<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های هومن مسگری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mesgary</link>
        <description>مدیرعامل بلوط و علاقه‌مند به اشتراک‌گذاری دانشی که در اثر تجربه‌ام کسب‌کرده‌ام</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 22:20:05</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/720958/avatar/6l6KjP.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>هومن مسگری</title>
            <link>https://virgool.io/@mesgary</link>
        </image>

                    <item>
                <title>برداشت شخصی کوتاه از اسلاش ۲۰۲۴</title>
                <link>https://virgool.io/@mesgary/slush2024-usmp4tdw9qcr</link>
                <description>هر سفر دستاوردهای خاص خودش رو داره و با دیگر سفرها متمایزه. در سال‌های اخیر به واسطه شغلم ایونت‌های مختلف و سفرهای متنوعی رفتم و با افراد و کسب‌وکارهای گوناگونی، هم برخورد کردم و هم به گفت‌وگو نشستم. اما واقعیت اینه که حال و هوای اسلاش فراتر از یک رویداده و از آن دسته اتفاق‌هاییه که تجربه کردن آن را به همه فعالان فناوری اطلاعات بدون توجه به سابقه و یا حوزه فعالیتشون توصیه می‌کنم.بعد از سفر، از طرف شرکت شناسا دعوت شدم که روایت خودم رو از اسلاش ۲۰۲۴ ارائه کنم. فرصت خوبی بود که هم آموخته‌های خودم از رویداد اسلاش رو مرور کنم، هم‌ اینکه با سایر افراد متخصص و آشنایان در یک رویداد تخصصی، اسلاش ۲۰۲۴ رو مرور کنم. مطلبی که در ادامه می‌خونید بیشتر از اینکه یک سفرنگار باشه، یک برداشت شخصی کوتاه از یک رویداد جهانیه که در «رویداد نوآورد» ارائه کردم. قبل از هر چیزی بگم که اسلاش ۲۰۲۴ سرتاپا بوی AI می‌داد؛ تأکید بی حد و حصر بر AI باورنکردنی بود. عموم کسب‌وکارها سعی داشتند مبتنی بر هوش مصنوعی به ویژه هوش مصنوعی مولد/زاینده (Generative AI) خلق ارزش داشته باشند. نکته مهمتر از حضور AI، به نظرم سطح حضور افراد در این همایش بود که عموماً مدیرعامل و یا بیانگذران بودند و این سبب شده بود که رویداد اسلاش در کلاس دیگری مهم و قدرتمند باشه.نکته دیگه‌ اینکه در فنلاند سرد و یخ‌بسته، توانسته بودند با یک رویداد موفق جهانی در حوزه تکنولوژی، گرما و شور و نشاط رو به کشور تزریق کنند. از رئیس‌جمهور فنلاند تا سایر بخش‌های این کشور، این رویداد رو باور کرده بودند و همه سعی در بهتر برگزار شدن این رویداد داشتند.لیستی از تفاوت‌هااولین موردی که در اسلاش ۲۰۲۴ به اون برخورد کردم، سطح و نوع دغدغه‌هاست. بنیانگذاران اونجا در مورد محدودیت‌ها دغدغه نداشتند. برای آنها کاملاً بدیهی بود که به هشت میلیارد کاربر در کل دنیا دسترسی داشته و موانعی در دسترسی به اینترنت نداشته باشند.استارتاپ‌ها و بنیانگذاران اونجا طیف گسترده‌ای از تجربیات موفق و ناموفق در همه جای جهان رو می‌توانستند لمس کنند.آنها ایده‌‌هاشون رو در تعامل با سایر کسب‌وکارها و استارتاپ‌ها می‌سازند. بعضاً هشتاد درصد یک استارتاپ حاصل گرفتن سرویس از سایر پلتفرم‌ها و کسب‌وکارها بود و حدود ۱۰ الی ۲۰ درصد یک استارتاپ توسط سازندگان اون استارتاپ ساخته شده بود.مشکل نیروی کار نداشتند. نیروهای آنجا مشکل تبدیل پول نداشتند! که ریال را با دلار و یورو معادل‌سازی کنند و نگران ارزش پول باشند. از طرفی با دورکاری از سراسر دنیا سازگار بودند و می‌تونستند از سرتاسر دنیا نیرو بگیرند.از این فرق هم بگذریم که جذب سرمایه محدود به چند سرمایه‌گذار نیست و می‌توانند از کل دنیا جذب سرمایه‌گذار داشته باشند، آن هم به دلار و یورو. از این هم بگذریم که شرایط سیاسی و اقتصادیشون پایدار هست و می‌توانند برنامه‌ریزی بلندمدت برای کارهاشون داشته باشند.دیده‌ها و یافته‌هادر اسلاش ۲۰۲۴ موردی که به نظرم پررنگ بود، این بود که بنیانگذاران مشارکت کردن بلد بودند و متوجه شده بودند که از تجمیع توانمندی‌هاست که موفقیت حاصل می‌شه. کمتر نگاه رقابتی مطرح بود و بیشتر افراد به دنبال شکل‌دهی مشارکت و همکاری بودند. بنیانگذاری بود که عمده خدماتش رو از گوگل گرفته بود و این رو به صراحت و با صدای بلند می‌گفت.بر پایه نظرسنجی و همین‌طور آمارهایی که آنجا از بنیانگذاران ارائه شد، شاید براتون جالب باشه که چهار دغدغه اصلیشون به ترتیب جذب سرمایه، جذب کاربر، مقیاس‌پذیری و در آخر افزایش درآمد هست. این جالبه که افزایش درآمد قسمت آخر رو داره و جذب سرمایه از جذب کاربر هم اهمیت بالاتری دارد.در اسلاش ۲۰۲۴ بازی فینتک خیلی کم‌‌رنگ بود، در حالی‌که  در ایران فین‌تک خیلی اصالت داره. به نظر میاد که وضعیت فین‌تک در آن سوی مرزها، بالغ و اشباع شده است و تقریباً انگیزه‌ای برای ورود به آن حوزه نیست. آنجا فین‌تک زیرساختی شده است که بستری برای سایر کسب‌وکارهاست و بر پایه آن توسعه دارند.همون‌طور که می‌دونید سه فینالیست مسابقه اسلاش۱۰۰ دو تا در حوزه سلامت و یکی در حوزه رگولاتوری بود و برنده جایزه یک میلیون دلاری یک ایرانی (نیما سلامی) بود.نیما سلامی در فینال اسلاش۱۰۰ضربه‌های اسلاشیدر اینجا می‌خوام چند ضربه اسلاشی رو با شما در میون بذارم که به نظرم فکر کردن به اونها می‌تونه دغدغه‌ها رو ارتقاء بده.در اسلاش بسیار تأکید بر تفکر جهانی بودن داشتند و علاوه بر تفکر جهانی، این سوال را رئیس‌جمهور فنلاند مطرح کرد که «ایده‌هایی که مطرح می‌کنید آیا جهان را به جای بهتری تبدیل می‌کند یا خیر؟»بزرگ‌ها هم نگران بودند. مدیرعامل سوپرسل که شرکت بازی‌سازی معروفی‌ست، عمده دغدغه‌اش به این برمی‌گشت که «وقتی بزرگ هستید چطوری باید جلو رفت؟» اون به نوعی نگران این بود که سوپرسل نوکیای بعدی نباشه.همیشه اجایل بودن اهمیت داره. بحثی که بسیار اونجا می‌شنیدم این بود که چیکار کنیم وقتی تیم‌ها بزرگ هستد به همون اندازه که تیم‌ها کوچیک هستد، سریع عمل کنند و نتیجه بگیرند.بیشتر از بزرگی روی رشد متمرکز بودند. رشد ارزش بالاتری داره و این سبب می‌شه که افراد همواره در حرکت و پویایی باشند تا اینکه به یافته‌ها و دستاوردهاشون تکیه کنند و درجا بزنند.هر چقدر افراد رشد و مقام بلندتری داشتند متواضع‌تر بودند. مثلاً رکسانا ورزا مدیرعامل استیشن اف (Station F) با شرکت‌کنندگان اسلاش خیلی گرم و صمیمی برخورد می‌کرد.عکس یادگاری بعد از سخنرانی رکسانا ورزا در اسلاش ۲۰۲۴ آخرین چیزی که از اسلاش ۲۰۲۴ می‌تونم با شما به اشتراک بذارم اینه که هر اتفاقی می‌خواد بیفته باید از ذهن بنیان‌گذار شروع بشه. اگه قراره موفق بشه، باید بنیانگذاران با نگاه دیگری به مسائل نگاه کنند. اسلاش رویدادی است که حتماً باید رفت و به نظرم هر فردی که به اسلاش می‌ره حتما دستاورد شخصی از اسلاش برای خودش پیدا می‌کنه.</description>
                <category>هومن مسگری</category>
                <author>هومن مسگری</author>
                <pubDate>Sat, 15 Feb 2025 12:51:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لزوم ساخت نهادهای فراگیر بر پایه فناوری</title>
                <link>https://virgool.io/dotin/inclusive-institutions-qmkdtdmx0vqf</link>
                <description>از ترکیب بازارهای مالی تا تجربه کاربریدر کتاب «چرا ملت‌ها شکست می‌خورند؟» نوشته دارون عجم‌اوغلو و جیمز رابینسون به نقش نهادهای فراگیر در توسعه کشور اشاره شده است. نهادهای فراگیر (Inclusive Institutions) با ایجاد فرصت‌های برابر برای همه افراد، باعث مشارکت بیشتر در اقتصاد و در نتیجه رشد اقتصادی می‌شوند. کشورهای موفق، نهادهای فراگیر و قوانین عادلانه‌ای دارند که مالکیت خصوصی را محترم می‌شمارند و به مردم انگیزه می‌دهند تا در اقتصاد مشارکت کنند.یکی از بهترین‌ شیوه‌های شکل‌گیری نهادهای فراگیر در کشور از طریق فناوری است. این نهادها بر اساس مناسبات اقتصادی و حقوقی در مورد اصل مالکیت، جلوگیری از انحصار، حاکمیت قانون و تقویت مشارکت سیاسی شکل می‌گیرند. اولین اثر فناوری، روی مکانیسم توزیع فرصت است. فناوری با از بین ‌بردن سطوح دسترسی به فرصت و تنوع‌بخشی دسترسی به بازارهای سرمایه، می‌تواند حس برابری را در دسترسی به خدمات مالی ممکن کند. در واقع، این فناوری است که با ایجاد تجربه کاربری مشترک می‌تواند سرعت گردش پول را بیشتر کرده و به قسمتی از پویایی اقتصادی تبدیل شود، تا افراد به‌واسطه آن علاوه‌بر حس امنیت، راحتی و رفاه بیشتری نصیبشان شود.از سوی دیگر، نهادهای مالی فراگیری که به‌واسطه فناوری ساخته می‌شوند تقریباً عاری از فساد هستند، چون عنصر اصلی فناوری، یعنی «شفافیت» را به همراه دارند. با ظهور پدیده رمز‌ارزها در کنار خریدوفروش تبادلات در بازارهای جهانی از بعد شفافیت، سطح و نظام خدمات مالی به سطح جدیدتری نیز رسیده است. به دلیل همین پارادایم‌شیفت رمزارزها، سطح تنظیم‌گری کاهش پیدا کرده و سطح خدمات مالی در فردی‌ترین حالت ممکن، باید ارائه شود.حالا سؤال اینجاست که با وجود امکانات متعدد فناوری چه اقداماتی باید صورت بگیرد تا شاهد ساخت نهادهای فراگیر باشیم؟ اولین نکته را باید درون فناوری جست. نباید فناوری ‌در خدمات مالی را محدود به یک بازار خاص کرد. باید آن را به‌صورتی  به کار گرفت که بتواند گردش سرمایه در بازارهای مختلف را با یک تجربه کاربری واحد ممکن کند. این مهم اگر درست اجرا شود، می‌تواند برگ برنده‌ای باشد که نصیب کاربر و کسب‌وکار می‌شود.دومین عامل مهم در ساخت نهاد فراگیر از بعد فناوری، تمرکز بر استقلال ابزار از بازار است. فناوری بستری برای محتوای بازار است و به‌خودی‌خود نمی‌تواند بازویی در قیمت‌گذاری باشد یا آن را متأثر کند. قانون‌گذار نیز نباید به‌صورتی با فناوری برخورد کند که سبب سلب اعتماد نسبت به آن شود. چون با زیر سوال ‌رفتن فناوری، آرزوی ساخت نهادهای فراگیر از بین می‌رود و انحصار، نفس اقتصاد را خواهد گرفت.تجربه کاربری رکن دیگری است و پیاده‌سازی آن نباید به صورتی باشد که تصمیمات اقتصادی کاربر را متأثر کند. اینکه کاربر بتواند به اطلاعات پایه دسترسی داشته باشد و خود تصمیم‌گیرنده باشد، کافی است. ایجاد التهاب برای گرفتن کارمزد بیشتر در بازارهای اقتصادی اثر عکس می‌گذارد و کاربر را از چرخه اقتصادی به بیرون می‌اندازد.نهادهای فراگیر مبتنی ‌بر فناوری فقط دسترسی به بازارها را فراهم نمی‌کنند، بلکه حس قدرت انتخاب و خودمختاری را نیز در کاربران زنده می‌کنند. هر کاربر می‌تواند تصمیم بگیرد که چگونه و کجا سرمایه‌گذاری کند و مطمئن باشد که امنیت و عدالت در انتظار اوست. این آزادی انتخاب، اساسی‌ترین عنصر برای مشارکت فعال در اقتصاد است. پس نهادهای آینده تنها ابزار مالی نیستند، بلکه به منزله پل‌هایی هستند که کاربران را به رؤیای خود از یک زندگی اقتصادی بهتر نزدیک‌تر می‌کنند. امیدوارم که به توانمندی آنها در ایجاد مشارکت اقتصادی باور داشته باشیم.این یادداشت با همین عنوان (لزوم ساخت نهادهای فراگیر بر پایه فناوری؛ از ترکیب بازارهای مالی تا تجربه کاربری) در عصر تراکنش منتشر شده است.</description>
                <category>هومن مسگری</category>
                <author>هومن مسگری</author>
                <pubDate>Tue, 21 Jan 2025 11:26:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اولویت ما هم‌افزایی است</title>
                <link>https://virgool.io/dotin/synergy-kk0sltc14jro</link>
