<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های vahedi.mahan</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mhn_va</link>
        <description>معرفی خودم برام سخته پس با نوشته‌هام منو بشناسید || عضوی از جامعه #نوآوری و # فناوری ایران || عاشق فرآیندهای تصمیم‌گیری || گاهی از تجربیاتم می‌نویسم و گاهی دل‌نامه</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 12:54:37</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/41546/avatar/FovX9I.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>vahedi.mahan</title>
            <link>https://virgool.io/@mhn_va</link>
        </image>

                    <item>
                <title>عرضه‌ی اولیه - قسمت سوم (نهایی - فروش)</title>
                <link>https://virgool.io/@mhn_va/%D8%B9%D8%B1%D8%B6%D9%87-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%87-yapg8sy6a5eu</link>
                <description>جا داره همینجا دوتا نکته مهم رو دوباره بگم:1. حتما از قسمت صفرم شروع به خوندن این مطلب کنید!2. حتما تبصره پایین رو جدی بگیرید!تبصره: من متخصص حوزه بازارهای مالی نیستم و هرچیزی که می‌نویسم تجربه  شخصیمه و نه مطلب آموزشی، پس یادتون باشه که مسئولیت همه چیز بعد از خوندن  این مطلب سریالی با خودتونه؛ نتیجه هم اینکه سعی نکنید این چیزایی که اینجا  می‌گم رو تو خونه و یا تنها امتحانش کنید :))من تو قسمت صفرم اومدم و یه سری کلیات رو گفتم، مثلا اینکه بازار سرمایه  چیه؟ بورس چیه؟ و ... که اسمش هم شد قسمت صفرم چون فقط یه مقدمات خیلی ساده  انگارانه بود؛ بعد از اون و تو قسمت اول هم یه سری اصطلاحات رایج توی بازار بورس رو که برای خرید و فروش عرضه اولیه نیاز داریم گفتم که البته این اصطلاحات قطعا باید توسط خود شما بیشتر مورد مطالعه قرار بگیرن تا کامل درک بشن و من فقط اینهارو گفتم تا یکم آشنا بشید و بعدا کارتون راحت تر باشه و در نهایت تو قسمت دوم هم بحث خرید عرضه اولیه رو بهتون گفتم و اینجاهم قصد دارم بحث فروش رو مطرح کنم که کی بفروشیم بهتره!من قسمت قبل گفتم که اینجا میگم که چرا از نظر من باید عرضه هارو خرید و الان دقیقا وقتشه و این توضیحات میشه مقدمه‌ای برای بحث فروش عرضه‌ی اولیه!چرا عرضه اولیه بخریم؟برای جواب دقیق به این سوال لازمه که حتما انواع تحلیل توی بازار بورس رو بلد باشیم اما من انجا قصدم یاد دادن یه سری نکات اولیه به کسایی هستش که خیلی کم از بازار سر در میارن ولی میخوان سود حداقلی ببرن پس جوابم شاید دقیق نباشه ولی درسته.در وهله اول باید عرض کنم که بازار بورس این روزا خیلی رو بورسه و همه دوس دارن سهم بخرن و سود کنن (البته واضحا همه سود نمیکنن) پس طبعا تقاضا برای انواع سهام زیاد هستش و یه رسمی تو بازار هست که میگه همیشه عرضه اولیه سود میده پس بخریم و همین که همه میگن باعث رشد خوب قیمتی و سود میشه که البته میزان این رشد سهم با سهم متفاوته و هرکسی ازش سر در نمیاره!در وهله بعدی باید بگم که خب شرکتی که برای اولین بار وارد بازار سرمایه شده طبیعتا اصلا دوس نداره که به عنوان یک شرکت بد و ضررده بین سهامدارا شناخته بشه پس تمام تلاششو میکنه قیمت سهم بالا بره (چطوری؟ بماند برای بعد...) و به این ترتیب یه عرضه اولیه همیشه سود میده!در وهله آخر هم اینکه این نوع سهام بسیار کم ریسک هستن و برای گرم شدن و آشنایی با ساز و کار بسیار مناسب تا یه تمرین بی ضرر و سود ده باشه تا اصول ترید رو یاد بگیریم و راحت تر وارد بازی اصلی بشیم.خب من عرضه اولیه خریدم، حالا کی بفروشم؟جواب این سوال یکم پیچیدس اما من تمام تلاشمو میکنم که ساده جواب بدم؛ اولا که کلا چرا باید یه سهمی که خریدیم رو بفروشیم؟ آقا نفروش، بذار بمونه، 10 سال 20 سال بذار بمونه، ضرر کردی بیا خر من رو بچسب بگو چرا ضرر کردم! واقعیت اینه که درست ترین نوع سهام داری سهامداری بلند مدت و فوق بلند مدته و به این ترتیب بهتره هیچ وقت یه عرضه اولیه رو نفروشیم! (باور نمیکنید برید چک کنید قیمت عرضه های چند سال اخیر رو!)اما ازونجایی که اشتباها در سال های اخیر خیلیا با پول های اصلی زندگیشون وارد بازار میشن و سهم میخرن پس طبعا لازمه که زودتر بفروشن و پولشونو خارج کنن پس این گزاره که هیچوقت نفروش به غلط، غلط شده! اما این زودتر فروختن هم باز بستگی به میزان بازدهی اولیه سهم و رسیدن به نقطه تعادل اولیه داره که ما در ادامه سعی میکنیم چندتا نشونه مهم از این قضیه رو شناسایی کنیم!برای خرید سهم و همینطور فروشش ما نیاز به تحلیل بنیادی و تکنیکالی داریم اما خب برای عرضه اولیه عملا تحلیل تکنیکال نمیشه انجام داد و تحلیل بنیادی رو هم این روزا خیلی از کانالا و افراد انجام میدن که اکثرا هم درسته پس برای خرید به این دوتا نیازی نداریم اما برای فروش اوضاع فرق داره؛ من چون بحث بنیادی خیلی سنگینه و نمیشه در بحث گنجوندش و بحث تکنیکال هم مقدمات زیادی لازم داره، یکی دوتا نکته میگم و این موضوع رو جمع میکنم!برای فروش سهم عرضه اولیه باید به این نکات توجه کنید:افزایش چشم گیر میزان فروش حقوقی سهمافزایش حجم معاملات نسبت به روزهای گذشتهرسیدن میزان مجموع سهم فروخته شده به مجموع سهم خریداری شده در روز عرضهکم شدن چشم‌گیر صف خرید سهمطبعا این نشونه ها به تنهایی کفایت نمیکنن و هر چی تعداد بیشتری نشونه ظاهر شه علامت بهتریه و حتی ممکنه با ظاهر شدن همشون هم باز سهم متوقف نشه و ادامه بده مسیرش و رو و باز هم باید تاکید کنیم که بازار بورس بازار احتمالاته و نمیشه به چیزی صد در صد اعتقاد داشت اما به هر حال دونستن این نکات بهتر از ندونستنشه!کلام آخرمن با ذوق فراوانی این مطلب رو شروع کردم به نوشتن اما بعد از مدتی به خاطر زیاد شدن آموزش های غیر اصولی و سوداگرانه سرد شدم و انگیزم از بین رفت و طبعا نتونستم اونطور که باید شاید تمومش کنم، با این حال سعی کردم مطالب اصلی رو که هیچ جا گفته نشده و نمیشه بگم و فرعیات رو بذارم بر عهده خواننده!امیدوارم بتونم با این سری مطلب به یک نفر حداقل کمک کنم تا تو این بل بشو بازار بورس این روزا ضرر نکنه و حتی سود کنه!هدف اصلی من از این نوشته نذر دانش بود ولا غیر و اینکه هرکی ازم پرسید وارد بورس بشم یا نه بهش بگم بیا اینو بخون تا بفهمی اول چی به چیه!خلاصه که به پایان آمد این دفتر و اینجور صحبتا، کم و کاستیش رو خودتون ببخشید!ارتباط با من: vahedi.mahan@gmail.com</description>
