<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمد حسین بهرام</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mhbh110</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 17:30:17</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/159546/avatar/dBArDt.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمد حسین بهرام</title>
            <link>https://virgool.io/@mhbh110</link>
        </image>

                    <item>
                <title>هدیه عشق</title>
                <link>https://virgool.io/@mhbh110/%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%87-%D8%B9%D8%B4%D9%82-sasjqctqlxei</link>
                <description>زلف تو دل می برد حتی به روی نی حسینکشته افتاده در گودال خونین ای حسینقول دادی این که دعوت می کنی ما را بگوکی شود آیم سوی کرب و بلایت ای حسینگودالزلف تو دل می برد حتی به روی نی حسینکشته افتاده در گودال خونین ای حسینقول دادی این که دعوت می کنی ما را بگوکی شود آیم سوی کرب و بلایت ای حسینجان را به راه عشق تو من هدیه می کنمدر این جهان فقط به تو من تکیه می کنمای آبروی عالم و آدم حسین منتا زنده ام برای تو من گریه می کنمباختم دلباختم دل به تو ای سرور و سالار حسیناز دل نوکر خود دلخوری انگار حسینشامل من شده عفوت چه بگویم مولاکه خطا کرده ام و بخشیده ای هر بار حسینتو دلت می شود این که چشم در حسرت توتا سحرگاه ببارد اشک بسیار حسیننظری کن به کسی که ز غم هجرانتنیست راضی و شده خسته و بیمار حسینجلوه کن تا که بشرمد ماه از حسن رخشای همه هستی من ماه شب تار حسینتو اگر قصد کنی، فاصله ها کم گرددلطف کن، قصد نما وعدة دیدار حسینعشق با بودن تو معنی زیبا دارددل شده وقف تو ای حضرت دلدار حسین(گ. امیری)عشقجان را به راه عشق تو من هدیه می کنمدر این جهان فقط به تو من تکیه می کنمای آبروی عالم و آدم حسین منتا زنده ام برای تو من گریه می کنمباختم دلباختم دل به تو ای سرور و سالار حسیناز دل نوکر خود دلخوری انگار حسینشامل من شده عفوت چه بگویم مولاکه خطا کرده ام و بخشیده ای هر بار حسینتو دلت می شود این که چشم در حسرت توتا سحرگاه ببارد اشک بسیار حسیننظری کن به کسی که ز غم هجرانتنیست راضی و شده خسته و بیمار حسینجلوه کن تا که بشرمد ماه از حسن رخشای همه هستی من ماه شب تار حسینتو اگر قصد کنی، فاصله ها کم گرددلطف کن، قصد نما وعدة دیدار حسینعشق با بودن تو معنی زیبا دارددل شده وقف تو ای حضرت دلدار حسین(گ. امیری)</description>
                <category>محمد حسین بهرام</category>
                <author>محمد حسین بهرام</author>
                <pubDate>Thu, 18 Jul 2024 19:40:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سر لشکر</title>
                <link>https://virgool.io/@mhbh110/%D8%B3%D8%B1-%D9%84%D8%B4%DA%A9%D8%B1-ui1tskufg8h3</link>
                <description>تو به تنهایی خود لشکر ارباب شدیتو قرار دل کم طاقت و بی تاب شدینبود هیچ کسی مثل تو دلسوز که توز غم حفظ حرم هر شبه بی خواب شدیدو چشمتز غمت شعله غم بر دلم افروخته ایدیده اند این که دو چشمت به حرم دوخته ایهمه لشکریان فکر به این می کردندکه وفاداری خود را ز که آموخته ای(گ. امیری)</description>
                <category>محمد حسین بهرام</category>
                <author>محمد حسین بهرام</author>
                <pubDate>Thu, 18 Jul 2024 19:33:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عزای محرم</title>
                <link>https://virgool.io/@mhbh110/%D8%B9%D8%B2%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85-t43klhwvhore</link>
                <description>دل تنگ تو بودیم و فقط روضه شنیدیمدعوت بنما ما حرمت را که ندیدیمما در طلب کرب و بلاییم، دل آراماز فاصله­ها صرف نظر کن که بریدیمدر ماه محرم که عزای تو به پا شدلبخند که دادیم، غم و غصه خریدیممولا! تو مگر بی خبر از نیّت مایی؟ما بهر رضای تو به هر سمت دویدیمیک عمر حرم، حسرت مان بود و صد حیفماندیم همین جا به وصالت نرسیدیم(گ. امیری)</description>
                <category>محمد حسین بهرام</category>
                <author>محمد حسین بهرام</author>
                <pubDate>Wed, 10 Jul 2024 23:50:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ای مهربان تر از همه ای سومین امام</title>
                <link>https://virgool.io/@mhbh110/%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-uuw0vmuqlgcs</link>
                <description>با عشق تو است این که گدا محترم شده استبازم امید ما شب جمعه حرم شده استاز حسن خلق تو چه بگویم حسین منکار تمام وقت تو فضل و کرم شدهای مهربان تر از همه ای سومین امامدیدار تو دعای من و مادرم شدهاز کودکی به عشق تو من مبتلا شدمچون کودک سه ساله تو سرورم شدهمولای مهربان من ای ابن بوترابمهر و ولای تو همه جا رهبرم شدهزین پس ز شام تار، هراسان نمی شومچون ماه چارده شبه ات دلبرم شدهشاهین آسمان ولای تو ام حسینعشقم به کربلا است که بال و پرم شده(گ. امیری)</description>
                <category>محمد حسین بهرام</category>
                <author>محمد حسین بهرام</author>
                <pubDate>Wed, 10 Jul 2024 23:48:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خواب حرم</title>
                <link>https://virgool.io/@mhbh110/%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8-%D8%AD%D8%B1%D9%85-prmgfrovco1p</link>
                <description>نیمه شب خواب حرم دیدم و بیدار شدممن به یاد لب عطشان تو تبدار شدمعیشی بالاتر از این نیست که من یک عمری استسائل درگه عباس علمدار شدمتو بگو عشق ترا ما به چه تفسیر کنیم؟ز که ما چاره بجوییم چه تدبیر کنیمعشق این است که ما عمر و جوانی مان راپای غم­های تو و روضه تو پیر کنیم(گل. امیری)</description>
                <category>محمد حسین بهرام</category>
                <author>محمد حسین بهرام</author>
                <pubDate>Mon, 08 Jul 2024 21:52:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یاد حسین علیه السلام</title>
                <link>https://virgool.io/@mhbh110/%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-mwtt5e8noj7b</link>
