<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های میثم کریمی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@meyQuery</link>
        <description>a wannabe engineer</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-08 16:55:27</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2998/avatar/ZXJ2ZI.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>میثم کریمی</title>
            <link>https://virgool.io/@meyQuery</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ممنون که می‌نویسید</title>
                <link>https://virgool.io/@meyQuery/%D9%85%D9%85%D9%86%D9%88%D9%86-%DA%A9%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D8%AF-efplwut8lqyc</link>
                <description>دوست داشتم توی این دوران سیاه و پر از ناامیدی، از همه اون‌هایی که با نوشتن در ویرگول حس در جریان بودن زندگی رو به آدم‌ها می‌دن تشکر کنم. ممنون که هستید. ممنون که می‌نویسید.</description>
                <category>میثم کریمی</category>
                <author>میثم کریمی</author>
                <pubDate>Fri, 16 Jan 2026 17:32:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@meyQuery/how-to-train-your-dragon-gqrg93owmczt</link>
                <description>این تصویر با استفاده از هوش مصنوعی Bing تولید شده استوقتی به ده سال گذشته نگاه می‌کنم، می‌بینم که همواره بحث آموزش در کنار کارم برایم اهمیت داشته. طی این سال‌ها انواع مختلفی از آموزش را تجربه کرده‌ام، از کلاس‌های شلوغ و پرجمعیت گرفته تا جلسات خصوصی یک نفره، از ردهٔ سنی نوجوان تا ردهٔ سنی افرادی که فرزندان نوجوان داشتند! همهٔ این تجربه‌ها به مرور مدلی از آموزش را در ذهن من ایجاد کرد که به اندازهٔ کافی فرصت کار کردن روی آن را پیدا نکردم.اخیرا بهانه‌ای پیش آمد که همراه با دوستانم که دغدغهٔ مشابهی داشتند به فکر برگزاری یک دورهٔ آموزشی بیفتیم و حاصل همفکری‌هایمان شد طرحِ یک دورهٔ آموزشی یک ساله، که اسمش را گذاشتیم «چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم؟»از سوی دیگر، موج مهاجرتی که در سال‌های اخیر در کشور ایجاد شده، این روزها بیش از پیش خلا نیروی کار توانمند را نشان می‌دهد. با شدت گرفتن این موج در آیندهٔ نزدیک برای تولید محصولات تکنولوژی‌محور با مشکل جدی مواجه خواهیم شد. همین خلا و نگرانی از کمبود نیروی کار نیز یکی دیگر از علت‌های شکل‌گیری این دورهٔ جامع آموزشی است.علاوه بر این، ما به ارزش گردش دانش محلی واقف هستیم و می‌دانیم هر قدمی که در راستای ارتقای دانش محل زندگی خود برداریم در نهایت به نفع خودمان است. شرکت‌های استان نیز می‌توانند از این کارآموزانی که یک دورهٔ آموزشی جامع را گذرانده‌اند به نحو احسن استفاده کرده و محصولات خود را با کیفیت و سرعت بهتر توسعه دهند.متنی که در ادامه می‌خوانید، حاصل سال‌ها تجربه و ساعت‌ها جلسه و دورهمی است که برای شکل دادن به ایده‌ها و افکارمان در حوزهٔ آموزش داشتیم.ویژگی‌های دورهآموزش غیرحضوریروش‌های یادگیری فعال (Active Learning) از دانشجوها می‌خواهد که با تفکر، بحث، تحقیق و ساختن در فرآیند یادگیری خود مشارکت کنند. برخی افراد کلاس درس معکوس (Flipped Classroom) را مترادف با یادگیری فعال می‌دانند. راه‌های زیادی برای گنجاندن روش‌های یادگیری فعال در دوره‌های آموزشی وجود دارد، و کلاس درس معکوس یکی از آن‌هاست.کلاس درس معکوس بر اساس این ایده ساخته شده است که سخنرانی یا آموزش مستقیم در کلاس، بهترین روش استفاده از زمان کلاس نیست. در عوض، دانشجوها قبل از کلاس محتوای آموزشی را دریافت می‌کنند و از زمان کلاس برای فعالیت‌هایی مثل حل تمرین، رفع اشکال و بحث و گفت‌وگو استفاده می‌کنند.در این دورهٔ آموزشی، منابع آموزشیِ مورد تایید اساتید و مربیان، در زمان‌های تعیین شده در اختیار کارآموزها قرار می‌گیرد و دو کلاس آنلاین در هفته توسط اساتید برگزار می‌شود. در پایان هر هفته، یک کارگاه حضوری برای تحویل تمرین‌ها و بررسی عملکرد کارآموزها برگزار می‌شود. در کنار رفع اشکال‌های فنی، آموزش مفاهیمی مثل مهارت‌های نرم و کار تیمی از دیگر اهداف برگزاری این کارگاه‌های حضوری است.استفاده از این روش به ما این امکان را می‌دهد که روی بهبود مسیر رشد کارآموزها تمرکز کنیم و نسبت به عملکرد آن‌ها در طول دوره ارزیابی جامع و دقیقی داشته باشیم. از سوی دیگر، غیرحضوری بودن فرآیند آموزش و کلاس‌هایی که در طول هفته برگزار می‌شود، دست ما را برای کار کردن با بهترین اساتید از نقاط مختلف کشور باز می‌گذارد.کارگاه حضوری هفتگیبرای توضیح این مورد ابتدا باید به تفاوت بین استاد و مربی اشاره کنم.استاد وظیفه دارد برنامهٔ آموزشی خود را در قالب زمان‌بندی تعیین شده ارائه کند. پس از تایید برنامه و منابع آموزشی توسط تیم اجرایی، استاد در طول هفته در زمان‌های از پیش تعیین شده با کارآموزها در ارتباط است و کلاس‌های آنلاین را برگزار می‌کند.مربی وظیفهٔ برگزاری کارگاه‌های حضوری پایان هفته را بر عهده دارد، و در طول دوره نیز برای حل مشکلات کارآموزها در کنار آن‌هاست. در این دوره مربی از اعضای تیم اجرایی است.همان‌طور که بالاتر اشاره شد، در پایان هر هفته یک کارگاه حضوری برای بررسی تمرین‌ها و سنجش آموخته‌های کارآموزها برگزار می‌شود. حضوری بودن جلسه به مربی این امکان را می‌دهد که روی مهارت‌های نرم کارآموزها کار کند و مقدمات لازم برای یادگیری کار تیمی را فراهم کند.جامعیتسرفصل‌ها و عناوین آموزشی این دوره به گونه‌ای انتخاب شده است که همهٔ نیازمندی‌های ضروری بازار کار پوشش داده شود. رویکرد ما در این دوره تقویت پایه‌های فنی کارآموزها است، و در عین حال رایج‌ترین و کاربردی‌ترین ابزارها نیز به آن‌ها آموزش داده می‌شود.معرفی به شرکت‌هاهر کدام از ما می‌دانیم که بعد از گذراندن دوره‌های آموزشی و ساختن پایه‌های مورد نیاز، مهم‌ترین چالشی که با آن روبه‌رو خواهیم شد، شبکه‌سازی و پیدا کردن شغل متناسب با سطح‌مان است. در همین راستا، یکی از اقداماتی که برای این دورهٔ آموزشی مدنظر داریم این است که کارآموزها در بازه‌های زمانی مشخص به شرکت‌های مختلف معرفی شوند و اجازهٔ حضور در آن شرکت‌ها را پیدا کنند.این موضوع به کارآموز کمک می‌کند که هم‌زمان با گذراندن دورهٔ آموزشی، با فرهنگ سازمانی شرکت‌های مختلف آشنا شود و فرآیند شبکه‌سازی را موازی با آموزش پیش ببرد.استفاده از ابزارهای پرکاربرد در بازار کاردر این دورهٔ آموزشی، برای برقراری ارتباط و مدیریت روند آموزش از ابزارهایی استفاده می‌شود که روزانه در شرکت‌ها و سازمان‌های کوچک و بزرگ مورد استفاده قرار می‌گیرد. در پایان دوره، کارآموز علاوه بر سرفصل‌هایی که آموخته، تسلط خوبی روی ابزارها دارد.آموزش خودآموزیشاید مهم‌ترین مزیت دوره همین مورد باشد؛ ما دوره را طوری طراحی کردیم که کارآموزها در آینده نیز بتوانند خودشان نیازمندی‌های خود را برطرف کنند. آن‌ها می‌توانند آن‌چه را که بنا به شرایط نیاز دارند یاد بگیرند را شناسایی کنند و خودشان بیاموزند.کارگاه ماهانهدر پایان هر ماه، کارگاهی با حضور کارآموزها، اساتید و مربی‌ها برگزار می‌شود. در این رویداد، کارآموزها با یک چالش مواجه می‌شوند که باید بتوانند در قالب تیم‌های کوچک آن را حل کنند. مسائل مطرح شده در این آزمون به گونه‌ای انتخاب شده است که هم آموخته‌های پیشین را پوشش دهد و هم زمینهٔ آموزش‌های بعدی را فراهم کند. خودِ حل کردن چالش در قالب تیم، مهم‌ترین دستاورد این آزمون‌هاست.شکل اجرای دورههمان‌طور که در مقدمه نیز اشاره شد، ما در این دوره از روش کلاس درس معکوس (Flipped Classroom) استفاده می‌کنیم. منابع آموزشی مورد تایید در اختیار کارآموز قرار می‌گیرد، کلاس‌ها به رفع اشکال و آموزش‌های تکمیلی اختصاص پیدا می‌کند و کارگاه‌های حضوری هفتگی توسط مربیان برگزار می‌شود.این دورهٔ آموزشی یک ساله است. سرفصل‌ها به گونه‌ای تنظیم شده است که بتوانیم در چهار فصل به نتیجهٔ مطلوب برسیم. در ادامه می‌توانید با زمان‌بندی‌های دوره و اقدامات هر دورهٔ زمانی آشنا شوید.