماشاگران گاهی تو را به آسمان‌ها ببرد. به آسمان‌ها برو ولی گاهی هم به روی زمين بيا و زندگی مردم را تماشا کن، زندگی آنان که با شکم گرسنه در حالی که پاهايشان از بينوايی می‌لرزد و هنرنمايی می‌کنند. من خود يکی از ايشان بوده‌ام. جرالدين دخترم، تو مرا درست نمی‌شناسی در آن شب‌های بس دور با تو قصه‌ها بسيار گفتم اما غصه‌های خود را هرگز نگفتم آن هم داستانی شنيدنی است.داستان آن دلقک گرسنه که در پست‌ترين صحنه‌های لندن آواز می‌خواند و صدقه می‌گيرد، داستان من است. من طعم گرسنگی را چشيده‌ام. من درد نابسامانی را کشيده‌ام و از اين‌ها بالاتر رنج حقارت آن دلقک دوره‌گرد را که اقيانوسی از غرور در دلش موج می‌زند و سکه صدقه آن رهگذر غرورش را خرد نمی‌کند. با اين همه زنده‌ام و از زندگان پيش از آنکه بميرند حرفی نبايد زد. به دنبال نام تو نام من است :&quot;چاپلين&quot; جرالدين دخترم، دنيايی که تو در آن زندگی می‌کنی دنيای هنرپيشگی و موسيقی است. نيمه شب آن هنگام که از سالن پرشکوه تئاتر شانزه ليزه بيرون می‌آيی آن ستايشگران ثروتمند را فراموش کن. حال آن راننده تاکسی که تو را به منزل می‌رساند بپرس. حال زنش را بپرس و اگر آبستن بود و پولی برای خريد لباس بچه نداشت، مبلغی پنهانی در جيبش بگذار. به نماينده خود در پاريس دستور داده‌ام فقط وجه اين نوع خرج‌های تو را بی چون و چرا بپردازد. اما برای خرج‌های ديگر بايد صورت حساب آن را بفرستی. دخترم جرالدين گاه‌ و بی‌گاه با مترو و اتوبوس شهر را بگرد و مردم را نگاه کن. زنان بيوه، کودکان يتيم را بشناس و دست کم روزی يک بار بگو: من هم از آنان هستم. تو واقعا يکی از آنان هستی و نه بيشتر. هنر قبل از اينکه دو بال به انسان بدهد اغلب دو پای او را مي‌شکند. وقتی به مرحله‌ای رسيدی که خود را برتر تماشاگران خويش بدانی, همان لحظه تئاتر را ترک کن و با تاکسی خود را به حومه پاريس برسان. من آنجا را خوب می‌شناسم. آنجا بازيگران همانند خويش را خواهی ديد که از قرن‌ها پیش زيباتر از تو، چالاکتر از تو و مغرورتر از تو هنرنمايی مي‌کنند، اما در آنجا از نور خيره‌کننده تئاتر شانزه‌ليزه خبری نيست. دخترم جرالدين، چکی سفيد امضا برايت فرستاده‌ام که هر چه دلت می‌خواهد بگيری و خرج کنی. ولی هر وقت خواستی دو فرانک خرج کنی با خود بگو: سومين فرانک از آن من نيست. اين مال يک مرد فقير و گمنام است که امشب به يک فرانک احتياج دارد. جست و جو لازم نيست. اين نيازمندان گمنام را اگر بخواهی همه جا خواهی يافت. اگر از پول و سکه برای تو حرف می‌زنم برای آن است که از نيروی فريب و افسون پول، اين فرزند بی‌جان شيطان خوب آگاهم. من زمانی دراز در سيرک زيسته و هميشه و هر لحظه برای بند بازان روی ريسمانی بس نازک و لرزنده نگران بوده‌ام. اما دخترم اين حقيقت را بگويم که مردم بر روی زمين استوار و گسترده بيشتر از بند بازان ريسمان نا استوار سقوط می‌کنند. دخترم جرالدين، پدرت با تو حرف می‌زند. شايد شبی درخشش گرانبهاترين الماس اين جهان تو را فريب بدهد و آن شب است که این الماس، آن ريسمان نا‌استوار زير پای تو خواهد بود و سقوط تو حتمی است. روزی که چهره زيبای يک اشراف‌زاده بی بند و بار تو را بفريبد آن روز است که بند بازی ناشی خواهی بود. هميشه بند بازان ناشی سقوط می‌کنند. از اين رو دل به زر و زيور نبند. بزرگترين الماس اين جهان آفتاب است که خوشبختانه بر گردن همه می درخشد. اما اگر روزی دل به مردی آفتاب گونه بستی، با او يک دل باش و به راستی او را دوست بدار. یعنی اين را وظيفه خود در قبال اين موضوع بدان. به مادرت گفته‌ام که در اين خصوص برای تو نامه‌ای بنويسد. او از من بهتر معنی عشق را می‌داند. او برای تعريف &quot;عشق&quot; که معنی آن&quot; يکدلی&quot; است شايسته‌تر از من است. دخترم هيچکس و هيچ چيز ديگر در اين جهان نمی‌توان يافت که شايسته آن باشد که دختری ناخن پای خود را برای آن عريان کند. برهنگی بيماری عصر ما است. به گمان من تن تو بايد مال کسی باشد که روحش را برای تو عريان کرده است. حرف بسيار برای تو دارم ولی به وقت ديگر می گذارم و با اين آخرين پيام نامه را پايان می‌بخشم. انسان باش، پاک‌دل و يکدل، زيرا گرسنه بودن، صدقه گرفتن و در فقر مردن بارها قابل تحمل‌تر از پست و بی‌عاطفه بودن است.