<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های میلاد تیرانداز</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@miladtirandaz</link>
        <description>دانش آموخته رشته بازاریابی و تبلیغات و مدیر آژانس تبلیغاتی باروک هستم.تصمیم گرفتم که تجربیات ،دانش و چالش های کاریم رو که شنیدنش میتونه کمک حال کسب و کارتون باشه رو با شما دوستان خوبم به اشتراک بزارم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 00:36:37</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/6870/avatar/DUhcHn.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>میلاد تیرانداز</title>
            <link>https://virgool.io/@miladtirandaz</link>
        </image>

                    <item>
                <title>موج سواری اشتباه آپارات در توییتر &quot;پلتفرم x&quot;</title>
                <link>https://virgool.io/@miladtirandaz/%D9%85%D9%88%D8%AC-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%87-%D8%A2%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%88%DB%8C%DB%8C%D8%AA%D8%B1-%D9%BE%D9%84%D8%AA%D9%81%D8%B1%D9%85-x-x7kajv7smuhn</link>
                <description>چند روز پیش، کاربری به اسم هستی محمد کریم یه توییت توی X (توییتر سابق) منتشر کرد و یه عکس از تارت توت‌فرنگی دست‌سازش گذاشت. توی توضیحاتش هم سایز و مواد اولیه رو نوشت و گفت که هر کسی بخواد، می‌تونه سفارش بده.
این توییت بیش از ۶ میلیون بازدید گرفت، ولی چیزی که جالب بود، کامنت‌های دوقطبی‌ای بود که زیرش شکل گرفت: • یه عده کم حمایت کردن، تشویقش کردن و گفتن که چقدر خوبه که با وجود چالش‌های جسمی، داره کار خودش رو پیش می‌بره. • اما بخش بزرگی از کاربران شروع کردن به انتقاد، تمسخر و توهین! به قیمت‌گذاریش ایراد گرفتن، گفتن که داره از شرایطش سوءاستفاده می‌کنه و حتی یه عده مستقیماً مسخره‌ش کردن.در حالی که خیلی از همین کاربرا تو کافه‌های متوسط تهران برای یه تارت خیلی کوچیک (حتی کوچک‌تر از کف دست) بین ۲۰۰ تا ۲۷۰ هزار تومن پرداخت می‌کنن! اما همین که یه دختر تلاش کرده کار خودش رو داشته باشه و قیمت‌گذاری کنه، ناگهان همه منتقد و اقتصاددان شدن.🌀ولی داستان اینجا تموم نشد… یه برند تصمیم گرفت سوار این موج بشه!آپارات اومد این توییت رو کوت کرد و یه اسکرین‌شات از سایت خودش گذاشت که توش آموزش رایگان تارت توت‌فرنگی رو نشون می‌داد. متن توییت؟ فقط یه کلمه: «رایگان»📮پیام پشت این حرکت چی بود!؟«کاربران عزیز به‌جای اینکه ۱,۱۵۰,۰۰۰ تومان برای خرید این تارت بدی، بیا تو آپارات سرچ کن و رایگان خودت درستش کن!»📬حالا بیا به این نگاه کنیم که آپارات چی کار کرد: 1. یه دختر که داره تو شرایط سخت کار خودش رو انجام می‌ده، به‌جای حمایت، تحقیر شد. 2. از یه موج اجتماعی که پر از حس همدلی بود، علیه خودش استفاده کرد! 3. یه فضای احساسی رو به یه بحث قیمتی و «ما بهتر از تو هستیم» تبدیل کرد.✨نتیجه؟موج کامنت‌های منفی زیر پست آپارات که پر شده بود از انتقاد به اینکه «شما به‌جای حمایت، یه آدم رو تحقیر کردین!»📮حالا سوال اصلی: آیا آموزش رایگان بده؟من مشکلی با آموزش رایگان ندارم، اتفاقاً عالیه که آدم‌ها بتونن یاد بگیرن و خودشون تجربه کنن. ولی واقعیت اینه که آموزش رایگان یه چیزه، تجربه و کیفیت یه چیز دیگه!نمی‌شه ارزش کار یه آدم رو فقط به این دلیل نادیده گرفت که یه ویدیوی آموزشی براش وجود داره.هنر، مهارت، زمان و زحمتی که پشت هر کاریه، چیزی نیست که بشه با یه سرچ تو آپارات یا یوتیوب جایگزینش کرد.🌀آپارات برای حمایت از حقوق این کاربر می‌تونست-از هنر و پشتکار هستی تعریف کنه و بعد بگه که آموزش رایگان هم هست.-حتی می‌تونست پیشنهاد بده که ویدیوهای آموزشی خودش رو تو آپارات منتشر کنه و یه راه درآمدزایی براش باز کنه.-یا یه کمپین حمایتی راه بندازه که آدمایی مثل هستی بیشتر دیده بشن.اما نه، اون‌ها تصمیم گرفتن که از این موج، فقط یه تبلیغ خشک و بی‌روح برای خودشون بسازن.⚠️نتیجه؟ یه درس مهم برای برندها!🌀همیشه قرار نیست از هر موجی برای دیده شدن استفاده کنی.گاهی حمایت و همراهی با مخاطب، ارزش برندت رو چند برابر می‌کنه، ولی تمسخر و تخریب، فقط باعث می‌شه برندت از چشم بیفته.«آموزش رایگان خوبه، اما تجربه و کیفیت چیز دیگه‌ست!</description>
                <category>میلاد تیرانداز</category>
                <author>میلاد تیرانداز</author>
                <pubDate>Tue, 04 Feb 2025 16:33:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وقتی تبلیغات محیطی در زمان و مکان اشتباه اجرا می‌شود…</title>
                <link>https://virgool.io/@miladtirandaz/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%AA%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%BA%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-kc9neefiufaa</link>
                <description>چندوقته که دارم این بیلبورد تبلیغاتی رو از ابتدای آذر ماه تا به امروز توی محدوده‌هایی مثل سهروردی، ستارخان و چند جای دیگه می‌بینم. چیزی که از همون اول نظرم رو جلب کرد، ترکیب عجیبی از پیام، زمان‌بندی و طراحی این تبلیغ بود. برای همین تصمیم گرفتم در موردش بنویسم. به‌خصوص وقتی که بحث مشاوره دادن به یک برند در حوزه تبلیغات محیطی (ATL) پیش میاد، باید به نکات زیادی توجه کرد؛ از شرایط فصلی و آب‌وهوایی گرفته تا نوع مخاطب هدف، انتخاب سفیر برند و حتی طراحی پیام. این بیلبورد مثال خوبی از یک کمپین هست که، اگرچه با نیت اگاهی از برند طراحی شده، اما به‌نظر می‌رسه بخش‌های مهمی از مسیرش رو اشتباه رفته.از همون روز اولی که این بیلبورد رو دیدم، یه سؤال تو ذهنم بود: چرا تبلیغ دوچرخه تو فصل پاییز و زمستون؟ واقعاً انتخاب زمان، یکی از مهم‌ترین بخش‌های طراحی هر کمپین تبلیغاتی هست. مردم تو این فصل‌ها کمتر به فکر دوچرخه‌سواری هستن. سرما، بارندگی، و حتی برف تو بعضی مناطق باعث می‌شه استفاده از دوچرخه تو اولویت قرار نگیره، چه برسه به خریدش.خانواده‌ها تو این بازه زمانی بیشتر به فکر خریدهای زمستونی، جشن شب یلدا، و برنامه‌ریزی برای عید نوروز هستن. دوچرخه، که بیشتر یه کالای تفریحی برای فصول گرم‌تره، خیلی سخت می‌تونه تو این لیست اولویت‌ها جا بگیره. به‌جای اینکه این تبلیغ در فصل‌هایی مثل بهار یا تابستون اجرا بشه، زمانی که مردم به فعالیت‌های بیرونی و تفریحی بیشتر فکر می‌کنن، تو بدترین زمان ممکن لانچ شده.وقتی به خود بیلبورد نگاه کردم، چند تا مشکل بزرگ به چشمم اومد. اول از همه، تصویری که استفاده شده بود: خانواده‌ای در حال دوچرخه‌سواری تو یه فضای سبز و تابستونی. این تصویر اصلاً با شرایط پاییز و زمستون هم‌خوانی نداره. وقتی مخاطب تو روزهای سرد و بارونی داره از کنار این بیلبورد رد می‌شه، به‌جای اینکه با تصویر همذات‌پنداری کنه، بیشتر احساس می‌کنه که این تبلیغ از واقعیت دور شده.مشکل دیگه، رنگ‌بندی بیلبورد بود. رنگ نارنجی که به‌طور غالب استفاده شده، انرژی و شادابی تابستونی رو تداعی می‌کنه، اما با حال‌وهوای سرد پاییز و زمستون اصلاً تطابق نداره. علاوه بر این، متن‌ها و لوگو خیلی شلوغ بودن و تمرکز رو از پیام اصلی دور می‌کردن. همه این‌ها باعث می‌شه که تأثیر بصری این بیلبورد کمتر از حد انتظار باشه.اما شاید بزرگ‌ترین اشتباه این کمپین:انتخاب سفیر برند باشه. برند چی‌یاوا به‌جای اینکه از یک قهرمان دوچرخه‌سواری یا چهره‌ای مرتبط با این ورزش استفاده کنه، سراغ ستاره تیم ملی والیبال رفته. البته، این فرد در ورزش خودش بسیار شناخته‌شده و محبوبه، اما چه ارتباطی با دوچرخه‌سواری داره؟ مردم وقتی یک سفیر برند رو می‌بینن، انتظار دارن اون شخص واقعاً به محصول نزدیک باشه و تخصص یا علاقه‌ای تو اون حوزه داشته باشه. این انتخاب نه‌تنها پیام رو ضعیف می‌کنه، بلکه هویت برند رو هم زیر سؤال می‌بره.فکر کنید به‌جای این بازیکن والیبال، یکی از قهرمانان ملی دوچرخه‌سواری یا حتی یک ورزشکار محلی انتخاب می‌شد. این کار نه‌تنها پیام رو معتبرتر می‌کرد، بلکه می‌تونست الهام‌بخش باشه و حس اعتماد رو در مخاطب تقویت کنه.</description>
                <category>میلاد تیرانداز</category>
                <author>میلاد تیرانداز</author>
                <pubDate>Sat, 28 Dec 2024 14:02:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از کجا بدونیم که مشکل بازاریابی داریم!؟</title>
                <link>https://virgool.io/@miladtirandaz/%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86%DB%8C%D9%85-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-ctxmn8phzf94</link>
                <description>میلاد تیرانداز مشاور تخصصی بازاریابی و برندسازیچند روز پیش، یکی از کسب و کارهای حاضر در لینکدین به من در دایرکت پیام داد و درخواست مشاوره کرد. وقتی ازشون پرسیدم که دقیقاً در چه زمینه‌ای نیاز به مشاوره دارند، جواب دادند: &quot;احساس می‌کنم کسب‌وکارم در بخش فروش یا بازاریابی دچار مشکل شده ولی نمی‌دانم این چالشه یا مشکل دقیقاً از کجاست.&quot;برای اینکه بهتر بتونم به مدیرعامل محترم کمک کنم، یک ویس از نشونه‌ها و علائمی که ممکن بود در آن بخش دچار مشکل باشن رو واسشون فرستادم و از ایشان خواستم تا براساس این ویس، دقیقاً بهم اطلاع دهند که کدام یک از موارد مطرح‌شده رو به عنوان مشکل شناسایی می‌کنند. بعد از یک روز، پاسخ دادند و متوجه شدم که مشکلات اصلی آنها شامل موارد 2، 5، 6 و 8 است. بنابرین تصمیم گرفتیم که یک جلسه مشاوره مفصل داشته باشیم تا بتونیم راه‌حل‌های مناسب‌تری رو برای چالش‌ها پیدا کنیم.براساس تجربه شخصیم ممکنه که کسب‌وکارهای مشابه‌ای هم دچار همچین چالشی باشند که از آن اطلاع ندارند،برای همین تصمیم گرفتم درقالب رسالت و مسئولیت اجتماعی خودم برخی از چالش های پنهان که کسب و کارهارو آگاه میکنه بفهمند در کدام بخش مشکل بازاریابی دارند رو در قالب یک لیستی که با اون کلاینت محترم درمیون گذاشتم که عارضه یابی اولیه داشته باشم ،اینجاهم با شما اون موارد رو به اشتراک بزارم   1-عدم دستیابی به اهداف:اگر به طور مداوم در رسیدن به اهداف بازاریابی مثل افزایش آگاهی از برند، جذب لید یا فروش محصول مشکل دارین، استراتژی بازاریابی شما احتمالاً نیاز به بازنگری داره.2-کاهش سهم بازار:از دست دادن سهم بازار به رقبا نشان از ضعف در بازاریابی کسب و کار شماست. این موضوع می‌تونه به دلیل عدم تطبیق با نیازهای بازار، قیمت‌گذاری نامناسب یا ارائه خدمات ضعیف  شما به مشتریان باشه.3-عدم بازگشت سرمایه (ROI):اگر ROI کمپین‌های بازاریابی شما پایینه، باید هزینه‌ها و نتایج هر کمپین رو دقیقاً تجزیه و تحلیل کنید.4-عدم رضایت مشتری:رضایت مشتری یکی از مهم‌ترین شاخص‌های عملکرد بازاریابی شماست. نظرسنجی‌ها و بررسی‌های آنلاین می‌تونه به شما در درک دیدگاه مشتریان نسبت به برندتون کمک کنه.5-عدم آگاهی از برند:اگر آگاهی از برند شما کمه، تلاش‌های بازاریابی شما به اندازه کافی موثر نیستند. برای افزایش آگاهی از برند، باید حضور خود را در فضای آنلاین براساس استراتژی های هدفمند که تدوین می‌کنید افزایش بدین6-عدم تولید لید:اگه در بخش تیم مارکتینگتون به اندازه کافی لید تولید نمی‌کنید، باید وب‌سایتتون رو بهینه‌سازی کنید، فرم‌های ثبت‌نام رو در مکان‌های مناسب قرار بدین و از محتوای جذاب و کاربردی برای جذب مخاطبانتون استفاده کنید.7-نرخ تبدیل پایین:اگر نرخ تبدیل شما پایینه، باید مسیر تبدیل لیدها رو تجزیه و تحلیل کنین و نقاطی رو که باعث میشه مشتریان از دست بدین شناسایی کنید.8-رکود در کسب و کار:اگر کسب و کار شما رشد نمی‌کنه، استراتژی بازاریابی شما دیگه کارآمد نیست. برای ایجاد تحرک، باید بازار هدف خودتون رو بازنگری کنید، محصولات یا خدمات جدید ارائه بدین و روش‌های بازاریابی نوآورانه‌ای رو امتحان کنید.9-نادیده گرفتن تجزیه و تحلیل:تجزیه و تحلیل داده‌ها ابزاری حیاتی برای سنجش عملکرد بازاریابی تیمتون هست. استفاده از ابزارهایی مانندGoogle Analytics  رو خیلی جدی در نظر بگیرید.10-عدم تطبیق با روندها:بازار به سرعت در حال تغییره و شما باید برای همسو شدن با آخرین روندهای مارکت تلاش کنید. مطالعه‌و جستجو ترندهای مناسب با مارکت شما، شرکت در نمایشگاه‌ها و ارتباط گرفتن با مشاوران و متخصصان بازاریابی  همینطور حضور در ایونت‌های تخصصی خیلی میتونه به شما در مسیر رشد کمک کنه</description>
                <category>میلاد تیرانداز</category>
                <author>میلاد تیرانداز</author>
                <pubDate>Sat, 15 Jun 2024 12:00:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تحلیل قدرت بازاریابی و اثربخشی سریال افعی تهران در تغییر رفتار و سبک زندگی مخاطب</title>
                <link>https://virgool.io/@miladtirandaz/%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%AB%D8%B1%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D9%81%D8%B9%DB%8C-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-qertkgg3lmaa</link>