                <description>با یاد حسین زندگی زیبا شدعاشق شدن و جنون چه پر معنا شداو سرور ما است ما گدای در اوعالم همگی فدایی و نوکر اومولای بیا و باز هم احسان کنیک جمعه مرا به کربلا مهمان کناز من به خودم تو مهربان تر هستیدر باور من تو چیز دیگر هستیدارم به سرت هوای وصلت مولایک لحظه فقط ترا به جان زهرانام تو به درد ما دوا می بخشدخاک حرمت به ما شفا می بخشدما را به حرم فقط دمی راه بدهگم گشته ایم و نشانی از ماه بدهمن در طلبم که با تو دیدار کنمبا چای عراقی تو افطار کنمگر ردّ بکنی مرا خجل ساخته اییعنی که برون ز کویت انداخته ایتا با علم تو عشقبازی کردیمدل را به امید وصل راضی کردیماز دوری مان گلایه داریم آقاجز صبر دگر چه چاره داریم آقابا عشق ز کربلا نفس می­گیریملب تر بکنی برای تو میمیریمجان قمرت بگیر دستانم رابنویس به راه خود تو پایانم راای کاش که راه من شهادت گرددعمرم همه وقف در عبادت گردد(گ. امیری)</description>
                <category>محمد حسین بهرام</category>
                <author>محمد حسین بهرام</author>
                <pubDate>Mon, 08 Jul 2024 21:49:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ماه غم و شوق حرم</title>
                <link>https://virgool.io/@mhbh110/%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%BA%D9%85-%D9%88-%D8%B4%D9%88%D9%82-%D8%AD%D8%B1%D9%85-zahl7y6z1kyi</link>
                <description>ماه غم می رسد و در دل من شوق حرمشوق دیدار تو و صاحب و ارباب کرمنوکرت را تو بغل کن که دلش خون شده استبی خیال همه دنیا به تو مجنون شده استطلبش هم نکنی عشق تو را ول نکندمهر کس را به جز از مهر تو حاصل نکندقمرت ماه دل بی کس و تارم شده استساقی تشنه لبت یاور و یارم شده استخواب را برده ز چشمان من آن حضرت عشقآن علمدار وفادار و یل غیرت عشقسایه لطف تو شد مایه آسایش منیاد بین الحرمین تو و آرامش مندل دگر راه ترا خوب به خاطر داردحب تو مثل حبیب بن مظاهر دارد(خط زده شده دو بیت)پیرو راه توییم و تو به ما ماه شدیقبل از خلقت ما بنده الله شدیتربت ات راز شفای دل تبدار شدهکودک و پیر و جوان بهر تو دلدار شدهچایی روضه تو هر که دمی نوش کنداز می و جام به یکباره فراموش کندراه تو راه صبوری است ره ایمان استلشکر دشمن تو لشکر نامردان استما که یک عمر عزای تو به پا داشته ایمغیر تو دلبر و دلدار کجا داشته ایم؟یا حسین از تو تمنای شفاعت داریمپیش تو از غم هجران شکایت داریم(شعر از: گ. امیری)</description>
                <category>محمد حسین بهرام</category>
                <author>محمد حسین بهرام</author>
                <pubDate>Mon, 08 Jul 2024 21:44:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یاد حسین</title>
                <link>https://virgool.io/@mhbh110/%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-dteqepisnav6</link>
                <description>با یاد حسین زندگی زیبا شدعاشق شدن و جنون چه پر معنا شداو سرور ما است ما گدای در اوعالم همگی فدایی و نوکر اومولای بیا و باز هم احسان کنیک جمعه مرا به کربلا مهمان کناز من به خودم تو مهربان تر هستیدر باور من تو چیز دیگر هستیدارم به سرت هوای وصلت مولایک لحظه فقط ترا به جان زهرانام تو به درد ما دوا می بخشدخاک حرمت به ما شفا می بخشدما را به حرم فقط دمی راه بدهگم گشته ایم و نشانی از ماه بدهمن در طلبم که با تو دیدار کنمبا چای عراقی تو افطار کنمگر ردّ بکنی مرا خجل ساخته اییعنی که برون ز کویت انداخته ایتا با علم تو عشقبازی کردیمدل را به امید وصل راضی کردیماز دوری مان گلایه داریم آقاجز صبر دگر چه چاره داریم آقابا عشق ز کربلا نفس می­گیریملب تر بکنی برای تو میمیریمجان قمرت بگیر دستانم رابنویس به راه خود تو پایانم راای کاش که راه من شهادت گرددعمرم همه وقف در عبادت گردد(امیری)</description>
                <category>محمد حسین بهرام</category>
                <author>محمد حسین بهرام</author>
                <pubDate>Mon, 01 Jul 2024 15:10:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وصی حضرت خاتم</title>
                <link>https://virgool.io/@mhbh110/%D9%88%D8%B5%DB%8C-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D8%AE%D8%A7%D8%AA%D9%85-zru7hd47pm3i</link>
                <description>دلیل و هادی خلق است و لافتی است علیوصی حضرت خاتم، گره گشا است علینبی که دست علی را به دست بالا کردمیان سینه آتش دلان چه غوغا کردکسی که لایق همنامی خدا گردیدعلی است آن که مددکار انبیا گردیدصفات و شأن علی را کسی نمی دانداسیر دوست که دل را قفس نمی داندعلی است آن که بود عرش حق طرفدارشتمام جنّ، ملک و انس شد گرفتارشبه وقت راز و نیازش خلوص معنی شدز شوق دیدن او دیده ام چو دریا شدعلی که رهبر ما و شفیع محشر شدوصی و جان و دل حضرت پیمبر شدبه عشق حیدر هر آن کس که مبتلا گردیدز او مطالب ایوان کربلا گردیدخدا کند که فقط مهدی اش ز راه آیدنبند دل به شب تیره، چون که ماه آید(گ. م)</description>
                <category>محمد حسین بهرام</category>
                <author>محمد حسین بهرام</author>
                <pubDate>Thu, 13 Jun 2024 21:53:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دل به دریا زده ام</title>
                <link>https://virgool.io/@mhbh110/%D8%AF%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7-%D8%B2%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%85-azi6ax1dznn8</link>
                <description>دل به دریا زده ام تا تو نجاتم بدهیتشنه ام منتظرم، آب حیاتم بدهیلحظه ای رخ بنما ای تو مه کامل منکه شده بیش ز عشقت غم تو حاصل منمی بده باز مرا بی خبر از دنیا کندر ره عشق خودت بیشترم شیدا کنهمه شب یاد تو دارم، تو که را یاد کنینیست شکی که مرا یک شبه فرهاد کنیصبر هم بی تو به بی طاقتی عادت کردهاز تو و حسن رخت ماه شکایت کردهصرف یک لحظه مرا در دل خود راه بدهو از آن پس غم خود را به من ای ماه بدهدل به دریا زده ام تا تو نجاتم بدهیتشنه ام منتظرم، آب حیاتم بدهیلحظه ای رخ بنما ای تو مه کامل منکه شده بیش ز عشقت غم تو حاصل منمی بده باز مرا بی خبر از دنیا کندر ره عشق خودت بیشترم شیدا کنهمه شب یاد تو دارم، تو که را یاد کنینیست شکی که مرا یک شبه فرهاد کنیصبر هم بی تو به بی طاقتی عادت کردهاز تو و حسن رخت ماه شکایت کردهصرف یک لحظه مرا در دل خود راه بدهو از آن پس غم خود را به من ای ماه بده(گ. م)</description>
                <category>محمد حسین بهرام</category>
