<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های میلاد دهقان</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@miladd</link>
        <description>فرانت اند دولوپر http://dehghan.net</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 10:35:48</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/977/avatar/5bXiwR.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>میلاد دهقان</title>
            <link>https://virgool.io/@miladd</link>
        </image>

                    <item>
                <title>احساس تزلزل، احساس کم بودن. گم شدن</title>
                <link>https://virgool.io/@miladd/%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%AA%D8%B2%D9%84%D8%B2%D9%84-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%DA%A9%D9%85-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%DA%AF%D9%85-%D8%B4%D8%AF%D9%86-dgnh05bil1nj</link>
                <description>۲۷ سالم بود که مهاجرت کردم. قبلش خیلی مشکل داشتم. مشکلات تو رابطه مشکلات روانی مختلف. با اینکه از هیجده سالگی رفتم به سمت تراپی و اینا، ولی خب بازم فکر میکردم از ایران که برم خب خیلی چیزا بهتر میشه، و شد. خیلی چیزا بهتر شد. ولی یه چیزی یه زخم کهنه سر باز زد.زخمی به نام حس کم بودن. همیشه این رو داشتم اینکه یه پسر معمولی رو به پایینم. حتی یادمه تو دفترچه خاطراتم اینو نوشته بودم تو سن ۱۰ سالگی با متن دقیق ( من یه پسر متوسط رو به پایینم) حس بدیه خیلی بد. مخصوصا اگه تو یه خونواده سوپر فقیر باشی و این حس رو کنی که خونوادت که کاری برات نمیتونن بکنن خودتم معمولی رو به پایینی اوضاع خرابه.گذشت و بزرگ شدم رفتم تو دنیای کامپیوتر و ایتی و اینا سرم خیلی گرم بود. خیلی گرم. اونقد گرم که این زخم رو یادم رفت. بعضی اوقات سر باز میکرد مخصوصا وقت نوجونی فکر نمیکردم اونقد خوب باشم که کسی بخوادم برای رابطه یا بخوادم برای خودم یا هرچی. ولی زود یادم میرفت چون انقد کار سرم ریخته بود وقت هیچی نداشتم کار تو شرکتای مختلف. کار تا اینکه بتونم شهریه دانشگامو جور کنم. بعد دانشگاهم بتونم اجاره خونمو جور کنم و . رفتم تو رابطه و حتی فک کردم شاید حتی اونقد بد نیستم.رابطم رو به تاریکی گذاشت و تصمیم به مهاجرت گرفتم و سرم گرم ترم شد مصاحبه میدادم با شرکتای خارجی و این زخمه حتی کمرنگ تر شد تا اینکه رفتم. یکسال اول مهاجرت همه میدونن پارکی ماتحت داره اونقد که باید کارای مختلف بکنی ولی تنهاییم داره و هروقت وقت داشته باشی فکر کنی همه زخمای روانی میان میگن: سلام داداش خبری نیس ازت ما اومدیم یه چن وقتی هستیم پیشت.حقیقتش خیلی سخته از این رها شدن. شاید سالها تراپی نیاز باشه شایدم اونم کمکی نکنه حتی اگه فک کنی اره بابا من خیلی خفنم خوشتیپم باحالم. کافیه یه اتفاق بیوفته که کمی توش مقصر باشی. دوباره روز از نو و روزی از نو.مخصوصا اگه شهر خودت نباشی کشور خودت نباشی. دوستای قدیمیت دورت نباشن. حس رها شدگی با خودت خیلی سخته. حس میکنی کمتر از همه ای. با بقیه که صحبت میکنی حس میکنی اعصابشونو داری خورد میکنی و این موضوع باعث میشه واقعا اعصابشونو خورد کنی.حقیقتش حتی وفتی به جاهای خوبیم میرسی از نظر کاری اجتماعی ارتباطی هرچی بازم حس میکنی شانس اوردی و حقت نبوده در اصل یا به قول انگلیسا Imposter Syndrome میگیری. خیلی خسته کنندس.تازگیا حتی نمیدونم چمه یا حتی چرا خوب نیستم روی کاغذ همه چی اوکیه ولی انگار یه زخمی یه جاییه نمیزارم شب بخوابم نمیزاره صبح بلند شم نمیزاره روزا فکر کنم و نمیزاره لذت ببرم. همیشه مثل یه لایه پتوی کثیف روی کل زندگیم افتاده و ولم نمیکنه.کاش راحتم بزارهکاش راحتم بزاره</description>