جدول زمان‌بندی دورههفتهبرگزاری کلاس‌های آنلاین در طول هفته توسط استاد.برگزاری کارگاه پایان هفته که حضوری است. هدف این کارگاه، بررسی روند پیشرفت کارآموز و تعیین کیفیت اجرای وظایف محوله است.ماهبرگزاری جلسهٔ onboarding توسط استاد و مربی. در این جلسه، استاد برنامهٔ خود برای آموزش سرفصل مربوطه را اعلام می‌کند.برگزاری کارگاه ماهانه.ارائه گزارش بررسی عملکرد کارآموز و استاد.فصلبرگزاری جلسهٔ onboarding ابتدای فصل توسط مربی. در این جلسه، سرفصل‌های مورد نظر معرفی می‌شوند و انتظاراتی که در پایان فصل از کارآموز داریم مشخص می‌شود.برگزاری آزمون بزرگ. در این آزمون همه سرفصل‌هایی که کارآموز در فصل گذشته آموخته محک می‌خورد و حکم جمع‌بندی فصل را دارد.ارائه گزارش بررسی عملکرد کارآموز و استاد.ارائه گزارش بررسی عملکرد تیم برگزارکننده.سالبرگزاری رویداد پایان سال برای بررسی محصولات تولید شده.ارائه گزارش جامع پایان سال.سرفصل‌های آموزشیفصل اول: Frontend مقدماتیدر پایان این فصل، کارآموز با برنامه‌نویسی سمت کاربر آشنا شده و می‌تواند هر دیزاینی را بدون استفاده از ابزار و به شکل pure و استاتیک پیاده‌سازی کند.مقدمات وب یا How Web Worksآموزش HTML و CSSآموزش Gitآشنایی با دیزاین در وب و ابزارهای مرتبط مثل Figmaآموزش JavaScript مقدماتیآشنایی با مبانی مدیریت پروژه‌های نرم‌افزاریپایان فصل اول. برگزاری آزمون بزرگ.فصل دوم: Backend مقدماتیدر پایان این فصل، کارآموز با برنامه‌نویسی سمت سرور آشنا شده و می‌تواند هر صفحه‌ای را بدون استفاده از ابزار و به شکل pure و پویا پیاده‌سازی کند.آموزش PHP و Database مقدماتیآموزش Node.js و TypeScript مقدماتیبهینه‌سازی صفحه‌های وبکار با API هاپایان فصل دوم. برگزاری آزمون بزرگ.فصل سوم: Frontend پیشرفتهدر پایان این فصل، کارآموز با Framework های رایج در بازار کار آشنا شده و می‌تواند مطابق نیازمندی‌ها و استانداردهای بازار کار دیزاین‌های مختلف را پیاده‌سازی کند.آموزش Tailwind CSSآموزش Alpine.jsآموزش Vue.jsآموزش Reactپایان فصل سوم. برگزاری آزمون بزرگ.فصل چهارم: Backend پیشرفته / توسعهٔ محصولدر پایان این فصل، کارآموز در سطح قابل قبولی از Frontend و Backend قرار دارد و با تجربه‌ای که در یک سال گذشته اندوخته، آمادگی این را دارد که یک ایده را از همان مرحلهٔ اول تا اجرای نهایی پیش ببرد و تولید محصول کند.آموزش Laravel مقدماتیآموزش Docker مقدماتیپایان فصل چهارم. برگزاری رویداد بررسی محصولات تولید شده.اگر در ابتدای راه هستی و برای شروع نیاز به همفکری داری می‌تونی از این‌جا یک جلسهٔ آنلاین تنظیم کنی تا با هم صحبت کنیم.</description>
                <category>میثم کریمی</category>
                <author>میثم کریمی</author>
                <pubDate>Tue, 20 Jun 2023 20:22:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>این ۱۰ عادت انرژی و کارایی شما رو از بین می‌بره</title>
                <link>https://virgool.io/@meyQuery/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%DB%B1%DB%B0-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%A7%D9%86%D8%B1%DA%98%DB%8C-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D9%88-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%87-gsf0gllxhdoj</link>
                <description>۱. به اندازه‌ی کافی نخوابیدناگه بدن و ذهن شما خسته باشه، کارایی‌تون آسیب خواهد دید. سخت کار کردن بد نیست، ولی نه به قیمت استراحت نکردن.هر شب ۸ ساعت بخوابید تا انرژی و بهره‌وری‌تون رو به حداکثر برسونید.۲. اسکرولِ صبح‌گاهینحوه‌ی شروع روزتون نقش مهمی در سطح انرژی شما داره.۳۰ دقیقه‌ی اول بیداری رو صرف این موارد کنید: - تحرک داشتن - مصرف آب - دریافت نور مستقیم خورشید۳. کم‌آبیوقتی به اندازه‌ی کافی آب نمی‌نوشید، بدن‌تون باید اضافه‌کاری کنه؛ یعنی بدن‌تون انرژی رو برای کارهای روتین هدر می‌ده، که به سرعت منجر به خستگی می‌شه. برای بهبود سطح انرژی‌تون، سعی کنید روزانه به اندازه‌ی کافی آب بنوشید.۴. خوردن غذاهای ناسالمغذاهای پرکالری سوخت کارآمدی برای بدن شما نیستن. برای داشتن انرژی، به مواد مغذی مناسب نیاز دارید.۳ ماده‌ی مغذی کلیدی برای رژیم غذایی:- کربوهیدرات‌های پیچیده (غلات، لوبیا، میوه‌ها و سبزیجات)- چربی‌های غیراشباع (آجیل، ماهی، روغن زیتون)- ویتامین B (گوشت بدون چربی)۵. عدم تحرک کافیبدن شما به همون روشی که با ورزش سازگار می‌شه، می‌تونه با تنبلی سازگار بشه. اگه تمام روز بشینید، بدن شما یاد می‌گیره که نیازی به هوشیاری نداره.هم‌چنین می‌تونه منجر به افسردگی و کاهش سروتونین بشه که سطح انرژی رو حتی بیش‌تر کاهش می‌ده.۶. اضافه وزن داشتنعلم نشون می‌ده که خستگی و چاقی ارتباط مستقیمی باهم دارن.اضافه وزن می‌تونه منجر به موارد زیر بشه: - درد مفاصل - افسردگی - آپنه خواب - عدم تعادل هورمونیهمه‌ی این‌ها علل شایع مشکلات خواب و خستگی مزمن هستن.۷. مصرف بیش از حد کافئینیه فنجون قهوه می‌تونه به شما کمک کنه احساس خستگی کم‌تر و هوشیاری بیش‌تری داشته باشید؛ اما مصرف دیروقت کافئین می‌تونه ساعت درونی شما رو به هم بزنه و خواب شما رو مختل کنه.اگه کم‌تر از ۶ ساعت تا خواب زمان دارید، کافئین رو برای صبح روز بعد نگه دارید.۸. مصرف الکلالکل یه آرام‌بخشه و می‌تونه خوابیدن رو آسون کنه، اما با خواب REM، که ترمیم‌کننده‌ترین بخش چرخه‌ی خوابه، تداخل داره. یه مطالعه نشون داده که تنها دو نوشیدنی لازمه تا کیفیت خواب در مردان تا ۱۰ درصد کاهش پیدا کنه.۹. کمبود نور خورشیدهمون‌طور که می‌دونید، نور مصنوعی بیش از حدِ صفحه‌نمایش‌ها می‌تونه خواب شما رو مختل کنه. دریافت نکردن نور خورشید به اندازه‌ی کافی هم همین کار رو می‌کنه.روز خودتون رو با نور خورشید شروع کنید تا سطح سروتونین و ویتامین D رو برای انرژی بیش‌تر افزایش بدید.۱۰. استرس مستمراسترس منجر به افزایش فشار خون می‌شه و شما رو در حالت هوشیاری بالا قرار می‌ده. این باعث می‌شه بدن شما فقط برای کارهای عادی اضافه کاری انجام بده.از ورزش به عنوان راهی برای رهایی از استرس و تنظیم سطح انرژی خودتون استفاده کنید.</description>
                <category>میثم کریمی</category>
                <author>میثم کریمی</author>
                <pubDate>Sat, 24 Dec 2022 16:00:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>با نیت کارآفرینی استعفا ندید؛ به‌جاش این مطلب رو بخونید!</title>
                <link>https://virgool.io/@meyQuery/%D8%A8%D8%A7-%D9%86%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B9%D9%81%D8%A7-%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D8%A7%D8%B4-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B7%D9%84%D8%A8-%D8%B1%D9%88-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%AF-jytrjf8edlr8</link>
                <description>‏یکی از مهم‌ترین نکته‌های کارآفرینی و راه انداختن کسب و کار شخصی اینه که از شغل ثابت خودتون استعفا ندید. به جاش این کارها رو بکنید:- هر روز حداقل ۶۰ دقیقه برای کسب و کار خودتون وقت بذارید و روش کار کنید.- از درآمد شغل ثابت‌تون به عنوان سرمایه‌ی کسب و کارتون استفاده کنید- وقتی کسب و کارتون تونست به اندازه‌ی شغل ثابت‌تون براتون پول دربیاره، اون موقع به استعفا فکر کنید.- دنبال ترفیع گرفتن نباشید. ترفیع یعنی مسئولیتِ بیش‌تر.- داوطلبانه اضافه‌کاری نکنید. وقتایی که کار مهم و فوری پیش میاد چاره‌ای نیست.‏- معمولا آینده‌ی شما اهمیت ویژه‌ای برای کارفرماتون نداره؛ با مفاهیمی مثل وفاداری و ایثار خودتون رو اذیت نکنید.</description>
                <category>میثم کریمی</category>
                <author>میثم کریمی</author>
                <pubDate>Wed, 07 Dec 2022 14:38:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>این توصیه‌ها برای مهندسای نرم‌افزار کاربرد دارن</title>
                <link>https://virgool.io/@meyQuery/recommendations-for-software-engineers-rlvdhlqklmcq</link>
