<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های mohammad hoseein imanjani</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mh.imanjani22</link>
        <description>طراح محصول دیجیتال</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 07:38:40</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1264318/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>mohammad hoseein imanjani</title>
            <link>https://virgool.io/@mh.imanjani22</link>
        </image>

                    <item>
                <title>برخی سوگیری‌ها در تحقیقات کاربر</title>
                <link>https://virgool.io/@mh.imanjani22/%D8%A8%D8%B1%D8%AE%DB%8C-%D8%B3%D9%88%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1-elqsxcxtvxch</link>
                <description>مغز انسان میتونه اطلاعات زیادی رو ذخیره کنه. ایجاد میانبرهای ذهنی بر اساس الگوهای پرتکرار میتونه یکی از راه‌های ذخیره اطلاعات باشه. این میانبرها به انسان اجازه میده تا برای پردازش سریعتر، اطلاعات را با هم مرتبط و گروه‌بندی کنه ولی این الگوهای فکری میتونه منجر به نتایج نادرست یا غیر معقول و مغرضانه بشه. سوگیری‌ها میتونن روی تحقیقات کاربر شما تأثیر جدی بگذارد و روی طراحی محصول نهایی تأثیر منفی بذارن. آگاهی داشتن از سوگیری و پتانسیلی که برای تأثیرگذاری روی پژوهش و تحقیقات داره، اولین قدم برای مقابله با اون هست. یکی از مواردی که همیشه باید یادمون بمونه اینه که، وقتی نقش محقق UX رو داریم، باید تبدیل به یک ناظر خنثی بشیم و از احساسات و نظرات شخصی کناره‌گیری کنیم. سوگیری در تحقیقات به اشکال مختلف ظاهر میشه و میتونه بر یافته‌ها و رفتار شما، در هنگام تحقیق و برای راحت کردن مسیر آن اثرگذار باشه. در حالی که مولفه‌های چندگانه تحقیق را مورد بررسی قرار میدین، خیلی مهمه است از سوگیری و نحوه تأثیرگذاریش روی تحقیقات کاربر آگاه باشین.در اینجا برخی از مدل‌های سوگیری رو مورد بررسی قرار میدیم:سوگیری تایید (Confirmation bias)سوگیری تایید زمانی رخ میده که داده‌ها برای تایید فرضیه‌ها و انتظارات، تحلیل و تفسیر میشن. این یکی از مضرترین سوگیری‌هاست که در تحقیقات کاربران اتفاق میفته. نقش یه محقق اینه که منبع حقیقت باشه، حتی اگه نتایج تحقیقات با انتظارات در تضاد باشه. همیشه باید یادتون باشه که همه یافته‌ها، مثبت یا منفی، معتبره و باید گزارش بشه.سوگیری ضمنی (Implicit bias)تشخیص این نوع سوگیری سخته. سوگیری ضمنی زمانیه که کلیشه‌ها و نگرش‌های ما روی نحوه رفتار و درک ما از دیگران تأثیر میذاره. برای اینکه تجربه استاندارد برای هر کاربر شرکت کننده در فرآیند تحقیق و پژوهش فراهم بشه، خیلی مهمه که یک محقق در طول این فرآیند بی‌طرف بمونه. یکی از راه‌هایی که محققان میتونن برای بی‌طرف ماندن نسبت به کاربران شرکت کننده انجام بدن، جمع‌آوری اطلاعات ضروری در مورد آن‌ها قبل از جلسه هست که احتمال بروز قضاوت‌ها و فرضیه‌های پیش فرض ناخودآگاه را کم میکنه.اثر هاوثورن (The Hawthorne effect)اثر هاوثورن زمانی رخ میده که کاربر شرکت‌کننده از مشاهده شدن خودش آگاه باشه که این موضوع میتونه اون رو از رفتار طبیعی و عادیه خودش خارج کنه و باعث بشه عملکردشون رو بهبود بدن یا جنبه‌هایی از رفتارشون که مورد مطالعه قرار گرفته، اصلاح کنن. کاهش اثر هاوثورن سخته. یکی از راه‌ها برای کاهش این اثر میتونه این باشه که شما کاملا واضح اعلام کنید که تحقیق و پژوهش، کاربر رو مورد آزمایش قرار نمیده و در واقع هیچ پاسخ درست یا غلطی وجودی نداره. فضای آرومی ایجاد کنین که کاربران شرکت‌کننده احساس آرامش داشته باشن و از مشاهده رفتار طبیعی خودشون آگاهی کمتری داشته باشن.