<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های میثم ماله میر</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@meysamalmir</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 01:42:01</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/213939/avatar/kRjnQg.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>میثم ماله میر</title>
            <link>https://virgool.io/@meysamalmir</link>
        </image>

                    <item>
                <title>راه؛ فیلمی برای رها شدن از دیروز و فردا‌</title>
                <link>https://virgool.io/@meysamalmir/%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%88-%D9%81%D8%B1%D8%AF%D8%A7-bquaqvqv4k1y</link>
                <description>‌‌راه‌ها ویژگی منحصر به فردی دارند، جای دنجی هستند میان ما و اهدافمان، فرصتی هستند برای تامل، برای کاویدن در خود، برای مصون ماندن از روبرویی با حقیقت‌های تلخ زندگی و اینکه شاید گاهی اوقات در راه ماندن بهتر باشد تا به مقصد رسیدن ‌‌مصداق این موضوع، داستان فیلم راه است؛ سرگذشت انسان‌هایی که نه مبدا خوبی دارند و نه مقصدی؛ فیلم راه به ترکی YOL، به لاتین The Way محصول سال ۱۹۸۲، داستان زندگی پنج زندانی را روایت می‌کند که به مرخصی هفت روزه فرستاده می‌شوند.‌‌اگرچه در طول راه امیدها و فکرهای مختلفی در مورد آینده و خانواده از ذهن زندانیان نقش می‌بندد، اما پس از رسیدن به مقصد فقط مزه دردناک و تلخ زندگی است که باید آن را چشید، عنصر راه و پیمودن مسیر در این فیلم بسیار قوی است و حتی انتهای فیلم نیز در یک راه ناتمام به پایان می‌رسد.‌‌فیلم‌ سرشار از سمبولیسم و آکنده از تضادهای اجتماعی است که یک جامعه سرخورده را به تصویر می‌کشد. (تاریخ فیلم و پوسترهای درون شهر، کودتا کنان اورن در سال ۱۹۸۰ را نشان می‌دهد که باعث پیدایش یک حکومت پلیسی و فاشیست در ترکیه شده بود)‌‌شخصیت‌های اصلی فیلم از درون و بیرون تحت سرکوبند؛ از درون با گذشته تلخ، مشکلات روحی و فکری و از بیرون نیز با یک جامعه متعصب، سنتی، مردسالار و حکومت دیکتاتوری ترکیه روبرو‌ هستند.‌‌ییلماز گونی کارگردان این فیلم به دلیل اینکه خود تفکرات چپ سوسیالیستی داشت، به خوبی توانسته دیالکتیک‌های اجتماعی پدید بیاورد، چون فرم و‌ محتوای فیلم، روایتگر کردهای کشور ترکیه است و ظلم و ستمی که بر این مردم روا می‌شود، به خوبی یک جامعه طبقاتی را نشان می‌دهد.‌‌دیوار عشق در این فیلم کوتاه است، عشق به همسر، فرزند و خانواده...لذتی گذرا و موقت که باعث می‌شود انسان به قوت آن مجدد به راه بیافتد، و چقدر زیبا تقابل عشق و‌ درد در این فیلم به تصویر کشیده شده است.‌‌کودکان یتیم و در معرض اعتیاد از عناصر دیگر این فیلم هستند که به واسطه نبود والدین و به دلیل زندانی و کشته شدن پدرها توسط حکومت آواره شده‌اند.‌‌موضوع دیگر فیلم زنان هستند؛ زنانی سنتی و بچه‌دار که یا همسرانشان را از دست داده و در فراغ همسر زندگی می‌کنند و یا درحال تن فروشی هستند، برخی از زنان نیز هر دو را تجربه‌ کرده‌اند، مانند زینت همسر سیدعلی، شخص اول فیلم که داستان حول محور او می‌چرخد.‌‌این فیلم تا سال ۱۹۹۲ در کشور ترکیه ممنوع الاکران بود.</description>
                <category>میثم ماله میر</category>
                <author>میثم ماله میر</author>
                <pubDate>Wed, 30 Jun 2021 00:31:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فیلمی برای ماینهوف زنی روزنامه‌نگار و رهبر سازمانی چپ‌گرا‌</title>
