<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های میرحسین آل محمد</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mhalemohammad</link>
        <description>یک جهان نُقصان به یک ارزن کمال آویخته</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 01:34:27</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/81917/avatar/c8oRph.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>میرحسین آل محمد</title>
            <link>https://virgool.io/@mhalemohammad</link>
        </image>

                    <item>
                <title>32 دلیل برای حال بدم</title>
                <link>https://virgool.io/@mhalemohammad/32-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%AF%D9%85-qixsdp7dcwax</link>
                <description>در دسته بندی آدمها عموما در گروه انسانهای خوش بین جای می گیرم. اما این بار بهتر دیدم بجای دیدن نیمه پر لیوان به ریشه یابی حال بدم بپردازم و نتیجه شد دلایل زیر که باعث حال بد نگارنده است:1. سایتی که دوست دارم را نمی‌توانم به آن دسترسی داشته باشم.2. اینترنتی که نیاز دارم را نمی‌توانم داشته باشم.3. روندِ رسیدگی به کارهایم در ادارات آزاردهنده است.4. نمی‌توانم صاحبخانه بشوم.5. تورم اجازه رشد اقتصادی و پس انداز کردن را به من نمی‌دهد. در واقع همواره از قیمت‌ها عقب هستم.6. دستمزدی که دریافت می‌کنم با زمان و توانی که در ازای آن صرف می‌کنم همخوانی ندارد.7. در زمستان‌ها کمبود گاز، در تابستان‌ها مشکل آب و قطعی برق آزارم می‌دهد.8. نحوه رانندگی و وسایل رانندگی به روحم، وسیله نقلیه ام و جسم ام آسیب می زند.9. با توجه به مستاجر بودنم، رنجِ بسیاری از بابت تمدید قرارداد، افزایشِ پول پیش و هزینه ها و دردسرهای اسباب کشی متحمل می شوم.10. رفتارهای تهاجمی در جامعه روحم را خراش می دهد.11. آلودگی هوا همواره بر سلامتی ام تاثیر منفی می گذارد.12. با توجه به وضعیت اقتصادی ام، نمی توانم به ورزشِ دلخواه، زمینه هنری مورد علاقه و هر گونه فعالیتی برای رشدِ شخصی ام بپردازم.13. دزدی و کم کاری و بی مسئولیتی و از حق دیگران برداشتن را زرنگی و دانایی دانستن، هر روز به من و خانواده ام صدمه می زند.14. با عادی شدن خیانت، تجاوز و دروغگویی هر روز خودم و خانواده ام را در معرض خطر می بینم.15. از فکر کردن به این موضوع که وسیله ای که یکبار خریده ام اگر خراب شود دیگر نمی توانم جایگزین اش کنم ناراحت و عصبانی می شوم.16. مراقبت دائمی بابت اینکه از جانب کسی یا چیزی مورد کلاهبرداری قرار نگیرم، انرژی بسیاری از من می گیرد.17. محدود شدن تعداد انتخاب هایم و از بین رفتن قدرت انتخابم درباره بیشتر کالاها و خدمات، حس بدی به من منتقل می کند.18.  مشکلات گفته شده جرات جسورانه زندگی کردن  را از من گرفته است.19. موضوعاتی مانند سفر، تفریح، دورهمی و ... که به دلیل بار مالی اولویت شان را از دست می دهند، بر ذهن ام سنگینی می کند.20. مطالعه ی روزانه که مانند وعده های غذایی ام ترک نمی شد بخاطر قیمت کتاب، نداشتن روحیه کافی و در اولویت بودن تهیه گوشت و مرغ و برنج و سایر اقلام اساسی به طور کامل به فراموشی سپرده شده است.21. کمک مالی، فکری و یَدی به نیازمندان دیگر در توانم نیست و بیم آن را دارم که خود نیز به این طبقه از جامعه بپیوندم.22. صدمات و لطمات گفته شده، اوضاع زندگی ام را به سویی پیش می برد که هرگونه تصویر و تصور درباره آینده را برایم غیرممکن می سازد.23. تقریبا هفته ای نیست که به فروش وسیله ای از لوازم خانه فکر نکنم و با همین هدف قیمتش را در اینترنت بررسی نکنم.24.افزایش هزینه های ریالی و روانی ناخواسته و غیراختیاری باعث هر روز لاغرتر شدن پیکره ی زندگی ام می شود.25. سلامت روانی ام مخدوش شده و از عهده هزینه های تراپی (روان درمانی) برنمی آیم.26. شرایط زندگی من را تبدیل به یک آدم ترسو کرده است تا جایی که در خلوت خود نیز، شجاعت آزادانه فکر کردن ندارم.27. شرایط زندگی من را پرکرده است از چیزهایی که نیستم و خالی شده ام از چیزهایی که بودم و دلخواهم بود.28. از رنجِ زندگی، امید به رسیدن به گنجِ زندگی ندارم.29.  دسترنجِ خود را هیچ می یابم.30. &quot;معناداری&quot; در بسیاری از فعالیت های زندگی ام خدشه دار و بعضا متفاوت با ماهیتِ خود شده است.31. میانگینِ گفتن و شنیدنِ حرف حساب در سال، به طرزِ تاسف آوری کاهش داشته است.32. در حال حاضر، عمیقا احساسم این است که اسپرمی برنده بود که تخمک آن را انتخاب نکرد.</description>
                <category>میرحسین آل محمد</category>
                <author>میرحسین آل محمد</author>
                <pubDate>Tue, 06 Feb 2024 15:14:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به آنکس که طناب زندگی اش به مو رسیده است!</title>
                <link>https://virgool.io/@mhalemohammad/%D8%A8%D9%87-%D8%A2%D9%86%DA%A9%D8%B3-%DA%A9%D9%87-%D8%B7%D9%86%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B4-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%88-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-rnsadbiqbaqo</link>