                <category>میلاد دهقان</category>
                <author>میلاد دهقان</author>
                <pubDate>Tue, 03 Sep 2024 03:15:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>توان نوشتن درباره این موضوع قطعی اینترنت رو ندارم</title>
                <link>https://virgool.io/@miladd/%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%85%D9%88%D8%B6%D9%88%D8%B9-%D9%82%D8%B7%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-%D8%B1%D9%88-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-xqgmgmfkthxx</link>
                <description>راستش توانش رو ندارم در این موضوع بنویسم نمیتونم سانتی مانتال باشم دیگه. واقعا امیدی ندارم. حداقل فکر میکردم میشه تا حد کمی با آب باریکه ای زندگی کرد. ولی فهمیدم آب باریکه از اول نبوده. محل زندگیم خیلی وقته توسط آفت‌ها از بین رفته.این موضوع چه تست اینترنت ملی باشه چه هرچی مهم نیست. مهم اینه فهمیدیم اوضاع اینجا از اون چیزی که فکر میکردیم خیلی خیلی بدتره. و اصلا نباید وقتو واس بیرون زدن از اینجا تلف کرد. مخصوصا برای آدمایی مثل من.من یه برنامه نویسم ملی شدن اینترنت باعث نمیشه بیکار بشم بلکه باعث میشه کار برام زیاد بشه چون باید همه سرویسها ملی! بشن و کار برای برنامه نویسا قطعا زیاد میشه. ولی به چه قیمتی؟ ایزوله بودن تو یه محیط. مجوز گرفتن برای زدن یه وبسایت؟ نمیدونم چطوری بگم ولی به نظرم هر استارتاپی وقتی به جای رقابت از حذف شدن رقیب خارجی خوشحال میشه فقط یه سو استفاده گر بی ارزشه. هرچقدم خوب کار کنه هیچ ارزشی نداره وقتی داور با به رقیب تو رینگ شلیک کرده. برد معنایی نداره. حداقل برای من. وگرنه تو این کشور خیلیا هستن از خیلی طریق پول درمیارن برج‌ها و ماشین‌ها میخرن و خوشحالن. بعضی اوقات حس میکنم اسکلم. اسکلم که وام چند میلیاردی نگرفتم برای سرچ انجین ملی، چت ملی و ... ولی بعدش میبینم من چنین آدمی نبودم نمیتونم از اون پول خوشحال باشم. باید اول اون میلاد درون خودمو بکشم که بتونم چنین کارایی بکنم.دیگه برام ایران اون ایران قبلی نمیشه هیچوقت. دیگه نمیتونم راحت نفس بکشم حتی تو بهترین هوا</description>
                <category>میلاد دهقان</category>
                <author>میلاد دهقان</author>
                <pubDate>Thu, 21 Nov 2019 14:01:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا آموزش برنامه‌نویسی به فارسی کار خوبیه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@miladd/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%A8%DB%8C%D9%87-qfhallkrix2w</link>
                <description>یادم میاد وقتی شروع به یادگیری توسعه نرم‌افزار کردم خیلی در گوگل جستجو میکردم و در آن زمان منابع آموزشی به زبان فارسی بسیار محدود تر از الان بود به همین دلیل پس از مدتی کلنجار رفتن با منابع محدود فارسی کم کم بیشتر جستجوهام رو به انگلیسی انجام میدادم و منابع بسیاری که به این زبان نوشته شده نیازمو برطرف کرد.اما حالا اینطور نیست، در حال حاضر محتوای آموزشی زیادی به زبان فارسی وجود دارد درباره همه ابعاد برنامه نویسی و IT و توسعه وب و توسعه موبایل و....با کمی سرچ فارسی در این موارد میفهمیم که بیشتر این آموزش‌ها ترجمه از منابع خارجیه و تولید محتوا هنوز کمه با اینکه محتوا بسیار زیاده. و اینکه اکثر محتوا و آموزش‌ها از موضوعات الفبایی و ابتدایی برنامه نویسی هست و اگه موضوع مورد جستجوی شما کمی تخصصی بشه منابع به شدت محدود میشه.