                <link>https://virgool.io/@meysamalmir/%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%87%D9%88%D9%81-%D8%B2%D9%86%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%86%D9%BE-%DA%AF%D8%B1%D8%A7-d2kgbjm4ju7i</link>
                <description>سازمان چپ‌ گرای بادر - ماینهوف که تحت عنوان RAF یا فراکسیون ارتش سرخ (۱۹۷۰ تا ۱۹۹۸) نیز شناخته می‌شود، اگرچه از اتحاد اورلیکه ماری ماینهوف (Ulrike Marie Meinhof) و آندریاس بادر (Andreas Baader) در سال ۱۹۷۰ تشکیل شد، اما به اعتقاد خیلی‌ها هسته مرکزی این سازمان را ماینهوف رهبری می‌کرد.‌فیلم گروه بادر ماینهوف Der Baader Meinhof Komplex به کارگردانی اوولی ادل در سال ۲۰۰۸، زندگی این زن روزنامه ‌نگار را تا سال ۱۹۷۶ به تصویر می‌کشد.‌ این فیلم برگرفته از کتاب استفان آست، روزنامه نگار آلمانی است که با لحاظ نزدیکی به این سازمان و بیان جزییات در کتابش توانسته منبع اصلی فیلمنامه را تشکیل دهد.‌‌‌اورلیکه ماینهوف زنی که در مجله کونکرت (یک رسانه چپ کمونیستی) متعلق به همسرش فعالیت می‌کرد، در سال ۱۹۶۷ به مصاحبه فرح همسر محمدرضا پهلوی در مورد وضعیت رفاه و اقتصادی مردم ایران در مجله «نیو ریویو» انتقاد کرده و آن را توهین به توده‌های مردم ‌دانست.وی پس از طلاق از همسرش در سال ۱۹۶۸، با آندریاس بادر فعال چپ و یکی از اولین رهبران سازمان فراکسیون ارتش سرخ آشنا می‌شود، بادر که به خاطر بمب گذاری و آتش زدن یک فروشگاه به زندان افتاده است، با کمک ماینهوف از زندان می‌گریزد و سازمان فراکسیون ارتش سرخ از این پس با کمک این دو تحت عنوان بادر- ماینهوف و مشارکت دونفر دیگر به نام‌های گودرون انسلین (Gudrun Ensslin) و هرست مالر (Horst Mahler) رهبری می‌شود.‌ماینهوف و بادر بعدها یک شورش روشنفکرانه و مسلحانه را علیه حکومت و دولت آغاز می‌کنند، انتقام از قضات، مسؤولان دولتی و افسران عالی رتبه به جایی می‌رسد که ۳۰ نفر از سران نظام سرمایه داری، فاشیسم توسط این گروه به صورت انقلابی اعدام می‌شوند.‌ ‌‌ماینهوف در سال ۱۹۷۶ در سلول خود به طرز مشکوکی (حلق آویز) به قتل می‌رسد، عده‌ای معتقدند که وی خودکشی کرده است، اما عده‌ای دیگر معتقدند که او را در زندان به قتل رسانده‌اند.‌‌‌دیدن این فیلم به پژوهشگران تاریخ، فعالان سیاسی، روزنامه نگاران و دانشجویان توصیه می‌‌شود.‌ فیلم گروه بادر ماینهوف نامزد دریافت جایزه اسکار برای بهترین فیلم خارجی زبان بوده است.</description>
                <category>میثم ماله میر</category>
                <author>میثم ماله میر</author>
                <pubDate>Thu, 08 Apr 2021 00:13:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صورت بچگانه تصویرگر ابزارهای زنانه برای تسلط بر مردان است</title>
                <link>https://virgool.io/@meysamalmir/%D8%B5%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%DA%86%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%A8%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%B3%D9%84%D8%B7-%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-eykreubywjc6</link>
                <description>فیلم بیبی فیس یا صورت بچه گانه محصول سال ۱۹۳۳ به زندگی دختری می‌پردازد که از روش‌های زنانه برای پیشبرد اهداف خود و تسلط بر مردان استفاده می‌کند.صورت بچه‌گانه فیلمی است که با موضوع زنانه در تاریخ سینما فراموش شده و کمتر به آن توجه می‌شود.‌لیلی پاورز (باربارا استانویک)، دختری است که با اجبار پدرش باید به جلب مشتریان مرد اقدام کرده و به آنها خدمات جنسی ارایه کند، اما پس از آنکه پدرش در یک حادثه فوت می‌کند، لیلی برای جبران اجبارهای گذشته زندگی جدیدی را از سر می‌گیرد.