<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های نشریه میم</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@mim.magazine</link>
        <description>میم | دوهفته‌نامه خبری - تبیینی | نشریه اختصاصی مجموعه آموزشی، پژوهشی و گفتمانی منویات | Manviat.com</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-08 07:21:41</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/62591/avatar/eF4k2b.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>نشریه میم</title>
            <link>https://virgool.io/@mim.magazine</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نگاه فعال به مسیر پنج‌گانه جمهوری اسلامی(ما و تمدن اسلامی): یادداشتی از سعید شفیعی</title>
                <link>https://virgool.io/@mim.magazine/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D9%BE%D9%86%D8%AC%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%85%D8%A7-%D9%88-%D8%AA%D9%85%D8%AF%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D8%B4%D9%81%DB%8C%D8%B9%DB%8C-qswmusosimks</link>
                <description>سخن گفتن از تمدن جز با شناخت دقیق عناصر شکل‌دهندۀ آن امکان‌پذیر نیست. تمدن در قرن‌های اخیر به عنوان مفهومی فرامرزی با زیست هم‌فرهنگ جوامع معنا می‌گردد. نگاه موسع به مسألۀ فرهنگ و تأکید بر وجوه بنیادین جهان‌بینی، افق‌ها و چشم‌اندازهای کلی، المان‌های تشکیل‌دهندۀ تمدن هستند. از طرفی گوناگونی‌ها و تفاوت‌های قومی و نژادی نه تنها به عنوان تهدید برای تشکیل تمدن محسوب نمی‌شوند بلکه نمایان‌گر ظرفیت بالای یک فرهنگ و یک مجموعه باور برای «دیگرپذیری» و نشان‌دهندۀ استعداد آن، برای فراگیر شدن است. اما علاوه بر اقتضائات اشتراکی (وجوه مشترک آرمانی) و اقتضائات افتراقی (تفاوت‌های قومی و نژادی) که هر دو برای شکل‌گیری تمدن ضروری هستند، عنصر دیگری نیز باید وجود داشته‌باشد و آن عبارت است از «کارآمدی در محیط محدود». این مهم که زمینۀ کارکردی برای تمدن‌سازی است عاملی‌ست تا نشان دهد نظامات استخراج شده از وجوه مشترک [یعنی آرمان‌ها و اهداف] به مرحله‌ای از نضج رسیده‌اند که بتوانند قلمروی محدودی را اداره کنند. پس از این مرحله و با انعکاس کارآمدی مدیریتی در جامعۀ محدود، ساختار یک‌پارچه‌ای که ایجاد شده‌است قابل صدور خواهد بود. به بیان دیگر اگر بخواهم از انقلاب تا تمدن را در یک عبارت خلاصه کنم می‌گویم: ‌در صورتی که پس از خواست عمومی و تغییر بنیادین ساختار حاکمیت (انقلاب)، کارآمدی نظامات مستخرَج از اصول جهان‌بینی و آرمان‌ها (نظام‌سازی) در ورطۀ عمل به اثبات رسید و سازوکارهای ادارۀ حکومت به نحوی سامان گرفت که کارگزاران نظام در راستای اهداف نظام کنشگری کنند (دولت‌سازی)، تودۀ مردم به تبعیت از کیش و کنش کارگزاران انقلابی، انقلابی خواهند شد (جامعۀ اسلامی) و کارآمدی سیستم در محیط محدود تبدیل به الگو خواهدشد، در این شرایط اعمال الگوی تعمیم‌پذیرِ ایجادشده، در ساخت‌ها و قلمروهای مختلف، هم‌گرایی آرمانی به وجود خواهدآورد و این هم‌گرایی آرمانی به هم‌گرایی ساختاری منتهی خواهدشد (تمدن اسلامی). اگر بخواهم به عنوان این پنج‌گانه وفادار بمانم و در قدم آخر به «ما»ی ابتدای عنوان خیانت نکنم، خواهم گفت: در رسیدن به تمدن اسلامی دو دسته فعالیت انقلابی بر دوش دردمندانی‌ست که زندگی خود را وقف آمدوشدهای زودگذر سیاسی نمی‌کنند. توضیح اینکه این دو روش تفاوتی در ماهیت با یک‌دیگر ندارند بلکه تنها در قلمرو متفاوت‌اند؛ اول اینکه (با توجه به مراحل پنجگانۀ تحقق اهداف جمهوری اسلامی ایران) برای حل معضل دولت اسلامی تلاش شود و با کادرسازی و عمل حرفه‌ای تشکیلاتی، عناصر انقلابی را به دستگاه کارگزاران نظام تزریق نمود یا با تربیت نیروهای نخبه و انقلابی به مدیران متخصص جهت داد. در غیر این‌صورت تعبیر «صدور انقلاب» هیچ‌گاه نخواهدتوانست آن‌گونه که باید مؤثر واقع گردد. دوم اینکه برای ایجاد کارآمدی نظام اسلامی در قلمروهای محدودِ دیگر تلاش نمود به این معنا که با ایجاد قرارگاه برون‌مرزی و هدایت ظرفیت‌های انسانی بین‌المللی، پنج‌گانۀ انقلاب تا تمدن را در بستری دیگر ایجاد کرد؛ چه بسا مردمی در جغرافیای دیگری یافت شوند که مراحل دو‌گانه‌ای را که طی نموده‌ایم بسیار سریع‌تر از ما طی نموده و تا پنجمی را هم محقق نمایند و ما هم‌چنان اندرخم یک کوچه باشیم! (۱) ارجاع۱. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ  ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ (قرآن کریم، سوره مبارکۀ مائده، آیۀ شریفۀ ۵۵)یادداشتی از سعید شفیعیدانشجوی فقه و حقوق اسلامی دانشگاه امام صادق (ع)</description>
                <category>نشریه میم</category>
                <author>نشریه میم</author>
                <pubDate>Wed, 14 Aug 2019 14:08:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیانیه‌ی گام دوم و لزوم بهینه‌سازی الگوی مشارکت سیاسی شهروندان در انتخابات</title>
                <link>https://virgool.io/@mim.magazine/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87%DB%8C-%DA%AF%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D9%88-%D9%84%D8%B2%D9%88%D9%85-%D8%A8%D9%87%DB%8C%D9%86%D9%87%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AA-dtf7xcxqzpt8</link>