                <description>- معمولا کم پیش میاد کسی از میزان آمادگیش راضی باشه؛ حساسیت به خرج ندید و اپلای کردن رو شروع کنید.- دنیای تکنولوژی با سرعت سرسام‌آوری در حال پیشرفته، برای این که از بازار کار عقب نمونید، یادگیری رو به یک عادت تبدیل کنید.- ثبات قدم و صبر بیش‌تر از هر تکنولوژی در مسیر شغلی‌تون کمکتون می‌کنن.- به شکست‌ها به چشم بازخورد نگاه کنید و ازشون یاد بگیرید.- کارهاتون رو در معرض دید عموم قرار بدید. این روزا دیده شدن نقش مهمی در پیشرفت شغلی داره.- شبکه‌تون رو قوی کنید. احتمالِ پیدا کردن شغل از طریق شبکه‌ی ارتباطی، خیلی بیش‌تر از ارسال رزومه‌ست.- تخمین زمانتون تا چند وقت خیلی بد خواهد بود. در زمان تخمین، خودتون رو دست کم بگیرید و در زمان کار فراتر از انتظار ظاهر بشید.- با حقیقت کنار بیایید، شما همه چیز رو نمی‌دونید. ولی مطمئن باشید که هر چیزی رو می‌تونید یاد بگیرید.- رشد شغلی بدون در نظر گرفتن مهارت‌های نرم خیلی سخته. در یادگیری مهارت‌های نرم کوشا باشید!- به موقع کمک خواستن رو یاد بگیرید.- گوگل کردن رو یاد بگیرید. قرار نیست همه چیز رو از اول بسازید.- از اشتباه کردن نترسید. از این که کاری نکنید بترسید.- کارهاتون رو پیچیده نکنید. روی حل مسئله‌ی اصلی تمرکز کنید.- الکی دوره نخرید. پروژه بزنید.- خروجی کارهاتون رو اندازه بگیرید. اگه نتونید اندازه بگیرید، نمی‌دونید چی رو باید در خودتون تقویت کنید.- وقت‌هایی رو برای استراحت و ریکاوری در نظر بگیرید.- روی پورتفولیوی خودتون کار کنید. از کجا معلوم، شاید مدیر/همکار آینده‌تون از همون جا باهاتون آشنا شد.- کدنویسی به تنهایی کافی نیست، یه چیزی بسازید.- یادگیری با تمام کردن پروژه‌ها به دست میاد، نه با شروع کردنشون.- از برکات اوپن سورس کردن کارهاتون غافل نشید.- نمی‌شه همه‌ی کارها رو توی یک روز انجام داد، برنامه‌ریزی رو یاد بگیرید.- قرار نیست همه چیز رو همین لحظه بلد باشید، یکی یکی بر اساس نیاز یاد بگیرید.برای مطالب بیش‌تر به کانال تلگرامم سر بزنیدhttps://t.me/meyQuery</description>
                <category>میثم کریمی</category>
                <author>میثم کریمی</author>
                <pubDate>Sun, 04 Dec 2022 16:16:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فرسودگی شغلی: چگونه می‌توان آن را تشخیص داد و اقدام کرد</title>
                <link>https://virgool.io/@meyQuery/%D9%81%D8%B1%D8%B3%D9%88%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B4%D8%BA%D9%84%DB%8C-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%B4%D8%AE%DB%8C%D8%B5-%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D9%88-%D8%A7%D9%82%D8%AF%D8%A7%D9%85-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-tp3p6th1oaei</link>
                <description>در محل کار احساس فرسودگی می‌کنید؟ دریابید وقتی شغل‌تان بر سلامتی‌تان تاثیر می‌گذارد چه‌کاری می‌توانید انجام دهید.فرسودگی شغلی نوع خاصی از استرسِ مربوط به کار است - وضعیتی از فرسودگی جسمی یا روحی که شامل احساس کاهش موفقیت و از دست دادن هویت شخصی است.فرسودگی شغلی یک تشخیص پزشکی نیست. برخی از کارشناسان فکر می‌کنند که شرایط دیگری، مثل افسردگی، در پشت فرسودگی شغلی وجود دارد. محققان خاطرنشان می‌کنند که عوامل فردی، مثل ویژگی‌های شخصیتی و خانواده در افرادی که فرسودگی شغلی را تجربه می‌کنند تاثیر می‌گذارد.علت هرچه که باشد، فرسودگی شغلی می‌تواند بر سلامت جسمی و روانی شما تاثیر بگذارد. در نظر داشته باشید که بفهمید فرسودگی شغلی دارید یا خیر و چه کاری می‌توانید در این زمینه انجام دهید.علائم فرسودگی شغلیاز خود بپرسید:آیا در کارتان بدبین و منتقد شده‌اید؟آیا خودتان را به محل کار می‌کشانید و برای شروع کار مشکل دارید؟آیا با همکاران و مشتریان زودرنج و بی‌صبر شده‌اید؟آیا انرژی لازم برای مولد بودن به‌طور مداوم را ندارید؟آیا تمرکز کردن برایتان سخت است؟آیا از دستاوردهای خود رضایت ندارید؟آیا نسبت به کارتان احساس سرخوردگی می‌کنید؟آیا از غذا، دارو و الکل استفاده می‌کنید تا احساس بهتری داشته باشید یا اصلا حسی نداشته باشید؟آیا عادت‌های خواب شما تغییر کرده است؟آیا از سردردهای غیرقابل توصیف، مشکلات معده یا روده، یا سایر ناراحتی‌های جسمی رنج می‌برید؟اگر به هریک از این سوال‌ها پاسخ مثبت دادید، ممکن است در حال تجربه فرسودگی شغلی باشید. صحبت با پزشک یا روان‌درمان‌گر را در نظر داشته باشید، زیرا این علائم می‌تواند به شرایط سلامتی، مثل افسردگی مرتبط باشد.دلایل احتمالی فرسودگی شغلیفرسودگی شغلی می‌تواند از عوامل مختلفی ناشی شود، از جمله:فقدان کنترل. ناتوانی در تاثیرگذاری بر تصمیماتی که بر شغل شما تاثیر می‌گذارد - مانند برنامه زمانی، وظایف یا حجم کار - می‌تواند منجر به فرسودگی شغلی شود. هم‌چنین کم‌بودِ منابع مورد نیاز برای انجام کار می‌تواند منجر به فرسودگی شغلی شود.انتظارات شغلی نامشخص. اگر در مورد میزان اختیارات خود، یا انتظارات سرپرست یا دیگران از خودتان روشن نیستید، احتمالا در محل کار احساس راحتی نخواهید کرد.دینامیک ناکارآمد در محل کار. شاید با یک بولی (قلدر) همکار هستید، یا احساس می‌کنید توسط همکاران‌تان تضعیف شده‌اید یا رئیس‌تان کار شما را به‌شدت کنترل می‌کند. این مسئله می‌تواند به استرس شغلی کمک کند.افراط در فعالیت. هنگامی که یک کار یک‌نواخت یا بی‌نظم است، برای متمرکز ماندن نیاز به انرژی مداوم دارید - که می‌تواند منجر به خستگی و فرسودگی شغلی شود.فقدان حمایت اجتماعی. اگر در محل کار و در زندگی شخصی خود احساس انزوا می‌کنید، ممکن است استرس بیش‌تری داشته باشید.عدم تعادل کار و زندگی. اگر کارتان آن‌قدر وقت و انرژی‌تان را می‌گیرد که انرژی لازم برای گذراندن وقت با خانواده و دوستان‌تان را ندارید، ممکن است به‌سرعت دچار فرسودگی شغلی شوید.عوامل خطر فرسودگی شغلیعوامل زیر ممکن است در فرسودگی شغلی نقش داشته باشند:حجم کار سنگینی دارید و ساعت‌های طولانی کار می‌کنیدبا تعادلِ کار و زندگی دست و پنجه نرم می‌کنیددر یک حرفهٔ کمک‌محور مانند بهداشت و درمان کار می‌کنیداحساس می‌کنید کنترل کم یا ناچیزی روی کار خود داریدپیامدهای فرسودگی شغلیفرسودگی شغلیِ نادیده گرفته شده یا رفع نشده می‌تواند عواقب قابل توجهی داشته باشد، از جمله:استرس بیش از حدخستگیبی‌خوابیغم، عصبانیت یا کج‌خلقیسوء مصرف الکل یا موادبیماری قلبیفشار خون بالادیابت نوع ۲آسیب‌پذیری در برابر بیماری‌هارسیدگی به فرسودگی شغلیسعی کنید اقدامی انجام دهید. برای شروع:گزینه‌های خود را ارزیابی کنید. در مورد نگرانی‌های خاص با سرپرست خود صحبت کنید. شاید بتوانید برای تغییر انتظارات یا رسیدن به سازش یا راه‌حل باهم کار کنید. سعی کنید برای آن‌چه باید انجام شود و آن‌چه می‌تواند صبر کند هدف‌گذاری کنید.به دنبال پشتیبانی باشید. خواه با همکاران، دوستان یا عزیزان خود ارتباط برقرار کنید، پشتیبانی و همکاری می‌تواند به شما کمک کند تا با اوضاع کنار بیایید. اگر به یک برنامه کمک به کارمندان دسترسی دارید، از خدمات مربوطه بهره‌مند شوید.یک فعالیت آرام‌بخش را امتحان کنید. برنامه‌هایی مثل یوگا، مدیتیشن یا تای چی که می‌توانند به کنترل استرس کمک کنند را امتحان کنید.کمی ورزش کنید. فعالیت فیزیکی منظم می‌تواند به شما کمک کند تا بهتر با استرس کنار بیایید. هم‌چنین می‌تواند ذهن شما را از کار دور کند. فعالیت فیزیکی منظم می‌تواند به شما کمک کند تا بهتر با استرس کنار بیایید. هم‌چنین می‌تواند ذهن شما را از کار دور کند.کمی بخوابید. خواب، سلامت را بازیابی می‌کند و به محافظت از سلامتی شما کمک می‌کند.ذهن‌آگاهی. ذهن‌آگاهی یعنی تمرکز بر جریان تنفس، و آگاهی عمیق از آن‌چه هر لحظه حس می‌کنید، بدون تفسیر و قضاوت. در یک شغل، این عمل شامل روبه‌رو شدن با شرایط با صراحت و صبر، و بدون قضاوت است.هنگام بررسی گزینه‌ها، ذهنی باز داشته باشید. سعی کنید اجازه ندهید یک کار سخت و بی‌پاداش سلامتی شما را تضعیف کند.</description>
                <category>میثم کریمی</category>
                <author>میثم کریمی</author>
