<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Milad Rezaee</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@miladrezaee</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 14:08:55</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1988790/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Milad Rezaee</title>
            <link>https://virgool.io/@miladrezaee</link>
        </image>

                    <item>
                <title>درباره پل رند Paul Rand</title>
                <link>https://virgool.io/@miladrezaee/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%BE%D9%84-%D8%B1%D9%86%D8%AF-paul-rand-xm14vzxdvuvp</link>
                <description>در زیر سخنانی از جان مِی دا از اساتید دانشگاه MIT حول مصاحبه ایی با پل رند را میخوانید.به  عنوان یک دانشجوی فارغ‌التحصیل در موسسه فناوری ماساچوست، به صورت تصادفی  به کتابی کم حجم و بی‌نشان به نام &quot;اندیشه ایی بر طراحی&quot; نوشته پل رند  برخورد کردم. در آن زمان، به عنوان یک طراح رابط کاربری گرافیکی با استعداد  در حال به شهرت رسیدن بودم. اما وقتی صفحات کتاب رند را مرور می‌کردم،  قدرتی که به کنترل فضا می‌آورد و هم‌زمان با آن، وضوح نوشته‌های وی، حسی  تواضع بر من تحمیل می‌شد. تحت تأثیر این کتاب، تصمیم گرفتم که در زمینه  طراحی گرافیک به دنبال پیشرفت بیشتری باشم و نه لزوماً در حوزه رایانه.عجیب  است که هشت سال بعد، به عنوان استاد طراحی به MIT بازگشتم و سخنرانی پل  رند را در MIT برگزار کردم. این سخنرانی در تاریخ 14 نوامبر همان سال  برگزار شد. زمان سخنرانی را ساعت 10 صبح تعیین کردیم. برای کسانی که با  نحوه کار یک دانشگاه آمریکایی آشنا هستند، سخنرانی در ساعت صبح بسیار نادر  است زیرا دانشجویان معمولاً تا دیروقت شب درس می‌خوانند و کمتر تمایل به  حضور در رویدادهای صبح دارند. اما رند اصرار داشت که صبح سخنرانی کند و گفت  &quot;اگر کسی حاضر نیست برای شنیدن سخنان من بیدار شود، ترجیح میدهم برای او  سخنرانی نکنم!&quot;سالن  کنفرانس پر از افرادی از سراسر نیوانگلند بود و برخی از آن‌ها از ساعت 5  صبح برای رسیدن به موقع به سخنرانی بیدار شده بودند. نیکولاس نگروپونته،  مدیر مدیا لب، بعداً گفت که در طول تمامی حرفه‌اش در MIT، هرگز چنین جمعیتی  که صبح برای شنیدن سخنرانی آمده باشند ندیده است. اگرچه سالن کنفرانس  مزدحم بود، در طول سخنرانی سکوت همه جا را فراگرفته بود و تمام توجه ی  مخاطبان به رند متمرکز شده بود.شب  قبل از سخنرانی، ما شام می‌خوردیم. بعد از شام او به من گفت: &quot;پس، فردا  درباره چه حرف بزنیم؟&quot; فورا پاسخ دادم: &quot;ما؟&quot; او گفت: &quot;بله، اگر من فقط  بلند شوم و حرف بزنم، خسته‌کننده است. بیایید ابتدا یک گفتگو داشته باشیم.&quot;  پس براساس درخواست رند، در حین سخنرانی، کنار او نشستم و با سؤالات بسیار  ابتدایی شروع کردم. او سخنرانی خود را با این جمله آغاز کرد:پل  : &quot;82 سال من منتظر بودم تا به اینجا بیایم. جیورجی کپس و موریل کوپر را  می‌شناختم، اما هیچ‌گاه من را دعوت نکردند. من متعجبم که آقای مائده چرا  انقدر دیر من را دعوت کرد است، اما من تلاشم را خواهم کرد&quot;.جان : &quot;دیراین چیست؟