<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمدحسین حشمتی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mhbn</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-06 11:41:09</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3061374/avatar/dt76Dq.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمدحسین حشمتی</title>
            <link>https://virgool.io/@mhbn</link>
        </image>

                    <item>
                <title>میکل آرتتا، رئیس جدید آرسنال</title>
                <link>https://virgool.io/@mhbn/%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%84-%D8%A2%D8%B1%D8%AA%D8%AA%D8%A7-%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%A2%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%84-gzinjo0onqwf</link>
                <description>سال‌ها از روزهای خوش هواداران آرسنال می‌گذرد. هوادارانی که به امید خروج از رکودی که تیم مورد علاقه‌شان به آن دچار شده بود، حتی حکم اخراج رئیس محبوبشان را امضا زدند. اما اوضاع آرسنال تغییری نکرد تا اینکه منجی توپچی‌ها ظهور پیدا کرد؛ امروز میکل آرتتای جوان جایگاه خاص خودش را همزمان در قلب هواداران و روی نیمکت آرسنال پیدا کرده است.دسامبر 2019، زمانی که میکل آرتتا با قراردادی 3.5 ساله در قامت سرمربی به تیم سابق خود بازگشت، انگار خون تازه‌ای در رگ‌های باشگاه آرسنال جریان پیدا کرد. این موضوع از میزان حمایت‌های هواداران در روزهای آغازین شروع به کار او پیدا بود. هوادارانی که امیدوار بودند با کاپیتان سابق‌شان روزهای کابوس‌وار سال‌های اخیر را به فراموشی بسپرند. اما اوضاع بر وفق مراد آرتتا پیش نرفت؛ اتفاقی که البته او در دوران بازی‌اش هم با آن دست‌وپنجه نرم کرده بود. آرتتا خیلی زود با چالش‌های بسیاری که آرسنال را از موفقیت با مربی صاحب سبکی چون اونای امری منع کرده بود، روبرو شد. اما حالا بعد از گذشت 4 سال او با جاه‌طلبی منحصربه‌فردش توانسته همه‌ی توجه‌ها را به‌سوی خودش جلب کند. ژابی آلونسو، بازیکن مطرح سال‌های نه‌چندان دور فوتبال و دوست دوران کودکی آرتتا، درباره او می‌گوید:«میکل همیشه چه در زمین و چه خارج از زمین بسیار باهوش بود.» یکی از رازهای اصلی موفقیت در این سطح از رقابت‌های فوتبال بی‌شک هوش بالاست؛ اما موفقیت آرتتا علاوه بر هوش سرشار فوتبالی‌اش، وام‌دار ویژگی‌های خاص دیگری هم هست.دوران کودکیمیکل آرتتا آماتریاین 26 مارس 1982 در شهر سن‌سباستین واقع در سرزمین ساحلی باسک، منطقه‌ای خودمختار در اسپانیا، دیده به جهان گشود. او در خانواده‌ای نسبتا متمول رشد یافت؛ پدرش مهندس عمران و مادرش پرستار بود که این مسئله سبب می‌شد تا خانواده آرتتا شرایط اقتصادی باثباتی داشته باشد و بتواند پشتوانه‌ای را که میکل برای دنبال کردن علایقش در فوتبال نیاز دارد، فراهم کند. آرتتا در منطقه‌ای که هنوز هم با فوتبال آمیخته است، بزرگ شد. شاید بتوان اینطور برداشت کرد که او راه دیگری جز فوتبالیست شدن پیش روی خود نمی‌دید. مثلا چیزی شبیه به اتفاقی که برای نوجوانان شهر جویبار در کشور خودمان، در ورزش کشتی رخ می‌دهد. آرتتا فوتبال خودش را از سطح محلی آغاز کرد و در همان ابتدا نشانه‌هایی از نبوغ و حس فداکاریش را عیان کرد. او در 9 سالگی به باشگاه کوچکی در سن‌سباستین، به نام آنتیگوکو، پیوست. باشگاهی که به آکادمی مقاطع پایه فوتبال و سازندگی استعدادهای فوتبالی مشهور بود. در همین باشگاه رفاقت او با ژابی آلونسو شروع شد. آرتتا و آلونسو هر دو در کنار هم پله‌های ترقی را یکی پس از دیگری پیمودند. آن‌ها رویای هم‌بازی شدن در لالیگا و باشگاه رئال سوسیداد را در ذهن خود می‌پروراندند و آرتتا برای تحقق این رویا توانست جنبه‌های مختلف سطح بازی‌اش را ارتقا دهد و بعد از گذشت اندک زمانی به مهارت‌های فنی، بینش و درک درست بازی‌خوانی شناخته شود. ویژگی‌هایی که سبک بازی او را در طول دوران حرفه‌ای بازی‌اش مشخص می‌کرد. مونتیل، مربی آرتتا در آنتیگوکو، درباره او می‌گوید:«او توجهم را جلب کرد. حین صحبت‌های تاکتیکی پیش از بازی‌ها، مثل بقیه بچه‌ها حواسش پرت صحبت یا شوخی نبود. او حواسش جمع بود و همیشه با من از سیستم تیم‌های مقابل صحبت می‌کرد.»میکل آرتتا در کنار ژابی آلونسوالبته آرتتا در کنار پیشرفت فوتبالی برای به دست آوردن اعتماد خانواده بر تحصیلات خود نیز متمرکز بود. سیاست خانواده او برای تربیتی متعادل بر این بود که میکل علاوه بر فوتبال به رشد شخصی و تحصیلات نیز اهمیت دهد. همین موضوع عاملی بر پایه‌گذاری ویژگی‌های شخصی‌اش بود که علاوه‌بر تاثیر در دوران بازی، در حال حاضر نیز از او مدیری توانمند ساخته است.دوران حرفه‌ای بازیبارسلونااستعداد آرتتا به مرور زمان توجه باشگاه‌های بزرگ‌تر را به خود جلب کرد. شاید 15 سالگی را بتوان نقطه عطفی در دوران بازی حرفه‌ای او قلمداد کرد. جایی که پیشنهاد لاماسیا راه جدیدی در مسیر حرفه‌ای او ترسیم کرد. آرتتا برای شروع ماجراجویی دور و درازش به تیم آکادمی جوانان بارسلونا پیوست. این انتقال فرصت بزرگی برای نمایان ساختن استعدادش بود. در آن دوران او در میان دو اسطوره آینده باشگاه، آندرس اینیستا و ژاوی هرناندز بزرگ شد. با کاپیتان وقت بارسلونا، پپ گواردیولا، ملاقات کرد و در عین حال تمرین‌های سرمربی وقت باشگاه، لوئیز فن‌خال را فراگرفت. آرتتا به‌طور منظم با تیم اصلی تمرین می‌کرد اما این تمرینات برای او فقط به حضور در بارسلونای B محدود شد. 20 می 2000، پس از جدایی فن‌خال از باشگاه، لورنزو سرا فرر سرمربی جدید آبی‌اناری‌ها لقب گرفت. او امانوئل پتی و جرارد لوپز را وارد خط میانی بارسلونا کرد و آرتتا طی سه سالی که در بارسلونا توپ می‌زد، پشت سد خط هافبک مستعد آن سال‌های لاماسیا گیر کرد و هیچ‌گاه نتوانست به تیم اصلی راه پیدا کند. میکل که این شرایط را هم‌سو با چیزی که در سر داشت نمی‌دید، دسامبر 2000 به صورت قرضی به PSG تحت هدایت لوئیز فرناندز پیوست.آرتتا در پیراهن بارسلوناآرتتا در کنار کارلوس پویولپاری‌سن‌ژرمناین انتقال تصمیمی بزرگ برای او به شمار می‌رفت. زیرا تجربه بازی در تیم اصلی بارسلونا را نداشت و در سن کم به کشوری با فرهنگ فوتبالی متفاوت کوچ کرده بود. انطباق با این دردسرهای جدید اولین چالش مهم دوران حرفه‌ای او بود که اتفاقا در همین چالش مهم رگه‌هایی از جسارت و جاه‌طلبی‌اش را نیز نمایان کرد. او در PSG همبازی چهره‌هایی نظیر نیکلاس آنلکا، گابریل هاینزه و مائوریتسیو پوچتینو شد. پوچتینویی که در حال حاضر در حوزه مربیگری رقیب سرسختی برای آرتتا به حساب می‌آید. اعتمادی که در آن سال فرناندز برای بازی‌دادن در ترکیب اصلی به آرتتا کرد، علاوه‌بر افزایش اعتماد به نفس، در تقویت درک تاکتیکی و مهارت‌های فنی او نیز موثر بود. همچنین ماهیت فیزیکی و سریع‌تر فوتبال فرانسه در مقایسه با آنچه آرتتا در اسپانیا تجربه کرده بود، به تنوع سبک بازی او کمک بسیاری کرد. این ویژگی‌های جدید از او روحیه‌ای جنگجو ساخت و آرتتای جوان و جسور، در زمین نه‌تنها از پس وظایفی که فرناندز به‌عنوان هافبک میانی یا هجومی برعهده او می‌گذاشت برمی‌آمد، بلکه می‌توانست توانایی‌های بازی‎سازی و مهارت‌های کنترل و توزیع توپ خود را هم به رخ بکشد.آرتتا در کنار پوچتینوآرتتا در آن فصل از لوشامپیونه همراه باPSG به نائب‌قهرمانی رسید. او در فصل بعد برای اولین بار طعم حضور در لیگ قهرمانان اروپا را در کنار شاعر فوتبال، رونالدینیو، چشید. در حالی که آرتتا در این فصل برجسته‌ترین ستاره PSG به‌شمار نمی‌رفت، سهم قابل‌توجهی در پیاده‌سازی تاکتیک‌های فرناندز داشت و با عمق‌دادن به خط میانی، پتانسیل‌هایش را بیش از پیش به نمایش گذاشت. او در طول یک فصل و نیم حضورش در پاریس، 53 بار برای پاریسی‌ها به میدان رفت و در این بازی‌ها 5 گل به ثمر رساند و 3 پاس گل نیز برای هم‌تیمی‌هایش ارسال کرد. دوره حضور او در PSG در تبدیل شدنش به هافبکی همه‌کاره تاثیر بسزایی داشت و از این نظر می‌توان آن را دوره‌ای حیاتی برای او در نظر گرفت.آرتتا در پیراهن پی‌اس‌جیگلاسکو رنجرزبا پایان قرارداد قرضی، PSG به‌دنبال فعال کردن بند خرید دائمی آرتتا بود. اما مارس 2002 گلاسکو رنجرز پیشنهاد مالی قوی‌تری به ارزش 10.6میلیون یورو به بارسلونا ارائه کرد که سرانجام باعث شد میکل در پایان فصل 2002-2001، PSG را به مقصد اسکاتلند ترک کند. آرتتا به دلیل توانایی در بازیسازی، کنترل سرعت بازی و توزیع توپ به‌سرعت جایگاه خودش را در ترکیب اصلی تیم جدیدش پیدا کرد. نقطه قوت دیگری که از او مهره‌ای بدون جانشین در این تیم می‌ساخت، مهارتش در ضربات ایستگاهی و کرنرها بود. پیوند میان خط دفاع و خط حمله و همچنین خلق موقعیت و شوت‌های ناگهانی از فضای پشت محوطه جریمه نیز از قابلیت‌های دیگر این هافبک جوان در گلاسکو بود تا او را در اندک زمانی به بازیکنی ارزشمند برای آبی‌روشن‌ها تبدل کند. او در آن فصل همراه با این تیم توانست سه‌گانه اسکاتلند را تصاحب کند تا زمینه را برای انتقال‌های بزرگ‌تر فوتبالی‌اش فراهم سازد. قهرمانی در لیگ 2003-2002 پریمیرشیپ اسکاتلند، اولین جام آرتتا طی دوران حرفه‌ای‌اش بود. آرتتا دومین فصل خود را در رنجرز با به ثمر رساندن 6 گل در شش بازی ابتدای فصل آغاز کرد. این باشگاه که به مرحله گروهی لیگ قهرمانان اروپا راه یافته بود، نتوانست از گروهش صعود کند و فصل را هم بدون جام به پایان رساند. آرتتا بعدها دوران حضورش در رنجرز را قدم بزرگی در پیشرفت فوتبالی خودش دانست. او در مصاحبه‌ای درباره حضورش در گلاسکو گفت:«فوتبال در اسکاتلند بسیار سخت بود، واقعا سخت. واقعا فیزیکی بود. بازیکنان به شما برخورد می‌کردند و من باید در این زمینه پیشرفت زیادی می‌کردم. فکر می‌کنم این پیشرفت را داشتم تا به سطحی برسم که لیگ برتر از من می‌خواست.»قهرمانی آرتتا در لیگ اسکاتلندرئال سوسیدادروزهای خوش آرتتا در رنجرز در نهایت به پیشنهاد رئال سوسیداد در فصل 2004 منجر شد. سوسیدادی که در فصل گذشته روزهای خوشی را با رینالد دنوئه، سرمربی وقت تیم، سپری کرده بود. از طرفی دوست دوران کودکی میکل، ژابی آلونسو نیز به مهره‌ای قابل اتکا در آن تیم تبدیل شده بود. همین موضوع آرتتا را متقاعد می‌کرد تا با بازگشت به سن‌سباستین رویای کودکی‌اش را محقق کند و در عین حال مورد توجه سرمربی تیم ملی اسپانیا قرار بگیرد. اما شرایط اصلا مطابق با آنچه آرتتا پیش‌بینی کرده بود، جلو نرفت. از طرفی دنوئه تصمیم گرفت در آن فصل سرمربیگری را برای همیشه کنار بگذارد و از طرف دیگر ژابی آلونسو با پیشنهادی از لیگ جزیره مواجه شد تا با ترک سن‌سباستین به مقصد بندر لیورپول، پایانی پیش از شروع بر رویاهای آرتتا رقم بزند. آرتتا نیز هرگز نتوانست جایگاهش را در سوسیداد تثبیت کند تا اینکه بعد از تنها سه حضور فیکس در نیم‌فصل، دوباره تصمیم به ترک شهر کودکی‌اش بگیرد.