<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Milad Abooali</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@milad.abooali</link>
        <description>فیلسوف، عالم، دانشمند یا  پدر و خدای جیزی نیستم اما فلسفه خودم را دارم، اهل علم هم هستم . تسلیم خدا  و شیفته پدر نیز ...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 14:19:05</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/112524/avatar/hGKELh.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Milad Abooali</title>
            <link>https://virgool.io/@milad.abooali</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مانیتورینگ و مدیریت متمرکز سرورها با CIPort</title>
                <link>https://virgool.io/@milad.abooali/%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AA%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%AA%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2-%D8%B3%D8%B1%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-ciport-mao8w1tgpl7n</link>
                <description>سال پیش بود که بابت پروژه یکی از مشتریان که تعداد سرور زیادی داشت دست به کد شده و با پایتون یک سیستم مانیتورینگ سرویس ها (بر مبنای پورت) تولید کردم. این سیستم عملکرد شرطی و کاملا بازی داشته و بعد از دان شدن یک سرویس می تواند دستورات دلخواه را به سمت سرور دلخواه بفرستد (نه الزاما سرور میزبان آن سرویس).از ساده ترین کاربردهاش میشه به راه اندازی مجدد یک سرویس یا مثلا روشن شدن یک ماشین مجازی جایگزین، تغییرات در شبکه و ... اشاره داشت. راستش سناریو کلی این سیستم کمی ساده تر بود اما من با توسعه اون (امکان ارسال کامند به سرورهای دیگر) جذاب ترش کردم.یک لاگین سادهمدیریت چند سرور با یک شل اسکریپتحتی میتوانم یک سرور مقصد ویژه هندل کردن کلیه کامند ها داشته باشیم و با نوشتن شل اسکریپت هایی برای هر نود در آن سرور، عملا با فراخوانی اون بش اسکریپت از طریق این سامانه، به محض دان شدن یک سرویس ما روی چند سرور مختلف اقداماتی را انجام بدهیم. قاعدتا ارسال پیامک یا ایمیل جزو ساده ترین اتفاقات هست.قابلیت دستور پذیریاما قسمت پنهانی که من در این سیستم کار کردم و مشتری هم خبردار نیست ازش (چون بابتش پولی پرداخت نکرده بود، قابلیت دریافت جواب کامند و ایجاد قابلیت دستور پذیری سیستم از ریموت است.به این ترتیب در صورت دان شدن یک سرویس، کامند اجرایی می تواند روی سرور میزبان خود اسکریپت پیاده شود و مثلا به حذف یا افزودن خودکار یک سرور از/به لیست سرویس های تحت مانیتورینگ منجر شود.یا این اتفاق در طول یک فرایند برای فراخوانی سرویس جبرانی صورت بگیرد. به طور مثال سرویس وب سرور ما  در سرور A دان شده است. ما تعریف کرده بودیم که باید سرور A خاموش شده و سرور B روشن شود (در قالب اسفیر). حالا مسئله قابل توجه این است که ماینتورینگ ما دیگر سرور A را نباید مانیتور کند و باید سرور B را مانیتور کند. ما می توانیم در تعریفی که همان زمان معرفی سرور A به سیستم داشته ایم این قابلیت را ایجاد کنیم. اینطور هر وقت سرور A از سرویس خارج شود خودکار از مانیتورینگ خارج شده و B مانیتور می شود که فرایند نظیر آن در سرور B برای سرور A در نظر گرفته شده است! یک اتوماسیون کامل (نوعی حلقه).همه چیز در یک صفحه پیش روی شماترسیم نموداربا توجه به اینکه کلیه آمارها در دیتابیس ذخیره می شود. به سادگی امکان ترسیم نمودارهای مختلف و گزارش گیری های دقیق مبتنی بر بازه زمانی وجود دارد که البته در حال حاضر روی سیستم (با توجه به بودجه مشتری) پیاده سازی نشده است. اما در نسخه تجاری که منتشر خواهم کرد قطعا گراف های جالبی از وضعیت آپتایم سرویس ها و دیگر فرایندها ارائه خواهم کرد.مانیتور از چند نودقابلیت مطلوب تری که در سیستم وجود دارد این است که ما می توانیم چند نود برای مانیتورینگ داشته باشیم که همزمان با هم در ارتباط باشند و خود این نودها هم نسبت به هم مانیتورینگ داشته باشند.حتی می شود با افزودن چند متد شرطی خاص دیگر به سیستم قابلیت تعریف منطقه ای داشت. یعنی مثلا اگر از لندن سرویس میل ما دان شد این اقدام صورت بگیرد و اگر از پاریس دان بود اقدام دیگر و اگر از هر دو منطقه دان بود اقدام سومی مثلا و ... که دیگر اینقدر عمیق نشدم برای توسعه اش هنوز.نوشتن این سیستم با پایتون، شل اسکریپت و بوت استرپ 4 صورت گرفت و ظرف 3 روز پیاده سازی شد. البته شاید چون مدت ها تجربه کار با سیستم های مانیتورینگ داشتم و همیشه خودم مایل بودم چنین چیزی پیاده سازی کنم سرعت پیاده سازی سیستم هم در نوع خودش واقعا جالب بود.در فرصت مناسب یک نسخه کامل و تجاری با مستندات حرفه ای را از این سیستم عرضه خواهم کرد. خوشحال خواهم شد پیشنهادات خود را پیرامون قابلیت ها و نکات دیگر درباره این سیستم مطرح بفرمائید.</description>