&quot;پل  رند: &quot;دیزاین روشی برای ترکیب فرم و محتوا است. دیراین، همانند هنر،  تعریف‌های متعددی دارد: هیچ تعریف یگانه ایی وجود ندارد. دیزاین می‌تواند  هنر باشد. دیزاین می‌تواند زیبایی‌شناسی باشد. دیزاین بسیار ساده است، به  همین دلیل بسیار پیچیده است.&quot;جان : &quot;تفاوت بین یک طراح و یک هنرمند چیست؟&quot;پل  : &quot;تفاوتی بین یک طراح و یک هنرمند وجود ندارد. هر دو با فرم و محتوا کار  می‌کنند. من تلاش می‌کنم هنر خلق کنم، اما این که آیا موفق شوم یا نه، به  من بستگی ندارد، بلکه به خداوند بستگی دارد.&quot;جان : &quot;تفاوت بین دیزاین «خوب» و دیزاین «بد» چیست؟&quot;پل : &quot;دیزاین بد بی‌ربط است. این سطحی است، پرمدعاست است... در واقع شبیه به تمامی چیزهایی است که امروزه می‌بینید.&quot;جان م: &quot;مهارت‌های اساسی یک دیزاینر چیست؟&quot;پل : &quot;مهارت اساسی استعداد است. استعداد کالایی نایاب است. همه چیز بر مبنای بینش است. و نمی‌توانید بینش را آموزش دهید.&quot;جان : &quot;بیشترین طرح‌های شما برای دهه ها باقی مانده‌اند، راز این ماندگاری چیست؟&quot;پل : &quot;ساده بودن. صادق بودن، منظورم کاملاً بی‌طرف بودن (نگاه بی طرفانه و همه جانبه) نسبت کارهای که میکنم. با تمام وجود کار کردن.جان :  چگونه به عنوان یک طراح شروع به کار کردید.پل : (ابروهایش را بالا می اندازد)&quot; فکر میکنم باید بپرسی چگونه به عنوان یک نوزاد شروع کردم.&quot;سخنرانی  پل رند به شدت باعث خنده حصار شد. او داستان هایی درباره ارائه‌ لوگوی های  خود نقل کرد. یکی از داستان‌هایی که به ویژه مورد توجه قرار گرفت، درباره  لوگوتایپ شرکت &quot;NeXT&quot;  بود. رند درباره اینکه هرگاه استیو جابز هر صفحه از  کتابچه ارائه را ورق میزد، لبخند جابز به طور پیوسته بزرگتر و بزرگتر می‌شد  تا اینکه در نهایت به آخرین صفحه رسید و بپرسد: &quot;می‌توانم شما را بغل  کنم؟&quot;پل رند پاسخ داد: &quot;البته.&quot; او همچنین افزود: &quot;وقتی مشتری میخواهد شما را بغل کن میفهمید که کارتان را درست انجام داده اید.&quot;سپس  او داستانی درباره کار برای یک مشتری دیگر که رفتار مشابهی نسبت به کتابچه  ارائه او داشت، تعریف کرد. در آن زمان مشتری (یک خانم) از رند پرسید:  &quot;می‌توانم به شما ببوسم؟&quot; و پل رند دوباره پاسخ داد: &quot;البته.&quot; سپس اضافه  کرد: &quot;مطمئن شوید به مشتریان خود داستان‌هایی درباره کارهایی که مشتریان  قبلی انجام داده‌اند بگویید (با اشاره به داستان استیو جابز). به این ترتیب  آنها سعی می‌کنند رفتاری بهتر از مشتری قبلی داشته باشند.&quot;بعد  از سخنرانی، پل رند پیشنهاد داد که نسخه‌هایی از کتاب‌های خود را امضا  کند، که او بیش از یک ساعت از وقت خود را به امضای کتابش گذراند. من سعی  کردم او را از انجا خارج کنم زیرا باید او را به یک میزبانی خصوصی  میرساندم، اما او تا امضای آخرین کتاب ایستاد.سخنرانی  او در MIT به قدری مورد استقبال قرار گرفت که نگروپونته پیشنهاد کرد پل  رند به اعضای هیئت علمی آزمایشگاه رسانه ملحق شود و ما سریعاً فرآیند پذیرش  وی را در هیئت علمی آغاز کردیم. نگروپونته خواست که از تمایل پل رند برای  پیوستن به آزمایشگاه را جویا شوم  و بعد از آن پیامی برای وی فرستادم و  وضعیت را توضیح دادم و او با &quot;البته، میپذیرم&quot; و &quot;البته&quot;ی زیرخط‌دار پاسخ  داد. چند روز بعد از آن وی درگذشت.منبع: https://designobserver.com/article.php?id=39426</description>
