<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مهدیه کوچک‌زاده</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mhdiehkoo</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 04:37:29</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>مهدیه کوچک‌زاده</title>
            <link>https://virgool.io/@mhdiehkoo</link>
        </image>

                    <item>
                <title>خلاقیت واقعا چیست؟ | تغییر و تحولات مفهوم خلاقیت</title>
                <link>https://virgool.io/@mhdiehkoo/%D8%A2%D9%86%DA%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D8%B0%D8%B1%D8%AF-e1han06zxs42</link>
                <description>فرقی نمی‌کند چه سن و سالی داشته باشید و در چه محیطی فعالیت کنید، احتمالا دیگر تا حالا متوجه شده‌اید که موضوعی وجود دارد که تقریبا همه‌ی اطرافیانتان در آن باهم هم‌نظرند. بله، تقریبا همه‌ی آدم‌ها در این دوره و زمانه معتقدند که خلاقیت، مزیت بزرگی است و افراد خلاق هم سه-هیچ از بقیه جلوترند؛ اما آیا پیش آمده که بتوانند آن را برایتان توضیح دهند؟ از وقتی چشم و گوشمان به دنیای اطرافمان باز شده، این کلمه را شنیده‌ایم، اما مفهوم خلاقیت دقیقا چیست؟ چگونه بعضی افراد را خلاق‌تر از بعضی دیگر می‌دانیم؟ اصلا این خلاقیت از کجا می‌آید؟خلاقیت؛ موهبت یا مهارت؟از گذشته‌های دور، درباره‌ی هنرمندان و منشا هنرشان بحث‌های زیادی در جریان بوده و انسان‌های اندیشمند بسیاری در طول تاریخ بشر، نظرات متفاوتی در مورد این موضوع داشته‌اند. در دنیای قبل از مسیحیت، کلمه‌ای معادل ساختن (make) وجود داشته که برای هنرمندان، به‌خصوص در هنرهای تجسمی به‌کار می‌رفته. در آن دوران اعتقاد بر این بود که تمام ملزومات و محصولات هنر در طبیعت وجود دارد و هنرمند کارش فقط نشان دادن آن‌هاست. بعدها، با جایگاه پیدا کردن دین و فرهنگ مسیحیت میان مردم، کلمه‌ی &quot;creatio&quot; به معنای آفرینش از عدم وارد زبان مردم شد که فقط در رابطه با خدا استفاده می‌شد. در این زمان، اعتقاد عموم افراد جامعه این بود که چیزهایی که خلق می‌شوند با چیزهایی که ساخته می‌شوند، متفاوتند و ساختن برای ما انسان‌هاست که نمی‌توانیم خلق کنیم.انسان‌های نخستین خلاق بودن یا نبودن؟به سادگی قابل تشخیص است که این عقیده‌ی به‌ظاهر نو، همچنان داشت از گفته‌های قبلی پیروی می‌کرد؛ اما در زمان رنسانس بود که تغییراتی در این نوع دیدگاه ایجاد شد و افرادی پیدا شدند که باور داشتند هنرمند، ایده‌ی کارش را خودش تولید می‌کند و پرورش می‌دهد.در قرن هفدهم برای اولین بار کلمه‌ی creation به‌صورت مشخص برای انسان به کار رفت؛ نظریه‌ی کامل بودن طبیعت و تقلیل دادن هنر به تقلید از قوانین طبیعت داشت کنار زده می‌شد و مردم کم‌کم هنر را در کنار طبیعت و تکمیل‌کننده‌ی آن می‌شناختند. یک قرن بعد یعنی در قرن هجدهم، به مفهوم خلاقیت در تئوری هنر بیشتر از قبل پرداخته می‌شد و نظراتی درباره‌ی ارتباط خلاقیت با تخیل (imagination) توسط صاحب‌نظران ارائه شد.