                <category>vahedi.mahan</category>
                <author>vahedi.mahan</author>
                <pubDate>Fri, 14 Aug 2020 16:47:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شکست من در توییتر</title>
                <link>https://virgool.io/@mhn_va/%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%88%DB%8C%DB%8C%D8%AA%D8%B1-bqad0klap0lx</link>
                <description>امشب ازون شباس که فقط باید نوشت...از چی و از کی نمیدونم و حتی نمیدونم ته این نوشتن به کجا میرسه و حتی نمیدونم تهش منتشر میشه یا نه اما اگر الان داری شما این رو میخونی قطعا منتشر شده و من یه بار سنگین از رو دوشم برداشتم؛ پس خوش اومدی به سفر کوتاه من!قرار بود فقط از شکست بزرگم تو توییتر بنویسم اما یهو دلم خواست بیشتر بنویسم، انقدر بیشتر که حتی شاید تهش بغضم بگیره و بغضمم بترکه...دو سال پیش بود که سجاد گفت ماهان چرا نمیای توییتر اولش مقاومت کردم اما خیلی زود مقاومتم شکست، پیج قدیمیم رو پیدا نکردم و یه پیج جدید زدم، شروع کردم به نوشتن اما نمیدونم چرا هرکاری کردم دیدم آدم کوتاه و مختصر نوشتن نیستم پس تصمیم گرفتم یه مدت بخونم تا یاد بگیرم اما هرچی بیشتر گذشت تنفرم بیشتر شد...این سیر صعودی تنفر تا جایی رفت که یه مدت پاک کردم پیجمو اما خب طبیعتا میدونیم چی شد! بله مثل هر شبکه دیگه ای من ضعیف النفس معتادش شده بودم و نمیشد که ولش کرد واسه همین دوباره برگشتم، اتفاقا این بار پیج قبلیمم یافتم و به خیال خودم با یه استراتژی خفن تولید محتوا هم برگشتم (دقیقا شبیهش رو تو اینستاگرام کردم و گرفت) اما نه تنها نگرفت بلکه دیدم نههههههه اوضاع خراب تر از این حرفاس، تنفر من از توییتر و چس ناله هاش خیلی وحشتناک تر از اونیه که فکرشو میکردم و میکنم...نه تنها نتونستم بنویسم که حتی همون حس تایید شدگی کمی هم که داشتم تا قبل از این استراتژی جدید، دیگه نداشتم...عجب روزگاریه!اما اصل حرف امشب من اینا نیست، اصل حرف من دلتنگیهتوییتر منو دلتنگ آدمایی میکنه که یکی از مهم ترین برهه های زندگیمو باهاشون گذروندم، لیسانس! نه که دوسشون داشته باشم اما همیشه حسرت میخورم که چرا اونجوری که من میخواستم نبود و نشد؟ چرا تا همه چی روال میشد یچیزی به هم میریخت؟ چرا انقدر اشتباه کردم؟ آره من دلتنگ گذشتم میشم؛ گذشته ای که عمیقا توش گیر کردم و رها کردنش برام مثل کابوسه...من باختم و بدم باختم اونم به خودم، خیلی وقت بود اینطوری نباخته بودم اما من خودمو به کمک توییتر شکست دادم، به کمک توییتر به خودم فهموندم حالا حالاها مونده تا به خودم برسم...حتی اینجاهم غرورم نمیذاره راحت بنویسم...چند وقت پیش یه توییت دیدم که متن ترانه فرهاد بود...خیلی درگیرش شدم...نمیخوام سرچش کنم و هرچی ازش یادمه رو تایپ میکنم و امیدوارم درست باشه....این ترانه نقطه فروپاشی من بود.میبینم صورتمو تو آینه با لبی خسته میپرسم از خودم این غریبه کیه؟ از من چی میخواد؟ اون به من یا من به اون خیره شدم؟ باورم نمیشه هر چی میبینم چشامو یه لحظه رو هم میذارم به خودم میگم که این صورتکه میتونم از صورتم ورش دارم! میکشم دستمو روی صورتم هر چی باید بدونم دستم میگه منو توی آینه نشون میده میگه: این تویی، نه هیچ کس دیگه! جای پاهای تموم قصه‌ ها رنگ غربت تو تموم لحظه‌ ها مونده روی صورتت تا بدونی حالا امروز چی ازت مونده به جا! آینه میگه: تو همونی که یه روز میخواستی خورشیدو با دست بگیری ولی امروز شهر شب خونت شده داری بی‌صدا تو قلبت میمیری! میشکنم آینه رو تا دوباره نخواد از گذشته‌ ها حرف بزنه! آینه میشکنه هزار تيکه میشه اما باز تو هر تيکش عکس منه! عکسا با دهن‌ کجی بهم میگن چشم امید و ببُر از آسمون! روزا با هم دیگه فرقی ندارن بوی کهنگی میدن تمومشون!تمام...</description>
                <category>vahedi.mahan</category>
                <author>vahedi.mahan</author>
                <pubDate>Sun, 21 Jun 2020 02:05:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عرضه اولیه - قسمت دوم (خرید)</title>
                <link>https://virgool.io/bourse/%D8%B9%D8%B1%D8%B6%D9%87-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%87-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-xcjwyx6jn9k1</link>
                <description>جا داره همینجا دوتا نکته مهم رو دوباره بگم:1. حتما از قسمت صفرم شروع به خوندن این مطلب کنید!2. حتما تبصره پایین رو جدی بگیرید!تبصره: من متخصص حوزه بازارهای مالی نیستم و هرچیزی که می‌نویسم تجربه شخصیمه و نه مطلب آموزشی، پس یادتون باشه که مسئولیت همه چیز بعد از خوندن  این مطلب سریالی با خودتونه؛ نتیجه هم اینکه سعی نکنید این چیزایی که اینجا می‌گم رو تو خونه و یا تنها امتحانش کنید :))من تو قسمت صفرم اومدیم و یه سری کلیات رو گفتم، مثلا اینکه بازار سرمایه چیه؟ بورس چیه؟ و ... که اسمش هم شد قسمت صفرم چون فقط یه مقدمات خیلی ساده انگارانه بود؛ بعد از اون و تو قسمت اول هم یه سری اصطلاحات رایج توی بازار بورس رو که برای خرید و فروش عرضه اولیه نیاز داریم گفتم که البته این اصطلاحات قطعا باید توسط خود شما بیشتر مورد مطالعه قرار بگیرن تا کامل درک بشن و من فقط اینهارو گفتم تا یکم آشنا بشید و بعدا کارتون راحت تر باشه.