سوگیری انتظار (Observer-Expectancy bias)سوگیری انتظارات، که معمولاً به عنوان سوگیری مشاهده نیز شناخته میشه، شبیه به اثر هاوثورن هست که شرکت‌کننده‌ها ممکنه رفتار خودشون رو تغییر بدن تا محقق رو خوشحال کنن و پاسخ‌هایی میدن که فکر می‌کنن شما انتظار دارین بشنوین. بیشتر شرکت‌کننده‌ها ممکنه دنبال نشونه‌هایی باشن تا به شما بگن که کار درست (کاری که شما انتظار دارین) رو انجام میدن. برای همین، مهمه که در زبان و رفتار غیرکلامی بی‌طرف بمونین. به طور مثال از تکان دادن سر یا تایید و موافقت با چیزی که کاربر میگه خودداری کنین و بیانی خنثی داشته باشین.سوگیری یادآوری (Recall bias)در بخشی از تحقیقات کاربران ممکنه از شرکت کننده‌ها خواسته بشه که رویدادها یا وظایفی از گذشته رو به یاد بیارن تا متوجه بشن که در آن زمان به چه صورتی رفتار میکردن. این میتونه منجر به سوگیری یادآوری بشه، چون ممکنه برخی از خاطرات برجسته‌تر از بقیه باشن، به این معنی که برخی رفتارها یا رویدادها ذکر نشن. برای کاهش این سوگیری میتونین این کار رو انجام بدین: سؤالاتتون رو به دقت بررسی کنین تا مطمئن بشین که آن‌ها برای کاربر قابل درک هستن و به شرکت کننده‌ها زمان کافی برای یادآوری خاطرات طولانی مدت رو بدین. زمان اضافی رو برای اینکار در نظر بگیرین. در مواقع لازم به عمد سکوت کنین و سوالات خوبی بپرسین تا افکار و احساسات طبیعی آشکار بشن.اثر اجماع کاذب (False consensus bias)اثر اجماع کاذب اشاره به این ایده رایج ولی نادرسته که افراد فکر می‌کنن دیگران هم عقاید، نظرات، طرز تفکر و رویکرد مشابه با آن‌ها دارن. این اثر در موقعیت‌های خاص قوی‌تر میشه. اگه چیزی رو واقعاً مهم بدونین یا از دیدگاه خودتون مطمئن باشین، اجماع کاذب قوی‌تر میشه. یعنی شما به احتمال زیاد فکر می‌کنین افراد بیشتری با شما موافق هستن. از راه‌هایی که برای جلوگیری از این اثر میشه انجام داد اینه که از قبل فرضیات و باورهای خودتون رو نسبت به اون پژوهش بنویسین و کنار بذارین. یکی دیگه از راه‌ها میتونه این باشه گروه‌های زیادی از افراد رو با طراحی پرسش‌نامه بررسی کنین.این‌ها بخشی از سوگیری‌هایی بودن که ممکن هست با آن‌ها مواجه بشین. شناخت سوگیری‌ها و آگاهی داشتن از نحوه تاثیرگذاری آن‌ها در نتایج تحقیقات ما خیلی مهمه و باید راه‌های مقابله با آن‌ها را بدانیم تا از این اثرات جلوگیری کنیم. همیشه برای جلوگیری از سوگیری‌ها بهتر است قبل از انجام پژوهش فرضیات و نتایج مورد انتظارمون رو بنویسیم و کنار بگذاریم و با نتایج بدست آمده از تحقیقات و پژوهشمون مقایسشون کنیم تا تفاوت این نتایج رو متوجه بشیم.ممنون از همراهیتون</description>
                <category>mohammad hoseein imanjani</category>
                <author>mohammad hoseein imanjani</author>
                <pubDate>Mon, 16 Oct 2023 12:43:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهبود صفحه آگهی یک خودرو در همراه مکانیک</title>
                <link>https://virgool.io/@mh.imanjani22/%D8%A8%D9%87%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87-%D8%A2%DA%AF%D9%87%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B1%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9-gitk66grzmdw</link>