&quot;تخیل، چیزی شبیه به خلق کردن در خود دارد.&quot;Joseph Addisonدر مقابل، عده‌ای هم بودند که نگاه سختگیرانه‌تری به موضوع داشتند و معتقد بودند ذهن انسان نمی‌تواند خلق کند و تمام محصولات ذهن، تحت تاثیر الگوهای بیرونی قرار دارد. این دسته از افراد سه دلیل برای نظراتشان داشتند:1- مفهوم creation از نظر معنای لغوی آن برای انسان غیرقابل دسترسی بود.2- خلق کردن یک عمل اسرارآمیز است و روان‌شناسی عصر روشنگری اسرار را تایید نکرده بود.3- هنرمندان در آن دوران به قوانینشان بسیار پایبند بودند و به‌نظر می‌آمد که خلاقیت با این قوانین در تضاد باشد.نهایتا در قرن 19 بود که بالاخره خلاقیت، نه‌تنها در هنر بلکه به‌عنوان یک مفهوم مستقل به رسمیت شناخته شد و با گذر زمان و آهسته‌آهسته حتی در علم هم جایگاهی برای خود پیدا کرد.خلاقیت چگونه تعریف می‌شود؟تعریف دم‌دستی و استانداردی که امروزه معمولا در رابطه با خلاقیت به‌کار می‌رود این است:&quot;ایده‌هایی خلاقانه‌اند که اصیل و تاثیرگذار باشند.&quot;تاثیرگذاری مفهوم واضحی نیست و این تعریف با وجود این‌که زیاد استفاده می‌شود، چندان شفاف و کامل به‌نظر نمی‌رسد. نتیجه‌ی بررسی‌های بیشتری که در این زمینه انجام شد، علاوه‌بر اصالت و صداقت، &quot;تفکر واگرا&quot; را هم به‌عنوان یکی از فاکتورهای کلیدی در خلاقیت معرفی کرد.تفکر واگرا به معنی داشتن ایده‌ها و راه‌حل‌های مختلف برای کنار آمدن با شرایط و مشکلاتی است که ممکن است درگیرشان شویم ولی خب، این ویژگی در دنیای واقعی همیشه کاربرد ندارد. این حقیقت که هنوز توافقی بر سر تعریف مفهوم خلاقیت ایجاد نشده بود، برای محققان اذیت‌کننده بود. مشکلی وجود داشت و آن هم این بود که تعریف‌های قبلی، همگی متوجه نمود بیرونیِ روندی بودند که داشت در درون فرد اتفاق می‌افتاد و همه از آن غافل بودند. محققان هم دقیقا به همین نتیجه رسیدند؛ آن‌ها تصمیم گرفتند که برای شناخت خلاقیت، روی فرایند تفکر خلاق تمرکز کنند و خوشبختانه علم هم به‌قدری پیشرفت کرده بود که با تصویربرداری‌های عصبی این بررسی‌ها ممکن شود.عصب‌شناسی تفکر خلاقتفکر خلاق، دو بخش از مغز را درگیر می‌کند که به‌طور معمول باهم کار نمی‌کنند:بخش مربوط به حل مسئله و برنامه‌ریزی (cognitive control network) و بخش مربوط به رویاپردازی و عدم تمرکز (default mode network).فعالیت این دو بخش مغز به‌طور هم‌زمان، از ویژگی‌های خاص تفکر خلاق است؛ تحقیقات نشان دادند که رویاپردازی هدفمند به تقویت خلاقیت کمک می‌کند. بعد از بررسی روی عده‌ای از موسیقی‌دان‌ها معلوم شد آن‌هایی که در حرفه‌شان تجربه‌ی بیشتری داشتند، سریع‌تر ایده‌های خلاقانه را دریافت می‌کردند و افراد کم‌تجربه‌تر، بیشتر تحلیلی عمل می‌کردند.طبق اطلاعاتی که از این پژوهش‌ها به‌دست آمد، محققان نتیجه گرفتند با وجود این‌که فاکتورهای زیستی در خلاقیت تاثیرگذارند، اما ماهیت آن بیشتر به یک مهارت شبیه است که می‌توان آن را تا حدودی پرورش داد.