ولی روز به روز منابع تخصصی تر فارسی هم اضافه میشند. سوال اینه آیا تولید محتوای تخصصی به زبان فارسی توجیه داره؟ رویکرد اول: خیربرای یک برنامه نویس دانستن زبان انگلیسی تقریبا امری ضروریه. به دلیل اینکه همه داکیومنت ها برای همه ابزارها به زبان انگلیسی نوشته شده.هرچند تعداد بسیار معدودی از این داکیومنت ها ترجمه شده ولی قطعا امکانش نیست که همه دایکومنت‌ها را به فارسی ترجمه کرد (حداقل به زودی این اتفاق نمی‌افتد) به همین دلیل در هر صورت کسی که قصد داره برنامه‌نویسی و به کل هر شاخه از علوم کامپیوتر را یاد بگیره باید زبان انگلیسی رو بلد باشه.از طرفی اگر کسی به زبان فارسی آموزش یا مقاله ای رو بنویسد فقط فارسی زبان‌ها میتوانند از آن استفاده کنند و آمار بزرگی از مخاطبان را از دست میدهد. و زحمتش مزد کافی را نمیدهد.اگر هم همه این‌ ها را نادیده بگیریم. ترجمه اصطلاحات خاص کامپیوتر به فارسی امکان پذیر نیست مثلا اگر &quot;framework&quot; را به چارچوب ترجمه کنیم کمی معنی خود را از دست میدهد و از طرفی کسی که از شروع آموزش، خود با واژه چارچوب(و به کل واژه‌های ترجمه‌شده) عادت داده  در آینده با داکیومنت های انگلیسی به مشکل برمیخورد.رویکرد دوم: بله بسیاری از افراد هستند که استعداد و علاقه زیادی در علوم کامپیوتر دارند ولی هنوز زبان انگلیسی خیلی قوی‌ای ندارند. این افراد هم باید شانس این رو داشته باشند که برنامه‌نویسی رو شروع کنند قطعاُ با پیشرفت توی این حوزه نیاز به زبان رو احساس میکنند و اون موقع می توانند زبانشان را تقویت کنند.از طرفی وقتی کسی در ابتدای راه یادگیری موضوعی(مخصوصا حوزه فنی و کامپیوتر) است همه چی برایش گیج کننده و فاقد اطمینان است و خواندن موضوع به زبان مادری میتواند بسیار این مشکل رو کمتر کنه.در سال‌های اخیر اموزش برنامه نویسی به کودکان هم بحث داغیه که ترجمه متون در اون زمینه هم میتونه بسیار کمک کننده باشه.نظر من: فقط آموزش های ابتدایی نیاز به ترجمه دارند.همونطور که در بخش‌های قبل این مقاله اشاره کردم. در هر صورت زبان قوی لازمه هر فرد فنی فعال حوزه کامپیوتره. ولی این موضوع در باره شخصی که تازه شروع به یادگیری کرده صدق نمیکند. و به نظرم گیج بودن فرد در ابتدای راه یادگیری زبان برنامه نویسی(یا هر موضوعی مرتبط با علوم کامپیوتر) با خواندن ان موضوع در زبان مادری حل میشود.از طرفی در بحث های پیچیده و خیلی تخصصی تعداد اصطلاحات و موضوعات زیاد و مسائل پیچیده میشوند که ترجمه کردن آن‌ها به فارسی یا هر زبانی بیشتر باعث پیچیده تر شدن موضوع می‌شود. همان طور که در بسیاری از کتب دانشگاهی ما دیده میشود که ترجمه علوم کامپیوتر تقریبا یک متن بی معنی رو در سطوح خیلی تخصصی به وجود میاورد.پس بهترین کار به نظر بنده حقیر ترجمه نکردن متون پیچیده تخصصی و ادامه ترجمه متون ابتدایی تر و ساده تره.نظر شما چیه؟ به نظرتون باید همه چیزارو ترجمه کرد یا نه؟</description>
                <category>میلاد دهقان</category>
                <author>میلاد دهقان</author>
                <pubDate>Thu, 15 Aug 2019 08:59:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برنامه‌نویسی Front-end یا سمت کاربر رو از کجا شروع کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/JavaScript8/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-front-end-%DB%8C%D8%A7-%D8%B3%D9%85%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D9%88-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-rcpnnheb6egh</link>