اما عذر خواهی: این عذر خواهی رو از دوستانی باید بکنم که منتظر انتشار قسمت‌های بعدی بودن و من از روی تنبلی اینکارو نکردم! :(((خب دیگه وقتشه بریم سر اصل مطلب و اون هم اینه که عرضه اولیه (یا درست‌تر بخونیم &quot;عرضه ی اولیه&quot;) چی هستش؟خب ما الان میدونیم که سهم چیه و توی بازار سهام (بازار بورس اوراق بهادار) باهاش چیکار میکنن اما باید اینم بدونیم که خب این سهما که یهو مثل قارچ سر از بازار در نیاوردن و از یه جا شروع کردن به کار و همین جا دقیقا جاییه که بهش میگیم عرضه ی اولیه سهم ایکس!مراحل اینکه یک سهم وارد بازار بورس بشه (اینجا دیگه چون حوصله ندارم توضیح نمیدم که بازار بورس و فرا بورس و تابلوها و ... چیه و پیشنهاد میکنم حتما یه سرچ کنید که ببینید چیه چون بر خلاف آشنایی با عرضه اولیه و آشنایی با نحوه خرید و فروشش، تو اینترنت پره) اینه که یه سری اطلاعات مالی رو باید به سازمان بورس اول ارائه کنن، بعدش درج نماد بشن (یعنی اسمشون مشخص بشه که معمولا یه فرمولی داره اما همیشه صدق نمیکنه مثلا ایران خودرو میشه خودرو ولی سایپا میشه خساپا که برای فهمیدن الگوش خیلی الان زوده برای کسی که داره این مطلب رو میخونه و ازون مهم تر اینکه فهمیدن این داستان اصلا مهم هم نیست فعلا) و و بعدش روش خریدش مشخص بشه که این هم برای عرضه اولیه هایی که اینجا داریم ازشون یاد میکنیم روش بوک بیلدینگه که توضیحش میدیم و در نهایت هم توسط خریدار که ما باشیم خریداری بشه و دیگه میشه یه سهم معمولی مثل همه سهمای دیگه!نکته مهم: قیمتا همیشه تو بورس به ریاله و مثلا قیمت یک سهم 1235 ا که میشه صد و بیست و سه تومن و 5 ریال!!!!!! که گاهی همین ریاله زندگی یه نفرو جابجا می‌کنه! :((:خرید به روش روش بوک بیلدینگتوی این روش اول یه بازه قیمتی برای هر سهم یک شرکتی که میخواد عرضه بشه انتخاب میشه که با محاسبات خاصی انجام میشه و کسی که دانشش رو داره میتونه بفهمه این بازه قیمتی مناسب این سهم (شرکت) هست یا نه که با توجه به صورت های مالی و سود و زیان گذشته و پیش بینی های آینده این محاسبات صورت میگیره؛ بعد از این مرحله مشخص میشه که کلا چندتا سهم قراره توی این عرضه بیاد تو بازار و توسط می خریدار خریداری بشه که اینجا باز به وسیله پیش بینی ای که انجام میدن میگن به هر نفر حداکثر چندتا سهم میتونه برسه یعنی پیش بینی میکنن که قراره 100 نفر تو عرضه شرکت کنن و کلا هم قراره 1000 تا سهم عرضه بشه پس به هر نفر حداکثر 10 تا سهم میرسه که طبیعتا اگر به جای 100 نفر 200 نفر شرکت کنن به هر نفر 5 سهم میرسه که طبیعی هم هستش (نکته خیلی مهم اینجا تفاوت خرید عرضه با خرید عادی هستش که اونم تو اینه که تو عرضه به همه افرادی که تو یه قیمت خاص سفارش خرید بذارن تعداد سهم مساوی میرسه اما تو خرید عادی سهمای دیگه طبیعتا هرکی زودتر تو بالا ترین قیمت سفارش ثبت کنه بهش به تعدادی که میخواد سهم رو میدن و بعدش میرن سراغ سفارش نفر بعد که بازم چون این مطلب درباره آموزش بورس نیست من دیگه بیشتر واردش نمیشم) ، یه مثال بزنم: مثلا برای عرضه اولیه اخیر که فروی (ذوب روی اصفهان) بودش گفتن بازه قیمت این سهم 13000 تا 14000 ریال هست و به هر نفر حداکثر 100 سهم میرسه یعنی مبلغ 140000 تومان حداکثر لازم بود ولی چون تعداد بیشتری آدم شرکت کردن به هر نفر 50 تا حدودا سهم رسید یعنی 70000تومان حدودا!نکته: برای سفارش خرید تو عرضه اولیه حتما حتما حتما توی سقف بازه (تو مثال بالا 14000) سفارشتون رو ثبت کنید و اگر میپرسید چرا میتونید یبار اینکارو نکنید تا خودتون بفهمید ولی دلیل علمیش به خاطر تعادل عرضه و تقاضاست!به این ترتیب یه شرکت میاد و توی بورس عرضه میشه و بعد از اینکه اون روز کاری تموم شد و سفارش ها هم همه ثبت شدن توسط سازمان بورس اعلام میشه چند نفر شرکت کردن و قیمت کشف شده هم اعلام میشه (که طبیعتا قیمت سقف اون بازه مشخص شدس و توجه کنید که این قیمت برای همیشه نیست و از فردای اون ورز که خرید و فروش عادی میشه ممکنه کم یا زیاد بشه که برای فهمیدن این ساز و کار نیاز به علم و دانش بیشتری دارید) و از فردای اون روز (منظور روز کاری بعد هستش که برای بورس، شنبه تا چهارشنبه به جز روزهای تعطیل از ساعت 8:30 تا 12:30 هستش) خیلی عادی خرید و فروش اون سهم ادامه پیدا میکنه و ما باید تصمیم بگیریم تا کی نگه داریم این سهم رو و کی بفروشیم!جمع بندیپس چی شد تا اینجا؟ یه شرکت تصمیم میگیره بیاد تو بورس و یه سری مراحلو رد میکنه تا ثبت بشه!روش خریدش توسط سازمان بورس مشخص میشه که این مطلب درباره عرضه هاییه که با روش بوک بیلدینگن!بعدش ما با این روش سهم رو میخریم و با توجه به تعداد آدمای شرکت کرده، یه تعدادی سهم به ما میرسه که یه قیمتی داره و این قیمت معملا سقف بازه ایه که سازمان بورس براش مشخص کرده!بعدش این سهم میشه یه سهم عادی که توسط همه خرید و فروش میشه و قیمتش ممکنه تا ده برابر قیمتی که کشف شده زیاد بشه یا تا یک دهم اون قیمت کم بشه که بستگی به ساز و کار بازار داره!در نهایت هم تصمیم برای فروش که میشه قسمت بعدی!سوال مهم: خب اصلا چرا عرضه اولیه بخرم؟ :))))اگر هنوز این سوالتون جواب داده نشده من تو قسمت آخر یه توضیح ریزی میدم!کلا چطوری باید رفت تو بورس و خرید و فروش کرد؟شما برای خرید و فروش توی بورس نیاز به یک واسطه دارید که این واسطه ها اسمشون کارگزاری هستش و خیلیم زیادن، مثلا همه بانکا یه کارگزاری دارن و ... اما دوتا از بهترین کارگزاریا مفید و فارابی هستن که پیشنهاد من مفید هستش برای شروع چون هم یه امکان سود روی پول بلا استفادتون داره تحت عنوان صندوق حامی و هم مشاوراش خیلی خوب با آدمای مبتدی کار میکنن! پس حتما یه سر به سایت این دوتا کارگزاری بزنید و افتتاح حساب آنلاین کنید و مابقیش رو هم خودشون کمکتون میکنن...حرف آخر: شاید تا اینجا بگید که خب همه اون اطلاحات قسمت قبل به دردمون نخوردن و یه سری اصطلاحاتم که دوباره کامل اینجا توضیح دادی، منم تو جواب میگم اونا به درد آخرتتون میخوره اولا :)) شاید توی این مطلب بهشون اشاره نشه اما مطمئن باشید بعد از خرید اولین عرضه مجبورید بیاید و دوباره بخونیدشون و اصطلاحاتیم که دوباره توضیح دادم به دو دلیل بودن، یک یادم نبود کدوما رو گفتم و کدوما رو نه و برای اطمینان هرچی لازم بود رو دوباره گفتم و دوم اینکه کار از محکم کاری که عیب نمیکنه! :)))پایان قسمت دومادامه دارد...</description>