پرورش خلاقیتمثل خیلی از چیزهای دیگر، فقط دانستن این‌که خلاقیت چیست کمک نمی‌کند انسان خلاق‌تری شویم. برای تبدیل کردن خلاقیت به یکی از ویژگی‌های شخصیتی خودمان، باید آن را تمرین کنیم و اصولی را درباره‌ی آن بیاموزیم. منابع فراوانی در این زمینه وجود دارد و این می‌تواند باعث سردرگمی شود؛ با این حال می‌دانیم که در دسترس‌ترین منابع، کتاب‌ها هستند.یکی از کاربردی‌ترین کتاب‌هایی که در رابطه با پرورش مهارت خلاقیت وجود دارد، کتاب عادت خلاق نوشته‌ی توایلا ثارپ، رقاص و طراح رقص باله است. او روزانه برای خلق مفاهیم جدید و جذاب برای رقص‌هایش، آیین اختصاصی خود برای خلاق زیستن را اجرا می‌کند و در کتابش از راه و روشی برایمان می‌گوید که برای تبدیل خلاقیت به نوعی سبک زندگی پیش گرفته.خلاقیت به سبک توایلا ثارپتوایلا ثارپ معتقد است که خلاقیت، آداب و آیینی است که باید با حوصله، تکرار و استمرار تمرینش کرد و به نتیجه رسیدنش نیاز به ثابت‌قدم بودن ما در این مسیر دارد. این فرایند به‌طور طبیعی ممکن است روندی زمان‌بر باشد؛ تمرکز طولانی‌مدت روی یک موضوع خاص و پرداختن به آن از تمام زوایای ممکن، نیاز به تنهایی و سکوت دارد و برای این‌که از پس سختی‌هایش برآییم، به دو چیز نیاز داریم: بالا بردن آستانه‌ی تحمل تنهایی و مشخص کردن هدف!نمی‌توانیم تمام‌مدت در خانه، روی همان صندلی همیشگی که نشیمنگاهش ساییده شده بنشینیم و منتظر بمانیم تا وسط شلوغی‌های زندگی روزمره و مسئولیت‌های خانوادگی، تمرکزمان عمق پیدا کند و جرقه‌های خلاقانه به سراغمان بیایند. در این صورت احتمال دارد در همان ابتدای راه شکست سختی را تجربه کنیم.برای دوری از این وضعیت و قرار گرفتن در موقعیت درست، باید فضایی برای متمرکز شدن در تنهایی برای خودمان ایجاد کنیم که در عین حال، ذهنمان را تازه و پویا نگه دارد. می‌گویید چطور؟ می‌توانیم از تغییر دادن محیط شروع کنیم؛ از خانه بیرون بزنیم و به جاهایی برویم که قبلا نمی‌رفتیم و کارهایی بکنیم که قبلا نمی‌کردیم. این اتفاق ممکن است در ابتدا حس ناخوشایندی ایجاد کند، حس ندانستن و ناشی به‌نظر رسیدن. اما این حس همیشه هم چیز بدی نیست.توایلا می‌گوید:&quot;این ندانستن و احساس حماقت کردن می‌تواند فراغ بال یک کودک را به شما بدهد و باعث پرورش روح و روانتان شود.&quot;با ایجاد زمانی اختصاصی برای شخص خودمان و انجام کارهایی که دقت و تیزهوشی ما را در راه رسیدن به نتیجه‌ی موردنظر تقویت می‌کند، در حقیقت یک جور آیین برای خودمان می‌سازیم که ما را به سمت خلاق‌تر شدن هدایت می‌کند. به گفته‌ی توایلا، بین ایده‌ی اولیه و محصول آن ایده تفاوت وجود دارد؛ او جرقه‌ی اصلی مسیر خلاقیت را ستون فقرات و فرایند گسترش ایده و جمع‌آوری اطلاعات را خراشیدن می‌نامد.ستون فقرات در ابتدای کار نقش مهمی دارد و الهام‌بخش ما برای پیش بردن فرایند خراشیدن می‌شود؛ اگرچه ممکن است در انتهای کار، این ستون به شکلی تغییر کرده باشد که به‌راحتی قابل تشخیص نباشد.