                <description>توی سال ۲۰۱۹ هستیم جایی که دیگه وبسایت‌ها یه چیز عادی محسوب میشن. دیگه حتی داشتن سایت شخصی یه چیز باکلاس نیست(در حالی که چند سال قبل بود).ولی تو این دوره زمونه وب‌اپلیکیشن‌ها(web application) کاربرد بالایی دارند. اَپلیکیشن‌هایی با کارایی های مختلف که نیاز به نصب هم ندارن و با یک آدرس اینترنتی قابل دسترسند. مثل نسخه وب اپلیکیشن اسنپ، جیمیل، پونیشا و... قبلاکسیکهبرنامه‌نویسوببودمجبوربودهمهکاراشوخودشبکنهالبتهوبسایتهاووب‌اپلیکیشن‌هایاون‌موقعهممثلالانپیچیدهنبود.ولیالانبرنامهنویسیوبانقدرپیچیدهوگستردهشدهکهیهنفرنمیتونههمهکاروبکنهپسمعمولابرنامهنویسیوبروبهدوسمتتقسیممیکنند: ۱- برنامه نویسی Front-end(یا سمت کاربر)برنامه‌نویسی فرانت‌اند از اسمش مشخصه یعنی جلوی کار. چیزی که کاربر میبینه و باهاش ارتباط داره. و توی سیستم کاربر اجرا میشه.۲- برنامه نویسی Back-end (یا سمت سرور)برنامه‌نویسی بک‌اند هم پشت کار رو دارند! یعنی سمت سرور رو برنامه نویسی میکنندبرای اطلاعات بیشتر در این مورد میتونین به ویکی پدیای فرانت‌اند و بک‌اند مراجعه کنید.من خودم برنامه‌نویس Front-end هستم و نمیدونم اگه کسی میخواد برنامه‌نویس Back-end بشه باید چیکار کنه!ولی اگه کسی دوست داره برنامه‌نویس Front-end بشه باید چیکار کنه؟من یه سری مراحل ساده رو نوشتم که برای کسی که میخواد شروع کنه مناسبه هر مرحله که بلدین میتونین ردش کنین و به مرحله بعدی برین.۱- نکات اولیهبرای یادگیری برنامه‌نویسی Front-end اول باید این چیزارو بدونید:وب سایت چیه؟بازیگران اصلی چی هستند:(هاستینگ چیه؟، زبان های برنامه نویسی وب کدومند؟، توسعه سمت کاربر چیه؟،‌ توسعه سمت سرور چیه؟ مرورگر چیه؟)۲- یادگیری زبان های اصلی وبیادگیری HTMLمیتونین از وب سایت عالی  w3school یادش بگیرید. از اول شروع کنین و یکی یکی سرفصل‌ها رو بخونین لازم نیست تا اخرش رو بخونین وقتی که حس کردین بلدین کافیه.یادگیری CSSاین هم میتونین از همون وبسایت بخش CSS یاد بگیرید به همون صورت لازم نیست همشو بخونین وقتی حس کردین باهاش راحتین کافیه.با CSS بازی کنین و لذت ببرین۳- تمرین تحت پروژه وقتی این دوتا رو یاد گرفتین وقتشه که یه پروژه کوچک برا خودتون در نظر بگیرید مثلا با خودتون بگید میخوام واس خودم وبسایت شخصی درست کنم. یه دامنه شخصی بخرین و یه هاست از یه شرکت که میزبانی ارائه میده بخرین و توش HTML و CSS‌ که یاد گرفتین رو پیاده کنین. البته پیشنهاد من اینه که قالب HTML آماده از اینترنت دانلود کنید و اون رو با دانش خودتون تغییر بدین چون اینطوری کدهای اون شخص هم می‌بینید و کدنویسی استاندارد هم یاد میگیرید. یه چیزی مثل قالبی که از  این لینک  میتونید دانلود کنید  و برای خودتون شخصی سازی کنید.۴- یادگیری جاوا اسکریپتوقتی حس کردین که با HTML/CSS راحتین وقتشه که کمی جاوا‌اسکریپت یاد بگیرید. برای شروع آموزش‌های بخش جاوااسکریپت W3schools رو بخونین. وقتی یکم با نوع کد نویسیش آشنا شدید. به نظر من برین یکم جیکوئری رو  یاد بگیرید و باهاش بازی کنید و اینطوری حس خوبی پیدا کنید.بعد اینکه با همش آشنا شدید وقتشه سمت VueJS و ReactJS یا هر فریم ورکی که دوست دارین برین. ولی همشو باهم یاد نگیرید یکیشون به نظرم کافیه چون تقریبا شبیه همن و میتونین هرکدوم لازم داشتین هروقت یاد بگیریدوقتی همه این مراحل رو گذروندید میتونین همه اینایی که یاد گرفتین رو تو رزومتون بزنین و تبریک میگم میشه گفت شما یک برنامه نویس Front-End هستید.البته فراموش نکنید که نمیتونید هیچوقت یاد گرفتن رو کنار بگذارید چون خیلی چیزای مرتبط هست که باید یاد بگیرید و هر روز بهتر بشیدنظر شما چیه؟اگه برنامه نویس هستید شما چطور یاد گرفتید؟</description>
                <category>میلاد دهقان</category>
