<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمدحسین خوشنود</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mhkoshnood</link>
        <description>طلبه سطح یک حوزه علمیه/
دچار به قلم و رسانه</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 12:58:03</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3323685/avatar/hxIfYF.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمدحسین خوشنود</title>
            <link>https://virgool.io/@mhkoshnood</link>
        </image>

                    <item>
                <title>کدام نماز جمعه مدنظر دین اسلام و امامین انقلاب اسلامی است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@mhkoshnood/%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%85%D8%B9%D9%87-%D9%85%D8%AF%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%88-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-mmgf6p41dl9i</link>
                <description>بسم الله الرحمن الرحیمنماز جمعه قبل از هر چیز یک عبادت بزرگ دست جمعی است و اثر عمومی عبادات را که تلطیف روح و جان و شستن دل از آلودگی های گناه و زدودن زنگار معصیت از قلب می باشد در بر دارد؛ به خصوص این که مقدمتا دو خطبه دارد که مشتمل بر انواع مواعظ و اندرزها و امر به تقوی و پرهیزگاری است.و اما از نظر اجتماعی و سیاسی یک کنگره عظیم هفتگی است که بعد از کنگره سالانه حج، بزرگترین کنگره اسلامی می باشد و به همین دلیل روایتی از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) منقول است که جمعه حج کسانی است که قادر به شرکت در مراسم حج نیستند.در حقیقت اسلام به سه اجتماع بزرگ اهمیت می دهد: 1- اجتماعات روزانه که در نماز جماعت حاصل می شود 2- اجتماعی هفتگی که در مراسم نماز جمعه است 3- اجتماع حج که در کنار خانه خدا هر سال یک بار انجام می گیرد.نقش نماز جمعه در این میان بسیار مهم است به خصوص این که یکی از برنامه های خطیب در خطبه نماز جمعه ذکر مسائل مهم سیاسی و اجتماعی و اقتصادی است.بر اساس برخی احادیث ، نماز جمعه قبل از هجرت و در سال دوازدهم بعثت در مکه تشریع شد.در این سال ، پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم که امکان برگزاری نماز جمعه را در مکه نداشت ، در نامه ای از مصعب بن عمیر خواست که نماز جمعه را در مدینه اقامه کند.این را یادآور شدیم تا بگوییم که نماز جمعه از همان ابتدا و تاامروز در موقعیت های مختلف و توسط حکومت ها و افراد مختلف برپا شده است.اما موضوعی که از اهمیت بالایی برخوردار می باشد، این است که آیا نماز جمعه ای که در حکومت های ناحق و باطلی چون امویان و پهلوی ها برگزار شد، همان نماز جمعه ای بود که خدای متعال و اهل بیت علیهم السلام در پی تحقق آن بودند؟پاسخ این است که قطعا خیراگر نماز جمعه ی آنها همان نمازجمعه ی توحیدی و الهی بود، قطعا فراموشی واقعه و حقیقت عظیم غدیر، فاجعه ی عاشورا و فساد و ناعدالتی زمان پهلوی ها واقع نمی شد.در این نوشته کوتاه به برسی ویژگی های نماز جمعه از منظر اهل بیت علیهم السلام و بزرگان دینی می پردازیم.1- شرکت در نماز جمعه، غفلت زدایی می کند:نماز جمعه ای که براساس دستورت شارع مقدس باشد و مردم را نسبت به احوالات اخروی آنان و مسائلی که آنان را نسبت امور دنیای خود آماده و آگاه کند، غفلت زدایی خواهد کرد و مردم را از ناآگاهی نجات خواهد داد.رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند.:«لینتهین اقوام عن ودعهم الجمعات او لیختمن الله علی قلوبهم ثم لیکونن من الغافلین؛بعضی از گروهها از ترک نماز جمعه بپرهیزند، در غیر این صورت بر دلهای آنان مهر نفاق زده خواهد شد. آنگاه در صف غافلین در خواهند آمد».