<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مهتاب</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mezati79</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 13:04:04</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/875574/avatar/gqeKr6.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مهتاب</title>
            <link>https://virgool.io/@mezati79</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه : باشگاه قتل پنجشنبه ها</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%82%D8%AA%D9%84-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87-%D9%87%D8%A7-biknrfyzclyk</link>
                <description>موضوع چالش کتابخوانی اسفند ماه کتابی بود که سال 1400 منتشر شده باشد.  موضوع بین هر دو چالش پیرطریقت و اول راه یکی بود و طاقچه کلی پیشنهاد برای این ماه داشت که میتوانید اینجا و اینجا آن ها را ببینید. برای من که این ماه پر مشغله ترین ماه سال بود و درگیر یک کتاب طولانی هم بودم خواندن کتاب جدید کمی دشوار بود. با سر زدن به لیست طاقچه فهمیدم که یکی از کتاب ها را چند ماه قبل خوانده بودم پس از پرونده‌ی چالش سال 1400 فقط نوشتن یک یادداشت معرفی برای کتاب باشگاه قتل پنجشنبه‌ها مانده بود.ریچارد آزمن نویسنده 41 ساله کتاب تهیه کننده و نویسنده انگلیسی کتاب است و آن را در سال 2020 منتشر کرده است. کتاب دنباله ای با نام &quot;مردی که دوبار مرد&quot; نیز دارد که در سال 2021 منتشر شده و نشر نون آن را به فارسی برگردانده است.اگر از آن دسته آدم ها هستید که رمان های جنایی و معمایی را دنبال میکنید این کتاب برای شما نوشته شده است. کتاب درباره چند زن و مرد میانسال است که در یک دهکده مخصوص سالمندان زندگی میکنند و برای تفریح و وقت گذرانی پرونده های نیمه تمام که پلیس آن ها را به نتیجه نرسانده را بررسی میکنند که در این بین دو قتل اتفاق می‌افتد و حالا کاراگاه‌های سالمند داستان میخواهند زود تر از پلیس از این معما و ارتباط بینشان سر در بیاورند.کتاب متن روانی دارد و خواننده را مشتاق اتفاقات بعدی نگه می‌دارد. کتاب داستان جذابی دارد که تا پایان نیز این جذابیت را حفظ میکند.  تنها ایرادی که میتوانم به داستان بگیرم این است که در طول داستان همیشه منتظر بودم که اطلاعات و جزئیات بیشتری درباره گذشته شخصیت ها به خواننده بدهد تا آنها را بهتر بشناسم.بخشی از کتاب :&quot;تونی معتقد به شانس نیست، او معتقد به سخت کوشی است. اگر نتوانید آماده شوید، آماده میشوید که نتوانید. معلم پیر ادبیات انگلیسی تونی این جمله را یک بار آن قدیم ها به او گفته بود و او هیچوقت آن را فراموش نکرده است. سال بعدش، او به دنبال مشاجره ای سر یک بازی فوتبال، ماشین همان معلم را آتش زد، ولی خب هنوز هم آن جمله معلم برایش قابل تحسین بود. اگر نتوانید آماده شوید، آماده می شوید که نتوانید. وقتی معلوم شد در کشو کاغذ نیست، تونی تصمیم می گیرد در ذهنش روی نقشه کار کند. امشب لازم نیست هیچ کاری انجام شود. بگذار دنیا مدتی ادامه داشته باشد، بگذار پرنده ها در باغ آواز بخوانند، بگذار ونتام فکر کند برنده شده است.&quot;کتاب را نشر میلکان در 368 صفحه با ترجمه نازنین فیروزی منتشر کرده. علاوه بر این نشر، نشر نون نیز این کتاب و دنباله اش را با ترجمه محدثه احمدی منتشر کرده.هر دو نسخه الکترونیک این کتاب را می‌توانید از طاقچه دریافت کنید. اگر اولین باریست که به طاقچه سر می‌زنید میتوانید اولین خریدتان را با 50 درصد تخفیف ثبت کنید. همچنین هر دو کتاب را میتوانید با سرویس طاقچه بینهایت و با خرید اشتراک دریافت کنید. https://taaghche.com/book/97462/%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%82%D8%AA%D9%84-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B4%D9%86%D8%A8%D9%87 </description>
                <category>مهتاب</category>
                <author>مهتاب</author>
                <pubDate>Sat, 19 Mar 2022 18:18:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه : تولستوی و مبل بنفش</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%B3%D8%AA%D9%88%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D8%A8%D9%84-%D8%A8%D9%86%D9%81%D8%B4-v3ergkjpsahz</link>
                <description>چالش کتابخوانی بهمن ماه کتابی با موضوع کتاب بود. بله کتاب. حالا که در یازدهمین ماه از این چالش بودم شاید این جز بهترین و مناسب ترین موضوعی بود که می‌توانست انتخاب شود. کتابی که درباره کتاب ها صحبت کند و ما را در این دنیا عمیق تر کند. از بین چند کتابی که در طاقچه معرفی شد (میتوانید در این لینک لیست کتاب ها را ببینید) این کتاب را انتخاب کردم : تولستوی و مبل بنفشنینا سنکویچ نویسنده امریکایی این کتاب است و این کتاب داستان واقعی عاشقانه او و کتاب هاست. او در خانواده‌ای اهل کتاب متولد شد. این کتاب در سال 2011 نامزد بهترین کتاب از طرف سایت goodreads شد.کتاب اینگونه آغاز می‌شود :همه جا به جستجو آرامش برآمدم و آن را نیافتم، مگر نشسته در کنجی، تک و تنها با کتابی کوچک. توماس ای کمپیسهمان طور که پیش تر گفتم کتاب درباره کتابخوانی است و همچنین درباره سوگ. سوگی که سنکویچ تصمیم میگیرد آن را با کتابخوانی تسکین دهد. او به مدت یک سال تصمیم میگیرد هر روز یک کتاب بخواند تا درد مرگ خواهرش را برای خودش تحمل پذیرتر کند. با وجود فرزندان و سایر وظایفی که دارد تصمیمش را عملی می‌کند. سنکویچ در طول کتاب روایت هایی از زندگی خودش را همراه با ماجراهای کتاب تعریف میکند. کتاب لحنی روان و دوستانه دارد. شاید مثل بعضی کتاب ها هیجان انگیز و پرماجرا نباشد اما قطعا این روایت یکنواخت و یکدست زیبایی کتاب را دوچندان کرده. همین طور کتاب میتواند یک منبع الهام بخش برای معرفی کتابهای مختلف باشد.