                <description>در این مقاله میخوام یکی دیگه از فرآیندهایی که به عنوان طراح محصول پیش بردم، توضیح بدممقدمهبرای اینکه متوجه بشم اطلاعاتی که مورد نیاز کاربران، داخل آگهی‌ها نمایش داده میشه مدتی بر روی صفحات آگهی خودرو تحقیق و بررسی‌های مختلفی انجام دادم و متوجه شدم، اطلاعات مورد نظر کاربران متفاوت از اون چیزیه که داره نمایش داده میشه. در طول این بررسی با موارد دیگه‌ای مثل نوع نمایش تصویر‌ها، ترتیب نمایش اطلاعات، جدا کردن کاربرهایی که مشاوره نیاز دارن از کاربرهایی که واقعا قسط بازدید از خوردو رو دارن و... پس باید اطلاعات آگهی رو با آنچه که کاربر نیاز داشت و اولویتش بود به طوری که ساختار درستی داشته باشه و قابل فهم باشه تغییر میدادم تا کاربران تجربه بهتری زمان استفاده از این صفحات داشته باشند.هدفهدف نهایی از این کار، بهبود کیفیت آگهی بود و این یعنی کاربر اطلاعاتی که برای تصمیم‌گیری در مورد آگهی‌ بهش نیاز داره، بهش نشون داده بشه.شروع کار و اولین قدمبرای رسیدن به اطلاعات مورد نیاز کاربران چند تا کار رو باید انجام میدادم1- مصاحبه‌ با کاربران و طراحی پرسشنامه برای بدست آوردن مهمترین اطلاعاتی که کاربران هنگام خرید خودرو به آن نیاز دارند2- تحقیق و بررسی نمونه‌های داخلی و خارجی مشابه3- بررسی و تحلیل رفتار کاربران وقتی در صفحه یک آگهی قرار دارنپرسشنامه اول : کلیات صفحههدف از این پرسشنامه بررسی اطلاعات کلی خودرو به ترتیب اولویت مورد نظر کاربران و اولویت کاربران درباره بخش‌هایی که قصد اضافه کردن آنها به این صفحه را داریم:در سوال اول به ترتیب اولویت کاربران وضعیت فنی، وضعیت بدنه، وضعیت سند، کارکرد، رنگ خودرو، وضعیت داخل خودرو، مکان بازدید، وضعیت بیمه، آپشن های خودرو و وضعیت لاستیک‌ها قرار گرفته‌اند و در سوال دوم به ترتیب اولویت کاربران استعلام تصادفات از راهور، سابقه تعمیرات خودرو از نمایندگی، آگاهی از هزینه تعمیرات و نگهداری، مشخصات خودرو(حجم موتور، قدرت و …)، نظرات سایر کاربران درباره این برند و مدل و در آخر باقیمانده گارانتی کارخانه قرار گرفته‌اند.پرسشنامه دوم : جزئیات خودروهدف از این پرسشنامه بررسی اطلاعات جزیی‌تر خودرو ( جزئیات بدنه، فنی و … ) به ترتیب اولویت مورد نظر کاربران و اولویت بندی گزارش کارشناسی، که نتایج به صورت زیر بود:با توجه به پرسشنامه، نتایج مصاحبه، دیتای گوگل آنالیتیکس و تحلیلی رفتار کاربران از رکوردهای هاتجر ترتیب اولویت داده‌های نمایش داده شده به این صورت شد:وضعیت فنیوضعیت بدنهکارکردرنگگیربکسسندمانده بیمهمحل بازدیددر نتیجه با توجه به دیزاین قبل، کد آگهی از اطلاعات اولیه حذف شد و ترتیب اولویت‌ها تغییر کرد.برای نحوه نمایش اطلاعات، با توجه به تحلیل رقبا و ریسرچی که انجام شد به دو روش زیر رسیدم:در این تست دو طرح A و B، به دو گروه مختلف که هر کدام شامل 4 نفر بود، نشان داده شد و خواسته شد بعد از 5 ثانیه مواردی که دیدن و به یاد داشتن رو بگن:از 4 نفری که طرح B رو دیده بودند 4 نفر کامل موارد رو به یاد داشتنداز 4 نفری که طرح A رو دیده بودند هیچ کس به طور کامل موارد رو به یاد نداشتدلیل این موضوع زمان دیدن تیتر و دیتای مربوط به آن تیتر بود که در روش A چشم باید از راست به چپ حرکت کنه ولی در روش B بلافاصله و زیر هم دیده میشهمدل دیدن عکس‌ها در موبایلزمان دیدن رکوردهای هاتجر با یک موضوعی مواجه شدم که کاربران بر طبق عادت برای دیدن تصاویر، آن‌ها را از راست به چپ میکشیدن ولی در صفحه آگهی ما از چپ به راست کشیده میشد. این مورد باعث میشد که کاربر چند بار تست کنه و بعد روش درست رو پیدا کنه. برای اینکه کاربرای جدید و قدیم هر دو با این مشکل مواجه نشن عکس‌ها رو به صورت لوپ قرار دادیم تا این مشکل حل بشه.مشکل دومی که توی عکس‌ها دیده میشد، مشخص نبود روی کدوم عکس هستیم و نمایش دهنده‌ها هم همه به یک رنگ و اندازه بودن و برای حل این مشکل تعداد کل عکس‌ها و شماره عکس رو قرار دادیم و نمایشگر دایره‌ای رو به صورت زیر تغییر دادیم.