                <description>تو را چیزی نجات نخواهد داد مگر چیزی شبیه به معجزهو راستش را بخواهی بزرگترین معجزه ی آدمی،  شکست ناامیدی استدرست همانجا که فکر میکنی به اتوبوس نمیرسی و باز چند قدم می دویدرست همانجا که رابطه ای را از دست رفته می بینی ولی یک بار دیگر شاخه گلی برایش میخریدرست آنجا که می دانی عزیزت فوت شده و کسی گوشی را بر نخواهد داشت و باز تماس میگیریدرست همانجا که می دانی ورشکست شده ای ولی برای آخرین بار به دفترت می روی و یک چای پشت میزت می نوشیدرست همانجا که برای آخرین بار از شهری که دوست داری خارج می شوی ولی باز هم در اخبار هواشناسی،  دمای آنجا را چک می کنیدرست همانجا که می دانی که چیزی یا کسی، دیگر نیست، نخواهد بود ولی یکبار دیگر تلاش می کنی، در همان لحظه تو معجزه کرده ای، تو امید خلق کرده ایچیزی که بشر با آن پرواز کردشب را روشن کردبه فضا رفتعضو قطع شده را از نو پیوند زدو هزار کار شگفت انگیز دیگر کرداگر روزی صاحب فرزندی شدی نامش را امید بگذار،  یا اگر برای گلدان مورد علاقه ات خواستی نامی انتخاب کنی، نامش را امید بگذار یا اصلا نام سالاد یا غذای  مورد علاقه ات را &quot;امید&quot; بگذار و به دیگران بگو من هفته ای سه بار &quot;خوراک امید&quot; می خورمهر چه را که می خواهی، هر که را می خواهی، ولی حتما و حتما چیزی را در اطرافت داشته باش که نامش امید باشدبگذار کلمه &quot;امید&quot; در خلال روزها و ساعتهای زندگی دائما دور و برت تکرار شودبگذار بدانی که همیشه امید معجزه ای هستبگذار برایت تکرار شود که امید بزرگترین معجزه ای است که می توانی رقم بزنیبگذار میان اینهمه دلیل برای نبودن، نشدن، نرسیدن، نخواستن، ندیدن در دلت شعله ای باشد برای ادامه زندگی، در مغزت جرقه ای باشد برای حرکت.می دانی، امید، اولین جرقه است و آخرین شعله ...دلت گرم!</description>
                <category>میرحسین آل محمد</category>
                <author>میرحسین آل محمد</author>
                <pubDate>Sun, 28 Aug 2022 12:11:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پفک؛ شوخی شوخی؛ هایده !</title>
                <link>https://virgool.io/@mhalemohammad/%D9%BE%D9%81%DA%A9-%D8%B4%D9%88%D8%AE%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AE%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87-mehhacaona7g</link>
                <description>پیرمرد پفک دوست مثل همیشه، مانند خوره ها بلیط صندلی پشت راننده را از سایت خریدم تا تمام مسیر زل بزنم به جادهجاده برایم مفهومی شبیه زندگی دارد!صندلی های عقب نشسته بودآمد جلو و دید که شاگرد سرش را گذاشته روی داشبورد و به سختی خودش را بیدار نگه داشتهبا فارسی شکسته بسته به راننده گفت”اوستا اگر اجازه بدی این جوون بره جای من بخابه من تا خوده مقصد پا به پات میشینم و حرف میزنم برات”راننده گفت رضا پاشو برو جای حاجی بخوابحاجی حدودا شصت و پنج سالی داشتکت کهنه و ته ریش سفید؛ رندِ و خسته روزگاراولین توقف بین راه رفت و بزرگ ترین پفک مغازه بین راهی را خریدراه که افتادیم به راننده گفت پفک گرفتم دوتایی بخوریم با هم حال کنیمراننده نگاهش کرد و گفت با پفک !؟گفت اگر بخای حال کنی با نفس کشیدن هم حال میکنیپفک را باز کرد و تعارف کردمشغول شدند به پفک خوردناوستا گفت حاجی حرف بزن برامون سر دماغ بشیم و راه کوتاه بشه بگو ببینیم دنیا دست کیه چند تا بچه داریحاجی گفت قبل از ۹۷ یا بعد از ۹۷؟اوستا گفت چطور؟حاجی گفت از اولیل ۹۷ خدا با ما شروع کرد به شوخیتعطیلات عید بود که معلوم شد دخترمسرطان داره به پاییز نرسید که کنج مریض خونه رفت پیش خداننه اش که عشق اول و آخرم بود طاقت نیاورد اونم به اخر پاییز نرسید که دق کرد (با انگشت های پفکی اش اشکش رو پاک کرد و گفت خلاصه ۹۷ خدا شوخی های بدی با ما کرد.الان من موندم و یک کره خر که همه دنیامه ولی اونم تومور داره توی کله اش بهش میگم پدرسگ سیگار نکش برای اون زهر ماری توی کله ات بده ولی مگه به خرجش میره میگه میخام زودتر برم پیش مامان و ابجیهمش دلم آشوبه نکنه این اسفند ماهی دوباره خدا باهام شوخی اش بگیرهخودمم یکبار شوخی شوخی سکته مغزی کردم خنده خنده شش ماهی زمینگیر بودم تازه تازه از جام پاشدم.همش میگم اگر توله سگ بمونه برام ایندفعه شوخی شوخی که نه جدی جدی براش زن میگیرممن از پشت سر شاهد همه گفت و گوها هستم و با خودم فکر میکنم گاهی زندگی چه شوخی های تلخی با ما می کند که همه جای ادم از آن به بعد جدی جدی درد می کند.چند دقیقه بعد هر کدام در احوالات خودمانیم-پیر مرد انگشتان پفکی اش را لیس میزند-راننده به سیگارش پک سنگینی می زند-شاگرد شوفر روی صندلی حاجی خوابیده است-و من شوخی شوخی فکرهای جدی جدی رهایم نمی کند -هایده بعد از سالها ترک زندگی در هندزفری ام می خواند سلام سلام آی زندگی سلام...در راه تبریز ۷اسفند ۹۸۴:۲۰ صبح#زندگی #هزارماجرا #mirhosseinalemohammad</description>
                <category>میرحسین آل محمد</category>
