<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمدحسین فرشاد</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mhfarshad</link>
        <description>Ayten Studio</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 02:54:51</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/63137/avatar/1Ba9jY.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمدحسین فرشاد</title>
            <link>https://virgool.io/@mhfarshad</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تجربه مکان</title>
                <link>https://virgool.io/@mhfarshad/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%86-touhqcw5xxt4</link>
                <description>از تجربه زمان نوشتم.زمان خط‌کشی هست که همه چیز را با آن می‌سنجند اما خود با چیزی سنجیده نمی‌شود.مکان اما داستان دیگریست. مکان‌ها ساخته و پرداخته در زمان‌اند. زمان‌، مانند یک مادر، مکان را پرورده و بزرگ کرده. به آن اسم و رسم داده، آن را تربیت کرده. هرچه یک مکان دارد از پرورش زمان است. زمان را که از مکان بگیری دیگر چیزی برایش باقی نمی‌ماند.سال آخر دانشگاه بودم. زمانیکه بیشتر دوستان دانشگاه دنبال تافل گرفتن و اپلای کردن برای رفتن به خارج بودند. همه مصمم بودن به رفتن و من مصمم به ماندن. تنها چیزی که از من تغییر نکرده هنوز.یک سال از رفتن صبا به آمریکا گذشته بود که یکبار ازش پرسیدم دلت برای شیراز تنگ نشده. گفت برای شیراز نه ولی برای آدم‌هاش چرا. اون روز نفهمیدم یعنی چی؟اصلا مگه میشه آدم دلش برای شیراز تنگ نشه ولی برای آدم‌هاش بشه.روستای دوان - ۱۴۰۱مکان‌ها پاره‌هایی از زمان هستند که رویدادهای مختلفی رو به یاد ما میارن. تجربه‌هایی که از کنش و واکنش‌های ما برامون باقی میمونه در ذهن.آد‌م‌های زندگی ما، به جاهایی که رفتیم و دیدیم و زندگی کردیم معنی میدن. انگار اون آدم‌ها زمان رو در یک قفس زندانی کرده باشند و در اون مکان جا گذاشته باشند.حافظیه معنای لحظاتی هست که با دوستانم اونجا بودم. هر روز به برگه‌های این دفتر لحظات اضافه میشه اما کم نمیشه.حافظیه معنایی فراتر از هنرنمائی بی‌حد و حصر &quot;آندره گدار&quot; داره. اون هنر تنها زیباست، اما آدم‌ها معنای اون هنر هستند. معنایی که از فضا و زمان در ذهن من شکل میگیره تابعی از آدم‌هایی است که در اون فضا و زمان با اونها بودم.تفاوتی که داره در تکرار هست. فضا قابل تکرار هست و میتونی سالها بعد باز برگردی به همونجا دوباره دنبال اون معنی بگردی که در تو شکل گرفته.تکرار زمان اما جنس دیگه‌ای داره. هرچند گردش ایام و باز نوروز شدن، میتونن تکرار معنی‌های زمانی باشند،‌ اما واقعیت این هست که زمین و خورشید و ماه و ستاره‌ها، هیچ‌وقت در این گردش‌ها به جای قبلی خودشون باز نگشتن. زمان پیمایشی بی‌انتها بین ازل و ابد بوده و هست. یک وقتی تصمیم داشتم معنی مکان‌ها رو بنویسم و اونها رو برای خودم یادداشت کنم. واقعیت اینه که همه مکان‌ها بدون معنی مثل هم هستند. ما داستان‌های مکان‌ها رو روایت می‌کنیم تا تاثیر آدم‌ها بر اون مکان‌ها رو بگیم و به اون مکان‌ها هویت بدیم. مکان‌ها از آدم‌ها هویت می‌گیرند و به اونها هویت میدن.