                <description>با توجه به تشکیل معاونت مشارکت‌ها و سرمایه‌گذاری‌ها در داتین و انتصاب بنده به عنوان معاون مربوطه، مصاحبه‌ای در انتهای مرداد ماه ۱۴۰۱ با هفته‌نامه کارنگ درباره اهداف، استراتژی‌ها و دلایل تشکیل این معاونت داشته‌ام که در ادامه، متن آن آمده است:گفت‌و‌گو با هومن مسگری، معاون مشارکت‌ها و سرمایه‌گذاری‌های داتینشرکت داتین که بخشی از هلدینگ فناپ است، به‌تازگی معاونت مشارکت‌ها و سرمایه‌گذاری‌های خود را ایجاد کرده است. از آنجا که داتین پیش‌تر نیز سرمایه‌گذاری‌هایی انجام داده، راه‌اندازی این معاونت هم نشان از نگاه جدی‌تر این مجموعه به موضوع مشارکت و سرمایه‌گذاری دارد و هم مشخص می‌کند که قرار است به شکل نوینی به این کار بپردازد.هومن مسگری، معاون مشارکت‌ها و سرمایه‌گذاری‌های داتین، در گفت‌و‌گوی پیش رو با توضیح استراتژی و رویکرد شرکت هم به چرایی ایجاد این معاونت پاسخ می‌دهد و هم تأکید دارد که این معاونت قرار نیست نقش یک وی‌سی را بر عهده داشته باشد.معاونت مشارکت‌ها و سرمایه‌گذاری‌ها به سراغ شرکت‌های پایدار و بالغی می‌رود که پازل خدمات و سرویس‌های مورد نظر داتین را تکمیل می‌کنند و در این زمینه هیچ حداقل و حداکثری برای سرمایه‌ای که به این شرکت‌ها وارد می‌شود، وجود ندارد و مهم‌ترین چیز برای داتین، ارزشی است که به واسطه این مشارکت و سرمایه‌گذاری خلق می‌شود؛ ارزشی که معتقد است در بلندمدت عایدی مالی را نیز برای هر دو طرف به همراه خواهد داشت.چه شد که داتین به فکر ایجاد معاونت مشارکت‌ها و سرمایه‌گذاری‌ها افتاد؟ از چه زمانی این معاونت تشکیل شده است؟معاونت مشارکت‌ها و سرمایه‌گذاری‌ها امسال به ساختار و چارت سازمانی داتین اضافه شده است. اما اگر بخواهم برایتان توضیح دهم که چرا این معاونت تشکیل شد، بهتر است از استراتژی داتین شروع کنم. ما در داتین هر چند سال یک بار، در رویکردها و استراتژی‌های خود بازنگری می‌کنیم و بر اساس آن اقداماتی را انجام می‌دهیم.آخرین اصلاح این استراتژی سال ۱۳۹۹ انجام شد. در این بازنگری، افق دید خود را از توسعه نرم‌افزار فراتر برده و چشم‌اندازی به وسعت فراگیری مالی انتخاب کردیم؛ به این معنا که همه افراد دسترسی آسان به خدمات مالی هوشمند داشته باشند. در این راستا دو مضمون استراتژیک – توسعه افقی و توسعه عمودی – برای خود تعریف کرده‌ایم تا نقش‌آفرینی وسیع‌تر و عمیق‌تری در صنعت خدمات مالی داشته باشیم.در توسعه عمودی بنا را بر این گذاشته‌ایم که عمق ارتباط خود را با مشتریان بیشتر کنیم. این به چه معناست؟ در حال حاضر نوع تعامل ما با مشتری، بیشتر به عنوان ارائه‌دهنده نرم‌افزار است. ما می‌خواهیم به سمتی حرکت کنیم که داتین ارائه‌دهنده راه حل‌ها و راهکارها در حوزه تحول دیجیتال باشد. در اصل به جای اینکه نقش پیمانکار را برای مشتریان خود ایفا کنیم، شریک استراتژیک آنها باشیم.در توسعه افقی هم می‌خواهیم فضای کسب‌و‌کاری‌مان را گسترده‌تر کنیم. در حال حاضر ما در حوزه راهکارهای بانکی و بیمه‌گری فعال هستیم و سامانه‌ها و نرم‌افزارهای این حوزه را ارائه می‌دهیم. برخی از مشتریان از ما راه حل جامع (Total Solution) دریافت می‌کنند، مانند بانک‌های پاسارگاد، سپه، توسعه تعاون، گردشگری و قرض‌الحسنه رسالت، بعضی دیگر نیز در بخش‌هایی از محصولات و خدمات ما استفاده می‌کنند، مانند بانک‌های رفاه، ملی و… در بخش بیمه‌گری هم مشتریانی چون بیمه پاسارگاد، باران، حکمت صبا و… را داریم. اما بنا داریم در توسعه افقی فضا را از این هم بزرگ‌تر کنیم و بگوییم ما فقط نمی‌خواهیم به راهکارهای بانکی و راهکارهای بیمه‌گری فکر کنیم، بلکه به اجزای دیگر فراگیری مالی نیز می‌اندیشیم و برای آن راهکار داریم.این اجزای دیگر چه هستند؟ما علاوه بر راهکارهای بانکی و بیمه‌گری، راهکارهای سازمانی را نیز در حال حاضر داریم.سامانه ERP (Enterprise Resource Planning) داتین هم در یکسری از بانک‌ها استفاده می‌شود و شامل بخش‌های مختلف مانند مدیریت منابع انسانی، تدارکات، اموال، انبار، اتوماسیون اداری و… است. مشتریانی داریم مانند بانک پاسارگاد و بانک سپه که در کنار دیگر محصولات داتین، از این سامانه نیز استفاده می‌کنند.برخی از مشتریان ما نیز مثل بانک شهر و بانک سرمایه صرفاً از این محصول داتین بهره می‌برند. راهکارهای تحلیلی نیز داریم که در بانک‌های پاسارگاد، گردشگری، سپه و… مورد استفاده قرار می‌گیرد و شامل محصولاتی چون داشبوردهای تحلیلی، تشخیص تقلب، پول‌شویی و… می‌شود.راهکارهای شناخت مشتری داتین نیز محصولاتی چون پروفایل مشتری، سیستم‌های استعلام و… را در خود دارد و در نهایت هم راهکارهای زیرساخت و امنیت را داریم. این پنج راهکار در حال حاضر نیز وجود دارند و مشتریان ما از آنها استفاده می‌کنند. اگرچه بازار بیشتر ما را به عنوان ارائه‌دهنده دو راهکار اول (بانکی و بیمه‌گری) می‌شناسد، اما معتقدیم حوزه‌های مالی محدود به این دو حوزه نیست و فراتر از اینهاست و تصمیم داریم در باقی حوزه‌ها نیز به صورت جدی‌تر فعالیت کنیم.در چه نوع کسب‌وکارهایی ورود می‌کنید؟از نظر داتین، محصولات و راهکارهای مرتبط با فراگیری مالی، دو دسته هستند. بخشی از آنها مانند راهکارهای بانکی، کسب‌وکار هسته‌ای داتین را تشکیل می‌دهند، اما بخشی دیگر مانند امنیت یا حتی خدمات مالی هوشمند، لزوماً قرار نیست در داخل داتین پیاده‌سازی و اجرا شوند.در بخش دوم این آمادگی را داریم که در کسب‌وکارهای دیگر سرمایه‌گذاری و با آنها مشارکت کنیم. با این نگاه، معاونت مشارکت‌ها و سرمایه‌گذاری‌های داتین در سال جاری تأسیس شد و منبع و مرجع این معاونت، این استراتژی و رویکردها و سرمایه‌گذاری‌های ما در این حوزه بر اساس ارزش ایجادشده است.به طور معمول، وی‌سی‌ها به دنبال ارزش افزوده ریالی برای خود هستند، ولی این رویکرد ما نیست. ما به این موضوع دقت داریم که این شرکت‌ها چه ارزشی می‌توانند در سبد محصولات و خدمات ما ایجاد کنند و بر این اساس وارد فرایند مشارکت و سرمایه‌گذاری می‌شویم. ما انتظار داریم منافع مالی ما از بزرگ‌تر شدن زنجیره ارزش و خدمات در حال ارائه داتین به دست آید.مدل مشارکت و سرمایه‌گذاری داتین به چه شکل است؟ما به همان دلیلی که توضیح دادم، رویکرد وی‌سی‌گری و سرمایه‌گذاری صِرف را نداریم، بلکه به دنبال هم‌افزایی هستیم و از ترکیب توانمندی خود و مجموعه‌هایی که در آنها سرمایه‌گذاری می‌کنیم، در پی خلق ارزش بیشتر و تکمیل پازل خدمات خود با محوریت توسعه فراگیری مالی در کشور هستیم. می‌خواهیم دو به علاوه دو را پنج کنیم.به همین دلیل به سراغ شرکت‌هایی که در مراحل ابتدایی شکل‌گیری هستند، نمی‌رویم و بیشتر تمایل داریم در شرکت‌هایی سرمایه‌گذاری کنیم که به یک پایداری و ثبات اولیه رسیده باشند. برداشت ما این است که مخاطب استارتاپ‌های نوپا و شرکت‌هایی که در مراحل ابتدایی شکل‌گیری هستند، وی‌سی‌هایی همچون شناسا هستند.در اصل، هدف ما این است که بتوانیم با این شرکت‌ها ارزش افزوده بیشتری خلق کنیم که هم رشد و توسعه آن شرکت را به دنبال داشته باشد و هم بازوی انجام اقدامات خاص و تکمیل پازل ما باشد.رقم سرمایه‌گذاری شما چقدر است؟ برای آن حداقل و حداکثری در نظر گرفته‌اید؟ما شرایط و حد و حدود خاصی برای مشارکت‌هایمان نداریم و بر اساس هر مورد، تصمیم‌گیری می‌شود که با چه درصدی، چه مبلغی و چه شرایطی وارد شویم. ممکن است با مبلغ کم و درصد کم وارد شویم یا مدل حداکثری. بستگی به این دارد که خدمات این شرکت‌ها چقدر در پوشش حداکثری خدمات داتین با رویکرد توسعه فراگیری مالی قرار دارند و کجای مجموعه خدمات ما جای‌گذاری می‌شوند.همان‌طور که گفتم نگاه ما مثل وی‌سی‌ها نیست که جدولی داشته باشیم و بر اساس آن عمل کنیم. این‌طور هم نیست که وقتی در نهایت خواستیم ثمره شرکتی را بررسی کنیم، ببینیم چقدر عایدی مالی داشته است. ما در انتها می‌خواهیم ببینیم با این شرکت‌ها چقدر هم‌افزایی داشته‌ایم و آن شرکت چقدر ارزش ایجاد کرده است.راستش را بخواهید تأمین سرمایه برای این کسب‌وکارها چندان کاری ندارد و آنها می‌توانند از بانک‌ها هم وام بگیرند. حتی وی‌سی‌های مختلف من‌جمله وی‌سی‌های حاکمیتی هم هستند که دست‌شان بازتر است و با رویکرد توسعه‌ای به کسب‌‌و‌کارها نگاه می‌کنند و خیلی حسابگرانه نمی‌بینند. اما برای داتین به عنوان سرمایه‌گذار، ارزشی که از این مشارکت خلق می‌شود، مهم است.سرمایه‌گذاری‌ای هم صورت گرفته است؟قطعاً شرکت داتین به واسطه سابقه‌ای که دارد، شرکت‌هایی را ذیل خودش داشته و سرمایه‌گذاری و سهام‌داری‌هایی کرده که عمدتاً شرکت‌های درون هلدینگ فناپ بوده‌اند. با تشکیل معاونت مشارکت‌ها و سرمایه‌گذاری‌ها، قرار است مدیریت و نظارت داتین بر این شرکت‌ها ذیل این معاونت انجام شود و از امروز به بعد این معاونت بر فعالیت آنها نظارت کند، برایشان هدف‌گذاری کند و وظیفه پایش، کمک و ارزیابی را انجام دهد.همزمان با نظام‌مند و ساختارمند کردن شرکت‌هایی که داتین قبلاً در آنها سهام داشته، مجموعه‌ای از مذاکرات نیز شکل گرفته که برخی از آنها در مراحل نهایی هستند. شکل‌گیری اینها جزو ثمرات این معاونت است.نکته مهمی که من بار دیگر روی آن تأکید می‌کنم، این است که ما را یک وی‌سی یا مجموعه سرمایه‌گذاری با هدف درآمدزایی مستقیم نبینید. ما در هلدینگ فناپ شرکت شناسا را داریم که به عنوان وی‌سی در گروه فناپ فعالیت می‌کند و ما هم ارتباط خوب و همکاری ویژه‌ای با آنها داریم.اما در حوزه معاونت، منطق ما متفاوت است و به نفع مستقیم اقتصادی نگاه نمی‌کنیم. منطق ما خلق ارزش، هم‌افزایی و تکمیل پازل‌مان است. وقتی وارد شرکتی می‌شویم، می‌خواهیم بمانیم و حتی اگر جایی حس کنیم مجموعه‌ای آن نتایج مطلوب را نمی‌گیرد، مثل بخشی از مجموعه خودمان به سراغ شرکت می‌رویم و کمک می‌کنیم تا مشکلش را حل کند.فرایند ورود شما به شرکت‌ها به چه شکل است؟ما چه در قالب مشارکت و چه در بخش سرمایه‌گذاری ممکن است به‌تنهایی و به نیابت از کل هلدینگ فناپ وارد شویم یا در مشارکت و همکاری با شرکت‌های دیگر هلدینگ. بسته به صورت‌مسئله تصمیم می‌گیریم که داتین این کار را به‌تنهایی انجام دهد یا نه.در حالی که وی‌سی‌ها تنها وقتی ممکن است با یک وی‌سی دیگر همکاری کنند که بخواهند ریسک‌شان را کاهش دهند یا پول بیشتری وارد یک شرکت کنند. ما به دنبال کاهش ریسک یا افزایش پول نیستیم، بلکه در صورتی این کار را انجام می‌دهیم که ببینم در یک ترکیب سه یا چهارجانبه ارزش بیشتری خلق می‌شود.داتین به واسطه اینکه بخشی از هلدینگ فناپ است و سال‌هاست که فناپ به عنوان بنگاه مادر، حاکمیت شرکتی مطلوبی را در هلدینگ پیاده کرده است، این معاونت را در مشارکت با فناپ پیش می‌برد. به این معنا که اگر بخواهیم وارد کار مشارکت یا سرمایه‌گذاری در شرکتی شویم، برای ارزیابی وضعیت اقتصادی آن شرکت از فناپ کمک می‌گیریم و بعد از آن کسب‌و‌کار جدید را در فضای کسب‌وکاری داتین می‌نشانیم. عملاً برای هر مشارکت و سرمایه‌گذاری در داتین، نظر و تأیید فناپ اخذ می‌شود.این مصاحبه در شماره ۶۴-ام هفته‌نامه کارنگ و همچنین سایت داتین منتشر شده است.</description>
                <category>هومن مسگری</category>
                <author>هومن مسگری</author>
                <pubDate>Mon, 05 Sep 2022 12:49:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گسترش فراگیری مالی با توسعه پس‌انداز و سرمایه‌گذاری خرد</title>
                <link>https://virgool.io/dotin/micro-saving-kcne6dyib0ak</link>
                <description>سال‌هاست اهمیت توانمندسازی مالی خانواده‌ها در مبارزه با فقر در دنیا درک شده ‌است. به همین دلیل بانک جهانی برنامه‌ای را با عنوان فراگیری مالی (Financial Inclusion) از سال ۲۰۱۴ آغاز کرد که هدف آن گسترش دسترسی همه جمعیت جهان به خدمات اولیه اما ضروری مالی بود. هدف از این کار این بود که با افزایش دسترسی به خدمات مالی، درصد افرادی که در فقر مطلق به سر می‌برند کاهش پیدا کند؛ هدفی که با توسعه فراگیری مالی به تحقق پیوست. طبق آمار بانک جهانی، از سال 2006 تا سال 2016 با اتخاذ این سیاست‌ها، جمعیت فقیر مطلق جهان، تقریباً نصف شده است.در حوزه فراگیری مالی، منظور از خدمات مالی ضروری، امکان افتتاح حساب یا هر موجودیت مالی دیگر مبتنی بر پول رایج (کیف پول دیجیتال، کارت و...) است که به فرد امکان بدهد حداقل از پنج سرویس پایه‌ای شامل پرداخت، پس‌انداز، اعتبار، انتقال ارزی و بیمه بهره‌مند شود.با حمایت بانک جهانی، به تدریج بحث فراگیری مالی وارد ادبیات سیاست‌گذاری بسیاری از کشورها شد و در برخی کشورها به یکی از اجزای کلیدی برنامه‌های توسعه و فقرزدایی بدل شد. به عنوان مثال استفاده از کیف پول‌های موبایل باعث شد که در کشورهای آفریقای مرکزی نظیر غنا، کنگو و نیجریه، بخش مهمی از جمعیت روستایی که فاقد حساب بانکی بوده‌اند اکنون بتوانند با تلفن همراه خود تراکنش بانکی داشته ‌باشند. در نتیجه دولت‌ها این امکان را پیدا کرده‌اند که کمک‌های حمایتی و یارانه‌ها را با حداقل فساد به دست شهروندان برسانند. در ایران نیز همین اتفاق با کارت بانکی افتاد و یارانه نقدی افراد با استفاده از این فناوری بین هفتاد میلیون شهروند با حداقل فساد توزیع شد.طبق اعلام بانک مرکزی، تعداد کارت‌های بانکی صادرشده بانک‌ها تا پایان فروردین ماه ۱۴۰۱ قریب به ۴۱۵ میلیون کارت بانکی در قالب کارت نقدی، اعتباری و هدیه در کشور بود؛ به این ترتیب در صورتی که جمعیت ایران را ۸۵ میلیون نفر در نظر بگیریم، به طور میانگین هر ایرانی حدود پنج کارت بانکی دارد. اگر این مقدار را به جمعیت بالای ۱۸ سال کشور که تقریباً ۶۰ میلیون نفر است تقسیم کنیم، سهم هر ایرانی بالای ۱۸ سال نزدیک به ۷ کارت خواهد بود.با وجود به این آمار و در حالی که تقریباً تمام ایرانی‌ها به امکان افتتاح حساب که یکی از شاخه‌های فراگیری مالی است، دسترسی دارند، آیا این عدد می‌تواند امیدوارکننده باشد و کمک کند که فقر مطلق در کشور کاهش یابد؟تأثیر فین‌تک‌ها در فراگیری مالیدر سال‌های اخیر، فین‌تک‌ها هم به بازیگران کلیدی این حوزه تبدیل شده‌اند؛ از راهکارهای پرداخت گرفته تا پلتفرم‌های وام‌دهی همتابه‌همتا، همگی خدمتی است که فین‌تک‌ها ارائه می‌دهند. برای مثال بیش از یک دهه است که مردم آفریقا به لطف فین‌تک‌ها و خلاف آنچه تصور ماست خیلی پیش‌تازانه‌تر نسبت به تکنولوژی رفتار کرده و برای ارسال و دریافت پول خود از کیف پول‌های دیجیتالی استفاده می‌کنند.