بخشی از کتاب :در طول سه ماه بیماری خواهرم، فقط یک بار آشفتگی اش را دیدم. یک روز شنبه در ماه مارس برای دیدن او به آپارتمانش رفتم. جک پسرها را به موزه تاریخ طبیعی برده بود. ما کنار یکدیگر روی کاناپه و در اتاق مطالعه اش که تمام دیوارهای آن تا سقف پر از قفسه های کتاب بود، نشستیم. به خاطر می آورم که چطور ناگهانی به من نزدیک شد و محکم مرا در آغوش کشید و به ژاکت پشمی خاکستری اش چسباند، طوری که صورت من در موهای او فرورفت و صورت او در موهای من. او میخواست به من نزدیک باشد، اما نتوانست وقت گفتن آنچه از آن باخبر بود، به چشمانم نگاه کند. «اصلا عادلانه نیست.» آن کلمات از ذهنم گذشتند. عادلانه نبود که بمیرد. او فقط یک بار این را بر زبان آورد. درکش می کردم. او را در آغوشم نگه داشتم. نمی توانستم چیزی بگویم، جز اینکه باز هم دوباره و دوباره بگویم دوستش دارم. حالا آن ژاکت خاکستری پیش من است و زمستانها آن را میپوشم. من میدانم زندگی اصلا عادلانه نیست. با اینکه همه ما این را می دانیم، آن ماری بیش از همه به این حقیقت آگاه بود، و این مرا سخت آشفته می کند که نتوانستم این آگاهی را از او بگیرم و خودم آن را تحمل کنم. جی. ام. کوتسیا، نویسنده کتاب استاد پترزبورگ، همین احساس هراس داستایفسکی را به تصویر میکشد. پسر داستایفسکی بر اثر سقوط مرده است. حادثه مرگ فرزند، او را غصه دار کرده است، اما چیزی که آزارش می دهد این است که پسرش میدانسته که دارد میمیرد و او نتوانسته هیچ کاری بکند تا پسرش از آگاهی از این حقیقت محافظت شود. «چیزی که نمی تواند تاب بیاورد این فکر است که پاول در آخرین لحظه افتادنش میدانسته که هیچ چیزی قادر به نجاتش نیست و دیگر مرده است... با آنکه میداند پسرش مرده است، می خواهد او را محافظت کند. با خود می اندیشد تا آنگاه که زنده ام، بگذار من آن کسی باشم که حقیقت را میداند! بگذار هر آنچه مقدر است بر سر من نازل شود.»این کتاب را نشر کوله‌پشتی در 272 صفحه با ترجمه لیلا کرد منتشر کرده. اگر به کتاب های صوتی علاقه دارید میتوانید نسخه صوتی این کتاب را از آوانامه و با گویندگی مریم پاک ذات از طاقچه دریافت کنید. لینک های مرتبط را میتوانید در انتهای این یادداشت ببینید. اگر اولین باریست که به طاقچه سر می‌زنید میتوانید اولین خریدتان را با 50 درصد تخفیف ثبت کنید.نسخه الکترونیکی: https://taaghche.com/book/42411/%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%B3%D8%AA%D9%88%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D8%A8%D9%84-%D8%A8%D9%86%D9%81%D8%B4 نسخه صوتی: https://taaghche.com/audiobook/90043/%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%B3%D8%AA%D9%88%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D8%A8%D9%84-%D8%A8%D9%86%D9%81%D8%B4 </description>
                <category>مهتاب</category>
                <author>مهتاب</author>
                <pubDate>Sat, 19 Feb 2022 21:54:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه : همه دروغ می‌گویند</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DB%8C%D9%86%D8%AF-uvfdsfmvs1ge</link>
                <description>چالش کتابخوانی دی ماه کتابی با موضوع اینترنت بود. بین همه کتاب‌های پیشنهاد شده توسط طاقچه (اینجا میتوانید کتاب ها و خلاصه‌ای از آن را ببینید) کتاب همه دروغ می‌گویند و مینیمالیسم دیجیتال را خواندم و همه دروغ می‌گویند برایم جذاب‌تر بود که در این اینجا هم آن را معرفی می‌کنم.ست استیونز نویسنده 40 ساله این کتاب است. استیونز کارشناس بیگ دیتا است و مدت ها در گوگل کارشناس کلان داده بوده است. او مدرک لیسانس خود را در رشته فلسفه و دکتری خود را در رشته اقتصاد دریافت کرده است.قبل از این که به کتاب بپردازیم شاید بهتر باشد یک مفهوم را بدانیم. بیگ دیتا یا کلان داده به داده هایی گفته می‌شود که حجم بسیار بالایی دارد به سرعت تولید میشود. شاید دم دستی ترین مثال برای کلان داده جستوجو های گوگل باشد. دانشمندان داده با استفاده از الگوریتم ها و داده ها میتوانند از آن ها میتوانند از داده های بی‌مفهوم به یک معنا برسند.کتاب به طور کلی درباره داده هاست. این که چطور میتوان از طریق داده ها به اطلاعاتی دقیق رسید. اما برای اینکه با تحلیل داده ها بتوانیم به نتیجه درست برسیم ابتدا نیاز داریم تا داده هایی شفاف و بی طرف و درست داشته باشیم و چه داده ای بهتر از داده های سرچ کوگل. اما برای گرفتن بهترین نتیجه و تحلیل همیشه به تعداد زیادی داده نیاز نداریم بلکه گاهی صداقت داده ها برایمان اهمیت بیشتری دارد. و ارزش جستجو های گوگل نه در کمیت آن که در صداقتی است که مردم هنگام جستجو به کار میبرند. مردم ممکن است به شریک زندگی شان، دوستشان یا پزشکشان دروغ بگویند اما به گوگل نه. در این کتاب توضیح داده میشود که چطوربا استفاده از داده ها میتوان پاسخ سوالاتی مثل چه کسانی مرتکب جرایم تقلب مالیاتی میشود، بهترین محله برای یزرگ کردن بچه کجاست، آیا رسانه ها بی طرف اند و سوالاتی دیگر را یافت.