<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سید میلاد صفویان</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@miladsafavian</link>
        <description>یک مهندس معدن که ارشد جامعه شناسی خونده و کارمند اطلاعات و برنامه ریزی رادیوست!

✍️یک هولیگانیسم اجتماعی!</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 09:06:30</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/102740/avatar/c37XUT.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سید میلاد صفویان</title>
            <link>https://virgool.io/@miladsafavian</link>
        </image>

                    <item>
                <title>💡خیلی ساده است</title>
                <link>https://virgool.io/@miladsafavian/%F0%9F%92%A1%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-jvrpbyjelzwy</link>
                <description>همه صبح از خواب که بیدار میشن به سرکار میرن و فعالیت های روزمره خودشون رو از سر می گیرن. همه در حال کار کردن و فعالیت هستند و در این بین هر وقت، وقتی گیر میارن نوشخوار سیاسی می کنن و اندر احوالات روزهای اخیر نطق می کنن!➕مثلا من خودم یکی رو دارم به عینه می بینم که اون روز صدای خنده اش از انتهای راهروی محل کارم چنان می اومد که اول ترسیدم، بد فهمیدم داره می خنده و ریسه میره. اما همین آدم وقتی به فضای مجازی می رسه استوری می ذاره داغ دلمی!!! یا طرف تو کانالش می نویسه شب ها با قرص خواب دارم می خوابم از این حجم غیرقابل باور، بعد بهش می گم فلانی قرص خواب چی می خوری؟ می زنه زیر خنده و قهقهه می زنه از خالی که خودش بسته و من دیدم! یا اون یکی چند روزه تو تلگرام پست نمی ذاره و همه رو نگران کرده و فاز مبارز و چه گورا گرفته اما وقتی به نت وصل میشم با هزار کلنجار و میرم تو اینستاگرم می بینم یا خدا این زیر همه پست ها و مطالب لایک زده و زنده است که، پس چی همه می گفتن نگرانش هستن! یا اون یکی که مدعی زندگی در خارج از کشور بود و مدت ها بود اینطوری تو فضای مجازی واسه خودش مخاطب جذب می کرد منتها در برابر قطعی سراسر اینترنت در ایران ایشون هم قطع بوده و دریغ از یک پست! تا دلتون بخواد می تونم از این مثال ها بزنم تا فردا صبح!➕اینارو نمی گم تا به قول بعضی و انگ هایی که اصولا بهم می زنن بخوام سفید شویی کنم و بگم اوضاع خوبه یا یک سری از آدم ها رو متهم کنم که دارند دروغ می گند. نه فقط دارم می گم واقعیت با اون چیزی که ما به چشمان خودمون در این روزها از اندر احوالات مردم شهر می بینیم با اون چیزی که داره در فضای مجازی بازنشر میشه تفاوت داره!➕من تو این مدت از تمام همکارانم و اطرافیان این سوال رو کردم که خدایی نکرده شما تو این ماجراها غم ندیدی؟ و تا الان نود درصد خداروشکر نه خودشون و نه اطرافیانوشن غم ندیدن! که ایشالا هیچ کسی غم نبینه اما فضای مجازی همین آدم های اطراف من پره از؛ از دست دادن و غم!! نمی دونم یا دارن تو رابطه چشم در چشم دروغ می گند یا در فضای مجازی دروغ پراکنی می کنند! یعنی خارج از این دو حالت نیست رفتار این آدم های اطراف ما حداقل.➕خلاصه که دوستان عزیز من نمی گم فراموش کنید، که مطمئنم فراموش می کنید مثل همه چیزایی که فراموش شده، مثلا آتش نشان ها که تو همین دی ماه چندسال پیش قهرمانان وطن بودن و این دفعه جزو دژخیمان سرکوب شدن بدبخت ها و مورد حلمه قرار گرفتن به شکل کاملا بیگناه و شهید دادن و ماشین هاشون سوخت!➕یادتون باشه در مورد هر پست و بازنشر اخباری که منبعش رو نمی دونید و هنوز راستی آزمایی نشده در قبال جامعه خودتون و مخاطبین خودتون مسئول هستید و هر پستی که می زنید و می نویسید می تونه یک نفر رو آروم یا خشمگین کنه. پس اینقدر راحت روی دکمه های کیبورد خودتون نزنید و هر مطلبی رو واسه همرنگی با جماعت و نشون دادن این که شما هم، هم عقیده هستید با این یا اون، منتشر نکنید وگرنه هیچ فرقی با اون دوستانی که تو کشور این روزها پنجاه کتاب خانه عمومی رو به آتش کشیدن ندارید که ندارید!</description>
                <category>سید میلاد صفویان</category>
                <author>سید میلاد صفویان</author>
                <pubDate>Sat, 31 Jan 2026 07:30:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فردای وصل اینترنت!</title>
                <link>https://virgool.io/@miladsafavian/%D9%81%D8%B1%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%B5%D9%84-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-tfgkkwdtjwjv</link>
                <description>به فردای بعد از وصل سراسری نت و اتصال تلگرام و اینستاگرام فکر کردید؟ می دونید با چه حجمی از خشم، نفرت و عکس و فیلم های این چند وقت اخیر که نت قطع بوده به صورت یک آبشار سهمگین مواجه خواهیم شد! من اصلا روی صحبتم با یک طیف سیاسی و نظرات یک قشر خاص نیست، که قطعی اینترنت باعث شد چه به قول خودمون بچه انقلابی و پشت نظام، چه اونی که معترض بود و حرف داشت همه در یک حد دچار خفقان و سرکوب عقاید و نظرات خودشون بشن. که در روزهای منتهی به این جو ملتهب چقدر بعضی کانال های تلگرامی جای صحبت و نظرات و تبادل افکار بود و چقدر به سود سواد اجتماعی جامعه بود. حالا تصور کنید شیر اینترنت باز میشه و شما می تونید دوباره در کانال های تلگرامی و صفحات اینستاگرامی خودتون تولید محتوای چه فاخر و با ارزش و چه محتوای زرد و بهیوده کنید. با حجم وسیعی از ابراز عقاید و نظرات مواجه خواهیم شد که خواندن و نگاه کردن به اونا، روان جامعه رو بیش از بیش فرسوده می کنه و باعث روان رنجوری بیشتر افراد خواد شد. شما فکر کن یک کاغذ بدی به یک نفر و بگی هفته ای که گذشت رو بنویس، بدون شک هفته ای که پر بوده از استرس و عذاب و فکر و صدای داد و فریاد نمی تونه کاغذ سفید رو تبدیل به یک دستنویس پاک نویس شده و تمیز کنه بلکه با یک کاغذ سیاه شده و خط خطی مواجه میشی که باید در آخرش مثل اون معلم انشایی که به محتوای چیزی که می نویشتیم نه توجه می کرد و نه براش مهم بود و فقط می نوشت، عزیزم لطفا دفعه بعد خوش خط بنویس، باهاش برخورد میشه.