گزارش کارشناسیبا توجه به پرسشنامه دوم، ترتیب قرار گرفتن گزارش کارشناسی و جزئیات مربوط به آن را تغییر دادیم و با توجه به تحلیل رفتار کاربران مدل نمایش گزارش کارشناسی را به صورتی تغییر دادیم که دیتای هر بخش با بخش بعدی قابل تشخیص باشه:در جزئیات خودرو یک مسئله‌ای که کاربران داشتن فقط ایراد داشتن یا نداشتن هر بخش مشخص شده بود و اینکه چه نوع مشکلی در هر جزء وجود داره، نشان داده نمیشد که ما این مورد رو به صورت زیر اضافه کردیم:ثبت درخواست بازدیدیکی از مواردی که باعث میشد کاربر تجربه خوبی رو نداشته باشه این بود که مجبور باشه برای دیدن قیمت و ثبت درخواست به اول صفحه برگرده و در واقع دسترس پذیری خوبی نداشته باشه. برای بهبود این مسئله، در موبایل در پایین صفحه و در دسکتاپ، سمت چپ صفحه رو به این مورد اختصاص دادم که به صورت زیر قرار گرفت:خودروهای کارشناسی شدهاز نکاتی توی مصاحبه‌ها باهاش رو به رو شدم، ناشناخته بودن کلمه &quot;کارتیک&quot; بود. از اونجایی که کاربرها با این کلمه خوب ارتباط برقرار نمیکردن، این کلمه رو که برای خودروهایی بود که مورد کارشناسی قرار گرفته بود رو به &quot;کارشناسی شده&quot; تغییر دادیم.تست راه‌حل‌های ارائه شدهدر این مرحله با انجام تست کاربردپذیری با سناریوهای مختلف بر روی طرح ارائه‌شده برای صفحه آگهی، از کاربردپذیری طرح مطمئن شدم و مشکلاتی که در تست مشخص شده‌ بود رو برطرف کردم.تاثیر تغییراتبا توجه به تحلیل هیت مپ و رکوردهای هاتجر و کاهش درصد سوال‌های کاربران نسبت به اطلاعات خودرو و گزارش کارشناسی از تیم پشتیبانی در تماس‌های آن‌ها و افزایش میزان رضایت کاربران نسبت به این تغییرات، بهبود تجربه کاربر نسبت به این صفحه مشخص شد.این مقاله گوشه‌ای از کار من در یک فرآیند تفکر طراحی (ایده تا تست) بود. قطعا در فرآیند طراحی محصول این چرخه همیشه ادامه دارد و دائما میتونیم با تحقیق و بررسی نتایج بهتر و کارآمدتری داشته باشیم.ممنون از نگاه گرمتون</description>
                <category>mohammad hoseein imanjani</category>
                <author>mohammad hoseein imanjani</author>
                <pubDate>Sat, 14 Oct 2023 10:55:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان گوش به زنگ در همراه مکانیک</title>
                <link>https://virgool.io/@mh.imanjani22/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%AF%D9%88%D8%B4-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D9%86%DA%AF-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9-nsrf2wlvlxat</link>
                <description>یکی از وظایف اصلی من به عنوان طراح محصول در همراه مکانیک شناسایی نقاط درد و نیازهای کاربر و ارائه راه‌حل‌های بود. در این نوشته میخوام در مورد اضافه کردن فیچر گوش به زنگ به صفحه نمایشگاه، توضیحاتی بدم.داستان گوش به زنگ از کجا شروع شد؟ما داشتیم روی فلوی خرید خودرو توسط کاربرها تحقیق و بررسی میکردیم تا به راه‌حل‌هایی برسیم که بتونیم کاربر رو قلاب کنیم و در بین سایت‌های موجود در بازار خودرو، از همراه مکانیک خرید خودشو انجام بده و از طرفی میخواستیم ترافیک صفحه نمایشگاه رو به بهینه‌ترین حالت ممکن خودش برسونیم. یک سری نکات وجود داره برای کاربری که میخواد خرید انجام بده:. کاربر به تمام منابع موجود برای خرید خودرو مراجعه میکنه و فقط روی یک منبع تمرکز نمیکنه. کاربرا از زمانی که فقط توی ذهنشون دارن به خرید خودرو فکر میکنن تا زمانی که  تصمیم میگیرن خرید کنن و منابع مالی و شرایط رو فراهم میکنن در حال جستجو در سایت‌ها و منابع موجود بازار هستن. این فرآیند تقریبا به طور میانگین یه دوره 1 ماهه طول میکشه. در طول این زمان مسیر خرید به این صورت پیش میره که، اول