بخشی از کتاب :تیمی از محققان مایکروسافت و دانشگاه کلمبیا می خواستند علائم پیش بینی کننده سرطان لوزالمعده را شناسایی کنند. نرخ بقای مبتلایان به این بیماری بسیار پایین و پنج سال است -تنها حدود ۳ درصد- اما تشخیص زودهنگام می تواند شانس بیمار را دو برابر کند. محققان برای این مطالعه از داده های دهها هزار کاربر ناشناس بینگ موتور -جستوجوی مایکروسافت- بهره گرفتند. آنها در ابتدا بر اساس جست وجوهایی مانند «در من سرطان لوزالمعده تشخیص داده شده» یا «به من گفتهاند سرطان لوزالمعده دارم، چه عواقبی دارد» کاربرانی را که اخیرا به سرطان لوزالمعده مبتلا شده بودند. شناسایی و کدگذاری کردند. در مرحله بعد محققان سراغ جست و جوهای افراد درباره علائم بیماریها رفتند. و جست وجوهای چند ماه پیش کاربرانی را که در زمان حاضر درباره ابتلا به سرطان لوزالمعده جست وجو کرده بودند با بقیه افراد مقایسه کردند. به عبارت دیگر، می خواستند بدانند کدام علائم پیش بینی می کردند یک کاربر طی چند هفته یا چند ماه آینده درباره ابتلا به سرطان لوزالمعده جست وجو خواهد کرد؟ نتایج خیره کننده بود. پژوهشگران توانستند بین ۵تا ۱۵ درصد از موارد ابتلا به سرطان را تقریباً بدون خطا شناسایی کنند. شاید به نظرتان این درصد چندان بالا  نباشد، اما اگر سرطان لوزالمعده داشته باشید حتی یک احتمال ۱۰ درصدی برای دوبرابر کردن شانس زنده ماندنتان می تواند حکم کیمیا را داشته باشد.کتاب دو ترجمه متفاوت دارد. کتابی که من مطالعه کردم نسخه نشر برج با ترجمه ریحانه عبدی بود. اگر اولین باریست که به طاقچه سر می‌زنید میتوانید اولین خریدتان را با 50 درصد تخفیف ثبت کنید. https://taaghche.com/book/63772/%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DB%8C%D9%86%D8%AF </description>
                <category>مهتاب</category>
                <author>مهتاب</author>
                <pubDate>Thu, 20 Jan 2022 23:16:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه : زنان نامرئی</title>
                <link>https://virgool.io/@mezati79/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D8%B1%D8%A6%DB%8C-tubdph1ouan6</link>
                <description>چالش کتابخوانی دی ماه کتابی با موضوع فمنیسم و زنان بود. خلاصه و معرفی کتاب زنان نامرئی را در پادکست بی‌پلاس شنیده بودم و موضوع جذابی داشت پس همان را انتخاب کردم. کرولاین کریادو پرز 37 ساله و اهل بریتانیاست. کریادو پرز فارغ التحصیل رشته زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه اکسفورد است. او نویسنده روزنامه نگار و فعال حقوق زنان در بریتانیاست. اولین کمپین ملی او، پروژه اتاق زنان، با هدف افزایش حضور کارشناسان زن در رسانه ها بود. او با حذف تنها زن از اسکناس های بریتانیا (به غیر از ملکه) مخالفت کرد، که منجر به اعلام سریع بانک انگلستان مبنی بر اینکه تصویر جین آستن تا سال 2017 روی اسکناس 10 پوندی ظاهر می شود، شد. این کتاب جایزه کتاب تجاری سال فایننشال تایمز را دریافت کرد.این کتاب درباره سوگیری داده ها در دنیایی است که به طور پیشفرض برای مردان طراحی شده. از داده‌های جمع آوری نشده به نظر پیش پا افتاده مثل برف روبی کردن تا دادهای مهم تر مثل تعداد کم زنان در آزمایش‌ها و تست برخی داروها و عدم تفکیک جنسیتی در زمان هایی که زنان و مردان با هم در یک پیمایش حضور دارند.کتاب توضیح میدهد که زنان چه طور همچنان در قرن بیستم جنس دوم دانسته می‌شوند. در تحقیات و پیمایشها، حقوق  و دست مزد نادیده گرفته میشوندو حتی کار مراقبتی و بی مزدی که انجام میدهند نیز دیده نمی‌شود. زیرا در دنیایی زندگی میکنند که پیش فرض انسان را مرد در نظر گرفته است. این کتاب دیدمان را باز تر میکند تا ببینیم وقتی نیمی از جمعیت جهان را فراموش میکنیم، وقتی فراموش میکنیم آن ها را در آزمون تصادفو کمربند ایمنی شرکت دهیم، وقتی کار بیمزد زنان را به حساب نمی‌اوریم و وقتی حتی دستشویی های عمومی کمتر و غیر بهداشتی تری داریم چه آسیبی به زنان و جامعه میزنیم.بخشی از کتاب :این همان چیزی است که ما را به مضمون سوم میرساند مضمونی که شاید از نظر تاثیرش  بر زندگی زنان در سراسر جهان مهم‌ترین باشد : کار مراقبتی بی‌مزد. زنان این کار را بسيار بیشتر و فراتر از سهم منصفانه شان انجام میدهند، این کار ضروری که بدون انجامش زندگی ما از هم می‌پاشد. و مثل خشونت مذکر علیه زنان ابن بیولوژی زنانه نیست که باعث می‌شود زنان جاروکس باشند. بلکه مونث انگاشتن کودک است که باعث میشود او طوری تربیت شود که توقع این نقش را داشته باشد و آن را بپذیردمونث انگاشتن زن است که باعث می‌شود برای تمیزکاری دفتر بعد از رفتن همه فرد مناسبی دیده شود. که کارت های تبریک کریسمس و تولد اعضای خانواده شوهرش را بنویسد و وقتی مریض شدند ازشان مراقبت کند. که دستمزد کمتری بگیرد. که وقتی بچه‌دار می‌شود پاره وقت کار کند.                                                                                      ***با افزایش حضور سیاسی زنان در یونان، پرتقال و سوئیس، در این کشور ها سرمایه گذاری در آموزش افزایش یافت. برعکس، با کاهش سهم قانون گذاران در ایرلند، ایتالیا و نروژ در اواخر دهه ۱۹۹۰، این کشورها دچار &quot;افت قابل توجهی در هزینه‌های آموزشیبه عنوان درصدی از تولید ناخالص ملی&quot; شدند. معلوم شد که حتی یک درصد افرایش در تعداد قانون گذاران مونث نسبت هزینه های آموزشی را افزایش می‌دهد. به همین ترتیب مطالعه ای در سال ۲۰۰۴ در هند، در شورا های محلی در بنگال غربی و راجستان که حفظ کردن یک سوم صندلی‌ها برای زنان سرمایه گذاری بر روی زیربناهای مربوط به نیاز زنان را افزایش می‌دهد. مقاله‌ای در سال ۲۰۰۷ که به نمایندگی زنان در هند بین سال‌ ۱۹۶۷ تا ۲۰۰۱ میپرداخت نیز دریافت که ۱۰ درصد افزایش در نمایندگی سیاسی زنان به ۶ درصد افرایش در &quot;این احتمال که افراد آموزش اولیه را در یک ناحیه شهری دریافت کنند&quot; منتهی می‌شود.کتاب را نشر برج در 450 صفحه با ترجمه نرگس حسن لی منتشر کرده است. اگر اولین باریست که به طاقچه سر می‌زنید میتوانید اولین خریدتان را با 50 درصد تخفیف ثبت کنید. از طریق لینک زیر می‌توانید کتاب را به صورت الکترونیکی دریافت کنید. https://taaghche.com/book/87541/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D8%B1%D8%A6%DB%8C </description>
                <category>مهتاب</category>
                <author>مهتاب</author>
                <pubDate>Tue, 21 Dec 2021 21:25:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه : آخرین دختر</title>
                <link>https://virgool.io/@mezati79/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%A2%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1-l732fqutwa4t</link>
                <description>چالش کتابخوانی آبان ماه کتابی بود که نویسنده اش برنده جایزه غیر ادبی شده است. از بین لیست کتاب های که طاقچه معرفی کرده بود (می‌توانید اینجا ببینید) در آخر به دو کتاب رسیدم. چرا ملت ها شکست می‌خورند و اخرین دختر. در آخر آخرین دختر را انتخاب کردم و امیدوارم بتوانم چرا ملت ها شکست میخورند را هم به زودی بخوانم.نویسنده کتاب نادیا مراد دختر 28 ساله عراقی، فعال حقوق بشر و برنده جایزه نوبل صلح 2018 است. نادیا که جز اقلیت دینی – ایزدی – هست شاهد نسل کشی ایزدی‌ها توسط داعش و قتل خانواده‌اش بوده. نادیا در سال 2016 نامزد دریافت جایزه صلح نوبل شد و در همان سال جایزه ساخاروف برای آزادی اندیشه را به طور مشترک با یکی از دختران ایزدی دریافت کرد. این کتاب به همراهی جنا کراجسکی روزنامه نگار آمریکایی نوشته شده.کتاب های زیادی روایت کر نسل کشی و تبعیضند. آخرین دختر روایتی است از نسل کشی ایزدی ها در داعش و به بردگی گرفتن دختران ایزدی. روایتگر مردمی است که زندگی معمولی شان سیاه شد. مردان و براردرانشان کشته شدند و دخترانشان به بردگی داعش درآمدند. علاوه براین کتاب روایتگر مبارزه و فرار نادیا از زندگی سیاهی ست که داعشیان برایش رقم زده اند.بخشی از کتاب :لباس‌های ما از خاک و عرق خاکستری شده بود، اما به عوض‌کردن آنها فکر نمی‌کردیم. دیگر چیزی نمی‌خوردیم و فقط مقادیر کمی از آب ولرم بطری‌های پلاستیکی را می‌نوشیدیم که زیر آفتاب مانده بودند. برق قطع شد تا برای باقی محاصره ذخیره شود. از برق ژنراتور برای شارژ موبایل‌هایمان و تماشای تلویزیون در زمان پخش اخبار گزارش جنگ با داعش-که البته همیشه هم همین را پخش می‌کرد-استفاده می‌کردیم. سرخط خبرها ما را ناامید کرده بود؛ حدود چهل کودک در بالای کوه شه‌نگال از گرسنگی و کم‌آبی جان خود را ازدست داده بودند و بسیاری دیگر درحال فرار مرده بودند. داعش بَعشیقه و بَهزانی، دو روستای بزرگ نزدیک موصل را گرفته بود؛ اما خوشبختانه بیشتر مردم آنجا توانسته بودند به کردستان عراق فرار کنند. هزاران زن و دختر ایزدی از سراسر شه‌نگال ربوده شده بودند. شنیدیم که داعش از آنها به‌عنوان برده‌های جنسی استفاده می‌کند.                                                                                  ***هنوز فکر می‌کنم یکی از بدترین بی‌عدالتی‌هایی که انسان می‌تواند با آن روبه‌رو شود این است که مجبور باشی به‌خاطر ترس، خانه و محل زندگی‌ات را ترک کنی. هرچیزی را که دوست داشته باشی از تو می‌دزدند. زندگی‌ات را به‌خطر می‌اندازی تا جایی زندگی کنی که هیچ معنایی برای تو ندارد-جایی که واقعاً کسی تو را نمی‌خواهد، فقط به‌خاطر اینکه از کشوری آمده‌ای که امروزه آن را با جنگ و تروریسم می‌شناسند. پس بقیهٔ سال‌های عمرت را در حسرت آن چیزی که پشت‌سر گذاشته‌ای می‌گذرانی و درعین‌حال، دعا می‌کنی که کاش تو را به آنجا بازنگردانند. داستان حزنی این موضوع را به من نشان داد که مسیر پناه‌جویان عراقی همیشه به عقب، به زندان یا به جایی که از آن آمده‌اند منتهی می‌شود.کتاب را نشر کوله‌پشتی در 370 صفحه با ترجمه  سمیرا چوپانی منتشر کرده. نسخه الکترونیک این کتاب را می‌توانید از طاقچه دریافت کنید. اگر اهل کتاب صوتی هستید هم میتوایند نسخه صوتی کتاب را با ترجمه محبوبه حسین زاده از لینک زیر دریافت کنید. اگر اولین باریست که به طاقچه سر می‌زنید میتوانید اولین خریدتان را با 50 درصد تخفیف ثبت کنید.کتاب الکترونیک : https://taaghche.com/book/53782/%D8%A2%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1 کتاب صوتی :  https://taaghche.com/audiobook/90798/%D8%A2%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1 </description>
                <category>مهتاب</category>
                <author>مهتاب</author>
                <pubDate>Sun, 21 Nov 2021 20:48:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه : بیروت 75</title>
                <link>https://virgool.io/@mezati79/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%AA-75-mipwblogw2hr</link>