                <author>محمد حسین بهرام</author>
                <pubDate>Thu, 13 Jun 2024 21:40:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>و علی حق و علی عشق و علی ایمان است</title>
                <link>https://virgool.io/@mhbh110/%D9%88-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%AD%D9%82-%D9%88-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D9%88-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-eqndnzx4fj3o</link>
                <description>و علی حق و علی عشق و علی ایمان استسخنانش همگی آیه ای از قرآن استنشود بعد نبی مثل علی در عالماین او را بود وصی یی که شه مردان استو چه خوب است شدی رهبر و مولا و امیرشیعه تا قاف قیامت به تو هم پیمان استبخدا در دل خود مهر علی را دارمو علی داد رس این دل سرگردان استتویی فریاد رس و صاحب شمشیر دو سرذوالفقارت مدد و یاور مظلومان استهرکه بشناخت تو را عاشق تو گشت؛ علی!پیرو راه تو چون میثم و هم سلمان استبس که اوصاف تو نزدیک خدا بود علیبهر توصیف تو عالم همگی حیران استبعد خلق تو به ذهن بشر افتاد سؤالکه علی فوق بشر یا که علی انسان است؟در نبردت همه لشکریان می گفتندخشم حیدر به خداوند که چون طوفان است(گ. امیری)</description>
                <category>محمد حسین بهرام</category>
                <author>محمد حسین بهرام</author>
                <pubDate>Thu, 13 Jun 2024 21:36:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قیام عاشقانه عاشورایی</title>
                <link>https://virgool.io/@mhbh110/%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C-dyt0apxd9m4y</link>
                <description>بدان قیام تو ار باب فخر دین این استفدای آن دو لب تو که خشک و خونین استبه قدر عالم اگر هم به دل غمی باشدولی غم تو برایم حسین سنگین استچه کرده ای تو که با یاد روز عاشوراتمام اهل زمین اشکبار و غمگین استبرای ما حرمت خانه ای است امن و امانو عشق و مهر تو ما را رفیق دیرین استاگر که دلبر و دلدار ما خودت باشیقسم به عشق که والله عشق شیرین استمحبّ تو که ز غیرت شفا نمی خواهدچرا که اسم تو ما را دوا و تسکین استبه روز حشر چه باک از حساب و هول عذابکسی که عشق حسین اش مرام و آئین است(گ. م)</description>
                <category>محمد حسین بهرام</category>
                <author>محمد حسین بهرام</author>
                <pubDate>Thu, 13 Jun 2024 21:31:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حفظ روحیه ضرورت حفظ روحیه علمی و قرار نگرفتن تحت تأثیر ادعاهای خالی و اتهامات خیالی:</title>
                <link>https://virgool.io/@mhbh110/%D8%AD%D9%81%D8%B8-%D8%B1%D9%88%D8%AD%DB%8C%D9%87-%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D8%AD%D9%81%D8%B8-%D8%B1%D9%88%D8%AD%DB%8C%D9%87-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%D9%88-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86-%D8%AA%D8%AD%D8%AA-%D8%AA%D8%A3%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%D8%B9%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%AA%D9%87%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%84%DB%8C-cpwkj4xcatyh</link>
                <description>یکی از مغالطات[لو صح التعبیر] که احیانا در میان طلاب وجود دارد این است که وقتی از استدلال و اقامه برهان علمی عاجز ماندند؛ طرف مقابل/ مخالف شان را متهم به نفهمی و نادانی می کنند. مثلا خیلی از کسانی که می خواهند از تدریس و ترویج کتب نادرسی مرحوم شیخ انصاری در حوزه، دفاع کنند؛ وقتی دست شان از دلیل قانع کننده خالی می شود و نمی توانند خلل ها و خلأهای موجود در این کتاب ها را توجیه کنند و به قول شیخ رحمه الله در برابر ادله و ایرادات «ما لا يمكن الذب عنه»(انصاری، مرتضی بن محمدامین. مصحح عبد الله نورانی. ، ، فرائد الاُصول / جامعه مدرسین، قم - ایران، جماعة المدرسين في الحوزة العلمیة بقم. مؤسسة النشر الإسلامي، جلد: ۱، صفحه: ۱۱۷) [1] قرار می گیرند که امکانی برای دفاع و حتی فرار کردن هم ندارند برای پر کردن قافیه و حفظ قیافه شان به آسانی طرف را محکوم می کنند به بی سوادی و این که او اصلا کتاب شیخ را نخوانده و اگر خوانده هم نفهمیده و اگر فهمیده هم به اندازه او نفهمیده و فهمش سطحی است و نه عمیق و دقیق و مانند اینها... یکی نیست که بگوید آقا! تو چه کار داری به خودش؟ فهمیده یا نفهمیده به تو چه؟ چرا ادله اش را ردّ نمی کنی و خودش را رنگ می کنی؟متاسفانه این سیره سیّئه و عادت نا جوانمردانه و علم ستیزانه حتی در بزرگان حوزه نیز دیده می شود و کسانی مانند صاحب جواهر را نیز مبتلا کرده است. آیت الله شبیری زنجانی در نقد سخن ایشان فرموده است: &quot;... بنابراين استدلالى كه مرحوم صاحب حدائق ذكر كرده و مرحوم صاحب جواهر آن را پذيرفته، تمام نيست. در ادامه، مرحوم صاحب جواهر تعبيراتى دارد كه اين تعبيرات نبايد انسان را از ميدان خارج كند. ايشان عدم وجوب عقيقه را كالمقطوع به محسوب كرده يا مى‌فرمايد قول به وجوب عقيقه ناشى از عدم تعمق در فقه است و تعميراتى از اين قبيل.( جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام، ج ۳۱، ص: ۲۶۷)[2]البته حق مرحوم صاحب جواهر بر تمام حوزه‌هاى علميه قابل انكار نيست، انصافاً اگر جواهر نبود شايد فقه به گونه‌اى ديگر بود ولى اين موجب نمى‌شود كه ما از واقعيات صرف نظر كنيم. مرحوم صاحب جواهر در جايى كه نمى‌تواند با استدلال برهانى مطلبى را تمام كند از اين تعابير استفاده مى‌كند. ما بايد ببينيم منهاى اين تعابير دليل بر مطلب چيست و به لحاظ روحى و روانى تحت تاثير اين تعابير واقع نشويم&quot;( شبیری زنجانی، موسی، دروس خارج نکاح، جلد: ۹، صفحه: ۸۶۹، مرکز فقهی امام محمد باقر علیه السلام وابسته به دفتر آیه الله العظمی شبیری زنجانی، قم - ایران).[3][1] انصاری، مرتضی بن محمدامین. مصحح عبد الله نورانی. ، ، فرائد الاُصول / جامعه مدرسین، قم - ایران، جماعة المدرسين في الحوزة العلمیة بقم. مؤسسة النشر الإسلامي، جلد: ۱، صفحه: ۱۱۷[2]  . جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام، ج ۳۱، ص: ۲۶۷ ناش من عدم التعمق في الفقه.[3] شبیری زنجانی، موسی، دروس خارج نکاح، جلد: ۹، صفحه: ۸۶۹، مرکز فقهی امام محمد باقر علیه السلام وابسته به دفتر آیه الله العظمی شبیری زنجانی، قم - ایران</description>