‌‌‌لیلی از زندگی گذشته خود که جز وسیله‌ای برای ارضاء نیازهای مردان بوده خسته است و پس از فوت پدرش به نزد کراگ می‌رود تا از شغل جدیدی که به او پیشنهاد شده (رقص) بازگو کند.‌‌پیرمردی به نام کراگ که به فلسفه نیچه علاقمند است و لیلی به او اعتماد دارد، با بیان عباراتی از کتاب اراده قدرت، استثمار را برای لیلی شرح می‌دهد و اینکه چگونه می‌توان با ابزارهای زنانگی بر مردان مسلط شد.‌‌کراگ در بطن کلام خود به لیلی می‌گوید که وقتی سوء استفاده از یک زن برعکس شود و جنبه متقابل به خود بگیرد، دیگر هیچ کس و هیچ چیز نمی‌تواند قدرت زنانه را متوقف کند و همین مسئله سبب می‌شود تا لیلی با اغوا کردن مردان متعدد به نهایت قدرت و ثروت دست یابد.‌‌فیلم صورت بچه گانه از سوی هیئت سانسور ایالتی نیویورک در آوریل ۱۹۳۳ ممنوع اعلام شد، اما بعدها دستخوش تعییرانی شد تا بلکه بتواند پایان خوبی به نمایش بگذارد؛ یکی از دلایل ممنوعیت برای نمایش این فیلم، بدآموزی این فیلم بود.</description>
                <category>میثم ماله میر</category>
                <author>میثم ماله میر</author>
                <pubDate>Sat, 03 Apr 2021 00:12:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دیوار؛ فیلمی که ۱۷ سال در کشور ترکیه ممنوع بود‌</title>
                <link>https://virgool.io/@meysamalmir/%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%DB%B1%DB%B7-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C%D9%87-%D9%85%D9%85%D9%86%D9%88%D8%B9-%D8%A8%D9%88%D8%AF-yzcxm47j1ljq</link>
                <description>فیلم دووار یا دیوار به انگلیسی The Wall به کارگردانی ییلماز گونی کارگردان ترکیه‌ای در سال ۱۹۸۳ در فرانسه ساخته شد؛ این فیلم گوشه‌ای از ظلم به خلق کرد در ترکیه را نشان می‌دهد که به دلیل قدرت گرفتن نیروهای راست، اکران آن ۱۷ سال در این کشور ممنوع شد.‌‌گفته می‌شود گونی پس از فرار از زندان ترکیه و پناهنده شدن به کشور فرانسه توانست این فیلم را بسازد، ‌‌این فیلم دوران تاریک زندانیان ترکیه پس از کودتای ۱۹۸۰ را روایت می‌کند که تحت شرایطی غیرانسانی و خارج از فضای حقوق انسانی زیر ظلم و‌ تعدی زندانبانان قرار دارند.‌‌زندانیان فیلم دیوار، احزاب سیاسی چپ، کردها و آنارشیست‌‌ها هستند که تحت تحقیر و تخریب نظامیان فاشیست زندان قرار گرفته‌اند. ‌‌اگرچه فیلم دیوار به خاطر شخصیت انقلابی ییلماز گونی، در دسته انقلابی و سیاسی رده‌بندی شده است، اما در واقع این فیلم تصویرگر نابرابری‌های یک حکومت به نوجوانانی است که در تمام فیلم بیننده را برای رسیدن امید و عدالت در انتظار می‌گذارد و در نهایت به شورش این جوانان در زندان منجر می‌شود.‌‌دیوار، تصویری عریان از شدیدترین جرم و جنایت‌ها، شکنجه زندانیان (پخش کردن صدای شکنجه افراد از بلندگو برای همه زندانیان و...) و سوء استفاده‌های جنسی است که نوجوانان و جوانان فقط به خاطر انجام یک بزه باید تمام آنها را علاوه بر مجازات و حبس متحمل شوند. ‌‌در فیلم دیوار، زندانیان متعددی از همه گروه‌های سنی و جنسیتی حضور دارند؛ شاید گونی کارگردان این فیلم تصمیم داشته که که با جمع کردن همه این عناصر در فیلم دیوارهای زندان را به وسعت یک کشور گسترش دهد!‌‌دیوار شروعی است برای یک انتقاد بزرگ، جایی که زندان‌ها، دولت‌ها و مقامات همیشه نیاز به انتقاد دارند و چقدر خوب می‌توان از طریق هنر سینما آن را به منصه ظهور رساند.‌</description>
                <category>میثم ماله میر</category>
                <author>میثم ماله میر</author>
                <pubDate>Thu, 21 Jan 2021 22:39:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سرحد فشار؛ فیلمی روانکاوانه برای فاشیست‌ها!</title>