آرتتا در پیراهن سوسیداداورتوندیوید مویس، سرمربی وقت اورتون، در پنجره نقل‌وانتقالاتی ژانویه 2005 آرتتا را به‌صورت قرضی با بند خرید دائمی به بندر مرسی‌ساید برد. جایی که آرتتا جایگزین هافبک دانمارکی اورتون، توماس گراوسن شد که به رئال مادرید نقل مکان کرده بود. از طرف دیگر میکل دوباره با ژابی آلونسو در یک شهر، اما این بار در تیم همسایه و رقیب فوتبال بازی کرد. اورتون نقطه شروع دوباره‌ای برای آرتتا بود. او طی 6 فصلی که در این باشگاه توپ زد، دو بار در فصل‌های 2006-2005 و 2007-2006 عنوان بهترین بازیکن باشگاه را از نگاه هواداران به خود اختصاص داد. همچنین نقش بسزایی در تنها تجربه سهمیه گرفتن این تیم در فصل 2006-2005 لیگ قهرمانان اروپا داشت؛ جایی که اورتون در پلی‌آف این جام درنهایت در یک دیدار جنجالی، در مجموع دو بازی رفت و برگشت 4-2 از ویارئال شکست خورد و نتوانست به مرحله گروهی برسد. او همچنین از سوی بینندگان اسکای اسپورت به‌عنوان هافبک سال لیگ برتر انتخاب شد و کریستیانو رونالدو، بهترین بازیکن سال فیفا را در این رقابت شکست داد.آرتتا طی این سال‌ها در 162 باری که برای اورتون به میدان رفت، علاوه‌بر تاثیر شگرف در کمربند میانی تیم، توانست 27 گل نیز برای تافی‌ها به ثمر برساند. دیوید مویس در مصاحبه‌ای درباره آرتتا گفت:«میکل فوتبالیست بسیار خوبی است. توانایی بارز او در بازیسازی و بازی‌خوانی‌اش نهفته است». باشگاه اورتون نیز پس از ترک آرتتا بیانیه‌ای منتشر کرد که در آن به تاثیر عملکرد او در باشگاه اعتراف کرد:«میکل آرتتا یک حرفه‌ای تمام‌عیار و سفیری نمونه برای باشگاه فوتبال اورتون بوده است».آرتتا در پیراهن اورتونآرسنالسرانجام میکل آرتتا 31 اوت 2011 با قراردادی چهار ساله به ارزش ده‌میلیون پوند به آرسنال پیوست. او اولین بازی خود را برای توپچی‌ها 10 سپتامبر 2011 در جریان برد تک‌گله آرسنال مقابل سوانزی‌سیتی در ورزشگاه امارات انجام داد. اولین گلش را در بازی مقابل بلکبرن در پریمیرلیگ به ثمر رساند و اولین کاپیتانی توپچی‌ها را در پیروزی دور سوم FA Cup مقابل لیدزیونایتد برعهده گرفت. او کم‌کم خودش را در قالب هافبکی تاثیرگذار در تیم آرسن ونگر تثبیت کرد. تا اینکه در فصل 2013-2012 پس از جدایی کاپیتان اول آرسنال، رابین فن‌پرسی، بعد از توماس فرمالن کاپیتان دوم توپچی‌ها لقب بگیرد. در پایان این فصل در نظرسنجی بهترین بازیکن، او بعد از سانتی کازورلا، لورن کوشیلی و تئو والکات، چهارمین بازیکن برتر فصل از دید هواداران لقب گرفت. آرتتا با بدشانسی ابتدای فصل 2014-2013 را به دلیل مصدومیت از دست داد. مصدومیتی که تا پایان سپتامبر، پیش از بازی مقابل کریستال‌پالاس گریبان‌گیر او بود. آرتتا در آن بازی به ترکیب اصلی بازگشت، در همان بازی گل زد و درنهایت با کارت قرمز داور از بازی بیرون رفت. در پایان فصل نیز آرسنال در فینال FA Cup در یک بازی مهیج با نتیجه 3-2 در وقت‌های اضافه مقابل هال‌سیتی به پیروزی رسید تا آرتتا اولین جام خود با توپچی‌ها را در ورزشگاه ومبلی لندن کسب کند.قهرمانی در FA Cupلحظه اخراج آرتتا در بازی مقابل کریستال پالاسدر آغاز فصل 2015-2014 با عملکرد نامطلوب فرمالن، سرانجام میکل آرتتا به‌عنوان کاپیتان اول باشگاه منصوب شد. آغاز سلطنت او با بازوبند کاپیتانی، به‌طرز چشمگیری با پیروزی 3-0 مقابل منچسترسیتی در کامیونیتی‌شیلد و قهرمانی در سوپرجام انگلیس همراه بود. اما در طول فصل او فقط 11 بازی دیگر توانست کاپیتان توپچی‌ها باشد و در انتهای فصل نیز فینال FA Cup مقابل استون‌ویلا در ومبلی را از دست داد. در ابتدای فصل 2016-2015 آرتتا قراردادش را برای یک سال دیگر با آرسنال تمدید کرد تا دوران حضورش در این باشگاه را به پنج سال برساند. پنج سالی که به گفته هواداران، او خدمتگزار خوبی در امارات بود. این فصل که دومین فصل کاپیتانی او محسوب می‌شد، برای میکل چندان خوب پیش نرفت و او به ندرت به بازی گرفته می‌شد. این حقیقتی بود که کم‌کم آرتتا باید می‌پذیرفت؛ دوران بازی حرفه‌ای او رو به پایان بود. تا اینکه 15 می 2016 به روزی ماندگار در کارنامه دوران بازی آرتتا تبدیل شد. روزی که با شکست تاتنهام در آخرین بازی پریمیرلیگ، آرسنال 4-0 مقابل استون‌ویلا به پیروزی رسید تا بالاتر از اسپرز به نائب‌قهرمانی لیگ جزیره دست یابد. در این بازی که آخرین بازی آرتتا پیش از بازنشستگی بود، او به عنوان بازیکن تعویضی به میدان رفت و با شوتی بیرون از محوطه یکی از چهار گل برتری توپچی‌ها را به ثمر رساند. در انتهای این بازی در حالی که توماس روسیچکی، دومین بازیکن باسابقه باشگاه آرسنال با باشگاه و هواداران خداحافظی کرد، میکل آرتتا به‌شدت مورد تشویق توپچی‌های لندنی قرار گرفت تا پایانی به یاد ماندنی بر مسیر پرپیچ‌وخم دوران بازی حرفه‌ای‌اش رقم بخورد. او در امارات، در خط میانی کمی عقب‌تر از همیشه بازی می‌کرد و به نوعی رهبریت مرکز زمین در اکثر بازی‌ها برعهده او بود. با این حال آرتتا توانست در مدت زمان حضور خود 16 گل به ثمر برساند و همچنین 11 پاس گل برای سایر هم‌تیمی‌هایش ارسال کند.قهرمانی در سوپرجام انگلیسخداحافظی آرتتا با هواداراندعوت به تیم ملیشاید بتوان گفت بزرگ‌ترین حسرت آرتتا عدم بازی در تیم ملی بزرگسالان اسپانیاست. بدون شک بحث بازی ملی برای هر بازیکنی مقوله‌ای جدا از سایر موفقیت‌ها و جام‌هایی است که در قالب رقابت‌های باشگاهی به دست می‌آورد. آرتتا با بدشانسی زمانی دوران حرفه‌ای‌اش را آغاز کرد که دست بر قضا با بهترین دوران اسپانیا همراه شده بود. در آن سال‌ها ماتادورها در خط میانی استعدادهایی استثنایی نظیر ژاوی، اینیستا، فابرگاس، ژابی آلونسو، بوسکتس و ... را در ترکیب خود می‌دیدند. این بازیکنان جزئی جدایی‌ناپذیر از نسل طلایی اسپانیا را رقم می‌زدند که در سال‌های 2008 و 2012 دو قهرمانی اروپا، و سال 2010 تنها قهرمانی‌شان در جام‌جهانی را به ارمغان آوردند. این موفقیت‌ها کار را برای بازیکنانی مثل آرتتا بسیار سخت کرده بود تا بتوانند نظرات را به‌سمت خودشان برگردانند. با این حال تصور می‌شد که آرتتا در فوریه 2009 در تیم ملی اسپانیا حضور داشته باشد، اما آسیب‌دیدگی رباط صلیبی زانو باعث شد نام او قبل از اعلام لیست، حذف شود. در سال 2010 نیز اتحادیه فوتبال انگلیس و فابیو کاپلو اقداماتی را انجام دادند تا بتوانند آرتتا را به انگلیس ببرند. آن‌ها معتقد بودند که طبق قانون اقامت پنج ساله فیفا، آرتتا واجد شرایط حضور در تیم ملی انگلیس است اما فیفا این موضوع را رد کرد. آرتتا بعدها در مصاحبه‌ای در سال 2016 ادعا کرد که بر سر این حکم تقریبا با فیفا وارد جنگ شد. میکل آرتتا اغلب به‌عنوان یکی از بهترین بازیکنان دوران معاصر شناخته می‌شود که حتی یک بازی ملی بزرگسالان را تجربه نکرده است. او هیچگاه نتوانست به ترکیب اسپانیای موفق آن سال‌ها برسد تا داغ پوشیدن پیراهن قرمز رنگ تیم ملی اسپانیا برای همیشه بر دلش بماند.آسیب‌دیدگی آرتتا از ناحیه مچ پادوران دستیاریبا پایان دوران بازی فوتبال، مسیر حرفه‌ای آرتتا به پایان نرسید. او که به گفته بسیاری از دوستان و مربیانش از دید تاکتیکی بالا و منحصربه‌فردی برخوردار بود، همان سال خودش را برای آغاز مسیری بحث‌برانگیز و چالشی جدید آماده کرد. در آغاز فصل 2017-2016 میکل آرتتا به‌عنوان دستیار به کادرفنی تیم منچسترسیتی اضافه شد. تیمی که به تازگی با پپ گواردیولا قراردادی بلندمدت امضا کرده بود. گواردیولا و آرتتا اولین بار در آکادمی بارسلونا باهم ملاقات کردند و از همان زمان این دو با یکدیگر در ارتباط بودند. پپ نیز خوب می‌دانست به چه کسی اعتماد کرده و از همان ابتدا همکاری جذابی را با میکل پیش‌بینی می‌کرد. عده‌ای معتقد بودند آرتتا نقش پررنگی در نیمکت منچسترسیتی نداشته، اما او در سه فصلی که دستیار بود نشان داد این موقعیت برای او بسیار جدی است و دستاوردهایی که همراه با گواردیولا کسب کرد در انتها در پیشرفت او به‌عنوان مربی نقشی اساسی داشت تا درنهایت منجر به انتصاب او به‌عنوان سرمربی آرسنال شد.آرتتا فرصت چندانی را برای خو گرفتن با نقش جدید دوران حرفه‌ای خود هدر نداد. او در سیتی به‌سرعت با بازیکنان ارتباطی نزدیک و صمیمی برقرار کرد و به‌عنوان چهره‌ای کلیدی در حفظ رابطه خوب بین بازیکنان و کادرفنی دیده می‌شد. او در آن دوران ارتباط خوبی با بازیکنانی نظیر گابریل ژسوس، زینچنکو، برناردو سیلوا و ... برقرار کرده بود. به سبب این ارتباط نزدیک، آرتتا به فردی یاری‌رسان برای درک نقش بازیکنان در تیم و بهترشدن توانایی‌های فنی و تاکتیکی‌شان شناخته شده بود. همچنین در جلسات تمرین و تجزیه و تحلیل‌های تاکتیکی، با بهره از بینش خود نقش بسزایی در شناخت نقاط قوت و ضعف حریفان ایفا می‌کرد. حتی فراتر از نقش دستیاری نیز، در مشاوره‌ها و بحث‌های مربوط به نقل‌وانتقالات احتمالی حضور داشت. او در روزهای مسابقه، کنار زمین پرجنب‌وجوش ظاهر می‌شد و علاوه‌بر انتقال دستورالعمل‌ها به بازیکنان، پرانرژی بودن و خوشحالی‌هایش بعد از به ثمر رسیدن گل، از نکات جالب توجه دوران حضورش روی نیمکت به حساب می‌آمد. خوشحالی‌هایی که البته همیشه در برابر یک تیم جرقه نمی‌خورد؛ آرسنال.آرتتا در کنار گواردیولاآرتتا در 19 سپتامبر 2018 به دلیل محرومیت گواردیولا، در باخت 2-1 مقابل لیون در لیگ قهرمانان اروپا به عنوان سرمربی سیتیزن‌ها کنار زمین ایستاد. او طی سه سالی که در کنار گواردیولا پایه‌های منچسترسیتی جدید را بنا کرد، به دو قهرمانی پریمیرلیگ، یک جام حذفی و دو جام اتحادیه دست یافت. البته یکی از این قهرمانی‌های من‌سیتی در فصل 2018-2017 با کسب 100 امتیاز، بالاترین امتیاز در تاریخ لیگ برتر انگلیس، همراه بود. در آخرین فصل حضور آرتتا روی نیمکت منچسترسیتی، این تیم تمام جام‌های داخلی انگلیس را کسب کرد و برای اولین بار در تاریخ خود توانست از عنوان قهرمانی پریمیرلیگ دفاع کند. پپ گواردیولا در یکی از صحبت‌هایش درباره آرتتا گفت:«میکل استعداد ویژه‌ای برای تجزیه و تحلیل اتفاقات و یافتن راه‌حل‌ها دارد.»