<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های میثم نوایی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@meysamism</link>
        <description>سابقا توی همکاران سیستم، ورزش سه و دیجی‌کالا برنامه نویس  بودم. راستی به نویسندگی و تولید پادکست هم علاقه دارم. https://meysam.me</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-07 13:30:09</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4981/avatar/MLX7BF.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>میثم نوایی</title>
            <link>https://virgool.io/@meysamism</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ملاحظات امنیتی و اقتصاد دیجیتال</title>
                <link>https://virgool.io/@meysamism/%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AD%D8%B8%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%84-dw4gss6zblq7</link>
                <description>این مدت دارم روی مقدمات پادکستی در مورد شبکه های اجتماعی و پلتفرم ها کار میکنم و اکثر اخبار و موضوعات روز را هم سعی میکنم با عینک پتلفرمی ببینم.به ذهنم رسید چکیده ای از مهمترین مقالات مرتبط با دنیای پلتفرمی را که میخوانم را اینجا هم نقل کنم شاید به کار دیگران هم بیاید.مطلب امروز خلاصه ای از دو مقاله بسیار خواندنی به قلم استاد اشتریان در روزنامه شرق است که در شهریور 1402 منتشر شده است.می‌گویند: کشتیبان را سیاستی دگر باید و اداره پلتفرم‌ها باید از دست «نااهلان» به در آید. می‌گویم: این چاره کار نیست، حاجی!؛ این همان بیچارگی است. در این عرصه «کشتیبان» یگانه‌ای وجود ندارد؛ بلکه هزاران هزار از جوانان و فعالان و کاسب‌کاران و نهادها و قدرت‌های گوناگون اجتماعی (societal) در کارگاه عظیم خلق در جوششی خودمختار و پویشی خودآگاه و گردشی پایان‌ناپذیرند.در چالش استارت‌آپی «پسربچه‌های دیجیتال» سازی و آوازی دیگرگون برآورده و دستگاهی پیچیده برساخته‌اند. اینان، «پیاده‌نظامی» به زیبایی هزار هزار نگار در نگارخانه فناوری فراهم آورده‌اند و گستره‌ای از کارآفرینان جوان، برنامه‌نویسان و طراحان پلتفرم‌ها را به میانه میدان آورده‌اند.- بر سر سکوهای ابری، تجاری-زنجیره‌ای، سازمانی و صنعتی رقابت شدیدی در جهان درگرفته است. به دلایل فنی و دیوانی، دولت‌ها نمی‌توانند از پس این مبارزه بی‌امان برآیند. بخش خصوصی واقعی و قدرتمند راه چاره است. اساسا زمین بازی هم از دولت آغاز نشده که بخواهد آن را ادامه دهد. برگردید به سال‌های میانه قرن نوزدهم، آن‌گاه که جهان سرمایه‌داری، به پیشاهنگی کارآفرینان بزرگ، «چهارنعل» مبارزه‌ای اقتصادی در پیش گرفته بود و در همان زمان شاهان بی‌کفایتِ ما در خواب غفلت بودند. ما در آن دوره تاریخی به قهقرا رفتیم. جهان در تب و تابی عظیم است.و اما مسائل سکوهای دیجیتال که در حجاب شما دیده نمی‌شود و بسیار فراتر از یک تحلیل ساده‌لوحانه امنیتی-سیاسی است، به اختصار اشاره می‌شود:- مسئله ما، مسئله «انبوه‌داده» حاصل از این فعالیت‌هاست و نه «کشف حجاب» شماری از کارکنان «استارت‌آپ»ها.- مسئله، عقب‌ماندگی فنی-دیجیتال است که همه زندگی ما را نابود می‌کند و عقب‌ماندگی تاریخی دیگری را برای ما رقم می‌زند. اعتماد واقعی مردم باید به پیام‌رسان‌های داخلی جلب شود. قطعا دیدگاه‌های امنیتی راه چاره نیست؛ بلکه چاه بی‌اعتمادی را عمیق‌تر می‌کند. راه‌حل اصلی اعتماد دولت-ملت است که متأسفانه این راه برعکس پیموده می‌شود.- مسئله، «سیاست آزادی» و گسترش پهنای باند و توسعه فضای مجازی است. مردم به لحاظ فطری، در آزادی، بیشتر به سوی تعالی می‌روند تا در محدودیت.- مسئله، محدودیت‌های «فیلترینگ» و رانت‌های ناشی از آن است که باید برداشته شود.آری! شاید براندازی سیاسی جای خود را به انقراض اجتماعی-فناوری داده است و این همان چیزی است که حسین شریعتمداری به غریزه دریافته است؛ هرچند به دلیل پیچیدگی‌های فنی، نمی‌تواند همه گونه‌ها و سویه‌ها و پرده‌های ماجرا را صورت‌بندی کند. آن «دختربچه‌های خیابان» و این «پسربچه‌های دیجیتال» را نمی‌توان با ترفندهای رانتی یا با پوستین وارونه‌ای از خرافات، که در این روزهای ایران پراکنده است، به سوی سیستم مطلوب خود کشاند.بخش هایی از مقاله بسیار خواندنی در مورد مشکلات این روزهای استارتاپ ها و پلتفرم ها در ایران به قلم کیومرث اشتریان که به تازگی در روزنامه شرق منتشر شد.بخش اول مقاله با عنوان «قدرت جدید سیاسی در ایران: دیجیتالِ سیاستی» که هفته پیش منتشر شد:https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-893284و بخش دوم مقاله با عنوان «ملاحظات امنیتی و اقتصاد دیجیتال» که امروز منتشر شد:https://www.sharghdaily.com/fa/tiny/news-896142</description>
                <category>میثم نوایی</category>
