<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های نویسنده</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mesterpet</link>
        <description>می نویسم، همین.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-08 00:11:29</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>نویسنده</title>
            <link>https://virgool.io/@mesterpet</link>
        </image>

                    <item>
                <title>از پنچرگیری لاستیک تا 4 شب در ccu!</title>
                <link>https://virgool.io/@mesterpet/%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D9%86%DA%86%D8%B1%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%84%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%D8%A7-4-%D8%B4%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-ccu-wl4itw9nrl0x</link>
                <description>یه روز پنجشنبه میخواستم برم سرکار که متوجه شدم لاستیک عقب ماشین سمت راننده پنچر شده. قبلا یه بار دیگه لاستیک زاپاس و جا انداخته بودم و برام تازه گی نداشت.آچار چرخ و برداشتم و سعی کردم پیچ های رینگ و باز کنم.حالا مگه باز می شد.اونقدر سفت بود که نمی شد به راحتی بازش کرد. دستم و گذاشتم روی صندوق عقب ماشین و با هر دو تا پام رفتم رو آچار چرخ. چند بار بالا و پایین پریدم ولی فایده نداشت.دمپایی پوشیده بودم و نمیتونستم خیلی روی آچار فشار بیارم. دیگه کلافه شده بودم. واسه همین با پای چپم محکم کوبیدم روی آچار چرخ. چنان با شدت آچار از زیر پام در رفت و کف پام محکم به زمین خورد، که انگار با چکش زده باشی روی پام.خلاصه ضربه به حدی شدید بود که موزایک شکست!آچار چرخ بین پای من و موزاییک های کف حیاطپام شکست!به هر زحمتی بود لاستیک و درآوردم. ولی ای دل غافل که زاپاس هم پنچر بود و من بعدش فهمیدم.تصمیم گرفتم برم آپاراتی و بدم لاستیک و برام پنچری بگیرن. خیلی منتظر شدم ولی یه دونه ماشین یا موتور هم رَد نشد. واسه همین مجبور شدم کل مسیر و پیاده برم. حدود 10 دقیقه پیاده روی.به اولین آپاراتی که رسیدم، دادم پنچری لاستیک و بگیره که گفت مشکل از لاستیک نیست و رینگ کج بوده که باد خالی کرده.لاستیک و باد کردم و دوباره کولم گرفتم تا بیارمش دم حیاط و واسه رفتن سرکارم آماده بشم.ولی از بس که پام درد میکرد داشتم میمردم. به پیشنهاد سوپری سرکوچه رفتم اورژانس و پام و نشون دادم. وای وای پام شکست بود و من کلی هم با بار سنگینی که دستم بود باهاش راه رفته بودم.خلاصه پام و تا زیر زانو گچ گرفتن و با عصا روانه خونه شدم.اورژانس بیمارستان ...حدود 1 هفته بعد پای چپم که تو گچ بود مثه سنگ خشک شد و درد خیلی شدیدی داشت. نه تغییر رنگی ، نه ورمی ، هیچ علامت ظاهری نداشت که متوجه بشم مشکل از کجاست.تحمل کردم تا اینکه شب پنجشنبه با درد شدیدی از پشت گردنم از خواب پریدم. حالم اصلا خوب نبود احساس تنگی نفس و درد شدید در قفسه سینم داشتم. ساعت حدود 2 صبح پنجشنبه بود که با اورژانس تماس گرفتم. خانوم اپراتور چندتا سوال ازم پرسید و گفت احتمالا خطر سکته قلبی وجود داره و آدرس و ازم پرسید تا سریعا آمبولانس بفرستن در خونمون؟!ولی خودم گفتم شاید نیاز نباشه و اگه نتونستم درد و تحمل کنم، حتما مجددا با اورژانس تماس می گیرم.کمتر از 10 دقیقه بعد فشار قفسه سینم به حدی بالا رفت که مجبور شدم دوباره با اورژانس تماس بگیرم. صدام در نمیومد و به شدت عرق کرده بودم.بگذریم که اورژانس چند دقیقه بعد رسید و به چه زحمتی تا دم آمبولانس رفتم و سوار شدم.خودرو محترم اورژانساورژانس من و برد به یه بیمارستان شبانه روزی که کلا تعطیل بود! و هیچ امکانی برای تشخیص و درمان نداشت. پزشک اورژانس که اصلا به صحبت ها و علائمی که گفتم توجه نداشت با چهار تا آمپول و قرص مسکن روانه خونه ام کرد.