ای کاش همه ما بعد از وصل شدن دوباره چرخه اینترنت وقتی می خوایم حرفی بزنیم یا عکس رو به اشتراک بذاریم یادمون باشه که ذهن ها و روان خیلی از ماها به اندازه کافی در روزهای گذشته فرسوده شده و برای ادامه نیاز به یک خون تازه و طراوتی داره که بتونه ما رو به ادامه مسیرمون امیدوار کنه، نه اینکه بدتر پژمرده و افسرده کنه و خود ما هم یادمون باشه، برای این که شریان های زندگی ما دوباره بتونن در بستر اینترنت بتپند و کار کنند نیاز به خواندن و دیدن محتواهایی داریم که چیزی بر ما اضافه کنه و مفید و سازنده باشه و از دیدن هر ابتذالی دست بکشیم تا بتونیم با نگرش و قدرت تامل و تفکر سیر اتفاقات رو بررسی کنیم و مثل همیشه بدون درس گرفتن از تاریخ کلاس درس رو ترک نکینم و خودمون رو دانای کل بدونیم و برای هر کسی نسخه صادر کنیم که لازمه یک دانش آموز و دانشجوی کارآمد کلاس زندگی بودن، سوای نمره قبولی، یاد گرفتن و به کار بردن اون چیزی که یاد گرفته در مسیر زندگانیست!</description>
                <category>سید میلاد صفویان</category>
                <author>سید میلاد صفویان</author>
                <pubDate>Mon, 12 Jan 2026 07:56:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هیولا!</title>
                <link>https://virgool.io/@miladsafavian/%D9%87%DB%8C%D9%88%D9%84%D8%A7-bdw2pemlguxe</link>
                <description>مبارزه در راه درست شریف استفردریش نیچه یک جمله دارد که به نظرم بسیاری از مسائل انسانی و اجتماعی را به خوبی روشن می کند و اون جمله این که: آن کس که با هیولا می جنگد، باید مراقب باشد که خود بدل به هیولا نشود!با احترام به تمام کسانی که بابت اندیشه و عقاید خود مبارزه می کنند باید عرض کنم که، اتوو اسکورزنی؛ مشهورترین کماندوی جنگ جهانی دوم در کتابش جنگ ناشناخته می نویسد: «من به خوبی می توانم درک کنم که ضدیت با حکومت توسط عده ای میهن پرست دلیر ، آینده نگر و لایق با هدف آزاد ساختن یا نجات کشور ترتیب می یابد اما اگر این کار در زمانی صورت بگیرد که ملتی می رود درگیر یک نبرد مسلحانه شود یا قبلاً درگیر شده است، آن وقت جنبه اخلاقی و حقوقی آن فرق می کند. چون در این صورت فروپاشی دولت قویاً به دشمن کمک خواهد کرد و ضدیت با حکومت خود تبدیل به خیانت به میهن خواهد شد. نوع اخیر از خیانت، در هر موقعیتی غیرقابل دفاع است و دیگر نمی توان از میهن پرستی گفتگو کرد.»شاید از این نوشته اسکورزنی نزدیک به چندین دهه گذشته است اما با خواندن دوباره و چند باره این متن می توان به عمق ماجراهای این روزهای کشور عزیزمان ایران برویم. چیزی که در این چند وقت اخیر به صورت مالیخولیایی در حال انتشار و گسترش است نه یک ضدیت با حکومت بلکه یک خیانت آشکارا با میهن و ملت است!</description>
                <category>سید میلاد صفویان</category>
                <author>سید میلاد صفویان</author>
                <pubDate>Sun, 11 Jan 2026 09:47:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چقدر تلخه یه سنگه سرد رو جای دستای گرم و صورت بابات ببوسی</title>
                <link>https://virgool.io/@miladsafavian/%DA%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%84%D8%AE%D9%87-%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D9%86%DA%AF%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D8%AF-%D8%B1%D9%88-%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D9%85-%D9%88-%D8%B5%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%A8%D9%88%D8%B3%DB%8C-gwdbsmvljqyd</link>
                <description>▪️مرداد سال نود و شش بابا رفت.نمی دونم با وجود اختلاف سنی زیادی که داشتیم رابطه من و بابام همیشه عین دوتا رفیق بود.طوری که خیلی از دوستام از نوع صحبت و کردار ما با هم تعجب می کردن.شاید به خاطر این بود که خانواده ما فرزند دختر نداشت و ما پنج تا پسر بودیم از نسل های دهه چهل،پنجاه و شصت(طوری که اگر برادر اول یا دومم تو سن بیست سالگی ازدواج می کردن و بیست و دو سالگی بچه دار میشدن شاید الان من عموی کسی بودم که همسن خودم بود،خیلی ها تو نسل دهه شصت این شرایط رو چشیدن).برای همین فقط پسر بودن خانواده و  وجود پدری رفیق و از اون مهم تر مادری همراه و رفیق با فرزندانش،دوستانمون به راحتی در خونه ما رفت و آمد می کردن و خونه ما یه جورایی پاتوق همه رفقا بود.جزو خونه هایی بودیم که همه چیز در اون اگر مجاز هم نبود به لطف برادران بزرگتر مجاز شده بود(از سیگار کشیدن تا .....)اما هیچ وقت هیچ کدوم ما سوء استفاده نمی کردیم و حرمت خونه رو حفظ می کردیم(اگرم حرمت خونه توسط برادران بزرگتر حفظ نمیشد بنده جرات صحبت و اظهار نظر نداشتم حداقل)اما قصه و رابطه من و پدرم شاید به خاطر آخری بودن و به قول معروف ته تغاری بودن شرایط ویژه ای داشت.