کاربر میبینه چقدر میتونه هزینه کنه، با توجه به اون مقدار در یک بازه که یک مقدار بالاتر و پایین تر نسبت به هزینه مد نظرش هست شروع به جستجو توی سایت‌ها و منابع موجود توی بازار میکنه... اینجا با یک سری موارد رو به رو میشه که ممکنه هزینه بیشتری لازم داشته باشن ولی براش به صرفه باشن. حالا میره ببینه میتونه هزینه بیشتری کنه یا وام بگیره، یا قسطی خرید کنه و... خلاصه که شرایط رو میسنجه و به این میرسه که بودجه نهاییش توی یه بازه مشخصی هست. حالا میره توی همون بازه مشخص شروع میکنه به جستجو و خودروهای مختلفی که میتونه بخره رو با هم مقایسه میکنه، احتمالا با افرادی که تخصص دارن مشورت میکنه و به این نتیجه میرسه که به طور مثال 2 مدل خودرو رو با توجه به اون شرایطی که داره براش مناسب‌تره... اینجا انتخاباش محدودتر میشه و داره مرحله تصمیم گیری نزدیک میشه و همزمان داره مبلغ مورد نظرش رو هم تهیه میکنه (ممکنه بخواد خودرو بفروشه، وام بگیره و... که هر کدوم از این موارد هم برای بیزینس یه موقعیت خوب تلقی میشه ولی ما توی این نوشته روی موضوع خودمون صحبت می‌کنیم) و شروع میکنه به بازدید حضوری از خودروها تا بهتر بتونه تصمیم بگیره و در بهترین موقعیتی که توی ذهنش هست خرید خودشو انجام بده.برای اینکه در طول این یکماه کاربر رو بتونیم جذب کنیم باید خدماتی رو بهش ارائه بدیم تا این رو احساس کنه که ما میتونیم بهترین جا برای بهترین خرید براش باشیم.روند 1 ماهه از فکر کردن به خرید تا نهایی کردن خرید خودرو اهداف و انتظاراتهدف ما این هست که کاربر در بین سایت‌ها در طول این ماه به این نتیجه برسه که از همراه مکانیک میتونه خرید خوبی داشته باشه.انتظار من این بود که نرخ بازگشت کاربران به سایت ما بالا برهشروع کار و اولین قدمبرای شروع کار با یکسری کاربری که قصد خرید خودرو داشتن شروع به مصاحبه کردم و در نتیجه اون مصاحبه به این موارد رسیدم که اکثر کاربرا در 20 روز اول نیاز به همراهی که بتونه بهش کمک کنه تا تصمیم بگیره چی بخره، و در دو بازه 5 روزه بعدی نیاز به پیدا کردن بهترین گزینه دارن. این موارد موقع تماس‌های کاربران با تیم پشتیبانی هم مشخص بود.برای قدم بعدی شروع کردم به بررسی رقبای داخلی و مشابه خارجی و البته به جز رقبا بررسی بیزینس‌های مشابه (مثل املاک و ...) را هم انجام دادم. به این رسیدم که باید از طرفی با مشاوره دادن و از طرفی با ایجاد حس اطمینان در کاربر که ما برای خرید کاربر، پیگیری لازم رو داریم انجام میدیم، کاربر رو متقاعد کنیم تا دوباره به سمت ما برگرده و برای این کار باید براش مسیر رو آسون میکردیم.برای قدم اول تصمیم گرفتم فیچر گوش به زنگ رو اضافه کنم.حالا گوش به زنگ چی بود اصلا... گوش به زنگ کارش این بود که هر روز از بین آگهی‌ها، 3 تا آگهی که جزو بهترین‌ها محسوب میشدن رو برای کاربرمون ارسال کنه. حالا این بهترین بر چه اساسی تنظیم میشد؟ قیمت، کارکرد، وضعیت سلامت بدنه و فنیگوش به زنگ رو کی و کجا بهشون نشون بدیم؟توی صفحه نمایشگاه جایی بود که ما با توجه به فیلترهایی که کاربر انجام داده بود، متوجه میشدیم که دنبال چه مدل خودروهایی میگرده و دیتایی که این فیلترها به ما میدادن دقیقا همون چیزی بود که ما میتونستیم آگهی‌ها رو باهاش از هم جدا کنیم. ولی باید بهترین زمان برای نشون دادنش رو هم پیدا میکردیم. برای همین رفتم سراغ هاتجر تا مدل رفتار کاربرا رو اونجا ببینم. چیزی که هیت‌مپ  هاتجر داشت نشون میداد تقریبا 90% کاربرا تا 8 تا آگهی رو میدیدن و ریزش اصلی صفحه از بع این آگهی شروع میشد. پس اینجا میتونست جایی باشه که دوباره کاربر رو همراه کنیم و از خارج شدنش بدون اینکه به نتیجه رسیده باشه یا ارزشی براش خلق شده باشه، جلوگیری کنیم.