                <category>محمد حسین بهرام</category>
                <author>محمد حسین بهرام</author>
                <pubDate>Thu, 13 Jun 2024 21:17:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تبعیّت مقلّدانه از منهج اصولی شیخ</title>
                <link>https://virgool.io/@mhbh110/%D8%AA%D8%A8%D8%B9%DB%8C%D9%91%D8%AA-%D9%85%D9%82%D9%84%D9%91%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%86%D9%87%D8%AC-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%DB%8C-%D8%B4%DB%8C%D8%AE-g17v3zfpaddm</link>
                <description>در نظام تعلیمی حاضر بر خلاف منهج علمی و آزاد فکری، تنها مکتب اجتهادی و منهج فقاهتی شیخ، محور درس و بحث­های حوزات علمیّه است که به قول آقای «نیک بین» فضای راکد و منجمدی ایجاد نموده است و گرفتار محدودیّت و تنگنای مهلکی شده چنان که از دیگر طوایف فکری حوزه شیعی اصلا بحثی نمی شود. این وضعیت سوال مهمی را پیش روی فقیهان ما گذارده است که &quot;چرا سه کتاب را که همگی در یک دستگاه فکری سیر می‌کنند و تکرارکننده فضای منجمد و راکد متأثر از رسائل است، کنار هم قرار داده‌ایم؟ این در حالی است که می‌توانستیم کتبی که هر کدام نماینده طیفی از طوایف فکری حوزه شیعی و طرحی از شیوه‌های مختلف علم‌ورزی است، کنار هم قرار دهیم&quot;(نیک بین، ۱۳۹۰: ۸۱). &quot;اگر كسى به صورت اجمالى مطالب «فرائد الاصولِ»‌ شيخ انصارى را از نظر بگذراند، خواهد ديد كه بخش عمدۀ اين كتاب به اصول عمليّه اختصاص يافته است. از چهار جلد آن (نشر مجمع الفكر) دو جلد مربوط به اصول عمليّه است. مخصوصاً استصحاب كه با تفصيل اعجاب‌آورى به آن پرداخته شده است. به موازات اين حجم از پرداختن به اصول عمليّه در اصول، در فقه وى نيز با حجم قابل توجهى از استنادات به اصول مذكور مواجه مى‌شويم. كم‌تر مسئله‌اى است كه شيخ در آنها به اصل عمليّه‌اى استدلال نكرده باشد&quot;(رحیمی، ۱۳۹۸: ۲۵۵. 2). آری &quot;اين دو كتاب نقش برجسته‌اى در پيشرفت علم فقه و اصول را به همراه داشت و سبب پديد آمدن مكتب نوين اجتهاد گرديد&quot;(تسخیری، 1392: 126)؛ چنانکه آشنایی و انس عموم دانش آموختگان حوزه با این دو کتاب و نبود فضای آزاد علمی، این توهّم را برای اکثر حوزویان به وجود آورده است که شیخ، آخرین و بهترین و کامل­ترین نظریات اصولی را دارد.در حالی که اولا این کتاب ها به عنوان کتاب درسی تألیف نشده &quot;بلكه تاليف هريك به آهنگ آن بوده كه آرا و افكار مؤلف را در مسائل مختلف اصولى نشان دهد. و چه بسيار فرق است ميان اينكه كتابى را مؤلف به عنوان كتاب درسى تأليف كند و كتابى را به قصد بيان آخرين نظريات و تحقيقات و عميق‏ترين و استوارترين آنها بنگارد&quot;(اسلامی، 1387: 63. 1).ثانیا اندیشه­های نوین اصولی و فقهی بزرگان متأخر و معاصر مانند امام خمینی، نه تنها در حوزه فکری و علمی که در جهان واقع و بیرونی، شاهکار عظیم انقلاب و حکومت اسلامی را از حوزه علمیّه قم نه تنها به حوزویان و فقیهان که به همه جهانیان ارائه داد و تفکر فقهی، فلسفی، اجتماعی، سیاسی شیعی را وارد مرحلة جدیدی ساخت اما با تأسّف که در نصاب درسی حوزه های علمیّه کمتر از آن اثر و خبری است. به فرموده شهید مطهری: &quot;ما از نظر فقه و اجتهاد در عصرى شبيه به عصر شيخ‏ طوسى زندگى مى‏كنيم، دچار نوعى جمود و اعراض از مواجهه با مسائل مورد نياز عصر خود هستيم. ما نمى‏خواهيم زحمت گام بردارى در راههاى نرفته را كه عصر ما پيش پاى ما گذاشته به خود بدهيم. همه علاقه ما به اين است كه راههاى رفته را برويم و جاده‏هاى هموار و كوبيده را بپيماييم. ما ترجيح مى‏دهيم راه هفتصد ساله حل شبهه ابن قبّه را طى كنيم و حال آنكه امروز صدها شبهه از شبهه ابن قبّه مهم‏تر و اساسى‏تر و وابسته‏تر به زندگى عملى خود داريم&quot;‏(مطهری، 1372: 144. 20). این وضعیّت گونه ای دیگر از تقلید و تبعیّت است اگر نگوییم تقدیس و سلفیّت ...</description>
                <category>محمد حسین بهرام</category>
                <author>محمد حسین بهرام</author>
                <pubDate>Tue, 02 Apr 2024 21:21:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تورّم اصول عمليّه با شیخ انصاری</title>
                <link>https://virgool.io/@mhbh110/%D8%AA%D9%88%D8%B1%D9%91%D9%85-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%B9%D9%85%D9%84%D9%8A%D9%91%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%B4%DB%8C%D8%AE-%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1%DB%8C-vv7kar0s7kbb</link>
                <description>... &quot;تا اين‌كه با ظهور شيخ (ره) ناگهان در اين دست از مباحث تورّم شديدى ايجاد شد. براى مثال مرحوم شيخ (ره) استصحابى را كه در كتب متقدمين در دو يا سه صفحه بحث مى‌شد، ناگهان در ۵۱۰ صفحه به درازا كشاند&quot;(رحیمی، ۱۳۹۸: ۴۳. 1). وانگهی &quot;فقها و اصوليون بعد از شيخ در اكثر آنچه او بنا گذاشته بود از وى تبعيت كردند و تمام سعى و همت خود را براى تكميل و تنقيح آن‌ها به كار بردند... منزلت اصول عمليّه روز به روز تقويت شد. به گونه‌اى كه فقه ما تا حدود زيادى مبتنى بر اصول عمليّه شده است و برخى از علما معتقدند فقه ما با تكيه بر اصول عمليّه مى‌تواند تمام مسائل و مشكلات جامعه را تا ظهور حضرت حجت (عج) پاسخ بگويد! به همين جهت در درس‌هاى خارج، زمان زيادى براى فهم دقايق اصول عمليّه صرف مى‌شود تا جايى كه در برخى از درس‌ها چندين سال فقط به اصول عمليّه مى‌پردازند&quot;(رحیمی، ۱۳۹۸: ۴۶۶. 2).به هر حال، جای این پرسش باقی است که تحوّل اصول عمليّه ای در اصول فقه شیعه، امری مثبت است چنان که آقای صفایی آن را از بزرگ­ترین نعمت­ها در نظام اصول اسلامی دانسته و از نشناخته ماندن جایگاه آن متحسر و متاسف است(صفایی، ۱۳۹۰: ۱۷۸) یا نه؛ این تحوّل در عکس جهت تکامل علم اصول شیعی بوده و سبب آفات و آسیب­هایی شده است؟ و حرف حساب در آن بیش از یکی دو صفحه نیست و اضافه بر آن زاید زاید است و روا نیست که چندین سال عمر طلبه در آن ضایع شود؟: &quot;قدمای اصول عمليّه مثل استصحاب و اصل برائت را در يك يا دو صفحه مى‌آوردند. حرف حساب در باب اصول عمليّه همين قدر است؛ اما امروز خيلى آن را تفصيل مى‌دهند&quot;(حسنی و علی پور: ۱۳۸۵: ۲۴۹. 1). برای پاسخ به این پرسش نخست نمونه ای از نظریات هر دو گروه را آورده و سپس به تحلّیل موضوع اصلی(اجتهاد اصول عمليّه ای، رهگشا یا بن بست؟) می پردازیم.</description>
                <category>محمد حسین بهرام</category>