                <description>کتابی که نویسنده‌اش عرب باشد، عنوان چالش کتاب‌خوانی مهرماه بود. بر خلاف ماه گذشته انتخاب‌های بیشتری داشتم. از اثار نجیب محفوظ گرفته تا غاده السمان و جبران خلیل جبران. در نهایت کتاب بیروت 75 نوشته غاده السمان را انتخاب کردم. کتابی نسبتا کم حجم که حدودا در دو سه روز مطالعه آن تمام شد.غادة السمان نویسنده و شاعر زن 79 ساله اهل سوریه (زاده دمشق) است. السمان در محیطی ادبی بزرگ شده و در دانشگاه زبان و ادبیات انگلیسی را ادامه داد. اولین رمان او - بیروت 75 – در سال 1974 منتشر شد. قبل از این رمان چند مجموعه داستان هم از او منتشر شده بود.این رمان حال و هوای بیروت را در سال 1975 به خوبی نشان میدهد. در سال 1975 در لبنان اختلافات و جنگ داخلی رخ داد و تا سال 1990 ادامه داشت. رمان درباره چند جوان است که به دنبال پول، شهرت و آزادی راهی بیروت شده اند.غادة السمانفرح پسری جوان است که در یک روز سوزان از دمشق  به دنبال زندگی بهتر در بیروت می‌رود. کسی که از زندگی معمولی کارمندی، بیماری پیری وحشت دارد. سوار تاکسی می‌شود و یاسمینه که او هم در جستجو زندگی بهتر به بیروت می‌رود هم مسیر اوست. فرح از ابتدا مسیر سخت بدبین و نگران آینده است بر خلاف یاسمینه که بیخیال و سرشار از شادی در انتظار بیروت است. کتاب داستان این جوانان و مسیر پرپیچ و خم آن‌ها در بیروت است. داستان تغییر کسانی که به امید زندگی بهتر پا به بیروت گذاشتند اما بیروت که پر از فساد و فقر است چیز دیگری به آنها هدیه کرد.بخشی از کتاب :هیچ یک از پنج مسافر با هم حرفی نزدند. یاسمینه، فرح، ابوملاء ابومصطفای ماهیگیر و طعان... هیچ کدام، تک تک در خاموشی خویش سر فروکرده بودند. هریک اخترک تنهایی بود، هرچند همه در یک فلک می چرخیدند. چشم های یک یکشان دوخته به آن جنگل سنگی بود که پیش رویشان گسترده - بیروت. هریک به چشم خود بدین شهر می‌نگریست. یک بیروت نه، پنج بیروت بود. فقط راننده بی‌اعتنا و خونسرد بود، درست مانند فرشته مرگ. در ورودی بیروت، میان حازمیه و نانوایی شباک، چند دستفروش زیر درخت ها پخش ویلا بودند. چشم فرح در آن پرتو تابناک به کالاهای شگفت آنها افتاد، کیسه های نایلونی پرآبی را که ماهی های کوچک رنگینی در آنها شنا می کردند به شاخه های درختان آویخته بودند. چنان بود که گویی ماهی ها در نور شفاف شناورند. یاسمینه از ته دل آهی کشید! چه دل انگیز! مسافران صندلی پشتی انگار نه انگار که چیزی دیده اند. ولی دل فرح سخت گرفت. زندان های شفاف ماهی ها در دل شب به چشمش فانوس های مرگ بودند. ناغافل واژه گانی را بر زبان آورد که دانته بر دروازه دوزخ نوشته بود : &quot;ای که به این جا پای مینهی از هر آرزویی دست شوی&quot;کتاب را نشر ماهی در 143 صفحه با ترجمه سمیه اقاجانی منتشر کرده. نسخه الکترونیک کتاب را می‌توانید از لینک زیر دریافت کنید. اگر اولین باریست که به طاقچه سر می‌زنید میتوانید اولین خریدتان را با 50 درصد تخفیف ثبت کنید. https://b2n.ir/g43909 </description>
                <category>مهتاب</category>
                <author>مهتاب</author>
                <pubDate>Fri, 22 Oct 2021 16:59:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه : صدای غذا خوردن یک حلزون وحشی</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%BA%D8%B0%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%AD%D9%84%D8%B2%D9%88%D9%86-%D9%88%D8%AD%D8%B4%DB%8C-zq48tanvkmh6</link>
                <description>چالش شهریور ماه کتابی غیرداستانی درباره محیط زیست بود. و انتخاب هایم بین محدود به کتاب صدای غذا خوردن یک حلزون وحشی و محل سگ بگذارید لطفا! بود که در آخر ماجرای حلزون را دنبال کردم. از کودکی همیشه از حلزون و کرم‌های حیاط خانه مادربزرگم فراری بودم و حالا فرصتی بود تا با خواندن این کتاب کمی با زندگی حیرت برانگیزشان آشنا شوم.الیزابت تووا بیلی زمانی که 34 ساله بود دچار بیماری‌ای شد که به زحمت می‌توانست روی پاهایش بایستد و بیماری او را از دنیای اطرافش جدا کرد. و یک روز دوستش با یک مهمان ناخوانده وارد خانه‌اش شد. با یک حلزون جنگلی لب‌سفید. کتاب درباره مشاهدات و زندگی یک ساله الیزابت با حلزونش و شباهت های و تفاوت های این دو زندگی‌ست. حلزون با زندگی یک‌نواخت و ساکن الیزابت همراه می‌شود و روزهای سخت بیماری را برایش اسان تر میکند.الیزابت تووا بیلیکتاب حجم کم اما کتاب ریتم کند و گاهی خسته کننده ای دارد اما زندگی و توانایی های عجیب حلزون مرا واداشت که تا انتهای کتاب همراه بیلی و حلزون شوم.در آخر اگر برایتان جالب است میتوانید صدای هویج خوردن یک حلزون با 2642 دندان و صدای هویج خوردن یک انسان با 32 دندان را از طریق سایت الیزابت تووا بیلی گوش دهید و همین طور عکس‌هایی از گلدان حلزون و ... پیدا کنید.بخشی از کتاب :هنگامی که حلزونم دنبال غذا میگشت یا روی یک قارچ می چرید، شاخک هایش پیوسته میلرزید و تکان می خورد. به طرف بوهای خوشایند کشیده می شد اما از هر چیزی با کمترین ناخوشایندی بی درنگ عقب مینشست. حلزون میتوانست شاخکهایش را جداجدا تقریباً در هر جهتی تا زاویه نود درجه نسبت به هم حرکت دهد، و آنها را به نرمی به عقب و جلو و بالا و اطراف تاب دهد. درست همانطور که قایقی که در تاریکی در حرکت است نورافکن هایش را در جست وجوی علائم جهت یابی به اطراف می چرخاند.