                <description>افعی تهراناین روزا اگه سریال پربازدید افعی تهران که از شبکه نمایش خانگی پلتفرم فیلمنت که درحال پخشه دنبال کنید،می‌بینید که در قسمت 12 سریال با توجه به اینکه آرمان به عنوان بازیگر نشق اصلی فیلم، مشکل خواب داره، پسر همسایه بهش پیشنهاد می‌کنه که یک شب بره کلینیک خواب بستری شه تا علت تداخل خوابشو بررسی و درمان کنن.از اونجایی که من همیشه خیلی روی رفتار مصرف کننده مطالعه و بررسی دارم،حدس میزدم که دیدن این بخش از سریال برای ببیننده ها موجب آگاهی و جتسجو به دنبال کیوورد &quot;کلینیک خواب&quot; بشه برای همین اومدم بعد از 1 ساعت از اکران سریال ،رفتار مصرف کاربران آنلاین رو از طریق گوگل ترند مورد بررسی قراردادم که متوجه شدم بعد از اکران سریال در ابتدا تا دوروز بعد یعنی 6 خردادماه،این کیوورد بالاترین میزان سرچ گوگل رو داشته و بعد بایک کاهش روبرو بوده و سپس مجدد در 10 خرداد بالاترین سرچ رو در وب فارسی به ترتیب در استان تهران،سپس البرز،ایلام اصفهان و استان مرکزی داشتهبرای همین تصمیم گرفتم که به تحلیل این موضوع بپردازم، که چطور رسانه‌ها میتونند بصورت غیر مستقیم عامل تغییر و رفتار و سبک زندگی ما باشند!قدرت نفوذ رسانه‌هارسانه‌ها به دلیل دسترسی گسترده و توانایی در انتقال پیام‌ها به تعداد زیادی از مخاطبان ، ابزار قدرتمندی برای تأثیرگذاری بر رفتار آن‌ها هستند و وقتی یه برنامه تلویزیونی در پلتفرم‌هایVOD پرمخاطب مانند فیلمنت در سریال &quot;افعی تهران&quot; به موضوعی اشاره می‌کنه، اون مخاطب پیام، به سرعت تحت تأثیر قرار می‌گیره و تلاش میکنه که برای کسب اطلاعات بیشتر در خصوص کیووردی که میتونه مشکل‌گشا چالش های او باشه دست به تحقیق و جستجو در فضای وب بزنه تا به پاسخ مناسبی که مدنظرش هست دست پیدا کنه.عوامل تأثیرگذار بر جستجوی کلمات کلیدی در رفتار مصرف کننده محتوا (مخاطب)1. جذابیت و نیازنیازواقعی: مشکلات خواب یه موضوع جدیه که خیلی از افراد با اون دست و پنجه نرم می‌کنند. برای همین اشاره به کلینیک خواب به عنوان راه‌حلی برای این مشکل، نیاز مخاطبین رو برمی‌انگیزه.جذابیت موضوعی: حتی اگر مخاطب مشکلی در خواب نداشته باشه،کنجکاوی نسبت به راه‌حل‌ها و پیشنهادات ارائه شده در سریال، می‌تونه رفتار اونو به جستجو وادار کنه.2. اعتماد و اعتبار رسانه: سریال‌ها و برنامه‌های تلویزیونی بخصوص در این چندسال اخیر در پلتفرم‌های VOD  معمولاً از اعتبار بالایی برخوردار شدن. مخاطب به اونا اعتماد پیدا کرده و پیشنهادات ارائه شده رو جدی می‌گیره. این اعتماد باعث می‌شه که مخاطب به سرعت به دنبال کسب اطلاعات بیشتر درباره موضوعات مطرح شده بره تا پاسخ های احتمالی رو از فضای وب دریافت کنه.3. دسترسی آسان به ابزارهای جستجو:در دنیای دیجیتال امروز، ابزارهای جستجو مانند گوگل به راحتی در دسترس همه عموم قرار داره. برای همین مخاطب پیام می‌تونه به سرعت و با کمترین زحمت، اطلاعات مورد نیاز خودشو پیدا کنه این دسترسی آسان، انگیزه اونارو برای جستجوی موضوعات جدید افزایش میده.تحلیل رفتار مصرف‌کننده پس از پخش سریالمطالعه رفتار مصرف‌کننده نشان میده که پس از پخش این قسمت از سریال، جستجوهای مرتبط با &quot;کلینیک خواب&quot; در گوگل به طور قابل‌توجهی افزایش یافته. با تحلیل داده‌های گوگل ترندز، مشاهده کردم که از زمان پخش قسمت 12 در تاریخ  4ام خردادماه تا دو روز بعد، یعنی 6 خرداد، جستجوهای مرتبط با این کلمه کلیدی به اوج خود رسید و سپس کاهش یافت. اما دوباره در 10 خردادماه شاهد افزایش جستجوها بودیم. بیشترین جستجوها به ترتیب در استان‌های تهران، البرز، ایلام، اصفهان و مرکزی صورت توسط کاربران انجام گرفته بود.تحلیل نمودار جستجوها1. اوج جستجوها  نمودار نشان میده که جستجوهای مرتبط با &quot;کلینیک خواب&quot; بلافاصله پس از پخش قسمت 12 سریال به اوج خود رسیده‌. این اوج نشان‌دهنده واکنش سریع مخاطبان به محتوای سریال و نیاز فوریشون به اطلاعات بیشتر درباره این موضوع بوده..روند نزولی پس از اوجاز 7 خرداد به بعد، نمودار نشان‌دهنده کاهش تدریجی میزان جستجوهاست. این کاهش می‌تونه به دلایل مختلفی باشه:برآورده شدن نیاز اطلاعاتی:مخاطبانی که به دنبال اطلاعات بودند، به سرعت به منابع مورد نیاز خودشون دست یافته‌اند و دیگه نیازی به جستجوی بیشتر نداشتند.کاهش جذابیت موضوع:پس از گذشت زمان و فراموشی محتوای سریال، جذابیت موضوع برای مخاطبان کاهش یافته.اوج دوباره جستجوها در 10 خردادنزدیک به روزهای پنج‌شنبه و جمعه، یعنی 10 خرداد، دوباره شاهد افزایش جستجوها بودیم. این اوج دوباره می‌تونه ناشی از دسترسی بیشتر مردم به اینترنت و دیدن سریال در این روزهای تعطیل بوده باشهروند ثابت در پایانپس از اوج جستجو در 10 خرداد، میزان جستجوها دوباره کاهش یافت و در نهایت به یک روند نسبتاً ثابت رسید. این روند ثابت می‌تواند نشان‌دهنده دو نکته باشه:پایداری نیاز: همچنان افرادی هستند که به دنبال اطلاعات درباره کلینیک‌های خواب هستند.ایجاد عادت جستجو: برخی از مخاطبان ممکنه به صورت مستمر به دنبال اطلاعات جدید و به‌روز درباره این موضوع باشند.نتیجه‌گیریهدف ازین تحلیل رفتار مصرف‌کننده پس از پخش و دیدن سریال &quot;افعی تهران&quot; این بود که به این موضوع پر اهمیت بیشتر بپردازم که رسانه‌ها چطور می‌توانند با استفاده از تکنیک‌های تبلیغی غیرمستقیم، توجه مخاطبان رو به موضوعات خاص جلب کنند و تغییراتی در رفتار و سبک زندگی آنها ایجاد کنند.این کیس سریال افعی تهران براساس تحلیل رفتارهای نموداری نشان داد؛ قدرت رسانه در نفوذ به ذهن مخاطب و تغییر سیستم فکری و نگرشی او میتونه تاثیرگذار باشه. تا حدی که با پیام‌هایی که به طور غیرمستقیم دریافت میکنیم ما رو به فکر کردن درباره موضوعات خاص وادار کنند و حتی تغییراتی در سبک زندگی ما ایجاد نمایند.</description>
                <category>میلاد تیرانداز</category>
                <author>میلاد تیرانداز</author>
                <pubDate>Sun, 02 Jun 2024 12:22:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بسته‌بندی‌هایی که ذهن مارو برای خرید فریب می‌دهند!</title>
                <link>https://virgool.io/@miladtirandaz/%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B0%D9%87%D9%86-%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%A8-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%87%D9%86%D8%AF-sj1pw5arpg2k</link>
                <description>برای انتشار این محتوا خیلی نوشتم و پاک کردم که این آگاهی بخشی به جامعه و انتقاد به برند رو چطور شروع کنم!ولی تنهاچیزی که الان به عنوان مصرف کننده نه یک مارکتر برام مهمه و باعث شده تا عمیقا ناراحت باشم، احساس فریب خوردنیه که بعد این همه مدت توسط یکی از محصولات پمینا برند کاله که میتونم به جرات بگم از مشتریان وفادار این برند و محصول برگر آن بودم بهم دست داده! ‼️اما موضوع چیه؟شاید هرکدوم ازشما وقتی وارد هایپر میشین، مثل من به دلیل سبک رفتار خریدی که بهش عادت کردیم، در مقابل هر شلف که قرار می‌گیریم براساس نیازمون دست به انتخاب محصولاتی می‌‌زنیم که به خاطر نوع تبلیغات، اعتبار و تجربه مصرفی که از گذشته آن برند داشتیم بعد دیدن قیمت،تاریخ تولید و انقضا تصمیم می گیریم اون محصول رو در سبد کالایی خریدمون قرار بدیم و دیگه به جزییات مواد اولیه که در تهیه آن بکار رفته شده دقت نکنیم.اما روز گذشته چون میدونستم فقط چند بسته از محصولات برگر پمینارو میخوام تهیه کنم تا سریع برگردم خونه خالم واسشون ساندویچ برگر درست کنم، رفتم داخل فروشگاه مستقیم محصول رو از شلف یخچال فروشگاه برداشتم که به سمت صندوق بیام که متاسفانه روی بسته بندی متن ریزی رو دیدم که برای اولین بود متوجه آن شدم!%100     شما برنده‌ایدفهمیدم این همه مدت من فریب خورده بودم و ذهنم دستکاری شده بودشاید بپرسید فریب چرا ؟درگذشته ، به دلیل عجله در انتخاب و خرید محصولات مختلف، هنگام انتخاب این محصول به دلیل سابقه و اعتبار برند پمینا کاله،خیلی به اطلاعات درج شده روی بسته بندی توجه نمی کردم و فقط می‌دیدم با فونت درشت نوشته 100% که همین عامل باعث می‌شد بدون دقت کافی به جزئیات، محصول رو از شلف یخچالی هایپرها بردارم و خیالم راحت باشه که 100% مواد تشکیل دهنده این محصول از گوشت خالصه!در صورتی که خیلی ها از جمله خود من، متوجه نشدیم که استفاده از این عدد،تکنیک زیرکانه نورومارکتینگی برای فریب ذهن من مصرف کننده و تمایز برند از سایر رقبای خود در داخل شلف یخچال بوده که مشتری رو گمراه کنه تا دست به انتخاب این محصول بزنه.اما ترفندهای فریبننده در استفاده از بسته‌بندی محصول چه بودن؟- برجسته کردن عدد 100%: این عدد به‌طور برجسته روی بسته‌بندی درج شده تا در نگاه اول، توجه مصرف کننده رو جلب کنه و اونو به این تصور سوق بده که 100% مواد تشکیل‌دهنده‌ی محصول از گوشت خالصه.- جمله‌ی مبهم&quot; شما برنده هستید&quot;که با فونتی کوچیک‌تر و با فاصله از عدد 100 نوشته شده.که این کار نوعی فریب ذهن مصرف‌کننده محسوب می‌شه و می‌تونه به‌عنوان ترفندی برای ترغیب و گول زدن مشتریان به کار بره.  برای صحت و بررسی این موضوع، از 4 نفر از مشتریان فروشگاه که برای خرید محصول دیگری اومده بودند، سوال کردم که فارغ از قیمت درج شده روی محصول، بر اساس اطلاعات بسته‌بندی و نام برند، کدام ازین برندهای برگر رو حاضرید انتخاب کنید؟نتیجه تکان‌دهنده بود:3نفر از 4 نفر، برگر پمینا کاله رو انتخاب کردند. دلیل انتخابشون هم این بود که روی بسته‌بندی این محصول عبارت &quot;100%&quot; درج شده بود که تصور می‌کردند این عبارت به معنی استفاده از 100% گوشت در تولید این محصوله.🌀به عنوان یه تحلیلگر برند و تبلیغات همیشه سعی میکنم نکات مثبت و درگیرکنند‌ه برندهارو بنویسم،که تواین محتوا هم تجربه شخصی خودم رو به اشتراک گذاشتموحالا میخوام شما نظرتون رو بگینتاحالا همچین تجربه ای داشتید در خرید همچین محصولاتی؟</description>
                <category>میلاد تیرانداز</category>
                <author>میلاد تیرانداز</author>
                <pubDate>Mon, 25 Mar 2024 23:58:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بررسی و رتبه بندی 3 کمپین تبلیغاتی اسنپ‌پی، تارا و دیجی‌پی در جنگ رقابتی صنعت BNPL (مدل‌پرداخت اعتباری)</title>
                <link>https://virgool.io/@miladtirandaz/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C-3-%DA%A9%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%BA%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%86%D9%BE-%D9%BE%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%A7-%D9%88-%D8%AF%DB%8C%D8%AC%DB%8C-%D9%BE%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%B1%D9%82%D8%A7%D8%A8%D8%AA%DB%8C-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA-bnpl-%D9%85%D8%AF%D9%84-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DB%8C-z8bcojlvrt4f</link>
                <description>در کمپین‌های تبلیغاتی بهمن ماه صنعت BPNL کدام برند ،برنده ذهن مخاطب است؟همه‌ی شغل‌ها بنظرم جذابیت و داستان‌های خاص خودشون را دارنو ولی من میگم هرکسی تو حوزه تبلیغات و بازاریابی ورود پیدا کرد لذت‌های کاری بیشتری رو نسبت به بقیه تخصص‌ها و مهارت‌های حوزه‌های کاری دیگه تجربه میکنه. مثلا برای ما مارکترها در کنار تموم چالش‌ها و دغدغه‌های کاری که داریم هر موقع کمپینی خلق می‌کنیم که پر از دستاورده برامون، کلی جشن و خوشحالی داریم یا وقتی تو بازه‌های مختلف زمانی و مناسبتی تو سطح شهر قدم میزنیم و چشممون به بیلبوردها و تابلوهای مختلف می‌افته کمپین‌هایی رو می‌بینیم که ناخوداگاه تو ذهنمون میاد واسه سرگرمی هم که شده اونو تحلیل کنیم یا خیلی وقت‌ها اون دور می‌شینیم و جنگ بین برندها رو می‌بینیم.منظورم از جنگ نه به معنی دعوا و زدن هم دیگه‌ها نه! جنگ رقابتی برای گرفتن سهم صدای بیشتر تو مارکت و جایگاه سازی بالاتر در ذهن مخاطبین هدفشون.اگه بخوام به یکی از بازه‌های زمانی پر رقابت و البته جذاب بین برندها در صنایع مختلف اشاره کنم، انتخابم برندهای صنعت BNPL یا همون خدمات لندتک هست که در ماه‌های گذشته شروع کمپین‌هاشون از اوایل آذر با برند «تارا» اتفاق افتاد و بعد در بهمن ماه به «دیجی پی» و «اسنپ پی» رسید.براساس مستنداتی که سرچ زدم و دیدم، شروع کننده اصلی این جنگ رقابتی و گرفتن سهم بازار رو اپلیکیشن تارا می‌بینم که اومد، آگاهی از همچین خدماتی رو به شکل‌های مختلف از تبلیغات محیطی تا تبلیغات داخل مترو و کیوب بردها شروع کرد که همین اتفاق باعث شد سایر برندهای دیگه یعنی اسنپ پی و دیجی پی احساس خطر کنند و بیان ماه پرترافیک بهمن رو که مردم کم کم در آستانه آماده شدن برای سال نو هستند، با تبلیغات محیطی‌شون یکی پس از دیگری در مقابل تارا اعلام حضور کنند.واسه همین این روزا هنوزم با وجود اتمام ماه بهمن، تو خیلی از خیابان‌ها و اتوبان‌ها هنوز تبلیغات مختلف این برندها رو می‌بینیم.جالبه بدونید برای اولین باره که من دارم در ایران و در یک صنعت همچین مدل رقابت تبلیغاتی رو می‌بینیم که برندها برای درگیر کردن ذهن مخاطبین‌شون چنین حجمه تبلیغاتی رو در سطح شهر انجام دادند.