آیا ائمه جمعه در نمازجمعه های حکومت امویان و یا پهلوی ها، مردم را از غفلت های موجود در آن زمان آگاه می کردند؟ اگر آگاه می کردند، پس نقض مفاد صلحنامه امام حسن علیه السلام و معاویه که توسط معاویه نقض شد چه می شود؟ چرا مردم در آن هنگام بر علیه او برنخواستند؟نماز جمعه ای که غفلت زدایی نکند و مردم را نسبت به مخاطرات دنیوی که به آخرت آنها ضربه می زند آگاه نکند، نماز جمعه ی مورد تایید کامل دین اسلام نیست.2-نمازجمعه پایگاه سیاسی و اخلاقی هر نظامی است.امام رضا علیه السلام این را فرمودند که:«انما جعلت الخطبه یوم الجمعه لان الجمعه مشهد عام، فاراد ان یکون للامیر سبب الی موعظتهم، و ترغیبهم فی الطاعه، و ترهیبهم من المعصیه و توقیفهم علی ما اراد من مصلحه دینهم و دنیاهم، و یخبرهم بما ورد علیهم من الافاق من الاهوال التی لهم فیها المضره و المنفعه... و انما جعلت خطبتین لیکون واحده للثناء علی الله و التمجید و التقدیس لله عزوجل و الاخری للحوائج و الاعذار و الانذار و الدعاء و لما یرید ان یعلمهم من امره و نهیه ما فیه الصلاح و الفساد؛خطبه، برای این در روز جمعه تشریع شده است که نماز جمعه یک برنامه عمومی است، خداوند می خواهد به امیر مسلمین امکان دهد تا مردم را موعظه کند، به اطاعت ترغیب نماید و از معصیت الهی بترساند و از آنچه مصلحت دین و دنیایشان است آگاه سازد، و اخبار و حوادث مهمی که از نقاط مختلف به او می رسد و در سود و زیان و سرنوشت آنها موثر است به اطلاعشان برساند... و دو خطبه قرار داده شده تا در یکی حمد و ثنا و تمجید و تقدیس الهی کنند و در دیگری نیازها و هشدارها و دعاها را قرار دهند و اوامر و نواهی و دستوراتی که به اصلاح و فساد جامعه اسلامی مرتبط است به آنها اعلام دارند».امام معصوم در این بیان نورانی این را فرموده اند که امام جمعه، باید مردم را به تقوای الهی و پرهیز از معاصی دعوت کند و همچنین آنان را نسبت به ضررهای دنیوی و اخروی آگاه کند و مسائل بین المللی را که به زندگی مردم مربوط است، به آنان بگوید.یعنی در نماز جمعه علاوه بر توصیه به تقوای الهی، باید مسائل روز هم مطرح شود؛باید مسائل سیاسی و اجتماعی که با زندگی مردم ارتباط تنگاتنگ دارد، گفته و یادآوری شودتاآنان آگاهی یابند.در اینجا گفته ی آن افرادی که نماز جمعه را صرفا یک امرعبادی و نه سیاسی می دانند،رد می شود؛ چون افرادی در طول تاریخ بودند که از جهت عبادی بسیار بالا و از جایگاه ویژه ای برخوردار بودند اما چون از جهت سیاسی و مسائل روز پیرامون خود، ناآگاه و غافل بودند، زمین خوردند و ضربه دیدند.نماز جمعه ای مورد تایید دین ما است که علاوه بر ابعاد عبادی و اخلاقی، ابعاد سیاسی و اجتماعی هم در آن از جایگاه خاصی برخوردار باشند.نماز جمعه در اندیشه امامین انقلاب اسلامی ایرانامام خمینی رضوان الله علیه فرمودند که:«اسلام دین سیاست است، دینی است که در احکام آن سیاست به وضوح دیده میشود،و در هر هفته یک اجتماع بزرگ از همه ، در یک محل و نماز جمعه که مشتمل بر دو خطبه است ، که در آن خطبتینباید مسائل روز ، احتیاجات کشور ، احتیاجات منطقه و جهات سیاسی ، جهات اجتماعی ، جهات اقتصادی طرح بشود ،و مردم مطلع بشوند بر این مسائل».پس مرحوم امام هم بر این تاکید داشته اند که در نماز جمعه باید به مسائل روز جامعه و مسائل سیاسی پرداخته شود؛چون اسلام دینی است که جدای از سیاست نیست؛ بلکه باآن آمیخته است.این تاکید امام بر سیاسی بودن اسلام و نمازجمعه تاآن حدی بالاست که ایشان در بیانی دیگر فرمودند:«نماز جمعه از اهمیت سیاسی فوق العاده ای برخوردار است. اسلام، دین سیاست است و هر کس خیال کند که اسلام منفک از سیاست است، جاهل بوده و از اسلام و سیاست اطلاع ندارد».