                <description>بیانیه‌ی گام دوم انقلاب، به دلیل تفوق و جامعیت راجع به بیان مسائل حیاتی گذشته، حال و آینده کشور، می‌تواند و باید سندی هم‌تراز یا حتی برتر از سیاست‌گذاری‌های کلان کشور درنظر گرفته بشود و نهادهای حقوقی از جمله مجلس شورای اسلامی، شورای عالی انقلاب فرهنگی، شورای عالی فضای مجازی، شوراهای اسلامی شهر و روستا و ... بایستی با تأسی از آن، برنامه‌ها، اهداف، روش‌ها، مفاهیم و مصادیق روندِ روبه‌رشدِ جامعه و آینده‌نگری خود را در چارچوب آن تنظیم، تصویب و اجرایی نمایند. در جای‌جای بیانیه، نقش «مقبولیت مردمی» یا «Popular acceptance» و همچنین مشارکت جمعی آنها بسیار پررنگ و اثرگذار دیده شده؛ چه در مقدمات برپایی انقلاب اسلامی، چه در حضور حداکثری مردم پای صندوق آرا و چه در راهپیمایی‌های ۲۲ بهمن و روز قدس و ۱۳ آبان و ۹ دی؛ این مهم، جزئی از عنصر باورمند رهبری حکیم انقلاب اسلامی به مردم‌سالاری دینی است که فرمودند: «من مردم‌سالاری دینی را صادقانه قبول کرده‌ام، ما واقعاً قبول داریم مردم‌سالاری دینی را.» «[انقلاب] رژیم ننگین سلطنت استبدادی را به حکومت مردمی و مردم‌سالاری تبدیل کرد و عنصر اراده‌ی ملّی را که جان‌مایه‌‌ی پیشرفت همه‌جانبه و حقیقی است، در کانون مدیریّت کشور وارد کرد»؛ یعنی در واقع با ظهور انقلاب، شاهد دو اتفاق بزرگ در حوزه‌های اجتماعی- سیاسی و حقوقی بوده‌ایم: 1- تبدیل نوع حکومت از استبدادی و فرمایشی‌بودن به حکومت مردمی یا مردم‌سالاری دینی؛ 2- اثرگذاری و به‌حساب‌آوردنِ نقش مردم در اداره‌ی امور کشور؛ همان مشارکت عمومی که انقلاب اسلامی به نظر و رأی مردم احترام گذاشته و شخصی که حتی کمی بیشتر از نیم‌درصد از آراء را کسب نموده، به‌عنوان منتخب ملت، اعلام و مورد پذیرش نظام دانسته است. انقلابی که بدون الگوی خاصی و تنها با نفوذ کلام خالصانه و حکیمانه‌ی امام خمینی‌(ره) و اعتماد مردم به راه و روش و هدف والای ایشان شکل گرفت و تأسیس شد، حاوی نشانه‌هایی از جوشش درونی و بیرونی است که در ذیل، تنها به بخشی از مردم‌سالاری دینی با همان قرائت امام و رهبری در اوایل انقلاب اسلامی اشاره می‌کنیم: 1- حرکت، جدّیّت، جهد و تلاش مردم برای نابودی و فروپاشی رژیم سلطنتی در ایران؛ 2- حضور ملت در پای صندوق آرا برای (5) انتخابات و همه‌پرسی مهم پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 58؛ 3- بیعت با امام(ره) و حمایت از شیوه‌ی حکمرانی ایشان؛ 4- حضور در راهپیمایی‌های سالانه؛ علی‌الخصوص روز 22 بهمن و روز قدس؛ 5- حضور فعالانه در میدان مبارزه حق علیه باطل در طول هشت‌سال دفاع مقدس؛ 6- عمل به فرامین رهبری مبنی بر انقلاب فرهنگی در دانشگاه‌ها و ... در بیانیه‌ی گام دوم، سومین برکت انقلاب اسلامی را «به اوج رسانیدن مشارکت مردمی» شمرده‌اند. برای درک چنین برکتی، باید نگاهی به تاریخ گذشته‌ی ایران اسلامی انداخت تا متوجه عمق آن شد. ایرانِ قبل از انقلاب، ایرانی بدون درنظر گرفتن منافع ملت و به تاراج‌بردن سرمایه‌های ایران، ایرانی بدون پشتوانه‌ی محکم و بی‌بدیل مردمی و همچنین بدون نظرخواهی از مردم و نادیده‌گرفتن نقش مردم در هدایت و رهبری جامعه بود. اما ایرانِ بعد از انقلاب به رشد و توجه مردم نسبت به مسائل و درک آنها از مباحث پیرامون کشور و به انتخاب آنها در پای صندوق آرا بسیار احترام گذاشته و در طول این سالیان، از بدعت‌های شومی مانند به تأخیرانداختن زمان انتخابات، تجدید انتخابات و ... مخصوصاً در انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 ممانعت به عمل آورده است. درست است که روش انتخاب مردم در خیلی از کشورها یکسان است، اما در عمل و نتیجه، انقلاب اسلامی نشان داد اگر رئیس‌جمهور یا نماینده‌ای یا حتی رهبری جامعه، با توجه به اختیارات و وظایفی که به‌عهده دارد، چنانچه مرتکب خطا و اشتباه محاسباتی بشود، با رصد و گزارش‌های مستند و جامع دستگاه‌های نظارتی، قابل تغییر است و با احدالناسی هم عقد اخوت نبسته است.قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران با پذیرش حاکمیت ملت و مسئولیت عمومی آنها در اداره‌ی امور کشور، به روش‌های گوناگونی، به مشارکت مردم وجهه‌ی قانونی داده و برای آن ارزش قائل شده است. طبق اصول (6) و (56) قانون اساسی، حق حاکمیت ملت و اداره‌ی امور کشور به اتکای آرای عمومی گذاشته شده که «انتخاب نوع نظام حقوقی و سیاسی با شرکت در همه‌پرسی» (اصل 1)، یکی از انواع آن به شمار می‌رود. مصادیقی چون «تصویب قانون اساسی و بازنگری آن از راه همه‌پرسی» (اصل 177)، «تعیین رهبری نظام توسط مجلس خبرگان» (اصل ۱۰۷)، «انتخاب رئیس‌جمهور» (اصل۱۱۴)، «انتخاب نمایندگان مجلس شورای اسلامی» (اصل۶۲)، «انتخاب اعضای شوراهای اسلامی شهر و روستا» (اصل ۱۰۰) و «انتخاب اعضای مجلس خبرگان رهبری» همگی با رأی مستقیم مردم صورت می‌گیرد و هیچ‌یک از اینها انتصابی و یا بعضاً سفارشی نیستند.هم‌اکنون پس از گذشت چهل سال از پیروزی انقلاب اسلامی، نه تنها راه و رسم مردم‌سالاری در انتخابات تغییری نکرده، بلکه در برخی مصادیق، شاهد پیشرفت‌های گسترده‌ای از جانب مردم و مسئولین بوده‌ایم و از کشورهایی چون آمریکا به مراتب جلوتر و استوارتر می‌باشیم. منتهی به نظر می‌رسد با توجه به بند (10) سیاست‌های کلی انتخابات که مقرر داشته: «ارتقای شایسته‌گزینی - همراه با زمینه‌سازی مناسب - در انتخاب داوطلبان تراز شایسته جمهوری اسلامی ایران ...»