برای همین تصمیم گرفتم با دیدن بیلبوردهایی که هر روز در سطح شهر از این برندها داریم می‌بینیم، براساس این ۱۳ سال تجربه ای که در صنعت مارکتینگ و برندسازی و در کنار مهارت‌ها و دانش های آکادمیش به دست آوردم یک تحلیل مبتنی بر رنک‌بندی این کمپین‌ها داشته باشم تا با هم این کمپین‌ها را مرور کنیم و ببینیم کدوم کمپین می‌تونه در بخش‌های مختلف رنک بالاتری رو به دست بیاره! شاخص‌هایی که من برای تحلیل این سه کمپین در نظر گرفتم شامل:۱- انتقال درست هدف و پیام۲- ماندگاری پیام در ذهن مخاطب۳- خلاقیت بیشتر هویت بصری۴- واکنش ذهنی مخاطبان با دیدن پیام‌ها۵- وفاداری مخاطب به پیام کمپین۶- مدل لحن و سبک ارتباطی پیام با مخاطب۷- نقاط قوت و ضعف کمپینبرای شروع براساس رنک‌بندی با کمپین تبلیغاتی تارا شروع میکنم که در این صنعت اولین برندی بود که از آذر ماه کمپینش رو لانچ کرد: کمپین برند تارا با شعار «قرض نگیر از تارا دستی بگیر»اپلیکیشن تارابرند تارا با ارائه کمپین محیطی با شعار «قرض نگیر از تارا دستی بگیر» به دنبال ترویج استفاده از اعتبار تا سقف ۵ میلیون تومان برای خرید محصولات سوپرمارکتی قسطی بدون سود شهروندان مخاطب هدف بود .اسلوگان کمپین از چند نظر قابل تحلیله:- پیام اصلی:عدم نیاز به قرض: این اسلوگان به طور واضح  نشون میده که با استفاده از اپلیکیشن تارا، نیازی به قرض گرفتن پول از دیگران نیست.کمک و پشتیبانی: استفاده از عبارت «دستی بگیر» حس کمک و پشتیبانی را به مخاطب القا می کنه.- لحن پیام:مثبت و امیدوارکننده؛ لحن اسلوگان مثبت و امیدوارکننده و به مخاطب القا می‌کنه که با استفاده از تارا می‌تونی مشکلات مالی خودت رو تا بخشی حل کنی.دوستانه و صمیمی: لحن اسلوگان دوستانه و صمیمیه و به مخاطب حس نزدیکی با اپلیکیشن تارا رو القا می کنه.- انتخاب واژگان:قرض: واژه «قرض» بار معنایی منفی داره و تداعی کننده مشکلات مالیه.تارا: نام اپلیکیشن به طور هنرمندانه در اسلوگان گنجانده شده.دستی بگیر: این عبارت حس کمک و یاری رساندن رو به مخاطب القا می‌کند.- به یاد ماندنی بودن:این اسلوگان کوتاه، آهنگین و به یاد ماندنی‌ترهرتبه بندی کیفیت و خروجی کمپین:- انتقال درست هدف و پیام:شعار کمپین به طور واضح هدف و پیام اون رو که ارائه اعتبار برای خرید اقساطی بدون سود است رو به مخاطب منتقل می‌کنه.- ماندگاری در ذهن:استفاده از جناس در شعار &quot;قرض نگیر از تارا دستی بگیر&quot; به ماندگاری آن در ذهن مخاطب کمک می کنه.- خلاقیت:ایده ارائه اعتبار برای خرید اقساطی بدون سود، خلاقانه و نوآورانه بود- واکنش ذهنی مخاطبان:این کمپین می‌تونه واکنش های ذهنی مثبتی مانند احساس رضایت، آسودگی خاطر و تمایل به خرید رو در مخاطبان ایجاد کنه.- وفاداری مخاطب به پیام کمپین:ارائه خدمات و مزایای واقعی مطابق با وعده‌های داده شده در کمپین، می‌تونه به افزایش وفاداری مخاطبان به پیام آن کمک کنه.- نقاط قوت کمپین:شعار جذاب و ماندگارایده اجرایی تصاویر خلاقانه و نوآورانهارائه خدمات و مزایای واقعیلحن و سبک ارتباطی دوستانه و صمیمی- نقاط ضعف کمپین:عدم وجود اطلاعات کافی در مورد شرایط و ضوابط دریافت اعتبارفونت ریز مزیت‌های رقابتی که در ارتفاع روی بیلبوردها خوانا نیستاشاره به سقف مبلغ «5 میلیون تومان» که در مقایسه با عددی که رقبا ارائه میدن پایین‌ترهتحلیل دوم: کمپین دیجی پیاپلیکیشن دیجی پیبرند دیجی پی با ارائه کمپینی با شعارهای «پی چیزی بودن... خود زندگی است»، «پی یک حلقه یاقوت کبود...» و «پی قالیچه تبریز برای سوغات...» به دنبال ترویج استفاده از خدمات اعتبار خرد در افکار عمومی بود.تحلیل اسلوگان کمپین دیجی‌پی:- پیام اصلی:ارتباط با زندگی: این اسلوگان ها به طور واضح میگن که دیجی‌پی فقط یه ابزار پرداخت نیست، بلکه به عنوان بخشی از زندگی روزمره افراد می‌تونه عمل کنه.ارزش و اهمیت: با استفاده از عباراتی مانند «خود زندگی است«، «حلقه یاقوت کبود» و «قالیچه تبریز» دیجی‌پی می‌خواد نشون بده که ارزش و اهمیت زیادی در زندگی کاربرانش میخواد داشته باشه- لحن:مثبت و امیدوارکننده: لحن اسلوگان‌ها مثبت و امیدوارکننده بود و به مخاطب القا می‌کنه که استفاده از دیجی پی می‌تونه زندگیشون رو بهتر کنه.شاعرانه و جذاب: استفاده از عبارات شاعرانه و تشبیهات لحن اسلوگان‌ها رو جذاب و به یاد ماندنی کرده بود.- انتخاب واژگان:پی: استفاده از حرف «پی» در اسلوگان‌ها به نام برند (دیجی‌پی) اشاره داره.چیزی بودن، خود زندگی، حلقه یاقوت کبود، قالیچه تبریز: این عبارات ارزش و اهمیت دیجی‌پی رو تو زندگی کاربران میخواد نشون بدهرتبه بندی کیفیت و خروجی کمپین:- انتقال درست هدف و پیام:شعارهای کمپین آنچنان واضح، هدف آن رو که ترویج استفاده از خدمات اعتبار خرد دیجی‌پی هست رو به مخاطب منتقل نمی‌کنه.- ماندگاری در ذهن:استفاده از جناس در شعار «پی چیزی بودن... خود زندگی است» نسبتا، به ماندگاری آن در ذهن مخاطب کمک می کنه.- خلاقیت:ایده استفاده از حرف «پی» به عنوان عنصر مشترک در شعارها خلاقانه بود.- واکنش ذهنی مخاطبان:این کمپین می‌تونه واکنش های ذهنی مثبتی از خدمات دیجی پی رو در مخاطبان ایجاد کنه.- نقاط قوت کمپین:شعارهای جذاب و ماندگارایده خلاقانه و نوآورانهلحن و سبک ارتباطی دوستانه و صمیمیخلاقیت در استفاده از عناصر تشبیه و رمزآلوداستفاده از رنگ آبی در زمینه که حس آرامش و اعتماد را القا می‌کنهاستفاده از فونت سفید که خوانایی بالایی داره.- نقاط ضعف کمپین:عدم وجود اطلاعات کافی در مورد خدمات و مزایای دیجی پیتمرکز بیش از حد بر روی شعارها و عدم ارائه توضیحات کافیکمپین به طور مستقیم مخاطبان را به استفاده از دیجی پی تشویق نمی‌کند و بیشتر بر روی مفاهیم کلی تمرکز دارد.تحلیل کمپین اسنپ‌پیبرند اسنپ پی- شعار کمپین: منظومه بخر سیاره سیاره پرداخت کن، کهکشان بخیر ستاره ستاره پرداخت کن، درخت بخیر شاخه شاخه پرداخت کن- پیام اصلی کمپین:تنوع در پرداخت: این اسلوگان در تلاشه بگه که با استفاده از اسنپ‌پی می‌توان انواع مختلفی از خدمات رو دنبال کرد و خرید.سهولت در پرداخت: استفاده از عباراتی مانند «سیاره سیاره» و «ستاره ستاره» حس سهولت و آسانی در پرداخت رو به مخاطب القا می کنه.- لحن:مثبت و امیدوارکننده: لحن اسلوگان ها  مثبت و امیدوارکننده است و به مخاطب القا می‌کنه که با استفاده از اسنپ‌پی می‌تونه به راحتی پرداخت‌های خود را انجام بده.خلاقانه و جذاب: استفاده از عبارات منظومه، سیاره، ستاره و کهکشان لحن اسلوگان رو خلاقانه و جذاب کرده- انتخاب واژگان:منظومه، سیاره، ستاره، کهکشان: این واژگان‌ها حس بزرگی و تنوع رو به مخاطب القا می‌کنه.درخت، شاخه: این واژگان حس طبیعت و پویایی رو به مخاطب القا می کنهپرداخت: واژه «پرداخت» به طور واضح کارکرد اسنپ‌پی رو نشون میده- به یاد ماندنی بودن:این اسلوگان کوتاه، آهنگین و به یاد ماندنی بودرتبه بندی کیفیت و خروجی کمپین:- انتقال درست هدف و پیام:شعارهای کمپین به طور واضح هدف آن را که ترویج استفاده از خدمات پرداخت دیجیتال اسنپ پی برای خریدهای مختلفه، رو به خوبی به مخاطب انتقال نمیده.- ماندگاری در ذهن:استفاده از مفاهیم نجومی در شعارها، به ماندگاری آنها در ذهن مخاطب کمک زیادی نمی‌کنه.- خلاقیت:ایده استفاده از مفاهیم نجومی برای ترویج استفاده از خدمات پرداخت دیجیتال، خلاقانه و نوآورانه بود.- واکنش ذهنی مخاطبان:واکنش ذهنی مخاطبان بیشتر این بود که خب استفاده از مفاهیم نجومی چه ارتباطی با خدمات اسنپی داره، بهتر نبود که بیشتر به مزیت‌های اسنپ پی پرداخته می شد؟- نقاط قوت کمپین:شعارهای خلاقانه و ماندگارایده نوآورانه و جذابلحن و سبک ارتباطی امیدوار کننده و الهام ‌بخش- نقاط ضعف کمپین:عدم وجود اطلاعات کافی در مورد خدمات و مزایای اسنپ پیتمرکز شعارها بیشتر بر روی تنوع و انعطاف پذیری اسنپ پی است و به سایر مزایای آن نشدهتمرکز بیش از حد بر روی خلاقیت و رمزآلود بودن، به طوری که پیام کمپین به طور کامل به مخاطب انتقال پیدا نمی‌کنهنتیجه رنک بندی کمپین های صنعت BNPLبر اساس بررسی‌های انجام‌شده در بخش‌های مختلف کمپین‌های ۳ برند تارا، دیجی‌پی و اسنپ‌پی، به‌عنوان تحلیلگر، موارد زیر رو براساس رنک‌بندی اعلام می‌کنم:از نظر شاخص رتبه‌بندی:با توجه به معیارهای ذکر شده، رتبه‌بندی کمپین‌ها به شرح زیر است:رتبه اول برند تارا:انتقال درست پیام: قویماندگاری در ذهن: قویخلاقیت: متوسطوفاداری به پیام: قویدلایل برگزیده شدن انتخاب برند تارا در جایگاه اول کمپین های برتر صنعت BNPL۱- کمپین تارا با پیامی ساده و مستقیم، به طور واضح هدف خودش رو که ارائه خدمات BNPL به مخاطب هست رو می‌رساند .۲- استفاده از شعار «قرض نگیر از تارا دستی بگیر» به همراه تصاویر جذاب، به ماندگاری این پیام در ذهن مخاطب کمک کرد۳- خلاقیت این کمپین در حد متوسط است، اما وفاداری آن به پیام برند بسیار قوی انتخاب شده.رتبه دوم برند دیجی پیانتقال درست پیام: متوسطماندگاری در ذهن: متوسطخلاقیت: بالاوفاداری به پیام: ضعیفدلایل برگزیده شدن انتخاب برند دیجی پی در جایگاه دوم کمپین های برتر صنعت BNPL۱- کمپین دیجی‌پی با استفاده از شعارهای مختلف، سعی در القای حس آزادی و انعطاف‌پذیری در خرید اعتبار خرد به مخاطب رو داشت۲- خلاقیت این کمپین بالا بود، اما تعدد شعارها باعث شد تا پیام برند به طور کامل به مخاطب منتقل نشه۳- وفاداری این کمپین به پیام برند ضعیف بود، چون برخی از شعارها مانند «پی چیزی بودن... خود زندگی است» به طور مستقیم به خدمات صنعت BNPL  مرتبط نیستند.رتبه سوم برند اسنپ‌پیانتقال درست پیام: ضعیفماندگاری در ذهن: ضعیفخلاقیت: بالاوفاداری به پیام: ضعیفدلایل برگزیده شدن انتخاب برند اسنپ‌پی در جایگاه سوم کمپین های برتر صنعت BNPL۱- کمپین اسنپ‌پی با استفاده از شعارهای فانتزی با نجوم، سعی در ایجاد تمایز با سایر رقبا داشت.۲- خلاقیت این کمپین بالا است، اما پیام برند به طور واضح به مخاطب منتقل نشد.۳- ماندگاری این کمپین در ذهن مخاطب ضعیف ایجاد شد و وفاداری آن به پیام برند هم به دلیل عدم وضوح پیام، کم بودو در پایان به عنوان نتیجه‌گیری تحلیل کمپین ها:کمپین تارا در انتقال درست پیام، ماندگاری در ذهن و وفاداری به پیام برند قوی‌تر از دو رقیب دیگر عمل کرده بود.خوشحال میشم که بعد خوندن این تحلیل و بررسی کمپین دیدگاهتون رو باهام  به اشتراک بزارید :)</description>
                <category>میلاد تیرانداز</category>
                <author>میلاد تیرانداز</author>
                <pubDate>Mon, 18 Mar 2024 12:52:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تگلاین شخصی زندگیت رو برای سال جدید تعریف کردی؟</title>
                <link>https://virgool.io/@miladtirandaz/%D8%AA%DA%AF%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%AA-%D8%B1%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%DB%8C-nvnwu52dukgd</link>
                <description>تاحالا فکر کردی که برای خودت یه #تگلاین شخصی داشته باشی و براساس اون تموم کارهایی که انجام میدی، ارتباطاتی که میگیری، مهارت‌هایی که به دست میاری، تجربه‌هایی که میسازی ،ارزش‌هایی که به وجود میاری،محتواهایی که تولید میکنی و.. زندگیت رو حول محور اون وعده یا تگلاین(شعار) پیش ببری؟📮اگه اینکارو نکردی بیا واسم کامنت کن که میخوای تگلاین شخصی تو برای سال جدیدیت چی باشه؟🌀تگلاین شخصی من ۴ ساله که اینه؛همیشه در مسیر خلق،کشف و تجربه زندگی :)📝و ۴ دلیل برای اینکه باید #تگلاین_شخصی داشته باشیم:1- تمرکز : تگلاین شخصی به ما کمک می‌کنه تا روی هرچیزی که برامون مهمه تمرکز کنیم و از انجام کارهایی که با ارزش‌هامون همسو نیستند،.دوری کنیم2-انگیزه: تگلاین شخصی می‌تونه منبع انگیزه‌ای برای ما باشه تا به دنبال اهدافمون بریم و در سختی‌ها تسلیم نشیم.3- شفاف سازی اهداف: تگلاین شخصی به ما کمک میکنه تا ارزش‌ها و اهداف خودمون رو به ظور واضح بیان کنیم و دیگران رو با خودمون همسو کنیم.4- برندسازی شخصی: تگلاین شخصی میتونه شمارو در برندسازی شخصی کمک کنه و نسبت به دیگران متمایز نشونتون بده🌀 برای انتخاب تگلاین شخصیتون باید به این سئوال ها پاسخ بدین:- چه چیزی برای شما در زندگی مهمه؟- چه چیزی به شما انگیزه میده؟-چه ارزشی رو میخواین به دنیا اضافه کنید؟</description>
                <category>میلاد تیرانداز</category>
                <author>میلاد تیرانداز</author>
                <pubDate>Fri, 15 Mar 2024 22:02:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>&quot; تَکرار می‌کنم &quot; خلاقیت یا سوءاستفاده سیاسی در تبلیغات رستوران‌های زنجیره‌ای شیلا؟</title>
                <link>https://virgool.io/@miladtirandaz/%D8%AA%D9%8E%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%85-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82%DB%8C%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D8%B3%D9%88%D8%A1%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%BA%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AC%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%DB%8C%D9%84%D8%A7-hbzd8pqzdjfo</link>