در حالی که ما انسانها پنج حس داریم، و برای یافتن راه مان بیش از همه به بینایی وابسته ایم، حلزونها تقريبا فقط به سه حس متکی هستند: بویایی، چشایی و بساوایی که از این میان بویایی از همه تعیین کننده تر است. پس حلزون من توانایی شنیدن هیچ صدایی را نداشت؛ او در دنیایی از سکوت زندگی می کرد. بینایی اش بسیار محدود بود و فقط اطلاعی کلی از نور و تاریکی داشت تا در جهت یابی کمکش کند. نور زیاد می تواند هشدار محیطی گرم تر، خشک تر و چالش انگیزتر باشد؛ تاریکی خبر از شرایط امن تر، خنک تر و مرطوب تر دارد. اما یک سایه ناگهانی می تواند او را گوش به زنگ نزدیک شدن یک جانور شکارچی کند.این کتاب را نشر نو با ترجمه کاوه فیض‌الهی در 192 صفحه منتشر کرده. نسخه الکترونیک این کتاب را میتوانید از لینک زیر دریافت کنید. اگر هم از کتاب صوتی لذت میبرید میتوایند این کتاب را با گویندگی راضیه هاشمی (انتشارات ماه آوا) دریافت کنید. اگر اولین باریست که به طاقچه سر می‌زنید میتوانید اولین خریدتان را با 50 درصد تخفیف ثبت کنید.نسخه الکترونیکی : https://taaghche.com/book/87888/%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%BA%D8%B0%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%AD%D9%84%D8%B2%D9%88%D9%86-%D9%88%D8%AD%D8%B4%DB%8C نسخه صوتی :  https://taaghche.com/audiobook/99406/%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%BA%D8%B0%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%AD%D9%84%D8%B2%D9%88%D9%86-%D9%88%D8%AD%D8%B4%DB%8C </description>
                <category>مهتاب</category>
                <author>مهتاب</author>
                <pubDate>Wed, 22 Sep 2021 18:42:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه : جنگ چهره زنانه ندارد</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%DA%86%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-b2r1kkqoi2uh</link>
                <description>مرداد هم در چشم به هم زدنی تمام شد و چالش طاقچه دارد به نیمه می‌رسد. موضوع این ماه پیر طریقت کتابی غیرداستانی درباره جنگ جهانی دوم بود. تمام کتاب هایی که شاید کمی به موضوع جنگ نزدیک باشد و خوانده‌ام برمیگردد به چند سال پیش و تجربه خواندن کتاب های اخرین دختر، دا، من زنده‌ام. و تمام آنچه از جنگ جهانی دوم میدانم هم بر میگردد به کتاب تاریخ دبیرستان و کمی اطلاعات دیگر که در اپیزود مجمع جزایر گولاگ از پادکست بی‌پلاس شنیده‌ام. اما این کتاب از سایر کتاب‌ها با موضوع جنگ جهانی دوم هم متفاوت تر است و تفاوتش در زاویه دیدش است. زاویه‌ای زنانه، که به جنگ نگاه میکند.سوتلانا الکسیویچ ۷۳ ساله نویسنده و روزنامه نگار کتاب اهل بلاروس است. کتاب‌های صداهایی از چرنوبیل، زمان دست دوم از دیگر کتاب های الکسیویچ است. کتاب صداهایی از چرنوبیل (یا نیایش چرنوبیل) کتاب خواندنی دیگری از روایت ها و گزارش عینی قربانیان چرنوبیل است.شاید همه تصویری که ما از زنان در جنگ داریم تصاویر مادران و همسران چشم انتظار یا امدادگران و پرستاران باشد. کمتر کتاب و فیلمی به زنانی که مثل مردها مسولیت های مهم داشته‌اند پرداخته. زنانی که مثل مردان اسلحه دست گرفته‌اند، سربازان دشمن را به اسارت گرفته‌اند، به اسارت گرفته شدند، جان کسی را گرفته اند و یا جانشان را از دست داده‌اند.کتاب پر است از روایت های زنانه از جنگ جهانی دوم. پر است از احساسات. احساساتی که شاید در پشت نگاه مردانه به جنگ جامانده باشد.همان طور که نویسنده کتاب می‌گوید : تاریخ جنگ را توصیف نمی‌کنم، بلکه تاریخ احساسات را روایت می‌کنم. من مورخ روح‌ها و قلب‌ها هستم.بخشی از کتاب :«یکی ما رو لو داد… آلمانی ها فهمیدن که کمین پارتیزانا کجاست. جنگل و راه های ورودی به اون رو از همه طرف زیرنظر گرفتن. ما بین بیشه های وحشی قایم شده بودیم. باتلاق‌ها ما رو نجات می دادن، دشمن وارد باتلاق نمی‌شد. گیر می کرد و زمین گیر می شد. باتلاق، هم ماشین آلات، هم نیروها رو قورت می داد. چند روز، حتا گاهی اوقات هفته‌ها ما تا زیر گلو تو آب فرو می رفتیم. یه بی سیم چی زن با ما بود، اخیرا زایمان کرده بود. کودک گرسنه بود… شیر می خواست… اما مادر خودش هم گرسنه بود، شیر نبود و نوزاد گریه می‌کرد. دشمن نزدیک بود… با سگ‌ها… اگه سگ ها صدایی میشنیدن، همه مون می مردیم. گروه مون حدود سی نفر بود… میفهمید؟ بالاخره تصمیم گرفتیم… هیچ کس جرئت نکرد دستور فرمانده رو منتقل کنه، اما مادر خودش قضیه رو حدس زد. قنداق نوزاد رو تو آب فرو برد و مدت زیادی همون جا نگه داشت… نوزاد دیگه گریه نمی کرد… هیچ صدایی نمی اومد… ما نمی‌تونستیم سرمون رو بالا بگیریم. نه میتونستیم تو چشمای مادر نگاه کنیم، نه تو چشمای همدیگه…»این کتاب را نشر چشمه با ترجمه عبدالمجید احمدی در 364 صفحه منتشر کرده است. نسخه الکترونیک کتاب را میتوانید از لینک زیر دریافت کنید. علاوه بر این، کتاب صوتی نیز با گویندگی مهسا ملک مرزبان از رادیو گوشه منتشر شده. اگر اولین باریست که به طاقچه سر می‌زنید میتوانید اولین خریدتان را با 50 درصد تخفیف ثبت کنید.کتاب الکترونیک :  https://b2n.ir/warDoesNotEBook کتاب صوتی :  https://b2n.ir/warDoesNotaudiobook </description>
                <category>مهتاب</category>
                <author>مهتاب</author>
                <pubDate>Sun, 22 Aug 2021 22:23:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه : فرانکنشتاین</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%A9%D9%86%D8%B4%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D9%86-x5pqzja51ffj</link>