                <author>میرحسین آل محمد</author>
                <pubDate>Sun, 28 Aug 2022 12:04:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شاخص اِس اند پی به زبان ساده</title>
                <link>https://virgool.io/@mhalemohammad/%D8%B4%D8%A7%D8%AE%D8%B5-%D8%A7%D9%90%D8%B3-%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D9%BE%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-pqymxpsvesn5</link>
                <description>متن زیر برداشت و ادغامی از دو مقاله است که نوشته رئیس دیده بان جهانی پول، خانم آمادئو و خانم مک لاکلن(تولید کننده محتوا در زمینه اقتصاد)است که در انتهای مطلب، لینک متن اصلی آمده است. نبود دانش روز در زمینه بیمه و علاقه شخصی عواملی شدند تا در حد بضاعت خود، متون تخصصی این حوزه را ترجمه کنمشرکت اِس اند پی در ارائه رتبه بندی اعتباری برای اوراق قرضه، کشورها و سایر سرمایه گذاری ها تخصص دارد، اما این فقط یکی از هزاران خدمات بازار مالی است که توسط این شرکت ارائه می شود.این شرکت از دسترسی گسترده خود به داده ها برای ارائه تجزیه و تحلیل سفارشی و ایجاد شاخص های بازار استفاده می کند. مشهورترین شاخص ارائه شده فهرست 500 شرکت برتر بر اساس این شاخص است.چرا نام &quot;استاندارد&quot; و &quot;فقیر&quot;؟Henry Varnum Poorنام های &quot;استاندارد&quot; و &quot;فقیر&quot; از دو شرکت مالی حاصل می شود که در سال 1941 ادغام شدند. در شرکتی به نام Poor&#x27;s که میزان ثروت را اندازه گیری می کند کنایه وجود دارد، اما این نام از یکی از بنیانگذاران این شرکت ، هنری وارنوم پور آمده است. در سال 1860 ، او &quot;تاریخچه راه آهن و کانالهای ایالات متحده&quot; را منتشر کرد. این کتاب نگرانی وارنوم پور در مورد کمبود اطلاعاتِ با کیفیتِ در دسترس سرمایه گذاران بود. کتاب او بذر شفافیت شرکت ها را کاشت و طی 160 سال بعد ، این دانه ها به یک سیستم پیشرفته رتبه بندی اعتبار شرکت ها و ملی تبدیل شد.نقش اس اند پی در بیمهاین رتبه بندی در زمینه بیمه به شما کمک می کند بهترین شرکت بیمه را برای نیازهای خود انتخاب کنید و از ضررهای احتمالی در صورت ورشکستگی یک شرکت جلوگیری کنید.برای اطمینان از صحت و قابل اعتماد بودن رتبه بندی شرکت اس اند پی توسط تیمی از تحلیل گران مالی تعیین می شود که قبل از صدور رتبه بندی طیف وسیعی از معیارهای اعتبار را بررسی می کنند.این رتبه بندی نمی تواند از اتفاقات بد در انتخاب بیمه از جانب شما جلوگیری کند، اما حداقل می تواند به شما کمک کند تا تصمیم بهتر و آگاهانه تری بگیرید.جدول زیر نحوه رتبه بندی در این شاخص را مشاهده می کنید.جدول نحوه رتبه بندی شاخص اس اند پی فقدان رتبه بندیاگر برای یک شرکت این رتبه بندی ندارد ، به معنای ورشکستگی شرکت یا حتی گذراندن دوره مالی سخت نیست. در اغلب این موارد، عدم رتبه بندی به این معنی است که شرکت، اطلاعات لازم را ارسال نکرده است، یا اینکه در معیارهای درجه بندی برای اندازه گیزی شکاف وجود دارد ویا روند بررسی متوقف شده است. شرکت هایی که عملکرد ضعیفی دارند از رتبه بندی کنار گذاشته نمی شوند، اما رتبه فقط می تواند به شرکت هایی داده شود که به طور کامل ارزیابی شده اند.تغییرات رتبه بندیبه منظور ارائه دقیق ترین اطلاعات ممکن به شما، این رتبه بندی به طور مرتب به روز می شود و بندرت ممکن است یک شرکت با دو درجه یا بیشتر کاهش داشته باشد ، اما اکثر شرکت ها در یک دوره طولانی مدت شاهد یک درجه تغییر هستند.اگر در حال تحقیق درباره یک شرکت هستید و رتبه بندی آن تغییر کرده است، می تواند نشان دهد که این شرکت تغییراتی را تجربه می کند که تحلیلگران را در مورد ثبات در آینده این شرکت نامطمئن می کند.منابع:https://www.usinsuranceagents.com/standard-and-poors-ratings-explained/https://www.thebalance.com/what-are-sandp-credit-ratings-and-scales-3305886</description>
                <category>میرحسین آل محمد</category>
                <author>میرحسین آل محمد</author>
                <pubDate>Mon, 31 May 2021 12:21:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>10 نکته برای نمایندگان جدید بیمه</title>
                <link>https://virgool.io/@mhalemohammad/10-%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D9%87-fu3hcqgsensw</link>