این هویت دوتا شکل داره: یا تجربه‌ای هست که منحصرا برای من ساخته شده، یا تجربه‌ای هست که از دیگران شنیدم و بر روی من تاثیر گذاشته.این رو در سفرهام به عینه دیدم و دیدم و دیدم و باور کردم.فکر کن تا حالا اصفهان رو ندیدی. تصورت از اصفهان، تنها روایت‌های این شهره که به گوشت رسیده یا راجع بهشون خوندی یا دیدی. تا سالهایی که گذرت به اصفهان نیفتاده باشه، این شهر برات احتمالا مجموعه‌ای از آثار تاریخی دوره صفویه، یا رودخانه‌‌ای بزرگ و پل‌هاش.این معنی مکان اصفهان با روایت‌هاش هست. روایت‌های آدم‌هاشمسجد شیخ لطف‌الله - اصفهان - ۱۴۰۰ اما روایت تو وقتی شروع میشه که تصمیم میگیری بری و ببینیش. وقتی به دروازه شیرازش میرسی، حکیم‌نظامی رو طی میکنی، وسط اماده‌گاه قدم میزنی.وقتی از خیابون سپاه وارد نقش جهان میشی و یکباره مبهوت عظمتش میشی و همونجا وایمیسی و نگاهش میکنی. حالا تو این تجربه، اگر ادم‌های اطراف رو از صحنه نمایش حذف کنی، هرچند زیبایی میبینی اما معنی اون مکان برات با تنهایی همراه میشه. متفاوت از بقیه جاها نمیشهبر عکس اگر همراهی همراهت باشه که بتونی باهاش از این زیبایی حرف بزنی و اون هم پاسخ بده بهت، معنی دیگه‌ای میگیری ازش. مثل معنی دیگری از سقف مسجد شیخ لطف‌الله. از ترکیب هنرمندانه‌ی این سقف. تعریفی که معنای این مکان برای تو میشه و تا همیشه برات باقی میمونه.بارها برام پیش اومده که جایی رو مجبور بودم تنها برم. اما بعد از مدتها با یک دوست مجددا اونجا رو رفتم و درک کردم.تجربه‌ای که از رفتن با دوستم داشتم قابل مقایسه با تنها رفتنم نبود هیچ‌وقت.به قول سعدی:مقدار یار همنفس، چون من نداند هیچ‌کسماهی که بر خشک اوفتد، قیمت بداند آب رااین روزها افسوس مکان‌هایی رو میخورم که نتونستم با همراهی عزیز برم. معنی اون مکان‌ها دیگه مثل رفتن با اون دوست عزیز برام نمیشه و شکل نمیگیره.شاید یه طور دیگه شکل بگیره ولی دیگه اون‌طور نخواهد شد.یا ریت الزمان ایعود</description>
                <category>محمدحسین فرشاد</category>
                <author>محمدحسین فرشاد</author>
                <pubDate>Thu, 02 Mar 2023 15:04:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه‌ی زمان</title>
                <link>https://virgool.io/baraye/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DB%8C-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-bnbdf3trqpaq</link>
                <description>زمان پدیده‌ی عجیبی است. عجیب‌ترین پدیده‌ای که تا امروز در زندگی دیدم و تجربه کردم.معمولا هر وقت تلاش می‌کنم تا درباره‌ی یک چیز بنویسم، اول به سراغ معنی لغوی آن کلمه میرم و بعد سعی می‌کنم از سایت گنجور چند شعر خوب از آن پیدا کنم.جالب بود. برای زمان دو معنی اصلی وجود داره. یکی حرکت و دیگری مرگ. شاید زمان حرکت به سوی مرگ هست. پس مرگ به زمان، معنی داده. اگر پایانی نبود نیازی به پیمایش این حرکت نبود.