خراشیدن یعنی جست‌وجو و کاوش در مطالب و منابعی که سر راهمان قرار می‌گیرند و می‌توانند ارزش مضاعفی به کارمان اضافه کنند. در این مرحله است که به ایده‌ی ابتدایی کار، جزئیات بیشتری اضافه و محصول نهایی کم‌کم کامل می‌شود.اهمیت هدف، آموزش و تجربه در شکل‌گیری خلاقیتوقتی هدف مشخصی داشته باشیم، کنجکاوی‌های ما جهت‌دار و جست‌وجوهایمان باعث شکل‌ گرفتن آگاهی عمیق‌تری می‌شود. انجام آیین خلاقیت به‌صورت منظم، احساس نیاز به مهارت‌آموزی را در ما ایجاد می‌کند چون در موقعیت‌هایی قرارمان می‌دهد که متوجه می‌شویم برای اجرایی کردن ایده‌هایمان کارهایی را بلد نیستیم که باید یادبگیریم. به مرور، همین ویژگی‌ها یک حس اعتماد به نفس و خودباوری را ایجاد می‌کند که مثل یک سیستم فیدبک مثبت، اثر خودش را تقویت می‌کند و باعث بروز خلاقیت بیشتر می‌شود.حالا اگر نتایج آزمایشی را که روی موسیقی‌دان‌ها انجام شد دوباره مرور کنیم، رابطه‌ی زمان، مهارت و خلاقیت را درک می‌کنیم.ایده‌های بزرگ از ایده‌های کوچک‌تر تشکیل شده‌اند و بهترین کار این است که از این ایده‌های کوچک جانبی، به نفع ایده‌ی اصلی و برای پرورش و غنی‌سازی آن استفاده کنیم و همین، باعث به‌کار افتادن چرخ‌دنده‌های خلاقیت می‌شود. نباید از جست‌وجو برای پیدا کردن پاسخ سوالاتمان بترسیم و باید به یاد داشته باشیم که صبر و پایداری در مسیر خلاقیت، توانمندی و هوشیاری را به ما هدیه می‌کند.در این بین باید حواسمان باشد که درگیر وسوسه‌ی تعلل نشویم؛ یعنی فقط شیفته‌ی فرایند خلاقیت شدن و فراموش کردن نتیجه. اغلب مواقع، تلاش‌های خلاقانه با برنامه‌ریزی‌های دقیق جور درنمی‌آیند، چون چارچوب دقیق و مشخصی ندارند؛ اما برای این‌که بتوانیم این حالت تعلل را مدیریت کنیم، ضروری است که یک دید کلی نسبت به موعد پایان کار و ارائه‌ی نتیجه‌ی نهایی داشته باشیم. مهم است که از دلیل انجام یک پروژه مطمئن شویم و همچنین عادت بازبینی در کارها رابرای خودمان نهادینه کنیم تا حواسمان باشد از مسیری که در نظر داشته‌ایم منحرف نشده باشیم. در زمان‌هایی که به اجرای آیین خلاقیت اختصاص می‌دهیم، بزرگ‌ترین لطفی که می‌توانیم در حق خودمان بکنیم این است که به‌جای حسرت زمان‌های از دست‌ رفته‌ی گذشته، نگاهمان به آینده باشد و مشتاق فرصت‌های پیش رو باشیم.کنار آمدن با شکست‌هااحتمال شکست هیچ‌وقت صد درصد صفر نیست؛ درست است که در طول فرایند خلاقیت ما در تنهایی سعی می‌کنیم درصد خطا و احتمال شکست در برابر دیگران را به حداقل برسانیم، اما ممکن است در نهایت باز هم نتیجه‌ی رضایت‌بخشی نصیبمان نشود. در این مواقع باید در ذهن داشته باشیم که اگر کمی هوشمندی به‌خرج دهیم و مقداری هم خوش‌شانس باشیم، می‌توانیم در نتیجه تغییر ایجاد کنیم.تغییر یعنی پیدا کردن روش‌های جدید برای مشکلی که با آن روبه‌رو شده‌ایم. هر گاه به مشکلی خوردیم، با کنار هم گذاشتن اطلاعاتی که از قبل در دست داریم و نگاه کنجکاوانه به مشکل، می‌‌توانیم راه‌های بیشتری برای اجرای ایده‌هایمان پیدا کنیم. خبر خوب این‌که در هر سنی می‌توانیم این حس شادابی را در روح و روانمان حفظ کنیم؛ فقط کافی است باور داشته باشیم که با پیش گرفتن این روند به‌درستی، در بلندمدت رضایت و موفقیت اتفاق می‌افتد.