همچنین نماز جمعه در اندیشه امام خامنه ای حفظه الله هم جایگاه ویژه و خاصی دارد.1-ایشان در بیانی نمازجمعه را پایگاه و قرارگاهی برای همه ی موضوعات مهم و مطرح یک جامعه می دانند.«خب وقتی یک چنین اجتماعی وجود دارد که هر هفته جمع کثیری از مردم یک شهر در یک جای معینی دور هم جمع میشوند، این میتواند یک پایگاهی باشد، یک قرارگاهی باشد برای همه ی موضوعات مهم و مطرح یک جامعه. وقتی بنا است همه جمع بشوند، خب افراد چیزی به ذهنشان می آید، حرفی به ذهنشان می آید، جامعه یک نیازی دارد، یک حادثه ای دارد؛ از مسائل فکری تا خدمات اجتماعی تا همکاری های مردمی و تا آمادگی ها و بسیج نظامی، همه چیز در این اجتماع هفتگی مستمر پشت سر هم تحقق پیدا میکند و وجود پیدا میکند؛ یعنی میتواند وجود پیدا کند. یک ظرفیت به این اهمیت و این عظمت در این کار وجود دارد. بنابراین، این یک گنجینه ی عظیمی است، یک فرصت فوق العاده ای است که در اختیار من و شما قرار داده شده».2-آمیختگی معنویت و سیاست در نماز جمعه:ایشان فرمودند:«یک خصوصیت دیگری که در نماز جمعه هست عبارت است از آمیختگی معنویت و سیاست؛ چیزی که برای اهل دنیا و افرادی که در امور تامل ندارند خیلی امر مستبعدی است. سیاست کجا، معنویت و خداباوری کجا؟ سیاست مبانی ای دارد که به حسب ظاهر، همه ی این مبانی با توجه به خدا و مانند اینها یا منافی است یا مغایر است. آن وقت سیاست را با معنویت مخلوط کردن در یک فریضه، این دیگر هنر اسلام است؛ این هنر اسلام است».پس، از بیان رهبری معظم انقلاب اسلامی هم این ثابت شد که نماز جمعه یک امر معنوی و سیاسی است و هرکدام از اینها به تنهایی، نماز جمعه ی مورد تایید دین مبین اسلام نیستند.3- نماز جمعه، حلقه ای بسیار مهم در قدرت نرم نظام اسلامیایشان پس از خصوصیاتی که به تفصیل دررابطه نمازجمعه می فرمایند، این نکته را هم اضافه می کنند که:«با این مجموعه ی خصوصیات وقتی که نگاه میکنیم، به این نتیجه میرسیم که در سلسله ی قدرت نرم نظام اسلامی، نماز جمعه یک حلقه ی بسیار مهم است، چون امروز آن چیزی که راه گشا است و تاثیرگذار است قدرت نرم است؛ قدرت سخت، تیر و تفنگ و مانند اینها، امروز در درجه ی بعد قرار گرفته. قدرت نرم، تاثیرگذاری بر دلها و ذهنها و روحیه ها، این مهم است. البته زنجیره ی قدرت نرم ما زنجیره ی طولانی و مفصلی است؛ نماز جمعه یکی از مهم ترین حلقه های این زنجیره ی قدرت نرم محسوب میشود؛ وقتی این خصوصیات را نگاه میکنیم، به این نتیجه میرسیم».رهبری پس از ذکر این نکات، این را می فرمایند که:«خب حالا آیا ما توانسته ایم در جمهوری اسلامی نماز جمعه را در این جایگاه رفیع بنشانیم یا نه؟ به نظرم می آید که کوتاهی هایی داشته ایم. حالا خود من هم که میدانید با شما همکارم در این زمینه؛ ما کوتاهی هایی داشته ایم در این زمینه. باید همت کنید، همه ی ما همت کنیم، این کوتاهی ها برطرف بشود. عرض کردیم بعضی اش به عهده ی خود ائمه ی جمعه است، بعضی اش به عهده ی مسئولین مدیریت کلان ائمه ی جمعه است؛ بایستی به این توجه کنیم».بنظرم مسائل و معضلات اصلی شهر را باید بواسطه ی نماز جمعه و با کمک امام جمعه و مومنینی که اهل نماز جمعه هستند، پیگیری و حل کرد.اگر مسئولین در نماز جمعه شرکت کنند، در آنجا درد مردم را اززبان خود آنها و یااززبان امام جمعه که باید زبان گویا و شیوای مردم باشد، می شنوند.ائمه محترم جمعه هم باید مشی خود را همان مشی مورد نظر رهبری قرار دهند تا مردم در مشکلات و مسائل خود به سوی آنها بشتابند.