حکمت نمی‌دانم و نمی‌توانم با حکمت تعریف کنم. اما مرگ واضح‌ترین تجربه من شد از زمان. حصاری که نمیتوانم هیچ‌وقت از آن رها شوم.نمیتوانم بدون آن فکر کنم. حتی نمیتوانم دنیایی بدون آن را تصور کنم.پس هر لحظه با مرگ زندگی می‌کنیم. هر لحظه انگار می‌میریم و باز حرکت می‌کنیم.همیشه به این فکر می‌کردم تجربه افراد از زمان یکسان هست یا متفاوت؟همه ما به یک‌طور زمان را احساس می‌کنیم؟ ۶۰ ثانیه برای همه ۶۰ ثانیه هست؟۸ ماه برای همه مثل هم می‌گذرد؟ یک سال گذشته برای من ثابت کرد حتی برای یک انسان، یک بازه‌ی زمانی یکسان می‌تواند همزمان کند و تند باشد. برای من اینطور بود.چه وقت؟ زمانی که عزیزی را از دست دادمدوره کوتاهی میشناختمش و باهم کار می‌کردیم. دوره‌ی خیلی خیلی کوتاهاما بعد از مرگش کوله‌باری از ایده‌ها و طرح‌ها برایم باقی گذاشت که گویا راجع به هر کدام چندین سال صحبت کرده بودیم.اینجا تجربه من از زمان متفاوت شد. دیگر زمان طولی نبود. زمان گذرا نبود. برگشته بود. کوتاه شده بود. طولانی شده بود. و از یک پدیده و یک دوره برایم تجربه‌های متفاوتی خلق کرده بود.گردش زمین به دور خورشید و قسمت کردن آن به ۳۶۵ و بعد به ۲۴ و بعد به ۶۰ دیگر نمی‌توانست زمان را ترسیم کند. گرچه راه دیگری هم نداشتم و ندارم.مثل اینکه ایستاده بود و در یک جا تمام شده بود.گاهی حرکت، حرکت نمی‌کند. شاید مرگ‌، می‌میرد.اما تجربه این جملات عجیب‌ترین اتفاق این روزهای من است.و تجسم این تجربه، جذابترین معمای این روزها. چه طور می‌توان تجربه را تصویر کرد یا بیان کرد؟ چطور می‌توان آن را مجسم کرد؟چطور می‌توان توقف زمان را خیال کرد؟ور تحمل نکنم جور زمان را چه کنمداوری نیست که از وی بستاند دادم</description>
                <category>محمدحسین فرشاد</category>
                <author>محمدحسین فرشاد</author>
                <pubDate>Wed, 04 Jan 2023 02:26:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اسلک vs مایکروسافت‌تیمز</title>
                <link>https://virgool.io/@mhfarshad/%D8%A7%D8%B3%D9%84%DA%A9-vs-%D9%85%D8%A7%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AA%DB%8C%D9%85%D8%B2-agie8aqdboqp</link>
                <description>اسلک vs مایکروسافت‌تیمزمدتی پیش یک سؤال در توییتر مطرح کردم در مورد مزیت‌های اسلک و مایکروسافت‌تیمز نسبت به همدیگر. پاسخ‌های چندان زیادی دریافت نکردم. مقاله‌ی زومیت در این‌باره خیلی خوب بود اما تاکید خاصی بر روی مقایسه قابلیت‌های پیشرفته هر کدام از این دو نرم‌افزار داشت.این شد که تصمیم گرفتم خودم دست به کار شده و این مقایسه را انجام دهم.به طور کلی سعی کردم به صورت موضوعی هر دوی این‌ نرم‌افزارها را باهم مقایسه کنم.در آخر هر قسمت هم نظر خودم، درباره‌ی تجربه‌ی استفاده‌ از هر کدام از دو نرم‌افزار را به صورت کلی آوردم.این یادداشت به مرور زمان کامل‌تر خواهد شد و در یک یادداشت دیگر ادامه پیدا خواهد کرد.