تشخیص اولیه بیماری توسط خودم. آمبولی یا مسمومیت دارویی!حالا ساعت 4 صبحه و من هیچ پولی ندارم که برگردم خونه. خدا بیامرزه پدر این تاکسی اینترنتی ها رو ، با اپلیکیشن یه تاکسی گرفتم و تا رسیدم خونه ساعت 5 شده بود.نتونستم بخوابم. هم خیلی درد شدیدی داشتم و هم اینقدر هوا سرد بود که خواب از سر پریده بود.تا ساعت 7 صبح همش علائم بیماری و جاهایی که درد داشتم و تو اینترنت جستجو می کردم. تا اینکه به دو احتمال مشکوک شدم.علائمی که داشتم خیلی به آمبولی ریه و مسمومیت دارویی با دیکلوفناک شبیه بود. دیکلوفناک یه مسکنه که دکتر برای درد شکستگی پا بهم داده بود.خیلی سریع بیمارستان مسمومیت های دارویی و تو گوگل سرچ کردم. با اولین بیمارستانی که آورد تماس گرفتم و علائم و تشخیص اولیه خودم و بهشون گفتم.باورتون میشه چون صبح جمعه بود فکر میکردم بیمارستان باید تعطیل باشه؟!سریع یه تاکسی اینترنتی گرفتم و خودمو به بیمارستان رسوندم. اول وارد بخش مسمومیت دارویی شدم ولی با چندتا سوال و جواب ساده متوجه شدن که مشکل من مسمومیت نیست و راهنماییم کردن که به اورژانس بیمارستان برم.سریع یه تخت خالی در CCU آماده کنید!!وقتی مطمئن شدم که با دارو مسموم نشدم از دکتر اورژانس خواستم که خیلی سریع چند تا تست مثه تست d-dimer و ptp برام انجام بدن!با اون قدرت و اعتماد به نفسی که من با دکتر صحبت کردم و از احتمال آمبولی ریه و تست ها و علائمش گفتم، دکتر بنده خدا به خیال اینکه من از همکارانشون هستم بدون هیچ بحثی سریع دستور انجام تمام تست ها رو داد. گچ پام و باز کردن و تست dvt هم گرفتن.کمتر از 1 ساعت جواب همه تست ها اومد. جواب مثبت بود. من آمبولی ریه ماسیو داشتم!حالا ساعت حدود 10 صبح شده. پزشک متخصص در بیمارستان نبود و تلفنی مرتب علائم و چک میکرد.هیچ تخت خالی در ccu نبود ولی به دلیل وخیم شدن اوضاع سریع دستور دادن تا یه تخت و خالی کنن تا در بخش مراقبت های ویژه بستری بشم.حالا ساعت نزدیک 10 صبح روز جمعه است و من با یک پنچرگیری ساده تا یک قدمی مرگ جلو رفته بودم. نفسم به شماره افتاده بود، تمام بدنم به شدت درد می کرد. ماهیچه های گردن، دست ها و پاهام کاملاً خشک و بی حرکت شده بود و رفته رفته به مرگ نزدیک می شدم.دردی رو تجربه کردم که قابل گفتن نیست و هیچ مشابهی نداره که بخوام براتون مثال بزنم.حتی نمیتونستم به اندازه 1 سانتی متر انگشت دستهامو حرکت بدم و بدنم کامل خشک شده بود. و با هر حرکت کوچکی درد فوق العاده شدیدی رو در تمام بدنم به خصوص قفسه سینه و ریه هام احساس می کردم.خاطراتی که مدام در ذهنم مرور می شدخیلی طول کشید تا یه تخت در ccu خالی بشه و حدود ساعت 10 شب وارد ccu شدم. خیلی ترسناک بود ولی خوب بخاطر سکوتی که داشت و هوای خنکش آرامش بخش هم بود.کنار تخت انواع دستگاه های احیای قلبی و تجهیزات پزشکی آماده بود. چندتا پرستار و 3 پزشک فوق تخصص قلب ، ریه و مغز و اعصاب سریع بالای سرم حاضر شدن.استرس داشتم و هر لحظه درد شدیدتر می شد. همینطور که دستگاه ها رو به بدنم وصل میکردن ، داشتم خاطراتم و از بچه گی تا همون لحظه که رو تخت ccu خوابیده بودم مرور میکردم. کم کم استرسم کم شد، درد و از یاد بردم انگار وارد خلصه یا بی حسی شده بودم. همه چیز برام تموم شده بود و مدام زیر لب شهادتین می گفتم.یکی از آقایون پزشک که بعدا متوجه شدم فوق تخصص قلب بوده خیلی ساده ازم پرسید که شنیدم شما خودت تشخیص دادی که آمبولی ریه شدی چون تشخیص این بیماری با توجه به علائمی که داره خیلی ساده نیست و مدت زیادی طول میکشه تا متوجه اون بشیم. برای همین فک کرد که شاید بتونه درباره وضعیتی که داشتم خیلی راحت تر با هام صحبت کنه.