                <pubDate>Thu, 17 Jun 2021 02:40:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نظر شخصیِ یک استثمارگر!</title>
                <link>https://virgool.io/@meyQuery/%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D9%90-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AB%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1-tu3k17d3a4ii</link>
                <description>ماجرا از این توییت شروع شد.ساعت ۹:۵۹ شب شنبه ۲۰ دی‌ماه بود که بر اساس یک سری شنیده‌ها این توییت رو نوشتم. اولین بازخوردها از سمت دوستانم بود. که البته خیلی زود به مسیرِ شوخی کشیده شد.گذشت تا یک جواب از طرف خانمِ مهدیه اولین تلنگر رو به من زد. با بررسی دوباره توییت‌م فهمیدم که حتی خودم با چیزی که نوشتم موافق نیستم!این‌جا بود که فهمیدم اصلا نتونستم منظورم رو برسونم و با استفاده از کلمه «مذاکره» و عبارت «مذاکره کاری» که اتفاقا کاملا درست و حرفه‌ای هستند عملا حرفم و منظورم رو از بین بردم. تصمیم گرفتم با استناد به پاسخ ایشون حرفم رو اصلاح کنم و در اون لحظه از نظرم قضیه تمام شده بود.ولی این پایان داستان نبود. روز بعد که توییتر رو باز کردم، تعدادی ریپلای و کوت بر اساس توییت اولم زده شده بود. درسته که من نظرم برگشته بود و قبول کرده بودم که توییت‌م اشتباه بوده ولی همه این واکنش‌ها هنوز بر اساس توییت اولم بود.حق هم داشتن. نمی‌شه انتظار داشت بیان و کل توییت‌های من رو بخونن و ببینن نظرم عوض شده یا نه.توی این سال‌هایی که در توییتر حضور داشتم همیشه این مسئله رو خوب می‌دونستم که در این فضا در اکثر مواقع نباید انتظار شکل‌گیریِ دیالوگ داشت. معمولا یک‌طرفه حرف‌هایی زده می‌شه و هر چند وقت یک‌بار موج‌های کوچک و بزرگی ایجاد می‌شه که یک سری‌ها دانسته یا ندانسته روی این موج سوار می‌شن.از این‌جایِ مطلب به بعد دوست دارم بعضی مسائل رو شفاف کنم و از بعضی جواب‌هایی که برام ارسال شد چیزی یاد بگیرم.معنی استثمار در لغت‌نامه دهخدااستثمار. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) میوه خواستن. || میوه چیدن. (غیاث ). || از رنج دیگری برخوردن.معنی استثمار در فرهنگ معین(اِ تِ) [ ع . ] (مص م .) بهره برداری کردن از دسترنج دیگری.معنی استثمار در فرهنگ فارسی عمید۱. بهره بردن ناعادلانه از حاصل کار دیگران، بهره کشی.۲. (سیاسی) استفادۀ ناعادلانۀ کشورهای قوی از منابع اقتصادی کشورهای ضعیف.۳. بهره گرفتن از چیزی.حقیقت اینه که من هیچ‌وقت مدیرعامل یا مسئول منابع انسانی هیچ مجموعه‌ای نبودم. هیچ نقشی در استخدام، اخراج و قراردادهایی که با نیروها بسته می‌شه نداشتم و ندارم. شاید مهم‌ترین سِمتی که داشتم مدیر محصول بوده. که اون هم در شرح وظایف‌ش اومده که شما مدیر محصول هستید نه مدیر آدم‌ها!بنابراین حداقل خودم استثمارگر بودن خودم رو رد می‌کنم. مگر این‌که از هم‌کاران فعلی یا سابق، دوستی بیاد و در تایید این دوست عزیزمون بگه که من از دست‌رنجش بهره‌برداری و بهره‌کشی کردم.نکته‌ای که این‌جا آقای باغستانی گفتن کاملا درسته. نیروی کار با شرکتی که در اون کار می‌کنه ازدواج نکرده.این مسئله رو با یک نظر شخصی کمی باز می‌کنم. فکر می‌کنم مفهوم کار برای نسل ما نسبت به مفهوم کار برای پدران‌مون متفاته. زمانی بود که شخص در یک مجموعه استخدام می‌شد و بعد از تثبیت در اون مجموعه می‌دونست که سی سال اون جا کار خواهد کرد و بعد از سی سال، حقوق بازنشستگی، بیمه و احتمالا یک سری مزایا خواهد داشت.این روزها ما، یعنی افراد فعال در حوزه IT، معمولا مهارت‌هایی داریم که در بازه‌های زمانی مختلف به درد مجموعه‌های مختلفی خواهد خورد. به همین دلیل برای ما عجیب نیست که مثلا سه سال در مجموعه الف، چهار سال در مجموعه ب و دو سال در مجموعه ج کار کنیم.ما مهارت‌هایی داریم که در ازای پول و برخی امتیازات و مزایا اون‌ها رو در اختیار یک جای خاص قرار می‌دیم. چه بهتر که امکان رشد فردی و تیمی هم برامون فراهم باشه. ولی اگر نبود، می‌تونیم طبق توافقی که با کارفرما داشتیم از اون‌جا جدا شیم و مهارت‌ها و توانایی‌هامون رو به جای دیگه‌ای ببریم.بریم سراغ اصطلاح Headhuntingمن با یک مثال با این اصطلاح آشنا شدم. دارا خسروشاهی مدیر ارشد اجرایی (CEO) اوبر است. قبل از ملحق شدن به اوبر، او مدیر ارشد اجرایی اکسپدیا بود. چه اتفاقی افتاد؟ در این مورد، دارا توسط اوبر Headhunt شد تا بیاد و رهبری اوبر رو به دست بگیره.این اتفاق به این دلیل افتاد که دارا خسروشاهی در اون زمان در دنیای مدیران ارشد نام بزرگی بود و داشتنِ سمتِ مدیر ارشد اجراییِ یک کمپانی بزرگِ جهانی ایشون رو برای جایگاه مدیریت ارشد اجرایی اوبر ایده‌آل می‌کرد.پس در کل Headhunting به فرآیند جذب افراد برای پر کردن پست‌های ارشد در سازمان‌ها گفته می‌شه.نکته‌ای که بارها در تعامل با دوستان، از جمله آقای شلیله بهش اشاره کردم این بود که نباید از کلمه «مذاکره» و عبارت «مذاکره کاری» استفاده می‌کردم. همون‌طور که به یکی دو تا از دوستان گفتم شاید منظورم به «تطمیع» نزدیک‌تر بود. که البته بعدتر به این رسیدم که اون هم ایرادی نداره و در کل وارد کردن مسئله اخلاق به این ماجرا از بنیان مشکل داشت!در ادامه چندتا از کوت‌ها رو میارم.آقا رضای شادمان ما رو دو ننداز، ما انقدرم به درد نخور نیستیم ?.در مورد نظر آقای وحیدی فقط این نکته رو بگم که اگر مجموعه‌ای هست که در قراردادهاش چنین بندی داره که نیرو رو منع می‌کنه از مذاکره با جاهای دیگه، قطعا داره ظلم بزرگی به اون شخص می‌کنه.ترجمه ساده عبارت Talent Hunting می‌شه شکارِ استعدادبا یک سرچ ساده چیزی که متوجه شدم اینه که Talent Hunting یکی از متدولوژی‌های مدیریت منابع انسانیه. ایده اینه که چون در این روش نیازهای شرکت خیلی دقیق مورد بررسی و آنالیز قرار گرفته، نسبت به روش‌های مرسوم متخصصان منابع انسانی نتایج بهتری حاصل می‌شه.داریم به انتهای مطلب نزدیک می‌شیم.جمع‌بندیجمله معروفی هست که می‌گهYour Network Is Your Net Worth.من بر این اساس خودم رو آدم ثروت‌مندی می‌دونم. چون علی‌رغم کم‌سوادی و یا بی‌سوادی‌م، آدم‌های مطلع و باتجربه‌ای رو به عنوان رفیق و هم‌کار در کنار خودم دارم.جواد ادیب و حسن صالحی از اون دسته رفقایی هستن که حرف‌شون گاهی ممکنه درد داشته باشه، ولی بعدش مطمئنی که چیزی بهت اضافه شده و بیش‌تر از قبل می‌دونی.نتیجه گپ و گفت نسبتا طولانی‌ای که با این دو رفیق داشتم، و برآیند نظراتی که حول توییت‌ام مطرح شد باعث شد به این نتیجه برسم که در حیطه بحثی که مطرح کردم اصلا اخلاق معنایی نداره.فکر می‌کنم نکته‌ای که باعث اشتباه من شد، قاطی کردن بحث قانون و قرارداد با بحث اخلاق بود. در حالت ایده‌آل نیروی کار و کارفرما خوبه که به قرارداد مشترک‌شون پای‌بند باشند و طبق مفاد اون قرارداد تصمیم‌گیری کنند.نیروی کار، تخصص و توانایی‌هاش رو تحت یک شرایطی که در قرارداد اومده برای یک مدت خاص در اختیار کارفرما و مجموعه‌ای که در اون کار می‌کنه قرار می‌ده و در ازاش یک سری حقوق و امتیازات و مزایا می‌گیره.نیروی کار یک انسان آزاده که می‌تونه به هر دلیلی و بر هر اساسی که می‌خواد برای آینده‌ش تصمیم بگیره. علت این تصمیم هم هرچی که هست کاملا محترمه و به هیچ وجه بحث آزادی و آزادگی یک انسان نباید زیر سوال بره.نیروی کار باید بتونه آزادانه و به هر شکلی که صلاح می‌دونه با جاهای دیگه مذاکره کنه و شرایط و امتیازات اون‌ها رو بررسی و مقایسه کنه و در صورت تصمیم‌گیری، طبق توافقی که با کارفرمای فعلی داره از اون مجموعه جدا بشه و به مجموعه جدید بره.از طرف دیگه، شرکت‌ها و مجموعه‌های مختلف هم باید این آزادی رو داشته باشن که با هر کسی که خواستن و به هر شکلی که صلاح دیدن وارد مذاکره بشن و سعی کنن نیرویی که فکر می‌کنن می‌تونه بیش‌ترین آورده و اثربخشی رو براشون داشته باشه رو استخدام کنن.راستی این کوت بی‌نظیر از قلم نیفته!:)))))))</description>
                <category>میثم کریمی</category>
                <author>میثم کریمی</author>
                <pubDate>Thu, 04 Feb 2021 03:10:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از تخت ICU تا صندلی مدیریت محصول</title>