ثبت‌نام:راه‌اندازی اسلک بسیار ساده هست و شاید در کمتر از ۵ دقیقه ثبت‌نام و ایجاد تیم را می‌توان انجام داد. شاید بزرگترین ایراد تیمز در گرفتن دسترسی به Cookieها برای third partyهای خودش در زمان ثبت‌نام بود.ایراد دیگه‌ای که من به آن برخورد کردم غیر معتبر بودن لینک دعوت به دوستاندر مایکروسافت‌تیمز بود که هرچند بارتلاش کردمنتوانستم دوستانم رادعوت کنم و مجبور شدم با ایمیل دعوت‌نامه را برای ایشان تک‌ تک ارسال کنم.در هنگام ورود به تیمز می‌توان یکی از تیم‌هایی که عضو آن هستید را انتخاب کنید و وارد شوید اما در اسلک نیاز هست نام کامل تیم را بلد باشید تا بتوانید به تیم وارد شوید.سوییچ کردن بین تیم‌هایی که عضو آن‌ها هستیم در مایکروسافت‌تیمز خیلی راحت‌تر هست و نیاز به Load مجدد نرم‌افزار را ندارد. در مقابل سوییچ کردن بین تیم‌ها در اسلک به صبر و شکیبایی بیشتری نیاز دارد.به صورت کلی ایجاد کردن یک تیم جدید یا اضافه شدن به یک تیم در اسلک بهتر از تیمز بود، اما کار کردن با تیم‌های موجود در ماکروسافت‌تیمز ساده‌تر و روان‌تر بود.البته نیاز به استفاده از VPN در شروع کار با اسلک هم نکته‌ای هست که باید به آن توجه کرد.مفهومی به اسم Threadترد‌ها مفهوم بسیار جالبی هستند که استفاده صحیح از آن‌ می‌تواند کارآیی تیم را به طرز قابل توجهی افزایش دهد. هدف اصلی تردها مجزا کردن بحث‌ها و دسته‌بندی آن‌ها از یکدیگر هست.بحث هر چیزی است که قرار هست راجع به آن صحبت کنیم. بحث ممکن است یک سوال باشد که یکی از اعضای تیم از یک نفر دیگر پرسیده یا یک تصمیم جمعی برای زمانبندی یک جلسه.زمانی شما می‌توانید از کارآیی خوب ترد برخوردار شوید که تردها در مفاهیم صحیح خود به کار روند. به این صورت که هر ترد با گفتن &quot;موضوع بحث&quot; شروع شده و با صحبت پیرامون آن در قالب پاسخ به ترد ادامه پیدا کند. در این حالت با هر بار جستجوی (Search) آن موضوع می‌توانیم به آن ترد برسیم. موضوع‌ها می‌توانند همان سوالی باشند که قرار هست پیرامونش صحبت کنیم. در هر دو نرم‌افزار تنها تا یک لایه امکان پاسخ دادن وجود دارد.این مفهوم در هر دو نرم‌افزار به صورت خوب پیاده‌سازی شده. پایگاه دانش (ویکی)پایگاه دانش از مهم‌ترین مزیت‌های مایکروسافت‌تیمز نسبت به اسلک هست. شاید در ابتدای شروع به کار یک استارت‌آپ اهمیت پایگاه دانش چندان به نظر نیاید، اما زمانی که روند‌های تیم شروع می‌شوند این نیاز هم بیشتر نمایان خواهدشد.روند‌ها در اصل تمام قوانینی هستند که نیاز به مکتوب شدن دارند. مثلاً نحوه‌ی نگارش یک مستند فنی. یا مثلا زمانی که یک سوال و جواب بین بچه‌های فنی منتهی به ایجاد یک روند خاص در پشتیبانی می‌شود.بهترین کار این هست که به سرعت این موارد تبدیل به روند شوند و روندها طی یک مقاله در پایگاه دانش ثبت گردند تا دفعات بعدی بتوانیم به آن‌هارجوع کنیم.برنامه‌ هزینه‌کرد:هر دو نرم‌افزار اسلک و تیمز مدل‌های رایگانی برای استارت‌آپ‌ها و سازمان‌های کوچک دارند. اسلک امکان ارسال ۱۰ هزار پیام، ۵ گیگابایت حافظه برای کل تیم و اضافه کردن ۱۰ اپ جانبی را برای هر تیم می‌دهد، اما محدودیتی بر روی تعداد اعضای تیم تاکنون قرار نداده‌است. با پر شدن سقف تعداد پیام، پیام‌ها به ترتیب از اول از دسترس خارج خواهند شد مگر اینکه پلن خود را ارتقاء دهید.