                <category>Milad Abooali</category>
                <author>Milad Abooali</author>
                <pubDate>Tue, 03 Mar 2020 13:51:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از زیرزمین تا نوک برج (داستان کدباکس)</title>
                <link>https://virgool.io/@milad.abooali/%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%D9%86%D9%88%DA%A9-%D8%A8%D8%B1%D8%AC-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AF%D8%A8%D8%A7%DA%A9%D8%B3-hskeblk6zdpg</link>
                <description>قبل از رفتن به خدمت بین دامنه های مختلف اینترنتی که داشتم، یکی بود که اصلا برنامه خاصی براش نداشتم. &quot;Codebox.ir&quot; توش برخی از اسنیپت ها و خرده کارهایی که روی اسکریپت های مختلف می کردم را منتشر می کردم با یک وردپرس ساده و اصلا براش برنامه خاصی نداشتم.بعد از خدمت که برگشتم و تو اون مدت چند تا سایت و انجمن اینترنتی پر بازدید که داشتم را فروخته بودم با پسر دایی خودم یک کسب و کار فروش لپ تاپ راه اندازی کردم که ظرف یک سال شکست خورد. اواخر اون کسب و کار فروش اینترنتی (ایتلاگ) هم شروع کرده بودیم و از همان زمان قدرت بالای خودم در بحث سئو و طراحی وب به چشمم آمده بود.با شکست کسب و کار میکرورایانه که با پسر داییم داشتم و جدا شدنم، شروع کردم به انجام کار طراحی و برنامه نویسی وب برای همکاران و دیگر فروشگاه داران اینترنتی (انجمن های شاپ کیپر). تا اینکه تصمیم گرفتم یک سایت برای گرفتن سفارشات داشته باشم. این شد که اول بین دامنه هایی که داشتم چرخی زدم و به نظرم این کدباکس جذاب آمد. یک سایت ساده HTML خام روش بالا آوردم با چند صفحه ساده که توش سفارش طراحی و بهینه سازی وب و اینها می گرفتم. بدون هیچ سامانه حرفه ای یا درگاه بانکی آنلاین اما انصافا رضایت بخش بود.اولین قالب کدباکس - سایت استاتیک و سادهاون زمان به دلیل نداشتن دفتر مناسب و کوچک بودن خانه پدری و فرهنگ مهمان بازی سنیگن ما جنوبی ها عملا با زیاد تر شدن حجم کارها با مشکل روبرو بودم برای کار در اتاقم. این شد که با راضی کردن پدر و مادر موفق شدم میز خودم را به زیر زمین خانه که یک اتاق 15 متری بود و البته حکم انباری هم داشت منتقل کنم. ناگفته ناماند که من فقط در حد میز و صندلی خودم اختیار اتاق را داشتم و گاهی هم میز کار من هم مورد استفاده برای سبزی خشک کردن و ... مادر می شد اما در مجموع همکاری مسالمت آمیزی داشتیم.عکس زیر خاکی از اون زمان - در حال تعمیر لپ تاپ بودممن اون زمان که همه مشغول اپلیکیشن های مختلف بودند حتی گوشی تلفن همراهم آندروید نبود و یک گوشی نسبتا معمولی بود. در حقیقت من آخرین نفری بودم که از خانواده خودم (حتی بعد از مادرم) سراغ اسمارت فون ها رفتم که در نوع خودش با توجه به شاخه کاری من شاید دور از انتظار بود.در این زیر زمین با همان رادیو قدیمی که مشاهده می کنید شب ها سحر کردم با برنامه های رادیو ایران و رادیو آوا و پیام و ...، کد زدم و مطالعه کردم و پیش رفتم. کم کم موفق شدم مشتریان زیادی جمع کنم برای برخی از اونها هاست و سرور تهیه می کردم و این شد که پای من به بازار کانفیگ و هاست و سرور هم باز شد.کدباکس نسخه 2 - شروع فروش هاست و سروراما کلید اصلی ورود من به این بازار تجربه تلخی بود که با از دست رفتن کلیه اطلاعات یک سایت بسیار بزرگ خودم (Redhue) در آن زمان اتفاق افتاد. یک سایت آپلود عکس با بیش از 100 هزار تصویر مورد میزبانی که در اون زمان جزو برترین آپلودر های عکس و مورد اعتماد بسیاری از انجمن داران بود. امکان بک آپ گیری لوکال با توجه به حجم بالای دیتا با اینترنت اون سال ها نبود و متاسفانه سرویس دهنده بی مسئولیت هم موجب به فنار رفتن ما شد. شرکت پردیس هاستینگ مدعی سوختن هارد و رید شده و امکان بازیابی هم نداشت. هر چند همان زمان هم باور نکردم اما بعد تر که بیشتر وارد این حوزه شدم کاملا برام شفاف شد که فقط پاسخی برای مشتریان بوده و ریشه کار در سهل انگاری و کم سوادی ایشان در اداره هاستینگ بوده است.