                <author>میثم نوایی</author>
                <pubDate>Thu, 21 Sep 2023 11:14:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تفکر سازنده یا مخرب؟</title>
                <link>https://virgool.io/@meysamism/%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D8%AE%D8%B1%D8%A8-ccpskdzyrbld</link>
                <description>نظریه پردازان و دانشمندان مدرن تلاش دارند ایده های کلی و جامعی رو مطرح کنند که بخش زیادی از موضوعات مرتبط رو شامل بشه. نظریاتی مثل نظریه همه چیز ، ریسمان یا پیچدگی از این دست هستند.این نوع نظریات جدید از علاقمندی های شخصی خود من هم هست و گاهی سعی میکنم برخی رفتارهای اجتماعی یا واکنش های جمعی رو مدل کنم و حتی روشون اسم بزارم.اما گاهی یک سکانس از فیلم یا چند بیت شعر اندازه هزار حرف گفته و نگفته ما پربار و رساتر هستند. حرف هایی که انگار کلمه به کلمه اش رو از باریک‌نای ذهنت بیرون کشیدن با سلیقه کنار هم چیدن و سمباده کشیدن و زمختی هاش رو گرفتن و تروتمیز دارن تحویل خودت میدنش. https://www.aparat.com/v/5jGF7 حالا قصه این تکه از سریال روزی روزگاری است . قصه دزدی که هزاران غافله رو لخت کرد اما وقتی تصمیم گرفت فقط یکی رو سلامت به مقصد برسونه تازه فهمید چقدر کار سختیه!شما میتوانید بگویید خلاق و منتقد، اما من بنظرم همان ذهن سازنده در مقابل ذهن مخرب بهترین تعبیر برای شطحیات اینجانب است. البته ذهن مخرب اینجا بار منفی ندارد بقول محسن نامجو ما (افراد با رویکرد مخرب) یک تیشه برداشتیم و مشغول سوراخ کردن یک دیوار هستیم وقتی خراب شد ممکنه پشتش یک دشت پهناور باشه و کلی ذوق کنیم و ممکنه اشتباها دیوار یک سد را سوراخ کرده باشیم و سیل همه مان رو با خودش ببره.ذهن مخرب همیشه آسیب زا نیست اما قدرتش در نقد و نفی اندیشه های پیشین است. خود تولید کننده و نگهبان چیزی نیست. هر آنچه دارد از گذشته و عاریه است. روی عملکرد دیگران بنا شده است، خود مروج و سازنده باور و ایده جدیدی نیست.اما  ذهن خلاق و سازنده قرار است راه های جدیدی بسازد، فحش بخورد اما معبر تازه ای باز کند. قرار است استرس بکشد و با تلاش و پشتکار تولید کند. صبوری کند و حتی شاید بدهکار هر کس و ناکس شود تا شاید یک غافله را سلامت به سر منزل مقصود برساند.کمپین راه انداختن زیر پتو و هشتگ زدن برای حذف تیم ملی کشور از ذهن مخرب ناشی میشود. اما چهار سال سختی و استرس کشیدن و پاره شدن برای رسیدن تیم به جام جهانی حاصل باورهای سازنده است.توافق چندجانبه در حد برجام (با وجود همه مشکلاتش) را طراحی، اجرا و حتی احیا کردن کار یک ذهن سازنده است وگرنه نقد کردن و فحش دادن به ظریف و باقری که کاری نداره از پس هر ذهن مخربی بر میاد.یک اصغر فرهادی داریم که می‌سازه و ساخته‌هاش رو میلیون ها نفر توی دنیا می‌بینند و تحسین میکنند و در مقابلش صدها منتقد و شاکی وطنی داریم که بهش حمله میکنند و تخریبش میکنند بدون اینکه حتی در کل عمرشون یک فیلنامه چهارخطی نوشته باشند که به تصویر کشیده شده باشد.یا حتی همین علی دایی که حالا همه راه رفتن و تیپ زدن و حضورش در قرعه کشی جام جهانی را استوری میکنند و بهش افتخار میکنند، چقدر تا به حال به علت های مختلف مورد تخریب و تمسخر ذهن های مخرب قرار گرفته است؟هر کدام از ما بجای لخت کردن هزار غافله اگر فقط یکی را سالم برسانیم حداقل مدیون خودمان نمیمانیم. اما متاسفانه هزاران راهزن داریم و محتاج یک غافله سالاریم.</description>
                <category>میثم نوایی</category>
                <author>میثم نوایی</author>
                <pubDate>Mon, 04 Apr 2022 23:34:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک توپ بزرگ از گِل</title>
                <link>https://virgool.io/@meysamism/%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%D9%88%D9%BE-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%A7%D8%B2-%DA%AF%D9%90%D9%84-fzkldavtjuhs</link>
                <description>یک اصطلاح قدیمی و کاربردی در مهندسی نرم افزار رایج است به نام a big ball of mud یا همان توپ بزرگی از گل!این اصطلاح اولین بار توسط دو دانشمند علوم کامپیوتر به نام های Brian Foote و Joseph Yoder مطرح شد اشاره داره به سیستم نرم فزاری که به دلایل گوناگون از جمله فشار کسب و کار، طراحی ضعیف، عدم شناخت درست دامنه فعالیت و... به مرور به یک پروژه با معماری بهم ریخته و با آنتروپی بالا تبدیل شده است.در واقع وقتی پروژه نرم افزاری به توپی از گل تبدیل شد نگهداری و توسعه آن عملا غیر ممکن میشود و یا هزینه نگهداری و ارتقا آن بشدت بالا میرود.پس از مهمترین وظایف یک معمار و مهندس نرم افزار جلوگیری از تولید توپ بزرگ گِلی است! و رعایت این مهم از همون فازهای اولیه تولید و طراحی یک نرم افزار آغاز میشود.یکی دیگه از کارهای مهم مهندسان نرم افزار که از کار اول هم سختتر است این است که متوجه بشوند که واقعا پروژه ای که روی آن کار میکنند به توپ گل تبدیل شده است یا خیر! تشخیص درست(در زمان درست) این موضوع، از هدر رفت منابع و هزینه های بسیاری جلوگیری خواهد کرد.برای جلوگیری از تولید یک توپ بزرگ از گل این ویدیو خیلی خوب و کاربردی توضیح میده  چه کارهای باید بکنیم و چه کارهایی را نه! همچنین اگر به این موضوع علاقه داشتید پیشنهاد میکنم این ارائه از گوگل تک تاک رو هم ببینید. </description>