در ابتدا به نظر فوق‌العاده می‌آید اما کافی هست کمی کسب‌وکار شما بزرگ‌تر شود. مثلا اگر از یک API  برای اعلام ثبت‌نام کاربرهای جدید استفاده کنید و تعداد کاربرها یک‌باره سیر صعودی پیداکند، آن‌وقت با مشکل روبرو خواهید شد. البته این به این معنی نیست که با رسیدن به سقف ۱۲ هزار پیام امکان ارسال پیام غیرفعال شود، بلکه با ارسال پیام‌های جدید، پیام‌های قدیمی به صورت خودکار از ابتدا حذف می‌شوند و دیگر امکان دسترسی به آنها رانخواهید داشت.با رسیدن به این سقف و برای دسترسی به پیام‌های بیشتر باید پلن Premuim را انتخاب کنید.تیمز برای سازمان‌های بزرگ‌تر انتخاب بهتری هست. محدودیتی بر روی تعداد پیام‌های ارسالی وجود ندارد و این یک مزیت بسیار بزرگ برای مایکروسافت‌تیمز محسوب می‌شود مخصوصا زمان استفاده از بات‌های گزارش‌گیری. هرکدام از اعضاء می‌توانند ۲ گیگ فضا داشته باشند و مجموعا ۱۰ گیگ فضای اشتراکی در اختیار تیم شما قرار می‌دهد. البته همه این‌ها به شرطیست که تعداد اعضای تیم شما از ۳۰۰ نفر بیشتر نباشد.پیام‌رسان:چت کردن به صورت خصوصی یکی از مهمترین کاربردهای نرم‌افزارهای مدیریت تیمی است.تفاوت اصلی تیمز و اسلک برای پیام خصوصی تیک‌های رسیدن پیام و خوانده شدن آن است. اسلک به دلیل محیط کاری ترجیح بر دوری از این فضا داشته و امکان چک کردن رسیدن یا مشاهده پیام برای ارسال‌کننده وجود ندارد. برعکس این موضوع در تیمز است که امکان تنظیم مشاهده یا عدم مشاهده تیک برای دیگران وجود دارد.درجه‌ی اهمیت پیام نیز از دیگر مواردی است که تیمز برای ارسال پیام‌های خصوصی در نظر گرفته است. شما می‌توانید یک پیام را “خیلی مهم” تنظیم کنید. با این کار هر دو دقیقه یک‌بار به مخاطب اعلام می‌کند که باید به پیام شما پاسخ دهد.قابلیت‌های گرافیکی:هر چند با به‌روزرسانی‌های جدید اسلک،امکان ارسال گیف‌ها اضافه شده اما کار کردن با ایموجی‌ها و گیف‌ها در محیط تیمز قطعا دل‌پذیرتر خواهد بود. هرچند شاید بسیاری از افراد دلیل قانع‌کننده‌ای برای استفاده یک تیم حرفه‌ای از گیف پیدا نکنند و این کار توجیهی برای آن‌ها نداشته باشد، اما بسته به فرهنگ سازمانی شرکت این کار می‌تواند خیلی مؤثر هم واقع بگردد. و بسیاری راهکارهای دیگر برای استفاده از گیف در یک شرکت یا سازمان.در مقابل اینطور به نظر می‌رسد که طراحان رابط کاربری اسلک همچنان ترجیح می‌دهند ظاهر رسمی اسلک به محیط جذاب گرافیکی برتری نسبی داشته باشد و هویت سازمانی اسلک بیشتر حفظ گردد.تا اینجای کار استفاده از مایکروسافت‌تیمز تجربه‌ی بهتری به همراه داشت، با این‌ وجود سعی می‌کنم این یادداشت را ادامه دهم و همینجا در ادامه‌ی همین یادداشت به اشتراک بگذارم.</description>
                <category>محمدحسین فرشاد</category>
                <author>محمدحسین فرشاد</author>
                <pubDate>Sat, 09 May 2020 01:31:31 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>