در نهایت، درست است که فردٌفرد ما ویژگی‌های متفاوت شخصیتی داریم، برای کارهای مختلفی ساخته شده‌ایم و در موقعیت‌های مختلف واکنش‌های متفاوتی نشان می‌دهیم، و درست است که این همان کنش طبیعی است که دیگران انتظار دارند از ما ببینند، اما توایلا تیر خلاص را شلیک می‌کند و به ما می‌گوید که شخصیت یک مهارت است!خلاقیت یک سبک زندگی است و کنش‌ها و ویژگی‌های شخصیتی ما نمی‌تواند جلوی آن را بگیرد چون شخصیت ماهیت خشک و انعطاف‌ناپذیری ندارد و می‌توانیم تا حدودی در آن تغییراتی ایجاد کنیم. نگاه کردن به شخصیت به‌شکل یک مهارت، چهارچوب‌ها و محدودیت‌هایی را که معمولا در ذهن ما وجود دارد از بین می‌برد و ما را به انسان‌های شاداب‌تر و خلاق‌تری تبدیل می‌کند.</description>
                <category>مهدیه کوچک‌زاده</category>
                <author>مهدیه کوچک‌زاده</author>
                <pubDate>Mon, 25 Dec 2023 12:08:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آنچه برای خرید ظروف میناکاری باید بدانید</title>
                <link>https://virgool.io/@mhdiehkoo/%D8%A2%D9%86%DA%86%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D8%B8%D8%B1%D9%88%D9%81-%D9%85%DB%8C%D9%86%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF-lubrelsgyxem-lubrelsgyxem</link>
                <description>اگر به اصفهان رفته باشید و در بازار قیصری‌اش که از مراکز بزرگ فروش صنایع دستی در خاورمیانه هم محسوب می‌شود قدمی زده باشید، احتمالا ظروف نقاشی‌شده‌ی آبی‌رنگی را دیده‌اید که نقش‌هایشان روحتان را به پرواز درآورده و به آسمان هفتم رسانده و اگر کمی خوش‌شانس بوده باشید، هنرمندهایی را هم دیده‌اید که با قلم‌موهای ظریف روی سطح این ظروف، رنگ می‌گذارند و طرح می‌زنند. این همان هنر میناکاری (یا میناسازی) است و خوب است که بدانید شباهت به آسمان، در این هنر اصلا اتفاقی نیست.مینا در لغت به معنی آسمان است و به‌خاطر همین هم هست که رنگ آبی در ظروف میناکاری بیشتر به چشم می‌آید؛ برای تداعی آسمان. با این‌که میناکاری مختص کشور ما نیست، اما می‌توانیم با سند و مدرک بگوییم که در خاک ما پیشینه‌ی دور و درازی دارد. اولین اثر میناکاری کشف‌شده‌ در ایران، گوشواره‌هایی هستند که به دوره‌ی هخامنشیان مربوط می‌شوند. برای این‌که تجربه‌ی بهتری از بازارگردیتان داشته باشید، در ادامه‌ی مقاله نکاتی درباره‌ی این هنر برایتان آورده‌ایم که می‌توانید از آن‌ها در هنگام خرید استفاده کنید یا این‌که می‌توانید فقط بخوانیدشان تا با اطلاعات عمومیتان به همراهانتان فخر بفروشید.