<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های علی یعقوبعلی پور</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mesbah_alhoda</link>
        <description>من فکر می کنم که بایست یه فکری بکنم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 22:35:48</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/489282/avatar/xe7vi3.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>علی یعقوبعلی پور</title>
            <link>https://virgool.io/@mesbah_alhoda</link>
        </image>

                    <item>
                <title>دانشجوی انقلابی؛ موجودی استثنایی</title>
                <link>https://virgool.io/@mesbah_alhoda/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AB%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-t3i9nytl729x</link>
                <description>دانشجوی انقلابی باید خود را موجودی استثنایی فرض کند؛ این مفهوم شاید در نگاه اول تنها در یک لفظ انحصار یافته باشد ولی واقعیت این است که لفظ دانشجو به خودیِ خود بیانگر بسیاری از معانی هست که اصلاً ارتباطی با انقلابی بودن ندارد زیرا که این مفهوم به صورت صحیح برای جامعه­ی دانشجویی کشور جا نیفتاده است؛ به عنوان مثال، وقتی که از لفظ دانشجو استفاده می­گردد، ناخودآگاه واژه­های بسیاری به ذهن انسان خطور می­کند که در ظاهر اصلاً ربطی به انقلابی بودن ندارد ولی نکته بر سر این است که از چه منظری به دانشجو نگریسته شود؟- آیا دانشجو تنها همین است که به دنبال مطالعه­ی علمی باشد؟- آیا دانشجو همین است که اگر مدرک تحصیلی مدّنظر خویش را از دانشگاه محل تحصیل خویش بگیرد، به موفقیت دست یافته است؟- آیا دانشجویانی که معدّل­های بالاتری دارند می­توانند اثرگذاری بالاتری در جامعه داشته باشید؟خُب این پرسش­ها از اساس دارای یک خطای بنیادی است، این خطا هم نشأت گرفته از نگاه غلطی است که در دل جامعه­ی دانشجویی کشور شکل گرفته است. به عنوان مثال، همان خطایی که در حوزه تعریف علوم انسانی اسلامی مشاهده می­گردد، در اینجا نیز صادق است؛ وقتی که عدّه­ای اصرار دارند که به انواع و اقسام روش­ها اثبات نمایند که علم و دین با هم رابطه دارند و در طرف مقابل نیز عدّه­ای سعی وافری دارند که علم و دین با هم رابطه­ای ندارند؛ در حالی که اصلاً جنسِ رابطه­ای که بین علم و دین وجود دارد، از سایر مسائل این­چنینی متفاوت است، این دو دارای وحدتی جدایی­ناپذیر هستند؛ کما اینکه علم بدون دین تبدیل به ابزاری برای نابودی بشر می­شود که از نمونه­های آن به وفور در طول تاریخ قابل مشاهده است؛ به طریق اولی، دانشجو بودن با دانشجوی انقلابی بودن تفاوتی ندارد؛ در همین معنا هست که امکان دارد دانشجویی را در بهترین دانشگاه­های خارج از کشور مشاهده کنیم و می­توان او را دانشجوی انقلابی نیز نامید.نکته بر سر این است که از همان موقع که دانشگاه به وجود آمده، قصدی وجود دارد که می­خواهد این دو لفظ را از هم تفکیک کند؛ جریانی که به دنبال این است که دانشجو هویت ارزنده­ی خویش را نشناسد؛ دانشجویی که باید موذن جامعه باشد، دانشجویی که باید سرنوشت یک مملکت را تعیین کند، درگیر مسائل پست و فرومایه­ای مانند نگارش مقالات بدون مسئله می­گردد که خود و جامعه را هر روز دچار مشکلات گسترده­تری می­نماید که در نهایت او را به سر منزل مقصود نمی­رساند.در واقع، دانشجو به مثابه دانشجو همان موجود استثنایی هست که می­تواند با نمود صفت انقلابی­گری خویش یک دنیا را متحوّل کند؛ همین دانشجو هست که می­تواند با ویژگی­هایی همچون علم­آموزی عاشقانه، احساس مسئولیت، عدالت­خواهی، آزاداندیشی و آزادی­خواهی رشد جامعه را در تمامی ابعاد مهیّا سازد.در پایان ذکر این نکته الزامی است که :«دانشجویی که انقلابی نباشد، دانشجو نیست!»</description>
                <category>علی یعقوبعلی پور</category>
                <author>علی یعقوبعلی پور</author>
                <pubDate>Tue, 05 Jan 2021 00:08:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>واقعاً دنبال چه چیزی هستیم!</title>
                <link>https://virgool.io/@mesbah_alhoda/%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D8%A7%D9%8B-%D8%AF%D9%86%D8%A8%D8%A7%D9%84-%DA%86%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%85-rwhjigfwcjfo</link>