هم بالا داشتیم با هم و کلی هم پایین،که پایین بودن هاش اکثرا دعوا بود و جنجال!پدرم پر بود از خاطرات بکر و دست نخورده که وقتی شروع به تعریفشون می کرد قند تو دلت آب می شد که با وجود زندگی سختش چقدر عشق و حال کرده و چقدر زندگی کرده.زندگی رو ساده می گرفت و ساده زندگی می کرد و بیشتر از تمام فک و فامیل حتی مایه دارمون سفرش پهن بود و سفره داری می کرد.از کاسب محل هم گرفته تا همه فامیل رو سرش قسم می خوردن و به انصاف و درستی می شناختنش(از اون مردهایی قدیمی که بیرونش مردم رو کشته بود و توش خودمون رو)و کلی اخلاقیات مختلف برام به ارث گذاشت.اما شاید مهم ترینش این بود که هیچ رقمه و هیچ جوره بابت یه قرون دوزار دنیا هیچ وقت هیچ وقت مجیز گوی این و اون نباشم و سر پیش هیچ کس خم نکنم.همیشه هم بهم می گفت می بخور،منبر بسوزان اما مردم آزاری نکن.شاید همین هم بود که خودش محبوب القلوب همه بود.اما همه اینار وگفتم که بگم از روزی که رفت دنیا برام طور دیگه ای شد،حتی قلم نوشتن هم خشک شد چه برسه به حال و روز و احوالم.هر لحظه ای که الان به مهراد(پسرم)نگاه می کنم جای خالی بابام رو بیشتر حس می کنم تو این دنیا و همش می گم کاش بود.این روزها می بینم بعضا،بچه های دهه هفتاد و هشتادی خیلی با پدرانشون سازگار نیستن و این ناسازگاری رو همه جا جار می زنن،خواستم بگم که بدونید وسعت بودن پدر تو زندگی اینقدر خوب و کارساز هست که نبودش جهانتون رو انگار یک پایه اش رو قطع می کنه و نمی دونید جای اون پایه قطع شده چقدر لنگ می زنه.شاید حق با شما باشه و تو خیلی موارد درست می گید اما سعی کنید پدرانتون رو دوس بدارید،به قول حسین پناهی که تو شعرش می گفت: ماباید پدرانمان را دوست بداریم،برایشان دمپایی مرغوب بخریم،و وقتی دیدیم به نقطه ای خیره مانده اند برایشان یک استکان چای بریزیم.پدران،پدران،پدرانمان را ما باید دوست بداریم.➕من از سال ۹۶ ندارمش و قدرش رو بیشتر می دونم،شما اگر دارید قدر بدونید و کیفش رو ببرید.چون نمی دونید چقدر تلخه یه سنگه سرد رو جای دستای گرم و صورت بابات ببوسیروز پدر به تمام پدر آسمانی و تمام پدرانی که هنوز روی زمین پیش ماها هستن مبارک.</description>
                <category>سید میلاد صفویان</category>
                <author>سید میلاد صفویان</author>
                <pubDate>Mon, 13 Jan 2025 14:35:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تو زندگی مثل فوتبال پاس بدیم....</title>
                <link>https://virgool.io/@miladsafavian/%D8%AA%D9%88-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%81%D9%88%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D9%BE%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%85-jxaagngfytsd</link>
                <description>⭕️پاس دادن توپ معادل ارتباط با شخصی دیگر است،بودن در خدمت دیگری.بسیار حیاتی است.برای این که پاس خوب باشد،بازیکن باید خودش را به جای شخصی که پاس را دریافت می کند بگذارد.کنشی است مرکب از هوش و سخاوت.چیزی که اسمش را همدلی تکنیکی می گذارم📚 زندگی من در پیراهن سرخ و سفید 📖 صفحه ۵۰👤 آرسن ونگر✍️ مترجم بهنام باقری 📊آمار تونی کروس در بازی دیشب خودش: ۱۰۲ پاس و ۱۰۱ پاس صحیح⚽️ https://t.me/hooliganism11</description>
                <category>سید میلاد صفویان</category>
                <author>سید میلاد صفویان</author>
                <pubDate>Sat, 15 Jun 2024 11:52:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا تو چنان‌که می‌نمایی هستی؟</title>
                <link>https://virgool.io/@miladsafavian/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%AA%D9%88-%DA%86%D9%86%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-bfpi1x64hp6v</link>
                <description>ریچل مید نویسنده آمریکایی می‌گوید: « بعضی چیزها به کلمات نیازی ندارند. گاهی اوقات فقط کافیست که احساس کنی ،  نیازی به بیان و برچسب زدن به هر چیزی که در اطرافت وجود دارد، نیست. »شاید وقتی خانم مید این رو می نوشته یا می گفته  به این فکر می کرده که یکی از بدترین اخلاق های انسان همین برچسب زدن و در مورد هر چیزی نظر دادن است . خصلتی بد که متاسفانه در وجود ما به طرز شگفت آوری رخنه کرده . همه ما در همان لحظات شروع روز که از منزل خارج می شویم  شروع  به برچسب زدن به هر چیزی که در زاویه دید ما قرار می گیرد می کنیم ، خواه آن مورد  مثبت باشد یا منفی . با دیدن فردی که چهره ای خندان داشته باشد در شروع صبح بلافاصله برچسب سرخوش بودن و بیخیال بودن را خرج می کنیم و در مواجه با چهره های عبوس و گرفته برچسب عصبی بودن و با همه قهر بودن را به پیشانی آن شخص می چسبانیم ، بدون اینکه ، در این لحظات که در حال برچسب زدن هستیم نگاهی هم  به خویشتن داشته باشیم . شاید  در این بین یکی از ناپسندیده  ترین برچسب هایی که به یکدیگر می چسبانیم  ، قضاوت کردن آدم ها بر اساس پوشش و وضع لباس آن هاست . دقیقا برعکس تصورات ذهنی ما که همگی با دید کاملا روشنفکرانه ای در مورد آن صحبت می کنیم و هر وقت هم می خواهیم در موردش صحبت کنیم مثل کارتون های زمان بچگی ابر خیالی در بالای سر ما ظاهر می شود که پر است از نکات مثبت ، اما به محض اینکه  شخصی را می بنیم با ظاهری نامتعارف و برخلاف عرف و