همچنین فین‌تک‌ها می‌توانند به خانواده‌ها کمک کنند گزینه‌های بیشتری در تصمیم‌گیری‌های مالی خود داشته باشند و این گزینه‌ها را سریع‌تر و ارزان‌تر به کار بگیرند. به این صورت خانواده‌ها توانمندی مالی بهتری پیدا کرده و در کلیت جامعه هم فراگیری مالی افزایش پیدا می‌کند. خروج از تله فقر گاهی با کمک‌گرفتن در مدیریت هزینه خانوار ممکن می‌شود، بعضی وقت‌ها با دریافت وام و اعتبار، برخی اوقات با پس‌انداز بهتر و سرمایه‌گذاری هوشمندانه‌تر؛ وقت‌هایی هم با بیمه و مزایای بازنشستگی اقتصادی‌تر. همه این‌ها کمک می‌کنند که معادله دخل و خرج خانوار، بهتر تراز شود و این کاری است که بیشتر از فین‌تک‌ها برمی‌آید.دغدغه پس‌انداز و کمک فین‌تک‌هاهمچنین یکی دیگر از محورهای کلیدی فراگیری مالی که فین‌تک‌ها می‌توانند در آن نقش مهمی داشته باشند، پس‌انداز است. اغلب افراد تلاش می‌کنند بخشی از درآمد خود را خرج نکنند و کنار بگذارند. این پول کنار گذاشته‌شده را پس‌انداز می‌نامند. افراد به سه دلیل پس‌انداز می‌کنند:۱- می‌خواهند برای هزینه‌های پیش‌بینی‌نشده، پولی کنار گذاشته باشند. مثلاً اگر اتفاق بدی مثل خرابی خودرو یا بیماری یا نیاز به بازسازی خانه پیش آمد بتوانند از پس هزینه‌هایش برآیند.۲- می‌خواهند برای هزینه‌های پیش‌بینی‌شده، آماده باشند. مثلاً اگر قرار است شهریه دانشگاه بدهند، هدیه عروسی به کسی بدهند یا سفر بروند در زمان مقرر پول کافی داشته باشند.۳- می‌خواهند به دارایی خود اضافه کنند. مثلاً می‌خواهند خانه، گوشی موبایل، لپ‌تاپ یا ماشین جدید بخرند.معمولاً افراد متناسب با شرایط مالی و رفاهی خود ترکیبی از اهداف بالا را دنبال می‌کنند ولی در مراحل مختلف زندگی ممکن است اولویت‌ها متفاوت باشد. پس‌انداز نقدی ساده‌ترین شکل پس‌انداز است. خیلی‌ها در گذشته یک قلک می‏خریدند و هر روز در آن پول می‌انداختند. بعضی‌ها این پول را جایی مثلاً زیر فرش پنهان می‌کردند. الان هم خیلی‌ها یک حساب در بانک باز می‌کنند و مرتب به آن پول منتقل می‌کنند.پس‌انداز در ایران و مسئله‌ای به نام تورمالبته پس‌انداز در ایران یک فرق مهم با اغلب کشورهای دنیا دارد. متاسفانه کشور ما از معدود کشورهای دنیاست که نرخ تورم بالایی دارد. نتیجه طبیعی این تورم، کاهش مستمر ارزش پول است؛ یعنی مثلاً اگر تورم موجود در کشور، منجر به کاهش ۲۰ درصدی ارزش پول در یک سال شود، هر ۱۰۰۰ تومان با ۲۰۰ تومان کاهش ارزش در پایان سال مواجه می‌شود. پس اگر کسی در ابتدای سال هزار تومان پول نقد در قلک انداخته یا زیر فرش پنهان کرده باشد، در انتهای سال در اصل معادل ۸۰۰ تومان پس‌انداز کرده و ۲۰۰ تومان از ارزش پس‌اندازش دود شده ‌و به هوا رفته است. واضح است که این شیوه پس‌انداز منطقی نیست چون آدم‌ها پس‌انداز می‌کنند که توان مالی‌شان بیشتر شود نه اینکه کمتر شود. هرچند که تورم سال‌های اخیر ایران بیش از این مقادیر بوده اما حقیقت این است که در ایران، تورم موضوعی ساختاری است و طبق گفته‌های عبدالناصر همتی، مدیرکل سابق بانک مرکزی، در مقاطعی بنا به دلایلی از جمله تحریم یا کرونا، شوک‌هایی به آن وارد می‌شود.با وجود تورمی که در این سال‌ها همه دیگر به نوعی به آن عادت کرد‌ه‌ایم، اولین راهی که به ذهن افراد می‌رسد این است که پولشان را در حساب‌های پس‌انداز بانکی سپرده کنند که به آنها سود تعلق می‌گیرد. این کار از پس‌انداز پول نقد بهتر است اما ایراداتی هم دارد. در اغلب سال‏های اخیر نرخ سود بانکی از نرخ تورم کمتر بوده‌ پس نرخ بهره واقعی منفی بوده است.فرض کنید شما ۱۰۰۰ تومان را در بانک سپرده کرده‌اید و بانک به شما سود ۱۰ درصد می‌دهد. پس در پایان سال ۱۱۰۰ تومان خواهید داشت. حالا اگر تورم در همان سال باعث کاهش ۲۰ درصدی ارزش پول شده باشد، که معمولاً بیش از این است، ۲۰ درصد از ارزش ۱۱۰۰ تومان شما کم شده و در اصل ۸۸۰ تومان می‌ارزد. پس حتی با سود ۱۰ درصدی بانک، باز هم شما ۱۲۰ تومان ضرر کرده‌اید. این ضرر کمتر از حالتی است که پول نقد نگه دارید ولی باز هم ضرر است.منطق حکم می‌کند پس‌انداز را خیلی سریع به نحوی سرمایه‌گذاری کرد تا حداقل به اندازه نرخ تورم بازدهی داشته باشد. اینجاست که رابطه پس‌انداز و سرمایه‌گذاری شکل می‌گیرد. برای اغلب آدم‌ها پس‌انداز و سرمایه‌گذاری هم‌معنی و هم‌سو هستند یعنی آنها همان پولی را سرمایه‌گذاری می‌کنند که قبلاً پس‏انداز کرده‌اند.باز هم داستان به این سادگی نیست. روی کاغذ گزینه‌های مختلفی برای سرمایه‌گذاری وجود دارد اما در عمل هنگام تصمیم‌گیری، گزینه‌ها آنقدر هم متنوع نیستند. مهم‌ترین عامل در این تصمیم، تناسبی است که بین سود و ریسک وجود دارد. هر چقدر افراد سود بیشتری انتظار داشته باشند ریسک آنها هم بالاتر می‌رود یا به بیان دیگر هر چه ریسک بیشتری بپذیرند احتمال دارد سود بیشتری هم ببرند. سود و ریسک دو روی یک سکه هستند. اما از افرادی که پس‌انداز اندکی دارند و سرمایه‌گذاری هم حرفه تخصصی آنها نیست، نمی‌شود انتظار داشت که ریسک‌پذیری زیادی داشته ‌باشند. به همین دلیل خود‌به‌خود گزینه‌های پرریسک حذف می‌شوند.البته سرعت نقدشوندگی هم مهم است. سپرده بانکی نقدشوندگی آنی دارد. سکه و ارز را هم با سرعت خوبی می‌شود نقد کرد. اما مثلاً زمین و ماشین را نمی‌شود فوری فروخت. حتی اگر بخواهید تخفیف بدهید و سریع بفروشید چند روزی طول می‌کشد.ضمن اینکه بسیاری از گزینه‌های سرمایه‌گذاری نیازمند دسترسی به حداقلی از سرمایه هستند. مثلاً شما اگر بخواهید در زمین و ساختمان سرمایه‌گذاری کنید باید حداقل یک سرمایه چند صد میلیونی داشته باشید. اگر بخواهید در بازار سکه سرمایه‌گذاری کنید حداقل به قدر قیمت یک ربع سکه باید پول نقد داشته باشید. صرافی‌ها معمولاً کمتر از یک مقدار ارز را نمی‌فروشند. اگر هم بخواهید در بورس سرمایه‌گذاری کنید و خودتان دانش سرمایه‌گذاری در بازار سرمایه نداشته باشید باید به سبدگردان‌ها مراجعه کنید اما آنها هم کف سرمایه برای سبدگردانی دارند که این روزها به ندرت کمتر از چند صد میلیون تومان است. پس این حداقل سرمایه مورد نیاز برای ورود به بازارهای مختلف هم می‌تواند در تصمیم‌گیری مهم باشد.همه دلایل بالا باعث می‌شود بخش مهمی از جامعه پس‌اندازهای کوچکش را در حساب بانکی رها کند، در حالی که بانک‌ها هم سپرده‌های پس‌انداز جذابی ندارند. بر اساس گزارش‌های رسمی، متوسط درآمد ماهانه خانوارهای شهری در سال ۱۳۹۹ حدود ۶ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان و متوسط هزینه آنها ماهانه ۵ میلیون و ۱۷۵ هزار تومان بوده ‌است. می‌شود حدس زد متوسط پس‌انداز ماهانه خانوارهای شهری ایرانی در این سال کمی بیش از یک میلیون تومان است. این عدد به قدری کم است که کار زیادی با آن نمی‌شود کرد. نظرسنجی‌ها هم همین مطلب را نشان می‌دهند.میزان و بازار سرمایه‌گذاری‌های خرد در ایران و جهانیک نظرسنجی ملی که توسط ایسپا در تابستان ۱۳۹۹ انجام شده نشان می‌دهد، ۳۹.۱ درصد مردم هیچ پس‏اندازی نداشته‌اند. از مابقی آنها که پس‌انداز داشته‌اند پرسیده شده که این پس‌انداز را کجا سرمایه‌گذاری می‌کنند. پاسخ‌ها نشان می‌دهد‌ ۱۷ درصد در بازار زمین و مسکن، ۱۶.۵ درصد در کسب‌وکار شخصی، ۹.۲ درصد در بورس، ۸.۱ درصد در بانک، ۵.۸ درصد در طلا و سکه و در نهایت ۱.۶ درصد در بازار ارز پس‌اندازهای خود را سرمایه‌گذاری می‌کنند.عموماً در دنیا این پس‌اندازهای کوچک وارد صندوق‌های سرمایه‌گذاری (Mutual Fund) و صندوق‌های بازنشستگی (Pension Fund) می‌شوند. مثلاً در آمریکا ۴۶ درصد خانوارها در صندوق‌های سرمایه‌گذاری و ۳۱ درصد آنها در صندوق‌های بازنشستگی سرمایه‌گذاری کرده‌اند. در ایران به دلیل انحصاری‌بودن صندوق تامین اجتماعی عملاً صندوق‌های بازنشستگی دیگر وجود ندارند. سهم صندوق‌های سرمایه‌گذاری هم در ایران اندک و بعید است تعداد خانوارهایی که در صندوق‌ها سرمایه‌گذاری کرده‌اند به حتی پنج درصد کل خانوارها برسد.اما چرا پس‌اندازهای خرد مردم وارد صندوق‌های سرمایه‌گذاری نمی‌شود؟ قطعاً یک دلیل این است که اغلب نهادهای مالی موجود، بر جذب مبالغ کلان و سرمایه‌گذاران حقوقی تمرکز دارند و به همین دلیل سرویس‏های مناسب برای اشخاص حقیقی با مبالغ اندک ارائه نمی‌دهند. این در حالی است که همین رقم کوچک ماهانه یک میلیون و ۱۲۵ هزار تومان که به نظر اندک می‌آید اگر در تعداد خانوارهای شهری یعنی ۱۸ میلیون خانوار ضرب شود به عددی بالغ بر ۲۰ هزار میلیارد تومان در ماه بدل می‌شود.علاوه بر این، هدایت پس‌اندازهای خرد طبقه متوسط به صندوق‌ها باعث جذب منابع پایدار به بازار خواهد شد، زیرا این اعداد کوچک به صورت تدریجی و با صبوری جذب بازار شده‌اند و به همین دلیل اثر رفتارهای دسته‌ای (Herd Effect) را خنثی کرده و در عین حال ماندگاری بیشتری دارند؛ زیرا صاحبان آنها به دنبال نوسان‌گیری نیستند و انگیزه‌های بلندمدت دارند. از منظر اقتصاد کلان هم هدایت پس‏اندازهای مردم به بازار سرمایه آثار مثبت متعددی دارد.این کار نیازمند ایجاد ابزارهای آنلاین برای پس‏‌انداز خرد (Micro-Saving) است، یعنی محصولاتی که بتوانند پس‌اندازهای کوچک خانوارها را به صورت مستمر و خودکار سرمایه‌گذاری کنند. اینجاست که فناوری مالی با پل‌زدن میان بازار پول و بازار سرمایه به گسترش فراگیری مالی از طریق توسعه پس‌انداز خرد، یاری می‌رساند.از طرف دیگر، امکان رشد اقتصادی از طریق توسعه سرمایه‌گذاری در اغلب نظریات اقتصادی به تأیید رسیده اما موضوع قابل توجه این است که منابع برای سرمایه‌گذاری باید به مولدترین و کارآمدترین بخش‌ها هدایت شوند و این کار جز از طریق افراد و نهادهایی که در این زمینه خبره هستند، کارساز نیست.در حقیقت هدایت سرمایه خرد مردم و پس‌انداز آنها به سمت تولید در یک اقتصاد کارا عامل رشد اقتصادی است و بازارهای مالی این وظیفه را به عهده دارند. از سوی دیگر نهادهای مالی با رشد و توسعه فناوری‌های مالی می‌توانند امکاناتی را در اختیار افراد قرار دهند تا پس‌اندازهای خرد مردم را در مسیر سرمایه‌گذاری درست، مصرف کنند تا با توسعه فراگیری مالی، اقتصاد کشور به رونق برسد و افراد از این طریق، به سودهای قطعی دست یابند.این یادداشت با همکاری دوست عزیزم نیما نامداری (عضو هیئت‌مدیره شرکت بلوط)، با همین عنوان (گسترش فراگیری مالی با توسعه پس‌انداز و سرمایه‌گذاری خرد) در راه‌پرداخت منتشر شده است.در انتها و برای مطالعه بیشتر در حوزه فراگیری مالی، خواندن این سه مقاله پیشنهاد می‌شود:فراگیری مالی چیست و چگونه به برطرف کردن فقر کمک می‌کند؟ (نیما نامداری)«فراگیری مالی» پیشران اصلاح مدل کسب‌وکار بانک‌های ایرانی (مهدیه نوروزیان)فراگیری مالی و نقش بنگاه‌های اقتصادی در آن (تکراسا فارسی)</description>
                <category>هومن مسگری</category>
                <author>هومن مسگری</author>
                <pubDate>Tue, 28 Jun 2022 20:05:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پول، اقتصاد و دیگر هیچ</title>
                <link>https://virgool.io/dotin/%D9%BE%D9%88%D9%84-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D9%88-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D9%87%DB%8C%DA%86-yaosdfsqfv7j</link>