                <author>میلاد دهقان</author>
                <pubDate>Tue, 28 May 2019 04:07:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روز اول سربازی بر من چه گذشت؟</title>
                <link>https://virgool.io/@miladd/%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%B3%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D9%86-%DA%86%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-b40ud9ivbfw7</link>
                <description>همیشه خدمت سربازی تو مخم بود یعنی همیشه هرکاری که میکردم خدمت سربازی ته ذهنم میگفت منم هستم. با اینکه کارم رو داشتم و در آمد خوبیم داشتم و هنوزم برای پست کردن وقت داشتم ولی گفتم زودتر تکلیفو مشخص کنم.شرکتی که توش کار میکردم داشت دانش بنیان میشد و من میتونستم تو همونجا امریه بگیرم ولی امریه ۲۴ ماه بود و تکلیفشم هنوز مشخص نبود از طرفی منم کسی بهم قول داده بود که منو میندازه جایی خیلی نزدیک خونمون و کار برنامه نویسی برای نظام ولی به دلایلی نشد و من افتادم نیرو زمینی و همه برنامه هام بهم ریخت.و اشتباه کردم چون خدمت غیر امریه و شانسی چیز خوبی نیست حالا در ادامه توضیح میدم چرا.روز اول رفتم اونجایی که باید اعزام میشدیم و مارو سوار اتوبوس میکردن میبردن. روز قبلشم خودم موهامو زدم و کچل کردم و اولین ضربه رو برای نابود کردن شخصیتم انجام دادم. خلاصه رفتم مکان اعزام که جاده تهران رشت بود بینظمی از همه جا موج میزد معلوم نبود کی به کیه پدر مادر سربازا همه جا بودن و نگران از بیرون محل تو رو نگاه میکردن. شبیه صحرای کربلا بود. اونجا یه سری اتوبوس بود ولی قبل از من سربازای دیگه اتوبوسو پر کرده بودن و ۱۱ نفر مونده بودیم و اتوبوسی برامون نبود.بعد از ۳ ساعت معطلی مارو با یه سرباز فرستادن ترمینال که بریم تهران و با اتوبوس رفتیم‌تهران و با مترو رسیدیم ایستگاهی که نزدیک پادگان آموزشی بود.ولی اون سرباز راهو خوب بلد نبودو ما کلی از مترو پیاده رفتیم که برسیم پادگان خیلی از بچه ها هم کلی بار داشتن ولی خوشبختانه من فقط لیوان و مسواک و خمیر دندونو قاشق آورده بودم.خلاصه رسیدیم به پادگان اموزشی و دژبانا مارو از طرف تحویل گرفتن و برگه رو امضا زدن مارو به خط کردن و وسایلو گشتن  فرستادنمون بریم.رفتیم تو یه سیلو شبیه کارخونه خیلی بزرگ که توش صندلی چیده بودن و یه اقایی داشت سخنرانی میکرد و با زبان تهدید میگفت که چیکار باید بکنیم و چیکار نکنیم و اگه بکنیم چی میشه و چی نمیشه لحن خیلی بدی داشت طوری که انگار ما زندانی ایم و همه قاتلیم و کار بدی کردیم و باید تنبیه بشیم.همونجا مارو تقسیم‌ کردن به گروهانای مختلف و گفتن که یه چیزایی لازمه بزنیم به لباسمون و میتونیم همونجا بخریم و ۱۶ تومن همونجا اولین خرج برای سربازی رو انجام دادم. بعدش مارو بردن وسط حیاط به صف کردن و گفتن بشینیم تا یکی بیاد.توی تاریکی یه اقایی اومد گفت گروهانتون اونوره که من دقیق نفهمیدم. بعدش مارو برد یه جایی تو سیستم ثبت شیم یه صف طولانی تشکیل شد با یه کامپیوتر مال عهد بوق با مانیتور crt یه سرباز اسم های مارو تو اکسل میزد. ما تک تک میرفتیم مشخصاتمونو میگفتیم. بعدش بهمون فرم دادنو و اینکارا خلاصه تا ۱۲ شب کارمون طول  کشید بعدش مارو بردن تو اتاقی که بهمون پوتین و لباس بدن یکی از ته اتاق داد زد شماره پات چنده؟منم گفتمو از همون ته یه پوتین پرت کرد بعدشم دوتا لباس شانسی بدون نگاه کردن به سایز پرت کرد طرفم‌ منم اونارو گرفتم و رفتم که برم بیرون و برگردم‌شهرم‌ تا لباسارو درست کنم.تو ذهنم غوغا بود اونهمه بینظمی رو انتظار نداشتم و اونهمه بی احترامی و  حس اینکه برای هبچکس مهم‌ نیستی. این بود اولین روز سربازی من که البته شبش مارو فرستادن خونه برای دو روز که لباسامونو اندازه کنیم و شبو تو پادگان نخوابیدیم. شب اول سربازی خیلی مهم تر و بدتره که بعدا وقت شد واستون میگم.</description>