نظر خودمان ،  با انواع و اقسام برچسب هایی که در اکثر موارد الفاظی زشت و ناپسند هم هستند آنها را برچسب زنی می کنیم در حالی که نمی دانیم در ذهن و تفکرات آنها چه می گذرد و فقط براساس نوع پوشش ، آنها را دسته بندی می کنیم . برچسب زدن بر اساس ظاهر متاسفانه در تمام افکار و رفتار ما تاثیر گذاشته و  سنگ محک ما برای سنجش سطح شعور و درک افراد شده است . نمی دانم  این جمله را کجا خواندم که بزرگی می گفت : هر کس را که می بینی در حال جنگیدن در درون خود و دنیای خود است پس قضاوت نکنید . بدون شک این جمله برای مواجه با همین طرز تفکر و نگرش است ، چرا که ما بدون آگاهی از سطح تفکر و تحصیلات و هر آن چه که برای یک شخص در یک جامعه جزو مناسبات اجتماعی است ، فقط با در نظر گرفتن آن چیزی که چشمان ما به مغزمان مخابره می کند افراد را قضاوت می کنیم ، قضاوتی که در تمام ادیان به عنوان خطرناک ترین گناه ها از آن  نام برده شده است و بر پرهیز و دوری کردن از آن توصیه شده است.  به هر صورت این مشکل برچسب زدن و برچسب خوردن شاید طعمی باشد که بسیاری از ما در زندگی خود آن را چشیده ایم اما واقعا مشکل کجاست و مقصر این برچسب ها که برای ما عادی شده است چه چیزی است ؟ به باور من مقصر را آن جا باید جستجو کرد که از بچگی با این اتیکت ها و دسته بندی ها مواجه شدیم . همه ما با واژگان بچه خوب و بد ، بچه آرام و شیطان و از این دست برچسب ها رشد کردیم و در مدرسه هم که خود شکل دهنده ادبیات و تفکرات ماست باز هم با انواع و اقسام  این برچسب ها مواجه شدیم ، خوب ها و بد ها ، شاگرد تنبل و زرنگ ، و بسیاری از کلمات متضاد که چه بهتر بود طور دیگری به ما آموزش داده می شدند . ای کاش کسی بود که در همان دوران اولیه مدرسه به ما می آموخت صرف به کار بردن لفظ بچه زرنگ و تنبل این نیست که به طور حتم در آینده دانش  آموز زرنگ موفق خواهد شد و دانش آموز تنبل ناموفق که متر و معیار موفقیت پشت کار و خودباوری است ، که چه بسیاری از همان به قول معروف بچه های تنبل که همان موقع درس را رها کردند و وارد دنیای کار شدند چون برچسب درس نخوان به آن ها زده شد بسیار موفق تر شدند از بچه زرنگ هایی که سالیان سال وقت خود را پشت میز و نیمکت کلاس ها تلف کردند و امروز با مدارک تحصیلی خود (لیسانسه ها و فوق لیسانسه ها )  در دست هنوز به دنبال کار و رزقی حلال هستند ، کسانی که شاید با آموزش صحیح و شکوفایی استعداد خود در زمینه های فنی و حرفه ای می توانستند بسیار موفق تر شوند اما به خاطر همین برچسب ها و برچسب درس خوان بودن همیشه با مخالفت اطرفیان و اساتید خود در برابر علایق خود مثل هنر و موسیقی و برق و عکاسی و  هزاران کار دیگر مواجه شدند و استعداد آن ها خشکیده است  .  ای کاش کسی بود که به ما آموزش می داد برای کمک کردن به یکدیگر چه باید بکنیم  و ای کاش بودند کسانی که به ما یاد می دادند چگونه باید اسم ما همیشه  جزو دسته خوب ها باشد ،  و در دوستی هایمان  چه چیز را کم گذاشتیم تا آن بچه بد کلاس و آن به اصطلاح روفوزه کلاس با خوردن این برچسب ها در ابتدا از جمع مدرسه و بعد از آن از جامعه طرد شد ، که اگر به ما یاد داه بوندن که چه باید بکنیم ،  امروز روز هم افراد باسواد و موفق و کارآفرین بیشتری در بسترجامعه داشتیم و هم افراد کمتری درگیر آسیب های اجتماعی چون اعتیاد و بذهکاری های مختلف بودند .شاید بتوان ساعت ها نوشت در این مورد اما در انتها باز به همین مطلب برسیم که فقط بتوان امید داشت روزی برسد که هیچ برچسبی به هیچ کس نچشبد و همه بدون ترس از حرف ها و قضاوت های دیگران و برچسب خوردن ها  کنار هم آزادانه زندگی کنند و کسانی باشند که به ما یاد بدهند چگونه دوری کنیم از برچسب زدن به یکدیگر  و بهتر این است که  نوشته را  با این شعر معروف استاد سخن سعدی تمام کرد که می فرمود  : گفتا شیخا هر آنچه گویی هستم ؛  آیا تو چنان که می نمایی هستی ؟</description>
                <category>سید میلاد صفویان</category>
                <author>سید میلاد صفویان</author>
                <pubDate>Mon, 26 Sep 2022 08:05:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا ویرگول به خطا رفت؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@miladsafavian/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%B7%D8%A7-%D8%B1%D9%81%D8%AA-qs4ga132rfia</link>
                <description>قرار بود ویرگول بشه جایی برای اشتراک پست ها،مطالب غنی، مقالات جالب و خوندنی!اما پس چرا راه به این سمت رفت!؟می دونم هنوز بسیاری از دوستانی که تو ویرگول در حال نوشتن هستن و مطلب میذارن.و مطالب غنی و سرشار از مغزی رو می نویسن اما اون ویرگولی که چند سال پیش با عطش در اون عضو شدم خیلی زود جای خودش رو به دفترچه یادبود مانند که در درب ورودی موزه ها قرار میدن داد.همون دفترها که هر کس قراره تجربه خودش از بازدید از موزه رو در اون بنویسه اما تبدیل میشه به یه دفتر که هر کس فقط یه چیزی و یه خطی می نویسه توش و میذاره میره.ویرگول هم متاسفانه برعکس شروع پرقدرت و تیم فکور و حرفه ای خودش بعد از مدتی به این سمت رفت و شاید دلیل کناره گیری امثال من و ننوشتن در اون هم همین بود.این که احساس کردیم اون اتوپیایی که پیدا کردیم خیلی زود داره جای خودش رو به یه جهنم غیرقابل توصیف میده که بازم انتشار هرزنوشت و هر کلمه ای توی اون هیچ کنتوری نداره و تبدیل شد به یه جا واسه هرزنوشت های مبتذل!شاید من خیلی دارم سیاه می بینم و بدون شک این قدر هم سیاه نیست،شاید اصلا دلیل این حجم از سیاهی خود ما هستیم که اینجا رو رها کردیم و دیگه مطلبی تو اون منتشر نکردیم و راه رو برای هرزنوشت ها باز گذاشتیم.اما هر چی هست ویرگول بستر بی نظیری رو فراهم کرده که ای کاش اون طور که در کشورهای دیگر از این بسترها استقبال میشد و محلی میشد برای تبادل نظر و گفتمان اینجا هم این روند رو پیش می گرفت و با هجوم هرنویس ها به جایی نا امن تبدیل نمیشد!!!</description>