اما متاسفانه گاهی در مواردی مشاهده می شود که مردم نسبت به نماز جمعه در شهر خود اشتیاقی ندارند و دلیل آنها هم این است که در آنجا درد ما مردم بیان نمی شود و هرهفته مسائلی گفته شده و می گذرد؛ بدون اینکه عملی شوند. این همان نماز جمعه ای است که دشمن به برگزاری آن خشنود و راضی است؛ چون درآن خیری به جمع مسلمین نمی رسد و مردم آنجا به مرور زمان از آن نماز جمعه دوری می کنند و نزدیکان و دوستان خود را هم از آن نماز جمعه به دور می دارند.نماز جمعه ای مورد تایید دین اسلام و امامین انقلاب اسلامی است که در آن دردها و دواهای دنیوی و اخروی مردم گفته و پیگیری شود؛ اگر اینطور باشد، مساجد و مصلی نماز جمعه درروز جمعه و دیگر ایام هفته، مملو از جمعیت نمازگزاران و اهالی نمازجمعه خواهد بود و در غیر اینصورت نمازهای جمعه در شهرهایی که چندهزار جمعیت دارند، با حضور عده ای همیشگی که به دلایل خاص در نماز جمعه حضور پیدا می کنند، برگزار می شود که این دشمن شادکن است.پنجم مرداد1358 سالروز اقامه اولین نماز جمعه در تهرانبه امامت آیت الله طالقانی رضوان الله علیه، گرامی باد.والسلاممحمدحسین خوشنود لشکریانی</description>
                <category>محمدحسین خوشنود</category>
                <author>محمدحسین خوشنود</author>
                <pubDate>Tue, 23 Jul 2024 22:49:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>و ما هنور هم در سوگ آنها آه می کشیم/ وجه تمایز شهید بهشتی از دیگر خواص، توان و قدرت مدیریتی ایشان بود</title>
                <link>https://virgool.io/@mhkoshnood/%D9%88-%D9%85%D8%A7-%D9%87%D9%86%D9%88%D8%B1-%D9%87%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%88%DA%AF-%D8%A2%D9%86%D9%87%D8%A7-%D8%A2%D9%87-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D8%B4%DB%8C%D9%85-%D9%88%D8%AC%D9%87-%D8%AA%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B2-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B5-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%88%D8%AF-plgvkn4ruype</link>
                <description>هرساله یکم تا هفتم تیرماه، یاد شخصیت اندیشمند و مدیر بزرگ، آیت‌الله سیدمحمد حسینی بهشتی و ۷۲ تن از یارانش و همچنین خدمات آنها را برای ما یادآور می شود؛ آنها که در آن روزها بوده اند، همان لحظات و ایام در ذهنشان مرور می شود و من و دوستانم که دهه هشتادی هستیم، خاطرات آنها را که در کتاب ها خوانده ایم و در مستندات دیده و شنیده ایم، برای ما یادآوری می شود.شخصیت هایی که از آنها جز خیر ندیده و بعد از شهادتشان همچنان خیرات آنها به ما می رسد و از طرفی هنوز هم در سوگ آنها آه می کشیم که اگربودند، شاید حالا از برخی انحرافات فکری و مشکلات خبری نبود.دشمن از همان ابتدا در فکر حذف ترور شهید بهشتی رضوان الله علیه بود؛ در ابتدا تلاش آنها بر این بود که ترور شخصیتی ایشان را به سرانجام برسانند که می شود گفت این ترور بصورت کامل انجام نشد؛ چون اگر ترور شخصیتی ایشان انجام میشد، دشمنان ایشان دیگر به ترور فیزیکی آن بزرگوار اقدام نمی کردند. ما این را گفتیم که ترور شخصیتی ایشان بصورت کامل به سرانجام نرسید اما این را هم باید بگوییم که نقشه های شوم دشمنان بر علیه ایشان به اوج خود رسیده بود و حقیقتا ایشان در بین دوستان و اغیار بسیار مظلوم بودند.معمار کبیر انقلاب اسلامی ایران حضرت امام خمینی قدس سره هم درباره مظلومیت ایشان فرمودند که:« و آنچه که من راجع به ایشان متأثر هستم، شهادت ایشان در مقابل او ناچیز است و آن مظلومیت ایشان در این کشور بود».