نمودار هیت‌مپ صفحه نمایشگاه همراه مکانیکبرای ورود به گوش به زنگ میخواستیم اول سوالی بپرسیم که کاربر تمایل داره گوش به زنگ ست کنه یا نه؟ با توجه به موارد بالا تصمیم گرفتم بعد از آگهی 7 و قبل از رسیدن به نقطه ریزش یک مودال باز بشه و این سوال از کاربر پرسیده بشه. ولی یک نکته که وجود داشت این بود اگه کاربر اینجا مودال رو بست و بعدا دوباره خواست که گوش به زنگ ست کنه باید چیکار کنه؟ برای همین تصمیم گرفتم از یک دکمه کنار صفحه استفاده کنم تا همیشه در دسترس باشه.کاربری که فیلتر انجام نداده چی؟کاربری که هنوز فیلتری انجام نداده و تا آگهی 8 پیش رفته، میتونه از داخل خود گوش به زنگ فیلترهای مورد نظرش رو اعمال کنه.چه فیلترهایی؟ چرا؟فیلترها کارشون اینه که با توجه به خواسته‌های ما انتخاب‌ها رو محدود کنن و ما رو به نتیجه مد نظرمون نزدیک‌تر کنن. برای همین گوش به زنگ باید حداقل 1 فیلتر داشته باشه تا محدودیت انتخاب‌ها انجام بشه و کاربر رو به نتیجه برسونه. حالا کدوم فیلترها رو باید میذاشتیم؟ برای این با توجه به دیتای گوگل آنالیتیکس که نشون بیشترین استفاده از فیلترها به برند مدل، قیمت، کارکرد و سال ساخت خودروها هست، ما هم این 4 فیلتر رو قرار دادیم و با این تفاوت که اینجا کاربر اولین چیزی که برای خودش مشخص میشه در اکثر مواقع بازه قیمت هست برای همین بازه قیمت رو در اول قرار دادیم و در ادامه به ترتیب برند مدل، کارکرد و سال ساخت.کی و کجا براشون ارسال میشه؟با توجه به دسترسی‌های موجود در زمان انجام کار 3 روش میشد در نظر گرفت: ایمیل، sms و پیام در واتساپبا توجه به مدل کاربرامون ایمیل نمیتونست گزینه خوبی باشه چون کمتر توسط کاربرها مورد استفاده قرار میگرفت ولی دو تا گزینه sms و واتساپ موجود و قابل اجرا بود. فقط یک چالشی برای واتساپ وجود داشت که اگر میخواستیم به همه کاربرها اولین پیام رو ما ارسال کنیم بعد از یه مدتی سیستم ما رو ربات تشخیص میداد و اکانت با مشکل مواجه میشد. برای این چالش هم یک راه حل در نظر گرفتیم که زمانی که کاربر خواست انتخاب کنه از طریق واتساپ براش پیام داده بشه، با یک CTA به واتساپ میرفت و یک پیام از پیش آماده شده براش نوشته شده بود رو برای ما ارسال میکرد و به این طریق این مشکل حل میشد.اینکه چه زمانی برای کاربر ارسال بشه رو میتونه خودش انتخاب کنه که مثلا هر روز ساعت 17 براش ارسال بشه یا هر 2 روز یکبار ساعت 20 ارسال بشه و... و میتونه این رو تعیین کنه که تا زمانی که از پروفایل این گوش به زنگ رو لغو نکرده با همان بازه‌های تعیین شده براش ارسال بشه یا اینکه تاریخ شروع و پایان رو براش تعریف کنه.نحوه نمایشتستطی یک تست از 10 نفر با این سناریو که “قصد خرید خودرویی دارید و بین 206 تیپ 2 و پژو پارس به دنبال خودرو دلخواهتان هستید. در صفحه نمایشگاه به دنبال خودرو مورد نظر خود بگردید” انجام شد. در نتیجه این تست:80% کاربران گوش به زنگ خود را ست کردند.10% قبل از رسیدن به مودال روی دکمه گوش به زنگ کلیک کرده و آن را تنظیم کردند.60% کاربران بعد از دیدن مودال گوش به زنگ خود را ست کردند.10% کاربران بعد از دیدن مودال آن را بستند و باز هم به دنبال خودروی مورد نظر بودند و بعد از اینکه خودروی دلخواه را پیدا نکردند روی گوش به زنگ کلیک کردند و آن را ست کردند.20% از کاربران بدون ست کردن گوش به زنگ از آن خارج شدند.نتیجه بعد از پیاده سازی60% کاربرانی که لینک آگهی‌ها براشون ارسال میشد، از طریق لینک وارد صفحه آگهی میشدن.70% کاربرانی که لینک آگهی‌ها براشون ارسال میشد، از طریق لینک (آگهی‌های بیشتر) وارد صفحه نمایشگاه میشدن.این گوشه‌ای از کار من در یک فرآیند تفکر طراحی (ایده تا تست) بود. قطعا در فرآیند طراحی محصول این چرخه همیشه ادامه دارد و دائما میتوانیم با تحقیق و بررسی نتایج بهتر و کارآمدتری داشته باشیم.ممنون از نگاه گرمتون</description>