                <category>میلاد دهقان</category>
                <author>میلاد دهقان</author>
                <pubDate>Sat, 09 Mar 2019 20:25:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اینجا زیاد نمیتوانی حامی حیوانات باشی</title>
                <link>https://virgool.io/@miladd/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AC%D8%A7-%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AD%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C-b8osatqrvve7</link>
                <description>راستش من همیشه همه  حیوونارو دوس داشتم از گربه و سگ گرفته تا بز و حتی سنجاقک. و هرجا هم حیوون میبینم سعی میکنم یه کمکی به زندگیش بکنم مخصوصاْ تو ایران که وضع زندگی حیوونا مثل ادما زیاد خوب نیست.امروز تو خونمون بحث گربه و حیوونات و رفتار مردم با حیوونا شد و من خاطره خیلی تلخی که چند سال پیش برام اتفاق افتاد رو به خاطر آوردم. اتفاقی که همیشه سعی میکردم یادم نیاد از بس اعصاب خورد کن و ناراحت کننده بوداول دبیرستان بودم یه روز که از مدرسه برمیگشتم خونه و طبق معمولِ بیشترِ روزا پیاده میومدم،  مسیر خونمون یه جا از کنار رودخونه‌ی زرجوبِ رشت رد میشد وقتی به کنار رودخونه رسیدم صدای ضعیف بچه گربه رو شنیدم که ناله میکرد و انگار کمک میخواست، اول یکم اینور اونورو نگاه کردم پشت یه سطل آشغال رو دیدم و هیچی نبود بیشتر سمت صدا رفتم دیدم صدا از کنار رودخونه میاد.فهمیدم که بچه گربه کنار رودخونه افتاده خب سخت بود که برم چون شیبش بسیار زیاد بود و احتمال سر خوردنم هم خیلی بود خلاصه دلم طاقت نیاورد و به زور و بلا رفتم پایین کنار رودخونه و چیزی که دیدم باعث شد شوک بسیار زیادی بهم وارد بشه باورم نمیشد کسی اینقد دلسنگ و بی فکر باشه که چنین کاری با بچه گربه بکنه. دیدم که یه نفر چهار تا بچه گربه رو انداخته تو یه گونی درشم بسته و انداخته کنار رودخونه و به همین کار هم بسنده نکرده و یه سنگ بلوک بزرگ رو هم انداخته روی گونی و رفته. دیدم که سه تا از بچه گربه ها به خاطر افتادن سنگ بلوک روشون مرده ان و یکیشون ناله ضعیفی میزنه اون بچه گربه رو ورداشتم  و با خودم به خونه اوردم مامانم منو با چشم گریون و یه بچه گربه دید ترسید گفت چی شده گفتم داستانو سعی کرد ارومم کنه و اینا بعدش نمیدونستم چی کار کنم بابام زنگ زدم که شیر بخره و بیاره چون بچه گربه بسیار کوچیک بود و چشماش باز نشده بود.خلاصه بابام شیر و اورد و با گوشه پلاستیک فریزر سعی کردیم که بهش شیر بدیم که بچه گربه درجا فهمید غذاس و به سرعت خورد. بچه گربه خوب غذا میخورد. ولی من دیدم که پای عقبش رو میکشه و نمیتونه از پای غقبش استفاده کنه ولی فکر کردم که شاید بچس که بزرگ تر شد و همینطوری ادامه داشت و فهمیدم که به علت برخورد سنگ بلوک نخاعش مشکل پیدا کرده.خلاصه یکی دو هفته گذشت و کمی بزرگ شد و من فکر کردم همه چی اوکیه که یه روز که اومدم بهش سر بزنم دیدم که مرده و بعد گریه فراوان و اینا به اون طرف که اونطوریش کرده بود کلی لعنت فرستادم.شاید زودتر به دامپزشک میبردمش اینطوری نمیشد ولی خب من بچه بودم و زیاد اطلاعاتم در حد الان نبود و خونوادمم زیاد با اطلاع نبودن.هدفم از نوشتن این پست این بود که وضع حیوانات تو ایران بسیار بده خیلی بدتر از انسانها. اما به نظرم بیشتر مردم باعثش هستن. چون اون کسی که بچه گربه‌هارو ورداشته بود و به کنار رودخونه انداخته بود از همین مردم بود و الان بین مردم داره زندگی میکنه. خیلی از افراد دیگه هم مثل همون یارو فکر میکنن و بین ما زندگی میکنن و این خیلی ترسناکه.کاش همه به بچه هامون یاد بدیم که حیوونات هم مثل ما حق زندگی دارن و میتونن کنار ما زندگی کنن و از زندگی لذت ببرن و اونام مثل ما دردو حس میکنن ناراحت میشن خوشحال میشن. اونم نه فقط گربه بلکه همه حیواناتنظر خودتونو بنویسید.</description>