منافقین آیت الله بهشتی را راسپوتین انقلاب لقب داده‌ بودند و اصغر صدر حاج سید جوادی از روشنفکران سکولار نزدیک به جبهه ی ملی، او را رضا خان دوم. دشمنان امام خمینی و انقلاب اسلامی،از هیچ هتک حرمتی نسبت به بهشتی ابا نکردند. چه اینکه همه آنها می‌دانستند تنها آیت الله بهشتی است که پس از شهادت آیت الله شهید مطهری که مغز متفکر انقلاب اسلامی و ایدئولوگ بزرگ انقلاب بود، می‌تواند خلأ شهید مطهری را پر کند.خب طبیعی است که این موضوع سوی دیگری هم دارد و آن این است که برای بسیاری از نیروهای خط امامی، آیت الله بهشتی یک روحانی تشکیلاتی متفکر،مدیر،فیلسوف،اصولی و مسلط به دیگر علوم حوزوی، روشن فکرو دنیادیده که تجربه زندگی در غرب را داشته شناخته می‌شد.اما حالا به چند خصلت و ویژگی شهید بهشتی که برای خودم حائز اهمیت است را یادآور می شوم که حداقل چندگام کوتاه برای شناخت شخصیت مظلوم و بزرگ ایشان به پیش رویم.*شناخت حق و استواری در راه حقمقام معظم رهبری حفظه الله عبارات جالبی در این رابطه دارند:« بر سر اصول با کسی ملاحظه نمیکرد. ما میدیدیم؛ بعضیها سعی میکردند با حیله و ترفند و روشهای متعارف و معمول، او را جذب کنند یا از مواضع خود تنزل بدهند، او را وادار به مماشات کنند؛ لیکن او بر سر مواضع خود محکم ایستاده بود».استواری ایشان بر روی اصول، زبانزد عام و خاص بوده و همین باعث شده بود که عده ای دست به تخریب ایشان بزنند چون به آنها باج نمی داد و در راه حق و استواری بر روی اصول، بااحدی مماشات نمی کرد.*برقراری وحدت باحداقل اشتراکاتتفکر و اعتقاد شهید بهشتی بر این بود که با حداقل‌اشتراکات هم باید کنار آمد و دست به همکاری زد. شناخت خوب ایشان از جبهه مقابل خودش او را به این مهم رسانده بود که مسلمین با هر اشتراکات کوچکی هم که باهم دارند باید دست در دست هم بگذارند تا در هدف مشترکی که دارند توفیق کسب کنند. این روحیه در ایشان بسیار نمایان و روشن بودو در اوج قرار داشت؛ تا جایی که برخی از مخالفین شهید مانند چندی از علمای تهران هم در برابر او موضع سلبی گرفته بودند. به‌طور مثال مرحوم حائری در خاطرات خودش تعریف می‌کند که عده‌ای از علمای تهران از طریق بنده خواستند تا به امام خمینی منتقل کنم مانع از حمایت بهشتی در کاندیداتوری مجلس خبرگان بشوند، علت هم این بود که آنان معتقد بودند شهید بهشتی به‌خاطر عقیده به وحدت مسلمین، سنی‌زده شده و به انحراف رفته است!جا دارد این خاطره را باز هم نقل کنیم که در مرکز اسلامی هامبورگ ، صرف داشتن روسری برای ورود خانم ها کا فی بود . به علاوه شهید هم برای حفظ وحدت میان شیعه و سنی و به دلیل این که اهل سنت هم به این مرکز آمدند استفاده از مهر در نماز را ممنوع کرده بود و غالبا از دستمال کاغذی استفاده می کردند . حتی برخی از مستحبات قابل حذف در اذان و اقامه را که برای آن ها حساسیت زا بود ، حذف کرده بود.نتیجه این شد که در اعیاد و گاه مواقع عادی بسیاری از اهل تسنن پشت سر ایشان نمازمی خواندند . مثلا سال آخر درنماز عید قربان سه هزار نفر شرکت کردند .این یعنی وحدت حقیقی و قلبی بین مسلمانان؛ اما وقتی شهید بهشتی به ایران بازگشت ، خیلی ها ایشان را محکوم کردند که وهابی و سنی است و ولایت امیر المومنین را قبول ندارد و نسبت به حجاب بی توجه است .شما ببینید کسی در آن حد از علم،اخلاص و کار برای انقلاب و مردم، چقدر مظلوم و ناشناخته بوده است.*توان و قدرت مدیریتییکی دیگراز مهم‌ترین ویژگی های شهید بهشتی، که می توان از آن بعنوان وجه تمایز ایشان از دیگر خواص هم یاد کرد، توان و قدرت مدیریتی ایشان بود. ایشان در کارهای اجرایی مهارت خوبی داشتند؛ چیزی که بزرگانی نظیر شهید مطهری فاقد آن بودند. گرچه شهید مطهری یک اندیشمند و متفکر بزرگ محسوب می‌شد،اما توان لازم را برای اداره و مدیریت کردن نداشت، یا شاید بهتر است بگوییم که به اندازه شهید بهشتی در این امر موفق نبود.