                <description>چالش کتاب خوانی طاقچه از ابتدای سال 1400 شروع شده و هر ماه یک موضوع برای کتابخوانی دارد با جوایز هیجان انگیز. تیر ماه، چهارمین چالش : کتابی که از نوشتنش بیش از 100 سال میگذرد. انتخاب این ماه من کتاب فرانکنشتاین از مری شلی بود. دلیل انتخاب من این ماه تنها حجم کتاب بود که نسبت به سایر کتاب‌های چالش صفحات کمتری داشت و میتوانستم چالش را در روز های اخر تیر به پایان برسانم و حالا که چند ساعتی از تمام شدن کتاب می‌گذرد از انتخابم شگفت‌زده‌ام.فرانکنشتاینقبل از صحبت درباره کتاب بهتر است چند خطی درباره‌ی نویسنده بخوانیم. مری شری در اگست 1797 در انگلستان به دنیا آمد. پدرش روزنامه نگار و مادرش نویسنده بود. ایده اصلی رمان فرانکنشتاین در سال 1816 در سفری تابستانی به ژنو به ذهنش رسید و در سال 1818 زمانی که تنها 21 سال داشت این کتاب منتشر شد. فیلم مری شلی به کارگردانی حیفا المنصور در سال 2017 منتشر شده که به داستان زندگی شلی میپردازد.کتاب با نامه‌های از رابرت به خواهرش شروع می‌شود. رابرت در محاصره برف و یخ در قطب شمال است و چندی بعد مرد غریبه‌ای را میبیند که لاغر و نزار است. بعد از مدتی مرد - فرانکنشتاین – داستان زندگی خود را برای رابرت تعریف می‌کند.فرانکشتاین که از کودکی شیفته علم بود و در نوجوانی با زیروبم کتاب های مربوط به کیمیا و اکسیر جوانی آشنا شد. در جوانی فهمید که اکسیر زندگی خیال خام است و به دنبال علم واقعی رفت. ایده ای در ذهن فرانکشتاین جرقه میزند و از آن پس شبانه روز تلاش می‌کند تا به موجودی بی‌جان جان ببخشد. کاری که عواقب شومی برایش به همراه دارد.اقتباس های زیادی از این کتاب صورت گرفته که مهمترین آن Frankenstein 1994 به کارگردانی کنت برانا و با بازی رابرت دنیرو است. این فیلم همچنین کاندیدای اسکار چهره پردازی در سال 1995 شد.Frankenstein 1994بخشی از کتاب :در خواب، نامزدم الیزابت را دیدم که در اوج زیبایی بود و در خیابان‌های اینگلشتات قدم می‌زد. تعجب کردم و از خوشحالی به طرف او رفتم و او را در آغوش کشیدم؛ اما… ناگهان رنگ چهره ی الیزابت مثل رنگ مرده ها شد. انگار تمام اندام اليزابت تغییر کرد و حس کردم جسد مادرم را در آغوش گرفته ام. کفنی دور جسدش پیچیده شده بود و کرم‌های گورستان را دیدم که در کفنش وول میخوردند. وحشت زده از خواب پریدم. عرقی سرد روی پیشانی ام نشسته بود و دندان‌هایم به هم می خورد و دست و پایم از تشنج میلرزید و بعد، ناگهان در پرتو نور زرد ماه که از لای کرکره های چوبی پشت پنجره وارد اتاق میشد، هیولای پلیدی را که خودم خلق کرده بودم، دیدم. هیولا پرده ی دور تختم را بالا گرفته بود و با چشمانش -اگر بشود به آنها چشم گفت- به من زل زده بود.کتاب ترجمه‌های متفاوتی از چند ناشر دارد. من ترجمه محسن سلیمانی که نشر قدیانی در 326 صفحه منتشر کرده را خواندم که از لینک زیر می‌توانید نسخه الکترونیک کتاب را دریافت کنید : https://b2n.ir/u45923 </description>
                <category>مهتاب</category>
                <author>مهتاب</author>
                <pubDate>Thu, 22 Jul 2021 23:05:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: بهار برایم کاموا بیاور</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%85-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%A7-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%88%D8%B1-krivvtbfyocy</link>
                <description>چالش کتاب خوانی طاقچه از ابتدای سال 1400 شروع شده و هر ماه یک موضوع برای کتاب خوانی دارد. و حالا رسیدیم به ایستگاه سوم. ماه سوم، خرداد ماه. سومین چالش کتاب‌خوانی طاقچه : کتابی که در عنوانش کلمه بهار وجود داشته باشد. انتخاب این ماه من &quot;بهار برایم کاموا بیاور&quot; مریم حسینیان است. کتابی که اول توجه‌ام به اسمش و سپس به خلاصه داستانش جلب شد.اینجا میتوانید تجربه‌‌ی مطالعه من رابرای کتاب راهنمای کهکشان برای اتواستاپ زن‌ها را بخوانید.قبل از هر چیزی باید بگویم در ابتدا لحن کتاب برایم آشنا بود. کمی بعد یاد کتاب پاییز فصل آخر سال است از نسیم مرعشی افتادم و به نظرم قلم و لحن این دو کتاب شباهت‌هایی دارد.بهار برایم کاموا بیاورهیچ نامی ندارند. حداقل نه تا پایان داستان. راوی داستان مادر خوانواده است و در کل کتاب همسرش را مورد خطاب قرار میدهد. در پایان هر فصل مریم نوشته‌ها را امضا کرده. پس فعلا راوی را مریم مینامیم.مریم به همراه دو فرزند کوچکش و همسرش راهی برهوت می‌شود. برهوتی که شبیه جایی‌ست که همسرش در حال نوشتن داستان آن است. در خانه‌ای که نه کوچه‌ای دارد، نه خیابانی و نه پلاکی ساکن اند. مریم در برهوت تنها نیست. نسترن خانم خانه‌ کناری‌شان را خریده و تنها همدم مریم است. نسترن خانم زنی میانسال و مرموز است با چشمانی سیاه. کمی بعد مریم می‌فهمد نسترن خانم ریز و درشت زندگی‌اش را میداند. میداند که بنیامین چه غذایی دوست دارد، میداند که دفترچه همسرش گم شده و .... شخصیت عجیب دیگر سلام است. سلام در قامت پیرمردی با ریش‌های بلند و سفید ظاهر می‌شود و در ناآرامی ها مریم را ارام می‌کند.