پدر تو، چارلی چاپلينشما چه حرف‌هایی برای فرزندان خود و فرزندان سرزمین خود دارید؟برای ما در نامه‌نگار بنویسید تا صدای شما باشیم.</description>
                <category>اپلیکیشن نامه‌نگار</category>
                <author>اپلیکیشن نامه‌نگار</author>
                <pubDate>Tue, 21 Jan 2020 15:37:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برگزیده‌های سی‌ام دی ماه در نامه‌نگار</title>
                <link>https://virgool.io/@mersisoft/%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1-av8grjcjsclm</link>
                <description>برگزیده شماره یککیف نامه خوانینامه‌های دوران مدرسه‌ام بی شمارند، راستش هیچ کدامشان عاشقانه نبوده‌اند. همه‌اش از آنهایی بوده‌اند که برای دوستانم‌ نوشتم، ساده اما حاوی حس و حال بچگی. همه شان البته شیرین نبودند، برخی هیجانی و برخی سرد. اما ته همه آنها مخاطبم برایم ارزش داشته است. این سنت نامه نوشتن بعدها به کیف خواندن نامه‌های دیگران هم تسری کرد. واقعیت این است که نامه با خود، روح کلمات را بر جان کاغذ می نشاند و به مخاطب و قلب او منتقل میکند. به نظرم همه ما باید شروع به نوشتن کنیم، انقدر نامه بنویسیم تا خود واقعی را بیابیم، برایم بنویس چه چیزی برایت ارزشمند است. برگزیده شماره دودانشجوی جدیدلیلای عزیزم، امروز در دانشگاه، یک همکلاسی جدید پیدا کردم، اسمش علی است. بلد است چطور بپوشد و چطور سخن بگوید که دیگران خامش شوند، نه اینکه کار بدی باشد، منظورم این است که انگار قفل دل همه را بلده. حرفهای علی تمامی‌ ندارد‌. میگوید از بچگی دوست داشته گوینده بشه و واسه همین اینقدر خوب میتونه حرف بزنه. وقتی از خاطراتش میگه، صورتش سرخ میشه. میگه یه بار نامه را به اقلید خانم تو کوچه داده و سریع دور شده و دیگه هیچوقت سر راهش قرار نگرفته تا رویا و خیالی که از اقلید برای خودش ساخته، خراب نشه. برگزیده شماره سهاولین بارها&quot;دوستی که نامه من رو میخونی سلام دقت کردی اولین بارها همیشه خاصن؟ اولین باری که مدرسه رفتی... اولین باری که امتحان دادی... اولین باری که بیست گرفتی... اولین باری که دوست پیدا کردی... اولین باری که گوشی موبایل خریدی... اولین باری که غذا پختی... اولین باری که دستپخت نوعروس خانواده رو خوردی... و ... میدونم که با خوندن این اولین‌ها خاطره‌هایی توی ذهنت زنده شد... تو هم از اولین‌هات برام بنویس?شما هم نامه‌نگاری رو دوست دارین؟ بیاین اینجا تا هم نامه‌های زیبا بخونین، هم نامه‌های زیبا بنویسین...</description>
                <category>اپلیکیشن نامه‌نگار</category>
                <author>اپلیکیشن نامه‌نگار</author>
                <pubDate>Mon, 20 Jan 2020 20:47:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نامه‌های برگزیده بیست و نهم دی ماه ۹۸</title>
                <link>https://virgool.io/@mersisoft/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D9%86%D9%87%D9%85-%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%87-%DB%B9%DB%B8-linvyfuv5j1j</link>