؛ مجدداً بایستی شاهد دو اتفاق بزرگی در حقوق اجتماعی افراد جامعه در عرصه‌ی انتخابات باشیم. در چله‌ی دوم انقلاب اسلامی، اولاً نیازمند تغییر در نگرش و معیارهای انتخاب مردم همزمان با حضور حداکثری آنها در انتخابات می‌باشیم؛ معیارهایی که رهبری معظم انقلابدام‌ظله‌العالی و نخبگان انقلابی و مطرح جامعه بیان داشته‌اند، بایستی قبل از شروع هر انتخاباتی، به‌درستی تبیین و تشریح بشود و عموم ملت نیز به آن دسترسی داشته باشند. دوم اینکه تصدی‌گری کرسی‌هایِ به انتخاب مردم، اغلب باید در اختیار «جوانان مؤمن انقلابی» قرار بگیرد تا ضمن برخورداری و بهره‌مندی از تجربیات مدیران گذشته و حال، بتوانند اثرگذاری و قدرت تصمیم‌گیری خودشان را محک بزنند و جامعه به آنها اعتماد نماید. در واقع، تزریق نیروهای جوان در بین گزینه‌های مورد تأیید نظام، می‌تواند امید به آینده‌ای به‌مراتب بهتر از حال ایران اسلامی را رقم بزند و با وجود همین گزینه‌ها می‌توانیم کلید حل مشکلات اقتصادی را در داخل مرزهای خودمان شناسایی کنیم. البته این نکته بسیار قابل تأمل و جدی است که راجع به مورد مذکور، شناساندن نیروهای جوان مؤمن انقلابی و ورود آنها به صحنه‌ی مدیریت کشور، نیازمند تعیین سازوکارهای شفاف و متناسب با اقتضائات زمان است که باید در رأس کار مجریان و ناظران انتخابات قرار بگیرد تا ضمن معرفی افراد نخبه‌ی جوان، رویکرد انتخاب و اعتماد مردم به آنها نیز افزایش یابد.یادداشتی از علی تقی‌نژاد</description>
                <category>نشریه میم</category>
                <author>نشریه میم</author>
                <pubDate>Wed, 14 Aug 2019 14:03:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روزگار زبان فارسی در هند: یادداشتی از مسعود پایمرد</title>
                <link>https://virgool.io/@mim.magazine/%D8%B1%D9%88%D8%B2%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%86%D8%AF-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B3%D8%B9%D9%88%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%B1%D8%AF-fn6u2txsgdli</link>
                <description>اگر به همین دویست و اندی سال قبل برگردیم، خواهیم دید که مردم پهنه‌ی وسیعی از آسیا، فارسی را به عنوان زبان اصلی یا زبان دوم‌شان برگزیده بودند و نه تنها در فلات ایران، که در نقاط همسایه‌ی آن نیز کمتر کسی بود که با این زبان آشنا نباشد.این زبان، آن‌قدر پرنفوذ بود که از حکومت ترکان عثمانی در غرب، تا گورکانیان در هند و از کاشغر –که امروزه جزئی از چین است- در شمال تا جزیره‌ی بحرین در جنوب کمتر کسی پیدا می‌شد که به آن مسلط نباشد.بی‌گمان زبان، اصلی‌ترین و مهم‌ترین ابزار انتقال فرهنگ است و وجود زبان مشترک میان مردم پهنه‌ای چنین وسیع، به معنی وجود فرهنگی مشترک در میان تمام آنان است. فرهنگی که امروز نیز می‌توان رگه‌هایی از آن را در سرتاسر این نقاط یافت: چه در نوروز، که عید باستانی ماست و چه در نوع پوشش، یا حتی معماری.بدیهی است که چنین هم‌زبانی و هم‌فرهنگی‌ای ابداً به مذاق استعمارگرانی که می‌خواهند دنیا را یک‌جا ببلعند خوش نیاید. پس با هدف پراکنده ساختن این اتفاق، آن روز که حکومت‌های لایق و مقتدر جای خود را به جانشینان بی‌لیاقت و ضعیف‌شان دادند، دست تعدی به سوی این سرزمین پهناور گشودند و آن را پاره‌پاره نموده و آن پاره‌ها را از یکدیگر دور کردند.در این نوشتار، تنها درباره‌ی یکی از این دست‌های استعماری بحث خواهم کرد که زبان رسمی و اداری هندوستان را به اجبار از فارسی به انگلیسی تغییر داد.پیشینه‌ی آشنایی مردم هند با زبان فارسی، به سده‌ی سوم هجری بازمی‌گردد. چندی بعد، پس از حمله‌ی سلطان محمود به هند، در اوایل سده‌ی پنجم، این زبان در شبه قاره گسترش بیشتری یافت. از دیگر سو، حضور سوفیان فارسی زبانی همچون هجویری، خواجه معین‌الدین چشتی و سید اشرف جهانگیر سمنانی، در افزایش علاقه مردم آن دیار به اسلام و زبان فارسی بسیار موثر بود. در طی این مدت، شکل‌گیری حکومت‌های فارسی زبان در شبهه قاره‌ی هند باعث شد تا این زبان به عنوان زبان رسمی و اداری در کانون توجه قرار گیرد.علاقه‌ی پادشاهان فارسی‌زبان هند به فرهنگ و ادب فارسی موجب گردید خیل عظیمی از هنرمندان، ادیبان، علماء و دانشمندان پیرامون آنان گردآیند و به زودی آن دیار به مهد دیگری برای گسترش زبان فارسی و فرهنگ ایرانی بدل گشت و موجب شکوفایی و ارتقای این زبان و پیدایش آثاری خیره کننده و بی‌نظیر گردید.بزرگ‌ترین و مقتدرترین این پادشاهان، گورکانیان هند بودند. حکومتی که توسط ظهیرالدین محمد بابر، از نوادگان تیمور لنگ بنیان نهاده شد و فرزندانش به تدریج تمامی شبهه قاره را تحت فرمان خویش گرفتند. این سلسله که زمانی، در سده هفدهم میلادی و در عصر حکومت شاه جهان و فرزندش اورنگ‌زیب عالمگیر بزرگ‌ترین و ثروتمندترین امپراتوری جهان بود به تدریج ضعیف‌تر شد تا در نهایت در سال ۱۸۷۵ توسط کمپانی هند شرقی بریتانیا از میان رفت.این نوشتار قصد دارد به طور ویژه به نقش کمپانی هند شرقی بریتانیا در زوال گورکانیان هند و فراموشی زبان فارسی در شبهه قاره بپردازد.کمپانی هند شرقی بریتانیا، که بنا به درخواست ۲۱۸ نفر از تجار انگلیسی و براساس امتیازنامه سلطنتی ملکه الزابت اول در سال ۱۶۰۰ میلادی با هدف کسب امتیازهای تجاری شکل گرفت، در ابتدا تنها یک شرکت بازرگانی و اقتصادی بود که از بدو تاسیس با دربار ارتباط تنگاتنگی داشت و ملکه/پادشاه نیز از سهام‌داران آن بودند. این شرکت، در دوران چارلز دوم (۱۶۶۰-۱۶۶۸م) به سرعت رشد کرد و حق تصرف در قلمرو، ضرب سکه، انعقاد پیمان اتحاد، اعلام جنگ و کنترل امور داخلی و قضایی را نیز به دست‌آورد. این امتیاز ویژه، کمپانی را از شرکتی کاملا تجاری به شرکتی ظاهرا تجاری با اهداف سیاسی و نظامی بدل کرد.