برام خیلی عجیب بود ولی ازم پرسید که می تونم باهات راحت باشم و خیلی صریح درباره مشکلت و راه درمان فوری صحبت کنم؟چون دیگه نایی برای حرف زدن نداشتم با بستن پلک هام تایید کردم.دکتر خیلی راحت بهم گفت که تمام شریان های ریوی تقریبا بسته شده و پر از تکه های درشت خون لخته شده است. و هر لحظه امکان ورود این لخته ها به قلب و یا رگ های مغزی وجود داره و ممکن باعث مرگ یا فلج کامل یا قسمتی از بدنم بشه!ایشون به من گفت که فرصت زیادی ندارن و باید برای یک اقدام سریع و حیاتی تصمیم بگیرن ولی میخوان این تصمیم رو به عهده خودم بزارن.روش درمان این بود که با تزریق یک ماده می تونن در چند ساعت تمام لخته ها رو متلاشی کنن تا ریه کاملا باز بشه و با مراقبت های ویژه و لحظه به لحظه از رسیدن لخته به شریان های حیاتی قلب و مغز جلوگیری کنن تا مشکلی پیش نیاد.ولی تزریق این ماده چندان هم بی خطر نبود و امکان پاره شدن مویرگ های مغزی هرچند به ندرت ولی وجود داشت.بخاطر همین قبول نکردم.هر چند دقیقه یکبار یکی از پزشکان متخصص ریه ، مغز و اعصاب و قلب بیمارستان به نوبت و گاهی دو نفره میومدن و سعی می کردن با اطمینان دادن به من تصمیمم رو عوض کنن تا رضایت بدم از این روش درمان استفاده کنن. چون با اطمینان گفتن که احتمال زنده بودنم تقریبا 0 هست!در نهایت رضایت ندادم و با امضای یک تعهد نامه و پیشنهاد یک پزشک جوان درمان دارویی رو امتحان کردن هرچند امیدی نداشتند که تا چند ساعت دیگه زنده باشم.خدا رو شکر ، درمان دارویی جواب داد و الان 2 سال از اون روز میگذره و بطور کامل لخته ها از بین رفتن.شریان های ریوی کاملا باز شدن و قلب به خوبی کار میکنه.از اون روز بیشتر دقت میکنم و بیشتر مراقب خودم هستم. شما هم بیشتر مراقب خودتون باشید.</description>
                <category>نویسنده</category>
                <author>نویسنده</author>
                <pubDate>Thu, 09 Apr 2020 03:31:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چقدر با کابینت های سلطنتی آشنا هستید؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mesterpet/%DA%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D9%86%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D9%84%D8%B7%D9%86%D8%AA%DB%8C-%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%AF-cooz7t0bygqc</link>
                <description>شاید برایتان عجیب باشد اما واقعیت این است به گونه ای از کابینت های ام دی اف که در طراحی آن ها از منبت و معرق استفاده شده و بسیار نقوش برجسته و حکاکی های زیبایی دارند در اصطلاح کابینت ممبران می گویند. کابینت ممبران توسط یک لایه روکش محافظ از جنس pvc که دارای رنگ بندی های متنوع است وکیوم می شود از این جهت به کابینت وکیوم هم معروف است.کابینت ممبران سفید طلاییکابینت آشپزخانهواژه کابینت بر گرفته از یک لغت فرانسوی که به معنای یک نوع انبار مخفی به کار می رفته است. کابینت ها یا همان گنجه های ایرانی خودمان یکی از اجزای آشپزخانه های ایرانی سنتی بوده اند، عموم جنس تشکیل دهنده آشپزخانه های قدیمی موادی همچون چوب های مختلف بوده است و به داشتن حکاکی های شلوغ و پر زرق و برق مشهور بوده اند. توسعه و کاربرد بالای کابینت های آشپزخانه به شکل امروزی آن از دهه ۲۰ میلادی آغاز و مورد توجه مردم قرار گرفت.تنوع جنس کابینت از فلز، چوب، MDF، هایگلاس، ممبران، PVC و … بوده است. هر کدام از موارد ذکر شده در کابینت های آشپزخانه کاربرد و مزایا و معایب مختلفی را ایجاد می نمایند. یکی از محبوب ترین مدل های کابینت های آشپزخانه ایرانی و همین طور کشور های اروپایی کابینت آشپزخانه ممبران می باشد. این کابینت یکی از بهترین و زیباترین طرحهای کابینت آشپزخانه می باشد.