                <link>https://virgool.io/majazeh/%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%AE%D8%AA-icu-%D8%AA%D8%A7-%D8%B5%D9%86%D8%AF%D9%84%DB%8C-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-cylysqlxxn2g</link>
                <description>از تخت ICU تا صندلی مدیریت محصولساعت ۷:۲۰ صبح دوشنبه ۳۱ شهریور بود که به همراه پدرم وارد بیمارستان لقمان حکیم شدیم و با کلی پرس‌وجو بخش بستری مغز و اعصاب رو پیدا کردیم.به‌خاطر تماس مستقیم دکتر جراح با رئیس بخش مغز و اعصاب بیمارستان، قرار شده بود خارج از نوبت بستری بشم و چهارشنبه همون هفته یعنی ۲ مهرماه عمل بشم.خارج از نوبت بستری شدنم از روی پارتی‌بازی نبود. وقتی چند روز قبل نزدیک ساعت ۳ صبح در مطب دکتر نوبتم شد و وارد اتاقش شدم امیدوار بودم بگه طوری نیست و طبق روال عادی سه چهار هفته بعد باید بستری بشم. اما دکتر با دیدن نتیجه MRI مغزم درجا از روی صندلیش بلند شد و من و پدرم رو به اتاق دیگه‌ای برد و از طریق  WhatsApp از رئیس بخش مغز و اعصاب بیمارستان خواست که من اورژانسی بستری و جراحی بشم.خب طبیعتا درک حالِ اون لحظاتِ من ساده نیست. وقتی خسته و بی‌رمق از دکتر پرسیدم: «مگه چی شده؟» در جوابم گفت: «داری کور می‌شی حالیت نیست».تا این‌جا و با روشی که من برای شروع نوشته‌م انتخاب کردم احتمالا کمی ابهام وجود داره. پس کمی واضح‌تر ماجرا رو براتون می‌گم. من تقریبا دو سال بود که از لحظه‌ای که از خواب بیدار می‌شدم تا وقتی شب بشه و بخوابم حالت تهوع و استفراغ داشتم. هر روز. هر ساعت. هر لحظه.اوایل با رفتن به دکتر عمومی و آمپول و سرم ضدتهوع کمی بهتر می‌شدم. اما هرچی زمان پیش می‌رفت اوضاع بدتر می‌شد. پیش هر دکتری که به فکرم می‌رسید رفتم. پیش هر دکتری که یک دکتر دیگه پیشنهاد می‌داد رفتم. کلی آزمایش و سونوگرافی و آندوسکپی و عکس رادیولوژی داشتم که همه‌شون بالاتفاق می‌گفتن که من سالمم و حالم خوبه.رو آوردم به طب سنتی، مصرف عرقیجات گیاهی و بادکش و انجام انواع دستوراتی که برام تجویز شده بود. هیچ کدوم اثری نداشت. اوضاع لحظه به لحظه داشت بدتر می‌شد. یک ماه منتهی به عمل جراحی یک تشت قرمز کوچیک داشتم که توی خونه همیشه کنارم بود. برای این‌که دویدن تا دستشویی در لحظه استفراغ برام سخت شده بود و بدنم دیگه نایی نداشت.حتی پسر دو ساله‌م عادت کرده بود به بودن این تشت قرمز در کنار من. مثلا وقتی می‌خواست که ببرمش دم در تا توی کوچه کمی راه بره، اول تشت قرمز رو می‌داد دست من و بعد ازم می‌خواست از جام بلند شم.بگذریم.اگر یادتون باشه در ابتدای مطلب گفتم دوشنبه ۳۱ شهریورماه ساعت ۷:۲۰ صبح وارد بیمارستان شدیم. بعد از گرفتن تایید از پنج دکتر مختلف و تهیه یک سری عکس رادیولوژی و سی‌تی اسکن ساعت ۱۱ شب بود که در ICU بستری شدم. وقتی لباس بیمارستان رو پوشیدم و قرار شد از پدرم خداحافظی کنم فکر می‌کردم می‌تونم از طریق اینترنت با خانواده‌م در ارتباط باشم.اولین شوک جدی همون لحظه به من وارد شد. اون‌جا ICU بود و بیمارها حقِ داشتنِ هیچ‌گونه وسیله الکترونیکی رو نداشتن. یک لحظه فکر کنید. به عنوان کسی که از صبح تا شب گوشیم هم وسیله ارتباطم با خانواده و دوستان و هم‌کارهام بود و هم وسیله کار و سرگرمی، چقدر هضم این قضیه برام سنگین بود.اون لحظه گوشی اندرویدی‌م برای من فقط یک گوشی نبود. وسیله‌ای بود که تضمین می‌کرد می‌تونم تا شبِ عملِ جراحیم با خانواده‌م در ارتباط باشم. ولی دیگه تضمینی وجود نداشت. ارتباط قطع شد.عمل انجام شد. اوضاع من بعد از عمل جراحی؟ از نظر اعداد و ارقامی که دستگاه‌ها و آزمایش‌های مکرر خون نشون می‌دادن، خوب بود. چیزی که من حس می‌کردم؟ یک فاجعه به تمام معنا.بعد از عمل، سه شبِ دیگه هم در ICU بستری بودم. دکترها با دیدن وضعِ بدِ روحیم و جمع‌بندیِ نتیجه آزمایشات، تصمیم گرفتن من رو منتقل کنن به بخش. یادم نمی‌ره از لحظه‌ای که دکتر گفت امکان داره امروز بری بخش تا لحظه‌ای که پدرم رو پشتِ درِ ICU دیدم و منتقل شدم به بخش چقدر تپش قلب داشتم و بی‌تاب بودم که خانواده‌م رو ببینم.اولین کاری که بعد از انتقال به بخش انجام دادم، گرفتن گوشیم و ارسال پیام به خانواده‌م بود. توی اون حالت منگی و درد و سردرگمی یک پیام ویدیویی هم برای دوستانم ضبط کردم و توی گروه‌مون فرستادم و ازشون خواستم که حلالم کنند. چون دیگه برای خودم بازگشتی نمی‌دیدم. اونایی که منو می‌شناسن خوب یادشونه که کاملا خودمو باخته بودم. برای بقا نمی‌جنگیدم، تسلیمِ فنا بودم.گذشت و برگشتیم خونه.دهم یا یازدم آبان‌ماه بود که خونه‌نشینی و استراحت مطلق دیگه برام خسته‌کننده شده بود. از همون روزای اول که برگشتم خونه بورد تیم‌مون در ترلو رو زیر نظر داشتم و مدام از خودم می‌پرسیدم که کار چرا جلو نمی‌ره؟ چرا هیچی تغییر نمی‌کنه و راکد مونده؟با حسن (دوستم و مدیر فنی تیم‌مون) تماس گرفتم و موضوع رو باهاش در میون گذاشتم. با هم درباره وضعیت فعلی تیم و محصول‌مون صحبت کردیم. می‌دونستم که نارضایتی‌هایِ جدی وجود داره و کلی از زمان‌بندی عقب هستیم.می‌دونستم که جای یک نقش در تیم ما خالیه و اون «مدیر محصول» بود. این مسئله رو به حسن گفتم. جوابش غافل‌گیرم کرد: «تو این کار رو انجام بده». ولی من اصلا خودم رو برای این کار در نظر نداشتم و فقط یک خلا و جای خالی رو داشتم گوش‌زد می‌کردم.مدیر محصول شدن برای چه کسانی مناسب است؟شاید برای خیلی‌ها این سوال پیش اومده باشه که «مدیر محصول شدن به همین راحتیه؟ انقدر آبکی؟». راستش نه. من سال ۸۹ برخلاف نظر مشاورها و دوستان و آشنایان، با این‌که رتبه نسبتا خوبی داشتم، بر اساس علاقه شدید شخصی رشته مهندسی نرم‌افزار رو انتخاب کردم. از ۱۱ سالگی که اولین کامپیوتر‌مون رو خریدیم فهمیدم این چیزیه که من بهش علاقه دارم! کارم رو از دوران دانشجویی با طراحی و توسعه فرانت‌اند شروع کردم و سال‌ها توی این زمینه کار و تجربه داشتم.خدا کمک کرد و سربازیم هم در یک مرکز کامپیوتری بود و ۲۴ ماه کارشناس پیاده‌سازی رابط کاربری اون مجموعه بودم. هم‌زمان با سربازیم یکی از بزرگ‌ترین اتفاق‌های دوران کاریم برام افتاد و به‌طور پاره‌وقت در شرکت ارمایل مشغول به کار شدم. دوران جالبی بود. ساعت ۶:۳۰ صبح از خونه خارج می‌شدم و شب‌ها بین ساعت ۱۰ تا ۱۱ می‌رسیدم خونه.بعد از پایان سربازی مدتی فریلنسر بودم و با انجام پروژه‌های کوچک و متوسط گذران زندگی می‌کردم. تا این‌که مجموعه مجازه ازم خواست که براشون یک دوره طراحی وب برگزار کنم. با کمال میل قبول کردم. تیرماه همون سال (۱۳۹۷) بود که ازم خواستن باهم هم‌کاری کنیم. بازم با کمال میل قبول کردم و کارم رو در این مجموعه شروع کردم.همه این سال‌ها در کنار طراحی و توسعه رابط کاربری مبحث تجربه کاربری برام فوق‌العاده جذاب بود و تقریبا هر روز در این زمینه مطالعه داشتم و چیزهایی که یاد می‌گرفتم رو توی کارهام استفاده می‌کردم.پس تا این‌جا دو تا از دایره‌های بالا رو داشتم. یعنی Tech و UX. درباره Business مطالعه خاصی نداشتم و ادعایی هم ندارم. اما حضور در مجموعه‌های مختلف، آشنایی با بیزینس مدل محصولاتی که روشون کار می‌کردم و عرضه اون‌ها به بازار برام تجربه‌هایی داشت که می‌تونستم در نقش مدیر محصول ازشون استفاده کنم.خلاصه این شد که الان من حدود دو ماهه که در نقش مدیر محصول در شرکت مجازه مشغول به کارم.حالا بریم سر اصلِ مطلب و درباره کارکرد گجت‌هایی که دارم صحبت کنیم. راستش من گجت خاصی ندارم! مثل خیلی‌ها یک تلفن اندرویدی میان‌رده و یک هندزفری باسیم دارم.اولین و مهم‌ترین اپلیکیشنی که این روزها خیلی ازش استفاده می‌کنم و روز به روز بیش‌تر دارم عاشقش می‌شم Notion است. اون‌هایی که تا حالا از این نرم‌افزار استفاده کردن می‌دونن چی می‌گم! فوق‌العاده‌ست! ازتون دعوت می‌کنم تصویر زیر رو ببینید، این‌ها قالب‌هایی هستن که می‌تونید در زمان ساختن یک صفحه جدید ازشون استفاده کنید.Notion Templatesمن بیش‌تر برای لیست کردن کارهایی که باید انجام بدم، نوشتن یادداشت، مستند کردن بعضی از پروژه‌ها و کلی کار دیگه از Notion استفاده می‌کنم. همون‌طور که قبلا توییت کردم: «من و Notion، شما همه!»