                <category>میثم نوایی</category>
                <author>میثم نوایی</author>
                <pubDate>Sat, 15 Jan 2022 12:02:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در بازار سوپراپی بیشتر مراقب محصولتان باشید!</title>
                <link>https://virgool.io/@meysamism/%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%B3%D9%88%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D9%BE%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%82%D8%A8-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%AF-ybyx1xtvchbp</link>
                <description>همیشه در فضای استارتاپی رایج بوده که سعی کنید ایده و محصول‌تون رو هر چه سریعتر به بازار برسونید و فیدبک کاربران واقعی رو بگیرید، در واقع تلاش کنید هر چه سریعتر به یک محصول قابل ارائه به کاربران برسید.شاید پنج سال پیش این روش سریعترین و مطمئن ترین راه برای تضمین موفقیت یک ایده و محصول استارتاپی بود اما با وجود سوپراپ ها و هلدینگ های همه کاره این تاکتیک دیگه نه تنها توصیه نمیشه بلکه حتی گاهی دیوانگی محض محسوب میشه!قبلا به خاطر اینکه در فضای کاری ایران شرکت ها خیلی تخصصی فعالیت میکردند مثلا یک همکاران سیستمی بود که کارش تولید نرم افزارهای مالی بود و اگه شما مثلا یک ایده فروش اینترنتی گل داشتید و حتی در گام های اول ورود به مارکت ، محصول شما با استقبال خوب کاربران هم روبرو می‌شد بازهم شرکت‌هایی مثل همکاران سیستم یک هفته بعد تصمیم نمیگرفتند که وارد بازار فروش آنلاین گل بشوند چون اساسا چنین تغییر مسیر یا توسعه بازاری نه مدنظرشان بود و نه بهش نیازی داشتند.سوپر اپ، اپ هایی که میخاهند همه کاره باشنداما امروزه با وجود سوپراپ هایی مثل اسنپ، آپ، روبیکا و هلدینگ هایی مثل دیجیکالا، هزاردستان، ارنیکا، گلرنگ و... که تقریبا توی هر بازاری وارد شدند و خواهند شد، داستان کمی متفاوت شده است.در واقع دیگر سوال اول شما نباید این باشد که آیا بازار از  محصول من استقبال می‌کند یا نه، سوال شماره صفر باید این باشد که اگر بازار از این ایده و محصول من استقبال کرد چرا نباید اسنپ و دیگران یک ماه بعد محصول شما رو یک آیکون نکنند و توی سبد محصولات شون قرار ندهند؟ در واقع شما چه مزیت رقابتی یا فوت کوزه‌گری توی کارتان هست که اونا از پسش برنمیان؟ یا حداقل برای رسیدن به شما چندین ماه عقب باشند.متاسفانه در بازار ایران قوانین ضد انحصار و حقوق مالکیت معنوی یا نداریم یا جدی گرفته نمی‌شود برای همین احتمالا اگه ایده خوبی داشته باشید و کلی هم سختی بکشید تا اون محصول رو تو بازار جا بندازید به احتمال خیلی زیاد شما صرفا جاده صاف کن شرکت عظیم فلان شده اید. با توان مالی و مارکتینگی که این شرکت ها دارند و در نبود قوانین مالکیت معنوی و البته جامعه کاربری بالایی که آنها دارند احتمالا خیلی زود طرح و محصول شما رو کپی میکنند و با شما وارد رقابتی سخت و نابرابر خواهند شد. در واقع شما محصول خودتان رو قربانی کردید در مسیر کشف بازار جدیدی برای این شرکت های بزرگ.مخلص کلام، قبل از اینکه برای ورود محصولتان به بازار عجله کنید ابتدا به این فکر کنید چطور هزینه ورود رقبای سوپراپی به بازی رقابت با خودتان را بالا ببرید. فراموش نکنید شما شروع کننده این بازی هستید پس ممکن است بتوانید قوانین بازی را هم پیش از ورود حریفان طوری بنویسید که یا آنها تمایلی به ورود به چنین بازی نداشته باشند یا مجبور به پرداخت هزینه مالی و زمانی زیادی بشوند.</description>
                <category>میثم نوایی</category>
                <author>میثم نوایی</author>
                <pubDate>Mon, 09 Aug 2021 12:34:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان پیچش یک محصول</title>
                <link>https://virgool.io/@meysamism/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%DA%86%D8%B4-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-x6ltqrv44put</link>