کمپانی، که در سال‌های ابتدایی شکل‌گیری تنها با چهار کشتی عازم شرق شده بود به تدریج توسعه یافت تا جایی که در سال ۱۶۲۰، ۵۵ کشتی به شرق فرستاد. اما حضور و دشمنی پرتغالی‌ها و هلندی‌ها به مانعی مهم در راه توسعه‌طلبی آنان بدل شد. دشمنی‌ای که در نهایت به جنگ انجامید و در طی آن انگلیسی‌ها، ناوگان پرتغال را به سختی شکست دادند و به بزرگ‌ترین کمپانی تجاری سرتاسر شبهه قاره بدل شدند.پس از اخراج پرتغالی‌ها، انگلیسی‌ها کوشیدند تا برای خود مستملکاتی در سواحل غربی هند فراهم کنند. حرکت کمپانی هند شرقی بریتانیا به سوی استعمارگری و ایجاد حرکات آشوب‌گرانه، موجب پیدایش درگیری‌هایی بین ایشان و حکومت هند گردید. تا این که در سال ۱۶۸۹ اورنگ‌زیب شکست سختی به آن‌ها داد و بنا به دستور او کلیه‌ی انگلیسی‌ها در سراسر هند دستگیر و زندانی شدند. پس از عذرخواهی رسمی انگلیسی‌ها، پادشاه گورکانی دستور از سرگیری مجدد تجارت آن‌ها را صادر کرد. منوط به آن که: غرامتی سنگین بپردازند، متعهد شوند که به مواضع قبلی خود عقب‌نشینی کنند و تنها تجاری ساده باشند.مرگ اورنگ‌زیب، شادمانی انگلیسی‌ها را به همراه داشت. پس از او روز به روز از اقتدار حکومت گورکانیان هند کاسته شد، درگیری‌های درون خاندان شاهی امکان استیلای طولانی مدت یک پادشاه مقتدر را از بین برد و از دیگر سو، سیک‌ها و مهاراته‌ها که توسط انگلیسی‌ها حمایت می‌شدند به دشمنان تازه‌ی این امپراتوری مسلمان بدل گشتند.پس از مدتی، کمپانی هند شرقی به تدریج بر قسمت‌های بیشتری از شبهه قاره مسلط شد. حمله نادرشاه به هند و تصرف دهلی در سال ۱۷۳۹ و سپس حمله احمدشاه درانی به هند و تصرف دهلی در ژانویه ۱۷۵۷ میلادی (همزمان با تهاجم انگلیسی‌ها به بنگال؛ حادثه‌ای که به عنوان سرآغاز استقرار امپراتوری بریتانیا در هند و مشرق زمین شناخته می‌شود) به منزله‌ی آخرین تیرهایی بود که بر پیکره‌ی این دولت ضعیف فرود آمد. نکته‌ای که باید به آن توجه داشت مشکوک بودن همزمانی تصرف دهلی توسط احمدشاه درانی و تصرف بنگال توسط نیروهای کمپانی هندشرقی برتانیاست و مدارکی دال بر تحریک احمدشاه درانی توسط عناصری مرموز وجود دارد.کار تا آن‌جا پیش‌رفت که واپسین پادشاهان کورگانی هند، عملا مستمری‌بگیران کمپانی هندشرقی بودند. سرانجام بهادرشاه دوم، آخرین پادشاه گورکانی هند، پس از شکست شورش‌های استقلال هند در سال ۱۸۷۵ دستگیر، محاکمه و نهایتا به برمه تبعید شد و همان‌جا درگذشت و بدین ترتیب طومار این حکومت فارسی زبان شبهه قاره برچیده شد.حکومت رسمی کمپانی هند شرقی بر شبهه قاره، حدود یک صده تداوم داشت. سرانجام پس از سرکوب انقلاب بزرگ هندوستان در اول نوامبر ۱۸۵۸ دولت بریتانیا طی اعلامیه‌ای کمپانی را منحل اعلام کرد و اداره امور هند را مستقیما به دست گرفت.با شروع حکومت کمپانی و سپس پادشاهی بریتانیا، زبان رسمی و اداری هند از فارسی –که روزی خود کارگزاران کمپانی نیز ناچار بودند به آن تکلم کنند- ابتدا به اردو و سپس به انگلیسی تغییر یافت. تمامی برنامه‌های آموزشی نیز بر اساس زبان انگلیسی طراحی شد. برای پیشبرد کارها در ادارات، دادگاه‌ها و تجارت‌خانه‌ها نیز دانستن زبان انگلیسی ضروری بود.بدین ترتیب، زبان فارسی در شبهه قاره روز به روز بیشتر به فراموشی نزدیک‌تر شد. ابتدا از روی کاغذها و اسناد حذف شد و سینه به سینه منتقل گردید و سپس در میان همان سینه‌ها مدفون شد و از یادها رفت تا امروز که تنها آثار آن بر سنگ‌نوشته‌ها و ابنیه‌ی بازمانده از آن دوران قابل مشاهده است.زبانی که اگر امروز همان حوزه‌ی نفوذ روزگار پیشین را داشت، با قریب به یک میلیارد گویشور، می‌توانست ما را ده‌ها قدم به ایجاد تمدن نوین اسلامی نزدیک‌تر کند.هرچند امروز نیز، اگر مسئولان ما مواضع غیرتمدنی اتخاذ نکنند، راه بازیابی آن یکپارچگی فرهنگی چندان محال و دور از دسترس نمی‌نماید.یادداشتی از مسعود پایمرددانش‌آموختۀ راهنمایی و مشاوره دانشگاه فرهنگیان ایلام</description>
                <category>نشریه میم</category>
                <author>نشریه میم</author>
                <pubDate>Wed, 14 Aug 2019 13:57:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مرگ تدریجی یک میراث: یادداشتی از کاظم اکبرنژاد</title>
                <link>https://virgool.io/@mim.magazine/%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%AA%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%AC%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AB-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%A7%D8%B8%D9%85-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF-eii8ow8t2ysj</link>
                <description>+ با یک دریافت عالی توپ در اختیار سعید معروف قرارمی‌گیره+ ابتکار عمل در خط حمله ایران، معروف منطقه بازی روعوض می‌کنه +امیر غفور امتیاز 25 رو میگیره و این دست هم برای ایران در این هفته‌های اخیر و بعد از مدتها به بهانه‌ی والیبال هم که شده بود به تماشای تلویزیون نشستم. با هر امتیاز و با هر برد بچه‌های تیم ملی، گل از گلم می‌شکفت و حسابی کیف میکردم. اما راستش را بخواهید لذت و خوشحالی اصلی را زمانی حس کردم که از زبان گزارشگر بازی، فقط و فقط اصطلاحات فارسی والیبال را شنیدم. و این تحقق تمام آرزوهای من از رسانه ملی بود.اما حقیقت این است که وقتی از نمایی دورتر به قضیه نگاه میکنم، حس می‌کنم باید افسوس خورد و گریست به حال زبانی که روزی، زمانی دامنه‌ی وسعتش شرق و غرب را فرا میگرفت و چه ملتها که با همین زبان سخن میگفتند و چه فرهنگها که به واسطه همین زبان گسترش پیدا میکردند و با این همه، امروز در وطن و خاک خودش هم غریب است.