این شد که رسما به صورت جدی خودم به سراغ تهیه سرور و راه اندازی هاستینگ رفتم. دوران شیرینی را سپری می کردم، چند بار وسوسه شده از زیر زمین بیرون بیام و برم یک دفتری تشکیل بدهم اما هر بار عواملی مانع می شد، بیش از هر چیز تجربه شکستی که از کسب و کار قبل داشتم من را محتاط کرده بود.اما این دوران خوش چندان پایدار نبود ... متاسفانه بعد از مدتی که با سرور مجازی کار می کردم یک تجربه ناخوشایند و حرفه ای دیگه از همکاران وطنی موجب بروز خسارت دیگری به بنده شد. این بار آقایی با نام شایان عسگر زاده که هنوز هم متاسفانه گاهی در انجمن وب هاستینگ تاک با برند های جدید ظاهر می شود با برند VPS Fars به دلیل عدم پرداخت به موقع وجه به دیتاسنتر و ناتوانی در اداره کسب و کارش برای مدت 6 ماه غیب شد و ما برای دسترسی به اطلاعات 2 تا از سرورهایی که نزد ایشان داشتیم با مشکل مواجه شدیم و عملا خسارت سنگینی متحمل شدم.این بین یک تجربه مبهم هم با محسن نامی داشتم که در برند های (فاکس سرور - گستر هاست - اولین هاست) و اینها فعالیت داشتند. از این جهت گفتم مبهم چون انصافا چیزهایی از این فرد آموختم و بر خودم همیشه حفظ احترام کسانی که چیزی به من آموخته باشند را واجب می دونم. اما خوب به هر حال پایان کار ما خوشایند نبود و از ایشان هم جدا شدم.در نهایت شروع کار من در زمینه سرور اختصاصی با خرید مستقیم سرور از دیتاسنتر حرفه ای و خوب Redstation بود. البته من از نمایندگی های ایرانی خرید نکردم با توجه به اینکه خیلی تصادفی در یکی از فروم های خارجی با مدیر فروش این دیتاسنتر (دیوید الیکتون) دوست شده بودم مستقیما از این دیتاسنتر خرید کردم. تجربه خیلی خوبی بود. سرعت رشد خوبی هم داشتم کمتر از 6 ماه من نزدیک به 12 سرور اختصاصی را از این دیتاسنتر تهیه کردم و به من پیشنهاد نمایندگی دادند و من هم با شوق فراوان قبول کردم. اما خوب در ادامه باز یک تجربه ناخوشایند اینبار از یک رقیب وطنی با نام آلما هاست داشتم که متاسفانه اون زمان در تلاش برای انحصاری کردن نمایندگی خودش از دیتاسنتر بود و عملا با توجه به سرعت جذب بالای من یا هر عامل دیگر هم در سمت دیتاسنتر تهمت هایی را در خصوص فروش سرور به افراد خلاف کار (خارج از چهارچوب قوانین) داشتند هم در انجمن وب هاستینگ تاک ایرانی با رایزنی با مدیر و روابطی که داشتند موجب اخراج کاربر بنده و برند کدباکس از این انجمن شدند (که این مسئله سال ها تداوم داشت و من از این بازار محروم شدم). البته من هیچ اقدامی جهت انتقام گیری یا تقابل به مثل نسبت به جناب آرایش (مدیریت آلماهاست) نداشتم اما گذر زمان خودش به خوبی جایگاه هر کدام ما را مشخص کرد و برای اکثر همکاران دست ایشان و سیاست هایی که داشتند رو شد. کلا آدم کینه ای نبودم فقط ممکن قطع روابط کنم همین.کدباکس نسخه 3 - دریافت اینمادبا جلوتر رفتن موفق شدم از زیرزمین خانه به اتاق انتهای پارکینگ خانه منتقل بشوم (البته فقط چند ماهی که مادربزرگم مسافرت بود و این اتاق خالی شده بود). اما در کل فرصت خوبی برای من بود تا در محیط مناسب تر افزایش سرعتی برای رشد خودم و البته کدباکس داشته باشم.فراز و نشیب های زیادی را تجربه کردم از اینکه در همان سال های اولیه نماد گرفتن چقدر زحمت داشت و بحث های مختلف مدیریت هاستینگ و ارتباط با دیتاسنتر و مشکلاتی که سر رقابت با آلما هاست متقبل شدم.  محرومیت از تبلیغ در وب هاستینگ تاک و همه اینها هیچ کدوم مانع پیشرفت من و کدباکس نشد. هر روز با سواد تر در حوزه مدیریت سرور می شدم  به طوری که کم کم تبدیل به یک مرجع قطعی برای رفع مشکلات همکاران شده بودم و خیلی از همکاران جهت مشکلات بحرانی خود معمولا بعد از خدا دست به دامن بنده می شدند. این مسئله خودش باعث تشدید سرعت رشد من و پیدا کردن تجربیات خیلی خوبی شد. در اصل من بدون هیچ دوره ای تبدیل به یک متخصص شبکه و یک سیس ادمین شده بودم.البته من هرگز هیچ دوره و یا کلاس آموزشی کامپیوتر حتی (ICDL) هم در عمرم نرفتم و خوب این برای اطرافیان من همیشه عجیب بود که من از تعمیرات سخت افزار (در حد تعمیر مادربرد و کارت گرافیک) تا برنامه نویسی و بعد از آن نگهداری و کانفیگ سرور و هاستینگ سر در میارم. به نظرم من همت و علاقه کافی برای اینکه خودآموز به موفقیت برسم را داشتم (چون مطمئن نیستم هنوز برقرار باشد این خصوصیات).