<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های میلاد رستم پور</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@miladrp</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-08 17:46:45</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/41209/avatar/MvdwpF.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>میلاد رستم پور</title>
            <link>https://virgool.io/@miladrp</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بارانْ‌واژه</title>
                <link>https://virgool.io/@miladrp/%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%92%D9%88%D8%A7%DA%98%D9%87-bsgna58ecips</link>
                <description>عصر‌هنگام، هزاران هزار برگ پاییزی، چون پرندگان مهاجر که دسته دسته به قعر آسمان، به سوی زمین می شتافتند. ز غم این هجرت، باد بی قرار شد، درختان شیون سر دادند، فلک بر‌افروخت، چهره در هم کشید و خاکستر شب بر شهر پاشید.بر من نیک هویداست که پاییز با خنکای نسیم و تن‌پوش رنگین درختان، سرود حضور سر می‌دهد اما بوی خاک‌اندود اولین بارش، تو گویی چیز دیگری است. گل در بر بود و می در کف بود و حال پاییز به کام است.کویرِ ذهن من اما سال‌هاست در حسرت باریدن، سکوت بر سکون و سکون بر سکوت، از پی هم می فزاید. یک پاییز، دو پاییز، ...، ده پاییز، پاییز‌ها می‌آیند و می‌روند، لیک سرچشمه واژگانِ مرا خروشی نیست. در گذر روزهای غمناک و شب‌های غمناک‌تر، گه‌گداری کلمات دست در دست هم، گرد هم می‌آیند، ابری شکل می‌گیرد، شوق زایش و بارش وجودم را فرا می‌گیرد اما صد حیف که دل‌خوش به سرابی بوده‌ام، صد حیف که پای امید بر سنگ سستی نهاده‌ام.پاییزِ نو ولی عطرِ رویش به مشامم آورده است و اشتیاق بارشِ دوباره هدیه کرده. پای باورم در جاده امید گذاشته است و این کویرِ سال‌ها تشنه را به باران دل‌خوش کرده، به بارانْ‌واژه. یادآور سرخوشی روزگاری که رود زندگی در مسیر پر پیچ و تاب خود، سیراب بارانْ‌واژه هایم بود.پاییزِ نو، نوید لذت والای نوشتن آورده است و حس اعلیِ غوطه ور شدن در کلمات. تیره‌ی افسردگی ز دل زدوده است و رنگ شادی به سیاه نا‌امیدی پیشکش کرده، چون احساس ققنوسی که ز میان خاکستر سر برآورده، شادمان رو در روی زندگی.پاییزِ نو، پاییزِ نو، سلام، سلامجان تازه آورده‌ای مرا در کلامبیا، بیا که خوش نشسته‌ای بر کام</description>
                <category>میلاد رستم پور</category>
                <author>میلاد رستم پور</author>
                <pubDate>Wed, 13 Nov 2019 04:20:30 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>