                <description>روزها فکر من این است و همه شب سخنم                                  که چرا غافل از احوال دل خویشتنماین بیت معروف مولوی را هر وقت مرور می کنم، بیشتر به یاد احوالات پریشان خودم می افتم؛ اصلاً ما دنبال چه چیزی هستیم؟ داریم چه کار می کنیم؟ برای چه کسی کار می کنیم؟ اصلاً باید برای کسی کار کنیم؟ از این قبیل سوالات این قدر به ذهن انسان خطور می کند که بعضی وقتها آدم به خودش می گوید نکند که کلّاً اشتباهی هست! داریم در کجا سیر می کنیم؟احساس می کنم مهم ترین مسئله این است که ببینیم در این پازل زندگانی، چه جایگاهی را می توانیم تصاحب نماییم!مسئله بر سر این نیست که فلان کس به بیسار جا رسیده است؛ بلکه، مسئله بر شخص حقیقی خودمان است. ما هستیم که مشخص می کنیم قرار است کدام قلّه ها را فتح کنیم؟! ما هستیم که تصمیم می گیریم! ما هستیم که هر روز گره های کور زندگی مان را کورتر می کنیم! ما هستیم که هر وقت با مشکل پیچیده ای روبه رو می شویم هُل می کنیم و نمی دانیم که باید چه کار کنیم!در واقع مسئله این است که ما دقیقاً نمی دانیم که اصل کاری دستِ کیست و داستان چیز دیگریست!!!الآن و در همین زمان هیچ چیز به خودی خود اتفاق نمی افتد! همه چیز صاحب دارد و صاحب آن یکی است، یکی؛ و آن یکی کسی نیست جز خداوند متعال!!!ما در تمامی زندگانی مان چون نمی دانیم که اصل کاری چیست؟ چپ و راست مان را نیز هم اشتباه می گیریم.تا وقتی هدف خلقت که همان عبادت و بندگی خداوند متعال هست، درک نشود؛ هر روز بر جهالت ما افزوده می گردد. آن کس که نداند و نداند که نداند                                                    در جهل مرکب ابدالدهر بماند</description>
                <category>علی یعقوبعلی پور</category>
                <author>علی یعقوبعلی پور</author>
                <pubDate>Wed, 30 Dec 2020 01:13:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فوتبالی که ما را از همه چیز می اندازد</title>
                <link>https://virgool.io/@mesbah_alhoda/%D9%81%D9%88%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D8%AF-mlbdjvswmozk</link>
                <description>وقتی دیروز بازی پرسپولیس رو به پایان بود، اولین چیزی که به ذهنم آمد این بود که چرا نمی شود که یک تیم ایرانی در لیگ قهرمانان آسیا قهرمان شود؟!بازی که تمام شد، خیلی اعصابم به هم ریخت. این قدر که دیگر حال و حوصله ی هیچ کاری نداشتم ولی یک ذره که گذشت به خودم گفتم الآن دقیقاً چه اتفاقی افتاده است! برای یک تیم ایرانی که یک ملت برای آن دعا می کردند و به قول رفقا؛ انرژی مثبت براشون می فرستادند، یک شکست حسرت برانگیز بدست آمد. این نگاه شاید اولین چیزی باشد که به ذهن ساده حقیر رسید ولی اگر شاید با عینک صحیح به مسئله نگاه کنیم، احتمالاً دیگر این قدر ساده روح و روان مان را در اختیار چنین چیزهایی قرار نمی دهیم. به عنوان مثال، وقتی انسان یک امتحان سخت را که خوب برای آن تلاش کرده است، خیلی خوب امتحان نمی دهد؛ آن لحظه انسان به خود می گوید که حداقل تلاش خودمان را در راه هدف مان کرده ایم ولی سر بازی پرسپولیس که به نمایندگی از مردم ایران روبه روی اولسان هیوندای قرار گرفته بود؛ یک تفاوت بسیار مهم داشت، اینکه اصلاً در اینجا ما فقط تماشاگر هستیم و کاری از دستمان بر نمی آمد که نتیجتاً وقتی یک بازیکن به خوبی نمی پرد، نه تنها زحمات یک تیم بلکه نگاه یک ملت را به نابودی می دهد؛ باز هم در همین نگاه هست که باید بیشتر و بیشتر حسرت بخوریم!این نگاه هست که ما را از اصل داستان دور می کند، داستان را باید آن طوری که هست مشاهده کرد؛ این قضیه در خیلی از جاها صادق است، از جمله سر همین بازی فینال که فقط اندوه و ناراحتی را برای ما به ارمغان داشت. در هر صورت امیدوارم که از این به بعد سعی کنم که با عینک های درست به پدیده های اجتماعی مانند فوتبال و حواشی آن بپردازم.</description>
                <category>علی یعقوبعلی پور</category>
                <author>علی یعقوبعلی پور</author>
                <pubDate>Sun, 20 Dec 2020 23:45:56 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>