جنس ظروف میناکاریظروفی که تکنیک میناکاری رویشان پیاده می‌شود، می‌توانند جنس‌های مختلفی داشته باشند از جمله سفال، مس، طلا، نقره و حتی فلزات آلیاژی دیگر. در اصفهان که میناهایش شهرت جهانی دارند، بیشتر میناکاری‌ها روی ظروف مسی انجام می‌شود ولی در مناطق جنوبی کشور، ساخت مینا روی طلا و نقره هم رایج است که کاربرد زینتی دارند. میناسازی روی سفال هم در مناطقی که صنعت سفال‌سازی قوی دارند مثل همدان، به تازگی رواج پیدا کرده و قیمت کم‌تری هم دارد.بسته به جنس ظروف زمینه، قیمت ظروف میناکاری‌شده باهم متفاوتند؛ برای مثال کاری با زمینه‌ی مس با قیمت ارزان و مقاومت نسبی که به ضربه و اکسید شدن دارد، می‌تواند اقتصادی‌تر از میناکاری روی طلا و نقره باشند که در عین مقاومت بالاتر، لوکس و تجملاتی هم به‌حساب می‌آیند.ویژگی‌های موثر در قیمت محصولات میناکاریهمان‌طور که در قسمت قبلی اشاره کردیم، جنس ظروف خامی که برای کار استفاده می‌شود، به‌عنوان بخشی از مواد اولیه به‌حساب می‌آید و در قیمت نهایی تاثیر می‌گذارد؛ طبیعتا هزینه‌های صرف شده برای بقیه‌ی ابزار و مواد اولیه هم بر قیمت‌گذاری نهایی موثرند.سبک‌ها و روش‌های مختلفی در میناکاری وجود دارد که با توجه به مواد اولیه‌ی به‌کاررفته و ظرافت نقوش، تفاوت‌هایی در قیمتشان ایجاد می‌کند. این سبک‌ها عبارتند از:مینای نقاشی:سبک میناکاری که در اصفهان دیده می‌شود از همین نوع است. معمولا روی زمینه‌ی مسی و بر روی ظروف تزئینی کار می‌شود البته جدیدا در ساخت زیورآلات هم استفاده می‌شود.مینای حجره‌بندی:از قدیمی‌ترین و گران‌ترین سبک‌هاست و در ساخت زیورآلات و ظروف نفیس کاربرد دارد، تلفیقی از هنر میناکاری و ملیله‌کاری است و به همین دلیل نسبتا گران است.مینای برجسته:این روش درواقع همان مینای نقاشی است که روی ظروف طرح‌برجسته پیاده می‌شود؛ این ظروف معمولا مسی هستند.مینای مرصع:از میناکاری مرصع در جواهرسازی استفاده می‌شود و درکنارش سنگ‌های قیمتی هم به کار برده می‌شوند.مینا روی سفال:این شیوه با وجود نو بودن، در بازار بسیار محبوب و پرطرفدار است و همان‌طور که از اسمش مشخص است، پردازش نقوش روی زمینه‌ی سفالی انجام می‌شود.انتخاب و خرید محصولات میناکاریحالا که درباره‌ی کلیات این هنر و انواع آن به اطلاعات کافی رسیدیم، وقتش است تصور کنیم که قصد خرید یکی از همان میناکاری ‌های نقاشی‌شده‌ی اصفهان داریم. وارد مغازه می‌شویم و بعد از کمی نگاه کردن و گشتن بین ظروف مختلف، چندتا از کارها چشممان را می‌گیرد و بعد نوبت قسمت سخت ماجرا می‌شود یعنی انتخاب. در این مرحله نکات ریزی وجود دارد که اگر به آن‌ها توجه کنید، می‌توانید ظروف باکیفیت‌تر را تشخیص بدهید و انتخاب بهتری داشته باشید.نکاتی که خوب است هنگام انتخاب ظروف میناکاری به آن‌ها توجه کنیداول از همه مهم است که هدفتان را از خرید مشخص کنید. اگر می‌خواهید ظرف را برای دکور خانه و به‌عنوان وسیله‌ی تزئینی به کار ببرید، بهتر است ظروف بزرگ‌تری را در نظر داشته باشید که به چشم بیایند. اگر هم می‌خواهید از ظرف میناکاری به‌صورت روزمره استفاده کنید، بهتر است سبک‌ترها را انتخاب کنید؛ ولی نه آن‌قدر سبک و ضعیف که بعد از چند بار استفاده آسیب ببیند.