دوران سرمربیگری20 دسامبر 2019 باشگاه آرسنال، پس از نارضایتی از عملکرد اونای امری، به‌طور رسمی از میکل آرتتا سرمربی جدید خود رونمایی کرد. این انتقال با اقبال هواداران آرسنال همراه بود و برای مدیران آرسنال ریسک بزرگی محسوب می‌شد. زیرا روزهای نه‌چندان خوب باشگاه به مربی جوانی سپرده شده بود که تابحال هیچ سابقه‌ای به‌عنوان فرد اصلی روی نیمکت هیچ تیمی نداشته بود. اما عملکرد درخشان آرتتا به‌عنوان دستیار، مدیران را قانع کرد تا با او برای بازگشت به جایی که چهار سال پیش قلبش را جاگذاشته بود به توافق برسند. آرتتا پس از انتصاب خود اظهار داشت که معتقد است باشگاه مسیر خود را از دست داده و نمی‌خواهد بازیکنان از مسئولیت شانه خالی کنند:«من از بازیکنان می‌خواهم مسئولیت کارهای خود را بپذیرند و افرادی را می‌خواهم که شور و انرژی را در باشگاه ارائه دهند. هرکسی که این کار را نمی‌تواند انجام دهد، یا بر آن اثر منفی یا هر چیز دیگری دارد، برای این محیط یا این فرهنگ به اندازه کافی خوب نیست». او در همان فصل اول با کسب اولین جام خودش، به اعتماد مدیران و هواداران پاسخی شایسته داد.رونمایی از آرتتافصل 2020-2019آرتتا که در پنجره نقل‌وانتقلات زمستانی به جمع توپچی‌ها اضافه شده بود، 26 دسامبر 2019، برای اولین بار به‌عنوان سرمربی در برابر بورنموث در پریمیرلیگ هدایت آرسنال را برعهده گرفت که این دیدار با تساوی 1-1 پایان یافت. با وجود تساوی، او اظهار داشت که از نگرش، شور و روحیه جنگندگی بازیکنانش راضی است. آخرین بازی فصل را با نتیجه 3-2 مقابل واتفورد به پیروزی رسید، اما در عین حال نتوانست رتبه‌ای بهتر از هشتم در جدول پریمیرلیگ کسب کند. این رتبه که به زعم برخی رتبه ضعیفی محسوب می‌شد، در همان ابتدا سوالاتی را در باب عملکرد آرتتا در قامت سرمربی ایجاد کرد. اما 1 آگوست 2020 تیم میکل آرتتا در فینال FA Cup توانست با بریس اوبامیانگ، چلسی را شکست دهد و اولین جام قهرمانی در اولین فصل حضور آرتتا در آرسنال کسب شود.قهرمانی در FA Cupفصل 2021-2020آرسنال به دلیل قهرمانی در جام حذفی، 29 اوت در سوپرجام انگلیس مقابل قهرمان فصل پیش لیگ برتر، لیورپول صف‌آرایی کرد. آرتتا با پیروزی در این دیدار، در ضربات پنالتی، دومین جام متوالی را هم برای توپچی‌ها به ارمغان آورد. کسب دو جام در اندک زمان حضور میکل روی نیمکت، انتظار هواداران را از این سرمربی بالا برد. آرتتا در نقل‌وانتقالات نیز پرکار بود و بازیکنانی نظیر ویلیان، توماس پارتی و گابریل، دفاع میانی برزیلی کمتر شناخته شده لیل فرانسه را به تیم خود اضافه کرد. اما در ادامه فصل عملکردهای نوسانی تیم آرتتا برخی از هواداران را نگران آینده تیم خود کرد. هرچند در همین فصل نیز نشانه‌هایی از بهبود کیفیت سبک بازی در آرسنال مشخص بود. آرتتا با اعتماد به ستاره جوانی مثل بوکایو ساکا او را رفته‌رفته به مهره‌ای کلیدی در تیم خودش تبدیل کرد. اما ساختن آرسنال جدید نیاز به زمان داشت. در 10 سپتامبر نیز نقش آرتتا به‌طور رسمی از سرمربی به مدیر تغییر کرد که نشان‌دهنده مسئولیتی گسترده‌تر در باشگاه و اعتماد سران باشگاه به برنامه‌های او بود. در انتهای این فصل آرسنال در لیگ اروپا، به نیمه‌نهایی رسید که آن‌ها در مجموع 2-1 به ویارئال اونای امری بازی را واگذار کردند. در لیگ برتر نیز باز هم به رتبه هشتم دست یافت تا بعد از 25 سال نتواند سهمیه اروپایی کسب کند. بعد از کسب این رتبه، نوک پیکان انتقادات به سمت میکل آرتتا و سبک بازی او بود و او را تا یک قدمی اخراج از آرسنال پیش برد. رسانه‌ها بر این باور بودند که آرتتا نسخه‌ای ضعیف‌شده از برنامه‌های تاکتیکی گواردیولا را در زمین اجرا می‌کند. اما هواداران همچنان به سرمربی خوش‌آتیه تیمشان اعتماد داشتند.قهرمانی در سوپرجام انگلیسفصل 2022-2021آرسنال با مدیریت میکل آرتتا در دومین فصل کامل خود، جوان‌ترین تیم را در ترکیب اصلی با میانگین سنی 24سال و 308روز روانه رقابت‌های لیگ برتر کرد. آرتتا در ابتدای این فصل روند تغییر تیم را با سرعت بیشتری ادامه داد. او در پنجره نقل‌وانتقالات با بن وایت 23ساله، نونو تاواس 21ساله، سامبی لوکونگای 21ساله، آرون رمزدیل دروازه‌بان شفیلد یونایتد، تومیاسوی ناشناخته و چند بازیکن جوان دیگر قرارداد امضا کرد. همچنین بند خرید دائمی مارتین اودگارد نروژی را که به صورت قرضی از رئال مادرید به آرسنال پیوسته بود، فعال کرد تا شاکله کلی تیم مدنظر خودش را تکمیل کند. آرتتا در همان ابتدا با فیکس کردن رمزدیل به جای لنو دروازه‌بان کهنه‌کار تیم، نشان داد که عزمی راسخ در ایجاد تغییرات دارد و از تصمیم‌های پرریسک هم نمی‌ترسد. در 13 آگوست 2021، آرسنال فصل خود را با باخت 2-0 مقابل برنتفورد تازه صعود کرده آغاز کرد، پس از آن باخت به چلسی و منچسترسیتی، آرسنال را بدون امتیاز و گل زده در قعر جدول و آرتتا را قبل از رفتن به تعطیلات فیفادی در موقعیتی نامطمئن قرار داد. سران آرسنال در برابر درخواست‌های هواداران مبنی بر اخراج آرتتا مقاومت کردند و این باشگاه در تمام بازی‌های لیگ در ماه سپتامبر پیروز شد تا این روند درنهایت به اولین جایزه سرمربی ماه آرتتا در لیگ برتر منجر شود.جایزه مربی برتر ماه سپتامبراما آرتتا اوج راسخ‌بودنش را در ادامه فصل نشان داد؛ جایی که ستاره و کاپیتان تیمش، اوبامیانگ را به دلیل بی‌نظمی از ترکیب کنار گذاشت. تصمیمی که در ابتدا با انتقادهای فراوانی روبرو شد. اما نظم تیمی در آرسنال مدل آرتتا حرف اول را می‌زد. این مورد حتی در نحوه برخورد او با چالش‌هایی که اپیدمی کرونا در فصل گذشته برای تیمش ایجاد می‌کرد، پیدا بود. در 6 می 2022 آرتتا قرارداد خود را تا پایان فصل 2025-2024 تمدید کرد. با این حال او در انتهای فصل نتوانست به هدفی که مدیران وقت برایش ترسیم کرده بودند، یعنی کسب سهمیه لیگ قهرمانان اروپا برسد. 22 می آخرین بازی فصل آرسنال در ورزشگاه امارات مقابل اورتون برگزار شد. آرسنال در این بازی محکوم به برد بود و درنهایت با نتیجه 5-1 اورتون را شکست داد اما با پیروزی تاتنهام در بازی همزمان، اسپرز گوی سبقت را از رقیب دیرینه خودش ربود و توانست سهمیه لیگ قهرمانان اروپا را کسب کند. آرسنال هم بعد از تاتنهام در رتبه پنجم جای گرفت و سهمیه مستقیم لیگ اروپا را کسب کرد. در این فصل آرتتا دو بار به‌عنوان سرمربی برتر ماه انتخاب شد و روند محسوس رو به رشدی در تیمش ایجاد کرد. او آرسنال را از انتهای جدول به رتبه پنجم رساند و همین عامل سبب شد تا اعتماد مدیران تیم برای فصل بعد هم به او جلب شود.پیروزی تلخ توپچی‌ها برابر اورتونفصل 2023-2022آرتتا سومین فصل حضورش در امارات را جسورانه استارت زد. او با آنالیزهای کادرفنی و نیازهای خود، در همکاری قابل‌قبولی با باشگاه توانست مهره‌هایی را به خدمت بگیرد که پازل تاکتیکی‌اش را تکمیل‌تر کند. فابیو ویرای پرتغالی، مارکینیوش جوان، زینچنکوی خلاق و گابریل ژسوس فرصت‌طلب به‌عنوان جانشین لاکازت، در این پنجره به آرسنال پیوستند. همچنین ویلیام سالیبای فرانسوی که به‌صورت قرضی در تیم المپیک مارسی فرانسه توپ می‌زد، برای نقش‌آفرینی در قلب خط دفاع به تیم خود بازگشت. شاگردان آرتتا در همان مسابقات پیش‌فصل برای حضوری قدرتمند در این فصل عزم خود را جزم کردند؛ جایی که تیم‌ها را یکی پس از دیگری شکست دادند و درنهایت با پیروزی 6-0 برابر سویا، در روزی که اودگارد بازوبند کاپیتانی را به بازو بسته بود، جام امارات 2022 را به دست آوردند.قهرمانی در جام اماراتتوپچی‌ها روند بردهای خود را در پریمیرلیگ و اولین مسابقه رسمی این رقابت‌ها مقابل کریستالال‌پالاس با هدایت پاتریک ویرا، کاپیتان سابق آرسنال، از سر گرفتند. آن‌ها این بازی را 2-0 پیروز شدند و توانستند نوار بردهای خود را تا چهار سپتامبر، روز بازی مقابل منچستریونایتد حفظ کنند. در ادامه پس از رقابت‌های جام‌جهانی که با مصدومیت گابریل ژسوس همراه بود، شاگردان آرتتا در اولین بازی خود برابر وستهام 3-1 به پیروزی رسیدند. این برد از یک جنبه دیگر نیز برای توپچی‌ها دلچسب بود؛ آرسن ونگر برای اولین بار پس از ترک باشگاه، این مسابقه را از نزدیک در ورزشگاه امارات تماشا کرد و در انتها نیز عملکرد درخشان شاگرد سابق خودش را ایستاده تشویق کرد.اولین حضور ونگر در امارات پس از خداحافظیآرسنال در نقل‌وانتقلات زمستانی این فصل لئاندرو تروسارد بلژیکی را به‌عنوان جانشین ژسوس مصدوم جذب کرد. همچنین کیویور 22ساله و جورجینیوی کهنه‌کار نیز به جمع توپچی‌ها پیوستند. این فصل همه چیز مطابق با خواسته‌های آرتتا پیش می‌رفت تا اینکه در بازی برگشت مقابل منچسترسیتی در اتحاد، شاگردان آرتتا متحمل شکست شدند و در ادامه صدرجدول را بعد از 254 روز به من‌سیتی آماده پپ گواردیولا واگذار کردند تا حسرت قهرمانی بر دل هواداران باقی بماند. همچنین توپچی‌ها در لیگ اروپا نیز با شکست ناباورانه مقابل اسپورتینگ لیسبون نتوانستند توانایی‌های خود را در این تورنمت اروپایی به نحو احسن نشان دهند. آرتتا در این فصل به‌عنوان اولین سرمربی تاریخ آرسنال توانست چهار بار عنوان سرمربی برتر ماه پریمیرلیگ را از آن خود کند و البته به صدمین پیروزی خود در قامت سرمربی آرسنال دست یابد. در پایان فصل نیز نامزد بهترین مربی فصل لیگ جزیره شد و در مراسم جوایز فوتبال لندن 2023 جایزه بهترین مربی سال را به خود اختصاص داد تا به این شکل دوباره نامش را سر زبان‌ها بیاندازد.کسب جایزه برترین مربی لندن 2023فصل 2024-2023توپچی‌ها پس از فصل فوق‌العاده‌ای که البته در انتها با ناکامی همراه بود، بی‌صبرانه منتظر آغاز این فصل از رقابت‌ها بودند. آرتتا که به مقبولیت بالایی نزد هواداران رسیده، امیدوار است بتواند کار نیمه‌تمام خودش را به انتها برساند. او در ابتدای فصل دکلان رایس جوان را از وستهام به امارات آورد، کای هاورتز را از چلسی به تیم اضافه کرد و داوید رایای اسپانیایی را با قراردادی قرضی به خط دروازه آورد تا عمق اسکواد تیمش را هم بهبود بخشد. البته اضافه‌شدن رایا با وجود عملکرد قابل‌قبول رمزدیل در دروازه کم با حاشیه همراه نبود، اما آرتتا قبل‌تر نیز نشان داده بود که برای حل چالش‌های مختلف در تیم همیشه آماده است. در ابتدای فصل، 6 آگوست 2023، آرتتا آرسنال را با پیروزی 4-1 در ضربات پنالتی پس از تساوی 1-1 در جریان بازی مقابل منچسترسیتی، قهرمان سوپرجام انگلیس کرد. کامیونیتی‌شیلد این فصل، سومین جام آرتتا به‌عنوان سرمربی آرسنال محسوب می‌شود.قهرمانی آرتتا در سوپرجامریاست آرسنالآرتتا تا فصل 2023-2022 در 150 بازی روی نیمکت توپچی‌ها نشست. از این تعداد او توانست در 86 بازی و 57.33درصد بازی‌ها پیروز شود. او 25 تساوی و 39 شکست نیز در کارنامه خود می‌بیند. این عملکرد جالب توجه می‌تواند آرتتا را در کنار مربیان برتر تاریخ آرسنال قرار دهد. افرادی چون آرسن ونگر که البته با 828 بازی رکوردی دست‌نیافتنی در تعداد حضور روی نیمکت آرسنال و همچنین لیگ انگلیس از خود بر جای گذاشته، جورج گراهام که 9 سال تصدی نیمکت آرسنال را عهده‌دار بوده و هربرت چپمن فقید که اسطوره همیشگی آرسنال است.