کدباکس نسخه 4 - شروع آموزش آنلاین در کدباکسبا کسب تجربیات حرفه ای و بالاتر رفتن حجم درخواست ها در زمینه کانفیگ و پشتیبانی سرور کم کم کار به جایی رسید که متقاضیان آموزش هم پیدا کردم و میتونم بگم که حدود یک سال کامل بیش از هر چیزی از آموزش خصوصا آموزش مدیریت هاستینگ و سرور کسب درآمد داشتم که با بسیاری از شاگردان هنوز هم در ارتباط هستم اما چون این آموزش ها آنلاین بود در اواخر اون سال من دچار مشکل حجنره شدم! و عملا دیگه آموزش ها را برای مدت طولانی قطع کردم. بعد از اون مسئله دیگه اموزش های آنلاینی که می گرفتم هم سعی می کردم محدود باشد.آموزش دادن آن هم به شیوه من فکر می کنم اگر 2 تا به بار علمی شاگردم می افزود 3 تا هم به خودم می افزود. این مسئله موجب تشدید دانش من شد. این بین تجربه همکاری با پروژه های کوچک و بزرگ در رده ملی هم داشتم و کم کم نام من در برخی محافل که اصلا خبر نداشتم بین افراد دست به دست شده و به یک جاهای سری می رسید که خودم هم جرات نداشتم باشون همکاری کنم که البته جز موارد محدود همکاری هم نکردم.در همین مقاطع برای گرفتن نمایندگی یک برند خارجی در ایران (نوعی نرم افزار مدیریت شبکه) با یک شرکت خارجی وارد مذاکراتی شدم و قرار به عقد قرارداد رسمی در یکی از شعب نمایندگی آنها شد. طی سفری که به مالزی برای این قرارداد داشتم و در زمان پرزنت شدن توسط عوامل شعبه مالزی برای قابلیت های نرم افزار با چند سناریو آزمایشی مواجه شدم. در حل این سناریو ها در حضور نماینده شرکت اصلی از انگلیس خوش درخشیدم به طوری که من را دعوت کرد عصر برم هتلش. بعد از رفتن به هتل از من دعوت کرد به صورت آزمایشی با هسته تولید کننده نرم افزار وارد کار بشم و اگر مالزی به من پیشنهاد اقامت و همکاری دادن قبول نکنم چون من فرصت های خیلی بهتری پیش رو خواهم داشت. اتفاقا همین هم شد و من با پیشنهاد شعبه مالزی روبرو شدم که آن را رد کردم. بعد از آن سفر و ارتباط دورکاری با شرکت کم کم من به یک فرد معتمد شرکت تبدیل شده و عملا تبدیل شدم به یک نماینده شرکت در آسیا که به موجب آن ضمن همکاری مستقیم در تولید نرم افزار (یکی از زیر شاخه های شرکت DELL EMC) برای سرکشی به نحوه اجرای پروژه ها در کشورهای مختلف هم سفر های کاری مختلفی را در کشورهای مختلف مثل ترکیه، قبرس، امارات، مالزی، سنگاپور و ... تجربه کردم. این همکاری برای من انتفاع مالی قابل توجهی داشت و شجاعت تاسیس دفتر رسمی برای کدباکس را نیز فراهم کرد. این شد که من اولین دفتر کدباکس را در طبقه 3 برج الکترونیک شیراز اجاره کرده و راه اندازی کردم.نخستین دفتر کدباکس - برج IT شیراز طبقه 3به مدت دو سال در این دفتر مستقر بودم و پرسنلی هم به استخدام کدباکس در آمدند. البته قبل از تاسیس این دفتر از بین مشتریان سابق خودم به دلیل مشغله کاری که دچار آن بودم یک همکار انتخاب کرده بودم که به صورت پاره وقت و گاه تمام وقت با من همکاری می کرد. حسین دیندارلو از داراب که هنوز هم خوشبختانه در کدباکس همکاری نزدیکی دارد (به صورت ریموت) از عوامل تاثیر گذار در پیشرفت کدباکس است.همچنین محمد آزادمنش که در دفتر نخست کدباکس و چند ماه بعد از تاسیس دفتر به استخدام در آمد (و هنوز هم همکار بنده است) نیز از مهم ترین عوامل موفقیت کدباکس به حساب می آید.پرسنل دیگری که برخی یکی دوسال در کدباکس فعالیت داشتند و برخی هنوز هم در ارتباط هستند، عملا من را وارد فاز جدیدی از بحث کسب و کار به مفهوم مدیریت منابع انسانی کرد. چالش های مختلفی از بحث های مالی تا حوزه های کاری و ... ایجاد شد که عملا من در مدتی که تنها کار می کردم با اونها روبرو نبودم.کدباکس نسخه 5 - تجربه کار تیمیکدباکس تجربه کار تیمی را در اختیار من گذاشت. البته من پیش تر تجربه کار تیمی با دیگران را داشتم اما در کدباکس به طور کامل یک تیم را رهبری کردم و این تجربه ارزشمندی بود. با افزایش تعداد پرسنل در جستجو بعد از دو سال اقامت در طبقه 3 برج IT در جستجو دفتر بزرگ تر به منظور امکان حضور پرسنل بیشتر بودم که بعد از کش و قوس های فراوان در نهایت موفق شدم سال گذشته در همان ساختمان بزرگترین واحد ساختمان را در طبقه 10 (بالاترین طبقه - تقریبا یک پنت هوس) را اجاره کنم و با خرید تجهیزات اداری جدید فضای کاری برای نزدیک به 10 نفر به شکل حضوری را فراهم کنم.اینجاست که باید گفت از زیرزمین خانه تا نوک برج معنا پیدا می کند. هر چند من خودم را آماده مهاجرت مجدد به زیر زمین یا شاید کمتر از آن هم کرده ام. چون در این سال ها آموختم که فراز و نشیب های زیادی را باید تجربه داشت و همیشه روی خوش زندگی به ما نخواهد بود، مهم آن است که امیدوار و با همت حرکت کنیم.در حال حاضر کدباکس بعد از 7 سال فعالیت به نقطه ای رسیده است که پرسنل حرفه ای و متعهدی دارد. برند شناخته شده ای در حوزه هاست و سرور در ایران است. در حوزه سرور مجازی از 6 کشور تجربه ارائه خدمات از بیش از 10 دیتاسنتر مختلف را از سر گذرانده ایم و عملا جزو برترین و شاید بزرگترین سرویس دهندگان این حوزه هستیم. خدمات تخصصی در حوزه هاست و سرور و برنامه نویسی و طراحی وب هم ارائه می دهیم و از همه اینها مهم تر خود برند کدباکس است که در طول این سال ها حتی یک مورد شاکی و ناراضی نداشته است و این برای من در کنار آموزه هایم با ارزش ترین چیز است.</description>