                <description>چتزی برای ما در ابتدا یک چالش فنی بود، دوست داشتیم با معماری و زیرساخت تلگرام بیشتر آشنا شویم.هرچه جلوتر رفتیم از تلگرام بیشتر و بیشتر یاد گرفتیم و جذابیت نحوه توسعه این ابر پیام رسان ما را هر روز بیشتر در خود فرو می‌کشید. اینجا و اینجا کمی در مورد برخی از این چالش های فنی توضیح دادم.اما همانطوری که در مطلب قبل به تفصیل شرح داده بودم ساخت یک پیام رسان حتی اگه از روی دغدغه ها و جذابیت های فنی هم باشد در ایران در شرایط حاضر کار عبثی است. در نتیجه تصمیم گرفتم پروژه چتری رو در مسیر جدیدی وارد کنم. اما کدوم مسیر؟ داستان از همینجا شروع شد.بعد از مدتی که هیجانات تکنیکال برای ما فروکش کرد به فکر تجاری سازی چتزی افتادیم و تصمیم گرفتیم با بعضی مشاوران و متخصصان کسب و کار مشورت کنیم که مسیر آینده چتزی به کدام سمت باشد.به دلیل شرایط کرونا همه جلسات مشاوره آنلاین برگزار می‌شد. و جالب اینکه توی همون اولین جلسات بود که درد و دغدغه اصلی ما مشخص شد، خود فرایند مشاوره آنلاین!از هماهنگی و تنظیم زمان جلسه گرفته تا ابزار برقراری ارتباط، تا نحوه تسویه حساب مالی و... در هر مرحله ای با یک یا چند چالش روبرو می‌شدیم .هماهنگی معمولا با ایمیل و پیامک و تماس و مسیج بود که معمولا چندین روز طول می‌کشید، صرفا به خاطر نبودن یک زبان و ابزار مشترک و شاید هم سریع جواب دادن کلاس کار بعضی ها رو پایین میاورد.برای تماس و برگزاری جلسه آنلاین هم هر کسی با یک ابزار ارتباطی کار می‌کنه و راحتتره یکی اسکایپ، یکی واتساپ، یکی زوم و.... که هر کدام هم مشکلات خودشون رو داشتند یا یک طرف ماجرا خیلی روی اون ابزار تسلط نداشت و در نهایت برای جلسه مجبور بودیم شماره تلفن بدیم و بگیریم که گاهی بعضی از متخصصان و مشاوران روی این موضوع بخاطر حفظ حریم شخصی چالش داشتند. در نهایت هم در طول جلسه آنلاین اگر به هر دلیلی بحث ها گل مینداخت  و بیشتر از زمان تعیین شده طول می‌کشید وارد ابرچالش &quot;تعارف&quot; گیر میفتادیم. ما از اینور ترجیح میدادیم مثلا یک رب یا نیم بعدی رو هم طرف با ما حساب کنه و جلسه ادامه پیدا کنه از اون طرف هم مشاور که لابد دون شان خود میدانست میزد به تعارف که آقا اشکالی نداره و ادامه بدیم و این حرفا! در نهایت هر دو طرف یک جورایی تلاش میکردند جلسه رو زودتر جمع کنند تا طرفین از درد تعارف به فنا نرفتند.بعدا که این جلسات بررسی میکردیم باور داشتیم با یک سیستم آنلاین رزرو زمان جلسات که توی خودش هم بشه جلسات(صوتی و تصویری) رو برگزار کرد و البته یک سیستم ساده حسابداری و پرداخت هزینه مشاوره هم داشته باشه میشه اکثر این مشکلات جلسات مشاوره و آموزش آنلاین رو حل کرد!  چرا چتزی نتونه همین کار رو بکنه؟ تماس صوتی و تصویری که داریم. پروفایل و تنظیمات دسترسی وامنیت که داره. امکان چت و ارسال فایل و استیکر و نقشه هم که داره. میمونه یک کلندر و سیستم حسابداری ساده.خلاصه همین شروع مشورت گرفتن، آغاز مسیر تازه چتزی شد.چتزی پیچید سمت اینکه یک پلتفرم برای مشاوره و آموزش آنلاین بشه.</description>
                <category>میثم نوایی</category>
                <author>میثم نوایی</author>
                <pubDate>Sun, 18 Jul 2021 12:01:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تیم خوب یا محصول خوب؟</title>
                <link>https://virgool.io/@meysamism/%D8%AA%DB%8C%D9%85-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AE%D9%88%D8%A8-mfgbsfziushu</link>
                <description>این مدت که برای اپلیکیشنمون دنبال سرمایه گذار بودم با این چالش روبرو بودیم که گویا سرمایه گذاران ایرانی بیشتر از محصول خوب دنبال  یک تیم خوب و حرف گوش کن هستند. در واقع برای بعضی ها که کم هم نیستند و فاش هم میگویند گویا سرمایه گذاری روی یک تیم خوب برایشان اولویت دارد تا یک محصول خوب!  پیش از ورود به این بحث تکلیف یک مسأله رو مشخص کنم که شاید شما هم بر این باور باشید که این دو از هم جدا نیستند. به این معنی که تیم خوب حتما محصول خوب هم بیرون میدهد و یک محصول خوب هم الزاما خروجی یک تیم خیلی خوب است.اما این شاید یک قانون همواره  درست نباشد به این معنی که محصولات خوب زیادی در ایران و دنیا ایجاد شده اند که یا تیم خیلی حرفه ای نداشتند یا توسط یک نفر ایجاد شده هستند. در واقع سوال این است اگر قرار باشد بین تیم خوب و محصول خوب اولویت بندی کنیم منطقی این است کدام یکی رو ارجح بدانیم؟مثلا اگر ما یک محصول خوب داشته باشیم که توسط یک نفر یا یک تیم متوسط توسعه داده شده باشد و بازار هم استقبال خوبی ازش کرده باشه رو انتخاب کنیم یا یک محصول معمولی که تیم حرفه ای اون رو توسعه داده است؟ اینکه جواب درست به این سوال چیست بماند اما این پست نازنین دانشور بود که مرا تحریک به نوشتن این مطلب کرد.«همیشه می‌گفت من با تخفیفان کار ندارم، رو تیمتون سرمایه گذاری میکنم»اینکه ما روی تیم ها یا افرادی سرمایه گذاری کنیم بدون اینکه محصول آنها برایمان اهمیتی داشته باشد بدون شک پدیده ای است که نمونه آنرا فقط در ایران میبینیم.  