                <description>This is my translation of the article 10 tips for new insurance agents in Persian, which was published by Lynette Gil on June 28, 2015 on the Thinkadvisor.com site and is one of the top-ranked articles in this field. I hope you enjoy reading itاین ترجمه من از مقاله &quot;۱۰ نکته برای نمایندگان جدید بیمه&quot; به زبان فارسی است که در تاریخ ۲۸ خرداد ۱۳۹۴ در سایت تینک ادوایزر  توسط لینت گیل منتشر شده و جز مقالات برتر در این حوزه است.امیدوارم از خواندن آن لذت ببرید.پشتکار کیفیتی است که اگر می خواهید در صنعت بیمه رشد کنید باید به طور مداوم روی آن کار کنید.حتی اگر یک تازه کار باشید (که همه ممکن است زمانی یک یا چند بار این موضوع را تجربه کرده باشند) همکارانی  داشته اید که با موضوع تازه وارد بودن شما شوخی کنند، در حالی که بهتر بود زیر بال و پرتان را گرفته و درباره محیط جدید نکاتی را به شما بیاموزند.به یاد داشته باشید حقیقتا هر توصیه ای هنگام ورود به یک زمینه جدید کاری، مفید است و نمایندگان جدید بیمه با ورود به دنیای پیچیده بیمه ، فروش ، خدمات رسانی به مشتری و یا مدیریت نمایندگی خود، این موضوع را به خوبی لمس می­کنند.اما جای نگرانی نیست! ما در اینجا لیستی از بهترین توصیه ها را برای اولین روز کاری جمع آوری کرده ایم. در واقع این توصیه ای است که برای سالهای بعد هم مفید خواهد بود. در آینده می­ توانید از توصیه های لیست شده به عنوان نقطه شروع کار خود یاد کنید و البته نکاتی هم به آن اضافه کنید.اگر نماینده باتجربه تری هستید ، نکاتی که می تواند برای  افراد تازه وارد  مفید باشد را در بخش نظرات بنویسید.1. مهارت &quot;خدمت رسانی به مشتریان&quot; را در خود تقویت کنید.اگر فکر می کنید که پیشخدمت یک رستوران بودن و صندوقدار یک سوپرمارکت شدن فقط اتلاف وقت است، لازم است که دوباره فکر کنید!به یاد بیاورید که چگونه کوچکترین حرکت شما در رستوران توسط پیشخدمت ها دیده می شود. موارد بسیار مشابهی بین خدمات دهی به مشتری در غذاخوری ها و صنعت بیمه وجود دارد. در هر دو مورد شما با مشتری ای روبرو هستید که انتظار بهترین خدمات را در سریعترین زمان ممکن دارد.سایت آموزش نمایندگان آمریکا (پروفسور آمریکا) که بیش از 35 سال است در 26 ایالت بطور حرفه ای در زمینه آموزش نمایندگان فعالیت می کند در این باره می گوید: در مشاغل بسیار رقابتی مانند بیمه ، اغلب &quot;خدمات دهی به مشتری، رقبا را از یکدیگر متمایز می کند.نمایندگان بیمه خوب می­دانند که وقتی پیشنهاد آنها (نرخ استعلام شده) کمترین نرخ نیست ، توانایی آنها در ایجاد احساس ارزش­مندی و اهمیت برای مشتریان می­تواند نظر مشتریان را به جلب کند. بنابراین توجه داشته باشید: مهارت  تعامل و ارتباط با دیگران یک امر ضروری است که باید آن را بیاموزید.2.  هیچ وقت این را فراموش نکن، همین الان در حال فروش هستی!به عنوان یک متخصص فروش ، کار شما این است که محصولی را پیدا کنید که برای نیازهای مشتری شما بهترین باشد و چشم انداز آن را بصورت شفاف توضیح دهید.فراموش نکنید که فروش هر نوع بیمه نامه ای یک معامله برای یک نوبت نیست بلکه فروش بیمه به معنای شروع یک رابطه مادام العمر با مشتری است.اگر در کار بیمه تازه کار هستید ، نکته مهم این است که،  نگاه کنید، بخوانید، گوش دهید و ببینید که فروشندگان برتر چه کاری انجام می دهند؟ چگونه لباس می پوشند؟ آنها چه می گویند و چه چیزی هرگز نمی گویند؟ از قدیمی ترها بیاموزید ، اما همچنان بدانید چه چیزی برای سبک فروش فردی شما بهتر است و چه چیزی شما را از رقبا جدا می کند.3. شما به یک تیم حمایتگر نیاز دارید.شما تنها کسی نیستید که در جهان دست رد به سینه آن زده اند. اما باید بدانید که اگر با دیگران صحبت نکنید و تجربیات خود را به اشتراک نگذارید و از آنها یاد نگیرید پس چگونه می توانید رشد کنید؟پس اگر یک نماینده بیمه مستقل هستید و یا به تازگی به صنعت بیمه آمده اید، به دنبال راههایی برای آموزش، پشتیبانی و تشویق تیم پشتیبانی خود باشید. شما باید فرد یا افرادی را داشته باشید که پس از هر بار شکست به شما روحیه بدهند و شما نیز متقابلا چنین نقشی در قبال آنها داشته باشید. انجمن های صنفی و گروه های همکاران محل مناسبی برای این منظور هستند.4. برای موفقیت لباس بپوشید!اولین برداشت از شما بر اساس ظاهر شما رقم می خورد. اهمیت این موضوع تا آنجاست که خانم &quot;استیسی لندن&quot; بعنوان یک طراح لباس در برنامه خود با نام &quot;چه چیزی نباید پوشید&quot; به افراد آموزش می دهد چه لباسی را برای چه محیطی بپوشند. او در یک آزمایش جالب در یک برنامه تلویزیونی نشان داد که زمانی که افراد لباس مناسب برای موقعیت های مختلف را به درستی انتخاب و می پوشند دیگران به طور ناخودآگاه دوست دارند او را انتخاب کنند و با او هم صحبت شوند.ممکن است خوشایند به نظر نرسد، اما ما بر اساس شکل ظاهری افراد، درباره آنها تصمیم می گیریم بنابراین، لباس تان را تمیز و با کلاس نگه دارید، و بیاموزید که چه سبک هایی برای شما بهتر است. اگر به کمک نیاز دارید از یک دوست  شیک پوش بپرسید.5. با مشتری خود ارتباط برقرار کنیدشما به چیزی بیشتر از گفتگوهای کوتاه، پرسیدن درباره خانواده، کار و علایق فردیِ مشتری نیاز دارید تا به شما کمک کند مکالمه را شروع کنید تا هر دو احساس راحتی کنید. به یاد داشته باشید که بر مشتری خود تمرکز کنید چرا که  شما برای همین کار اینجا هستید (نه برعکس).خانم ماری بث به عنوان یک نویسنده حرفه ای درباره اهمیت ارتباط با مشتری می گوید: مکالمه بستر ارتباط است و بدون مکالمات ارتباطات ما بدون جوهره هستند.خانم ماری بث معتقد است که (مکالمه) یک روش عالی برای سرمایه گذاری در دیگران است.