                <description>تَکرار می کنم!  این متن محتوای پیام تبلیغاتی برند رستوران های زنجیره‌ای شیلا بود که ظهر امروز نوتیفش رو گوشیم اومد. اما هدف از نوشتن این پست تحلیلی سئوالی بود که ذهنم رو درگیر کرد!چرا یک برند باید اسلوگان sms marketing خودش رو بر اساس ترند سیاسی انتخابات بنویسه، و برای مشتریانش بفرسته؟ آیا آیا از نظر عوامل تیم مارکتینگ استفاده از این جمله مشهور &quot; تَکرار میکنم &quot; که سید محمد خاتمی رئیس جمهور وقت گفته بود، یک کار هوشمندانه انجام بوده و و مردم رو جذب کردن یا یک کار ضد تبلیغاتی که ممکنه برعکس جواب بده؟با توجه به اینکه الان اکثر مردم حاضر نیستن تو انتخابات شرکت کنن، آیا برند با یادآوری این جمله که مربوط به کارزار سیاسی حسن روحانی تو انتخابات ۹۶ بود، ممکنه در ذهن مخاطب این سوال ایجادشه که با این محتوای پیام، برند میخواد به چه هدفی برسه؟ - آیا این رستوران می‌خواد با این جمله نشون بده که با اصلاح‌طلبان همدله؟-یا با این جمله از فضای سیاسی کشور میخواد سود ببره و مردم رو مجبور کنه که با طنز و شوخی و حتی تهدید، تبلیغ تخفیف ۶۸ هزار تومنی خودشو که فقط تا ۱۴ اسفند معتبره، تو ذهن مردم جایگاه سازی کنه بلکه مشتریان عمل خرید رو انجام دهند؟از نگاه من به عنوان نگارنده و کسی که 13 ساله تخصصی در صنعت مارکتینگ فعالیت کرده؛این روش خیلی جالب و موثر نیست. چون محتوای سیاسی با محتوای تبلیغاتی هماهنگ نیست و ممکنه باعث سرد شدن مشتریان بشه. به جای اینکه برند از جملات معروف و تاثیرگذار سیاستمداران استفاده کنه، بهتره که خلاقیت خودشو نشون بده و با جملات جذاب و متناسب با هویت و محصولات خودش، مردم رو وادار به خرید کنه. همینطور استفاده از محتوای سیاسی در تبلیغات، یک چاقوی دو لبه است. اگر به درستی انجام شود، می‌تواند به جلب توجه مخاطب و افزایش فروش کمک کند. اما اگر به درستی انجام نشود، می‌تواند پیامدهای منفی برای برند به دنبال داشته باشد.حالا شما بگین که - واکنش‌تون به این محتوای تبلیغاتی با جمله سیاسی که برای مخاطب ارسال شد چه هست؟- آیا استفاده از این روش، اقدامی هوشمندانه برای جلب توجه مخاطبه یا اقدامی مخاطره‌آمیز که می‌تواند به ضرر برند تمام شود؟- از نظر شما تاثیر این روش بر فروش رستوران‌های زنجیره‌ای شیلا چه خواهد بود؟</description>
                <category>میلاد تیرانداز</category>
                <author>میلاد تیرانداز</author>
                <pubDate>Tue, 27 Feb 2024 21:18:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۴ روش استراتژی بازاریابی به ظاهر درست،اما از نظر علمی نه</title>
                <link>https://virgool.io/@miladtirandaz/%DB%B4-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B8%D8%A7%D9%87%D8%B1-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%D9%86%D9%87-ycuydia8wel2</link>
                <description>شاید برای شما هم پیش اومده باشه که با دیدن برخی از کمپین های محتوایی فضای آنلاین یا همین تبلیغاتی محیطی که در سطح شهر اکران می‌شوند، سوالی ذهن شمارو درگیر کرده باشه؛ که واقعا این کمپین جواب میگیره؟ اصن این همه پول خرج کرده برایر چی؟ هدفش چیه واقعا!! برای رسیدن به این جواب باید به استراتژی بازارایابی 4 مرحله‌ای اشاره کنم که هنوزم متاسفانه بین خیلی از کسب و کارهای سنتی و حتی نوآور مبتنی بر تکنولوژی مرسومه ولی به دلیل تکرار پذیری کسب و کارها و آگاهی کم در خصوص نوآوری های جدید حوزه تبلیغات این چرخه اشتباه دائما در حال تکراره ...برای همین تصمیم گرفتم با توجه به تجربیات کارکردن با برندهای مختلف و پروژه هایی که این سال ها بررسی کردم،در مورد این استراتژی بازاریابی 4 مرحله‌ای سنتی مرسوم بین کسب کارها بنویسم و راه حل پیشنهادی که به عنوان حلقه گمشده در این 4 مرحله هست رو در این محتوا به اشتراک بزارم:مرحله اول Developer : خیلی از شرکت ها برای افزایش فروش و سود بیشتر و همینطور پیشگام شدن نسبت به رقبا در شریط مختلف زمانی تصمیم می‌گیرند که یک محصول یا خدمت جدیدی رو به بازار اضافه و لانچ کنندمرحله دوم Research : محصول جدید پیشنهادی رو براساس تحقیقات بازار، مدل خرید و رفتار مصرف کنندگان هدف دستخوش تغییراتی می کنند.مرحله سوم Advertising : یک آزانس تبلیغاتی رو استخدام می کنند که به شیوه انفجاری محصول یا خدمت جدید رو در بازار معرفی کنند.مرحله چهارم Branding : به مرور زمان با استفاده از روش های مختلف تبلیغات، محصول یا خدمت جدید رو به یک برند مطرح تبدیل می کنند.شاید با خوندن این 4 مرحله فکر کنید که به لحاظ نظری هیچ مشکل یا ابهامی در این مراحل وجود نداره!اما باید بگم که از نظر علمی تو این زنجیره یه حلقه ضعیف وجود داره، که میتونم بگم حیاتی ترین بخشه! و اون جا انداختن نام، مفهوم و کاربرد محصولات یا خدمات خود برند در ذهن مصرف کنندهاست. که اگه در مسیر شما موفق نشین، نمیتونید نام برند در ذهن آن ها جایگاه سازی کنید. اینجا حلقه ضعیف همون مرحله تبلیغات هست.امروز با توجه به حجم بمباران تبلیغاتی که در مقابل آن قرار گرفتیم، تبلیغات به تنهایی قدرت خودش رو در جا انداختن یک برند جدید در ذهن مصرف کننده ها از دست داد و به نوعی میتونم بگم که اعتباری آنچنان برای مخاطبان نداره. چون امروز خیلی از ماها در معرض ادعاهای بی پایه تبلیغات قرار می گیریم که سعی می کنیم تا حد امکان تبلیغات و پیام های مختلف آن هارو نادیده بگیریم.خب راه حل چیه؟اول اطلاع رسانی بعد تبلیغاتتجربه کمپین هایی که در ابتدا مبتنی بر اقدامات PR بودن نتیجه نشون داده که بسیار موفق تر عمل کردن برای همین شما باید برای شروع هر کسب و کاری به اعتبار نیاز داریدکه فقط یک شخص یا منبع سوم به عنوان رسانه به کمک استراتژی هایی که در آن میتوان پیاده سازی کرد تسهیلگر معرفی شما باشه.پس اگه فرمول 4 مرحله‌ای بالارو بخوایم تغییر بدیم برای اثربخشی بیشتر تبلیغات باید این مراحل رو طی کنیم:Developer---&gt;Research ---&gt; Public Relation ---&gt; Advertiding ---&gt; Branding نظر شما چیه؟ تاحالا شده از اقدامات PR در چرخه ارتباطی و کمپین هاتون استفاده کنید؟ نتیجه چی بوده؟</description>
                <category>میلاد تیرانداز</category>
                <author>میلاد تیرانداز</author>
                <pubDate>Mon, 26 Feb 2024 10:54:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تحلیل کمپین تبلیغاتی ۳۶۰ درجه برند کلور با بازی بهرام رادان</title>
                <link>https://virgool.io/@miladtirandaz/%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%DA%A9%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%BA%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%DB%B3%DB%B6%DB%B0-%D8%AF%D8%B1%D8%AC%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-%DA%A9%D9%84%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%86-ka3js0nvak2k</link>
                <description>نیاز به نقش بازی کردن نیستوقتی زندگی و تخصصت کاریت میشه مارکتینگ، ناخوداگاه کم کم چشم‌هات عادت میکنه هر تصویر و متنی که روی بیلبوردهای شهر نقش میبینده یا محتوایی که در شبکه های اجتماعی رو میبینی نگاه تحلیلگری بهش داشته باشی،که اتفاقا یکی ازین تبلیغاتی که مدت ها ذهن منو درگیر خودش کرده بود و برام یکم اغراق آمیز بود تبلیغات یخچال‌های لوازم خانگی کلور بود، که در بخش های مختلف اتوبان‌های تهران، هرروز تصویری از یک بیلبورد می‌دیدم با اسلوگان &quot; آینده را امروز تجربه کنید &quot;  با توجه به اینکه میدونستم صنعت لوازم خانگی ایران از نظر فناوری خیلی مونده به اون چیزی که میخواد در تکنولوزی برسه، برای همین این وعده برند در پیام تبلیغاتی اصلا برام باورپذیر نبود و چندبارهم میخواستم تحلیلی در موردش بنویسم، اما بهونه خوبی برای تحلیل نبود.برای همین این قضیه گذشت تا هفته پیش که برند یک تیزر تبلیغاتی با حضور بهرام رادان که پیام &quot;نیازی به نقش بازی کردن نیست&quot; در ادامه کمپین تبلیغاتیش  رو  لانچ و در چنل های مختلف وایرال کرد.همین تیزر بهونه‌ای شد که حالا کمپین 360 درجه برند کلور رو که در سناریوهای رسانه ای مختلف یک پیام تبلیغاتی هدفمند شده رو به سمت جامعه ارسال می کنه تحلیل و در موردش بنویسم.در این تحلیل کمپین 360 درجه برند کلور به نکات زیر پرداخته میشه:  ۱) چرا برند باید تصمیم بگیره همچین اسلوگانی رو برای کمپین انتخاب کنه؟  ۲) هدف از کپی رایت این اسلوگان آینده را امروز تجربه کنید چیست؟  ۳) برند با اجرای این کمپین و انتخاب بهران رادان به عنوان سفیر چه پیامی رو میخواد به مخاطب القا کنه؟  ۴) دیدگاه‌های مثبت و منفی که میشه به اسلوگان این کمپین داشت چیه؟  ۵) در دیالوگ ویدیویی که بهرام رادان مطرح میکنه؛ نیاز به نقش بازی کردن نیست. بازیگر دقیقا چه حس و تصویری رو از برند میخواد در ذهن مخاطبین القا جایگاه سازی کنه؟تحلیل کمپین تبلیغاتی ۳۶۰ درجه برند کلورلینک تیزر تبلیغاتی کمپین برند کلور １) چرا برند باید تصمیم بگیره همچین اسلوگانی رو برای کمپین انتخاب کنه؟برند کلور با انتخاب اسلوگان &quot;آینده را امروز تجربه کنید&quot; به دنبال القای حس نوآوری، پیشرو بودن و به روز بودن به مخاطبان خود نسبت به رقبای مارکت است. که براساس ساختار پیام از طریق ذهن میشه به این نتیجه رسید که محتوای پیام با &quot; با تحریک قشر پیشانی مغز و فعال کردن سیستم پاداش، حس خوشایندی رو در مخاطب ایجاد می‌کنه. این عبارت، با ایجاد حس پیشرو بودن و تطابق با ارزش‌های مدرن، به دنبال جذب مخاطبان جوان و ترغیب آنها به خرید محصولات کلور هست.  ۲) هدف از کپی رایت این اسلوگان آینده را امروز تجربه کنید چیست؟هدف از کپی رایت این اسلوگان اینکه؛ برند مخاطب رو تحت تاثیر قرار بده و اونو  به خرید محصولات کلور ترغیب کند. این اسلوگان با استفاده از کلمات قوی و جذاب مانند «آینده» و «تجربه»، یک پیام مثبت و امیدوارکننده منتقل می‌کند و احساس کنجکاوی و شوق را در مخاطب ایجاد میکنه. این اسلوگان همچنین با ایجاد یک تضاد بین «آینده» و «امروز»، یک تفاوت بین محصولات کلور و رقبای آن را ایجاد می‌کند و مخاطب را به فکر این می‌اندازد که چگونه می‌تواند با خرید از کلور، از مزایای یک زندگی مدرن و پیشرفته بهره‌مند شود..۳) برند با اجرای این کمپین و انتخاب بهران رادان به عنوان سفیر چه پیامی رو میخواد به مخاطب القا کنه؟انتخاب بهرام رادان به عنوان بازیگر این کمپین، بر اساس نظریه همسانی صورت گرفته . که مخاطبان با مشاهده چهره جذاب و محبوب این بازیگر، به طور ناخودآگاه ویژگی‌های مثبت اورا به برند کلور تعمیم میدن. که همبن موضوع  به افزایش اعتماد و اعتبار برند و ایجاد حس تمایل به خرید محصولات آن در مخاطب کمک می‌کنه و مهمتر اینکه  برند می‌خواهد با ارتباط دادن محصولات خود با دیالوگ‌هایی که بهران رادان در کلیپ تبلیغاتی می‌گوید، یک تصویر از زندگی رویایی و واقعی را در ذهن مخاطب ایجاد  و آن ها را  به خرید از کلور تشویق کند.۴) دیدگاه‌های مثبت و منفی که میشه به اسلوگان این کمپین داشت چیه؟مثبت:خلاقانه و نوآورانهجذاب و به یاد ماندنیالقا حس پیشرو بودن و به روز بودنایجاد تمایل به امتحان محصولات برندمنفی:ممکن است برای برخی مخاطبان اغراق‌آمیز به نظر برسهانتظارات مخاطبان را بالا می‌بردبرند را ملزم به ارائه محصولات و خدمات نوآورانه می‌کنه ۵) در دیالوگ ویدیویی که بهرام رادان مطرح میکنه؛ نیاز به نقش بازی کردن نیست. بازیگر دقیقا چه حس و تصویری رو از برند میخواد در ذهن مخاطبین القا جایگاه سازی کنه؟در بخشی از ویدیو تبلیغاتی که بهرام رادان دیالوگ «نیاز به نقش بازی کردن نیست» مطرح میکنه، به دنبال حس و تصویری از برند کلور هست که میخواد در ذهن مخاطبین این پیام رو القا کنه که محصولات برند به قدری واقعی و کارآمد هستند که نیازی به تزئین و تظاهر(ویژگی ها و مزیت های تبلیغاتی فیک) نداره و همان طور که هست، مورد پسند و استقبال مشتریان می‌تواند در آینده قرار بگیره این دیالوگ همینطور با اشاره به حرفه بازیگری بهرام رادان، یک تمایز بین زندگی واقعی و سینمایی رو ایجاد می‌کنه و مخاطب رو  به این نتیجه می‌رسونه که محصولات کلور برای زندگی واقعی طراحی شده‌اند، نه برای نمایش..نظر شما حالا با خواندن این تحلیل در مورد کمپین برند کلور چیه؟</description>
                <category>میلاد تیرانداز</category>
                <author>میلاد تیرانداز</author>
                <pubDate>Wed, 21 Feb 2024 20:05:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آموزش تبلیغات همراه با انتقال تجربه ای از یک کسب و کار واقعی</title>
                <link>https://virgool.io/@miladtirandaz/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%AA%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%BA%D8%A7%D8%AA-%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D9%84-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-wpuf2f4epwzs</link>
                <description>ی و سند استراتژی ارتباطی برند