                <category>Milad Abooali</category>
                <author>Milad Abooali</author>
                <pubDate>Sun, 01 Mar 2020 13:43:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سیاست های عجیب مالیاتی کشور ما</title>
                <link>https://virgool.io/@milad.abooali/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D9%85%D8%A7-be8xslv1xkth</link>
                <description>متاسفانه  در کشور ما اکثر قوانین مالیات و بیمه و ... به شکل عجیبی به ضرر اقتصاد و جامعه است. البته به تحقیق این مسئله در مورد برخی از قوانین خاص ایران نیست و در همه جهان حالا چه از مدل کاپیتال چه سوسیال آن قابل مشاهده است. اما برخی از موارد اختصاصی خود ایران است. برخی از اونها قوانین مشابه قوانین کشورهای دیگر است اما مسئله اینجاست که بستر اجرای این قوانین با اون کشورها یکسان نیست، در نتیجه خروجی متفاوتی را شاهد هستیم. یا اینکه قوانین مکمل متفاوتی برای آنها وجود دارد.به طور مثال در کشورهایی که مالیات بر سود حاصل از فروش (این روزها زیاد تبلیغ میشه در تلوزیون) گرفته می شود، آیا نرخ تورم هیچ سنخیتی با نرخ تورم در کشور ما دارد. اساسا این که ما چیزی را داریم با قیمت بالاتر از خریدش می فروشیم به مفهوم سود کردن است که دولت بخواهد روی آن مالیات بگیرد؟تقریبا در بلند مدت، هیچ چیز در کشور ما (حتی طلا) جهش قیمتی ارز را نداشته است. بنابراین اگر خرید هر کالایی مثل سهام در بورس یا خانه یا ماشین و فروش آن را به 2 برابر قیمت در بازه ای که ارز 3 برابر شده است بخواهیم سود برای فرد تلقی کنیم مشخصا بی عدالتی محض صورت گرفته و این فرد در اصل در این خرید و فروش متضرر هم شده است هر چند مبلغ دریافتی وی در زمان فروش بیش از پرداختی وی در زمان خرید بوده باشد ! حالا دولت ما در کشوری که تورم معمولا 2 رقمی و گاه 3 رقمی (بر اساس ارز نه سبد گلچین شده) است می خواهد قانونی را اجرا کند که در کشورهایی با تورم زیر 2% اجرا شده است. عملا دولت ما داره از زیان مردم پول در میاره و این فاجعه هست. با این فرمول عملا دولت ما از تورم نفع خواهد برد و دیگر دلیلی نداره که بخواهد جلوی گران شدن مسکن و ماشین و ... را بگیرد چون خودش سهم خوبی از این گرانی نصیبش می شود. در اصل صورت مسئله تورم به کل پاک می شود که شاید به فکر تورم زایی هم بیوفته!کار آفرینی و قوانیناز اون فاجعه تر سیاست هایی که در حوزه کسب و کارها اتخاذ شده می باشد، تا جایی که اگر شما یک شرکت با 100 نفر پرسنل را مدیریت کنید با اخراج 2 نفر از آنها که مثلا نظافت چی شما بوده اند و در مقابل سپردن این کار به یک شرکت سوم شخص که خدمات نظافتی به شما ارائه کند منافع قابل توجهی به دست خواهید آورد.دلیل آن هم هزینه هایی است که  بابت به کار بستن اون 2 نفر نیرو متحمل خواهید شد.برای آن که سازمان مالیات دستمزد پرداختی به پرسنل را به عنوان هزینه کسب و کار شما پذیرش کند باید به حداقل های اداره کار کشور پایبند باشید! در غیر اینصورت اون پرداخت ها معمولا مورد قبول نخواهد بود.این در حالی است که وقتی به این حداقل برسید از سمت دیگر سازمان تامین اجتماعی وارد میدان خواهد شد. و اداره کار و سنوات و ... که هر کدام داستان های خودشان را در مورد این مسائل دارند. برخی موارد حتی شما با موانع مجوز هم روبرو خواهید شد. چون مثلا مجوز شما برای n نفر هست نه بیشتر و ...اگر هم دستمزد پرداختی شما کمتر از قوانین اداره کار باشد، اداره مالیات زیر بار این هزینه شما نرفته و مبلغ پرداختی را در قالب سود کسب و کار شما محاسبه کرده و مالیات نهایی که باید پرداخت کنید ناعادلانه خواهد شد.