مکالمه هنری است که می تواند به فرصت های بیشتری از جمله فروش متقابل یا مراجعه به دفتر شما منجر شود. وقتی که هدفمند صحبت  می کنید و به سخنان آنها گوش می دهید ، نشان می دهید که برای آنها ارزش قائل هستید.عمل گوش دادن نیمه دیگر داشتن یک مکالمه عالی است که به افراد نشان می دهد به آنها اهمیت می دهید.آیا تا به حال در اطرافتان  شخصی بوده است که فقط بخواهد گوش کند، می خواهد همه چیز را راجع به اینکه روزتان را چطور سپری کرده اید یا سفر اخیرتان چگونه بوده است بشنود؟ ممکن است خیلی با این افراد روبرو نشوید ، اما وقتی چنین فردی را می یابید، آنها در ذهن شما برجسته می شوند.توصیه خوب این  است که به یاد داشته باشید که مکالمه باید دو طرفه باشد پس برای اینکه چیزی برای گفتن درباره خود داشته باشید وقت بگذارید و کمی از خود ، سرگرمی ها و سایر نکاتی را که نشان می دهد شما به عنوان یک فرد معتبر و علاقه مندِ کمک به مشتریان است را با دیگران به اشتراک بگذارید.6. تمام ارتباطات کتبی را تصحیح کنید.چه اتفاقی می افتد وقتی که در یک نامه غلط املایی می بینید؟ خواندن را متوقف می کنید و با خود فکر می کنید: &quot;احمق! حتما در امتحان املا مردود شده است.&quot; خوب است بدانید که در صورت داشتن غلط املائی، دیگران نیز درباره شما همینطور فکر می­کنند!اما چرا اینطور است؟ چون چیزی که غلط نوشته شده باشد غیرحرفه ای و احمقانه به نظر می رسد و بلافاصله باعث از دست رفتن  اعتبارتان می شود.در صنعتی که در آن برای ایجاد اعتماد مشتری سخت تلاش می کنید، آخرین کاری که انجام می دهید نباید اعتماد دیگران نسبت به شما را از بین ببرد. قبل از ارسال کردن نامه، ایمیل و هرگونه پیام متنی آن را دوباره بررسی کنید. اگر متن طولانی است از فرد دیگری بخواهید آن را یکبار دیگر بخواند.7.  شفافیت، در طی فرآیند فروش و بعد از آن مهم است.در راه ایجاد اعتماد مشتری ، شفافیت از اهمیت بالایی برخوردار است. درباره فروشندگان اتومبیل فکر کنید: آیا وقتی در یک نمایشگاه ماشین هستید ، آیا علاقه مند هستید که با بیشتر افراد آنجا ارتباط برقرار کنید و هم صحبت شوید؟پاسخ معمولا منفی است. شما می دانید که این فروشندگان امروز می خواهند به شما یک ماشین بفروشند. تجربه گذشته به شما می گوید تا زمانی که فروش خود را انجام نداده اند با شما خوب و مهربان هستند و در واقع آنها شما را به چشم شکار نگاه می­کنند. و طعم بد این نوع نگاه همیشه در وجود شما باقی می ماند.8. بیاموزید که چگونه خود را به بازار عرضه کنید.چه چیزی شما را از بقیه نماینده های بیمه متمایز می کند؟ اگر مردم می توانند همان نوع بیمه نامه را ارزان و سریعتر در جای دیگری پیدا کنند ، چرا باید از شما خرید کنند؟مارک هولمز بنیانگذار گروه هولمز درباره اهمیت برند شخصی می گوید: &quot;چگونه خود را و محصولات خود را  و نحوه ارائه ی خود را بسته بندی می کنید؟ موارد موجود در بسته شما در واقع خودِ شما هستید. آنچه شما می گویید، نحوه گفتن آن ، کلمات گفتاری، زبان بدن، وقت شناسی، نحوه لباس پوشیدن و رفتار شما، از اجزای اولین برداشت مهم نسبت به شما هستند و برند شما را تشکیل می دهند. پس هوشیارانه درباره هر کدام اقدام کنید!9. پشتکار داشته باشیدپدرم همیشه دو جمله گوهربار به من می گوید: &quot;پشتکار منجر به موفقیت می شود&quot; و &quot;استعداد پیروز است&quot;جالب اینجاست که من به این نتیجه رسیده ام که این دو ضرب المثل فقط و فقط دست در دست هم کار می کنند.شما می­توانید تمام استعدادهای موجود در جهان را داشته باشید ، اما اگر پشتکار نداشته باشید و ادامه ندهید ، مانند شمع در هوا سوسو می زنید.در دنیای امروز هیچ چیزی به اندازه دیدن فرد مشتاق به کمک کردن به دیگران برای جهت یابی و برنامه ریزی مالی هیجان انگیز نیست فردی که در این مسیر با اشتیاق گام بر می­دارد.پشتکار کیفیتی است که اگر می خواهید در صنعت بیمه رشد کنید باید به طور مداوم روی آن کار کنید.سایت اینوست پدیا می­گوید: پشتکار شاید حیاتی ترین صفت یک نماینده خوب بیمه باشد. کسانی که در این زمینه کار می­کنند کاملاً باید بتوانند در طول زندگی حرفه ای خود، از عهده ی پس زده شدن های روزانه برآیند و این کار را هم با لبخند انجام دهند. نمایندگان خوبِ بیمه می دانند که هر &quot;نه&quot; فقط آنها را به کسی نزدیک می کند که می گوید &quot;بله&quot;.به این فکر کنید که وقتی یک نفر به شما &quot;نه&quot; می­گوید در واقع این پیام را برای شما دارد که شما با خارج کردن او از لیست خود، وقت بیشتری دارید تا برای بقیه افراد صرف کنید.10. انتظارات خود را مدیریت کنیدبنیانگذار توئیتر، بیز استون ، در کتاب خود به نام &quot;چیزهایی که چیزهای کمی به من گفتند&quot; می گوید:زمان بندی، پشتکار و 10 سال سخت کوشی واقعی در نهایت باعث شود اینطور به نظر برسد که شما به یک موفقیت یک شبه دست یافته اید.به افرادی که مدام می گویند آن دستاورد &quot;موفقیت یک شبه&quot; بود ، باید بگویم واقعیت این است که چنین چیزی وجود ندارد. شهر رم در یک روز ساخته نشده است.مایکل جکسون یک شبه موفق نشد. استیو جابز در راه موفقیت خود با چالش های زیادی روبرو شد.شما باید انتظارات خود را مدیریت کنید چرا که واقعیت این است که شما مجبور خواهید بود بسیار سخت کار کنید تا به موفقیت برسید.برنت کلی ، صاحب یک شرکت که راه حل های بازاریابی را به صاحبان مشاغل کوچک ارائه می­دهد، می­نویسد که همه نمایندگان بیمه که حرفه ما را شروع می­کنند انتظار دارند که در یکی دو سال اول ماشین ، زندگی در یک خانه خوب داشته باشند و 100 روز در سال را مشغول بازی گلف باشند!با این حال ، باید بدانید که این تجارت مانند هر حرفه دیگری سخت است و برای استاد شدن به زمان، تلاش و عدم موفقیت احتیاج دارد تا به نقطه مطلوب برسد. بنابراین، یک نفس عمیق بکشید و بدانید تابش پرتوی موفقیت بر چهره شما تنها زمانی اتفاق می افتد که سخت و هوشمندانه کار کنید.instagram: mir.alemohammad</description>