نتیجه چنین تفکری در بلند مدت باعث ایجاد یکسری استارت آپ های خفن اما بلااستفاده خواهد شد. استارتاپ هایی که علارقم سرمایه گذاری و تبلیغات فراوان و حمایت های دولتی و vc ها اما همچنان بعد از سالها هنوز به سود دهی نرسیدند چون شاید از اول دلیل انتخاب آنها  خروجی(محصول) متفاوت و قوی آنها نبوده بلکه فرد یا افرادی بودند که از نظر یکسری آدم دیگه احتمالا آنهم بصورت احساسی شایستگی دریافت حمایت را داشتند .متاسفانه این نوع سرمایه گذاری بر اساس افراد(نه محصول) در بلند مدت مدت آفت دیگه ای رو هم با خودش میاره و آنهم نوچه پروری مدرن است!بعد از یک مدت اکوسیستم پر میشود از استارتاپ هایی که خروجی چندان چشم گیری ندارند اما مدیران آنها اکثرا یک شکل و وابسته به یک شخص و گروه و تفکر خاص هستند .نوچه پروری در اکوسیستم نه فقط شامل استارتاپ ها بلکه نشریات، شبکه های اجتماعی ، رویداد های تخصصی و برنامه تلویزیونی رو در بر میگیره و بعد از مدتی هم  متاسفانه اکوسیستم پر میشود از مدیرانی میانی که نه تخصص چندانی دارند و نه در طول عمر کاریشان محصول قابل رقابت در سطح بازارهای جهانی را خلق کردند صرفا یکسری افراد وابسته و با رانت اطلاعاتی هستند .به نظرم سوال اصلی که دوباره باید پرسیده شود این است که آیا داشتن یک تیم خوب کفایت میکند؟ خصوصا اینکه تشخیص یک تیم خوب واقعا کار سخت و تا حد امکان غیر قابل انجامی است. در واقع بهترین معیار برای تشخیص یک تیم خوب و تمیز دادن آن از یک تیم بد، قطعا خروجی آن تیم است. هیچ خطکشی دقیق تر و عادلانه تر از محصول خوب نمی‌تواند بیانگر ارزشمندی یک تیم باشد .امیدوارم در فرایند سرمایه گذاری ضوابط و محصول خوب اولویت بیشتری نسبت به روابط و تیم (ظاهرا خوب) پیدا کند .</description>
                <category>میثم نوایی</category>
                <author>میثم نوایی</author>
                <pubDate>Sun, 08 Sep 2019 20:33:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تولد یک پیام رسان؛ امنیت و رمزنگاری.</title>
                <link>https://virgool.io/@meysamism/%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%DB%8C%DA%A9-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%9B-%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%B1%D9%85%D8%B2%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-b3s2zlgjiylb</link>
                <description>یکی از مهمترین و اولین چالش هایی که در پیاده سازی یک پیام رسان(مثل بیشتر نرم افزارهای موبایلی با تعداد کاربر بالا) باید در نظر داشته باشید بحث امنیت و جلوگیری از لو رفتن متن پیام های ارسالی و دریافتی است.من برای پیاده سازی چتزی شروع کردم به خواندن پروتکل های موجود و اینکه مسنجرهای معروف دنیا هر کدام از چه پروتکل هایی استفاده میکنند.بطور مثال معماری ساختار رمزنگاری و تامین امنیت پیام های واتساپ رو از اینجا میتونید ببینید. یا پروتکل و روش هایی که سیگنال که یک پیام رسان برای چت دونفره امن می باشد را از اینجا میتوانید ببینید. اما برمیگردیم به سراغ تلگرام خودمان(!) که از نظر امنیت هم یکی از بهترین اپلیکیشن های دنیاست.مقایسه امنیت مسنجرهای مختلف دنیاتلگرام برای رمزنگاری و تامین امنیت پیام ها از یک پروتکل ترکیبی خودساخته به نام MTProto استفاده میکند که ظاهرا با وجود جوایز گرانبهایی که تلگرام تعیین کرده تا به حال کسی نتوانسته آنرا هک کند.دو ورژن از این پروتکل ارسال و دریافت پیام توسط تلگرام منتشر شده است که در حال حاضر تقریبا تمام نسخه های این اپلیکیشن از ورژن دو استفاده میکنند. نمایی کلی از پروتکل امنیتی تلگرام - MTProtoاین پروتکل نه تنها روی اپلیکیشن های موبایلی بلکه روی اپلیکیشن های تحت وب و دسکتاپ هم جواب میدهد البته نه همه بخش های آن! ما هم در نهایت انتخابمان برای رمزنگاری پیام ها در چتزی چیزی جز MTProto نبود. بنظرمان این روش از دیگر روش های موجود کارامدتر و امن تر بود به اضافه اینکه با توجه به دسترسی به کدهای باز کلاینت های تلگرام براحتی هرجایی از منطق رمزنگاری را متوجه نشدیم میتوانستیم با مرور کدهای سمت کلاینت تا حد زیادی به روش انجام کار پی ببریم. MTProto الگوریتم جدید و عجیب غریبی ندارد در واقع ترکیبی از یکسری روش های مرسوم گذشته است که با ترتیب و تنظیم جدیدی کنار هم قرار گرفته اند و تضمین میکنند که پیامی که بین کلاینت و سرور ردوبدل میشود تحت هیچ شرایطی قابل خواندن شدن توسط شخص ثالث نیست.بنظرم قبل از اینکه با این پروتکل آشنا شوید نیاز است برخی مطالب پایه رمزنگاری مثل تبادل کلید، تبادل کلید دیف-هلمن،رمزنگاری RSA و استاندارد رمزنگاری پیشرفته AES را تا حدی مسلط باشید.