داستان با اتفاقات برهوت و فلش‌بک هایی به زندگی قبل از برهوت مریم ادامه پیدا می‌کند. اما گاهی تشخیص مرز واقعیت و خیال سخت می‌شود. با کمی پیشروی میفهمیم که مریم دچار توهمات و خیالاتی‌ست و خیلی نمی‌توان به حرف‌های او اعتماد کرد. قاب های عکسی که کم و زیاد می‌شوند. دختر بچه‌هایی که گنجشک می‌شوند و پسر بچه‌هایی که گنج می‌شوند. داستان گاهی جای‌خالی و وهم و خیال دارد و خواننده سردرگم میشود.داستان وهم آلود و کمی ترسناک است و برای من که طرفدار این ژانر هستم جذاب بود. در شروع داستان فکر نمی‌کردم این قدر مرا درگیر داستان کند. داستان به راحتی حدس زدنی نیست و تا فصل آخر داستان گره‌های داستان باز نمی‌شود. در حین خواندن کتاب (خصوصا فصل‌های اخر) نگران پایان داستان بودم. که نکند جواب سوال‌هایم را نگیرم، نکند داستان مثل رمان‌های دیگر نصف و نیمه با کلی سوال بی‌جواب تمام شود. اما این‌طور نبود. با خیال راحت کتاب را شروع کنید. بعد از خواندن چند فصل اول قول میدهم کتاب را زمین نمی‌گذارید.بخشی از کتاب :&quot;ایستادی جلو عکسها. مردهایی با لباس نظامی، سواربراسب، با عمامه و عبا، زنها با چارقد سفید و دامن بلند، خانوادگی، تنها... داشتم کشف میکردم قلاب بافیهای روی میزهای عسلی، یک میل است یا دومیل که بنیامین رفت روی دسته پهن مبل ایستاد و پرسید «چرا این قاب خالیه؟» فهمیدی که نسترن خانم خیره شده بود به من؟ نمیدانم چرا، ولی انگار باید من علت خالی بودن قاب را میدانستم. لبخند احمقانه ای زدم. از همانهایی که میگویی خیلی مصنوعی است! بنیامین را بغل کردی و نشاندی. آهسته کنار گوشش گفتی «هنوز یک دقیقه نشده که اومدیم باباجون. پسر خوب روی مبل راه نمیره.»&quot;این کتاب را نشر چشمه در 165 صفحه منتشر کرده است. نسخه الکترونیکی بهار برایم کاموا بیاور را میتوانید از طاقچه از لینک زیر دریافت کنید : https://b2n.ir/e20278 </description>
                <category>مهتاب</category>
                <author>مهتاب</author>
                <pubDate>Mon, 21 Jun 2021 23:40:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: راهنمای کهکشان برای اتواستاپ زن‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/@mezati79/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%87%DA%A9%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%D8%B2%D9%86-%D9%87%D8%A7-d2xwaqwxsb3q</link>
                <description>42؟زمین دقیقا چند دقیقه پیش از رسیدن به پاسخ نهایی از بین می‌رود.تا به حال به این فکر کرده اید که شاید زمین ما تنها یک سیاره برای آزمایش های موجودات فضایی باشد؟ یا همه فسیل ها و استخوان ها را فضایی ها برای آزمایش کردن ما زیر خاک دفن کرده باشند؟ اگر ما ما فقط بخش کوچکی از یک کامپیوتر به نام زمین باشیم چه؟ کامپیوتری برای رسیدن به پاسخ همه چیز.خب همین حالا سرچ کنید: Answer to life the universe and everythingخب البته نیازی هم به زحمت شما نیست. جواب این سرچ در تصویر زیر آمده:خب حالا اگر کنجکاو شدید چطور پاسخ به زندگی، جهان و همه چیز 42 است خواندن کتاب را پیشنهاد می‌کنم.کتاب با توصیفی از خانه آرتور دنت شروع می‌شود. خانه ای سی ‌ساله با چهار پنجره که دقیقا آخر ده قرار داشت  و آرتور هم که چند سالی میشد به این جا نقل مکان کرده بود. پنجشنبه صبح روح آرتور خبر هم نداشت که تا چند ساعت دیگر نه تنها از خانه دوستداشتنی اش بلکه از سیاره اش، زمین هم ردی در دنیا باقی نخواهد ماند. تنها چند ساعت بعد خانه آرتور به دست بلدوزرها و زمین هم به دست موجودات فضایی نابود شد. چرا؟ خب هم خانه ارتور و هم سیاره زمین به طور کاملا تصادفی بر سر راه بزرگ راه بودند. ارتور به همراه دوست صمیمی اش - فورد - - که تازه متوجه فضایی بودن او شده -  تنها بازماندگان زمین اند و در فضا با دوستان قدیمی فورد آشنا می‌شود و قدم به جایی می‌گذارد که پاسخ به سوال زندگی و فلسفه ساخت زمین را پیدا می‌کنند.راهنمای کهکشان برای اتواستاپ زن‌ها کتابی علمی تخیلی نوشته داگلاس آدامز(Douglas Adams) نویسنده انگلیسی است که شهرتش را به خاطر همین کتاب دارد. این مجموعه برای اولین باز از طریق رادیو منتشر شد و جای خود را در دل مخاطب باز کرد. کتاب پر است از طنز های درخشان و پرمعنا و گاهی تلخ . شاید خواندن صفحات ابتدایی کتاب کمی کسل کننده به نظر برسد اما در ادامه حتما یک لحظه هم کتاب را راها نخواهید کرد. این کتاب حدود 40 سال پیش در زمانه ای که کامپیوترها به شکل امروزی نبودند و گوشی ها و ساعت های هوشمند وجود نداشتند نوشته شد اما با گذشت زمان ذره ای حس قدیمی بودن به خواننده القا نمیشود.این رمان جذاب در سینما هم درخشید. در سال 2005 فیلمی به همین نام به کارگردانی گارت جنین (Garth Jenning) ساخته و اکران شد. همچنین دنباله این کتاب با نام‌های رستوران آخر جهان، زندگی جهان و همه چیز، خداخافظ برای همیشه و ممنون برای اون همه ماهی و بیشترش چیز خاصی نیست بین سال های 1980  تا 1992 منتشر شد. پس از مرگ آدامز ایون کالفر جلد ششم و پایانی کتاب را با نام راستی تا یادم نرفته را منتشر کرد.hitchhiker&#039;s guide to the galaxy این کتاب را نشر چشمه با ترجمه‌ی آرش کوهی در 205 صفحه منتشر کرده است. اگر هم علاقه مند به کتاب الکترونیک هستید نسخه الکترونیک کتاب را می‌توانید از طاقچه در لینک زیر تهیه کنید. این کتاب در طاقچه بی‌نهایت نیز موجود است. https://b2n.ir/n03719 </description>
                <category>مهتاب</category>
                <author>مهتاب</author>
                <pubDate>Fri, 21 May 2021 23:53:52 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>