                <category>میرحسین آل محمد</category>
                <author>میرحسین آل محمد</author>
                <pubDate>Sun, 23 May 2021 10:27:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عشق آدمی را آدم تر می کنید و ویژگی را ویژه تر!</title>
                <link>https://virgool.io/@mhalemohammad/%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D8%A2%D8%AF%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D8%AA%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D9%88-%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87-%D8%AA%D8%B1!-nxqknr3vcu0t</link>
                <description>دوست دارم وقتی از جهنم جامعه به بهشت خانه پناه می آورم بی وقفه و طولانی تو را درآغوش بگیرمدر چشمانت زل بزنم تا زهر نگاه های آلوده شهر از دیدگانم گرفته شودنفس هایت به من بخورد تا سم هوای شهر از ریه هایم بیرون برودموهایت روی صورتم بریزد تا صورتک های دروغین شهر از چهره ام زدوده شودتا آنگاه کمی آدمی شوم درخور نام &quot;آدمی&quot;دوست دارم استکانی چای از دستت بگیرم تا دستگیرم شود که آب حیات اگر نمود واقعی داشت حتما همین می بوددوست دارم قندی کنارش باشد تا بتوانم برای عسل های جاری در بهشت درذهنم مصداقی بیابمدوست دارم لبخندی به من بزنی تا بدانم جهان هنوز جایی برای زیستن استدوست دارم کلامی بگویی که تنور دلم باز گرم شوددوست دارم صدایم بزنی تا بدانم هنوز اسمم در درون سینه ای شور و شوق می آفرینددوست دارم دستهای زمختم را در دستانت بگیری تا باز مفهوم دستگیری دستگیرم شوددوست دارم یک دل سیر، سیرت و صورتت را سیاحت کنمآن زمان اگر چشمانم خسته بود بدان با همه آن خستگی به تو علاقه مندماگر صدایم کم فروغ بود بدان هنوز بدون رمق در دلم صدایت می زنماگر پاهایم بی جان بود بدان که با بالهای نداشته ام مشتاق پر کشیدن به سویت هستمبدان من از روزگار تقاص همه لحظه هایی که باید کنارت می بودم و غم نان نگذاشت پس خواهم گرفتمبدان که انتقام همه سفرهایی که  نرفته ایم را خواهم گرفتبدان داد همه کادرهایی که باید در جای جای این جهان با دوربین می بستیم و درست دروسط آن می ایستادیم را از روزگار خواهم ستاندبیا قرار بگذاریم اگر روزی سختی روزگار راه نفس کشیدن را بر ما بست فلک را سقف بشکافیماگر خارهای راه پایمان را زخم کرد بال دربیاوریم و به زیر و بم های زمین نیشخند معنادار بزنیماگر سربالایی زمانه عاصی مان کرد در حالیکه نفس مان به شماره افتاده بود سوت زنان به راه ادامه دهیماگر تشنگی طاقت فرسا شد از نگاه در چشمان همدیگر سیراب شویماگر گرسنگی فشار آورد نان دلمان را بخوریماگر روزگار دست رد به سینه مان زد دست هایمان از هم جدا نشودچرا که خداوند ما را برای بازنده و درمانده و فرسوده بودن نیافریده استما روزی قله های سادگی را فتح خواهیم کرد با همین نان و پنیری که می خوریمما روزی بر کاخ نشینان بهترین قصرها از بالای کوهی که قدم زنان فتح اش کرده ایم و قدش از همه ی برج های شهر بلندتر است فخر می فروشیم به آنانی که به سخره می گیرند کسانی را که هیج ندارند بجز خداما روزی با آب تنی در برکه ای چنان لذتی خواهیم برد که ثروتمندترین فرد دنیا در استخر اختصاصی اش تجربه اش نکرده استما روزی قمار همیشه باخت زندگی را برای همیشه خواهیم بردما روزی در شطرنج زندگی همه سربازها را به آخر خط خواهیم رساند و در بین خیل وزیران مان پیروز روزمرّگی ها و روزمرگی ها خواهیم شدنگذار شبح شکست مانع برداشتن قدم بعدی ات شودبترس، اما قدم بعدی را بردار هرچند با ترس، هرچند با لرزنگذار چراغ سوخته ناامیدی خانه دلت را در خاموشی نگه دارد، چراغ امید برافروزنگذار صدای ناله ی مایوس ها بر صدای سمفونی سراسر شادی وجودت غلبه کندنگذار خط اخم چهره ات از خط خنده دور چشمانت عمیق تر شودنگذار هیچ تار مویی از تو بدون کسب تجربه ای و فقط با غم خوردن سفید شودنگذار چینی دلت را چیز بی ارزشی لب پر کند و ترک بیندازدطوری زندگی کن که نگذاری ورق زدن صفحات تقویم تو را ملول و مکدر کندطوری زندگی کن که فوت کردن کیک شمع جشن تولدت اشک شادی در چشمانت بیاورد نه بغض از دست دادن سالی از عمر راطوری بخند که نزدیکانت عمق شادمانی و غریبه ها از این حجم از الکی خوش بودن در شگفت باشند، زندگی آنقدر کوتاه است که ارزش توضیح دادن به کسی نداردطوری راه برو گویا با طناب محکمی چرخ روزگار را فقط با یک دست به دنبال خودت می کشیپیاده نظام تفکرات خود بودن از سواره نظام تفکرات دیگران بودن بهتر است چرا که مقصد هرچند دیر و هرچند دور باشد اما تو تکه تکه مسیر را زیسته ای، زندگی کرده ایحالا که برایت این خط ها را می نویسم احساس بهتری دارم راحت تر نفس می کشم چشمانم برق می زند دستانم پرتوان و قدمهایم مستحکم تر شده، می بینی این است خاصیت عشقعشق آدمی را آدم تر می کند و ویژگیها را ویژه تر!