                <description>مهم‌ترین ابزار و ابداع بشر را می‌توان پول دانست. چه زمانی‌که این پول به صورت کالاهای مشخصی برای تهاتر بود، یا پس از آن‌که سکه‌ها ضرب شدند و با فاصله زیادی از آن هم اسکناس‌ها پا به عرصه ظهور گذاشتند. حتی امروز که اسکناس‌ها و سکه‌های منتشرشده توسط بانک‌های مرکزی در دنیا عمدتاً بدون پشتوانه هستند یا ارزهای دیجیتال که مستقل از بانک‌های مرکزی و دولت‌ها به حیات خود ادامه می‌دهند، اصلی‌ترین نگاه افراد در زندگی پول است؛ چه وقتی‌که پول به عنوان ابزاری برای مبادله استفاده می‌شود و چه زمانی‌که پول برای ذخیره ارزش کاربرد دارد.پول در طول سال‌ها سه مرحله حیات را پشت سر گذاشته است. پولِ کالایی (Commodity Money) یا کالای واسطه، ابزاری برای تهاتر کالاها بوده است و در هر بازه زمانی و منطقه جغرافیایی، متفاوت بوده است. از گندم گرفته تا سرنیزه. سکه را می‌توان نوع تکامل یافته این پول دانست. پس از آن نوبت به پولِ نماینده (Representative Money) رسید. هر واحد از این پول، نماینده مقدار مشخصی از فلزی قیمتی (مانند طلا و نقره) است که توسط مقام‌های پولی کشور نگهداری می‌شود. پول بی‌پشتوانه (Fiat Money) یا پول اعتباری، آن چیزی است که امروزه با آن زندگی می‌کنیم و ارزش آن ذاتی نیست و ناشی از دولت و قانون است.استفاده از سکه، قرن‌ها قبل از میلاد در جوامع بشری رواج یافته بود و تبادلات بر اساس آن انجام می‌شد. به مرور زمان و به دلیل ناامنی مسیرهای تجاری، برای جابه‌جایی پول (سکه) در سفرها و بین شهرها، آن‌ها را به معتمد شهر می‌سپردند و از او برگه‌ای به عنوان حواله می‌گرفتند. این حواله را در شهرهای دیگر و با ارائه به معتمد آن شهر، به سکه تبدیل می‌کردند. (خود معتمدها در گام‌هایی جداگانه با تبادل این حواله‌ها با یکدیگر، تسویه می‌کردند.) به مرور زمان، خود این حواله‌ها نیز بین مردم دست‌به‌دست می‌شد. با حمایت حاکمیت‌ها این حواله‌ها به بلوغ رسید و اسکناس متولد شد. به دلیل کمبود طلا و دیگر فلزات گران‌بها، پول کاغذی یا همان اسکناس ابداع شد. به نظر می‌رسد از آن‌جایی که چین، اولین کشوری بود که کاغذ را به شکل امروزی آن ابداع کرده بود، اولین اسکناس‌ها در قرن ۱۱ میلادی و در چین با نام چائو (Chao) چاپ شد. این پول به دلیل عدم وجود محدودیت در انتشار، منجر به تورم‌های شدید می‌شد. به همین دلیل، بیش از ۴۰۰ سال نتواست حضور داشته باشد و مجدد سکه‌ها اهمیت پیدا کردند. در ایران نیز در سال ۶۷۳ شمسی (۱۲۹۴ میلادی) اولین پول کاغذی در تبریز به نام «چاو» چاپ شد. چاو به دلیل نداشتن پشتوانه و ضمانت لازم در پرداخت، از جانب بازرگانان مورد استقبال قرار نگرفت و رونق نیافت. اما از قرن ۱۷ میلادی، چاپ اسکناس به صورت امروزی در اروپا و دیگر کشورها رواج یافت. می‌توان گفت مهم‌ترین موضوعی که به رواج اسکناس کمک کرد، تشکیل بانک‌های مرکزی و وجود پشتوانه طلا برای اسکناس‌های منتشر شده بود.در ابتدا (قرن‌های ۱۷ تا ۱۹ میلادی) برای ایجاد اعتماد بین مردم و پایداری پول، برای پول‌ها پشتوانه طلا (یا دیگر فلزات گران‌بها مانند نقره) در نظر گرفته می‌شد. یعنی مابه‌ازای پولی که منتشر می‌شد، بانک‌های مرکزی یا دولت‌ها، طلا ذخیره می‌کردند. در نتیجه معادل پولی که در جامعه و بین مردم بود، طلا در خزانه دولت به عنوان پشتوانه وجود داشت و پول کاغذی هر کشور دارای ارزش معین و ثابتی نسبت به طلا بود. به این موضوع «استاندارد طلا» گفته می‌شود.پیمان برتون وودز۷۳۰ نفر از ۴۴ کشور در هتل مونت واشنگتن گرد هم آمدنددر سال ۱۹۲۹ با شروع رکود بزرگ (Great Depression) که بیش از ۱۰ سال طول کشید، عمیق‌ترین و طولانی‌ترین رکود قرن بیستم شروع شد. یک نمونه از تأثیرات این رکود، افزایش نرخ بیکاری در آمریکا به ۲۵ درصد در سال ۱۹۳۳ بود. در طی سه سال، تولید ناخالص داخلی (GDP - Gross Domestic Product) جهان ۱۵ درصد افت کرد. در مقایسه باید گفت که در بحران مالی (Great Recession) سال ۲۰۰۸، تولید ناخالص داخلی جهان کمتر از شش درصد در طی دو سال افت کرد. گفته می‌شود که یکی از دلایل بروز این رکود، عملکرد بانک مرکزی آمریکا در آن زمان و تأثیرات سلسه‌وار رکود آمریکا بر رکود و اقتصاد جهان است. رکودی که شاید اگر جنگ جهانی دوم و پیمان برتون وودز (Bretton Woods) رخ نداده بود، ممکن بود خیلی بیشتر هم ادامه داشته باشد. با تأثیراتی که جنگ جهانی دوم روی اقتصاد همه کشورها داشت، همکاری‌های اقتصادی و چندجانبه بین کشورها برای ایجاد پایداری اقتصادی در کشورها اهمیت پیدا کرد. کشورها به دنبال ایجاد یک سیستم پولی و مالی بین‌المللی بودند که از آن طریق، همکاری و رشد را بین آن‌ها تقویت کند. در اواخر جنگ جهانی دوم و در سال ۱۹۴۴، ۷۳۰ نفر از ۴۴ کشور، از متفقین جنگ جهانی دوم، که سال بعد از آن نیز سازمان ملل متحد را تأسیس کردند، در کنفرانس برتون وودز، با فرض اینکه وابستگی اقتصادی کشورها احتمال بروز جنگ بین آن‌ها کاهش می‌دهد، آمریکا را به عنوان قدرت نظامی، سیاسی و اقتصادی مطرح کردند. همه آن کشورها توافق کردند برای گسترش تجارت آزاد و تثبیت مبادلات مالی و ارزش پول، دلار به عنوانه پول معاملات بین‌المللی انتخاب شود. از آن پس دلار تنها پولی بود که ارزش آن نسبت به طلا ثابت بود. آمریکا نگذاشت پول جهانی ساخته شود و ارز ملی خودش را به جهان تحمیل کرد. ارزهای دیگر نرخ تبدیل نداشتند و کشورها حساب‌های بین‌المللی خود را بر اساس دلار محاسبه و تعریف می‌کردند. هر شخصی یا کشوری می‌توانست با ارائه دلار به دولت آمریکا، معادل طلای آن را دریافت کند. این‌گونه بود که دلار محور پولی اکثر مبادلات جهانی شد. هر دو کشوری که می‌خواستند تبادلی انجام دهند، به واسطه اطمینان از دلار و ارزش آن، معاملات خود را بر مبنای آن با یکدیگر انجام می‌دادند. پس از این توافق، هر اونس طلا که معادل ۳۱.۱ گرم طلا بود، با ۳۵ دلار برابری می‌کرد.شوک نیکسونبا گذشت زمان و افزایش تبادلات بین‌المللی، به دلار بیشتری برای این تبادلات احتیاج بود تا بتواند حجم عظیم دلار در گردش را در سراسر دنیا پوشش دهد. در نتیجه طلای بیشتری هم لازم بود تا بتواند پشتوانه این دلارهای جدید باشد. عرضه طلا در اقتصاد جهانی با یک الی یک‌ونیم درصد رشد سالانه مواجه بود در حالی که اقتصاد دنیا سالانه هفت درصد رشد را تجربه می‌کرد. در آن زمان اقتصاد آمریکا هم شرایط خوبی را تجربه نمی‌کرد. هم‌زمان آمریکا از یک سو درگیر جنگ ویتنام بود و از سوی دیگر به یک کشور واردکننده تبدیل شده بود. هزینه‌ها روزبه‌روز بالا می‌رفت و مردم آمریکا در فشار بودند. فرانسه متقاضی معاوضه دلارهایش با طلا بود و اگر تمام بانک‌های مرکزی اروپایی تصمیم می‌گرفتند که دلارهای خود را به طلا تبدیل کنند، آمریکا طلای کافی برای این تبدیل نداشت. در سال ۱۹۷۱ ریچارد نیکسون (رئیس جمهور وقت آمریکا) به منظور کنترل قیمت‌ها چند اقدام اقتصادی هم‌زمان انجام داد که یکی از آن‌ها خروج یک‌جانبه از توافق برتون وودز و تعلیق تبدیل دلار به طلا طبق توافق برتون وودز بود. در پی این تصمیم، همه معامله‌گران و تجار شروع به فروش دلارهای خود کردند که خود منجر به کاهش ارزش دلار شد. سران گروه جی۱۰، که عمدتاً اعضای صندوق بین‌المللی پول (IMF - International Monetary Fund) هستند، گرد هم آمدند و برای مدیریت این بحران تصمیم گرفتند که نرخ ارزهای خود را به یکدیگر گره بزنند. در سال ۱۹۷۳، رسماً نظام نرخ ارز ثابت برتون وودز با نرخ ارز شناور بدون پشتوانه جایگزین شد. از آن زمان، دلار هم مانند دیگر ارزهای دنیا بدون هیچ پشتوانه خاصی و صرفاً به اعتبار قدرت اقتصادی آن کشور منتشر می‌شود. به پول‌های امروزی که هیچ پشتوانه‌ای از طلا ندارند، پول بی‌پشتوانه یا پول فیات می‌گویند. ارزش و اعتبار این پول را دولت‌ها تعیین می‌کنند. این تغییرات باعث شد که ارزش ذاتی پول، با ارزش اسمی آن جایگزین شود.بحران مالی قرن ۲۱با رشد اقتصاد در آمریکا و ایجاد ساختارهای مالی که به مردم آمریکا امکان خرید مسکن را ارائه می‌کرد، مردم به خرید ملک روی آوردند. این تقاضا، خود به خود منجر به ایجاد یک حباب قیمتی در مسکن شد که در سال ۲۰۰۶ به اوج خود رسید. نرخ مسکن از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۶ بیش از ۵۰ درصد رشد کرد. موسسات مالی به واسطه مشاهده افزایش مستمر نرخ مسکن، با سهل‌گیری بیشتری به متقاضیان وام اعطا کردند، به طوری که گفته می‌شود در سال ۲۰۰۷ مجموع وام‌های اعطایی در حالی به یک تریلیون (هزار میلیارد) دلار رسید که تولید ناخالص داخلی آمریکا در آن سال کمتر از ۱۵ تریلیون و تولید ناخالص داخلی ایران حدود یک‌سوم تریلیون دلار بود. با شروع ترکیدن این حباب و نزول وضعیت اقتصادی، امکان بازپرداخت اقساط برای خیلی از مردم فراهم نبود. این عدم بازپرداخت‌ها منجر به بروز بحران در موسسات مالی آمریکا شد. موسساتی که عمده دارایی آن‌ها وام‌های اعطایی به خریداران مسکن بود، به واسطه عدم پرداخت اقساط و با تصرف مسکن بدهکاران، دارایی‌شان به ملک تبدیل شد. این در حالی رخ داد که به واسطه ترکیدن حباب قیمت مسکن، ارزش این املاک و به تبع آن ارزش دارایی‌های موسسات مالی و اعتباری رو به کاهش بود. این کاهش به صورت دومینووار تشدید می‌شد و آن‌قدر ادامه پیدا کرد تا بسیاری از موسسات مالی آمریکا ورشکست شدند یا با ورشکستگی فاصله‌ای نداشتند. این بحران به حدی شدید و جدی بود که بر اقتصادهای خارج از آمریکا نیز تأثیر گذاشت و کشورها را یکی پس از دیگری دچار بحران کرد.صندوق بین‌الملی پول در سال ۲۰۰۸ برای سال ۲۰۰۹ پیش‌بینی کرد که برای اولین بار پس از پایان جنگ جهانی دوم، اقتصادهای پیشرفته دنیا برای یک سال کامل، با کاهش تولید ناخالص داخلی مواجه خواهند بود. در این سال و برای اولین بار پس از شروع ثبت اطلاعات آماری اقتصادی کشورها از سال ۱۹۶۰، مجموع تولید ناخالص داخلی جهان بین ۳ تا ۴ هزار میلیارد دلار کاهش داشت و تولید ناخالص داخلی آمریکا با کاهش ۲۶۴ میلیارد دلاری (۲.۵۴ درصدی) بزرگترین کاهش خود را تجربه کرد. کاهشی که از مجموع تمام کاهش‌های قبلی هم بیشتر بود. هرچند که پس از آن در سال ۲۰۲۰ و با ۵۰۰ میلیارد دلار (۳.۴۹ درصد کاهش)، رکورد سال ۲۰۰۹ خود را شکست.ساتوشی ناکاموتوساتوشی ناکاموتو (Satoshi Nakamoto) که تاکنون به صورت قطعی مشخص نشده که چه کسی یا گروهی است، در سال ۲۰۰۸ ایده‌ای را مطرح می‌کند که آغازگر تحولی در فضای پولی، بانکی و اقتصادی است. او با ایده زنجیره‌بلوکی (Blockchain) و خلق بیت‌کوین (Bitcoin) بر اساس آن، نشان داد که می‌توان دارایی‌هایی داشت که پشتوانه آن هیچ شباهتی با پشتوانه‌های قبلی بشر نداشته است. تاکنون همه پشتوانه‌های قبلی انسان یا بر اساس کالا بوده است یا بر اساس اعتبار و اقتصاد افراد، سازمان‌ها یا دولت‌ها. اما آن‌چه که ساتوشی عرضه کرد دارایی بود بر اساس توافق جمعی، چیزی که پیش از این نمونه‌ای نداشت. او نشان داد که می‌توان دارایی، پول یا ارزی داشت که وابستگی به دولت‌ها و بانک‌های مرکزی نداشته باشد و آن‌ها را بدون نیاز به بانک‌ها نگهداری کرد. ساتوشی به نوعی نماینده گروهی از افراد بود که مخالف روال‌های فعلی اقتصادی، تسلط بانک‌های مرکزی و دولت‌ها بر پول و اقتصاد بودند و سرمنشا همه مشکلات اقتصادی سال‌های اخیر را همین تسلط می‌دانستند.بیت‌کوین به عنوان اولین رمزارز و مبتنی بر زنجیره‌بلوک اولین بار در ۳۱ اکتبر ۲۰۰۸ (۱۰ آبان ۱۳۸۷) در سپیدنامه‌ای (وایت پیپر - White Paper) که توسط ساتوشی منتشر و تعریف شد و در ۳ ژانویه ۲۰۰۹ (۱۴ دی ۱۳۸۷) پا به عرضه ظهور گذاشت. اولین بلوک بیت‌کوین که بلوک پیدایش یا بلوک جنسیس (Genesis Block) نیز نام دارد توسط خود ساتوشی استخراج (Mine) شد. او در این بلوک با اشاره به خبر صبح همان روز روزنامه تایمز ضمن اثبات به‌روزبودن بلوک ثبت‌شده، اعتراض خود را به وضعیت اقتصادی موجود نشان داد.روزنامه تایمز، ۳ ژانویه ۲۰۰۹ (۱۴ دی ۱۳۸۷)پس از آن، دولت انگلیس در اواخر سال ۲۰۰۸ برای کنترل بحران اقتصادی مجبور به تزریق ۵۰۰ میلیارد پوند به بانک‌ها و اقتصاد کشور شد، اما مشکلات اقتصادی جهان و انگلیس طولانی‌تر و پیچیده‌تر از آن بود که با یک تزریق بتواند حل شود. این‌گونه بود که در اوایل سال ۲۰۰۹ نیز بانک‌های انگلیس به کمک مجدد احتیاج پیدا کردند. صبح روز ۳ ژانویه ۲۰۰۹، روزنامه تایمز این خبر را درج کرده بود: «صدراعظم در آستانه اهدای دومین کمک مالی به بانک‌هاست.» این همان متن مخفی‌شده در بلوک پیدایش بیت‌کوین است تا ساتوشی به جهانیان یادآوری کند که بانک‌ها کاملاً ناتوان بوده، فقط برای اقتصاد مشکل‌زا هستند و به طعنه بیت‌کوین را راه‌حل این مشکلات می‌داند. درج خبر روزنامه تایمز در بلوک پیدایش بیت‌کوین باعث شد که آن نسخه از روزنامه تایمز، بین کلکسیون‌دارها از ۱۰.۰۰۰ تا ۱.۰۰۰.۰۰۰ دلار معامله شود.هر چند که هر بیت‌کوین امروز حدود ۴۰ هزار دلار ارزش دارد و تا حدود ۷۰ هزار دلار هم بالا رفته بود، اما در شروع ارزش مالی خاصی نداشت. تا آن‌جا که در ۲۲ می ۲۰۱۰ (۱ خرداد ۱۳۸۹) که کمتر از یک‌سال‌ونیم از عمر بیت‌کوین می‌گذشت، لازلو هانیک (Laszlo Hanyecz) برای دریافت دو عدد پیتزا، ۱۰ هزار بیت‌کوین به جرمی استردیونت (Jeremy Sturdivant) پرداخت کرد. این گران‌ترین پیتزایی بود که هر انسانی ممکن است در طول تاریخ خورده باشد. طرفداران بیت‌کوین به افتخار این موضوع و برای یادآوری رشدی که بیت‌کوین در این سال‌ها داشته، این روز را «روز پیتزا» نامیده‌اند.برای دو تا پیتزا ۱۰,۰۰۰ بیت کوین پرداخت می‌کنم. می‌شه گفت شاید دو تا پیتزای بزرگ که بتونم برای فردام هم نگه دارم. پیتزای پس مونده رو که بتونم ازش آروم‌آروم بخورم، دوست دارم. می‌تونید خودتون برام پیتزا درست کنید و بیارید یا برام سفارش بدید تا بیارن دم خونم اما هدفم اینه که پولشو با بیت‌کوین پرداخت کنم. نمی‌خوام خودم درست کنم یا سفارش بدم. یه جورایی مثل هتل که درخواست میز صبحونه می‌کنی و اونا برات میارن و تو حالشو می‌‌بری! دوس دارم روی پیتزام پیاز، فلفل، سس، قارچ، گوجه فرنگی، پپرونی و از این‌جور چیزا باشه. یه چیز استاندارد و معمولی. نه اینکه چاشنیای عجیب و غریب بهش اضافه شده باشه. پیتزاهای پنیری معمولی هم دوست دارم که درست‌کردنش خیلی سخت و هزینه‌بر نیست. اگر علاقه‌مند هستید، بهم خبر بدید تا معامله رو انجام بدیم. با تشکر لازلودر حال حاضر بیش از ۷۳۰ هزار بلوک در بیت‌کوین وجود دارد و پردارایی‌ترین کیف پول حدود ۳۰۰ هزار بیت‌کوین را در خود دارد.