 من زندگی رو یه رابطه می‌بینم که منو به دنیای آدم‌ها میبره تا داستان‌هاشون رو بشنوم. این داستان‌ها به من کمک می‌کنه تا ازشون قهرمانانی بسازم که با محصولات و خدماتشون، حال خوب و سبک زندگی بهتری برای دیگران ایجاد می‌کنند.  داستان امروزم در خصوص دانشپذیرهاییه که به واسطه یکی از کلاس‌هام باهام ارتباط گرفتند و یک دوستی جدید در مدار ارتباطیم باهاشون شکل گرفت.  روز گذشته علیرضا و مهسا به عنوان فاندرهای آژانس تبلیغاتی کارنیک باهام تماس گرفتند،که برامون یه پرژه خیلی خوبی اومده ولی هرچقدر تلاش کردیم درکش کنیم تا پیشنهادی به مشتریامون برای جلسه امروز  ارائه بدیم، هنوز نتونستیم به یه جمع بندی برسیم، برای همین میشه از شما دعوت کنیم بیان یه توضیح اولیه بدیم بعد آماده شین برای جلسه اصلی با مشتری که امروز ساعت 6 دفتر میان.  با توجه به ماموریتی که برای خودم درنظر گرفتم؛ رسالت من کشف و خلق تجربه برای کمک و همراهی افرادیه که در مسیر زندگیم قرار میگیرند. برای همین قبول کردم و اطلاع دادم بعدظهر میبینمشون.  نیم ساعت زودتر به دفتر بچه‌ها رسیدم تا کل پروژه رو واسم تعریف کنند.وقتی شرح پروژه رو شنیدم، متوجه شدم که از نظر ساختار کسب‌وکاری، راه‌اندازی چنین سرویسی در صنعت غذا و نوشابه با توجه به مخاطب‌شناسی که مشتریانشان انجام داده‌اند، امکان‌پذیر نیست و با یه شکست کامل روبه‌رو خواهند شد. برای همین تصمیم گرفتم در جلسه اولیه که قرار بود با آن‌ها داشته باشم، روی چند مورد با‌هاشون صحبت کنم.  راس ساعت 6 بعدظهر شد و مشتریان محترم که 2 خانوم میان سال و کاملا پرانرژی بودن و به خوبی تکنولوژی رو میفهمیدن مخاطب من در جلسه بودن. که در ابتدا ازشون خواستم چرایی شکل گیری این مدل بیزنس رو مطرح کنند و توضیح بدن که قراره چه تغییری در جامعه با ساختاری که در حوزه رستوران داری میخوان ایجاد کنند بیزنسوشن رو توسعه دهند!  تمام مسیر رو شنیدم و سوالات لازم رو پرسیدم. در نهایت، با توجه به سرمایه‌ای که برای اجرای مدل طراحی‌شده در نظر گرفته بودند، دلایل قانع‌کننده‌ای برای خروج از بازار و شکست پروژه توضیح دادم. در نهایت، جلسه ما بعد از 4 ساعت، یعنی ساعت 10 شب با بستن قرارداد، به پایان رسید. و قرار شد منم به عنوان مشاور و منتور پروژه، در برخی از بخش‌ها باهاشون همکاری کنم.  اما دستاورد این جلسه برای دوستانم و مشتریان عزیز آن‌ها چه بود؟ اونا متوجه شدند که برای راه اندازی واجزای یک کسب‌وکار، باید یه چارچوب و استانداردی برای مراحل مختلف آن تعریفشه. این کار باعث میشه که هم مشتری بداند چه می‌خواد و هم ما به عنوان یک متخصص، تسهیل‌گر رویای مشتریانی باشیم که ممکنه به دلیل سرمایه‌ای که دارند، مانع از هزینه‌تراشی و شکست آن‌ها شویم. همینطور، این کار باعث می‌شود که برای توسعه کسب‌وکار و حتی ایده‌ای که دارند، هدفمند و ممطئن تر گام بردارند.  حالا مراحلی که من برای اجرای کارهای زیرساختی و نحوه ورود به بازار این کسب و کار نوپا در حوزه رستوران داری توصیه کردم عبارت بودن از:  مرحله 1:طراحی و تدوین Business Idea جدید  مرحله 2:طراحی پلن BMC بر اساس تحقیقات  مرحله 3:بازنگری و ایجاد نوآوری در 4Pمحصولات، از خود محصول (23 مدل غذایی) تا شرایط و مدل‌های قیمت‌گذاری، روش توزیع، استفاده از بازوهای فروش در مراکز آفلاین و آنلاین به عنوان شریک و همینطور تدوین اولیه بخش پروموشن‌ها  مرحله 4:طراحی هویت بصر مرحله 5:پلن برنامه‌ریزی و استراتژی رسانه مرحله 6: اجرای پروموشن و تبلیغات برند و خدماتی که ارائه میده</description>
                <category>میلاد تیرانداز</category>
                <author>میلاد تیرانداز</author>
                <pubDate>Tue, 09 Jan 2024 10:20:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بررسی کمپین محیطی جاباما ، همراه با نکات تحلیلی</title>
                <link>https://virgool.io/@miladtirandaz/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%AA-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-uq7mxqvuo38y</link>
                <description>به عنوان یک مارکتر، یا یک شهروند معمولی، وقتی در تهران زندگی می‌کنیم، علاوه بر مواجهه با آلودگی هوا و رویدادهای مختلف، خیلی وقت‌ها با دیدن بیلبوردهای تبلیغاتی با طراحی‌های متفاوت و خلاقانه در سطح شهر، شگفت‌زده می‌شیم و دنبال &quot;چرایی&quot; آن هستیم که هدف از اکران این کمپین واقعا چی بوده؟که با توجه به شکل گیری همین &quot;چرایی&quot; در ذهنم، تصمیم گرفتم که در خصوص اجرای کمپین جاباما که در ظرف کمتر از 48 ساعت فاز اوپنینگ آن رونمایی شد، در مورد آن بنویسم. در این تحلیل، به مدل ، هدف تبلیغات، استراتژی، تکنیک کپی رایتتینگ و هدف پیام این کمپین می پردازم.نحوه مدل و اجرای این کمپین :بیلبوردهای این کمپین شامل پیام هایی هستند که بر اساس نظرات کاربران جاباما در سایت آن در مورد اقامتگاه های مختلف نوشته شده است. این نظرات شامل امتیاز، توصیه و ویژگی های اقامتگاه ها هستند که به صورت مختصر و مفید به مخاطبان ارائه شده. اسلوگان کمپین هم با عبارت “اقامت راحت با خواندن نظر” انتخاب شده که بیانگر اهمیت نظرات کاربران در انتخاب اقامتگاه مناسب برای آن هاست.هدف کمپین:هدف اصلی این کمپین افزایش آگاهی و جذب مخاطبان برای پلتفرم جاباما هست. این کمپین سعی داره با نشان دادن نظرات مثبت و واقعی کاربران، اعتماد و اعتبار خودش رو به عنوان یک پلتفرم معتبر و کارآمد برای اجاره اقامتگاه افزایش بده. همینطور، این کمپین در نظر داره با ارائه اطلاعات مفید و کاربردی در مورد اقامتگاه های مختلف، مخاطبان رو ترغیب به مراجعه به سایت جاباما و رزرو آنلاین اقامتگاه مناسب برای خود کننداستراتژی که در این کمپین استفاد‌ه شده:استراتژی اصلی این کمپین استفاده از تکنیک کامنت مارکتینگ است که به معنی استفاده از نظرات کاربران برای تبلیغ جاباما و خدمات آن استفاده بکار برده شده. این تکنیک باعث میشه که مخاطب با دیدن نظرات واقعی و مثبت دیگر کاربران، تصویر مثبتی از جاباما در ذهن خودش بسازه و تمایل بیشتری به خرید خدمات یا استفاده از آن داشته باشه. این تکنیک باعث به وجود آمدن اثر اجتماعی میشه که به معنای تأثیر رفتار و نظرات دیگران بر رفتار و نظرات فرده. افراد معمولاً در جامعه تمایل دارند که با دیگران هم عقیده باشند و از آنها الگو برداری کنند. بنابراین، با دیدن نظرات مثبت دیگران، احتمال اینکه خودشون هم نظر مثبتی داشته باشند و به کسبوکار یا خدمت جاباما علاقمند شوند، افزایش پیدا میکنههدف پیام و تکنیک هایی که طراحی کپی رایتینگ آن نوشته شده:هدف پیامهایی که روی بیلبوردها و تابلوهای تبلیغاتی جاباما نوشته شده، ارائه اطلاعات مفید و کاربردی در مورد اقامتگاههای مختلفه که از نظرات کاربران جاباما استفاده شده. این پیامها سعی دارند با نشان دادن امتیاز، توصیه و ویژگیهای اقامتگاهها، مخاطبان رو به سمت سایت جاباما هدایت و آنها رو ترغیب به رزرو آنلاین اقامتگاه مناسب برای خودشون در زمان مناسب که بیشتر با رویکرد یادآوری است ترغیب کنند.برای طراحی کپی رایتینگ این پیامها، از تکنیکهای زیر استفاده شده است:•استفاده از زبان ساده و روان و بدون اصطلاحات پیچیده و تخصصی•استفاده از کلمات و عبارات جذاب و تحریک کننده مانند “عجب”، “پیشنهاد میکنم”، “اقامتگاه عالی” و …•استفاده از اعداد و امار مانند “امتیاز 4.7” و “امتیاز 4.5” که بیانگر کیفیت بالای اقامتگاه ها هستند•استفاده از نقطه های قوت و ویژگیهای اقامتگاه ها مانند “حیاط با صفایی”، “نزدیک به دریا” و …•استفاده از تصاویر و رنگهای روشن و زیبا که باعث جلب توجه مخاطبان میشوندچرایی استفاده از تکنیک اثر اجتماعی برای تاثیر پذیری و تغییر افکار ذهنی مخاطبین کمپین:استفاده از تکنیک اثر اجتماعی برای تبلیغات محیطی جاباما دارای چندین فایده است؛اول اینکه، این تکنیک باعث میشه که مخاطبان احساس همدلی و همزبانی با دیگر کاربران جاباما کنند و از تجربههای آنها استفاده کنند.دوم اینکه، این تکنیک باعث میشود که مخاطبان اعتماد بیشتری به پلتفرم جاباما پیدا کنند و از آن به عنوان یک منبع معتبر و قابل اعتماد برای انتخاب اقامتگاه استفاده کنند.سوم اینکه، این تکنیک باعث میشود که مخاطبان تحت تأثیر رفتار و نظرات دیگران قرار بگیرند و تمایل بیشتری به رزرو آنلاین اقامتگاه از طریق سایت جاباما داشته باشند.و در آخر ممکنه برای شما سئوال پیش بیاد باتوجه به اینکه پلتفرم جاباما کاربرانش آنلاین هستند اما چرا به جای تمرکز بر تبلیغات دیجیتال از ظرفیت های تبلیغات آفلاین استقاده میکنه؟ هدفش ازین کار چیه؟باید اینطور بیان کنم که هدف از انجام تبلیغات محیطی برای پلتفرم جاباما اینکه بتواند بازار خودشو گسترش بده و به مخاطبانی که شاید با سایت جاباما آشنا نیستند یا از آن استفاده نکردهاند، دسترسی پیدا کند. این تبلیغات محیطی باعث میشه که نام و برند جاباما در ذهن مخاطبان حک بشه و آنها رو به سمت سایت جاباما جذب کنه. همینطور، این تبلیغات محیطی باعث میشه که پلتفرم جاباما به عنوان یک پلتفرم مدرن و خلاقانه در زمینه اجاره اقامتگاه شناخته شود و از رقبای خود متمایز بشه.</description>
                <category>میلاد تیرانداز</category>
                <author>میلاد تیرانداز</author>
                <pubDate>Mon, 25 Dec 2023 02:12:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تحلیلی بر کمپین مهندسی شده از رونمایی فیلم گناه فرشته فیلیمو</title>
                <link>https://virgool.io/@miladtirandaz/%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%DA%A9%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%86-%D9%85%D9%87%D9%86%D8%AF%D8%B3%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%DA%AF%D9%86%D8%A7%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%81%DB%8C%D9%84%DB%8C%D9%85%D9%88-jbjhutptmwvn</link>
                <description>تحلیل کمپین گناه فرشته فیلیمو ؛ برای فرسته دها کنیدفارغ ازینکه تخصص و مهارتمون چیه و کجا چه کاری انجام میدیم وقتی به عنوان یه شهروند معمولی در سطح شهر حرکت می‌کنیم،چه برای رفتن به محل کار و چه برای خرید و کافه رفتن با دوستامون،ممکنه با تبلیغاتی روبه روشیم که احساسات متفاوتی رو در ما ایجاد می کنند:احساساتی شبیه شادی،ترس،کنجکاوی و...که این خلق احساس یکی از اصول و کارکردهای تبلیغاته که بتونه مخاطب رو درگیر پیام و افکاری کنه که سفارش دهندگان یا سازندگان تبلیغات مدنظرشونه..درست مثل یکی از همین تبلیغاتی که بصورت دومرحله ای اکران شده و این روزا شاید به تکرار خیلی دیدیمش و ازش ساده گذشتیم اما در ذهن ما سوالاتی رو ایجاد کرده:♦️&quot;برای فرشته دعا کنید&quot;کمپین تبلیغاتی یک از فیلم های جدید پلتفرم VOD #فیلیمو که میبینیم در تمام سطح شهر تهران بیلبوردی با این پیام رو برای شهروندان در سطح شهر به تصویر کشیده. که حالا قصد دارم از نظر تکنیک و تغییراتی که ممکنه در الگوی ذهنی مخاطبین ایجاد کنه به تحلیل آن بپردازم.🌀 هدف کمپینهدف اصلی این کمپین، ایجاد کنجکاوی و هیجان در مخاطبان برای دیدن فیلم &quot;گناه فرشته&quot; که قراره در یکم دی ماه به نمایش گذاشته بشه باشه، دراین کمپین با استفاده از یک تگ‌لاین ساده و مختصر، اما تاثیرگذار، مخاطبان رو به فکر فرو می‌برد و آنها را به دنبال کسب اطلاعات بیشتر در مورد فیلم می‌فرستد... 🌀 تگ‌لاینتگ‌لاینی که برای این کمپین طراحی شده&quot;برای فرشته دعا کنید&quot; یک جمله ساده و کوتاهه، اما در عین حال،باید بپذیریم که بسیار کنجکاو ‌برانگیز برای مخاطبینه و با دیدن پیام آن بر روی بیلبوردهای مختلف در سطح شهر همچین سئوالاتی در ذهن آنان ممکنه ایجاد شده باشه:🌀 چرا باید برای فرشته دعا کنیم؟فرشته چه کسی هست اصلا؟چه اتفاقی برای فرشته افتاده ؟این سوالات، مخاطب رو به دنبال کسب اطلاعات بیشتر در مورد فیلم می‌فرسته و همین اتفاق، هدف اصلی کمپین رو محقق می‌کنه.🌀 آگاهیاین کمپین باعث شد، آگاهی مخاطبان رو در مورد فیلم &quot;گناه فرشته&quot; افزایش بده. مخاطبان با دیدن پیام کمپین و افکار مختلفی که در ذهن خود مرور کردند متوجه و حدس میزنند که این فیلم، یک فیلم درام و معماییه که داستانی جذاب و پرکشش رو برای آن ها قراره روایت کنه..🌀 هویت بصری مهندسی شده برای طراحی تگ لاین این کمپین:♦️استفاده از رنگ قرمز برای کلمه &quot;فرشته&quot;🔸استفاده از یک تصویر ساده و مختصر🔹استفاده از یک جمله سوالی و کنجکاوی‌برانگیزهویت بصری در این کمپین: باعث شد که توجه بیشتری توسط شهروندان به آن ایجادشه و اشتیاق بیشتری برای دیدن اکران آن در پلتفرم #فیلیمو در تاریخ یکم دیماه داشته باشند. 🌀اما تکنیک استفاده شده برای طراحی تگ‌لاین این کمپین و هدفی که داشته!!کلمه &quot;فرشته&quot; در ذهن همه‌ی ما،مفهومی مثبت و مقدس ایجاد می‌کنه. برای همین استفاده از این کلمه در کنار جمله&quot;برای فرشته دعا کنید&quot; این توانایی رو داره که در مخاطب، حس ترس و نگرانی ایجاد کنه.این ترس و نگرانی، باعث می‌شه که مخاطب، به دنبال کسب اطلاعات بیشتر در مورد فیلم باشه تا دنبال کنه که چه اتفاقی برای این فرشته افتاده  که او نیاز به دعا داره.. 🖌️ شما این تبلیغ رو در سطح شهر دیدین؟ نظرتون با اجرای همچین کمپینی در مورد اکران فیلم چیه؟</description>
                <category>میلاد تیرانداز</category>
                <author>میلاد تیرانداز</author>
                <pubDate>Tue, 19 Dec 2023 16:55:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>میدانید هر کدوم از ما الماسی هستیم برای کسب درآمد و خلق ثروت بیشتر؟</title>
                <link>https://virgool.io/@miladtirandaz/%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D9%87%D8%B1-%DA%A9%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%A7-%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF-%D9%88-%D8%AE%D9%84%D9%82-%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1-po8furvsqox1</link>