ما برای مدیریت تسک‌های مرتبط با محصول و به‌طور کلی پروسه توسعه و نگهداری محصول از سرویس Trello استفاده می‌کنیم. خوش‌بختانه اپلیکیشن ترلو بسیار تمیز و کاربردی پیاده‌سازی شده. به‌طوری که اگه بخوام به بورد محصول و تیم‌مون رسیدگی کنم می‌تونم راحت دراز بکشم و با گوشیم این کار رو انجام بدم!نرم‌افزار بعدی که موقع تست و گزارش باگ‌ها یا توضیح دادن فیچری که لازم داریم خیلی کمکم می‌کنه XRecorder هست. کار کردن باهاش خیلی راحته. بعد از باز کردن نرم‌افزار یک دایره کوچیک روی صفحه ظاهر می‌شه که با کلیک روی اون می‌تونیم گزینه‌های موجود رو ببینیم. راستش من فقط از دکمه رکورد استفاده می‌کنم! پیشنهاد می‌کنم اگه دنبال یک رکوردر خوب هستید حتما این نرم‌افزار رو در نظر داشته باشید.بیدار شدن از خواب برای خیلی‌ها سخته. نرم‌افزارهای زیادی وجود دارن که سعی می‌کنن به هر ترفندی شده شما رو از خواب بیدار کنن. با حل کردن پازل، تکون دادن گوشی، مجبور کردن شما به عکس گرفتن از یک نقطه از پیش تعیین شده و کلی روش دیگه.تجربه ثابت کرده که من اگه خوابم بیاد هیچ کدوم از این روش‌ها کاربرد نداره! پس این مدل نرم‌افزارها برای من نیست. در عوض من از نرم‌افزار The Rock Clock استفاده می کنم. صداهای استفاده شده در این نرم‌افزار همه توسط راک، بازیگر و کشتی‌گیر معروف آمریکایی ضبط شدن و یک حس شوخ‌طبعی و انرژی خاصی دارن. در این مطلب از سایت The Verge این اپلیکیشن معرفی شده و یکی دو نمونه از آلارم‌هاش رو می‌تونید گوش بدید. من خودم شخصا عاشق آلارم کلاسیکش هستم!همون‌طور که اول مطلب خدمت‌تون گفتم من به تازگی یک عمل جراحی داشتم و برای مدت قابل توجهی باید یک سری دارو مصرف کنم. خیلی اتفاقی اپلیکیشن MyTherapy رو دیدم و نصب کردم. دقیقا همونی بود که می‌خواستم. شما اسم دارو رو وارد می‌کنید. مقداری که از دارو موجوده و مقداری که باید هر بار مصرف کنید رو به نرم‌افزار می‌دید. زمان مصرف دارو که شد یادآوری می‌کنه و با تایید شما یک مقدار مشخصی از داروهای موجود رو کم می‌کنه. خوبیش اینه که قبل از تموم شدن دارو می‌تونید بفهمید چقدر باقی مونده.اما برای من بخش جذاب‌تر ماجرا اینه که براش مشخص کردم هر روز ساعت ۶ بعد از ظهر حالم رو بپرسه. از یک تا پنج می‌تونم مشخص کنم در چه حالم. این فیچر به من کمک می‌کنه وقتی می‌رم پیش دکتر خیلی واقع‌بینانه به وضعیتم در یک بازه زمانی مشخص نگاه کنم و صرفا بر اساس حالم در اون روزِ خاص با دکتر صحبت نکنم.قبل از عملم عادت داشتم خیلی دقیق دخل و خرجم رو در نرم‌افزار نیوُ ثبت کنم. خیلی سرراست و تمیز طراحی و اجرا شده. راه داره بهتر بشه طبیعتا و زیبایی دنیای ما طراحا و برنامه‌نویسا همینه. همیشه می‌تونیم کار بهتری ارائه بدیم. پس در حوزه مدیریت مالی شخصی نیوُ رو به شدت پیشنهاد می‌کنم.من خیلی کتاب ناخنک می‌زنم. بارها پیش اومده کتابی رو شروع کردم و خیلی راحت از جاهاییش که خوشم نیومده رد شدم و رفتم سراغ بخشی که بیش‌تر به دردم می‌خوره یا خوندش برام لذت‌بخش‌تره. فیچر طاقچه بی‌نهایت به من این توانایی رو می‌ده که با پرداخت یک هزینه معقول بتونم یک ماه به بخش قابل توجهی از کتاب‌های طاقچه (کاش همه‌ش بود، گاهی خیلی تو ذوقم خورده) دسترسی داشته باشم.ممکنه شروع یک کتاب جذاب باشه و آدم رو گول بزنه برای خرید، ولی در ادامه حرف خاصی برای گفتن نداشته باشه. در این موارد طاقچه بی‌نهایت خیلی کاربردیه.یکی از عوارض دیدن سریال The Queen&amp;amp;amp;#x27;s Gambit اینه که آدمو جو می‌گیره که شطرنج یاد بگیره! خب منم یکی دو ماه استراحت مطلق داشتم و فرصت رو مناسب دیدم برای یادآوری چیزای کمی که از شطرنج می‌دونستم. با استفاده از اپلیکیشن Chess می‌تونم به‌صورت آنلاین با افراد مختلفی از سراسر دنیا بازی کنم و مهارت و توانایی خودمو بسنجم.در همین راستا اپلیکیشن Chess Clock رو هم برای اونایی پیشنهاد می‌کنم که مثل من از شطرنج بازی کردن به‌صورت فیزیکی و لمس مهره‌ها لذت بیش‌تری می‌برن ولی می‌خوان زمان رو هم کنترل کنن.یکی از پیامدهای کرونا اینه که خیلی از تیم‌ها به نیروهاشون اجازه دادن که به‌صورت ریموت به کارشون ادامه بدن. راستش دورکاری هم مزایا داره هم معایب ولی این‌جا زمان و مکان مناسبی برای بحث در این باره نیست. ما برای این‌که در جلسات جمع‌بندی اسپرینت‌مون بیش‌تر با حس و حال هم‌دیگه ارتباط برقرار کنیم روشن کردن وب‌کم در جلسات رو اجباری کردیم.من وب‌کم ندارم. با این اوضاعِ قیمت‌ها هم چیز خوبی فعلا نمی‌تونم بخرم. چاره چیه؟ نرم‌افزار Iriun Webcam. با نصب کردن این نرم‌افزار در گوشی اندرویدی و نصب کردن نسخه میزبان در کامپیوتر می‌شه گوشی رو تبدیل به وب‌کم کرد. خب طبیعتا کیفیت خوبی هم داره. فقط پیشنهاد می‌کنم برای جلوگیری از تاخیر و لَگ ارتباط گوشی و کامپیوتر با سیم برقرار بشه نه با وای‌فای.پادکست‌ها بخش قابل توجهی از سبد غذایی محتوایی من رو تشکیل می‌دن. برای همین کلی نرم‌افزار پخش پادکست دارم. البته سودای ضبط کردن پادکست هم در سر دارم اگه خدا بخواد! نرم‌افزارهای محبوبم برای گوش دادن به پادکست، Google Podcasts، Podbean و Castbox هستن. نرم‌افزار گوگل رو به‌خاطر مینیمال بودن و طراحی و سرعت بهتر، بیش‌تر استفاده می‌کنم.بقیه نرم‌افزارهایی که استفاده می‌کنم رو دیگه توضیح نمی‌دم چون مطلب دیگه بیش از اندازه طولانی شد. معمولا هرکی لیست نرم‌افزارهامو می‌بینه می‌گه: «چه خبره؟!». ولی خب من دوست دارم با دیدن نرم‌افزارهای مختلف و کار کردن باهاشون نکته‌های جدید یاد بگیرم.این‌جا بقیه اپلیکیشن‌هایی که درباره‌شون توضیح ندادم رو لیست می‌کنم:Aparat FilimoCamScannerFeedlyFidiboFigma MirrorInstagramKhan AcademyKetabrahMeetLinkedInMiroRecForge II ProTelegram ♥TwitterWhatsAppWordUpYT MusicYouTubeراستش من الان با همین گوشی و هندزفری که دارم کارم راه می‌افته ولی یه چیزی هست که می‌دونم اگه بود روی کارم خیلی تاثیر داشت. من چون بخش بزرگی از کارم تحلیل و طراحی تجربه کاربریه، خیلی دوست دارم درگیر کار با موس و کیبورد یا تاچ گوشی نباشم و بتونم با یک قلم روی اسکرین‌شات‌هایی که می‌گیرم نکته بنویسم و پیشنهادم برای بهتر شدن طرح رو همون‌جا خیلی ساده اجرا کنم که تیمم و طراحم منظورم رو زود متوجه بشن.مسئله دیگه علاقه‌م به تصویرسازی دیجیتال هست که به‌خاطر نبود وقت و یکم پیچیده بودن تصویرسازی با Photoshop و Illustrator بیخیالش شدم. با وضع فعلیِ جیبم هم می‌دونم که حالا حالاها باید بیخیالش بمونم، چون خرید یه گوشی یا تبلتِ قلم‌دار فعلا مقدور نیست! طرح پایین رو در ایام سربازی با زحمت زیاد در Illustrator اجرا کردم. اسمش رو گذاشته بودم حاج احمد قلندری! یادش بخیر.طرح اولیه حاج احمد قلندری!طرح اجرا شده حاج احمد قلندری در Illustrator با بدبختی فراوان!راستش این مطلب رو به‌خاطر جایزه ننوشتم. جایزه، عوارض جانبیِ نوشتنِ یک مطلب خوبه. اگر کسی با خوندن این مطلب قدر سلامتی‌شو بیش‌تر دونست یا از نظر کاری تونست تصمیمی بگیره برای من کافیه.در نهایت یک صحبت کلیشه‌ای دارم. ممنونم از ویرگول و سامسونگ که با راه انداختن این چالش باعث شدن مطالبی که مدت‌ها بود وسواس فکری اجازه نمی‌داد بنویسم و اصلا نمی‌دونستم به چه بهانه‌ای و چطور بنویسم رو نوشتم. امیدوارم دستاورد مطلبم این باشه که بتونم توی کامنت‌ها با چند نفر آشنا بشم و در حالت ایده‌آل چندتا دوست جدید پیدا کنم.از خدا برای همه سلامتی می‌خوام. نعمتی که تا هست مخفیه، ولی وقتی نیست، دیگه هیچی ارزش نداره.</description>
                <category>میثم کریمی</category>
                <author>میثم کریمی</author>
                <pubDate>Wed, 30 Dec 2020 03:51:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بررسی میکروفن بویا مدل by-m1</title>
                <link>https://virgool.io/@meyQuery/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%81%D9%86-%D8%A8%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D8%AF%D9%84-by-m1-raxj4yw8wg6d</link>