دیگر رمزارزهاظهور بیت‌کوین شروع تحولی بود که منجر به شکل‌گیری رمزارزها شد. پنج سال بعد از بیت‌کوین و در اواخر سال ۲۰۱۳ ویتالیک بوترین (Vitalik Buterin) سپیدنامه‌ای برای یک زنجیره‌بلوک با قابلیت قراردادهای هوشمند را منتشر کرد که تولید و توسعه آن از ۲۰۱۴ شروع شد. در نتیجه در ۳۰ جولای ۲۰۱۵ (۸ مرداد ۱۳۹۴) زنجیره‌بلوک اتریوم (Ethereum) و رمزارز اتر (Ether - ETH) عملیاتی شد. در حالی که برداشت جامعه بر این است که اتر، اولین رمزارز بعد از بیت‌کوین است، اما با نگاهی به تاریخچه رمزارزها دیده می‌شود که به عنوان نمونه، هرچند که نسخه پایدار ریپل (Ripple - XRP) در ۲۰۱۸ عرضه شد، اما نسخه اولیه و ابتدایی آن از سال ۲۰۱۲ عملیاتی بوده است. به این مثال برخی از رمزارزهای منشعب (Fork) شده از بیت‌کوین را هم می‌توان اضافه کرد. بهره‌برداری از رمزارزهای اولیه و افزایش قیمت آن‌ها، منجر به شکل‌گیری رمزارزهای دیگر شد. رمزارزهایی چون لومن/استلار (Lumen - XLM / Stellar)، دش (Dash - DASH)، تتر (Tether - USDT)، لایت‌کوین (Litecoin - LTC) و دوج‌کوین (Dogecoin - DOGE) بخشی از بیش از ۱۰ هزار رمزارزی است که در حال حاضر در بازار رمزارزها حضور دارند و مبادله می‌شوند. بیت‌کوین کش (Bitcoin Cash - BCH) و بیت‌کوین گلد (Bitcoin Gold - BTG) هم بخشی از چندین رمزارزی هستند که از بیت‌کوین منشعب شده‌اند. در حالی که امروز حجم بازار بیت‌کوین (ارزش کل بیت‌کوین‌های استخراج‌شده) حدود ۷۷۰ میلیارد دلار است، ارزش کل رمزارزها به ۱۹۰۰ میلیارد دلار می‌رسد. این در حالی است که فقط سه کشور در قاره آسیا هستند که تولید ناخالص داخلی آن‌ها بیش از دو هزار میلیارد دلار است؛ چین، ژاپن و هند.زنجیره‌بلوک در تجربه‌ای جدیدبا بروز زنجیره‌بلوک، استفاده‌های مختلفی از آنها علاوه بر انتقال وجه و تراکنش‌های نظیر به نظیر، در طول زمان در حال شکل‌گیری بود. از قراردادهای هوشمند و رأی‌گیری گرفته تا ردگیری در زنجیره تأمین. در ماه می ۲۰۱۴ (بهار ۱۳۹۴) یک کلیپ ویدئویی/ هنری در شبکه نِیم‌کوین (Namecoin - NMC) عرضه و به نرخ چهار دلار به فروش رفت. طبق آن‌چه تا امروز می‌دانیم، این اولین تجربه از عرضه یک توکن غیرمثلی یا ان‌اف‌تی (NFT – Non-Fungible Token) است. تفاوت این توکن‌ها با دیگر توکن‌ها در این است که در حالت عادی دو توکن از یک نوع با یکدیگر برابر و هم‌ارزش هستند اما توکن‌های غیرمثلی مانند دو نقاشی از ونگوک با یکدیگر متفاوت هستند، هر چند که هر دو خالق یکسانی دارند. در اواخر سال ۲۰۱۵ اولین پروژه ان‌اف‌تی عملیاتی شد اما استفاده از آن‌ها تا سال ۲۰۱۷ که استاندارد ۷۲۱ برای تولید یک توکن یکتا در شبکه اتریوم منتشر شد، شناخته‌شده و همه‌گیر نبود. در این سال کریپتوپانک‌ها (CryptoPunks)، مجموعه‌ای شامل ۱۰ هزار شخصیت کارتونی، کریپتوکیتیز (CryptoKitties)، بازی ویدئویی شامل گربه‌های مجازی یکتا و برخی دیگر از پروژه‌های مشابه عملیاتی شدند تا شروعی برای فراگیری ان‌اف‌تی‌ها رقم بزنند. این توکن‌ها روزبه‌روز بیشتر می‌شوند و قیمت آن‌ها بالاتر می‌رود. از این رو برخی از کارشناسان این موضوع را با حباب دات-کام (Dot-Com Bubble) مقایسه کرده‌اند. این موضوعی است که آینده مشخص خواهد کرد.نمونه‌هایی از کریپتوپانک‌هامعاملات این توکن‌ها روزبهروز بیشتر شده و در سال‌های ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ به یکی از معاملات پرطرفدار تبدیل شده است. پانک‌ها به صورت متوالی معامله می‌شوند. در حال حاضر رکورد گران‌ترین پانک به شماره ۵۸۲۲ با قیمت ۸ هزار اتر (معادل ۲۴ میلیون دلار در زمان معامله) می‌رسد. اما بزرگ‌ترین معامله ان‌اف‌تی مربوط به توکن «همه‌روز: ۵۰۰۰ روز اول» است که حدود ۳۸.۵۰۰ اتر (معادل ۶۹ میلیون دلار در زمان معامله) به فروش رفت.اما این پایان راه نیستاز زمانی که بیت‌کوین به ۱۰۰ دلار رسید، این سوال همیشه مطرح بوده که آیا بیشتر از این هم رشد می‌کند یا خیر؟ وقتی به هزار و حتی ۱۰ هزار دلار هم رسید همین ابهام مطرح بود. یا آنکه آیا بیت‌کوین حباب قیمتی دارد یا خیر؟ وقتی از ۲۰ هزار دلار در اواخر سال ۲۰۱۷ به ۳ هزار دلار در اوایل سال ۲۰۱۹ رسد یا حتی زمانی که از ۷۰ هزار دلار به ۴۰ هزار دلار رسید، خیلی‌ها این موضوع را به عنوان اثبات حباب قیمت بیت‌کوین مطرح کردند. اما تجربه نشان داد که نه این شد و نه آن. نه همیشه رو به بالا رفت و نه حباب قیمتی داشت. همین موضوع در مورد ان‌اف‌تی هم برقرار است. هنوز معلوم نیست که آینده ان‌اف‌تی‌ها به چه صورت خواهد بود. آیا به اوج خود رسیده یا هنوز شروع یک مسیر است. شاید هم مانند برخی از فناوری‌ها دوره خاصی دارد و بعد از آن رو به افول خواهد گذاشت.اما آن چیزی که بدیهی است این است که «این پایان راه نیست». فناوری، به ویژه فناوری زنجیره‌بلوک نشان داده که بستری مناسب برای خلق ایده‌های جدید است؛ ایده‌هایی که بعضاً می‌تواند مشکلات بزرگی در دنیا را حل کند و یا حتی بستری برای سوداگری باشد. باید منتظر ماند تا دید ترکیب خلاقیت انسان و قدرت فناوری، چه آورده‌ای برای‌مان خواهد داشت.این یادداشت با همین عنوان (پول، اقتصاد و دیگر هیچ) در ویژه‌نامه شماره ۱۰۰ نشریه پیوست منتشر شده است.</description>
                <category>هومن مسگری</category>
                <author>هومن مسگری</author>
                <pubDate>Sun, 15 May 2022 19:42:37 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پندهایی کوچک برای استارتاپ‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/dotin/tips4startups-lb1tgvj0b31d</link>
                <description>در مدتی که با استارت‌آپ‌ها در ارتباط بودم، مسائل مشترکی را مشاهده کردم که اغلب باعث شکست یا حداقل به‌وجودآمدن مشکلات جدی برای آن‌ها شده است. در این یادداشت قصد دارم تعدادی از این موارد را به کسانی که می‌خواهند در این راه قدم بگذارند یا در این راه هستند، بگویم، چرا که اگر یک شروع خوب داشته ‌باشید و شرایطتان برای ادامه کار مناسب باشد، می‌توانید انتظار گرفتن نتیجه مورد نظرتان از کسب‌وکار را داشته باشید.ایده راه‌اندازی یک استارتاپ تازه و داشتن یک کسب‌وکار شخصی، ایده‌ای است که از ذهن هرکسی یکبار حداقل عبور کرده است. برخی از ما این ایده را یک بازی ذهن تصور کرده‌ایم و برخی دیگر، به این ایده جامه عمل پوشانده و کسب‌وکار شخصی خود را راه‌اندازی کرده‌اند.حال اگر شما هم یکی از کسانی هستید که به ایده‌هایتان بها می‌دهید و می‌خواهید آن‌ها را تبدیل به کسب‌وکارتان کنید، دانستن آنچه که در ادامه از آن صحبت خواهم کرد، می‌تواند مسیر شروع و ادامه راه شما را هموارتر کند.تیم مدیریتی باید ...در ابتدا مهم است که تیم اولیه که به نوعی همان تیم اصلی مدیریتی است، به نکات مهم زیر دقت داشته باشد:روی هدف خود متمرکز باشید. اگر می‌خواهید سرانجام خوبی برای استارتاپ خود رقم بزنید، لازم است تمام تمرکز خود را روی یک نقطه قرار دهید و از پراکندگی اهداف بپرهیزید.روی هدفی کار کنید که نسبت به آن اشتیاق دارید، در ابتدای مسیر هیچ چیزی به اندازه اشتیاق، شما را به اهدافتان متصل نگه نخواهد داشت. همچنین دقت داشته باشید که اشتیاق، تعهد و انگیزه انجام کارهایتان باید مسری باشد و به همه اعضای تیمتان تزریق شود.بیش از اندازه مغرور نشوید! اگر یک استارتاپ با ایده‌ای نوین دارید، فرقی نمی‌کند چقدر همه چیز خوب کار کند، شما لازم است گوش شنوایی برای شنیدن مشکلات کاربران خود داشته باشید و از آن سخنان در راستای بهبودبخشی به استارتاپ و محصول خود استفاده کنید.از افراد اشتباهی مشاوره نگیرید! درست است که پدرتان خوبی شما را می‌خواهد، اما اگر سال‌ها در حوزه ساخت‌وساز کار کرده، طبیعتاً مشاور خوبی برای کسب‌وکار شما در حوزه IT نخواهد بود. با گرفتن مشورت از افراد معتمد اما ناآشنا با حوزه کسب‌وکاری‌تان، استارتاپ خود را به شکست محکوم نکنید.از نیاز به منتور غافل نشوید. یک منتور می‌تواند مشکلاتی را از بیرون ببیند که شما ممکن است در درون استارتاپ‌تان، آن‌ها را نادیده بگیرید.اگر در حوزه تازه‌ای وارد می‌شوید، اطلاعات پایه‌ای را پیش از شروع کار خود به دست آورید. شما نباید در میانه مسیر استارتاپ خود متوجه شوید که به پایه‌ای‌ترین زیرساخت‌های مورد نیاز کسب‌وکارتان فکر نکرده‌اید. همچنین به بازگشت سرمایه و مسائل مالی دقیق‌تر نگاه کنید و اگر لازم است، حتما از یک مشاور مالی کمک بگیرید. اعداد در ابتدا ممکن است زیبا جلوه کنند، اما وقتی قرار است مبلغ محدودی را برای مدت طولانی استفاده کنید، ارزش آن بسیار کمتر از تصور اولیه‌تان خواهد بود.پول چیز خوبی است اما به موقع. بیش از حد و زودتر از موقع سراغ جذب سرمایه نروید.حال که نکات مربوط به تیم مدیریتی را دانستیم، وقت آن رسیده که به مسائل کلی‌تر، نگاهی داشته باشیم. این نکات هم به ما برای راه‌اندازی بهتر یک استارتاپ کمک خواهند کرد:سراغ محصولی بروید که نیاز آن در بازار حس می‌شود.برای منابع مالی موجود، به درستی برنامه‌ریزی کنید.به درستی تیم بسازید.رقبای خود را به درستی بشناسید و شرایط پیشرفت آن‌ها را به‌طور مستمر بررسی کنید.روی قیمت‌گذاری محصول خود به درستی کار کنید. نباید اجازه دهید در بلندمدت هزینه‌هایتان از درآمدتان بیشتر شود.محصول با کیفیت ارائه دهید.مدل کسب‌وکاری (Business Model) مناسب داشته باشید و از ابتدا مشخص کنید که چگونه می‌خواهید درآمد کسب کنید.ارزش پیشنهادی (Value Proposition) داشته باشید.برای بازاریابی محصول خود به خوبی برنامه‌ریزی و آن برنامه‌ریزی‌ها را اجرا کنید.مشتری را نادیده نگیرید. روی مشتری خود تمرکز کنید و مشابه Google، حول نیاز مشتری پیش بروید.پای یک محصول در میان استامکان ندارد درباره راه‌اندازی یک استارتاپ صحبت شود و خبری از MVP آن نباشد. در طول این سال‌ها تجربه داوری و ارزیابی استارتاپ‌های زیادی را داشته‌ام و در این مسیر متوجه شدم که پاشنه آشیل خیلی از استارتاپ‌ها، مربوط به ام‌وی‌پی است. ام‌وی‌پی (یا به فارسی: حداقل محصول پذیرفتنی)، یک فایل پاورپوینت، یک عکس، داکیومنت و اکسل نیست. وقتی صحبت از ام‌وی‌پی می‌شود، یعنی پای یک «محصول» درمیان است. اما این محصول نباید به صورت نیمی از کل کار باشد، بلکه باید بتواند به صورت مستقل و حداقلی کار کند. مثال واضحی که همیشه ذکر می‌شود، تولید گاری به عنوان ام‌وی‌پی یک خودرو است. ام‌وی‌پی شکل حداقلی از محصول یا خدمت با سطح کافی از قابلیت‌ها است که مخاطب قابلیت استفاده از آن را داشته باشد. حال بد نیست بدانیم در ارائه ام‌وی‌پی چه نکاتی را باید رعایت کنیم:مشخص شود که مشتری قرار است در هر بازه زمانی چه محصول یا سرویسی را دریافت کند.کانال‌ها و نحوه ارائه محصول تعیین شود.ارتباطات بین اجزای مختلف شفاف باشد.واقع‌بین باشیدیک برنامه‌ریزی خوب باید مسیر محصول شما را مشخص کرده و اتفاقات آینده را تا حد ممکن پیش‌بینی کند. وقتی مشغول مشخص کردن آینده استارتاپ خود هستید، باید اعداد و ارقام را براساس اطلاعات واقعی در نظر بگیرید. اگر تصور کنید قرار است به طور مستمر و هرماه کسب‌وکار شما دوبرابر شود، یعنی تصور می‌کنید که می‌توانید کسب‌وکاری با رشد ۷۰ میلیارد برابری در طی سه سال داشته باشید که مشخصاً این نتیجه حاصل نخواهد شد. شما ممکن است در بازه زمانی خاصی، واقعا رشد ۲ برابری داشته باشد، اما همیشه این شیب برقرار نخواهد بود و در زمان‌هایی ممکن است رشد شما متوقف شود و نمودار کسب‌وکارتان افقی یا حتی منفی شود. در این زمان‌ها لازم است با ارائه یک نوآوری به مشتریانتان، به نمودار رشد خود شیب دوباره بدهید. حتی خیلی خوب است که همیشه مواردی را در برنامه داشته باشید که به موقع رونمایی کنید.تصویری از سخنرانی من در سومین جشنواره فناوری اطلاعات کشور (آی‌تی‌ویکند)برخی از بایدهاآن‌چه که درباره آن صحبت کردیم، بیشتر نبایدهای این مسیر بود، اما چه چیزهایی را باید در مسیر موفقیت خود مدنظر داشته باشید؟ این موارد اصلی‌ترین‌های آن است:با عشق و اشتیاق کار کنید.با قوانین و مقررات زمینی که قرار است در آن بازی کنید، پیش از شروع کار آشنایی پیدا کنید. نیازهای بازار خود را بشناسید و بر اساس آن‌ها، محصول ارائه دهید.حواستان به همه بازیگران باشد، از رقبا گرفته تا قانون‌گذاران و مشتریان.باید بدانید که ویژگی‌های موفقیت یک استارتاپ، می‌تواند در موارد ساده زیر خلاصه شود:تولید محصولات مناسب بازار هدفنادیده نگرفتن هشدارهای محیطیعدم رشد بدون حساب و کتابتوانایی بازیابی و ترمیم پس از شکستحال با توجه به این نکات، بهتر خواهید توانست مسیر موفقیت کسب‌وکار خود را ترسیم کنید و در آن قدم بگذارید.این یادداشت بر اساس سخنرانی من در سومین جشنواره فناوری اطلاعات کشور (آی‌تی‌ویکند) نوشته و با نگارش دیگری با عنوان «پاشنه آشیل استارتاپ‌های ایرانی چیست؟» در شنبه‌پرس نیز منتشر شده است. https://www.aparat.com/v/tldr9 </description>