تبادل کلید با استفاده از روش دیف-هلمنالبته ذکر این نکته ضروری است که خود من گاهی برخی از این الگوریتم ها رو فراموش میکنم یا اینکه مثلا چی کدوم بود! ولی اگر یکبار منطق هر کدوم رو یاد بگیرید و درک کنید حتی اگه اسم یا کارکردشون رو فراموش کنید با یک نگاه سطحی سریع یادتون میافته داستان از چه قرار بود. در نتیجه خیلی نگران حجم زیاد،پیچیده و فرار این مطالب نباشید.در MTProto ابتدا با استفاده از پروتکل RSA و DH هردو سمت سرور و کلاینت به یک کلید رمزنگاری مشترک میرسند که از دسترس شخص ثالث در امان است. از آن به بعد با استفاده از این کلید مشترک کلیه پیام ها رمز میشود و ارسال میشود. این بسته رمز شده کاملا امن است و رمز آن تا به حال شکسته نشده است.در هر بسته پیام ارسالی علاوه بر Encrypted Data  یک Message Key و AuthKey Id  هم داریم که از اولی در فرایند ایجاد کلید متقارن و همچنین به عنوان یکجور Checksum استفاده میشود که مطمئن شویم بسته بصورت کامل و درست بدست ما رسیده و از دومی هم برای اینکه همان ابتدای ماجرا متوجه شویم که بسته توسط چه کاربری ارسال شده است استفاده میکنیم. همانطور که پیش تر توضیح دادم و احتمالا خودتان هم متوجه شده اید کلید مشترک رمزنگاری برای هر کاربر منحصر بفرد است در نتیجه سرور وقتی میخواهد یک بسته را باز کند(Decrypt &amp; Decode) با استفاده از AuthkeyId ارسالی در بسته ابتدا کلید کاربر مورد نظر را از دیتابیس دریافت میکند و سپس اقدام به باز کردن بسته میکند. در این فرایند اگر Message key ارسالی اشتباه تولید شده باشد کلید AES تولید شده قادر به باز کردن بسته ارسالی نخواهد بود و فرایند به خطا میخورد!اگر میخواهید در مورد MTProto و امنیت در تلگرام بصورت تخصصی تر بدونید پیشنهاد میکنم این ویدئو رو یوتیوب ببینید.در ادامه به سراغ TL Language میروم و بازهم از چالش هایمان در تولد و رشد پیام رسان چتزی خواهم نوشت.</description>
                <category>میثم نوایی</category>
                <author>میثم نوایی</author>
                <pubDate>Sat, 24 Aug 2019 14:11:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان تولد یک پیام رسان</title>
                <link>https://virgool.io/@meysamism/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%DB%8C%DA%A9-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86-yx7v26gpjw19</link>
                <description>من توی یک استارتاپ پیشرو کار میکردم و بعد از اینکه تلگرام در دی ماه دو سال پیش فیلتر شد شرکت ما هم مثل اکثر استارتاپ های ایرانی که یکجوری با تلگرام در ارتباط بودن(عمدتا برای مارکتینگ و فروش) حسابی غافلگیر شد. از همون زمان همه دنبال راه های جایگزینی بودند که بتوانند هم تبلیغاتشون رو در آن فضا ادامه بدهند و هم اون شرکت هایی که بات داشتند بتوانند بات هایشان رو روی پلت فرم جدیدی مجددا راه اندازی کنند، اما چند مشکل مهم وجود داشت.اول اینکه تقریبا هیچ پلتفرمی که بتواند جایگزین تلگرام از نظر امکانات باشد وجود نداشت. نمونه های خارجی دیگر(مثل واتس اپ) بیشتر یک پیام رسان دو نفره بود تا یک سوشال مدیا.مشکل دوم که بیشتر در مورد اپ های ایرانی مصداق داشت، عدم توانایی در مدیریت تعداد درخواست زیاد بود و البته این مهمترین مشکل پیام رسان های داخلی نبود بلکه قبل از آن با چالش عدم اطمینان کاربران روبرو بودند.
متاسفانه اکثر پیام رسان های داخلی(برخلاف رویه مرسوم) توسط یک سری استارتاپ بصورت خودجوش و ارگانیک ایجاد و رشد نکرده بودند بلکه بیشتر توسط نهادهای حاکمیتی و دولتی ایجاد و حمایت میشدند. این حمایت ها هم مفید بود و هم مضر!مفید از این نظر که چون پیاده سازی پیام رسان در ایران(و احیانا همه جای دنیا) پروژه ای با ریسک اقتصادی بالایی محسوب میشود و شاید خیلی برای سرمایه گذاران خصوصی جذاب نباشد، حتما نیاز به حمایت های(مالی و غیر مالی) بخش های دولتی داشت تا بتواند رشد کند و سرپا بماند. اما تجربه نشان داده در ایران وقتی بحث حمایت های مالی آنهم در رقم های میلیاردی وسط باشد ممکن است شرکت ها و پروژه های کوتاه مدتی تعریف شوند که هدف شان صرفا دریافت تسهیلات باشد.این شرکت ها عموما سعی میکنند با باد کردن خود و پروژه شان اندازه یک شرکت مجرب و حرفه ای را به خود بگیرند تا بتوانند سرمایه گذاران را قانع کنند روی آنها سرمایه گذاری کنند اما وقتی پای پروژه عملیاتی وسط می آید و راضی کردن کاربران واقعی، متاسفانه پایشان لنگ میزند.از این رو این شرکت ها بیشتر برای سرمایه گذار محصولشان را توسعه داده اند تا کاربران بیچاره. شاید برای همین است برخی از همین پیام رسان ها که با تبلیغات فراوان در مقطع زمان کوتاهی حجم زیادی کاربر میگیرند بعد از گذشت چند ماه پیام رسان شان به گورستان اکانت های غیر فعال تبدیل میشود.رشد ارگانیک دوستان! رشد ارگانیک! حلقه مفقوده رشد پیام رسان های ایرانی بوده و ایضاً همچنان هست. شما وقتی بصورت ارگانیک و قدم به قدم رشد کنید مزیت های زیادی نصیبتان میشود. 