اما اگر این خدمات را به یک شرکت سوم بسپارید، به سادگی فاکتور آن را به اداره مالیات می دهید (هر مبلغی که باشد فارغ از قوانین اداره کار) و خیلی راحت به عنوان هزینه کسب و کار شما مورد پذیرش قرار خواهد گرفت که کمک به محاسبه عادلانه تر مالیات بر درآمد شما می کند. از طرفی شما مجبور نیستید کسی را این وسط بیمه هم کنید، مباحث استخدام و مدیریت هم حتی از سر شما باز می شود. چقدر منافعش زیاد است. البته مشخصا این متد برون سپاری هم تا یک دوره ای جواب می دهد، چون به مرور شاهد جمع شدن کسب و کارها خواهیم بود و در نهایت هیچ شرکت سومی نمی ماند که شما ازش نیروی کار و خدمات قرض بگیرید و به معنای کلمه به نابودی اقتصادی می رسیم.از طرف دیگر کارآفرینی و جایزه هایی که تعریف شده در حوزه های مختلف کسب و کارها به شکلی طراحی شده است که خود کارآفرین متحمل زیان پنهانی در کسب و کارش می شود و فقط اگر فردی بیسواد (از نظر اقتصادی) باشد ممکن است فریب این جوایز را خورده و سرمایه اولیه خود را به باد بدهد.به زبان ساده حمایت هایی که اصلا جنبه حمایتی ندارند و بیشتر جنبه تخریبی دارند. مثلا اگر 5 شغل ایجاد کنید n % تخفیف در بیمه شما محاسبه می شود. در صورتی که شما اگر با 3 نفر کار کنید و حجم کار اون 2 نفری که قرار است بابتش جایزه ای بگیرید را برون سپاری کنید به مراتب منافع بیشتری کسب می کنید. کسی را هم سر کار نبرده اید...  راحت و آسوده !مجموعه این سیاست ها گاه از سر کم سوادی ها و تصمیمات غیر کلان (سازمانی) است. اما گاهی آدم شک می کند از این توهمات دایی جان ناپلئونی بزند بگوید اینها نمی خواهند ... اینها هدفشان این است ... برخی موارد واقعا جاهلانه هست و اصلا سواد اقتصادی خاصی نیاز ندارد که متوجه بشویم به نفع کارآفرینان نیست قوانین و گویا اصلا در حمایت از تخریب چیان اقتصادی قانون گذاری شده است.البته من پا در حوزه اقتصاد دانان نمی کنم، صرفا از جایگاه یک برنامه نویس با توجه به مسائلی که روبرو شدم در این 10 سالی که کارآفرینی کردم که البته کور و پشیمانم ... نقطه نظرات خودم را گفتم.</description>
                <category>Milad Abooali</category>
                <author>Milad Abooali</author>
                <pubDate>Thu, 06 Feb 2020 04:42:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سوال های کلیدی زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@milad.abooali/%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-m0tdfegdv6gc</link>
                <description>چند وقت پیش قصد داشتم یکی از اطرافیان را در خصوص برنامه ریزی برای زندگیش راهنمایی کنم، مثلا از نظر ایشان من خیلی فرد موفقی هستم، با وجودی که هر چی نگاه می کنم از نظر خودم فقط شکست های زیادی را تجربه کردم اما خوب تصویر ذهنی که از من داشت اینطور بود.یک سری سوال بهش گفتم با عنوان سوال های کلیدی زندگی تا با پاسخ به این سوالات چهارچوب فکری بهتری برای تصمیم گیری در خصوص آینده خودش و انتخاب مسیر پیدا کند و همین طور تعاریف واضح تری از شکست و موفقیت برای خودش در طول مسیر داشته باشد. چون دیدم خیلی خوشش آمد و نفرات دیگری هم بعد از این سوالات خوششان آمد بد ندیدم اینجا منتشرش کنم شاید برای کسی مفید باشد.شبیه چه کسی نباشی؟از بین افرادی که ارتباط دارید، نه اشخاصی که صرفا می شناسی اما ارتباط نداری، دوست داری شبیه چه فردی نباشی. به واقعیت اون فرد زیاد کار ندارم فقط میخوام تصویر ذهنی که از اون فرد داری و دوست ندارید شبیه اش باشید را برای خودتان یادآوری کنید.چه چیزهایی را به دست آوری؟این چه چیزها شامل همه مسائل معنوی و مادی و مفهومی می شود. به ترتیب چند چیز که از همه مهمتر هست را فهرست کنید. به روشنی شما می فهمید که داشتن چه چیزهایی براتون مهم هست و چندان پیچیده نیست.چه چیزهایی را حفظ کنی؟در حال حاضر قطعا داشته هایی از همان جنس بالا دارید، کدام هاش را حاضر نیستید از دست بدهید؟  به تعدادی که بالا فهرست کردید همین پایین هم فهرستی ایجاد کنید که بر اساس مهم ترین ها از نظر حفظ براتون هستند.به چه کسانی کمک کنی؟مهمترین سوال برای شناخت شخصیت خودمان این است که بدانیم میانه ما با کمک به دیگران چطور است. چقدر و چطور دوست داریم به دیگران کمک کنیم. یک رازی در این مورد وجود دارد. که در فرصت مناسب در موردش خواهم گفت.هر فرد با پرسیدن این سوالات به یک خودآگاهی جالبی در مورد خودش خواهد رسید که با کمی تفکر یا مطرح کردن آن با کسی که کمی شخصیت شناسی بداند چهارچوب خیلی خوبی برای زندگی خودش می تواند ترسیم کند. اگر از دوستان هم کسی دلش خواست می تواند با من پاسخ سوالاتش را مطرح کند بنده هم با یک پاسخ کوتاه نظرم را بهش خواهم گفت حتی ناشناس هم باشد برای من ایمیل بزند.</description>