                <link>https://virgool.io/@meysamalmir/%D8%B3%D8%B1%D8%AD%D8%AF-%D9%81%D8%B4%D8%A7%D8%B1-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7-zcsfcdbkdj32</link>
                <description> https://www.instagram.com/tv/B9Gq_UiAtlW/ بریده‌ای از فیلم سرحدفشار را می‌بینید که در آن به خوبی بهره‌برداری برخی سیاسیون از موضوعاتی مانند نژادپرستی و مذهب را عنوان می‌کند.‌‌فیلم سرحد فشار (Pressure Point) محصول سال 1962 به کارگردانی هابرت کارنفیلد، با ژانری درام و روانکاوی، به دیالکتیک بین یک روانکاو و سرباز نازی درون زندان می‌پردازد.‌‌در این فیلم اگرچه روانکاو فیلم (سیدنی پواتیر) به دنبال درمان سرباز روانی (بابی دارین) است، اما مکالمه بین آن‌ها فضای فیلم را بیشتر از آنکه به مسیر روانشناسی پیوند بزند، بیننده را به گوشه و کنار فضاهای سیاسی رهنمون می‌سازد.‌‌سیاه پوست بودن پزشک روانکاو و شخصیت آرام او که سعی دارد حول صلح و آرامش قدم بزند، در مقابل جوانی که با گذشته تلخ خود در دوران کودکی و مسیر پر پیچ و خم زندگی او به حزب نازی آلمان رهنمون شده، شما را در تمام طول فیلم سرگرم جدال زیبای این دو نفر می‌کند.در بخشی از این فیلم بیمار از دلیل دشمن تراشی می‌گوید و اینکه نفرت و کینه نسبت به یک قوم و ملل تا چه اندازه می‌تواند برای فاشیست‌ها به عنوان ابزاری در راستای بقا و اتحاد به کار گرفته شود.‌با این که فیلم سیاه و سفید بوده، اما فلش بک‌های کارگردان از ابتدای فیلم توسط روانکاو و سپس سرباز روانی، جلوه‌های زیبایی را خلق کرده است.‌‌دیدن این فیلم به دلیل پرداختن به اختلالات روانی مانند شخصیت ضد اجتماعی، خشونت و سلطه گری به علاقمندان حوزه روانشناسی توصیه می‌شود.‌..</description>
                <category>میثم ماله میر</category>
                <author>میثم ماله میر</author>
                <pubDate>Mon, 11 Jan 2021 22:32:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چاپایف؛ فیلمی که استالین ۳۰ مرتبه آن را تماشا کرد!‌ ‌</title>
                <link>https://virgool.io/@meysamalmir/%DA%86%D8%A7%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%81-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%86-%DB%B3%DB%B0-%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D9%87-%D8%A2%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B4%D8%A7-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-zojgqjg9n4om</link>
                <description>فیلم سینمایی چاپایف به کارگردانی برادران واسیلیف (سرگئی واسیلیف و جورجی واسیلیف) در سال ۱۹۳۴ در اتحادیه جماهیر شوروی ساخته شد که گفته می‌شود استالین‌ بیش از ۳۰ مرتبه این فیلم را تماشا کرده‌ است.‌‌این فیلم در زمان خود توانسته بود به عنوان یکی از بهترین شاهکارهای سینمای واقع‌گرایی سوسیالیسم بروز و ظهور داشته باشد و طبق برخی اسناد اگرچه این فیلم را در زمره فرمالیستی طبقه بندی می‌کنند، اما محتوا بر فیلم چیرگی دارد که همین موضوع باعث شد تا در تمام سینماهای شوری مورد اکران و استقبال قرار گیرد.‌‌فیلم داستان یک فرمانده محلی ارتش سرخ به نام واسیلی ایوانوویچ چاپایف را روایت می‌کند که در حال مبارزه با نیروهای سفید یا همان مخالفان کمونیسم است.‌‌چاپایف با کمک کمیسر سیاسی حزب کمونیسم شوروی که دیمیتری فورمانوف ( خاطرات همرزم فرمانوف اساس این فیلمنامه را تشکیل داده است) نام دارد، تا آخرین نفس مقابل دشمنان می‌ایستند.