                <category>سید میلاد صفویان</category>
                <author>سید میلاد صفویان</author>
                <pubDate>Mon, 19 Sep 2022 08:05:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی خودمونی کتاب قوانین قدرت</title>
                <link>https://virgool.io/@miladsafavian/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%82%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%86-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-ifhq6t9dnwap</link>
                <description>می خواستم راجع به کتاب قوانین قدرت بنویسم و شما رو ترغیب کنم به خوندنش دیدم این آقای علیرضا مجیدی نامی خیلی بهتر از من نوشته پس عینه اون رو اینجا کپی می کنم : باشد که خداوند از ما راضی باشد . حضور در یک کتابفروشی و ورق زدن کتاب‌ها، همیشه این فایده را دارد که احتمال آشنایی شما با کتاب‌ها و نویسنده‌های ناآشنا، اما خوب بسیار بالا می‌رود.امروز روی ویترین یک کتابفروشی، چشمم به کتاب قوانین قدرت افتاد، اول فکر کردم که کتاب تئوریک سیاسی باید باشد، اما وقتی که کتاب را ورق زدم متوجه شدم کتابی است بسیار جذاب و خواندنی، حاوی ترفندهایی برای زندگی، مدیریت و کار گروهی.بیشتر ماها بعد از یکی دو دهه کار گروهی، کار در یک شرکت یا مدیریت یک مجموعه کوچک و بزرگ، با آزمون و خطا، ترفندهایی را یاد می‌گیریم، مثلا یاد می‌گیریم با چه تیپ‌های شخصیتی حشر و نشر نکنیم، چطور از توانایی هر فرد به نفع خود استفاده کنیم، چطور دیگران را ترغیب کنیم تا در جهت منافع جمعی و ما کار کنند، چطور خلاقیت خود را افزایش دهیم و چطور منفور بالادست خود نشویم!شاید خود ما هم متوجه یادگیری تدریجی این نکات و ترفندها نشویم، اما این تجارب را می‌شود آموخت.کتاب قوانین قدرت، با زبانی ساده و شیوا و در قالب حکایت‌های نغز تاریخی، تلاش می‌کند، این نکات را به آموزش بدهد.این کتاب، از آن نوع کتاب‌هایی است که شما می‌توانید خیلی راحت، هر شب یک فصلش را بخوانید، بدون اینکه خسته شوید.در هر فصل این کتاب، یک نکته به شما آموزش داده می‌شود. کتاب شباهتی به پندنامه‌های تاریخی یا کتاب‌های انتزاعی مدیریت ندارد، در هر فصل این دروس در قالب یک داستان و یک حکایت تاریخی جذاب به شما گوشزد می‌شود.جالب است که در این کتاب که آن را «رابرت گرین» نوشته و محمدرضا آل یاسین به فارسی ترجمه کرده است، حکایت معروف شاگرد و مربی کشتی گلستان سعدی و یا حکایت حمله مغول‌ها به ایران در زمان محمد خوارزمشاه را هم می‌توانید بخوانید!علاوه بر این شخصیت‌های معروف در کتاب قوانین قدرت کم نیستند: ناپلئون بناپارت، کریستف کلمب، لویی چهاردهم، هایلاسلاسی، ایوان مخوف، بیسمارک، جولیوس سزار، دانته، ماری آنتوانت، توماس کرامول یا مائو تسه تونگ.این کتاب رو حتما تهیه کنید و بخونید.هم خرید اینترنتی اون تو اینترنت موجود هم فایل کتاب برای دانلود اما کتاب خوب رو هیچ وقت دانلود نکنید بلکه بخرید تا از داشتنش لذت ببرید.</description>
                <category>سید میلاد صفویان</category>
                <author>سید میلاد صفویان</author>
                <pubDate>Tue, 06 Jul 2021 09:38:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی خودمونی کتاب هربار که معنی زندگی را فهمیدم،عوضش کردند</title>
                <link>https://virgool.io/@miladsafavian/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D8%B9%D9%86%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D9%81%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%85%D8%B9%D9%88%D8%B6%D8%B4-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF-rqj8n4jpxh9m</link>
                <description>حتی ساعت خراب هم روزی دوبار زمان را درست نشان می دهد، این کتاب تو بخش های  متوالی سعی می کنه دقیقا همین جلمه رو به خواننده خودش القا کنه، اینکه اگه اندیشمندی یا جمله ای رو ملاک زندگی قرار می دید تا ابد اون جمله و اندیشه قرار نیست سرلوحه زندگی باشه، تو هر مقطع باید با افکار و اندیشه همون لحظه زندگی کنیم .حتما بخوانید و تامل کنید ??  کتاب هربار که معنی زندگی را فهمیدم عوضش کردند  ? نویسنده ، دانیل مارتین کلاین✏️ مترجم ، حسین یعقوبی? چاپ هشتم? نشر چشمه?  162 صفحه? قیمت ، 31000 تومان #کتاب #معرفی_کتاب </description>
                <category>سید میلاد صفویان</category>
                <author>سید میلاد صفویان</author>
                <pubDate>Wed, 09 Jun 2021 09:41:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی خودمونی کتاب ایمان (چالش همیشه پیروز بودن) از دیه گو سیمئونه</title>
                <link>https://virgool.io/@miladsafavian/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D9%87-%DA%AF%D9%88-%D8%B3%DB%8C%D9%85%D8%A6%D9%88%D9%86%D9%87-gckyhao8npk7</link>