                <category>vahedi.mahan</category>
                <author>vahedi.mahan</author>
                <pubDate>Tue, 04 Feb 2020 11:32:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عرضه اولیه - قسمت اول</title>
                <link>https://virgool.io/bourse/%D8%B9%D8%B1%D8%B6%D9%87-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%87-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-ruize3vuxdbg</link>
                <description>طبق روال یه تبصره می‌گم و بعدش می‌ریم سراغ ادامه ماجرا؛تبصره: من متخصص حوزه بازارهای مالی نیستم و هرچیزی که می‌نویسم هم تجربه شخصیمه و نه مطلب آموزشی پس یادتون باشه که مسئولیت همه چیز بعد از خوندن این مطلب سریالی با خودتونه؛ نتیجه هم اینکه سعی نکنید این چیزایی که اینجا می‌گم رو تو خونه و یا تنها امتحانش کنید :))خب قرار بود تو قسمت اول این سریال اصطلاحات و کلمات و مفاهیم پر تکرار توی بورس رو که من بلدم و جنبه عمومی‌تری داره بنویسم تا وقتی می‌خواید وارد بازار سرمایه بشید گیج و سردرگم نشید پس خیلی بی مقدمه شروع می‌کنیم به نوشتن اصطلاحات؛ فقط خیلی دقت کنید که این اصطلاحات اصلا محدود به عرضه اولیه نیست و اگر اینطور باشه من حتما توی توضیحات طوری توضیح می‌دم که متوجه بشید، مثل کشف قیمت برای عرضه اولیس و توضیحش فقط برای اون نوشته شده اما ممنوع-متوقف برای همه سهم‌ها ممکنه اتفاق بیوفته و اشاره‌ای نکردم به این موضوع پس پیش فرض ذهنیتون این باشه که همه این اصطلاحات برای همه سهم‌هاست مگر اینکه عقل و منطقتون خلافش رو ثابت کنه!بورس: یک بازار بزرگ برای خرید و فروش سهامسهم/سهام: هر نماد توی بورس به سهم معروفه مثلا می‌گن: &quot;خودرو سهم خوبیه&quot; (خودرو=نماد شرکت ایران خودرو در بورس)سهامدار: من و شمایی که پول داریم و قراره سهم بخریم (در اصل و بین متخصصین به کسی سهامدار گفته می‌شه که سهمی رو به خوبی تحلیل می‌کنه و می‌خره و با صبر معقول و بدون توجه به هیجانات سهم رو نگه می‌داره و به موقع و در سود خوب می‌فروشه)هسته معاملاتی: یه هسته مجازی که همه عرضه‌ها و تقاضاها اونجا ثبت و نهایی میشه یا به عبارتی همه معاملات اونجا صورت می‌گیرهکارگزاری: رابط قانونی بین سهامدار و هسته معاملاتی که تنها راه خرید و فروش سهام هستن و موقع خرید هر سهمی، درصدی رو به عنوان کارمزد برمی‌دارن (مجموع کارمزد و مالیات چیزی در حدود 1.5 درصد مبلغی هستش که میخواید سفارش ثبت کنید) و بهترین کارگزاری‌به نظر من مفید (با اختلاف بالاتر از بقیه) و فارابی و آگاه هستنکد بورسی: یک کد اختصاصی برای هر فرد هستش که مثل کد ملی در بازار بورس میمونه و هر کسی یکبار می‌تونه کد بورسی دریافت کنه و جالبه بدونید که معمولا برای عرضه‌های اولیه هر کد محدودیت برای سفارش گذاری داره (تو قسمت بعد کاملا درباره نحوه خرید و سفارش گذاری عرضه اولیه می‌نویسم)سفارش گذاری: ثبت سفارش خرید یا فروش یک سهم (فروش طبیعتا بعد از خرید هستش دیگه، یادتون نرفته که اول باید سفارش بذارید یک سهم رو بخرید و بعد در یک زمان دلخواه دیگه سفارش بذارید و بفروشید)پیش گشایش: حد فاصل بین ساعت 8:30 صبح تا 9 صبح که سفارش گذاری آزاده اما خرید و فروش انجام نمیشه و هدفش کشف قیمت سهم برای شروع بازار هستشمعاملات پیوسته: حد فاصل بین 9 تا 12:30 دقیقه که هم میشه سفارش گذاشت و هم خرید و فروش انجام دادناظر سهم: خودمم دقیقا نمیدونم :)) اما گویا یک فرد یا یک شخصه که به روی سهم نظارت می‌کنه و هر بلایی سر سهم قرار باشه بیاد اون اعلام می‌کنهساعت سفارش گذاری: این اصطلاح برای عرضه‌های اولیه بسیار رایجه و وقتی قرار میشه سهم شصدف در روز اول آبان عرضه بشه، صبح روز اول آبان ناظر مثلا اعلام می‌کنه ساعت سفارش گذاری عرضه از ساعت 10 الی 12 هستش پس هر کسی که می‌خواد اون سهم رو بخره باید در این ساعات سفارش گذاری کنهقیمت پایه: هر شرکتی که تو ایران تاسیس میشه فرقی نمیکنه تو بورس بیاد یا نیاد یا هرچیز دیگه، هر سهمش یک قیمت پایه داره که اون قیمت برابر 1000ریال یا 100تومان هستشمحدوده قیمت: وقتی یک سهم برای عرضه اولیه آماده میشه از طرف مراجع قانونی یک بازه قیمتی براش در نظر گرفته میشه که هرکسی که سفارش میذاره باید تو اون بازه سفارشش ثبت شه و معمولا همه تو سقف؟ سفارش میذارن و توی همون قیمت هم کشف قیمت؟ میشهمشارکت کننده: تعداد کدهایی که توی عرضه اولیه شرکت کردن (یعنی سفارش گذاشتن)کشف قیمت: قیمتی که در نهایت برای شروع به کار اون عرضه در نظر گرفته میشه یا به عبارتی قیمت فروش سهم به کسایی که سفارش گذاشته بودنارزندگی: با توجه به تحلیل‌هایی که بر روی یک سهم قبل از عرضه انجام میشه، یک بازه رو برای عرضه پیش بینی می‌کنن که با توجه به قیمتی که مراجع برای اون سهم در نظر گرفتن میشه گفت ارزندگی سهم چقدر هستش و حدودا چقدر بازدهی خالص اولیه خواهد داشتبازدهی خالص اولیه: عرضه‌های اولیه در ابتدای کار خودشون معمولا با تقاضای زیادی روبرو میشن که باعث بالا رفتن قیمتشون میشه، میزان افزایش قیمتی که قبل از متعادل شدن خواهند داشت رو بازدهی خالص اولیه می‌گنمتعادل شدن: بعد از اینکه بازدهی خالص اولیه سهم تموم میشه، وضعیت عرضه و تقاضای سهم عادی میشه و اون سهم دقیقا مثل سهم‌های عادی خرید و فروش میشه (دیگه از صف‌های خرید سنگین خبری نیست) و به اصطلاح