                <description>اگه مثل من تصمیم گرفتید کیفیت صدای ویدیوهایی که ضبط می‌کنید رو بالا ببرید، ادامه این مطلب رو بخونید.میکروفن، یکی از مهم‌ترین ابزار مورد نیاز برای ضبط ویدیوهای آموزشی است. بدون صدای خوب، یک ویدیو جذابیت لازم برای دیده شدن رو نداره. به همین دلیل توی یکی از روزهای فروردین‌ماه ۹۸ این میکروفن رو با قیمت ۱۶۵ هزار تومن سفارش دادم و بعد از تحویل گرفتنش با کلی ذوق شروع کردم به تست گرفتن ازش.درباره این سفارش یه نکته کوچیک وجود داره که جلوتر بهش اشاره می‌کنم. این میکروفن قابلیت وصل شدن به چیزهای زیادی رو داره، اما برای من فقط وصل شدن به گوشی اندرویدم و کامپیوترم مهم بود. یادتونه قبلا گفتم درباره سفارشم یک نکته وجود داره؟ اون نکته اینه که من بدون این که دقیقا بدونم دارم چیکار می‌کنم، یک کارت صدای USB هم سفارش دادم. ارزش این سفارش زمانی مشخص شد که میکروفن در زمان اتصال به کیس صدای بسیار ضعیف و غیرقابل استفاده‌ای تولید می‌کرد. این‌جا یک نکته جالب وجود داره؛ نوع اتصال میکروفن TRRS (Tip Ring Ring Sleeve) هست ولی درگاه صدای کامپیوتر از TRS (Tip Ring Sleeve) پشتیبانی می‌کرد. به زبان ساده، جک 3.5 میلی‌متری میکروفن سه خط داشت در صورتی که درگاه صدای کامپیوتر ما از نوع دو خط پشتیبانی می‌کرد. این‌جا بود که کارت صدای USB ما وارد عمل شد و نقش واسطه رو ایفا کرد. با اتصال میکروفن به کارت صدامون مشکل حل شد.تا این‌جا هرچی گفتیم درباره سخت‌افزار بود. اما به نظر من بخش نرم‌افزاریش مهم‌تره. (مثلا من مهندس نرم‌افزارم!) وقتی با استفاده از این میکروفن صدا رو ضبط می‌کنیم، حتی در صورت سکوت کامل، یک نویز قابل تشخیصی توی صدا هست و به‌صورت خام قابل استفاده نیست. من از دوتا نرم‌افزار برای حذف این نویز استفاده می‌کنم. یکی Audacity و دیگری Adobe Audition. هرکدوم از این نرم‌افزارها طرفدارای دوآتیشه خودشون رو دارن، اما برای من فرق خاصی نداره و بر اساس نیازم و مقدار تخصص کمی که دارم از یکی استفاده می‌کنم.بریم سراغ محتویات بسته‌ای که با خرید این میکروفن دریافت می‌کنید. وقتی بسته رو باز می‌کنید، اولین چیزی که می‌بینید یک کیسه چرم مصنوعی هست که برای نگهداری و جابه‌جایی میکروفن استفاده می‌شه. باتری ساعتی LR44، فوم نویزگیر، گیره میکروفن، تبدیل جک ۳.۵ میلی‌متری به ۶.۵ میلی‌متری و خود میکروفن چیزهایی هستند که داخل کیسه است.میکروفن یک کابل ۶ متری داره که یک کپسول در وسطش قرار داره. باید کپسول رو باز کنید و باتری رو داخلش قرار بدید. روی کپسول یک دکمه هست که دو حالت Camera و Off / Smartphone داره. واضحه که برای ضبط صدا روی گوشی، باید دکمه پایین باشه و برای ضبط صدا در دوربین یا کامپیوتر باید بالا باشه.جمع‌بندی من از این میکروفن اینه که برای ابتدای کار و سر و کله زدن با سخت‌افزار و نرم‌افزار و یادگیری ضبط و ویرایش صدا خوب و کافیه. اما اگر به فکر کار حرفه‌ای و سطح بالا هستید به گزینه‌های گرون‌قیمت‌تر نگاهی بندازید.</description>
                <category>میثم کریمی</category>
                <author>میثم کریمی</author>
                <pubDate>Sun, 19 Apr 2020 02:23:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان یک بیماری</title>
                <link>https://virgool.io/@meyQuery/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-tw9tqasxbsfx</link>
                <description>دارومن چند سالی هست که با یک بیماری درگیرم و در برهه‌های زمانی خاص با تشدید این مسئله کاملا از کار و زندگی عقب می‌افتم. حالا موضوع از چه قراره؟حالت تهوع و استفراغ!حالا اگر خدای نکرده با این مشکل مواجه شدید احتمالا یکی از این مراحل شما رو به جواب می‌رسونه.بررسی وضعیت سینوس‌هاقبول دارم حالت تهوع خیلی سخته و آدم دوست داره همون لحظه خوب شه اما لطفا به فکر درمان کامل باشید نه راه‌حل‌های موقت. با مشورت پزشک از قرص یا آمپول ضد تهوع استفاده کنید تا بتونید به پروسه‌ی درمان برسید.وضعیت سینوس‌ها با عکس‌برداری مشخص می‌شه. اگر سینوس‌هاتون ملتهب شده باشن احتمالا دکتر با اسپری و داروهای کنترل‌کننده و آنتی‌بیوتیک مشکل شما رو حل می‌کنه و بعد از یک مدت دوباره خوشحال می‌شید.فقط نکته اینه که مهم‌ترین نشانه‌ی این مشکل احساس چرک در گلو هست. (ببخشید کل فضای مطلب یکم حال آدم رو بد می‌کنه)آلرژیبعضی وقت‌ها مشکل نه از سینوس‌های شماست و نه از سیستم گوارش (به خصوص معده) شما. در این موارد باز هم متخصص گوش و حلق و بینی موظف هست ابتدا از شما بخواد از صورت‌تون یک عکس تهیه کنید تا اطمینان حاصل بشه که مشکل از ترشحات سینوسی شما نیست.در این مورد به آخرین تغییرات در محل زندگی و کار خودتون توجه کنید. سر و کار داشتن با مواد شیمیایی که بوی نامطلوبی دارن ممکنه باعث ایجاد حالت تهوع و ترشحات غیرطبیعی در انتهای گلو بشه.مراجعه به متخصص گوارشبا مراجعه به متخصص اگر علایم و نشانه‌هایی که تشریح می‌کنید برای تجویز دارو واضح باشن که مشکلی نیست. اگر نه باید آندوسکوپی کنید. خبر نسبتا خوب اینه که اگر کسی نتونه اون شرایط رو تحمل کنه با بیهوشی امکان‌پذیر هست.با توجه به نتایج به دست اومده داروی مناسب براتون تجویز می‌شه و شما شاد و خوشحال و خندان خواهید بود.و مورد آخر...از اعصابه!خب طبیعتا اگر توی همه‌ی امتحانات بالا پاس بشید و مشکلی نداشته باشید (خدا رو شکر) آخرین گمانه‌زنی‌ها مربوط به تنش‌های عصبی و تاثیراتش روی شما هست. معمولا در این موارد یک سری قرص با هدف کنترل وضعیت عصبی تجویز می‌شه که توصیه می‌شه قبل از خواب مصرف کنید. دلیلش هم معلومه، چون خواب‌آور هست.نکته‌ی اصلیهدف من از نوشتن این مطلب دخالت در کار پزشکان و متخصصان عزیز نیست. من نه دانش این موضوع رو دارم و نه علاقه‌ای به گفتن و شنیدن درباره‌ی این مسئله. حقیقت اینه که دوست داشتم جایی بود که می‌شد با توجه به نوع کسالت و علائمی که باهاش برخورد می‌کنیم یک نقشه‌ی راه برای بررسی وضعیت داشته باشیم.به صورتی که مشخص باشه با داشتن فلان علائم بهتره سراغ متخصص کدوم حوزه بریم. اگرچه پزشک‌های عمومی (در صورت داشتن تجربه‌ی مناسب) معمولا بعد از طی کردن مرحله‌ی اول چکاپ و بررسی به شما توصیه می‌کنن پیش کدوم دکتر برید.</description>
                <category>میثم کریمی</category>
                <author>میثم کریمی</author>
                <pubDate>Thu, 11 Apr 2019 16:38:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آمار بازدید مطالب من در سال ۹۷</title>
                <link>https://virgool.io/@meyQuery/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B9%DB%B7-uon1eapgljmh</link>
                <description>من در سال گذشته، در مجموع ۲ مقاله در ویرگول منتشر کردم. در طول این سال مقالات من ۱۴ مرتبه لایک شدند و ۵ نظر نیز بر روی آن‌ها ارسال شد. با مطالعه این مقالات، ۲۰ نفر تصمیم گرفتند تا من را در ویرگول دنبال کنند تا از مقالات بعدی من باخبر شوند.مخاطبیندر طول این سال، مقالات من توسط ۳۲۴ نفر در ویرگول مطالعه شده است. مدت زمانی که این افراد در حال مطالعه‌ی آن‌ها بوده‌اند برابر با ۶,۷۷۶ ثانیه است. اگر فرض کنیم در حال حاضر جمعیت ایران ۸۰ میلیون نفر است، این یعنی من توانسته‌ام سرانه مطالعه کشورم ایران را ۰/۰۰۰۰۸۵ ثانیه افزایش دهم. شاید بتوانیم این عدد را به «اثر پروانه‌ای» تشبیه کنیم؛ چرا که هر کدام از نویسندگان در ویرگول توانسته‌ایم عددی کوچک را به سرانه مطالعه کشور اضافه کنیم اما مجموعِ تک تکِ این اعداد، یک عدد بزرگ شده است. من در کنار سایر کاربرانِ ویرگول توانستیم در سال ۹۷، سرانه مطالعه ایران را ۴/۱۲۲۳۴۳ ثانیه افزایش دهیم.می‌توانیم برای سال ۹۸، اتفاقات بزرگتری را رقم بزنیم.ویدیوی آمار مخاطبین من را ببینید: https://cdn.virgool.io/annual-report-97/lurkjomaq3tx-EOuY.mp4 </description>
                <category>میثم کریمی</category>
                <author>میثم کریمی</author>
                <pubDate>Tue, 26 Mar 2019 17:16:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کوله‌پشتی ۹۸</title>
                <link>https://virgool.io/@meyQuery/%DA%A9%D9%88%D9%84%D9%87-%D9%BE%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%DB%B9%DB%B8-riyifik83gdl</link>