                <category>Milad Rezaee</category>
                <author>Milad Rezaee</author>
                <pubDate>Tue, 04 Jul 2023 09:50:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دیبرندینگ Debranding</title>
                <link>https://virgool.io/@miladrezaee/%D8%AF%DB%8C%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%86%DA%AF-debranding-l0x8ici9ater</link>
                <description>هدف اصلی از برندسازی، تأثیرگذاری بر ارتباطات و احساسات مردم در مورد برندها و ایجاد اعتماد در بین مشتریان و ایجاد وفاداری است . هویت برند نقشی ضروری در متمایز نمودن یک کسب و کار ایفا می کند و عامل ایجاد ارتباط عاطفی ناملموس با مشتریان است. در دنیایی که کمپین های تبلیغاتی، لوگو و برند ها ما را احاطه کرده اند، کسی برنده است که قلب ها را تسخیر می کند، نه چشم ها را.ماموریت بازاریابان ایجاد اعتبار نزد مخاطبان و افزایش اعتماد در میان آنها برای جذب مشتریان بیشتر است. اما امروزه جلب اعتماد افرادی که معیارهای اعتمادشان تغییر کرده است، به ویژه نسل های جوان، دشوارتر از همیشه است.طبق مطالعه Kantar، مصرف کنندگان به طور فزاینده ای نسبت به تبلیغ کنندگان و پلت فرم های رسانه های اجتماعی بی اعتماد شده اند.  در این گزارش که 8000 نفر در هشت بازار  یزرگ دنیا مورد بررسی قرار گرفتند. مشخص شد که تبلیغات جز منابعی است که مردم کمتر برای جمع‌آوری اطلاعات در مورد یک کسب‌وکار از آن استفاده می‌کنند، تنها 14 درصد ادعا کرده اند که از این نظر به تبلیغ‌کنندگان اعتماد دارند، این نشان میدهد که مخاطبان پیام‌های بازاریابی منحصر به فرد، صادقانه و شفاف را ترجیح می‌دهند. ارزش و کیفیت برندها و شرکت‌ها اغلب توسط نسل های مختلف به چالش کشیده میشود و آنها از کسب‌وکارها صداقت و شفافیت می‌خواهند. آنها بر ماجراجویی، استقلال و تغییرات اجتماعی تمرکز دارند. در این شرایط، متخصصان بازاریابی  با دی برندینگ وارد میدان می شوند.برندسازی هنر شناخته شدن، دوست داشتنی و قابل اعتماد شدن است.John Jantschدی برندینگ چیست؟شرکت های بزرگ همیشه به این شناخته شده اند که به دنبال فرصتی برای به حداکثر رساندن سود خود هستند. این امر در طول زمان باعث شده است که این شرکت ها اصالت خود را از دست بدهند و خود را شرکت های بی روحی جلوه دهند که فقط به سهم بیشتر و سود از بازار اهمیت می دهند. در این شرایط اتاق های فکر بیکار نمینشینند،  در حالی که همه در تلاش برای ساخت برندهای عظیم هستند، عده ایی سعی دارند تا از مواضع خود عقب نشینی کنند و فضای بیشتری به مشتریان برای حضور بدهند.دی برندینگ تعریف دقیقی ندارد.  میتواند تنها حذف نام برند از لوگو، یا تغییر هویت بصری برند برای انتقال بهتر پیام به مخاطبان باشد. این به شرکت ها کمک میکند تا هویت خود را باز سازی کنند. برخی از برندها هستند که این کار را با ساده کردن لوگوی خود انجام می دهند، در حالی که برخی دیگر ممکن است تغییراتی در لحن صدای برند خود ایجاد کنند. به طور کلی، دی برندینگ فرآیند حذف هرچه ممکن عناصر برند از یک سازمان و یا محصولات است، در نتیجه کمتر مثل یک شرکت بزرگ و بی روح به نظر میرسند.در دنیایی که مردم قدرت رسانه‌های اجتماعی را در دست دارند، همه می‌خواهند قلمرو خود را بسازند. به همین دلیل، شرکت ها مجبور به عقب نشینی از موقعیت های خود می شوند و به مشتریان اجازه می دهند که خود را به روش هایی که برای آنها راحت تر و خوشایندتر است ابراز کنند. در نتیجه مخاطبین راحت تر به برند ها اعتما میکنند و بیشتر پذیرای آنها خواهند بود.