                <description>تو این کتاب ما بالاتر از فوتبال با چیزی مواجه هستیم که نویسنده کتاب یعنی ال چولو (لقب دیگو سیمئونه) به اون می پردازه و اعتقاد داره هر روز که از خواب بیدار می شیم و باید تو کل روز براش تلاش کنیم و بجنگیم و اون چیزی نیست جز به دست آوردن پیروزی و موفقیت . اون تو کتاب خودش علاوه بر صحبت کردن به زبون ساده از تاکتیک های خودش، لازمه همه اون ها رو مبارزه و جنگیدن از لحظه اول می دونه و درس های خوبی به خواننده های کتابش می ده . تو یه بخش از کتاب به مطلب مهمی اشاره می کنه و می گه همون طور که باید بازیکن هایی که برای تیم هاش به خدمت می گیره تو زمین درنده و سختکوش و خواهان کسب برد باشن باید خارج از زمین شخصیت های خوبی داشته باشن و لازمه یه فوتبالیست خوب رو شخصیت و اخلاقیات یه بازیکن می دونه خارج از زمین فوتبال . در کل این کتاب از اون دست کتاب هایی که هم برای خوانندگان تخصصی کتاب های فوتبالی هم افراد عادی خوندنش خالی از لطف نیست و توصیه میشه ✌️?  ایمان (چالش همیشه پیروز بودن)? نویسنده ، دیگو سیمئونه ✏️ مترجم ، آرمان امین ? انتشارات کوله پشتی?  168 صفحه? قیمت ، 30000 تومان </description>
                <category>سید میلاد صفویان</category>
                <author>سید میلاد صفویان</author>
                <pubDate>Wed, 02 Jun 2021 09:32:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مثل نی نی ها زندگی کنیم گاهی !!</title>
                <link>https://virgool.io/@miladsafavian/%D9%85%D8%AB%D9%84-%D9%86%DB%8C-%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-ocdmrht7sl8l</link>
                <description>زندگی نی نی خلاصه میشه تو شیر خوردن،بادگلو زدن بعد از خوردن شیر،خوابیدن،خراب کاری کردن و شستن.بی دغدغه برای این دنیای هر روز یه شکل،چقدر راحت و بیخیال زندگی می کنن.چقدر وقتی آدم نگاهشون می کنه تو خواب و اونا لبخند می زنن حتی تو خوابهاشون،آدم دلش این شکلی بودن رو می خواد.</description>
                <category>سید میلاد صفویان</category>
                <author>سید میلاد صفویان</author>
                <pubDate>Tue, 29 Dec 2020 10:10:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آدم های عنکبوتی</title>
                <link>https://virgool.io/@miladsafavian/%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%86%DA%A9%D8%A8%D9%88%D8%AA%DB%8C-dmzg5w601tzx</link>
                <description> 
همیشه از آدم هایی که کاری ندارن اما شکل کار کردن در میارن بدم اومده !  همیشه از آدم هایی که به کارشون جو میدن و اون رو بزرگ جلوه میدن و دائم می  گن سرمون شلوغه بدم اومده ! حالا چرا دارم این حس های تنفر و بد اومدن رو  اینجا مطرح می کنم و می نویسم ؟ چون تو محیطی که تو این ده سال دارم توش  کار می کنم پر بودن از این جور افراد و آدم ها . محیط کار من و خیلی از  ماها متاسفانه پر شده از عنکوبت هایی ( آره دقیقا باید به این آدم ها  عنکبوت گفت ) که دور و اطراف ما در حال تنیدن تار هستن و جالب اینه که  کسایی که تو این تارها می افتن ماها هستیم که خیلی راحت هر کاری رو بهمون  محول می کنن انجام میدیم بدون اغراق و بزرگنمایی ها . جالب اینه که این آدم  ها یه خاصیت خیلی ممتاز هم دارن ، اونا در پیش شما از انواع و اقسام جملات  و الفاظ برای تفسیر سایر همکاران و اینکه بهشون توهین شده و باهاشون بد  صحبت کرده و تو فلان مورد بهشون گفته وظیفه من نیست و من رو عصبانی کرده  سخن می گن و دقیقا وقتی با اون آدم تلفنی حرف می زنن و یا برخورد می کنن  گرم ترین برخورد و با لحن آرام و دوستانه ای باهاش حرف می زنن و این طور  مواقع تنها چیزی که با خودت می گی اینه که من واقعا شکل گاو هستم که این  آدم من رو گاو فرض می کنه !! خلاصه که گیر افتادیم تو تار عنکبوت این آدم  نماها و هیچ راه خلاصی هم نیست جز این که به هنر ظریف بی خیالی پناه ببریم  ........ نظر شما چیه ؟!</description>
                <category>سید میلاد صفویان</category>
                <author>سید میلاد صفویان</author>
                <pubDate>Tue, 08 Sep 2020 10:22:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صبوری می کنم تا .....</title>
                <link>https://virgool.io/@miladsafavian/%D8%B5%D8%A8%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%85-%D8%AA%D8%A7-k1za9c8njoeu</link>
                <description>تولستوی یه جمله خیلی خوب داره راجع به صبر کردن ، می گه که : همه چیز برای کسی که می داند چگونه صبر کند ، به موقع اتفاق می افتد . بعضی وقت ها باید صبر کرد و مهم تر از اون ، بلد بود که چطوری صبر کرد . مطمئن باشیم که برامون اتفاقی که بابتش صبر کردیم می افته . </description>
                <category>سید میلاد صفویان</category>
                <author>سید میلاد صفویان</author>
                <pubDate>Wed, 12 Aug 2020 12:26:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تناقض !؟</title>
                <link>https://virgool.io/@miladsafavian/%D8%AA%D9%86%D8%A7%D9%82%D8%B6-i5m1kufqonkj</link>