این ویژگی شهید باعث شده بود که دشمنان ایشان احساس ترس کنند؛ برخی از افراد که به ظاهر دلداده انقلاب بودند و در امورات کشور مسئولیت گرفته بودند اما در حقیقت نفوذی دشمن بودند، از این ترسیدند که شهید بهشتی با زیرکی و هوش و استعداد خاص خود آنها را شناسایی خواهد کرد؛ برای همین آنها هم به دشمنی باایشان پرداختند.*ساده زیستییکی از آسیب های جدی امروز ما که دامنگیر برخی از مسئولین و خانواده آنها شده است، زندگی اشرافی می باشد.مکررا در بیانات معصومین علیهم السلام و بیانات امامین انقلاب بر این امر مهم تاکید شده است که مسئولین باید همانند مردم و بلکه همانند ضعیف ترین آنها زندگی خود را اداره کنند.این مهم یکی از ویژگی های بارز شهید بهشتی بود.نقل است ایشان در زمانی که در زندان بودند، از غذای زندان نمی خوردند.از بیرون خبر آورده بودند که شاید مسموم باشد.غذایشان فقط نان و آب بود. حتی به ایشان اعتراض شد که شما چه طوری نون و آب می خورید؟ما که دیگه داره حالمون از اینکه می بینم نون و آب می خورید بد می شه. ایشان هم پاسخ دادند که: اگر کسی بیرون زندان نان و آب خوردن را تمرین کرده و به آن عادت کرده باشد، اینجا هم برایش کار سختی نیست.این راه و رسم بزرگان ما بود که توانستند اینچنین در تاریخ ماندگار شوند و هنوز هم از آنها به نیکی و بزرگی یاد شود.*صبر در برابر مخالفینشاید کسی نباشد این را نداند که شهید بهشتی همیشه مورد توهین و تهمت مخالفین و دشمنان بود. مثلا هواداران رئیس جمهور معزول بنی صدر هرچه می توانستند به شهید بهشتی می گفتند یاعده ای که طرفدار اسلام سکولار بودند و یا خشک مقدسی را در پیش گرفته بودند،از هیچ توهین و تهمتی علیه شهید بهشتی دریغ نمی کردند.اما ایشان در مقابل همه ی آنها صبر و استقامت کردند و پاسخ ندادند و به کار خود که خدمت به مردم و انقلاب بود، پرداختند.از خدای متعال علو درجات آن شهید بزرگوار و یارانش را خواستاریم و همچنین این را هم از خدای بخشنده می خواهیم که به ما توفیق دهد تا رهرو راه پرنور و سراسر حق آنان باشیم و شهادت را پس از سالها عمر مفید روزی ما کند.والسلام علیکممحمدحسین خوشنود لشکریانی/ 3 تیرماه1403</description>
                <category>محمدحسین خوشنود</category>
                <author>محمدحسین خوشنود</author>
                <pubDate>Sun, 23 Jun 2024 13:02:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درانتظار مبعثی دیگر</title>
                <link>https://virgool.io/@mhkoshnood/%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%A8%D8%B9%D8%AB%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-pingnmmjqjma</link>
                <description>۲۷ رجب سال ۴۰ عام الفیل بود که خورشیدی آشکارا تابید و دیگر بار جهان را روشنایی بخشید. مردگان را زنده ساخت و زندگان را تازگی و رشد بخشید.روشنفکری با بعثت او جانی تازه گرفتند و جهل و تعصب به گور انداخته شدند. رسول الله محمد صلب الله علیه و آله آمد تا دیانت مبنی بر عقلانیت و انسانیت را به گوش جهانیان برساند و بگوید که اسلام چیزی جز عقلانیت و انسانیت نیست. رسول الله آمد تا جهل را بزداید و عقل را شکوفایی بخشد؛او آمد تا انسان را انسان کند.او در روزگاری مبعوث شد که مردم غرق در جهل و تعصبات قبیله ای خود به سر می بردند و با بعثت او این ها نیز رخت بربستند و عقلانیت جایگزین آنها شد.حالا نیز جهان منجی دیگری را می طلبد جهان کسی را می خواند که به او جانی تازه بخشد و وجدان های خفته را بیدار کند.عقل پیامبر آخرالزمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را تمنا میکند تا با ظهور خود جهل و جاهلان زمان را کنار زدند و عقل و عقلا را در راس قرار دهد.روشنفکری مهدی موعود را می خواند تا با ظهور خود افکار ناپسند و پوچ را بزداید و روشنفکری را ترویج دهد.زمان اوراندا می دهد که عمر در حال گذر است؛ پس بیا و با ظهور خود آن را مقدس و منور ساز.مهدی موعود خواهد آمد و جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد و آن زمان است که مردم دیانت را لمس خواهند کرد. 📷 </description>