اگرچه رهبر معظم انقلاب هم در سال های اخیر در دیدارهای خود با اهل علم و قلم و اصحاب رسانه، نگرانی خود را نسبت به این موضوع ابراز کرده‌اند.با نگاهی اجمالی به روزمرگی‌های کلامی عوام، کرم‌خوردگی این میراث مادری به وضوح به چشم می‌خورد و شاید این سوال پیش بیاید، چه شد که در کمتر از ربع قرن و با شدت بسیار بیشتری در این چندسال اخیر ریزش واژگان فارسی در مکالمات روزمره و حتی در نوشتار شدت گرفت؟من اینجا نه در مقام قضاوت بلکه در جایگاه یک شهروند گریبان به دندان پاره کرده، برای مرگ تدریجی یک میراث حرف میزنم.من میگویم در عصر اطلاعات که روزانه دریایی از داده‌ها به ذهن ما وارد میشود آداب مصرف درستی نداشتیم! خوب میدانید که امروز عصر اطلاعات است و باید متناسب با همین عصر رفتار کرد، اگر رسانه‌ای شدن را یک موج بدانیم باید موج سواری رفتار با آن را بیاموزیم. در دنیای امروز دیگر با زور هیچ کاری پیش نمی‌رود، از طرفی زوال یک ملت با تهی شدن محتوایی شدت میگیرد و مانند یک میوه‌ی کرم‌خورده به مرور زمان آسیب هایش معلوم می‌شود.نکته جالب اینکه اگر هم‌اکنون در مورد واژگانی که عقبه‌ی وارداتی پیشتری دارند، ازیک دانشجو بپرسم بسیار بعید است که غربی یا وطنی بودن آن را تشخیص دهد و همین روال ادامه دارد و چند سال دیگر هم باز کولهباری از واژگان نچسب لابه لای مکالمات ما جا خوش خواهند کرد.اما از صندلی انتقاد که پایین بیاییم و نسخه بپیچیم می‌بینیم که در عصر رسانه‌ای شدن رسانه مرجع کشور باید مبلغ این فرهنگ باشد. آن هم نه با برنامه های کلان ملی، بلکه فقط لازم است گزارشگران و مجری‌ها و گویندگان خبر به درستی از واژگان فارسی استفاده کنند، در نمایشها و سریال ها هم همینطور.اما در مجازستان بحث فرق دارد. اینجا دیگر هر کدام رسانه‌ایم و رسالتی داریم و آن هم اینکه در هر حرف و پیام این قاعده فارسی‌گویی را رعایت کنیم، در این زمانهی بی‌حوصلگی، که خود اثر وضعیِ حجم بالای اطلاعات وارد شده به ذهن ما می باشد، کمی برای کلام خود احترام قائل باشیم و هرکلمه را به‌درستی و کامل به‌کار ببریم. باور کنید کار سختی نیست و همین کار ساده‌ی ما تاثیر ذهنی دارد. و کمترین بار معنایی آن هم این است که در دراز مدت نیل به میهن دوستی ما را نشان می‌دهد.من بارها این موضوع را با دوستانم مطرح کرده‌ام و با یک‌جواب غیرمنطقی روبه رو بوده‌ام، اینکه «ما عادت کردهایم!» این بی‌انصافانه‌ترین پاسخی است که هر کسی میتواند ارائه کند.امروزه، زبان نه تنها فرهنگ، بلکه نماد زنده بودن یک ملت محسوب میشود، و این همان ثروت واقعی ماست.یادداشتی از کاظم اکبرنژاددانش آموختۀ مهندسی مکانیک بیوسیستم دانشگاه صنعتی اصفهان</description>
                <category>نشریه میم</category>
                <author>نشریه میم</author>
                <pubDate>Wed, 14 Aug 2019 13:50:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آمریکای طلسم‌شده: یادداشتی از سیدرضا رودکی</title>
                <link>https://virgool.io/@mim.magazine/%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C-%D8%B7%D9%84%D8%B3%D9%85%D8%B4%D8%AF%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B1%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C-p150shy1zw5g</link>
                <description>سال ۱۹۷۹ میلادی هنگام پیروزی انقلاب اسلامی، «سایروس ونس» وزیر امور خارجه آمریکا معتقد بود که ما برای حفظ منافع‌مان باید بر موج انقلاب سوار شویم و با افراد مایل به غرب در ایران ارتباط برقرار کنیم و انقلاب را از دست مذهبی‌هایی که به ما اعتماد نمی‌کنند در بیاوریم، اما در این بین «برژینسکی» مشاور امنیت ملی آمریکا تفکر دیگری در ذهن می پروراند: جنــگ! کودتای نظامی علیه ایران!1. ژنرال هایزر برای انجام ماموریت به ایران می‌رود تا به واسطه عوامل سلطنتی، کودتا علیه انقلاب اسلامی ایران را سازماندهی کند اما اولین اقدام نظامی آمریکا با شکـسـت مواجه می شود.۲. ماه‌ها بعد با تسخیر سفارت آمریکا در ایران و ایجاد بحرانی بزرگ برای این کشور، گزینه جدیدی برای ایالات متحده جهت آزاد سازی گروگان‌ها به وجود آمده بود و دولت ایران حاضر بود مذاکره کند، اما برژینسکی فکر دیگری در سر می پروراند: جنگ! او معتقد بود عملیات نظامی علیه ایران و آزادسازی گروگان‌ها ایران را تنبیه خواهد کرد و بدین وسیله در نظر داشت جزایر خارک و بنادر ایران را نیز مین گذاری کند.با بی تدبیری و دست غیب الهی در صحرای طبس و در مرحله دوم طرح نجات، عملیات شکست میخورد. نه گروگان ها آزاد می‌شوند و نه ایران متنبه می‌شود، بلکه ایالت متحده آمریکا بابت این تصمیم نیز تحقیر می‌شود و دومین شکسـت آمریکا در عرصه نظامی در ایران رقم می خورد.۳. کودتای نظامی نوژه جهت سرکوب جمهوری اسلامی با حمایت سازمان امنیت آمریکا سومین عملیات نظامی آمریکا علیه ایران است، اما عملیات شب قبل از اجرای آن، لو می رود و شکست مکرر تجربه می‌شود.۴. حمله نظامی عراق علیه ایران آغاز می‌شود، آمریکا به معنای واقعی کلمه همراه با متحدانش به حمایت تسلیحاتی، انسانی و سیاسی دولت صدام می پردازد. ۸ سال این روند ادامه می‌یابد. پس از هشت سال ایالات متحده با مردمی روبرو می‌شود که به آمریکا ستیزی‌شان بیش از قبل افزوده شده و برای آمریکا آش همان آش و کاسه همان کاسه است و چهارمین ناکامی نظامی آمریکا در ایران نیز رقم می‌خورد.