آرسن ونگرآرسن ونگر فرانسوی بدون شک رئیس آرسنال مدرن محسوب می‌شود. او در طول 22 سال هدایت توپچی‌ها توانست علاوه‌بر رکورد 57.98درصد پیروزی در بازی‌هایش، سه قهرمانی پریمیرلیگ، هفت قهرمانی جام حذفی و هفت قهرمانی سوپرجام یا کامیونیتی‌شیلد را به ارمغان بیاورد. البته یکی از قهرمانی‌های او در لیگ برتر انگلیس، در فصل 2005-2004 قهرمانی بدون حتی یک باخت بود که در آن سال با کسب جام طلایی، رکوردی منحصربه‌فرد محسوب می‌شود. او در حال حاضر موفق‌ترین مربی تاریخFA Cup نیز محسوب می‌شود. اما تاثیر ونگر در آرسنال صرفا به این آمار و ارقام خلاصه نمی‌شود. او در مدت زمانی که هدایت تیم را عهده‌دار بود، نقشی فراتر از یک سرمربی برای توپچی‌ها ایفا می‌کرد. تغییر سبک بازی تیم، ساختن آرسنال جدید قرن 21، اعتماد به جوانان و تقویت زیرساخت‌های باشگاه از جمله کارهای درخشانی بود که ونگر را از سایر سرمربی‌های تاریخ تیم شمال لندن متمایز می‌کند. جولای 2023 باشگاه آرسنال به قصد قدردانی، از مجسمه آرسن ونگر در محوطه استادیوم امارات رونمایی کرد.آرسن ونگر در کنار مجسمه‌اش در ورزشگاه اماراتجورج گراهامجورج گراهام اسکاتلندی بین سال‌های 1986 تا 1995 هدایت آرسنال را عهده‌دار بود. او را اغلب با به ارمغان آوردن موفقیت‌های چشمگیر برای باشگاه به یاد می‌آورند. گراهام طی 287 باری که روی نیمکت آرسنال حاضر شد، به 35.54درصد پیروزی در هر بازی رسید. شاید این آمار به تنهایی کارنامه‌ای قابل دفاع برای او به حساب نیاید اما او توانست با آرسنال به دو قهرمانی دسته اول لیگ انگلیس (لیگ برتر کنونی)، یک قهرمانی جام حذفی، دو قهرمانی جام اتحادیه و یک قهرمانی جام در جام برندگان اروپا در سال 1994، دست یابد. این عناوین سهمی انکارناپذیر در موفقیت‌های گراهام در آرسنال دارد. همچنین او توجه ویژه‌ای به تیم‌های پایه آرسنال داشت که میراثی گرانقدر از او در تیم به جای گذاشت تا در ادامه ونگر بتواند از این میراث بهره برده و به نوعی کار نیمه‌تمام گراهام را تکمیل کند.جورج گراهامهربرت چپمنهربرت چپمن بازیکن و مربی اهل انگلستان یکی از تاثیرگذارترین مربیان اوایل قرن 20 در آرسنال و به‌طور کلی در فوتبال انگلستان و جهان به‌شمار می‌رود. در سال 1925 آرسنال چپمن را برای نشستن روی نیمکت خود متقاعد کرد. او تفکرات خود را در آرسنال به اجرا گذاشت و با توپچی‌ها به موفقیت‌های بسیاری رسید. در ادامه تمامی مدیران و مربیان فوتبال جهان از تاکتیک‌های چپمن به‌عنوان الگویی بی‌مانند استفاده کردند. چپمن برای اولین بار از سیستم 3-3-4 در مسابقات فوتبال استفاده کرد که در آن زمان به سیستم WM معروف شده بود. همچنین ابداعاتی نظیر نورافکن، رقابت‌های باشگاهی اروپا و شماره پیراهن در فوتبال از جمله کارهایی است که او پایه‌گذاری کرد. چپمن در فصل 1931-1930 توانست با آرسنال دبل کند تا اولین مربی تاریخ باشد که توانسته همزمان لیگ و جام حذفی را برای توپچی‌ها به ارمغان بیاورد. دو فصل بعد نیز او دوباره توانست آرسنال را قهرمان لیگ کند تا رکورد دو قهرمانی در لیگ به نام او در تاریخ ثبت شود. اقدامات چپمن در آرسنال، توپچی‌ها را تبدیل به تیم فاتح دهه 1930 کرد؛ یعنی کسب پنج عنوان قهرمانی لیگ در یک دهه. اما مرگ ناگهانی او در 55 سالگی در اثر ابتلا به ذات‌الریه در سال 1934 شوکی به جهان فوتبال بود تا چپمن دیگر فرصتی برای نظاره‌کردن موفقیت‌های آرسنال، تکرار عناوین و به دست آوردن رکوردهای جدیدتر نداشته باشد.هربرت چپمنمیکل آرتتای جوان نیز توانسته با تمرکز مداوم بر توسعه جوانگرایی، ساخت تیمی شجاع با امضاهایی استراتژیک و منحصربه‌فرد در دل خود که مطابق با فلسفه تاکتیکی اوست، توانمندی در رفع چالش‌های مختلف، همراهی مداوم با ماهیت پویای پریمیرلیگِ این سال‌ها و کنترل انتطارات از خود روندی رو به رشد در تیم آرسنال داشته باشد. او در تمام دوران زندگی‌اش نشان داده به معنای واقعی انسانی جسور است. شاید این فصل، مهم‌ترین فصل کل دوران حرفه‌ای میکل آرتتا باشد. او می‌تواند در این فصل با قهرمانی پریمیرلیگ و چه‌بسا لیگ قهرمانان اروپا، که دور از دسترس هم نیست، به اسطوره‌ای تکرارنشدنی در باشگاه تبدیل شود و جایگاه خودش را در مقام ریاست جدید آرسنال، بین هواداران تثبیت کند.</description>
                <category>محمدحسین حشمتی</category>
                <author>محمدحسین حشمتی</author>
                <pubDate>Thu, 15 Feb 2024 21:00:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بررسی یک شایعه جذاب؛ ژابی آلونسو به لیورپول بازمی‌گردد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mhbn/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B9%D9%87-%D8%AC%D8%B0%D8%A7%D8%A8-%DA%98%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%A2%D9%84%D9%88%D9%86%D8%B3%D9%88-%D8%A8%D9%87-%D9%84%DB%8C%D9%88%D8%B1%D9%BE%D9%88%D9%84-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%AF-se5mzl0f0elp</link>
                <description>26 ژانویه در تقویم لیورپولی‌ها تبدیل به روزی ماندگار شد. نه به خاطر پیروزی یا شکست در دیداری خاطره‌انگیز! عصر روز جمعه، هواداران لیورپول با پیامی از رسانه رسمی باشگاهشان شوکه شدند. یورگن کلوپ، سرمربی موفق قرمزهای آنفیلد در مصاحبه با دوربین باشگاه و در پاسخ به این جمله که «پیام مهمی برای هواداران دارد»، خبر از جدایی‌اش بعد از 9 سال در پایان فصل داد. پس از انتشار این خبر بازار شایعه در باب جانشینی سرمربی آلمانی بسیار داغ شد. یکی از این شایعات برای لیورپولی‌ها بسیار شیرین است. بازگشت ژابی آلونسو در قامت سرمربی!دوران باشکوه آقای معمولی و پایان یک عشق دوطرفهیورگن کلوپ در آنفیلدماینتس، شروع ماجراجویی‌های کلوپیورگن کلوپ نه فقط در میان اهالی فوتبال، بلکه برای همه نامی شناخته‌شده و آشناست. مرد کاریزماتیک آلمانی که 23 سال پیش تصمیم گرفت مسیر جدید و پرهیجانی را در فوتبال آغاز کند. کلوپ پس از 14 سالی بازی در مستطیل سبز، سال 2001 بلافاصله کارش را به عنوان سرمربی در تیم ماینتس آلمان شروع کرد. کلوپ تاریخ‌سازی در عرصه مربیگری را در همان تجربه اول رقم زد و برای اولین بار تیم ماینتس را به بالاترین سطح فوتبال آلمان یعنی بوندسلیگا رساند. در ادامه او با تیم جوان و جسورش توانست سهمیه حضور در جام یوفا را هم کسب کرد. اما در فصل 2007-2006، او برای اولین بار با روی دیگر سکه مواجه شد و اولین تجربه تلخ سرمربیگری‌اش را با سقوط به دسته پایین‌تر تجربه کرد. کلوپ که از همان ابتدا بلندپروازی‌اش را زبانزد خاص و عام کرده بود، بعد از اینکه نتوانست در فصل 2008-2007 دوباره ماینتس را به بوندسلیگا برساند، پس از هفت سال حضور بر روی نیمکت تیم آلمانی، تصمیم به استعفا گرفت.دورتموند، شهر آرزوهادر آغاز فصل 2009-2008، دومین تیم پرافتخار لیگ آلمان، بروسیا دورتموند که روزهای خوبی را در بوندسلیگا سپری نمی‌کرد، معمار جدید خودش را شناسایی کرد. سیاه و زردها می 2008 قراردادی سه ساله با یورگن کلوپ به امضا رساندند. کلوپ خیلی سریع توانست جایگاه خودش را در این باشگاه به دست بیاورد. آقای معمولی با تکیه بر متدهای جدید آنالیز و سبک متفاوت تمرینی خود توانست با دورتموند پس از سال‌ها به سلطنت بی‌جانشین مونیخی‌ها در لیگ آلمان پایان دهد. کلوپ با حضورش در دورتموند، این تیم ریشه‌دار اما افول‌کرده را متحول کرد و توانست با زنبورها در فصل 2011-2010 هر دو عنوان قهرمانی آلمان، یعنی جام حذفی و لیگ برتر را از آن خود کند. او در فصل بعدی با کسب 81 امتیاز که رکورد بیشترین امتیاز کسب شده در بوندسلیگا توسط یک تیم قهرمان محسوب می‌شد، توانست از عنوان قهرمانی تیمش دفاع کرده و زنگ خطر را برای بایرن مونیخ به صدا درآورد. البته مونیخی‌ها در فصل بعدی با به دست آوردن 91 امتیاز با یک تیر دو نشان زدند؛ هم نوار قهرمانی دورتموند را پاره کرده و هم رکورد کسب بیشترین امتیاز را به نام خودشان ثبت کردند. دورتموند با کلوپ برای دومین بار به فینال لیگ قهرمانان اروپا هم رسید که برخلاف بار اول، آن‌ها از پس رقیب همیشگی‌شان، بایرن مونیخ برنیامدند و به عنوان نایب‌قهرمانی بسنده کردند. سرانجام کلوپ در آوریل 2015 اعلام کرد در پایان آن فصل از جمع زرد و مشکی‌ها جدا خواهد شد و به استراحت خواهد پرداخت تا به دوران هفت ساله درخشانش در دورتموند پایان دهد.کلوپ و معجزه مسیح برای لیورپولآغاز فعالیت کلوپ در لیورپولاکتبر 2015 قرمزهای آنفیلد برای پایان دادن به حسرت قهرمانی در لیگ جزیره سراغ رئیس جسور آلمانی رفتند. یورگن کلوپ که می‌دانست کار در لیورپول به مراتب سخت‌تر از دورتموند و بوندسلیگاست، این پیشنهاد را پذیرفت و در اولین مصاحبه‌اش در روز معارفه عنوان کرد:«اگر در چهار سال آینده نتوانم برای لیورپول جامی کسب کنم، در فوتبال سوئیس مربیگری خواهم کرد.»سرپا کردن لیورپول مسئولیتی بسیار سخت‌تر از رساندن دورتموند به اوج بود. با این وجود کلوپ به نحوی شایسته از پس این مسئولیت خطیر برآمد و قرمزها را دوباره به نوک قله اروپا رساند. کلوپ در همان فصل لیورپول را به فینال لیگ اروپا رساند؛ اما در دیدار نهایی که در شهر بازل سوئیس برگزار می‌شد، مغلوب اونای امری و سویای آماده آن فصل شد. شاید خاطره‌انگیزترین دیدار آن فصل برای کلوپ و هواداران لیورپول، دیدار مرحله یک‌چهارم نهایی لیگ اروپا بود. جایی که قرمزها در برابر تیم سابق سرمربی‌شان، دورتموند صف‌آرایی کردند و در انتها در یک بازی دراماتیک توانستند با پیروزی 4-3 در بازی برگشت به مرحله بعد صعود کنند. مرد آلمانی پس از اولین ناکامی‌اش در کسب عنوان قهرمانی، به سرعت فلسفه خود را در باشگاه و در میان بازیکنان دیکته کرد تا جایی که او تنها بعد از دو فصل و نیم حضور در آنفیلد، سال 2018 همراه با تیم ترسناک خود به فینال لیگ قهرمانان اروپا رسید. آن‌ها در فینال مقابل متخصص لیگ قهرمانان، رئال مادرید قرار گرفتند که در آن دیدار مصدومیت زودهنگام محمد صلاح و عملکرد فاجعه‌بار لوریس کاریوس در خط دروازه، دستان کلوپ را از کسب اولین جام اروپایی‌اش کوتاه نگه داشت.اولین قهرمانی اروپایی آقای معمولیدر فصل بعدی یورگن کلوپ با پوشش ضعف‌های فصل قبل تیمی آماده‌تر و تشنه‌تر را راهی رقابت‌ها کرد. در آن فصل قرمزها با عملکردی خارق‌العاده در پریمیرلیگ و ثبت ۳۰برد، ۷ تساوی و فقط یک باخت قائله را در رقابتی تنگاتنگ با منچسترسیتی پپ گواردیولا، به سیتیزن‌ها واگذار کرد تا طلسم قهرمان نشدن لیورپول در لیگ برتر انگلیس به 30 سال برسد. لیورپول در آن فصل رکورد چشمگیری از خود بر جای گذاشت و توانست 97 امتیاز کسب کند، اما آن‌ها تنها یک امتیاز برای رسیدن به جام قهرمانی کم آوردند. اما در سوی دیگر اتفاقات برای تیم کلوپ طور دیگری رقم خورد و آن‌ها توانستند برای دومین سال متوالی به فینال لیگ قهرمانان اروپا برسند و این بار در نمایشی منسجم برتری خود را به تاتنهام پوچتینو غالب کنند. با پیروزی 2-0 لیورپول در فینال، یورگن کلوپ همزمان اولین جام اروپایی و قلب هواداران آنفیلد را تسخیر کرد.