‌‌در تمام فیلم سه عنصر شور انقلابی، عقل و انضباط حزبی و‌ زنان چپ، شالوده اصلی و محتوایی فیلم را تشکیل می‌دهد، چاپایف به عنوان پدری جدی و دلسوز برای سربازانش نماد احساس و شور انقلابی، فورمانوف نماد عقل‌گرایی و انضباط سیاسی کمونیست‌ها و خلاصه آنکا به عنوان زنی قوی و مستقل، محتوای درونی فیلم را جلو می‌برند.‌‌فیلم‌ به خوبی توانسته تفاوت‌های علمی و احساسی بین بلشویک‌ها و حزب کمونیست‌ را نمایش دهد، به طوری که چاپایف به عنوان نماینده بلشویک‌ها فردی متعصب، سرسخت و احساسی و فرمانوف به عنوان نماینده حزب کمونیست فردی عقل‌گرا، خونسرد و منضبط است.‌چاپایف که سواد چندان خوبی ندارد، در بسیاری از موارد حزبی و صحبت‌های فورمانوف تحت تاثیر او قرار می‌گیرد و پیوند عاطفی عمیقی را بین آنها به وجود می‌آورد.‌‌آنکا به عنوان زنی از نماینده تفکر چپ، بعدها مسلسل به دست گرفته و به عنوان زن مبارز در جنگ مستقیم با دشمنان نقش آفرینی می‌کند، او‌ که از درون عشق و‌ احساسات پتکا سرباز چاپایف را درک کرده، کمتر این عشق را نمایان می‌سازد.‌‌فیلم سرشار از فراز و فرودهای واقع گرایانه از سوی سربازان، دهقانان و‌کارگران است و در تمام مدت زمان فیلم شاهد واکنش‌های متفاوت این اقشار نسبت به فرماندهان هستیم.‌</description>
                <category>میثم ماله میر</category>
                <author>میثم ماله میر</author>
                <pubDate>Sun, 10 Jan 2021 23:05:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اسب تورین؛ جدال ۶ روزه با آخرالزمان</title>
                <link>https://virgool.io/@meysamalmir/%D8%A7%D8%B3%D8%A8-%D8%AA%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%AF%D8%A7%D9%84-%DB%B6-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%A2%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-qdrexkkxf9fg</link>
                <description>اسب تورین؛ جدال ۶ روزه با آخرالزمان پوستر فیلمفیلم سینمایی اسب تورین (The Turin Horse) محصول سال ۲۰۱۱ به کارگردانی بلاتار و آگنس رنیتسکی به زندگی ساده و یکنواخت یک کشاورز و دخترش می‌پردازد که ۶ روز را در جدال برای بقاء در خانه‌ای محقر سپری می‌کنند.اگرچه از ابتدای فیلم مسئله نیستی و نابودی بشر در آینده‌ای نزدیک بسیار صریح و پررنگ نشان داده شده است، اما بلاتار نمی‌خواهد در این فیلم به شما یک اتفاق عجیب و آخرالزمانی نمایش دهد، بلکه او در پی آن است که بگوید حتی یک زندگی عاری از عشق و اعتقادات هم نمی‌تواند انگیزه بقاء (خوردن و زنده ماندن) را از انسان سلب کند.اسبی که در فیلم نمایش داده می‌شود، تمام پوچی را درک کرده است، (شاید به این خاطر که تنش به تن نیچه خورده باشد) دیالوگ‌های درون فیلم سایه سنگین بودن را تجلی می‌کند، سایه ناامیدی، بی‌اعتقادی و افسردگی ناشی از یک دنیای نابرابر...دختر پیرمرد که زنانگی خود را در میان طوفان سهمگین و کارهای روزمره خانه‌داری به فراموشی سپرده است، با صبوری و مقاومت در برابر همه سختی‌ها امورات زندگی را انجام می‌دهد، نه دعوت کولی‌ها از او برای رفتن به (نماد لذت‌های جنسی) و نه کتاب انجیل (نماد مذهب) روی او تاثیری ندارد. نگاه کردن پیرمرد و دختر از پنجره خانه به بیرون، نه نماد دلتنگی بلکه نماد بدبینی به تمام اتفاقاتی است در بیرون از خانه رخ می‌دهد...قطعا خانه بهترین مکان برای دوری گزیدن از آدم‌هاست‌ و بیرون جای امنی برای زنده ماندن نیست! پیرمرد و دختر به محض خشک شدن چاه آب قصد رفتن می‌کنند، اما شرایط آخرالزمانی اجازه نمی‌دهد آنها زیاد دور شوند، باد همچون تازیانه همه چیز را طاقت فرسا کرده و به زانو درآورده است. تاریک شدن آسمان و خاموشی آتش هم نمی‌تواند این دونفر را شکست دهد؛ جمله پیرمرد در سکانس آخر فیلم که همه چیز درتاریکی مطلق است، اوج انگیزه برای بقاء را نشان می‌دهد: «بخور باید زنده بمانیم»</description>