۵. دولت اسلامی عراق و شام آرام آرام خلق می‌شود و کلینتون در خاطراتش تصریح میکند آمریکا داعش را برای کنترل منطقه و ایران به وجود آورد. داعش، آخرین طرح نظامی برای سرکوب ایران بود. اما ایران نه تنها سرکوب نمی‌شود بلکه به قدرت و نفوذ نظامی‌اش در منطقه نیز افزوده می‌شود .همه این‌هایی که ذکر شد نتیجه ۴۰ سال تفکر آمریکایی گزینه نظامی علیه ایران است و آمریکایی‌ها به خوبی می دانند هیچ‌گاه به نتیجه‌ی دلخواه خود نخواهند رسید. ولی هنوز هم، هم‌فکران پرژینسکی در آمریکا حضور دارند و در رسانه ها ادعا می‌کنند گزینه نظامی راهکار موثری برای سرکوب ایران است. زیرا در ایران نیز اشخاصی حضور دارند که به این بهانه از اذهان ملتی که تاریخ نمی‌داند و تاریخ نمی‌خواند، برای رسیدن به منافع قدرت سوء استفاده می‌کنند. وگرنه آن‌ها هم می‌دانند این گزینه برای کشوری که ثابت کرده در حوزه نظامی، از تهدیدها فرصت می‌سازد کارساز نیست.یادداشتی از سیدرضا رودکیدانشجوی علوم قرآن دانشگاه علوم قرآنی تهران</description>
                <category>نشریه میم</category>
                <author>نشریه میم</author>
                <pubDate>Wed, 14 Aug 2019 13:44:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان آشنای زنان الجزایر: یادداشتی از سیدرضا رودکی</title>
                <link>https://virgool.io/@mim.magazine/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%84%D8%AC%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B1-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B1%D9%88%D8%AF%DA%A9%DB%8C-rjdbxt0g1gog</link>
                <description>تاریخ  جوامع نشان می دهد که حجاب زن مسلمان نه تنها او را به انزوا و نقطه‌ای پرت نبرده و مانع فعالیت‌های اجتماعی او نبوده است، بلکه در اجتماع حریم امنی را برای زنان ایجاد کرده تا با آرامش به فعالیت بپردازند. حال آنکه از بین رفتن شخصیت زن و ایجاد ناامنی برای او، سستی بنیان خانواده، گسترش فساد در جامعه و ضربه به فعالیت‌ها و مسئولیت‌های اجتماعی از جمله آثار مخرب آزادی غربی و کم رنگ شدن حجاب در جوامع امروزی است.در این نوشتار درصدد هستیم تا نوشته‌های «فرانتس فانون» در کتاب «بررسی جامعه شناسی یک انقلاب یا سال پنجم انقلاب الجزایر» در مورد نقش زن و حجاب در جلوگیری از توسعه استعمار فرانسه و نیز نقشه‌های شوم استعمارگران برای مبارزه با حجاب را بیان کنیم.چادر از جمله سنت ها و پوشش های مسلمانان تونس، لیبی، مراکش و الجزایر در آفریقا می‌باشد. به ویژه در الجزایر چادر نقش تعیین کننده و تاریخی در مقابله با اشغالگران داشته است. فرانتس فانون در کتابش می‌نویسد: «اشغالگران درصدد بودند تا اصالت ملت الجزایر را نابود کنند و در این راه بیشترین توجه خود را به چادر معطوف داشتند چون آن را امری بسیار تاثیرگذار در اصالت زنان این کشور می‌دانستند.»«همفر»، جاسوس انگلیسی، که مدتی برای جمع آوری اطلاعات از سبک زندگی و عقاید و آداب و رسوم مسلمانان راهی کشورهای خاورمیانه شده بود نیز، در خاطرات خود می ‏نویسد: «باید زنان مسلمان را فریب داد و از زیر چادر و عبا بیرون کشید، با بیان این که حجاب یک عادت است از خلفای بنی‏ عباس و یک برنامه اسلامی نیست و لذا مردم زنان پیامبر را می‏ دیدند و زمان صدر اسلام در هر کاری با مردان مشارکت می‏‌کردند. پس از آنکه زنان را از چادر و قبا بیرون آوردیم، باید جوانان را تحریک کنیم که دنبال آنها بیفتند تا در میان مسلمانان فساد رواج یابد و برای پیش برد این نقشه لازم است که زنان غیر مسلمان را از حجاب بیرون بیاوریم تا زنان مسلمان از آنها یاد بگیرند.»فانون اظهار می دارد: استعمارگران معتقد بودند که باید تعداد انجمن های تعاون و کمک برای مقابله با فرهنگ زنان الجزایری را مرتباً افزایش دهیم، و این انجمن ها باید در بین زنان تبلیغات کنند که وضع شما باعث ننگ زن الجزایری است و در این مرحله مددکاران اجتماعی مانند سگ‌های شکاری در محله‌های عرب فعالیت کنند. ابتداء باید محلات مسکونی زنان مسکین و گرسنه هدف این اقدامات قرار گیرد. با هر کیلو آرد که تقسیم می‌شود، تحقیر زنان نسبت به چادر سرکردن و در پرده نشستن انجام پذیرد.بعد از تحقیر، از زنان دعوت می شود تا نقش مهم و اساسی را به عهده گیرند. در این مرحله باید آنها را ملزم کرد تا به تابعیت و فرمانبری که قرن‌ها نسبت به مردان داشته‌اند پشت پا بزنند.دستگاه استعماری فرانسه برای مبارزه با چادر مبالغ هنگفتی را اختصاص داد. چون به تشخیص آن‌ها زن محور اصلی مبارزات بود. از دیدگاه فانون استعمارگران می‌دانستند که زن الجزایری استوار است و تا وقتی که زن، هوای دل خود را تغییرندهد عوض نخواهد شد.وی می نویسد: مردان الجزایری به نوبه خود در مورد چادر سرکردن همسران‌شان هدف انتقادهای دوستان اروپایی و یا مورد طعن کار فرمایان اروپایی قرار می گیرند. به عنوان مثال به او می گویند: «زنت که چادری است! چرا نمی خواهی مثل اروپایی ها زندگی کنی؟ چرا زنت را به مسابقه ها و کافه ها نمی‌بری؟»استعمارگران معتقد بودند که زن الجزایری سد محکم و دژ عظیمی در برابر نفوذ غربی هاست. هر چادری که دور انداخته می شود، افق جدیدی که تا آن هنگام برای استعمارگر ممنوع بوده را در برابر او می گشاید و بدن زن الجزایری که عریان شده است تماماً به او نشان داده می شود. پس از دیدن هر چهره بی حجابی، امید حمله‌ور شدن استعمارگران ده برابر می‌گردد.هر چادری که می افتد، هر چهره که به بدن جسور و نا آرام استعمارگر عرضه می‌گردد، به این معنا است که او انکار وجود خویشتن را آغاز کرده و هتک ناموس را از جانب استعمارگر پذیرفته است.