                <description>هرکدوم از ما که در لینکدین یا سایر شبکه‌های اجتماعی فعالیت می کنیم دنبال 3 هدف بزرگ هستیم!1.شبکه سازی2.دیده شدن مهارت هامون3.کسب درآمدی که از طریق توانمندی ها و فعالیت‌ها شخصیمون می‌تونیم به دست بیاریم.اگه بخوایم با خودمون صادق باشیم هرکدوم ازین هدف ها به سهم خودش دارای ارزشی هستند که قابل توصیف نیست، اما امروز تو این شرایط بد اقتصادی، اولویت اول ما برای بقا و رسیدن به رویاها و خواسته‌هایی که داریم اینکه؛ خوب دیده بشیم تا کسب درآمد بالایی رو از دانش،تجربه و مهارتمون به دست بیاریم.حالا این کسب درآمد می تونه به شکل ها و روش های مختلف مثل:- تولید محتوای عمومی و یا تخصصی با هدف جذب اسپانسر و گرفتن تبلیغات- بکارگیری و جذب ما در یک سازمان به واسطه مهارتها و فعالیت هـایی که داریم- برگـزاری دورهـای آمـوزشی و تـوانمند سـازی بـرای علاقـه مندان در یـک حـوزه خـاص- ارائه خدمات شخصی سازی شده برای افراد وگروه های مختلف مشتریان مثل خدمات سئو، مدیریت منابع انسانی، مدیریت کمپین، توسعه بیزنس و..- و... خیلی از روش های مختلف دیگه..اما من معتقدم با توجه به تخصص و مهارت هایی که داریم بیشتر میتونیم به دنبال کسب درآمد با هدف ارزش آفرینی برای افراد و گروه های مختلف باشیم.برای نمونه یکی از مشتریان من، یک روانشناس و درمانگر وسواس هست که در یکی از شهرستان های شمال غرب کشور فعالیت میکنه؛ زمانی که از من درخواست کرد تا به عنوان مشاور برندسازی شخصی و توسعه دهنده کسب و کارش، ایشان رو راهبری کنم، در برسی اولیه متوجه شدم،فقط 2 راه کسب درآمد داره؛1- ارائه خدمات مشاوره و درمان آنلاین که بیشتر بیماران از طریق اینستاگرام جذب میشدن.2- ارائه خدمات مشاوره و درمان حضوری برای مراجعه در شهرستان خوددر جلسه چهارمی که با ایشان داشتم برای اجرای برنامه‌های پرسونال برندینگ و تایید کردن مدل‌های درآمدی که در بیزنس پلن پیشنهادی میخواستم تدوین کنم، علاوه بر دو روش قبلی که از طریق مهارت‌های خودشان درآمد داشتند، 9 مدل درآمدی جدید به ایشان پیشنهاد دادم. که با پیاده سازی و اجرای این مدل‌ها، درآمد ماهانه ایشان در شش ماه دوم سال به حدود 650 تا 750 میلیون تومان می‌رسید که این عدد در این حوزه تخصصی بسیار بالا و شگفت‌انگیز بود.به عنوان مثال، در ماه اول دوم، هدف مالی که برای ایشان در OKR تعیین کرده بودم، 200 میلیون تومان بود، که این وعده رو دادم با پلن و برنامه های اجرایی که به شما ارائه میدم خیلی راحت میتونیم این هدف مالی رو بزنیم.ایشان در پایان جلسه از کشف شدن 11 مدل درآمدی جدید برای تخصص و مهارت خودشان در حوزه روانشناسی درمان وسواس، اونم در یک شهرستان شمال غرب کشور، بسیار خوشحال و متعجب بودند.برای همین من باورم اینه که:فرقی نمیکنه سازمان یا یک فرد متخصص باشی که به دنبال خلق ثروت و کسب درآمد بیشتر از محصولات و خدمات قابل ارائه خودتان هستید ،فقط کافیه در زمان و مکان مناسب توسط افرادی که می توانند به عنوان مشاور و یک راهبر همراه شما باشند،کشف بشید تا دستاوردهای بزرگی رو برای رسیدن به خواسته ها و اهدافتون خلق کنید.تاحالا شماهم به کسب درآمد بیشتر براساس توانایی و مهارت هایی که دارید فکر کردین؟نتیجه چی بوده؟#برندسازی #برندسازی_شخصی</description>
                <category>میلاد تیرانداز</category>
                <author>میلاد تیرانداز</author>
                <pubDate>Wed, 11 Oct 2023 09:07:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>با لایک شدن هرپست ما در شبکه‌های اجتماعی،چه واکنشی در مغزمون رخ میده؟</title>
                <link>https://virgool.io/@miladtirandaz/%D8%A8%D8%A7-%D9%84%D8%A7%DB%8C%DA%A9-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%87%D8%B1%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C%DA%86%D9%87-%D9%88%D8%A7%DA%A9%D9%86%D8%B4%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%BA%D8%B2%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%B1%D8%AE-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%87-fs7ke6aijwjz</link>
                <description>همه ما در ابتدا هر شبکه اجتماعی رو به عنوان یک فضایی برای به اشتراک گذاری تجربیات و افکارمون انتخاب کردیم. ما اینستاگرام رو به عنوان یک شبکه عکس محور شناختیم، جایی که توانستیم بهترین لحظات زندگی خود را در شرایط مختلف با دیگران به اشتراک بگذاریم و داستان‌های روزانه‌مون رو به صورت عکس و ویدیو کوتاه نشان دهیم.در مقابل، لینکدین رو به عنوان یک پلتفرم حرفه‌ای مشخص کردیم که می‌تونیم تجربیات حرفه‌ای خودمون رو در محیط های کاری و دستاوردهای که براساس تخصص و مهارتمون به وجود میان رو در آن به اشتراک بذاریم و ارتباطات جدید حرفه‌ای با افرادی که در حیطه کاری ما هستند بسازیم. اینجا یک فضایی برای تبادل افکار و ارتقاء حرفه‌ای خودمون دیده می‌شد.با توجه به همه این تغییرات و ابزارهای جدید، از توییتر( یاهمون ( x به عنوان یک فضایی برای به اشتراک گذاری نظرات و افکاری که در لحظه در ذهمون میاد انتخاب کردی، فضایی که بیشتر خود واقعیمون هستیم و از قضاوت و ترس دیدگاه های دیگران بر روی محتواهامون ترسی نداریم. این پلتفرم کم کم تبدیل به یک وسیله ارتباطی جدیدی شد که بیشتر بر مبنای تعاملاتی مثل لایک‌ها و ریتوییت‌ها برامون ارزیابی میشه.&quot;همه چیز خوب بود تا زمانی که ابزارها و الگوریتم‌های این پلتفرم‌های رسانه‌ای تغییر کردند. با هر تغییری که اتفاق می‌افتاد، متوجه شدیم که نظرات و لایک‌هایی که برای ما ثبت میشه، چه میزان حس خوب به ما منتقل می‌کنه.اما وقتی فهمیدیم که شبکه های اجتماعی و الگوریتم‌های آن‌ها به سرعت در حال تکامل و توسعه هستند، از دست دادن یک نظر مثبت یا دریافت یک لایک تاثیرات پنهانی روی روحیات و اهداف ما داشت. این تغییرات باعث شد که روابط و تعاملات ما با دیگران براساس چشم و هم چشمی شکل بگیره. اگر کسی از پست‌ها و محتواهای ما حمایت می‌کرد، ما هم برای او لایک یا کامنت می‌گذاشتیم. به جای اینکه تجربیات و افکار روزانه مون رو  با دیگران به اشتراک بگذاریم، به دنبال این رفتیم که با هر ترفند و محتواهای عجیب و غریب توجه و تایید دنبال کننده هامون رو جلب کنیم.اما سوال اینجاست چرا این واکنش احساسی بعد از هرپستی که به اشتراک میذاریم در ما اتفاق میفته وبیشتر ترغیب میشیم برای تولید محتوا؟واقیت فعالیت هرکدوم از ما اینکه ، وقتی یک نفر محتوای ما رو در شبکه‌های اجتماعی لایک می‌کنه، تعداد لایک‌ها هر لحظه افزایش پیدا می‌کنه. ودیدن این صحنه باعث می‌شود که مغز ما دستور تولید « #دوپامین » روصادر کنه. این هورمون از طریق نرون‌های عصبی در بدن ما تقسیم شده و حس لذت و شادی رو در ما ایجاد می‌کنه .این حس دقیقا در مغز ما شبیه زمانیه که ما ماده مواد مخدر رو مصرف می کنیم.وقتی تعداد لایک‌ها بیشتر میشه، ما ترغیب می‌شیم  که محتواهای باکیفیت‌تر تولید کنم. ولی این برای مغز ما تضمین نیست که همیشه خوشحال باشمی. مثلاً، شاید 350 لایک برای ما دیگه جذاب نباشه مثل دفعات قبل. این عدم پیش‌بینی فرایند باعث می‌شود که ماهر روز بیشتر به شبکه های اجتماعی وابسته شیم. این اعتیاد در هر کدوم از ما ادامه داره تا زمانی که لایک پست‌هامون نسبت به قبل بالاتر بره.حالا نوبت شماست که از تجربه حضورتون درشبکه های اجتماعی بگین که وقتی لایک و فالورهاتون با هرمحتوا افزایش یا کاهش پیدا میکنه چه احساسی دارید؟؟</description>
                <category>میلاد تیرانداز</category>
                <author>میلاد تیرانداز</author>
                <pubDate>Mon, 02 Oct 2023 11:54:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قدرت بـازاریابی دهـان به دهـان و اثری که  بر ذهن ما می گذارد!!</title>
                <link>https://virgool.io/@miladtirandaz/%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D9%80%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D9%87%D9%80%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D9%87%D9%80%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A7%D8%AB%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%B1-%D8%B0%D9%87%D9%86-%D9%85%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%D8%AF-pqfjnqev0ukh</link>
                <description>از قدرت بازاریابی دهان به دهان یا شفاهی چقدر میدونینم..شب گذشته با دوستم سینا بیرون بودیم که بعد خریدهامون تصمیم بر این شد که بریم خونه سینا و برای شام هم چون این دوست ما حوصله آشپزی کردن نداشت،پیشنهاد دادم که غذای اماده تهیه کنیم،اما خب نه فست فود بلکه محصولات منجمد پمینای کاله، که همیشه یکی از بهترین انتخاب هام در حوزه غذاهای فست فودی محسوب میشه .به هایپر نزدیک خونه سینا رفتیم در کنار خرید تنقلات به شلف یخچال محصولات منجمد رسیدیم که با توجه به تجربیات مصرف این محصول کباب نیمه آماده منجمد، به سینا پیشنهاد دادم همین کباب منجمد پمینا کاله رو تهیه کنیم چون خیلی خوشمزه ست و من قبلا چندین بار ازش استفاده کرد که همزمان کنار ما یه آقای میانسالی بود که وقتی صدای منو شنید گفت واقعا خوبه منم بخرم؟ که منم واقعا تجربه مصرفم رو برای ایشان توضیح دادم.جالب بود که بعد از تعریفم دیدم ایشان ترغیب شد و ۲بسته کباب اماده پمینای کاله رو تهیه کرد...به همین سادگی فروش اتفاق افتاد..اما چه عواملی باعث شد پیام و لحن من در ذهن آن فرد تاثیر بذاره تا عمل خرید اتفاق بی افته؟در ابتدا مهمترین عامل و محرک برای خرید، تجربه کاربر «یعنی من» از کیفیت محصول بود.. وقتی که شرکت ها بتوانند یک محصول باکیفیت تولید و توزیع کنند بدون هیچ هزینه تبلیغاتی ، مصرف کننده شروع میکنه به تولید محتوا و تعریف کردن از تجربه اون محصول...یادمون باشه که امروز مصرف کننده‌ها آگاه شدن و خیلی آسان می توانند محصولات و خدمات مارو با کیفیت، پیشنهاد و یا ضعیف و بی کیفیت در بین افراد و گروها معرفی کنند..اما علت دوم رو میخوایم از نظر ساختار ذهنی تحلیل کنیم: هنگامی که یک نفر به عنوان تاثیرگذار (اینفلوئنسر) تجربه خریدی رو به ما انتقال میده، در سیستم ساختار مغز ما بخشی وجود داره به نام &quot;یاخته‌های عصبی&quot; که انعکاس‌دهنده‌ی تعاملات اجتماعی و عاطفی ما با دیگران است. این یاخته‌ها نقش بسیار مهمی در ایجاد اتصالات و ارتباطات مغزی دارند.وقتی که ما از دیگران می‌شنویم که یک محصول خاص رو تجربه کردند و به ما توصیه می‌کنند، این اطلاعات و نقدها در ذهن ما به عنوان یک منبع قابل اعتماد برای تصمیم‌گیری در مورد خرید وارد می‌شود. یاخته‌های عصبی ما این اطلاعات رو با تجربه‌های قبلی و ارزش‌های شخصیمون ترکیب می‌کنند که در نهایت می‌توانند تصمیم خرید را تحت تأثیر قرار دهند.حالا شما از تجربتون بگین، تاحالا برند یا محصولی رو به دوستان و یا اطرافیانتون پیشنهاد دادین؟ واکنش آن ها چه بوده؟</description>
                <category>میلاد تیرانداز</category>
                <author>میلاد تیرانداز</author>
                <pubDate>Thu, 28 Sep 2023 10:57:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>طراحی استراتژی فروشی که باعث شد الگوی رفتار و خرید ذهن زنان رو دستکاری کنیم!</title>
                <link>https://virgool.io/@miladtirandaz/%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B9%D8%AB-%D8%B4%D8%AF-%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D8%B0%D9%87%D9%86-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-fqmfmvk4tbrs</link>