                <category>میثم ماله میر</category>
                <author>میثم ماله میر</author>
                <pubDate>Sun, 10 Jan 2021 09:25:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نورما ری؛ اتحاد کارگری به روش زنانه</title>
                <link>https://virgool.io/@meysamalmir/%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%85%D8%A7-%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D8%AF-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-qfjesgfaej9z</link>
                <description>پوستر فیلم norma raeفیلم نورما ری Norma rae محصول سال ۱۹۷۹ به کارگردانی مارتین ریت، با ژانری درام به زندگی زنی از طبقه کارگر می‌پردازد که از یک جامعه سرمایه زده به خودآگاهی رسیده است.فیلم نورما ری نه فقط یک زندگی اجتماعی را به تصویر می‌کشد، بلکه به همراه خود دارای مشرب‌های فکری بسیاری در حوزه #سوسیالیسم ، #فمنیسم و تفکر لیبرال دموکراسی است.نورما ری (سالی فیلد) نقش اول این فیلم به شما یاد می‌دهد که اگر یک زن از قید و بند تفکر سرمایه داری و ابزارگونگی رها شود، چگونه می تواند با دستانش یک اتحادیه کارگری شکل داده و در برابر دیوار مردانگی بایستد. به گفته وینسنت کنبی روزنامه نگار نیویورک تایمز، کارگردان این فیلم با تمام ظرافت تلاش کرده تا بگوید که «هیچ چیز به اندازه تلاش جمعی برای مبارزه با ظلم رضایت بخش نیست. کارگران فرزندان طبیعت هستند که بدون گناه به دنیا می.آیند اما این سرمایه داران هستند که شیطان صفت ‌اند و در چنین مواقعی است که ایمان می‌تواند شکوفا شود» تحلیل روایی فیلم:نورما ری (سالی فیلد) نقش اول این فیلم در خانواده‌ای زندگی می‌کند که خود به همراه پدر و مادر در یک کارخانه نساجی مشغول به کار هستند. کم شنوا شدن مادر نورما در فیلم و نمایش قطع شدگی انگشت پدرش نشان می‌دهد که این خانواده تا چه اندازه به کار نیاز دارند.نورما که خود زنی تنهاست و تمام اوقاتش را با ۲ فرزند سپری‌ می‌کند، تفریح را در ایجاد رابطه با معشوقه‌اش دنبال می‌کند، اما به زودی می فهمد که آنچه برای مردان ارزش دارد، نه فکر و روحیاتش، بلکه تنها جسم اوست که به بردگی گرفته شده است که پس از شنیدن توهین و خوردن سیلی از معشوقه خود به طور ناگهانی با روبن وارشاوسکی (ران لیبمن) جوان نیویورکی و نماینده اتحادیه کارگری آشنا می‌شود و تاریخ تازه‌ای در زندگی او‌ رقم می‌خورد.روبن که از مدت‌ها پیش به این شهر آمده تا به وسیله عضویت کارگران در اتحادیه کارگری، عدالت را برای این شهر به ارمغان بیاورد، چندان در کارش موفق نیست تا اینکه نورما به عنوان یک زن برای تشکیل و تقویت اتحادیه کارگری دست به کار می‌شود. تاکید می‌کنم یک زن!بالا رفتن نورما روی دستگاه‌ نساجی و نوشتن کلمه اتحاد (Union) روی تکه کاغذی که به همه کارگران نشان می‌دهد، اوج سکانس این فیلم است که منجر به اعتصاب شده و کارگران را برای اتحادی بزرگتر کنار یکدیگر قرار می‌دهد.</description>
                <category>میثم ماله میر</category>
                <author>میثم ماله میر</author>
                <pubDate>Fri, 08 Jan 2021 00:24:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داگلاس امهاف آقای دوم آمریکا را بیشتر بشناسید</title>
                <link>https://virgool.io/@meysamalmir/%D8%AF%D8%A7%DA%AF%D9%84%D8%A7%D8%B3-%D8%A7%D9%85%D9%87%D8%A7%D9%81-%D8%A2%D9%82%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%AF-n4ojubdcodfv</link>