پس بیا که آدم تر و ویژه تر باشیم آنهم در نهایت سادگی!می بینی در این نوشته خبری از دوستت دارم های مرسوم نیست اما تو میدانی که چقدر دوستت دارم، آنقدر که در میانه شهرآشوبی جهان کنج دنجی بیابم و ورقه ی کاغذی مهیا کنم و همین چند خط را بنویسمبنویسم که بخوانیبنویسم که بدانیبنویسم که می توانیبنویسم که بماند به یادگاردر آخرین زمستان این قرن بی قرار!</description>
                <category>میرحسین آل محمد</category>
                <author>میرحسین آل محمد</author>
                <pubDate>Thu, 31 Dec 2020 12:11:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جهان بعد از کرونا</title>
                <link>https://virgool.io/@mhalemohammad/%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-xr8msaiptxx5</link>
                <description>به بعد از کرونا فکر می کنمبه آن لحظه که گوینده یک خبر کوتاه را رسما اعلام خواهد کرد &quot;واکسن کرونا ساخته شد&quot;به آنکه آیا آن لحظه خودم و تمام کسانی که می شناسمشان هم زنده هستیم و این خبر را می شنویم یا خیر!به اینکه آن لحظه(اگر زنده بمانم) چه واکنشی نشان خواهم داد؛ آیا قطره اشکی از گوشه چشمم خواهد لغزید یا از ته دل خواهم خندید یا شک خواهم کرد در درستی خبر یا اگر جمع خودمانی بود راحت تر خواهم بود و خواهم گفت بالاخره راحت شدیم از دست این ویروس پفیوز که ریده بود توی دنیا!به جهان بعد از کرونا فکر می کنمبه آدم هایی که رویشان در روی هم باز شد در طول مدت شیوع کرونایکی اجاره اش را می خواست و به آن احتیاج داشت برای امرار معاش و البته راست می گفت و دیگری پولی نداشت و حقیقتا دست اش خالی بود و حقیقتا درست می گفتبه صف شکایت ها و دادسراها فکر می کنمبه بازماندگان فوت شدگان فکر می کنم که چه مات و مبهوت دیگران را نگاه می کنند و از خود می پرسند مگر عزیز ما جای چه کسی را تنگ کرده بود؟به محتکران که آیا گرد بودن جهان جایی خرخره شان  را خواهد چسبید؟ با پول های بدست آمده شان افطار خواهند داد یا پارتی؟به طنز تلخ ماجرا فکر می کنم که مومنین که به مدد واکسن ساخته شده در بلاد کفر زنده مانده اند آیا بازهم بعد از عبادت شان برای دیگران آرزوی مرگ خواهند کرد؟به کارمند بانکی فکر می کنم که آیا بعد از کرونا باز هم کارمند باقی خواهند ماند یا عطایش را به لقایش خواهد بخشید؟به راننده ها فکر می کنم آیا کسی بعدها باور خواهد کرد که رساندن یک نفر در آن روزهای پر التهاب از میدان انقلاب به میدان آزادی چیزی کمتر از رانندگی جیپ جنگی در جاده زیر آتش دشمن نداشته است؟به معلم ها فکر می کنم که همه می گویند خوش به حالشان شد و حقوقِ کارِ نکرده را گرفتند اما کسی نگفت این حجم از درس های تدریس نشده را چگونه در همین سال یا سال بالاتر باید جبران کنند؟به رفتگران فکر می کنم که اینهمه دستکش و ماسک و دستمال آلوده را چطور جمع می کنند و کسی آیا آماری از تلف شدگان این صنف بر اثر این بیماری دارد یا در این زمینه هم جامعه روی پر مهری به ایشان نشان نخواهد داد؟به کاسبی فکر می کنم که با هزار قرض و قسط کسب و کاری راه انداخت و با هزار امید به خواستگاری دختر مورد علاقه اش رفت و الان نه توان پر کردن چک هایش را دارد نه توان رساندن ملکه اش را به آرزوهایش؟به بیمار صعب العلاجی فکر می کنم که تا پیش از کرونا به سختی نصفه داروخانه های شهر را شخم می زد تا داروهایش را پیدا کند و حالا .....به چکی که پر نمی شودبه قسطی که پرداخت نمی شود و با ضامن اش تماس گرفته می شودبه یخچالی که دیگر پولی برای پر کردنش نیستبه لباسی که قدرت خریدی برای جایگزینی اش نیستبه قبضی که در اثر پرداخت نکردن قطع می شودبه سفره هفت سینی که شاید امسال توان تامین دو یا سه سین اش بیشتر نباشدبه گردنبند یادگاری که برای خرج شب عید فروخته می شود که بعدا بهترش برایش خریده شود....به گردن هایی که بعد از کرونا دیگر راست نیستند و در کشاکش روزهای زندگی کمی کجی به خود می گیرند....به تمام آنچه که این روزها قطره قطره جمع می شوند و به اندازه دریا دریا بر ما اثر می کنند فکر می کنمدر زمان نوشتن این متن 9 روز کامل است که از خانه بیرون نرفته امبه این فکر می کنم که بعد از کرونا باید چندین جا خودم را پاگشا کنم تا بلکه بعد از آن پای رفتنم باشد در این روزها بیشتر از هر کسی با خودم حرف زده ام به اینکه قوی باشبالاخره تمام می شودالان بهترین فرصت است که کتاب نیمه تمامت را تمام کنی؛ کتاب بخوانی؛ فیلم ببینی و....اما کرونا که به مغزم می زند هر چی رشته بودم پنبه می شودبه این فکر می کنم واااااای زبانم لال اگر کرونا به سیستان و بلوچستان و سر پل ذهاب و .... برسد چه خواهد شد به بعضی هنوز اقلام اولیه معیشتی نرسیده است آنوقت اقلام بهداشتی خواهد رسید؟؟