                <category>mohammad hoseein imanjani</category>
                <author>mohammad hoseein imanjani</author>
                <pubDate>Thu, 05 Oct 2023 15:09:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایجاد تجربه بهتر در صفحه آگهی‌های همراه مکانیک</title>
                <link>https://virgool.io/@mh.imanjani22/%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87-%D8%A2%DA%AF%D9%87%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9-ugv8wa47jnsn</link>
                <description>سلام من یکی از طراحان محصول تیم دیزاین همراه مکانیک هستم. یکی از وظایف اصلی من در همراه مکانیک شناسایی نقاط درد و نیازهای کاربر و ارائه راه‌حل‌های مناسب است. در این مقاله میخواهم در مورد قسمتی از مشکلات و راه‌حل‌هایی که ارائه کردم، توضیح بدهم.مقدمهبعد از مشاهده صفحه نمایشگاه، بررسی آمار و تحلیل رفتار کاربران تصمیم به بهبود این صفحه گرفتم و برای قسمتی از مشکلات که مهمتر به نظر میرسیدند، شروع به مطالعه و تحقیق کردم.مسائل و مشکلاتمهمترین مسائلی که مشاهده میشد ترتیب قرار گرفتن فیلترها، دسترس‌پذیری و بهبود تجربه کاربر در استفاده از فیلترها و کارت‌ هر آگهی بود.شروع کار و اولین قدم. اولین کاری که باید انجام میدادم مرتب کردن دسته‌بندی فیلترها و بخش‌های هرکدام از دسته‌های فیلتر بود. برای این کار در مرحله اول با توجه به دیتای جمع‌آوری شده توسط Google Analytic، نرخ کلیک بر روی هر دسته از فیلترها و هر بخش از آن دسته را برای مرتب کردن فیلترها بررسی کردم.. در مرحله دوم با توجه به Heatmap  و Recording هاتجر، شروع به تحلیل رفتار کاربران زمان استفاده از فیلترها کردم.. در مرحله سوم هم به بررسی صفحات مشابه 4 سایت داخلی و 4 سایت خارجی پرداختم. با توجه به سه مرحله‌ی فوق ترتیب فیلترها رو به صورت زیر تغییر دادم:ترتیب قرار گرفتن فیلترها. بخش‌های مختلف هر کدام از فیلترهای بالا با توجه به دیتایی که در اختیار داشتم، براساس میزان استفاده از آن‌ها مرتب کردم.. یکی از مواردی که در فیلترها وجود داشت اسم طرح کارتیک بود که برای کاربران کاملا گنگ بود و بعد از تحقیق و بررسی و با گفتگو با کاربران این طرح را به خودروهای کارشناسی شده تغییر دادم.قدم دوم با بررسی آمار که نشان میداد استفاده از فیلترها خیلی کم بود و تحلیل رفتار کاربران که نشان میداد خیلی از کاربران در دسکتاپ فیلترها رو نمیبینند و در موبایل چون به صورت مودال باز میشد، نمیتوانستند به راحتی از آن‌ها استفاده کنند تصمیم گرفتم فیلترها را با یک مدل دیگر و جایگاه متفاوتی نشان بدهم تا دسترس پذیرتر و Userfriendly باشد.به بررسی و تحقیق مدل‌های مختلف فیلترها در سایت‌های مختلف (Benchmark) و رفتار کاربران پرداختم تا مناسب‌ترین جایگاهی که کاربر میتواند با آن ارتباط برقرار کند را ارائه بدهم.راهکارهایی که مناسب به نظر میرسید:1- در موبایل یک صفحه جدا برای فیلترها باز شود تا کاربر راحت‌تر بتواند فیلترهای مورد نظرش را پیدا کند.2- در دسکتاپ فیلترها رو به طور کامل و ثابت در کنار آگهی‌ها در اختیار کاربر قرار دهم تا در زمان نیاز به راحتی بتواند از آن‌ها استفاده کند و برای استفاده از آن‌ها اسکرول یا زمانی را صرف نکند.مدل قرار گرفتن فیلترها در دسکتاپ. بعد از پیاده‌سازی راه حل‌هایی که مد نظرم بود، فرآیند A/B تست را آغاز کردم و به صورت شگفت‌انگیزی افزایش استفاده کاربران از فیلترها را مشاهده کردم و کاربران در دیزاین جدید بسیار راحت‌تر با فیلترها ارتباط برقرار کردند.