طلسم‌شکنی برای قرمزهادر فصل بعدی کلوپ همراه با یارانش هفت هفته مانده به پایان رقابت‌های لیگ، قهرمانی خود را مسجل کرد تا رکورد زودهنگام‌ترین قهرمانی تاریخ لیگ برتر انگلیس را به نام خود ثبت کند. کسب موفقیت‌های گوناگون و شکستن رکوردهای مختلف از جمله قاطعانه‌ترین پیروزی تاریخ لیورپول در لیگ انگلیس در آنفیلد با نتیجه 9-0 برابر بورنموث، عشقی دوطرفه میان هواداران و یورگن کلوپی ایجاد کرد که طی سال‌ها حضورش در آنفیلد اجازه نداد معشوقش هیچگاه تنها قدم بزند.پایان عشق دوطرفهاما جمعه 26 ژانویه، سرمربی دوست‌داشتنی آلمانی خبر از فراغ قریب‌الوقوعش با دوستداران لیورپولی‌اش داد. یورگن کلوپ در مصاحبه‌اش با دوربین باشگاه اعلام کرد:«من باشگاه را در پایان فصل ترک خواهم کرد. می‌توانم درک کنم که این لحظه شوک بزرگی برای خیلی‌هاست، وقتی که برای اولین مرتبه این خبر را می‌شنوید. اما به طور مشخص می‌توانم توضیح بدهم یا حداقل سعی می‌کنم که توضیح بدهم من در این باشگاه عاشق همه چیز هستم. من عاشق هرچیزی در این شهر هستم. عاشق این هواداران هستم. عاشق تیمم هستم. عاشق کارمندانم. عاشق همه‌چیز! این که این تصمیم را گرفتم این را به شما نشان می‌دهد که من راضی شده‌ام که باید این کار را انجام دهم. چطور بگویم؟ انرژی من تمام شده است. الان قطعا مشکلی ندارم، اما فکر کنم زمانی در آینده مجبور بشوم این خبر را اعلام کنم. اما الان کاملا خوبم. من می‌دانم که نمی‌توانم این کار را دوباره و دوباره و دوباره انجام دهم. بعد از این همه سال ما یکدیگر را داریم و بعد از این همه زمان، ما وقتمان را با یکدیگر گذرانده‌ایم. بعد از مسیری که با هم رفته‌ایم، احترامم به شما بیشتر شده است. عشقم به شما بیشتر شده است. تنها چیزی که به شما بدهکارم، حقیقت است و این هم یک حقیقت است.»رایزنی‌ها برای جانشینی کلوپپس از اعلام رسمی باشگاه لیورپول مبنی بر جدایی یورگن کلوپ، گمانه‌زنی‌های بسیاری برای جانشینی این سرمربی موفق در آنفیلد مطرح شده است. خبرگزاری‌های مختلف نام‌های متعددی را برای ریاست جدید نیمکت قرمزها بیان کرده‌اند. نام‌های جذابی چون روبرتو دی‌زربی، سرمربی مورد تحسین کنونی برایتون، استیون جرارد، اسطوره لیورپولی‌ها که هم‌اکنون در لیگ عربستان ماجراجویی‌اش را دنبال می‌کند، گراهام پاتر انگلیسی که بعد از دوران موفقش در برایتون همیشه نامش بر روی باشگاه‌های بدون سرمربی سنگینی کرده، مرد یخی آلمانی، هانسی فلیک که هیچکس دوران باشکوهش در بایرن مونیخ را فراموش نمی‌کند. حتی برخی از رسانه‌ها از نام‌هایی مثل زین‌الدین زیدان و ژوزه مورینیو را که از شانس کمتری برای سکان هدایت لیورپول برخوردار هستند، پرده برداشته‌اند. اما در میان تمامی نام‌های گفته شده، نام یک نفر برای قرمزهای مرسی‌ساید بیش از باقی نام‌ها هیجان‌انگیز است؛ ژابی آلونسو.ژن مربیگری در هافبک خلاق اسپانیاییژابی آلونسو، هافبک دفاعی سال‌های نه چندان دور و سرمربی این سال‌های فوتبال، ضریب هوشی بالای فوتبالی‌اش را از همان زمان بازی عیان کرده بود. آلونسو با ترک مادرید در سال‌های آخر فوتبالش نشان داد همیشه به دنبال تجربه چالش‌های جدید و یادگیری بیشتر است. سه سالی که او در آلیانز آرنا توپ می‌زد، توجه همه را به ویژگی‌های رهبری، آگاهی تاکتیکی و توانایی کامل کنترلش بر خط هافبک جلب کرد. تا جایی که کارل هاینز رومینیگه، مدیرعامل وقت بایرن مونیخ در مصاحبه‌ای با مجله کیکر در آوریل ۲۰۱۹گفت:«او بهترین هافبک وسطی است که ما در سال‌های اخیر داشته‌ایم. او سریع‌ترین نبود اما باهوش‌ترین و بهترین بازیکن استراتژیکی بود که تا به حال در خط هافبک دیده‌ام. او بازیکن فوق‌العاده‌ای بود که می‌توانست به چهار زبان از جمله آلمانی صحبت کند. او یک شخصیت مهم بود و کسی است که دوست دارم به عنوان مربی در بایرن ببینم. اکنون در اسپانیاست که حرفه مربیگری خود را یاد می‌گیرد. نظر من این است که باید تلاش کنیم تا او را در مقطعی به بایرن برگردانیم.»سه سال بعد از این مصاحبه ژابی آلونسو به آلمان رفت؛ اما مقصد او مونیخ نبود. آلونسو با سران بایر لورکوزن برای هدایت این تیم ریشه‌دار آلمانی به توافق رسید. آلونسو برای اثبات توانایی‌های فنی‌اش در حوزه مربیگری وارد لورکوزن شد. او توانست به سرعت اعتماد به نفس و ثبات را به بازیکنان بازگردانده و در انتهای فصل با کسب مقام ششم در بوندسلیگا، جواز حضور در لیگ اروپای فصل بعد را تضمین کند. روند صعودی اجتناب‌ناپذیر تیم او به اینجا ختم نشد و شیرهای لورکوزن در همان فصل به نیمه‌نهایی لیگ اروپا نیز رسیدند. اما اوج کار آلونسو در لورکوزن، معطوف به عملکرد او در سال جاری است. جایی که آن‌ها در رقابتی تنگاتنگ با قدرت اول لیگ آلمان، بایرن مونیخ، برای کسب نخستین قهرمانی‌شان در بوندسلیگا می‌جنگند.ژابی آلونسو در بایرلورکوزنتوانایی بازی‌خوانی، پیش‌بینی حرکات شطرنجی حریف و حل سریع مشکلات از ویژگی‌هایی است که آلونسو را از سایر همبازی‌هایش متمایز می‌کرد و در حال حاضر همان ویژگی‌ها او را به یک سرمربی با اقتدار و محترم تبدیل کرده است. با اینکه رهبری و هدایت تیم در ژن اوست، نمی‌توان از تاثیر سرمربیان درجه یکی که آلونسو زیر نظر آن‌ها توپ می‌زد چشم‌پوشی کرد. از ۱۵ سرمربی برنده چمپیونزلیگ در قرن بیست و یکم، آلونسو تحت هدایت پنج نفر از آن‌ها بازی کرده است. ویسنته دل‌بوسکه، رافائل بنیتز، ژوزه مورینیو، کارلو آنجلوتی و پپ گواردیولا. آلونسو در ترکیب هر کدام از این سرمربیان نقشی کلیدی در تیم‌های قهرمان ایفا کرد و انعکاس صدای آن‌ها در زمین بود. تمامی این صفات باعث می‌شود تا بتوان گفت اگر در حال حاضر تنها یک بازیکن با سابقه درخشان و دوران حرفه‌ای متناسب با مربیگری در سطح اول فوتبال وجود داشته باشد، آن یک نفر ژابی آلونسو است.ژابی آلونسو، شگفت‌انگیزترین گزینه جانشینی کلوپبعد از رسانه‌ای شدن خبر جدایی یورگن کلوپ از لیورپول، جذاب‌ترین شایعه مطرح‌شده برای جانشینی او حضور ژابی آلونسو بر روی نیمکت قرمزهاست. شایعه‌ای که حتی در صورت تحقق نیافتن می‌تواند روزهای شیرینی برای لیورپولی‌ها رقم بزند. البته لیورپولی‌ها خوب می‌دانند که آمدن آلونسو به آنفیلد به این سادگی‌ها اتفاق نخواهد افتاد. تیم‌های بزرگی چون رئال مادرید و بایرن مونیخ در صف خرید این سرمربی اسپانیایی هستند. از طرف دیگر لورکوزنی‌ها نیز بعید است که به این سادگی‌ها راضی به ترک آلونسویی شوند که به گفته خودش پروژه لورکوزن را در این تیم آغاز کرده است. خود آلونسو نیز در مصاحبه‌ای درباره حضورش به عنوان جانشین یورگن کلوپ در پایان فصل گفته است:«شایعات زیاد هستند اما تمرکز من روی بایرلورکوزن است. من از بازیکنان فعلی‌ام در لورکوزن راضی هستم. البته خبر جدای کلوپ از لیورپول باعث تعجب من شد. کاری که او انجام داده شایسته تمجید و ستایش است».با این حال این روزها شایعه انتقال آلونسو به مرسی‌ساید جدی‌تر از همیشه دنبال می‌شود. اتفاقی که با توجه به شخصیت سرمربی لورکوزن و علاقه او به کسب تجربه‌های جدید و پیدا کردن راه‌های تازه برای اثبات توانایی‌های خود، شاید چندان هم دور از انتظار نباشد. هواداران نیز ژابی آلونسو را بهترین انتخاب برای تیمشان می‌دانند. آن‌ها معتقدند آلونسو علاوه بر توانایی‌های فنی، فاکتوری مهم‌تر همراه خود دارد؛ دی‌ان‌ای لیورپول. اما آن‌ها برای پاسخ به این سوال که آیا هافبک دفاعی سابقشان در کنار باشگاه محبوبشان قدم خواهد زد یا نه، باید تا انتهای این فصل صبر کنند و تا آن زمان با رویای این آرزو فصل را به پایان برسانند.</description>
                <category>محمدحسین حشمتی</category>
                <author>محمدحسین حشمتی</author>
                <pubDate>Thu, 15 Feb 2024 20:23:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آث میلان، قربانی منجی خود</title>
                <link>https://virgool.io/@mhbn/%D8%A2%D8%AB-%D9%85%DB%8C%D9%84%D8%A7%D9%86-%D9%82%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D9%86%D8%AC%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF-afg0pciolbsp</link>
                <description>طرفداران پروپاقرص فوتبال همواره از آث میلان به عنوان تیمی بزرگ یاد می‌کنند. مسئله‌ای که شاید هواداران جدید طی سال‌های اخیر به آن باور نداشته باشند؛ چون شاهد بزرگی این تیم باسابقه‌ی ایتالیایی در رقابت‌های مختلف نبوده‌اند.میلان با 7 عنوان قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا، پرافتخارترین تیم ایتالیایی در این رقابت‌ها و پس از رئال مادرید، پرافتخارترین تیم این جام لقب گرفته است. روسونری‌ها با 19 عنوان قهرمانی در یوفا و فیفا چهارمین باشگاه موفق جهان محسوب می‌شوند. همچنین با کسب 51 جام رسمی، یکی از پرافتخارترین تیم‌های اروپا به حساب می‌آیند و از این منظر نسبت به رقبای داخلی خود، اینتر میلان و یوونتوس در رتبه بالاتری قرار دارند. اما این تیم پرآوازه ایتالیایی در 10 سال اخیر روزهای پر فرازونشیبی را از سر گذرانده است. روزهایی که اکثر هواداران این تیم از آن به تلخی یاد می‌کنند. در این یادداشت می‌خواهیم برخی از دلایل افت آث میلان در این سال‌ها را بررسی کنیم.میلان در سال‌های ابتدایی تاسیسباشگاه ورزشی آث میلان (باشگاه کریکت و فوتبال میلان) 16 دسامبر 1899 در شهر میلان ایتالیا، توسط آلفرد ادواردز و هربرت کیلپین انگلیسی پایه‌گذاری شد. آن‌ها در سال 1901 اولین قهرمانی‌شان در جام قهرمانی ایتالیا را جشن گرفتند و در سال‌های 1906 و 1907 توانستند برای اولین بار در تاریخ خود در قهرمانی‌ها دبل کنند. پس از این قهرمانی، قرمز و مشکی‌ها تا سال 1951 رنگ جام طلایی سری آ را ندیدند تا اولین ناکامی و افت این باشگاه خیلی زود برای هوادارانش رقم بخورد. در سال 1980 با داغ شدن بحث شرط‌بندی و پرداخت رشوه به داوران برای تغییر نتایج بازی و متهم شدن میلان به این حکم، آن‌ها توسط فیفا نقره‌داغ شده و به سریBسقوط کردند. البته آن‌ها همان فصل با قهرمانی در سریB دوباره به سطح اول فوتبال ایتالیا یعنی سریA بازگشتند. در بازگشت دوباره به سطح اول ایتالیا، میلان دوباره و این بار به دلیل کسب نتایج ضعیف با قرارگرفتن در رتبه چهاردهم به سریB سقوط کرد. در نهایت جوزپه فارینا، رئیس وقت تیم، میلان را دوباره به سریA بازگرداند و به عنوان آخرین اقدامش قبل از حضور برلوسکونی، در سال 1985 با پائولو مالدینی، اسطوره کنونی این باشگاه، قرارداد بست.