                <description>مولانا&quot;تا در طلب گوهر کانی کانی تا در هوس لقمه نانی نانی این نکنه رمز اگر بدانی دانی هر چیز که در جستن آنی آنی&quot;نامه کاربر عزیزمون به شما:سی سالگی&quot;نمیدونم چند ساله هستی... ولی امیدوارم از من کوچکتر باشی که تجربیات من به دردت بخوره...هر وقت می‌خوام در مورد سی سالگی بنویسم, یاد کتاب &quot;کاش وقتی بیست ساله بودم میدانستم&quot; میفتم... واقعیت اینه که سی سالگی حس عجیب و متفاوتی داره... دیگه به اندازه زمانی که بیست ساله و بیست و چند ساله بودی احساساتی نمیشی... دیگه به اندازه اون موقع‌ها اشک نمی‌ریزی... خیلی چیزا رو راحتتر از قبل قبول میکنی و از کنار خیلی چیزا راحتتر میگذری... محتاطتر میشی... زندگی واقعی‌تر میشه... نسبت به بیست و چند سالگی خیلی بهتر خودتو میشناسی، تقریبا علایقت رو می‌دونی و می‌‌دونی از چه تیپ آدم‌هایی خوشت می‌یاد و از چه تیپ آدم‌هایی نه... می‌دونی وقتت رو باید صرف چی کنی، تصمیم‌گیری برات راحتتره و کلا چارچوب زندگیت مشخص‌تر شده.از سی تا چهل سالگی شاید یه جورایی دهه طلایی زندگی باشه، زمانی که نه اونقدر جوونی که احساساتی و اشتباه تصمیم بگیری و نه سنت خیلی بالاست که به اندازه کافی انرژی نداشته باشی.نهایتا نظر من اینه که با توجه به اینکه از حدود سی سالگی (وقتی که تقریبا می‌دونی از زندگی چی می‌خوای) بیشتر از هر وقت دیگه‌ای زمان ساختن زندگیه.خیلی دوست دارم که نظرات، تجربیات و حتی تصوراتتون رو از سی سالگی بدونم. پس نظراتتون رو برامون بنویسید. معجزه نوشتناپلیکیشن نامه نگار:https://cafebazaar.ir/app/com.rimersi.letter</description>
                <category>اپلیکیشن نامه‌نگار</category>
                <author>اپلیکیشن نامه‌نگار</author>
                <pubDate>Sun, 19 Jan 2020 19:51:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روی مدار مثبت</title>
                <link>https://virgool.io/@mersisoft/%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%AB%D8%A8%D8%AA-anc9zu8qcfdm</link>
                <description>مغز انسان روزانه بین پنجاه تا شصت هزار فکر مختلف را تجزیه و تحلیل می‌کند. همه این افکار مثبت نیستند و گاهی اوقات افکار منفی ما رو از انجام دادن درست کارها و تمرکز روی آن‌ها باز می‌دارند. روانشناسان راه‌های مختلفی برای افزایش تمرکز و شاد بودن و در لحظه زندگی کردن توصیه کرده‌اند که یکی از بهترین و مؤثرترین این راه‌ها نوشتن است. نوشتن باعث می‌شود که ذهن شما سریعتر از دست افکار مزاحم راحت شود.اما چه بنویسیم؟هر آنچه که ذهن شما رو به خودش مشغول کرده بنویسید تا بار ذهنیشان کم شود. تقریبا همه ما می‌دانیم که نوشتن تاثیرات خیلی خوبی روی سلامت روان ما دارد. پس چرا انجامش نمی‌دهیم؟یکی از مهمترین دلایلش این هست که انگیزه‌ای برای نوشتن نداریم! اما اگر بدانیم که می‌توانیم نوشته‌هامون رو به صورت ناشناس مثل نامه توی بطری بگذاریم و به دست افرادی که نمی‌شناسیم برسونیم تا جوابمون رو بدن ترغیب می‌شیم که حتما بنویسیم. خبر خوب اینه که اپلیکیشن &quot;نامه‌نگار&quot; به تازگی منتشر شده که این کار رو براتون ساده کرده و خبر بهتر اینه که نامه‌های منتخب با اسم خودتون در اپلیکیشن منتشر می‌شوند. پس همین حالا شروع به نوشتن کنید.قابلیت‌های برنامه:خواندن و ارسال نامه به تعداد نامحدودامکان ارسال نامه برای شخص دلخواه (از نظر جنسیت و سن)تغییر سربرگ نامهانتخاب تمبرهای زیباتغییر فونت متن نامهصفحه ما رو در ویرگول دنبال کنید تا نامه‌های زیبا و منتخب افراد رو بخونید.لینک دانلود اپلیکیشن:https://cafebazaar.ir/app/com.rimersi.letter</description>
                <category>اپلیکیشن نامه‌نگار</category>
                <author>اپلیکیشن نامه‌نگار</author>
                <pubDate>Sun, 19 Jan 2020 18:15:40 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>