                <category>میلاد دهقان</category>
                <author>میلاد دهقان</author>
                <pubDate>Sun, 01 Apr 2018 00:39:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در سال ۲۰۱۹ آیا هنوز jQuery زنده است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@miladd/%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B8-%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%87%D9%86%D9%88%D8%B2-jquery-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-vcwdfqpafysx</link>
                <description>فک کنم اکثر کسایی که این نوشته رو باز کردن بدونن jQuery یا به فارسی جی‌کوئری چیه. کتابخونه  جاوااسکریپتی که با اومدنش توی سال ۲۰۰۶ کلی سرو صدا کرد و ترکوند. و واقعا هم توی اون سال‌ها جادویی بود و البته الانم هست.جی‌کوئری به قدری بین کتابخونه‌های جاوا اسکریپت معروفه که کاربرای آماتور اونو با جاوا اسکریپت یکی میدونن. در ادامه میخوایم ببینیم با گذشت ۱۳ سال از انتشار جی کوئری و با وجود کتابخونه‌های دیگه(angularJs, Vue JS, React,...) آیا هنوز برنامه‌نویس ها و دولوپرها برای پروژه جدیدشون باید سراغش برن؟ یا کلاً منسوخ شده بدونیمش و طرفش نریم.چرا جی‌کوئری از نظر توسعه‌دهندگان تقریباً منسوخ شدهشاید الان خیلی از توسعه‌دهندگان خجالت بکشن تو جمع رفقای همکارشون بگن که توی پروژه جدیدشون از جی‌کوئری هم استفاده کردن. چون به نظرشون یه کتابخونه قدیمی و نالازمه و برای این نظرشون دلایلی هم دارن که با هم برسی میکنیم ما در سال ۲۰۱۹ هستیم!خیلی سادس. نسخه اولیه جی‌کوئری سال ۲۰۰۶ اومد یعنی ۱۳ سال پیش! و طبعاً برای حل مشکلات همون موقع طراحی شد. درسته که جی‌کوئری توسعه داده شد و ورژن‌های بعدیشم منتشر شد ولی در واقع امکانات همون موقع رو هنوز در خودش داره.به عنوان مثال بسیاری از امکانات جی‌کوئری به حل کردن مشکلات در بین مرورگرای مختلف و قدیمی مربوط میشد. که الان با منسوخ شدن Internet Explorer 6 و مرورگرای مشابهش خیلی از اون مشکلات دیگه وجود ندارند و جاوا اسکریپت تقریبا همه جا یکسان اجرا میشه.جی‌کوئری دیگر بهترین راه برای انیمیشن نیستبه یاد دارم اولین بار که از جی‌کوئری در کارام استفاده کردم از انیمیشن‌هاش به شدت هیجان زده میشدم و لذت میبردم. این انیمیشن‌ها در اینترنت اکسپلورر ۶ هم به درستی اجرا میشد.تقریبا میشه تمام انیمیشن های جیکوئری رو با CSS3 پیاده سازی کردولی با اومدن CSS3 و ساپورت خوب مرورگرها ازش دیگه جیکوئری بهترین راه برای انیمیشن دادن به المانهای صفحه نیست. با CSS انیمیشن های خیلی پیچیده تری هم میشه اجرا کرد.با امکانات جدید جاوا اسکریپت شاید دیگه نیازی به جیکوئری نباشدبا اضافه شدن querySelector/querySelectorAll به جاوا اسکریپت یکی از دلایل اصلی که باعث میشد من از جیکوئری استفاده کنم(سلکت کردن المان‌های صفحه) کمرنگ شد.علاوه بر این این به نظر من یکی کارهای اصلی که جی‌کوئری میکرد مدیریت کردن ‌‌‌Class ها Event ها و ‌Data بود که الان با classList &amp; dataset اینکار میتونه انجام شه. البته این امکانات توی IE11 و بالاتر فقط اجرا میشه. که البته به نظر من زیاد مهم نیست مگه اینکه شما بخواین ۸۴ کیلوبایت جاوا اسکریپت فشرده شده رو فقط به خاطر IE8 و IE9 به صفحتون اضافه کنید.