برلوسکونی منجی میلانسیلویو برلوسکونیسیلویو برلوسکونی، نخست وزیر سابق ایتالیا، با خرید میلان رویاهای بزرگی در سر می‌پروراند. او با خریدهای بزرگ خود و تبدیل میلان به تیمی منسجم توانست نام این باشگاه را در محافل ورزشی بر سر زبان‌ها بیاندازد. در ابتدا برلوسکونی با آریگو ساکی ایتالیایی در قامت سرمربی قرارداد بست که حاصل آن 8 قهرمانی در جام‌های داخلی، اروپایی و جهانی بود. پس از ساکی، فابیو کاپلو در راس کادر فنی روسونری فعایت داشت که نتیجه آن 4 قهرمانی سریA و یک قهرمانی اروپا بود. کاپلو در سال 1991 میلان را بدون شکست فاتح لیگ ایتالیا کرد. در تاریخچه باشگاه از دوران حضور او تحت‌عنوان شکست‌ناپذیران یاد می‌کنند.دهه ابتدایی قرن بیست‌ویک، دهه‌ای بود که میلان خودش را به عنوان یکی از قدرتمندترین باشگاه‌های فوتبال جهان به سایر رقبا شناساند. مسیری افتخارآفرین که کارلو آنجلوتی طی 8 سال سرمربی‌گری در پایتخت فرهنگی ایتالیا، در تاریخ باشگاه آث میلان رقم زد. میلان طی سال‌های 2003 تا 2007، سه بار به فینال لیگ قهرمانان اروپا دست یافت که دو بار آن برای قرمز و مشکی‌ها با جام قهرمانی همراه بود؛ سال 2003 آن‌ها یکی از سدهای مانع از قهرمانی بوفون در چمپیونزلیگ بودند و با پیروزی برابر یوونتوس قهرمان شدند و سال 2007 با برتری مقابل لیورپول رویایی رافا بنیتز، انتقام شکست دو سال قبل را گرفتند و همچنین بار دیگر طعم قهرمانی در بالاترین سطح فوتبال اروپا را چشیدند.خرابی بعد از طوفان میلان، برلوسکونی متهم ردیف اولقهرمانی در چمپیونزلیگ 2007 در آتن، شیرین‌ترین قهرمانی در ذهن هواداران میلان و در عین حال آخرین خاطرات جذاب تیم رویایی‌شان را رقم زد. بعد از این فصل رفته‌رفته دوران افول میلان آغاز شد تا برای میلانی‌ها، شور و هیجان وصف‌نشدنی جای خودش را به لبخند تلخ حاصل از خاطره‌بازی سال‌های قبل بدهد. پس از اتمام آن فصل جذاب، اسطوره‌های نام‌آشنای سن‌سیرو مثل پائولو مالدینی، جنارو گتوزو، کلارن سیدورف، فیلیپو اینزاگی، جانلوکا زامبروتا، الساندرو نستا و ... از تیم جدا شده و یا کفش‌های خودشان را آویختند. در کنار این خداحافظی‌ها، به عقیده هواداران، سیاست‌های نادرست برلوسکونی نقشی حیاتی در افول میلان ایفا کرد. برلوسکونی در سال 2008  تصمیم گرفت تا از هزینه‌های باشگاهش میلان کم کند و از این پول برای پیشرفت اهداف حزب سیاسی‌اش بهره ببرد. هرچند برلوسکونی برنامه‌ای برای ترک آث میلان نداشت و هدف او سعی در کاهش هزینه‌ها، تنها برای چهار یا پنج سال بود. اوقصد داشت این اتفاق مقطعی و موقت باشد اما در تصمیماتی عجیب ستاره‌های بزرگ باشگاه مثل کاکا، زلاتان ابراهیموویچ و تیاگو سیلوا را به فروش رساند و یا جلوی احداث ورزشگاه جدید میلانی‌ها در منطقه پورتلو آرنا را گرفت تا این تیم همچنان همراه با همسایه و رقیبش اینتر میلان در سن‌سیرو پذیرای حریفانش باشد. این تصمیمات برلوسکونی صدمات جبران‌ناپذیری به باشگاه محبوبش زد.برخی از هواداران نیز معتقد هستند که میلان پس از فصل 2007 و قهرمانی در اروپا، نیازمند پوست‌اندازی و جوان‌گرایی بود. آن‌ها اشتباه کادر فنی و مدیریتی تیم را در عدم جایگزین کردن بازیکنان جوان به جای نسل طلایی تیم‌شان می‌دانند. جایی که برلوسکونی برای خرید سراغ بازیکنان مطرح اما پا به سن گذاشته‌ای مثل دیوید بکام، رونالدو، رونالدینیو و ... رفت. بازیکنانی که تنها اسم دوران حرفه‌ای خودشان را یدک می‌کشیدند اما نمی‌توانستند کمک بزرگی به ترکیب تیم بکنند. بدشانسی دیگری که در آن سال گریبان‌گیر میلانی‌ها شد، فروش بازیکنان خوب و عدم خرید بازیکنانی در سطح کیفیت بازیکنان سابق بود. برلوسکونی انگار از قیمت‌های نجومی و جدید بازیکنان خبردار نبود و کماکان فکر می‌کرد با هزینه‌ای کم و در حد 100میلیون دلار می‌تواند ترکیب خوبی را برای فصل جدید بسازد اما دیر متوجه شد که بازیکنان سابقش را ارزان فروخته است و با پولی که باقی مانده دیگر نمی‌تواند بازیکنان باکیفیتی را برای جنگیدن و فتح جام‌های معتبر به بخش قرمز شهر میلان دعوت کند.ترکیب تیم میلان در سال 2008همچنین قوانین فیرپلی مالی که دلیل آن خرید بازیکنان گران‌قیمت اما پا به سن گذاشته بود هم به مشکلات میلان اضافه شده بود. این اتفاقات غیر منتظره باعث شد تا برلوسکونی نتواند همانند قدیم سرمایه‌گذاری عظیمی برای تیمش انجام دهد. برلوسکونی بعد از آنجلوتی به هیچ سرمربی دیگری اعتماد نکرد و جدا از مباحث فنی، به هیچکدام از آلترناتیوهای کارلتو فرصت مناسبی برای عرض اندام نرسید. رئیس وقت میلان به دنبال این که هرچه سریع‌تر اوضاع وخیم میلان را بهبود بخشد اما میلان در آن مقطع فقط در یک باتلاق دست‌وپا می‌زد و این تغییرات زودهنگام باعث می‌شد تا آن‌ها بیشتر در این باتلاق فرو بروند. در آن روزهای سیاه آریدو برایدا، مدیر ورزشی تیم نیز که از دیرباز همراه میلان بود، به دلایلی شخصی تصمیم به جدایی گرفت. پیدا کردن جایگزینی در سطح برایدا امری انجام‌نشدنی بود. جایگاهی که باربارا برلوسکونی، دختر مالک تیم نیز به دلیل تجربه کم نتوانست آن را پر کند.در ادامه به دلیل عدم حضور قرمز و مشکی‌های میلان در لیگی اروپایی، کاهش درآمدهای باشگاه، شرایط بد اقتصادی و آشکار شدن فرار مالیاتی برلوسکونی و تاثیرات مشابه دیگری که موقعیت سیاسی او بر نقش ورزشی‌اش می‌گذاشت،  شرایط را طوری رقم زد تا مالک باهوش میلانی‌ها بر خلاف میل خود در سال 2014 مجبور به فروش باشگاه موردعلاقه‌اش شود. برلوسکونی در ادامه ادعا کرد که با ناراحتی و اشک نامه استعفای خود را به هیئت مدیره رسانده است.دست به دست شدن باشگاه بین سرمایه‌دارانبرلوسکونی آث میلان را به لی‌یونگ هونگ تاجر چینی فروخت و یک سال بعد نیز او این باشگاه را به تیمی از سرمایه‌گذاران چینی و ایتالیایی به نام روسونری انک واگذار کرد. صندوق سرمایه‌گذاری الیوت از سال ۲۰۱۸کنترل و مالکیت این باشگاه پرافتخار ایتالیایی را در اختیار گرفت و طی ۴سال موفق شد اوضاع مالی نابسامان آث میلان را منظم کند تا میلانی‌ها پس از ۱۱سال جام قهرمانی سریAرا به رنگ قرمز و مشکی درآورند. اما در سال 2022 صندوق سرمایه‌گذاری الیوت، این باشگاه را به شرکت آمریکایی رِد بِرد به مالکیت گری کاردینال، تاجر آمریکایی واگذار کرد تا مالک جدید در پروژه‌ای تازه به دنبال این باشد تا دومین تیم پرافتخار اروپا را بار دیگر به اوج خود بازگرداند. البته در بیانیه رسمی میلان قید شده بود که قرار است صندوق الیوت همچنان بخش اندکی از سهام باشگاه را در اختیار داشته باشد. بر اساس آن بیانیه رسمی باشگاه، توافق میان الیوت و رد برد برای انتقال اکثریت سهام میلان با مبلغ ۱.۲ میلیارد یورو حاصل شده و الیوت به عنوان صاحب اقلیت سهام همچنان در میلان باقی خواهد ماند و نماینده‌های این شرکت جایگاه خود را در هیئت مدیره میلان حفظ خواهند کرد.آث میلانهواداران چشم‌انتظار روزهای شیریناریک کانتونا اسطوره منچستر یونایتد در نقل‌قولی معروف می‌گوید:«ممکن است شما خانه، دین ‏و یا حتی همسرتان را عوض کنید، ‏ولی هیچوقت تیم محبوبتان را عوض نخواهید کرد».هواداری از یک تیم خاص برای هر شخصی دلیل منحصر به فردی دارد. این هواداری ممکن است با یک جام یا یک بازی دراماتیک، علاقه‌مندی به یک بازیکن خاص و دنبال کردن بازی‌های او و یا دلایل دیگری شکل گرفته باشد؛ اما در انتها هدف یک چیز است، عشق به تیم محبوب. شاید خیلی از روسونری‌ها به یاد نداشته باشند که چرا آث میلان تبدیل به اصلی‌ترین عشق‌شان شده است. احتمالا طرفداران دوآتیشه میلانی طی این سال‌ها با یاد افتخارات گذشته خود را آرام می‌کردند و یا ممکن است در آغاز هر فصل با امید به تکرار آن افتخارات، فصل را به انتها می‌رساندند. اما مسئله‌ای که روشن است، حس دوگانه میلانی‌ها به منجی تیم، سیلیو برلوسکونی است. مدیری که برای سال‌های متمادی قرمز و مشکی پوشان را تبدیل به تیم اول میلان و ایتالیا کرد و در انتها خودش این تیم را به باتلاق پرتاب کرد. برلوسکونی 12 ژوئن 2023 از دنیا رفت اما آث میلان تا ابد جاودان خواهد ماند. هواداران به خوبی می‌دانند که بزرگی در خون آث میلان جاری است و روزهایی شیرین در انتظار آن‌ها خواهد بود.</description>
                <category>محمدحسین حشمتی</category>
                <author>محمدحسین حشمتی</author>
                <pubDate>Wed, 14 Feb 2024 18:43:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>6 عامل قهرمان‌نشدن آرسنال در لیگ قهرمانان اروپا</title>
                <link>https://virgool.io/@mhbn/6-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%A2%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D9%84%DB%8C%DA%AF-%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%BE%D8%A7-l4pyifwmmzxh</link>
                <description>یکی از بزرگ‌ترین حسرت‌های هواداران آرسنال، باخت در فینال چمپیونزلیگ سال 2006 است. فینال جنجالی و بحث‌برانگیزی که در آن توپچی‌ها از پس بارسلونا برنیامدند تا به نائب‌قهرمانی اکتفا کنند. با گذشت سال‌ها از آن بازی، هواداران آرسنال دلیلی قانع‌کننده برای شکست تیمشان که یکی از بهترین آرسنال‌های تاریخ بود، پیدا نکردند.چهارشنبه 17 می 2006، ورزشگاه دو فرانس پاریس میزبان بزرگ‌ترین تقابل اروپایی آن سال بود. جایی که آرسنال آرسن ونگر با از پیش رو برداشتن غول‌هایی مثل رئال مادرید، یوونتوس و ویارئال، برای اولین بار در تاریخ باشگاه به فینال لیگ قهرمانان اروپا رسیده بود. در مقابل بارسلونای فرانک رایکارد نیز توانسته بود از سد چلسی، بنفیکا و آث میلان عبور کند تا پای دیگر دیدار نهایی باشد. در آن دیدار درنهایت این یاران رایکارد بودند که با نتیجه 2-1 توانستند جام قهرمانی را به خانه خود ببرند.دیدار نهایی بین آرسنال و بارسلوناآن فینال معروف یکی از تلخ‌ترین شب‌های توپچی‌های لندنی را رقم زد. باخت آرسنال در آن بازی به دلایل و عوامل متعددی وابسته بود. سعی داریم در این یادداشت به برخی از این عوامل توجه کنیم.آرسنال در فصل 2006-2005 فصل پرچالشی را از سر گذرانده بود. آن‌ها با پیروزی 4-2 برابر ویگان که با هتریک تیری آنری همراه بود، با توجه به شکست تاتنهام در بازی همزمان، توانستند رتبه چهارم لیگ برتر و سهمیه پلی‌آف چمپیونزلیگ فصل بعد را کسب کنند. در جام حذفی در برابر بولتون، شش دقیقه مانده به پایان بازی، مساوی را با باخت 1-0 عوض کرده و حذف شدند. در جام اتحادیه نیز در نیمه‌نهایی در مجموع دو بازی رفت و برگشت برابر ویگان به تساوی 2-2 رسیدند اما با توجه به قانون گل زده در خانه حریف، درنهایت از رسیدن به دیدار نهایی بازماندند.