                <description>یکی از چیزهایی که این روزها به شدت دغدغه فکری من شده اینه که چطوری یه سری افراد عملشون با گفتارشون تا این حد دچار تناقض !!! مثلا راجب فلانی کلی باهات حرف می زنن و ازش گله می کنن اما یهو می بینی با همون آدم در حال بگو و بخند هستن و اصلا به روی خودشون هم نمیارن !! به طرف یه نکته ای رو می گی و بهت می گه باشه اما به روز نمی کشه می بینی همون نکته رو رعایت نکرده ! یا آدم هایی که برای جلو بردن کارشون حتی با کسی که باهاش مشکل هم دارن دست دوستی میدن برای مدتی که فقط کارشون لنگ نمونه ! نمی دونم شاید تقصیر خود ماست که با بقیه حرف می زنیم و برامون دغدغه هستن ! هان ؟</description>
                <category>سید میلاد صفویان</category>
                <author>سید میلاد صفویان</author>
                <pubDate>Wed, 05 Aug 2020 10:51:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قلعه شنی</title>
                <link>https://virgool.io/@miladsafavian/%D9%82%D9%84%D9%87-%D8%B4%D9%86%DB%8C-jtphepwltgmw</link>
                <description>می دونم اگه دریا مواج بشه ، قلعه شنی من خراب میشه!اما بذارید دلم خوش باشه به قلعه  ساخته دست خودم.خودم ساختمش ، هر وقتم لازم باشه خودم خرابش می کنم!اما بدونید شکوه این قلعه شنی واسه من خیلی بیشتر از رویاهای سنگی خیلی هاست.</description>
                <category>سید میلاد صفویان</category>
                <author>سید میلاد صفویان</author>
                <pubDate>Sat, 13 Jun 2020 07:54:37 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دهه های زندگی ما</title>
                <link>https://virgool.io/@miladsafavian/%D8%AF%D9%87%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%A7-fhugjbnx74kh</link>
                <description>بچه های دهه هفتاد و دهه هشتاد حد وسط ندارن ! یعنی یا هیچ بهره ای از تفکر نبردن و همه چیزشون از همین فضای مجازی تغذیه میشه یا بسیار پخته تر از سنشون فکر می کنن و اهل تفکر هستن . حالا این بده یا خوب ؟ به عنوان یه دهه شصتی که قشنگ وسط دهه شصت افتاده پایین یعنی 65 ، می تونم ادعا کنم که بچه های دهه هفتاد و هشتاد برعکس هجمه ای که بهشون وارده توسط دهه شصتی ها و در کل جامعه ما ، اتفاقا راه زندگی کردن رو خیلی بهتر از همه بلد هستن و زندگی می کنن . و اتفاقا اینقدر بچه های اهل معالعه و تفکر داره این دهه هفتاد و هشتاد که خیلی بیشتر از دهه شصتی ها از زندگی جلو هستن . و این اتفاق خوبیه . این که این همه بهشون حمله میشه و هجمه بر علیه اونا هست به خاطر اینه که خیلی از افکار و رفتار اونا دقیقا همون چیزایی هست که ماها رو سوزوند و نذاشت رشد کنیم ، منتها اونا بهش تن نمیدن و زیر بارش نمی رن حالا با عصیان یا گفتگوی خارج از اصول یا هر چی . به شخصه کسی هستم که همیشه به دهه هفتادی ها نقد داشتم اما این نقد نباید باعث بشه خط انصاف رو رد کنیم و باید بپذیریم بچه های دهه هفتاد و هشتاد در مجموع هوشمندانه تر و بهتر از ما زندگی می کنن . و این اصلا هم غصه خوردن واسه ما نداره ، نوش جونشون . ما هم خیلی زندگی ها کردیم که اونا طعمش رو نچشیدن و حالا اونا هم خیلی زندگانی ها می کنن که ما نمی تونیم طعمش رو بچشیم . و اتفاقا خیلی از ماها از اینجا نسبت به هم دیگه زاویه می گیریم ، اینکه نمی تونیم ببینیم زندگی های هم دیگه رو و اونا رو متهم می کنیم به ندونستن و نچشیدن ، در حالی که خیلی از زندگی ها و طعم های اونا رو هم ما نه چشیدیم نه فهمیدیم . همین قدر ساده. </description>
                <category>سید میلاد صفویان</category>
                <author>سید میلاد صفویان</author>
                <pubDate>Mon, 04 May 2020 10:20:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نوشتن بدون ترس یعنی نوشتن برای خود</title>
                <link>https://virgool.io/@miladsafavian/%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%DB%8C%D8%B9%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF-boylyfsn6vab</link>
                <description>همیشه از این ترسیدم که چیزی که می خوام بنویسم نکنه به کسی بر بخوره و خوشش نیاد یا نه به این فکر کردم نکنه با نوشتن این مخاطبم رو از دست بدم و خلاصه کلی چیزای دیگه . و تو تمام مدت این همه سال نوشتن تو وبلاگ و این چند سال گذشته تو کانال تلگرامی همیشه یکی از دغدغه های نوشتنم این بوده . خوب ولی امروز بهش فکر کردم و دیدم این مورد باعث شده چه چیزهایی تو مغزم خاک بشه و هیچ وقت نیاد رو کاغذ و رو صفحه مانیتور ! چه مطالبی از ترس اینکه دم دستی نوشتن هست و چه نوشته هایی که با خودم گفتم این علایق منه و قرار نیست اینا رو به خورد مخاطب بدم ، اما ای کاش یه ذره خودمم در نظر می گرفتم و به خودم هم بها می دادم . من باید اون چیزی رو که دوست دارم بنویسم اونم بدون ترس . یا مخاطب استقبال می کنه یا نه ، اما اینطوری حداقل پیش خودم راضی میشم . باید بری دنبال علایقت وگرنه هیچ کس به علایقت نه اهمیت می ده نه بها و ارزش .</description>
                <category>سید میلاد صفویان</category>
                <author>سید میلاد صفویان</author>
                <pubDate>Mon, 04 May 2020 08:49:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرنوبیل نشیم !؟</title>
                <link>https://virgool.io/@miladsafavian/%DA%86%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%A8%DB%8C%D9%84-%D9%86%D8%B4%DB%8C%D9%85-z1sdur4xw3zx</link>