1.بهبود های مداوم. تعداد کاربرانتان قدم به قدم رشد میکند در نتیجه اگر در مراحل ابتدایی خطاها و مشکلات زیادی دارید پر واضح است که تعداد ریزش شما هم کمتر خواهد بود. به علاوه اینکه اون بخش از کاربرانی که در این شرایط با شما میمانند معمولا کاربر جَلد شما میشوند و احتمالا با بهبود شرایط دیگر اپ شما را ترک نخواهند کرد.2. ایجاد تغییرات بنیادی. تعداد کاربر کمتر به شما این فرصت را میدهد که گاهی تغییرات زیرساختی بدهید. مثلا بعد از اینکه تعداد کاربران شما از پنج هزار نفر فراتر رفت متوجه میشوید که ساختار کش کردن و نگهداری عکس های کاربران اشتباه است و مجبور هستید یک جدول جدید با ساختار جدید ایجاد کنید. طبیعی است که تغییرات زیرساختی گاهی با حجم بالای دیتا یا بسیار سخت است یا عملا غیر قابل انجام است.3. هزینه کمتر مشکلات امنیتی.پیام رسان پروژه ناموسی محسوب میشود! اطلاعات حساسی از کاربران دست شما قرار دارد که هک شدن و درز آنها میتواند بشدت هستی پروژه را بخطر بیاندازد و شما وارد چالش های حقوقی بکند که آخر عاقب آن واقعا مشخص نیست. برای همین رشد ارگانیک و قدم به قدم به شما کمک میکند اگر مورد امنیتی گزارش شد بدون اینکه سلامت اطلاعات هزاران و میلیون نفر بخظر بیافتد آنرا رفع کنید.4. فیچر بر اساس نیاز واقعی کاربرانتانرشد طبیعی این امکان را به شما میدهد که به مرور به نیازهای واقعی کاربرانتان پی ببرید. این نیازها معمولا از قبل به طور کامل قابل پیش بینی نیست. مثلا هر فیچری که تلگرام دارد الزاما بدرد کاربران شما هم نمیخورد. خیلی وقتها کاربران هم با تلگرام کار میکنند هم با پیام رسان شما. اما معمولا زمان، شرایط و نوع استفاده از پیام رسان داخلی ممکن است متفاوت باشد. بطور مثال عده ای فقط وقتی قرار است موزیک یا ویدئو دانلود کنند از پیام رسات داخلی استفاده کنند چون سرعت بالاتر و هزینه کمتری دارد یا مثلا عده ای فقط در محیط کار از پیام رسان شما استفاده میکنند یا مثلا برخی پدر و مادرها فرزندانشان را از نصب تلگرام نهی میکنند اما با نصب پیام رسان داخلی مشکلی ندارند در نتیجه باید پیام رسانتان برای افراد زیر 20 سال جذاب باشد و یکسری فیچر مختص آنها داشته باشید که حتی بتوانند پیش بقیه پز بدهند که شاید ما تلگرام نداریم اما این اپ فلان امکانات را دارد که مال شما ندارد!! 5. کنار زدن گاردهای داخلی و خارجیمتاسفانه نسبت به فعالیت پیام رسان های داخلی یک گارد داخلی همچنان وجو دارد که شاید رشد آرام و ارگانیک شما به کاربران این فرصت را بدهد که شما را نه از طریق تریبون های رسمی و شلوغ بلکه از طریق پیشنهاد دوستانشان به سراغ شما بیایند که احتمالا بهترین و پایدارترین تبلغ هم خواهد بود. البته از هفت خوان پیش رو یکی دیگر حساس شدن استورهای خارجی(مثل گوگل پلی) است که هر لحظه ممکن است با یک حرکت انتحاری شما را نه تنها از فروشگاه خود بلکه از سیستم عاملش حذف کند! البته که نمیشود دلیل و راه حل قطعی برای مقابله با این رفتار احتمالی گوگل و اپل یافت  اما شاید رشد طبیعی و استارتاپی شما تا حدی این خطر را از اپلیکیشن شما دور کند.در ادامه این داستان به سراغ این موضوع میروم که چرا بنظر نگارنده حالا وقت آن رسیده تا استارتاپ های خوش نام ایرانی کم کم وارد فضای تولید پیام رسان شوند. بعد از اون هم سراغ دغدغه اصلی از نوشتن این مطلب که همان چالش های فنی تولید پیام رسان چتزی است میروم. چالش هایی که شخصا قبل از شروع کار بسیاری از آنها برایم بسختی قابل پیش بینی بود.</description>
                <category>میثم نوایی</category>
                <author>میثم نوایی</author>
                <pubDate>Fri, 23 Aug 2019 15:07:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رستگاری با گل طلایی</title>
                <link>https://virgool.io/@meysamism/%D8%B1%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%DA%AF%D9%84-%D8%B7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C-vgaasxwums1u</link>
                <description>جام جهانی ۹۸ بود، خنکی سر شب از گرمای تابستون کم کرده بود، همه به جز پدرِ اریک توی مغازه‌شون دور ی تلویزیون ۲۱ اینچ جمع شده بودیم. هیچکسی اون شب توی اون جمع طرفدار فرانسه نبود، حتی خود اریک، که عاشق اریک کانتونای فرانسوی بود و موقعی که عصرها در زمان خلوتی کار دو تیم میشدیم و با توپ پلاستیکی فوتبال بازی میکردیم همیشه یقه پیرهنش رو مثل اریک کانتونا بالا میداد و شادی بعد از گل هایش هم مثل عشقش دیدنی بود.اریک کانتونا مهاجم سابق فرانسهولی داستان من یکی در آن جمع کمی از بقیه متفاوتر بود، نه تنها طرفدار فرانسه نبودن بلکه عاشق چیلاورت دروازه بان اسطوره ای پاراگوئه بودم، یک کاپیتان و قهرمان واقعی.بازی کشیده بود به وقت اضافه و اونوقت ها هم قانون گل طلایی بود. هر تیمی گل میزد، تمام!