                <category>محمدحسین خوشنود</category>
                <author>محمدحسین خوشنود</author>
                <pubDate>Wed, 19 Jun 2024 01:01:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ما چه ظلم ها به خود کرده ایم/ راه رشد و سعادت، اعتدال و میانه روی است</title>
                <link>https://virgool.io/@mhkoshnood/%D9%85%D8%A7-%DA%86%D9%87-%D8%B8%D9%84%D9%85-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D9%88-%D8%B3%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D9%84-%D9%88-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-swyx3e7u6dpj</link>
                <description>بسم الله الرحمن الرحیمما چه ظلم ها به خود کرده ایم/ راه رشد و سعادت، اعتدال و میانه روی استبه قلم: محمدحسین خوشنودگاهی که با خود خلوت می کنم و به آسیب های انسانی که از گذشته تا به امروز فکر می کنم و می اندیشم، به این نتیجه می رسم که ما انسان ها بسیار در حق خود جفا و ظلم کرده ایم؛ ظلم هایی که ما را از اعلی و آن جایگاه والای کمال انسانی و خلیفه اللهی به اسفل رسانده است.درست است که شیطان همچنان بر عهد خود مبنی بر گمراه کردن ما انسان ها استوار است اما بنظرم حقیقت این است که این ما هستیم که راه را برای شیطان باز می گذاریم تا در ما نفوذ و ما را از مسیر حق منحرف کند.یکی از ظلم هایی که بشریت از گذشته تا به امروز در حق خود کرده است، افراط و تفریط در امور است.افراط به معنای تندروی و تفریط به معنای کندروی.شاید در ابتدا این مسئله به ذهن شما خطور کند که این مسئله ی افراط و تفریط معضلی است که امروزه با آن درگیر هستیم؛اما اینطور نیست و پیامبران و اولیای الهی از گذشته بااین درگیر بوده اند و در برابر آن مقاومت و مبارزه می کردند.مثلا برخی از دین شناسان عامل اصلی بت پرستی اقوام را افراط در علاقه و عشق نسبت به شخصیت های صالح دینی همان زمان دانسته اند. هشام کلبی که از راویان و محدثان موثق و مورد اعتماد شیعه و از اصحاب امام صادق (علیه السلام) بود در کتاب معروف خود «الاصنام» می نویسد: «بشر اولین مجسمه را به قصد تکریم و از خاطر نبردن حضرت «آدم» ساخت. نوادگان آدم مشابه مجسمه آدم را تراشیدند، ساختند و مورد تکریم، تمجید و نهایتا پرستش قرار دادند به طوری که کم کم مجسمه آدم، اولین بت بشر شد.»همچنین ایشان گفته اند: «بت های «ود»، «سواع»، « یغوث»، «یعوق» و «نسر» که نام بت ها ی معروف قوم نوح در قرآن است، در ابتدا نام مردمانی صالح بوده است که مردم مجسمه آنها را ساختند و مجسمه آنان پس از سه نسل، کم کم مورد پرستش قرار گرفت. پرستش این بت ها چنان قوت گرفت که پیامبرانی چون ادریس و نوح نیز، که برای مبارزه با آن ها مبعوث شده بودند، پس از سال ها ی متمادی فعالیت جهت باز داشتن مردم از پرستش آنها، کاری از پیش نبردند و نتوانستند مردم را از پرستش آن بت ها باز دارند».البته آنهایی که افراط و تفریط می کنند، بر این باورند که کار آنها یک کار شایسته،درست و دینی است در صورتی که خدای متعال و اهل بیت علیهم السلام صراحتا این را رد کرده و مورد نکوهش بسیار قرار داده اند.خداوند متعال می فرماید: «و کذلک جعلناکم امه وسطا؛ شما را امتی میانه قرار دادیم».