                <description>تصمیم سختی بود.، اما باید برای بقاء یکی از فروشگاه های زنجیره ای برند حوزه سیسمونی بچه در استراتژی فروش آن از روشی استفاده میکردم که در مدت 30 الی 55 دقیقه،رفتار و الگوی خرید ذهنی مشتریان رو در محل خرید دستکاری کنیم تا عمل خرید انجام بگیره.سال گذشته وقتی که فهمیده بودیم داره یه فرشته کوچلو به عنوان عضو جدیدی از خانواده به ما اضافه میشه خب یه عنوان دایی بچه خیلی خوشحال بودم که میخوام فصل جدیدی از زندگی رو با اومدن خواهرزاد‌ه‌ام تجربه کنم که می تونه پر از مسئولیت و ثبت اتفاقات جذابی باشه که قراره کم کم با بزرگ شدنش تجربه کنم.معمولا تو خوانواده هایی که یه بچه میخواد به دنیا بیاد،جز پدر و مادر بچه تموم اطرافیان درجه یک هم مثل پدر بزرگ و مادربزرگ،دایی و خاله و.. درگیر خرید سیسمونی میشن که مادر من هم یکی از همین افراد بود که میخواست برای نوه اولش در خرید سیمونی سنگ تموم بزاره.همین موضوع باعث شد که در برخی از خریدها همراه مادرم باشم تا کمکشون کنم برای حمل و نقل وسایل سیمونی خواهرزاده‌ام اما در پس همین خرید ها اتفاقی افتاد که موجب شد ارتباطی با مدیران یکی از فروشگاه های زنجیره‌ای سیمونی در منطقه 1 شکل بگیره که بعد گپ و گفت اولیه ای که داشتیم متوجه شدم،ایشان تا به حال تجربه راه اندازی یک فروشگاه سیسمونی در مراکز خرید برند رو اونم با هزینه های بالای اجاره رو نداشته و همین موضوع داره باعث میشه که تصیمیم بگیره این شعبه از فروشگاه رو به دلیل استقبال کم خرید مشتریان و حاشیه سود کم در آن مرکز خرید تعطیل کنه.جالب بود که ورودی مشتری به داخل فروشگاه زیاد بود اما به دلیل تنوع اقلام کالا و قیمت نسبتا بالایی که در محصولات وجود داشت ،به گفته ایشان از هر 10 مشتری که فرضا داخل فروشگاه میومد 1 الی 2 عمل خرید از سمت مشتریان انجام می گرفت.با توجه به اینکه در  در اردیبهشت و خرداد سال گذشته حجم کاری من زیاد بود و تمایل داشتم به نوعی به ایشان هم کمک کنم ،تصمیم گرفتم که در یک بازه زمانی کوتاه 1 ماهه برای مشاوره و افزایش فروش همراهشون باشم تا در این شرایط بحرانی که دارند نجات پیدا کنند.ابتدای فعالیتم با تحقیق بر روی رفتار مصرف کننده ها شکل گرفت، که عادات خرید مادران باردار یا اطرافیان آن ها به عنوان تاثیر گذار و تصمیم گیرنده برای خرید سیمونی به چه صورت انجام میگیره و چه عواملی باعث میشه که مدت زمان توقف آن ها در یک فروشگاه بیشتر باشهدر این تحقیق، رفتار عادات خرید مشتریان مشخص شد که میشه گفت،مدت زمان ماندن مادران باردار در فروشگاه سیسمونی بستگی به چند عامل داره. برخی از این عوامل عبارتند ازنوع و تنوع محصولات فروشگاهقیمت و کیفیت محصولاتاندازه و دکوراسیون فروشگاهخدمات و برخورد پرسنل فروش فروشگاهحالت جسمانی و روحی مادرباردارتعداد همراهان و مشاوران خریدبرای همین ما فهمیدیم که میانگین زمان خرید سیسمونی توسط مادران باردار و یا همراهان آنان در حدود 10 الی 25 دقیقه است. البته این زمان ممکنه با توجه به شرایط فروشگاه و مشتری کمتر یا بیشتر باشه.و نکته مهمتری که ما در این تحقیق متوجه شدیم این بود که :مادران باردار به طور معمول در اواخر ماه ششم یا اوایل ماه هفتم بارداری شروع به خرید وسایل سیسمونی برای نوزاد خود می‌کنند. این زمان مناسب برای آنان مناسب بود چون در این مرحله جنسیت نوزاد مشخص شده و انتخاب رنگ و مدل سیسمونی راحت‌تر و جذاب‌تره برای آنان.همینطور در این دوره، مادران هنوز احساس سنگینی و کمردرد زیادی نمی‌کنند و می‌توانند با راحتی خرید کنند.این اطلاعات و سایر اطلاعات دیگه به من کمک کرد تا تصمیم بگیرم استراتژی افزایش فروش رو با انجام برخی از اقداماتی که مبتنی بر علم بازاریابی عصب پایه برای تغییر الگوی رفتار و خرید ذهنی مشتریان بود پیش ببرم.تو این کمپین افزایش فروش که مدت زمان آن را در بازه 1 ماهه در نظر گرفته بودم،نیاز داشتم که به یک بهونه ورودی مشتریان رو به داخل فروشگاهی که در آن مرکز خرید بود افزایش بدم تا اقداماتی که لازمه رو برای نفوذ و دستکاری ذهن آنان هنگام بازدید آن طور که میخوام پبش ببرم.برای ایجاد این بهونه که ورودی مشتری زیادی در فرشگاه دریافت کنم تصمیم گرفتم که فقط یک ویدیو تیزر تبلیغاتی با هدف آگاهی از برند با مضمون پیامی که در یکی از بهترین مراکز خرید تهران راه اندازی شده و با هر خرید یک گیفت هدیه ارزشمند دریافت کنید مشتریان رو ترغیب به بازدید از فروشگاه کنم.ازونجایی که صفحه اینستاگرام برند فروشگاه سیمسونی از میزان دنیال کننده زیادی برخوردار بود و بیشتر آنان براساس دیتایی که ایسنتاگرام به ما میداد ساکن تهران بودند باعث شد که ویدیو معرفی، بازدیدی فوق العاده و میزان قابل توجه ای که برای ما سوپرایز کننده بود توسط کاربران وایرال شود که همین اقدامات برخی دیگه از روش ها موجب شد ما ورودی زیادی به داخل فروشگاه سیسمونی داشته باشیم.اما کاری مهمی که برای توقف بیشتر مشتریان و ترغیب آنان به خرید در محل فروشگاه انجام دادم چه بود؟با توجه به مطالعه و انجام کارهای آزمایشگاهی که این چندسال در حوزه بازاریابی عصبی و شناخت مغز داشتم با توجه شرایط پرسونای مشتریان هدف، تصمیم گرفتم که افشانه ای از پودر بچه ( برند فیروز) تهیه کنیم و داخل فروشگاه هر 15 دقیقه بک بار توسط پرسنل پخش کنیم.اما ممکنه سئوال پیش بیاد که چرا پودر بچه؟بویایی یکی از حس‌های قدرتمند ما انسان هاست که به طور مستقیم با ضمیر ناخودآگاه و حافظه ما ارتباط داره. بوهای خاص می‌توانند خاطرات، احساسات، خلق و خو و حالات روحی را تحریک کنند. بوهای خوشایند مثل پودر بچه، می‌توانند حس شادابی، آرامش، تمایل و علاقه را در زنان ایجاد کنه. برای همین پودر بچه یک بوی شیرین و نازکه که با خاطرات دوران کودکی مادر یا اطرافیان او میتواند همراه باشه.بنابراین، هنگامی که یک زن باردار در بازه زمانی ماه ششم یا هفتم در یک فروشگاه خرید سیسمونی وارد می‌شه و در بخش‌هایی از فروشگاه بوی پودر بچه رو استشمام می‌کنه، چندین تاثیر در ضمیر ناخودآگاه و ذهن او انجام می‌گیرد:زنان باردار به صورت ناخودآگاه با فروشگاه هم‌سو می شوند و باعث می‌شه که او به فروشگاه اعتماد پیدا کند.زنان باردار به صورت ناخودآگاه خاطرات دوران کودکی، تولد نوزاد، مادربزرگ و مادر شیرده را به یاد می‌اورند. این باعث می‌شه که او حس نزدیکی، عشق، محبت و حفاظت رو نسبت به نوزاد خود تجربه کند. این حس‌ها باعث می‌شوند که او بخواد به نوزاد خود لطف کنه و برای او لوازم خوب و باکیفیت بخرهبه صورت ناخودآگاه حس شادابی، خلاقیت و تخیل در آنان فعال میشه.. این موضوع باعث میشه که زنان باردار د با رنگ‌ها و مدل‌های مختلف سیسمونی بازی کنند و برای نوزاد خود چیدمان جذاب و منحصر به فرد بسازند. این بازی باعث می‌شود که او لذت ببرد و بخواهد بیشتر در فروشگاه بماند و خرید کند.زنان باردار به صورت ناخودآگاه حس خوب و رضایت رو در مدت زمانی که هستند تجربه می کنند. این باعث می‌شه که او فکر کنه که خرید سیسمونی یک فعالیت لذت‌بخش و پاداش دهنده برای او هست. این حس باعث می‌شه که او بخواد همچین حس خوب رو برای خودش تکرار کنه و لذت ببرهبنابرین این واکنش‌های ذهنی باعث می‌شوند که زنان باردار تمایل داشته باشد که مدت زمان بیشتری رو در فروشگاه سپری کند و بیشتر خرید کند.اما این تموم موضوع نبود، ما از مدیران مرکز خرید اجازه گرفته بودیم که در طبقه ای که منتهی میشه به راهروی فروشگاه سیسمونی برای دوران کمپین فروش از بو و رایحه آلبالو استفاده کنیم. دلایل علمی خیلی زیادی در باره رایحه آلبالو برای زنان باردار وجو داره که من سعی کردم برای کوتاه شدن محتوا مقاله به مهمترین نکته آن اشاره کنم. استفاده ازین رایحه برای زنان بارداری که در مرکز خرید در حال قدم زدن بودند واکنش های شناختی و عاطفی ایجاد می شد که شامل احساس خوشایندی، تحریک حافظه، کاهش استرس، افزایش اعتماد به نفس، افزایش تمایل به خرید در بازه زمانی که آنجا بودند می شد. برای همین ما سعی کردیم با ایجاد ردبو آنارو به محل فروشگاه نزدیک کنیم.اما نتیجه‌ای که ما گرفتیم بسیار شگفت‌انگیز بود. در مدت زمان یک ماه که کمپین را درنقطه فروش یعنیداخل فروشگاه اجرا کردیم، فروشگاه سیسمونی با افزایش فروش بالایی رو به رو شد. براساس آمارهایی که از سیستم حسابداری و نظرسنجی مشتریان گرفتیم، ما به این نتایج رسیدیم:تعداد ورودی مشتریان به فروشگاه در مقایسه با 3 ماه قبل از اجرای کمپین، 60 درصد افزایش یافت.مدت زمان حضور مشتریان در فروشگاه در مقایسه با ماه قبل، ۳۰ درصد افزایش و تغییر کردتعداد خرید‌های انجام شده توسط مشتریان در فروشگاه در مقایسه با ماه 3 ماه قبل، ۴۰ درصد با افزایش روبه رو بودمیزان درآمد حاصل از فروش در فروشگاه در مقایسه با ماه 3ماه قبل، ۶۰ درصد افزایش داشت.درصد رضایت‌مندی مشتریان از خرید خود در فروشگاه در مقایسه با ماه قبل، 83 درصد افزایش یافت.این نتایج نشان داد که کمپین فروشی که استراتژی آن را با استفاده از علم بازاریابی عصبی تدوین کرده بودم، بسیار موثر و موفق بوده. چون توانستیم با تحریک حس‌های زنان باردار، آن‌ها را به فروشگاه جذب کنیم، مدت زمان توقف آن ها در فروشگاه رو ارتقاع بدیم وبرای آن ها تجربه خرید لذت بخشی رو ایجاد کنیم که همین عوامل موجب شد با افزایش وفاداری و رضایت‌مندی مشتریان، پایه‌ای برای تکرار خرید و توصیه به دوستان و آشنایان ایجاد کنم.جهت کسب اطلاعات بیشتر در خصوص مشاوره فروش و بازاریابی می توانید با کلیک روی این لینک بامن  از طریق اینستاگرام در ارتباط باشید</description>
                <category>میلاد تیرانداز</category>
                <author>میلاد تیرانداز</author>
                <pubDate>Tue, 26 Sep 2023 12:31:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نرون های آینه ای: راز پشت خریدهای ناگهانی ما از فروشگاه ها و شبکه های اجتماعی !</title>
                <link>https://virgool.io/@miladtirandaz/%D9%86%D8%B1%D9%88%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%A7%DA%AF%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-i0jcy6fllmv9</link>
                <description>تا حالا خودتون رو در این موقعیت تصور کردین؛ در حال خرید یک محصول از فروشگاه محلی و یا آنلاین شاپ اینستاگرام هستید که چندین ساعت بعد عمل خرید، با خودتون فکر کنید خب من اصلا همچین چیزی نیاز نداشتم و حتی در لیست اولویت‌هام نبود اما چی شد که خریدمش؟!!شاید مسخره کننده باشه براتون ولی شما زمانی که درحال خواندن این متن هستید ممکنه «خمیازه بکشید » بدون اینکه اصلا فکرشو کرده بودین این اتفاق یهویی بی افته…خب خمیازه چه ربطی به «خرید» ما داره!؟ اتفاقا ربطش به اینکه درون مغز ما یه سری نرون های آینه ای وجود داره که وظیفشون کپی کردن حالات و رفتارات انسان ها و موجودات زنده در مغز ما به واسطه سیستم های عصبیه…این حالات و‌ رفتارها همه و همه ازطریق مشاهداتمون اتفاق می افته…بطور مثال ممکنه در اینستاگرام عکس مدلی رو ببینید که از نظر شما زیباست میکاپ صورتتون شبیه یا عین همین مدل باشه ، یا ممکنه لباس جذابی رو در تن  دیگران ببینید که احساس کنید با خرید آن میتونید مثل همین مدل داخل تصویر احساس زیبایی کنید و دیگران از شما تعریف کنند بررای انتخابی که داشتید !اما اینکه چه عاملی باعث میشه که ما چیزهایی رو که می‌بینیم داشته باشیم و حتی‌شبیه‌اش باشیم، بر‌میگرده به «درون ذهن ما» وقتی میبینیم کسی چیزی خرید کرده یا درون مراکز خرید افرادی رو می‌بینیم که دارند کالاهای مختلفی رو خرید می کنند یا درون یک کافه نشسته اند و در حال خوردن یک ثهوه هستند ماهم “ناخوداگاه” به سمت خرید محصولات یا خدماتی میریم که اصلا‌ نیازش نداریم ولی به خودمون میام میبینیم در حال خرید آن هستیم و یا رفتیم داخل یک کافه نشستیم و چیزی سفارش دادیم که ممکنه اون لحظه به خوردن آن نوشیدنی گرم یا سرد نیاز نداشتیم.باید بدانید که تمام این موارد ازجمله خریدهای ناگهانی ما همگی بر اساس « نرون‌های  آینه‌ای » که در مغزما وجود دارند اتفاق می افته!اما نرون های آینه ای چه هستند و چگونه کار می کنند؟ نرون های آینه ای نوعی از سلول های عصبی هستند که وقتی ما یک عمل رو انجام میدیم یا مشاهده می کنیم، فعال می شوند. این نرون ها باعث میشن که ما حس کنیم که خودمون در حال انجام یک عمل هستیم یا آن رو تجربه می کنیم، حتی اگر فقط اون رو  ببینیم. برای مثال، وقتی ما خمیازه می کشیم یا دیده می شیم، نرون های آینه ای در مغز ما فعال میشه،باعث آن میشه که ما خمیازه بکشیم.نرون های آینه ای در مناطق مختلف مغز ما وجود دارند و نقش مهمی در یادگیری، تقلید، همدلی، هوش اجتماعی و توانایی فهمیدن دیدگاه دیگران رو برای ما دارند.با توجه به تاثیر نرون های آینه ای بر رفتار و تصمیمات ما، لازمه که به عوامل محرک آن ها توجه کنیم. برای مثال، وقتی در فضای مجازی با تصاویر و ویدئوهای جذاب و جالب روبرو می شویم، نرون های آینه ای باعث تحریک شدن مغزما و علاقه مندشدن به چيزي كه ديگران خريداري كردند يا كاري كه ديگران انجام دادند کیشه که ما آن کارو تکرار کنیم.اين عامل باعث ميشه كه بيشتر به خود و به ديگران شبيه شويم و كمتر به خصوصيات منحصر به فردي خودمون بپردازیم.. بعضي از مارکترها در شبکه های اجتماعی بخصوص اینستاگرام نيز از اين پديده استفاده مي كنند تا با استفاده از تكنيك هاي روانشناسي، رغبت و علاقه ي بيشتري در شما به عنوان خریدار به وجود بیارند.خب باید چکار کرد؟ برای جلوگیری از خرید ناگهانی و بلا استفاده، لازمه که قبل از خرید چند سؤال رو از خود بپرسیم!من واقعا نیاز به این محصول دارم یا فقط دوست دارم آن رو داشته باشم؟من چقدر پول برای این خرید در نظر گرفته‌ام ، می‌توانم با خرید نکردن آن صرفه جویی کنم؟من چه هدفی از این خرید دارم ، آیا با اولویت های زندگی من همخوانی داره؟من چه تاثیری از این خرید بر روی خودم یا دیگران میزارم؟حالا سؤال من از شما اینکه آخرین باری که چیزی رو به صورت ناگهانی خریدید، چه چیزی بود و چرا اونو خریدید؟ شنونده نظرات شما هستم :)</description>
                <category>میلاد تیرانداز</category>
                <author>میلاد تیرانداز</author>
                <pubDate>Thu, 21 Sep 2023 11:26:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه اسنوا در فاز دوم رونمایی از کمپین تیزینگ فرصت های بر آب رفته، ذهن مخاطبان را دستکاری می کند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@miladtirandaz/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D9%86%D9%88%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%B1%D9%88%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%86-%D8%AA%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%A2%D8%A8-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%B0%D9%87%D9%86-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF-hqhoqvnokrbs</link>