                <category>هومن مسگری</category>
                <author>هومن مسگری</author>
                <pubDate>Mon, 11 Apr 2022 18:11:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پایان قرن را هم دیدیم</title>
                <link>https://virgool.io/@mesgary/eoc-ef17b2xixqal</link>
                <description>خلاصه‌ای از سال ۱۴۰۰امروز، آخرین روزِ آخرین ماهِ آخرین سالِ قرن است. امروز سال ۱۴۰۰ و قرن ۱۴ شمسی تمام می‌شود و از فردا سال و قرن جدیدی شروع می‌شود.سالی که گذشت هر چند سال سختی بود ولی موفقیت‌هایی داشت که این سال را برای همیشه ماندگار کرد.سالی که گذشت هرچند بیماری و مشکلاتْ کم نداشت ولی با عبور از آن‌ها به امید فردایی بهتر پشت سر گذاشته شدند.یک انتهای قرن را دیدیم، اما آیا زین پس همه چیز تکراری است جز مهربانی؟ آیا سختی‌ها، بیماری‌ها و مشکلات تکرار خواهد شد؟ آیا موفقیت‌هاهم تکرار خواهد؟برای خودم، خانواده‌ام، شما و همه خانواده‌ها سال و قرنی جدید پر از سلامت، آرامش، موفقیت و هرچیزی که دل‌ها در انتظار آن است آرزومی‌کنم. آرزو می‌کنم همان شود که چشم انتظارش هستید!دل‌های‌تان شاد و روزی‌تان افزون</description>
                <category>هومن مسگری</category>
                <author>هومن مسگری</author>
                <pubDate>Sun, 20 Mar 2022 14:41:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روزی که آمدم، روزی که هستیم</title>
                <link>https://virgool.io/dotin/10th-bd-iwxkgbnvsge4</link>
                <description>امروز بیست و پنجم دی ماه ۱۴۰۰، در دهمین سالگرد تولد داتین، بیش از ۱۳ سال است که داتینی هستم. دقیق‌ترش این است که امروز ۴۸۳۴-امین روز داتینی و فناپی بودنم است.روزی که من آمدم، مصاحبه‌های جذب را دکتر «کسروی» نازنین انجام می‌داد، امروز قریب به یک سالی است که او در گوشه‌ای از بهشت زهرا آرامشی ابدی دارد.روزی که من آمدم، آقای «سلیمانی شایسته» که در بانک پارسیان مدیرعامل بود، از سال ۱۳۹۲ دوباره به پاسارگاد آمد و چند سالی هم نقشی بزرگ در هیأت مدیره شرکت داتین داشت، اما در اوایل امسال به دیدار معبودش شتافت و امروز در گوشه دیگری از بهشت زهرا آرمیده است.روزی که من آمدم، نه! ولی ۳ سال بعد از آن، «آرزو فیروزجایی» عزیز را استخدام کردم که مهم‌تر از پشتکارش، اخلاق خوبش بود که در دل همه جا گرفته بود و امروز یک سال و اندی می‌شود که همه‌مان را با رفتنش داغ‌دار کرده است.روزی که من آمدم، به جوانانی پرانرژی و نخبه اعتمادی شکل گرفته بود تا آینده‌ای زیبا برای فناپ و فراتر از آن بسازند، امروز با آن آینده زیبا برای تحولی بزرگ پیش می‌رویم.روزی که من آمدم، فناپ (که بعدها به هلدینگ فناپ تبدیل و شرکت داتین از دل آن زاده شد) حدود یکصد نفر بود و واحد راهکارهای بانکی چند ده نفری بیش نبود، اما امروز فقط فرزند ارشدش (شرکت داتین) بیش از یک هزار نفر همکار دارد و هلدینگ فناپ در آستانه ۶ هزار نفری شدن است.روزی که من آمدم، دکتر «جوانمردی»، من و خیلی‌ها را انگیزه داد و امیدوار کرد به مسیری روشن، کسی که توانسته بود در آن شرایط سخت کشور، مجموعه‌ای را در شروع کار، مدیریت کند که از خیلی از شرکت‌های با سابقه و با امکانات بیشتر جلوتر بود، امروز، هلدینگ و داتینی داریم کم رقیب.روزی که من آمدم، شرکت فناپ در سال ۱۳ میلیارد تومان فروش داشت و واحد راهکارهای بانکی که شرکت داتین شد، هنوز فروش خاصی نداشت، امروز فقط شرکت داتین بیش از ۳۰۰ میلیارد تومان فروش سالانه دارد.روزی که من آمدم، در تلاش بودیم که برای بانک پاسارگاد بهترین باشیم، تا در جلب رضایت اولین مشتری، سربلند، امروز شرکت داتین چندین مشتری دارد و در حال خدمت‌دهی به بزرگ‌ترین بانک کشور.روزی که من آمدم، به دنبال رهایی از مشکلات قبلی و تغییر در شغلم بودم، امروز با کمک همان تغییراتی که می‌خواستم، نه تنها آماده برای ساختن داتینی بهتر، که به فکر شکل‌دادن بستری برای آینده رویایی سرزمینم.</description>
                <category>هومن مسگری</category>
                <author>هومن مسگری</author>
                <pubDate>Sat, 15 Jan 2022 16:47:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کربنکینگ دروازه ورود به دنیای بانکداری دیجیتال</title>
                <link>https://virgool.io/dotin/corebanking-e9ine3mo9h8l</link>
                <description>وقتی در قرن ۲۱ زندگی می‌کنیم، به خوبی می‌دانیم که هر روز با فناوری جدیدی روبرو می‌شویم. بنابراین باید هم‌پای مفاهیم فناورانه پیش برویم و در حد امکان، با عباراتی که بیشتر می‌شنویم، آشنا شویم و آن‌ها را درک کنیم. این روزها یکی از فناوری‌هایی که در موردش بیشتر می‌شنویم و با آن سر کار داریم، کربنکینگ است.کربنکینگ چیست؟کربنکینگ (که در انگلیسی آن را Core Banking می‌نویسند و در فارسی به آن «سامانه بانکداری متمرکز» هم می‌گویند) واحد پردازش مرکزی یک بانک است که امکان ارائه خدمات مالی و بانکی به مشتریان را از طریق درگاه‌های مختلف فراهم می‌سازد. تاکنون بانک‌ها بر اساس نیازمندی‌های کسب‌وکاری، اقدام به توسعه سامانه‌های مختلف برای پاسخ به نیازمندی‌های خود کرده‌اند؛ بر این اساس، یک تعریف مشخص از کربنکینگ در میان بانک‌ها وجود ندارد. با این حال بر اساس تعریف متداول، کربنکینگ سامانه‌ای شامل زیرسیستم‌های مدیریت مشتری، حساب، تسهیلات، چک، ارز، کارت و مدیریت تراکنش‌های بانکی است.انقلاب هوش مصنوعیسامانه‌های بانکی را از دو منظر سرویس و داده می‌توان بررسی کرد که هر یک به نوبه خود مسائل مهمی را دربرمی‌گیرند. به ‌طور مثال در حوزه سرویس می‌توان از تنوع زبان‌های برنامه‌نویسی در سامانه‌ها، تنوع پروتکل‌های مختلف ارائه سرویس، معماری مطلوب جهت ارائه سرویس و همچنین تدوین سیاست‌های موثر در ارائه سرویس به سامانه‌های داخلی یا بیرونی اشاره کرد؛ همچنین در حوزه داده نیز تنوع نحوه ذخیره‌سازی داده‌ها در سامانه‌ها و استفاده از فناوری‌های مختلف در سطح پایگاه داده، قابل ذکر است. با فرض عدم وجود کربنکینگ در بانکی با قدمت چند ده‌ساله می‌توان دریافت که با چه حجمی از عدم یکپارچگی در ساختار سامانه‌های بانک روبه‌رو خواهیم شد.سامانه بانکداری متمرکزکربنکینگ یا سامانه بانکداری متمرکز به مجموعه‌ای از خدمات بانکی گفته می‌شود که در یک مجموعه نرم‌افزاری پیاده‌سازی شده و اطلاعات آن عمدتاً در یک بانک اطلاعاتی متمرکز ادغام می‌شود و قابلیت ارائه خدمات به تمامی شعب و سایر زیرمجموعه‌های بانک را از محل این بانک اطلاعاتی متمرکز در هر لحظه داراست.انقلاب هوش مصنوعی با ایجاد سیستم‌های خبره که امکان افزایش دقت عملکرد مداوم خود را با استفاده از فرایند بازآموزی دارند، باعث خودکارسازی بسیاری از فرایندهای زمان‌بر فعلی شده و تأثیر شگرفی در کاهش هزینه‌های عملیاتی بانک‌ها خواهد داشت.مهم‌ترین مساله در پیاده‌سازی سیستم‌های هوشمند، مهندسی ویژگی شامل استخراج و انتخاب ویژگی‌های مناسب برای فرایند مدل‌سازی است؛ این موضوع به ساختار داده‌ای یکپارچه و پالایش‌‌شده نیاز دارد که با استقرار سیستم کربنکینگ به ‌صورت خودکار به وجود می‌آید.در غیر این ‌صورت، انجام فرایند پیچیده و زمانبر یکپارچه‌سازی داده‌های سامانه‌های مختلف، امری ناگزیر است که علاوه بر تحمیل هزینه‌های سنگین مالی، امکان ارائه سرویس در سریع‌ترین زمان را توسط بانک‌ها از بین می‌برد.همچنین به‌واسطه تولید داده‌های بسیار زیاد در سامانه‌های موجود در بانک‌ها، نیاز به زیرساخت‌های داده‌ای و پردازشی توزیع‌شده یا همان زیرساخت کلان‌داده به‌شدت احساس می‌شود که این موضوع، تأثیری حیاتی در سرعت ساخت و آموزش مدل‌های هوشمند و همچنین بازآموزی آن‌ها دارد.اتخاذ استراتژی مناسبسیستم‌های هوشمند در حوزه‌های نوین مدیریت، تجربه مشتری، شناخت مشتری، مدیریت ریسک، پردازش تصویر و کاربردهایش در حوزه امنیت و احراز هویت مانند تشخیص اثر انگشت، اسکن چشم و همچنین تشخیص تقلبی‌بودن اوراق بهادار مانند چک‌پول، ضمانت‌نامه، پردازش صوت، شخصی‌سازی خدمات ارائه‌شده به مشتریان، به‌سهولت و با دقت زیاد قادر به انجام کلیه وظایف هستند.استفاده از سیستم‌های هوشمند یکی از عوامل مهم در کاهش هزینه‌های عملیاتی بانک‌ها و افزایش دقت در انجام کارهاست. از سوی دیگر بانک‌ها باید با اتخاذ استراتژی مناسب در مواجهه با فناوری‌های پیشرفته‌ای همچون بلاکچین، رمزارز و اینترنت اشیا، از مزایای آن‌ها به نفع کسب‌وکار خود استفاده کنند، در غیر این صورت از سایر رقبا باز خواهند ماند.بانکداری‌ باز نیز موضوع بسیار پراهمیت دیگر این روزهای شبکه بانکی است که با ظهور کسب‌وکارهای نوظهور و نیازمندی‌شان به استفاده از سرویس‌های بانکی، مطرح شده است. استانداردها و دستورالعمل‌هایی نیز در این حوزه تدوین‌شده تا علاوه بر تدوین فرهنگ لغات مشترک، چارچوب دقیقی از نحوه سرویس‌دهی به انواع مشتریان با درنظرگرفتن الزامات امنیتی همچون استانداردهای PSD2 و GDPR داشته باشیم. نکته قابل ذکر آن است که کیفیت، تنوع و سهولت دسترسی به سرویس‌های یک بانک، تأثیر مستقیمی در مقبولیت آن بانک در بین مشتریان دارد.از جمله دیگر درگاه‌های نوین ارائه سرویس، می‌توان به دستیاران صوتی اشاره کرد که با استفاده از فناوری هوش مصنوعی، به‌سرعت در بین کاربران محبوب شده است. شعبه مجازی نیز با استفاده از فناوری‌های تشخیص صدا و چهره، به‌سرعت در حال تبدیل به درگاهی بااهمیت برای ارائه انواع سرویس‌های حضوری و غیرحضوری شده است.دستیاران صوتیاز جمله درگاه‌های نوین ارائه سرویس، می‌توان به دستیاران صوتی اشاره کرد که با استفاده از فناوری هوش مصنوعی، به‌سرعت در بین کاربران محبوب شده است. شعبه مجازی نیز با استفاده از فناوری‌های تشخیص صدا و چهره، به‌سرعت در حال تبدیل به درگاهی بااهمیت برای ارائه انواع سرویس‌های حضوری و غیرحضوری شده است.پرواضح است که هر یک از موارد مذکور، ارتباط تنگاتنگی با معماری سامانه‌های موجود در بانک‌ها دارند؛ بدین معنی که هرچه داده‌ها ساختار‌یافته‌تر و یکپارچگی سامانه‌ها بیشتر باشد، مسیر ایجاد بستری مناسب جهت تحقق بانکداری دیجیتال آسان‌تر خواهد شد. جهت روشن‌تر شدن این موضوع، در نمودار ذیل علاوه بر نمایش حوزه‌های رایج در کربنکینگ، به جایگاه مباحث فوق نیز پرداخته شده است.ضرورت مهاجرتبر اساس این مفروضات، می‌توان این‌گونه نتیجه گرفت که تمامی بانک‌ها برای پاسخ‌گویی به نیازهای مشتریان خود، ناگزیر به مهاجرت به محصولی جدید یا روزآمدسازی کربنکینگ فعلی خود هستند. در ادامه جهت روشن‌تر شدن این موضوع، مهم‌ترین ویژگی‌های مورد نیاز بانک‌ها برای انتخاب این راهکار بیان می‌شود:۱. در یک راهکار جامع کربنکینگ، به ساختاری سرویس‌گرا نیاز است تا با ایجاد پروتکل مشترک، تمامی سامانه‌های مستقر در داخل و خارج از بانک را در بستری یکپارچه به یکدیگر متصل سازد.۲. وجود ساختار داده‌ای منطبق بر استانداردهای بانکی، مقدمه‌ای بر توسعه و استفاده از سامانه‌های نوین داده‌محور همچون مدیریت ریسک، داده‌کاوی، مدیریت تجربه مشتری و هوش مصنوعی است.۳. لازم است طبق مفهوم اومنی چنل به تمامی مشتریان تجربه واحدی از خدمات بانکی ارائه داد؛ به‌ صورتی که با شروع فعالیتی در یک کانال مانند اینترنت‌بانک، بتوان ادامه آن را در کانال‌های دیگر مانند کیوسک یا موبایل‌بانک انجام داد.۴. با توجه به گستردگی و تعدد شعب بانک‌ها، راهکاری مطلوب است که دارای کمترین زمان بومی‌سازی، پیاده‌سازی، استقرار و مهاجرت باشد.۵. بانک‌ها به راهکاری نیاز دارند که علاوه بر تأییدیه نهادهای نظارتی داخل کشور، تمامی استانداردها و الزامات بین‌المللی را نیز رعایت کرده باشد.۶. استقلال بانک از تامین‌کننده، نکته کلیدی دیگری است که به کمک تعریف عملکردها به‌صورت پویا و پارامتریک در یک رابط کاربری یکپارچه امکان‌پذیر است.۷. استفاده از فناوری‌های فراگیر در توسعه محصول این امکان را به بانک‌ها می‌دهد تا علاوه بر ایجاد تغییرات بنیادی در راهکار کربنکینگ، نیروهای متخصص در این حوزه را به‌سهولت جذب کنند و در صورت نیاز آن‌ها را آموزش دهند.قالب ناموجودبه جز بیان (BIAN - Banking Industry Architecture Network) که یک الگو و قالب کلی (چارچوب معنایی) است، تاکنون هیچ قالب و استاندارد خاصی در زمینه اجزای یک سامانه جامع بانکداری متمرکز ارائه نشده و هر یک از تولیدکنندگان این محصولات بر اساس ایده‌ها و تجربیات و جمع‌بندی درخواست‌های مشتریان خود و با اتکا به دانش فناوری اطلاعات کارکنان خود اقدام به ارائه محصولات متنوع بانکی کرده‌اند.