این نتایج برای آرسن ونگری که دو فصل پیش رکورد منحصربه‌فرد قهرمانی در پریمیرلیگ بدون حتی یک باخت را در دست داشت، به هیچ عنوان راضی‌کننده نبود. او حتی در خلال برگزاری بازی‌های لیگ، پس از دو باخت متوالی توپچی‌ها برابر لیورپول و بلکبرن، اذعان داشت فرم تیمش به یک نگرانی بزرگ تبدیل شده است. با این حساب قرمزپوشان شمال لندن در لیگ قهرمانان اروپا نتایج قابل‌قبولی گرفتند. آن‌ها در مرحله گروهی بدون باخت و فقط با یک تساوی برابر آژاکس، تنها 2 امتیاز از 18 امتیاز ممکن را از دست دادند و به‌عنوان سرگروه به مرحله بعد راه یافتند. در این مرحله رئال مادریدی را که پس از لیون در گروهش دوم شده بود، با تک گل آنری در سانتیاگو برنابئو، در مجموع دو دیدار 1-0 از پیش رو برداشتند تا اولین شکست را برای تیم مادریدی در 18 بازی اخیرشان در لیگ قهرمانان رقم بزنند. در برابر یوونتوس، آرسنال با گل‌های فابرگاس و آنری 2-0 به پیروزی رسید تا تساوی بدون گل در استادیوم دله‌آلپی شهر تورین، به معنای صعود توپچی‌ها به مرحله نیمه‌نهایی باشد. در آخرین بازی اروپایی این باشگاه در هایبری لندن، توره در نیمه اول یک گل به ثمر رساند تا آرسنال با نتیجه 1-0 مقابل ویارئال پیروز شود. مهار ضربه پنالتی دیرهنگام ریکلمه توسط ینس لمن در بازی برگشت به آرسنال کمک کرد تا به اولین باشگاه لندنی تبدیل شود که به فینال لیگ قهرمانان اروپا می‌رسد. این تساوی بدون گل، دهمین کلین‌شیت متوالی آرسنال بود؛ یک رکورد جدید در چمپیونزلیگ که تابحال دست‌نخورده باقی مانده است.در بازی فینال آرسنال با ترکیب 1-5-4 به میدان رفت. ابوئه در سمت راست خط دفاعی جایگزین لاورن مصدوم شد و اشلی کول به‌جای فلامینی در پست دفاع چپ قرار گرفت. ینس لمن در دقیقه 18 با خطا روی ساموئل اتوئو از بازی اخراج شد. ونگر مانوئل آلمونیا را به‌جای رابرت پیرس در دروازه قرار داد. با وجود ده‌نفره شدن، آرسنال در دقیقه 37 توسط سو کمپل به گل اول رسید. تیری آنری در نیمه دوم یک تک‌به‌تک از دست داد تا اینکه اتوئو در 14 دقیقه مانده به پایان، بازی را به تساوی کشاند. هنریک لارسون که به‌عنوان بازیکن جانشین برای آبی‌اناری‌ها وارد زمین شده بود، جولیانو بلتی را در موقعیت گلزنی قرار داد تا گل او در دقیقه 81 پایانی بر رویای قهرمانی توپچی‌ها باشد.حال به بررسی چند عاملی که شاید بتوان به‌عنوان عوامل مهمی در شکست آرسنال و دومین قهرمانی بارسلونا در چمپیونزلیگ به حساب آورد، می‌پردازیم.1. اخراج ینس لمنینس لمن آلمانی در هیچ یک از بازی‌های مرحله حذفی لیگ قهرمانان اروپای 2006 گل نخورد؛ حتی در دیدار فینال. او در این دیدار دو سیو موفق داشت. دقیقه 10 شوت زاویه بسته ژولی را در دو مرحله مهار کرد و دقیقه 16 عدم‌هماهنگی بازیکنان آرسنال، دکو را در موقعیت شوتزنی قرار داد که شوت بیرون از محوطه او در دستان لمن آرام گرفت. در دقیقه 18 پاس نامطمئن گیلبرتو سیلوا با کنترل ناموفق الکساندر هلب و لودادن توپ همراه شد. توپی که در یک-دوی اتوئو با رونالدینیو، مهاجم کامرونی را در موقعیت تک‌به‌تک قرار داد و لمن با خروج از دروازه، پشت محوطه روی اتوئو مرتکب خطا شد. خطایی که در پی آن داور با سخت‌گیری لمن را با کارت قرمز مستقیم جریمه کرد تا آرسنال بیش از 70 دقیقه با یک یار کمتر بازی را ادامه دهد.اخراج ینس لمن2. تعویض رابرت پیرسپس از اخراج زودهنگام لمن، آلمونیا دروازه‌بان ذخیره آرسنال، به‌جای پیرس وارد بازی شد. رابرت پیرسی که یکی از عناصر اصلی کمربند میانی تیم ونگر به حساب می‌آمد. در ابتدای فصل پس از پیوستن پاتریک ویرا، کاپیتان سابق آرسنال، به یوونتوس، ونگر جانشینی برای او جذب نکرد. سرمربی توپچی‌ها معتقد بود آن‌ها در این پست بازیکنانی نظیر گیلبرتو سلوا، فابرگاس و پیرس را دارند. نقش جدیدی که پیرس در نبود ویرا در آرسنال ایفا می‌کرد، نقشی انکارناپذیر بود. پیرس در طول فصل کمتر به بازی گرفته می‌شد اما حضورش در ترکیب پیوند محکمی بین خط دفاع و خط حمله ایجاد می‌کرد. این پیوند نه‌تنها در طرح‌ریزی حملات کوبنده آرسنال نقشی اساسی داشت، بلکه ضدحمله‌های تیم رقیب را نیز خنثی می‌کرد. یکی از دلایل فیکس بازی کردن پیرس در این دیدار نیز همین بود تا آرسنال بتواند راحت‌تر پلن‌های مختلف حمله‌هایش را بچیند و در عین حال در برابر سرعت بالای رونالدینیو در ضدحملات مستحکم باشد.درنهایت ونگر مجبور بود برای تغییر تاکتیک اجباری‌اش در پی اخراج لمن، یکی از بازیکنان را بیرون بکشد. او ترجیح داد پیرس را از بین فابرگاس، گیلبرتو و هلب تعویض کند. تصمیمی که با توجه به شرایط ویژه ایجادشده در بازی، نمی‌توان به آن خرده گرفت و درست یا غلط بودنش را بررسی کرد. این بازی، آخرین بازی پیرس در لباس آرسنال بود. او بعدا گفت که تصمیم ونگر برای تعویض، او را کشت:«این واقعیت که من تعویض شدم و فقط 18 دقیقه اجازه بازی داشتم دردناک است، انکارِ آن خالی از لطف نیست. ونگر این را می‌داند و ما هنوز در مورد آن صحبت می‌کنیم. هرگز قبول نخواهم کرد که او تصمیم درستی گرفته است.&quot;3. موقعیت‌سوزی‌های تیری آنریتیری آنری در آن فصل از رقابت‌ها با 27 گل، آقای گل پریمیرلیگ شد. سهم او در رساندن آرسنال به فینال انکارناپذیر است. تک‌گل انفرادی او به رئال مادرید، یکی از زیباترین گل‌های آن فصل از رقابت‌های چمپیونزلیگ محسوب می‌شود. با این حال او در دیدار فینال نتوانست آنری همیشگی باشد. او در همان ابتدا با فرصت‌طلبی در دقیقه 3 روی پاس ابوئه خودش را در موقعیت گلزنی قرار داد اما ویکتور والدس تک‌به‌تک آنری را مهار کرد. یک دقیقه بعد نیز شوتی سهمگین از پشت محوطه روانه دروازه بارسا کرد که باز هم والدس مانع از گلزنی آنری شد. در دقیقه 37 سو کمپل روی ارسال آنری آرسنال را پیش انداخت. اما بزرگ‌ترین موقعیتی که آنری به گفته خودش از دست داد، زمانی بود که دقیقه 69 بازی روی پاس هلب او در موقعیتی تک‌به‌تک با والدس قرار گرفت و با ضربه‌ای بی‌دقت، توپ را درست جایی که والدس انتظارش را می‌کشید فرستاد.ناکامی آنری در گشودن دروازه بارسلونااو در سال 2012 در مصاحبه‌ای با نشریه اکیپ فرانسه درباره توپ طلا نبردنش اعلام کرد:«صحبت در این مورد دیگر فایده‌ای ندارد. هیچوقت این جایزه را نبردم. یک‌بار دوم و یک‌بار سوم شدم. آمارم در این زمینه خیلی هم بد نیست.من قهرمان جام جهانی هم شده‌ام و به همین دلیل شکایتی نخواهم داشت. با این حال همیشه حسرت فینال لیگ قهرمانان سال 2006 را می‌خورم. حسرت از دست دادن این جام با آرسنال از حسرت نبردن توپ طلا برای من بزرگ‌تر است. فکر می‌کنم اگر در آن فینال آن موقعیتی را که داشتم، از دست نمی‌دادم الان چنین حرف و حدیث‌هایی وجود نداشت. راستش را بخواهید قهرمان نشدن در آن رقابت‌ها به همراه آرسنال بیش از هر چیز دیگری بر من فشار می‌آورد. این را هم بگویم که من اهل اما و اگر نیستم و الان عذاب وجدان ندارم و شب‌ها راحت به خواب می‌روم. من کاری را که باید انجام می‌دادم، انجام داده‌ام و در این بین هم موفقیت داشتم و هم شکست.»4. مانوئل آلمونیاآلمونیا دروازه‌بان اسپانیایی توپچی‌ها بود که سال 2004 به آرسنال پیوست تا ذخیره مطمئنی برای ینس لمن باشد. اوج درخشش او تا پیش از فینال سال 2006، دور پنجم جام حذفی فصل 2005-2004 بود. او در آن بازی توانست در ضربات پنالتی، دو پنالتی حریف را مهار کند تا آرسنال در آن مرحله شفیلدیونایتد را کنار بزند. البته بعدها در فصل 2008-2007 با تصمیم ونگر او به ینس لمن ترجیح داده شد و توانست بیش از هفت سال در جمع توپچی‌ها بازی کند.اما آلمونیا در فینال 2006 با حضور در ترکیب به‌جای لمن، توانست خود را در کانون توجهات قرار دهد. او با جای‌گیری‌های خوبش در اکثر دقایق بازی عملکرد قابل‌قبولی از خود ارائه داد. با این حال در انتهای بازی در عرض 6 دقیقه 2 گل از آبی‌اناری‌ها دریافت کرد. دو گلی که هر دو از زاویه بسته به ثمر رسیدند تا به‌نوعی پاشنه آشیل او در آن بازی لقب بگیرد. بعد از دریافت دو گلِ تقریبا مشابه، هواداران بیش از پیش افسوس اخراج لمن را خوردند. شاید با حضور او آرسنال آن دو گل را دریافت نمی‌کرد.5. رونالدینیورونالدینیو، ستاره نام‌آشنای برزیلی، پس از کسب دو توپ طلا در سال‌های 2004 و 2005، در سالی که به دومین قهرمانی بارسلونا در لیگ قهرمانان اروپا منجر شد، نقش بسزایی ایفا کرد. او که در آن سال‌ها در اوج دوران حرفه‌ای خود قرار داشت، در فصل 2006-2005 پس از به ثمر رساندن دو گل انفرادی دیدنی در بازی الکلاسیکو، تبدیل به دومین بازیکن پس از دیه‌گو مارادونا شد که در ورزشگاه سانتیاگو برنابئو مورد تشویق و تحسین تماشاگران رئال مادرید قرار می‌گیرد. در 2006-2005 UCL نیز رونالدینیو به‌دنبال کسب اولین قهرمانی چمپیونزلیگش پس از دو توپ طلا بود که همین عامل به انگیزه‌ای شخصی برای او بدل می‌شد. او توانست با اتکا به هوش و تکنیک منحصربه‌فردش نقشی تاثیرگذار در قهرمانی بارسا در چمپیونزلیگی که 14 سال انتظارش را می‌کشیدند، داشته باشد. در بازی فینال نیز رونالدینیو بارها و بارها خط میانی و خط دفاع توپچی‌ها را اذیت کرد. او پاسی را که منجر به اخراج لمن شد برای اتوئو فرستاد. بعد از ده‌نفره‌شدن آرسنال علاوه‌بر استفاده از فضای ایجاد شده در مرکز میدان برای خلق موقعیت و ارسال پاس‌های تیزش به هم‌تیمی‌ها، با شوت‌های خارج از محوطه هم چندین بار دروازه آلمونیا را تهدید کرد. در آن بازی تمامی بازیکنان بارسلونا بابرنامه و منظم بودند اما نباید تاثیر رونالدینیو را جدا از سایر بازیکنان نادیده گرفت.6. داوریلحظه به ثمر رسیدن گل اتوئوونگر در کنفرانس مطبوعاتی پس از بازی از داور بازی به‌خاطر اخراج لمن به‌شدت انتقاد کرد. همچنین او در مصاحبه‌ای در سال 2017 در پاسخ به این سوال که اگر کمک‌داور ویدیویی پیش از این وجود داشت، چه اتفاقی ممکن بود رخ دهد، گفت:«من صحنه گل تساوی بارسلونا در فینال لیگ قهرمانان سال 2006 (توسط ساموئل اتوئو) را انتخاب می‌کنم. چون آن گل آفساید بود، در حالی که 15 دقیقه به پایان کار مانده بود و ما یک بر صفر جلو بودیم. در آرسنال، لیگ قهرمانان تنها جامی است که نبرده‌ام و همان‌طور که خودتان می‌دانید این جام برای من از هرچیزی مهمتر است.»فینال UCL 2006 یکی از بازی‌هایی است که هیچ‌گاه از خاطره دوستداران آرسنال پاک نمی‌شود. آن‌ها در آن سال اعتماد کاملی به تیمشان برای کسب جام قهرمانی داشتند. اعتمادی که به دلایل مختلف، از جمله دلایلی که در این یادداشت بررسی کردیم، به ثمر ننشست تا هنوز هم که هنوز است توپچی‌ها از آن شب، به‌عنوان شبی تلخ و فراموش‌نشدنی یاد کنند.</description>
                <category>محمدحسین حشمتی</category>
                <author>محمدحسین حشمتی</author>