                <author>محمد حسین بهرام</author>
                <pubDate>Tue, 02 Apr 2024 21:20:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>علم اصول، ابزار اجتهاد</title>
                <link>https://virgool.io/@mhbh110/%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%A7%D8%A8%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%87%D8%A7%D8%AF-f2ilnyyp13io</link>
                <description>اگر علم فقه بیانگر احکام شرع و وظایف مکلّف است، مقدمه و ابزار آن علم اصول/ اصول فقه است. فقیه با استفاده از این علم است که به اجتهاد و استنباط احکام از منابع و ادلّه پرداخته و با استفاده از قواعد و پیروی قوانین آن مسیر فکری و فقهی اش را دنبال می کند. پس بدون اصول، اجتهاد و تفقّهی نیست. دلیل یا ادلّه ای که مجتهد(فقیه) برای بدست آوردن احکام از آن استفاده می کند دارای انواع مختلفی است. برخی تا ۲۹ مصدر و منبع را برای استنباط حکم ذکر کرده اند(کاشف الغطاء، ۱۴۰۸: ۱۶۹). اما با توجه به نوع حکم و بر اساس آن مجموع ادلّه به دو نوع اصلی، قابل تقسیم ست: اجتهادی و فقاهتی. تقسیمی که برای اولین بار توسط محقّق طبری(صالح مازندرانی) (آشتیانی، ۱۳۸۸: ۳۴) مصطلح شده و در عصر فرید بهبهانی[که شهید صدر آن را عصر سوم می نامد(صدر، ۱۴۳۰: ۱۴)] رواج یافت(حاج آخوند قمی،۱۴۲۸: ۲۸۵).در تعریف اصول گفته شده است که مجموعه قواعد استنباط و استخراج احکام شرعی از روی ادلّه است&quot;علم الأصول عبارة عن قواعد لاستنباط و استظهار الحكم الشرعي&quot;(بهسودی، ۱۴۳۰: ۱۷). و &quot;اجتهاد به معناى عملياتى كه فقيه براى تعيين وظيفه عملى طى مى‏كند؛ چه از طريق دليل محرز و استنباط حكم واقعى باشد، و چه از طريق مراجعه به اصول و تعيين وظيفه عملى مستقيما&quot; ... (اسلامی، ۱۳۸۷: ۱۳۸). منتهی مسأله این است که عنایت اصولیین به ادلّه قرآن و سنّت، کمتر است و بخصوص در مورد قرآن که به فرمایش علامه طباطبایی نه تنها فقه و اصول که سایر علوم اسلامی نیز هریک راه جدا و مستقلّی از قرآن در پیش گرفته اند و با قرآن قطع رابطه کرده است. دورانی شده است که شخص می تواند مجتهد باشد اگر چه نتواند که قرآن را درست بخواند و یا حتی دستی به آن زده باشد(طباطبایی، 1374: 450. 5).در حالی که منبع اصلی دین و احکام شرع، قرآن کریم است که فرمود: وَنَزَّلْنَا عَلَيكَ الْكِتَابَ تِبْيانًا لِكُلِّ شَيءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ(النحل/89) ترجمه: و اين کتاب را که روشنگر هر چيزي است و براي مسلمانان رهنمود و رحمت و بشارتگري است بر تو نازل کرديم. و پس از آن احادیث و اخبار اهل البیت علیهم السلام که حضرت امام صادق علیه السلام فرمود: &quot;أَنْتُمْ أَفْقَهُ النَّاسِ إِذَا عَرَفْتُمْ مَعَانِيَ كَلَامِنَا&quot;(شیخ حر عاملی، ۱۴۰۹: 117. 27) یعنی شما فقیه ترین مردم هستید هنگامی که معانی و مقاصد سخن ما را بدانید. در حالی که از معنی و مقصد گذشته، ما از فهم خود کلام نیز عاجزیم و قاصر...</description>
                <category>محمد حسین بهرام</category>
                <author>محمد حسین بهرام</author>
                <pubDate>Tue, 02 Apr 2024 21:18:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وظیفه مرجعیت</title>
                <link>https://virgool.io/@mhbh110/%D9%88%D8%B8%DB%8C%D9%81%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AC%D8%B9%DB%8C%D8%AA-tld7jnsy6gfb</link>
                <description>این فرمایش مرحوم آیت الله صفایی حقیقت تلخی است که در مورد برخی مراجع به طور کامل مصداق دارد و دیده می شود که آنان مسئولیت اصلی شان را فراموش ساخته و قاطی خیرین و پولداران مومن شده اند و این چنین به تعبیری خود ارضایی شرعی می کنند:&quot;اشكال در اين است كه وظايف يك رهبر، يك مرجع به ابهام كشيده شده و چه بسا كه با وظايف يك مؤمن ثروتمندِ خيِّر قاطى و مخلوط گرديده، چه بسا كه با ساختن مسجد و كتابخانه و مريض‏خانه و مدرسه و ساير امور خيريّه اشتباه شده است. ما نمى‏خواهيم اين كارها را كوچك بشماريم، كه ارزش بزرگ خود را دارا هستند، بلكه مى‏خواهيم عظمت و سنگينى بار رهبرى را گوشزد كنيم كه اين كارهاى بزرگ هم در جنب آن چيزى نيست و كارى نيست.كار مرجع، كارى است كه ديگران از انجام آن عاجزند و مسئوليت او تا حدى است كه مسئوليت‏هاى ديگر تابع او هستند. وظيفه او تهيه رهبر و سرپرست‏ براى تمام جمعيت‏ها و براى تمام شهرها و روستاهاست. و آن هم نه فقط براى يك نسل و در عصر خويش، بلكه حتى براى نسل بعد و در زمان آينده. و باز آن هم نه فقط براى يك كشور كه براى تمام زمين، به ترتيبِ «الأَقْرَبُ فَالأَقْرَب»؛ نزديك و نزديك‏تر. امروز خيلى از شهرها و روستاها از سرپرست جامع‏الشرايط- شرايطى كه امام در نظر دارد- خالى است&quot;(علی صفایی: 1391، روحانيت و حوزه: مشكلات و راهكارها، ص: 59).[1][1]صفايى حائرى، على، روحانيت و حوزه: مشكلات و راهكارها، 1جلد، ليلة القدر - قم، چاپ: اول، 1391 ه.ش.</description>
                <category>محمد حسین بهرام</category>
                <author>محمد حسین بهرام</author>
                <pubDate>Tue, 02 Apr 2024 21:15:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مرجعیّت و مسئولیت</title>
                <link>https://virgool.io/@mhbh110/%D9%85%D8%B1%D8%AC%D8%B9%DB%8C%D9%91%D8%AA-%D9%88-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AA-t1ea7ukdjurn</link>
                <description>در حالی که&quot;قبل و معاصر با شيخ انصارى تحولات بسيارى در غرب ايجاد شده بود، چه در زمينۀ علم و چه در زمينۀ تكنولوژى. پيشرفت علمى و تكنولوژيك موجب شد اروپايى‌ها به استعمار و استحمار كشورهاى ديگر مخصوصاً كشورهاى اسلامى بپردازند&quot;(رحیمی، 1398: 389. 2).[1] اما... &quot;اما هزار افسوس! كه شيخ انصارى و بسيارى ديگر از علماى نجف به اتفاقاتى كه در اطراف شان رخ مى‌داد بى‌توجه بودند و شيعيان را در گرفتارى‌ها و در ميان تورها و دام‌هايى سهمگينى كه شيطان براى ايشان پهن كرده بود تنها گذاشتند و بى‌توجه به جرياناتى كه در دنياى آن روز اتفاق مى‌افتاد و كشورهاى اسلامى را به فلاكت كشانده بود، با دقت حيرت انگيزى به مسائلى پرداختند كه يا اساساً به درد استنباط نمى‌خوردند و يا بسيار كم فايده بودند&quot;(همان: 392).