با هر چادری که رها می شود گویی جامعه الجزایر خویشتن را به مکتب ارباب تسلیم کرده و تصمیم می‌گیرد تحت رهبری و انقیاد استعمارگر، عادات و رسوم خویش را تغییر دهد.امروزه نیز که استعمار در شیوه های نوین و نامحسوس مانند تهاجم فرهنگی و جنگ نرم مطرح شده است، اهمیت حفظ فرهنگ دینی و پوشش اسلامی بیش از پیش اهمیت یافته است. زیرا یکی از راه های از بین رفتن مسئله خانواده و استحکام جامعه، از بین بردن جایگاه والای زنان و تبدیل کردن آنان به وسیله‌ای برای خودنمایی می‌باشد. که امید است بانوان با حفظ پوشش و شناخت ارزش واقعی خود، دشمنان را از اندیشه تسلط بر ممالک اسلامی مایوس کنند.یادداشتی از سیدرضا رودکیدانشجوی علوم قرآن دانشگاه علوم قرآنی تهران</description>
                <category>نشریه میم</category>
                <author>نشریه میم</author>
                <pubDate>Wed, 14 Aug 2019 13:39:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جمجمه‌های شرطی: یادداشتی از فاطمه صادقی</title>
                <link>https://virgool.io/@mim.magazine/%D8%AC%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%D8%B7%DB%8C-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%D9%87-%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82%DB%8C-tguwaol6maag</link>
                <description>این روزها، اگر کسی 10 کلاس هم سواد داشته باشد در درس تاریخ خوانده که مشروطه چه بود و چه کرد. حتی در رسانه ها هم دیگر می‌توان شنید که مشروطه چیست و چه نتایجی از آن حاصل شد.چند وقتی‌ست مشروطه را در لوله آزمایش ریخته‌اند و عجیب این ور و آن‌ورش می کنند تا قرائت های مختلف از آن دربیاید؛ حال آن‌که اگر مشروطه‌چیان می‌دانستند قرار است این‌گونه تعریف و توصیف شوند، در آن بحبوحه چند نفر میرزابنویس می‌گماشتند تا بنویسند و لابه‌لای تاریخ گم نشود رسالت‌ها، آرمان‌ها و خلاهایی که به‌وجود آمد و آن زمان نتوانستند حلش کنند و نشستند به این امید اینکه فرزندان‌شان دستی بر آتش ببرند،حال آنکه فرزندانشان حتی نفهمیدند مسئله کجاست!نه اینکه این روزها گیر افتاده ایم و فقط حرف میزنیم نه، اما عمل‌مان قد حرفهایمان نیست. بیشتر اینکه بلد نیستیم وگرنه جرئتش را هم داریم، اما حالش را نه. بیماری فرهنگی که در زمان مشروطه آغاز شد و تا الان هم دارد از ما تلفات میگیرد. سال 1285پس از اتحاد روشنفکران با روحانیون فرمان مشروطه امضای شد و ما سعی بر درمان امراض و جبران نداشته‌ها در فرهنگِ سیاسی و اقتصادی و قضایی و تربیتی و هنری وارتباطی و... داشتیم. آن هم با وام گیری از غرب و غربی‌سازی جامعه. سخنرانی‌ها و مقالات متعددی در جامعه و نشریات پدیدار شد. مثلا حسن تقی‌زاده نوشت باید از فرق سر تا نوک پا فرنگی شویم تا مشکلات حل شود! با آوردن چهار تا ابزار و ادوات تکنولوژی و تربیت چند تکنسین که ما غربی نمی‌شویم.تعدادی از روحانیون جلوی این تفکر ایستادند اما زورشان نرسید و نسل دوم مشروطه بعد از آن همه مقاومت، برای پیشرفت میهن عزیزشان آسیب شناسی کردند و معتقد بودند که مشکل در ساخت زیرین زندگی، روابط و نظام‌های اجتماعی است، مشکل از نظام آموزشی است؛ از نظام حقوقی است؛ از نظام خانواده است؛ از خرده نظام اوقات فراغت و پوشش و... است. انگار باید روح جامعه و تمدن‌مان را دودستی تقدیم آقایان می‌کردیم تا روح غربی با آن‌همه اهن‌وتولوپ را جایگزینش کنند و بگویند که آقا! هرکسی آنطوری که ما می‌گوییم نیست عقب افتاده است و اشتباه می‌کند. این تفکر حاکم شد و به این واسطه  قاجار جای خود را به پهلوی داد. پهلوی که آمد کانون پرورش افکار تاسیس کرد تا میراث مشروطه را مراقبت کرده باشد و آن را به بار بنشاند. نه اینکه فقط شاه و عده‌ای معدود خواستار این تغیرات باشند نه، بلکه مردم هم از این راه حمایت می‌کردند و خواستار این رویه بودند. سیمای غرب و پیشرفت تکنولوژی آن، به حدی جذاب و مسحورکننده بود که عده‌ی کثیری می خواستند غرب دوم را در ایران بارگزاری کنند. در دیگر سو اما، اتفاقات متفاوتی در حال رخ دادن بود؛ تغییرات سریع در پوسته بیرونی جامعه سبب شده بود هسته هویت مردم که یک هویت شیعه‌ی ایرانی بود نتواند با تغییرات بیرونی همگام شود و این‌ها با هم جور درنمی‌آمد. جامعه دچار یک بیماری هویتی شده بود که در مسیر غربی شدن، هویت شیعه‌ی ایرانی برایش وصله‌ی ناجور بود. «فرهنگ رجایی» در این باره می نویسد: «جامعه و دولت پس از جشن‌های 2500 ساله کاملاً در مقابل هم ایستادند. بعد از این مراسم، اولا رسما اعلام شده است که ساختار شاهی و سلطنت با اسلام در تضاد است و ثانیا رساله‌های متعددی تالیف و نشر یافته که بدیلی برای حکومت شاهی ارائه داده‌اند. از میان آنها، طرح حکومت اسلامی یا اندیشه ولایت فقیه از همه معروف‌تر و اساس نظام بعد از انقلاب شد.»در دوگانگی موجود میان فرهنگ مدرن و فرهنگ شیعی ایرانی که گاهی یکی بر دیگری غلبه می کند گاه ما تا مرز شبه‌غربی شدن و گاه به سمت تمدن اسلامی- ایرانی میرویم. انقلاب اسلامی هم با وجود برجستگی هایی که دارد هنوز نتوانسته این بحران هویت را به‌صورت کامل درمان کند. زیرا هنوز شاگردان مکتب روشنفکری که در دوره قاچار و پهلوی پا به ایران گذاشت، در لایه های مختلف حکومت حضور دارند و تفکراتشان سرنوشت مردم جامعه را تحت تاثیر قرار می‌دهد. البته ایدئولوژی انقلاب، غرب ستیزی نیست بلکه می‌گوید من می‌خواهم دنیا و معاش انسان را در کنار آخرت و معنویت در زندگی اجتماعی محقق کنم، که به قول روح الله خمینی رهبر این انقلاب ما با سینما مخالف نیستیم. ما با فحشا مخالفیم، این جمله نشان می دهد این جامعه بالقوه ظرفیت تبادل تمدنی و تبادل در لایه‌ی فرهنگ، در یک مصداقی مثل سینما را دارد؛ اما به شرط آن که نسخه درست برای آن بنویسند و به شرطی که درست آن را مدیریت کنند.یادداشتی از فاطمه صادقیدانشجوی علوم مهندسی دام و طیور دانشگاه تهران</description>