ناگزیر به تغییربا این حساب، هر اندازه بانک‌ها اهمیت شتاب روزافزون حوزه‌های مذکور را بیشتر درک کنند، در ارائه استراتژی منطبق با این اهداف، موفق‌تر عمل خواهند کرد. این موضوع را می‌توان مهم‌ترین گام در رقابت با سایر بانک‌ها به‌منظور جذب و رضایت بیشتر مشتریان دانست.از سویی دیگر، با توجه به درهم‌تنیدگی ادامه فعالیت و حیات بانک‌های خصوصی با بحث مشتری‌محوری، سرعت انجام واکنش، تغییر و تنوع در ارائه خدمات نوین در این بانک‌ها مشهود‌تر است؛ اما متأسفانه اکثر بانک‌های قدیمی و بعضاً دولتی، به‌دلیل ریسک‌های عملیاتی و هزینه بالا، حاضر به انتخاب یک محصول کربنکینگ با قابلیت‌های مذکور نیستند و با حفظ ساختار فعلی سعی در ارائه سرویس‌های جدید دارند.نکته بسیار مهم آن است که حفظ ساختار قدیمی نیاز به تربیت و جانشین‌پروری کارشناسانی دارد که مایل به یادگیری فناوری‌های مورد استفاده و بعضاً منسوخ هستند که خود چالشی بزرگ در روزگاری است که ارائه فناوری‌های کاراتر، بسیار سریع و متنوع است.از دیگر مواردی که ریسک تصمیم‌گیری انتخاب و مهاجرت به راهکار کربنکینگ مناسب را برای مدیران عالی‌رتبه بانک‌ها بالا می‌برد و نهایتاً به بی‌میلی نسبت به مقوله مهاجرت منجر می‌شود، می‌توان به عدم ثبات مدیریت در یک بازه زمانی سه الی پنج سال، وجود ساختار جزیره‌ای غیرهمسان در سیستم‌های قدیمی، عدم همکاری تامین‌کنندگان فعلی سامانه‌های نرم‌افزاری در انتقال دانش فنی و فرایند مهاجرت و عدم آگاهی مناسب در بانک‌ها نسبت به فناوری‌های جدید، اشاره کرد.با وجود مسائلی که ذکر شد، استقرار سامانه کربنکینگ مهم‌ترین گام جهت یکپارچه‌سازی داده‌ها و سرویس‌های بانک‌هاست که ورود به عرصه فناوری‌های نوین را با کاهش هزینه عملیاتی مواجه می‌کند و زمان پیاده‌سازی را به‌آسانی مقدور می‌سازد.بنابراین با توجه به مباحث فوق می‌توان نتیجه گرفت بانک‌ها با ظهور بانکداری دیجیتال، ناگزیر به تغییر در زیرساخت‌های فناوری اطلاعات و به‌خصوص استقرار یک سامانه کربنکینگ توانمند هستند، تا در رقابت تنگاتنگ با سایر رقبا قادر به ارائه سرویس‌های جدید با هر دو مدل بانک - مشتری (B2C) و بانک - شرکت ‌- مشتری (B2B2C) باشند.این مقاله با همین عنوان (کربنکینگ دروازه ورود به دنیای بانکداری دیجیتال) در شماره ۲۷ ماهنامه عصر تراکنش منتشر شده است.</description>
                <category>هومن مسگری</category>
                <author>هومن مسگری</author>
                <pubDate>Sat, 01 Jan 2022 16:17:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیگ‌بنگ، انتخابی آسان در عین سختی یا انتخابی سخت در عین آسانی</title>
                <link>https://virgool.io/dotin/bigbang-migration-o9ngi4xn6y3x</link>
                <description>در عصری که آن را عصر تکنولوژی می‌دانیم، به‌روزرسانی سیستم‌هایی که با آن‌ها سروکار داریم از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. تقریباً کمتر کسب‌وکاری است که این مهم را سرلوحه برنامه‌های خود قرار ندهد و برنامه‌هایی برای به‌روزرسانی و ارتقاء سرویس‌ها و خدمات خود نداشته باشد. وقتی صحبت از به‌روزرسانی سرویس‌های مختلف است، یکی از روش‌هایی که در دنیای امروز کاربرد دارد، مهاجرت از سامانه‌ای به سامانه دیگر و به‌روز خواهد بود.یک کسب‌وکار از بخش‌های مختلفی که شامل سامانه‌ها و داده‌های مختلف می‌شود، تشکیل شده است. وقتی صحبت از مهاجرت کسب‌وکار می‌شود، منظور جابجایی سامانه‌ها و داده‌های کسب‌وکاری است. با این وجود عموماً با شنیدن کلمه مهاجرت کسب‌وکار، در تصور عمومی تنها مهاجرت داده‌ها تداعی می‌شود. مهاجرت داده‌ها از زیرساخت قدیمی، به زیرساخت جدید. اما در واقع کلمه مهاجرت بزرگ‌تر از تنها جابجایی و انتقال داده‌ها بوده و مفهوم آن، مهاجرت داده‌ها، سامانه‌ها و ابزارهای کسب‌وکار به سامانه جدید است.مهاجرت سامانه به این مفهوم است که سامانه جدید لازم است در تمام نقاط نهایی (End Point) در دسترس قرار بگیرد و به زبان ساده‌تر در حوزه بانکی، لازم است سامانه جدید در تمام شعب بانکی در دسترس باشد و به بهره‌برداری برسد. البته که مهاجرت داده، یکی از اصلی‌ترین و مهم‌ترین بخش‌های یک مهاجرت محسوب می‌شود، اما با این وجود در یک مهاجرت کامل نباید از مهاجرت سامانه‌ها غافل شد.مهاجرت سامانه‌های بانکی دو نوع دارند که یکی از آن‌ها روزآمدسازی سامانه‌ها (مدرن‌سازی) و دیگری ادغام (Merge &amp; Acquisition) است. آنچه عموماً در سامانه‌های بانکی اتفاق می‌افتد، نوع اول یعنی مدرن‌سازی سامانه‌ها است اما درباره پروژه مهاجرت بانک سپه، هردو نوع مهاجرت روزآمدسازی و ادغام به‌صورت متوالی اتفاق افتاده است.انجام مهاجرت سامانه‌های بانکی به دو روش تدریجی (Phased/Incremental) یا یک‌باره (Big Bang) اتفاق می‌افتد که در ادامه با چالش‌ها و مزایای مهاجرت بیگ‌بنگ و برخی تفاوت‌های آن با روش تدریجی بیشتر آشنا می‌شویم.از نام این دو روش، مشخص است که در روش تدریجی همه موارد به‌آهستگی و پله به پله و در روش یک‌باره، همه‌چیز به صورت ناگهانی به سامانه جدید انتقال داده می‌شود.در سیستم بانکداری قدیمی، همه‌ سرویس‌ها، داده‌ها، محصولات و اطلاعات بانکی متمرکز نبوده است. اگر به‌خاطر بیاورید، در گذشته نمی‌توانستیم از یک شعبه متفاوت از جایی که حساب بانکی‌مان را باز کردیم، تراکنش‌های مالی انجام دهیم چراکه برخی سامانه‌ها شعبه‌محور بودند و اطلاعات ما تنها در همان شعبه مبداء وجود داشت. شعبه‌محور بودن سامانه‌های یک بانک به این معناست که شعبه‌های آن مجموعه از یکدیگر مستقل هستند و برای تعریف یک محصول برای آن بانک، باید محصول را در تک تک شعبه‌ها تعریف کرد.زمانی که قرار است مهاجرت به روش تدریحی صورت بگیرد، بسته به نوع و معماری سامانه قبلی، شرایط محیطی، استراتژی‌های کارفرما یا میزان ریسک موجود، یکی از روش‌های شعبه‌محور، محصول محور یا ترکیبی از هردو انتخاب می‌شود و به مرحله اجرا درمی‌آید. اگر قرار به مهاجرت محصول‌محور باشد، به‌طور مثال اول سپرده‌های قرض‌الحسنه به سامانه جدید مهاجرت داده می‌شوند، سپس سپرده‌های کوتاه‌مدت و به همین ترتیب، یکی یکی محصولات وارد سامانه جدید می‌شوند. در مدل شعبه‌محور، این فرایند از یک شعبه آغاز می‌شود و مهاجرت داده، شعبه به شعبه پیش می‌رود.در روش یک‌باره یا همان بیگ‌بنگ، کل داده‌های موجود یا داده‌های یک حوزه خاص را به‌طور ناگهانی و یکباره از سامانه قدیم به سامانه جدید منتقل می‌شود. در این روش از مهاجرت، به‌طور مثال تا پنجشنبه سیستم قدیمی در حال کار بوده و با مهاجرت تمامی داده‌ها به‌صورت ناگهانی، از شنبه صبح سیستم جدید در دسترس قرار می‌گیرد.پیش از آنکه درباره چالش‌ها و مزایای این دو روش مهاجرتی صحبت کنیم، یک مثال می‌تواند موضوع را ساده‌تر کند. تصور کنید یک گوشی تلفن همراه جدید خریده‌اید و قرار است اطلاعات دستگاه قدیمی‌تان را به دستگاه جدید انتقال دهید. یک راهکار انتقال ناگهانی تمام داده‌ها است و راهکار دیگر، جابجایی مرحله به مرحله اطلاعات موجود است. حال تصور کنید قرار است این دستگاه‌ها و اطلاعات را تحویل شخص دیگری بدهید، اگر روش تدریجی مهاجرت را انتخاب کرده باشید، لازم است استفاده از هر دو دستگاه و محل قرارگیری اطلاعات به‌روز را به آن فرد نیز آموزش دهید.این موضوع در مهاجرت تدریجی نیز وجود دارد و به‌همین دلیل، یکی از بزرگ‌ترین مزیت‌های مهاجرت بیگ‌بنگ، عدم نیاز به‌روز و سینک نگه‌داشتن (Sync) اطلاعات میان دو سامانه است. اما در حالت تدریجی، به دلیل آنکه سامانه قدیمی و جدید به‌صورت موازی در حال کار کردن هستند، لازم است اطلاعات میان دو سامانه باهم سینک شده باشند. در این شرایط یکی از سامانه‌های قدیمی یا جدید به عنوان مبدا قرار می‌گیرد و سامانه دیگر، داده‌ها را از آن دریافت می‌کند. این موضوع باعث می‌شود در روش بیگ‌بنگ، برای ایجاد ارتباط میان دو سامانه، نیازی به آماده‌سازی ماژول‌های ارتباطی وجود نداشته باشد و پیچیدگی‌های آموزش کاربران نیز کمتر شود.مثال دستگاه تلفن همراه جدید را به‌خاطر آورید و تصور کنید دستگاه قدیمی سیستم‌‌عامل مبتنی بر اندروید دارد و دستگاه جدید، یک دستگاه دارای سیستم‌عامل iOS است. در این شرایط که احتمالاً تمامی اپلیکیشن‌های موجود روی اندروید را نمی‌توانید روی iOS پیدا کنید، انتقال اطلاعات می‌تواند تبدیل به یک چالش شود.در مهاجرت به روش بیگ‌بنگ، لازم است تمام اطلاعات موجود را در یک لحظه، همراه با به‌روزرسانی نرم‌افزارها از یک دستگاه به دستگاهی دیگر منتقل کنیم و در واقع، از فردای روزی که دستگاه جدید را استفاده می‌کنیم، همه اطلاعات آنجا موجود است. اما روش تدریجی به ما این فرصت را می‌دهد که اول بین نرم‌افزارهای مشابه هردو دستگاه، انتقال اطلاعات انجام دهیم و پس از اتمام این بخش، به سراغ نرم‌افزارهایی برویم که نسخه مشابه آن‌ها روی سیستم‌عامل جدید موجود نیست.یکی از چالش‌های مهاجرت به روش بیگ‌بنگ، نیاز به آمادگی برای برگشت به عقب (Roll Back) است. در مهاجرت به روش بیگ‌بنگ، لازم است حتماً یک برنامه‌ریزی برای بازگشت به عقب کامل وجود داشته باشد. برگشت به عقب در مهاجرت بیگ‌بنگ، به معنی بازگشت به نقطه صفر است. اگر از ظهر پنجشنبه فرایند مهاجرت آغاز شود و در نیمه‌های جمعه، اتفاقی پیش‌بینی نشده رخ دهد و نیاز به بازگشت باشد، شما نه یک پله، که تمام فرایند را به عقب بازخواهید گشت. اما در مهاجرت به روش تدریجی، هر اتفاق پیش‌بینی نشده‌ای شما را تنها یک گام به عقب برمی‌گرداند و نگرانی برای بازگشت به عقب، در این روش بسیار کمتر است.در مهاجرت به روش بیگ‌بنگ، عموماً نیاز به قطعی سرویس (Down Time) وجود دارد که در مهاجرت تدریجی می‌تواند قطعی خاصی وجود نداشته باشد و یا آنقدر کوتاه باشد که کاربر حتی زمان قطعی سرویس را حس نکند.در روش مهاجرت بیگ‌بنگ، مشتری نهایی و کاربران سرویس‌های بانکی به خوبی متوجه تغییرات سرویس می‌شوند چراکه تمام ساختارها، فرایندها و... تغییر می‌کند و کاربر نهایی، با تغییرات چشم‌گیری مواجه می‌شود. این موضوع در مهاجرت به روش تدریجی بسیار نامحسوس اتفاق می‌افتد و باتوجه به آنکه تغییرات با روند بسیار آهسته صورت می‌گیرند، کاربر نهایی ممکن است حتی متوجه درصد بالایی از تغییرات سیستمی نشود.از دیگر پیچیدگی‌های مهاجرت به روش بیگ‌بنگ آن است که باوجود تغییری که قرار است در تمام زوایای سیستم اعمال شود، لازم است کانال‌های ارتباطی کسب‌وکاری بدون تغییر بمانند. پس انجام فرایندهای مهاجرت، باید سیستم ارتباطی بانک با بانک مرکزی بدون تغییر باشد یا اگر پیشتر بانک به مشتریان خود وب‌سرویسی ارائه کرده است، این وب‌سرویس باید فردای مهاجرت بازهم به همان ساختار قبلی در دسترس مشتریان بانک باشد تا مشتریان دچار مشکل نشوند.در همه انواع مهاجرت‌های بانکی، برخی فعالیت‌ها لازم است به‌صورت حضوری انجام شوند که از جمله این فعالیت‌ها می‌توان به به‌روزرسانی دستگاه‌های خودپرداز اشاره کرد.مهاجرت سامانه‌های بانکی، به دلیل داشتن داده‌های مهم و حساس همواره جزو فعالیت‌های دشوار محسوب می‌شوند. همانطور که به آن اشاره کردیم، مهاجرت به روش بیگ‌بنگ علاوه بر سختی‌های یک پروژه بانکی، با چالش‌های مختلفی همراه است و البته، مزایای زیادی نیز به همراه می‌آورد.پارامترهایی مانند نوع داده‌های سامانه قبلی، مدل کسب‌وکاری قدیمی و جدید بانک، استراتژی‌ها، شرایط محیطی و دیگر عوامل، مشخص‌کننده روش مناسب مهاجرت برای بانک‌های مختلف هستند. از نمونه‌های مهاجرت در صنعت بانکی ایران می‌توان به مهاجرت بانک پارسیان (بیگ‌بنگ) و بانک پاسارگاد (تدریجی) اشاره کرد. در سال‌های اخیر نیز، بانک سپه با صد سال قدمت و حجم داده بسیار زیاد، به روش بیگ‌بنگ به زیرساخت‌های بانکی تازه مهاجرت داده شد.</description>
                <category>هومن مسگری</category>
                <author>هومن مسگری</author>
                <pubDate>Fri, 09 Jul 2021 23:52:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دورکاری امروز، نیاز دیروز</title>
                <link>https://virgool.io/dotin/wfh-sr6whcfwgqvf</link>