                <category>Milad Abooali</category>
                <author>Milad Abooali</author>
                <pubDate>Wed, 29 Jan 2020 01:51:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شب کاری یا روز کاری</title>
                <link>https://virgool.io/@milad.abooali/%D8%B4%D8%A8-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-vr1kymzln7j1</link>
                <description>اخیرا شب ها زودتر می خوابم، شاید یک ماهی باشد. و صبح ساعت 7 مثلا بیدار می شوم و دیگه پای کار هستم تا عصر. اما در حدود ساعت 4 عصر دیگه واقعا خستگی بر من چیره شده و کم کم از ساعت 7 عصر خواب آلودگی میاد و نهایت مقاومت من تا ساعت 11 شب باشد.به پیشنهاد اطرافیان ظهرها 2 ساعت می خوابم تا کاهش فشار شود و مثلا عصر ها را بتوانم استفاده کنم اما این مسئله نهایت کمک کند من تا 12 بیدار باشم و اثر چشمگیری ندارد واقعا. به معنای دیگر من حدود 10 ساعت در هر روز می خوابم و 14 ساعت هم در اختیارم هست.در گذشته که به قولی شب زنده دار بودم. معمولا یک سره تا 2 ظهر بیدار بودم. بعد ممکن بود (نه همیشه آن هم) از 2 ظهر بخوابیدم مثلا 7 یا 8 شب. و باز یکسره بیدار بودم تا 2 ظهر فردا. هیچ مشکل خستگی یا خواب آلودگی هم دچار نمی شدم. به طور میانگین میشد 5 ساعت خواب در روز و 19 ساعت در اختیارم بود.فاصله این 19 ساعت را با آن 14 ساعت که می سنجم، حدود 5 ساعت زمان بیشتر برای فعالیت های روزمره به دست می آید. شاید در ظاهر شب زنده داری و عصر ها خوابیدن من کار غلطی بود اما الان عملا بعد از بررسی دقیق مشخص می شه من مثلا در طول یک ماه حدود 150 ساعت زمان را با این متد جدید از دست می دهم و اگر این را برای یک سال حساب کنیم به عدد حیرت آور 1800 ساعت خواهیم رسید. اگر نصف این ساعات را کار مفید بکنم میشود حدود 75 روز کاری برای هر سال.من الان می فهمم چرا هر زمان خودم را با هم سن و سال های خودم مقایسه می کنم یا هر زمان با کسی مقایسه می کنم که وقتی به قدر او سن داشتم از نظر سطح دانش یا راندمان کاری بهتر بودم فاصله عجیبی مشاهده می کنم. خوب بنده خداها گناهی ندارند با این مدل خواب و بیداری عملا سال اونها 10 ماهه بوده نه 12 ماهه سالی 2 ماه کمتر از من وقت برای یادگیری یا کتاب خواندن یا هر کار مفید دیگری داشته اند. واقعا زمان زیادی هست و اصلا نمی تونم ازش چشم پوشی کنم.البته به قولی ممکن است من اشتباه دارم این متد را استفاده می کنم، این هم حرفی هست اما خوب دیگران را که نظاره می کنم کلا همه کسانی که شب ها خواب هستند همین وضع را دارند. یعنی شب خواب هستند روز هم به خواب محتاج هستند باز علتش را نمیدونم هر چه آموزه پزشکی بوده که عکس این را گفته اما تجربه خودم و بررسی روند زندگی دیگران کاملا خلاف آموزه های به ظاهر علمی پزشکی هست. شاید هم عده ای میخواهند مردمان را در مسیر خواب زدگی نگهدارند تا به ایشان حکومت کنند و به اسم علم پزشکی این مسئله را ترویج داده باشند.چون هر چه دانشمند و حکیم و بزرگ داشتیم شب زنده دار بودند و نهایت روزی 4 یا 5 ساعت خواب داشته اند که اتفاقا خواب ایشان همان بعد از ظهر ها بوده نه شب ها. حالا سر دو راهی قرار گرفتم تن به ظاهر و عوام بدهم و شب ها بخوابم یا بر مبنای دانش خود و تجربه خوبی که داشتم برگردم به متد سابق و از اون ساعات عمرم درست استفاده کنم.منبع: وبلاگ خودم</description>
                <category>Milad Abooali</category>
                <author>Milad Abooali</author>
                <pubDate>Thu, 09 Jan 2020 09:18:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از نصب Dart بابت کامپایل Sass تا کانفیگ L2TPv3 بابت نصب Dart</title>
                <link>https://virgool.io/@milad.abooali/%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%B5%D8%A8-dart-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%84-sass-%D8%AA%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%81%DB%8C%DA%AF-l2tpv3-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D8%AA-%D9%86%D8%B5%D8%A8-dart-faynwljarwhh</link>