می‌گن سهم متعادل شدصف خرید/فروش: اگر فقط روی تابلو بورس (همون جدولی که یه طرفش نوشته تعداد - خرید - قیمت و یک طرف دیگش نوشته تعداد - فروش - قیمت) خریدار/فروشنده وجود داشته باشه و فروشنده/خریدار وجود نداشته باشه (یا تعداد یا حجمش زمانی که بازار بستس خیلی کمتر از طرف دیگه باشه) قیمت اون سهم به سقف/کف بازه قیمتی روز میچسبه و تکون نمیخوره (تا یک عرضه/تقاضا سنگین انجام بشه) که در این حالت می‌گن صف خرید/فروش شکل گرفتهحجم مبنا: حجمی هستش که تا وقتی اون حجم از اون سهم در یک روز خرید یا فروش نشه، سهم مذکور به میزان واقعی معاملات انجام شده نوسان قیمت نمیکنه به طور مثال اگر حجم مبنا 100 باشه و بازه قیمت بین 1000 تا 2000تومان باشه و معاملات به اندازه 40 سهم و به قیمت (هر سهم) 2000 تومان انجام بشه طبیعی هستش که قیمت بازگشایی سهم برای فردا 2000تومان باشه یعنی 100درصد سود اما چون حجم مبنا به اندازه 0.4 پر شده (یعنی 40تا از 100تا سهمی که باید خرید یا فروش میشد تا حجم مبنا پرشه، خرید و فروش شده و 40، 0.4 100 هستش) قیمت بازگشایی فردا 1400 خواهد بوددامنه نوسان: میزان قیمتی که سهم توی هر روز میتونه در داخل اون نوسان کنه که به طور معمول برای اکثر سهم‌ها 5درصد در روز هستش یعنی مثلا یک سهم بین 95 تا 105 میتونه نوسان قیمت داشته باشهمجاز-محفوظ: به حالتی گفته میشه که برای سهم میشه سفارش خرید یا فروش گذاشت اما خرید و فروش انجام نمیشه (دلیل این حالت هم تقریبا مثل پیش گشایش هستش اما با فلسفه متفاوت که تقریبا میشه اسمشو کنترل هیجانات بازار گذاشت که البته چرته و هیچ دلیل منطقی نداره اما خیلی از سهم ها بعد از متعادل شدن به این وضعیت دچار میشن و معمولا ناظر سهم رو مجاز -محفوظ نگه میداره تا ساعت 12:30 و از 12:30 تا 13 به صورت استثنا اجازه خرید و فروش میده و سهم رو مجاز میکنه)ممنوع-متوقف: در حالتی که اتفاق بدی برای سهم بیوفته یا اون شرکت مجمع اضطراری یا عمومی عادی یا هر چیز دیگه‌ای داشته باشه و یا مثلا اطلاعات با اهمیت گروه الف اگر لو بره سهم رو ممنوع متوقف می‌کنن و دیگه حتی نمیشه براش سفارش هم گذاشت و نکته جالب این حالت این هستش که سهم‌های عادی اگر بیشتر از 20درصد نوسان قیمت کنن در طی چند روز متوالی بسته میشن و عرضه‌های اولیه بعد از 50درصد نوسان که در این حالت معمولا برای انجام بررسی بیشتر (مسخره بازی بیشتر) ممنوع-متوقف میشن و بعدش بدون توجه به دامنه نوسان عادی که 5درصد هستش برای مدت کوتاهی مجاز-محفوظ میشن تا کشف قیمت صورت بگیره و بعدش هم بدون محدودیت دامنه نوسان معامله میشن (چیزی که برای همه تازه کارا سواله اینه که خب در این صورت سهم مثبت میخوره یا منفی و جوابش اینه: عرضه و تقاضا و قدرت سهم مشخص میکنه، علمتو بالا ببر تا متوجه شی)شاخص کل: یه شاخص هستش که وضعیت کلی بازار رو نشون میده و ربطی به یک سهم خاص نداره، یعنی صعود شاخص لزوما باعث بالا رفتن قیمت یک سهم خاص نمیشهو و برعکس اما روی تحلیل‌ها تاثیر میذاره (سقوطشم تاثیر میذاره و فقط صعودش تاثیر گذار نیست :)) )خب من هر چی به ذهنم میومد رو نوشتم، واقعا چیزی یادم نمیاد پس اگر شما اصطلاحی میشناسید که توضیحش ندادم یا اصطلاحی میبینید که بد یا اشتباه توضیح دادم لطفا بهم توی کامنت بگید تا اصلاح کنم چون من همیشه یک مبتدی و تازه کار هستم و نیاز به پیشرفت همیشگی دارم ؛-)پایان قسمت اولادامه دارد...</description>
                <category>vahedi.mahan</category>
                <author>vahedi.mahan</author>
                <pubDate>Wed, 18 Sep 2019 23:53:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عرضه اولیه - قسمت صفرم</title>
                <link>https://virgool.io/bourse/%D8%B9%D8%B1%D8%B6%D9%87-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%87-gfjfrjs0dzsg</link>
                <description>همین اول و قبل از ب بسم ال... یه تبصره می‌گم و بعدش می‌ریم سراغ شروع ماجرا؛تبصره: من متخصص حوزه بازارهای مالی نیستم و هرچیزی که می‌نویسم هم تجربه شخصیمه و نه مطلب آموزشی پس یادتون باشه که مسئولیت همه چیز بعد از خوندن این مطلب سریالی با خودتونه؛ نتیجه هم اینکه سعی نکنید این چیزایی که اینجا می‌گم رو تو خونه و یا تنها امتحانش کنید :))من نمیدونم مخاطب این مطلبی که دارم می‌نویسم کیه و چه قشری می‌خواد بخونتش و چقدر با بورس آشنایی داره پس مجبورم خیلی از پایه بنویسم؛ پس اگر شما کسی هستی که بازار بورس و مفهوم سهام رو می‌شناسی نیازی نیستش که این مطلب رو بخونی و اگر علاقه مند به دنبال کردن هستی بهتره از قسمت اول شروع کنی به خوندن (که هنوز ننوشتمش، پس نگران نباش)!بورس چیست؟بورس اوراق بهادار یکی از 5 بازار اصلی سرمایه (که شامل بازار مسکن و ارض، طلا، ارز و اوراق قرضه و تولید و خدمات می‌شه؛ حالا ممکنه یکی بگه پس خودرو چی؟ منم می‌گم: &quot;باشه خودرو هم مال تو&quot;) تو ایرانه که میشه توش وارد شد و پول گذاشت و منتظر موند بالا بره یا پایین بیاد و قص علی هذا... و یه سری شرکت به عنوان سرمایه پذیر توش حضور دارن که هرکدوم نمادی دارن و به یه اسمی تو بورس شناخته می‌شن مثل رمپنا، خودرو، خساپا، واحیا، فخوز، ذوب و ... و این شرکت‌ها با فروش سهمشون تو بازار (که دقیقا پوینت مطالب من هستش) پولی رو از مردم می‌گیرن و اون‌ها رو توی سود و ضرر خودشون شریک می‌کنن.سهم چیست؟سهم چیزیه که تو بورس اوراق بهادار می‌خرن و می‌فروشن!از کرامات شیخ ما اینستشیره را خورد گفت شیرین استدر اصل سهم معنیش میشه یک قسمت خیلی کوچیک از یک شرکت، حالا یعنی چی، یعنی اینکه شما فرض کن که می‌گن بیاین شرکت ایران خودرو رو به هزار تیکه مساوی تقسیم کنیم و 500 تیکش رو بین مردم پخش کنیم و هر کی بیاد هر چندتا که میتونه بخره اما نمیشه که هر کی هر قیمتی دلش خواست بخره و هرچقدر خواست پول بده پس بیاین اگر قیمت شرکت 1000 تومنه، قیمت هر سهم رو بذاریم 1 تومن و اگر کسی خواست 10 تا سهم بخره بهمون 10 تومن پول بده (همه نسبت‌ها و قیمت گذاری‌ها مثاله و اصلا مبنای قیمت گذاری این چیزا نیست)!