[2]به قول آقای رحیمی: &quot;زمانى كه امپرياليسم و غارت ملت‌هاى ديگر از امور بديهى و پذيرفته شدۀ مردم غرب بود و زندگى مادى و اعتقادات و باورهاى كشورهاى مسلمان را به باد داده بود، علماى ما وقت خود را صرف ايجاد تقسيمات استصحاب كلى كرده بودند و هزار مسئلۀ گفتنى و ناگفتنى ديگر. ما از همۀ بزرگان خود توقع نداشته و نداريم كه دست به حركت‌هاى سياسى مى‌زدند و انقلاب به راه مى‌انداختند؛ اما كمترين انتظارى كه از ايشان داشتيم اين بود كه حدأقل در مسائل علمى زمان خود ورود بكنند و از دامنۀ مسائل بى‌فايده يا كم فايده بكاهند و مباحث خود را با توجه به اتفاقات و جريانات و نيازهاى واقعى مردم طرح بكنند. شيخ حتى در امور واضح‌ترى مانند فتنۀ باب و بهاء، كه از مهم‌ترين رويدادهاى زمان شيخ انصارى است، نيز سكوت كرد و هيچ نگفت. عجيب است كه عالم بزرگى مانند شيخ انصارى در بارۀ موضوعى با اين اهميت، كه مى‌رفت تا دين و دنياى مردم را به باد دهد، هيچ موضع‌گيرى‌اى نداشته است! كه اگر مى‌داشت به خاطر اهميت جايگاهش، براى نسل‌هاى بعدى نقل مى‌شد(همان: 393).[3]این از نظر تاریخی و زمینه و پیشینه فکر و فقه فردی و تجریدی که می شود برای امروز ما تا حدّ زیادی مشکل آفرین شده است و منبع و آبشخوری برای مخالفان ولایت فقیه و اقامة حکومت توسط فقیهان در عصر غیبت. اما از طرف دیگر به دلائل موجه نما و مشروع نیز با این موضوع برخورد و ضدیت صورت گرفته و می گیرد که در حقیقت، بن مایة معضل تعدد مرجعیّت محسوب می شود.[1] رحیمی، مجتبی، روش شناسی اجتهاد، جلد: ۲، صفحه: ۳۸۹، دار الفکر، قم - ایران، 1398 ه.ش.[2] رحیمی، مجتبی، روش شناسی اجتهاد، جلد: ۲، صفحه: ۳۹۲، دار الفکر، قم - ایران، 1398 ه.ش.[3] رحیمی، مجتبی، روش شناسی اجتهاد، جلد: ۲، صفحه: ۳۹۳، دار الفکر، قم - ایران، 1398 ه.ش.</description>
                <category>محمد حسین بهرام</category>
                <author>محمد حسین بهرام</author>
                <pubDate>Tue, 02 Apr 2024 21:13:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>طلاب حوزه علمیه از تحقیق تا تقلید</title>
                <link>https://virgool.io/@mhbh110/%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82-%D8%AA%D8%A7-%D8%AA%D9%82%D9%84%DB%8C%D8%AF-aorxeypipedg</link>
                <description>مقوله معروفی است که &quot;العلم‏ في‏ الصغر كالنقش في الحجر و العلم في الكبر كالنقش في المدر&quot;[1]( الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف ؛ ج‏2 ؛ ص515). یعنی آنچه شخص در کودکی یاد می گیرد تا آخر عمر در ذهنش می ماند و به آسانی فراموش نمی گردد. مثلی بین عوام هم هست که «آنچه با شیر مادر در آید با مرگ بر آید»! مصداق فرموده حضرت امیر علیه السلام: الْعِلْمُ‏ فِي‏ الصِّغَرِ كَالنَّقْشِ فِي الْحَجَرِ.[2] (كنز الفوائد ؛ ج‏1 ؛ ص319).احیانا برخی از مطالب و موضوعاتی که افراد به شدّت بدان معتقد اند و با مخالف آن می ستیزند از همین جنس است که مطلب در کودکی به خورد او داده شده است و او را نسبت بدان سخت، متعصّب ساخته است، اما این که تا چه حدّی آن موضوع،‌حقیقت دارد و مطابق واقع است؟؛ برای شخص معتقد، مسأله ای نیست و اصلا نمی خواهد به آن فکر کند یا در باره اش تحقیقی انجام دهد.خرابی کار از اینجا شروع می شود که در فضای علمی و در موضوعات مهمّ دینی نیز این عادت و عصبیّت، راه یافته و کم نیستند طلابی که با جزمیّت افراطی و خام اندیشی خالی و خشک، گرفتار معتقدات بی اساسی از این قبیل شده اند که در دوران کودکی از استاد یا منبری یا هم کلاسی یا والدین و مادر کلان مرحومه یا دیگر اطرافیان خود شنیده اند اندر توصیف مثلا فلان شخص یا فلان کتاب یا فلان و بهمان دیگر و یا آن که بر اثر عادت مألوف کودکانه و فقدان روحیه تحقیق و تعقل بر صحّت و واقعیّت پیش فرض های موهوم خود پا فشاری دارند و هر چه مخالف پنداشت آنان باشد را تکذیب و تکفیر می کنند و بلکه توهمات خود شان را جز‌ء اصول مسلّم جا می زنند: به قول آیت الله شبیری زنجانی: &quot; بعضى چيزها در حوزه مطرح است و انسان از اول طلبگى مى‌شنود و تلقى به قبول كرده و در ارتكاز او باقى مى‌ماند و بدون فكر جزء اصول مسلّم مى‌شود&quot;(شبیری زنجانی، بی تا: 861 . 2).[3]به دو مثال در این زمینه توجه فرمایید:(1) مثال از علم فقه و حکم فقهی:&quot;استاد[آیت الله شبیری زنجانی] فرمودند ما بعد از مراجعه به كتب در اين مسئله ملاحظه نموديم كه اصلاً اينكه بمقدار التقاء ختانين كافى باشد تا زمان شهيد ثانى اصلاً مطرح نبوده است و بسيارى از چيزهايى كه در حوزه‌هاى علميّه مسلمات فقه دانسته مى‌شود از تفردات شهيد ثانى است چون شرح لمعه كتاب درسى حوزه ها بوده است و اين مطلب هم قبل از شهيد ثانى اصلاً مطرح نبوده است و پس از او هم كسى با وى موافقت نكرده است خلاصه ما بايد خود را در زمان قبل از شهيد ثانى قرار دهيم و ببينيم بسيارى از اين ظرائف از ذهن شهيد ثانى خارج شده و قبلاً اثرى از آن نيست و لذا مخالفت با اين گونه تفردات انحراف فقهى نيست چون شهرت اين گونه مسائل در حوزه ها موجب شده كسى نتواند برخلاف آن سخنى بگويد&quot;(همان: 733 پاورقی کتاب).به استظهار از بیان ایشان، رسم و رواج شرح لمعه خوانی از یک طرف و تقدیس گری قشری و تعصب آمیز از شخصیت و نیز شهرت نویسنده کتاب، فضایی را ایجاد کرده است که نظر شخصی او از مسلمات فقه شیعی محسوب شود در حالی که تنها نظر شخصی او است و کسی از علمای قبل و بعدش، با او موافقت نکرده اند...آیت الله شبیری در جای دیگری این خطر را جدا برای طلاب گوش زد نموده و از کتاب خاصی نیز نام می برد و می فرماید که نباید محتوای این کتب را از امور مسلّم علمی تلقی کنیم و بی تحقیق عملی، تابع و تقلید گر باشیم: &quot;گاهى مطلبى را بعضى از بزرگان ابراز مى‌دارند و عده‌اى از شاگردان از آنها تبعيت كرده و آن را به ديگران منتقل مى‌كنند و همه اذهانشان به آن مأنوس مى‌شود و كم كم آن مطلب در اثر تكرار زياد، از ضروريات علمى و نظريات شمرده مى‌شود. ما نبايد در مسائل علمى و تحقيقى هر آنچه را كه در كفايه و يا كتب ديگر گفته شده از مسلمات دانسته و بدون تحقيق و نگرشى واقع بينانه از آن پيروى كنيم. ممكن است در اوائل تحصيلات لازم باشد اين نظريات را در آموزشهاى علمى تكرار كنيم ولى بايد مراقب بود كه كم كم ضروريات كتب درسى جزء فطريات انسان تلقى نگردد. در اين مثال دقت كنيد: اگر گفتند همه جوانها به سربازى بروند و از اين قانون طلاب علوم دينى را استثناء كردند و ما ندانيم مراد از طلاب، روحانيونى است كه ملبس به لباس روحانى باشند يا هر كس به مجرد وارد شدن به حوزه علميه از آن حكم مستثنى است، آيا كسى بالفطره تفاوتى بين اينكه طلاب را متصلاً استثناء كرده باشند يا منفصلاً مى‌گذارد؟ و آيا مى‌گويد در صورتى كه منفصلاً استثنا شده، مورد مشكوك تحت عام قرار مى‌گيرد و در صورت اتصال، مجمل مى‌شود&quot;(شبیری زنجانی، بی تا: 1631 . 3)؟![4](2) مثال از علم اصول و مسأله اصولی:امروزه یکی از موضوعات اصولی مسأله «ملازمه» است و حتی قاعده ای نیز با عین عنوان ساخته اند: قاعده ملازمه! آقای اکبر نژاد این قاعده را نظریه ملازمه دانسته و در باره اش گفته است: &quot;تا زمان مرحوم محقق اصفهانى (ره)، كسى از نظريۀ ملازمه سخنى به ميان نياورده بود و طبق همان مشى طبيعى، مسئله را از راه حكمت، به شارع نسبت مى‌دادند؛ يا اگر نامى از آن آورده‌اند، مقصودشان همان حكمت بوده است. اما مرحوم غروى اصفهانى قول شاذى را به ميان آورد كه خوشبختانه پس از ايشان، با استقبال مواجه نشد؛ اما چون در دورۀ معاصر، كتاب اصول مرحوم مظفر در حوزه‌هاى علميه تدريس مى‌شود، طلاب با نظريۀ ملازمه آشنا مى‌شوند و چون از ديدگاه مشهور خبر ندارند، گمان مى‌برند كه اين نظريه، ديدگاه رايج ميان فقهاى شيعه بوده است؛ در حالى كه چنين نيست&quot;(اکبر نژاد، 1395: 329- 330).[5]این مطلب که در اصول فقه مظفر برای طلاب تدریس می شود، ذهنیتی را در طلبه ایجاد کرده و چیزی را به نام آرای محموده به او تلقین می کند که به تقریر غروی اصفهانی:&quot;۱. شارع يكى از عقلا و بلكه در رأس آنان است.۲. آراى محموده، در نظرگاه عموم عقلا قرار دارد؛ به گونه‌اى كه با اولين توجه، به درستى آن پى برده، مطابق آن حكم مى‌كنند. به عبارت ديگر، منشأ عمومى بودن حكم، كشف آن در توجه نخستين است.۳. بنابراين وقتى حكمى به دليل وضوح آن، عمومى شد، شارع و همۀ عقلا، مطابق آن حكم خواهند كرد؛ وگرنه بايد در عمومى بودن حكم، ترديد كرد&quot;(همان).[6]در حالی که واقعیت چیز دیگری است و این مطلب و خیلی مطالب دیگر امثال آن ربطی به علم اصول ندارد اولا و حتی خود این بزرگواران طراح به این نظریه، پای بندی عملی ندارند ثانیا! &quot;علماى اصول در بحث‌هاى اصولى، چنان وارد استدلال‌هاى عقلى مى‌شوند كه فيلسوفان را هم متحير مى‌كنند! مباحثى مانند ترتب، اجتماع امر و نهى، شرط متأخر و ده‌ها مسئلۀ ديگر شاهد روشنى بر اين مطلب است كه هيچ عالم اصولى حتى خود مرحوم محقق اصفهانى و شاگردان ايشان، ملتزم به آراى محموده نبوده‌اند&quot;(اکبر نژاد، 1395: 83).[7]نتایج و پیام های این نوشتار برای طلاب حوزه علمیه:1. ذهنیت تان را از پیش فرض های کودکانه که تراوش تعلیمات دوران کودکی خود تان یا از استادان تان است به کلی پاک کنید و در مسائل علمی، کار عالمانه و محققانه کنید نه کودکانه و مقلدانه!2.  روحیه تحقیق را در خود و دیگر طلاب، سرکوب نکنید و نگویید که تو به اندازه فلان شیخ و فلان شهید نمی فهمی/ نمی فهمیم! و بر خود یا دیگران تحمیل نکنید که عبارات فلان کتاب ها را خواند و معماهایش را دانستن خود اعجازی است!! چرا که خیلی هایش علوم لاینفع است.3.  به خود و دیگران میدان دهید برای نقد حتی بزرگان حوزه و و مجال تحقیق و پژوهش را از دست ندهید که بخدا قسم نویسنده این کتاب های نادرسی که ما درسی شان کرده ایم نیز افراد معصومی نبوده اند و در زمانه دیگری می زیسته اند که با ما قرن ها فاصله دارد و همه فکر و فتوای شان مقدس نیست!!![1] ابن طاووس، على بن موسى، الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1400ق، ج 2، ص 515.[2] كراجكى، محمد بن على، كنز الفوائد - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1410 ق، ج 1، ص 319.[3] شبیری زنجانی، موسی، دروس خارج نکاح، جلد: ۲، صفحه: ۸۶۱، مرکز فقهی امام محمد باقر علیه السلام وابسته به دفتر آیه الله العظمی شبیری زنجانی، قم - ایران[4] شبیری زنجانی، موسی، دروس خارج نکاح، جلد: ۳، صفحه: ۱۶۳۱، مرکز فقهی امام محمد باقر علیه السلام وابسته به دفتر آیه الله العظمی شبیری زنجانی، قم - ایران[5] اکبرنژاد، محمدتقی، کلام فقاهی، صفحه: ۳۲۹، دار الفکر، قم - ایران، 1395 ه.ش.[6] اکبرنژاد، محمدتقی، کلام فقاهی، صفحه: ۳۳۰، دار الفکر، قم - ایران، 1395 ه.ش.[7] اکبرنژاد، محمدتقی، نظام معرفتی فقاهت، صفحه: ۸۳، دار الفکر، قم - ایران، 1395 ه.ش.</description>
                <category>محمد حسین بهرام</category>
                <author>محمد حسین بهرام</author>
                <pubDate>Tue, 02 Apr 2024 21:09:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جایگاه امید در شعر معاصر افغانستان</title>
                <link>https://virgool.io/@mhbh110/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1-%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-rwvldwc2euch</link>
                <description>1. مطالعه ساده و سطحی در آثار و اشعار اهل ادب و هنر معاصر(شاعران) کشور مان نشان می دهد که امید و خوش بینی نسبت به آینده از مضامین ثابت و بسیار برجسته در آثار و اشعار آنان بوده و در هیچ دوره زمانی نومیدی کامل و تسلیم محض بودن در برابر حوادث ولو با دوچندان شدن دشواری ها و چالش ها(ب حران جنگ در وطن و معضل هجرت و غربت در ملک غیر) در شعر شان وجود ندارد. این نه تنها واقعیّت شعر دوران ما در این وضعیّت بلکه خصلت اصیل و خاصیّت ذاتی و عینیت و هویّت واقعی و حقیقیِ ادب فارسی است. چنان که در بیانات و سفارشات مقام معظم رهبری (آیت الله خامنه ای) به شاعران و استادان زبان و ادب پارسی آمده است: بکوشید شعر فارسی عفیف، حکمت آمیز و امید آفرین باقی بماند[1]. اصولا زبان شعر دنیای شعر، دنیای زیبایی و دنیای خوش بینی و مثبت نگری است«همان گونه که زبان شعر زبان خاص خود است، عالم شعر نیز عالمی است از عوالم دیگر جدا. در عالم شعر، نیکی ها صد بار بیش از بدی ها خود نمایی می کند و دیده زیبا پسند، زشتی ها را کمتر می نگرد»[2].