قدم سومتصمیم گرفتم یک قدم کار را برای کاربران راحت‌تر کنم و اینجا تصمیم به اضافه کردن Quick Filter گرفتم. برای اینکه این فیلترها را قرار بدهم لازم بود مجددا بررسی کنم که کدام یک از فیلترها از نظر کاربران مهمتر و کاربردی‌تر است.چیزی که پیش‌بینی میکردم این بود که کاربران به ترتیب از قیمت، سازنده و مدل، شاسی، کارکرد و سال تولید استفاده کنند.برای اینکه بررسی درستی در این موضوع داشته باشم اول دیتاهایی که در اختیار داشتم را به دقت بررسی و سپس شروع به تحلیل رفتار کاربران کردم تا متوجه شوم اولین فیلترهایی که کاربران از آن‌ها استفاده میکنند و اهمیت بیشتری برای آن‌ها دارد، کدامند. از بین  این فیلترها 4 فیلتری که مهمتر به نظر میرسیدند به ترتیب سازنده و مدل، قیمت، کارکرد و سال تولید بود. این فیلترها را بر روی کارت‌های مختلف نوشتم و روی هر کارت توضیح کوتاه یک خطی از محتوایی که ارائه میدهد قرار دادم و از 6 کاربر تست درخواست کردم فیلترها را براساس میزان اهمیت و استفاده‌ای که برایشان دارد، به ترتیب قرار بدهند. نتیجه‌ای که از این تست بدست آمد به این صورت بود:تست Card Sorting کاربرانبا توجه به Card Sorting و دیتاهایی که از رفتار کاربران داشتم، 2 دسته‌ی برندها و قیمت را برای Quick Filterها انتخاب کردم.چون میخواستم این مدل فیلترها در دید اول باشند و حتی قبل از فیلتر کردن دیده بشوند تصمیم گرفتم بالای صفحه و قبل از آگهی‌ها و فیلترهای اصلی قرار دهم.برای دسته‌بندی برندها، 10 برندی که پربازدیدترین‌ بودند، را در نظر گرفتم.برای طبقه‌بندی قیمت‌ها، دو مدل دسته‌بندی در نظر گرفتم:1) براساس بازه‌های قیمتی2) براساس خودروهای اقتصادی، میان‌رده و لاکچریدر مدل اول باید به چند نکته توجه میکردم:بازه‌ها به صورتی در نظر گرفته شوند که کاربر کمترین چالش را برای انتخاب بازه داشته باشد و از طرفی بازه‌ها تمام قیمت‌ها را در بر گیرند. بر همین اساس با تحقیق و بررسی به بازه‌های زیر رسیدم:بخش‌بندی Quick Filter قیمتبرای مدل دوم شروع به تحقیق و مصاحبه با تعدادی از کاربران کردم و به این نتیجه‌ رسیدم که کاربران از برچسب خوردن اقتصادی و میان رده هراس دارند و در کل این موضوع (خودروهای اقتصادی و میان‌رده) در ذهن هر کاربر متفاوت است؛ بر همین اساس این مدل تجربه خوبی برای کاربران نداشت. پس تصمیم گرفتم مدل اول را انتخاب کنم و بعد از رسیدن به پروتوتایپ یک تست با تعداد محدودی کاربر انجام دادم و رفتار آن‌ها را هنگام استفاده از Quick Filterها بررسی کردم و متوجه شدم کاربران موبایل تجربه بهتر و راحت‌تری داشتند و در دسکتاپ این تجربه تفاوتی نداشت پس تصمیم به قرار دادن Quick Filterها تنها در موبایل گرفتم.قدم چهارمیکی از نکاتی که در رفتار کاربران مشاهده کردم این بود که اکثرا در هنگام انتخاب یک آگهی، کل کارت آگهی را انتخاب میکردند و لزومی نداشت که ما کلید جزییات بیشتر را داشته باشیم. برای همین تغییری در دیتای داخل کارت‌ها ایجاد کردم که به صورت زیر بود:تغییرات کارت آگهیاین کار باعث حذف دیتای اضافی در داخل کارت‌ شد و فضای بیشتری برای پرداختن به قیمت و اسم آگهی و جزئیات خودرو بوجود آمد (قطعا برای اینکار هم با کاربران تست گرفته شد). کارت‌ آگهی‌این مقاله گوشه‌ای از کار من در یک فرآیند تفکر طراحی (ایده تا تست) بود. قطعا در فرآیند طراحی محصول این چرخه همیشه ادامه دارد و دائما میتوانیم با تحقیق و بررسی نتایج بهتر و کارآمدتری داشته باشیم.</description>
                <category>mohammad hoseein imanjani</category>
                <author>mohammad hoseein imanjani</author>
                <pubDate>Sun, 23 Jan 2022 12:35:14 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>