به ظروف خوب نگاه کنید؛ مطمئن شوید که خط و خراشی روی آن‌ها نباشد. این ظروف باید صاف، بدون خوردگی و ترک و بدون تیزی باشد. اگر چنین چیزهایی روی کارهای مینا به چشم بخورد، یعنی پردازش حرفه‌ای رویشان انجام نشده و کیفیت خیلی خوبی هم ندارند.در ضمن به این توجه داشته باشید که اغلب کارهای ایرانی اصل، شناسنامه دارند و در شناسنامه‌شان، مشخصات اثر ثبت شده پس فراموش نکنید که هنگام خرید محصولات میناکاری درباره‌ی شناسنامه‌ی اثر هم از فروشنده سوال کنید. در مقدمه‌ی مقاله به این موضوع پرداختیم که میناکاری مختص کشور ایران نیست پس اگر قصد خرید ظروف میناکاری ایرانی را دارید، به طرح و نقوش کار خوب دقت کنید و مطمئن شوید که طرح‌ها ایرانی باشند.کلام آخر و جمع‌بندیبه‌عنوان کلام آخر هم خوب است تاکیدی داشته باشیم روی این موضوع که درست است اسم این هنر از آسمان آبی الهام گرفته شده ولی آن ظروف آبی مسی که زیاد دیده‌ایم، تنها شکل از جلوه‌ی زیبایی‌های هنر میناکاری نیستند و تنوع در این هنر بیشتر از چیزی است که شاید فکرش را می‌کردیم. شاید دلیل این‌که آن‌ها را زیاد دیده‌ایم این باشد که اقتصادی‌تر و در عین حال کاربردی‌تر هستند و برای هدیه دادن هم مناسبند. سبک‌های دیگر میناکاری هم که در شهرهای دیگر کار می‌شوند جذابیت‌ها، کاربردها و دوست‌داران خاص خودشان را دارند و هیچ چیزی زیباتر از دیدن توجه و حمایت هنردوستان نسبت به تمام اشکال هنر نیست.</description>
                <category>مهدیه کوچک‌زاده</category>
                <author>مهدیه کوچک‌زاده</author>
                <pubDate>Sun, 15 Oct 2023 18:43:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جادو، بدون چوب جادو!</title>
                <link>https://virgool.io/@mhdiehkoo/%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%DA%86%D9%88%D8%A8-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%88-w8dnbred55a2</link>
                <description>کتاب رو باز می‌کنی، خطوط منظم و کلماتی که به نظر می‌رسه با دقت بالایی انتخاب شدن، جلوی چشمت شروع به حرکت و تو رو با خودشون همراه می‌کنن و تو حیرت‌زده می‌شی از چیزی که در برابرت می‌بینی. این چه جور معجزه‌ایه؟ چطوری نویسنده‌ها این کار رو می‌کنن؟ چطوری ما رو جادو می‌کنن؟نه! این متن درباره‌ی جادوی کتاب‌ها نیست، درباره‌ی جادوییه که یه پسربچه توی خودش پیدا کرد.دیوید یه پسربچه‌ی معمولی بود، نه خیلی شاد و نه خیلی غمگین؛ مدرسه‌ی ابتدایی رو دوست داشت و همین‌طور فوتبال بازی کردن با دوستانش و گردش توی شهر رو. اون عاشق کتابخونه‌ی محله‌شون بود و هر وقت می‌رفت اونجا و کتابی رو ورق می‌زد، با خودش فکر می‌کرد &quot;نویسنده‌ها چطوری این کتاب‌ها رو می‌نویسن؟ چطوری کلماتشون رو کنار هم ردیف می‌کنن؟&quot; فکر می‌کرد شاید ذهن نویسنده‌ها یه جور متفاوتی کار می‌کنه. دیوید از همون موقع علاقه‌ش رو پیدا کرد، می‌خواست راز نویسنده‌ها رو کشف کنه. می‌خواست بنویسه و بنویسه و بنویسه!