توی این لینک میتونین لیست کامل جایگزین‌ها برای فانکشن‌های جی‌کوئری با جاوااسکریپت خالص(بدون جی‌کوئری) رو ببینیدانتخاب‌های بهتری وجود دارنداگه الان قصد ساخت یک وب اپلیکیشن رو داشته باشم قطعا جی‌کوئری رو به عنوان فریمورک اصلی جاوا اسکریپت پروژه انتخاب نمیکنم. دلیلشم اینه که جی‌کوئری هیچ نوع معماری‌ای رو پیشنهاد نمیکنه و مدیریت فایل‌های جاوااسکریپت برای پروژه‌های بزرگ مثل جهنم میمونه.  برای اسمارتفون‌ها هم مناسب نیست چون پردازش زیادی انجام میده.جی‌کوئری برای اپلیکیشن‌های بزرگ مناسب نیست و مدیریت کد رو بسیار سخت میکنه.انتخاب‌های بهتری نظیر  ‌VueJS 2, React, Angular 2, Meteor و خیلی گزینه‌های دیگه که هر روز داغ میشن وجود داره. که امکانات خیلی زیادی برای وب اپلیکیشن‌های بزرگ ارائه میدن و ایجکس‌هارو هم خیلی بهتر مدیریت میکنند و تقریباً همه نیازای توسعه دهنده رو برطرف میکنند. ولی آیا واقعا دیگه کسی از جی‌کوئری استفاده نمیکنه؟نمودار استفاده از کتابخونه‌های جاوااسکریپت از سایت: https://trends.builtwith.com/javascript/javascript-libraryهمونطور که در نمودار بالا برگرفته از پلاگین Builtwith میبینید از بین ۱۰ هزار سایت برتر ۶۵ درصدشون جی‌کوئری رو تو صفحه لود کردند. و حتی تو خیلی از اگهی‌های شغلی برای برنامه نویس فرانت‌اند هنوز جی‌کوئری دیده میشه دلیلش اینه که محبوبیت جی‌کوئری به حدی بود که ناگهانی و سریع منسوخ نمیشه.پس چرا هنوز جیکوئری استفاده میشه؟دلیلش اینه جی‌کوئری به شدت کار راه اندازه، خیلیا اونو بلدن، هزاران پلاگین و تکه کد براش نوشته شده. یادگیریش آسونه، و خیلی دلایل دیگه.نکته پایانیبه طور خلاصه میشه گفت که اگه قصد شروع به ساخت یه وب اپلیکیشن تقریبا بزرگ رو دارید جیکوئری انتخاب مناسبی برای شما نیست و سعی کنین گزینه بهتری مثل VueJS یا React یا حتی Angular رو انتخاب کنین.ولی اگه قصد ساخت یه لندینگ پیج ساده یا یک وبلاگ ساده رو دارید و نمیخواین درگیر پیچیدگی‌های تکنولوژی‌های جدید بشین به نظر من جی‌کوئری این یار قدیمی میتونه کمک زیادی به شما بکنه.نظر شما چیه؟</description>
                <category>میلاد دهقان</category>
                <author>میلاد دهقان</author>
                <pubDate>Sat, 17 Feb 2018 00:54:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اولین نوشته</title>
                <link>https://virgool.io/@miladd/first-post-joucmy0daned</link>
                <description>راستش دوس داشتم بنویسم ولی مردد بودم بین اینکه یه وبلاگ برا خودم بزنم تو دامنه شخصیم و اونجا بنویسم یا از منتشر کننده ها مثل مدیوم یا همین ویرگول استفاده کنم.در نهایت تصمیم گرفتم که تو ویرگول بنویسم چون احتمالاً موندگاریش نسبت به دامنه شخصی بهتره و تا آخر میمونه.و اینکه احتمالاً بازخورد هم بیشتر میگیرم.حالا من خودم دوس دارم از محصولات ایرانی حمایت کنم و اینا ولی قدیم یه وبسایتی بود به نام ۳۱ شب که توش خاطره مینوشم کلی هم خاطره توش نوشتم و اینا و گردانندگانش ادعا میکردن که تا آخر میمونه و اینا ولی خب مدیرانش رفتن اونور آب و عطاشو به لقاش بخشیدن و یهو دیدیم نمیشه رفت توش و همه خاطراتی که نوشته بودم پرید.با این حال ایندفه به نظرم ویرگول خشگله و خوبه و نیازای نوشتنی منو برطرف میکنه :&gt;</description>
                <category>میلاد دهقان</category>
                <author>میلاد دهقان</author>
                <pubDate>Wed, 14 Feb 2018 22:56:31 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>