                <description>داگلاس امهاف متولد ۱۹۶۴ آقای دوم و همسر معاون رئیس جمهور منتخب ایالات متحده آمریکا است.‌او مدرک کارشناسی خود را از دانشگاه ایالتی کالیفرنیا، نورتریج و مدرک حقوقی جی‌دی را از مدرسۀ حقوق گولد دانشگاه کالیفرنیای جنوبی دریافت کرد.۱ - امهاف یهودی و وکیل است؛ وی یک مشاور استراتژیست بسیار با تجربه و نماینده شرکت‌های بزرگ داخلی و بین‌المللی است؛ دین او یهودی بوده و به همین علت تا مدت‌ها ازدواج او با هریس به عنوان یک اتفاق خوب در مجلات و روزنامه‌ها نقل و قول می‌شد. ۲ - دفاع از کاراکتر تبلیغاتی Taco Bell Chihuahua مربوط به رستوران‌های زنجیره‌ای مکزیک را در پرونده خود دارد.کرستین مکین (کرستین امهاف)۳ - همسر قبلی امهاف کرستین مکین فیلم ساز آمریکایی بود که پس از ۱۶ سال زندگی مشترک و دو فرزند در سال ۲۰۰۸ از او طلاق گرفت. پس از آن در سال ۲۰۱۳ در یک‌ شام دوستانه با کامالا هریس که دادستان بود آشنا شد و روز بعد از آن با دادن یک ایمیل به هریس ابراز علاقه کرد و این دو در سال ۲۰۱۴ با یکدیگر ازدواج کردند.۴ - او را یک‌ همسر دوست به معنای واقعی کلمه می‌شناسند و معتقدند که امهاف در تمام حساب‌های شبکه‌ مجازی به ادای احترام و‌ ابراز احساسات همسرش مشغول است.۵ - امهاف مدافع هریس در هنگام اجراهای اوست! ژوئن سال گذشته هنگامی که کامالا هریس در یک سمینار درحال سخنرانی و دفاع از حقوق حیوانات بود، یکی از حضار با رفتن به روی صحنه میکروفون را از دست هریس می‌قاپد و شروع به صحبت می‌کند، هریس صحنه را ترک می‌کند و در این هنگام امهاف سریعا به روی صحنه رفته و با پس گرفتن میکروفون معترض را از سمینار خارج می‌کند و بعدها در توییت خود می‌نویسد که برای هریس هرکاری لازم باشد انجام می‌دهد.‌</description>
                <category>میثم ماله میر</category>
                <author>میثم ماله میر</author>
                <pubDate>Tue, 10 Nov 2020 10:43:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا حضرت موسی به سلاح لیزر مجهز بود؟</title>
                <link>https://virgool.io/@meysamalmir/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D8%AD-%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%87%D8%B2-%D8%A8%D9%88%D8%AF-e3rr8qbu9bun</link>
                <description>ادعای مجهز بودن حضرت موسی (ع) به سلاح لیزر اولین بار از سوی اریک فون دنیکن نویسنده سوییسی مطرح شد.‌‌اگرچه این ادعا در زمان مطرح شدن خود از سوی برخی یهودیان با بازخوردهای منفی و کذب همراه بود، اما خود اریک فون دنیکن در کتاب ترفند خدایان Tanrilarin Stratejisi معتقد است که در کتاب دوم‌ موسی، قسمت هفدهم، سطور ۱۱ تا ۱۴ به سلاح لیزر اشاره شده است. ⁦♦️⁩ در این کتاب آمده است: &quot;...و موسی، هارون و‌ هور به بالای تپه رفتند(۱۱) تا زمانی که موسی دستش را به هوا بلند کرده بود، غالبیت (پیروزی) بنی اسراییل را ثابت کرد و آنگاه که دستش را به پایین آورده بود غالبیت با عمالیق شد.(۱۲) اما موسی نمی‌دانست که چرا دستانش سنگین شده‌اند. آنها سنگی را در کنار موسی نهاده و موسی روی سنگ نشست. در این حال هارون و هور از دوطرف بازوان و دستان موسی را گرفته و سنگینی آن را متحمل می‌شدند.به این ترتیب دستان موسی تا غروب خورشید به همان حال ماند و بعد از آن به حالت اولیه خود بازگشت&quot; &quot;...به راستی چه اتفاقی افتاده بود؟ مگر چه چیزی در دستان موسی وجود داشته که باعث می‌شده با بالا رفتن آن قوم و لشگریان بنی اسراییل خود را غالب بدانند؟ آیا دستان موسی به سلاحی مجهز بوده که سربازان بنی اسراییل را قدرتمندتر ساخته بود؟ به طور حتم اینگونه بوده است...