                <description>عکس از Andreas Wagner در Unsplashچند روز پیش توی شرکت داشتیم درباره‌ی نوشتنِ کوله‌پشتی ۹۸ صحبت می‌کردیم که ویرگول با انتشار مطلب امسال هم کوله پشتیَت را ببند غافلگیرمون کرد. به همین بهانه منم تصمیم گرفتم کوله‌پشتی ۹۸ خودم رو بنویسم.فرض کنید کوله‌پشتی دارید که قرار است در آن تجربیاتی را از سال ۹۷ بگذارید و با خود به سال ۹۸ ببرید. تجربیات مثبتی که همراه داشتن آنها به شما کمک می‌کند نسبت به سال قبل فردی توانمندتر بشوید. در کوله‌ی خود چه تجربیاتی را قرار می‌دهید؟صبر؛ مهم‌ترین ویژگی‌ای که امسال نسبت به سال‌های گذشته سعی کردم در خودم پرورش بدم صبر بوده. صبر در برخورد با افراد، صبر در پیدا کردن راه حل مشکلات و صبر در یادگیری  از دستاوردهای مهمی بوده که فکر می‌کنم تونستم تا حد مطلوبی بهش برسم.سال ۹۷ از نظر میزان مطالعه برای من سال بسیار خوبی بود. تقریبا هر روز تونستم حتی به مقدار خیلی کم در حیطه‌ی کاری و تخصصی خودم مطالعه کنم. خوشبختانه کتاب‌های خوبی هم تونستم بخونم و به امید خدا تصمیم دارم همین روند رو برای سال ۹۸ حفظ کنم.من معمولا وقتی قرار باشه با یه زبان یا تکنولوژی جدید کار بکنم، زمانِ زیادی رو صرف یادگیری می‌کنم و خیلی سخت پیش میاد که تا مدت‌ها در اون زمینه کار یا پروژه‌ای رو قبول کنم؛ اما امسال سعی کردم فاصله‌ی زمانی یادگیری و استفاده از چیزهای جدیدی که یاد می‌گیرم کم باشه و بلافاصله آموخته‌هام رو به کار بگیرم. باید اعتراف کنم که نتیجه‌ای که به‌دست اومد کاملا راضی‌کننده هست و از این‌که این روش رو انتخاب کردم خوشحالم.تجربه‌ی دیگه‌ای که امسال نسبت به سال‌های قبل پررنگ‌تر بود این هست که سعی کردم شبکه‌ی ارتباطیم رو با آدم‌های مختلف گسترده‌تر کنم. روش‌هایی رو که خودم استفاده کردم به‌صورت لیست این‌جا می‌گم:وقتی پیشنهاد کاری مطرح می‌شه که نمی‌تونم اون لحظه قبولش کنم بلافاصله جواب منفی نمی‌دم. سعی می‌کنم یک جلسه‌ی دوستانه داشته باشیم و اگر کسی رو می‌شناسم که می‌تونه کمک کنه معرفی می‌کنم.در کنار دوره‌های آموزشی که برگزار می‌کنم با مشارکت شرکت‌کننده‌ها گروه‌هایی در فضای مجازی تشکیل می‌دیم تا بتونیم ارتباطمون رو حفظ کنیم و مشکلاتی که پیش میاد رو با هم حل کنیم.ارتباطم رو با آدم‌هایی که زمینه‌ی کاری کاملا متفاوتی دارند بیشتر کردم. این مسئله باعث شد چیزهای زیادی یاد بگیرم و اگر گاهی مشکلی در اون زمینه پیش اومده یک دوست یا آشنا در اون زمینه داشتم.برای حرکت در مسیر زندگی باید سبک و چابک بود. چه مواردی را از کوله‌ی خود خارج می‌کنید که در سال ۹۷ باقی بماند و شما سبک‌تر حرکت کنید؟ چیزهایی که از کوله‌ خارج می‌کنید مثلا می‌تواند تجربیات ناخوشایند یا ناراحتی‌ها باشد.سال ۹۷ از نظر سلامت جسمانی برای من خیلی خوب نبود و شاید نزدیک به ۲ ماه به‌صورت ممتد با انواع مشکلات دست و پنجه نرم می‌کردم. در یک بازه‌ی زمانی یادم میاد هفته‌ای حداقل دو بار دکتر می‌رفتم و از نظر کاری به شدت دچار مشکل شده بودم.همه‌ی این مسائل باعث شد متوجه بشم غرق شدن توی مسائل کاری و مشکلات روزمره و فراموش کردن مراقبت فردی ممکنه عواقب خیلی خطرناکی داشته باشه و زندگی و کار رو به‌طور جدی با مشکل مواجه کنه.اصطلاحی در زبان انگلیسی هست تحت عنوان overthinking که معنی روان فارسی براش نداریم یا حداقل من نشنیدم. به‌طور کلی این کلمه یعنی بیش از حد به یک چیز فکر کردن. توی سالی که گذشت بعضی مواقع دچار این مشکل می‌شدم و وقتی مشکلی پیش میومد اون‌قدر بهش فکر می‌کردم که دیگه انرژی برای کارهای دیگه برام باقی نمی‌موند. همین مسئله از جمله مواردی هست که باید روش کار کنم و بهش تسلط پیدا کنم.نقل قول از فیلم Bridge of Spies محصول سال ۲۰۱۵امسال در بازه‌های زمانی خاصی آدم‌های سمی رو در زندگیم داشتم که وجودشون و انرژی منفی که با خودشون داشتند بعضی وقت‌ها خیلی آزاردهنده می‌شد. نکته‌ی مثبت این‌جاست که تونستم بعد از تشخیص این آدم‌ها ارتباطم رو باهاشون قطع یا در مواردی که قطع ممکن نبود کنترل کنم. نکته‌ی منفی هم این هست که در بعضی موارد انقدر برای تصمیم‌گیری صبر کردم که از سمت این آدم‌ها ضربه خوردم و آسیب دیدم.پس کنار گذاشتن آدم‌های منفی هم کاریه که برای سبک‌تر کردن کوله‌پشتی ۹۸ باید انجام بدم.فرض کنید در پایان سال ۹۸ بیشتر آن فردی شده‌اید که شبیه خود ایده‌آل شما است. در این صورت چه ویژگی‌ها و رفتارهایی باید در شما تقویت شود؟ چه چیزهایی را در کوله‌ی خود می‌گذارید که کمک می‌کند این ویژگی‌ها در شما تقویت شود؟ویژگی‌هایی که فکر می‌کنم برای بهتر شدن باید در من تقویت بشن این‌ها هستند:منبع و سرچشمه‌ی آرامش درون خود آدم‌هاست. این‌که منتظر باشم عوامل بیرونی و اطرافیان شرایط رو برام فراهم کنن در اکثر موارد نتیجه‌ای بجز ناامیدی نداره.این مورد رو سال‌هاست که همیشه در ذهنم دارم و بهش عمل می‌کنم و اعتقاد دارم همیشه باید آویزه‌ی گوشم باشه. این‌که از هیچ کس در هیچ جایگاهی توقعی نداشته باشم.بیشتر مطالعه کنم و خودم رو در یک دسته‌بندی یا موضوع خاص محصور نکنم.یاد دادن بهترین راه یاد گرفتن و عمیق‌تر شدن دانسته‌هاست. پس بهتره که چیزهایی رو که بلدم بیشتر به دیگران یاد بدم.بیشتر به اطرافیانم انرژی مثبت بدم.</description>
                <category>میثم کریمی</category>
                <author>میثم کریمی</author>
                <pubDate>Sat, 16 Mar 2019 16:50:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شبه‌کلاسِ :focus-within در CSS</title>
                <link>https://virgool.io/majazeh/%D8%B4%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3-focus-within-%D8%AF%D8%B1-css-bor72rbptknn</link>
                <description>CSS4 در این مطلب درباره‌ی یکی از شبه‌کلاس‌های CSS به نام focus-within صحبت خواهیم کرد. این شبه‌کلاس زمانی فعال می‌شود که خودِ یک اِلِمان یا یکی از نوادگان آن در وضعیت focus قرار بگیرند.در مثال زیر به‌جای استفاده از focus با بهره‌گیری از شبه‌کلاس focus-within تغییر وضعیت input را نشان می‌دهیم. همان‌طور که مشاهده می‌کنید با قرار گرفتن خود المان در وضعیت focus شبه‌کلاس focus-within فعال می‌شود. https://codepen.io/ahmadkarimi/pen/xjvomj در مثال زیر می‌خواهیم هروقت input در وضعیت focus قرار گرفت علاوه بر تغییر استایل input کل فرم در مرکز توجه واقع شود. برای این کار می‌توانیم به‌جای روش‌های مبتنی بر JavaScript از شبه‌کلاس focus-within استفاده کنیم. https://codepen.io/ahmadkarimi/pen/RyXzBd پشتیبانی مرورگرها https://caniuse.com/#feat=css-focus-within نکته‌ی مهمی که باید مورد توجه قرار گیرد این است که این شبه‌کلاس در نسخه‌های اخیر مرورگرهای پرکاربرد موجود پشتیبانی می‌شود. در صورتی که قصد استفاده از آن را دارید باید از نحوه‌ی عمل‌کرد وب‌سایت خود در نسخه‌های قدیمی‌تر اطمینان حاصل کرده و در صورت نیاز از روش‌های جایگزین استفاده کنید.منابع بیشترhttps://css-tricks.com/almanac/selectors/f/focus-within/http://www.scottohara.me/blog/2017/05/14/focus-within.html</description>
                <category>میثم کریمی</category>
                <author>میثم کریمی</author>
                <pubDate>Mon, 28 May 2018 03:10:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اول دفتر به‌نامِ ایزد دانا</title>
                <link>https://virgool.io/@meyQuery/in-the-name-of-god-qgbap4irr9uw</link>
                <description>مدت‌ها بود که می‌خواستم شروع به نوشتن کنم، به همین دلیل چند روز پیش وبلاگم رو راه‌اندازی کردم. از طرف دیگه استفاده از ویرگول هم جذابیت‌ها و راحتی خاص خودش رو داره. پس اگر خدا بخواد و عمری باشه در کنار وبلاگم صفحه‌ی ویرگولم رو هم به‌روز نگه می‌دارم.</description>
                <category>میثم کریمی</category>
                <author>میثم کریمی</author>
                <pubDate>Wed, 17 Jan 2018 01:02:03 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>