اون بزرگ‌تر شد و توی رشته‌ی ادبیات انگیس و آمریکا تحصیل کرد و شغل‌های مختلفی رو هم تجربه کرد مثل پستچی و تمیزکننده‌ی مخازن کارخونه‌ی کشتی سازی. بعدا معلم مدرسه‌ی ابتدایی شد که خیلی این شغلش رو دوست داشت، آخر هفته‌ها هم می‌تونست بشینه و برای مجلات داستان بنویسه و این خوشحال‌ترش می‌کرد.وقتی 30 ساله شد، همه‌‌ی این‌ها رو رها کرد و برای زندگی به جای دیگه‌ای رفت و رفت تا به آرزوی دیرینه‌ش بپردازه: نویسندگی!!!کامل کردن اولین رمانش پنج سال طول کشید و تماااام ناشرها هم ردش می‌کردن. خودش می‌گه &quot;بعد از این اتفاق، شونه‌هام رو انداختم بالا، تف کردم و دوباره به نوشتن ادامه دادم.&quot; اون چندتا داستان کوتاه دیگه برای مجلات نوشت و بعد درگیر ایده‌ای شد که تبدیل شد به رمان &quot;اسکلیگ&quot;.اگر مخاطب ادبیات کودک و نوجوان باشید، ممکنه اسم دیوید آلموند براتون آشنا باشه. دیوید آلموند با داستان‌های متعددش که طعم رئالیسم جادویی و فلسفه دارن، تا حالا برنده‌ی جوایز زیادی از سراسر دنیا شده. اون معتقده زشت و زیبا در کنار هم وجود دارن و ما باید هر دوی این جنبه‌ها رو به بچه‌ها نشون بدیم چون این، جوریه که دنیا و آدم‌هاش هستن و همین ناکامل بودن، منشاء خلاقیت و زیباییه.پروسه‌ی داستان‌نویسی دیوید آلموند هم خیلی جالب به نظر می‌رسه:من از دفترچه یادداشت، دفتر طراحی، خودکار، مداد و مدادرنگی استفاده می‌کنم. خط‌خطی می‌کنم، آزمایش می‌کنم و بازی می‌کنم. اجازه می‌دم کلمات و تصاویر روی صفحه جاری بشن و بیشتر اوقات از چیزی که می‌بینم شگفت‌زده می‌شم. من تلاش نمی‌کنم داستان رو به سمت خاصی ببرم، می‌ذارم مثل یه موجود زنده رشد کنه. می‌نویسم و پاره می‌کنم، داستان رو با صدای بلند برای خودم می‌خونم تا ریتمش رو پیدا کنم و وقتی کتاب کامل می‌شه و اسم من روشه، انگار نشونه‌ی اینه که من همه‌چیز رو درباره‌ش می‌دونم ولی این طور نیست؛ اون کتاب زندگی خودش رو داره.این جوریه که دیوید داستان ما، حالا داستان‌های خودش رو می‌نویسه و کتاب‌هاش الان نه تنها توی کتابخونه‌ی محله‌ی کودکیش، بلکه توی کتابخونه‌ی بچه‌های زیادی از تمام دنیا، وجود دارن و بچه‌ها با کلماتش جادو می‌شن و به سرشون می‌زنه که قصه‌ی خودشون رو خلق کنن.دیوید آلموند به درستی اشاره می‌کنه که:خلق یه داستان، نیازمند سختکوشی، بازیگوشی، رویاپردازی، اراده و جنونه. گاهی خیلی سخت و طاقت‌فرساست ولی زیبایی این چیزها رو هم داره. خلق و انتقال داستان، یه عمل اساسی و انسانیه. ما از آغاز داستان‌هایی رو باهم به اشتراک می‌ذاشتیم و تا پایان هم اون‌ها رو به اشتراک خواهیم گذاشت.پس دنیای زیبا و ناقص خودتون رو خلق کنید. ☺️</description>
                <category>مهدیه کوچک‌زاده</category>
                <author>مهدیه کوچک‌زاده</author>
                <pubDate>Wed, 15 Feb 2023 20:39:24 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>