کابینت وکیوم ممبرانشما می توانید با نصب کابینت ممبران و طرح های شیک آن دکور خانه خود را تغییر داده، آشپزخانه ای سلطنتی داشته باشید و از آشپزی لذت ببرید. کابینت ممبران از جمله کابینت های کلاسیک ایرانی می باشد که اضافه شدن ویژگی های جدیدی همچون معرق یا منبت موجب محبوبیت بالای آن گشته است. در این مقاله با کابینت آشپزخانه آن آشنا خواهیم شد و بهترین رنگ های زیبا را خواهیم شد.کابینت ممبران ، مزایا و معایبهنگام خرید کابینت شما قراره هزینه ی زیادی انجام بدین. پس باید برای اون تحقیق کافی و مناسب کنین تا سرمایه شما هدر نره. کابینت آشپزخانه ممبران نقاط قوت و ضعف مهم و قابل اعتنایی داره. عدم توجه به این موارد، علی الخصوص معایب این کابینت، خسارت های زیادی رو می تونه به شما وارد کنه. به همین دلیل توصیه می‌کنیم قبل از سفارش کابینت ممبران حتما از طریق یک مرجع بی طرف به بررسی مزایا و معایب کابینت ممبران بپردازید.بررسی مزایا ومعایب هم فقط مربوط به کابینت ممبران نیست. بلکه کابینت های دیگه نظیر کابینت ام دی اف، کابینت هایگلاس، کابینت چوبی، روکش چوب و … روهم شامل میشه.طرح های کاربردی از مدل کابینت ممبران شیک و جدیدمدل کابینت ممبران از جمله جدیدترین مدل های کابینت کلاسیک است که با استفاده از حکاکی دستگاه CNC روی MDF ساخته می شود. این حکاکی ها در طرح ها و با ایده های مختلفی انجام می شود. سپس با استفاده از روکش های متنوع و ضد آب پی وی سی بصورت یک پارچه وکیوم می شود. نتیجه این تلاش ها, مدل های متنوع کابینت ممبران است که برای انواع آشپزخانه های مدرن و شیک مناسب است. تصاویر زیر نمونه ایی از این کابینت ها را نشان می دهد.کابینت ممبران سفید صدفیجدیدترین کابینت های ممبران سفیدهمان طور که مشاهده کردید, این کابینت ها در عین زیبایی بسیار مدرن و شیک هستند و برای دکوراسیون آشپزخانه ها می توان از آن ها استفاده کرد. به علاوه استحکام چوب ام دی اف, روکش های متنوع و ضد آب برای آن ها و قیمت ارزان تر این مدل کابینت ها باعث شده است کابینت ممبران با استقبال زیادی روبرو شود. تصاویر زیر نمونه هایی از جدیدترین مدل کابینت ممبران سفید را نشان می دهد که برای دکوراسیون آشپزخانه های سفید گزینه مناسبی می باشند و زیبایی آشپزخانه را دو چندان می کنند. این کابینت ها را می توان در اندازه های مختلفی تهیه نمود از این رو موجب استفاده بهینه از فضای آشپزخانه می شوند.کابینت آشپزخانه ممبرانکابینت ممبران رومیکابینت ممبران قهوه ایمزایای استفاده از کابینت ممبرانکابینت کلاسیک ممبران با طراحی زیبای معرق کاری و منبت که هر دو از هنر های اصیل ایرانی هستند زیبایی حیرت انگیزی را در محیط خانه ایجاد می نمایند و خانه را تبدیل به یک قصر افسانه ای تبدیل می سازند. از جمله مزایای نصب کابینت آشپزخانه ممبران موارد زیر می باشد:می توانید طرح های دلخواه خود را به سازنده کابینت پیشنهاد دهیدبیشترین ظروف آشپز خانه را پوشش دهی کرده و قابلیت در برگیری لوازم آشپزخانه را داردبه راحتی تمیز می شوند و لک نمی گردندقیمت مناسبی دارندنسبت به حرارت و رطوبت مقاومت بالایی داردآشپزخانه را یکدست و زیبا می سازدتنوع رنگ بالایی دارندسبک وزن هستند و میزان هزینه های جانبی آن اندک استکابینت ممبران قهوه ای با جزیره کاملخوب نظرتون چیه؟ اگه برای اولین باره که این مدل از کابینت های آشپزخانه رو می بینید تو بخش نظرات حتما برام بنویسید و اگر قبلا دیده بودید یا اینکه تو آشپزخانه خونتون از این مدل کابینت سلطنتی نصب کردید بازهم برام کامنت بزارید و تاثیرش رو در دکوراسیون خونتون بگید.منبع : خیام چوب</description>
                <category>نویسنده</category>
                <author>نویسنده</author>
                <pubDate>Thu, 09 Apr 2020 01:48:33 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>