                <description>مدتی پیش یادداشتی را  خواندم که همکاری دورکار از پروسه جذب و شروع به همکاری خود از شیراز با داتین نوشته و آن را در وبلاگ داتین به اشتراک گذاشته بود. وقتی دیدم پروژه جذب همکار دورکار با قدرت در حال انجام است، خاطره‌ای از سال‌های گذشته برای من زنده شد. فکر کردم کاش این خاطره و شرایط امروز، همزمانی داشتند؛ در این صورت، اوضاع به شکل دیگری پیش می‌رفت.به‌ خاطر دارم چند سال پیش، یک رزومه دریافت کردم. توانایی‌های فردی که آن را ارسال کرده بود مناسب موقعیت شغلی مورد نظر ما بود و او مهارت‌های بالایی داشت. همان‌طور که هرکسی در مواجهه با یک رزومه خوب، با فرد مذکور تماس می‌گیرد تا او را به همکاری دعوت کند؛ من نیز با او تماس گرفتم و از او برای قرار مصاحبه دعوت کردم. اما فرایند مصاحبه با این فرد، متفاوت‌تر از مصاحبه‌هایی که داشتم، پیش رفت.وقتی رزومه او را بررسی می‌کردم، نام شرکت‌هایی را می‌دیدم که با آن‌ها آشنایی نداشتم اما به ‌نظر فعالیت‌هایی همراستا با فعالیت شغلی ما داشتند. بر اساس منطق باید نام برخی از این شرکت‌ها که چندان حوزه متفاوتی هم ندارند به گوشم آشنا می‌بود. از خودم می‌پرسیدم چطور ممکن است آدمی با این سطح از توانمندی، در شرکت‌هایی کار کرده که حتی اسم یکی از آن‌ها هم برای من آشنا نیست؟برای آن‌که بتوانیم یک قرار مصاحبه تنظیم کنیم، بارها مکالمات رفت‌وبرگشتی داشتیم. آن فرد مدام روزهایی که به او پیشنهاد می‌شد را تغییر می‌داد و به ‌نظر می‌آمد حضور در محیط کار، برای او دشوارتر از دیگر افرادی است که تا آن زمان با آن‌ها مصاحبه کرده بودم. در آن زمان با خودم فکر کردم ما از شرایط زندگی این فرد باخبر نیستیم. به نظرم رسید که ممکن است در حال حاضر وضعیت خاصی را تجربه می‌کند و ناچار به این‌ همه تأخیر و حساسیت در تعیین زمان مصاحبه است. پس با او همکاری کردم و زمانی که برایش مناسب بود را برای مصاحبه انتخاب کردیم.علی‌رغم مشکلاتی که در انتخاب زمان مصاحبه وجود داشت، در نهایت جلسه برگزار شد و با این فرد دیدار کردم. در جلسه مصاحبه متوجه شدم همان‌طور که از رزومه‌ او توقع می‌رفت، توانمند بود. در حین جلسه هم متوجه شدم دلیل جابجایی‌های مکرر در تعیین زمان مصاحبه این بود که او ساکن مشهد است و لازم بود برای حضور در این جلسه، چند کاری که در تهران دارد را با یکدیگر تجمیع و در یک زمان به تهران سفر کند.همچنین ناآشنا بودن نام شرکت‌هایی که این فرد در آن کار می‌کرد نیز به این دلیل بود که شرکت‌های مذکور در مشهد بودند و من در آن زمان، با شرکت‌های مستقر در مشهد آشنایی چندانی نداشتم. روند مصاحبه برای من بسیار دلچسب بود و این فرد را برای پوزیشن شغلی مورد نظر کاملا مناسب می‌دیدم. او هم موافق بود که هرزمان من از او بخواهم، به تهران نقل مکان خواهد کرد.جذب همکاری مانند او برای من انتخابی بسیار مناسب بود، اما وقتی صحبت از مهاجرت فرد به تهران به‌دلیل شروع کار در داتین شد، نگرانی‌هایی در ذهن من شکل گرفت. با خودم فکر کردم اگر او به دلیل فرصت شغلی‌ که من در اختیارش گذاشته‌ام، از کار فعلی خود استعفا دهد، در تهران خانه‌ای اجاره کند، اصطلاحاً پل‌های پشت سر خود را در شهر مشهد خراب کند و بعد از گذشت مدتی به دلیل نارضایتی هریک از طرفین همکاری ما قطع شود، چه بر سر زندگی او خواهد آمد؟درست است که هرکسی برای زندگی خود آزادانه تصمیم می‌گیرد، اما من نمی‌خواستم مسئولیت تغییرات زندگی فردی این چنین بااستعداد را به دوش بکشم و درواقع من کسی باشم که او را به ترک شهر خود، وسوسه کرده است. بااستعداد بودن این فرد یکی از دلایلی بود که برای من احساس مسئولیت بالایی را به همراه می‌آورد و مرا نگران می‌کرد که نکند این فرصت شغلی، زندگی او را دستخوش مشکلات کند.تمام این فکرهایی که از سرم می‌گذشت را در جلسه مصاحبه برای او نیز شرح دادم. از نگرانی‌هایم برای مسیر آینده زندگی‌اش گفتم. به او گفتم اگر روزی به تهران مهاجرت کرد، برای او در شرکت فرصت شغلی‌ خواهم داشت اما امروز مسئولیت مهاجرت و تغییر سبک زندگی او را برعهده نمی‌گیرم.عموماً برای مصاحبه‌‌کننده‌ها این احساس مسئولیت نسبت به آینده افراد ایجاد نمی‌شود، اما این فرد همکاری بسیار توانمند و قابل بود. هرکسی که در سال‌های اخیر در زمینه جذب همکار فعالیت کرده باشد، به‌خوبی می‌داند که چقدر افراد توانمند نایاب شده‌اند و پیدا کردن همکاران مجرب و مناسب فرصت‌های شغلی، بسیار دشوار شده است. این دلیل باعث می‌شد برای حفظ اکوسیستم کسب‌وکاری، به چنین فردی اهمیت بیشتری بدهم و خود را برابر آینده شغلی و زندگی او مسئول بدانم. درنتیجه تمام این اتفاقات، او را جذب نکردم.امروز که می‌بینم می‌توانیم همکارانی از سراسر ایران داشته باشیم فکر می‌کنم آن زمان می‌توانستم به‌راحتی همکاری‌ام را با آن فرد شروع کنم و بدون دغدغه آن‌که، مهاجرت از مشهد به تهران برای او چه تبعاتی خواهد داشت، فعالیتمان را با فاصله هزار کیلومتری شروع کنیم و ادامه دهیم.کما این‌که تا همین امروز، همکاری با بیش از ۱۵ نفر همکار از شهرهای مختلف ایران را به‌طور دورکار در داتین آغاز کرده‌ایم که اتفاقاً برخی از این افراد، ساکنین مشهد و همشهری فردی هستند که از خاطره مصاحبه با او گفتم. این‌که بتوانیم بدون نیاز به در نظر گرفتن مرزهای جغرافیایی، با افرادی از تمام ایران همکاری کنیم، برای من و داتین فرصتی طلایی به‌منظور جذب نیروهای متخصص و برای کشورم فرصتی برای تمرکززدایی از پایتخت است. امیدوارم در داتین بتوانیم به اهداف بلندمدت در حوزه جذب سرمایه‌های انسانی از شهرهای مختلف ایران برسیم.</description>
                <category>هومن مسگری</category>
                <author>هومن مسگری</author>
                <pubDate>Sun, 13 Jun 2021 10:38:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش‌های اسفندماه کارمندان بانک قبل از ورود تکنولوژی‌های جدید بانکی</title>
                <link>https://virgool.io/dotin/end-year-challenges-ninnok2envhs</link>
                <description>خوب یادم است که آن سال‌ها، اسفندماه برای کارمندان بانک و خانواده‌های آنها نوعی کابوس محسوب می‌شد؛ چراکه از اوایل اسفندماه دیر به خانه رفتنشان آغاز می‌شد. روزهای اول اسفند یکی دو ساعت کار بیشتر بود و هرچه به پایان سال نزدیک‌تر می‌شدیم، ساعات اضافه‌کاری بیشتر و بیشتر می‌شد تا جایی‌که در هفته‌ پایانی اسفند حداقل سه الی چهار کارمند هرروز ناچار بودند تا پاسی از شب در شعبه بمانند که بتوانند جمع‌بندی سال مالی را پیش از اتمام اسفندماه به پایان برسانند. کاری که هر کسب‌وکاری در آخر سال انجام می‌دهد؛ بررسی تمامی حساب‌ها، سود و زیان‌ها و وضعیت حساب‌های جاری.در آن سال‌ها که هنوز کرونا شب عید را از ما نگرفته بود، شور و شوق خرید وجود داشت و همیشه هفته‌های پایانی اسفند، تنها سهم کارکنان شعب بانکی از این شور و شوق عید، صدای خنده مردم در حال عبور از کنار شعبه در شب‌های اضافه‌کاری بود. اگر به حافظه تاریخی ۲۰ الی ۳۰ سال قبل (دهه ۷۰)  یا قبل از آن سری بزنیم، تصویری از بانک‌ها را به یاد می‌آوریم که سیستم‌های بانکی عموما دستی بودند و بسیاری از داده‌ها یا روی کاغذ ثبت و بایگانی می‌شد یا در نرم‌افزارهای ساده، کم امکانات و ابتدایی بانکداری. در آن سال‌ها ما نمی‌توانستیم کارهای بانکی خود را در شعبه‌ای، به‌جز محلی که در آن حسابمان را بازکرده‌ایم، انجام دهیم، چراکه اطلاعات بانکی ما فقط در یک شعبه وعموماً روی کاغذ موجود بود. در سال‌های آغازین ورود کامپیوترها به سیستم‌های بانکی، باز هم روند انجام فعالیت‌ها تغییر چندانی نکرده بود و صرفا سندهای پایانی و کنترل آخر توسط سیستم ثبت می‌شد و هنوز هم تمام کارهای پیش از آن را کارمندان به‌صورت دستی انجام می‌دادند.یک نمونه ساده برای مقایسه پیچیدگی‌های فعالیت‌های بانکی و مالی امروزه با گذشته، مغایرت‌گیری است. کاری که سادگی امروز آن، با پیچیدگی سال‌های گذشته قابل‌مقایسه نیست. امروز اگر تصمیم بگیریم بین دو فایل مغایرتی پیدا کنیم، به‌سادگی و با استفاده از نرم‌افزاری مانند اکسل می‌توانیم این کار را انجام دهیم اما در دهه ۷۰ مغایرت‌گیری خودش یک پروژه تمام‌عیار بود که رفع این نوع چالش‌ها از مزیت‌های ورود تکنولوژی و مکانیزه شدن سیستم‌های بانکی است.مکانیزه شدن و در ادامه، ورود سیستم‌های متمرکز بانکی (کربنکینگ) و فعالیت شرکت‌هایی مانند داتین، باعث ایجاد تفاوت‌ در اکثر فعالیت‌های بانکی شد. اولین تفاوت، متمرکز شدن فعالیت‌ها و درنتیجه پیشگیری از دوباره‌کاری در شعب مختلف است. در بانکداری امروز، هر تغییری روی سیستم، بر فعالیت تمامی شعبه‌ها تاثیرگذار است و درنتیجه نیازی به بررسی یک‌به‌یک آنها نخواهد بود. یک مثال ساده برای تأثیر سیستم‌های متمرکز بر بازدهی انجام کار، پنل‌های ارسال پیامک است. اگر بخواهیم به گروه زیادی از افراد یک پیامک واحد بزنیم، بدون استفاده از پنل‌ها، ناچاریم برای هر شماره چند ثانیه زمان بگذاریم و وقتی این چند ثانیه را در تعداد نفرات ضرب کنیم، متوجه می‌شویم که زمان زیادی از ما گرفته شده است؛ اما یک پنل پیامکی به ما کمک می‌کند در زمان بسیار کوتاه با وارد کردن شماره‌های مخاطبین و زدن دکمه ارسال، تمام پیام‌ها را در کسری از ثانیه ارسال کنیم.امروزه بیش از ۲۰ هزار شعبه بانکی در کشور داریم. حتی اگر تعداد شعب شبکه بانکی را در آن زمان ۱۰ هزار شعبه در نظر بگیریم، در دهه ۷۰ با توجه به نیاز حضور حداقل سه الی چهار نفر در اضافه‌کاری‌های اجباری اسفندماه، بیش از ۳۰ هزار نفر و یعنی ۳۰ هزار خانواده درگیر این موضوع بودند. درگذشته اگر بانکی هزار شعبه داشت و برای انجام کاری لازم بود در هر شعبه حداقل دو نفر دو ساعت زمان برای یک کار بگذارند، درمجموع بالغ بر ۴ هزار نفرساعت وقت و انرژی مصرف می‌شد. اما امروز با کمک سیستم‌های مکانیزه و متمرکز به‌جای این دو هزار نفر، تنها چند نفر در ستاد (یا شرکت‌های پیمانکار) کل کار را در چند ساعت انجام می‌دهند، کاری که شاید نهایتاً با کمتر از ۵۰ نفرساعت به‌طور کامل انجام شود.این آمار و ارقام و هزاران محاسبه و دلیل دیگر، نشان می‌دهد سیستمی شدن فعالیت‌ها و تکنولوژی کربنکینگ، به داد روزهای قبل از عید خانواده‌های زیادی رسیده و از ساعت کارهای طولانی شب عید این تعداد کارمند بانکی کاسته است. دلیلی که شاید انگیزه‌بخش من و همکاران من در ارائه این خدمات، به سیستم بانکی است.و البته که هر سیستمی علاوه بر محسنات، نقطه‌ضعف‌هایی نیز دارد و سیستم کربنکینگ نیز از این قاعده مستثنی نیست. به‌طور مثال امروزه اگر به هر دلیلی زیرساخت‌های ارتباطی به مشکل برخورد کند یا سرورهای مرکز داده بانک دچار مشکل بشوند، تمامی خدمات آن بانک دچار مشکل می‌شود. حال‌آنکه درگذشته چیزی با عنوان قطعی سیستمی وجود نداشت چراکه هر فرد با در دست داشتن کاغذ و قلم یا نهایتاً کار با سیستم موجود در شعبه، می‌توانست کار مشتریان را پیش ببرد. ولی شمارش مزایا و معایب و قرار دادن آنها در دو کفه ترازو، به‌روشنی نشان می‌دهد که چرا تکنولوژی ما را به این سمت برده است.با آنکه تشخیص و ترسیم آینده دقیق دنیای بانکداری، چیزی است که از عهده یک آینده‌پژوه برمی‌آید، هر کسی تصویری از آینده دنیای کاری خود دارد. بر این باورم که در آینده‌ای نه‌چندان دور و نه‌چندان نزدیک، نوع و کیفیت تعامل هریک از ما با بانک متفاوت خواهد بود. در تصوری که دارم، بانک‌ها به معنی واقعی کلمه، به‌ازای هر مشتری رفتار خاصی از خود نشان می‌دهند؛ گویی که هر مشتری با بانکی متفاوت و مختص خود در تعامل است. محوریت داده‌ها و هوش مصنوعی کمک خواهد کرد که شناخت و تعامل بانک، به‌خصوص در بسترهای مجازی با مشتریانش متفاوت باشد. آنقدر متفاوت و ساده‌تر و جذاب‌تر، که آن روز با خودمان فکر خواهیم کرد چگونه در آستانه سال ۱۴۰۰ بدون هیچ‌کدام از این قابلیت‌ها و تکنولوژی‌ها بانک‌ها سرویس‌دهی می‌کردند؟ یا در اوایل دهه ۷۰ که خبری از موبایل نبود، کدام‌یک از ما می‌توانست شرایط امروز را باور کند؟ کدام‌یک از ما در سال‌های اولیه ورود موبایل‌ به ایران تصور می‌کردیم روزی می‌رسد که می‌توانیم تمامی تعاملات اجتماعی و کاری خود را از طریق گوشی‌های موبایل انجام دهیم؟ یادمان نرود که در آن سال‌ها یکی از تبلیغات خلاقانه یکی از تولیدکنندگان تلفن‌های همراه، امکان مکالمه در حالت اسپیکر بود! چیزی که امروزه نه‌تنها جزو امکانات محسوب نمی‌شود بلکه جزو حداقل‌ قابلیت‌های بدیهی یک گوشی موبایل است.آینده‌ای که برای سیستم‌های بانکداری و پیشرفت شرکت‌های فناوری این حوزه متصور است، فراتر از آن چیزی است که بشود امروز به این راحتی آن را حدس زد. آینده‌ای که در آن هر فرد در سیستم بانکی، یک پروفایل کامل دارد و در آن خلاصه‌ای از تمام اطلاعاتی که می‌تواند در مسیر خدمت گرفتن او از بانک موثر باشد، تنها در کسری از ثانیه برای بانکدار یا کارشناس پشتیبانی تلفنی بانک نمایان می‌شود. شاید در ادامه این ربات‌ها باشند که قرار است پاسخگوی نیازهای بانکی ما باشند. کسی چه می‌داند؟</description>
                <category>هومن مسگری</category>
                <author>هومن مسگری</author>
                <pubDate>Wed, 17 Mar 2021 19:14:21 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>