چجوریه که قیمت سهم بالا پایین می‌ره؟با زبون خیلی خیلی ساده می‌شه قوانین عرضه و تقاضا (ژن خوب و آقا زاده و نهنگ و اینارو فعلا کلا در نظر نگیرید)، یعنی اگر یه نفر حس کنه این سهم متال شرکتیه که وضع و اوضاش خوبه میاد خواهانش میشه و کسی که سهم رو داره وقتی میبینه سهم خواهان داره قیمت فروشش رو بالاتر تعیین میکنه (فرض هم این هستش که یا تحلیل نفر اول رو نکرده یا کرده و پولشو نیاز داره یا هر دلیل دیگه‌ای که حاضر شده سهم رو بفروشه) و بالعکس وقتی یک نفری که سهمی رو داره حس کنه وضع شرکت بد شده، میاد و می‌گه میخوام بفروشم و کسی که به هر دلیلی می‌خواد بخره وقتی میبینه عرضه زیاد شده قیمت کمتری رو پیشنهاد می‌ده برای خرید اون سهم و همینطور الی آخر، حالا شما حساب کن 500تا نماد تو بورس هست و از هرکدوم چندین میلیون سهم موجوده پس قطعا اوضاع انقدر ساده که من گفتم پیش نمی‌ره مخصوصا الآن که سرمایه ملت شدیدا تو بورس هستش و خیلیا دانش معامله کردن رو ندارن...!تا اینجای کار سعی کردم فقط کلیاتی از بورس رو که یک عرضه اولیه باز بهش نیاز خواهد داشت رو به زیون خیلی ساده توضیح بدم و تو مطلب بعدی به یه سری اصطلاحاتی که باهاش زیاد روبرو خواهید شد رو توضیح می‌دم که وقتی میخواین برید و خودتون بیشتر مطالعه کنید کمتر اذیت بشید.پایان قسمت صفرمادامه دارد...</description>
                <category>vahedi.mahan</category>
                <author>vahedi.mahan</author>
                <pubDate>Wed, 04 Sep 2019 22:46:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک، جلویش تا بی‌نهایت صفرها؛</title>
                <link>https://virgool.io/@mhn_va/%DB%8C%DA%A9-%D8%AC%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B4-%D8%AA%D8%A7-%D8%A8%DB%8C%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B5%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%9B-u9spuqpmad1k</link>
                <description>توی حساب: فقط &quot;یک&quot; عدده!تو این عالم: فقط &quot;یک عدد&quot; ه!بقیه هر چه هست، صفر است، همه صفرند، هیچ‌ان، پوچ‌ان، خالی‌ان...&quot;صفر&quot;: یک دایره تو خالی، دور می زنه تا آخرش برسه به اولش و … هیچ! همین!فقط، یک است و جلوش (تا بی‌نهایت) صفرها ...صفر: خالی، پوچ، هیچ!وقتی بخواد خودش باشه، تنها باشه، وقتی بخواد فقط با صفرها باشهاما وقتی جلو &quot;یک&quot; بشینه…؟!وقتی بخواد فقط برای &quot;یک&quot; باشه، از پوچی و از تنهایی در بیاد، همنشین یک بشه؟! بخشی از کتاب &quot;یک، جلویش تا بی‌نهایت صفرها...&quot;نمیدونم چرا یهو رسیدم به این عنوان و بعدشم به این مقدمه از دکتر شریعتی اما هر چی که بود حال و هوای خودم رو عوض کرد...بیخیال، بریم سر اصل مطلبقطعا شما هم مثل خودم بعد از عنوان، عکس و این مقدمه کاملا گیج شدین که قضیه چیه؟! قضیه یا فَربین، در ریاضیات، گزاره‌ای است که بر پایه‌ گزاره‌های پیشین که به صورت کلی و عام پذیرفته شده‌اند اثبات شده‌است. ویکی‌پدیای فارسی#شوخیمن خیلی ساده می‌خوام تو این مقاله (مطلب یا هرچیزی که اسمشو بشه گذاشت) درباره یک راز شعبده بازی صحبت کنم؛ پس اجازه بدین با این پیش گویی شروع کنیم:اگر شما یک آدرس جیمیل داشته باشید، من می‌دونم هر کدوم از شما چندتا آدرس جیمیل دیگه هم داریدنکته: از این به بعد هرجا نوشتم ایمیل شما بخونید &quot;جیمیل&quot;می‌خواید بهتون بگم؟ یکم زوده راستش بهتره تا آخر این مطلب با من همراه باشید تا هم یاد بگیرید آدرس ایمیل‌های خودتون رو بشمارید و هم مال بقیه رو پیشگویی کنید.فرض کنید من چند سال قبل یک آدرس ایمیل تو سایت گوگل برای خودم ساختم و اسمش رو گذاشتم  vahedi.mahan@gmail.com و تو یه سایت باهاش عضو شدم؛ چند سال بعد می‌خوام برم و تو همون سایت یه اکانت جدید بسازم، اونجا از من یه آدرس ایمیل جدید می‌خواد و من فقط یک ایمیل دارم؛ حالا باید چیکار کنم؟جواب سادس، با این ایمیل عضو می‌شم: vahedimahan@gmail.comنکته خیلی جالبی که خیلی از ماها نمی‌دونیم اینه که نقطه یا همون . هیچ تاثیری روی آدرس ایمیل نداره، به عبارت دیگه vahedi.mahan , vahedimahan , v.a.h.e.d.i.m.a.h.a.n و ... هیچ فرقی با هم دیگه نمی‌کنن و همه به یک صندوق ورودی اشاره می‌کنن اما نکته جالب‌تر اینه که هر کدوم اینا به خودی خود یک ایمیل یکتا به حساب میان و من می‌تونم از هرکدوم برای داشتن یه حساب مجزا تو اون سایتی که می‌خواستم حساب جدید بسازم، استفاده بکنم (به عبارت دیگه شما ازادین هرچقدر که دلتون می‌خواد نقطه به آدرس ایمیلتون اضافه یا ازش کم کنید و با وجود تولید آدرس جدید اما هنوز اون آدرس برای شماست).پس تا اینجای کار شما یچیزی در حدود خیلی زیاد تا آدرس ایمیل یکتا برای خودتون دارید اما تا اینجا من نمی‌تونم هنوز دقیق بشمرم.حالا یه خواننده عاقلی ممکنه بپرسه اگر من کلا آدرس ایمیل نداشته باشم یا ایمیلم تو یاهو و ... باشه چی؟جواب من به این دوستمون اینه که: نمی‌دونم، گیر نده :))خب پس طبیعتا برای اینکه من بتونم آدرس‌های ایمیل شما رو بشمارم نباید این تموم ماجرا باشه و این قضیه یه جنبه جالب‌تر هم باید داشته باشه و اون اینه که اگه من آدرس ایمیلم باشه: vahedi.mahan@gmail.com، علاوه بر آدرسای قبلی که صحبتشو کردیم، vahedimahan+xyzoapt و هر آدرس ایمیلی که توی اون به جای xyzoapt، هر چیز دلخواهی نوشته شده باشه هم مال منه، به عبارت ساده‌تر اگه تو آدرس ایمیلتون علامت + نوشته بشه، دیگه مهم نیست که بعد از اون چی ‌مینویسید و هر چیزی که بنویسید تولید یک آدرس جدید می‌کنه اما باز هم اون آدرس مال شماست و به این ترتیبه که من می‌تونم راحت تعداد آدرس ایمیل‌های شمارو بشمارم و از این به بعد دیگه شماهم خواهید تونست این کارو بکنید...حالا برمی‌گردیم سر جواب سوالتون: اگر شما یک آدرس جیمیل داشته باشید اونوقته که شما بی‌نهایت آدرس ایمیل دارید...!حالا آسون‌تر می‌شه فهمید چرا &quot;یک، جلویش تا بی‌نهایت صفرها&quot;؟جدی جدی چرا؟ :))</description>