چرا شرکت ها به دیبرندینگ رو می آورند؟هویت بصری برندها ساده‌تر شده است، خطوط، جزئیات دارند و لوگوها ساده تر شده است. در یک ویدیو،Ben Schott، ستون نویس تبلیغاتی بلومبرگ، توضیح می دهدکه چرا شرکت ها به دی برندینگ روی آورده اند.دلایل عمده ای وجود دارد که چرا شرکت ها به دی برندینگ روی می آورند:دیجیتالی شدن - استفاده از دستگاه های دیجیتال مانند تلفن های همراه و تبلت ها به بخشی جدایی ناپذیر از زندگی مردم تبدیل شده است. در نتیجه، کسب‌وکارها سعی می‌کنند برند و هویت خود را با حذف جزئیات و ساده‌سازی لوگوها با محیط دستگاه های دیجیتال تطبیق دهند. این امر باعث می شود که آنها انعطاف پذیرتر شده و در محیط های مختلف حضور موثری داشته باشند.رشد - با رشد شرکت ها نیاز به فاصله گرفتن از لوگوهای پر زرق و برق و عجیب و غریب به سمت لوگوهای مدرن و ساده که حرفه ای تر و به روزتر به نظر می رسند، احساس می شود. بدیهی است که مخاطبان آنها در این تغییرات با آنها هستند و این تغییرات برای آنها منطقی است زیرا این همان چیزی است که هر دو طرف می خواهند. روندها - شرکت‌هایی که برای ایجاد اعتماد بیشتر سعی در تغییر برند دارند سایر شرکت‌ها را تشویق می‌کنند که همین کار را انجام دهند تا مشتریان وفادار خود را حفظ کنند. همراهی با آخرین روندهای طراحی برای رقابتی ماندن کسب و کارها ضروری است. اگر کسب‌وکارها نتوانند با روند طراحی هماهنگی داشته باشند، ممکن است عقب بمانند. برای کسب‌وکارها ضروری است که آخرین روندهای طراحی بدنبال کنند و مطمئن شوند که طراحی برند آنها ارزش‌هایشان را منعکس می‌کند.نمونه هایی از دیبرندینگاز آنجایی که تعریف مشخصی برای برندینگ وجود ندارد و نیازهای مخاطبان برندها بر اساس صنعت و فرهنگ متفاوت است، دی برندینگ می تواند اشکال مختلفی داشته باشد. در اینجا چند نمونه از موفق ترین دیب برندها آورده شده است:از نظر برندسازی نوآورانه، کوکاکولا یک برند پیشرو است و دی برندینگ را تجربه کرده است.به عنوان بخشی از کمپین دی برندینگ در سال 2013، 150 نام از محبوب‌ترین نام‌های افراد در بریتانیا را با نام تجاری معمول خود جایگزین کرد. گاردین گزارش می دهد که این کمپین موفقیت آمیز بود. این کمپین مصرف بزرگسالان را 7 درصد افزایش داد، بیش از 18،300،000 بازدید رسانه ای ایجاد کرد، و ترافیک صفحه فیس بوک Coke را تا 870 درصد و لایک صفحه را تا 39 درصد افزایش داد.نایک نیز در لیست برندهایی است که به دی برندینگ روی آورده. برخی نایک را پیشرو در دی برندینگ می دانند.نایک برای ساده‌تر کردن لوگوی خود، نام خود را حذف کرد و تنها امضای خود را با نام Swoosh باقی گذاشت. در نتیجه این برندسازی، لوگوی «Swoosh» نایک به قدری بخشی جدایی ناپذیر از هویت برند آن شده است که نام فروشگاه اینترنتی شرکت Swoosh.com نامگذاری شده است.همچنین لوگوی &quot;Swoosh&quot; نیز در طرح های لباس های ورزشی این شرکت گنجانده شده است.&quot;من از تایلند متنفرم&quot; یک نمونه عالی از دی برندیگ است. از طریق اشتراک گذاری رسانه های اجتماعی، آنها توانستند بیش از 2.6 میلیون بیننده را جذب کرد.