                <description>دیروز بالاخره موفق شدم با رفیقم تو قم صحبت کنم . از زمان شیوع ویروس کرونا نتونسته بودم ازش حالی بپرسم . یعنی الانم باز با خودش نتونستم حرف بزنم . زنگ زدم خونه و مادرش برداشت . حال و احوالش رو پرسیدم و حال مادر و خانواده و اطرافیانش رو . خیالم راحت شد که حداقل کسانی که من می شناختم تلفات جانی نداشتن تو قم .چرا اینو گفتم ! چون من وقتی زنگ زدم و فهمیدم که کسی اطرافیان دوستم آسیب ندیده گفتم خیالم راحت شد ! این همه آدم بی گناه و باگناه پر کشیدن اما من فقط دوستم و اطرافیانش برام مهم بودن تو این لحظه . انصافا همه ما همین طوری هستیم . تا موقعی که مرگ و نابودی دره خونه یکی از ماها رو نزنه کاریش نداریم و نمی تونیم درکش کنیم . نمی خوام هم همرو قضاوت کنم . اما خوب فکر می کنم همه مردم دنیا همه جای دنیا همین شکلی هستن . وگرنه الان همه ما تو کشورهای محروم آفریقایی در حال یاری رساندن به مردم بینوا و بدبخت و گرسنه اونجا بودیم !؟ هان ؟! اما خوب یه کاری از دستم برمیاد و اون اشتراک گذاشتن یه سری حال خوب تو این روزهاست که مرگ و نابودی همه ما رو فرا گرفته و این حال پرسیدنه از هم فکر می کنم بهترین وظیفه ای هست که این روزها می تونیم در قبال هم انجامش بدیم . از هم دریغش نکنیم با یه تماس یا یه پیامک .</description>
                <category>سید میلاد صفویان</category>
                <author>سید میلاد صفویان</author>
                <pubDate>Sun, 01 Mar 2020 07:36:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جنگ ناشناخته</title>
                <link>https://virgool.io/@miladsafavian/%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D9%86%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%87-joseai75te3a</link>
                <description> ویروس کرونا بیش از ۱۱۹۰۰ نفر را مبتلا کرده است .هیچ شکی در خطرناکی این ویروس و هشدار جهانی که برای آن صادر شد نیست . اما اگر تا دیروز میشد با شک راجب این موضوع حرف زد که چرا سازمان بهداشت جهانی برای بچه های یمنی که به خاطر نرسیدن دارو در حال تلف شدن هستند یا بچه هایی که در کشورهای محروم آفریقایی به خاطر نبود تغذیه مناسب در سومین دهه از قرن حاضر ، همچنان در حال تلف شدن هستند ، تشکیل جلسه نمی دهد اما برای ویروس کرونا بلافاصله تشکیل جلسه می دهد و در عرض چند ساعت اطلاعیه سراسری به شکل نسخه ای پزشکی برای کل دنیا صادر می شود و همه دنیا را در معرض خطر می می بیند و خواستار بایکوت چین به هر شکل ممکن می شود برای جلوگیری از شیوع این ویروس و هیچ اشاره ای به کمک های پزشکی و کمک های صلیب سرخ به کشور چین برای مهار این ویروس نمی شود.امروز با دیدن طرح نشریه اکونومیست (عکس پایین) می توان بدون شک و با یقین از این حرف زد که درست است این ویروس بسیار برای سلامت جهان حاضر خطرناک است اما بهترین فرصت را نیز در اختیار کشورهای غربی و ابرقدرت های اقتصادی و سیاسی جهان قرار داده تا امروز در حالی که در چندین سال اخیر ضربات مهلکی از سیاست های اقتصادی دولت چین برای بازارهای جهانی خوردن ، پس حالا فرصت رو غنیمت شمرده و تا می توانند برای منزوی کردن چین از هیچ تلاش و کوششی فرو گذار نباشند. بهترین فرصت برای اینکه بتوانند دوباره بازهای اقتصادی دینا را در دست بگیرند و جلوی محصولات چینی در بازهای جهانی را با بهانه ویروس بگیرند. بهترین بهانه برای اینکه تبادلات کالایی و اقتصادی با چین متوقف شود . همان طور که در تصویر مشاهده می کنید نشریه اکونومیست با این جلد به استقبال موضوع ویروس کرونا رفته با عنوان : چه مصیبتی رخ خواهد داد؟! و با قرار دادن ماسک چین روی کره زمین علنا نشان داده است که برای جلوگیری از این ویروس باید ماسکی زده شود که بر روی آن پرچم کشور چین است ! یعنی ویروس اصلی برای جهان را کشور چین دانسته است . در حالی که در شرایط عادی زدن این طرح جلد عواقب حتی سیاسی عظیمی می توانست برای این نشریه داشته باشد اما این روزها شاهد آن هستیم که تمام دولتمردان غربی و غول های رسانه ای آن ها بازی را به راه انداخته اند که در آن به راحتی در مورد چین و حتی اسنادی در رابطه با این موضوع که چینی ها از چندین ماه قبل در مورد شیوع این ویروس آگاهی داشته اند صحبت می کنند . بازی آشنایی که حداقل ما ایرانی ها بارها نسخه پیچیده آن را برای کشور خودمان در این حداقل قرن اخیر دیده ایم و لمس کردیم . </description>
                <category>سید میلاد صفویان</category>
                <author>سید میلاد صفویان</author>
                <pubDate>Tue, 04 Feb 2020 07:26:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جنگ و صلح !!</title>
                <link>https://virgool.io/@miladsafavian/%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D8%B5%D9%84%D8%AD-xy1xrk7koas0</link>
                <description>&quot;برای صلح ابدی جنگی بزرگ لازمه&quot;این شعار هیتلر بود ، جنگ به شکست انجامید ، جهان یکسانسازی شد و هیتلر برای همیشه بزرگ دیکتاتور تاریخ نام گرفت !! شاید اگر هیتلر پیروز می شد امروز بیشتر مردم جهان او را فرشته ای از جانب خدا می پنداشتند .</description>
                <category>سید میلاد صفویان</category>
                <author>سید میلاد صفویان</author>
                <pubDate>Wed, 08 Jan 2020 09:41:55 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>