&quot;‌&quot;...در داستان نبرد بنی اسراییل با عمالیق آمده است که از دستان موسی نوری بلند شده بود که چشم‌ها را خیره می‌کرد. گویا این نور از بالای کوه سینا افکنده شده بود و‌ در وسط دستان حضرت موسی انعکاس یافته و به چشم‌ سربازان دشمن اصابت می‌کرد و آنان را از نزدیک شدن به قوم‌ بنی اسراییل با می‌داشت. بنابراین آیا نوری که در وسط دستان حضرت موسی بوده نمی‌تواند اشعه لیزر باشد؟..&quot; اریک فون دنیکن معتقد است که امکان دارد اشعه لیزر محصول تفکر و‌ قرن حاضر نباشد و‌ این علم در علوم باستانی نیز مورد استفاده قرار می‌گرفته است. این ادعاها درحالی است که خیلی از افراد دیندار در سراسر دنیا پدیده نور دستان موسی را معجزه می‌خوانند و‌ به سخنان اریک‌ فون دنیکن انتقاد دارند. ‌</description>
                <category>میثم ماله میر</category>
                <author>میثم ماله میر</author>
                <pubDate>Fri, 04 Sep 2020 01:29:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>توهم بزرگ؛ فیلمی ضد جنگ و‌ سرشار از پیوندهای طبقاتی</title>
                <link>https://virgool.io/@meysamalmir/%D8%AA%D9%88%D9%87%D9%85-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85%DB%8C-%D8%B6%D8%AF-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D8%B3%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B7%D8%A8%D9%82%D8%A7%D8%AA%DB%8C-rgdurfk95uee</link>
                <description>توهم بزرگ؛ فیلمی ضد جنگ و سرشار از پیوندهای طبقاتی‌⁦♦️⁩معرفی فیلم‌:‌فیلم توهم بزرگ La Grande Illusion محصول سال ۱۹۳۷ به کارگردانی ژان رونوار در شرایطی ساخته شد که جنگ جهانی دوم در حال گسترش بود و این فیلم روی موضوع صلح تکیه کرد.‌‌داستان فیلم، ماجرای اسارت نظامیان فرانسوی در جنگ جهانی اول به دست آلمان‌ها را نشان می‌دهد که با سبک رئالیسم شاعرانه اوضاع و احوال طبقات اجتماعی را به تصویر کشیده است.‌? فیلم توهم بزرگ بیان می‌کند که پیوندهای طبقاتی مهم‌تر از احساسات ناسیونالیستی بوده و حتی جنگ هم نمی‌تواند این موضوع را نادیده بگیرد.‌‌به طوری که ارتباط بین اسرای فرانسوی با یکدیگر (مارشال، روزنتال و دی بولدیو) و حتی با رییس اردوگاه آلمانی (رافنشتاین) بر اساس نزدیکی و صمیمت طبقاتی رقم می‌خورد:‌ افسر روزنتال (مارسلو دالیو) یک یهودی اهل فرانسه است که پدر او لهستانی و مادرش دانمارکی بوده و به طور سخاوتمندانه بسته‌های غذایی را با هم سلولی‌های خویش تقسیم می‌کند، بعدها به خاطر پیوندهای طبقاتی با مارشال از اردوگاه فرار می‌کنند.‌‌ستوان مارشال (ژان گابن) اهل فرانسه و از طبقه کارگر است که قبل از اعزام جنگ به شغل مکانیکی مشغول بوده است.‌‌‌کاپیتان دی بولدیو یا بولژو (پیر فرنه) یک افسر فرانسوی از طبقه اشراف است که از تنباکوی انگلیسی استفاده می‌کند و برای انجام هر کاری حتی فراری دادن دوستانش مارشال و روزنتال دستکش سفید به دست ‌می‌کند؛ ارتباط او با سرگرد رافنشتاین به علت اشراف زادگی عمیق تر می‌شود.‌‌سرگرد رافنشتاین (اریش فن اشتروهایم) یک افسر آلمانی از طبقه اشراف است که با وجود دشمنی با فرانسوی‌ها هرازچندگاهی دی بولدیو را مهمان خود کرده و آرمان‌های خودش برای او بازگو می‌کند، آشنایی بین آن دو زمانی عمیق می‌شود که کشف می‌کنند بین آنها یک فامیل مشترک وجود دارد.‌‌‌پیشنهاد می‌کنم این فیلم را حتما مشاهده کنید</description>
                <category>میثم ماله میر</category>
                <author>میثم ماله میر</author>
                <pubDate>Fri, 19 Jun 2020 15:07:16 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>