&quot;من از تایلند متنفرم&quot; یک فیلم کوتاه رمانتیک/کمدی، داستان توریستی به نام &quot;جیمز&quot; را روایت می کند که برای یک تعطیلات یک هفته ای به تایلند سفر می کند. کیفش را که شامل تمام وسایلش بود گم می کند. او با کمک یک دختر روستایی محلی وسایر روستاییان کیف خود را پیدا میکند. این فیلم با این جمله از جیمز به پایان می رسد که اشتباه کرده است که از تایلند «نفرت» داشته، در حالی که این کشور را به اندازه کافی نمیشناخت. او در نهایت دو سال در تایلند زندگی میکند.آیا دی برندینگ برای همه کارساز است؟اگر کسب و کار شما هنوز به بلوغ نرسیده است و ارزش های برند شما تثبیت نشده است، برندسازی برای شما کارساز نخواهد بود. برندهای کوچک باید بر روی مشتریان خود متمرکز شوند تا آگاهی از برند ( awareness ) را افزایش دهند و سهم بیشتری از بازار را به دست آورند تا بتوانند این کار را انجام دهند. همچنین عمومی بودن و مشتری مداری می تواند در همان مراحل اولیه برندسازی اتفاق بیفتد و برندها از همان ابتدا خود را به این شکل معرفی کنند. برندها نباید احساساتی باشند و تصمیمی عجولانه در خصوص دی برندینگ بگیرند و باید موقعیت بازار، مخاطبان هدف و رقبا را ارزیابی کنند. هر حرکت غیرعاقلانه ممکن است بر موقعیت و وضعیت برند و همچنین بر سودآوری تأثیر بگذارد. نتیجهنمونه های موفق بسیاری از بدی برندینگ در استراتژی های بازاریابی برند دیده شده است. این برنامه می تواند به صاحبان مشاغل در دستیابی به اهداف رشد خود کمک کند. باید در نظر داشته باشید که همه این حرکات باید بر اساس درک کامل از موقعیت برند باشد. این بدان معنی است که باید اقدامات احتیاطی انجام شود تا مطمئن شوید که کمپین نتیجه معکوس ندارد و شرکت متحمل زیان نمی شود.</description>
                <category>Milad Rezaee</category>
                <author>Milad Rezaee</author>
                <pubDate>Tue, 24 Jan 2023 02:25:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فُرم اِستورمینگ Formstorming</title>
                <link>https://virgool.io/@miladrezaee/%D9%81%D9%8F%D8%B1%D9%85-%D8%A7%D9%90%D8%B3%D8%AA%D9%88%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86%DA%AF-formstorming-abrmhxwk9kfw</link>
                <description>مدتی پیش درگیر چالش 36DYASOFTYPE بودم. در این چالش طراحان، هنرمندان تجسمی و افراد خلاق در همه زمینه‌ها در 36 روز گرد هم می‌آیند تا تایپوگرافی و خلاقیت در مورد تایپ و حروف را جشن بگیرند. برای افراد خلاق ضروری است که خلاقیت خود را زنده نگه دارند و همیشه برای مقابله با چالش های جدید آماده باشند. با مشکلات و چالش ها باید از منظری تازه و منحصر به فرد برخورد کرد. چالش 36DYASOFTYPE یک نمونه عالی از Formstorming است که ذهن شما را در مواجهه با چالش های پیشرو، آماده نگه می دارد.اما Formstorming چیست؟در دنیایی که تقریباً هر طراح به پایگاه‌های اطلاعاتی عظیم تصاویر و سایت‌های جستجوی آنلاین دسترسی آنی دارد، جای تعجب نیست که چرا گرافیک روز درگیر راه حل های ساده ایی شده است که برآمده از راحت طلبی است. بسیاری از طراحان به فرآیندهای دقیقی که ممکن است منجر به سطوح بالاتری از نوآوری عینی و انتزاعی شود، عادت ندارند. به گفته الن لوپتون و جنیفر کول فیلیپس: مبانی جدید، طوفان فرم یک عمل تفکر بصری است. در فصل اول، طوفان فرم به عنوان &quot;عملی از تفکر بصری که طراحان می توانند برای باز کردن و تعمیق راه حل های طراحی اولیه استفاده کنند، تعریف شده است.