                <category>نشریه میم</category>
                <author>نشریه میم</author>
                <pubDate>Wed, 14 Aug 2019 13:29:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استراتژی وحدت: یادداشتی از پیمان آزاد</title>
                <link>https://virgool.io/@mim.magazine/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D9%88%D8%AD%D8%AF%D8%AA-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF-dwe6t9cwa0hw</link>
                <description>«و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا»انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 با آموزه‌هایی همانند ایجاد وحدت و همگرایی میان کشورهای اسلامی، تقریب مذاهب اسلامی و تشکیل امت واحده به پیروزی رسید. جمهوری اسلامی ایران، در سیاست داخلی و خارجی خود، همواره از تقریب مذاهب اسلامی حمایت کرده و در سیاست های خود برای تحقق آموزه‌های انقلاب اسلامی، تلاش های فراوانی انجام داده است.وقوع انقلاب اسلامی در ایران، به رهبری فقیهی اسلام شناس یکی از رخدادهای بزرگ نیمه‌ی دوم سده بیستم بود که منشأ تغییرات و تحولات فراوان در کشورهای منطقه و نیز ساختار قدرت جهانی شد. این تأثیرگذاری به طور عمده در پیشبرد روند بیداری و آگاهی مسلمانان و افزایش فعالیت‌های مؤثر دینی در کشورهای اسلامی قابل مشاهده است؛ چرا که درست در عصری که دین و معنویت را در ردیف جادو و خرافات برمی شمردند، پیروزی این انقلاب، ایمان به غیب را به صحنه روزگار آورد.امروزه و پس از انقلاب اسلامي، طرح ايده و نظریه وحدت براي همدلي مسلمانان، وحدت و يكپارچگي آنان، از ضروريات جهان اسلام و مهم‏ترين استراتژي براي مقابله با توطئه‏هاي استكبار جهاني است. انقلاب اسلامي كه شديدا استكبار جهاني و سكولاريسم را به چالش كشانده، براي حفظ هويت خويش نيازمند فاصله گرفتن از آن و تثبيت موقعيت و تحقق آرمان‏هاي خويش است. از اين‏رو، ايده وحدت به عنوان يك استراتژی همواره موضوعي بكر و تازه مي باشد.مفهوم تقریب مذاهب، همگرایی پیروان مذاهب مختلف در عین وجود اختلافات مذهبی است. چراکه حذف اختلاف و تنوع فکری و مذهبی نه ممکن است و نه مطلوب؛ اما آنچه مطلوب و شدنی است، یافتن راهبردهای نظری و عملی برای مدیریت صحیح پدیده تعدد باورهای مذهب و جلوگیری از آسیب‌ها و پیامدهای زیان‌بار واگرایی اسلامی است.اتحاد حداکثری در بین مسلمانان از خواسته های اصلی گفتمان انقلاب اسلامی است چراکه عزت مسلمین و قدرت آنان در گرو این اتحاد صورت می پذیرد. با این قدرت و عزت است که امت اسلامی می تواند در برابر دشمنان خود بایستد و ترس در دل آنان بیفکند. صهیونیست ها که از مهمترین دشمنان امت اسلامی به شمار می روند، سالهاست که به دنبال تصرف و اشغال فلسطین و نابودی تمام مسلمانان‌اند. حمایت از فلسطین و نامگذاری روزی به نام روز قدس بخشی از تلاش های ایران برای حمایت از مظلومیت فلسطینیان است. با حمایت امت اسلامی، صهیونیست های غاصب هیچگاه نخواهند توانست به عقیده شومشان، که تصرف سرزمین های میان رودخانه‌های نیل تا فرات است، دست یابند.بنابر این گفتمان انقلاب اسلامی به دنبال برادری و اخوت حقیقی بین مسلمانان است. در صورت داشتن اتحاد حداکثری بین مسلمانان،  قدرت جهانی و عزتی بزرگ به دست می آید تا حدی که دیگر دشمنان به فکر تعدّی به سرزمین های اسلامی و تصرف ذخایر غنی نفت و گاز و معادن بیشماری که در این کشورها وجود دارد، نخواهند افتاد و ثروت های موجود، برای پیشرفت همه جانبه‌ی امت بزرگ اسلامی صرف خواهد شد.مقصود از تقریب مذاهب، این نیست که مذاهب موجود، در یک مذهب حل شوند. بعضی کسان براي این که اتحاد مسلمین را تحصیل نمایند، مذاهب را نفی می کنند. نفی مذاهب مشکلی را حل نمی‌کند. برعکس، اثبات مذاهب است که مشکلات را حل می‌کند.اگر می‌گوییم شیعه و سنی در کنار هم قرار بگیرند، یعنی شیعه، شیعه بماند؛ سنی هم سنی بماند. ما هرگز به عالم تسنن نگفته‌ایم که منظورمان از وحدت این است که شما شیعه بشوید! هر کس خواست شیعه بشود از طریق علمی و از راه مباحثات عالمانه شیعه بشود، دیگران هم آزادند که بروند کار خودشان را بکنند.ما می‌گوییم شیعه و سنی باید همیشه سرعقل باشند، همچنان که بحمدالله در دوران انقلاب اسلامی در کشور ما مشاهده شد. وحدت یعنی همین که پیروان این دو مذهب با هم برادر باشند و احساس برادري بکنند.از این جهت است که انقلاب اسلامی را باید مبدأ تزلزل مکاتب غربی و شرقی دانست. زیرا فروپاشی شوروی و مدل حکومتی که به موزه‌های تاریخ سیاسی پیوست و نیز تضعیف شدید مدرنیته غربی؛ از جمله آثار بی‌بدیل انقلاب اسلامی ایران است که روح تازه‌ای به کالبد نیمه جان جوامع بشری، به ویژه جهان اسلام دمید.یادداشتی از پیمان آزاددانش آموختۀ علوم اجتماعی دانشگاه فرهنگیان ایلام</description>
                <category>نشریه میم</category>
                <author>نشریه میم</author>
                <pubDate>Wed, 14 Aug 2019 13:23:08 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>