نیست در قاموس مؤمن، یأس و حرمان و شکست مزد کار خویشتن خواهد ز ربّ روز جزاقامتش گر بشکند صد بار از باد خزان با بهاران دگر با عزم نو خیزد ز جا(وحید مژده)[3]حدّ اقلّ این است که مؤمن، نومیدی ناپذیر است و امیدواری و زنده دلی یا امید به زندگی، در اوج خرابی و ویرانی و حتّی از حال رفتگی آرزوها، صوابی است مستوجب ثواب:ویرانه دلم ز خرابات کابل است شهری که آفریده قلوب خراب راهرچند آرزوی من از حال رفته است لیکن امید زندگی دارد ثواب را(محمد شریف عظیمی)[4]از این گذشته، رسالت اصلی و تعهد اخلاقی شعر و ادب، روشنگری و روشنی گرایی است نه شام نمایی و شب اندیشی و شاعر به قول حامد «آرزو نورد»[5]است نه آرزو ناورد:راه شاعر سوی خورشید است، سوی شام نیست گام شاعر، گام فانوس است، از شب گرد نیستشاعری آواز منصور است پای دار ها ضجه هایی را که سگ بر استخوان می کرد نیست(نجیب بارور)[6]از این رو شاعران ما حافظ وار با وثوق به الطاف خداوندی، اشعار شان را با حدیث آرزومندی زیب و زینت داده و بی خیال همه سختی ها و نا خوشی های روزگار، در عین درویشی، خوش بینی و خرسندی، پیشه ساخته و از این نعمت بهره برده اند:سحر با باد مى‌گفتم حديث آرزومندى    خطاب آمد كه واثق شو به الطاف خداوندىقلم را آن زبان نبود كه سرّ عشق گويد باز  وراى حدّ تقرير است شرح آرزومندىدرين بازار اگر سوديست با درويش خرسندست خدايا منعمم گردان به درويشىّ و خرسندى[7]نام ها و عناوین انتخاب شده برای کتاب ها و مجموعه های شعری و نیز عنوان شعر به شعر هر شاعر، شاهد آن است که گام شاعر، گام فانوس است، از شب گرد نیست و راه شاعر سوی خورشید است، سوی شام نیست! بالا تر از آن به قول پژوهشگران، حتّی آن هایی که برای دفتر های شعر خود نام های دلسرد کننده و یأس آور برگزیدند در شعرهای شان از آن راه نرفته اند و بسیاری از سروده های آنها سرود زندگی است.[8]در پیوست، عناوین اشعار تعدادی از شاعران معاصر(معرفی شده در این تحقیق) آورده شده است تا خواننده به وضوح دریابد که حدّ و حجم مثبت اندیشی و امید پروری شعر شان تا کجا است.اما با تأسف چنان که قبلا گفته آمد، رویکرد اغلب محققینِ شعر معاصر و یا پیش فرض و تفکر و ذهنیّت شان نسبت به شعر این دوره، منفی اندیشانه، بدبینانه، سیاه نما و نومیدی گراست. گروهی در مورد شعر معاصر کشور ما، غلبه را به جانب منفی داده اند. مثلا در مورد «گزیده ادبیات معاصر» از بشیر رحیمی گفته شده است که: هرچند در لابه لای اشعار این مجموعه گه گاهی غزل های عاشقایه نظر ها را به خود جلب می کند، اما زخم های عمیقی که در پیک(پیکر[9]) وطن وجود دارد و درد و آوارگی و رنج بی پایان هموطنان، در مجموع فضای تاریک و بدون روزنه امید به فردا از دغدغه های اصلی این مجموعه به حساب می آید[10]. بعد نمونه شعری که از این مجموعه آورده و بدان استناد می شود(در مجموع) درست عکس ادعای نویسنده را اثبات می کند:در خت های لب حوض چشم من مردند  از این خوشی که فرا می رسی بهار ای دوستزمین گسیل شده اما هنوز مژگانم[11] زبانه می کشد از «روضه مزار» ای دوست.کدام کلمات این ابیات، تار نما و دردناک است؟ درخت، لب حوض، چشم، خوشی، بهار، دوست، زمین، مژگان، زبانه، روضه مزار... از بین این همه کلمات، تنها «مردن» را دیدن، نامردی است! آیا خوشی از رسیدن یار و آن هم در بهار، فضای تاریکی است؟ آیا با زبانه کشیدن مژگان آن هم از روضه، گذشته از معنی لغوی اش که گلستان و باغستان است، اگر مراد از آن زیارت سخی(مزار منسوب به مولاعلی علیه السلام در ولایت بلخ و شهر مزار شریف) باشد، که ظاهرا چنین است واقعا روزنه امیدی نیست؟ مژه های آتش بار در ادبیات ما چه معنایی دارد؟...درست است که زخم های وطن و درد و رنج روز ها و روزگار جنگ، فوق العاده است اما فوق العاده تر از آن عادت ما به دیدنِ فقط زخم ها و گفتنِ فقط دردها و رنج هاست و شنفتن فقط آه و ناله هاست که خود، درد و رنج دیگری است. شاید مجموعه های شعری وجود دارد که کلا فضای شب تاریک را به تصویر کشیده باشد اما انکار روزنه فردای امید، با توجّه به کلّیت محتوای شعر معاصر، خود منکَر ادبی و نظرگاه بی انصافی است... از پیامد های ناخوشایند این نگاه این است که می بینیم وقتی ادیبان و پژوهشگران بیرونی در مورد شعر و شعرای افغانستان کتاب می نویسند، به آن عنوان«مویه های پامیر» و «شانه های زخمی پامیر» می دهند[12]و این سروده زیبا را که همه مردم افغانستان با آهنگ هنرمندان شان همیشه گوش داده و با خود زمزمه می کنند: وطنم دوباره اینک تو و شانه های پامیر/ بتکان ستار ها را که سحر شود فراگیر... ندیده و نشنیده می گیرند و پامیر پرشکوه، ستاره پرّان و سحر گستر ما؛ پامیر غمبار و عزادار معرفی شده، به شانه زخمی اش پیشتر و بیشتر از قلب پرتپش و قله شکوهمندش توجه شده و مویه گری بر او تحمیل می شود...هنوز زمزمه بلبل چمن باقی است  هنوز نغمه قمری به نارون باقی استهنوز رقص غزالان به زیر پرتو ماه  به دشت و دامنه و قله و دمن باقی استمشو ز واقعه گرگ و یوسف افسرده  هنوز بوی امیدی به پیرهن باقی استهنوز آتش سوزان شوق دل گرم است هنوز سینه ما بهر سوختن باقی است(باقی قایل زاده)[13][1] - آیت الله خامنه ای، در دیدار جمعی از شاعران و استادان زبان و ادب پارسی: بکوشید شعر فارسی عفیف، حکمت‌آمیز و امیدآفرین باقی بماند، روزنامه ايران، شماره 6795 به تاريخ 12/3/97، صفحه 2 (سياسي).[2] - برومند، ادیب، عبدالعلی طراز سخن(مقالات ادبی، سیاسی و هنری)، نشر عرفان، چاپ اول، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1385، تهران، صص 29- 30.[3] - مژده، وحید، ستیز با توفان(مجموعه شعر) نشر بنیاد فرهنگی امید، سال طبع: 1371، بیجا، ص 7.[4] - تبر و باغ گل سرخ، دفتر سوّم، به کوشش سلمانعلی زکی و علی اکبر شریفی(رهگذر)، انتشارات معصومین، چاپ اول، 1388، قم، ص 115.[5] - حامد، عبدالسمیع، شبنامه آفتاب(مجموعه شعر)، مرکز نشراتی میوند، 1378، پشاور، ص 27.[6] - بارور، نجیب، هندوکش بی اقتدار(مجموعه شعر)، نشر زریاب، چاپ دوم، 1395، کابل، ص 88.[7] - حافظ، شمس الدين محمد، ديوان حافظ شيرازى، با مقدمه علی خامنه ای، تصحیح محمد قزوینی، نشر جمهوری، چاپ پنجم، 1379، تهران، ص 365.[8] - انوشه، حسن، و سحر، حفیظ الله شریعتی ، افغانستان در غربت، انتشارات بین المللی الهدی،تهران، 1382، ص ده.[9] - به نظر می رسد پیکر درست باشد تا پیک.[10] - روحانی، محمد، کتاب شناسی توصیفی- تحلیلی آثار شاعران مهاجر افغانستانی مقیم ایران در نیم قرن اخیر(پایان نامه کارشناسی ارشد، مؤسسه زبان و فرهنگ شناسی جامعه المصطفی العالمیه) ص 126.[11] - در این مصرع، نیز کسل است نه گسیل(رحیمی، محمد بشیر، از طنین رنگ(مجموعه شعر)، انتشارات سپیده باوران، چاپ اول، روزنامه خراسان، 1391، مشهد، ص 50).[12] - ر ک کتاب ماه ادبیات، شماره 20 پیاپی -134- آذر 1387، نشست نقد و بررسی کتاب مویه های پامیر؛ شعر فارسی در افغانستان امروز، ص 26.[13] - قایل زاده، باقی، آشیان عقاب(مجموعه شعر) مهتمم رابعه لطیف، نشر اتحادیه نویسندگان ج.د.ا، بیتا، ص 36.</description>
                <category>محمد حسین بهرام</category>
                <author>محمد حسین بهرام</author>
                <pubDate>Sun, 24 Mar 2024 20:21:11 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>