اوس یحیی سیگارش رو چاق کرده بود و مصطفی هم همونطور که وسایل روی میز رو مرتب میکرد و میخاست خودش رو بی تفاوت نشون بده از دورتر مشغول تماشای فوتبال بود.ولی ما جوونترها روی صندلی،کف زمین و بعضی هامون ایستاده لحظه به لحظه بازی رو دنبال میکردیم، هربار که فرانسه نزدیک دروازه پاراگوئه میشد نفس هامون توی سینه جا میموند.زیدان اون بازی محروم بود و تیری آنری هم تعویض شده بود.پاراگوئه جانانه دفاع میکرد، قصد داشتن بازی رو بکشونن به پنالتی تا با تیکه به توانایی‌های چیلاورت پنالتی گیر بتونن به یک هشتم صعود کنند .تا اینکه دقیقه ۱۱۴ ی سانتر شد توی هیجده قدم و ترزگه توپ رو با سر انداخت جلوی پای لوران بلان و.... تمام! گل شد.گل طلایی لوران بلان به چیلاورت در دقیقه 114ورزشگاه از خوشحالی رفت رو هوا اما مغازه پدر اریک پر از سکوت شد. مصطفی نیش خندی و زد و رفت سمت کلمن که آب بخوره، ما ها جلوی تلویزیون خشکمون زده بود، پدر اریک از بیرون مغازه داد میزد: باختی پدر سگ!یحیی بی تفاوت ادامه سیگارش رو پک میزد.تمام اون چیزهایی که من فکر میکردم توی اون سرشب تابستونی در اون مغازه بهم ریخته زیباست، لورن بلان در یک لحظه خراب کرد.در راه خونه در لابه لای صدای حرکت ماشین ها و جیغ جیرجیرکها که توی سرم می‌پیچید، فهمیدم تمام اون دلخوشی ها سرکاری بوده! من تکونی خوردم، توی دلخوشی هام شک کردم!و از اون شب به بعد هم طرفدار لوران بلان و فرانسه شدم و دست برقضا، زد و اون سال قهرمان هم شد.</description>
                <category>میثم نوایی</category>
                <author>میثم نوایی</author>
                <pubDate>Thu, 21 Jun 2018 19:21:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فعال بودن یا نبودن، مساله این نیست!</title>
                <link>https://virgool.io/@meysamism/active-or-passive-iv5kr0uwvoev</link>
                <description>امروز کمی از حجم کارهای روزانه ام در این چند ماه اخیر کاسته شد و فرصتی دست داد تا به جاهایی مثل ویرگول سر بزن و یکسری مطالب و بلاگ هایی رو که دوست داشتم رو بخونم.و تنها بعد از خوندن چند مطلب، دوست قدیمی(کِرم نوشتن) به سراغم آمد و گفت: + چرا خودت فعال نمیشی شروع به نوشتن نمیکنی؟!- بر فرض که بخام بنویسم، کرم عزیز میدونی که همیشه اولین نوشته ها سخترین نوشته ها هستند. با چی شروع کنم؟+ در مورد همین &quot;فعال بودن&quot; بنویس.-تو که میدونی من از قدیم نسبت به این کلمه آلرژی دارم!داستان آلرژی من به &quot;Active بودن&quot; سر درازی دارد که سر فرصت در موردش زیاد خواهم نوشت اما برای اولین نوشته ترجیح میدهم کمی غُر بزنم! اصلا کی گفته فعال(Active) بودن خوبه و منفعل(Passive) بودن بد؟ کی گفته حتما همه باید نویسنده باشند؟(در مقابل اینکه فقط خواننده و شنوده خوبی باشیم). کی گفته همه باید مشارکت جو باشند و نه فقط بییننده؟راستش من کمی نسبت به دنیای جدید با شک و تردید روبرو میشوم. شک به اینکه دنیای جدید، دنیای سرمایه محوری شده و اتفاقا مردانه تر هم شده است! به این معنی که اخلاق و خصوصیت های مردانه در دنیا مسری شده است و البته ولع و تحریک فمنسیت ها هم به اشتیاق تعداد زیادی از زنان برای گرایش به سمت این اخلاق و عادات مردانه بی تاثیر نبوده است.برای همین که توی این دورزمونه اکثرا دوست دارند ی سخنران خوب باشند، یا ی نویسنده خوب، یا توی شبکه های اجتماعی فعال باشند و یا ی نوازنده حرفه ای باشند. انگار همه دنبال این هستند که تاثیر بذارند تا تاثیر بپذیرند. اگه همه قرار باشه همیشه تاثیرگذار باشند پس کیا قرار تاثیر پذیر باشند؟ کیا قرار نتیجه دست آوردهای دیگران رو ببینند و لذت ببرند؟  بنظرم Passive بودن از اخلاق خوب زنانه است که این اخلاق خوب رو بعضی از مردان باحال هم دارند. میشه در کنارشون بود ساعت ها حرف زد، فیلم دید،حتی کنارشون ساعتها فقط در سکوت با آرامش ماند، بدون اینکه بخوان خودشون رو به کاری مشغول کنند، بدون اینکه بخوان الکی اظهار نظر کنند، بی اینکه حوصلشون سر بره، یا بی اینکه بخوان الکی در بحث شرکت کنند که مثلا منم هستم! اونها صرفا با حضورشون با خوب گوش دادنشون با Passive بودنشون، حال خوبی رو به تو میدند که از صدها آدم اکتیو نمیتونی اون عشق و حس  رو بگیری.برای این متن اون شات از فیلم که دختره بی حرکت مونده بود که پسره نقاشیش رو بکشه مناسبت تر بود. اما خب...بنظرم همیشه قرار نیست مشغول به ی کار یا سرگرمی باشیم، خیلی وقتها بهتره هیچکاری نکنیم!برای شروع بنظرم همین کافیه &quot;منفعل بودن ضد ارزش نیست، بلکه خیلی اوقات ارزشه&quot;.</description>
                <category>میثم نوایی</category>
                <author>میثم نوایی</author>
                <pubDate>Wed, 20 Jun 2018 12:47:18 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>