                <pubDate>Wed, 14 Feb 2024 18:24:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عراق، شگفت‌انگیزترین قهرمان جام ملت‌های آسیا</title>
                <link>https://virgool.io/@mhbn/%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82-%D8%B4%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D9%85%D9%84%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D8%A7-pgxid97zmplq</link>
                <description>فوتبال ورزش شگفتی‌هاست. این جمله‌ای است که تقریبا همه طرفداران این ورزش پرهیجان آن را قبول دارند. اما سال 2007، در قاره کهن شاید بزرگ‌ترین شگفتی این ورزش در جهان خلق شد. جایی که در حضور غول‌های آسیایی مثل ژاپن، کره جنوبی، استرالیا، عربستان و ایران، این عراق جنگ‌زده بود که توانست بر فراز قله آسیا بایستد و اتفاقی تاریخی را رقم بزند.چهاردهمین دوره برگزاری جام ملت‌های آسیا، یکی از عجیب‌ترین دوره‌های تاریخ این رقابت‌ها بود. جایی که برای نخستین بار و شاید تنها همان یک بار، میزبانی این رقابت‌ها را چهار کشور تایلند، اندونزی، مالزی و ویتنام عهده‌دار بودند. استرالیا که تا قبل از آن نماینده قاره اقیانوسیه محسوب می‌شد، در این سال برای اولین بار به عنوان عضو کنفدراسیون فوتبال آسیا در این بازی‌ها شرکت می‌کرد. این رقابت‌ها 7 جولای 2007 در هشت ورزشگاه مستقر در هفت شهر متفاوت با دیدار تایلند و عراق در ورزشگاه راجامانگالا شهر بانکوک آغاز شد و 29 جولای با دیدار نهایی بین عربستان و عراق در ورزشگاه گلورا بونگ کارنوی شهر جاکارتا با تنها قهرمانی تاریخ عراق به اتمام رسید.مرحله گروهیقرعه‌کشی مرحله گروهیقلمرو گشایی شیرهای بین‌النهریندر این دوره جام ملت‌ها 16 تیم در قالب 4 گروه به رقابت پرداختند. چهار تیم میزبان در سید اول قرار گرفتند و هرکدام با سه تیم دیگر، گروه‌بندی رقابت‌ها را تشکیل دادند. شگفتی این جام از همان روزهای ابتدایی و بازی‌های گروه اول آغاز شد. جایی که تایلند، عراق، عمان و استرالیا بازی‌های جام را استارت زدند. در بازی افتتاحیه عراق نتوانست از پس تایلند بربیاید تا قهرمان آن دوره معمولی‌ترین شروع را در رقابت‌ها داشته باشد. استرالیا نیز در اولین بازی‌اش با گل دقیقه90 تیم کیهیل از شکست در برابر عمان گریخت تا عیار رقابت‌های آسیایی در همان بازی اول برای کانگوروها مشخص شود. در بازی بعدی نیز عراق با پیروزی سه بر یک مقابل استرالیا، برای سایر مدعیان دندان تیز کرد و استرالیای غریبه با آسیا را در معرض خداحافظی زودهنگام از جام طلایی آسیایی قرار داد. اما درنهایت در این گروه عراق با 5 امتیاز و به عنوان سرگروه و استرالیا پشت سر آن به دلیل تفاضل گل بهتر نسبت به تایلند، به عنوان تیم دوم به مرحله بعد راه پیدا کردند.برای یک سامورایی همه جا ژاپن استدر بازی‌های گروه دوم رقابت‌ها نیز نتایج اعجاب‌آور تکرار شد. در این گروه ویتنام میزبان به همراه قطر، امارات و ژاپن به رقابت پرداختند که ویتنام توانست با پیروزی دو بر صفر برابر امارات، بعد از ژاپن صدرنشین با چهار امتیاز به عنوان تیم دوم راهی مرحله حذفی شود. از دیگر نتایج عجیب این گروه می‌توان به تساوی ژاپن برابر قطر اشاره کرد که قضاوت آن دیدار برعهده داور کشورمان، مسعود مرادی بود.انتقام ناموفق یوزهاگروه سوم این رقابت‌ها جایی بود که ایران در کنار میزبان رقابت‌ها مالزی و همچنین ازبکستان و چین قرار گرفت. در این گروه طبق پیش‌بینی‌ها مالزی حرفی برای گفتن نداشت و با سه شکست و تفاضل گل منفی یازده در قعر جدول گروه جای گرفت و ایران و ازبکستان به ترتیب به عنوان تیم‌های اول و دوم از این گروه به مرحله بعد صعود کردند. شاید مهم‌ترین نکته این گروه را بتوان دیدار ایران و چین در نظر گرفت. جایی که یوزهای ایرانی در پی انتقام شکست در نیمه‌نهایی دوره پیش از اژدهای آسیا بودند، اما باز هم موفق به شکست این تیم نشدند و آن دیدار با تساوی دو بر دو به پایان رسید.ببرهای ناآمادهدر نهایت در گروه آخر، اندونزی میزبان از بحرین، عربستان و کره جنوبی پذیرایی کرد که ماحصل آن صعود عربستان و کره جنوبی بود. برجسته‌ترین اتفاق این گروه عملکرد نه‌چندان مطلوب کره‌ای‌ها بود. ببرها در اولین بازی خود یک یک در برابر عربستان متوقف شدند و در بازی دوم در عین ناباوری دو بر یک مقابل بحرین تن به شکست دادند. اتفاقی که کره را تا یک قدمی حذف در مرحله گروهی پیش برد اما پیروزی خفیف یک بر صفر آن‌ها در مقابل اندونزی و شکست چهار بر صفر بحرین در برابر عربستان در روز آخر، جلوی وقوع شگفتی دیگری در این جام را گرفت.مراحل حذفییک چهارم نهایی مطابق با انتظاراولین بازی این مرحله محل تقابل ژاپن و استرالیا بود. در این بازی در طول 120دقیقه هیچکدام از تیم‌ها نتوانست از پس دیگری بربیاید تا ضربات پنالتی حکم پیروزی سامورایی‌ها در برابر زردپوشان اروپایی‌تبار را صادر کند.بازی دوم این مرحله را عراق و ویتنام شگفتی‌ساز برگزار کردند. این بازی با بریس کاپیتان عراق، یونس محمود به پایان رسید تا شیرهای بین‌النهرین به قدرتنمایی در قلمرو خود ادامه دهند.سومین بازی شاید تلخ‌ترین بازی برای ما بود. ایران در برابر رقیب سنتی خود کره جنوبی. عملکرد نامطلوب کره‌ای‌ها در مرحله گروهی، انتظارات را از ایران تحت هدایت امیر قلعه‌نویی بالا برده بود. اما در نهایت این کره‌ای‌ها بودند که پس از تساوی صفر صفر در 120دقیقه، در ضربات پنالتی موفق به شکست ایران شدند.شکست و حذف ایران در مقابل کره جنوبیدر آخرین بازی این مرحله عربستان توانست دو بر یک در مقابل ازبکستان پیروز شود. در این بازی عربستانی‌ها خیلی سریع در دقیقه 3 با گل مهاجم کهنه‌کارشان، یاسر القحطانی از حریف پیش افتادند و توانستند نبض بازی را در اختیار خود گرفته و در نهایت به راحتی خودشان را به جمع چهار تیم برتر آسیا برسانند.نیمه‌نهایی اعجاب‌آوردر این مرحله دو تیم غرب آسیایی که مسیری طولانی را برای تحقق رویاهایشان به شرق طی کرده بودند، در برابر دو تیم شرق آسیایی صف‌آرایی کردند. عراق مقابل کره جنوبی و عربستان در برابر ژاپن.آن دوره از رقابت‌ها را می‌توان دوره شکست پیش‌بینی کارشناسان از شگفتی‌ها نیز نام‌گذاری کرد و اوج این شگفتی‌ها در این مرحله رقم خورد. عراق پس از تساوی بدون گل در وقت‌های معمول، توانست در ضربات پنالتی 4-3 کره‌جنوبی را از پیش‌رو بردارد و برای اولین بار در تاریخ خودش به فینال جام ملت‌های آسیا صعود کند.در بازی دیگر این مرحله نیز عربستان در یک نمایش منسجم و منظم توانست ژاپن مدعی را با نتیجه 3-2 شکست دهد. در این بازی عربستانی‌ها دو بار از حریف سرسخت‌شان پیش افتادند و هر دو بار خیلی سریع گل تساوی را دریافت کردند. تا اینکه در دقیقه 57، مالک معاذ آخرین شمشیر را بر پیکر سامورایی‌ها وارد کرد تا چهاردهمین دوره جام ملت‌های آسیا شاهد فینالی تمام عربی باشد.فینال، جشن شیرهای عربجام ملت‌های آسیا 2007 با تمام شگفتی‌ها و نتایج غیرقابل باور خود به ایستگاه پایانی رسید. این دیدار در کشور اندونزی، ورزشگاه گلورا بونگ کارنو، با قضاوت مارک شیلد استرالیایی برگزار شد. دیدار نهایی جامی که به عقیده خیلی از کارشناسان محل بروز اتفاقات غیرقابل پیش‌بینی بود. اما این پایان ماجرا نبود. 29 جولای 2007، داستان باورنکردنی جام ملت‌های آسیا به طور کامل خلق شد. فینال آن دوره تنها یک گل داشت. تک گلی که دقیقه 76 با ضربه سر از روی ارسال کرنر به ثمر رسید. زننده گل کسی نبود جز یونس محمود. این گل کاپیتان محبوب عراقی‌ها، آن‌ها را به نخستین قهرمانی خود در آسیا رساند تا به نوعی بتوان گفت عراقی‌ها جایگاه خودشان را در نقشه فوتبالی جهان پیدا کنند.لحظه به ثمر رسیدن گل قهرمانینگاهی به عراق 2007جام ملت‌های آسیا 2007 پیش از شروع روزهای ملتهبی را از سر می‌گذراند. عمده اعتراضاتی که به این جام می‌شد مربوط به میزبانی همزمان چهار کشوری بود که تا به آن روز میزبانی رقابت‌های بزرگ را عهده‌دار نبودند. فارغ از بحث رفت‌وآمدها میان چهار کشور، شک‌هایی در باب برگزاری هر چه بهتر این تورنمنت در این کشورها مطرح بود. با وجود این بحث‌ها و پس از کش‌وقوس‌های فراوان جام چهاردهم برگزار شد و عنوان شگفت‌آورترین جام را به خود اختصاص داد. بعدها محمد بن همام، رئیس اسبق AFC در مصاحبه‌ای گفت:«سپردن میزبانی به چهار کشور سیاست درستی نبوده است».بازیکنان تیم قهرماندر تیم آن سال عراق 16 لژیونر توپ می‌زد. می‌توان چند اسم معروف برای ایرانی‌ها از آن بازیکنان بیرون کشید. اسامی معروفی که به واسطه حضور در لیگ ایران برای ما نام‌َآشنا هستند. بازیکنانی مثل نشات اکرم، هوار ملا محمد، کرار جاسم و خلدون ابراهیم. بازیکنانی که با درک تاکتیکی و پیاده‌سازی دقیق خواسته‌های ویرا در زمین بازی بزرگ‌ترین اتفاق دوران ورزشی خودشان را رقم زدند. اما از میان همه بازیکنان، یک بازیکن بیشتر از همه در یادها باقی ماند. بازیکنی که ما اسمش را نه به واسطه حضور در لیگ کشورمان، بلکه به خاطر درخشش همیشگی خودش می‌شناسیم. یونس محمود، کاپیتانی که با بالا بردن جام طلایی آسیا، چهره‌اش را به جهان معرفی کرد.یونس محمودیونس محمودیونس محمود، مهاجم تیم ملی عراق که در آن دوره از رقابت‌ها 24 ساله بود، توانست با به ثمر رساندن چهار گل به‌طور مشترک با یاسر القحطانی، مهاجم عربستان و تاکاهارای ژاپنی کفش طلایی آن دوره را از آن خود کند. جوایز یونس محمود در آن تورنمنت به جام قهرمانی و کفش طلا محدود نشد و او عنوان بهترین بازیکن جام را نیز از آن خود کرد. با وجود این درخشش او نتوانست عنوان مرد سال آسیای 2007 را از از آن خود کند و شاید کسب این عنوان بزرگ‌ترین حسرت دوران بازیگری او باشد. کاپیتان محبوب عراقی‌ها بعدها در مصاحبه‌ای گفت:«در آن سال من به همراه نشات اکرم و یک بازیکن ژاپنی نامزد کسب عنوان برترین بازیکن سال آسیا شده بودیم. اما در نهایت شگفتی با محروم شدن بازیکن ژاپنی، یاسر القحطانی بالاتر از من و نشات به این عنوان دست یافت که باید بگویم حقش نبود.»در روزهای پیش از آغاز جام، هیچ کارشناسی عراق را در قامت قهرمانی نمی‌دید. عراقی که در آن سال‌ها در کشور خود درگیر جنگ بود و حتی لیگ کشورش برگزار نمی‌شد. با توجه به شرایطی که عراق با آن دست‌وپنجه نرم می‌کرد شاید حتی خوشبین‌ترین هوادار عراقی انتظار حضور روی سکوهای دیدار نهایی و تشویق تیم کشورش را نداشت. اما عراقی‌ها با هدایت جوروان ویرای برزیلی به همه ثابت کردند که برای از بین بردن حسرت‌های گذشته و تغییر تاریخ باید در مسیری متفاوت قدم برداشت.</description>
                <category>محمدحسین حشمتی</category>
                <author>محمدحسین حشمتی</author>
                <pubDate>Wed, 14 Feb 2024 17:58:34 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>