                <description>همه‌ی ما به واسطه تبلیغات های مختلف از برند اسنوا می‌دانیم که این برند در سال‌های اخیر در تلاش بوده که با ارائه محصولات نوآورانه و با کیفیت، زندگی روزمره مشتریان خود را ساده‌تر، راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر کند. اسنوا در کمپین تبلیغاتی جدید خود با عنوان “فرصت‌های بر آب رفته” از یک استراتژی دو مرحله‌ای در قالب تبلیغات مینی تیزینگ استفاده کرده که در ادمه بیشتر در مورد آن می پردازیم.تبلیغات تیزینگ یک نوع از تبلیغات است که برند در مرحله اول با انتشار یک پیام از طریق رسانه های آفلاین و دیجیتال، با ایجاد کنجکاوی و انتظار در مخاطبان، سعی می‌کند که آن‌ها را به دنبال پاسخ یا حل یک معما یا چالش ببرد و سپس در يک بازه‌ی زمانی كوتاه (حدود 10 تا 15 روز)، در مرحله دوم، پاسخ يا راز پشت آن پیام تبلیغاتی را فاش می‌كند كه معمولاً پاسخ آن حاوی يک ويژگی يا فایده منحصربفرد كالا يا خدمات از برند برای مخاطب است. پشت پرده استراتژی،پیام و هدف کمپین فرصت‌های بر آب رفته اسنوا چیست! ( تحلیل فاز 1 کمپین اسنوا)در مرحله اول کمپین مینی تیزینگ اسنوا،برند تلاش کرد با استفاده از یک پیام ساده ولی پرمعنا، “فرصت‌های بر آب رفته”، سعی کرد که توجه مخاطبان رو جلب و ذهن آن‌ها رو درگیر کند. این پیام با استفاده از تکنیک“FOMO” یا “ترس از دست دادن فرصت‌ها”، سعی داشت که مخاطبان رو به فکر فرصت‌های لذت‌بخش و سودمندی بیندازه که با استفاده از محصولات اسنوا قابل دسترس هستند و در غیر این صورت، با استفاده از محصولات رقبا، از دست خواهند رفت.FOMO یک عامل روانشناسی قویه که در تصمیم‌گیری مشتریان نقش مهمی داره. بسیاری از مشتریان به دلایل مختلف، نمی‌خواهند فرصت‌ های مناسب و جذاب رو از دست دهند.بعضی از دلایل عبارتند از:1. تحریک کننده‌ی انتظار: با ارائه یک شعار یا تصویر جذاب و مرموز، برند توقع و انتظار مشتریان رو تحریک می‌کند و آن‌ها رو به مشتاقانه دنبال کردن کمپین و انتظار اطلاعات بیشتر ترغیب می نماید.2. جلب توجه: شعارها یا تصاویر مرموز و جذاب می‌توانند توجه مشتریان رو به خود جلب کنند و از آنها بخواهد که بیشتر در مورد محصول یا خدمات برند توجه کنند.3. افزایش انرژی و هیجان: ایجاد حس نادرست در مشتریان که اگر از این کمپین غافل شوند، ممکن است چیزی رو از دست دهند، می‌تواند انرژی و هیجان رو در آنها افزایش بده و آن‌هارو به درگیری فعال‌تر با کمپین ترغیب کند.4. افزایش ارتباط مشتری: با ارائه محتوای جذاب و مرموز، برند می‌تواند مشتریان رو به ارتباط بیشتر با خود ترغیب کرده و آن‌ها رو برای به اشتراک‌گذاری تجربیات و نظرات خود درباره کمپین تشویق کند.5. تشویق به انعکاس و بررسی: مشتریان ممکن است به دنبال پاسخ‌هایی برای معمای کمپین باشند و تمایل داشته باشند که بیشتر در مورد محصول یا خدمات برند تحقیق کنند، که این تعاملات مثبت با برند رو افزایش می‌دهد.6. تثبیت برند: تکنیک‌های FOMOمی‌توانند باعث تثبیت برند در ذهن مشتریان شود تا در شرایط مختلف بخاطر بیاورند که برند  تجربیات هیجان‌انگیز و فرصت‌های منحصربه‌فردی برای آنان ایجاد کرده است.در کل، کمپین‌های تیزینگ با استفاده از تکنیک FOMO، توانایی جذب مخاطبان بیشتری رو دارد که با توجه به اهدافی که برند دارد آنان رو به عملیات خاصی مثل مراجعه به وب‌سایت، مشاهده تبلیغات بیشتر، یا حتی خرید ترغیب می‌کنند.بنابراین، اسنوا با استفاده از این تکنیک، سعی داشت که مخاطبان رو با رونمایی از مرحله دوم کمپین ، به خرید محصولات و مشاهده تبلیغات بیشتر برای حل معمایی که با شعار خود مطرح کرده ترغیب کند و به آن‌ها نشان بده که چگونه می‌توانند در آینده نزدیک فرصت‌های بر آب رفته را به فرصت‌های طلایی تبدیل کنند.در مرحله دوم، اسنوا با استفاده از چند جمله کوتاه و جذاب، پاسخ پیام “فرصت‌های بر آب رفته” رو رمزگشایی می‌کنه. در این جملات، به فعالیت‌های ورزش و مطالعه اشاره شده که پاسخ اسنوا در رونمایی از فاز اوپنینگ کمپین به شکل زیره:• فرصت های برآب رفته ؛ به جای ظرف شستن برای ورزش وقت بذار• فرصت های برآب رفته؛ به جای ظرف شستن برای مطالعه وقت بذاررونمایی از فاز دوم کپین اسنوا با استفاده از چند عنصر، سعی در نشان دادن فایده و مزیت محصول ماشین ظرفشویی داره که با یاداوری آن به دنبال تغییر ادراک و دستکاری ذهن مخاطبان هست .این عناصر عبارتند از:•یک تضاد بین فعالیت ظرف شستن و فعالیت‌های لذت‌بخش و سودمند ورزش و مطالعهیک دعوت به استفاده از زمان به صورت بهینه و کارآمد• یک القای نارضایتی از فعالیت ظرف شستن و چالش‌ های آن برای خانوم ها•یک پیشنهاد به استفاده از محصول جدید یا بهبود یافته اسنوا که قادر است ظرف شستن را ساده‌ تر، سریع‌ تر و کارآمد تر کند.اسنوا با استفاده از تضاد بین فعالیت ظرف شستن و فعالیت‌ های لذت‌بخش و سودمند، سعی داره که چالش‌ های ناشی از فعالیت ظرف شستن را در نظر مخاطبان تقویت کند.بعضی از چالش‌ ها عبارتند از:•ضایع شدن زمان قابل توجّۀ خانوم ها • افزایش خستگی از فعالیت ظرف شستن• افزایش خطر آسیب دیدن پوست دست‌ها و ناخن‌ها•افزایش هزینه‌های مصرف آب و برق و مواد شوینده•افزایش استرس و خستگی روحی و جسمیبرای همین اسنوا در فاز دوم تبلیغات خود، مخاطبان را به استفاده هوشمندانه از زمان تشویق می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه با محصول ماشین ظرفشویی خود، زمان رو صرف فعالیت‌های مورد علاقه و مفید خود کنند. اسنوا با این تبلیغ، ارزش و اهمیت زمان رو در ذهن مخاطبان تقویت می‌کند و به آن‌ها یادآوری می‌کند که زمان چقدر باارزش است. اسنوا در این تبلیغ، برخی از فعالیت‌های جذاب و لایف استایل مخاطبان خود رو به تصویر می‌کشد که با استفاده از محصولاتش برای آن‌ها چه فرصت‌های مهمی پیدا می‌شود.این فعالیت‌ها عبارتند از:•ورزش کردن برای سلامتی و تناسب اندام•مطالعه کردن برای افزایش دانش و فرهنگ•کار کردن برای پیشرفت حرفه‌ای و درآمد• تفریح کردن برای شادی و آرامشاسنوا با القای نارضایتی از فعالیت ظرف شستن و چالش‌ های آن برای خانوم ها در رونمایی از فاز دوم کمپین خود، سعی داره که نقش و جایگاه خانوم ها را در جامعه به چالش بکشد. اسنوا به خانوم ها نشان می‌دهد که چگونه می‌توانند با استفاده از محصولات خود، از فعالیت‌ های سنتی و تکراری خلاص شوند و به فعالیت‌ های جدید و خلاقانه بپردازند.اسنوا با پیشنهاد استفاده از محصول ماشین ظرفشویی بهبود یافته خود، سعی داره که  سبد محصولات خودش رو به عنوان یک راه حل مناسب و جذاب برای حل مشکلات مخاطبان ارائه کنه. اسنوا از طریق سایر شبکه های اجتماعی برای تکمیل کردن پیام کمپین این محصول جدید بهبود یافته می تواند ظرف شستن را ساده‌ تر، سریع‌ تر و کارآمد تر کنند. بعضی از قابلیت‌ های جدید یا بهبود یافته در این محصول عبارتند از:•شناسایی نوع ظروف و تعیین حالت شستشوی مناسب• شناسایی میزان آلودگی ظروف و تعیین مقدار مواد شوینده لازم• شناسایی میزان آب مصرفی و تعیین زمان شستشوی بهینه•شناسایی خطاها و ارسال پیام به صاحب محصولدر نهایت، می‌توان گفت که اسنوا با اجرای این کمپین تبلیغاتی دو مرحله‌ای در قالب مینی تیزینگ، یک کار خلاقانه و جذاب رو  انجام داده. بنابرین این کمپین می‌تواند برای اسنوا دستاوردهای مثبتی به همراه داشته باشه.برخی از این دستاوردها عبارتند از:افزایش آگاهی و شناخت مخاطبان از برند به عنوان یک برند نوآور، پویا، جذاب و قابل      اعتمادافزایش تقاضا و خرید محصولات جدید یا بهبود یافته که بر پایه هوش مصنوعی هستندافزایش وفاداری و رضایت مشتریان از برند و محصولات آنافزایش سهم بازار و سودآوری برند در حوزه لوازم خانگی ایرانامیدوارم که این تحلیل برای شما دوستان علاقه‌مند به تبلیغات و بازاریابی مفید و جالب بوده باشه و با خواندن آن تجربیات ارزشمندی به دست اورده باشید.  شماهم اگه دیدگاه یا نگرشی در مورد این کمپین یا تحلیل من دارید، مشتاقم که در پست آخر لینکدینم مشارکت کنید و نظراتتون رو با من به اشتراک بذارید</description>
                <category>میلاد تیرانداز</category>
                <author>میلاد تیرانداز</author>
                <pubDate>Wed, 13 Sep 2023 16:47:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا هر کسب و کاری باید در شرایط بحران یک پلنSCP  داشته باشه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@miladtirandaz/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%87%D8%B1-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B7-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D9%BE%D9%84%D9%86scp-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%87-uaw4h6jxsths</link>
                <description>هفته گذشته با برخی از دوستانم که از فعالین صنعت تبلیغات هستند تصمیم گرفتیم که شنبه صبح        (18 شهرویور) برای یه صبحونه کاری با کانسپت برسی روند تبلیغات و موضوعاتی که کسب و کارهای داخلی رو تهدید می کنه گپ و گفتی داشته باشیم و در کنارش دیداری هم تازی کنیم.تو این دیدار با توجه به کانسپتی که داشتیم،حرفا و دغدغه های زیادی مطرح شد که راجب هرکدومش میشه ساعت ها بحث و گفتگو کرد. اما مهمترین تاپیکی که من بهش پرداختم و مورد تایید دوستانم بود، اهمیت و نبود یک سند  استراتژی پلن SCP  که من ازش به عنوان پلن بحران های اجتماعی Social Crisis Plan  برای کسب‌وکارها نام میبرم بود.اما چرا کسب و کارها در ایران باید پلن SCP داشته باشند!؟همه‌ی ما در سال های اخیر شاهد شکل گیری جنبش‌های اجتماعی و سیاسی در ایرن بودیم که هرکدام به سهم خودش چالش ها و تهدیدهایی رو برای صاحبین کسب و کار از قعطی اینترنت ،فیلتر شدن شبکه های اجتماعی بگیر تا اعتراضات مدنی که در کف خیابان ها به عنوان یک مطالبه توسط مردم شکل گرفته و همینطور فراخوان های عمومی برای بستن و اعتصابات عمومی اماکن صنفی رو دیدیدم و به سهم خودمون تجربه کردیم.اما من به عنوان یک مارکتر و مشاور بازارایابی سازمان ها معتقدم باتوجه به شرایط پیشه رو که ممکنه کسب وکارها از 25 شهریور ماه شاهد و درگیر اعترضات مدنی جنبش &quot; زن،زندگی،آزادی &quot; شوند باید تا فرصت هست از همین الان به دنبال تدوین و ترسیم و این پلن برای شرایط بحران باشند.اما پلن  SCP دقیقه چیه و چطور باید به آن بپردازیم؟پلنSCP یک سنده که در آن راهبردهای مختلف برای مقابله با شرایط نامطلوب و نامعین در جامعه تعریف می‌شه. این شرایط ممکنه شامل؛ قطع اینترنت، فشار حاکمیت برای سانسور، اعتراضات مدنی، تحریم‌های اقتصادی، حملات سایبری، رقابت نامنصفانه و غیره باشه. هدف از داشتن پلن SCP اینکه کسب و کارها در شرایط نامطلوب اجتماعی با حفظ هویت و اعتبار خود، به فعالیت های بازارایابی ،فروش و بقای سازمان خودشون ادامه و در صورت لزوم، به جامعه خدمات مناسب رو ارائه دهند.برخلاف آنچه شایعه هست، پلنSCP فقط برای شرکت‌های بزرگ و معروف نیست. من معتقدم هر کسب و کاری، حتی اگر خیلی کوچک باشه، ممکنه درگیر چالش‌های جامعه بشه و نیاز به چارچوب و راهنمایی داشته باشه. برای مثال، یک کافه محلی در شهرک غرب ممکنه در موقعیتی قرار بگیره که باید تصمیم بگیره که آیا در روزهای اعتصاب عمومی باز بمونه یا نه. یا یک فروشگاه آنلاین ممکنه با مشکلات ارسال کالا به دلیل قطع اینترنت یا تحریم‌های مردمی مواجه شود. یا یک استارتاپ ممکنه در شرایط اعتراضات مدنی تحت حملات سایبری از طریق هکرها قرار بگیره و اطلاعات خودشو از دست بده. در همه‌ی این موارد، داشتن پلن SCP می‌تواند به کسب و کارها کمک کنه تا با آگاهی و آمادگی بیشتر، به مشکلات خود در شرایط بحران پاسخ دهند و خسارات هارو به حداقل برسانند.باید در نظر داشته باشید که :پلن SCP نباید یک سند ثابت و غیرقابل تغییر باشه. بلکه باید یک سند زنده و پویا در سازمان ها باشه که با توجه به شرایط و نیازهای جامعه و کسب و کار، به روزرسانی و اصلاح بشه.تدوین پلن SCP باید شامل عناصر زیر باشه:تحلیل محیط:  کسب و کارها باید نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید خودشو در در مقابل شرایط جامعه، شناسایی و ارزیابی کنه.هدف‌گذاری: کسب و کار باید هدف‌های خودشو در شرایط بحران مشخص و قابل اندازه‌گیری کند که مثلا      بیام روی تقویت نقاط فروش آفلاینم کار کنم یا تولید محتوای CSR       با توجه به شرایط      داشته باشم و...استراتژی‌ها: کسب و کارها باید استراتژی‌های مناسب رو برای دستیابی به هدف‌های خود در نظر بگیرند.      این استراتژی‌ها ممکنه شامل تغییر در محصولات، قیمت‌گذاری، توزیع، ارتباطات،همکاری‌ها، فعالیت‌های اجتماعی ،مدل تبلیغات و غیره باشند.اجرا: در این بخش، کسب و کار باید نحوه‌ی پیاده‌سازی استراتژی‌های خودشو تعریف و توضیح بده که شامل؛ تخصیص منابع، تعیین مسئولین، تعریف جدول زمان‌بندی، انجام بازخوردهای لحظه‌ای، تعیین بودجه ،شناسایی رسانه هاست.ارزشابی: در این بخش، کسب و کار باید نتایج عملکرد خود را در شرایط بحران سنجیده و ارزشیابی کنه.      این ارزش یابی شامل مقایسه‌ی واقعیت با هدف‌ها، شناسایی نقاط قوت و ضعف،تشخیص فرصت‌ها و تهدیدها، ارائه‌ی پیشنهادهای بهبود و تصحیح و غیره.. هست.اگر شما هم مایل هستید که یک پلن SCP برای کسب و کار خود در شرایط بحران داشته باشید، من می‌تونم به شما در این زمینه مشاوره دهم.جهت کسب اطلاعات بیشتر از طریق دایرکت اینستاگرام می توانید با من در ارتباط باشید.حالا سوال من از شما اینه:تجربه شما با روبه رو شدن در مقابل یک بحران اجتماعی چی بوده؟ و چطور به آن پاسخ دادین؟</description>
                <category>میلاد تیرانداز</category>
                <author>میلاد تیرانداز</author>
                <pubDate>Sun, 10 Sep 2023 10:45:03 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>