                <category>vahedi.mahan</category>
                <author>vahedi.mahan</author>
                <pubDate>Mon, 27 May 2019 18:14:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موسیقی و کار؛ آری یا خیر؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@mhn_va/%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-xijofup0lfql</link>
                <description>برای خیلیا این سوال همیشه پیش اومده و پیش خواهد اومد که موقع کار/درس خوندن/تمرین حل کردن/مطالعه و یا هر چیز دیگه‌ای باید به موسیقی گوش بدیم یا نه؛ برای رسیدن به جواب این سوال چندتا سوال فرعی رو از خودم پرسیدم و با جواب دادن بهش سعی کردم تا به جواب سوال اصلیم برسم...تو این نوشته قصد دارم که هم درباره این سوالا و چرایی شکل گیریشون صحبت کنم و هم اینکه با جوابایی که خودم تونستم براشون پیدا کنم، به کسایی که شاید این سوال براشون تازه شکل گرفته کمکی کرده باشم ولی باید حواسمون هم باشه این مطالبی که اینجا جمع آوری و تولید شده به هیچ وجه وحی منزل نیستن و در نهایت خود ماییم که باید تصمیم بگیریم آری یا خیر...حالا سوال شنوندۀ (خواننده در اینجا) عاقل اینه که تو از کجا می‌دونی برای خیلیا این سوال پیش میاد؟ جوابش سادس: وقتی برای من پیش اومده پس برای خیلیای دیگه‌ هم پیش اومده :))، ساده‌لوحانه به نظر میاد اما کاملا جدیه (جدی است، مشکل هکسره نداره)یه پرانتز خیلی کوچیک قبل از ورود به بحث می‌خوام باز کنم و اون هم اینه که ما وقتی میخوایم به یه چیزی تو مسیرمو برسیم باید 4 مرحله زیر رو طی کنیم:کشف هدفمطالعه کتابخونه‌ای (بررسی دلایل علمی و ...)مطالعه میدانی (کسب تجربه از دیگران)تجربه کردنو این پرانتز رو کلا باز کردم که بگم کل مطلبی هم که من نوشتم دقیقا بر اساس همین 4مرحله نوشته شده، پس دنبال چیز عجیب غریبی نباشید.سوال اول: چرا این سوال اصلا پیش میاد؟برای فهمیدن خیلی چیزا تو هر مرحله از زندگیمون باید اول از همه بفهمیم که چی شده تا اون نیاز به وجود بیاد و با رفع اون نیاز دنبال چه هدفی هستیم (به عبارت ساده‌تر مشکل چی بوده که ما به این فکر افتادیم که موسیقی گوش بدیم)، خیلی هم به نظر عادی میاد چون تا هدف نداشته باشیم رفع اون نیاز خیلی بی معنی به نظر می‌رسه؛ من واضحا قصد ندارم درباره اهمیت هدف تو زندگی صحبت کنم و همه این حرفارو زدم که به این برسم که تحت چه شرایطی معمولا ما نیاز پیدا می‌کنیم تا به موسیقی گوش بدیم و خلاصش رو همین اول می‌خوام بگم و اون &quot;تمرکز&quot;ه، ما به موسیقی پناه می‌بریم تا بتونیم تمرکز کنیم اما چه چیزهایی تمرکز مارو بهم می‌زنن یا بهتر بخوام بگم، چه شرایطی ممکنه پیش بیاد تا ما تمرکزمون بهم بخوره؟برای جواب دادن به این سوال بیاین چهار حالت رو در نظر بگیریم و تو زندگی خودمون بررسیش کنیم:در فضاهای کاری پر سر و صدا، موسیقی یعنی راه گریزدر حالی که تمایل به دفتر کار باز هر روز بیشتر می‌شه، یک نکته کاملا مشخص شده‌است: کار کردن در یک محل کار پر سر و صدا، کاهش عملکرد افراد را به دنبال دارد.درسته که فضای اداری دارای طراحی باز امکان تعامل و همکاری بیشتر رو فراهم می‌کنه، ولی سر و صدای حاصل از اون برای کسایی که لازمه روی کارشون عمیقا تمرکز کنن قابل تحمل نیست. اگر فضای فیزیکی (مثلا یک اتاق شخصی) برای امثال منی که عاشق کار تو سکوتن و خودشون بینهایت دلیل برای حواس پرتی دارن وجود نداشته باشه، استفاده از هدفون می‌تونه بهترین جایگزین باشه.بهترین موسیقی برای کار کردن، موسیقی سکوت است. &quot;یه بزرگی که نمیدونم اسمش چیه&quot;پ.ن: من خودم به شخصه باهاش مخالفم :))سختی کارهای تکراریحتما و قطعا موقع انجام هر کاری پیش میاد که مجبور باشیم یه سری فعالیت تکراری مثل کپی پیست کردن چندتا اسم رو انجام بدیم، اینجور مواقعس که می‌فهمیم یه کاره ساده اما تکراری چقدر می‌تونه سخت باشه؛ اما بزرگترین آفت اینجور کارا سختی تکراری بودنشون نیست، بلکه اینه که ما وقتی داریم یه کار تکراری می‌کنیم کم کم به شکل یه سیکل بهش نگاه می‌کنیم و مغزمون عادت می‌کنه یه کاری به طور مرتب انجام بده و اینجاست که تمرکزمون از روی اون کار برداشته می‌شه و با یه حواس پرتی کوچیک یهو می‌بینیم 30درصد انتهایی کارمون به گند کشیده شده پس اینجا هم دوباره به داشتن تمرکز موقع انجام کارا می‌رسیم.حالا الان ولش کنبی‌انگیزگی دشمن شماره 1 همه ما موقع انجام خیلی از کارهامونه، چرا که به قول پدرم: &quot;کسی که بخواد کاری رو بکنه (شما بخونید کسی که انگیزه داره) هرجور شده انجامش میده و کسی که نخواد کاری رو انجام بده (شما بخونید کسی که انگیزه نداره) هر جور شده از انجامش در میره&quot;. حالا وقتی که انگیزه نداریم موسیقی چه کمکی ممکنه به ما بکنه؟ جواب این سوال یکم پیچیده‌تر از چواب سوالای قبلیه اما اگر خیلی ساده بخوام بگم اینجا بعضی از آهنگا که ت و بخش آخر بیشتر دربارش حرف می‌زنیم باعث می‌شن جوگیر بشیم و به طبعش اون کارو یکم با بازده بالاتری انجام بدیم یا حداقل از انجامش فرار نکنیم.همه حالات دیگه :))حالت چهارم رو من شامل همه حالات دیگه در نظر گرفتم چون که قطعا وجود دارن اما من بهشون بر نخوردم و جالب ندیدم چیزی که خودم تجربه نکردم رو بخوام دربارش به شکل مفصل صحبتی کنم این حالات شامل چه شرایطیه؟ مثلا یکی بگه من میخوام از یه موضوع خاص دور بشه ذهنم یا یکی دیگه بگه من می‌خوام اتفاقا همش نظرم جلب یه موضوع خاص پیرامون کاری که دارم انجام می‌دم باشه و ... حالا اینکه چرا انقدر تنوع تو اهداف ما تو موسیقی گوش کردن وجود داره (انگار که مثلا تو کل زندگیمون ما همگی یه هدف واحد داریم و فقط تو این یه مورد همه چی فرق می‌کنه :| ) جواب واضحه و اونم اینکه ما انسان‌ها شاید سوالات شبیه به هم بپرسیم اما با احتمال خیلی کمی به جوابای یکسان می‌رسیم.در نهایت من این بخش رو اینجوری جمع بندی می‌کنم ما برای گوش دادن به موسیقی اهدافی داریم که باید به درستی شناساییش کنیم و برای رسیدن به اون اهداف (یا رفع اون نیازها که اینجا هدف رفع نیاز ما هستش) تلاش کنیم.سوال دوم: موسیقی مگه چیکار می‌کنه که انقدر مهمه؟قطعا من پژوهشگر یا متخصص این حوزه نیستم پس نباید انتظار داشته باشید که بخوام یه تحلیل علمی خفن اینجا ارائه بدم از تاثیرات علمی موسیقی بر تمرکز و ... اما با توجه به مطالعاتی که خودم داشتم به نتایجی رسیدم که به صورت خیلی مختصر تو این بخش بهشون حواهم پرداخت. دانشمندان علوم اعصاب دستگاه‌هایی رو  ساختن که به وسیله اون‌ها می‌شه عملکرد مغز رو مشاهده کرد. دستگاه هایی مثل fmri و اسکنرهای pmt دستگاه‌هایی هستن که می‌تونن در آن واحد نحوه فعالیت مغز انسان رو به نمایش بذارن.بنابراین دانشمندان افراد مختلف رو به این دستگاه وصل می‌کنن، وقتی که افراد فعالیت‌هایی مثل بازی کردن، مطالعه کردن، انجام محاسبات ریاضی رو انجام می‌دن اون قسمت از مغز که وظیفه اون کار رو بر عهده داره شروع به فعالیت می‌کنه اما وقتی که دانشمندان ترتیبی می‌دن که افراد شرکت کننده، موسیقی گوش کنن، تو تصاویری که تو دستگاه‌ها مشاهده می‌کنن آتیش بازی می‌بینن. جاهایی از مغز افراد که صدا رو پردازش می‌کنه، همزمان با هم روشن می‌شن، مغز همزمان ملودی و ریتم رو با هم هماهنگ میکنه، همه رو از زمانی که موسیقی رو می‌شنویم تا وقتی که پاهای ما شروع به ضرب گرفتن می‌کنن رو تو کسری از ثانیه با هم هماهنگ می‌کنه و این هماهنگی باعث می‌شه تا به یک نتیجه مطلوب و دلخواه برسه و به همین سادگی می‌فهمیم که گویا موسیقی فراتر از هرچیز دیگه‌ای رو عملکرد ما تاثیر داره.در موج بتا فرکانس موج مغزی بین 14 تا 40 سیکل در ثانیه می‌باشد. اکنون که شما در حال مطالعه ی این متن هستید در سطح امواج مغزی بتا قرار دارید. یک فرد معمولی، در حالت معمولی، در سطح  امواج با فرکانس حدود ۲۱سیکل در ثانیه قرار دارد. وقتی آرامش فرد به هم می‌خورد ریتم افزایش یافته و به 22 یا 25 و بیشتر می‌رسد. عدم تندرستی، تشویش، بی‌قراری و ناتوانی در یادگیری عواملی هستند که ریتم موج مغزی را افزایش می‌دهند. بی قراری، پرش ذهنی از یک موضوع به موضوعی دیگر و ناتوانی در به خاطر آوردن وقایع گذشته از دیگر مشکلات فعالیت مغزی در فرکانس بالاتر از 21 سیکل در ثانیه است. وقتی برخی هیجانات، ریتم موج مغز را بالا می‌برند انرژی مغز را افزایش می‌دهند و شخص برای خارج کردن این انرژی عصبانی و خشمگین می‌شود تا به روشی این انرژی را خارج کند اما ریتم سلامتی کامل بدن، ریتم تیز هوشی، ریتم توانایی و تمرکز و ریتم استعدادهای خالص در سطح امواج مغزی پایین تر از 19 سیکل در ثانیه قرار دارد. همچنین وقتی ما راحتیم و مغزمان در فرکانس زیر 21 عمل می‌کند سیستم ایمنی و دفاعی بدنمان در اوج قدرت قرار دارد.نکته بسیار مهم این است که ما قادر هستیم روی فرکانس موج مغز خود با روشهای کنترل ذهن، مدیتیشن و … کنترل داشته باشیم.سوال سوم: بقیه چیکار می‌کنن با آهنگا؟تو این مورد خاص متاسفانه بهترین تجربه، تجربه خودمونه یعنی که تجربیات بقیه خیلی به درد ما نخواهد خورد چرا که ساختار مغزی افراد باهم تفاوت‌های بنیادی داره البته به این معنی نیست که اصلا نپرسیم از هیچ کس اما به این معنی هست که در نهایت خودمونیم که می‌تونیم بهترین تصمیم رو بگیریم.نکته خیلی مهمی که من خودم حین تجربه کردن تو این زمینه کسب کردم این بود که اگر هزاران نفر بگن فلان سبک خوبه برای تمرکز باز دلیل کافی نیست برای گوش دادن بهش ولی اگر یه نفر بگه که فلان آهنگ تمرکزم رو بهم میز‌نه کفایت می‌کنه که دیگه سمت اون آهنگ نریم. (تکرار می‌کنم تجربه شخصی من هستش این نکته و طبق حرف اولم می‌تونید کاملا بی توجه باشید بهش :)) )سوال چهارم: تجربه من چیو بهم نشون میده؟و قسمت قشنگ مطلبم که خودم بیشتر از همه دوسش دارم این قسمته چون هر چی دلم میخواد می‌تونم بگم (انگار تو بخشای قبل کسی گفت چرا این همه نوشتی :| ). تو اینجا تجربه خودم تو برخورد با موسیقی‌های مختلف رو به صورت لیست‌وار در دو بخش خوب‌ها و بدها می‌گم و بحث رو می‌بندم چون نمیتونم توضیحی دربارش ارائه بدم و فقط می‌دونم که این اتفاق به این صورت افتاده و دلیلش رو نمیدونم.خوب‌ها آهنگ‌های کلاسیک سبک باروک رو گوش میدمآهنگایی که به تنظیم امواج بتای مغز کمک می‌کنن گوش می‌دم (معجزه می‌کنن اینا)موسیقی متن بازی‌های رایانه‌ای رو گوش می‌دمآهنگای بی کلام تکراری گوش می‌دمبدهاآهنگ با کلام موقع کار گوش نمی‌دمآهنگ جدید اصلا گوش نمی‌دمآهنگای سبک راک و امثالهم گوش نمی‌دمآهنگای با ریتم خیلی تند گوش نمی‌دمدر انتهای این مطلب جا داره این نکته رو بگم که مطالبی که الان نوشتم اصلا و به هیچ وجه زاییده ذهن خودم نبوده و قطعا از منابع مختلفی کمک گرفتم ولی سعی کردم با خلاصه کردنشون و آمیختن با تجربه شخصیم یه مطلب نو و به در بخوری رو آماده کنم تا به کسایی که مثل خودم با این موضوع روبرو بودن کمکی کرده باشم.در نهایت دلم می‌خواد با این شعر سعدی تموم کنم چرا که دلیلی که برای دوست داشتن این شعر دارم تقریبا همون دلیلیه که باعث شد به موسیقی برای داشتن تمرکز پناه ببرم. سعدی چو جورش می‌بری نزدیک او دیگر مرو                                       ای بی بصر من می‌روم؟ او می‌کشد قلاب را</description>
                <category>vahedi.mahan</category>
                <author>vahedi.mahan</author>
                <pubDate>Mon, 27 May 2019 00:17:15 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>