<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Mery.saa</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@merysaa</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-01 10:23:16</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/462798/avatar/uZOJt3.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Mery.saa</title>
            <link>https://virgool.io/@merysaa</link>
        </image>

                    <item>
                <title>غزلی از حافظ</title>
                <link>https://virgool.io/@merysaa/%D8%BA%D8%B2%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-obzmhbygcq3q</link>
                <description>دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمی‌گیردزهر در می‌دهم پندش ولیکن در نمی‌گیردخدا را ای نصیحتگو حدیث ساغر و می گوکه نقشی در خیال ما از این خوشتر نمی‌گیردبیا ای ساقی گلرخ بیاور باده رنگینکه فکری در درون ما از این بهتر نمی‌گیردصراحی می‌کشم پنهان و مردم دفتر انگارندعجب گر آتش این زرق در دفتر نمی‌گیردمن این دلق مرقع را بخواهم سوختن روزیکه پیر می فروشانش به جامی بر نمی‌گیرداز آن رو هست یاران را صفاها با می لعلشکه غیر از راستی نقشی در آن جوهر نمی‌گیردسر و چشمی چنین دلکش تو گویی چشم ازو بردوزبرو کاین وعظ بی‌معنی مرا در سر نمیگیردنصیحتگوی رندان را که با حکم قضا جنگ استدلش بس سنگ می‌بینم مگر ساغر نمی‌گیردمیان گریه می‌خندم که چون شمع اندراین مجلسزبان آتشینم هست لیکن در نمی‌گیردچه خوش صید دلم کردی بنازم چشم مستت راک کس مرغان وحشی را از این خوشتر نمی‌گیردسخن در احتیاج ما و استغنای معشوق استچه سود افسونگری ای دل که در دلبر نمی‌گیردمن آن آیینه را روزی به دست آرم سکندرواراگر می‌گیرد این آتش زمانی ور نمی‌گیردخدا را رحمی ای منعم که درویش سر کویتدری دیگر نمی‌داندرهی دیگر نمی‌گیرد</description>
                <category>Mery.saa</category>
                <author>Mery.saa</author>
                <pubDate>Sun, 13 Dec 2020 11:19:47 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>