                <description>امشب قصد کرده بودم روی یک کتابخانه کوچولو رنگ قدیمی که داشتم کار کنم، بعد وسوسه شدم انتشارش بدم در گیت هاب بعد هم ایده آل گرایی گل کرد و گفتم چه بهتر که حسابی استاندارد ها را رعایت کنم. یک مروری روی CSS 3 داشتم. بعد رفتم به سراغ CodeGuide  خودم را باز در نقش یک دیزاینر حس کردم.اینجا بود که تصادفا وسوسه شدم حالا که مروری بر همه چیز کردم یک مروری هم روی Sass و less کنم خصوصا که SCSS هم کار نکردم تقریبا. اینجا شروع فاجعه بود ...از اونجا که تقریبا روی لپ تاپ جدید هیچ ابزار طراحی و دیزاین تا به حال نصب نشده بود و نمی دونم برای حالا چند خط CSS چرا جای یک Compiler آنلاین وسوسه شدم رو لپ تاپ چیزی نصب کنم.خوب اولین گزینه که به ذهنم رسید بر اساس این که این روزها باز رفتم سراغ Perl این بود که با CPAN یک مفسر برای Sass نصب کنم اما یکهو منصرف شدم گفتم برم از مفسر اصلی خودش که با Ruby هست کار کنم.اینجا بود که درگیر جناب معظمی به نام Choco شدیم. مدت ها پیش بهش برخورده بودم (پکیج منیجر ویندوزی) اما از کنارش ساده گذشته بودم امشب باز ... گرفت که با این کار کنم. رفتیم و بدون مشکل نصبش کردیم که در نوع خودش عجیب بود همین. اما بعد رفتیم برای نصب مفسر Sass که متوجه شدیم یک سری کدهای قرمز رنگ تو پاور شل خودنمایی می کنند. دقت کردیم گفته بود Dart SDK یافت 404 و اینها . گفتم عجب پکیج منیجری هست این شکلات، تو آزمون اول گندش در آمد.رفتیم سراغ این Dart که به دلایلی عهد بسته بودیم تا چند ماه دیگه اصلا طرفش نریم، فایل exe را گرفتیم که  نصب کنیم و پوشش بدیم مشکل شکلات برای نصب را در کمال تعجب این هم با موفقیت کامل دانلود و اجرا شد.اما میانه نصب بودیم که ناگهان خطای دانلود داد اما این نصاب فهمیده تر بود و خطای 403 داد، جای اینکه مثل آدم برم سراغ کامپایلر پرل یا حداقل Node زوم شدم ببینم این Dart چرا اینطور با ما کج خلقی می کنه!شکافیتم و مانیتور کردیم که داره چیو از کجا دانلود می کنه که رسیدیم به پیام نه چندان غریب این که کشور شما این حرف ها در مسیر دانلودش! فهمیدم بابا مشکل سخت نیست یک فیلترشکن بیشتر نمیخاد که اونم نه از نوع خفن به قول امروزیش تحریم شکن. اینجا بود که باز ... نمی دونم امشب چرا هیچ کاری را درست انجام ندادم، جای یک متد ساده دم دست رفتم یک ساعتی گیر کانفیگ یک متد جدید در قالب L2TP v3 شدم که چندی پیش پشتش در مانده بودم اندکی. خلاصه با یک ساعت وقت صرف کردن در کمال تعجب موفق شدم و خوب شادمان که یک تکنیک خفن جدید در عبور از تحریم و فیلتر یافتیم که خیلی خیلی خفن هست و شادمان گشتیم ...برگشتیم سر کارمون ساعت 5 صبح شده است ... نه پابلیشی به گیت کردیم نه کمیتی حتی دریغ از 2 خط کد ... نه فایلی کامپیال کردیم.اینجاست که به قول مولانا &quot; چو اشتر می‌کشاند او به گرد این جهان ما را &quot; (شعر)</description>
                <category>Milad Abooali</category>
                <author>Milad Abooali</author>
                <pubDate>Tue, 31 Dec 2019 05:40:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نوشتن در ویرگول شبیه چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@milad.abooali/%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%84-%D8%B4%D8%A8%DB%8C%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-kkeasscmrxou</link>
                <description>به جمع خوش آمدم ...این اولین پست من در ویرگول هست، احتمالا خیلی دیر دارم اینجا شروع به نوشتن می کنم اما خوب در حقیقت من سال هاست که عادت نوشتن خودم را حبس کردم و فقط گاهی بهش مجال دادم. کمی مشغله، گاهی ترس از بازخورد ها شاید هم گاه بی حوصلگی و گاه هم نا امیدی. به هر حال این روزها که امیدوارم و حوصله فراوان دارم فرصتی شد تا هم به Medium هم به ویرگول توجه بیشتری کنم تا بلکه جبران کم مهری صورت گرفت به این عزیزان بشود. شبیه یک مرخصی آخر سال (میلادی) که به میل نوشتن خودم از اون حبس داده باشم.البته من در وبلاگ شخصی خودم (abooali.ir) مدت هاست که پیوسته نشر مطلب داشتم، اما خوب جایی که انسان در میان جمع باشد، سخن گفتن حس دیگری دارد، آنجا برای خودمان هست هر چند گاه دیگران هم می خوانند اما اینجا برای دیگران هست هر چند خودمان هم می خوانیم.باید در نقطه شروع اعتراف کنم وجود ویرگول در وب فارسی کاملا هدفمند به نظر می رسد و امیدوارم اثرگذاری روز افزونش هم بر تولید کنندگان هم بر خوانندگان محتوا موجبات رشد اجتماعی را فراهم آورد.</description>
                <category>Milad Abooali</category>
                <author>Milad Abooali</author>
                <pubDate>Sun, 29 Dec 2019 16:45:40 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>