&quot;در طوفان فرم، طراح هر روز یک ایده بصری و یک تمرین دارد و سعی دارد طرح یا تکنیک جدیدی را توسعه دهد که به عنصری کلیدی در واژگان بصری او تبدیل می شود. میتوانیم طراح را به یک نوازنده جاز تشبیه کنیم، به دلیل تسلطی که بر همه تغیرات آکورد دارد، به خوبی میداند که از چه ترکیبی از نت ها استفاده کند تا بتواند یک تکنوازی بداهه انجام دهد.انجام طوفان فرم، هنرمند خلاق را از مفاهیم پیش پا افتاده و آماده به سمت ایده‌های قابل تشخیص و در عین حال ظریف هدایت میکند که نتایج خیره کننده ایی در بر دارد که میتواند الهام بخش سایر طراحان باشد. پایبندی به موضوع از طریق تکرار، کالبد شکافی، تجزیه، تجدید نظر و تصویرسازی مستلزم نظم و انضباط است. با این حال، تعمق در طوفان فرم، بازده شگفت انگیز و عمیقی را به همراه خواهد داشت. طراحان می توانند بر اساس تخیل خود، فرم ها و ترکیب بندی های مختلف اشیاء زا ارائه دهند و از طوفان فرم برای الهام بخشیدن به خلاقیت استفاده کنند. در حرفه‌ی من، فرم طوفان در رویکرد من به طراحی بسیار مؤثر بوده است و به من این امکان را می‌دهد تا گنجینه های پنهان را در اعماق ذهنم کشف کنم. راه های مختلفی برای ایده یابی وجود دارد مانند نقشه ذهنی (Mind Mapping) یا طوفان فکری (Brain Storming)، اما برای من، طوفان فرم راهی است که همیشه توشه خلاقیت خود را پر نگاه دارم و اهمیتی ندارد که چه چالشی پیش رو است، من ذخیره عظیمی از ایده ها دارم که می توانند در هر شرایطی کار کنند.فرقی نمیکند که شما یک طراح گرافیک، عکاس یا معمار باشید، هر کسی میتواند تفکر بصری را تمرین کنید. یکی از رایج ترین تمرین ها &quot;صد تکرار&quot; (One Hundred Iteration) نام دارد. در این روش، طراح سعی دارد فرم های متعددی از یک موضوع ایجاد کند تا عمیق تر در آن کاوش کند. شما باید یک موضوع را انتخاب کنید و سعی کنید آن را به صورت بصری به صد روش تفسیر کنید. شما در نهایت یافته های زیادی خواهید داشت و علائم بسیار کوچکی شما را بدون توجه به نتیجه در مسیر درست هدایت می کند. برای مثال، ما موضوع تخم مرغ را انتخاب میکنیم. حالا تصویر هرچیزی که به نحوی به موضوع تخم مرغ مربوط میشود را جمع آوری میکنیم. این ارتباط میتواند در شکل، فرم، رنگ، بافت، معنی، ارتباط مستقیم و غیر مستقیم با موضوع باشد. در ایجا حتی نوع ارتباط در فرهنگ های مختلف نیز فرق دارد. اینجا میتوانید یه نمونه از تمرین طوفان فرم را ببینید.یک پروژه دیگر از ژن لو آمده است: 100 تکرار یک پروژه ساخت تصویر است. در این پروژه، مهارت های مختلف تصویرسازی برای ایجاد یک حیوان: پاندا، تمرین شد. محصول نهایی کتابچه ای متشکل از 100 اثر و یک جلد کتاب طراحی شده است.در نهایت اگر به ارزش طوفان فرم پی ببریم، دیگر هرگز این این تمرین دست نخواهیم کشید. متاسفانه بسیار از هنرجویان گرافیک به طوفان فرم به عنوان یک تمرین مبدتیانه نگاه میکنند و در سدد آنند که هرچه سریع تر از آن عبور کرده و وارد پروژه های گرافیک شوند و این دقیقا مشکلی است که در ابتدای مقاله به آن اشاره شد.در رشته مقالاتی درباره مبانی گرافیک صحبت خواهم کرد. گوش به زنگ باشید!مرا در مدیوم دنبال کنید.پروژه 36DAYSOFTYPE در وبسایت من.</description>
                <category>Milad Rezaee</category>
                <author>Milad Rezaee</author>
                <pubDate>Tue, 27 Dec 2022 11:01:54 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>