اساس اسلام و مسلمانی اعتدال و میانه روی است که خدای متعال این را برای بندگان خودش راه قرار داده است؛اعتدال مبتنی بر آموزه های وحیانی و نبوی و علوی است و باید اعتدال را رعایت کرد، یعنی نه تندرو باشیم نه کندرو.حتی در زمان خود اهل بیت علیهم السلام هم افرادی بودند که درباره ایشان غلو می کردند که معصومین علیهم السلامبا آنان مقابله کردند و برای از بین بردن این تفکر باطل تلاش کردند.برای مثال امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودند : «سیهلک فی صنفان: محب مفرط یذهب به الحب الی غیر الحق ، و مبغض مفرط یذهب به البغض الی غیر الحق ، و خیر الناس فی حالا النمط الاوسط فالزموه؛بزودی درباره من دو گروه هلاک شوند: دوستدار افراطی که دوستی ، او را به ناحق کشاند و دشمن افراطی که دشمنی ، او را به ناحق برد؛و بهترین حالت مردم درباره من راه میانه است.پس این راه را در پیش گیرید».این آسیب فقط مختص به گذشته نیست و حالا هم در اطراف ما وجود دارد و شاید در ایامی مثل حالا که انتخابات استبیشتتر با آن مواجه شویم.همه این را به خاطر می آوریم که از ابتدای انقلاب اسلامی ایران، شخصیت هایی بوده اند که هرکدام از آنها سوابق درخشان مبارزاتی داشته اند؛ و افرادی در اطراف آنها و از حامیان آنها بوده اند که در رابطه با آنها و شخصیت شان غلو وافراط می کردند.همین افراد بعدها در وقایع و حوادث مختلف کشور، وجهه ی دیگری از شخصیت خود را نشان دادند و از موضع قبلی خود برگشتند.خب در اینجا آسیب متوجه خود مردم می شود و اعتقادات آنها که با تفکر اشتباه افراطی شکل گرفته بود فرو می ریزد.باید در رابطه باافراد و شخصیت آنها، راه اعتدال و حقیقت را در پیش گرفت که جز این، اشتباه است و خسارت های بسیارو بزرگبه بار می آورد.امام بزرگوار و عزیز ما امام خمینی قدس سره در رابطه با این امر می فرمایند:«هر دو طرف افراط و تفریط بر خلاف عدل الهی است... خروج از اعتدال و عدالت الهی و صراط مستقیم انحراف است و اجتناب از آن، وظیفه الهی است».باید این را بدانیم که منطق و سخن اسلام، رد افراط و تفریط و در پیش گرفتن اعتدال و میانه روی است.مقام معظم رهبری هم در رابطه با مسیر حق اعتدال می فرمایند که:« اسلام، مظهر اعتدال است».اگر بخواهیم چند جمله هم در رابطه با شخصیت فرد افراط کننده و یا تفریط کننده سخن بگوییم،باید این سخن از مولاعلی علیه السلام را یادآور شویم که فرمودند: «لا تری الجاهل الا مفرطا او مفرطا؛ نادان را نبینی، مگر افراطگر یا تفریطگر».شهید مطهری رحمه الله هم می فرمایند: «بعضی از جریانات فکری، افراطی و بعضی تفریطی یعنی یا تندروی بیجا و یا کندروی بیجا بوده. من اسم آن تندرویها را «جهالت» گذاشتهام و اسم این کندرویها را «جمود» گذاشته و میگذارم .... امت معتدل باشید، نه جاهل باشید نه جامد. امیرالمومنین فرمود: « الیمین و الشمال مضله ، و الطریق الوسطی هی الجاده » انحراف به چپ و انحراف به راست هر دو غلط است، مستقیم باشید تا به مقصد برسید».حقیقت این است که چنین افرادی جاهل هستند و نمی دانند که با این کار چه آسیبی به خود و جامعه وارد می کنند؛البته گاهی هم می دانند ولی تعصب به آنها اجازه نمی دهد که از مسیر اشتباه خود برگردند.در پایان بنا به آیه ی « وذکر فان الذکری تنفع المومنین؛ پند ده، که مومنان را پند سود بخشد»،خودم و خودم و شمارابه «دوری از افراط و تفریط» و «در پیش گرفتن راه اعتدال و میانه روی» توصیه می کنم که راه رشد و سعادت، اعتدال و میانه روی است.محمدحسین خوشنود لشکریانی</description>
                <category>محمدحسین خوشنود</category>
                <author>محمدحسین خوشنود</author>
                <pubDate>Wed, 19 Jun 2024 00:58:49 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>