دوباره می آیم برای خودم یک قهوه فندقی درست می کنم که مثلا حال و هوایم بهتر شودفکرم می رود سراغ محله های پر خطر تهران(هرندی و شوش و مولوی و...) اگر خدای ناکرده در بین مصرف کنندگان و کودکان کار کرونا فراگیر شود چه؟؟؟؟بی تاب تر می شوم؛ شروع می کنم به قدم زدن در خانه؛ به اندازه موهای سرم که این روزها بیشتر هم می ریزد از سر پذیرایی می روم تا درب ورودی خانه (از اهل خانه طبق معمول می شنوم که سرگیجه گرفتیم از بس جلوی مان رژه رفتی)آرام نمی شوم؛ سوال پشت سوال در ذهن بالا و پایین می پرد-  کرونا را که ساخت؟-  برای چه ساخت؟-  اگر ویروس با گرما از بین می رود چرا در همان سوپ کوفتی از بین نرفت؟-  باید چند نفر دیگر تلف شود تا واکسن آن ساخته شود؟-  اگر هوا گرم شد و ویروس از بین نرفت چه؟به بیماران زمینه ای و مستعد فکر می کنم که این روزها آیا آنها هم مانند من با وحشت شب را روز می کنند؟راستش قبلا در جایی خوانده بودم بيست سال بعد، بابت کارهايي که نکرده‌ای بيشتر افسوس می‌خوری تا بابت کارهايی که کرده‌ای و من هم این روزها وقتی به عمر رفته نگاه می کنم بیشتر حسرت می خورم که چقدر جاها را نرفته ام چه عشق ها که نورزیده امچه حرف ها که بر زبان نیاورده امچه فیلم ها که ندیده ام چه کتابها که نخوانده امچه قدم ها که نزده امو در کل شرمنده از عمر نکرده خویشمکرونا هر چه که بودهر چه که هستهر چه که خواهد بودتلنگری بود به بشربعید می دانم تا به امروز چیزی به اندازه کرونا چنین تلنگری به همه ابعاد آحاد بشر زده باشد به دین اش؛ به شغل اش؛ به مرگ اش؛ به مرز اش؛ به اکنون اش؛ به آینده اش و....به جهان بعد از کرونا فکر می کنم به ذره ذره اشبه تکه تکه اشبه اینکه آنها که رفته اند که رفته انداما آنانکه مانده اند دیگر شباهتی به آنی که قبل از کرونا بوده اند خواهند داشت؟کرونا در کنار همه بدی هایش چیزهایی هم به ما آموختبه ما آموخت که زندگی چقدر &quot;اکنون&quot; استزندگی چقدر &quot;پس انداز ناپذیر&quot; استزندگی چقدر به مویی بند استزندگی چقدر شبیه ظرف است؛ پر از چیزی نیست و آماده پر شدن از هر چیزی!به لحظات آخر یک بیمار کرونایی فکر می کنم که به چه می اندیشیده؟ با خودش چه میگفته؟احتمالا می گفته: بعد از ترخیص ام می روم و لباس می خرم برای سال نو و خودم را نو نوار می کنمبا بچه ها عید یک سفر حسابی می رویم و دلی از عزا در می آوریماحتمالا از کارهای بدی که در حق دیگران کرده پشیمان شده و در دلش از خدا فرصتی برای جبران طلب می کردهیا شاید به این فکر می کرده یادم باشد که مرتبه بعد بیشتر رعایت کنم تا مریضی نگیرمیا شاید....به بازماندگان کرونایی ها فکر میکنمکه وسایل باقی مانده اش را از باب یادگاری تحویل می گیرند یا از ترس بیماری تحویل نمی گیرندبه اینکه با شرایط موجود مراسم می گیرند یا خیربه جهان بعد از کرونا فکر می کنم به جهانی که دیگر شبیه قبل خودش هست و نیست...2:41 بامداد – تهراندوشنبه – 19 اسفند 1398 با سر درد#هزارماجرا #زندگی #کرونا #میرحسین_ال_محمد #mirhosseinalemohammad</description>
                <category>میرحسین آل محمد</category>
                <author>میرحسین آل محمد</author>
                <pubDate>Mon, 09 Mar 2020 03:41:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جوّ جوامع پیرامونی</title>
                <link>https://virgool.io/@mhalemohammad/jjp-plzogpiblu8a</link>
                <description>از:خام ذهنی خام دستبه: آنکه دوست دارد بخواند آنکه دوست دارد بداند و می خواهد پاشنه در را آنطور که خودش می خواهد بچرخاند تا در مبارزه با خویشتن؛ خودش برنده باشدجایی که دیگر منتظر جایزه ای از روزگار نیستی هم جالب است هم ترسناکدر آستانه بی تفاوتی ایستادن یا نتیجه اش اسطوره شدن است یا دچار روزْمرگی شدن و چون اسطوره شدن زحمت بسیار دارد گویا دنیا به سمت سفله پروری گام بر می دارد.دردآ و حسرتا که در عصر حاضر(بنا بر دلایل مفصل) بزرگی نه زاده می شود و نه ساخته و جهان به سمت پروراندن افراد خاص و متخصص نمی رود.در دوره ای زندگی می کنیم که هر وقت تصمیم می گیریم کار گنده ای بکنیم تا سر کوچه که می رویم یادمان می رود؛ نحیف و کم اثر شده ایم!در فضای مجازی مسخ شده ایم؛ به پرستش لایک و لایو و فالوور و... مشغولیم پرستشِ بی پرسش!یادمان می رود به خودمان یاداوری کنیم “آدمی تنهاست با دردی که دارد”در سوگ هیچکس در مورد هیچ چیز هیچ نکته ای نداریم مگر چند نقل قول و ادا و اطوار روشنفکرطور به غایت سطحی و جلدی شده ایم.خوب است این روزها بیشتر سهراب بخوانیم “یاد من باشد تنها هستم” و خودمان را به خودمان یاداوری کنیم خواننده این متن بخاطر خودت می گویم: تو را به خدا “خودت“یادت نرود. https://www.instagram.com/mir.alemohammad </description>
                <category>میرحسین آل محمد</category>
                <author>میرحسین آل محمد</author>
                <pubDate>Tue, 22 Oct 2019 01:19:20 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>